بلاگ

  • نسخه نایاب منشور کبیر دانشگاه هاروارد اصل از آب درآمد

    نسخه نایاب منشور کبیر دانشگاه هاروارد اصل از آب درآمد

    محققان تأیید کرده‌اند که آنچه تصور می‌شد نسخه‌ای از منشور کبیر متعلق به دانشکده حقوق هاروارد باشد، در واقع نسخه اصلی مربوط به سال ۱۳۰۰ میلادی است.

    به نقل از یورونیوز، دانشگاه هاروارد درحالی نسخه منشور کبیر را 80 سال پیش با قیمت بسیار ارزان خریداری کرده بود که آنها این مبلغ را در ازای خریداری یک نسخه کپی داده بودند. هاروارد این سند را، که گمان می‌رفت یک فتوکپی از منشور اصلی باشد، در سال ۱۹۴۶ تنها به قیمت ۲۵.۷۰ دلار خریداری کرد و از آن زمان این سند در آرشیو کتابخانه دانشکده حقوق هاروارد نگهداری می‌شد. تا اینکه در سال ۲۰۲۳ دیوید کارپنتر، استاد تاریخ قرون وسطی در کالج کینگز لندن، هنگام مرور پایگاه دیجیتال کتابخانه به آن برخورد کرد.

    وی در حال بررسی نسخه‌های غیررسمی مگنا کارتا بود که به این سند برخورد کرد. نسخه موجود در پایگاه داده دیجیتال کتابخانه با عنوان نسخه‌ای «کمی پاک‌شده و لک‌دار» از مگنا کارتای سال ۱۳۲۷ فهرست شده بود. کارپنتر بلافاصله احتمال رسمی بودن این سند را مطرح کرد و از نیکلاس وینسنت، استاد مطالعات قرون وسطی در دانشگاه ایست آنگلیا بریتانیا دعوت کرد تا در تأیید اصالت آن کمک کند. پژوهشگران با استفاده از نور فرابنفش و تصویربرداری طیفی که توسط کتابداران هاروارد انجام شده بود، این سند را با نسخه‌های اصلی سال ۱۳۰۰ مقایسه کردند. نتایج نشان داد که اندازه‌های سند، شیوه خطاطی و کشیدگی حروف همگی با نسخه‌های رسمی مطابقت دارند. در بیانیه‌ای که توسط دانشکده حقوق هاروارد منتشر شد، کارپنتر این سند را «گواهی خارق‌العاده از مرحله‌ای بنیادی در تحول سیاسی انگلستان» و «یکی از ارزشمندترین اسناد جهان» توصیف کرد.

    نسخه نایاب منشور کبیر دانشگاه هاروارد اصل از آب درآمد

    منشور کبیر یا مگنا کارتا که نخستین‌بار در سال ۱۲۱۵ توسط جان پادشاه بریتانیا تدوین شد، اولین سندی بود که اصل «پایبندی پادشاه به قانون» را مکتوب کرد. این سند به‌عنوان یکی از نخستین اعلامیه‌های حقوق بشر و الهام‌بخش بسیاری از قانون‌های اساسی جهان، از جمله قانون اساسی ایالات متحده، شناخته می‌شود. نسخه کشف‌شده از این سند نیز از نظر تاریخی اهمیت ویژه‌ای دارد، چرا که یکی از تنها شش نسخه رسمی باقی‌مانده از ویرایش نهایی مگنا کارتاست که در سال ۱۳۰۰ توسط شاه ادوارد اول با مهر سلطنتی تأیید شده بود. این کشف در زمانی صورت می‌گیرد که دانشگاه هاروارد با کاهش بودجه و فشارهای سیاسی روزافزون مواجه است.کارپنتر در بیانیه‌ای گفت: «منشأ این سند فوق‌العاده است. با توجه به جایگاه فعلی آن و چالش‌های مربوط به آزادی‌ها و سنت‌های قانون اساسی در آمریکا، نمی‌شد سندی با منشأیی مناسب‌تر از این تصور کرد.»

  • سوءاستفاده‌ والدین از کودکان در فضای مجازی؛ یک بحران فرهنگی بزرگ

    سوءاستفاده‌ والدین از کودکان در فضای مجازی؛ یک بحران فرهنگی بزرگ

    بیش از ۸۰٪ کودکان آمریکایی پیش از تولد خود، حضور دیجیتالی دارند که توسط والدین‌شان ایجاد شده است. در ایران نیز هر روزه شاهد تولید انبوه محتواهایی هستیم که کودکان را بدون هیچگونه رعایت حریم خصوصی و حقوق انسانی، در موقعیت‌های ناپسند، طنزهای غیرآموزنده، تبلیغات کالاها و چالش‌های خطرناک به تصویر می‌کشند.

    در سپیده‌دم تمدن‌های بشری، کودکی همیشه عرصه‌ی پاکی، معصومیت و امید تلقی می‌شد. اما امروز در جهانی که نورهای مصنوعی بر تارک روابط انسانی می‌تابد و مرزهای خصوصی‌ترین زوایای زندگی در صفحه‌های کوچک تلفن‌های هوشمند به نمایش گذاشته می‌شود، کودکی نیز دیگر از تعرض مصون نمانده است. در عصر دیجیتال، فناوری در عین فراهم ساختن فرصت‌هایی بی‌سابقه، تهدیدهای هولناکی نیز علیه حقوق بنیادین بشر، به ویژه حقوق کودک، ایجاد کرده است. یکی از این تهدیدها که روز به روز ابعاد پیچیده‌تر و نگران‌کننده‌تری می‌یابد، سوءاستفاده والدین از کودکان در فضای مجازی است؛ سوءاستفاده‌ای که به‌ظاهر در پوشش عشق، افتخار و لذت خانوادگی رخ می‌دهد، اما در واقع، حقوق بنیادین کودک را به نفع شهرت‌طلبی، منافع اقتصادی و جلب توجه اجتماعی به یغما می‌برد.

    مسئله زمانی بحرانی‌تر می‌شود که این تعرض به کودکی نه توسط بیگانگان، که به دست کسانی صورت می‌گیرد که قانون و اخلاق آنان را موظف به صیانت از کرامت و سلامت کودک دانسته است: یعنی خود والدین.

    ۱- مفهوم سوءاستفاده والدین از کودکان در فضای مجازی

    در دهه‌های اخیر، پدیده‌ای موسوم به “Sharenting” (ترکیب Share و Parenting) در ادبیات حقوق کودک و روان‌شناسی اجتماعی مطرح شده است؛ مفهومی که به انتشار مفرط تصاویر، اطلاعات شخصی و لحظات خصوصی کودکان توسط والدین در فضای مجازی اشاره دارد. در بسیاری از موارد، والدین بی‌آنکه به مخاطرات این اقدام آگاه باشند یا بدتر از آن، آگاهانه برای کسب شهرت، درآمد یا مقاصد تجاری، کودک را به ابژه‌ای نمایشی بدل می‌کنند. این عمل می‌تواند مصادیق متعددی از سوءاستفاده شامل موارد زیر را شامل شود:

    • انتشار عکس‌ها یا ویدئوهای خصوصی یا تحقیرآمیز از کودک؛
    • بهره‌کشی اقتصادی از کودک در قالب تبلیغات، اسپانسری و برندینگ؛
    • ایجاد آسیب روانی، شرم اجتماعی یا انگ زدن به کودک؛
    • به خطر انداختن حریم خصوصی و امنیت اطلاعات کودک.

    بر اساس پژوهش مؤسسه حقوق کودک در دانشگاه نیویورک (۲۰۲۳)، بیش از ۸۰٪ کودکان آمریکایی پیش از تولد خود، حضور دیجیتالی دارند که توسط والدین‌شان ایجاد شده است. در ایران نیز هر روزه شاهد تولید انبوه محتواهایی هستیم که کودکان را بدون هیچگونه رعایت حریم خصوصی و حقوق انسانی، در موقعیت‌های ناپسند، طنزهای غیرآموزنده، تبلیغات کالاها و چالش‌های خطرناک به تصویر می‌کشند.

    ۲- تحلیل حقوقی مسئولیت والدین

    بر اساس ماده ۱۶ پیمان‌نامه حقوق کودک (مصوب ۱۹۸۹)، کودکان حق دارند از تعرض‌های غیرقانونی به حریم خصوصی، حیثیت و شهرت خود در امان باشند. همچنین، ماده ۳ همین پیمان‌نامه بر ضرورت رعایت “منافع عالیه کودک” در تمام اقدامات مرتبط با کودکان تأکید می‌کند. در حقوق ایران نیز اصول متعددی بر حمایت از حیثیت و حقوق کودکان دلالت دارد: اصل ۲۲ قانون اساسی که حیثیت، جان، مال و حقوق افراد را محترم می‌شمارد؛ ماده ۲ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (۱۳۹۹) که هرگونه تعرض به کرامت، سلامت روحی یا جسمی کودک را جرم انگاری کرده است. هرچند والدین در نظام حقوقی سنتی به عنوان ولی و قیم کودک، اختیارات گسترده‌ای داشتند، تحولات نوین حقوق کودک، این اختیارات را مشروط به رعایت منافع عالیه کودک کرده است.

    طبق ماده ۹ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (۱۳۹۹)، سوءاستفاده از کودک برای بهره‌برداری اقتصادی یا شهرت‌طلبی جرم محسوب می‌شود و مرتکبان قابل تعقیب کیفری هستند، حتی اگر والدین کودک باشند. افزون بر این، اگر انتشار محتوای مربوط به کودک موجب ورود لطمه به سلامت روانی یا اجتماعی کودک شود، والدین علاوه بر تعقیب کیفری، ممکن است مشمول محرومیت از حضانت، نظارت قضایی یا درمان اجباری قرار گیرند.

    ۳- پیامدهای اجتماعی سوءاستفاده از کودکان در فضای مجازی

    مطالعات روان‌شناسی (Gorin, 2022) نشان می‌دهد کودکانی که از سنین پایین در معرض دیده شدن گسترده و ناخواسته در فضای مجازی قرار می‌گیرند، بیشتر دچار اختلالات هویتی، اضطراب اجتماعی، و مشکلات عزت نفس می‌شوند. اطلاعات ثبت شده در فضای مجازی قابلیت حذف کامل ندارند (“حق فراموش شدن” در اینترنت هنوز واقعیتی تحقق‌نیافته است). این اطلاعات ممکن است در آینده به کودک آسیب‌های جبران‌ناپذیر حرفه‌ای، اجتماعی یا حتی امنیتی وارد کند. برخی گزارش‌ها (Interpol 2023) نشان می‌دهد اطلاعات و تصاویر بارگذاری شده توسط والدین می‌تواند سوژه‌ی شکارچیان آنلاین، باندهای سوءاستفاده جنسی از کودکان و قاچاق انسان قرار گیرد.

    ۴- ضرورت‌های اصلاح سیاست‌های حقوقی و اجتماعی

    ضروری است برنامه‌های آموزشی رسمی و عمومی در خصوص مخاطرات sharenting و سوءاستفاده دیجیتال از کودکان تدوین و اجرا شود. قوانین باید صراحتاً مسئولیت کیفری والدین در صورت آسیب به کودک در فضای مجازی را پیش‌بینی کرده و سازوکارهای نظارتی مؤثرتر برای مداخله فوری دستگاه‌های حمایتی طراحی شود. نیازمند تحول فرهنگی هستیم؛ فرهنگی که کودکی را نه به عنوان سوژه محتوا و سرگرمی، بلکه به عنوان شخصیتی مستقل و دارای حقوق بنیادین به رسمیت بشناسد.

    در دنیایی که سرعت تبادل اطلاعات فراتر از ظرفیت‌های اخلاقی و حقوقی انسان رشد کرده، کودکان، این فرشتگان بی‌دفاع، در میانه‌ی عرصه‌ای پرآشوب گرفتار شده‌اند. سوءاستفاده والدین از کودکان در فضای مجازی نه پدیده‌ای ساده، که بحران اجتماعی و حقوقی عظیمی است که آینده‌ی یک نسل را تهدید می‌کند. تبیین مسئولیت کیفری والدین در این زمینه، نه صرفاً اقدامی کیفری، بلکه ضرورتی انسانی و اجتماعی برای صیانت از حرمت کودکی است.

    قانون باید با قاطعیت در برابر نقض حقوق کودک بایستد؛ حتی اگر ناقضان، والدین او باشند. جامعه باید به درکی عمیق‌تر از حریم کودکی دست یابد؛ حریمی که نشر بی‌محابای تصاویر و لحظات زندگی کودک، آن را می‌شکند. ایجاد جهان دیجیتالی ایمن‌تر برای کودکان، از آموزش والدین، وضع قوانین کارآمد، توسعه نهادهای حمایتی و تغییر نگرش جمعی می‌گذرد. کودکی نباید بهایی باشد برای شهرت، ثروت یا فریبندگی مجازی.آینده‌ی ما، به سلامت امروز کودکانمان گره خورده است؛ آینده‌ای که مسئولیت سنگین آن، بر دوش یکایک ماست.

    محمدمهدی سیدناصری مدرس و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان

  • تجاری‌سازی شاهکارهای ادبی؛ از «سووشون» تا «یادداشت‌های جلال»

    تجاری‌سازی شاهکارهای ادبی؛ از «سووشون» تا «یادداشت‌های جلال»

    هنر و ادبیات اصیل همواره از دلِ رنج، دغدغه­‌های انسانی و آرمان­‌های متعالی بشری برمی‌آید، نه از بازار و شهرت و سیاست و جنگِ قدرت.

    محمدحسین دانایی، پژوهشگر و مؤلف «یادداشت‌های روزانه جلال آل احمد»، در یادداشتی به دو واقعه در خصوص این اثر و «سووشون»، اثر زنده‌یاد سیمین دانشور، و بیم تجاری‌سازی از شاهکارهای ادبی پرداخت. این یادداشت به این قرار است:
    هنر برتر از گوهر …
    (بحثی در باره هرگونه استفاده نامربوط از هنر و ادبیات، مخصوصاً استفاده‌­های کاسب­‌کارانه و شهرت­‌طلبانه)
    هنر برتر از گوهر آمد پدید… (فردوسی)

    هنر چیست؟

    – عنصری فرهنگی است، زبان احساس است و بسی کارآمدتر از واژه‌ها و الفاظ و متون منطقی و علمی. نقش مهمی هم در شکل‌گیری هویت فردی و جمعی دارد و انسجام و همبستگی اجتماعی را تقویت می‌کند.

    هدفش چیست؟

    – هدفش بیان احساسات و تجربه‌های انسانی است، خلق زیبایی حقیقی و لذت روحی و ارتباط درونی انسان با آن، نوعی تأمل و درنگ در دل زندگی پُرهیاهو، آگاه‌سازی و نقد اجتماعی، برانگیختن شوق تغییر و اعتلا، تقویت پرسش‌گری و جستجوی معنا، سکوتِ پرمعنا و نه فریاد بی‌محتوا و سرانجام، برقراری ارتباط با امر قدسی، یا متعالی. آداب و رسوم، سنت‌ها، باورها و ارزش‌های جامعه را هم به نسل‌های آینده منتقل می­‌کند و به افراد یاری می‌­رساند تا جایگاه خودشان را در جهان پیدا کنند و ارتباطات انسانی سالم و مناسب برقرار نمایند.

    پس هنر گاهی وسیله نقد است، گاهی نردبانی است برای بالارفتن به‌ سوی حقیقت و گاه پناهگاهی برای روح خسته از واقعیات ناخوشایند زندگی و زمانه، اما نه هرگز ابزاری برای اهداف کاسب‌کارانه، شهرت­‌طلبانه، تصفیه حساب­‌های سیاسی و جناحی و قدرت­طلبی‌­های سطحی، مصرفی و زودگذر.

    دو رویداد بحث‌­انگیز
    دو رویداد تازه در قلمرو هنر و ادبیات کشورمان، موجب شده‌­اند که این پرسش­‌ها مجدداً مطرح شوند: یکی ازین رویدادها برگزاری مراسمی است در نمایشگاه کتاب تهران با عنوان «جشن امضای کتاب سَوُوشون» با حضور کارگردان و بازیگر سریالی که با اقتباس از همین رُمان ساخته شده است.
    منتقدان برگزاری این مراسم می‌گویند: عوامل سریال «سَوُوشون» از شهرت نویسنده این رمان، یعنی خانم سیمین دانشور سوءاستفاده کرده‌اند و ناشر این کتاب نباید اجازه‌ می‌داد که این بدعت­ نامبارک و ضدادبیات، با رویکرد کاسب‌کارانه و شهرت­‌طلبانه گذاشته شود و ادبیات را به ابتذال بکشد، در حالی که عوامل برنامه می‌گویند قصدشان سوءاستفاده از نام و محبوبیت سیمین دانشور نبوده، بلکه هدفشان ادای احترام به او بوده و آنچه هم که در این مراسم امضا شده، کتاب «سَوُوشون» نبوده، بلکه کارت‌پستال‌هایی از تصاویر سریال مزبور بوده است.
    رویداد دوم که ایضاً مورد نقد تند قرار گرفت و بحث­‌بر­انگیز شد، برگزاری جلسه نقد و بررسی جلد اول «یادداشت­‌های روزانه جلال آل­‌احمد» در شبکه تلویزیونی همشهری (برنامه شب­‌های روشن) است. منتقدان این برنامه می­‌گویند: چرا طبقه شبه‌روشنفکر(!) ایرانی که به عدم همکاری با حاکمیت و نهادهای حاکمیتی افتخار می­‌کند و از این بابت ژست آزادی‌خواهی و مدرنیته می­‌گیرد، وقتی که شهرداری لقمه چربی را تعارف کند، بدون درنگ بر سر سفره مربوطه می‌نشیند … و با شرکت در یک برنامه تلویزیونی متعلق به شهرداری، اراجیفی را علیه جلال آل­‌احمد می­‌گوید و دروغ­‌هایی را به این نویسنده نامدار می‌­بندد تا ضمن اشتهار، خرده­‌حساب­‌های جناحی خودش را هم تصفیه کرده باشد؟
    بحث تحلیلی
    برای روشن ­شدن ابعاد این دو رویداد و بحث­ دقیق‌­تر درباره آثار مثبت و منفی آنها لازم است ابتدا به واقعیت‌­های روی زمین نگاهی بیندازیم و به شرح «کالایی ­شدن هنر و ادبیات» بپردازیم. واقعیت این است که علی‌رغم خواستن یا نخواستن هنرمندان به طور خاص و اعضای جامعه جهانی به طور عام، در حال حاضر و در فضای آکنده از رویکردهای سرمایه‌داری مدرن، هنر اغلب به «کالا» تبدیل شده، «چیزی» شده است برای بازارسازی، فروش و سودآوری. بدون تردید، این فرآیند، روح انتقادی، اجتماعی، یا معنوی هنر را تحلیل می‌برد و این گوهر شریف را مطیع ذائقة بازار می‌کند.
    بُعد دیگر ماجرا موضوع برندسازی و سلبریتی‌­بازی­ است. در این راستا برخی از هنرمندان به‌جای تمرکز بر اثر، تمرکز را روی خودشان می‌گذارند، روی چهره‌، رفتار، سبک پوشش‌ و ازین قبیل ظواهر سطحی و عوارض مبتذل. این رویکرد بدان معناست که هنر عملاً وسیله یا بهانه‌ای شده است برای «دیده ­شدن» و «معروفیت» هنرمند، نه حرکتی در راستای تولید معنا و اثرگذاری اجتماعی.
    پیامدهای فرهنگی این روندها چیزی نیست جز انحراف از حقیقت، ابتذال فرایند زیبایی‌شناسی، تنزل سطح ذائقه عمومی و عادت­ دادن مخاطب به مصرف هنر آسان، تکراری، هیجانی و بی‌عمق، و بی­اعتنا به رسالت­ها و پیام‌ها و کارکردهای واقعی هنر.
    بنابراین، هرگونه استفاده نامربوط از هنر و ادبیات – اعم از کاسب­کاری، شهرت­‌طلبی، پیگیری اهداف ایدئولوژیک و تصفیه­‌حساب­‌های حزبی و جناحی و غیره- همگی تهدیدهایی هستند برای اصالت، تعهد و عمق انسانی هنر و هر جامعه‌ای هم که به این نوع هنر ابزاری عادت کند، کم‌کم گوهر فرهنگی و روح معنوی‌ هنر را از دست خواهد داد و به فقدان معنویت و بحران هویت دچار خواهد شد.
    اینک معرفی چند نمونه اصیل و مقاوم از شخصیت­‌های هنری معاصر که در برابر ابتذال ایستادند و نه خواستند و نه گذاشتند که هنرشان به ابزاری برای کسب سود و اشتهار و تصفیه­‌های حزبی و جناحی تبدیل شود:

    1-جلال آل­احمد که قائل به هنر متعهد و مسئولیت اجتماعی هنرمند بود و در تمام آثارش، دغدغه‌­های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داشت و با قلمی بُرنده و نقد صریح و قاطعِ وضعیت فرهنگی جامعه، مخاطب را به فکر وامی‌داشت، فکری برای اعتلا، تغییر و رهایی.
    2-دکتر سیمین دانشور نیز در بدیع‌­ترین رُمان فارسی در تاریخ معاصر، یعنی رُمان «سَوُوشون»، از تکنیک­‌ها و قالب‌­های داستانی بهره‌­ها برد تا به فجایع استبداد و مصایب استعمار، آشفته‌­حالی زنان در جامعه و نقش آنان در تحولات اجتماعی ایران بپردازد. وی با اینکه از شهرت و محبوبیت کافی برخوردار بود و به ­راحتی می‌­توانست یک دکان دونبش (!) باز کند، ولی هرگز نه خواست و نه اجازه داد که ادبیات به یک ابزارِ بازاری تبدیل شود.
    3-اشعار احمد شاملو هم آکنده است از رنج رنجوران و درد و زجر درماندگان و ندای آزادی‌طلبی و عدالت­‌خواهی. او هم در برابر سیاست یا گیشه و جاذبه­‌های فربینده بازار کوتاه نیامد. در فقر زندگی کرد، اما نلغزید و سکوت نکرد.
    4-فرانتس کافکا، نویسنده نامدار چکی- اتریشی هرگز برای شهرت ننوشت و حتی وصیت کرد که آثارش برای احتراز از بازاری­ شدن، سوزانده شوند.
    5-جورج اورول، نوولیست انگلیسی هم در دو اثر متعهدانه و معروفش به نام­‌های «1984» و «قلعه حیوانات»، نظام‌های استبدادی و سانسور را به‌شدت نقد کرده و دیگر آثارش هم گرچه سخت‌خوان­اند، ولی در عوض متعهدانه‌ و پر از اندیشه­‌اند.

    از سوی دیگر، نمونه‌های مسأله‌دار و تجاری‌ساز در حوزه هنر و ادبیات فراوانند، همچون: ادبیات زرد (Pulp Fiction) در آمریکا و اروپا، رمان‌های معروف به «فَست‌فودی» که بیشتر بر هیجان، رازآفرینی و معماگونگی تکیه دارند و هدف اصلی­شان هم سرگرمی و فروش میلیونی است. همچنین کتاب‌های عامه‌پسند با جلدهای رنگارنگ و داستان‌های هیجانی پر از قتل و جنایت و خیانت، یا رمان‌های عاشقانه‌­­ آبکی که بدون عمق و بدون دغدغه فکری نوشته می‌­شوند و تنها هدفشان هم تولید کلیشه‌های تکراری، جذابیت‌های ظاهری و هیجان‌سازی سطحی است و البته قربانی­ کردن هنر در پیشگاه بازار و فروش و چاپ چندباره. نمونه دیگر ازین کاروان ابتذال را هم می­‌توان در عبارات و شعرهای شناور در فضای مجازی دید، کلمات و عباراتی به‌ظاهر عالمانه یا هنرمندانه‌ (!) ولی در واقع، لفاظی و بازی با کلمات‌ برای تحریک احساسات و عواطف، جلب لایک و معروفیت و گیشه.
    آنچه در پایان می­‌توان گفت، این است که هنر و ادبیات اصیل همواره از دلِ رنج، دغدغه­‌های انسانی و آرمان­‌های متعالی بشری برمی‌آید، نه از بازار و شهرت و سیاست و جنگِ قدرت. و هرگاه که یک اثر هنری به ابزار بدل شود، بدون تردید در معرض خطر ابتذال قرار خواهد گرفت و به ­سرعت از جوهر و معنا و کارکرد واقعیِ تهی خواهد شد.

     

  • ناشر لبنانی ناشران عربی تحریف‌کننده خلیج فارس را جاعل خواند

    ناشر لبنانی ناشران عربی تحریف‌کننده خلیج فارس را جاعل خواند

    یک ناشر لبنانی حاضر در نمایشگاه کتاب گفت: ناشران عربی که در چاپ کتاب‌هایشان نام خلیج فارس را تحریف می‌کنند، را نباید ناشر دانست،‌ آن‌ها، جاعل و خیانتکار هستند.
    سیدعبدالله مرتضی مدیر انتشارات امجاد لبنان در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به حضور این انتشارات برای بیست و هفتمین سال متوالی در نمایشگاه کتاب تهران گفت: روابط فرهنگی بین ایران و لبنان روابط دوستانه‌ای نشأت گرفته از عقیده مشترک است.

    وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک مرکز علمی فرهنگی جهانی است که با کشورهای همسایه و کشورهای همسو تعامل خاصی دارد، مخصوصاً تعامل خاصش با لبنان. وقتی ما نگاه می‌کنیم به روابط فرهنگی بین لبنان و ایران می بینیم که با پیروزی انقلاب اسلامی این روابط مستحکم تر شد. وجه فرهنگی لبنانی‌ها و ایرانی‌ها تا امروز،‌ در یک خط مشی انقلابی و اسلامی ادامه دارد.

    مرتضی ادامه داد: حوزه کتاب‌های مقاومت حوزه کتاب‌های اسلامی دینی و اخلاقی بیشترین آمار تبادل کتاب بین لبنان و ایران است. چون لبنان مرکز چاپ و نشر است، برخی از سفارشات ناشران ایرانی در لبنان چاپ می‌شود.

    وی گفت: باید روابط فرهنگی و روابط تجاری فرهنگی بین لبنان و ایران را به عنوان یک نماد اسلامی _ دینی تحت شعار مقاومت به جهان معرفی کنیم.

    این ناشر لبنانی در پاسخ به این پرسش که مساله فلسطین و غزه بین نخبگان ادبی جهان در دو سال گذشته پررنگ شده است. چه اندازه می‌توان به کمک ناشران جهان عرب برای معرفی ادبیات مقاومت به دنیا حساب کرد؟ گفت: اولاً ناشران جهان عرب فرق می‌کند با ناشران جهان عربی مقاومتی. باید بین این دو فرق بگذاریم. ما وقتی می‌گوییم، ناشران مقاومت نمی‌توانیم آنها را در کنار ناشران عرب دیگر قرار دهیم. بنابراین این‌ها دو ایدئولوژی مستقل و دور از هم هستند. ناشران عربی که در چاپ کتاب‌هایشان نام خلیج فارس را تحریف کنند، را ناشر نمی‌شناسیم، بلکه یک جاعل و خیانتکار هستند.

    وی گفت: اما وقتی در مقابل یک ناشر مفهوم مقاومت را گسترش می‌دهد. آن ناشر صادق است، ما باید به دنبال اضافه شدن چنین ناشرانی در جهان باشیم.
    مدیر انتشارات امجاد لبنان گفت: به نظر من تلاش‌هایی که جمهوری اسلامی و ناشران جبهه مقاومت که روایتگر جبهه مقاومت بوده‌اند، در این زمینه داشته‌اند، اثرگذار بوده است که ما شاهد حضور ناشران جهان در جبهه مقاومت هستیم.

    این ناشر لبنانی حرکت نخبگان ادبی جهان در حمایت از مردم فلسطین را قابل توجه دانست و گفت: تجربه نشان داده در بسیاری از موارد جهان حاضر به پذیرش ادبیات مقاومت نیست، جبهه مقاومت، جبهه فلسطین، جبهه یمن روایت‌هایی دارند که دشمنان مقاومت این روایت‌ها را تحریف می‌کنند‌، همانطور که رهبر انقلاب فرمودند، اگر ما این روایت‌ها را ثبت نکنیم، دشمن به سلیقه خود و با تحریف‌های خود این روایت‌ها را ثبت می‌کند. ما ناشران حوزه مقاومت باید دست به کار شده و این کار را انجام دهیم.

     

  • دیدگاه یک اقتصاددان درباره آینده اقتصاد ایران

    دیدگاه یک اقتصاددان درباره آینده اقتصاد ایران

    دیدگاه یک اقتصاددان درباره آینده اقتصاد ایران در صورت توافق یا عدم توافق؛
    افقه: آمریکا نیز به توافق با ایران نیازمند است

    یک عضو هیئت علمی دانشگاه اهواز معتقد است که اگر اقتصاد ایران همچنان به این میزان به نفت وابسته بماند، حتی رفع تحریم‌ها نیز نمی‌تواند تاب‌آوری آن را افزایش دهد. مگر آنکه از فرصت ایجاد شده پس از توافق استفاده شود و به جای تکیه بر نفت یا سایر منابع طبیعی، بر پتانسیل نیروی انسانی موجود در جامعه ایران تمرکز گردد.

    امیرعباس آذرم‌وند با اشاره به تأثیر مذاکرات بر شاخص‌های اقتصادی ایران و نوسانات کوتاه‌مدت بازارها، بیان کرد که کارشناسان در حال بررسی این مسئله مهم هستند که چرا اقتصاد ایران تا این حد تحت تأثیر عوامل بیرونی و غیراقتصادی قرار دارد. بدون شک، این وضعیت غیرعادی تلقی می‌شود و برنامه‌ریزی برای خروج از آن در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نخواهد بود.

    در همین راستا، مرتضی افقه، کارشناس اقتصاد کلان، اظهار داشت: «وابستگی اقتصاد کشور به این سطح، نشان‌دهنده یک بیماری خطرناک است. امروز اقتصاد ما مانند بیماری است که سیستم ایمنی آن مختل شده و با ساده‌ترین عوامل خارجی، دچار مشکلات جدی می‌شود. اقتصاد ما نه تنها در برابر هیچ موضوعی تاب‌آوری ندارد، بلکه به سرعت تحت تأثیر اخبار و حتی شایعات قرار می‌گیرد.»

    وی در ادامه افزود: «این میزان از وابستگی به این دلیل است که اولویت ما به جای ارتقای رفاه عمومی، تأمین نیازهای اساسی و پیشرفت تولید، مسائل دیگری بوده است. تا زمانی که درآمدهای نفتی وجود داشت، مدیریت این مشکل تا حدودی امکان‌پذیر بود و این ضعف در اولویت‌بندی چندان به چشم نمی‌آمد، اما با اعمال تحریم‌ها، دیگر نمی‌توان این بیماری را پنهان کرد.»

    این عضو هیئت علمی دانشگاه اهواز با تأکید بر اینکه اقتصادی در برابر فشارهای بیرونی مقاوم خواهد بود که متکی به نیروی انسانی باشد، گفت: «ما در کشورمان نیروی انسانی خود را فراری دادیم. با دستمزدهای پایین، با تنگ‌نظری و با اجرای سیاست‌هایی که منجر به گسترش فقر شد. نتیجه این شد که بخش قابل توجهی از نیروی انسانی کشورمان مهاجرت کردند و این روند همچنان ادامه دارد.»

    افقه تصریح کرد: «متأسفانه در ایران ترجیح دادند به جای تکیه بر مردم و نیروی انسانی، به درآمدهای سرشار نفتی اتکا کنند. انسداد سیاسی و اقتصادی ما ناشی از این است که به جای جلب رضایت مردم، اهداف دیگری را دنبال کردند تا امروز به نقطه‌ای برسیم که خبر تعویق یک مذاکره، ۵ درصد از ارزش پول ملی را از بین می‌برد. به طور کلی، اگر هر چیزی غیر از انسان را پیش‌شرط توسعه قرار دهیم، مسیر را اشتباه رفته‌ایم.»

    به اعتقاد این تحلیلگر، هنوز هم اداره کشور بر پایه فروش منابع طبیعی استوار است.

    کدام مکتب فکری در ایجاد این وضعیت نقش داشته است؟

    این مدرس اقتصاد دانشگاه اهواز با اشاره به غلبه نگرش لیبرال بر سیاست‌گذاری اقتصادی ایران توضیح داد: «اقتصاددانان راست‌گرا قطعاً در پدید آمدن این وضعیت نقش داشته‌اند. آن‌ها با تمسخر ایده خودکفایی، استقلال کشور را تضعیف کردند. به طور کلی، این تصور که با یک رویکرد ریاضی‌محور قادر خواهیم بود برای مشکلات موجود راه حل پیدا کنیم، از اساس اشتباه است. آن‌ها به بهانه رد خودکفایی، چنان مقاومت اقتصاد را تضعیف کردند که اخبار گاهی از سیاست‌گذاری‌ها مؤثرتر عمل می‌کنند. خودکفایی کامل ممکن نیست زیرا منابع هر کشوری محدود است، اما یک اقتصاد برای پیشرفت نیاز به ثبات دارد و حداقل ثبات زمانی حاصل می‌شود که بتواند در برابر فشارهای بیرونی تاب آورد. لیبرال‌ها در عمل، پایه تاب‌آوری و اراده مقاومت را از اقتصاد گرفتند.»

    وی در خصوص چشم‌انداز مذاکرات با تأکید بر اهمیت آن گفت: «تصور من این است که اداره کشور اکنون سخت‌تر از هر زمان دیگری شده است و مسئولان کشور نیز این را به خوبی درک کرده‌اند. ما در وضعیتی قرار داریم که بدون رفع موانع تحریم‌ها، راه خروجی از وضعیت فعلی نخواهیم داشت. اقتصاد ما اکنون در وضعیت اضطراری است و بخش مهمی از وابستگی اقتصادمان نیز ناشی از همین وضعیت است.»

    افقه با اشاره به سیاست اقتصاد مقاومتی ادامه داد: «سیاست‌های اقتصاد مقاومتی سال‌هاست ابلاغ شده و بر اساس آن قرار بود اقتصاد ما به درجه‌ای برسد که نوسانات قیمت نفت نتواند آن را دچار چالش کند، اما امروز در وضعیتی قرار داریم که اگر بخشی از درآمدهای نفتی‌مان احیا نشود، چرخ کشور نمی‌چرخد.»

    این عضو هیئت علمی دانشگاه اهواز به مذاکرات میان ایران و آمریکا اشاره کرد و گفت: «نکته مثبت این است که طرف مقابل نیز به یک توافق با ایران نیاز دارد و ترامپ نشان داده است که برای او به نتیجه رسیدن در موضوع هسته‌ای مهم است. به همین دلیل، فکر می‌کنم علی‌رغم اقدامات برخی عناصر راست‌گرا در حزب جمهوری‌خواه آمریکا، در نهایت توافق نهایی حاصل خواهد شد.»

    فرصتی که نباید از دست برود

    وی درباره وضعیت اقتصاد کشور تا پایان امسال گفت: «اگر مذاکرات به نتیجه برسد، اغلب شاخص‌ها به طور ناگهانی مثبت خواهند شد. منتها موضوع اصلی این است که پس از توافق، نظام تصمیم‌گیری کشور را به کدام سو هدایت خواهد کرد. در این مرحله، بدون شک نیاز به برنامه اصلاحات ساختاری جدی در عرصه اقتصاد داریم.»

    او هشدار داد: «برای داشتن اقتصادی مقاوم، متکی به توان داخلی و مرفه، باید تکیه‌گاه را بر نیروی انسانی قرار دهیم و از میزان وابستگی خود به نفت بکاهیم. اگر این وابستگی را رفع نکنیم، با هر نوسان قیمتی در بازار جهانی نفت، شاخص‌های مهم اقتصاد ایران دچار نوسان شده و بی‌ثباتی ادامه خواهد یافت. باید امیدوار بود که مسئولان از فرصت توافق احتمالی استفاده کنند و اقتصاد را در مسیر دیگری قرار دهند.»

  • روش‌های طبیعی برای کاهش اضطراب

    روش‌های طبیعی برای کاهش اضطراب

    روش‌های طبیعی برای کاهش اضطراب

    اضطراب، یک احساس رایج است که می‌تواند به طور قابل توجهی بر سلامت روان و جسم تأثیر بگذارد. خوشبختانه، راهکارهای متعددی وجود دارد که افراد می‌توانند برای مدیریت و کاهش سطح اضطراب خود از آن‌ها بهره ببرند. در این مقاله، به بررسی برخی از این روش‌های طبیعی می‌پردازیم.

    ورزش منظم

    ورزش کردن نه تنها برای سلامت جسمانی مفید است، بلکه نقش مهمی در بهبود سلامت روان نیز ایفا می‌کند. یکی از مزایای قابل توجه ورزش منظم، کاهش اضطراب است. در حالی که دستورالعمل‌های کلی توصیه می‌کنند که افراد در طول هفته حداقل ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی با شدت متوسط داشته باشند، تحقیقات نشان داده است که حتی یک جلسه ورزشی می‌تواند به طور موقت سطح اضطراب را کاهش دهد. علاوه بر این، تداوم ورزش منظم ممکن است منجر به کاهش طولانی‌مدت علائم اضطراب شود.

    گیاهان دارویی: بابونه، اسطوخودوس و بادرنجبویه

    مطالعات گوناگون اثربخشی برخی گیاهان دارویی را در کاهش علائم اضطراب، ایجاد آرامش و بهبود خلق‌وخو به اثبات رسانده‌اند. بابونه، اسطوخودوس و بادرنجبویه از جمله این گیاهان هستند. با این حال، توجه به این نکته ضروری است که اگر برای بیماری خاصی دارو مصرف می‌کنید، قبل از استفاده از هرگونه گیاه دارویی با پزشک خود مشورت کنید تا از عدم تداخل آن با داروهایتان مطمئن شوید. برای مثال، بابونه می‌تواند با داروی وارفارین و سیکلوسپورین تداخل داشته باشد و مصرف اسطوخودوس همراه با سایر داروهای آرام‌بخش ممکن است باعث افزایش خواب‌آلودگی شود.

    طب سوزنی

    بررسی بیست مطالعه نشان داده است که طب سوزنی می‌تواند به کاهش علائم اضطراب در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمک کند. این تأثیر به ویژه در شش هفته اول درمان مشهود است و در این مدت، طب سوزنی ممکن است سریع‌تر از سایر روش‌های درمانی مانند داروهای ضد اضطراب عمل کند. تحقیقات نشان داده‌اند که طب سوزنی در صورتی که توسط یک متخصص باتجربه و آموزش‌دیده با استفاده از سوزن‌های استریل انجام شود، ایمن است. در غیر این صورت، ممکن است عوارض جانبی جدی به همراه داشته باشد.

    آروماتراپی (رایحه درمانی)

    استفاده از روغن‌های اسانس به عنوان بخشی از آروماتراپی می‌تواند یک روش طبیعی برای تسکین اضطراب باشد. آروماتراپی شامل پر کردن فضا با بوی یک روغن خاص، معمولاً منشأ گیاهی، و استنشاق آن است. یک بررسی نشان داد که روغن‌های اسانس به طور کلی در کاهش اضطراب مؤثر هستند، اما روغن اسانس مرکبات به طور خاص در این زمینه مفید به نظر می‌رسد.

    اسیدهای چرب امگا ۳

    اسیدهای چرب امگا ۳ که در غذاهای دریایی و مکمل‌های روغن ماهی یافت می‌شوند، برای ساخت سلول‌های مغزی و انجام عملکردهای اساسی دیگر ضروری هستند. این اسیدهای چرب همچنین ممکن است تأثیر مثبتی بر اضطراب داشته باشند. اگرچه نتایج مطالعات در این زمینه متفاوت بوده است، اما برخی تحقیقات نشان می‌دهند که مصرف مکمل‌های امگا ۳ می‌تواند به طور قابل توجهی به کاهش و پیشگیری از علائم اضطراب کمک کند، به ویژه در افراد مبتلا به اختلالات خاص.

    ویتامین‌های گروه B

    تحقیقات نشان داده است که مکمل B۱۲ می‌تواند به کاهش یا پیشگیری از علائم اضطراب در افراد مضطرب کمک کند. ویتامین B۶ نیز ممکن است در کاهش اضطراب مؤثر باشد. اگرچه به تحقیقات بیشتری در این زمینه نیاز است، برخی مطالعات نشان داده‌اند که مصرف روزانه ویتامین B۶ به کاهش طیف وسیعی از علائم سندرم پیش از قاعدگی (PMS)، به ویژه اضطراب مرتبط با آن، کمک می‌کند.

    نوشتن خاطرات

    یک مطالعه نشان داد که نوشتن خاطرات مثبت یا تمرکز بر احساسات و عواطف مثبت به مدت یک ماه منجر به کاهش اضطراب در افرادی شد که به بیماری‌های مختلف پزشکی مبتلا بودند و علائم اضطراب شدیدی را تجربه می‌کردند. احتمالاً قبل از اینکه متخصصان به طور گسترده نوشتن خاطرات را برای کاهش اضطراب توصیه کنند، به تحقیقات بیشتری در مورد چگونگی تأثیر انواع مختلف نوشتن بر اضطراب نیاز است.

    ملاتونین و ال-تیانین

    تحقیقات نشان داده است که ملاتونین، هورمونی که به طور طبیعی در بدن برای تنظیم خواب تولید می‌شود و به صورت مکمل نیز در دسترس است، می‌تواند به کاهش علائم اضطراب در افرادی که تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند، کمک کند. با این حال، برای تعیین اثربخشی آن در کاهش اضطراب غیرمرتبط با جراحی، تحقیقات بیشتری لازم است.

    ال-تیانین یک اسید آمینه موجود در چای سبز است که به صورت مکمل نیز عرضه می‌شود. تحقیقات نشان داده است که مصرف روزانه ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلی‌گرم مکمل ال-تیانین می‌تواند سطح اضطراب را در افرادی که در موقعیت‌های استرس‌زا قرار دارند، کاهش دهد. با این حال، مشخص نیست که اثربخشی آن به صورت چای چگونه تغییر می‌کند.

    منیزیم

    منیزیم، یک ماده معدنی که در غذاهایی مانند غلات کامل، سبزیجات برگ‌دار و شیر یافت می‌شود، در عملکرد مغز نقش دارد و به همین دلیل می‌تواند بر اضطراب تأثیر بگذارد. یک بررسی تحقیقاتی نشان داد که مکمل منیزیم به طور بالقوه می‌تواند علائم اضطراب خفیف، اضطراب فراگیر و علائم PMS مرتبط با اضطراب را کاهش دهد. با این وجود، برای درک بهتر تأثیر گسترده‌تر منیزیم بر علائم اضطراب و تعیین اینکه کدام شکل منیزیم (مانند لاکتات منیزیم، اکسید منیزیم و گلیسینات منیزیم) برای مدیریت اضطراب مؤثرتر است، به مطالعات بیشتری نیاز است.

  • فعالیت بدنی در میانسالی خطر بروز آلزایمر را کاهش می‌دهد

    فعالیت بدنی در میانسالی خطر بروز آلزایمر را کاهش می‌دهد

    فعالیت بدنی در میانسالی خطر بروز آلزایمر را کاهش می‌دهد

    یافته‌های یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که افزایش فعالیت بدنی در افراد میانسال می‌تواند به پیشگیری از بروز بیماری آلزایمر کمک کند، درعین حال بی‌تحرکی ممکن است برای سلامت مغز مضر باشد.
    یافته‌های یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که افزایش فعالیت بدنی در بین افراد 45 تا 65 ساله می‌تواند به پیشگیری از بیماری آلزایمر کمک کند، در حالی که بی‌تحرکی ممکن است برای سلامت مغز مضر باشد. این نتایج در قالب یک مقاله‌ در مجله Alzheimer’s & Dementia منتشر شده است و نیاز به ترویج فعالیت بدنی در میان بزرگسالان میانسال را برجسته می‌کند.

    براساس گزارش مدیکال اکسپرس، برآورد می‌شود که 13 در صد از موارد بیماری آلزایمر در سطح جهانی به کم‌تحرکی مربوط باشد.

    سازمان بهداشت جهانی (WHO) توصیه می‌کند که افراد به طور هفتگی 150 تا 300 دقیقه فعالیت بدنی متوسط یا 75 تا 150 دقیقه فعالیت بدنی شدید داشته باشند.

    در حالی که تحقیقات گسترده نشان داده‌اند که ورزش با بهبود سلامت قلبی‌عروقی و ذهنی، خطر ابتلا به بیماری آلزایمر را کاهش می‌دهد، مطالعات اخیر نشان می‌دهند که فعالیت بدنی ممکن است تأثیر مستقیمی بر آسیب‌ مغزی مرتبط با این بیماری داشته باشد.

    فعالیت بدنی در میانسالی خطر بروز آلزایمر را کاهش می‌دهد

    شرکت‌کنندگان در این مطالعه به سه گروه تقسیم شدند: کسانی که به توصیه‌های WHO عمل می‌کردند، کسانی که کمتر از میزان توصیه‌شده فعالیت بدنی داشتند و گروه “بی‌تحرک یا کسانی که هیچ‌گونه فعالیت بدنی در هفته نداشتند.

    بتا‌آمیلوئید پروتئینی است که در صورت تجمع در مغز، می‌تواند ارتباطات عصبی را مختل کند و به عنوان اولین رویداد در آلزایمر شناخته می‌شود.

    نتایج این مطالعه نشان داد شرکت‌کنندگانی که فعالیت بدنی خود را به سطح توصیه‌شده توسط سازمان بهداشت جهانی افزایش دادند، نسبت به کسانی که بی‌تحرک باقی ماندند یا فعالیت بدنی خود را کاهش دادند، تجمع بتا‌آمیلوئید کمتری در مغز داشتند.

  • بحران آب در قلب ایران؛ اصرار اصفهان و یزد بر توسعه کشاورزی!

    بحران آب در قلب ایران؛ اصرار اصفهان و یزد بر توسعه کشاورزی!

    درحالی که بحران آب و پیامدهای آن در استان‌های مرکزی کشور به ویژه یزد و و اصفهان هر روز نمود بیشتری پیدا می‌کند؛ این استان‌ها همواره درحال رقابت برای توسعه کشاورزی خود هستند.

    به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، ایران با اقلیم خشک و نیمه‌خشک خود، در سال‌های اخیر با بحران‌های جدی در مدیریت منابع آبی دست و پنجه نرم کرده است؛ بحرانی که به‌ویژه در نواحی مرکزی کشور مانند استان‌های اصفهان و یزد نمود عینی‌تری یافته است.

    در شرایطی که اصفهان و یزد با وجود تفاوت‌های اقلیمی، هر دو به کشاورزی وابسته‌اند، الگوهای ناپایدار این بخش در هر دو استان، علاوه بر تخریب محیط‌زیست و منابع طبیعی، موجب افزایش تنش‌های اجتماعی و منطقه‌ای شده است.

    بنا بر گزارش مرکز آمار ایران در سال 1402، اصفهان با وسعتی بالغ بر 107 هزار کیلومتر مربع، ششمین استان بزرگ ایران محسوب می‌شود و با جمعیتی حدود 5.374 میلیون نفر، نزدیک به 6.345 درصد از جمعیت کل کشور را در خود جای داده است. از این میان، حدود 575 هزار نفر در مناطق روستایی سکونت دارند و این استان از منظر جمعیت روستایی، در رده پانزدهم کشوری قرار دارد.

    بر اساس سرشماری سال 1402، جمعیت استان یزد در این سال حدود 1.252.000 نفر برآورد شده است. در مقایسه با سایر استان‌های کشور، یزد در رتبه 22 کشور از نظر جمعیت قرار دارد.

    در سوی دیگر، استان یزد بر اساس آمار سازمان هواشناسی ایران در سال 1401 با میانگین بارندگی سالانه 97.9 میلی‌متر و نرخ تبخیر بیش از 3193 میلی‌متر، به‌عنوان یکی از خشک‌ترین استان‌های ایران شناخته می‌شود.

     

    جدولی مقایسه‌ای از وضعیت منابع آبی و کشاورزی در استان‌های اصفهان و یزد
    جدولی مقایسه‌ای از وضعیت منابع آبی و کشاورزی در استان‌های اصفهان و یزد

    وضعیت منابع آبی و کشاورزی در اصفهان و یزد

    بر اساس آماری از وزارت جهاد کشاورزی در سال 1402، اصفهان با میانگین بارندگی سالانه 160 میلی‌متر و دمای متوسط 15.5 درجه سانتی‌گراد، منطقه‌ای نیمه‌خشک به شمار می‌آید که برای کشاورزی وسیع و پرآب‌بر مناسب نیست. با این حال، این استان با دارا بودن 278 هزار هکتار اراضی زراعی آبی و 169 هزار بهره‌بردار، از نظر تعداد بهره‌برداران کشاورزی در جایگاه هشتم کشور قرار دارد . مصرف آب کشاورزی در اصفهان معادل 5.8 درصد از کل 82 میلیارد مترمکعب مصرف کشور در این بخش است که آن را در رتبه پنجم پرمصرف‌ترین استان‌ها قرار می‌دهد.

    سطح زیر کشت محصولات زراعی آبی در اصفهان طی سال‌های اخیر افزایش یافته است؛ به‌طوری که در سال زراعی 97ـ96 این میزان 178 هزار و 402 هکتار بود و در سال بعد به 253هزار و 584 هکتار رسید، که حاکی از رشد 42 درصدی است. این روند در سال زراعی 1401 ـ 1402 نیز ادامه یافت و نسبت به سال پایه 87 ـ 86، افزایشی 55 درصدی، معادل 8 درصد رشد خالص را نشان داد.

    از جمله محصولات عمده‌ای که در این اراضی کشت می‌شود، می‌توان به گندم (82275 هکتار)، یونجه (28638 هکتار)، شلتوک (3033 هکتار)، سیب‌زمینی (13541 هکتار)، ذرت دانه‌ای (1350 هکتار) و ذرت علوفه‌ای (20123 هکتار) اشاره کرد؛ محصولاتی که همگی آب‌بر هستند. کشت شلتوک در منطقه‌ای خشک مانند اصفهان مثالی روشن از ناسازگاری سیاست‌های کشاورزی با واقعیت‌های اقلیمی است.

    سطح باغات آبی در این استان نیز از سال 1390 که معادل 63 هزار و 677 هکتار بود، تا سال 1401 به 80 هزار هکتار افزایش یافت و رشدی 25 درصدی را تجربه کرد. این گسترش، فشار مضاعفی را بر زاینده‌رود وارد کرده است؛ رودخانه‌ای که با برداشت‌های بی‌رویه و کاهش بارندگی‌ها، اکنون در اغلب فصول سال خشک بوده و تالاب گاوخونی را نیز به خشکی کشانده است.

    در استان یزد، وضعیت اقلیمی به‌مراتب چالش‌برانگیزتر است. بر اساس آمار وزارت نیرو در سال 1401، میانگین بارندگی سالانه در این استان فقطا 97.9 میلی‌متر و تبخیر سالانه 3193 میلی‌متر گزارش شده است. همچنین دمای متوسط سالانه 17 درجه سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 33 درصد، یزد را در میان خشک‌ترین مناطق ایران قرار داده است. کل منابع آب تجدیدپذیر استان 733 میلیون مترمکعب برآورد می‌شود، در حالی‌که مصرف کشاورزی آن بالغ بر 962.7 میلیون مترمکعب است؛ کسری‌ای معادل 230 میلیون مترمکعب که فشار زیادی بر قنات‌ها و آبخوان‌ها وارد کرده است.

    یزد با 2683 قنات فعال، یکی از مهم‌ترین استان‌ها در بهره‌برداری از قنات است؛ با این حال، متوسط آب‌دهی قنات‌ها از 4 لیتر در ثانیه در سال 1377 به 2 لیتر کاهش یافته و بسیاری از آن‌ها خشک شده‌اند. سطح زیر کشت محصولات زراعی آبی در سال 1401 ـ 1402 به 34138 هکتار کاهش یافته که نسبت به یک دهه گذشته، کاهشی 24 درصدی را نشان می‌دهد. اما در مقابل، سطح باغات آبی در یزد از 61086 هکتار در سال 1387 به 87145 هکتار در سال 1401 رسیده و رشدی 30 درصدی را نشان داده است.

    کشت ذرت علوفه‌ای از 451 هکتار به 1241 هکتار افزایش یافته؛ محصولی که به بیش از 4200 مترمکعب آب در هکتار نیاز دارد و با اقلیم یزد همخوانی ندارد. سطح زیر کشت گندم نیز پس از کاهش 62 درصدی، از 24250 هکتار در سال 1386 به 9100 هکتار در 1398 رسید و سپس در 1401 به 14210 هکتار افزایش یافت (رشد 56 درصدی). همچنین، باغات پسته از 28937 هکتار در سال 1387 به 63429 هکتار در 1401 رسیدند و افزایشی 120 درصدی را تجربه کردند که به کسری آب زیرزمینی دامن زده است.

    روند افزایشی سطح باغات آبی در هر دو استان یزد و اصفهان
    روند افزایشی سطح باغات آبی در هر دو استان یزد و اصفهان

    در این نمودار، روند افزایشی سطح باغات آبی در هر دو استان یزد و اصفهان نشان داده شده است. هرچند هر دو استان درگیر بحران کم‌آبی هستند، گسترش باغات فشار مضاعفی به منابع آبی آن‌ها وارد کرده است.

    مناقشه زاینده‌رود

    مناقشه اصلی میان دو استان بر سر انتقال آب از زاینده‌رود به یزد است؛ طرحی که از دهه 1370 آغاز شده و سالانه حدود 98 میلیون مترمکعب آب را برای مصارف شرب، کشاورزی و صنعتی به یزد می‌فرستد. مسئولان یزدی تأکید دارند که آب انتقالی فقط برای شرب مصرف می‌شود، اما گسترش صنایع و باغات پسته این ادعا را زیر سوال برده و اعتراض اصفهانی‌ها را برانگیخته است.

    پیامدها، علل بحران و راهکارها

    در اصفهان، خشک شدن تالاب گاوخونی، فرونشست زمین (تا 30 سانتی‌متر در سال) و تهدید بناهای تاریخی از جمله میدان نقش‌جهان از پیامدهای بحران است. در یزد نیز، کسری 8 میلیارد مترمکعبی آب زیرزمینی تا سال 1396، همراه با بیابان‌زایی، فرسایش خاک و قطعی آب اخیر، زندگی مردم را مختل کرده است.

    در هر دو استان، گسترش کشاورزی آب‌بر بدون توجه به اقلیم، نبود هماهنگی نهادی و نادیده‌گیری جوامع محلی از عوامل اصلی تشدید بحران‌اند. همچنین، کاهش بارندگی و افزایش دما در دهه‌های اخیر، سیاست‌های ناکارآمد را با فشار مضاعف روبرو کرده است.

    برای مقابله با این بحران، برخی راهکارها پیشنهاد می‌شود:

    • توسعه کشاورزی گلخانه‌ای و کشت ارقام مقاوم به خشکی
    • بازنگری در نحوه انتقال آب از زاینده‌رود و محدودسازی مصارف غیرشرب
    • سرمایه‌گذاری در بازچرخانی آب، مشابه کشورهای موفق مانند سوئد و هلند
    • تشکیل کمیته مشترک میان دو استان با نظارت دولت برای مدیریت منازعات و تخصیص عادلانه منابع