دسته: تحلیل اقتصاد

  • کارنامه ای با نمرات ناپلئونی 99

    کارنامه ای با نمرات ناپلئونی 99

    با نگاهی گذرا به اتقاق های برجسته این سال در عرصه های اقتصادی، چیز دندان گیری حاصل نمی شود، جز مشکلاتی که در پس آن معلوم نیست این اقتصاد را به کجا خواهد برد. هر کداممان حالا تصویری از روزهایی در خاطر داریم که با بورس، سهام عدالت، یارانه ها و گرانی گره خورده است. سالی که از همان ابتدا میهمان ناخوانده ای داشت که منجر به این شد که 1400 صفرهای زیادی در چنته داشته باشد.
    سالی گنگ و نامفهوم در اقتصاد بیمارزده ایران که دارایی ناچیزی را برای سال نو در بقچه اش دارد و به واسطه همان می خواهد برای کارگران ناامید از دولت تصمیم بگیرد و با بودجه ای مستاصل راهی ترکستان شود.
    سالی با تناقض های بسیار در اقتصاد ایران که در کارنامه خود نام سخت ترین سال یک دهه گذشته را به دوش کشید تا در تاریخ معاصر اقتصاد ایران به همین نام ثبت شود، در نتیجه باید گفت سال ۹۹ سالی پر از محدودیت ها در مواجهه اقتصاد ایران با اقتصادی بود که توانست از درصد کمی از درآمدهای نفتی استفاده کند. افت محسوس درآمدهای نفتی ایران که مصداق بارزی در اقتصاد به شمار می رود و تحت تاثیر قرار گرفتن آن به واسطه شیوع ویروس کرونا قیمت بازار نفت ایران را به پایین ترین حد خود رساند.
    شاید همین موضوع باعث شد که انتظارات تورمی در سال 99 بیشتر شود و اقتصاد ایران در این سال با تورم سنگینی روبرو شد این تورم تا جایی پیش رفت که در بعضی مواقع مردم حتی برای تهیه برخی از کالاهایشان با تورمی معادل 200 درصد هم روبرو شدند. کالاهای اساسی گران شد و خط فقر نیز به حدود 14 میلیون تومان رسید.
    پنجه در پنجه کرونا
    چرا راه دور برویم اقتصاد ایران در سال 99 پنجه در پنجه کرونا شد تا بیش از 20 درصد بودجه برای مقابله با این ویروس در نظر گرفته شد تا دولت مجبور به اقداماتی نظیر چاپ پول یا عرضه اوراق عرضه شود.دشواری هایی که نه تنها در سال گذشته بلکه در سال جدید هم خود را نشان خواهد داد.
    حال با مقدمه گفته‌شده از وضعیت پیش روی اقتصاد ایران، به سراغ کارشناسان رفته‌ایم تا از منظر آنان به چشم‌انداز پیش روی اقتصاد ایران نگاه کنیم.
    کارشناسانی که از یک طرف اعتقاد دارند اقتصاد ایران بر مدار صفر درجه است و از سویی دیگر آن را با پارادوکس یا تناقضی با امید رفع تحریم ها و برجامی دوباره پیوند می زنند تا با تولد دوباره برجام شاهد ایجاد فضای روانی خوشبینانه باشیم. شاید به این طریق چرخ از نفس افتاده فعالیت‌های اقتصادی را به راه بیافتد و یا دستکم نرخ رشد در سطح سال گذشته باقی بماند.
    بماند که خیلی ها هم حرکت لاکپشتی بودجه و سیاست های خارجی را برای روزهای نیامده چندان روشن نمی بینند، چرا که رضا معتمدی، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه، سال 99 را شاید سخت ترین دوره در طی سه دهه گذشته می نامد.
    فضای گرگ و میش تبادل کنش و واکنش آمریکا و ایران، رشد گرانی های بی سابقه مسکن و خودرو، کمبود نقدینگی دولت و بسیاری از مسائل دیگر که شاهدی است بر این مدعا و می توان به این ترتیب گفت که سال 99 سال گرانی بود. سالی که با امواج پی در پی خود زندگی بسیاری از خانواده های اجاره نشین را با خاک یکسان کرد.
    در سال 99 ، شیب تند افزایش قیمت اجاره چنان بود که خانواده های طبقه متوسط را مجبور کرد که از وام های ودیعه اجاره استفاده کنند، وام هایی که البته هنوز خبری از پرداخت آنها نیست. پس از گرانی خانه و اجاره بها که گاهی تا 100درصد رشد را تجربه کرد، نوبت به افزایش قیمت خودرو رسید و این بار پراید بود که با کابوس قیمت روبرو شد و تا 100 میلیون تومان هم پیش رفت. هرچند ابتدا پای دلالان به میان آمد و گفته شد احتکار خودرو در پارکینگ ها عامل اصلی گرانی است و از سلطان خودرو و زوجی با صدها پراید نام برده شد، اما کمی بعد که شورای رقابت، خودش مجوز گرانی داد و محصولات سایپا 20 و ایران خودرو تا 35 درصد افزایش یافت، مشخص شد که دولت هم دستی در این گرانی ها دارد، به ویژه آن که دولت، به جز خودرو، مجوز افزایش قیمت برخی دیگر از محصولات را نیز صادر کرد. نمونه اش، محصولات لبنی که در تیرماه 99 با افزایش قیمت 10 قلم از این کالاها، محصولات لبنی، مردم لبنیات را از سفره هایشان برچیدند . پی از لبنیات، تخم مرغ بود که از دست گرانی ها در امان نماند وقیمت این کالا نیز تا 40 هزار تومان پیش رفت.
    رکود عمیق و بی سابقه

    رضا شهرستانی، عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد رکود سال 99 را «در پنجاه سال گذشته» بی‌سابقه می‌داند، با این استدلال که بیش از سه میلیون تن محصولات فولادی، معادل بیست درصد نیاز کشور، در کارخانه‌های تولیدکننده این کالا «دپو» شده و مشتری برای آنها نیست. با توجه به دوره‌های متعدد رکود در چند دهه گذشته، این تعبیرات را می‌توان اغراق‌آمیز توصیف کرد، ولی به هر حال تردیدی نیست که ارزیابی‌هایی چنین بدبینانه عمق رکود امروزی اقتصاد ایران را به نمایش می‌گذارد.
    البته این کارشناس، مشکلات را تنها بر دوش سال 99 نمی اندازد. او به شکل کل معتقد است که اقتصاد ایران اکنون منقبض شده و اگر به همین شکل ادامه پیدا کند، با چالش های ساختاری شدیدی روبرو می شود این موضوع با سقوط شدید قیمت‌های جهانی نفت موجب کند شدن شتاب فعالیت‌های اقتصادی هم شده است. بخش خصوصی و اصناف با کمبود تقاضا و حجم انبوهی از انباشتگی کالا روبرو است. این در حالی است که تولید با ظرفیت بهره‌برداری پایینی مواجه است. سیستم بانکداری شدیدا با خطر عدم بازپرداخت وام‌ها روبرو است که منجر به نرخ بهره بالا و ناپایدار و کاهش اعتبارات بانکی به اقتصاد شده است.
    حالا با این اوصاف سالی را پشت سر گذاشتیم که با نوسانات اقتصادی زیادی دست به گریبان بود اما به اعتقاد کسانی که دستی بر آتش اقتصاد ایران دارند نیاز ما اکنون به رشد پایداری است که دستکم ده تا پانزده سال در سطح بالا تداوم یابد، همانند نرخ رشدی که شمار زیادی از کشور‌های آسیایی را دگرگون کرد. برای دستیابی به این رشد پایدار، ایران به اصلاحات بنیادی نیاز دارد، از جمله کوچک کردن دولت، غیر دولتی کردن اقتصاد، پایان دادن به انحصار، استقلال بانک مرکزی، بهبود محیط کسب و کار، تحکیم حاکمیت قانون، مبارزه پر دامنه با فساد، فراهم آوردن زمینه‌های لازم برای جذب انبوه سرمایه‌های خارجی، هماهنگ شدن با تحولات بازرگانی بین المللی…
    بدون انجام این اصلاحات، اقتصاد ایران همچنان در گرداب وابستگی به نفت و نوسانات آن، دست و پا خواهد زد. نرخ رشد‌های مقطعی و زود گذر، تغییری در این واقعیت تلخ به وجود نخواهد آورد.
    نااطمینانی در فضای خارجی و داخلی
    مهدی کرامت‌فر، کارشناس اقتصادی در سایت ایبنا در این رابطه نوشت: در نیمه اول سال ۱۳۹۹ بی‌ثباتی قابل ملاحظه‌ای را تجربه کرده که در کنار مشکلات بلندمدت تا حد زیادی ناشی از تداوم و تشدید تحریم‌های بین‌المللی، قرار گرفتن در لیست سیاه FATF، شیوع بیماری کرونا و نااطمینانی ناشی از انتخابات ایالات‌متحده در آبان‌ماه بوده است:«همچنین نااطمینانی در فضای خارجی و داخلی کشور در سال 99، در سطوح بسیار بالایی قرار داشت. روند رو به رشد مبتلایان کرونا در نقاط مختلف دنیا و انتظار موج جدید بیماری در فصول سرد سال، ابهام جدی در مورد کارآیی واکسن‌های درحال تولید، تسری جنگ تجاری میان چین و آمریکا به حیطه کنسولی، تحولات جدید خاورمیانه با حضور رژیم غاصب اسرائیل، ایجاد مناقشه نظامی در منطقه قره‌باغ و مهم‌تر از همه انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده در آبان‌ماه، بخشی از وقایعی بودند که شاخص‌های ریسک را برای اقتصاد ایران به‌شدت افزایش دادند.
    تمامی این مسائل باعث شد که در سال 99، تولید و تجارت در شرایط نامطلوبی قرار گیرد. رشد اقتصادی منفی قابل ملاحظه در فصل اول سال، کاهش مقدار و قیمت فروش نفت، کاهش بی‌سابقه تجارت خارجی در دو فصل اخیر و مشکلاتی که برای زنجیره تامین برخی صنایع ایجاد شد، تداوم بسته بودن برخی مرزهای کشور، تداوم توقف فعالیت یا فعالیت با کمتر از ظرفیت در زیربخش‌هایی از گروه خدمات و روند نزولی تشکیل سرمایه ثابت در فصول اخیر، مواردی است که سبب شد انتظار ثبت رشد اقتصادی غیرمنفی در نیمه دوم سال 99 ایجاد شود و انتظارات تورمی تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیشران‌ها در اقتصاد و بازارهای مالی شده گردد. با این تفاسیر چشم‌انداز عدم گشایش جدی در فضای روابط خارجی کشور و تداوم تنگناهای ارزی و درآمدی دولت برای سال 99 هم خود موضوعی است که سبب شد انتظارات تورمی همچنان در سطوح بالایی قرار گیرد و سال 99 را بدترین سال اقتصادی در دهه اخیر نشان دهد.

  • کوپنیسم

    کوپنیسم

    منظور از «مردم» در این طرح «دهک‌های پایین درآمدی» است و «کالا های اساسی» شامل اقلامی نظیر برنج، گوشت، مرغ، روغن، شکر و برخی از داروهای مورد نیاز مردم می‌شود.

    محمد خوش‌چهره، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، درباره طرح این موضوع و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گوید:

    «من با کل این طرح موافق نیستم و این بحث را بحثی درجه دو یا درجه سه می‌دانم. به نظرم مجلس اولویت‌‌های مسائل اقتصادی را تشخیص نداده که به چنین طرحی پرداخته است. اینکه روش توزیع کالا را کوپن بنامیم یا چیز دیگری، نسخه شفابخشی نیست.»

    « اقتصاد ایران دچار آسیب‌های جدی شده و متغیرهای کلان اقتصاد ما، توامان دچار ‌مسئله اند. سطح عمومی قیمت‌ها، ارزش پول ملی، نرخ رشد اقتصادی، بیکاری و امثالهم. چنین طرح‌هایی با فوریت‌های بالا، گرچه ممکن است به عنوان داروی پاره‌ای دردها تلقی شوند، ولی ما به مجموعه‌ای از داروهای شفابخش نیاز داریم. چاره‌اندیشی درباره تضعیف پول ملی و رفع موانع از سر راه تولیداتی که اشتغال بالایی ایجاد می‌کنند، مسائلی‌اند که باید مد نظر قرار گیرند. اینکه در این میان فقط به چند قلم کالا تحت عنوان کالاهای اساسی پرداخته شود، اقدامی انفعالی و موردی و فاقد منطق است. فارغ از این که میزان اثرگذاری این اقدام چقدر باشد. من چنین اقداماتی را مفید نمی‌دانم.»

    با توجه به صحبت های این کارشناس اقتصادی می توان گفت: اگر صدها اقدام  در یک بسته سیاستی رده‌بندی شوند که نهایتا ده یا پانزده اقدام برای بهبود وضعیت اقتصادی ایران از دل آن درآیند، این طرح مجلس جایگاه برجسته‌ای در این بسته ندارد. مساله دهک‌ها هم که در سخنان نمایندگان مجلس مطرح شده، با توجه به فشارهای تورمی و ضعف نظام تصمیم‌گیری و سیاستگذاری و برنامه‌ریزی، مساله‌ای است در رده‌های بسیار پایین؛ و این طور نیست که این مساله بخواهد وقت بالایی را بگیرد. بنابراین وقتی که مجلس به این صورت برای خودش تعیین اولویت می‌کند، این نشان می‌دهد تشخیص مجلس فاقد جامعیت و بیشتر آمیخته به سطحی‌نگری است.

    اما کمال اطهاری، پژوهشگر اقتصاد توسعه، در دفاع از طرح مجلس یازدهم می‌گوید:  «در چند دهه گذشته، که سیاست‌های تعدیل به صورت عجولانه‌ای در ایران اعمال شد، به‌بازارسپاری جامعه در ایران صورت گرفت. در اروپا بازارسپاری اقتصاد صورت گرفت ولی بازارسپاری جامعه صورت نگرفت و الان در مباحث مربوط به سیاست‌های اجتماعی، گفته می‌شود که دولت رفاه در اروپا احیا شده است.

    به همین دلیل اروپا احیای اقتصادی‌اش را با 750 میلیارد یورو آغاز کرده ولی آمریکا تا حالا 3 تریلیون دلار برای آسیب های اقتصادی ناشی از کرونا خرج کرده است. یعنی یک نظام سیاست اجتماعی استوار در اروپا، آسیب‌های اجتماعی کشورهای اروپایی را هم به حداقل رسانده است. در ایران این اتفاق افتاده ولی چون نظامات لازم ایجاد نشده، برای به‌بازارسپاری اقتصاد، یک اقتصاد رانتی با تورم بالا و بحران‌های بسیار شدید پدید آمده است. اگرچه در این شرایط حتما باید یک نظام جامع رفاه به وجود آید، ولی تا آن موقع، که به نظر نمی‌رسد در دولت کنونی این امکان وجود داشته باشد، مردم در تامین مایحتاج روزمره‌شان دچار مشکل خواهند بود و این مشکل، با توجه به تحریم‌ها و فشار حداکثری آمریکا به ایران، بیشتر خواهد شد. بنابراین اجتناب‌ناپذیر است که دولت به صورت مستقل به مساله تامین کالا های اساسی مردم بپردازد.»

    کوپن

    با عنایت به نظر این کارشناس اقتصادی موافق طرح بازگشت کوپن ، این سوال پیش می آید که در این شرایط برای خانوارهای تحت فشار در ایران چه باید کرد؟ یا باید دولت پول چاپ کند و به آنها بدهد که این موجب بدتر شدن وضع تورم می‌شود، یا این که ارزی را که به کالا های اساسی اختصاص می‌دهد، مستقیما به دست مردم برساند. از چنین اقدامی، با توجه به فساد سیستماتیک کنونی، فساد کمتری برمی‌آید. مسلما اگر این طرح بخواهد ادامه پیدا کند، عوارض نامطلوبی خواهد داشت ولی در بلندمدت، به قول جان مینارد کینز، همه می‌میرند. پس باید الان چاره‌ای اندیشید.

    الان قشر متوسط دچار فشار جدی اقتصادی است و به سمت گروه‌های کم‌درآمد ریزش دارد. در شرایط فعلی، دامنه دهک‌های پایین در حال وسعت است. این فرایند به زیان طبقه متوسط است. اکثر لایه‌های طبقه متوسط در حال ریزش به سمت طبقات پایین هستند و لایه‌هایی از این طبقه نیز از فرصت‌های پدیدآمده در فضای موجود استفاده می‌کنند و به طبقات بالا می‌پیوندند. در مجموع طبقه متوسط کوچکتر شده و دامنه طبقات کم‌درآمد رو به افزایش است. رفع این مشکلات نیازمند نسخه‌های جدی است.

    به نظر می رسد، این که کالا های اساسی را با ارز دولتی وارد کنند و در اختیار دهک های آسیب پذیر اجتماعی قراردهند نیز چاره ای اساسی نباشد، چراکه با نبود سیستم های قوی نظارتی، یعنی این کار به رانت‌خوارها واگذار شده و راه را برای تولید سلطان های کوپنی هموار کنیم و در ادامه آنها را به دادگاه کشانده و محاکمه کنیم. ولی محاکمه سلطان‌ها دردی از مردم دوا نمی‌کند. در این شرایط بهتر است عرضه مستقیم صورت گیرد و به نظر می رسد کوپنیسم راه درمان اقتصاد بیمار ما نباشد.

    بازگشت کوپن برای بهبود وضع موجود، جای بررسی چندانی ندارد و نفس شعارهای انقلابی مجلس هم لزوما کارآمدی ندارد؛ بهبود وضع اقتصادی باید به سود همه اقشار از جمله طبقه متوسط در حال ریزش باشد که بازگشت کوپن نمی تواند، جلوی سرعت این ریزش طبقاتی را بگیرد و به طور حتم سبک زندگی کوپنیسمی را با خود بهمراه خواهدآورد.

  • بخریم یا نخریم

    بخریم یا نخریم

    سکون مسلط بر بازار ایران، این روزها عمق بیشتری پیدا کرده است، بازار خودرو و مسکن خالی از مشتری است و بازارهای دیگر نیز وضعیت چندان متمایزی را هویدا نمی کنند.

    به گفته فعالان بازار لوازم خانگی، فعلاً تنها مشتریانشان عروس و دامادها هستند و کسی  به غیر از خرید جهیزیه دست به جیب نمی شود.

    نکته جالب اینجاست که همین عروس و دامادها هم دیگر ملزومات درجه دوم یا اولویت دوم را خریداری نمی‌کنند؛ زمانی کیسه اسپنددان و آویزهای تزیینی آشپزخانه  هم در جهیزیه جا داشت،  ولی در حال حاضر حق تقدم خرید، فقط با اقلام اساسی است و تستر و  ماکروفر و چای ساز و قهوه جوش و غیره دیگر جایی در لیست خرید جهیزیه ندارند.

    طبیعی است، وقتی قیمت ها چند برابر می شود، مدتی طول می کشد تا مردم خودشان را با وضعیت تازه وفق دهند، از این رو فروش لوازم خانگی نو کم شده و اتفاقا بهای لوازم خانگی دست دوم نیز در این دوره به شدت افزایش یافته به طوری که فاصله قیمتی یخچال نو و یخچال دست دوم هیچ گاه تا این حد کم نبوده است.

    این رکود اما تنها بازار لوازم خانگی را در بر نگرفته است، بازار مسکن و خودرو و گوشی تلفن همراه و … نیز از این سکون در امان نمانده‌اند.

    هرچند  افزایش شدید قیمت مسکن، رکودی استثنایی در 20 سال گذشته را در بازار ایجاد کرده است اما کاهش قیمت نیزدر برخی مناطق آغاز شده است. در این شرایط رکود بازار مسکن، پول لازم ها قیمت‌های پیشنهادی شان را حتی تا یک میلیون تومان در هر متر مربع نسبت به قبل کاهش می دهند  به امید اینکه طمع خریدار را به سمت خرید سوق دهند.  صاحب نظران بازار املاک، در پاسخ به این سئوال که وقت خرید است یا خیر؟ عقیده دارند: اغلب کسانی که این روزها می‌پرسند بخریم یا بفروشیم؛ مشتری و مصرف کننده واقعی نیستند بلکه سرمایه گذار هستند که می‌خواهند، ببینند چه زمانی باید وارد بازار بشوند و چه زمانی خارج شوند.

    برخی کارشناسان نیز معتقدند، کوچ مشتریان از بازارها به معنای کوچ سرمایه گذاران است و افزایش قیمت‌ها در حقیقت فعلا مجالی برای مشتری واقعی باقی نگذاشته است. پیش بینی فعالان بازار، حکایت از آن دارد که مسکن تا 25 درصد امکان ریزش قیمت را پیش رو دارد از این رو احتمال مذکور خریدها را بیش از پیش با رکود مواجه می‌کند.

    •  بازار سردرگم خودرو

    بازار خودروهای وارداتی تنها تحت تاثیر ریزش نرخ ارز نیست بلکه ترخیص خودروهای وارداتی نیز استعداد ریزش در این بازار را تقویت کرده است. در عین حال بهبود روند تحویل خودرو از سوی خودروسازان سبب شده است، برخی خودروهای داخلی نیز با ریزش قیمت روبرو شوند. به گفته فعالان بازار خودرو، بخواهیم یا نه؛ عده ای باید خود را آماده زیان کنند، منظور زیان واقعی است چون با قیمت‌های بالا خودرو خریده‌اند و حالا مجبورند یا با قیمت پایین‌تر بفروشند یا خواب سرمایه‌هایشان را افزایش دهند.

    •  بالا و پایین های ارزی

    در حالیکه برنده شدن بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باعث ریزش چند هزارتومانی قیمت دلار در بازار آزاد شد ولی به نظر نمی رسد این روند سقوطی ادامه دار باشد و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایران و سخت تر شدن تحریم های ترامپی به نظر باید منتظر سیر صعودی دیگری در بازار ارز و به خصوص دلار باشیم.

    فعالان بازارهای مختلف اما پیش بینی می‌کنند، رکود تا زمان رسیدن بازار ارز به آرامشی نسبی ادامه خواهد داشت. این چنین است که چشم بازارهای دیگر به بازار ارز خیره مانده است و هنوز پاسخ روشنی برای این سوال که بخریم یا نخریم در دست نیست.

  • جنگ با گلوله های بیصدا

    جنگ با گلوله های بیصدا

    واقعیت این است که همه ما،  درون یک جنگ تمام عیار هستیم، منتهی، تم این جنگ با آن جنگهای نوستالژیک که در ذهن داریم فرق دارد، یک چیز تازه ایی است .

    بعضی ها جنگی که در آن قرار داریم را جنگ اقتصادی می خوانند. جنگی که آتش آن را ترامپ با خروجش از برجام، روشن کرد. آثارش نه با بمباران و ویرانی و شهادت و جراحت، بلکه با انهدام زیر ساخت های اقتصادی ما رقم خورده است. مجروحان این جنگ میلیونها انسان بالغی هستند که به واسطه سقوط ارزش پول ملی، بیکارشده و شرمنده خود و خانواده هایشان هستند. آنها حتی نمیدانند با چه سلاحی مجروح شده اند !!

    ویرانی آن به شکل بی سامانی قیمت ارز، گرانی افسارگسیخته و تعطیلی کارخانجات و صنایع و یا ورشکستگی صنعت، خود را نشان میدهد.

    ترکشهای این جنگ پایین آمدن ارزش پول ملی مملکت است، در حدی که قیمت کاغذ اسکناس از ارزش خود آن بیشتر است، بنحوی که انتشار و چاپش هم دیگرتوجیه اقتصادی ندارد!!

    کشته های این جنگ، هزاران زن و مرد و کودکی هستند که بنیان خانواده شان بخاطر فقر اقتصادی، متلاشی شده و طلاق گرفته اند، یا کسانی که از شدت بیکاری و فقر نمیتوانند تشکیل خانواده دهند و مجروحان بدحالش، در سطل های زباله،  لقمه ای نان جستجو می کنند.

    جاسوسان نفوذی دشمن در این جنگ، رانتخوارانی هستند که با سوء استفاده از قدرت و ثروت، با انواع روشها از احتکار و قاچاق گرفته تا تقلب و دزدی، عین لاشخورها بر جسد بی جان اقتصاد این مملکت ضربه وارد میکنند.

    فرماندهان این جنگ، برخلاف جنگ معمولی، نه مثل مردم در جنگند و نه حتی کوچکترین سختی می بینند و فقط از دور با غرور نعره مبارزه و وعده پیروزی می دهند!

    بله ما در حال جنگیم، یک جنگ تمام عیار. آثار این جنگ، هر چه جلوتر میرویم، خود را بیشتر آشکار می کند.

    اینکه ده درصد جامعه با سرعت  پولدارتر و نود درصد جامعه به همان نسبت فقیرتر می شوند و این شکاف روزی آنقدر بزرگ می شود که پر کردنش به اندازه یک جنگ واقعی، هزینه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد داشت.

    در این میان، مردم بی نوا، سربازان مجروح و موج گرفته ایی هستند که گیج و مبهوت دور خود میچرخند و نمیدانند چکار کنند.

    بله ما در حال جنگیم و داریم خون می‌دهیم، اما رنگ سرخی خونمان، از خجالتی است که به خاطر فقر اقتصادی بر گونه هایمان نشسته است.

    آیا شما هم صدای کمانه کردن گلوله های این جنگ که از کنار گوشتان میگذرد را می شنوید، یا شما هم گیج این اقتصاد گیج شده اید.

    • بنا نیست هم چوب را بخوریم هم پیاز را

    ژوبین صفاری

    هرچه زمان بیشتر می‫گذرد، انگار بیشتر متوجه می‫شویم که اظهارنظرهای مسئولان نه از سر ندانستن که شاید به عمد قرار است باعث تکدر خاطر مردم شود.

    مگر آنکه مسئولان در یک محیط کاملاً ایزوله به دور از آنچه مردم درک و لمس می‫کنند و بدون ارتباط با هیچ رسانه‫ ای مشغول خدمت‫ رسانی هستند. بارها در رسانه ‫ها از اظهار نظرهای نا به جای مسئولان و بازی شدن با اعصاب مردم سخن گفته شده است، اما باز به جای پاسخگویی درخصوص چرایی شرایط موجود و یا حل ریشه‫ ای مشکلات اعم از اقتصادی و فرهنگی سخنانی گفته می‫شود که نه تنها مرهم درد مردم نیست که اثرات مخربی بر روان جمعی می‫گذارد.

    طی روزهای گذشته سخنانی از سوی برخی مسئولان امر گفته شد از جمله بهتر بودن اقتصاد ایران نسبت به آلمان توسط رئیس جمهوری، درخواست تعویض دنا پلاس با شاسی بلند توسط یکی از نماندگان مردم  و یا کری خواندن‫های بیش از اندازه و البته بی‫ربط وزیر ارتباطات برای هواداران آبی پایتخت، که همه قطعات یک پازل از ندانستن مقتضیات جامعه امروز ایران است.

    تردیدی نیست که طی چند دهه گذشته جامعه ایرانی انواع فشارها، تنش ها و دشواری‫ها را برای زیست خود تحمل کرده است.

    درهمین حال همواره سعی کرده در کشاکش این سختی‫ها با رفتارهای مدنی از جمله شرکت در انتخابات، امید خود را برای عبور از این مراحل سخت حفظ کند. امیدی که البته نه تنها با عملکرد بد منتخبان به یاس عمیق تبدیل می شود بلکه انگار مردم ناچارند با انواع اظهارنظرهای نسنجیده درد مضاعفی را نیز تحمل کنند.

    مردم ایران در برهه های گوناگون برای بهبود شرایط زیستی خود و دلخوش به شعارهای امیدوارانه دولت ها به پای صندوق های رای رفته و  هر بار نا امیدتر از بار قبل، زندگی خود را به انتخابات بعدی گره زده اند.

    ناگفته پیداست سیاست‫های اقتصادی و فرهنگی دولت هر چند که میراث‫دار نابسامانی‫های قبلی نیز باشد دستاوردی جز سخت تر شدن شرایط نداشته است. اما در این شرایط ای کاش به جای اظهار نظرهای بی‫حاصل، مسئولان از مشاوران روانشناس و جامعه شناس بهره می‫برند تا شاید آنها توضیح می‫دادند که این صحبت‌ها نتیجه‫ای جز یاس مضاعف برای جامعه نا امید شده ایرانی ندارد.

    تدبیر برای توسعه اقتصادی کشور را در لوای دادن آدرس‫های غلط نمی‫ توان پنهان کرد.

    شکی نیست که مردم هر زمان که لازم بوده شرایط بحرانی کشور را درک کرده اند اما اینکه حالا هم چوب را بخورند و هم پیاز، نتیجه‫ای جز عمیق‫تر شدن شکاف بین مسئولان و مردم درپی نخواهد داشت. مردم این روزها به همدلی نیاز دارند و نه تهدید و تخیل. که اگر سخن مسئولان نزد مردم کم اعتبار شود اثرات آن تا مدت ها بر سپهر اجتماعی کشور باقی خواهد ماند.

  • آيا 405 يک سدان اسپرت تلقی ميشود؟

    آيا 405 يک سدان اسپرت تلقی ميشود؟

    بـا ایـن حـال نمونه هایـی از 405 بـا حـال و هـوای اسـپرتی نیـز عرضـه شـدند کـه همگـی موفـق بودنـد. اولیـن نمونـه کـه SRi بـود بـا پیشـرانه 9.1 لیتـری انژکتـوری خـودرو موفـق 205 GTi عرضـه شـد. امـا مشـهورترین 405 اسـپرتی کـه در کشـورمان نیـز بسـیار شـناخته شـده اسـت، نمونـه Mi16 اسـت. ایـن خـودرو کـه مجهـز بـه پیشـرانه 16سـوپاپ 9.1 لیتـری )و بعدهـا 2 لیتـری( 160 اسـب بخـاری بـود، توانایـی شـتابگیری از صفـر تـا 100کیلومتـر در سـاعت را در تنهـا 5.8 ثانیـه داشـت و حداکثـر سـرعتی معـادل 230 کیلومتـر در سـاعت بـرای آن متصـور بـود. بـا این حـال بایـد بـه ایـن دو گونـه مـدل محـدود و خـاص T16 را نیـز اضافـه کنید.ایـن گونـه کـه بـرای دریافـت مجـوز شـرکت در مسـابقات رالـی در تیـراژ 1061 دسـتگاه تولیـد شـد،

    از پیشـرانه توربـو 2 لیتـری نمونـه Mi16 بـه قـدرت 200 اسـب بخـار بهـره میجسـت و عـاوه بـر ایـن مجهـز بـه سیسـتم انتقـال قـدرت بـه هـر چهـار چـرخ بـود کـه بعدهـا بـه نمونـه Mi16x4 نیـز بـه ارث رسـید. 60 دسـتگاه از ایـن ابـر 405 بـه پلیـس فرانسـه تحویـل داده شـدند و در نـاوگان آن حضـوری پررنـگ داشـتند.

  • خودرويی که ملی نشد

    خودرويی که ملی نشد

    اصطـلاح خـودروی ملـی نخسـتین بـار در اوایـل دهــه هفتــاد شمســی در ســازمان های رســمی ایــران ، از جملــه مجلــس شــورای اسـلـامی، وزارت صنایــع و ســازمان گســترش و نوســازی صنایــع ایــران مطــرح گردیــد. پــروژه خــودروی ملــی پــروژه ً ای موفــق و نســبتا کــم هزینــه بــود کــه از طــرف شــهردار وقــت تهــران غلامحســین کرباسـچی و محمدهـادی نژادحسـینیان وزیـر وقت صنایـع حمایـت میشـد.

    در ایـن پـروژه ، روش هـا و فراینـد کامـل سـاخت یک خـودرو مـورد تحقیق و بررسـی قـرار گرفـت و اثبـات شـد کـه در ایـران تــوان طراحــی و ســاخت خــودرو وجــود دارد.
    نمونه هــای اولیــه ایــن خــودرو کــه بــه صــورت آزمایشـی بـر پایه شاسـی خـودروی شـورلت رویال موجــود در مجموعــه پــارس خــودرو طراحــی و سـاخته شـده بـود، بارهـا در نمایشـگاه های خودرو در محـل دائمـی نمایشـگاه های بین المللـی تهـران در سـالهای ۷۲ تـا ۷۵ بـه نمایـش گذاشـته شـد. در نهایـت، پـس از کشـمکش های سیاسـی و انحـال گــروه طراحــی، پرســنل، اســناد و نمونه هــا بــه شـرکت زامیـاد منتقـل گردیـد و در انتهـا بـا انتقـال مســتندات بــه گــروه صنعتــی ایــران خــودرو، بــا ً الهـام از ایـن طـرح و احتمـاال بـا اسـتفاده از اولیـن یافته هـای تحقیقاتـی مهندسـین ایـن مرکـز، پـروژه خـودروی بومـی کلیـد خـورد کـه در نهایـت بـه طراحـی و تولیـد سـمند بـر پایـه کپـی بـرداری از خودروهــای خارجــی کــه در ایــران مونتــاژ مــی شــدند، بــه عنــوان اولیــن برنــد ایرانــی خـودرو منتهـی شـد.

    حــرف از کپــی و کپــی کاری کــه مــی شــود، بـی درنـگ یـاد کشـور چیـن و کارخانـه هایـش مـی افتیـم! در اکثـر صنایـع، چینـی هـا بـه کپـی بــرداری و الهــام از محصــوالت موفــق جهانــی علاقــه زیــادی دارنــد.
    از کپـی بـرداری شـرکت هایـی همچـون «هـوآوی» از گوشـی هـای موبایـل شـرکت «اپـل» تـا همیـن صنعــت خودروســازی کــه چینــی هــا از نظــر کپـی بـرداری در آن شـهره جهـان هسـتند! هرچنـد صاحبـان صنعـت خـودرو در ایـران، ثابـت کردنـد کـه، کپـی بـرداری مختـص چینـی هـا نیسـت و آنهـا هـم دسـتی در آتـش دارنـد!
    خودروسـازان وطنـی مـا، بـا تمام حاشـیه هایشـان، گاه بـه الهـام گرفتـن از خودروهـای خارجـی علاقه زیـادی نشـان مـی دهنـد. اگرچـه کپـی بـرداری در طراحـی خودروهـای ایرانـی بـه انـدازه محصولات چینـی ملمـوس نیسـت، امـا وجود شـباهت هـا را نمـی تـوان انـکار کـرد و در خـوش بینانـه تریـن حالـت بایـد گفـت، تیـم طراحـی خـودروی ملـی، حداقـل در مراحـل خلـق آن ، نیـم نگاهـی هـم بـه الگوهـای خارجـی داشـته انـد.

    زمانـی کـه «سـمند» بـه عنـوان خـودروی ملـی، بـه بـازار آمـد، عـده زیـادی از مسـئوالن وقـت، لـب بـه سـتایش ایـن خـودرو گشـودند و آن را افتخـاری ملـی دانسـتند و بـرای سـاختش جشـن گرفتنـد. اگرچـه اهمیـت سـمند در تاریـخ معاصـر صنعـت خودروسـازی کشـور، بـر کسـی پوشـیده نیسـت و ایـن سـمند بـود کـه خودروسـازی ایـران را بـرای اولیـن بـار صاحـب برنـدی ملـی کـرد. امـا اصـرار بـر ملـی بـودن، یـک خـودرو در قـرن بیسـت و یکـم کـه عصـر ارتباطـات اسـت، امـری بیهـوده و خـاف واقعیـت بـه نظـر مـی رسـد. آن هـم خودرویی که در بـدو ورود بـه بـازار از موتـور »پـژو ۴۰۵ »بهـره مـی بـرد! بـه هـر حـال، اندکـی گذشـت، تـا مشـخص شـد کـه »ایـران خـودرو« طـرح سـمند را از یـک شـرکت انگلیسـی خریـداری کـرده اسـت. پلـت فـرم، گیربکـس و موتـور هـم کـه متعلـق بـه «پـژو»بودنـد. شـاید سـمند از ملـی بـودن، تنهـا نـام ایرانـی را بـه یـدک مـی کشـید. البتـه مـا تـاش هـای واحـد تحقیـق و توسـعه شـرکت ایـران خـودرو در بـه ثمـر رسـیدن پـروژه سـمند را انـکار نمـی کنیـم، امـا طراحـی سـمند، کـه تنهـا ویژگـی مسـتقل در شـکل گیـری ایـن خـودرو بـه نظـر مـی رسـید،
    نیـز بـا بررسـی هـای بیـش تـر، مشـخص شـد کـه بـا الگوبـرداری از خـودروی دیگـری بـه انجـام رسـیده اسـت! سمند، در طراحی بیرونی، ترکیبی از چند خودروی معروف است. مهمترین شباهت را می توان، میان سمند و نسل پنجم »فولکس واگن پاسات« (B5)یافت.
    شـاید هیـچ وقـت فکـرش را نمـی کردیـد کـه سـمند شـبیه بـه یـک خـودروی آلمانـی و آن هـم پاسـات از آب درآیـد! بیـش تریـن شـباهت هـم در نمـای جلـو اسـت. سـبک طراحـی چـراغ هـا و جلوپنجـره سـمند، برداشـتی نسـبی از پاسـات اسـت. شـبکه ورودی هـوای پاییـن سـپر، محـل جانمایـی مـه شـکن هـا و زه هـای مشـکی غیـر همرنـگ بـا بدنـه نیـز دقیقـا از روی پاسـات الگوبـرداری شـده انـد. حتـی فـاپ پاییـن سـپر سـمند هـم، ماننـد پاسـات B5 ،بـه رنـگ مشـکی اسـت کـه البتـه در مـدل هـای جدیدتـر سـمند، ایـن بخـش بـه صـورت همرنـگ بـا بدنـه درآمـد. زه هـای کنـاری و سـپر عقـب سـمند نیـز همچنـان اشـتراک بـا پاسـات را حفـظ مـی کننـد، حتـی آینـه هـای کنـاری هـم وام دار آینـه هـای پاسـات هسـتند.
    امـا ایـن همـه ماجـرا نیسـت! تیـم خـلاق طراحـی خـودروی ملـی، بـرای نمـای عقـب سـمند ، سـراغ «هونـدا سـیویک» مـدل ۲۰۰۰ مـی رونـد! و بالاخـره خـودروی ملـی بـه بـازار مـی آیـد.
    خلاصــه کالم اینکــه ، زمانــی کــه خیلــی از کشــورهای آســیایی، همچــون کــره و چیــن وغیــره، بــا حســرت و افســوس بــه خطــوط مونتــاژ کارخانجــات خودروســازی ایرانــی نــگاه مـی کردنـد و مـا در غـرور فـرو رفتـه بودیـم، آنهـا بـه دنبـال سـاخت خـودروی ملـی خودشـان رفتنـد و حـاال، پـس از گذشـت بیـش از 50 سـال در چشـمان مـا بـه جـای غرور، حسـرت و در نـگاه و کالم آنهـا تنهـا غـرور مـوج مـی زنـد.
    آری! صنعت خودروی کشور در حالی به این حال زار افتاده است که قرار بود، در یک برنامه 20 ساله دارای برندی اختصاصی وملی شود، اما…!

  • قاتل زنجيره ای جاده ها از نفس افتاد

    قاتل زنجيره ای جاده ها از نفس افتاد

    پراید در سن 37 سالگی بازنشست شد

    بــازی بــی رحمانــه ای کــه، بــه شــکل رســمی از33 ســال پیــش شــروع شــد. بــا آمــدن خودرویــی کــه رتبــه اول را در تصادفــات جــاده ای و مــرگ و میرهــا دارد. پرایــدی کــه در کارنامــه اش مــرگ هــای زیــادی را بــه ثبــت رســاند و رفــت.
    آمارهـا شـاهدان خوبـی هسـتند، تـا نشـان دهنـد که ایـن قاتـل زنجیـره ای هرسـال چند نفـر را طعمـه خود مـی کـرد، خودرویـی ارزان کـه بـی رحـم جـاده هـا نـام گرفـت. خودرویـی کـه بـا یـک میلیـون و 800 هـزار تومـان متولـد شـد و در آسـتانه 90 میلیـون تومـان بـا بـازار خداحافظـی کـرد.
    پرایـد، امـا مثـل پیـکان نتوانسـت، خاطـره بـازی کنـد و آن طـور کـه بایـد و شـاید وظیفـه پیـکان را بـه نحـو احسـن انجـام نـداد و خاطـرات پیـکان در همـان سـال 84 بـا خداحافظـی اولیـن و قدیمـی تریـن خـودرو ملـی، بـه خـاک سـپرده شـد.

    جاده و ارابه مرگ

    پرایــدی کــه قــرار بــود، جایگزیــن پیــکان شــود و دســت خانواده هــای کــم درآمـد را بگیـرد، امـا نـه تنهـا در حافظــه تاریخــی ایرانیــان جــای بــاز نکــرد، بلکــه در دورهای، اواخــر دهــه هشــتاد تــا میانــه دهــه نــود، بــا انتقــادات تنــد و تیــزی روبــرو شــد، تــا جایــی کــه رییــس پلیــس راهــور ناجــا اعــلام
    کـرد:« سـهم خودروسـازها، در تصادفــات کــم نیســت و آنهــا ارابــه مــرگ تولیــد میکننــد و بـه همیـن خاطـر پرایـد و پـژو آر.دی. نبایــد در جاده هــای کشــور تــردد کننــد.» در ایــن رابطــه البتــه آمارهــا شــاهدان خوبــی بودنــد کــه بــر ایـن مسـاله صحه مـی گذاشـتند؛
    آمارهایـی کـه نشـان مـی داد، بـه طــور میانگیــن از هــر 100 هــزار نفـر جمعیـت در کشـور ایـران 31 نفــر در ســوانح رانندگــی جــانخــود را از دســت میدهنــد،
    جـاده هایـی کـه در کارنامـه خود کشــته هــای زیــادی دارد. گرچــه در همــه ایــن حــوادث مقصــر فقــط جــاده هــا نیســتند، بلکــه مســائل آموزشــی، نبــود فرهنــگ
    مناسـب رانندگـی و ایمـن نبـودن جـاده هـا هـم بـه ایـن موضـوع کمــک مــی کنــد.
    مشــکلاتی کــه در کنــار پرایــد قاتــل، پررنــگ تــر شــدند، هــر چنــد كــه از ســال 86 بــه بعـد بـه روايـت آمـار از ميـزان تصادفـات جادهای درون و برون شـهری كاسـته شـده اسـت، اما هنوزهــم آمــار حــرج و فــوت ناشــی از ســفرها و حمــل و نقــل زميــن، آنقدر هســت كــه مــو را بــر تــن راســت كنــد و خانواده هايــی را بی سرپرســت و ماتــم زده.

    بی مهری پراید

    «پرایــد» بــا تمــام ایــن بی مهری هــا؛ بــرای صنعـت خودروسـازی ایـران منافـع بسـیاری هـم داشـته اسـت و شـاید بـه همیـن خاطـر بـود کـه باموانـع بسـیار بـرای بازنشسـتگی زوتـر از موعـد روبــرو شــد.
    بمانــد کــه بــرای عــدهای خودرویــی ارزان، بــرای تعــدادی خودرویــی، بــه صرفــه و بــرای عــده دیگــری در دســترس اســت، امــا واقعیــت اینجاســت کــه 250هــزار زخمــی و بیــش از 27هــزار کشــته جــادهای کشــور در ســال، بــا تلفــات یــک جنــگ تمــام عیــار برابــری میکنــد و هـر سـال ایـن آمـار تکـرار و تکـرار می شـود،
    تــا بســیاری از شــهروندان ایرانــی جــان خــود را بــه بدتریــن شــکل ممکــن از دســت بدهنــد. اینهــا همــه در حالــی اســت کــه طبــق گــزارش پلیـس راهنمایـی و رانندگی، 40 درصـد تصادفات جـادهای در کشـور مـا از نـوع واژگونـی اسـت.
    ضعــف در ســاختار بدنــه خودروهــای تولیــد داخـل از مهمتریـن عوامـل شـدت بخشـیدن، بـه صدمــات وارده و افزایــش جانباختــگان ســوانح رانندگــی شــناخته شــده کــه ســهم 60 درصــدی پرایــد، در آن بــه شــکل جــدی مشــخص اســت.
    امــا چــرا بــا وجــود اینهمــه خســارت و مــرگ ناشــی از پرایــد مــا بــاز هــم در صــف هــای طولانـی خریـد ایـن خـودرو ناایمـن می ایسـتیم؟
    مهـدی تدینـی، آسـیب شـناس اجتماعـی در ایـن رابطـه معتقـد اسـت : عـادت بـه مـرگ از خـود مــرگ بدتراســت و بســیار ناگوارتــر از توجیــه مــرگ اســت، بــا توجــه بــه اینکــه مــا اکنــون دچــار مــرگ تدریجــی بــا پرایــدی شــده ایــم کــه دیگــر برایمــان تلــخ نیســت و در برابــر آن مقاومــت مــی کنیــم. او بـا اظهـار تاسـف از اینکـه پرایـد اکنـون، مانند طنــزی تلــخ و اســباب شــوخی و خنــده شــده اســت، مــی گویــد: بــا نگاهــی بــه تصادفــات جــادهای ســال ۱۳۹۷ متوجــه مــی شــویم کــه بیــش از 9 هــزار نفــر در دو خــودروی پرایــد و پــژو ۴۰۵ کشــته شــدهاند. ایــن همــان شــوکرانی اســت کــه تلخــی ِ اش را در ذهــن جمعــی مــا از دســت داده اســت و بــه ســادگی از کنــار آن میگذریــم.

    طنازی های بی مزه

    ایـن آسـیب شـناس اظهار تاسـف می کنـد از اینکـه پرایـد، دسـتمایۀ شـوخی و طنازی هـای بیمـزه؛ شـده اسـت. بـه نظـر او مـا گاهـی اوقـات از آمـاری کـه واقعـا وحشـتناک اسـت، بـا یـک نـچ نـچ و تاسـف وآه سـاده مـی گذریـم، امـا خودمـان همــان کار را انجــام مــی دهیــم و ایــن ارابــه هـای مـرگ را تـوی جـاده هـا مـی رانیـم .
    بــه نظــر ایــن کارشــناس اجتماعــی گویــا اینهمــه آمــار مــرگ بــرای ایرانــی هــا قابــل درک نیسـت، آنهـا خـودرو را بـا هتـل و جای اســتراحت عــوض کــرده انــد. بــا خــودرو ســفر مــی کننــد، در آن مــی خوابنــد، بیــدار مـی شـوند و غـذا مـی خورنـد و بـه راهشـان ادامـه مـی دهنـد و بـا اینکـه بزرگترین ضعف پرایـد عـدم ایمنـی اسـت، امـا بـه هـر حـال بـی کیفیتـی ایـن خـودرو دلیـل نمـی شـود کـه مـردم از خریـد ایـن وسـیله نقلیـه مرگبار چشـم بپوشـند.
    تدیـن ادامـه مـی دهـد: «پرایـد» بـرای عـدهای خودرویــی ارزان, بــرای تعــدادی خودرویــی ناایمـن, بـرای کسـانی خودرویـی بـا صرفـه و بــرای عــدهای دیگــر خودرویــی نامطمئــن اســت. »پرایــد« بــا تمــام ایــن بی مهری هــا؛ بــرای صنعــت خودروســازی ایــران منافــع بسـیاری هـم داشـته اسـت.
    وی مــی افزایــد: واقعیــت اینجاســت کــه 250هـزار زخمـی و بیـش از 27 هزار کشـته در سـال در جـاده هـای کشـور بـا تلفـات یـک جنـگ تمـام عیـار برابـری میکنـد و هر سـال ایــن آمــار تکــرار و تکــرار مــی شــود، تــا بسـیاری از شـهروندان ایرانـی جـان خـود را به بدتریـن شـکل ممکـن از دسـت بدهنـد. این هـا همـه در حالـی اسـت کـه طبق گـزارش پلیــس راهنمایــی و رانندگــی، 40 درصــد تصادفــات جــادهای در کشــور مــا از نــوع واژگونــی اســت و ضعــف در ســاختار بدنــه خودروهـای تولیـد داخـل از مهمتریـن عوامل شـدت بخشـیدن بـه صدمـات وارده و افزایش جانباختـگان سـوانح رانندگـی شـناخته شـده اسـت، بـا توجـه بـه اینکـه پرایـد سـهم 60 درصـدی از ایـن حـوادث مرگبـار را بـه خـود اختصــاص داده اســت.

  • فرسوده هايی که با گرانی وصله شده اند

    فرسوده هايی که با گرانی وصله شده اند

    بمانـد کـه سـودجویان هـم بیـکار ننشسـته انـد و در ایـن بـازار غیررسـمی، بـه دنبـال ماهـی هـای بـزرگ مـی گردنـد.
    اقتصـاد بیمار مـا اکنـون، سـرطان بدخیمـی شـده کـه گریبـان بـازار خـودرو را گرفتـه اسـت. ایـن بـازار حـالا برخـاف اصـول علـم اقتصـاد حرکـت کـرده و بـه جـاده خاکـی زده اسـت. جـاده ای کـه قیمـت خودروهـا را بـر اسـاس میـزان کارکـرد آن معیـن نمـی کنـد و بـه همیـن خاطـر شـاهد افزایـش قیمـت فرسـوده هـای کهنـه در بـازار هسـتیم.
    اتفاقـی کـه در هیـچ کجـای دنیـا نمـی افتـد. خودروهـای کار کـرده ای کـه تـا همیـن چنـد وقـت پیـش قیمـت چندانـی نداشـتند و حـاال بـه انـدازه یـک ماشـین صفـر بـه فـروش مـی رسـند. بازی با اعداد و ارقام اکنون باعث شده که قیمت خودروها، با ارز و طال و دالر سنجیده شود و این بار به خودرو تنه بزند.
    حـالا بـا گـران شـدن خـودرو در ایـران، فرقـی نمـی کنـد کـه تصادفـی باشـد یـا دسـت چنـدم هایـی کـه چنـد بـار چـپ کـرده انـد؛ بـازار خودروهـای تصادفـی، داغ داغ اسـت.

    دلالان سردمدار بازار خودرو

    با نگاهی به گذشته متوجه می شویم که این اتفاق از زمانی شروع شد، که قطعه سازان از تامین قطعات جا ماندند و مشکالت تامین قطعه وصل شد به تعهداتی که به سرانجام نرسید . اینجا بود که بازار عرضه خودروها به حاشیه رفت و دلالان سردمدار بازار شدند.
    نتیجه این اتفاقات یک چیز بیشتر نبود، اینکه مشتریان باید با پولی که در گذشته توانایی خرید یک خودروی نو را داشتند، اکنون به یک خودروی دست دوم بسنده می کردند. به گفته فعالان بازار خودرو، از زمانی که قیمت خودرو افزایش شدیدی را تجربه کرده است، خرید و فروش خودرو های دست دوم نیز رونق گرفته ، به طوری که در حال حاضر، مراکز تعویض پالک و معاینه فنی، روزانه پذیرای تعداد زیادی از خریداران و فروشندگان خودرو هستند

    قیمت های سلیقه ای

    خریداران و فروشندگانی که اکثرا در فضای مجازی به توافق می رسند و با قیمت های سلیقه ای پای معامله می روند. سالیقی که سر و تهش ختم می شود به «گرانی» تا مردم با خودروهای دست دومشان تجارت کنند.
    شاید به همین خاطر بود که پلیس فتا در پی افزایش شدید قیمت ها در بازار خودرو و مسکن، با حذف قیمت های بازار در سایت ها، خرید و فروش خودرو را ممنوع اعلام کرد تا از قیمت های سلیقه ای جلوگیری کرده و دالالن نتوانند از این آب گل آلود ماهی بگیرند.
    اما چندی نگذشت که با باز شدن دوباره سایت ها و عدم ممنوعیت قیمت گذاری در مهمترین سایت خرید و فروش یعنی دیوار، شاهد رشد دو برابری قیمت هایی بودیم که به گفته اهالی بازار، هیچ منطق خاصی پشت آن نبود.
    قیمت های روانی که بازار خودرو را نشانه گرفته، تا بی قانون تر از قبل ماشین های چپ کرده و فرسوده میدان دار باشند و بر قیمت ها بتازند.

    خودرو کالای سرمایه ای

    به گفته کارشناسان اقتصادی، عمده دلیل رشد این قیمت ها دلالان، واسطه ها و حتی خود مردم هستند که خودروهایشان را مانند مسکن، یک کالای سرمایه ای
    می بینند و تحت تاثیر بازگشت قیمت ها و آزادی عمل آگهی دهندگان، شاهد چنین اتفاقاتی هستیم، در حالی که در بازارهای رسمی شاید کمتر از این قیمت ها را هم به چشم ببینیم.
    رئیس اتحادیه فروشندگان اتومبیل اصفهان، در همین رابطه چندی پیش در گفت و گو با خودرو بانک اعلام کرد: از خردادماه تا مهرماه شاهد افزایش قیمت زیادی در تمام اقلام بوده ایم و بالتبع خودرو نیز بی نصیب نبوده است، اما در دوماه گذشته، با کاهش قیمت ارز و تثبیت نرخ دلار، شاهد کاهش قیمت در برخی از اصناف هستیم.
    حمیدرضا قندی، در پاسخ به سوالی مبنی بر تفاوت فاحش بین قیمت کارخانه با بازار، اظهار داشت: احتمال اینکه دلالان در خارج از کارخانه های خودروساز به دنبال
    خرید ارزان و فروش گران باشند، وجود دارد، امام اینکه خود کارخانه ها بتوانند به صورت آزاد خودرو را در بازار بفروشند، امکانپذیر نیست.
    به اعتقاد او همیشه پای دالالن در بازار خودرو باز بوده، اما این بار خود مردم قیمت ماشین های دست دومشان را بالا برده اند.
    به گفته علی مطلبی که خودش یکی از فعالان بازار خودرو است، کاهش قدرت خرید مردم، باعث شده که روی به کهنه های دست دوم و تصادفی بیاورند و در این
    میان چون نظارت خاصی هم وجود ندارد، به هر قیمتی که دلشان می خواهد، خودرو خود را در سایت های فروش عرضه می کنند.
    بهنام هم یکی از فروشندگانی است که می خواهد، خودرو پارسش را بفروشد. به نظر او وقتی این ماشین تمام زندگی او محسوب می شود، در این اوضاع گرانی
    که هر چیزی قیمت واقعی اش را ندارد و با گرانترین قیمت عرضه می شود، نباید انتظار داشت که قیمت خودرو بالا نرود، حتی اگر دست دوم باشد.
    افزایش نجومی و غیرمنطقی قیمت ها در شرایطی است که به گفته خودروسازان، تا حدود ۹۰ درصد این خودروها، داخلی ساز بوده و وابستگی به قطعات خارجی ندارند؛ اما برخی از کارشناسان وابسته به خودروسازان، گران شدن دالر و برخی هزینههای این چنینی را دلیل موجهی برای گرانی عجیب خودرو می دانند، موضوعی
    که حداقل در بازار دست دوم خودروها، محلی از اعراب ندارد…