دسته: تحلیل سینما

  • تخته گاز تا سـینما

    تخته گاز تا سـینما

    بــه عنــوان مثــال در فوتبــال، در صنعــت خــودرو، در گردشــگری و … . در ایــن بیــن بســته بــه اینکــه چقــدر آن بِیــس بیزنســی مردانــه اســت ورود سـینما هـم بـه آن عمیق تـر و کهن تـر اتفـاق افتـاده و بـی تردیـد تلفیـق سـینما و خـودرو از بقیـه ریشـه دارتـر اسـت، چـرا؟ چـون ماهیـت سـینما جنسـیتی مردانـه داشـت و تزریـق زنانگـی در شـاهرگ سـینما محصـول همیـن افـه هـای غربـی دهـه جـاری اسـت کـه معمـولا هـم تـوی ذوق مـی زنـد. تصـور کنیـد جیمـز بانـدی کـه بانوسـت و یـا خانمـی کـه قـرار اسـت «ترانسـپورتر» باشـد و نمونه هـای بـه شـدت فیک دیگـر مثـل «فرشـتگان چارلـی» و «ابـرزن».

    *آغاز این رابطه از کجا بود؟

    در هـر حالـی ماهیـت مردانـه سـینما و ماشـین سـبب شــده دستشــان از خیلــی قبــل گــردن هــم باشــد. بــرای دنبــال کننده هــای جــدی ســینما یــادآوری  نمونه هایــی مثــل »Driver Taxi» جنــاب اسکورســیزی، »Job Italian The »سـاخته پیتـر کالینسـون، »in Gone 60 Seconds »سـاخته اچ بـی هلاکـی، تنهـا بدلـکاری کـه کارگـردان شـد، »Proof Death »سـاخته مـرد متفـاوت سـینما تارانتینـو، »Rush»بـه کارگردانـی مـرد کاربلـد سـینما ران هـاوارد سـری فیلم هـای ماشـین محوری و بسـیار پرفـروش »Furious & Fast »و »Transporter The »و بسـیاری از ایـن دسـت. ایـن رویـه هـر چـه جلوتـر رفــت فیلم هــای گیشــه پســندتری تجربــه کــرد و کمتــر اثــری ســاخته شــد کــه وجــوه ارزشــمندی داشــته باشــد تــا اینکــه جیمــز منگولــد بــا تجربــه کارگردانــی آثــاری همچــون »10:3 بــه یومــا 2010 ،» »شـوالیه و روز 2013 »و »لـوگان 2017 »درسـال 2019 ســینمایی دیدنــی «فــورد دربرابرفــراری» را ســاخت.

    *داستان از چه قرار است

    داسـتان فیلـم در سـال ۱۹۶۶ روایـت میشـود و بـه مسـابقات ۲۴ سـاعتهٔ لـه مانـز (The 24 Mans Le of Hours) میپــردازد کــه ایــن مســابقات قدیمی تریــن مســابقه خودروهــای اســپرت در جهــان اســت و به صــورت ســاالنه از ســال ۱۹۲۳ در نزدیکـی شـهر لومـان کشـور فرانسـه و در رشـتهٔ اسـتقامت برگـزار میشـود. در ایـن فیلـم شـخصیت کــرول شــلبی) بــا بــازی مــت دیمــون (طــراح ماشــین اســت کــه ماشــینی انقلابــی بــرای شــرکت فــورد میســازد کــه ایــن ماشــین توانایــی بــه چالــش کشــیدن ماشــین های شــرکت فراری را دارد و شــخصیت کــن مایلــز )بــا بــازی کریســتین بیــل(کـه فـردی نتـرس و راننـدهای حرفـه ای اسـت، قـرار اســت پشــت فرمــان ماشــین شــرکت فــورد بنشــیند.

    *یک جایگزینی خوشایند!

    البتــه بــه اســتناد اخبــار منتشــره گویــا پرونــده سـاخت فیلـم از فوریـه ۲۰۱۸ بـاز شـد و »تـام کروز« و »بــرد پیــت« نخســتین انتخاب هــا بــرای نقش هــای اصلــی بودنــد، امــا هــردو بــه علــت همزمانــی بــا پروژه هــای دیگــر نتوانســتند در فیلــم حضــور پیــدا کننـد و در نهایـت »مـت دیمـون« و »کریسـتین بیـل«جایگزیــن شــدند. هــر دو بازیگــری کــه تجربــه حضورشـان در آثـار تریلـرو مهیـج بسـیار موفـق بود. از »سـه گانـه بـورن« تـا »بتمـن« هـای آقـای نـولان. مــت دیمــون در نقــش کارول شــلبی )بنیانگــذار خودروســازی شــلبی و برنــد مشــهورتیونینگ خــودرو(، کریســتین بیــل در نقــش کــن مایلــز )راننـده تیـم فـورد در مسـابقات لمـان سـال ۱۹۶۶ ) وجــون برنتــال درنقــش لــی یاکــوکا (مدیرارشــد فــورد و پــروژهٔ موســتانگ) حضــور دارنــد.

    *«تفاهم و تقابل دو مفهوم» کلیدی در فیلم

    سـینمایی «فـورد در برابـر فـراری» بیـش از همـه مفاهیـم ورزشـی و دراماتیکـی کـه ارائـه میکنـد، بخوبـی توانسـته دو مفهـوم کلیـدی «تفاهـم و تقابـل» را در کنـار هـم بـه صـورت مـوازی پیـش ببـرد. از یک سـو اثـر در برخـی صحنه هـای اولیـه، بـه تضـاد جالـب فرهنـگ سـازمانی میـان فـراری و فـورد پرداختـه اسـت.«انـزو فـراری» کـه بـه کیفیـت، کالس و اعتبـار متعهـد اسـت و مثـل ترکیبـی از یـک رئیـس مافیـا و یـک فـرد قرونوسـطایی قلمـروش را اداره میکنـد و بـه فـورد بـه چشـم شـاهزادهای کـه بـه یـک کشـاورز روسـتایی برخـورد میکنـد، مینگـرد. بـا ایـن وجـود، »فـورد« هـم شـخصیت ترسـناکی دارد. او کسـی اسـت کــه بــا حضــورش افــراد زیردســتش را بــه لــرزه میانــدازد. امــا فــورد بــا قانونهایــش، گاهــی بقیــه را متعجــب میکنــد و زیردســتش لــی ایاکــوکا را بــه هــر کاری وادار میکنـد، تـا کمپانـیاش برنـده شـود. نمایـش تعامـل مشـترک ایـن دو شـرکت بـا وجـود ایـن فرضیـه کـه ایـن دو فرهنـگ هرگـز نمیتواننـد زیـر یـک سـقف همزیسـتی داشـته باشـند، مثـل همـان چیـزی کـه هسـت نشـان داده میشـود. تیـم فـورد بـه ایتالیـا سـفر میکنـد تـا بـا نامعقولـی خنـدهداری، ایـدهٔ ادغــام یــک حرکــت ناگهانــی را ارائــه دهــد. فیلــم فــورد در برابــر فــراری نشــان دهنده آزادی و فرصتهایــی اســت کــه انســانها در طــول زندگــی بــه دســت می آورنــد. نکتــه قابــل توجــه در ایــن فیلــم حــس رضایــت قلبــی انســانها اســت. شــاید اگــر یکــی از مــا بــه جــای کــن مایلــز بودیــم، در آخریــن لحظــات مسـابقه تصمیمـی متفـاوت میگرفتیـم. ولـی مایلـز بـا رضایـت قلبـی کاری را کـه دوسـت داشـت انجـام داد و از شکسـت نترسـید.

    *نمایش وطن پرستی و نه ملت پرستی در یک اثر ورزشی!

    هنـگام تماشـای اثـر، هـر چنـد بـا یـک فیلـم درام ورزشـی طـرف هسـتیم، امـا جالـب اینجاسـت مـا در فیلـم چنـد نـوع وطـن پرسـتی را میبینیـم. یکـی وطـن پرسـتی ایتالیایـی «انـزو فـراری» را میبینیـم بـا اینکـه ورشکسـته اسـت، ولـی وقتـی پـای مسـابقه درمیـان باشـد، حاضـر نیسـت کنـار بکشـد و ایـن را نوعـی توهیـن بـه خـود میدانـد. دیگـری وطـن پرسـتی کمپانـی فـورد را میبینیـم کـه فقـط بـرای منافـع شـخصی و سـازمانی اسـت و «هنـری فـورد دوم» کـه عملا یـک مدیـر مقتـدر را در چهـره او نمیبینیـم و فقـط میخواهـد، هزینـه کنـد تـا افتخـاری را بخـرد و حتـی درمیـان مسـابقه بـه راحتـی بـه رسـتوران مـیرود کـه شـام بخـورد، ولـی رقیـب او انـزو فـراری لحظـهای محـل مسـابقه را تـرک نمیکنـد و در نهایـت وطـن پرسـتی مایلـز را مشـاهده میکنیـم کـه بـا اینکـه شـخصیت کامـ ًا مغـروری اسـت، ولـی در نهایـت فـداکاری بزرگـی انجـام میدهـد. ایـن مـورد نیـز از دیگـر مـواردی اسـت کـه تماشـای ایـن اثـر را بـرای مخاطبانـش لذت بخـش می کنـد و در فرامتـن میتـوان بیشــتر بــه آن پرداخت.

    *صریح و بی تعارف با مخاطب

    در پایـان و بـا توجـه بـه اینکـه ایـن احتمـال وجـود دارد کـه شـما فیلـم را ندیده ایـد، پـس اگربـه دنبـال یـک تجربـه دو سـاعته و نیمـی بی خطـر هسـتید کـه فـارغ از داستان سـرایی، از نظـر بصـری جـذاب باشـد و صحنه هــای رقابــت ماشــینهای اســپورت را بــه ضمیمــه صــدای دلنشــین موتورشــان نمایــش دهــد،
    پـس بایـد بـه تماشـای «فـورد علیه فـراری» بنشـینید. امــا اگــر داستان ســرایی در درجــه اول بــرای شــما قــرار دارد ومشــتاق شــنیدن داســتانی بدیــع هســتید،
    انتظـارات شـما اصـلا بـرآورده نخواهـد شـد. اینطـور بــه نظــر میرســد کــه هــر ســال چندیــن «فــورد علیــه فــراری» در ژانرهــای مختلــف اکــران میشــود کـه همگـی در یـک ویژگـی یکسـان هسـتند؛ آثـاری کــه کارگردانــی بینقــص، امــا ســناریوی پراشــکالی را دارنـد.

  • سینمای ایران ناتوان در برخورد با قتل های نرسالاری

    سینمای ایران ناتوان در برخورد با قتل های نرسالاری

    محمد بندرعباسی:

    اینکه مردی زنی را بکشد که اتفاقا با اونسبت نسبی یا سببی دارد قبل از هر قضاوتی یک گمانه را در اذهان دور و نزدیک، آشنا و غریبه یا حتی دوست و دشمن متبادر می سازد؛ «قتل ناموسی» یا به قول «کامبیزنوروزی» حقوقدان، «قتل های شرافتی.» پدیده ای شوم که بیش از هر کاستی ناشی از فقر فرهنگی و کم خردی ناشی از مردسالاری یا به قول دکتر «احمد پدرام» نر سالاری است. در واقع این طور می شود گفت که قتلهای ناموسی یا شرافتی که بهارمان را زمستان کرد ، حکایت از وجود لایه های بسیار تیره و تاریک در حیات اجتماعی ایران دارد که افزون بر دردناک و هراسناک بودن مضاعف این قتل ها (قتل یک عضو خانواده به دست عضوی دیگرکه غالبا عناصر اناث توسط عناصر ذکور آن هم با میلگرد و تبر و داس و تفنگ به قتل می رسد) پیامدهای آنها مثل فروپاشی خانواده ها، داغهایی را برای خانواده و جامعه ابدی میسازند و در این قبیل خانواده ها که بستر چنین جرایمی هستند مرد ناچار است برای اعاده حیثیت از دست رفته یا لکه دار شده خانواده ( از سوی یکی از زنان خانواده) او را بکشد. در این بین – واژه نامبارک «غیرت» روی والد شوم خود که کلمه تعصب است می آید تا هر
    فعلی با هر اسلحه ای را بدیهی سازد
    تراژدی شوم و تلخی که «محمد آقا زاده» منتقد و مدرس سینما در ماهنامه دنیای تصویر و در نقد محتوایی فیلم سینمایی قیصر به آن تاخت؛ …«این چه فعلی است که باید تجاوزی انجام شود، قتل یا قتل هایی صورت بگیرد تا مرد یا مردانی غیرتمند جلوه کنند.»… به قول مصطفی داننده روزنامه نگار و فعال اجتماعی …« غیرت مساوی با خشونت نیست. لطفا جهل را غیرت تعریف نکنیم. همسری که سر زنش را کنار رودخانه میبرد، پدری که با داس دخترش را به قتل میرساند و یا پدری که به خاطر دیر آمدن دخترش او را به کام مرگ میکشاند را غیرتمند ننامیم. نگوییم مرد است و غیرتاش! به خدا که نام این رفتار غیرت نیست.
    اشتباه فهمیده ایم. اشتباه به ما منتقل کرده اند. برخی مردها به خاطر غیرت آبروی دیگر مردها را هم میبرند. دستهایی که به خون آلوده میشوند، دستهای یک مردغیرتی نیست. دستهای مرد غیرتمند برای در آغوش کشیدن دختر و همسرش و در حمایت از آنها باز میشود…. » این در حالی است که به دلایلی نمی دانیم در سال جاری ماجرای چند قتل ناموسی در رسانه ها بولد شد. گزارش هایی که به سرعت برق و باد در فضاهای مجازی «ترند» شد تا طرح ها و لوایح حمایتی از زنان را در ایران که یکی از حلقه های مفقوده قوانین است دوباره از زیرین ترین گزینه های زیرمیز به روی میز بیاورد ولی گویا اگر قتلی رخ ندهد و داسی به آسمان نرود کسی آن را دنبال نمی کند ، هر چند رئیس تحول خواه دستگاه قضا گفته بود « در فقره پرونده رومینا اشرفی باید عبرت آموز عمل شود.

    سلبریتی های آفلاین با خون فالوور دارند

    در این حین البته نباید از دوز بالای عنصر درام در این قبیل گزارش ها غافل شد، همان عنصری که در فضای رسانه های رسمی و غیر رسمی یا خودی و غیرخودی این سوژه ها را بسیار بیشتر از بقیه سوژه ها داغ می کند و شاید همین التهاب است که منطق را قربانی فشار افکار عمومی می کند و بعد از چند روز سوژه داغ دیگری خون «رومیناها، فاطمه ها و ریحانه ها » را می شوید و می برد. اینجاست که داغ ها بر دل ها می ماند و خون ها بر داس ها می خشکد و حمایت های قانونی به همان گزینه های زیرمیز برمی گردد. فقط آنچه می ماند اظهارنظرهای بی منطق و احساسی است که پیج ها و صفحات حاوی اخبار قتل های ناموسی را ترند می کند تا دخترکان و زنان به قتل رسیده بعد از مرگ دردناک شان در شبکه های اجتماعی سلبرتی شوند ، سلبریتی های آفلاینی که با خون خود فالوور جذب می کنند.

    سینمای ایران و قتل های ناموسی در سینمای بعد از انقلاب

    اما نکته جالب در این میان هشدارها و واکنش هایی است که سینمای ایران به این موارد نشان می دهد. یکبار با فیلمی مثل «عروس آتش» خسرو سینایی و یکبار با سینمایی «بمانی» ساخته داریوش مهرجویی. جالب اینجاست 10سال بعد از ساخت سینمایی جنجالی سینایی که اکران آن در برخی شهرهای خوزستان ممنوع شد آمارهای منتشره از خبرگزاری ایسنا خبر از قتل ناموسی 375 الی 450 زن می دادند، آماری که اعلام می کرد این عدد 20 درصد از مرگ زنان را در شهر اهواز تشکیل می دهد و تازه در شهرهای  استانی مثل کردستان این آمارها را حتی نمی توان رصد کرد!

    به عنوان مثال اردیبهشت سال 1393 هادی مصطفایی، معاون وقت مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی گفته بود که حدود 19درصد قتل ها در کشور با انگیزه ناموسی صورت میگیرد. به گفته این مقام پلیس حدود 62 درصد «مقتولان زن به دست بستگانشان» به قتل رسیده اند، که البته آمار شفاف و روشنی از توزیع جغرافیایی آن در دست نیست!
    کار سینما با این قبیل جنایت ها تمام نشد چرا که در مرور ژانر اجتماعی سینمای ایران آثاری شاخص هست که اتفاقا هربار در زمان اکران بحث برانگیز شده اند و بعضا کارشان به درگیری های سیاسی بین سیاسیون هم کشیده شده است که معروف ترین آنها «خانه پدری» کیانوش عیاری بود. البته آثاری مثل «گیس بریده» جمشید حیدری یا «مغزهای کوچک زنگ
    زده» هومن سیدی و «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» ساخته فرزاد موئتمن هم فیلمهای مطرحی در این حوزه هستند.
    این در حالی است که نسبت دادن «قتلهای ناموسی» علیرغم استمرارش در ساختار اجتماعی ایران، روی پرده سینما، بدون شناخت اجتماعی و در نظر گرفتن فرهنگ عامه و تاریخ، ارتجاعی به نظر میرسد و دایره این ارتجاع با نوعی بررسی ژورنالیستی سطحی توأم است. جواد طوسی، منتقد سینما و قاضی پیشین دادگاه های خانواده در این باره معتقد است که «اگر با نگاه واقع بینانه مرور اجمالی بر سینما داشته باشیم که فیلمها از ارزشهای مضمونی، ساختاری و اجرایی برخوردار باشند، تعداد فیلمها اندک است. البته این مسئله به بضاعت سینمای ما بازمی گردد که در یک شکل درست و بنیادین بخش خصوصی تعریف نشده تا از کارآمدی برخوردار باشد و در نگاه کلان حرفه ای سراغ مضامینی برود که بخشی مبتنی بر رئالیسم صرف اجتماعی، گونه شناسی و همچنین نگاه فرمالیسیتی باشد.» او در دفاع از اثر برجسته عیاری می گوید : «خالق اثر نگاه دغدغه مند دارد و رفتار ایجابی در این سالها مورد برخورد نامنعطف سلبی قرارگرفته است. خانه پدری جدا از قسمتی که خشونت فیزیکی عریان نمایان شده نگاه کاملا آسیب شناسانه اجتماعی تاریخی دارد.» با پذیرش این موارد لازم به ذکر است که تعداد فیلم ها در سیر تاریخی استثناست و نمی تواند در چرخه تولید قراربگیرد. در واقع مسئله متوجه سیاستگذاران و مدیران فرهنگی است؛ چرا که تداوم آزمون و خطا سعه صدر و آشتی پذیری سالم میان مدیر فرهنگی و فرهنگساز صورت نگرفته است. سینمای ما مبتنی بر سیاستگذاری دولتی است لذا باید مطالبه به حق داشته باشیم که فیلم سازانی که نگاه فرهنگی دارند جدی گرفته شوند.

    پرده آخر یا تیتراژ پایانی

    با وجود همه این دیدگاه ها برخی اعتقاد دیگری دارند و همین آثار  اندک تولید شده در این گونه را نه تنها نمی پسندند که با تولیدشان مخالف اند. این افراد نه سیاسیون اند که دنبال موج سواری رسانه ای باشند و نه دلواپسان جامعه اند. لیلا شعبانی که منتقد و مدرس سینماست معتقد است : «مدیوم پیشروی سینما قرار است انگاره های کنشگرایانه ضد عرفی و گاهی ضد شرعی را از جامعه پاک کند نه اینکه به آن نسبت دهد. سینما مدیوم بسیار مهمی است که در معرض جهانیان قرار دارد و سایر کشورهای جهان برای رفتارشناسی یک ملت، فرهنگ آنها و شناخت تاریخ به فیلمهای سینمایی تولیدشده در کشورشان مراجعه میکنند. نمایش قتلهای ناموسی در قالب اثر نمایشی تصدیق نکاتی است که در خارج از کشور به فرهنگ ایرانی نسبت میدهند که نمونه شاخص این نسبت دهی را در فیلم گذرگاه (crossing over) از وین کرامر محصول 2009 میتوان جستجو کرد یا فیلم «بکارت» از سعید خوزه که مسئله قتل های ناموسی را به شکلی به بدنه فرهنگ ایرانی، نسبت میدهند ؛ حال آن که مستقل از تغییرات سیاسی، بدنه اجتماعی ایران رشد و نموی نداشته است». از این منظر هم می توان ورود سینما به قتل های ناموسی را نقد کرد؛ ً چرا که شکل ارتجاعی قتل ناموسی در فیلم ها معمولا درپی روابط عاشقانه غیرمجاز، خیانت به همسر، زنا و از دست رفتن بکارت و نمونه های مشابه رخ میدهد که گواهی بر این نکته که زنی گناهی مرتکب شده است و مرد می تواند در عصبانیت او را بکشد!!

    سینمای

    این هفته | inhaftemag.com

  • ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    همین چند ماه پیش، وقتی که هنوز در تدارک نوروز و تردید های قرنطینه بودیم، اگر کسی از « اکران آنلاین » در ایران حرف می زد، سینمایی ها در ذهن شان عجایب هفتگانه را هشتگانه می پنداشتند؛ که خب البته حق هم داشتند، اما این اتفاق در کمال ناباوری افتاد.

    امروز آنقدر اکران آنلاین بدیهی شده که از ابراهیم حاتمی کیا اوجی» اش تا سیروس الوند با «آنجا همان ساعت» که ِبا «خروج بسیارمخالف این پدیده است، همه به صف شدند.

    راه دومی در کار نیست

    یکی از موافقان این شیوه نوین که اتفاقا از اقتصاد اندیشان سینماست؛ علی سرتیپی است. او مدیر شرکت پخش فیلمیران و یکی از تهیه کنندگان پر کار و تا حدود زیادی پول دار» لقب دارد که معتقد است : «من اینطور فکر می کنم اگر بخواهیم آنی و فوری با قضیه کرونا در صنعت سینما برخورد کنیم، باید قضیه اکران آنلاین فیلم ها را جدی تر بگیریم چون در حال حاضر راه دومی وجود ندارد». البته حق با اوست، اما از یاد نبریم که اکران آنلاین می تواند اوضاع سینماها را از لحاظ اقتصادی با چالش روبرو کند و سینماداران برای جذب مخاطب باید راه های نوین تری را به کار گیرند.

    من به این چالش تن می دهم ؛ ناچارم و موافق

    رامبد جوان که سمت های گوناگونی در همه قالب های نمایشی را تجربه کرده است، دومین تهیه کننده ای بود که پا در وادی اکران آنلاین گذاشت. او که به همراه محمد شایسته تهیه کننده و سرمایه گذار سینمایی «طلا» بودند در این جایگاه ایستاد و با اعلام اینکه « من به این چالش تن می دهم ؛ ناچارم و موافق» گفت : « ببینید طبیعی است با هیچ فناوری دیگری نمی شود فیلمی که برای پرده عریض تولید شده را دید و همان کیف را برد چون به اعتقاد من لذت تجربه یک اتفاق جمعی و حضور دراجتماعاتی همچون سالن سینما و لذت تماشای فیلم به همراه خانواده را نمی توان با فناوری های نوین از بین برد، اما در حال حاضر راه دیگری هست؟» جالب است بدانید که سینمایی «طلا» به کارگردانی پرویز شهبازی، فیلمی در ژانر اجتماعی است که از چهارشنبه 10 اردیبهشت به اکران در سینمای آنلاین رسید و با گذشت 48 ساعت، از مرز 50 هزار بلیت گذشت.

    رویایی که «نتفلیکس» محقق کرد

    البته با احترام به این دو دیدگاه از یاد نبریم که چالش بر سر «اکران اینترنتی» و نسبت آن با «هنر صنعت سینما» در جهان هم چندان پدیده تازه ای نیست. کم نیستند فیلمسازان بزرگ و پیشکسوت سینما از استیون اسپیلبرگ گرفته تا مارتین اسکورسیزی در هالیوودی ها تا داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی در سینمای وطنی که گاه از سر افسوس و گاه با لحنی تند و صریح بر اصالت «فیلم دیدن در تاریکی سینما» تأکید کردند تا شاید جلوی این تغییر را بگیرند، ولی این در حالی بود که قدرت فضای مجازی بهترین پشتوانه برای عبور از سنت فیلم دیدن در سالن سینما به شمار می رود.

    شاید اگر همین بزرگترها کمی به قول جوان ترها «گجتی» تر بودند، آنقدرها هم به این فرم و مدیوم اصرار نمی کردند. به یاد داشته باشیم که نتفلیکس که در آغاز یک شرکت اینترنتی «سفارش فیلم» بود، با بهره گیری از تجربه «تلویزیون های کابلی» توانست بر بستر اینترنت، فضایی را ایجاد کند که مخاطبان در هر نقطه ای از جهان بتوانند به جای سفارش فیلم و دریافت نسخه دی وی دی آن، به صورت آنلاین فیلم درخواستی خود را از طریق تلویزیون، رایانه شخصی و یا حتی تلفن همراه به تماشا بنشینند و این شاید چیزی شبیه کابوس برای فیلمسازانی بود که زمانی می گفتند «مگر می توان لذت وسترن را جز روی پرده نقره ای بزرگ درک کرد؟»، اما حکم تحقق یک رویا را برای نوجوانان و جوانان عصر اینترنت داشت!

    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران
    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران  ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    آقایانی کاتولیک تر از پاپ

    به قول یکی از سینما گران « برخی از دوستان سینماگر ما برای پرده سینما تقدسی قائل اند که میزان آن از کسانی که این پرده را خلق می گوییم که فلانی کاتولیک تر از پاپ ً کرده اند بیشتر است! اصطلاحا است؛ سینما یک ابزار است؛ چرا باید تقدس داشته باشد؟ این ابزار تا زمانی قابل استفاده است که پاسخگوی نیازهای ما باشد؛ اگر زمانی پاسخگوی نیازهای ما نباشد باید آن را تغییر دهیم». این بجث که مطرح شد خیلی زود محمدقاصد اشرفی، رئیس انجمن سینماداران در گفت و گویی که با یکی از خبرگزاری ها داشت خیلی محترمانه تهدید کرد: «صاحبان آثار سینمایی مجاز هستند که فیلم های خود را به هر نحوی که تمایل دارند در اختیار مخاطبان سینما قرار دهند، اما فیلمی که در در آینده ًفضای مجازی و یا شبکه نمایش خانگی ارائه شده باشد، قطعا در سینماها اکران عمومی نخواهد شد.»

    توقیفی هایی که پای کار آمدند!

    همین  4 سال پیش بود که فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا» به کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا کاهانی توقیف شد و هیچ زمان نتوانست رنگ پرده را به خود ببیند. هر چند او به این روال عادت دارد، اما کاهانی در طی این سال ها تلاش های بسیار زیادی برای اکران فیلمش کرده و همیشه به دربسته خورده است. آخرین بار هم وقتی محکم پشت این در بسته میخکوب شد که محمدحسین لطیفی از اعضای شورای پروانه نمایش آب پاکی را روی دست کاهانی ریخت و گفت: «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» امکان اصلاح ندارد و بنابراین مجوز نمایش نخواهد گرفت». با این وجود و به رغم چنین حرفی کاهانی برای اکران آنلاین این فیلم ابراز تمایل کرده است. در بخشی از صحبت های او در صفحه اینستاگرامش خطاب به مردم آمده است: «پس از چند سال انتظار، توقعی ندارم جز اینکه شما – بدون سانسور- تماشاگر فیلم باشید. وقتی می گویید فیلم را اینترنتی پخش کنم، مطمئن باشید من هم به آن فکر کردم و اگر مانعی نباشد لحظه ای درنگ نمی کنم. این اثر متعلق به شماست. شما که هر روز در حال پیشرفت فکری و اجتماعی هستید و من خجالت می کشم محصول فکری پنج سال گذشته ام را از شما دریغ کنم».

    «صد سال به این سال ها» دیگر فیلم توقیفی است که متقاضی اکران ششمین دوره جشنواره فیلم فجر آنلاین شده است این اثر در بیست و رونمایی شد، اما بعد از آن با وجود داشتن مجوز اکران فرصت اکران عمومی پیدا نکرد. اما اکنون بعد از  13 سال مرتضی شایسته تهیه کننده این اثر از برنامه ریزی برای اکران آنلاین این فیلم خبر داده است. فیلم کمدی _سیاسی «منشی مخصوص من» نیز متقاضی اکران  آنلاین شده است. (منشی مخصوص من) که 6 سال پیش ساخته شده از حضور بازیگرانی چون؛ حسام نواب صفوی، سیروس گرجستانی و ساناز سماواتی بهره گرفته است. صالح دلدم، کارگردان این فیلم درباره انگیزه هایش برای اکران آنلاین «منشی مخصوص من» به ایلنا گفته است: ((صددرصد فیلم قاچاق می شود، اما با وجود 6 سال توقیف و سنگ اندازی های بسیار برای جلوگیری از اکران، چاره ای جز اکران فیلم ندارم. در واقع به مرگ گرفته اند که به تب راضی شدم.» علاوه بر موارد که ذکر شد فیلم های «خیابان های آرام» به کارگردانی کمال تبریزی، «رستاخیر» ساخته احمدرضا درویش، «خصوصی» ساخته محمدحسین فرح بخش و «کاناپه» به کارگردانی کیانوش عیاری دیگر آثاری هستند که در چند سال اخیر توقیف شده اند و همچنان وضعیت نمایششان مشخص نیست. در این بین شاید اکران آنلاین بتواند یک فرصت طلایی باشد.

    پرده آخر : طعم شیرین حمایت و لذت «اوج» نشینی

    این موارد هر چند قرار است مروری باشد به این پدیده که احتمالا تا انتهای نیمه نخست سال یک شیوه جا افتاده خواهد شد ولی باید تاکید کرد سینمای صد در صد دولتی ما که به قول فراستی «سود در تولید است و نه اکران» همچون مولودی دارای نواقص ژنتیک است که باید تا ابد از آن حمایت شود. شاید به همین دلیل است که سازمان سینمایی به آثاری که تن به اکران آنلاین دادند 300 میلیون کمک کرد تا کمتر کمر خم کنند ولی گفت به آثار دولتی کمترین کمکی نمی کند. اما باید سوال کرد آیا چنین حمایت هایی سینماگران متمایل به بخش خصوصی را دولتی تر و به اصطلاح «اوج» نشین نمی کند؟! خودمانیم طعم فروش میلیاردی با امکان به کارگیری همه ابزارها لذیذ و شیرین است.

    محمد بندرعباسی

    این هفته | inhaftemag.com