دسته: گزارش خبری اجتماعی

  • با یک اتفاق ساده فلج شدم

    با یک اتفاق ساده فلج شدم

    روزی، گریس در حالی که در مرکز خریدی راه می‌رفت اتفاقی برایش افتاد که مسیر زندگی او را به کلی عوض کرد. این ماجرای گریس است که چطور در چند ثانیه مسیر زندگی او دگرگون شد.

    زندگی بی‌نظیری داشتم

    در ماه اکتبر سال ۲۰۱۸، گریس چهارمین سال تحصیل در رشتهٔ پزشکی خود را شروع کرده بود. او چنین به‌خاطر می‌آورد: “من هیچ مانع و مشکلی در برابرم نداشتم”. او دو ماه کارآموزی در شهر میدستون واقع در منطقهٔ کنت انگلستان را به “خیر‌وخوشی” در بخش زنان بیمارستان گذرانده بود.”

    از سال قبل از آن زندگی ایده‌آل خودم را شروع کرده بودم. با یارم در یک قایق زندگی می‌کردیم. من تازه دورهٔ کارشناسی‌ام را تمام کرده بودم و همه‌چیز خیلی مثبت و امید‌بخش بود”.

    در روزی که آن اتفاق افتاد، دوست گریس دنبالش آمد و او را از میدستون به لندن آورد، جایی که بعد‌از‌ظهر همان روز باید به عنوان مربی کلاس آموزش کوهنوردی بچه‌ها حاضر می‌شد. آنها به مرکز خرید وست‌فیلد در استراتفورد رفتند جایی که گریس باید سوار قطار می‌شد و دوستش هم می‌خواست کمی خرید کند. دم پله‌های برقی از هم جدا شدند و گریس باید از میان مرکز خرید رد می‌شد تا به ورودی قطار برسد.

    به طور واقعی و نمادین زندگی ما با هم برخورد کرد

    “چند ثانیه‌ای حس می‌کردم که دارم راه می‌روم، بعد ناگهان انگار از خواب بیدار شدم. این تجربهٔ وهم‌انگیز و عجیبی بود: بیدار شدن در حالی که فکر می‌کنی بیدار هستی”.

    وقتی گریس پس از حدود هشت دقیقه بیهوشی به هوش‌ آمد تنها چیزی که توانست ببیند نور چراغ‌های بالای سرش بود. “احساس می‌کردم در رؤیا یا در آسمان هستم، همراه با نور شدید چراغ‌ها صدای جیغ هم می‌آمد” و چند لحظه طول کشید تا گریس متوجه شد این صدای جیغ خودش بود و بعد با خودش گفت “خدای من! نمی‌توانم پاهایم را حس کنم”.

    برای گریس که در تمام دوران کودکی کتاب‌های پزشکی خوانده بود و همه نشانه‌های بیماری را در خودش جستجو کرده بود و حالا بعد از چند سال تحصیل رسمی در رشتهٔ پزشکی، فوری دریافت که اتفاق خیلی بدی برایش افتاده است.

    “احساس می‌کردم پاهایم دیگر وجود ندارد. احساس می‌کردم از نیمهٔ پایین بدنم جدا شده‌ام”.

    با اینکه هیچ حسی در پاهاش نداشت اما هنوز نمی‌دانست چه بلایی سرش آمده است.

    به او گفتند که چیزی به او برخورد کرده است و چیزی نگذشت که دید جمعیت در اطراف شخص دیگری که در کنار او روی زمین افتاده است جمع شده‌اند.

    در این موقع بود که به گوشش رسید زنی به فرد دیگر حادثه‌دیده می‌گوید:”تو از ارتفاع زیادی سقوط کردی”.

    با شنیدن این حرف گریس موقعیت خود را بهتر دریافت. یک نفر روی او افتاده بود، اما این تمام ماجرا نبود. “بعد‌ها فهمیدم که او نیفتاده بود بلکه خودش را پرت کرده بود”.

    یکی از پرستار‌ها گفت از وضعیت من حسابی ترسیده

    گریس می‌گوید در ابتدای بستری شدن در بیمارستان “لجوجانه” از پزشکان و پرستار‌ها می‌خواست که همه چیز را به طور کامل در مورد وضعیتش به او بگویند.

     

    گریس

    این به او کمک می‌کرد تا استقلال خود را حفظ کند، او به خاطر می‌آورد: “من فکر می‌کنم این برای من راهی بود تا بتوانم محیط اطرافم را کنترل کنم، من نمی‌توانستم بدنم یا جایی که بودم یا کسی که مرا تمیز می‌کرد کنترل کنم”.

    پس از آن او ده هفتهٔ “واقعاً سخت” را در بیمارستان ارتوپدی بگذراند. در این بیمارستان باید هر روز ساعت ۶ صبح صبحانه می‌خورد پیش از آنکه برنامهٔ فیزیوتراپی او شروع شود. هر شب تلاش می‌کرد خودش انگشتان پایش را حرکت دهد.

    گریس “فرسودگی عاطفی” خود را اینطور به خاطر می‌آورد “یاد آن قسمت از فیلم “بیل‌ را بکش” می‌افتادم که قهرمان فیلم به سختی تلاش می‌کرد انگشت پایش را تکان دهد. چون حس پاهایم خیلی عجیب شده بود گاهی فکر می‌کردم: خدای من، موفق شدم، چراغ تلفن همراهم را روشن می‌کردم چون نمی‌خواستم کسی را بیدار کنم و نگاه می‌کردم، نه هیچ حرکتی نبود و باز احساس ناکامی می‌کردم”.

    در این زمان بود که واقعیت وضعیت خود را به روشنی دید: “وقتی که واقعیت خودش را نشان می‌دهد. خوب باید بپذیرم این من هستم با این وضعیت، صدمه دیده‌ام و هرگز هم خوب نخواهم شد. این خیلی خیلی سخت بود”.

    دکتر به گریس گفته بود که آنها فکر نمی‌کنند که او دوباره بتواند راه برود.

    ” آن روز شاید یکی از دلگیر‌ترین روزهای سال بود و با صندلی چرخ‌دارم رفتم بیرون چرخی بزنم و باران شدیدی می‌بارید. یادم می‌آید فکر می‌کردم زندگی برای من به آخر رسیده است. نمی‌توانستم تصور کنم هیچ اتفاق خوبی دیگر در زندگی‌ام ممکن باشد”. او از قفسه‌سینه به پایین فلج شده بود و ناچار باید همیشه از صندلی چرخ‌دار استفاده می‌کرد.

    احساس خشم نمی‌کردم

    ماجرای حادثه‌ای که برای او رخ داده بود چنان احساس‌برانگیز بود که همه، از جمله پرستار‌هایی که به او رسیدگی می‌کردند هم در مورد آن اظهار نظر می‌کردند.

    گریس

     

    در شرایطی که هر کس به او می‌گفت چه احساسی باید داشته باشد او تصمیم گرفت تا همان احساسی که خودش می‌خواهد نسبت به ماجرا پیدا کند. “من فکر کردم: شما هیچ‌کدام نمی‌دانید اگر در این شرایط بودید چه می‌کردید. چنان ماجرای عجیب‌و‌غریبی برای من اتفاق افتاد که فقط اگر برای شما اتفاق افتاده باشد می‌تواند در مورد آن چیزی بگویید”.

    گریس دریافت که “هیچ احساس خشم” نمی‌کند، چیزی که برای دیگران درک‌ناپذیر بود تا جایی که گاهی اوقات او می‌توانست واکنش دیگران را نسبت به احساسش حدس بزند. “طی دو سال گذشته در مورد آن خیلی فکر کردم، هیچ احساس خشمی نسبت به آن مرد نداشتم فقط دلم برای او می‌سوخت و احساس ترحم می‌کردم. با خشم هیچ کاری نمی‌توانید بکنید”.

    به جای خشم او تمام دلسردی و اندوهش را متمرکز بر موقعیت‌هایی کرد که می‌تواند تغییری ایجاد کند، برای مثال یاد دادن به آدم‌ها که نیازی نیست بدون اجازهٔ او صندلی چرخ‌دارش را هل دهند.

    “این خشم مفیدی است چون هم باعث آموزش افراد می‌شود هم می‌توانم در مورد آن حرف بزنم”.

    مردی که روی او سقوط کرده بود به اتهام ایجاد ضرب‌و‌جرح شدید به چهار سال زندان محکوم شد در حالی که گریس می‌گوید حتی برایش مهم نبود که او زندانی بشود یا نشود. او می‌گوید نیازی نیست که او را ببخشد چون هیچ احساس خشمی نسبت به او ندارد.

    اولین سؤالم این بود “آیا هنوز می‌توانم پزشک بشوم؟”

    مهم‌ترین نگرانی گریس پس از این سانحه این بود که آیا می‌تواند هنوز پزشک بشود.

    بله او می‌تواند و حالا در سال آخر تحصیل رشتهٔ پزشکی در کینگز کالج لندن است.

    او می‌گوید دانشگاهش “فوق‌العاده” بوده است، آنها هر کاری می‌توانستند برای حمایت از او انجام دادند.

    “چنین تضمینی به من در این راه کمک کرد. نمی‌دانم اگر نمی‌توانستم سال پس از این حادثه رشتهٔ پزشکی را ادامه بدهم چه می‌توانستم بکنم. این بزرگ‌ترین انگیزهٔ من برای عبور از این سختی‌ها بود”.

    می‌توانم ماه‌ها به آن مرد فکر نکنم

    با اینکه مردی که بر روی گریس سقوط کرد اثر انکار‌ناپذیری بر زندگی گریس گذاشت اما گریس دیگر چندان ذهن خود را مشغول آن نمی‌کند.

    جالب این است که او از دام “اگر چنین می‌شد” خود را رها کرده است.

    گریس

    ” ممکن بود در این حادثه من مرده باشم یا صدمهٔ شدید‌تری دیده باشم. من هیچ نکتهٔ مثبتی در این ” اگر چنین می‌شد” نمی‌بینم چون چنین وضعیتی وجود ندارد. این راهی است که در آن قرار دارم و این واقعیت زندگی من است”.

    او با آرامش به این حادثه نگاه می‌کند و اینطور فکر می‌کند: “اگر او روی زمین می‌افتاد، کشته می‌شد، من آنجا بودم که جلوی مرگ او را بگیرم، این نگاه به من آرامش می‌دهد”.

    صندلی چرخدارم به من احساس قدرت می‌دهد

    تلاش‌های گریس برای بازیابی توانایی راه رفتن نیست. او می‌گوید فقط دلش می‌خواهد در جهانی زندگی کند که دسترسی به همه‌چیز برای افراد معلول آسان‌تر باشد. “در فضای مسلط جامعه و رسانه‌ها که به تو می‌گویند یا باید معلول ناتوان پر‌درد‌ و اندوهی بر روی صندلی چرخ‌دار باشی یا آدم جالبی هستی چون توانستی توانایی‌ات را بازیابی و دوباره راه بروی باید بگویم من از موقعیتی که در آن قرار دارم راضی هستم، صندلی چرخ‌دار به من احساس قدرت می‌دهد. من تلاش می‌کنم در ارتباط با آدم‌ها به آنها بگویم که راه رفتن مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش زندگی نیست. راه رفتن رمز خوشبختی نیست”.

  • مادران اجاره ای

    مادران اجاره ای

    جنین توی موج های دستگاه سونوگرافی نقطه سفیدی است توی سیاهی ها که نشان می دهد سالم است. نقطهای كه بالا و پایین میرود، تاب میخورد و گاهی بی حركت میماند. مثل شبحی که گاهی هست و گاهی نیست. نرخ سمیه 27 ساله 40 میلیون با کلی چانه زنی است. برای هر ماه هم مقرر شده که یکی دو میلیون بر حسب هزینه ها پرداخت شود. او حالا در فاصله دوری از مادر شدن و مطلقه بودن برای هزینه های زندگیش می جنگد.
    روایت سمیه از خیلی وقت پیش شروع شده از دو سال پیش که او مانده و یک خانه اجاره ای، دو کیلومترآنطرف تر شهر. حالا او قرار است در یک خانه شیک نوساز زندگی کند و سهم ناچیز مادریش را با 9 ماه بارداری به ختم برساند، با لهجه روستایی می گوید: خرج زیاد است. این کار هم ثواب داره . نه خلافه شرعه نه خلاف عرفه .
    اتاقک اجاره ای حاشیه شهر را به صاحبخانه پس می دهد تا بعد از 9 ماه بتواند خانه ای در مرکز شهر دست و پا کند. سمیه اسم بچه را هم برای دل خودش انتخاب کرده تا بچه نداشته اش را با یک اسم به خاطره ذهنش بسپارد.
    روایت نرگس اما چیز دیگری است؛ این آخرین امید نرگس است که بتواند خط پایانی بر ناباروریش باشد. یکی از آخرین امیدهای درمان او که بدون دلالان رقم نمی خورد به این خاطر که ممکن است، فرد معامله کننده معتاد از آب دربیاید یا خلافکار باشد و غیره. وجود دلالان به نظر او مهر تاییدی است بر سالم بودن کسی که می خواهد، رحم اجاره بدهد .
    دراین بازار، اما رقم ها مختلف است و دلالان، این وسط سهم خودشان را دارند. عددها از 40 میلیون تومان شروع می شود تا می رسد، به 60 میلیون تومان و حتی بیشتر. رقم هایی که در این تجارت پایاپای بستگی به سن افراد دارد. البته اگر این معامله با ثبت نام در مرکز باروری و ناباروری اتفاق بیافتد، با نصف قیمت تمام خواهد شد، یعنی بین 20 تا 23 میلیون تومان؛ اما مشکل اینجاست که زنانی که می خواهند رحمشان را اجاره بدهند، ترجیح می دهند که با مبلغ بیشتری این کار را بر عهده بگیرند و آنهایی که عجله دارند، باید بیرون از این مرکز و در فضاهای مجازی یا کانال های اینستاگرامی توسط دلالان به دنبال مادران اجاره ای بگردند.
    توافقات، اما در محضر بسته می شود تا مهر تاییدی برای کاری قانونی باشد و تا پایان دوران حاملگی ادامه یابد و پس از اینکه بچه سالمی متولد شد، بدون هیچ مشکلی مادر اجاره ای چک به روزش را بگیرد و برود و دیگر نام و نشانی از او پیدا نشود.
    مادرانی که معمولا بین 80 تا 90 درصدشان از طبقات پایین جامعه هستند و به این علت دشواری بارداری را می پذیرند که کسب درآمد کنند.
    البته در این میان برخی از زنان معتاد هم هستند که با نیت سودجویانه وارد این معامله ها می شوند و قصدشان درآوردن پول موادشان است. حلقه های مفقوده ای که به گفته منصوره پژمان منش، جراح و متخصص زنان و زایمان و فوق تخصص ناباروری و آی وی اف اصفهان به خاطر نبود قوانین ساماندهی شده پدید می آید تا کسانی را وارد معامله های میلیونی کند که صلاحیت این کار را ندارند.
    به گفته دکتر پژمان منش اگر این موضوع به صورت قانونی و ساماندهی شده پیش برود، می تواند امیدهای زیادی را به زندگی هایی که فاقد فرزند هستند برگرداند، به این خاطر که این موضوع یکی از آخرین امیدهای درمان برای خانم های نابارور است.
    به گفته این پزشک جای خالی قوانین باعث می شود که کسانی که صلاحیت علمی ندارند، وارد معامله ای شوند که سود بیشتری عایدشان می کند و به این خاطر که هنوز سامانه ثبت اطلاعات وجود ندارد، با مشکلات جدی روبرو خواهیم شد.
    اکنون از میان هر 5 زوج یک نفر نابارور بوده و همین موضوع پای سودجویان به این بازار پر مخاطب را باز کرده است . بازاری که برای الهام 30 ساله چندان خوشایند نیست. او 5 ماهه باردار است و هر وقت که جنین توی شکمش تکان می خورد، شب و روز از او گرفته می شود. خیره می شود به صندلی های فلزی روبروی اتاق سونوگرافی و می گوید: «دوستش دارم، اما نمیتوانم نگهش دارم». الهام برای بچه ای که در شکمش دارد تا اکنون حدود 25 میلیون پول گرفته و مبالغ بعدی منحصر به سالم بودن بچه بعد از 9 ماه و به دنیا آمدن بچه است.
    می گوید: نمی داند بعد از به دنیا آمدن این بچه و دلتنگیهایش چکار باید بکند. همان موضوعی که دکتر اشتری، روان شناس از آن با نام افسردگی پس از زایمان نام می برد. مادران اجاره ای بعد از به دنیا آوردن بچه ها به این خاطر که اصلا اجازه دیدن بچه را ندارند، حتی اگر با بی عاطفگی و تنها به درد نان این کار را انجام بدهند، اما بعد از دوران حاملگی به این خاطر که هورمون های خاصی در بدن مادر ترشح می شود، این امکان وجود دارد که آسیب های روانی زیادی ببینند و حتی اقدام به خودکشی کنند.
    در این توافق، هر سه طرف برندهاند، مشروط به اینکه متقاضی اصلی توافق، (زوج نابارور) دارای تمکن مالی باشد. این وسط «مادر میانجی» سهمش را میگیرد، دلال هم به نان و نوایی میرسد.
    بازار مکاره ای که حالا در اینستاگرام و تلگرام جای پای خود را به خوبی، برای زنانی که یا تخمک میفروشند یا رحم اجاره میدهند یا ازدواج موقت میکنند، بازکرده تا باردار شوند و بعد از 9 ماه بچه را به خانواده در آرزوی بچه بدهند و خداحافظی کنند.
    زنانی که بیش از 90 درصدشان از طبقه محروم هستند و رنجی را به بهای پول تحمل می کنند.

  • جنین های خمار

    جنین های خمار

    زندگی در خرابه ها و همجوار شدن با زباله های بازیافتی و سگدو زدن برای جور کردن پول یک گرم شیشه یا هروئین. زندگی در اینجا یعنی ذره ذره جان کاذبت را به ساقی های بی مایه بفروشی و پای زباله های فرش شده جان بدهی. اینجا نوزادانشان از بدو تولد، معتاد به دنیا می آیند و راهی سفری می شوند که از همان ابتدا امن نیست.

    گلرخ بچه اول نرگس، از همان موقع که بندنافش را بریده اند، معتاد بوده، حالا 5 سال از عمرش منتهی می شود به خماری و بُخوری شدن توی سرما و گرمای بیابان های اطراف خانه ها.

    دیوارِ کنار خرابه، هیچ ویژگی مثال زدنی ندارد، اما همانجا بوده که گلرخ به دنیا آمده و برای ماندن به زندگی چنگ زده است.

    یک جرعه آتش، تولد دوباره نشئگی پدر و مادرش است و گلرخ بین تمام دودها و بوها گم می شود تا درد یادش برود. برای بچه 5 ساله این تنها نمای قشنگی از زندگی و آرامش بعد از طوفان درد است. تقاطعی که او و هم سن و سالانش را در بن بست اعتیاد گرفتار کرده است.

    زنان کارتن خواب اینجا زیاد نیستند، اگر هم باشند، اکثرا شب ها پیدایشان می شود، روزها برق آفتاب و روشنایی نمی گذارد، فضای امنی داشته باشند. بچه های محله سنگشان می زنند و بزرگ ترها با ناسزا آنها را می رانند.

    خانه گریخته ها، اما هیچ جایی برای ماندن ندارند. همین باعث شده که به یک هم آغوشی گرم تن بدهند تا یک شب هم که شده از سوز و نیش سرما جان به در ببرند. نوزادهای حاصله همه معتادند تا جایی که به گفته مسئولان بهزیستی روزانه بین سه تا چهار نوزاد معتاد در تهران، به دنیا می آیند. تعدادشان البته شاید بیشتر هم باشد، تعدادی که در زیر سقف های پنهان به دنیا می آیند و در آمارها جایی ندارند.

    بین خانه های توسری خورده محله های پایین شهر، تعداد زنانی که اعتیاد دارند و در شکمشان نوزادی را می پرورانند، زیاد است، سروناز، 24 ساله است. زیباست و هنوز اعتیاد، چندان به چهره اش دستبرد نزده، بین سه تا چهار ماه دیگر فرزندش به دنیا می آید. سروناز، اما نمی داند این بچه خواهد ماند یا سرنوشتش به پای دو فرزند دیگرش نوشته خواهد شد. فرزند دوم او بعد از دو، سه ماه از بین رفته و بعدی هم یک ماه بیشتر دوام نیاورده است. کمپ و مراکز ترک اعتیاد هم به او وفا نکرده است. کمپ هایی که به علت غیرمجاز بودن، همه از طرف سازمان های مسئول پلمپ شده اند و او مانده و وسوسه ای که باز رهایش نکرده است.

    مثل او زیادند، مادرانی که در این محله ها زندگی می کنند، نوزادانشان معتاد به دنیا می آیند، نوزادانی که از همان ابتدا دچار سندرم کشنده ای می شوند که شیره جانشان را می بلعد. تشنج، افزایش ضربان قلب، تب، تنگی نفس و تعرق، علائم مشهود این سندرم است؛ گریه این کودکان به هیچ وجه طبیعی نیست. آنها مدام در حال گریه کردن هستند و از درد به خود می پیچند. همین بی قراری مداوم و ضجه های طولانی باعث می شود، خیلی از این نوزادان از سوی مادر یا پدر معتاد خود با خشونت فیزیکی شدید مواجه شوند تا شاید با کتک خوردن وادار به سکوت شوند. خیلی از این نوزادان معتاد با علائم کبودی، شکستگی استخوان و حتی خفگی به بیمارستان منتقل می شوند.

    زهرا یکی از همان هاست. او نشسته می خوابد، زهرا را وقتی به بهزیستی آوردند، سه سال، زندگی شیشه ای پدر و مادرش را تجربه کرده بود، او حالا از الفبای زندگی، فقط درد را یاد گرفته. چشمان زهرا زیر کلی کبودی و جای زخم گم شده جای جای بدنش پر است از کبودی هایی که تن رنجورش را احاطه کرده اند. چشمان بی رمق زهرا معلوم نیست چه چیزی را جستجو می کند .

    به گفته مددکاران بهزیستی، این بچه ها هیچ اشتهایی برای شیر خوردن ندارند و در روزهای اول تولد، مدام دچار لرزش های شدید به صورت رعشه می شوند که البته ممکن است این حالت تا ماه ها ادامه یابد.

    اسهال، نقص مجاری ادراری، استفراغ، عطسه های پی در پی، کاهش وزن خطرناک، سوءتغذیه، آبریزش بینی، اختلال در یادگیری مهارت ها و معلولیت های ذهنی و جسمی از دیگر پیامدهایی است که در این نوزادان دیده می شود.

    دکتر مرضیه آقایی، درمانگر اعتیاد در این رابطه می‌گوید: مواد مخدر از جفت رد می‌شود. در واقع جنین به مواد مخدر تماس دارد و به دنیا که می‌آید، دچار این سندرم می‌شود. علایم مختلفی دارد که ما این علایم را بررسی می‌کنیم. مواردی مثل گریه غیر طبیعی، خواب زیاد، لرزش، تشنج، تحریک پذیری، تعریق و تب، دمای پایین بدن، خمیازه‌های زیاد، گرفتگی بینی، نفس‌های تند و اسهال و استفراغ که گاهی برای این اسهال و استفراغ مجبوریم سرم تجویز کنیم. شدت این علایم در نوزاد، بستگی به دوز مصرف مواد مخدر توسط مادر و مدت زمان استفاده دارد. میزان شدت این علایم توسط سیستم نمره دهی خاصی که به فینگان معروف است، بررسی می‌شود و براساس نمره‌ای که نوزاد از این بررسی می‌گیرد، درمان مشخص می‌شود.اگر مادر در زمان بارداری اقدام به ترک مواد مخدر کند،  علایم ترک از همان دوره جنینی شروع می‌شود .

    آن طور که دکتر آقایی می‌گوید: همه نوزادان متولد شده از مادران معتاد، نیاز به درمان دارویی ندارند: 60 درصد از این نوزادان نیاز به دارو ندارند. با مراقبت‌های ویژه آنها را ترک می‌دهیم. نور را کم می‌کنیم، پارچه‌ای دورشان می‌پیچیم و قنداقشان می‌کنیم. در واقع سعی می‌کنیم بی قراریشان را کم کنیم و آرامشان کنیم. اما 40 درصد بقیه که علایم شدید تری دارند، نیاز به دارو پیدا می‌کنند. مرفین خوراکی که به میزان خاصی به نوزاد داده می‌شود و به تدریج و روز به روز میزان آن را کم می‌کنیم تا روند ترک کامل شود. داروی دیگر فنوباربیتال است که برای درمان تشنج به کار می‌رود و در مواردی از آن استفاده می‌کنیم. در طول درمان نوزاد نباید از شیر مادر تغذیه کند، به خصوص اگر مادر هنوز مصرف کننده است، در واقع اگر بعد از مرخص شدن نوزاد از بیمارستان و ترک، مادر همچنان مصرف کننده مواد باشد و شروع به شیردهی کند، باز نوزاد معتاد خواهد شد.

    آن طور که پیداست نمی‌شود گفت که چقدر طول می‌کشد این نوزادان ترک کنند. همه چیز بستگی به میزان مصرف مواد مخدر توسط مادر دارد و بدن نوزاد.  نوزادانی که بر اساس ماده 15 و 16 تحت درمان قرار می‌گیرند، ماده 16 شامل مراکز دولتی و ماده 15 شامل مراکز خصوصی می‌شود، اما اکثر آنها قبل از اینکه تحت پوشش این ماده های قانونی قرار بگیرند به وسیله مادران بی امید و متنفر از زنده بودن یا فروخته می شوند و یا صبح روز بعد را نمی بینند.

  • بمب های ساعتی

    بمب های ساعتی

    دریاقدرتی پور- «بمب های ساعتی در شهر، پشت دیوارهایی که نامی از آنها نیست. بی ضابطه، بی حیات، خانه های یک ساعته یا چند ساعته . نامحسوس و ترسناک .« بنگاه دار، اول اعتماد نمی کند. کمی که می گذرد می گوید: یک خوابه می خواهی یا چند خوابه؟ یک ساعته 120هزار تومان تا میره بالا تا یک میلیون و گاهی دو میلیون، «اگه یک شبه بخوای باهات کنار میایم»گرچه بیشتر قیمت ها با توافق دو طرفه به سرانجام می رسد، اما خانه های یک ساعته لاکچری قیمت های خاص خودشان را دارند.

    خیلی سریع کلمات از توی دهانش می پرد بیرون. دربست های مبله شیک، گرانترند. آپارتمان بدون همسایه های مزاحم هم با توجه به آپشن هایی که دارند در لیست گران ترها قرار می گیرند. فهرستی از خانه های ساعتی با آپشن های متفاوت جلوی رویم قرار می دهد که نرخ برخی از آنها تا یک میلیون تومان برای دو تا سه ساعت هم می رسد. خانه های لاکچری که برای یک ساعت کرایه با امکاناتی همچون استخر و جکوزی و امکانات فوق العاده که رقیبی برای آنها نیست.

    از پنج سال قبل که زمزمه مخالفت با این خانه ها از طریق مسئولان آغاز شد، برخی اما رای مثبت به آن دادند و اعلام کردند اگر با رعایت موازین باشد اشکالی ندارد. توجیه آنها این بود که به هر حال در کلان شهرها به علت مهاجرت و کسانی که برای کار می آیند ممکن است نیازمند جای خواب یا استراحت باشند و این خانه ها می تواند در کنار خوابگاه ها و مسافرخانه ها مکانی با قیمت مناسبتری باشد .

    امنیتی که در پستوها نیست

    اما پستوی این خانه ها بعد از چندی، چندان امن نماند و رعایت موازین شرعی و قانونی به حاشیه رفت. حالا لیست این خانه ها در کنج صندوقچه های بنگاه داران و مشاوران املاک یا در پستوی فضای مجازی است. گفته می شود که در این خانه های یک ساعته انواع و اقسام آسیب ها ممکن است در انتظار افراد باشد، از قتل و خفت گیری تا توزیع مواد مخدر، پارتی های مختلط و … خانه هایی که نه پانسیون است و نه مسافرخانه و در اکثر موارد پروانه کسب ندارند و دون اینکه از اداره اماکن یا سازمان گردشگری مجوز خاصی گرفته باشند، اقدام به جذب مسافر می کنند. این خانه ها اغلب استانداردهای لازم را هم ندارند و به طور ناشناس اجاره داده می شوند.

    مهر صلاحیت این خانه ها هیچوقت از طرف سازمان یا ارگان خاصی زده نشده و همین باعث می شود که در بسیاری از موارد مشکوک به نظر برسند. اعظم محمدی از کسانی است که در ایام گردشگری خانه اش را اجاره می دهد، این خانم خانه دار به قول خودش کلی دوندگی کرده تا توانسته مجوزهای لازم را بگیرد و حالا حق او زیرپای خانه هایی که مجوز ندارند پایمال شده است.

    وقتی پای پول در میان است

    برای حضور در این خانه ها هم چندان سخت گیری وجود ندارد، بنگاه دار که اطمینان کند، بدون هیچ قید و بندی از کارت شناسایی یا مدرکی که ملاک دوستی یا فامیلی باشد اجاره داده میشود؛ برای صاحبخانه مهم نیست این خانهها به چه منظوری اجاره می شود: نیت ها مختلف است و با فرهنگ و عرف جامعه چندان همخوانی ندارد و می تواند برای موضوعاتی سالم مثل کار و درس باشد یا دورهمی های ناسالم مصرف الکل و مواد مخدر گرفته تا پارتی شبانه یا فعالیت های دیگر آنچه که مهم است پول است و پول حرف اول و آخر را می زند. اماکنی که اغلب نه مشخص است که چه کسی واردش می شود و نه مشخص است که چه کسی خارج می شود و در بیشتر اوقات محلی برای استراحت نیستند، بلکه تشدید آسیب ها را به دنبال دارند.

    گرچه به گفته رئیس اتحادیه صنف مشاوران املاک اصفهان تا کنون گزارشی دراین زمینه نبوده است، اما مستندات نشان می دهد که این خانه ها به شکل نامحسوس اجاره داده می شود. پنهان و دور از چشم سازمان های بازرسی.

    خط قرمزهای قانونی

    به گفته رسول جهانگیری، اجاره دادن خانه ها به این شکل ممنوع است و در صورت شناسایی کسانی که از قانون تخطی می کنند با آنها برخورد خواهد شد . طبق آیین نامه های قانونی هر گونه اجاره منازل در غیر از بازه زمانی بیش از یک سال به غیر از مواردی که صاحب خانه تمایل به تعمیر منزل و یا ساختمان های مسکونی دارد، ممنوع است، اما خیلی ها به واسطه سودی که عایدشان می شود ترجیح می دهند قانون را دور بزنند.

    به گفته بالاترین مقام اتحادیه صنف مشاوران املاک اصفهان این نحوه برخوردها و خطوط قرمز به همه واحدهای صنفی مشاوره املاک ارسال شده است و بی شک مشاوران املاک نقشی در شکل گیری این بخش از معاملات پنهان ندارند.

    با توجه به اینکه مالکان این خانه ها بیشتر از فضای مجازی برای اجاره خانه هایشان استفاده می کنند و این موضوع آنها را غیرقابل کنترل می کند.

    با این وجود خط های قرمز هر روز در حاشیه های پنهان فضای مجازی یا دفترچه های ناپیدای مشاورین املاک پررنگتر می شوند تا ما شاهد گرسنگی پنهان حرصی باشیم که به واسطه سودی که از کارهای خلاف به دست می آورد سیر می شود.

  • آغاز عملیات آسفالت محور اردکان_چوپانان

    آغاز عملیات آسفالت محور اردکان_چوپانان

    به گزارش روابط عمومی اداره کل راهداری وحمل ونقل جاده ای استان اصفهان، احمد صفری اظهار کرد: پروژه لکه گیری هندسی و روکش آسفالت گرم محور اردکان – چوپانان به طول 8 کیلومتر و با اعتباری بالغ بر چهار میلیارد تومان در حال اجرا است.

    وی اضافه کرد: یکصد کیلومتر از این محور در حوزه استحفاظی استان اصفهان قرار گرفته و مسیر حمل بار از شمال به جنوب را حداقل 300 کیلومتر کوتاه می کند.

    مجری پروژه های ملی روکش آسفالت راه های شریانی اداره کل راهداری وحمل ونقل جاده ای استان اصفهان گفت: این مقطع نیاز به بهسازی رویه اسفالتی دارد .

    صفری ادامه داد: در سال جاری به علت محدودیت اعتبارات سه مقطع دارای خرابی شدیدتر در دستور کار قرار گرفته است.

    وی اضافه کرد: در حال حاضر عملیات لکه گیری هندسی، یک لایه ماسه آسفالت و یک لایه آسفالت بیندر در این محور اجرا خواهد شد.

  • هیچ گونه نشتی برق در رابطه با حادثه سی و سه پل مشاهده نشده است

    هیچ گونه نشتی برق در رابطه با حادثه سی و سه پل مشاهده نشده است

    به گزارش اداره ارتباطات رسانه ای شهرداری اصفهان، حسین امیری در خصوص حادثه تلخ جان باختن یک کودک و آسیب دیدن یک نوجوان در محل سی و سه پل، اظهار کرد: همچنین در این زمینه از ظرفیت کارشناسان اداره برق استفاده کردیم؛ علاوه بر این، کارشناسان اداره کل بازرسی شهرداری اصفهان مامور شدند موضوع را به دقت بررسی کنند.
    معاون خدمات شهری شهرداری اصفهان اضافه کرد: با توجه به تجهیزات و امکاناتی که شرکت برق در اختیار ما قرار داد، کارشناسان برق اعلام کردند ما نمی توانیم فعلا به صراحت اعلام کنیم که برق، عامل بروز این حادثه بوده باشد چراکه هیچ گونه نشتی برق، مشاهده نشده است.
    وی تصریح کرد: ایمنی شهروندان موضوعی بسیار حائز اهمیت است. محدودیت های ایجاد شده در دهانه های زیرین سی و سه پل هم برای تامین ایمنی شهروندان بوده است. به شهروندان توصیه می کنیم که مراقب فرزندان خود باشند تا به مناطق ممنوعه رودخانه ورود نکنند.
    امیری ادامه داد: تابلوها و علائم هشداردهنده در این مکان نصب است اما به منظور ایمنی شهروندان از بروز خطراتی که می تواند برای آنها ایجاد شود، اقدامات پیشگیرانه از جمله نصب موانع در ضلع شمالی سی و سه پل انجام شده که شهروندان اجازه عبور از عرض رودخانه را نداشته باشند. هرچند قبلا ضلع جنوبی نیز با مانع بسته شده بود. همچنین بنرها و پلاکاردهای هشداردهنده هم در محل نصب شده است.

  • به مدیریت مصرف برق نیازمندیم

    به مدیریت مصرف برق نیازمندیم

    سخنگوی شرکت توزیع برق استان اصفهان اعلام کرد:
    به مدیریت مصرف برق نیازمندیم
    سخنگوی شرکت توزیع برق استان اصفهان ضمن تشکر از همراهی مردم بزرگوار استان اصفهان در راستای رعایت الگوی مصرف برق اعلام نمود: با توجه به افزایش مستمر دما و پایداری هوای گرم در کشور ، مصرف برق به گونه…
    سخنگوی شرکت توزیع برق استان اصفهان ضمن تشکر از همراهی مردم بزرگوار استان اصفهان در راستای رعایت الگوی مصرف برق اعلام نمود: با توجه به افزایش مستمر دما و پایداری هوای گرم در کشور ، مصرف برق به گونه ای چشمگیر و کم سابقه طی روزهای اخیر افزایش یافته است.
    امیر رمضانی افزود: بی تردید در چنین شرایطی برای تأمین برق پایدار بیش از هر زمان دیگر به مدیریت مصرف برق نیازمندیم. از این رو از آحاد مردم عزیز استان در بخش های مختلف خانگی ، تجاری ، تولیدی ، صنعتی و کشاورزی تقاضا داریم تا با کاهش و مدیریت مصرف برق فقط به میزان 10% به ویژه در ساعات اوج بار ( 12-17 ) کارکنان صنعت برق را در ارائه هرچه بهتر خدمات و تامین برق پایدار یاری نمایند.
    به اين منظور رعايت نكات ساده مديريت مصرفي مانند تنظيم كولرهاي گازي روي دماي 24 درجه و استفاده از دور كندكولرهاي آبي در ساعت هاي گرم روز موثرخواهد بود.
    عدم استفاده از وسايل پرمصرف مانند ماشينهاي لباسشويي و ظرفشويي ،اتو و جاروبرقي در ساعات پيك شبكه نیز از ديگر راهكارهاي كاهش مصرف برق به شمار مي رود.

    این هفته | inhaftemag.com

  • فراز و نشیب های حجـاب در ایـران

    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران

    احمد ابراهیمی:  حجاب و پوشش زنان در تاریخ ایران فراز و نشیب هایی را به خود دیده است. در برخی از دوره ها پوشش از سوی حکومت ها مورد حمله قرار گرفته و در دوره هایی نیز مورد حمایت بوده است. اما در تمامی دوره ها، آنچه نمود دارد فرهنگ عفاف است که ریشه های خود را حفظ کرده و به نسل های دیگر انتقال یافته است.

    پوشش زن ایرانی پیش از اسلام

    با استناد به مدارک به دست آمده از دوره هخامنشیان، مانند تندیس ها، سکه ها، نقوش فرش، پارچه و نقش برجسته هایی که تعدادی از آن ها به خارج از ایران منتقل شده اند، و یا نوشته های برخی از تاریخ نگاران، می توان چنین برداشت کرد که پوشاک زنان ایرانی عبارت از لباس های بلند تا قوزک پا و گاهی فراخ، پیراهن های ساده تا پایین ساق پا به صورت ساده یا ریشه دار، و با آستین های بلند یا کوتاه بوده است.

    لباس های زنان ایرانی در دوره اشکانی عبارت از پیراهنی بلند تا به روی زمین، گشاد، پُرچین، آستین دار یا بدون آستین و یقه راست بوده است. همچنین پیراهنی دیگر داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد آن نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن، چادری سر می کرده اند.

    با مقایسه چندین نقش سنگی آناهیتا و نقوش دیگر با هم، به نظر می رسد که بانوان ساسانی، پیراهن بلند بسیار پرچین و گشاد می پوشیده اند و آن را با نواری در زیر سینه ها، مانند بانوان اشکانی، جمع کرده، می بستند. زنان عهد ساسانی گاهی چادرِ گشاد پرچین به سر می کردند که تا به وسط ساق پا می رسیده است.

    پوشش زن ایرانی پس از اسلام

    بحث پوشاک زنان ایرانی را در ارتباط با تمدن و فرهنگ اسلامی، باید از دوران سامانیان آغاز کرد. چون سامانیان خود را از نسل ساسانیان می دانستند، باید اذعان کرد که پوشش ایرانیان در این دوران (از اوایل دوره اسلامی تا عصر مغول) همان پوشش دوره ساسانی است که پیش تر درباره آن توضیح داده شد و زنان بالطبع از پوشش های سنتی چادر و روبندهای ابریشمی برای حجاب و پوشش خود استفاده می کردند، آن هم در رنگ های مختلف زرد، آبی و سیاه. در همین رابطه، مینیاتوری از یک نسخه بسیار قدیمی در کتابخانه ملی پاریس موجود است که ترکان خاتون، مادر سلطان محمد خوارزم شاه و حرم های او در لشکر مغول را می نمایاند که دو زن، یکی با چادر سفید و دیگری با مقنعه و چادر سیاه نقاشی شده اند.

    کمی پس از این دوره، در اثر تماس با ممالک متمدن همسایه، به خصوص چین و افزوده شدن بر قدرت اقتصادی مغول ها، لباس ها تغییر شکل یافت و زنانه تر شد. زنان شوهردار بر روی پیراهن خود چیزی شبیه به کیمونوی چینی، که بسیار گشاد بود و جلو آن تا پایین باز و آستین ها نیز بسیار گشاد بود و تا نوک پا می رسید، می پوشیدند. کلاهی بر سر داشتند که از جنس حصیر یا پوست درخت بود. موهای زنان و طرز آرایش آن ساده بود. فرق را از میان سر، باز می کردند، گیسوان را دو تا می بافتند و بر شانه ها می انداختند و به این ترتیب موها از زیر کلاه نمایان بود.

    طبق آثار به جا مانده در نقاشی های آن دوران حجاب زنان ایرانی تا اواخر دوران زندیه و اوایل دوران قاجار تغییرات زیادی ندارد  تا اینکه در سالهای ابتدایی دوران قاجاریه روبند هم به آن اضافه می شود!

    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران
    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران

    دوران قاجاریه

    پوشش زنان در عهد قاجار تا دوره ناصرالدین شاه تغییرات زیادی را به خود نمی بیند .

    پس از مسافرت ناصرالدین شاه به روسیه و فرنگ و دیدن پوشش زنان آنجا، شاه زنان حرمسرا را واداشت تا چاقچورها (شلوار بلند چین دار مخصوص زنان) را کنار گذارند، شلیته های کوتاه سر کنند و سر و موی خود را نیز با روسری های سفید ساده بپوشانند! سلیقه شاه به تدریج از درون حرمسرا به بیرون سرایت کرد و بسیاری از زنان و دختران خواص نیز به آن گراییدند.

    تغییرات بعدی از زمان سلطنت مظفرالدین شاه تا پایان دوره قاجار بود. در این دوره، کت و دامن و لباس به شیوه فرنگی، به ویژه در میان زنان طبقه مرفه، افزایش یافت. خانواده های وابسته به دربار از این نوع پوشش استفاده می کردند و زنان روشن فکری چون «قرة العین» بهایی نیز بدون حجاب در جمع ظاهر می شدند.

    دوران پهلوی اول

    پس از مشروطیت و به قدرت رسیدن گروهی از طرفداران غرب، روند نوگرایی و تجددخواهی شکل تازه ای به خود گرفت و کم کم عقده های محبوس در سینه غرب زدگان گشوده شد. شعرایی چون عارف قزوینی و ایرج میرزا، اشعاری در مخالفت با سنن دینی و حجاب سرودند و برخی نویسندگان و علمای دین را به باد ناسزا و مسخره گرفتند. سال های پایانی سلطنت قاجار در حقیقت سال های انزوای روحانیت شیعه و دوران میدان داری تفکر غربی در ایران بود.

    وقایع نگاران از سفر رضاشاه به ترکیه به عنوان نقطه عطفی در حکومت پهلوی اول و عامل اساسی جلب توجه وی به موضوع کشف حجاب یاد می کنند. در بهار سال 1313، هنگامی که رضاشاه سفر خود را به ترکیه آغاز می کرد، همسر و دختران شاه برای اولین بار بی حجاب ظاهر شدند.

    بلافاصله پس از بازگشت از سفر، رضاخان در تدارک کشف حجاب برآمد. در این سال به آموزش و پرورش ابلاغ شد که لازم است معلمان و دانش آموزان بدون حجاب در مدرسه حاضر شوند؛ اما در بسیاری از موارد نسبت به رعایت این ابلاغ با مماشات برخورد می شد. این ابلاغیه خود مخالفت هایی را از سوی نیروهای مذهبی برانگیخت.

    پاسبان ها و مأموران حکومتی هر زن محجبه ای را در کوچه و خیابان می دیدند به تعقیب وی می پرداختند و گاه تا داخل خانه ها می رفتند تا چادر و روسری را از سر زنان بکشند. کار به جایی رسید که برخی از زنان برای حفظ حجاب و از ترس مقابله با مأموران مجبور شدند به مدت چند سال در خانه بمانند و جز مواقع خاص، که نیروهای حکومتی در کوچه و خیابان دیده نمی شدند، خارج نشوند.

    دوران پهلوی دوم

    پس از روی کار آمدن محمدرضا، گروهی از زنان که از فشار حکومت پدرش سخت به ستوه آمده بودند، در مخالفت با کشف حجاب، در معابر عمومی با چادر ظاهر شدند.
    در مهرماه 1320ش، آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی طی نامه شدیداللحنی به نخست وزیر وقت، خواهان کم کردن فشار بر زنان محجبه شد و پاسخ مساعد دریافت داشت. بالأخره در سال 1323ش، آیت الله سید حسین طباطبایی قمی، از مراجع وقت، طی نامه ای از شاه تقاضا کرد کشف حجاب اجباری را لغو کند.پس از لغو کشف حجاب، زنان مسلمان به طور علنی باحجاب ظاهر شدند؛ اما در این دوره بیشتر زنان در خارج از خانه از چادر رنگی استفاده می کردند.

    البته برخی از زنان خانواده های بی تقید که طی چند سال طعم آزادی به سبک غربی را چشیده بودند، دیگر حاضر به بازگشت به فرهنگ حجاب نبودند. مهم ترین تفاوت کشف حجاب در عصر پهلوی اول و دوم این بود که کشف حجاب در عصر رضاشاه به زور سرنیزه و در عصر محمدرضا به پشتیبانی تبلیغات حکومتی، گسترش یافت.

    در واقع پهلوی دوم با برنامه ای حساب شده و از طریق رسانه های گروهی، مراکز آموزشی، ادارات و سینماها تلاش کرد تا زنان را به بی حجابی و برهنگی تشویق کند. وی می خواست با وارد کردن زنان به صحنه های اجتماعی، خود را مدافع حقوق آنان جا بزند، حال آنکه زنان نیز همانند مردان از ابتدایی ترین حقوق انسانی مثل حق انتخاب آزاد، محروم بودند. اما هر چه به روزهای پایانی عمر رژیم شاه نزدیک تر می شدیم، جریان رواج حجاب شدت می گرفت و اقشار گوناگون با انگیزه های متفاوت به پوشش اسلامی روی می آوردند.

    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران
    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران

    پس از انقلاب اسلامی

    با توجه به اهمیتی که مبحث حجاب، پیش از انقلاب و نیز در جریان انقلاب پیدا کرده بود، طبیعی بود که پس از انقلاب هم انقلابیون در صدد ترویج، تعمیق و گسترش آن باشند. بنا بر این حجاب به عنوان امری ضروری تلقی شد و رعایت آن الزامی گردید. این مسئله اعتراضات اندکی را در پی داشت و برخی از اقلیت ها و گرایش های لائیک و ضددین، به اعتراض و راهپیمایی بر ضد آن دست زدند که با عکس العمل مردم و خصوصاً زنان انقلابی و محجبه مواجه شد و نهایتاً با حضور مردم در انتخابات و رأی دادن به جمهوری اسلامی، به تدریج حجاب در همه جامعه فراگیر شد.

     

    این هفته | inhaftemag.com