دسته: یادداشت فرهنگی

  • هشتمین سین نوروز امسال، سریال است

    هشتمین سین نوروز امسال، سریال است

    با کلانیِ گرانی و فریادهایی بلند فراق. چه چیزی می‌شود برای این روزها و سال نوشت که بیشتر به جای نود و نه، نود و نَه بود که ایران و جهان را درنوردید. هر قدر هم فکر کردم که «تو این روزهای سیاه و مریض» چه می‌شود نوشت، چیزی بهتر از مصرع دوم شعر پیدا نکردم؛ «فقط یه کمی چای واسم بریز» و بعد هم سه نقطه. به هر حال برای این روزها چه چیزی بهتر از ماندن در خانه و تماشای مینی سریال،نه سریال. آنهم ترجیحاً دوبله فارسی.
    مینی سریال همان طور که از اسمش معلوم است نوعی سریال کوچک یا کوتاه است که تعداد قسمت‌های محدودی دارد. راستی می‌دانستید شروع سریال‌سازی، دوست داشتنی‌تریم متریال تلویزیونی با رادیو بوده است! سریال‌ها قبل از این‌که به شبکه‌های تلویزیونی راه پیدا کنند به صورت رادیویی پخش می‌شدند. در فاصله میان جنگ جهانی اول و دوم شبکه رادیویی در انگلیس دست به ابتکار جالبی زد و هر شب بخشی از یک رمان معروف را برای مخاطبانش می‌خواند. این رمان‌ها معمولاً عاشقانه بودند و مخاطبان را پای رادیو نگه می‌داشتند. نظیر این اتفاق در برنامه داستان شب رادیو در ایران اتفاق افتاد. به این ترتیب سریال‌سازی آغاز شد و سپس به تلویزیون راه یافت. مینی سریال‌ها در واقع سریال‌هایی هستند که در قسمت‌های کوتاه معمولاً از 4 تا 10 قسمت ساخته می‌شوند. به همین دلایل چند مینی سریال برای این ایام به شما پیشنهاد می‌کنیم. این سریال‌ها واقعاً دیدن دارد. هیچ ترتیبی هم در کار نیست!

    مینی سریال مدیر شب «The Night Manager»

    شبکهٔ بی‌بی‌سی مینی سریال«مدیر شب» را در ۶ قسمت و با اقتباس از رمانی به همین نام نوشته جان لوکاره ساخته است. داستان این مینی سریال دیدنی چنان جذاب است که نمی‌توانید از جلوی تلویزیون یا مانیتور جم بخورید.

    مینی سریال مدیر شب

    مینی سریال چرنوبیل «Chernobyl»

    نام این مینی سریال دیدنی گویای همه چیز است. داستان مربوط می‌شود به آوریل سال ۱۹۸۶ که نیروگاه هسته‌ای شهر چرنوبیل واقع در اوکراین تحت کنترل حکومت شوروی سابق دچار انفجار می‌شود و فاجعهٔ چرنوبیل را رقم می‌زند، فاجعه‌ای هسته‌ای که تلفاتش از ۴۰۰۰ تا ۹۳۰۰۰ نفر تخمین زده شده است.

    مینی سریال درام وقتی ما را ببینند «When They See Us»

    این مینی سریال نیز بر اساس واقعیات ساخته شده. داستان مینی سریال«وقتی ما را ببینند» در مورد پنج نوجوان سیاه‌پوست آمریکایی است که به ناحق به جرم تجاوز به زنی در سنترال‌پارک نیویورک محاکمه می‌شوند.

    مینی سریال اجسام تیز «Sharp Objects»

    از دیگر مینی سریال‌های دیدنی اقتباسی می‌توان به مینی سریال «اجسام تیز» اشاره کرد که از رمانی به همین نام نوشتهٔ «گیلین فلین» اقتباس شده. اِیمی آدامز که نقش اول این مینی سریال را بر عهده داشته با بازی خیره‌کننده‌اش نشان داد که چه قدرتی در تطبیق‌پذیری دارد.

    مینی سریال حیرت‌انگیز «Unbelievable»

    مینی سریال دیدنی و درام «حیرت‌انگیز» در ۸ قسمت از شبکهٔ نتفلیکس پخش شده است. داستانش در مورد زنی است که ماجرای تجاوزش را به پلیس اطلاع می‌دهد اما پس از مدتی ادعایش را پس می‌گیرد و به همین دلیل نیز مورد اتهام تهمت قرار می‌گیرد و…

    مینی سریال گامبی وزیر «The Queen’s Gambit»

    والتر تویس، رمان‌نویس آمریکایی، در سال ۱۹۸۳ کتابی منتشر کرد که حالا می‌توانید بهترین اقتباس سینمایی ممکن از آن را تماشا کنید. این مینی سریال که مدتی پیش از سرویس استریم نتفلیکس منتشر شد تنها ۷ اپیزود دارد که تماشای متوالی آن‌ها کمتر از هفت ساعت زمان می‌خواهد. «گامبی وزیر» یک روایت بی‌بدیل و باورنکردنی از شطرنج ارائه می‌دهد.

    مینی سریال وقتی ما را می‌بینند «When They See Us»

    این مینی سریال در چهار قسمت به توضیح داستان دستگیری و محکومیت پنج نوجوانی می‌پردازد که در حقیقت مجرم‌های واقعی نیستند و کاملاً بی‌گناه هستند. این سریال براساس یک داستان کاملاً واقعی ساخته شده است.

    مینی سریال الف «ALEFl»

    «آلف» مینی سریال دیدنی ترک است، نام سریالی اکشن و جنایی می‌باشد که توسط امین آلپر ساخته شده است. داستان این مینی سریال تلویزیونی از این قرار است که جنازه‌ای که در بندر استانبول یافت شده است، تحقیقات آغاز می‌شود و قتل‌های بسیاری پس از آن رخ می‌دهند. دو کاراگاه مسئولیت تحقیقات را بر عهده می‌گیرند و…

    مینی سریال آشور «ASUR»

    اگر تصورتان از بالیوود هنوز فیلم‌های موزیکال با صحنه‌های شلوغ رقص است که ربط چندانی به منطق روایی قصه ندارند، عاشقانه‌هایی که در آن همه خواهر یا برادر گمشده خود را پیدا می‌کنند یا بدتر از آن اکشن‌های تخیلی که رسماً علم فیزیک را به چالش می‌کشند، بهتر است در این تصور تجدید نظر کنید؛ چرا که بالیوود پیشرفت و جهش چشمگیری را در سال‌های گذشته تجربه کرده و جدای از جریان اصلی سینمای هند که علاوه برقراری ارتباط با مخاطب عام به دنبال طرح مسائل و بحث‌های مهم رفته، سینمای آلترناتیو و مستقل هند نیز پر از استعداد و ایده‌های تازه است.

  • برای انتشار کتاب های ارزشی، با چالش های جدی مواجه هستیم

    برای انتشار کتاب های ارزشی، با چالش های جدی مواجه هستیم

    محمدحسن مردانی، کارمند معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و حائز رتبه دوم کشور در جشنواره ملی داستانک نویسی با محوریت قرآن و عترت، همزمان با آیین اختتامیه این جشنواره در شب بعثت نبی مکرم اسلام(ص) افزود: داستان، قالبی شبیه به زندگی واقعی انسان است، از این رو عموم انسان ها به طور طبیعی و فطری با آن ارتباط برقرار نموده و از طریق همذات پنداری با شخصیت های داستان، مفاهیم اخلاقی و تربیتی را از طریق آن فرا می گیرند.
    وی با اشاره به اینکه بستر هنرهای جدید و اثرگذاری همچون سینما، تئاتر و تلویزیون نیز، داستان سرایی است، تصریح کرد: ورود نویسندگان خلاق و متعهد به حوزه ادبیات داستانی می تواند منجر به تولید آثار فاخر و اثربخشی شود که ضمن پرهیز از کلیشه های رایج در حوزه داستان، معضلات کشور و آسیب های اجتماعی را با نگاهی عمیق، خلاق و هنرمندانه به اعضای جامعه منتقل می نمایند.
    مردانی، فیلم های بلند و کوتاه، مستندهای داستانی، موشن گرافیک و انیمیشن را قالبهای تصویری برشمرد که با تکیه بر متون داستانی در شهر اصفهان تولید شده و دستگاه های متولی فرهنگ، از طریق آن، به آموزش مسائل اجتماعی پرداخته اند.
    وی با بیان اینکه برگزاری جشنواره های ملی و استانی در رشد و غنای هرچه بیشتر هنر و ادبیات کشور موثر است، اظهار داشت: جشنواره های ادبی از یک سو زمینه ای برای سنجش کیفیت و قضاوت فنی و محتوایی درخصوص آثار نویسندگان جوان به شمار می رود و از سوی دیگر، فرصت ارزشمندی را برای گفتگو، تبادل اندیشه و انتقال تجارب میان اصحاب قلم فراهم می سازد.
    این داستان نویس اصفهانی به کاستی های موجود در برخی جشنواره های ادبی اشاره نمود و خاطرنشان کرد: برگزارکنندگان جشنواره ها باید علاوه بر داوری آثار و اعلام برگزیدگان، فرصتی را نیز به نقد کیفی آثار شرکت کننده و بیان نقاط ضعف و قوت هریک از آثار، اختصاص دهند تا زمینه رشد و تعالی بیشتر جوانان علاقه مند به عرصه هنر و ادبیات فراهم شود.
    وی محدود بودن کارگاه های آموزشی و نشست های نقد و تحلیل آثار ادبی را یکی از کمبودهای مشهود در شهرستان های کشور ذکر نمود و گفت: در حال حاضر، اغلب نشست های شاخص ادبی و رخدادهای بزرگ هنری کشور، در تهران برگزار می شود از این رو هنرمندان و نویسندگانی که مایل هستند در اجتماع اصحاب هنر و قلم قرار گرفته و از دانش و تجارب آنها بهره مند شوند، ناگزیرند محل سکونت و فعالیت خود را به پایتخت انتقال دهند.
    مردانی با بیان اینکه نخستین مجموعه داستانی خود را با محوریت خانواده و سبک زندگی ایرانی اسلامی با مشارکت انتشارات حدیث راه عشق و مرکز تخصصی خانواده در شهر اصفهان، راهی بازار کتاب نموده و مورد اقبال مخاطبان قرار گرفته است، افزود: دومین مجموعه داستانی خود را نیز که مشتمل بر 15 اثر با درون مایه اجتماعی است و همه آثار آن، در جشنواره های کشوری حائز رتبه های برتر ملی شده اند، آماده چاپ دارم.
    وی با ابراز گلایه از نحوه تعامل برخی انتشاراتی ها با نویسندگان جوان و اصحاب قلم و اندیشه، تصریح کرد: چندین انتشارات خصوصی در کشور، این مجموعه داستانی را مطالعه نموده و با توجه به رتبه های کسب نموده در جشنواره ها، تمایل خود را برای چاپ آن اعلام نموده اند اما به هنگام عقد قرارداد، اغلب آنها توقع دارند خود نویسنده، بخش قابل توجهی از هزینه های طراحی و چاپ را تقبل کند که این امر با رسالت اصلی نویسنده که قلم زدن و خلق اثر هنری است، فاصله دارد.
    دومین برگزیده جشنواره ملی داستانک قرآن و عترت، تعامل هنرمندان عرصه رسانه و تصویر با داستان نویسان کشور را موجب ارتقای کیفیت و غنای محتوایی آثار سینمایی و تلویزیونی برشمرد و عنوان داشت: تبیین دقیق هنجارهای اجتماعی و انتقال موثر آموزه های دینی و اخلاقی به اعضای جامعه، بیش از هرچیز، از طریق هنرهای نمایشی قابل اجراست از این رو تعامل داستان نویسان کشور با هنرمندان حوزه سینما و تلویزیون، می تواند به خلق آثاری ارزشمند و ماندگار منجر شود.

    مردانی تولید یک سریال تلویزیونی به نام «قصه های سیاه و سفید» و چندین فیلم کوتاه با محوریت داستان های اجتماعی و اخلاقی را از جمله تجارب خود در حوزه ادبیات نمایشی ذکر نمود و تصریح کرد: در کشورهای مختلف جهان، تولید فیلم و سریال براساس رمان های معروف و آثار شاخص داستانی، سابقه ای دیرین و رونقی فراوان دارد و تاکید بر آن، موجب استقبال بیشتر مخاطبان و فروش مناسب تر آثار سینمایی شده است، از این رو در کشور ما نیز لازم است سیاست گذاری مشخصی برای پرهیز از تولید آثار تصویری بر اساس متن های تکراری و غیرخلاق صورت گرفته و تولیدکنندگان آثار سینمایی و تلویزیونی، ارتباط عمیق تری با آثار داستان نویسان کشور برقرار کنند.
    این داستان نویس به برگزاری نخستین جشنواره ملی داستانک نویسی با محوریت قرآن و عترت اشاره نمود و اظهار داشت: گسترش فضای مجازی و استفاده روزافزون شهروندان از شبکه های اجتماعی، به تولید محتوایی مفید، جذاب و در عین حال، مختصر و موجز نیاز دارد که از حوصله مخاطبان به دور نبوده و مفاهیم ارزشی را در کمترین زمان ممکن، به شکلی کوتاه و اثرگذار به خوانندگان منتقل نماید.
    وی پایین بودن سرانه مطالعه و قرین نبودن عموم جامعه با ادبیات داستانی، رمان و داستان کوتاه را یکی از مسائل فرهنگی کشور برشمرد که حل آن، به پیگیری متولیان فرهنگی جامعه و برنامه ریزی و اجرای منظم سیاست های بلندمدت نیاز دارد و تاکید کرد: تمامی ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای کشور نظیر صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دستگاه های تربیتی همچون آموزش و پرورش و شبکه های اجتماعی و مراکز مردم نهاد باید برای ترغیب شهروندان به مطالعه و برافروختن شوق کتابخوانی در دل و دهن آنها، به کار گرفته شوند.
    نخستین جشنواره ملی داستانک قرآن و عترت با شرکت 449 اثر از 200 داستان نویس کشور به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گلستان و با همکاری معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسه فرهنگی قرآنی کوثر گرگان برگزار شده و همزمان با شب بعثت رسول مکرم اسلام(ص) با معرفی نفرات برتر به کار خود پایان داد.
    برگزیدگان این جشنواره، 23 اسفندماه سال جاری با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در سالن همایش های سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقدیر می شوند.

  • با سوادی را اشتباه تعریف کرده ایم

    با سوادی را اشتباه تعریف کرده ایم

    روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز، در مدرسه چی یاد گرفتی؟
    پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند و بحث کردیم، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم.پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه
    روز دوّم، دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفس مان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به ما یاد دادند که باید قسمتی از درآمدمان را به دولت بدهیم تا برای آبادی شهرها و روستاها خرج شود.
    بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد، چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند، می شود. از آن جایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش گفت:پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم.
    بنابراین، پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده. گفتند مریض است. دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند. بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.
    وقتی پدر به مدرسه رفت، باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا این قدر کم درس درست و حسابی می خوانند.
    مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و سپس جواب داد: ما هم 50 سال پیش مثل شما فکر می کردیم.
    تعریف باسوادی فقط خواندن فیزیک و شیمی و ریاضی نیست بلکه احساس مسوولیت و مشارکت نسبت به مسایل جامعه است.
    مهارت های زندگی و اجتماعی شدن در یک جامعه مدنی برای همه لازم است ولی فیزیک و شیمی ممکن است برای گروهی خاص کارگشاباشد .
    به تعبیری دیگر، ارزیابی و سنجش میزان خردمندی اجتماعی یک جامعه را می توان در نوع نگاه، شیوه مواجهه و برخورد با بحران های مختلفی که در آن جامعه رخ می دهد، مورد بررسی قرار داد.
    با نگاهی اندک به بحران کرونا و نوع برخورد و مقابله مردم با آن و دیگر رخدادهای اجتماعی در مقیاس و سطوح محلی، منطقه ای و ملی کشور نشان می دهد، در زمان وقوع بحران هایی که بعد اجتماعی دارند، فضای اجتماعی حاکم بر آنها غالبا فضایی مبتنی بر عدم اعتماد، احساسی، هیجانی همراه و حاکم بوده است.
    براستی چرا بی مسئولیتی، سهل انگاری، بی خردی یا کم خردی اجتماعی، وجهه اصلی مقابله ما با بحران ها، رویدادها و چالش های اجتماعی و همگانی است؟!
    مفهوم خرد، یعنی شیوه تحلیل، تعقل و رفتار انسان در بحران ها و فرایندهای زندگی. رابرت استرنبرگ دانشمند سرشناس را نشناختی، سواد یا خرد را کاربرد هوش، خلاقیت و دانش با وساطت ارزش ها برای دستیابی به اهداف خیرخواهانه تعریف می کند. وی خرد را یک ویژگی شخصیتی می داند که از ترکیب سه بعد شناختی، تأملی و عاطفی به دست می آید.
    بعد شناختی، تلاش و تمایل برای دانستن حقیقت و درک عمیق تر زندگی است. بعد تأملی، تلاش برای دیدن پدیده ها از دیدگاه متفاوت بدون سوگیری های ذهنی و فرافکنی ها و بعد عاطفی، برخورداری از عشق همدلانه و دلسوزانه نسبت به دیگران است.
    با توجه به جمعیت میلیونی دانش آموخته و دانشجویی کشور، انتظار می رود و می رفت که در رویارویی با رویدادها و بحران های اجتماعی نظیر کرونا این جمعیت تحصیل کرده با تزریق خردورزی و سواد خود به لایه های مختلف جامعه، زمینه برخوردهای احساسی و هیجانی و عدم اعتماد را کاهش و تلاش نمایند، تحلیل و مدیریت فضای عمومی به صورت منطقی و در راستای کنترل این بحران دنبال شود.
    اما با نگاهی گذرا به نقش اجتماعی دانشگاهیان و قشر تحصیل کرده جامعه در خرده فضاهای عمومی، بحران ها و مسایل اجتماعی به تجلی بی مسئولیتی و شاید کم سوادی اجتماعی مزمنی برخورد می کنیم که نه تنها هیچ جریان خردورزانه ای به سوی عموم جامعه گسیل نمی کنند بلکه خود زمینه ساز و تسری دهنده کم سوادی ها و تحلیل های سبک، احساسی و اشتباه به سوی جامعه نیز هستند، چیزی که به عینه امروز در مواجهه با کرونا مشاهده میکنیم.
    البته انتظار نگاه و برخوردهای خردمندانه از تحصیلکرده های دانشگاهی، انتظار چندان منطقی نیست، چرا که دانشگاههای ما هرگز سواد و سواد آموزی را به کسی آموزش نداده اند! اگر غیر از این است، پس چرا اینچنین فضایی بر جامعه حاکم است.
    وقتی رسالت اصلی دانشگاه، مدرک محوری برای دانشجو و ارتقاء محوری، برای دانشگاه و مسئولین دانشگاه است دیگر فرصتی برای یاددهی و یادگیری عناصر خرد و خردمندی باقی نمی ماند. ما حتی قادر نبوده ایم به شکل اصولی فرایند تحلیل منطقی مسائل علمی و بحران های اجتماعی را به دانشجویان خود آموزش دهیم، وقتی که صرفا با شهریه و صدور مدرک سرو کار داشته ایم.
    واقعا اصلی ترین مأموریت و رسالت دانشگاه چیست؟ توجه به مدرک محوری و تولید افراد بیکارو بی سواد؟ یا توجه به مسئولیت های اجتماعی؟ به نظر می رسد مهمترین و اصلی ترین رسالت دانشگاه همان انتقال سواد اجتماعی و علم به جامعه و بالا بردن اعتماد به نفس آن باشد. آیا قشر تحصیل کرده و دارای مدرک معتبر دانشگاهی ما توانست با خردورزی تمام وکمال، خود را از چالش رویارویی با بحران کرونا به سلامت عبور دهد؟ یا اینکه در مراسمات مکرر عروسی و عزا که در این روزها برگزار می شود شرکت می کنند و هنوز به دنبال بهانه ای برای فرار از چالش هستند؟ آیا دانشجوی ما واقعاً سواد اجتماعی را فراگرفته یا فقط حلال ریاضی و شیمی و غیره بار آورده ایم؟!

  • توسعه  جامعه با تربیت انسان های توسعه یافته

    توسعه جامعه با تربیت انسان های توسعه یافته

    آنچه در این باره می تواند، اهمیت ویژه داشته باشد, موضوع سمت گیری دولت ها، بسوی دستیابی به شاخص های دوران توسعه ملی است.
    اما باید به این مقوله مهم، ابتدا اشاره کنم که پیش نیاز حرکت نمودن دولت ها به سمت تحقق توسعه ملی، تربیت انسان توسعه یافته در جامعه براساس همان معادله دولت، ملت است.

    ویژگیهای انسان توسعه یافته چیست؟

    بر اساس نظر کارشناسان علوم اجتماعی،انسان توسعه یافته تلاش می کند، برابر شناخت از فرهنگ زندگی جمعی در روابط اجتماعی اش با دیگران بسیار توانمند و به اصطلاح از دانش دیپلماسی فردی بالایی برخوردار باشد .
    به تعبیری، انسان توسعه یافته در روابط فردی اش با دیگران دارای لبخند و چهره گشاده و به اصطلاح بسیار کاریزماتیک جذاب، می باشد. وی هرگز انرژی منفی را به دیگران با رفتار ناشایست خود، منتقل نخواهد کرد.
    طبیعتاً چنین انسانی، بسیار شکیبا و صبور وپرحوصله می باشد و انسانی است که همواره بدنبال مهرورزی و همدردی با دیگران و همیاری انسان های دیگر است وهرگز بد کسی را نخواهد خواست و آنها را آزرده خاطرنمی کند و در باره دیگران، هرگز به داوری شتابزده، روی نمی آورد.
    به عقیده روانشناسان اجتماعی، انسان توسعه یافته، انسانی است که اهل معرفت است وهرگز مسایل را در چارچوب معلول ها نمی بیند, بلکه به علت ها نیز توجه می نماید ولذا مسایل را همه جانبه، نه سیاه، سفید ونه صفر وصد، بلکه خاکستری و متعادل خواهد دید. به عبارتی، انسان توسعه یافته از درک میزان بالایی برخوردار می باشد ودارای قدرت تحلیل محتوایی خوبی است.
    انسان عملگرا به معنی کسی که بدنبال نتیجه است و همواره، ابتدا هزینه وفایده کرده و بادرک شرایط موجود بسیار باحوصله و گام بگام موضع گیری می کند.
    یکی از ویژگیهای مهم توسعه یافتگی, احترام به آرا و نظرات دیگران به عبارتی، دارای رفتار دموکراتیک می باشد.
    انسان توسعه یافته از فرهنگ عمومی خوبی برخوردار و برای محیط زیستش، ارزش زیادی قایل است ودر پاسداشت اش از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.
    شخصیت توسعه یافته به تاریخ افتخارات نیاکان خود همواره عشق ورزیده وبعنوان هویت ملی اش از آن پاسداری می کند و وطن دوستی و عشق به مردم و میهن در وی نهادینه است.
    از دیگر خصوصیات انسان توسعه یافته، می توان به راستگویی و درستکاری و داشتن صدق درونی اشاره نمود.
    چنین انسانی همیشه، عاشق نیکی و خواهان موفقیتهای دیگران هست، زیرا وی باور دارد, انسان دموکرات هرگز، اسیر خودخواهی و خودشیفتگی، نخواهد شد و بدین صورت، فرهنگ شکیبایی، صبوری و همچنین نگاه مهربانانه از خصائص باارزش وی خواهد بود.
    نتیجه اینکه، انسانی با چنین ویژگیهای فردی از لحاظ رفتار سیاسی، بسیار عملگرا، عقلانی, دموکرات و دارای اخلاق حرفه ای و سیاسی خواهدبود.
    ونهایتاً اینکه، جامعه ای که از چنین منابع انسانی توسعه یافته ای برخوردار شود, تردیدی نیست، اگر دارای حکمرانی خوب و شایسته ای نیز باشد، بسرعت و به آسانی به شاخص های دوران توسعه ملی، دست خواهد یافت.

  • بفرمایید برای شادی مردم چه کرده اید

    بفرمایید برای شادی مردم چه کرده اید

    من هم شگفت زده ام از این تب فراگیر. اینکه خانواده هایی با درآمد متوسط، فرارسیدن سال میلادی و روز ولنتاین را با هزینه ای وافر جشن می گیرند که بسیاری از آنها بعید است، حتی ترتیب ماه هایش از ژانویه تا دسامبر را بدانند. اما چرا برخی در ایران (و هر سال تعداد بیشتری) این روزها را جشن می گیرند و شادی هایشان در این ایام، گاهاً از خود غربی ها بیشتر است؟!

    در کنار همه دلایلی که جامعه شناسان قاعدتاً باید آن را کشف کنند، شاید یکی از مهمترین دلایل، فقدان شادی در جامعه ایرانی باشد. وقتی گرانی و فقر و تبعیض و بیکاری وغیره، قلب مردم را فشرده می کند و آنها را در خود می شکند به صورت طبیعی دنبال بهانه هایی برای شادی می گردند. چرا باید آنها را سرزنش کنیم؟

    نمی شود با همان  تمی که سینه می زنیم، کف بزنیم و گمان کنیم که بله! کار فرهنگی کردیم و مردم باید شادمان شوند و چه مرگتان است که خوشحال نمی شوید و کیف نمی کنید؟! اصلاً مگر شادی دستوری است؟ اینکه فکر کنید تلویزیون از قول یک مقام خیلی مسئول بفرماید: « لبخند بزنید»! و مردم ریسه بروند، خیال پردازانه نیست؟

    اینجا کره شمالی نیست. اینجا ایران است و این مردم حتی اگر گاهی از سر ترس یا احترام به شوخی های بی مزه کسی خندیده اند به این معنی نیست که در اعماق وجودشان شاد هستند!

    آقای قرائتی می گفت: «ما دکترای گریه داریم اما برای خنده سیکل هم نداریم»!

    اعتراف صادقانه ای است. آنقدر که در این سال ها مردم را به گریه کردن بر گناهان کرده و نکرده تشویق کرده اید، برای خندیدن آنها کاری کرده اید؟

    یادتان می آید سال ها بلند خندیدن نشانه جلف بودن و سبکسری بود و گریه کردن و غمگین بودن، نماد فضیلت و ملکوتی بودن! اصلاً قبول دارید که خنده و شادی مهم است و تنها با خندوانه و دورهمی به دست نمی آید؟

    قبول دارید که ممانعت از برگزاری یک جشن ملی برای بخشی از مردم شادی آفرین نیست و بغض ایجاد می کند؟

    تا زمانی که شادی «ملی» مثل عزای «ملی» به رسمیت شناخته نشود، از آن استقبال نشود و لبخندآفرینان مثل اشک آفرینان اگر تشویق نمی شوند، دستکم تنبیه نشوند، حق نداریم به مردم بگوییم که چرا در کریسمس و ولنتاین و…جشن گرفتید!

    چرا ولنتاین به هم گل و خرس هدیه دادید؟ با بخشنامه و دستورالعمل و اخم و ترشرویی درست نمی شود. مطمئناً اگر فشار رفتن مردم به بهشت را زیادی، زیاد کنیم، امکان اینکه از آن ور جهنم بزنند بیرون ، بیشتر است!

    مردم ما یاد گرفته اند که در مقابل فشارها، خم شوند، اما نمی شکنند، خم می شوند تا تیزی و تندی توفان ها بگذرد و دوباره قامت راست کرده و دمار از روزگار توفان در بیاورند.

    این مردم شادی می خواهند. برای همین از فیلم های کمدی حتی کم مایه هم استقبال می کنند. برای همین حتی بلیط های گران کنسرت های داخلی را می خرند.

    گمان نکنید، همه آنها که می روند کنسرت، مرفه های بی درد و پورشه سواران هستند. اتفاقاً این بخش برای دیدن کنسرت «آن جای دیگر» می روند و «اصل جنس» را گوش می دهند، نه بعضی «بدل» های داخلی را!

    ما را به خاطر شادی کردن با شادی های دیگرانی که فرهنگشان را نمی شناسیم و معنایش را هم نمی دانیم، این همه سرزنش نکنید. به جای این همه طلبکار بودن، بفرمایید برای شادی عمومی چکار کرده اید؟

    شماتت مردم آسان است. ما سال‌هاست، سرزنش می شویم که زلزله و خشکسالی وفقر اقتصادی و غیره محصول گناهان کرده و ناکرده خودمان است، حتی از بچگی یادمان داده بودند که گریه وغم حال حاضرمان نتیجه بلند خندیدن دیروزمان است!

    به چکاوک اما نمی توانید، بگویید نخوان! چکاوک یک دفعه می پرد روی درخت کاج و کریسمس و ولنتاین را جشن می گیرد!

    برای یکبار هم شده از خودتان بپرسید، برای شادی ملی و عمومی مردممان چه کرده ایم و چه خواهیم کرد؟

  • کوزه مدرک آبی ندارد

    کوزه مدرک آبی ندارد

    دانشگاه ها بنگاه های مدرک شده اند و بازار کار در وضعیت نامطلوبی به سرمی برد، این در حالی است که پس از گذراندن نزدیک به 20 سال تحصیل و کسب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و طی نمودن شب ها و روزهای پراسترس، وقتی به دنبال کار می روی، نه مهارتی کسب کرده ای که بتوانی از آن استفاده کنی و نه شغلی داری که مدرکت به درت بخورد، بنابراین نه راه پس می ماند و نه راه پیش، چرا که نیاز امروز بازار کار با آنچه که در طی این سالها کسب کرده ای مطابق نیست.

    شاید به همین علت است که عده ای از تولید کنندگان بزرگ اصفهانی اعتقاد دارند که اصفهان از نیروی کار حرفه ای رنج می برد و انگشت اتهام به سمت نحوه آموزش و رشته هایی نشانه می رود که هیچ ربطی به بازار کار ندارند.

    • کسب و کارهای بی محتوا

    با این تفاسیر می توان گفت، مشکل تحصیل کردگان و فارغ التحصیلانی که به بازار کار وارد می شوند، یکی و دو تا نیست، از یک طرف آنها در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش و سپس آموزش عالی با هیچگونه مهارتی درحوزه های فنی و حرفه ای آشنا نشده و در کسب و کار خاصی مهارت ندارند و از طرف دیگر با شیوه های کار در رشته های مختلف آشنا نیستند.

    در این میان متاسفانه میزان حمایت برنامه ریزان کشور نیز با سطح توقعات و مطالبات آنها همخوانی ندارد، بنابراین باید بخشی از اشتغال را با درک توانمندی های موجود و برنامه ریزی برای آن در نظر گرفت، امری که مردم عادی نمی توانند انجام دهند و لزوما دست اندرکاران و متولیان امر باید به آن توجه کنند.

    • نیروهای بی مهارت برای اشتغال

    حالا این مساله را همه پذیرفته اند که دانشگاه ها در سال های گذشته نیروهایی را پرورش داده اند که در سطح میانگین از حرفه کمتری برخوردارند و این موضوع، دائما از سوی افراد فعال در عرصه تولید و اشتغال مطرح می شود.

    به گفته علی ربیعی وزیر کار و تعاون و رفاه اجتماعی بدون تردید تعداد فارغ‌التحصیلان و مهندسان ما در مقایسه با شاخص‌های جمعیتی و(GDP)تولید ناخالص داخلی از جوامع توسعه یافته بیشتر است، اما علت اینکه دوران گذار ما به سمت توسعه تا این حد طولانی است، بسته به میزان سواد و مهارت ما است و امیدوارم بتوانیم این خلاءها را پر کنیم.

    وی با بیان اینکه دانشجویان بدون کسب مهارت لازم وارد بازار کار می شوند و مسئله اصلی در کشور سواد و مهارت است، ادامه داد: کدام متغیرها می‌توانند تحصیلات را به سمت سوادی ببرند که بتواند وضع جامعه را بهتر کند و آسیب های اجتماعی کاهش یابد؟ امروز باید به جامعه با سواد هم فکر کنیم.

    بماند که برخی هم تمام گناه را به گردن بخش آموزش نمی اندازد و اعتقاد دارند که عدم حمایت از بنگاه های کوچک و پر بازده باعث شده که اشتغال بدون مهارت ایجاد شود.

    اما مشکل آموزش، همچنان یکی از بزرگترین مواردی است که بازار کار را نشانه گرفته است.

    امروزه منطبق نبودن رشته های تحصیلی با نیاز بازار کار، یکی از معضلات حل نشده ای است که گریبان بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی را گرفته است.

    سید عبدالوهاب سهل آبادی، رییس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران راهکار کلان و اساسی برای برون رفت از این مشکل را اجرای اصل 44 قانون اساسی می داند و می گوید: به نظر من دولت باید بودجه هایی که در اختیار دانشگاه های دولتی می گذارد را کم کرده و در قبال آن دانشگاه ها توسط بخش خصوصی حمایت شوند و نیازهای این بخش را تامین کرده و در عین حال با تعامل با دانشگاه ها بر اساس نیاز، رشته های دانشگاهی را در دانشگاه ها تغییر دهند و با ایجاد مدارس فنی و حرفه های آموزش های حرفه ای برای تربیت نیروی انسانی فراهم کند تا به این ترتیب نیاز به پروژه های تحقیقاتی و نو زیاد شود.

    • دانشگاه تعامل لازم را با صنعت ندارد

    رییس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران در ادامه با اظهار تاسف از اینکه سیاستگذاری ها در بخش های دانشگاهی تعامل لازم را با صنعت ندارد می گوید: کادر علمی در بخش دانشگاه آزاد، فقط به منافع خودشان فکر می کنند و به نوعی این دانشگاه ها تبدیل به بنگاه های اقتصادی و تولید مدرک شده اند و بدون توجه به کیفیت، رشته ها را تعریف و ایجاد توقع می کنند. این در حالی است که ما باید به فکر هدفمند نمودن رشته های تحصیلی باشیم، یعنی از همان بدو ورود دانشجو به دانشگاه ها بازار کار همان رشته را هم برایش تعریف و تبیین نماییم.

    در حالی که او از غیر ملموس بودن آموزش های فنی و حرفه ای صحبت می کند و می گوید که این موسسات در تامین نیروی کار نقشی ندارند، مشاور رئیس سازمان فنی و حرفه ای کشور اعتقاد دارد: آموزش های فنی و حرفه‌ای گامی موثر در جامعه برای ایجاد اشتغال و توانمندسازی جوانان است.

    در این میان برخی از کارشناسان هم معتقدند، مشکل اصلی بیکاری در کل کشور این است که ما هنوز سند آمایش آماری از نیروهای کار و نیاز امروز بازار کار را نداریم  در حالیکه اگر ما آخرین اطلاعات از نیازهای واقعی بازار کار را داشته باشیم، می توانیم برحسب آن نیرو تربیت کرده و به این ترتیب مشکل بیکاری را حل کنیم.

  • دانشگاه کیلویی چند؟

    دانشگاه کیلویی چند؟

    تا چندی پیش کنکور و رسیدن به آمال و آرزوها برای برخی یک افسانه بود، شاید تا چند سال پیش. اما چیزی نگذشت که فاصله های طبقاتی باعث شد که متولان بی درد بتوانند به راحتی هر آنچه را که می خواهند از جمله کرسی دانشگاه ها را هم بخرند. جالب اینجاست که بیشتر این خریدها مربوط به رشته ای است که با جان و روح مردم کار دارد. پزشکان آینده ای که معلوم نیست با مدرک جعلی پزشک شده اند و یا واقعا رنج دوران درس و دانشگاه را به جان خریده اند.

    به گفته محمد مهدی طهرانچی، رئیس مرکز امور حقوقی و صیانت از دارایی‌های دانشگاه آزاد اسلامی تعداد افرادی که به جعل مدارک دانشگاه آزاد اقدام کرده اند «خیلی زیاد» است، ولی دانشگاه آزاد برادر بزرگ نظام آموزش عالی است و در واقع سهم بزرگ تر این مجموعه  (آموزش عالی) متعلق به دانشگاه آزاد است؛ بنابراین در این گستره بزرگ احتمال هر تخلفی وجود دارد، ولی ما تمام تمرکز خود را بر این گذاشته ایم که در دانشگاه این اتفاق نیفتد.

    با تمام این احوال این اتفاقات در حال افتادن است، فروش مدارکی که تنها ژست و فیگورهای جعلی به ارمغان می آورد، دانشگاه ها بنگاه های مدرک شده اند و بازار کار در وضعیت نامطلوبی به سرمی برد، این در حالی است که پس از گذراندن نزدیک به 20 سال تحصیل و کسب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و طی نمودن شب ها و روزهای پراسترس، وقتی به دنبال کار  می روی نه مهارتی کسب کرده ای که بتوانی از آن استفاده کنی. بنابراین نه راه پس می ماند و نه راه پیش، چرا که نیاز امروز بازار کار با آنچه که در طی این سالها کسب کرده ای مطابق نیست.شاید به همین علت است که عده ای از تولید کنندگان بزرگ اصفهانی اعتقاد دارند که اصفهان از نیروی کار حرفه ای رنج می برد و انگشت ها به سمت نحوه آموزش و رشته های تحصیلی نشانه می رود که هیچ ربطی به بازار کار ندارند.

    در این میان بماند که مشکل تحصیل کردگان و فارغ التحصیلانی که به بازار کار وارد می شوند یکی و دو تا نیست، از یک طرف آنها در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش و سپس آموزش عالی با هیچگونه مهارتی درحوزه های فنی و حرفه ای آشنا نشده و در کسب و کار خاصی مهارت دارد و از طرف دیگر با شیوه های کار در رشته های مختلف آشنا نیست.

    در این میان متاسفانه میزان حمایت برنامه ریزان کشور نیز با سطح توقعات و مطالبات آنها همخوانی ندارد، بنابراین باید بخشی از اشتغال را با درک توانمندی های موجود و برنامه ریزی برای آن در نظر گرفت، امری که مردم عادی نمی توانند انجام دهند و لزوما دست اندرکاران و متولیان امر باید به آن توجه کنند و همین ناامیدی ها است که باعث می شود، تنها مدرک ملاک شود و بس .

    حالا این مساله را همه پذیرفته اند که دانشگاه ها در سال های گذشته نیروهایی را پرورش داده اند که در سطح میانگین از حرفه کمتری برخورداند و این موضوع دائما از سوی افراد فعال در عرصه تولید و اشتغال مطرح می شود.

    در این خلاء های ناشی از نبود برنامه ریزی و مدرک گرایی برای هیچ و پوچ است که افرادی هم، از آب گل آلود ماهی های درشتی می گیرند.

    گرچه به اعتقاد رئیس مرکز امور حقوقی و صیانت از دارایی‌های دانشگاه آزاد در بسیاری از موارد خیلی از این مدارک از دانشگاه مورد استعلام قرار نگرفته است؛ یعنی فردی مدرکش را جعل کرده و آن را به سازمان و یا شرکتی ارائه داده، ولی هیچ وقت برای تایید آن مدرک، استعلامی از دانشگاه آزاد گرفته نشده است.

    با تمام این احوال ارقام متنوع است؛ کلاهبردار مشتری خودش را ارزیابی می کند و از 10 و 20 میلیون تا 500 میلیون تومان تا یک میلیارد تومان می رسد و تنها قربانیان این ماجرا کسانی هستند که با خون دل شبانه روز به خاطر کنکور درس خوانده اند و حالا کسانی جایشان را گرفته اند که تنها رنگ اسکناس را دیده اند. شاید بهترین راهکار برای این موضوع هوشمندسازی تمامی ارگان ها و اداراتی باشد که وابسته به مدرک گرایی شده اند.

  • انتخابی فراجناحی داشته باشیم

    انتخابی فراجناحی داشته باشیم

    اما اين فقط يك تصميم احساسي و مقطعي نبود. چراكه پدرام با آن كه از همان نوجواني شاعر و نويسنده اي توانمند بود، در  عرصه رسانه که عشق و آرزوی دیرینش بود ، باقي ماند و بعدها عضو  شورای سردبیری جام جم ، ایران و مدیر کل مطبوعات داخلی شد و در هر سه قوه، مسئولیت هایی را پذیرفت که با توان و علاقه اش يعني روزنامه نگاری مرتبط بودند. تحصیلات حقوقی اش هم  به وی کمک کرد تا در این عرصه آهسته و پیوسته رود و به تندروي هاي رايج در اين يا آن جناح سیاسی متمایل نشود.

    پدرام از همان اوان نوجوانی نشان داد که  دلبسته انقلاب و ارزش هاي نظام است،  اما به جهت اشراف بر ادبيات و تعامل با چهره هاي گوناگون از جناح هاي مختلف، تفکر جناحی پیدا نکرد.

    غیر جناحی بودن پاک آیین، وجه تمایز وی در بین مدیران شهرستانی و پایتخت نشین است . او قدر رسانه های محلی اعم از مطبوعات و سایت ها را می شناسد.عملکرد او در اداره کل مطبوعات داخلی هم گواه همین رفتار است. او بیش از آن که دلبسته روزنامه ها و خبرگزاری های سیاسی پایتخت باشد، دلبسته مجلات ریشه دار و نشریات و سایت های کم برخوردار استانی و شهرستانی است.

    پاک آئین در دوران مدیریتش به اصلاح طلب و اصولگرا و اعتدالی ها نگاه برابر داشت. در دوره او روند توقیف رسانه ها که زماني به اوج رسیده بود، متوقف شد و  مجوز هیچ رسانه ای به خاطر بی نظمی در انتشار لغو نشد.

    و سخن آخر این که  هر چند مدیران مسئول رسانه های کشور ، خود اهل شایسته گزینی اند، اما چه خوب است که این انتخابات رسانه ای را سیاسی نکنیم و با انتخابی درست،  محیط رسانه ها را از افت جناح زدگی افراطی  مبرا نگاه داریم.