دسته: گزارش میدانی اجتماعی

  • کرونا فاتحه بازار لوازم التحرير را خواند

    کرونا فاتحه بازار لوازم التحرير را خواند

    اکنـون وحشـت از کرونـا و مجـازی شـدن درس هـا باعـث شـده کـه بسـیاری از خانـواده هـا قیـد خریـد لوازم التحرير را بزننـد و در فکرکالایـی بزرگترمثـل موبایــل و تبلــت بــرای بچــه هایشــان باشــند.
    ایــن در حالــی اســت کــه ســال پیــش در چنیــن روزهایــی در بــازار لوازم التحرير غوغایــی بــود، از جمعیتــی کــه مــی خواســتند، بــرای دانــش آموزانشــان لوازم التحرير بخرنـد، امـا اکنـون در راسـته لوازم التحرير فروشـان، قـو هـم نمـی پـرد و اکثـر کسـانی کـه شغلشـان ایـن بـوده ناراضـی از اوضـاع فعلـی هسـتند. بـه گفتـه فعـالان ایـن بـازار، بسـیاری از فروشـندگان حـالا فروششـان معطـوف شـده بـه ادارات و دفاتـر خدماتـی و انـدک واحدهـای صنعتـی کـه تنهـا بخشـی از سـرمایه صـرف شـده آنهـا را جبـران خواهـد کـرد .

    بورس خلوت لوازم التحرير

    کافـی اسـت بـه بـورس فـروش لوازم التحرير سـری بزنیـد، تـا شـاهد خلوتـی و کسـادی ایـن بـازار باشـید. اسـماعیل از جملـه کسـانی اسـت کـه سـال هـا اسـت شـغلش فـروش لوازم التحرير اسـت و بـه قـول خـودش تـا بـه حـال بـازار را بـه ایـن شـکل ندیـده اسـت. بـه گفتـه او بسـیاری از کسـانی کـه در ایـن صنـف هسـتند، از شغلشـان ناامیـد شـده انـد. بخشـی از آنهـا کـه مالـک بـوده انـد، در فکـر تغییـر کاربـری مغـازه شـان هسـتند و برخـی هـم کـه مسـتاجر هسـتند، عطـای ایـن شـغل را بـر لقایـش بخشـیده انـد.
    بـه گفتـه فعـالان ایـن صنـف، اگـر ایـن مشـکالت بـا همیـن رویـه پیـش بـرود، امیـدی بـه فعالیـت ایـن صنـف نخواهـد بـود و باعـث مـی شـود کـه بـر بدنـه ایـن صنـف ضربـه نهایـی وارد شـود.
    بـه گفتـه حسـینی، یکـی از فروشـندگان ایـن بـازار، رکـود و کسـادی باعـث شـده کـه بسـیاری عطـای ایـن شـغل را بـر لقایـش ببخشـند و ترجیـح بدهنـد کـه تغییـر کاربـری داشـته و بـه شـغل دیگـری روی بیاورنـد.
    افراسـیابی هـم از کسـانی اسـت کـه سـال هاسـت در ایـن رشـته مشـغول بـه کار اسـت بـه نظـر او اگـر تـا سـال پیـش امیدمـان بـه ایـن روزهـا بـود، حـالا ناامیدتـر از قبـل شـده ایـم و بـه نوعـی ایـن موضـوع ضربـه نهایـی را بـه بدنـه ایـن صنـف مـی زنـد. رئیـس اتحادیـه صنـف فروشـندگان لوازم التحرير و نوشـت افـزار نیـز بـر ایـن بـاور اسـت کـه، اگـر شـرایط بـه همیـن منـوال پیـش بـرود، امیـدی بـه آینـده فعالیـت در ایـن رسـته نیسـت.

    فروشندگان و بازار کساد

    قدیمــی هــا و انبــوه فروشــان ایــن بازارهــم دل خوشــی از ایــن شــرایط ندارنــد، راســته بــازار، بیانگــر ایــن واقعیــت اســت کــه بســیاری از فعــاالن ایــن صنــف
    واحدهــای خــود را تعطیــل کــرده انــد و عرضــه کننــده پوشــاک یــا لــوازم بهداشــتی شــده انــد.
    در کنـار فروشـندگان، خریدارانـی هـم هسـتند کـه نیـاز چندانـی بـه خریـد لوازم التحرير بـرای بچـه هایشـان ندارنـد، محمـدی کـه سـه فرزنـد مدرسـه ای دارد، از خریـد لوازم التحرير منصـرف شـده اسـت، بـه نظـر او بـا توجـه بـه اینکـه، امسـال بایـد بـه جـای دفتـر و قلـم بـرای بچـه هـا تبلـت بخریـم، دیگـر نیـازی بـه خریـد لوازم التحرير نیسـت.
    کاهـش میـزان مصـرف نوشـت افـزار و لوازم التحرير بـه دلیـل گسـترش فضـای مجـازی و کامپیوتـری و کاهـش بودجـه سـازمان هـا بـرای خریـد لوازم التحرير و نوشـت افـزار، دو عاملـی هسـتند کـه اکثـر فعـاالن ایـن صنـف را ناچـار بـه تغییـر کاربـری واحدهـای صنفـی و یـا تغییـر محـل فعالیـت کـرده اسـت.
    بـه گفتـه مسـئوالن اتحادیـه لوازم التحرير فروشـان بـه دلیـل بـالا بـودن هزینـه اجـاره واحدهـای صنفـی و همچنیـن بـه ایـن علـت کـه ایـن واحدهـای صنفـی بـا کاهـش فـروش روبـرو شـده انـد، ترجیـح مـی دهنـد کـه تغییـر کاربـری داده و بـه شـغلی برونـد کـه بتواننـد هزینـه هایشـان را دربیاورنـد. ایـن روزهـا، دیگـر هیجانـی در بـازار لوازم التحرير نیسـت و آخریـن روزهـای تابسـتان شـاهد سـالی متفـاوت از سـالهای قبـل در ایـن رابطـه هسـتیم . سـالی کـه تفـاوت بـارزی نسـبت بـه قبـل دارد و فعـاالن را بـه ایـن فکـر انداختـه کـه فـروش نوشـت افـزار را کنـار بگذارنـد.

    آموزش های مجازی و رکود

    برخـی از فروشـندگان حـالا بـه شـکل کـج دار و مریـض در ایـن بـازار مشـغول هسـتند، امـا آنهـا هـم معلـوم نیسـت تـا چـه زمانـی دوام بیاورنـد، بـه ایـن خاطـر کـه بـه گفتـه آنهـا اکنـون شـبکه هـای مجـازی سـردمدار شـده انـد و بـازار لوازم التحرير را بیـش از پیـش بـه رکـود کشـانده انـد.
    بــه اعتقــاد ابراهیــم کــه کارمنــد آمــوزش و پــرورش اســت؛ قابــل کتمــان نیســت کــه بــا آمــوزش مجــازی بســیاری از هزینــه هــای والدیــن هماننــد خریــد لوازم التحرير، لبـاس، فـرم، کیـف و کفـش و حتـی سـرویس مـدارس بـه طـرز محسوسـی کاهـش یافتـه اسـت، ولـی آنهـا ایـن سـرمایه را بایـد بـرای خریـد موبایــل صــرف کننــد و حــالا تبلــت و موبایــل اســت کــه جایگزیــن روزهــای نیمکــت نشــینی شــده اســت. ایـن موضـوع برخـی از خانـواده هـا را هـم در مضیقـه انداختـه اسـت. خانـواده کارگرانـی کـه بـا دو یـا سـه فرزنـد گاهـی بایـد تـا چنـد میلیـون هزینـه کننـد تـا بتواننـد، هزینـه اینترنـت و راه یافتـن بـه فضـای مجـازی را بـرای بچـه هایشـان فراهـم کننـد.

  • حق الناس بزرگ

    حق الناس بزرگ

    افرادی که هزینه های زیادی برای آموختن دوره های مختلف و آماده شدن برای این آزمون کرده اند و حالا باید دست خالی بروند. این موضوع به گفته کارشناسان می تواند، زنگ خطری برای ارتقا و توسعه آموزشی باشد. اما حالا خیلی ها در بیم و امید اینکه ممکن است آزمون ها برگزار نشود، مخالف این طرح و تصمیم هستند. زهرا. الف، یکی از کسانی است که به امید قبولی در ارشد فراگیر، عطای کنکور را به لقایش بخشیده و اکنون بر سر دو راهی افتاده است: برای چه همچین کاری را انجام دادند؟ کلی برنامه ریزی کرده بودم، کتاب خریدم و خواندم حتی کنکور سراسری هم نرفتم، چرا سرنوشت مردم برایشان اهمیت ندارد ؟ این یک حق الناس بزرگ است. محمد.ف، یکی از کسانی است که برای این آزمون خیلی تلاش کرده و با گردآوری و خرید محتواهای آموزشی و شرکت در کلاس های مختلف سعی در آماده شدن داشته: ما وقت چندانی نداریم که هر بار مثل موش آزمایشگاهی با ما رفتار شود. در این شرایط هزینه های زیادی بر دوش من افتاده و حالا که حرف بر سر این است که این آزمون ها برگزار نشود، تنها کسی که دچار خسارت و ضرر میشود، من هستم.
    رضا . ش هم وضعش به همین شکل است، او نیز به گفته خودش این تصمیم را درست نمی داند. به نظر او برگزار نشدن آزمون ها خیلی ها را دچار مشکل خواهد کرد. او یک کارمند دولتی است و با صرف وقت و هزینه تصمیم گرفته که در این آزمون ها شرکت کند، ولی حالا با نگرشی جدید روبرو شده است.

    صرف وقت و هزینه و افسردگی

    زهرا مرادی یک کارشناس اجتماعی است به نظر او این نوع نگرش که فقط بیایند و بگویند آزمون ها برگزار نمی شود، نگرش درستی نیست به این علت که در پس این
    گفتار خیلی ها سقوط می کنند و به وادی افسردگی می افتند به این خاطر که بسیاری از آنها وقت و زندگی و هزینه صرف کرده اند و اکنون مثل این است که همه چیزشان را از دست داده اند.
    ابراهیم . م جوان 18 ساله ای است که اگر این آزمون ها را ندهد و قبول نشود، باید پیه همه چیز را به دلش بمالد و به سربازی برود . او از این موضوع چندان راضی نیست. به گفته ابراهیم، این آزمون ها این شانس را به ما می دهد که بتوانیم با تلاش و کوشش بر کرسی دانشگاه بنشینیم، ولی با برگزار نشدن آن باید به سربازی بروم و این فرصت از دست من خواهد رفت که به دانشگاه بروم و این واقعا انصاف نیست که من با سعی و تلاش و خواندن شبانه روزی به سراب برسم.

    تصمیم شتابزده

    مریم هم یکی از کسانی است که انتظار داشته در این آزمون شرکت کند، ما که کتابهای فراگیر ارشد رو گرفته ایم و در حال خواندن آن هستیم، حالا تکلیف ما چیست؟ حداقل چندماه پیش می گفتید، ما هم کتاب نمی گرفتیم .یک تصمیم خودخواهانه، شتابزده و بدون برنامه که باعث می شود عده زیادی یک سال از زندگیشان عقب بیافتند. من معلمم کجاوقت دارم برای کنکوربخوانم، به مسئولان آموزش کشور التماس می کنم آزمون فراگیر را برگردانید، با این برنامه ما لطمه بزرگی می بینیم، خواهشا پیگیرباشید.

    دوساله براش برنامه ریختم وکتاب خریدم، خواستم امسال امتحان بدهم. ماجرا از این قرار است که لغو آزمون های ارشد پیام نور بدون هماهنگی؛ زنگ خطر دهشتناكي است که برای آموزش عالی کشور به صدا درآمده است و این موضوع ممکن است شیرازه آموزش عالی کشور را با مشکلات جدی روبرو کند.

    دردی بر دردهای بازنشستگان

    عبداالله هم از جمله بازنشستگانی است که برای این آزمون تلاش ویژه ای کرده است، به نظر او اگر این آزمون برگزار نشود، او نمی داند با هزینه ای که برای تهیه محتوا و
    برنامه های درسی گذاشته چه کند، خودتان در جریان هستید که حقوق ما بازنشستگان چندان زیاد نیست و من با صرف هزینه می خواستم در آزمون های ارشد فراگیر شرکت کنم. متاسفانه این اولین باری نیست که دانشگاه پیام نور به این شکل نسنجیده و شتابزده رفتار می کند.

    به نظر می رسد، خبر لغو این آزمون، موجی از نگرانی را در بین داوطلبان آزمون ارشد فراگیر پیام نور ایجاد کرده است و تعداد زیادی از داوطلبان به امید آزمون فراگیر ارشد در آزمون سراسری شرکت نکرده بودند و یا برخی برای آمادگی آزمون از مدت ها قبل شروع به مطالعه و حتی هزینه کرده بودند. این خبر باعث نگرانی و اضطراب داوطلبان
    آزمون فراگیر ارشد سال 99 پیام نور شده است. این موضوع در رابطه با بسیاری از دانشجویانی که به امید قبولی درآزمون فراگیر پیام نور در کنکور سراسری شرکت نکرده اند، صادق است و به گفته کارشناسان می تواند، تبعات روانی زیادی را برای آنها به دنبال داشته باشد. به گفته دانشجویانی که از کنکور سراسری مانده و نمی توانند در آزمون های سراسری هم شرکت کنند، این حق و حقوقی است که از آنها سلب شده است .

  • ابن سینا تنیده در تارِ عنکبوت

    ابن سینا تنیده در تارِ عنکبوت

    ساحل سپنتا- اینجا خیابان ابن سینا است. پیرمرد رو می کند به محله دردشت ،جایی که به قول قدیمی های این خیابان مدرسه ابن سینا و آرامگاه او در آنجاست. انگشت سبابه اش همانطور که مدرسه را نشان می دهد نقب می زند به زمانی که ابوعلی سینا به بیماری قولنج مبتلا شد و در راه رسیدن به همدان فوت کرد و به همین خاطر جسدش را در همینمدرسه در اصفهان، خیابان ابن سینا، کوچه پاگلدسته، بالاتر از مدرسه شفیعیه دفن کردند. همین شد که خیابان ابن سینا به نام پزشک نامی شد.پیرمرد یادش نمی آید از کی اینجا بورس پارچه فروشان شد، ولی تا زمانی که یادش هست اینجاهم انواع واقسام پارچه ها بوده که فروخته می شده.

    در کوچه ها و خیابان های ابن سینا، زندگی ساده است. ساختمانها نما و تجملات اضافی ندارد. مردم لباسهای گران نمیپوشند. اینجا برندها و مارک ها مفهومی ندارند. رستوران های زنجیرهای شعبه ای باز نکردهاند و در بقالی ها جنس خارجی نمیفروشند. مغازه ها ختم می شوند به چند مانتو فروشی و پالتو فروشی و یک عالمه پرده فروشی از انواع ضخیم یا نازک.بیشتر خانه ها بافت فرسوده دارند. از بیرون که نگاه شان میکنی، مثل کارتن های زهوار در رفته قدیمی نمکشیده و مهجور در کنار هم صف کشیده اند. حتی وارد نشده تنت می لرزدکه نکند با لرزه ای کوچک فرو بریزند. انگار مرگ به این خانه های عنکبوتی و متزلزل خیلی نزدیک تر است.

    محله ای دست نخورده

    محله ای که به دلایل مختلف که مهمترینشان مشکلات مالی است، دست نخورده باقی مانده است . خیاط میانسال محله از بافت این منطقه می گوید: این محله بافت فرسوده و قدمت چندین ساله دارد و بیشترشان اصفهانی های قدیمی هستند که یا خانه هایشان را برای بازسازی رها کرده اند یا آنها را اجاره داده اند. اینطور که او می گوید؛ وام ها و تسهیلات متنوع هم نتوانسته دردی از این بافت ها درمان کند، چرا که بسیاری از مردم این منطقه در بازپرداخت وام ها با مشکل روبرو هستند.

    تقابل زندگی نو و کهنه

    شاید بتوانی در دل محله ها تقابل زندگی کهنه و نو را به خوبی ببینی، ولی به هر ترتیب بافت بکر و دست نخورده محله همچنان با معماری به خصوصی خودنمایی می کند. نیازبه کالبد شکافی نیست، لهجه ها نشان می دهد که مردمان این منطقه دو بخش می شوند. عده ای بومی و عده ای دیگر هم غیر بومی و یک سوم کل درآمد خانوارها نرخی است که برای میزان استاندارد هزینه ی اجاره نشینی برآورد می شود.خانه های 40-50متری با چندین نفر سکنه ، تنها گوشه ای از فضای ابن سینا است.

    معماری هایی به دور از آپارتمان نشینی

    خانه های زنجیروار این کوچه ها چنان از یک معماری و بنای خاص پیروی می کنند که گویی همه را یک نفر ساخته است . با طاقی ها و سایبان هایی که کمتر نظیرش را این روزها می بینی.

    خیابان ابن سینا با بافت قدیمی و فرسوده و ساکنانی که زندگی محلی را برای خود برگزیده اند و خود را از سر و صدا و ترافیک و زندگی آپارتمان نشینی و فرهنگ مدرن دور کرده اند از آن محله هایی است که مهد بافت فرسوده به شمار می رود و به علت اینکه طبقه متوسط به پایین جامعه در آن ساکن هستند خانه های زیادی را می بینی که با عبور حتی یک ماشین سبک لرزه بر تنشان می افتد.

    فرسوده هایی که در اعداد نمی گنجد

    محله ابن سینا اکنون به فاجعه نزدیک است و مهد بافت های قدیمی و فرسوده به شمار می رود، براساس آخرین آمارهای اعلام شده از سوی وزارت مسکن و شهرسازی، هماکنون بیش از 60هزار هکتار بافت فرسوده درکشور وجود داردکه بیش از هشت هزار و 100هکتار آن متعلق به اصفهان و به خصوص محله ابن سینا است.

    این رقم شامل سه هزار هکتار بافت تاریخی و سه هزار و 780هکتار سکونتگاه غیر رسمی در استان اصفهان است. در عین حال شهر اصفهان دوهزار و 304هکتار بافت فرسوده دارد که 20درصد مجموع مساحت شهر را شامل می شود.

    در قوانین متعددی همچون برنامه چهارم، پنجم و ششم توسعه نگاه ویژه ای به احیا و بازآفرینی بافت فرسوده شده است و طبق این برنامه ها باید هر سال10درصد از این بافت احیا شود. وقتی در اواخر سال 96دستور آغاز عملیات اجرایی طرح ملی بازآفرینی شهری در 10استان کشور از جمله اصفهان داده شد وبر این اساس 106محله ناکارآمد در استان اصفهان شناسایی و مقرر شد طبق دستور رئیس جمهوری، طی برنامهای 10ساله در فاز مورد نوسازی قرار گیرد همه چشم به راه جهشی در نوسازی و بهسازی بافت های فرسوده اصفهان شدند و حتی خبرگزاری شهرداری اصفهان (ایمنا) در اولین روزهای زمستان97با تیتر «برجام بافت های فرسوده» به استقبال این دستور رفت. تمام اینها در حالی بود که طی این فرآیند، عدم همکاری دستگاههای متولی، تخصیص نیافتن اعتبارات لازم و نبود ضوابط ویژه ساختوساز و بستههای تشویقی مؤثر برای افزایش مشارکت مردم و سرمایهگذاران بخش خصوصی
    در روند اجرا، محسوس بود و عملابرجام بافت های فرسوده اصفهان را با شکست مواجه کرد.

    این در حالی است که اصفهان دارای بیشترین بافت فرسوده در کشور است و اگر به این بافت ها به شکل موثری پرداخته نشود، آینده نه چندان دور این گونه بافت ها تبدیل به خرابه هایی می شود که راه برگشتی به سوی آبادانی نخواهند داشت. حالا بافت های فرسوده چشم به راه کمک هایی هستند که قرار است در آینده سقفی شود برای ساکنانش که بر سرشان آوار نشود.

    بافت های پیر و فرسوده

    خانه های این محله، اکثرا بافت های فرسوده ای هستند که اتباع خارجه در آن سکنی گزیده اند، سیمای این خیابان، سیمای سادهزیستی است و شاید سیمای فقر. آنها که دستشان به دهانشان میرسیده از این خانه های تو سری خورده توی کوچه پس کوچه ها رفتهاند. محله های ابن سینا خیلی وقت است نام بافت فرسوده را با خود یدک می کشند و آدم هایش با سیلی صورتشان را سرخ می کنند تا بتوانند گاهی خانه هایشان را مرمت یا بازسازی کنند.

  • بازی برد برد مشاوران املاک با مسکن

    بازی برد برد مشاوران املاک با مسکن

    دریا قدرتی پور- گوشه میدان ، بنگاهی است که وقتی وارد می شوی ، کف پوش های طلایی رنگ و دیوارهای یکدست سفید ، تو را دعوت می کنند به معاملات گران قیمتی که این
    روزها بازارش داغ شده است. مشاوران املاک در این نقطه شهر کسانی هستند که بدون دغدغه با معامله های میلیاردی، حق کمیسیون های میلیونی می گیرند.
    اینجا یکی از خیابان های بالای شهر است که تعداد بنگاه هایش کم نیستند. یکی از مشاوران املاک در این منطقه می گوید: در این بازار تقلبی که خانه ها قیمت های حبابی دارند هر کس برای خود نرخی تعیین می کند؛ نرخ هایی که هیچکدامشان مشمول تعرفه خاصی نیستند .
    سیامک همتی که به قول خودش عدد بودنش در بنگاه دستش نیست، حالا برای خودش دفتر و دستکی بلند بالا دارد و خانه های لاکچری را معامله می کند. به نظر او زمانی که یک خانه گرانقیمت فروخته می شود بالطبع حق کمیسیون خودش را هم دارد و این موضوع بر اساس توافق بین بنگاه دار و مالک تعیین می شود.

    گرچه تعرفه ها در این رابطه چیز دیگری می گویند، تعرفه هایی که گاهی نقششان تنها روی کاغذ است و مسئولیت دیگری ندارند. بنگاه داران کارکشته، اما خوب بلدند که چکار کنند تا در این بازار آشفته و نابهنجاری که قوانین دست و پا شکسته آن، قدرت مانور ندارد، پیروز شوند.آنها با پنبه چنان سر می برند که هیچکس متوجه نمی شود. اینجاست که هر بنگاه، پاتوقی می شود برای پول درآوردن دلالانی که از این آب گل آلود ماهی می گیرند.

    بنگاه دیگری نرسیده به اوایل خیابان هم نگاه مشترکی به خریداران و فروشندگان دارد . در این قسمت شهر هم معاملات بزرگ و کمیسیون های بزرگتری رد و بدل می شود.
    فشارکی، یکی دیگر از مشاوران املاک این منطقه، مرد درشت اندامی است که توی صندلی بزرگ سیاهی لم داده ، شفاف و بدون اینکه سانسوری در حرف هایش باشد، می گوید: به هر حال حق ما است ، هر چه تورم بالاتر می رود به هر حال حق کمیسیون بنگاه ها هم که نمی تواند سرجای خودش بماند . البته در برخی اوقات هم توافقی حل می شود . مثلا اگر من بتوانم خانه ای را دو میلیارد و 100میلیون جوش بدهم و مالک دو میلیارد و 50در نظر داشته باشد با توافق او مبلغ اضافه به بنگاه می رسد.

    البته در حالی که بنگاه های بالای شهر از سر دل سیری حرف می زنند، بنگاه های پایین شهر اینگونه نیستند، آنها در وضعیتی غیرمشابه می گویند: حباب قیمت های مسکن خیلی ها را دچار مشکل کرده و معاملات کمتر شده است.

    این دیالوگ را حسن امیری، مدیر بنگاهی در خیابان بزرگمهر می گوید«: اینطرف شهر بیشتر بازار اجاره داغ است ، ولی متاسفانه خیلی از مالکان به خانه هایشان به عنوان سرمایه نگاه می کنند و وقتی می بینند که قیمت خانه بالا رفته، به مبلغ اجاره هایشان اضافه می کنند و می خواهند بار هزینه هایشان را بر دوش مستاجران بیاندازند.»

    چند متر آنطرف تر بنگاه دیگری است که مدیر آن برخلاف او صحبت می کند. به اعتقاد حسین نوروزی که یکی از بنگاه دارهای قدیمی در این منطقه است، اتفاقا در زمان هایی که مسکن تکان می خورد و گران می شود، مردم بیشتر به سمت خرید و فروش می روند. خمی به ابرویش می اندازد و ادامه می دهد: متاسفانه خیلی از بنگاه داران از این مساله سواستفاده می کنند. بماند که مالکان هم از آنها کمی ، ندارند.

    او از خاطراتی می گوید که باعث شده برخی اوقات تصمیم بگیرد که این شغل را رها کند«: وقتی به برخی مالکان می گوییم که این قیمت برای خانه ات زیاد است، انگار کفر گفته ایم و فحش و ناسزا است که نثار ما می شود.»

    در بازار داغ پر سود معاملات مسکن، تعرفه مشخصی نیست، گرچه اگر هم باشد، با وجود تعداد زیاد مشاوران املاک که بسیاری از آنها حتی جواز کسب هم ندارند، معاملات تقلبی انجام می شود که شرایط اقتصاد جامعه را بیمارتر از آن چیزی که هست می کند.
    به گفته مشاور املاکی دیگری که در خیابان کمال است، حتی اگر ما بخواهیم به تعرفه ها عمل کنیم و یکسان سازی شود، خیلی ها هستند که این کار را نمی کنند و بازار را از دست ما می گیرند، بنابراین باید در این بازار آشفته یا همرنگ جماعت شویم و یا بار و بندیلمان را ببندیم و از این شغل برویم.

    در این میان افرادی هم هستند که با اجاره یک دفتر و چند صندلی در خیابان های اصلی شهر بدون اینکه تخصصی داشته باشند، اقدام به معاملات سودآور می کنند. به گفته مسعود عمرانی، از دیگر بنگاه دارانی که ید طولانی در این شغل دارد، با رشد قارچ گونه بنگاه هایی که هر روز بر تعدادشان اضافه می شود، این نگرانی وجود دارد که بازار مسکن حتی بدتر از این که هست بشود.

    به دست گرفتن بازار مسکن توسط دلالانی که بدون هیچ دردسر و دغدغه و نگرانی ارقام میلیونی به جیب می زنند، معلوم نیست وضعیت بازار مسکن را تا کجا بکشاند.

    البته این تصور که مشاوران مسکن موجب بالا و پایین شدن قیمت مسکن و اجاره بها می شوند هنوز در بین مردم وجود دارد که البته بیراه نیست، چرا که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان املاک ، گاهی دلالان هستند که باعث افزایش تورم در بازار مسکن می شوند.

    آنها معتقدند: یکی از مهمترین عوامل گرانی مسکن، برخی از مشاوران املاک و البته بساز بفروش ها و مالکانی هستند که با آنها تبانی می کنند و بدون نظارت و به سلیقه خود قیمت ها را بالا و پایین می برند . قیمت هایی که در شرایط حاضربی شرم تر از همیشه رخ نموده اند و انگار قصد ندارند منطقی تر عمل کنند.

  • یک متری های میلیاردی

    یک متری های میلیاردی

    تا جایی که قیمت خانه آخرت در برخی از مناطق به چند صد میلیون هم می رسند. اکنون شرایط خرید قبر در برخی اماکن که اغلب نزدیک امامزاده ها و مقابر مقدس هستند به گونه ای است که قیمت یک قطعه قبر 2متری گاهی برابر با یک آپارتمان 70متری در منطقه های متوسط شهری است. بازار داغ قبرهای چند صد میلیونی در کنار امامزاده ها تا جایی است که حتی در اینترنت و شبکه های مجازی هم می توان قیمت هایی را دید که هر کدام به شکل صعودی بالا می روند و به سبب اینکه هیچ قانون خاصی در زمینه جلوگیری از این دفن ها وجود ندارد هر کدام ساز خود را می زنند. این ارقام بر حسب دوری و نزدیکی به امامزاده ها سنجیده می شود و هر چه مکان قبر به محل امامزاده ها نزدیک تر باشد قیمت ها هم نجومی تر خواهد شد.

    قبرهای فقیر و غنی

    مردم بالا و پایین شهر هر کدام دیدگاه های جداگانه ای در این مورد دارند، مهدی محمدی از جمله کسانی است که در زینبیه زندگی می کند. او کارگر ساختمانی است به قول خودش از صبح تا شب جان می کند تا سن نارسه شاهی دربیاورد، او از کسانی است که قبرش را پیش خرید کرده است، دلیلش هم واضح است: «هر روز با تورم قیمت قبرها بالا می رود، برای همین ترجیح می دهم که قبرم را زودتر بخرم تا بچه هایم در این روزگار برای مردنم دچار سختی نشوند. تفاوت بین خرید قبرها هم فقیر و غنی دارد.» یکی از شهروندان اصفهانی نیز در رابطه با گرانی قبر در گورستان امامزاده گفت: نیاز مادی انسان با مرگ پایان نمیپذیرد! قبرهمان محلی است که تا ابد میخواهی در آن سکنی گزینی و از دنیا چشم برگیری، ملزم به پرداخت پول است .

    محمدی با اکراه می گوید: همه می گویند مردن آسان است، مرده فقط یک متر کفن و یک متر زمین میخواهد، اما هزینههای کفن و دفن بسیار بالا است، من باید به فکر آینده هم باشم. محمدی سرش را پایین می اندازد، شیارهای پیشانیش بیشتر می شود«:غم از دست دادن عزیز برای یک خانواده خیلی سخت است اما هزینه های بالای قبرنیز دراین باعث ناراحتیهای بیشتر میشود، برای همین بهتر است که از قبل فکرش را کرده باشی». او می گوید: رزرو کردن قبر پیش از زمان نیاز خیلی ارزانتر از قبرهایی است که (در زمان نیاز) خریداری می شوند.

    خانه های ابدی گران در کنار امامزاده ها

    امان الله 55ساله، اما نظرش متفاوت است. او دوست دارد که نزدیک پدرش که در یک امامزاده محلی دفن شده به خاک سپرده شود و شاید به همین خاطر است که سعی دارد قبل از مردنش خانه ابدیش را با قیمتی گزاف بخرد.

    پیش خریدهای متفاوت

    اما برخی هم در این میان نظرات دیگری دارند. کسانی که فرقی نمی کند وقتی که عقربه ها روی ساعت مرگ ایستادند کجا دفن شوند بالای قبرستان یا پایین . فرقی نمی کند و همین باعث شده که آنها با پیش خرید قبر میانه ای نداشته باشند. به اعتقاد زهرا 57ساله، که دو بچه دارد و هر کدامشان را به خانه بخت فرستاده است فرقی ندارد که انسان کجا دفن شود، اما گاهی اوقات چشم و هم چشمی و حرفهای دیگران از این امر ممانعت میکند که این وضعیت اکنون در شهر رایج شده است. برای همین است که برخی از قبرها تنها چاله هایی بر روی زمین هستند؛ با سنگ های ساده در دورترین نقطه قبرستان، در حالی که برخی دیگر با سنگ های سلطنتی تزیین شده اند. بعضی ها دوست دارند کنار امامزاده ها به خاک سپرده
    شوند، بعضی ها دوست دارند همین پایین باغ رضوان باشند و همین چیزها است که باعث می شود مردم روی به پیش خرید قبر بیاورند.

    رمضان 62ساله که یک قبرکن روزمزد در چند قبرستان محلی است در این مورد می گوید: قبلا به این شکل نبود که همه بخواهند زودتر قبر و کفن بخرند، اما حالا مرگ و میرها بیشتر شده مردم دوست دارند قبری بخرند که کنار نزدیکانشان باشد، می ترسند موقع مرگشان هم از آنها دور باشند و بازماندگانشان راحت تر بتوانند برای فاتحه خواندن سر قبر عزیزانشان بروند.

    بعضی ها هم دوست دارند مکان قبرشان یک جای خوش منظره باشد. اعتقاد دارند که برایشان کلاس دارد. رمضان همه را به چشم دیده، ثروتمندانی که جای قبرشان هم برایشان مهم است. بعضی ها هم که پول ندارند مجبورند که هر جایی شد همان بالا بالاها یا یک گوشه بی آب و علف قبر بخرند.

    به نظر او نباید بین غنی و فقیر در تهیه قبر اختلاف باشد و نباید قبرستان درجه یک و دو وجود داشته باشد.اما اختلاف هست. اختلافی که از قبرهای یک میلیونی شروع می شود و تا قبرهای 700میلیونی تا یک میلیاردی هم ادامه می یابد.

    شاهد این مدعا هم روزهای اخیری است که از گوشه و کنار شهر علاوه بر خبر افزایش هزینههای مرگ، خبر از گرانی قبرها در امامزادهها به گوش میرسد، این گرانی به حدی بوده که خرید یک متر قبردریک امامزاده معروف که مجوز به خاک سپاری داشته باشد، از یک متر خانه در بهترین و بالاترین منطقه شهر گرانتر شده است.

    بعضیها معتقدند اگر تمام پس انداز طول عمر را بدهی تا همین یک تکه قبر کوچک را در صحن و سرای امامزاده به دست آوری باز هم میارزد که امیدواریم این حرفها بهانهای برای مسئولان امر جهت گران کردن قبرها نباشد هرچند به عقیده بسیاری هم، صرف هزینههای متعدد برای خرید یک قبر در این مناطق کم کم میتواند به ایجاد یک خرده فرهنگ نادرست و بروز رفتار تجمل گرایانه در میان خانواده ها تبدیل و پایه گذار رسومی نادرست در مراسم ترحیم شود.