دسته: مهارت زندگی

  • چگونه اعتماد به نفستان را به سقف برسانید

    چگونه اعتماد به نفستان را به سقف برسانید

     نگران نباشید :

    اگر همچنان نگران هستید و اضطراب دارید، این اصول سه‌گانه را به یاد داشته باشید: 1_ ذهن آرام داشته باشید.  2_ خونسرد باشید.  3_ افکارتان را منسجم کنید.این‌ کار فقط در حد حرف نباشد، بلکه به هر کدام‌شان واقعا فکر کنید. چشمان‌تان را ببندید و هر کلمه را آرام و شمرده تکرار کنید. وقتی هر کلمه را ادا می‌کنید، خودتان را در همان حالت تجسم کنید: آرام، خونسرد و با افکار منسجم.

    نسبت به رفتار خود رضایت داشته باشید :

    برای اینکه یاد بگیریم چگونه با اعتماد به نفس حرف بزنیم ،باید نسبت به خودتان رضایت داشته باشید. طرز حرف زدن، راه رفتن، خندیدن و از این قبیل رفتار‌های خود را بررسی کنید و اگر فکر می‌کنید یک یا چند مورد از آن‌ها عامل عدم اعتماد به نفستان هستند را تصحیح کرده تا به احساس رضایت از خود در مورد رفتارتان دست یابید.

    اعتماد به نفس

    به ظاهر خود برسید :

    همیشه سعی کنید لباس‌هایی را از نظر طرح و رنگ انتخاب کنید که به چهره و اندامتان بیایند؛ همچنین همیشه چهره و موهای مرتبی داشته باشید. رعایت بهداشت شخصی و استفاده از عطر‌های خوشبو کمک بسیاری به شما خواهند کرد و در این صورت حس بهتری نسبت به خود خواهید داشت.

     داشتن زبان بدن مناسب :

    یک ژست صحیح و جذاب این پیام را به دیگران ارسال می‌کند که به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهید بر شما تسلط پیدا کند. اگر زبان بدن مناسبی نداشته باشید، ممکن است دیگران فکر کنند به راحتی می‌توانند روی شما نفوذ داشته باشند.

     

    زبان بدن افراد با اعتماد بنفس :

    • صاف می ایستند و قوز نمی کنند
    • سرشان را بالا نگه میدارند و بالا را نگاه می کنند (یعنی بیشتر پایین را نگاه نمیکنند)
    • شانه هایشان را بالا میبرند و صاف نگه میدارند ( یعنی شانه های افتاده ای ندارند)
    • محکم قدم بر می دارند و شل و ول راه نمی روند
    • تماس چشمی نسبتا خوبی برقرار می کنند
    • چهره ای مصمم دارند.

    اعتماد به نفس

     گوش دادن فعال و سپس صحبت کردن :

    خوب به حرف‌هایی که می‌زنند گوش دهید تا خوب بفهمید در مورد چه چیزی صحبت می‌کنند، آن وقت می‌دانید شما هم در مورد چه چیزی باید حرف بزنید و اظهار نظر کنید! سعی کنید درگیر بحث و گفت‌وگو شوید. اگر دیگران ببینند شما علاقه‌مندید، مشتاق می‌شوند که با شما حرف بزنند!

    اعتماد به نفس

      باز کردن سر صحبت :

    اگر شروع یک گفت‌وگو برای‌تان سخت است، سر صحبت را با این جمله باز کنید: «حال شما چطور است؟» یا چیزهایی شبیه این. همچنین می‌توانید در مورد ماجرای جالب یا عجیبی که به تازگی روی داده است، نظرتان را بگویید.

    اعتماد به نفس

     بر روی موضعی که می خواهید صحبت کنید تمرکز کنید :

    صحبت کردن با اعتماد به نفس در میان جمع با پیامی شروع می شود که واقعا می خواهید مردم آن را بشنوند. این امر بسیار مهم است. تمرکز خود را بیشتر روی این موضوع بگذارید که در مورد چه چیزی میخواهید حرف بزنید.

    اعتماد به نفس

    در شرایط های مختلف صحبت کنید :

    یکی از تمرین هایی که خیلی کمک می کند تا بتوانید در جمع راحت تر صحبت کنید این هست که خودتان را در موقعیت های مختلف قرار بدهید و شروع کنید به صحبت کردن . پس در جمع های مختلف هرچند کوچک صحبت کردن را تمرین کنید.

    اعتماد به نفس

    درباره موضوعاتی که آنها را درک کرده اید، حرف بزنید :

    درباره موضوعی که می خواهید صحبت کنید،سعی کنید از صمیم قلب صحبت کنید.سعی کنید با صداقت در مورد موضوعاتی که می دانید و درک کرده اید حرف بزنید، این موضوع باعث می شود به شدت اعتماد به نفس پیدا کنید و تسلط ذهنی داشته باشید.

    بیان کردن نظرات تان به عنوان عضوی از گروه :

    اگر قرار است در گروه‌تان تصمیمی گرفته شود، حتما شما هم عقیده‌تان را ابراز کنید. در یک گروه همه باید نظرشان را اعلام کنند، پس شما هم حرف بزنید. اگر به طور کلی کم حرف باشید یا قدرت اظهارنظر نداشته باشید، احتمالا به سختی می‌توانید در میان جمع اظهار نظر کنید. اما اگر بگذارید رئیس گروه یا سایر اعضا نظرتان را بدانند، همه به شما احترام خواهند گذاشت و برای عقیده‌تان احترام و ارزش قائل خواهند شد.

    اعتماد به نفس

    خودباوری :

    خودباوری داشته باشید و در جمع، حرف‌تان را بزنید. خجالتی نباشید، چون خجالتی بودن فقط نگران و مضطرب‌تان خواهد کرد. به خودتان ایمان داشته باشید که توانش را دارید.فراموش نکنید که شما شگفت‌انگیزید و اگر دیگران این را نمی‌بینند و درک نمی‌کنند، این مشکل خودشان است. اگر شما به آنها نشان دهید چه کسی هستید و چه توانمندی‌هایی دارید، آنها متوجه ایده‌های عالی و اشتیاق و نیت شما می‌شوند و درک‌تان می‌کنند.

    اعتماد به نفس

    کوتاه و مفید حرف بزنید :

    هر چیز با ارزشی، کمیاب است. حتی اگر بهترین حرف‌های دنیا را هم داشته باشید، برای این که بتوانید تمرین کنید تا کوتاه صحبت کنید، باید چند گفت‌وگو از خودتان با فرد دیگری را ضبط کنید و متن آن را بنویسید و یک بار دقیق به آن نگاه کنید و ببینید که کدام قسمت‌ها را می‌توان حذف کرد. و سعی کنید مجدداً آن را اجرا کنید و این‌قدر این کار را انجام دهید که مطمئن شوید هیچ بخشی از حرف‌هایت شما قابل حذف نیست.

    جملات ابتدایی را حفظ کنید :

    دفعه بعدی که می خواهید در جمع صحبت کنید جملات اول صحبت را حفظ کنید و آنها را چندین بار تمرین کنید تا بتوانید به خوبی و پر قدرت اجرایشان کنید مطمئن باشید با شروع پرقدرت اول سخنرانی اعتماد به نفس شما بالا خواهد رفت و تا آخر به خوبی ادامه خواهید داد. البته به شرطی که بقیه صحبت خود را به خوبی تمرین کرده باشید.

  • چگونه انسان کارآمدی باشیم

    چگونه انسان کارآمدی باشیم

    افراد متخصص زیادی هستند که می‌توانند در این مسیر به ما کمک کنند و یکی از برجسته‌ترین این افراد، کسی نیست جز دکتر «استیون کاوی». او در مسیر حرفه‌ای خود به افراد و سازمان‌های مختلف کمک می‌کرد تا به سطحی بالاتر از کارآمدی دست یابند. «کاوی» همچنین خالق یکی از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین کتاب‌ها در این زمینه است: کتاب «هفت عادت انسان های کارآمد». این اثر در سال ۱۹۹۰ به انتشار رسید و به سرعت به کتابی پرفروش در میان آثار «خودپروری» تبدیل شد.

    هفت عادت انسان های کارآمد

    کتاب «هفت عادت مردمان موثر» یکی از الهام بخش‌ترین و تأثیرگذارترین آثاری است که تا به حال نوشته شده و برای مدتی بیش از ۲۵ سال، مخاطبین سراسر جهان را به وجد آورده است. این کتاب، زندگی رئیس جمهورها، مدیران شرکت‌های بزرگ، معلمین، والدین و به طور کلی زندگی افرادی از تمام سنین و مشاغل را دگرگون ساخته است. زمانی که این کتاب برای اولین بار عرضه شد، خیلی سریع به اثری پرفروش مبدل گشت چرا که مردم و مخاطبین کتاب‌ها به یک باره دریافتند که زندگی شان در مسیر نادرستی قرار گرفته و علاوه بر این، فهمیدند که در این کتاب، برنامه‌های بسیار ساده‌ای ارائه شده که می‌توان با انجام آن، زندگی خود را به مسیر درست بازگرداند. کتاب هفت عادت مردمان موثر، مانند کلاس درس جذابی است که به شما می‌آموزد چگونه به شکلی موثرتر زندگی کنید به ایده آل و موفقیت‌های خود نزدیکتر شوید.
    قواعد ارائه شده در این کتاب را می‌توان در کسب و کار، نقش‌های مدیریتی، روابط و به طور کلی تمام جنبه‌های زندگی به کار برد. مخاطبین با به کارگیری ایده‌ها و مفاهیم مطرح شده توسط «استیون کاوی» می‌توانند به فردی مؤثرتر و کارآمدتر در زمینه‌های مختلف تبدیل شوند. در این مطلب به شکلی خلاصه به برخی از درس‌های ارزشمند کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» می‌پردازیم.

    عادت اول: «کنش گر» یا «عامل» باشید

    خلاصه: مسئولیت کار‌های خود را بر عهده بگیرید و اشخاص و شرایط را ملامت نکنید.
    اولین و شاید مهم‌ترین درس ارائه شده در این کتاب، پرداختن به اهمیت «کنش گری» است. این مفهوم در اساس یعنی ما مجبور نیستیم زندگی خود را به شرایط و عوامل خارجی وابسته بدانیم. نقطه‌ی مقابل «کنش گری» نیز «انفعال» است: شیوه‌ی رفتار افرادی که به شکلی ناخودآگاه و یا صرفا به خاطر احساس نابسندگی، رفتار‌هایی کاملا یکسان با افراد پیرامون را از خود نشان می‌دهند. «استیون کاوی» بیان می‌کند نه چیز‌هایی که برای ما اتفاق افتاده بلکه «پذیرش» این اتفاقات توسط ما است که بیشترین آسیب و رنج را برای ما به همراه می‌آورد.
    او همچنین راه حلی را برای مشکل «انفعال» ارائه می‌کند که به تحلیل چگونگی صرف انرژی مربوط می‌شود. به شکل کلی، ما انرژی خود را به دو قلمرو اختصاص می‌دهیم:
    – «قلمرو تشویش» که شامل عواملی می‌شود که کار‌های ما به شکل مستقیم بر آن‌ها تأثیرگذار نیست (مثل گرمایش جهانی، جنگ، رکود اقتصادی و غیره).
    – «قلمرو تأثیر» که از عواملی به وجود آمده که به واسطه‌ی کار‌های ما تحت تأثیر قرار می‌گیرند (مثل یک ازدواج شکست خورده، انتخاب شغل و غیره).
    «کاوی» به این موضوع اشاره می‌کند که افراد «کنش گر»، تمام انرژی خود را بر چیز‌هایی متمرکز می‌کنند که تحت کنترل آن‌ها است، و جایی را برای تشویش‌ها و دغدغه‌های بیرونی باقی نمی‌گذارند. در نتیجه‌ی این کار، افراد «کنش گر» معمولا مسئولیت پذیری بیشتری را از خود نشان می‌دهند چرا که به جای فرار از مشکلات و موانع، به شکلی پیوسته در حال تلاش برای بهبود زندگی خود و اطرافیانشان هستند.
    عادت دوم: با فکر به پایان، کار را آغاز کنید

    خلاصه: به روشنی مقصدتان را تعیین کنید تا بدانید که می‌خواهید به کجا برسید.
    شروع کار با در نظر داشتن خط پایان، باعث می‌شود از همان ابتدا تصویری شفاف را از چگونگی آینده‌ی خود در ذهن داشته باشید. وقتی با در نظر گرفتن آینده به تمام کار‌های کنونی خود می‌اندیشید، می‌توانید از این نکته اطمینان حاصل کنید که اصول و ارزش هایتان با شخصیت شما و تصویری که می‌خواهید در آینده از شما خلق شود، سازگاری دارد. به همین خاطر، نوشتن رسالت شخصی و یا تهیه‌ی فهرستی از اصول و قواعد می‌تواند در نظم بخشیدن به افکار و کارهایتان کمک زیادی به شما بکند. ارزش‌ها و اصولی که برای خود برمی گزینیم، در واقع مثل قانون اساسی هر شخص برای خودش است: از طریق مکتوب کردن آن ها، بستری محکم را برای خلق شخصیت خودمان به وجود می‌آوریم.
    عادت سوم: قواعد مدیریت شخصی / نخست به اولین‌ها بپردازید

    خلاصه: به سمت عمل کردن بروید و بدون تأخیر گامِ اول را بردارید.
    موفقیت، نتیجه‌ی تلاش‌های کوچکی است که هر روز و به شکلی پیوسته تکرار می‌کنیم، و مفهوم مدیریت زمان، نقشی حیاتی را در این فرآیند ایفا می‌کند. به عقیده‌ی «استیون کاوی»، «ماتریس زمانی» هر فرد از چهار بخش تشکیل شده است:

    – بخش اول، شامل کار‌های اضطراب آوری است که به شکلی ناگهانی به وجود می‌آیند و نیازمند توجه فوری ما هستند؛ این گونه کار‌ها معمولا زمان زیادی را به خود اختصاص می‌دهند و مهم‌تر از آن، انرژی و نیرویی را از ما می‌گیرند که می‌توانستیم صرف کاری مفیدتر کنیم.
    – بخش دوم بیش از آن که به مشکلات یا بحران‌ها مربوط باشد، با فرصت‌ها در ارتباط است. این بخش شامل چیز‌های از جمله پیشروی در یک رابطه یا برنامه ریزی بلندمدت می‌شود: چیز‌هایی که بدون شک در آینده‌ای نزدیک بااهمیت خواهند بود. علیرغم عدم وجود وظایف ضروری و فوری در بخش دوم، این بخش از بیشترین اهمیت برخوردار است و افراد باید به شکلی پیوسته آن را مورد بازبینی قرار دهند تا از حرکت در مسیر درست اطمینان حاصل کنند.
    – بخش سوم و چهارم، کم‌ترین میزان اهمیت را دارند، که البته این موضوع دلیل مشخصی دارد: این دو بخش به شکل کلی شامل فعالیت‌هایی روتین و حاشیه‌ای می‌شوند که شاید تا حدی اهمیت داشته باشند، اما نقشی اساسی و مرکزی در فرآیند رشد شخصی ندارند.
    همان طور که به شکل ساده‌ای قابل درک است، هر فرد باید بیشترِ زمان خود را به بخش دوم اختصاص دهد، و این کار را می‌توان از طریق گرفتن زمان از سایر بخش‌ها (ترجیحا از بخش‌های سوم و چهارم) و اضافه کردن آن به بخش دوم به انجام رساند. علاوه بر این، توانایی «نه گفتن» به فعالیت‌های بیهوده و بی فایده، مهارتی ارزشمند است که نقشی حیاتی را در فرآیند رشد شخصی ایفا می‌کند.
    عادت چهارم: اصول روابط بینافردی / طرز فکر «برنده_برنده» داشته باشید

    خلاصه: میان احترام به خود و احترام به دیگران، تعادل برقرار کنید
    «استیون کاوی» در فصل چهارم کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر»، شش گونه‌ی مختلف از تعامل‌های انسانی را معرفی می‌کند و همچنین توضیح می‌دهد که برای ساختن روابط ماندگار و اصیل، چه با مشتری، دوست، شریک زندگی و یا فرزندان، همیشه بهتر است که گونه‌ی «برد-برد» در اولویت قرار بگیرد، چرا که در غیر این صورت، در بهترین حالت رابطه به بردی یک طرفه ختم می‌شود، که احتمال فروپاشی آن را بالا می‌برد.
    با این وجود، انجام دادن کار درست در بسیاری از اوقات سخت‌تر از صحبت کردن درباره‌ی آن است. اگر رسالتی شخصی را به همراه مجموعه‌ای از قواعد و اصول برای خود در نظر گرفته اید، باید به آن‌ها پایبند بمانید و تصمیمات خود درباره‌ی روابط بینافردی را با آن‌ها سازگار کنید. این نکته را فراموش نکنید که تا وقتی اصولتان با کارهایتان همخوانی دارد، می‌توانید مطمئن باشید که در مسیر درست هستید.
    عادت پنجم: اصول ارتباط همدلانه / اول فهمیدن، سپس فهماندن

    خلاصه: اول در پی فهمیدن باشید، سپس سعی کنید بفهمانید. پس از توجه به دیدگاه خودتان، به موضوع از دید دیگران بنگرید. ابتدا به دنبال درک کردن باشید و سپس درک شدن.
    این نقل قول به بزرگترین مشکلاتی اشاره می‌کند که انسان‌ها در برقراری ارتباط با یکدیگر با آن مواجه هستند: نیاز شدید به بیرون ریختن و ابراز احساسات، سرگذشت و افکارمان، بدون در نظر گرفتن نیاز‌ها و وضعیت افرادی که با آن‌ها در حال صحبت هستیم. در حقیقت ما به جای شنیدن حرف دیگران با هدف فهمیدن، صحبت‌های آن‌ها را می‌شنویم تا پاسخی را ارائه دهیم. این موضوع نه تنها نشان دهنده‌ی عدم وجود همدلی و مهارت‌های اجتماعی است، بلکه این احساس را در طرف مقابل به وجود می‌آورد که ما بی صبرانه نیازمند تحسین و تأیید‌های بیرونی هستیم؛ و در نهایت این کار باعث می‌شود تعاملِ صورت گرفته و تمامی منافع احتمالی آن به سمت نابودی کشیده شود.
    البته همه‌ی ما تا حدی خودخواه هستیم، به همین خاطر رها کردن چارچوب‌های ذهنمان و معطوف ساختن تمام توجه‌مان به سایر افراد ممکن است کاری سخت و یا ناآشنا به نظر برسد. با این حال، می‌توان ارتباط همدلانه را مانند همه‌ی مهارت‌های دیگر، در طول زمان و از طریق تمرین یاد گرفت، و خبر خوب این است که می‌توانید این کار را از همین لحظه شروع کنید. همانطور که «استیون کاوی» پیشنهاد می‌دهد، می‌توانید به خانواده‌ی خود و چالش‌های پیش روی آن رسیدگی کنید، یا از همسر یا دوستتان بپرسید که روزشان را چگونه سپری کرده اند. فقط تلاش کنید که توانایی خود در گوش کردن و فهمیدن حرف‌های آن‌ها را به حداکثر برسانید. با این کار، می‌توانیم از زندگینامه‌ی محدود خودمان کمی فاصله بگیریم و ارتباطی جدید با انسانیت را کشف کنیم.
    عادت ششم: هم افزایی به واسطه‌ی مدارا / نیروی جمعی ایجاد کنید

    خلاصه: از قدرت تیم سازی غافل نشوید
    این مفهوم چه معنایی دارد؟ «هم افزایی» یعنی درک کردن و احترام گذاشتن به تفاوت ها. برخلاف باور عمومی، وجود یک ارتباط بر پایه‌ی «هم افزایی» به این معنی نیست که دو نفر، نظری یکسان درباره‌ی همه چیز دارند؛ در عوض، این مفهوم زمانی اتفاق می‌افتد که می‌پذیریم همه قرار نیست نظری مشابه با ما داشته باشند، و از این تفاوت نظر‌ها استفاده‌ی سازنده کنیم.

    این مفهوم همچنین به معنای داشتن رفتاری واقعی و بدون نقاب با سایرین است: این که بدون ترسیدن از قضاوت‌های مختلف، جرأت کنیم که خودمان باشیم. وقتی کار‌هایی را انجام می‌دهیم که دوست داریم، وقتی عواطف و حتی ضعف‌های واقعی و اصیل خودمان را ابراز می‌کنیم، فرصت انجام همین کار را برای دیگران نیز به وجود می‌آوریم، و همین فرآیند باعث دست یافتن به سطحی جدید از درک و احترام متقابل می‌شود.
    عادت هفتم: اره‌ی خود را تیز کنید.

    خلاصه: بازسازی دانسته‌ها شرط اول است. گاه دست از کار بکشید و اطلاعات خود را به روز کنید.
    هدف «استیون کاوی» از به کار بردن این عبارت، اشاره به چهار جنبه‌ی ضروری برای رسیدن به زندگی متعادل و رضایت بخش است:
    – جنبه‌ی فیزیکی: از بدن و سلامت خود مراقبت کنید. غذا‌های سالم بخورید، زمان کافی برای استراحت به خودتان بدهید، و شرایط جسمانی خود را بهبود ببخشید. همه‌ی افراد باید بخشی مشخص از زمانشان را به این کار‌های ضروری اختصاص دهند.
    – جنبه‌ی معنوی: نظرتان درباره‌ی «مدیتیشن» چیست؟ یا موسیقی؟ یا وقت گذراندن در طبیعت؟ این‌ها همه کار‌هایی معنوی هستند که باعث می‌شوند فرصت کنیم اندکی از روتین‌های زندگی روزمره فاصله بگیریم و ارتباطی نزدیک‌تر با خویشتن حقیقی خود برقرار کنیم.
    – جنبه‌ی فکری: همیشه به خاطر داشته باشید که مغز نیز مانند سایر نقاط بدن، به تمرین و فعالیت نیاز دارد؛ و یکی از بهترین راه‌ها برای پرورش ذهن و فکر، مطالعه‌ی کتاب‌ها است. مطالعه، بینشی کاملا متفاوت را درباره‌ی همه چیز‌هایی که قبلا از کنارشان گذشته بودید، به شما می‌بخشد. کتاب‌ها ذهن را به حرکت وامی دارند، دایره‌ی واژگان را گسترش می‌دهند، تمرکز را بهبود می‌بخشند و سطح اضطراب را کم می‌کنند.
    – جنبه‌ی اجتماعی/عاطفی: برخلاف سه جنبه‌ی ذکر شده، این بخش نیاز چندانی به اختصاص دادن زمان ندارد و می‌توانیم صرفا از طریق شرکت کردن در مکالمات روزمره با نگاه و شیوه‌ای جدید (شیوه‌ای که خودخواهی کمتری در آن وجود دارد)، مهارت‌های اجتماعی و عاطفی خود را بهبود ببخشیم. در واقع بهبود این جنبه از زندگی، نیازمند به کارگیری «قواعد ارتباط همدلانه» است.

  • چگونه به سلولهایمان خوشبختی تزریق کنیم

    چگونه به سلولهایمان خوشبختی تزریق کنیم

    بنا به تحقیقات این دانشمند، یکی از شاخه‌های تحقیقاتی روبه‌رشد، بررسی تأثیر رضایت از زندگی بر عملکرد سلول‌ها و دی‌اِن‌‌اِی است. در همین زمینه، استیون کول، استاد دانشگاه یوسی‌ال‌ای، در طول چند دهه کار تحقیقاتی تلاش کرده تا رابطه بین خودِ بیولوژیکی و خودِ احساسی انسان را دریابد. به عقیده او در سطح بیولوژیکی، بدن‌های ما در برابر جهان خارج و حوادث آن بسیار نفوذ پذیرند؛ برخلاف تفکر سنتی که بدن انسان را نوعی بسته بیولوژیکی پایدار و مستقل از جهان خارج می‌پنداشت.

    کول در جدیدترین پروژه‌اش به بررسی بیولوژیکی خوشبختی پرداخته و به این نتیجه رسیده که احتمالاً بین احساس خوشبختی و عملکرد سلول‌های ایمنی بدن ما ارتباطی وجود دارد. سیستم ایمنی انسان در مقابل عفونت دو برنامه دارد که یکی با عفونت‌های ویروسی می‌جنگد و دیگری با عفونت‌های باکتریایی مبارزه می‌کند و باعث التهاب می‌شود. تحقیقات کول نشان داده است که تجربه‌های ناگوار روانی و اجتماعی می‌تواند باعث افزایش فعالیت سلول‌های التهابی سیستم ایمنی شود.

    وی از دو نوعِ متمایز خوشبختی یاد می‌کند: خوشبختی لذت‌گرایانه و خوشبختی وابسته به خوش‌روانی نوع اول ناشی از تجربه انبوهی از احساسات مثبت است و دومی‌ از هدفمندی ما در زندگی و درگیری‌مان با مسائلی ناشی می‌شود که صرفاً محدود به خودمان نیستند. تحقیقات کول و گروهش روی هشتاد نفر انسان سالم نشان داده که نوع دوم خوشبختی به‌طور خاص تأثیر بسزایی در بهبود فعالیت سلول‌های ایمنی دارد.

    حال چطور می‌توانیم این نوع خوشبختی را به دست آوریم و از این طریق وضع سلول‌هایمان را بهبود بخشیم؟ یکی از راه‌ها از طریق تمرین‌های ذهنی‌جسمی‌ از جمله مدیتیشن است. تحقیقات نشان می‌دهد که مدیتیشن با این موارد مرتبط است: کاهش فعالیت التهابی منفی، افزایش واکنش‌های ضدویروسی مثبت، بهبود عملکرد رشته‌های خاصی از سلول‌های ایمنی و تولید میزان بیشتری از پادزهر. به بیان کول، مدیتیشن می‌تواند باعث رشد و پرورش سلول‌های ایمنی شاد و سرحال شود.

    یکی از نظریه‌های شایان‌توجه درباره تأثیرات مدیتیشن بر بدن این است که مدیتیشن می‌تواند مواد ژنتیکی را تغییر دهد. در سال‌های اخیر شاخه تحقیقاتی جدیدی تحت عنوان «ژنومیک ذهنی‌جسمی» ایجاد شده که تأثیرات مدیتیشن را بررسی می‌کند. دو تن از پژوهشگران برجسته این حوزه طی مجموعه تحقیقاتی نشان داده‌اند که مدیتیشن می‌تواند باعث تغییر در طول قطعه انتهایی رشته‌های دی‌اِن‌‌اِی شود. به نظر می‌رسد این قطعه که «تلومر» نام دارد، همانند سلول‌های ایمنی در برابر موقعیت‌های احساسی واکنش نشان می‌دهد. درحالی‌که تنش و اوضاع ناگوار روانی می‌تواند باعث کوتاه‌شدن طول تلومر شود، آرامش و مدیتیشن می‌تواند به حفظ طول تلومرها کمک کند. تغییر در طول تلومر نیز بر بقای سلول‌ها تأثیر می‌گذارد.

    پژوهش‌های اخیر حوزه ژنومیک ذهن و بدن بر بررسی این مسئله متمرکز شده که مدیتیشن چطور می‌تواند ساختار دی‌اِن‌‌اِی را تغییر دهد و فراتر اینکه آیا کارکرد دی‌اِن‌‌اِی هم تحت‌تأثیر مدیتیشن تغییر می‌کند یا نه. به‌هرحال، باتوجه‌به اینکه ژنوم انسان چیزی حدود 20هزار ژن دارد، باید گفت تحقیقات درباره رابطه بین خودِ بیولوژیکی و خودِ احساسی انسان تازه در آغاز راه است.

  • جملاتی که هرگز نباید در محل کار بگویید

    جملاتی که هرگز نباید در محل کار بگویید

    در ادامه این مطلب با چند عبارتی که نباید آن ها را در محل کار استفاده کنید، آشنا خواهید شد
    مسلما حذف چنین عبارت هایی که تاثیرات خوبی روی اطرافیان مان نمی گذارند، نتایج مثبتی در بر خواهد داشت. در ادامه این مطلب با چند عبارتی که نباید آن ها را در محل کار استفاده کنید، آشنا خواهید شد.
    سعی خودم را می کنم
    به جای استفاده از این عبارت آبکی و حاکی از اراده ای سست، اعتماد همکاران تان به خودتان را با مشخص ساختن شفاف انتظارات تان افزایش دهید. بگذارید برای تان مثالی کاربردی بزنم. به جای عبارت نامناسب «سعی می کنم انجامش بدهم» از عبارت مناسب «نمی توانم گزارش را امروز بنویسم اما تا فردا بعدازظهر تحویلش می دهم» استفاده کنید.
    الان وقت ندارم
    حتی اگر واقعا این طور باشد، باید بدانیم که هیچ فردی دوست ندارد نسبت به چیز یا فرد دیگری کم اهمیت تر دیده شود. برای تقویت روابط مثبت و انتقال همدلی بهتر است بگوییم، «خوشحال می شوم درباره این موضوع بعد از جلسه صبح من صحبت کنیم. می توانم ساعت 2 بعدازظهر برای این منظور در خدمت تان باشم». در مجموع باید تلاش کنید تا ذهن همکاران تان نسبت به شما منفی نشود.
    منتظر خبرتان هستم
    اضافه کردن این جمله در انتهای یک پیامک، ایمیل کاری یا حتی تماس تلفنی با همکار دیگرتان کار آسانی است اما این عبارت بیشتر از آن که فعالانه باشد، منفعلانه است. اگر می خواهید نتیجه خوبی بگیرید، باید سعی کنید که سر رشته کار را خودتان به دست داشته باشید. به طور مثال به جای عبارت نامناسب «چه ساعتی می توانید بیایید؟ منتظر خبرتان هستم»، از این عبارت مناسب کمک بگیرید، «چهارشنبه ساعت یک تا ۳ بعدازظهر وقت دارم. احتراما کدام ساعت برای شما مناسب تر است؟»
    کوتاهی از من نبود
    این که هر زمان اشتباهی در محل کارمان رخ می دهد، انگشت اتهام را به سمت دیگران بگیریم تا خودمان را تبرئه کنیم به طور قطع کار درستی نیست. به جای این کار، درباره چیزهایی که خارج از حیطه کنترل شما بوده است باید صادق باشید. حقایق را به شکلی حرفه ای مطرح و تصمیم نهایی را به رئیس تان واگذار کنید اما این تصور که هیچ وقت اشتباهی از شما سر نمی زند، غیر معقول است. رئیس و دیگر همکاران تان باید مهارت پذیرش اشتباه را در رفتارهای شما ببینند.

    منصفانه نیست
    رعایت نشدن عدالت در محیط های کاری، کم و بیش اتفاق می افتد و تا حدودی هم اجتناب ناپذیر است. با این حال به جای تندی و اخم و تخم کردن، ناراحتی تان را به یک اقدام مفید تبدیل کنید. از حقایق به جای احساسات برای استدلال درباره مورد این که حق با شماست، استفاده کنید. به طور مثال به جای عبارت نامناسب «این منصفانه نیست که او به جای من به کنفرانس برود»، از عبارت مناسب «من 20 ساعت روی این سخنرانی کار کرده ام و تسلط خوبی برای صحبت کردن در این زمینه دارم بنابراین رفتنم به کنفرانس منطقی تر است» استفاه کنید.
    شاید به نظر احمقانه بیاید اما …
    همه ما در جلسات کاری زیادی شرکت می کنیم و گاهی باید درباره یک موضوع، نظرمان را صریحا اعلام کنیم. استفاده از عبارت هایی همچون «شاید به نظر احمقانه بیاید اما …» قبل از این که شنوندگان خودشان نظرات شما را ارزیابی کنند، عینک منفی روی چشم آن ها می گذارد. به جای این که خودتان را تخریب کنید، تمرین کنید تا با اطمینان بیشتری درباره ایده هایتان سخن بگویید. عبارت مناسب «ایده ای که من برای جلسه بعدی مان دارم با کارهایی که معمولا انجام می دهیم کمی متفاوت است اما فکر می کنم بتوانیم از این طریق به نتایج تازه ای برسیم» یک شروع خیلی خوب برای دادن نظری متفاوت است که توجه بقیه را هم جلب خواهد کرد.
    مشکلی نیست
    حتی اگر به کار بردن این عبارت بی ضرر باشد، ممکن است این تصور را در همکارانتان ایجاد کند که کاری که انجام می دهید کمی مشکل ساز است. عبارت هایی مانند «با کمال میل» یا «خوشحال می شوم این کار را انجام بدهم»، گزینه های بهتری برای قبول انجام یک کار هستند. حالا که شما لطف می کنید و کاری را برای دیگران انجام می دهید، چرا حس خوبی هم به آن ها هدیه نمی دهید؟
    منطقی به نظر می رسد؟
    این سوال باعث می شود به نظر برسد که زیاد از خودتان مطمئن نیستید. می توانید از عبارت هایی مثل «اگر نکته ای در این باره به ذهن تان می رسد، مطرح کنید» یا «شما چه نظری در این باره دارید؟» که همان معنی را می دهند و اعتماد به نفس بیشتری را هم می رسانند، استفاده کنید.

  • نقش یادگیری در رسیدن به پیروزی

    نقش یادگیری در رسیدن به پیروزی

    رسیدن به پیروزی

    نقش یادگیری در رسیدن به پیروزی | چنانچه از جایگاه فعلی تان در زندگی رضایت ندارید و به دنبال این هستید که تغییراتی اساسی در آن ایجاد کنید بایستی به یادگیری و سرمایه گذاری بر روی مهارت ها و توانمندی های تان رو بیاورید تا در نتیجه بتوانید موفقیت خود را تضمین کنید. حرکت کردن در مسیری که تا به امروز در آن بوده اید قطعاً شما را به مقصدی مشابه با امروزتان خواهد رساند. اصل بسیار مهمی که باعث می شود شما بتوانید تا حدودی آینده خود را تغییر دهید و از این رو زندگی خود را دستخوش تغییرات مثبت کنید این است که از اهمیت یادگیری غافل نشوید. گروهی از افراد در یادگیری با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود و نمی‌توانند آموخته های خود را به خوبی مدیریت کنند و از آن استفاده کنند و این مسئله به عنوان یک مشکل اساسی شناخته می شود.

    • اهداف خود را مشخص کنید

    برای اینکه بتوانید به تمایلات قلبی خود دست پیدا کنید و به آرزوهای تان جامه عمل بپوشانید در قدم اول بایستی که آن ها را تبدیل به هدف کنید. بنابراین برای اینکه بتوانید به اهداف خود برسید در ابتدا بهتر است که لیستی از آنها را برای خود تهیه کنید و مسیر رسیدن به هر کدام از آنها را مورد ارزیابی قرار دهید.

    • تفکری مثبت داشته باشید

    در این مسیر توجه داشته باشید که نحوه تفکر شما و دید تان به زندگی تاثیر بسزایی در رسیدن به اهداف تان خواهد داشت. افرادی که بتوانند تفکر مثبت را جایگزین تفکر منفی کنند قطعاً در این زمینه موفق تر خواهند بود. با توجه به این که تعداد زیادی از افراد هستند که از این اصل با خبر هستند همچنان کمتر دیده می شود که در راستای تغییر ذهنیت خود قدم مثبتی بردارند. اما دلیل این امر در چیست؟ شاید به این علت که اکثریت افراد این گونه برنامه ریزی شده اند. افراد از زمانی که متولد می شوند تا سنین بالاتر می آموزند که هیچگونه حق انتخابی ندارند و به منظور اینکه بتوانند توجه پدر و مادر خود را جلب کنند به دنبال این هستند که به انجام کارهایی مشغول شوند که مورد علاقه و یا تایید خانواده شان است. در واقع می‌توان اینگونه گفت که افراد از کودکی دوست داشتن مشروط را می آموزند و دوست داشتن بدون قید و شرط را دریافت نمی کنند و به دنبال انجام کارهایی هستند که تایید و علاقه دیگران را به دنبال داشته باشد. اما چه ارتباطی بین دوست داشتن مشروط و تفکر منفی وجود دارد؟

     

    رسیدن به پیروزی

     

    حقیقت امر این است که والدین همواره تمایل شان به نکات منفی بیشتر از مثبت است و هنگامی که کودک کار خوبی انجام دهد آنها متوقع چنین رفتاری خواهند بود و چیزی نخواهند گفت اما به محض اینکه کار اشتباهی از کودک سر زند او را سرزنش خواهند کرد متاسفانه این سیستم اشتباه همچنان در مدارس ادامه پیدا می کند. در نتیجه افراد به این باور می رسند که اگر تایید دیگران را در هر زمینه ای نداشته باشند در نتیجه رد خواهند شد و مورد پذیرش واقع نمی شوند. در حالی که اگر افراد متوجه شوند که تنها با ایمان و باور قلبی به توانمندی های خود می توانند تغییرات چشمگیری را در زندگی شان ایجاد کنند قطعاً خیلی زود دست از منفی بافی برمی دارند، اما آنچه در طی این مسیر از اهمیت زیادی برخوردار است این است که به حرف های منفی دیگران توجهی نکنند، چرا که منفی بافی باعث می شود تلاش کمتری کنند و از خودشان توقعی کمتری داشته باشند در صورتی که تنها یک کلمه تشویق کننده می تواند افراد را از زندان منفی بودن رهایی بخشد.

    اما بسیاری از مردم نمی توانند به شرایط منفی که در آن گیر افتاده اند غلبه کنند، آن ها فقط به بخش کوچکی از آنچه می توانند برسند زیرا خیلی زود به چیزهای کم قانع می‌شوند و همه چیز در ذهن بسته آن ها به شکل منفی پالایش می شود. از این رو حتی یادگیری مسائل جدید کمکی به آن ها نمی کند.

    رهایی از افکار منفی

    از جمله راه حل های موجود این است که بتوان با ذهن مثبت، باز و آماده گوش داد. در واقع شخص بایستی با این نگرش که “چگونه می توانم از این مطالب استفاده کنم؟” گوش کند. این نوع ذهنیت می‌تواند تجربه‌ای تحسین‌برانگیز را به ارمغان بیاورد که زندگی شخصی را به آنچه که در جستجویش می باشد سوق دهد. هنگامی که شما نسبت به توانایی های تان تردید داشته باشید نسبت به تمامی اطلاعاتی که از طریق روش های مختلف آنها را به دست می آورید دیدی منفی خواهید داشت. این تردید و ذهنیت منفی باعث می شود که هر آنچه شما به‌عنوان مهارتی جدید می آموزید را نتوانید به خوبی از آن استفاده کنید و خیلی زود به دستاوردهای خیلی کوچک قانع شوید در صورتی که با تفکر مثبت می توانید خلاقیت و ابتکار درونی تان را شعله ور کرده و به امکاناتی فرای توقع خودتان دست پیدا کنید.

     

    رسیدن به پیروزی

     

    بهتر است که راه هایی که منجر به ایجاد اشتیاق در شما می شود را پیدا کنید، به جای اینکه سعی کنید تا موارد منفی را در حین حرکت به سمت اهداف تان مورد بررسی قرار دهید و انرژی خود را از این طریق از دست بدهید، بهتر است با اندیشه سبز و خوش بینانه به مسائل نگاه کرده و به دنبال یافتن آنچه می خواهید باشید و خود بگویید می دانم که برای برای حرکت در این مسیر لازم است مهارت های جدیدی را فرا بگیرم و خود را برای موفقیت در این مسیر آماده کنید.

    • از اصل پیگیری غافل نشوید

    مسئله دیگری که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و باعث می شود که افراد بتوانند به اهداف شان دست پیدا کند اصل پیگیری می باشد. در واقع افراد موفق همواره مشتاق آموختن هستند و برای آن برنامه ریزی می کنند. تا زمانی که افراد برای آموختن انگیزه ای نداشته باشند و برای استفاده از دانش خود برنامه ریزی نکنند هرگز نمی‌توانند به دانش خود تکیه کرده و آن را به خوبی به کار بگیرند و اما بعد از اینکه مهارت‌ها و دانش مورد نیاز را برای رسیدن به اهداف تان آموختید بایستی به خودتان فرصت استفاده از آن‌ها را بدهید. در غیر این صورت در مدت زمان کوتاهی هر آن چه را که آموخته اید فراموش می‌کنید و در نتیجه تنها در این مسیر زمان خود را از دست می دهید.

    • با صاحب نظران مشورت کنید

    مسئله دیگری که بهتر است از آن غافل نشوید استفاده از حضور افراد با تجربه و همچنین صاحب نظر است. این افراد می توانند با مشاهده کار شما و البته پیشرفتی که داشته‌اید نظرات خود را برای بهبود فرایند کاری تان در اختیار شما قرار دهند و باعث بهبود وضعیت تان شوند و در صورت نیاز شما را راهنمایی کنند تا بتوانید اشکالات خود را اصلاح کنید. مد نظر داشته باشید که آنچه آموخته اید را نباید به دست شانس و اقبال بسپارید. برنامه پیگیری نیازمند ساختار، پشتیبانی و مسئولیت‌پذیری است تابتواند در انجام کارهای خوب به ما کمک کند. افرادی که به دنبال موفقیت هستند باید تلاش کنند تا به یک یادگیرنده متمرکز تبدیل شوند و در واقع اطلاعات کم و جدید را در یک برهه زمانی معقول فرا بگیرند تا فرصت این را داشته باشند که دانش جدید خود را به کار گیرند.

    زمانی که مطلبی را می آموزید تا زمانی که آن را به کار بگیرید سه مرحله تغییر وجود دارد، مرحله اول تغییر در رتبه دانش است. این مرحله آسان ترین تغییر می باشد و کمترین زمان را به خود اختصاص می دهد. تنها کاری که شخص بایستی در این مرحله انجام دهد این است که هدف خود را از تغییر مشخص کند و به دنبال آن چه می خواهد یاد بگیرد برود. تنها کافیست کتابی را مطالعه کنید و یا یک ویدئوی آموزشی را با دقت نگاه کنید.این مسئله را در نظر داشته باشید که اصولاً یاد گرفتن خیلی مفرح تر از به کارگرفتن آموخته ها می باشد در نتیجه اصولاً افراد دچار انباشتگی اطلاعات می‌شوند و در دریای اطلاعات بی سر و ته غرق می شوند، بنابراین به جای اینکه انرژی خود را صرف یادگیری مسائل گوناگون کنید تنها روی اندکی از اطلاعات سرمایه گذاری کنید.

     

    رسیدن به پیروزی

    دومین مسئله ای که بایستی به آن توجه کنید این است که بتوانید نگرشی مثبت ایجاد کنید. این روش برای کسب دانش خرج می‌شود و همان احساس قدرت مثبت است که در مقابل چیزی که می شناسید به شما دست می دهد. تغییر نگرش تا حدودی سخت می باشد و برای کسانی که تفکر قالبی در زندگی دارند و منفی باف هستند ضروری است چرا که انسان اصولا تمامی مسائل را با سیستم پالایش منفی خود مورد ارزیابی قرار می دهد و افراد منفی باف قادر به استفاده از دانش خود نمی باشد و همواره به “نمی توانم های خود” پر و بال می دهند! با ایجاد نگرش مثبت افراد می توانند شکافی که میان دانش شان و توانمندی های شان وجود دارد را پر کنند.

    اگر به دنبال این هستید که به اهداف خود جامه عمل بپوشانید و پیروز شوید بایستی رفتارتان را تغییر دهید و حتی وقتی نگرش مثبت نسبت به آن دارید بایستی برنامه ریزی مشخص و پیگیری متمرکز داشته باشید و از یاری افرادی توانمند در این مسیر بی بهره نشوید. با در نظر گرفتن نکاتی که به آن ها اشاره شد که شامل یادگیری مهارتی جدید، ایجاد تفکری مثبت، تکرار و البته پیگیری می باشد در نهایت می توانید شاهد رخ دادن موفقیت های بسیار بزرگ در زندگی خودتان باشید. سایت خبری این هفته همراه با شما، انتخابی مناسب برای هر فرد با هر سلیقه ای می باشد. مقالات بیشتری از ما را در این سایت مطالعه کنید.

  • لذت كمك كردن را از همديگر دريغ نكنيم

    لذت كمك كردن را از همديگر دريغ نكنيم

    لذت كمك كردن را از همديگر دريغ نكنيم

    لذت كمك كردن را از همديگر دريغ نكنيم | خداوند ذات انسان را به گونه طراحی کرده که آن ها از خوشحال کردن هم حس رضایتی به دست می آورند که غیر قابل انکار است. در حالت کلی انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند که بدون هم نمی توانند به زندگی ادامه دهند. چرا که گاهی اوقات مشکلاتی پدید می آید که فرد به تنهایی قادر به حل آن ها نیست.

    بعضی از انسان ها هستند که فکر می کنند هیچ گاه در زندگی به مساله ای برخورد نمی کنند اما این طرز فکر اشتباه است چرا که شخص آنقدر قدرتمند نیست که به کمک کسی احتیاج پیدا نکند. اما لذت کمک کردن به اطرافیان، همسایگان، نیازمندان یا حتی اعضای خانواده به گونه ای است نه  تنها فرد مقابل شادمان می گردد، بلکه لذت و شعفی وجود خود فرد را فرا می گیرد که قابل وصف نیست.

    لذت كمك كردن را از همديگر دريغ نكنيم

    همان طور که می دانید افراد زیادی در جامعه موجود می باشند که منتظر کمک رسانی دیگران هستند، سال خورده ها، زلزله زده ها، کودکان و نوجوانان بی سرپرست، کودکان کار یا زندانیان که به دلیل عدم توانایی مالی در زندان ها گیر افتاده اند، در این گروه جای می گیرند. البته کمک کردن فقط نباید از طریق پرداخت هزینه ها صورت بگیرد بلکه می تواند جانی یا با توجه بیشتر در نظر گرفته شود. به عنوان مثال کودکان بی سرپرست نه تنها به کمک مالی نیاز دارند، بلکه باید توجهات بیشتری از سوی دیگران به سمت آن ها برسد.

    نکته ای که باید در این مسیر به آن توجه شود، منت نگذاشتن است چرا که هر انسانی دارای شخصیتی متفاوت و آبرو می باشد و فردی که خواستار کمک کردن است نباید آن را با هدفی مادی جا به جا بگیرد. کمک کردن از صورت های متفاوتی می تواند شکل بگیرد چرا که خداوند ثروتی به برخی اعطا کرده و آن ها موظف به بخشش می باشند تا در عین بالا رفتن حس رضایت و شادمانی، به اندوخته های مادی شان افزوده شود.

    مزیت های کمک کردن به دیگران در جامعه

    غالباً روند جامعه در این است که اعمال سیاسی موجب شود افراد در گروه های متفاوتی قرار گیرند و در واقع از جمع بشریت جدا شوند. این جمله به این معنی است که گاهی اوقات برخی سیاست ها جامعه را به چند طبقه تقسیم می کند که در آن فقیر و غنی یا سطح متوسط جای گرفته اند. حال افرادی که ثروت بسیاری دارند موظف هستند تا به دیگران از هر لحاظی کمک کنند تا حس رضایت و خشنودی بی شماری وجودشان را فراگیرد.

    به عنوان مثال به آنچه که موجب می شود زندگی اطرافیان راحت تر شود، توجه کنید. این کار می تواند عملی از روی مهربانی باشد، شاید با انجام حرکتی ساده بتوانید این حس را در خود و دیگران پدید آورید. فعالیت هایی که موجب شود روز ها بهتر از دیروز اتفاق بیفتد. این اقدامات می تواند حرکات ساده ای شامل، جلو نزدن در بزرگراه از کسی که عجله دارد، نگه داشتن درب آسانسور برای فردی، کمک کردن به سالخوردگان در حمل وسایل، تماس گرفتن با فردی که بیمار و جویای حال او شدن، خرید آب میوه یا پخت غذا برای فردی که بیمار است، کمک در پرداخت هزینه ها به پدر و مادر، خرید چیزی از کودکان کار یا فرد مسنی که در حال فروش لوازمی مانند جوراب یا… است، در حالی که به آن نیاز ندارید و یا موارد که ممکن است شما در زندگی تان به مقدار زیاد با آن برخورد کرده باشید. همه این نکات می تواند حس خوبی را برای تان پدید آورد که در این بخش به آن ها اشاره می کنیم.

    لذت كمك كردن را از همديگر دريغ نكنيم

    1. این کار باعث می شود تا حس بهتری نسبت به خود بدست آورید
    2. برقراری روابط فرد را با همه اقشار جامعه راحت تر می کند
    3. زندگی کردن را برای دیگر آسان تر می کند و این لذت کمک کردن را دو چندان می نماید
    4. کمک کردن به نیازمندان جهان را به محیطی زیبا تر تبدیل می کند
    5. مهربانی کردن به دیگران نه تنها لذت بخش است بلکه حضور اتفاق های خوب در زندگی را چندین برابر می کند
    6. همدلی موجب می شود تا انسان رشد کند و روحش قوی تر شود
    7. سلامت روان و خودآگاهی در فرد افزایش می یابد
    8. فرد یاد می گیرد تا نه تنها برای خودش بلکه برای دیگران ارزش قائل شود
    9. همدلی و کمک کردن باعث می شود تا فرد از تعصبات بیجا پرهیز کند و افراط و تفریط را در زندگی از بین ببرد
    10. شخص دیگر تنها نیست چرا که حس می کند با اینکار فعالیت بزرگی را در جامعه انجام داده و مسئولیت پذیری در وی رشد خواهد کرد
    11. قضاوت های نابه جا را از بین میبرد
    12. سعی می کند تا نیاز های خود و اطرافیان را به درستی درک کند
    13. در نهایت خداوند به او در تمام مراحل زندگی اش کمک خواهد کرد

    چگونه حس همدلی را ایجاد کنیم؟

    نمی دانید باید از کجا آغاز کنید؟ در این بخش به بررسی چند نکته در این مقاله از خبرنامه این هفته برای شروع کمک کردن به دیگران می پردازیم که می تواند در این مسیر یاری دهنده شما باشد. شاید برخی هم اقدامات لازم را انجام داده اما به موفقیت آنچنانی نرسیده اند، یا به اصطلاح حس رضایت و شادمانی نصیب آن ها نشده است. از این جهت توصیه بر این است تا کمی از زمان خود را به خواندن این مقاله اختصاص دهید و از نکات آن بهره مند گردید.

    لبخند بزنید و دوستانه رفتار کنید

    این حرکت بسیار برای آغاز لذت کمک کردن ضروری تلقی می شود. لازم به ذکر است که شاید این خنده در روح و جان فردی تاثیر بگذارد و آن شخص تنها منتظر شنیدن یک خبر خود یا دیدن حس رضایت باشد. همچنین لبخند زدن باعث می شود تا روز فرد و آن شخص نیازمند به صورتی لذت بخش ادامه پیدا کند.

    با یک موسسه خیریه تماس بگیرید

    برای انجام این کار تنها کافی است کمی در اینترنت جست و جو کنید و مکان هایی که فعالیت های خیریه و نیکوکارانه انجام می دهند را پیدا کنید. چرا که این مکان ها افراد نیازمند را به راحتی شناسایی می کنند و می توانند بدون هیچ مشکلی اطلاعاتشان را در اختیار شما قرار دهند. پس آن قادر خواهید بود تا به اندازه ای که لازم است کمک رسانی کنید. این گروه از افراد شامل، خانواده های بی سرپرست، کودکان بی پدر و مادر و زندانیان می شوند.

    لذت كمك كردن را از همديگر دريغ نكنيم

    وسیله ای نو که به آن احتیاج دارید را اهدا کنید

    تصور کنید که اتاق تان پر شده از وسیله هایی که خریداری کرده اید و زمان کافی برای استفاده از آن ها را نداشته اید. از این جهت سعی کنید لوازمی که تازه و نو هستند و به آن ها احتیاجی ندارید را به افراد نیازمند اعطا کنید. شاید این وسیله در لیست نیاز آن شخص قرار داشته باشد.

    خودتان یک خیریه آنلاین تهیه کنید

    تنها با کسب اجازه از سازمان مربوطه می توان این کار را انجام داد. به منظور اجرای این فرآیند بایستی اقدامات لازم جهت تهیه یک وبسایت شکل گیرد تا فرد بتواند در راستای آن به دیگران کمک کند. هدف از ایجاد یک خیریه آنلاین بسیار زیبا و لذت بخش شمرده می شود اما اگر تمام مراحل قانونی و لازم آن انجام گیرد. پس از اتمام کار و جلب اعتماد کاربران نیز می توان با چند تماس یا ارسال کمک ها از طریق پست به این روند سرعت بخشید.

    برای افراد بی خانمان غذا بخرید

    افرادی در اجتماع هستند که از هیچ یک از امکانات دولت بهره مند نیستند، البته این عامل نشان دهنده ضعف سازمان ها و دولت مربوطه است که به دلیل طبقه بندی شدن مردم از لحاظ سقف درآمد صورت می گیرد. لذا این افراد نیز حق زندگی کردن دارند و کسی نمی تواند برای آن ها تصمیم بگیرد که چگونه به فعالیت های خویش بپردازند. از این جهت افرادی که به اصطلاح دست شان به دهنشان می رسد یا می توانند امرار معاش کنند، قادر خواهند بود تا برای جلب رضایت و خوشنودی این افراد و ایجاد لذت کمک کردن در درون خود، برای شان غذا بخرند یا سقفی را برای خوابیدن تهیه کنند.

    قدردانی کردن را یاد بگیرید

    شاید قدردانی کردن امری ساده به نظر برسد اما همین اقدام در روح و جان شخص روبرو تاثیر مثبت می گذارد. یاد بگیرید که بدون نیاز به پس گرفتن چیزی، آن را با کمال میل انجام دهید و برای کوچک ترین کاری که برای تان انجام می شود، قدردانی کنید. همین امر موجب می شود تا حس همدلی و رضایت بیش از پیش در شما و فرد مقابل شکل گیرد.

    کودکی را به فرزندی قبول کنید

    برای اینکه بتوانید کودکی را به فرزندی قبول کنید بایستی اقداماتی را انجام دهید. به عنوان مثال درخواست تامین هزینه های کودکی از نوانخانه یا بهزیستی باید به صورت قانونی صورت گیرد و فرد بدون داشتن مدرک قادر نخواهد بود تا این کار را به اتمام رساند. در حالت کلی افرادی که بچه دار نمی شوند یا علاقه مند به پذیرش فرزند هستند، می توانند با انجام این کار حسی خوب را برای خود و دیگران به ارمغان بیاورند.

    سخن پایانی

    شاید با همین کمک کردن های ساده بتوانیم روزی خوش را برای فردی به ارمغان بیاوریم. همین به وجود آمدن احساس رضایت و همدلی می تواند تاثیر مثبتی در زندگی شخص بگذارد. از این جهت توصیه می شود در زندگی لذت کمک کردن را از همدیگر دریغ نکنیم چرا که عمر ما کوتاه است و ارزش بدی کردن ندارد.

  • چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم؟

    چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم؟

    اعتماد به نفس

    چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم؟ | اعتماد به نفس مسئله بسیار مهمی است که می تواند زندگی ما را به طور کلی تحت تاثیر قرار دهد. احساس خوب در مورد خودتان همان چیزی است که در نهایت باعث می شود به رضایت قلبی برسید و در نهایت منجر به تقویت اعتماد به نفس تان خواهد شد. افرادی که از سطح معقول اعتماد به نفس برخوردار باشند می توانند به خوبی در هر جمعی حاضر شوند و لحظه ای نسبت به خود و عملکردشان تردیدی راه نخواهند داد. دقت کنید، اگر اعتماد به نفس کافی برای حضور در اجتماع را داشته باشید, در نهایت در هر جمعی همچون یک برنده رفتار خواهید کرد و از این بابت بسیار سود خواهید کرد. به منظور حضور پیدا کردن در جمع های مهم به امور متفاوتی بایستی توجه کنید، برای مثال لباسی بپوشید که با پوشیدنش حس خوبی داشته باشید، کمی از وقت تان را صرف بهداشت فردی تان کنید؛ دوش بگیرید, مسواک بزنید و به پوست و موی خود رسیدگی کنید. البته این موارد کلی بوده و در واقع مسائلی است که قبل از حضورتان بایستی مورد بررسی واقع شود.

     

     

    • انتخاب لباس مناسب

    لباس مناسب از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد، البته در نظر داشته باشید برای اینکه اعتماد به نفس خود را افزایش دهید نیاز نیست که هر روز لباس جدیدی بخرید و کمدی پر از لباس های رنگارنگ داشته باشید! همین که با پوشیدن لباسی احساس خوبی داشته باشید کافیست. برای این می‌توانید به خرید لباس هایی بپردازید که با پوشیدن آن احساس راحتی داشته باشید. بنابراین پوشیدن لباس هایی که ظاهر خوبی داشته باشند اما از درون به شما احساس خوب و راحتی ندهند اصلا انتخاب مناسبی نیستند.

    • حفظ حالت بدنی

    از حالت بدنی خود غافل نشوید. زبان بدن شما بیانگر میزان اعتماد به نفس تان است، بنابراین مطمئن شوید که به اندازه کافی خوب ظاهر می شوید. شانه ها را به سمت عقب بکشید، ستون فقرات تان را صاف و چانه تان را بالا نگه دارید. در نظر داشته باشید هنگامی که از بیرون همچون یک فرد با اعتماد به نفس به نظر آیید، جهان پیرامون شما نیز با شما یکسان می شود.

    • لبخند بزنید

    در حین برقراری ارتباط با دیگران لبخند بزنید، شاید کمی عجیب باشد که بدانید حتی کوچکترین لبخند نیز می تواند بسیاری از افراد را در موقعیت های اجتماعی خلع سلاح کند و با دیگران احساس راحتی بیشتری داشته باشید. در حقیقت، تحقیقات نشان می دهد که لبخند زدن باعث کاهش هورمون های استرس در مغز افراد می شود. اگر نگران لبخند مصنوعی تان هستید، بهتر است که زیاد به آن شدت ندهید، یک تبسم کوچک کافیست. چنانچه احساس تان از صمیم قلب می باشد می‌توانید به گونه ای لبخند بزنید که دندان های تان نیز پیدا باشد و واقعی تر جلوه کند!

    • ارتباط چشمی برقرار کنید

    هنگامی که با دیگران ارتباط چشمی برقرار می کند قطعاً موفق خواهد شد تا ارتباط نزدیک تری با دیگران برقرار کنید. فراموش نکنید که برقراری ارتباط چشمی قوی از بزرگ‌ترین علائم اعتماد به نفس در شما می باشد. هنگامی که شما به صورت مستقیم به چشمان مخاطب تان نگاه می کنید از یک ترفند جالب برای نشان دادن احساسات درونی تان استفاده کرده اید.

    • خود شناسی

    افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشند همواره خودشان را لایق توجه می‌دانند و البته به دیگران نیز توجه می کنند از طرفی برای خودشان نیز ارزش بسیار زیادی برخوردار هستند. این افراد هرگز دست از تلاش کردن برنمیدارند و هرگز خودشان را بازنده تلقی نمی کنند. به منظور از اینکه بتوانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید در گام اول بایستی به شناخت درست از خودتان برسید. در نظر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست و هرکسی مشکلاتی دارد که شاید نتواند به تنهایی راهکار مناسبی برای تمامی آن ها پیدا کند. با پذیرش خودتان قدم بزرگی در راستای شکل گیری اعتماد به نفس خودتان برداشته اید.

    • تعهد به انجام درست کار

    هنگامی که مسئولیتی بر عهده شما گذاشته می‌شود تمام تلاش خود را به کار بگیرید و از تمامی پتانسیل تان استفاده کنید تا بتوانید وظیفه تان را به نحو احسن انجام دهید، اما مسئله مهمی که در حال انجام دادن کار از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است داشتن وجدان کاری است. هنگامی که شما با در نظر داشتن این اصل به انجام کاری مشغول می شوید حتی اگر نتیجه کار به اندازه کافی مطلوب نباشد لطمه ای به اعتماد نفس شما وارد نخواهد شد، چرا که شما از خود و عملکرد تان مطمئن هستید.

    چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم؟

    • ورزش کنید

    زمانی را به یک ورزش خاص اختصاص دهید. در واقع هنگامی که شما در راستای سلامت فیزیکی تان قدم مثبتی بر می دارید و ورزش می کنید قطعاً احساس خوبی در شما ایجاد می شود که باعث می شود احساس رضایت تان نسبت به عملکردتان افزایش پیدا کند و این احساس رضایت در نتیجه اعتماد به نفس بیشتری را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

    • در لحظه حال زندگی کنید

    حواس خود را جمع کنید و در لحظه حال زندگی کنید. هنگامی که شما تمام قوای خود را برای زندگی در لحظه کنونی به کار گیرید قطعاً فردای تان نیز تضمین خواهد شد. چرا که فردای شما در تلاشی که هم اکنون برای ساخت آن می کنید معنا می گیرد. اگر از زمان حال خود غافل نشوید و تمام تمرکز خود را برای فکر کردن به آینده و یا حسرت گذشته را خوردن سپری کنید، قطعاً فردای مطلوبی در انتظارتان نخواهد بود و تنها زمان تان را از دست خواهید داد.

    هرگز به دیگران اجازه ندهید که با افکار منفی شان ذهن شما را آشفته کنند. اگر از آن چه بود به آن مشغولید اطمینان دارید بدون تردید به راه تان ادامه دهید و اجازه ندهید که کسی عملکرد شما را برای لحظه ای زیر سوال ببرد. در جلسات و مصاحبه ها اگر با همکاران تان دست می دهید این کار را با قدرت هرچه تمام تر انجام دهید. توانمندی های خودتان را دست کم نگیرید. در واقع بهتر است که به قابلیت‌ها و استعدادهای تان ایمان داشته باشید و مطمئن باشید که به لطف استعدادهای درونی تان و البته تلاش های بی وقفه تان می‌توانید به موفقیت‌های بسیار زیادی دست پیدا کنید.

    • با افراد صاحب نظر مشورت کنید

    اگر مسئله ای باعث شده است که از درون احساس ضعف کنید بهتر است که آن را بر روی کاغذ بیاورید و به دنبال راهکاری منطقی برای حل کردن آن باشید. اما اگر به تنهایی نمی توانید راهکاری مناسب برای دغدغه فکری خود پیدا کنید بهتر است که با افراد صاحب‌نظر مشورت کنید و قدم مثبتی برای بهبود حال خودتان بردارید. سعی کنید که بر احساسات بد خود غلبه پیدا کنید و آن ها را برطرف کنید. در واقع هنگامی که شما موفق شوید افسار افکار خودتان را به دست بگیرید و بر آن ها غلبه کنید قطعاً به احساس رضایت درونی خواهد رسید که در نتیجه اعتماد به نفس تان افزایش پیدا می کند.

    • هدفی را دنبال کنید

    مهمترین مسئله ای که نباید از آن غافل شوید داشتن هدف است. هنگامی که شما هدفی مشخص در مسیر زندگی تان داشته باشید و در راستای رسیدن به آن تلاش کنید قطعاً نیل به آن باعث می شود که بتوانید اعتماد به نفس خودتان را تا حد چشمگیری افزایش دهید چراکه در این مسیر شما به صورت ناخودآگاه یاد می گیرید که به منظور رسیدن به موفقیت تلاش کنید، با موانع روبرو شوید و از از سختی ها به خودتان ترسی راه ندهید و در واقع به یک شخصیت خستگی ناپذیر تبدیل خواهید شد که این احساس متقابلا اعتماد به نفس را در شما افزایش خواهد داد. در نظر داشته باشید که برای رسیدن به موفقیت از مسیر درست خارج نشوید چرا که موفقیتی که در نتیجه اموری به دور از انسانیت رخ دهد قطعاً فاقد ارزش و ناپایدار می باشد. این اتفاق نه تنها منجر به اعتماد به نفس نمی شود بلکه باعث می شود که شما نسبت به خود و البته عملکرد تان نیز احساس مثبتی نداشته باشید.

    چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم؟

    • با ترس های تان رو به رو شوید

    یکی از کارهایی که به منظور افزایش اعتماد به نفس می توانید انجام دهید این است که با ترس های خود روبرو شوید. مقابله با ترس های تان باعث می شود که اعتماد به نفس تان تا حد چشمگیری افزایش پیدا کند. هنگامی که از درون احساس شجاعت کنید قطعاً اعتماد به نفس بیشتری از درون احساس خواهید کرد. کنار گذاشتن ترس ها یکی از مهمترین راه ها برای تقویت اعتماد به نفس شخصی می باشد. اگر ویژگی هایی در شما وجود دارد که باعث می‌شود احساس بدی نسبت به خودتان داشته باشید بهتر است که با برنامه ریزی تلاش کنید تا آن ها را برطرف کنید و یا با از سر گیری یک سری از ویژگی های مثبت آن ها را جایگزین کنید.

    • از قواعد اجتماعی به نفع خودتان استفاده کنید

    از جمله کارهایی که می تواند به شما کمک کند تا اعتماد به نفس تان را تقویت کنید این است که از قواعد اجتماعی به نفع خودتان استفاده کنید. برای مثال اگر قرار است که در یک مصاحبه کاری مهم حضور پیدا کنید از نحوه پوشش خود تان غافل نشوید . همانطور که قبلا اشاره کردیم پوشش شما تاثیر بسزایی در شکل گیری اعتماد به نفس تان دارد. بنابراین در یک جلسه رسمی به گونه ای لباس بپوشید که با حضور پیدا کردن در کنار دیگر افراد احساس خود کوچک بینی نکنید و با اعتماد به نفس کامل در کنار همکاران تان حضور پیدا کنید. همچنین در نظر داشته باشید که در موقعیت‌های خاص نوع مناسبی از گفتار را انتخاب کنید. برای مثال شکلی که شما با دوستان تان صحبت می کنید و طرزی که با مدیریتان هم کلام می شوید کاملاً متفاوت است. در واقع هر موقعیت گفتار مخصوص به خود را می طلبد. اما آنچه در این بین مشترک است، این است که قاطعانه اما مودب صحبت کنید. با پرداختن به نکاتی که به آن ها اشاره شد قطعا به تقویت اعتماد به نفس تان کمک خواهید کرد و شاهد تغییرات چشمگیری در خود خواهید بود.

  • مادرانِ عالی… دخترانِ عالی‌تر!

    مادرانِ عالی… دخترانِ عالی‌تر!

    حسود نباشید!

    خیلی ها فکر می کنند حسادت، در زنان بیشتر از مردان وجود دارد. چه این عقیده، درست باشد، چه نادرست؛ خوشبختانه حسادت را می توان در هر دو جنس، به خوبی حل کرد.
    و این کار نیز با استفاده از دو روش زیر انجام می گیرد:
    1- فکر کردن : به موضوعاتی فکر کنید که برای خودتان، اقوام یا دوستانتان، درباره حسادت، رخ داده است. آیا شما نیز مصداق این حدیث بوده اید که :« حسود زود خشمگین مى شود و دیر كینه از دلش مى رود. » به این آثار و ضررهای آن ( در خودتان و دیگران) خوب بیندیشید. امام علی (ع) می فرمایند : « حسادت نتیجه اى جز زیان وناراحتى كه دلت را سست و تنت را بیمار مى گرداند به بار نمى آورد. »
    2- مطالعه : داستان هایی درباره ی اینکه حسادت سبب بروز چه مشکلاتی شده است، بخوانید. آیا تا به حال به این موضوع، دقت کرده بودید که اولین گناه، حسادت بوده است؟ آنگاه که شیطان بر آدم حسد ورزید و به او سجده نکرد!
    خودتان را دراین باره، مدام چک کنید و به محض دیدن نشانه ای از حسادت در خود، آن را رفع کنید! چون «شیطان به سپاهیانش مى گوید: میان مردم حسد و تجاوزگرى بیاندازید چون این دو، نزد خدا برابر با شرك است. »
    مراقب نشانه های حسادت در دخترتان هم باشید! اگر می بینید دخترتان به چیزهایی که دوستانش دارند، حسودی می کند، این احساس را پیش از آنکه زندگی او را نابود کند از بین ببرید. می توانید با خواندن داستانهایی کودکانه دراین باره برای او، این کار را بکنید. البته یادتان باشد که شخصیت دخترتان را زیر سۆال نبرید!

    برای دخترتان، قصه بگویید

    قصه های خوب می‌تواند به دخترتان، دید مثبتی از زندگی بدهد.تأکید میکنیم: قصه های خوب!

    وقتی برای دخترتان داستانی را تعریف می کنید که قهرمانش فردی مثبت و دارای خصوصیت مثبتی است، دخترتان از ویژگی مطلوب و مثبت او الگوگیری میکند.
    همچنین وقتی دخترتان میبیند قهرمانش علیرغم مشکلات فراوانی که در طول قصه داشته، ولی در نهایت پیروز می شود، صبر، بردباری، امیدواری، خسته نشدن و جا نزدن در مسیر خوب، و … را به طور عملی می آموزد.
    قرآن کریم در ضمن بیان داستانهای متعدد، بارها بر این نکته تأکید کرده است که در شنیدن داستان، نشانه ها و عبرتهایی نهفته است.
    علاوه بر این، گوش دادن قصه سبب می شود کودک ، دوستان بیشتری پیدا کند. دوستانی که ویژگی های خوبی دارند و با او مهربان هستند.
    فایده مهم دیگر قصه گویی برای فرزندتان این است که او کم کم به مطالعه نیز علاقه مند میشود و وقتی بزرگتر شود از شما میخواهد که برایش کتاب داستانی بخرید تا خودش آن را بخواند. علاقه به دانستن و مطالعه، با قصه گویی های خوب شما می تواند در دخترتان، نهادینه شود.
    و نتیجه ی مهم آخر از قصه گویی، ایجاد زمان و فرصتی مناسب برای کنار هم بودن شماست. عادت به خلوت مادر و دختر همراه با خاطراتی شیرین و به یاد ماندنی! که در کودکی با قصه گویی همراه است و بعد ها که دختر نوجوانی شد، به راحتی مشکلات ناشی بلوغ یا مسائل عاطفی و احساسی اش را با شما مطرح خواهدکرد. زیرا یاد گرفته با مادرش خلوت کند و در این لحظات، همراهی شیرین او را حس کرده است.

    نق زدن کافی است

    به شوهرتان غر نزنید، به ویژه جلوی دخترتان! غر زدن نتیجه ی ذهنی مشغول و پریشان است، زیرا مسائل کوچک و جزئی را بی جهت بزرگ می کنید. آن وقت یک کاه، کوه می شود! درباره ی مسائل، درست فکر کنید. به گذشته نگاهی بیندازید و به ترس ها و نگرانی های بی موردی که داشته اید، بیندیشید. اگر مشکلی، راه حلی دارد، آن راه حل را بیابید و با تمام توان، به کار ببرید. اما اگر راهی ندارد، اجازه ندهید که ذهنی آشفته و زبانی ناله کننده، اول روح شما را نابود کند و بعد احترام و ارزشتان را در مقابل دخترتان! قرآن کریم به کسانی که به مصیبت و گرفتاری دچار می شوند، صبر و توکل را پیشنهاد می کند. و اینکه بدانیم خداوند مراقب ماست و روزی همگی از این دنیا کوچ می کنیم .

    تصمیم‌گیری را به او بیاموزید

    سرتاسر زندگی، تصمیم گرفتن است! اینکه چه موقع از خواب بیدار شویم. چه لباسی بپوشیم. چه چیزی بخوریم. کجا برویم. با چه کسی دوست شویم. چگونه حقمان را بگیریم. چگونه رابطه ای را تمام کنیم و … . بسیاری از ما با حمایت بیش از اندازه از دخترمان، به او ظلم می کنیم و آسیب می رسانیم. مادران باید درباره ی اینکه چه مقدار پول یا چه حد آزادی به دخترشان بدهند با همسر خود مشورت کرده و تصمیم بگیرند. به طور کلی، هیچ راه کلی یا ساده ای وجود ندارد.

    یکی از روش هایش این است که وقتی دخترتان به اندازه کافی بزرگ شد برای خرید یا انجام برخی امور منزل او را به بیرون بفرستید. گاهی هم او را همراه خود بیرون ببرید تا نحوه ی خرید کردن و تصمیم گیریهای مختلف شما را به چشم ببیند. انتخاب لباس، وسایل منزل، خانه، یخچال و بسیاری از چیزهای کوچک و بزرگ دیگر بر عهده ی زنهاست. اگر به دخترتان کمک کنید تا از همان سنین کودکی تصمیماتی بگیرد، احتمالاً در بزرگسالی تصمیمات بهتر و عاقلانه تری خواهد گرفت. این تصمیمات، شاید در کودکی بسیار جزئی و ساده باشند (مثلاً از بین چند مورد لباس مناسب، خودش یکی را برای مهمانی فردا شب، انتخاب کند) ولی تمرینی برای تصمیم گیریهای مهم او در آینده خواهند شد.
    شما به عنوان مادر یک دختر، باید برخی گامهای مهم را بدانید تا بتوانید در تربیت او موفقتر عمل کنید.