نوارکاست یک سال عمرم با صدای کرونا

نوارکاست یک سال عمرم با صدای کرونا

می‌نویسم «جامعه 18 اسفند 99» یا «اصفهان 19 اسفند 99» اما اگر در صفحه پوشه صفحات همه اعضای روزنامه را نگاه کنید نام‌گذاری و تاریخ‌نویسی صفحات من با بقیه یکی نیست؛ مثلا همین دیروز به جای «جامعه-18 اسفند» نوشته بودم «جامعه 18 بهمن» یا چند روز پیش نوشته بودم «اصفهان- 14 دی» یا ماه پیش نوشته بودم «رویداد- 3 مرداد» و …
نه اینکه فکر کنید حواس‌پرت هستم ها نه (البته که حواس‌پرت هستم بدم حواس‌پرتم و الکی ادای حواس‌جمع‌ها را درمیاورم) ولی قصه این شلختگی‌های ذهنی من در نام‌گذاری پوشه‌های صفحات روزنامه جنس دیگری دارد که با حواس‌پرتی‌های روتین مینا تومنی دو زار فرق می‌کند. اینها حواس‌پرتی‌های کرونایی است و از روزی شروع شد که به خاطر کرونا خانه‌نشین شدیم. اولش کیف می‌داد و لذت بخش بود اما همان اسفندی که باید ختم به تعطیلات نوروز می‌شد و هوای تازه‌ای پس از مدت‌ها به کله‌ام می‌خورد را از دست دادیم. مدت‌هاست آن حال و هوا را استنشاق نکرده و به درون ریه نکشیده‌ام همین است که هر روز وقتی تقویم را چک می‌کنم با خودم می‌گویم واقعا الآن اسفند شده؟ بهمن تمام شد؟ دی گذشت؟ آذر کی بود؟ شب یلدا کجا بودم؟ و از همه بدتر اینکه آخرین باری که باغ رضوان رفتم تا بنشینم سر قبر بابا منوچهر بغض کنم و هیچی نگویم را هم خاطرم نیست. ای لعنت بمن!
بله من حواس‌پرت بودم اما حواس‌پرت‌تر شده‌ام چون زورم به زندگی در دوران کرونا هنوز نرسیده است و یک سال بدون محاسبه، تنها مانند یک نوارکاست خالی به آرشیو سن من اضافه شد و بس.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *