نویسنده: سمیرا علیجانی

  • بحران آب در قلب ایران؛ اصرار اصفهان و یزد بر توسعه کشاورزی!

    بحران آب در قلب ایران؛ اصرار اصفهان و یزد بر توسعه کشاورزی!

    درحالی که بحران آب و پیامدهای آن در استان‌های مرکزی کشور به ویژه یزد و و اصفهان هر روز نمود بیشتری پیدا می‌کند؛ این استان‌ها همواره درحال رقابت برای توسعه کشاورزی خود هستند.

    به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، ایران با اقلیم خشک و نیمه‌خشک خود، در سال‌های اخیر با بحران‌های جدی در مدیریت منابع آبی دست و پنجه نرم کرده است؛ بحرانی که به‌ویژه در نواحی مرکزی کشور مانند استان‌های اصفهان و یزد نمود عینی‌تری یافته است.

    در شرایطی که اصفهان و یزد با وجود تفاوت‌های اقلیمی، هر دو به کشاورزی وابسته‌اند، الگوهای ناپایدار این بخش در هر دو استان، علاوه بر تخریب محیط‌زیست و منابع طبیعی، موجب افزایش تنش‌های اجتماعی و منطقه‌ای شده است.

    بنا بر گزارش مرکز آمار ایران در سال 1402، اصفهان با وسعتی بالغ بر 107 هزار کیلومتر مربع، ششمین استان بزرگ ایران محسوب می‌شود و با جمعیتی حدود 5.374 میلیون نفر، نزدیک به 6.345 درصد از جمعیت کل کشور را در خود جای داده است. از این میان، حدود 575 هزار نفر در مناطق روستایی سکونت دارند و این استان از منظر جمعیت روستایی، در رده پانزدهم کشوری قرار دارد.

    بر اساس سرشماری سال 1402، جمعیت استان یزد در این سال حدود 1.252.000 نفر برآورد شده است. در مقایسه با سایر استان‌های کشور، یزد در رتبه 22 کشور از نظر جمعیت قرار دارد.

    در سوی دیگر، استان یزد بر اساس آمار سازمان هواشناسی ایران در سال 1401 با میانگین بارندگی سالانه 97.9 میلی‌متر و نرخ تبخیر بیش از 3193 میلی‌متر، به‌عنوان یکی از خشک‌ترین استان‌های ایران شناخته می‌شود.

     

    جدولی مقایسه‌ای از وضعیت منابع آبی و کشاورزی در استان‌های اصفهان و یزد
    جدولی مقایسه‌ای از وضعیت منابع آبی و کشاورزی در استان‌های اصفهان و یزد

    وضعیت منابع آبی و کشاورزی در اصفهان و یزد

    بر اساس آماری از وزارت جهاد کشاورزی در سال 1402، اصفهان با میانگین بارندگی سالانه 160 میلی‌متر و دمای متوسط 15.5 درجه سانتی‌گراد، منطقه‌ای نیمه‌خشک به شمار می‌آید که برای کشاورزی وسیع و پرآب‌بر مناسب نیست. با این حال، این استان با دارا بودن 278 هزار هکتار اراضی زراعی آبی و 169 هزار بهره‌بردار، از نظر تعداد بهره‌برداران کشاورزی در جایگاه هشتم کشور قرار دارد . مصرف آب کشاورزی در اصفهان معادل 5.8 درصد از کل 82 میلیارد مترمکعب مصرف کشور در این بخش است که آن را در رتبه پنجم پرمصرف‌ترین استان‌ها قرار می‌دهد.

    سطح زیر کشت محصولات زراعی آبی در اصفهان طی سال‌های اخیر افزایش یافته است؛ به‌طوری که در سال زراعی 97ـ96 این میزان 178 هزار و 402 هکتار بود و در سال بعد به 253هزار و 584 هکتار رسید، که حاکی از رشد 42 درصدی است. این روند در سال زراعی 1401 ـ 1402 نیز ادامه یافت و نسبت به سال پایه 87 ـ 86، افزایشی 55 درصدی، معادل 8 درصد رشد خالص را نشان داد.

    از جمله محصولات عمده‌ای که در این اراضی کشت می‌شود، می‌توان به گندم (82275 هکتار)، یونجه (28638 هکتار)، شلتوک (3033 هکتار)، سیب‌زمینی (13541 هکتار)، ذرت دانه‌ای (1350 هکتار) و ذرت علوفه‌ای (20123 هکتار) اشاره کرد؛ محصولاتی که همگی آب‌بر هستند. کشت شلتوک در منطقه‌ای خشک مانند اصفهان مثالی روشن از ناسازگاری سیاست‌های کشاورزی با واقعیت‌های اقلیمی است.

    سطح باغات آبی در این استان نیز از سال 1390 که معادل 63 هزار و 677 هکتار بود، تا سال 1401 به 80 هزار هکتار افزایش یافت و رشدی 25 درصدی را تجربه کرد. این گسترش، فشار مضاعفی را بر زاینده‌رود وارد کرده است؛ رودخانه‌ای که با برداشت‌های بی‌رویه و کاهش بارندگی‌ها، اکنون در اغلب فصول سال خشک بوده و تالاب گاوخونی را نیز به خشکی کشانده است.

    در استان یزد، وضعیت اقلیمی به‌مراتب چالش‌برانگیزتر است. بر اساس آمار وزارت نیرو در سال 1401، میانگین بارندگی سالانه در این استان فقطا 97.9 میلی‌متر و تبخیر سالانه 3193 میلی‌متر گزارش شده است. همچنین دمای متوسط سالانه 17 درجه سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 33 درصد، یزد را در میان خشک‌ترین مناطق ایران قرار داده است. کل منابع آب تجدیدپذیر استان 733 میلیون مترمکعب برآورد می‌شود، در حالی‌که مصرف کشاورزی آن بالغ بر 962.7 میلیون مترمکعب است؛ کسری‌ای معادل 230 میلیون مترمکعب که فشار زیادی بر قنات‌ها و آبخوان‌ها وارد کرده است.

    یزد با 2683 قنات فعال، یکی از مهم‌ترین استان‌ها در بهره‌برداری از قنات است؛ با این حال، متوسط آب‌دهی قنات‌ها از 4 لیتر در ثانیه در سال 1377 به 2 لیتر کاهش یافته و بسیاری از آن‌ها خشک شده‌اند. سطح زیر کشت محصولات زراعی آبی در سال 1401 ـ 1402 به 34138 هکتار کاهش یافته که نسبت به یک دهه گذشته، کاهشی 24 درصدی را نشان می‌دهد. اما در مقابل، سطح باغات آبی در یزد از 61086 هکتار در سال 1387 به 87145 هکتار در سال 1401 رسیده و رشدی 30 درصدی را نشان داده است.

    کشت ذرت علوفه‌ای از 451 هکتار به 1241 هکتار افزایش یافته؛ محصولی که به بیش از 4200 مترمکعب آب در هکتار نیاز دارد و با اقلیم یزد همخوانی ندارد. سطح زیر کشت گندم نیز پس از کاهش 62 درصدی، از 24250 هکتار در سال 1386 به 9100 هکتار در 1398 رسید و سپس در 1401 به 14210 هکتار افزایش یافت (رشد 56 درصدی). همچنین، باغات پسته از 28937 هکتار در سال 1387 به 63429 هکتار در 1401 رسیدند و افزایشی 120 درصدی را تجربه کردند که به کسری آب زیرزمینی دامن زده است.

    روند افزایشی سطح باغات آبی در هر دو استان یزد و اصفهان
    روند افزایشی سطح باغات آبی در هر دو استان یزد و اصفهان

    در این نمودار، روند افزایشی سطح باغات آبی در هر دو استان یزد و اصفهان نشان داده شده است. هرچند هر دو استان درگیر بحران کم‌آبی هستند، گسترش باغات فشار مضاعفی به منابع آبی آن‌ها وارد کرده است.

    مناقشه زاینده‌رود

    مناقشه اصلی میان دو استان بر سر انتقال آب از زاینده‌رود به یزد است؛ طرحی که از دهه 1370 آغاز شده و سالانه حدود 98 میلیون مترمکعب آب را برای مصارف شرب، کشاورزی و صنعتی به یزد می‌فرستد. مسئولان یزدی تأکید دارند که آب انتقالی فقط برای شرب مصرف می‌شود، اما گسترش صنایع و باغات پسته این ادعا را زیر سوال برده و اعتراض اصفهانی‌ها را برانگیخته است.

    پیامدها، علل بحران و راهکارها

    در اصفهان، خشک شدن تالاب گاوخونی، فرونشست زمین (تا 30 سانتی‌متر در سال) و تهدید بناهای تاریخی از جمله میدان نقش‌جهان از پیامدهای بحران است. در یزد نیز، کسری 8 میلیارد مترمکعبی آب زیرزمینی تا سال 1396، همراه با بیابان‌زایی، فرسایش خاک و قطعی آب اخیر، زندگی مردم را مختل کرده است.

    در هر دو استان، گسترش کشاورزی آب‌بر بدون توجه به اقلیم، نبود هماهنگی نهادی و نادیده‌گیری جوامع محلی از عوامل اصلی تشدید بحران‌اند. همچنین، کاهش بارندگی و افزایش دما در دهه‌های اخیر، سیاست‌های ناکارآمد را با فشار مضاعف روبرو کرده است.

    برای مقابله با این بحران، برخی راهکارها پیشنهاد می‌شود:

    • توسعه کشاورزی گلخانه‌ای و کشت ارقام مقاوم به خشکی
    • بازنگری در نحوه انتقال آب از زاینده‌رود و محدودسازی مصارف غیرشرب
    • سرمایه‌گذاری در بازچرخانی آب، مشابه کشورهای موفق مانند سوئد و هلند
    • تشکیل کمیته مشترک میان دو استان با نظارت دولت برای مدیریت منازعات و تخصیص عادلانه منابع

  • کاغذ و مقوا در سراشیبی قیمت

    کاغذ و مقوا در سراشیبی قیمت

    بازار ظهیرالاسلام نیز در هفته جاری تحت تأثیر روند کاهشی قیمت‌ها در بازار ارز و طلا با کاهش قیمت مواجه شده است،‌ بر این اساس قیمت‌ها در بازار کاغذ و مقوا بندی 100 هزار تومان کاهش داشته است.

    هر بند کاغذ چاپ و تحریر که درسایه افزایش نرخ ارز در ماه‌های پایانی سال و فروردین ماه روند افزایشی داشته و تا یک میلیون و 780 هزار تومان پیش رفت،‌ حالا با کاهش حدود 100هزارتومانی قیمت‌ها،‌ به یک میلیون و 680 هزار تومان رسیده است،

    هم‌چنین کاغذ چاپ و تحریر 60 در 90 نیز به یک میلیون و 280 هزار تومان کاهش داشته است. قیمت کاغذ گلاسه نیز با کاهش نسبی همراه بوده است، تا هفته گذشته هر کیلوگرم کاغذ گلاسه 110 تا 120 هزار تومان عرضه می‌شد که حالا هر کیلوگرم 100 هزار تومان شده است و کاغذ A4 نیز که به بسته‌ای 220 هزار تومان رسیده بود،‌ هم‌چنان بدون کاهش قیمت عرضه می‌شود.

    مقوای پشت‌طوسی دیگر کالای موجود در بازار است که با کاهش قیمت مواجه شده است،‌ قیمت هر کیلوگرم مقوای پشت‌طوسی 250گرمی،‌ 80 هزار تومان و هر کیلو گرم مقوای 300گرمی‌ نیز 80 هزار تومان شده است.

    کاهش قیمت‌ها در بازار ظهیرالاسلام به‌دنبال کاهش نرخ ارز بوده است،‌ اما هنوز قیمت‌ها به وضعیت سابق بازنگشته است،‌ در عین حال فروشندگان معتقدند که قیمت‌های موجود در بازار بالا نیست و کاغذ از معدود کالاهایی است که در یک سال گذشته کمترین افزایش قیمت را داشته است.

    از سوی دیگر نگرانی دیگری نیز در خصوص واردات کاغذ وجود دارد و آن کمبود کاغذ در نیمه دوم سال جاری است،‌ به‌گفته فعالان حوزه کاغذ دولت تاکنون اقدام مشخصی در حوزه کاغذ انجام نداده است و همین بی‌تفاوتی ضررهایی را به موضوع واردات کاغذ و خمیر کاغذ و مقوا وارد کرده است. حذف دفتر سلولزی وزارت صمت و ادغام آن در دفتر نساجی،‌ چرم و پوشاک این وزارتخانه نیز موجب قطع ارتباط بدنه صنعت سلولزی با وزارت صمت شده است،‌ ارتباطی که در سال‌های گذشته به‌خوبی برقرار بود و موجب شده بود بازار کاغذ در کشور ساماندهی و کنترل شود.

    در ماه‌های اخیر نیز طولانی شدن روند تخصیص ارز و ثبت سفارش موجب شده است کمتر برای واردات کاغذ به کشور اقدامی از سوی تجار انجام شود، بنابراین این نگرانی ایجاد شده است که در آینده با افزایش قیمت غیرقابل جبران روبه‌رو شویم.

  • امانت دیجیتال کتاب فرصتی برای بازار نشر ایران

    امانت دیجیتال کتاب فرصتی برای بازار نشر ایران

    کتابخانه‌ها از بخش‌های اصلی شبکه دسترسی به کتاب محسوب می‌شوند و قدمتی به اندازه کتاب دارند. در گذشته یکی از ویژگی‌های مهم شهرهای بزرگ و معروف بزرگی و عظمت کتابخانه‌های آن شهرها بوده است. هم‌اکنون هم یکی از شاخصه‌های توسعه یافتگی یک کشور تعداد کتابخانه‌هایش و یکی از ویژگی‌های یک شهر پیشرفته تعداد کتابخانه‌های در دسترس آن شهر به شمار می‌رود.

    در عصر دیجیتال که مردم به بیشتر نیازهایشان در قالب دیجیتال و یا با ابزارهای دیجیتال دسترسی پیدا می‌کنند، دسترسی الکترونیکی به کتابخانه و دسترسی به منابع الکترونیکی کتابخانه‌ها از ویژگی‌های پیشرفت و توسعه یافتگی محسوب می‌شود. برای این منظور تجهیز الکترونیکی کتابخانه‌ها در جهان سالهاست که شروع شده است و در کشور ما به دلایل مختلف از جمله عدم رسمیت کتاب الکترونیک و عدم درک تغییرات تکنولوژیک هنوز انجام نشده است.

    چند سالی است که به دلیل کمبود منابع مالی و کمبود نیروی انسانی سرعت به روزآوری کتابخانه‌های کشور بسیار کند شده است. از سوی دیگر به خاطر مشکلاتی چون ترافیک و کمبود کتابخانه‌های فیزیکی دسترسی به آن‌ها هم برای مردم راحت نیست. همچنین بسیاری از مناطق کشورمان یعنی شهرهای کوچک دارای کتابخانه نیستند. در این شرایط و با در نظر گرفتن گستردگی کشورمان تجهیز کتابخانه‌ها به منابع الکترونیک ضرورت بیشتری پیدا می‌کند.

    کتابخانه‌ها در عصر دیجیتال

    امانت دیجیتال کتاب به کاربران امکان می‌دهد کتاب‌ها و منابع را به صورت الکترونیکی و از راه دور به امانت بگیرند. در این شیوه، نسخه دیجیتال کتاب برای مدت معین در اختیار کاربر قرار می‌گیرد و پس از پایان دوره امانت، به طور خودکار از دسترس وی خارج می‌شود. برخلاف امانت نسخه‌های چاپی که تابع اصل «نخستین فروش» است، امانت دیجیتال نیازمند رعایت حقوق پدیدآور و ناشر از طریق مدیریت حقوق دیجیتال است که طی سال‌ها چالش ناشران و نهادهای کتابخانه‌ای به بلوغ رسیده و در جهان پذیرفته شده است.

    امانت دیجیتال کتاب هم مثل نشر الکترونیکی کتاب سرعت دسترسی را بالا می‌برد و هزینه دسترسی را کاهش می‌دهد و به خاطر نداشتن محدودیت جغرافیایی به تحقق عدالت محتوایی و عدالت آموزشی کمک می‌کند. در شرایط کنونی، دانشجوی یک دانشگاه منطقه‌ای ممکن است برای استفاده از یک منبع تخصصی مجبور به سفر به تهران یا مراکز استان باشد، در حالی که با امانت الکترونیکی می‌توان چنین منابعی را از راه دور در اختیار او گذاشت.

    از سوی دیگر، نسل جوان و دانشجو انتظار دسترسی سریع و آنلاین به اطلاعات را دارد. سبک زندگی دیجیتال ایجاب می‌کند کتابخانه‌ها نیز خدمات خود را در فضای مجازی ارائه دهند. عدم وجود سیستم امانت الکترونیکی کتاب ممکن است به روی آوردن کاربران به منابع غیررسمی و گاهاً نقض حقوق مؤلفان منجر شود (مانند دانلود غیرقانونی کتاب‌های الکترونیک) که متاسفانه این مشکل به دو شکل در کشور ما ظهور کرده. یکی فعالیت غیرقانونی کتابخانه‌ها در اسکن و در دسترس قرار دادن اسکن کتاب‌ها برای مخاطبان در محل کتابخانه‌ها و دیگری کپی غیرقانونی کتاب‌ها و انتشار آن‌ها در کانال‌ها و گروه‌های شبکه‌های اجتماعی و پیام رسان‌ها. در هر دو حالت نقض حقوق مؤلفین و ناشران انجام شده و عدم وجود پلتفرمی که این خدمات را بدهد به گسترش مصرف غیرقانونی منجر شده است.

    آنچه در دنیا تجربه شده

    تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که کشورهای اروپایی و آمریکایی از 15 سال قبل به سرعت کتابخانه‌هایشان را به امانت دیجیتال کتاب مجهز کرده‌اند. تا جایی که بیش از 90 درصد کتابخانه‌های عمومی آمریکا دارای خدمات امانت دیجیتالی کتاب هستند. در ایام کرونا شدت تجهیز کتابخانه‌ها به خصوص کتابخانه‌های دانشگاهی به امانت دیجیتال بسیار سرعت گرفت تا جایی که در دوران کرونا بیشتر خدمات این کتابخانه‌ها از طریق پلتفرم‌های امانت دیجیتال بود. در آن مدت در کشور ما به خاطر نبود زیرساخت‌های فنی، دانشگاه‌ها کتاب‌های خود را به صورت رایگان در قالب پی دی اف روی سایت‌های خود منتشر کردند تا دانشجویان به منابع دسترسی داشته باشند.

    پلتفرم اوردرایو OverDrive یکی از نمونه‌های موفق زیرساخت امانت دیجیتال است که بسیاری از کتابخانه‌های عمومی و کتابخانه‌های مدارس و دانشگاه‌ها در جهان به آن متصل هستند. این پلتفرم در 84 کشور به 65 هزار کتابخانه خدمات خود را ارائه می‌دهد. از بستر این پلتفرم در سال گذشته 739 میلیون کتاب به امانت گرفته شده است که این روند هر سال افزایشی بوده است.

    در دنیا مدل‌های کسب‌وکار متنوعی برای امانت دیجیتال کتاب شکل گرفته است: برخی ناشران فروش مجوز محدود به تعداد معین امانت یا مدت زمان معین را در پیش گرفتند (مثلاً هر کتاب الکترونیکی پس از 2 سال یا 52 بار امانت نیاز به تمدید لایسنس دارد)، برخی قیمت‌های بالاتری نسبت به نسخه مصرف‌کننده برای کتابخانه‌ها تعیین کردند تا کاهش احتمالی فروش را جبران کنند.

    انجمن کتابخانه‌های آمریکا تأکید کرده که کتابخانه‌ها با فراهم کردن دیده‌شدن آثار به ویژه برای نویسندگان جدید، عملاً نوعی بازاریابی رایگان برای ناشران و نویسندگان انجام می‌دهند. بسیاری از نویسندگان اولین جرقه شهرت خود را مدیون معرفی کتابخانه‌ها هستند. بنابراین همکاری بین ناشران و کتابخانه‌ها یک بازی دوسر برد تلقی می‌شود که هم دسترسی عمومی به دانش را میسر می‌کند و هم به صنعت نشر در بلندمدت منفعت می‌رساند.

    امانت دیجیتال کتاب در مدت فعالیتش چالش‌هایی را هم تجربه کرده است. تا جایی که در دوره‌ای برخی ناشران از دایره ارائه این خدمات خارج شدند و البته بعدها دوباره به این حوزه برگشتند. مثل انتشارات مک میلان.

    ناشران بزرگ جهان دراین حوزه سیاست‌های مختلفی را دنبال کرده‌اند و قراردادهای متفاوتی با کتابخانه‌ها می‌بندند. برای مثال، یکی از مدل‌های رایج این است که مجوز هر کتاب الکترونیکی پس از 2 سال یا 52 بار امانت (هرکدام زودتر رخ دهد) منقضی می‌شود و کتابخانه باید مجدداً آن را بخرد. این مدل را ناشرانی چون هچت و پنگوئن رندوم‌هاوس به کار گرفته‌اند. مدل دیگر، سقف امانت 26 بار (توسط هارپرکالینز) بود. بدین ترتیب حتی اگر امانت دیجیتال بسیار محبوب شود، ناشر از محل فروش چندین باره مجوز منتفع می‌شود. غیر از این، قیمت‌گذاری کتاب‌های الکترونیکی برای کتابخانه‌ها معمولاً چند برابر قیمت مصرف‌کننده است (گاه 3 تا 5 برابر)، بنابراین ناشران درآمد قابل توجهی از فروش به کتابخانه کسب می‌کنند. برای نمونه، کتابی که نسخه کیندل آن 15 دلار است ممکن است به قیمت 60 دلار برای استفاده کتابخانه فروخته شود. این تفاوت قیمت با این توجیه است که یک نسخه کتابخانه‌ای ممکن است توسط ده‌ها نفر خوانده شود. در مجموع، ناشران تجاری بزرگ در آمریکا و کانادا اکنون همگی کتاب‌های خود را به کتابخانه‌ها عرضه می‌کنند و بخشی از درآمد خود را از این مسیر به دست می‌آورند.

    امانت دیجیتال کتاب‌های دانشگاهی

    یکی از موثرترین حوزه‌ها در امانت دیجیتال بخش کتاب‌های دانشگاهی است. شمارگان کتاب‌های تخصصی و دانشگاهی پایین‌تر است، قیمت آن‌ها بالاتر است و بیشتر مشتریان این کتاب‌ها خود کتابخانه‌ها هستند. به بیان دیگر، در نشر دانشگاهی سنتی، فروش مستقیم به دانشجویان و اساتید درصد کمتری را نسبت به فروش سازمانی تشکیل می‌دهد؛ لذا ناشران دانشگاهی از دیرباز به کتابخانه‌ها به دیده بازار هدف نگاه کرده‌اند. ورود امانت دیجیتال در این حوزه در ابتدا ساده‌تر به نظر می‌رسید، زیرا همکاری نزدیکی میان دانشگاه‌ها و ناشران علمی برقرار بوده است. بسیاری از ناشران دانشگاهی به جای فروش تک‌عنوانی، پکیج‌های اشتراکی از کتاب‌های الکترونیک خود را به کتابخانه‌ها عرضه کرده‌اند (مشابه کاری که برای مجلات علمی انجام می‌شود).

    برای مثال، انتشارات دانشگاهی مانند الزویر، اسپرینگر، وایلی و غیره مجموعه‌ای از صدها کتاب خود را در قالب پایگاه‌هایی در اختیار دانشگاه‌ها قرار می‌دهند که دانشجویان با IP دانشگاه به آن‌ها دسترسی دارند. این مدل هرچند امانت به مفهوم خاص نیست (چون کتاب «بازگردانده نمی‌شود» بلکه دائماً در دسترس است مادام که اشتراک پرداخت شود)، اما از نظر دسترسی الکترونیکی دانشگاهیان وضعیت نسبتاً مطلوبی پدید آورده است. بنابراین می‌توان گفت بخش زیادی از نشر دانشگاهی از مسیر اشتراک و دسترسی آنلاین حرکت کرده است و کتابخانه‌های دانشگاهی ایران نیز با خرید اشتراک پایگاه‌هایی نظیر IEEE, ScienceDirect, SpringerLink و غیره به شکل دیگری از امانت دیجیتال (دسترسی دائم برای اعضا) بهره می‌برند.

    بعد از سال‌ها تجربه امانت دیجیتال در جهان ناشران به این حوزه به عنوان یکی از بازوهای توسعه بازار کتاب نگاه می‌کنند. در عمل کتابخانه‌ها خریدار کتاب هستند؛ یعنی ناشر از فروش نسخه (یا مجوز) به کتابخانه درآمد کسب می‌کند. این درآمد گاهاً برای کتاب‌های کم‌فروش یا تخصصی بخش عمده کل فروش را تشکیل می‌دهد. بسیاری از ناشران دانشگاهی اگر فروش به کتابخانه‌ها نبود، صرفه اقتصادی نشر آن عناوین را نداشتند. حتی این جریان به شناخته شدن نویسنده‌های جدید بسیار کمک می‌کند و کتاب‌های نویسنده‌های جدید در این بستر به مخاطبان معرفی می‌شود. از سوی دیگر حضور یک کتاب در فهرست دیجیتال کتابخانه، بازاریابی و تبلیغ غیرمستقیم برای ناشر است. هر بار که کاربری کتابی را امانت می‌گیرد، اگر از آن خوشش بیاید ممکن است نسخه چاپی آن را برای داشتن در کتابخانه شخصی خود بخرد یا کتاب‌های دیگر آن نویسنده را تهیه کند.

    بسیاری از کتاب‌دوستان از کتابخانه به عنوان محلی برای تست کتاب‌ها استفاده می‌کنند و آنچه را ارزشمند بیابند بعدها می‌خرند. از این رو، ناشران از طریق کتابخانه به مخاطبانی دست می‌یابند که شاید مستقیماً هدف تبلیغات تجاری قرار نمی‌گرفتند. داده‌های امانت دیجیتال نیز برای ناشران مفید است؛ آن‌ها متوجه می‌شوند کدام کتاب‌ها در چه بازه‌هایی بیشتر درخواست می‌شوند، چه ژانرهایی محبوب‌ترند، کدام منطقه جغرافیایی چه سلیقه‌ای دارد و… این اطلاعات می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های نشر و بازاریابی آن‌ها اثرگذار باشد.

    همچنین برخی ناشران از کتابخانه‌های دیجیتال به عنوان فرصتی برای احیای فروش عناوین قدیمی‌تر یاد می‌کنند. کتاب‌های قدیمی‌تر که شاید دیگر در کتاب‌فروشی‌ها موجود نباشند، در کتابخانه دیجیتال همچنان حضور دارند و خوانده می‌شوند؛ این می‌تواند علاقه جدیدی به آن آثار ایجاد کند و فروش مجدد چاپی یا الکترونیکی آن‌ها را تحریک کنند.

    جامعه بهره‌مند

    مهم‌ترین بهره‌برداران امانت دیجیتال کتاب، کاربران کتابخانه‌ها و جامعه به طور گسترده هستند. امانت دیجیتال، دسترسی به دانش و اطلاعات را همگانی می‌کند. هر فرد با یک اتصال اینترنت می‌تواند به گنجینه‌ای از کتاب‌ها دست یابد، فارغ از اینکه در مرکز شهر زندگی می‌کند یا یک روستای دورافتاده، در خانواده پردرآمد است یا کم‌درآمد. کافی است عضو کتابخانه دیجیتال باشد تا بتواند بدون هزینه اضافی، تازه‌ترین کتاب‌ها یا منابع مرجع را مطالعه کند. برای دانشجویان و پژوهشگران، این فرصت بزرگی است؛ زیرا در گذشته محدودیت دسترسی به کتابخانه‌های بزرگ شاید مانع پیشرفت تحقیقاتی آن‌ها می‌شد، اما اکنون کتاب‌های مورد نیاز خود را آنلاین دریافت می‌کنند.

    همچنین صرفه‌جویی در زمان و هزینه برای کاربر بسیار ارزشمند است: نیازی به رفت‌وآمد به کتابخانه، جستجوی طولانی در قفسه‌ها یا پرداخت هزینه عضویت بالا نیست. خصوصاً در کلان‌شهرهایی که ترافیک و مشغله زیاد است، امکان دسترسی به کتاب در خانه یا محل کار، بسیار ارزشمند بوده است.

    دسترسی گسترده‌تر به کتاب و دانش از طریق کتابخانه‌های دیجیتال می‌تواند به ارتقای فرهنگ کتابخوانی هم منجر شود. گزارش‌های بین‌المللی نشان داده که پس از راه‌اندازی کتابخانه‌های دیجیتال، میزان سرانه مطالعه افزایش یافته و گروه‌های جدیدی به جمع خوانندگان پیوسته‌اند. به خصوص کتاب‌های کودک و نوجوان در فضای دیجیتال جذابیت بیشتری برای نسل جدید دارند و والدین می‌توانند با استفاده از اپلیکیشن‌های کتابخانه‌ای، کودکان را به مطالعه تشویق کنند. بسیاری از کتابخانه‌های دیجیتال دنیا بخش ویژه کودک دارند که با تصاویر رنگی و قابلیت‌های تعاملی، تجربه لذت‌بخشی برای آن‌ها ایجاد می‌کند. این یعنی سرمایه‌گذاری روی کتابخانه دیجیتال در واقع سرمایه‌گذاری روی آینده فرهنگی کشور است.

    گستردگی این حوزه صرفاً در حد کتاب‌های الکترونیکی نمانده است. بلکه شامل کتاب‌های صوتی و مطبوعات و نشریات و فیلم‌های آموزشی و … هم می‌شود. حدود 40 درصد منابع به امانت گرفته شده در کتابخانه‌های جهان مربوط به کتاب‌های صوتی است. هم اکنون این نقش را در ایران کانال‌های غیرقانونی در پیام رسان‌های خارجی ایفا می‌کنند که در راستای نقض حقوق مؤلفان و ناشران است.

    با توضیحاتی که ارائه شد می‌توان ضرورت حرکت به سمت تجهیز الکترونیکی کتابخانه‌ها را متوجه شد. طبیعتاً برای این کار نیاز به یک زیرساخت فنی مناسب است که در همکاری نهادهای متولی با بخش خصوصی می‌تواند به سرعت شکل بگیرد. و البته مثل ناشران کشورهای دیگر نیاز به جلب همکاری ناشران کشورمان هم هست. در کنار این‌ها دولت باید اهتمام لازم را برای تأمین منابع مالی برای این حوزه داشته باشد.

    راه‌اندازی خدمات امانت دیجیتال کتاب در ایران با توجه به تجربه‌های جهانی می‌تواند با هزینه کمتر و نتایج بیشتری هم همراه باشد که امیدوار هستم با تاکیدات دولت محترم و وزیر محترم ارشاد برای نوآوری در حوزه نشر و کتاب هر چه سریع‌تر شاهد راه‌اندازیان در کشورمان باشیم.

  • تغییرات جمعیتی در ایران؛ از افزایش سن ازدواج تا مسئله مهاجران

    تغییرات جمعیتی در ایران؛ از افزایش سن ازدواج تا مسئله مهاجران

    در طرح مباحث مربوط به جمعیت و بررسی اثرگذاری قوانین آن باید تحولات جمعیتی و عوامل مربوطه برای برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها مورد توجه قرار گیرد.

    در طرح مباحث مربوط به جمعیت وقتی می‌خواهیم اثرگذاری قوانین حوزه خانواده و جمعیت را بررسی کنیم، باید از تحولات جامعه آگاهی داشته باشیم. در سال‌های اخیر توصیف‌هایی که در این زمینه شده عمدتاً متمرکز بر تحولات جمعیتی بوده که عمدتاً بر ساختار سنی و تحت عنوان گذار اول جمعیت شناختی متمرکز بوده است.

    علی اکبر محزون کارشناس آمار و پژوهشگر حوزه جمعیت به تشریح گذارها و تحولات جمعیتی و عوامل به وجود آمدن آن‌ها پرداخت و گفت: گذار اول جمعیت‌شناختی روی همان موضوعات تغییرات ساختار سنی رشد و حجم جمعیت تمرکز می‌کند که یک کشور باید برای برنامه‌ ریزی در جامعه متوجه آن باشد. یعنی روندی که نشان می‌دهد رشد جمعیت به سمت افزایش یا کاهش رفته است. ساختار سنی جمعیت مسئله مهمی است که نشان می‌دهد جمعیت یک جامعه، جوان، میانسال یا سالمند است و هر کدام از این‌ها اقتضائات خاص خود را دارند.

    وی افزود: در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، بحث خانواده در اولویت قرار گرفت و حتی در نامگذاری روی خانواده تاکید شد. اما در ادامه روی جوانی جمعیت تمرکز شد و ساختار سنی جمعیت مورد توجه قرار گرفت، اینکه ما چه کنیم که جامعه ما همواره جوان بماند. جوان نیروی محرکه جامعه است و در بیانیه گام دوم انقلاب هم رهبر معظم انقلاب بر این موضوع تاکید داشتند و در بسیاری از اسناد بین المللی و فرابخشی داخلی ما آمده است.

    تغییرات در ساختار خانواده در گذار دوم جمعیت‌شناختی

    محزون با اشاره به اینکه موضوع جوان‌سازی و جوان نگه‌داشتن جامعه از درجه اهمیت بالایی برخوردار است گفت: این موضع با همه ضرورتش کافی نیست. زیرا در سال‌های گذشته اساساً خانواده ایرانی به مفهوم واقعی خودش در جامعه ما دچار گذار و تحول شده است. این گذار تحت عنوان نظریه دوم جمعیت‌شناختی مطرح است که عمدتاً روی بحث خانواده متمرکز است. خاستگاه این نظریه جامعه غربی است و ما با علم به این موضوع و آگاهی در مورد آن صحبت می‌کنیم و به جامعه خود ارتباط می‌دهیم. لذا همه چیز این نظریه متناسب جامعه ما نیست.

    وی همچنین گفت: در غرب تغییرات مرتبط با تشکیل خانواده، باروری، رفتارهای شریکی و حتی ازدواج‌های خارج از چهارچوب را تحت عنوان نظریه خانواده مطرح می‌کنند اما ما متناسب با بحث بومی خودمان سخن می‌گوئیم. نشانه‌ها و عواملی برای این گذار شناسایی شده که افزایش فردگرایی و استقلال فردی یا بعضاً کمرنگ شدن نقش دین را می‌توان نام برد. از نشانه‌های تجربی آن می‌توان به ۸ مورد اشاره کرد. افزایش سن ازدواج به عنوان یکی از اولین نشانه‌ها مطرح است که در کشور خودمان هم شاهد آن هستیم.

    محزون در خصوص آمارهای افزایش سن ازدواج در ایران گفت: ما در حوزه افزایش سن ازدواج دهه‌های مختلف را با هم مقایسه کردیم و دیدیم که در آخرین سرشماری ما میانگین سن ازدواج تقریباً به حدود بین ۲۷ تا ۲۸ سال برای آقایان و حدوداً ۲۳ تا ۲۴ سال برای خانم‌ها افزایش پیدا کرد. این یک روند افزایشی بوده که در سال‌های مختلف طی شده و به اینجا رسید.

    این کارشناس آمار و پژوهشگر حوزه جمعیت در ادامه اظهار کرد: اما این روند در کل کشور هم یکسان اتفاق نیفتاده است. مثلاً در سرشماری سال ۱۳۵۵، میانگین سن ازدواج آقایان ۲۴.۱ سال و برای خانم‌ها ۱۹.۷ سال بود. در آخرین سرشماری مرکز آمار ایران میانگین سن ازدواج ۲۷.۴ سال برای آقایان و ۲۳ سال برای خانم‌ها بود. همین عدد که میانگین کل کشور بود، در کلان شهرها به مراتب متفاوت‌تر بود. در تهران میانگین سن ازدواج برای آقایان ۲۹.۶ و خانم‌ها ۲۵.۷ یعنی دو سال خورده بالاتر از میانگین کشوری بود. در کلان شهر کرج آقایان ۲۹ سال و خانم‌ها ۲۵ سال و در شیراز ۲۹.۶ و ۲۵.۶ بود. در کلان شهرهای کشور ما فقط مشهد و قم هستند که از میانگین کشوری پایین‌ترند. مشهد در آخرین سرشماری ۲۶.۵ سال و برای خانم‌ها ۲۲.۳ بوده، قم هم ۲۶.۴ برای آقایان ۲۲ سال که هر دو از میانگین کشور پایین‌تر بود.

    وی افزود: در مناطق ۲۲ گانه شهر تهران میانگین سن ازدواج عمدتاً در مناطق ۱، ۲، ۳ و ۶ میانگین ازدواج هم برای آقایان و هم برای خانم‌ها بیشترین میزان است. یعنی هر چقدر مقدمات ازدواج به لحاظ اقتصادی و معیشتی فراهم باشد باز هم علل دیگری در این امر دخیل است. فردگرایی و حس استقلال فردی می‌تواند از عوامل آن باشد که میل و رغبت به ازدواج کمتر است.

    وی در خصوص علت این تفاوت‌ها بیان کرد: تغییرات سبک زندگی مثل شهرنشینی، تحصیلات و عوامل مختلفی مانند فراهم‌نشدن پیش‌نیازهای یک ازدواج، عدم شناخت و اعتماد کافی و غیره از عوامل این اتفاق هستند. امروز خیلی از موضوعات سنتی عوض شده و به شکل مدرن‌تر در آمده است. این شکل مدرن‌تر سبک‌های زندگی را تحت تأثیر قرار داده به گونه‌ای که حتی بر شناخت شهروندان نسبت به هم تأثیر گذاشته است. اما هرچه جامعه از شکل سنتی خود فاصله نگرفته باشد، سبک زندگی و حتی شناخت‌ها و مقدمات یک ازدواج فراهم‌تر است.

    محزون در ادامه نشانه‌های دیگر را تشریح کرد و گفت: نشانه بعدی کاهش فرزندآوری است. افزایش سقط جنین در گذشته مورد پذیرش عده‌ای نبود. اما با وجود اینکه آمار و ارقام رسمی ما گویای همه واقعیت نیست، مطالعاتی که مبتنی بر مدل‌های اندازه‌ گیری شاخص‌ها است نشان می‌دهد که سالانه حدود ۳۸۰ الی ۳۹۰ هزار سقط در کشورمان اتفاق می‌افتد.

    وی همچنین گفت: از دیگر نشانه‌ها بالا رفتن نرخ طلاق است. نرخ طلاق یعنی میزان طلاق در یک سال به نسبت جامعه در معرض طلاق که افزایش پیدا کرده است. موضوع بعدی کاهش باروری است. در دهه ۶۰ نرخ تولد در خانواده‌های ما ما بین ۶ تا ۷ فرزند بود و نرخ باروری ۶.۵ در نظر گرفته می‌شد. امروز می‌بینیم می‌شد که نرخ باروری ایرانی‌ها ۱.۶۵ است و زیر سطح جایگزینی است.

    محزون ادامه داد: نشانه بعدی کوچک شدن بعد خانوار است. در دهه گذشته بالای ۵ نفر به طور متوسط در هر خانواده داشتیم. الان حدود ۲.۳ نفر در هر خانواده زندگی می‌کنند.

    زندگی‌های نامتعارف ذیل عنوان خانواده

    محزون با ذکر این نکته که نشانه بعدی تا حدی چالش‌برانگیز است بیان کرد: این نشانه هنجارشدن هم‌باشی است که خاستگاه آن در غرب است و کاملاً قابل تعمیم به جامعه ما نیست. اما نشانه‌های آن در جامعه ما هم دیده می‌شود.

    وی افزود: این هم‌باشی یا هم‌خانگی و زندگی بدون ازدواج زیر یک سقف در کشورهای غربی شایع است. در مطالعه‌ای در آمریکا آمده بود که آمار این مسئله به حدود ۴۸ درصد هم رسیده است. ازدواج‌هایی که با هم‌باشی شروع می‌شد و حتی تا پنج سال هم ادامه پیدا می‌کند و دو نفر بعد تصمیم می‌گرفتند که با هم ازدواج رسمی انجام بدهند یا نه.

    وی ادامه داد: نکته چالش برانگیز بعدی هم بحث افزایش فرزندان خارج از ازدواج در غرب است و گفتیم از آنجایی که خاستگاه نظریه غرب بوده است قابل تعمیم نیست اما نباید نادیده گرفته شود. این اتفاق در ادامه رفتارهای شریکی و خارج از چهارچوب اتفاق می‌افتد که ممکن است شواهدی برای آن در جامعه ما وجود داشته باشد.

    محزون اظهار کرد: پس ما وارد گذار جمعیتی دوم شده‌ایم گذار اول بحث ساختار سنی جمعیت بود که از آن مرحله و گذار عبور کرده‌ایم. چرا می‌گوئیم بحث مشوق‌های ازدواج در مواردی جواب نمی‌دهد؟ چون موضوع ازدواج و فکر کردن به فرزنددار شدن بر اثر تغییر نگرش‌ها تغییر کرده است. از این رو افزایش سن ازدواج، سقط جنین، افزایش نرخ طلاق، تأخیر در فرزندآوری، کاهش نرخ باروری، کوچک شدن بعد خانواده، هنجار شدن هم‌باشی و فرزندان خارج از ازدواج، هشت نشانه گذار دوم جمعیت شناختی است که امروزه در جامعه ما هم شیوع دارد.

    تغییرات جمعیتی در ایران؛ از افزایش سن ازدواج تا مسئله مهاجرین

    مهاجرت به داخل و خارج کشور از عوامل اصلی گذار سوم جمعیت

    محزون در خصوص گذار سوم جمعیت‌شناختی بیان کرد: گذار سوم جمعیت‌شناختی که آن هم نشانه‌هایی در کشور ما دارد، بحث مهاجرت به داخل یا به خارج است. این‌ها نشان می‌دهد که در مباحث جمعیت در کشور تغییر پارادایم اتفاق افتاده است پس نوع نگاه، نگرش‌ها و نوع تصمیمات هم متناسب با آن باید تغییر پیدا کند.

    وی افزود: بر این اساس مثلاً در کشورهای اروپایی بحث مهاجرت و اثرات آن بر جمعیت، سیاست‌های جذب مهاجران را مشخص می‌کند. این موضوع در کشور ما هم هست و حتی برعکس آن را داریم. کسانی که از کشور خارج می‌شوند نخبگان، سایر ساکنین، موضوع اتباع و غیره مطرح است که نیازمند سیاست‌گذاری در عرصه جمعیت است.

    محزون در خصوص مهاجرت به داخل ایران و موضوع اتباع گفت: کشورهای دیگر در این زمینه گزینش‌های متعددی دارند اما ما هیچ گزینشی نداریم و صرفاً بحث مجوز دادن است. در حالی که باید رصد درستی در این زمینه صورت گیرد. به عنوان مثال نرخ باروری فقط در جمعیت ایرانی ۱.۶۵ بوده با جمعیت اتباع حدود ۱.۷۴ برآورد شده است. بنابراین جمعیت اتباع تأثیر خودش را در نرخ باروری ما گذاشته است.

    وی در پایان خاطرنشان کرد: گذارهای جمعیتی توالی به معنای منقطع ندارند و با هم هم‌پوشانی و اشتراک زمانی دارند. یعنی در اواخر گذار اول، گذار دوم شروع شده و هم زمان با گذار دوم، گذار سوم شکل گرفته است. در گذشته وقتی از برخی از این نشانه‌ها سخن می‌گفتیم می‌گفتند صحبت از این موضوعات در ایران زود است. ما می‌گفتیم نشانه‌های آن هست و باید به آن توجه شود ولی بعضی از جامعه شناسان قبول نمی‌کردند.