نویسنده: فاطمه توسلی

  • مناسب سازی معابر اصفهان در کمای مطلق

    مناسب سازی معابر اصفهان در کمای مطلق

    قانونی که در آن بسیاری از مشکلات معلولان حداقل بر روی کاغذ رفع شده و در ماده يك اين قانون، دولت موظف است زمينه های لازم را برای تامين حقوق معلولان را فراهم نماید و حمایت های لازم را ارائه دهد.قانونی که حالا در پس کلی مصوبه و آیین نامه گم شده است و به جامعیت حقوق معلولان می اندیشد، اما اینقدر کمرنگ است که گاهی فراموش می شود .
    اکنون معلولان با خیلی از مشکلات سر و کار دارند از حمل و نقل عمومی گرفته تا گاز سوز شدن تاکسی هایی که دیگر جایی برای ویلچر در صندوق عقب خود ندارند و همه اين مشكلات سبب خانه نشينی معلولان شده است.
    البته مشکلات به همین جا ختم نمی شود،عدم مناسب سازی معابر و ساختمان‌ها هم مشكل عمده بعدی است در حالی كه طبق قانون شهرداری بايد از دادن مجوز پايان ساخت به ساختمان‌های مناسب سازی نشده خودداری كند ساختمان هایی که سرهم بندی می شود تا شهرداری هم مجوز بدهد و گرچه رنگی از مناسب سازی را می بینند،ولی این مناسب سازیها دردی از معلولان را دوا نمی کند .از سویی دیگر بانک ها هستند و خود پردازهایی که جایی برای آمدن معلولان ندارند .
    اصلاحی که به سرانجام نرسید
    معاون توانبخشی بهزیستی استان اصفهان در مورد این موضوع به همان قانونی که در سال 83 با نام قانون جامع حقوق معلولان به تصویب رسید و در اوایل سال 84 به کلیه دستگاهها ابلاغ شد اشاره می کند. همان قانونی که به شهرداری اعلام می کرد که اقدامات لازم جهت اصلاح ساختمانهایی که از قبل طراحی شده است صورت گیرد و در مجوزات جدید نیز شهرداری اعمال نظارت کرده و دستور پایان ساخت بدهد.
    این قانون 9 سال پیش به شکلی دقیق به تصویب رسید تا مرهمی بر زخم معلولان باشد،اما به گفته پورشبانان، نه تنها در استان اصفهان بلکه در تمام کشور این قانون آنطور که باید و شاید شکل اجرایی درستی را در پیش نگرفت و همین باعث شد که از 20 تا 35 درصد مناسب سازی ها تنها 10 الی 15 درصد طبق استانداردها باشد و بقیه يا شيب مناسب‌سازی آن‌ها آنقدر شديد است كه استفاده‌ از پله برای معلولان دشوارتر است يا آسانسورها آنقدر كوچك است كه ويلچر در آن جا نمي‌شود.
    به گفته معاون توانبخشی استان اصفهان اگر این قانون از همان سال 84 تنها 10 درصدش اجرا می شد، حالا شاهد رشد 80 یا 90 درصدی مناسب سازی در اصفهان و حتی کل کشور بودیم .
    وی ادامه می دهد: تنها 10 درصد از مناسب‌سازی‌هایی که در راستای تردد معلولان در سطح شهر انجام شده استاندارد است و مابقی برای رفع تکلیف و بدون توجه به استانداردها ایجاد شده است.

    مناسب سازی معابر اصفهان در کمای مطلق
    مناسب سازی معابر اصفهان در کمای مطلق

    نه ترحم و نه دلسوزی

    در این میان معلولان مشکلات دیگری هم دارند مشکلاتی که از جنس های دیگری است که شاید در گفته های محمد.س 31 ساله که خودش یک نابینا است به خوبی پیداست .او در گفتگو با خبرنگار ما از مساله ای می گوید که حالا نخ نما شده است ،امری که شاید تا ده یا 20 سال پیش رنگی غلیظ داشت و حالا با فرهنگسازیهای بسیار وضعیت بهتری دارد: به خاطر نگرش غلط جامعه به معلولین هنوز نتوانسته ام شغل مناسبی بیابم .من نه ترحم می خواهم نه دلسوزی، اما مردم فکر می کنند یک نابینا هیچ قدرتی نداشته و ناتوان است و هیچ کاری از دستش برنمی آید در حالیکه اینطور نیست ما هم حق داریم که زندگی عادی داشته باشیم . معلولان همانند افراد عادی توانایی حضور در بخش های مختلف جامعه و استفاده از امکانات آن را دارند چرا که از ذهن و روان سالمی بهره می برند و به همان میزان توانایی سود رسانی به جامعه دارند. من دانشگاه رفته ام،لیسانس گرفته ام و همانند بقیه افراد جامعه هستم،درست نیست که به خاطر نابینا بودنم، با دیدی ناعادلانه به من نگریسته شود.
    زهرا .الف نیز از ناحیه دو پا دچار مشکل است او 28 سال سن دارد .مشکل او نداشتن شغلی است که مناسبش باشد به گفته او یکی از بندهای مطرح در قانون سه درصد از ظرفیت استخدام معلولان در ادارات برای ما منظور شده است،اما این در حالی است که هر سال بسیاری از معلولان در برخی از امتحانات استخدامی سازمان ها شرکت کرده و قبول می شوند اما در مصاحبه ها از پذیرش آنها به دلیل معلولیت خودداری می شود و اینطور به نظر می رسد که ادارات از این بار شانه خالی می کنند و کسانی مثل ما را استخدام نمی کنند . هیچ استخدامی صورت نگرفته است.

    در این زمینه پورشبانان، معاونت توانبخشی استان اصفهان نظری متفاوت دارد، به گفته او طی 5-6 سال گذشته هیچگونه استخدامی در ادارات اصفهان صورت نگرفته است و سال گذشته هم که 2700 نفر برای استان می خواستند 70 نفر آنها از معلولان انتخاب شده بودند .اما مشکل اصلی بودجه ها است از یک سال پیش هنوز این استخدام ها به مرحله اجرا در نیامده و استانداری هم منتظر تامین بودجه لازم است تا این افراد به سر کار بروند .
    وی در پاسخ به این سوال که اصلاح قانون جامع حمایت از معلولان با این تدبیر که معلولان هم مانند افراد عادی از امکانات استفاده کنند و از ظرفیت هایی که دارند سود ببرند آیا ضروری است یا خیر گفت:به هر حال در هر قانونی نقایص و ایراداتی وجود دارد و این قانون هم خالی از ایراد نیست به
    همین خاطر اوایل سال گذشته با جلسه ای که همراه با سازمانهای مردم نهاد با مدیر کل سازمان بهزیستی کل کشور داشتیم تمامی مشکلات موجود مطرح شد تا از طریق واحد حقوقی مجلس شورای اسلامی و از طریق انجمن معلولین ایران پیگیری شده و اصلاحات انجام گیرد و قانون جدید مجددا به تمامی دستگاهها ابلاغ شود.

    قانونی حل نشده

    در همین زمینه اسماعیل لطفی، جامعه شناس و کارشناس امور اجتماعی هم فقدان و نارسایی موجود در قوانین را متذکر شده و معتقد است :با ورود و بازنگری به این قانون بسیاری از مشکلات اجتماعی معلولان حل خواهد شد.
    به گفته این کارشناس اجتماعی وقتی معلولان راه خانه نشینی را پیش بگیرند در نظر خودشان به موجوداتی فاقد توانایی و قابل ترحم تبدیل می شوند که همین افسردگی و جامعه گریزی را به دنبال دارد.
    به گفته لطفی وقتی ما به این افراد با ظرفیتهای ویژه نگاه کنیم می توانیم آنها را در بسیاری موارد بپذیریم و همین در رشد این قشر موثر است با توجه به اینکه در بسیاری موارد می بینیم که بسیاری از معلولان حتی باهوش تر از افراد عادی جامعه هستند .

  • انتخاب فولاد سنگان بعنوان برترین واحد نمونه صنعتی در عسلويه شرق ایران

    انتخاب فولاد سنگان بعنوان برترین واحد نمونه صنعتی در عسلويه شرق ایران

    شرکت صنایع معدنی فولادسنگان، برای چهارمین_سال_پیاپی بعنوان واحد نمونه_صنعتی انتخاب شد.
    این افتخار بزرگ را به تمامی کارکنان متعهد و سخت کوش گروه فولادمبارکه به ویژه همکاران مجموعه فولاد سنگان تبریک میگوییم.

  • موقوفه “مک‌الدین” به نام اوقاف سند خورد

    موقوفه “مک‌الدین” به نام اوقاف سند خورد

    به گزارش اینهفته به نقل از روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان حجت‌الاسلام محمود نصراصفهانی با اشاره به ثبت سند بزرگترین موقوفه شهرستان فریدن اظهار کرد: این موقوفه که به نام موقوفه “مک‌الدین” شهره است دارای مساحت 500 هکتاری است. وی با بیان اینکه هدف از دریافت سند این موقوفه حل اختلافات موجود با اداره منابع طبیعی بوده است، تصریح کرد: منابع طبیعی بخش زیادی از این موقوفه را در تصرف خود داشت و امکان اجرای نیت واقف وجود نداشت.
    معاون حقوقی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان ارزش ریالی موقوفه “مک‌الدین” را 75 میلیارد تومان اعلام کرد و گفت: روستاهای مک‌الدین علیا، مک‌الدین سفلیو خشک آبخور در محدوده این موقوفه قرار دارند.
    وی نیت واقف این موقوفه را کمک به توسعه و تامین هزینه‌های امامزاده سید محمد مک‌الدین اعلام کرد و گفت: به دلیل ارادت مردم این منطقه به این امام‌زاده خوشبختانه اختلافی در این روستاها ایجاد نشده است.
    حجت‌الاسلام نصراصفهانی گفت: اسناد اجاره این موقوفه به زودی صادر خواهد شد و در اختیار مردم قرار می‌گیرد.

  • نخستین انجمن خیریه حوزه درمان کرونا در اصفهان آغاز به کار کرد

    نخستین انجمن خیریه حوزه درمان کرونا در اصفهان آغاز به کار کرد

    به گزارش روابط عمومی انجمن خیریه تخصصی امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها، هاله رنجبر با بیان اینکه این خیریه فعالیت خود را از سال 1386 آغاز کرده است، اظهار کرد: این خیریه تاکنون در زمینه تامین تجهیزات مورد نیاز مرکز درمانی الزهرا (س) و تامین هزینه‌های درمان بیماران بستری در این بیمارستان فعالیت داشته است.
    وی با بیان اینکه از ابتدای سال جاری تاکنون انجمن خیریه امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها با توسعه فعالیت‌های خود در زمینه کمک به درمان بیماران مبتلا به کرونا ورود کرده است، افزود: می‌توان گفت این خیریه نخستین خیریه فعال در این زمینه در سطح کشور است.
    قائم مقام مدیرعامل انجمن خیریه امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها با بیان اینکه هدف اصلی انجمن خیریه امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها برای درمان کرونا افزایش تعداد مبتلایان به این بیماری در اصفهان و کاهش توان اقتصادی شهروندان برای درمان هزینه‌های بیمارستانی است، ادامه داد: از این رو با تعیین این رویکرد قصد داریم که با کمک خیران در راستای التیامِ بخشی از دردهای افراد نیازمند در بحران کرونا گام برداریم.
    وی تصریح کرد: در حال حاضر هزینه‌های درمان کرونا افزایش یافته و اقشار ضعیف در صورت ابتلا و بستری شدن توان پرداخت این هزینه‌ها را ندارند.
    رنجبر شعار فعالیت انجمن خیریه امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها را “همیاری تو زندگی” اعلام کرد و گفت: همه افرادی که قصد کمک به این انجمن خیریه را دارند می‌تواند به روش‌های استفاده از کد دستوری #2182*780*، شماره حساب بانک ملت 1282796609 و شماره کارت بانک ملت 6104337852321551 برای پرداخت استفاده کنند.

  • نگاه هایی که بدرقه ات می کنند

    نگاه هایی که بدرقه ات می کنند

    زندگی‌هایی که آبستن ناآگاهی است، در هندسه مسموم زندگی و فقر. آدم‌هایی که حاصل ایزوله‌های فقر فرهنگیند و چه فرق می ‌کند چون تنها با یک حس مسئولیت شروع می ‌شود.
    اینجا مرکز نگهداری و توانبخشی معلولین ذهنی مریم است. فقط کافی است راهروها را طی کنی تا صداهای کشدار بلند، لبخندهای بی‌رمق و زنجیره‌ای ازبغض‌های شکسته و نگاه‌های مات و بهت‌زده رهایت نکنند. اینجا ثانیه‌ها تمام نمی ‌شود وقتی تخت‌ها سلول می ‌شود برای کودکانی که در استوانه برهنه مغزهای کوچک گرفتار شده‌اند.
    سیاهی ‌ها پیچ می ‌خورند و مدام پشت سر هم محو می ‌شوند تا به نور برسند. دو تادست، دوتا انگشت راه می ‌روند، دو تا پا، دست‌ها کفش می‌پوشند ؛ آنجا که برای درد درمانی نیست.

    • چشم های عاطفه

    چشمان عاطفه است که می‌پرسد، دو دو می‌زند، پژواک صداهای نامفهومش برسینه‌ات آوار می‌شود. در نگاهش طلب هزار سئوال بی‌جواب، ندای های های هاها بر دیوارهای نمور.عاطفه! از کدام زندگی سخن می‌گویی؟ درماندگی در برابر قانونی که عقدش را در آسمان ها بسته‌اند، اما حالا بر آسمان هم رنگ شرم زده‌اند وقتی روزگارهم برجسم نحیفت رحم نمی ‌آورد.
    در یکی از مراکز شبانه‌روزی نگهداری معلولان ذهنی در اصفهان، آنجا که صد چشم باز، صد چشم بسته توان به دوش کشیدن این همه زخم را ندارند.
    با تخت‌هایی ساده که تنها با یک تشک ابری تزئین شده. “اسباب‌بازی را می‌خورند، نمی‌فهمند” مدیر مرکز می‌گوید: همه چیز را متوجه می‌شوند درد،گرما، سرما اما قدرت تحلیل ندارند. زندگی شبه نباتی است که هیچ سنخیتی با آدم‌های معمولی ندارد.
    دنیای هیدروسفال‌ها، با سرهای بزرگ، چند برابر بدن، دلت غنج می ‌رود اگر تخیل اجازه بدهد لپ‌‌های گلی و پوست مهتابی ستاره، می ‌شود مرزی بین یک زندگی سالم. یک خط نقطه‌چین باریک، اما اینجا فقط صدای نسیان می ‌آید.
    رگ‌های آبی‌اش از زیر پوست سفیدش پیداست. ستاره، لبخند می ‌زند، خیره خیره، آرام… . شاید می‌خندد، شاید هم نه. حالا چشم هایمان قرمز و متورم است، ‌لرزش‌های شانه‌هایت را حس می ‌کنی، حتی برای چند دقیقه بین آن همه صداهایی که بند نمی ‌آید، ‌وقتی ایزوله هایی می‌بینی با دهان‌های کج و معوج. فقط نجواست،‌ صداهایی گنگ و غریب، میان زمزمه و فریاد، ملغمه‌ای از همه اینها،
    جثه‌هایی که مثل سن تقویمی نیست. نه آموزش پذیرند و نه تربیت‌پذیر. اکثراً فاقد کنترل و اراده هستند. حمیده قاسمی، مدیر مرکز می‌گوید: قادربه انجام هیچ کاری نیستند، عدم کنترل مدفوع و ادرار، غذا هم نمی ‌توانند بخورند، حتی قادر به دفع یک مگس هم نیستند.

    نگاه هایی که بدرقه ات می کنند
    نگاه هایی که بدرقه ات می کنند
    • فرشته ها یعنی مادریارها

    بالای تخت ها فرشته ها ایستاده اند، مادرانی که بچه ها را بغل می کنند به دوش می کشند .راه می برند مادریارانی که از 8 صبح تا 20کارطاقت‌فرسا و سخت را با خود یدک می کشند.
    دلشان نمی خواهد نامی از آنها برده شود .یکی از مادریارها جوان تر ازبقیه است می گوید:”چشمشان به ماست. اول که آمده بودم حتی آب نمی ‌خوردم ،اما حالا دو سه روز نبینمشان دلم برایشان تنگ می ‌شود، مثل بچه‌هایم دوستشان دارم.”
    بودجه ها ناچیز است. کفاف هزینه ها را نمی دهد؛ بچه‌هایی که باید دارو مصرف کنند، طبق استانداردها غذا بخورند، تمیز شوند، تعویض شوند اما مادریارها فرشته‌اند، برایشان مهم نیست حقوقشان ناچیز باشد.
    یکی دیگر از مادریارها می آید جلو .دوست دارد بگوید که چقدر این بچه ها برایش مهم اند :”اکثر کسانی که اینجا کار می کنند نه حقوق درست و حسابی دارند و نه تسهیلاتی .نه بن ، نه حق عائله و نه چیز دیگر اما خیلی‌ها به عشق می آیند و می مانند”.
    صفوی زن دیگری است، می گوید: بچه خودم هم اینجاست .معلول است با بچه های دیگر خدمتش را می کنم ، اما کارمان واقعا سخت است بیشترمان کمردرد داریم. خیلی‌ها دیسک کمر گرفته اند و از درد پا می نالند اما با اینکه پشتوانه ای نداریم مانده ایم . به نظر من مددیارها از جان مایه می گذارند وقتی که کتف ها و پاهایشان با هیچ مسکنی آرام نمی گیرد.

    25 مادریار ، 25 فرشته چشم دوخته اند به آسمان، احساسشان را نمی توانند توصیف کنند همان مادرانه برایشان کافی است .کلی پشت نوبتی، ایزوله‌های پشت نوبت، با یارانه‌های ناکافی،‌اینها مرثیه است برای کودکان سالخورده، برای آنها که گهواره‌های ثابت، می ‌شود تمام زندگیشان. نه انتظار معجزه‌ای دارند، نه افق آرزویی، تنها دست‌هایی است که بر قاب تخت‌ها گره زده شده؛ آنها که عطرهای کودکی بر اندامشان پیر است و انتظار قدری کمک دارند. مور موری گس بر تنت می ‌ریزد.دستهایشان به میله ها چفت شده محکم .یکی از مادریارها می گوید:”اگر دست‌هایشان را نبندیم خودشان را از تخت پرتاب می ‌کنند یا برخی هستند که پتو و ملحفه شان را می خورند مجبوریم ببندیمشان تا به خودشان آسیب نزنند.”
    تخت ها به هم چسبیده اند .پریسا و احسان، متوجه همه چیز می ‌شوند، باهوش‌تر از بقیه. صدای مریم اما منقطع است و نامفهوم، ولی محبت را خوب می ‌فهمند. انگار پشت آن همه هیاهو، عشقی است که گمشده.
    جلوتر که می ‌روی ، مدیر مرکز همچنان بدرقه‌ ات می ‌کند: 70 درصد علت این معلولیت‌ها حاصل ازدواج‌های فامیلی است، مصرف داروها در سه ماهه اول،صدمات در حین زایمان، عفونت‌ها، ناآگاهی ‌ها، فقر و …. بیشتر بچه‌ها عقب مانده ذهنی عمیق هستند و اغلب، خانواده‌های فقیر دارند.
    اینجا تنها مرکز شبانه‌روزی خصوصی تحت پوشش بهزیستی است. قبلا ‌زیر 14 سال بودند، اما حالا حدود 30 نفر بالای 14 سال پذیرش کردیم؛ همه دخترند.جسم‌های زیر 14 ساله‌ای که خود را در جان‌های 5 سالگی یا 6 سالگی جا گذاشته‌اند؛ گویی زمان از تن و جسمشان پیشی گرفته.
    آرمان، با نگاهش بدرقه‌ ات می ‌کند، برق نگاهش ملتمسانه است. دمر روی تخت افتاده، بدنش تاب تحملش را ندارد. فقط زنده است، طنین صدایش با غژغژ تخت درهم می ‌پیچد تا بگوید که هیچ لوحی،‌بودنش را اعلام نمی ‌کند تا ته راهی که آخرش معلوم نیست.
    طاهره هم آن زمان چند ماهه بود که مادرش نبود؟‌هشت یا نه ماهه؟ فرقی نمی ‌کند حالا 16 بهار را گذرانده، حالا در سکون صدا معلق مانده، در باور و تردید شاید به پنجره، به مادر شاید به … فکر می ‌کند.
    میان قاب فلزی نرده های تخت، چهره بیضی دختری زیبا دیده می ‌شود. روی شانه‌های بچه‌گانه‌اش اندوه، آشیانه کرده؛ فقط نگاهت می ‌کند، بی ‌دغدغه از فریادهای پوشالی.
    نور از پشت پنجره های شیشه‌ای، خودش را هل می ‌دهد روی صورت پرستو،چشم‌های سیاه و درشتش زیباست؛ چشم‌هایی که هیچوقت مادرش نخواست که ببیندشان. پرستو، سرراهی ماند با چشم‌های خاموش.
    میان جمجمه‌ات هزاران نقطه سیاه و سفید دو دو می ‌زند زیر لختگی ‌چهره‌ها، نفست بند می ‌آید. زیر این همه شکل‌های ساکن و مات. درست مثل مریم و مونا، دوقلوهایی که از بدو تولد به اینجا سپرده شده‌اند تا با کار درمانی بدنشان نرم بماند و بد شکل نشود.
    مرکز توانبخشی مریم با ظرفیت 150 نفر از سال 1377 کارش را شروع کرده، تابچه‌هایی مثل مرتضی سر راهی، پریسا، فاطمه و مریم را بپذیرد و با اینکه جزء مراکز درجه یک در کشور محسوب می ‌شود اما باز با مشکلات مالی دست وپنجه نرم می ‌کند.

    نگاه هایی که بدرقه ات می کنند
    نگاه هایی که بدرقه ات می کنند
    • هزینه هایی که کافی نیست

    به گفته مدیر مرکز 50 درصد هزینه‌ها از طریق مشارکت خانواده‌هاست، اما با توجه به اینکه خانواده‌ها از ضعیف‌ترین اقشار جامعه هستند، قادر به پرداخت شهریه نیستند و همین امر، این مرکز را دچار مشکل کرده است.
    به خاطر همین است که مادریاران، حقوق زیادی ندارند.اما چه فرق می ‌کند؟ تنها با حس یک مسئولیت شروع می ‌شود.

    اینجا دنیای بغض‌های فروخورده، مردمک‌های سیاه خیره و سیاهی چشم‌هاست؛چشم‌هایی که کلمه است؛ کلمه‌هایی که جمله است و خطوط لرزانی که بی ‌هیچ قانونی در هم لغزیده می ‌شود و از آنها فقط دو چشم مات باقی می ‌ماند که می ‌گوید: بدم می ‌آید از این دست‌های بی ‌معجزه‌ام…

    • ثبت 200 هزار معلول در بانک اطلاعاتی

    به گفته کارشناسان بهزیستی استان اصفهان هم اکنون در استان اصفهان 200هزار نفر معلول ذهنی در بانک اطلاعاتی بهزیستی شناسایی شده اند که نیازمند یاری رسانی خیران هستند و بهزیستی اصفهان 60 درصد از معلولان را زیر پوشش خود دارد.
    مرضیه فرشاد، تعداد معلولان مادرزادی که زنده می ‌مانند را رقم بسیار بالایی دانسته و می گوید: در نتیجه شیوع ازدواج‌های فامیلی، میزان معلولیت مادرزادی در استان‌های مرکزی مخصوصا اصفهان بسیار بالاست و این شاهدی برفاجعه‌ای بزرگ است.
    بررسی ‌ها و تحقیقات ثابت کرده که ازدواج‌های فامیلی در برابر زندگی ماشینی و صنعتی، آسیب‌پذیر بوده و خطرات ژنتیکی آنها در ایجاد فرزندان بیمار بسیار زیادتر از ازدواج‌های غیرفامیلی است.
    تحقیقات متخصصان و آگاهی مردم از خطرات ازدواج‌های فامیلی نشان می ‌دهدکه میزان این ازدواج‌ها در جهان رو به کاهش است و حتی در برخی کشورها ازنظر قانونی ممنوع است.
    اما این مساله در جامعه ما با بحران روبروست. در این رابطه دانشیار گروه ژنتیک و بیولوژی مولکولی دانشکده پزشکی اصفهان می ‌گوید: متأسفانه در طی چند سال گذشته فقط حدود 2 درصد از ازدواج‌های فامیلی کاسته شده است که اگر اقدام جدی در کاهش ازدواج‌های فامیلی انجام نشود این ازدواج‌ها بسیار افزایش خواهد یافت.
    طبق نتایج دکتر سروری حدود 5.8 درصد از ازدواج‌ها از نوع پرخطر هستند و 4 تا 5.4 درصد افراد داوطلب ازدواج، خودشان نیز نوعی بیماری ژنتیکی دارند.
    طبق آمارهای رسمی موجود، به طور متوسط روزانه بیش از هزار و سالیانه حدود 350 هزار کودک معلول درکشور متولد می ‌شوند که اکثر آنها به علت ازدواج‌های فامیلی است و به گفته بسیاری از کارشناسان ، باتوجه به اینکه مهمترین عامل معلولیت وبیماری ‌های ژنتیکی در کشور ما ازدواج‌های فامیلی است که علاوه بر مشکلات شدید جسمی- روحی، فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی برای خود و خانواده‌هایشان، سالیانه نیز میلیاردها تومان توسط دولت،‌صرف نگهداری، درمان و آموزش آنهامی ‌شود که غالبا هم بی ‌فایده است.

  • پارکی که فقط نامی از معلولان به ارث برده است

    پارکی که فقط نامی از معلولان به ارث برده است

    پارکی که فقط نامی از این قشر به ارث برده ولی تناسبی با نیازهای این افراد ندارد. شاید همین موضوع باعث شده که تنها ترین پارک معلولان از مخاطبانش دور باشد. جدایی بین این دو به خاطر نبود امکانات مناسب برای کسانی است که قرار است سهمی از این مجموعه داشته باشند. ماجرای خالی بودن این پارک برای اهالی ساختمانی که چسبیده به این پارک است هم غیر منتظره نیست. ساختمانی که قدیمی ترین محل حمایتی برای معلولان و آسیب دیدگان نخاعی به شمار می رود. پیگیری ماجرای خالی بودن این پارک از مخاطبانش کار زیاد سختی نیست، آنها حالا بهتر از همه غریبه هایی که به این پارک می آیند می دانند که چرا این پارک بازی که تنها پارک بازی معلولان در اصفهان به شمار می رود خالی از سکنه است، بنابراین دهانت باز نشده، زبانشان برای گلایه های ریز و درشت ماجرا آماده است.
    منصور الف، یکی از آنها است:« ما که بزرگ هستیم نمی توانیم از روی این رمپ های شیب دار که ورودی پارک است عبور کنیم چه برسد به یک بچه که از قوای کمتری هم برخوردار است.» ویلچرش را تکانی می دهد و اشاره می کند به سیمانی که با شیب تندی به سمت زمین کشیده شده: «به نظر شما می شود از اینجا بالا رفت ؟ شما هم که سالم هستید فکر نمی کنم بتوانید از این شیب تند، بدون سُر خوردن بالا بروید، چه برسد به یک معلول».
    فرقی نمی کند هر ساعت از روز که به اینجا بیایید شاید جز چند کودک سالم که راه می روند و کارهای عادیشان را انجام می دهند از معلولان خبری نیست.
    گویا داستان تکراری نامناسب بودن معابر شهری به شکل دیگری در این پارک معنا شده است، مرتضی از دیگر معلولانی است که از ساخت این پارک دل خوشی ندارد و می گوید:« فکر کنم برای اینکه بگویند فعالیتی برای معلولان انجام شده این پارک را ساخته اند. این پارک هیچ تاثیری در روحیه معلولان ندارد و با مشکلاتی که دارد، تازه روحیه معلولان را هم خراب می کند. در این مورد پیگیری هم کرده ایم اما به جایی نرسیده ایم، برای همین هم هست که این پارک اینقدر خلوت است. بچه های معلول چطور می خواهند در این پارک بازی کنند؟
    رمپ های بدون استاندارد
    زهرا، مادر یکی از معلولانی است که حدود 6 سالی می شود با مشکلات فرزندش دست و پنجه نرم می کند:« در حال حاضر بیشتر ادارات و دستگاه‌ها امر مناسب‌ سازی را انجام داده‌ و رمپ‌هایی برای عبور معلولان با ویلچر تعبیه کرده‌اند، اما همه این رمپ‌ها دارای استانداردهای لازم نیست و گاهی اوقات شیب زیاد و نامناسب آن سبب ایجاد مشکل برای معلولان شده است.لازم است که دستگاه‌های مربوطه در این امر حساسیت بیشتری نشان دهند و مناسب‌سازی را صرف ایجاد رمپ خلاصه نکنند، بلکه بر نحوه اجرای این رمپ‌ها نیز باید نظارت شود.بیشتر افراد جامعه با ترحم به جامعه معلولان نگاه می‌کنند، در حالیکه معلولان با وجود داشتن معلولیت دارای توانمندی‌های زیادی هستند و نیاز به ترحم ندارند بلکه نیاز به توجه از جنس خدمت دارند.با اینکه از سالیان سال پیش گفته می شد که مناسب سازی باید انجام شود، اما این اتفاق هنوز نیفتاده و بچه من بدون همراه نمی تواند در این پارک بازی کند. انگشت اشاره اش را می برد به سمت تاب ها و بقیه وسیله های بازی و ادامه می دهد: درست است که این وسایل به شکلی ساخته شده که معلولان بتوانند بازی کنند، اما خیلی از این وسایل مناسب معلولان نیست و حتما باید با یک همراه باشند وگرنه خودشان به تنهایی نمی توانند از این وسایل استفاده کنند. چون استانداردهای لازم را ندارد.
    حمایتی که در کار نبود
    بهترین کسی که می تواند در این مورد سخن بگوید، عضو سابق شورای اسلامی شهر اصفهان است، کسی که خودش سالهاست بر صندلی چرخدار نشسته و به عنوان جانباز با دغدغه های معلولان خوب آشناست. کریم نصر اصفهانی هم از این اوضاع راضی نیست.
    او سالیان سال است که در کنار این مشکلات زندگی می کند و معتقد است: یکی از مهمترین وظایف مدیران شهری این است که به مناسب سازی ها اهمیت بیشتری بدهند.
    او با انتقاد از اینکه معابر شهری برای معلولان، جانبازان و حتی افراد مسن و سالمند مناسب نیست و باید فکری به حال آن شود در مورد تنها پارک معلولان می گوید: وقتی مسئولان شعار حمایت از معلولان را می دهند، نباید با کارهای ناقص کارشان را زیر سوال ببرند. ساخت پارک برای معلولان باید با توجه به استانداردها باشد، اینکه یک اتفاق در این شهر بیافتد اما کارایی لازم را نداشته باشد، فایده ای ندارد.

    به اعتقاد رئیس سابق کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر اصفهان درخواست های این قشر زیاد است و ما همیشه در شورای شهر این موضوع را مطرح کرده ایم، اما همچنان در خم یک کوچه به سر می بریم.
    وی ادامه می دهد: شهرداری باید دقت بیشتری نسبت به بازسازی و ساخت معابر و ساماندهی آن ها و همچنین مکان های تفریحی داشته باشد.
    کریم نصر اصفهانی کمترین درخواست این قشر را مناسب سازی معابر و مکان های تفریحی می داند و اظهار می دارد: در شان بچه های معلول نیست که فقط یک پارک معلول آنهم به این شک در شهر وجود داشته باشد و این مهم باید در اولویت برنامه های مسئولان شهرداری قرار گیرد تا این افراد بتوانند با سهولت و ایمن از پیاده روها و عرض خیابانها عبور نمایند و حتی بچه های معلول بتوانند همانند کودکان عادی از وسایل بازی استفاده کنند.
    وی تاکید می کند: برای این موضوع باید اعتبارات بیشتری گذاشته شود که این مشکلات به زودی حل شود.

  • یک بله بزرگ به تمام آرزوهای کوچک

    یک بله بزرگ به تمام آرزوهای کوچک

    رویای عروسی حالا در بایگانی چشم های او رنگ تازه ای دارد. رضا و الهام هر کدام سهم عمده ای از زندگی شان را با کمبودها و امکاناتی که مناسب نبوده، گذرانده اند، اما نگذاشته اند، ناتوانشان کند. رضا هم مادرزادی روشن بین است و در همان جایی که الهام کارورزی می کرده، اپراتور آزمایشگاه بوده . هر دو از کودکی معلول بوده اند و با یک نگاه و صدا، عاشق شده اند تا برای سال های بعدی زندگیشان سرنوشتی مشترک داشته باشند. به گفته خودشان هیچ حس تعلقی به ناتوانی ندارند و جبر زندگی، تاثیری روی اهدافشان نگذاشته است. حالا آنها مانند یک انسان سالم خاطره سازی می کنند. گفت و گوی ما با زوجی است که با یک بله بزرگ به تمام آرزوها و تمام اهدافی که پشت معلولیت هایشان است مسیری رو به جلو داده اند. زوج متفاوتی که این بار با ویلچر و عصای سفید می خواهند زیریک سقف زندگی مشترکشان را شروع کنند.

    *چه شد که ازدواج کردید؟

    الهام می گوید: من دانشجوی پزشکی هستم و به هر حال در انجمن های مختلفی می رفتم. عاشق شعر و موسیقی هستم و جالب اینکه رضا هم مثل من دارای روحیه حساسی است و شعر را دوست دارد، آنجا بود که با همدیگرآشنا شدیم و فهمیدیم که می توانیم زیریک سقف بهتر و بیشتر زندگی را بفهمیم و از آن لذت ببریم.

    *خانواده و اطرافیان چطور موافق بودند؟

    الهام نگاهی به رضا می اندازد و می گوید: اول نه راستش . دلیلش هم این بود که دو معلول ممکن است مشکلاتی دو چندان داشته باشند، اما وقتی داماد و توانایی هایش را دیدند، نه یک دل، بلکه صددل عاشقش شدند. رضا که تا این لحظه ساکت بوده، لب به سخن می گشاید و می گوید: به هر حال در کشوری هستیم که هنوز فرهنگ چندانی در مورد معلولان وجود ندارد و همین موضوع باعث شده که آنها را با چشمی دیگر ببینند در حالیکه اینطور نیست. همه ما در یک کشتی نشسته ایم و هر کدام قراردادها و پیمان هایی برای این زندگی داریم که باید از پس آن برآییم، از سوی ما هم همین اتفاق افتاد، اما پس ازدیدن او متوجه شدند که ما می توانیم با هم خوشبخت شویم.بعضی از اعضای خانواده می گفتند، چون شرایط من خاص است و آنها نگران وضعیت ازدواج من بودند، دلهره و نگرانی آنها بیشتر از من بود، اما من خودم را سپردم به خدا و اعتماد کردم و تصمیمم را به الهام گفتم.اطرافیان ابتدا ازدواج ما را باور نداشتند، ولی هنگامی که متوجه تصمیم راسخ ما شدند، خوشحال شده و آرزوی خوشبختی برای مان کردند.

    *رضا از الهام چه تصویری در ذهنت داری ؟

    او را مثل فرشته ها می بینم . همان تصوری که از یک فرشته مهربان دارم. الهام برای من سمبل صبر و زیبایی است. حالا حتی اگر او را نبینم، اما این زیبایی معنوی را با چشم دل حس کرده ام .

    *نترسیدی قبول نکند؟

    راستش ابهام داشتم که چه جوابی بشنوم. اما خودم را سپردم به سرنوشت و به خودم گفتم حتی اگر جواب نه بشنوم هیچوقت از چیزی که گفته ام پشیمان نمی شوم که خدا را شکر بانو به ما بله را گفتند.( می خندد و الهام سرش را زیر می اندازد)

    * چه هدفی در زندگی دارید؟

    می خواهیم زندگی خوبی را در کنار یکدیگر تجربه کنیم و به همه بگوییم که با یک فرد معلول هم می شود زندگی کرد. می خواهیم فرمول نتوانستن را درهم بشکنیم و تصویر دیگری از او در ذهن ها بیافرینیم. خیلی ها از ازدواج ما تعجب کردند. فامیل هایی که نگران بودند و می گفتند این ازدواج دوام ندارد، اما اگر در زندگی یک هدف بلند مدت داشته باشی و خودت را به خدا بسپاری همه چیز برایت مهیا می شود و راه همواری جلوی رویت نمایان می شود.

    * ازدواجتان را چه رنگی می بینید؟

    هر دو متفق القول می گویند: سفید چون رنگ روشنایی است . چیزی که هم الهام می بیند و هم من سفیدی است که می تواند رنگی دوباره به زندگیمان ببخشد.

    *مهریه الهام چقدر بود؟

    رضا لبخند می زند و می گوید؛ من گذاشته بودم به عهده خودشان اما الهام می خواست مهریه اش هم متفاوت باشد برای همین مهریه الهام شد 10 شاخه گل سفید . خودش می گفت که از ابتدا می خواسته زندگی ساده ای داشته باشد. حالا ما یک اتاق اجاره کرده ایم ولی در همین اتاق کلی مهر و محبت و شادی و عشق داریم و باور داریم که ثروتمندترین آدم های دنیا هستیم.

    * مشکلات پس چه می شود؟ به این موضوع هم فکر کرده اید؟

    الهام این بار صحبت می کند و می گوید: مشکلات برای همه هست. مهم نوع نگاه و دیدگاهی است که به زندگی دارید. مشکلات ما بیشتر بیرونی است. امکاناتی که خیلی وقت است فراموش شده و مسئولان هم گوششان بدهکار نیست. وگرنه در خانه فکر نکنم مشکلی پیدا کنیم . من و رضا حرف هایمان را زده ایم و می دانم که از پس همه چیز برمی آییم.

    * چه آرزویی در زندگی دارید؟

    (سکوت، الفبای مکالمه یی است که بین آن دو برقرار می شود) رضا دست های الهام را در دستش می گیرد و بالا می آورد و می گوید: من قرار دارم که این زن را خوشبخت کنم و این کار را می کنم.
    الهام نگاهش را می گرداند به سمت گل هایی که توی باغچه کناری شکفته شده؛ بوته های گل سرخ پر از خار است، یکی را می کند و تیغ هایش را از رویش هرس می کند، بعد آن را می دهد به رضا. رضا گل را لمس می کند، می بوید و سرش را رو به آسمان می گیرد و می گوید: خدایا شکرت….
    الهام هم می گوید: آرزو دارم که خداوند بزرگ زندگی پر از آرامش به ما بدهد.

  • گفت‌وگوی سینماآنلاین با کارشناسان درباره ظرفیت‌های مشارکت در برپایی آنلاین جشنواره فیلم کودک

    گفت‌وگوی سینماآنلاین با کارشناسان درباره ظرفیت‌های مشارکت در برپایی آنلاین جشنواره فیلم کودک

    به گزارش اینهفته به نقل از ستاد اطلاع‌رسانی جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان به نقل از سینماآنلاین، در سی و سومین دوره جشنواره فیلم‌ کودک و نوجوان، روی برپایی بخش‌های مختلف در قالب آنلاین و برخط طراحی شده است. در این راستا، کارشناسان و متخصصین برای برگزاری آنلاین جشنواره سی و سوم پیشنهادها و تحلیل‌های خود را ارائه دادند؛

    تقویت راه باقی مانده

    مصطفی رحمان دوست، شاعر، نویسنده، مترجم کودکان و نوجوانان درباره برگزاری جشنواره ۳۳ فیلم کودک و نوجوان گفت: در این روزهای کرونایی سینما وهمه ی فیلم ها به شکل دیگری نمایش داده می‌شود(تا جایی که شنیدم تعداد بینندگان فیلم بیشتر شده است). پس چاره ای نیست که به جای برگزاری جشنواره به شکل قبل به آنلاین بودن آن فکر کنیم. در دنیا هم همین است. بنابر این راهی جز تقویت راه باقی مانده نیست. برای مثال یک نقطه تقویت در مورد برگزاری کلاس ها در این زمان و به شکل آنلاین، چند برابر شدن ظرفیت کلاس ها است. در مورد جشنواره هم باید راهکاری برای افزایش تعداد شرکت کنندگان داد که امکان حضور بچه‌ها و مشارکت در مناطق مختلف وجود داشته باشد.
    شاعر صد دانه یاقوت با بیان این که خود در جشنواره فیلم سازی کودکان و نوجوانان به شکل های مختلف حضور داشته است اضافه کرد: در دوره‌های قبل این مسئله برای بچه‌هایی که خبر جشنواره را می‌شنیدند اما امکان حضور نداشتند دردآور بود. همیشه بچه‌هایی را در اصفهان می دیدم که به واسطه تندیس پروانه ای که در دست داشتند نگاهشان از بالا به پایین بود.
    اما در این دوره و اکنون امکان حضور همه گیر تری فراهم شده است. این فرصت خوبی است که این موضوع به شکل آزمایشی برگزار، نقاط قوت و ضعفش شناسایی و برای دوران پسا کرونا نیز اجرا شود.

    اهمیت تبلیغات و اطلاع رسانی

    علیرضا کرمانی درباره برگزاری جشنواره آنلاین امسال گفت: درست است که وضعیت کرونا یک وضعیت اجتناب ناپذیر را به وجود آورده تا ما فعالیت هایی مثل جشنواره‌ها را که به صورت متمرکز و فیزیکی در یک مکان انجام می‌شد، ناچار به شکل مجازی برگزار کنیم؛ اما چه بهتر و خیلی هم خوب است.
    این مشاور، روانشناس و پژوهشگر اجتماعی گفت: همان طور که در جریان هستید جشنواره‌های این چنینی در سال های گذشته به صورت متمرکز در یک شهر برگزار می‌شد. اگر خیلی خوب بود در همان شهر مورد استقبال قرار می گرفت. اما این فرصت اکنون ایجاد شده که این جشنواره‌ها چون دسترسی به آن امکان پذیر شده در همه ی شهرها حتا در روستاهای کشور مورد استقبال علاقه مندان قرار بگیرد. البته این به میزان دسترسی نیز بستگی دارد. و از این هم مهمتر تبلیغات و اطلاع رسانی درباره این جشنواره است. هر چه اطلاع رسانی و راه‌های تکمیلی به مشارکت فراخواندن کودکان و بزرگسالان در این جشنواره بیشتر باشد به طور حتم موفقیت بیشتری خواهد داشت، مشارکت اجتماعی بیشتری را برخواهد انگیخت، کودکان و نوجوانان بیشتری را جذب و در آن ها انگیزه ایجاد خواهد کرد که در این واقعه فرهنگی شرکت کنند. اکنون مدارس تعطیل هستند اما اگر مدارس تعطیل نبودند می‌توانستید از آن ساز و کار استفاده کنید. اگر اکنون هم بتوان از ساز و کارهای ارتباطی که آموزش و پرورش با دانش آموزان دارد استفاده کرد و این جشنواره برای بچه‌ها تبلیغ شود؛ موفقیت از سال های قبل اگر بیشتر نباشد کم تر هم نخواهد بود.

    ما در شرایط گذار هستیم

    حسین بکائی در خصوص برگزاری جشنواره این دوره گفت: به طور کلی در شرایط کرونایی که انسان ها به سمت خانه‌ها سوق داده وعملن ارتباطات انسانی کم، محدود و قطع می‌شود؛ انجام برنامه‌هایی که انسان ها را به‌هم پیوند دهد منجر به افزایش مشارکت اجتماعی می‌شود. برای محدودیت های برگزاری جشنواره باید گفت ما در شرایط گذارهستیم. امیدواریم ماجرای کرونا بر اساس چیزی که اعلام شده حداکثر تا یکی دو سال دیگر تمام شود و ما این تجربه را هم پشت سر بگذاریم. برگزار کردن جشنواره‌ها در این شرایط به شکل آنلاین خوب است؛ اما پیش بینی ما درباره این که چه قدر کودک و نوجوانان بیایند و از این کار استقبال کنند ابتدا یک کار علمی ست که از طریق نظرسنجی و نمونه گیری نتیجه آن امکان پذیر است و خیلی قابل پیش بینی نیست.

    این نویسنده کودک و نوجوان، ویراستار و مترجم در ادامه بیان کرد: البته شرکت کودکان و نوجوانان در جشنواره یا برنامه‌های جنبی آن به اجرا بستگی دارد. استقبال از جشنواره تنها فیلم دیدن نیست و به نوعی مشارکت های دیگری هم هست. مثل خواندن و صحبت کردن درباره جشنواره. باید نتیجه این تجربه خاص و جدید را دید. با مشاهده مشارکت سال های گذشته می‌توان شکاف بین نگاه رسمی برگزار کنندگان جشنواره و نگاه مردم به فیلم کودک و نوجوان را مورد سنجش قرار داد. باید دید مردم چه قدر از جشنواره استقبال خواهند کرد. در نهایت کسانی که در این شرایط برنامه و جشنواره‌ها را پیش می برند انسان‌های قابل احترامی هستند و به آن ها خسته نباشید می گویم.

    جشنواره‌ای با جنس و تعداد بیشتر

    بابک نیک‌طلب، شاعر کودک و نوجوان درباره جشنواره آنلاین امسال گفت: این روزگار کرونایی موجب شده است که تا حدودی از امکانات هرچند اندک خانواده‌ها و مردم کوچه وخیابان در زمینه مجازی بتوانیم بهره ببریم. یکی هم همین روابط اجتماعی با مخاطبانی است که دسترسی به جشنواره، مکان و زمان زنده برگزاری‌اش در شهرهای بزرگ را نداشتند. این آنلاین بودن موضوع علاوه بر این که باعث تنوع شرکت کنندگان خواهد شد؛ باعث کثرت آنها-خصوصا گروه‌های سنی مختلف و جنس‌های دختر وپسر- می‌شود.
    او گفت: از منظری دیگر بچه‌های بیشتری را می‌توانیم دراین جشنواره مشارکت دهیم. بچه‌هایی از قشرهای مختلف، طبقات گوناگون، در گستره سرزمین ایران و زبان فارسی. تعداد بسیار تری که اگر همت باشد غیر قابل تکرار و درحجم انبوه خواهد بود.

    افزایش مشارکت در ارتباطات آنلاین

    محسن هجری جشنواره امسال را ارزیابی دقیق افزایش مشارکت از طریق ارتباط آنلاین بیان کرد و گفت: این موضوع نیاز به مطالعات آماری و پژوهش میدانی دارد. اما می‌توان این احتمال را مطرح کرد که در نبود ارتباط حضوری، بخشی از مخاطبان به ناگزیر ارتباط آنلاین را جایگزین خواهند کرد. برخی تجربه‌ها نشان می‌دهند که گرایش و علاقه کودکان و نوجوانان به ارتباط آنلاین به جهت جذابیت‌های خاص آن کم نیست. به ویژه برای آن هایی که به علت دوری راه یا زندگی در شهرستان ها و روستاها امکان حضور در این گونه جشنواره‌ها را نداشته‌اند.
    این نویسنده و پژوهشگر کودک و نوجوان در ادامه گفت: نکته مهم دیگر این است که در ارتباط آنلاین مخاطب دارای شناسه ی اجتماعی است و نقش سیاهی لشکر را بازی نمی‌کند. چرا که هر کودک یا نوجوانی با نام کاربری خود وارد این ارتباط آنلاین می‌شود و از این طریق می‌تواند نظر یا نگاه خود را به صورت مکتوب یا ضبط شده ارائه دهد؛ که به یقین برای دست اندرکاران جشنواره، فرصت مغتنمی را به وجود می آورد تا یک جامعه آماری قابل اطمینان و قابل استناد در دسترس داشته باشند.
    او گفت: در مجموع به نظر می‌رسد ارتباط آنلاین امکان بیشتری را برای مشارکت مخاطبان کودک و نوجوان در سطح کشور به وجود می آورد؛ اما باید توجه کرد که از جنبه‌های به ویژه نرم افزاری و تکنیکی، توانایی و امکان ارتباط با انبوه مخاطبان فراهم آید تا مبادا دچار سرخوردگی شوند. به عبارت ساده تر، هرچه شرایط اتصال آنلاین مخاطبان با جشنواره بیشتر مهیا باشد، ضریب مشارکت کودکان و نوجوانان در این حضور شبکه ای بیشتر خواهد شد.

    انگیزه بیشتر با اطلاع رسانی بهتر

    خسرو سلجوقی، مجری سابق توسعه خدمات فضای مجازی کودک در وزارت ارتباطات درباره جشنواره امسال اظهار نظر کرد و گفت: بیش از هفتاد درصد اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی شامل فیلم و ویدئو می‌شود. در نتیجه این فرصت بیشتری را برای برگزارکنندگان جشنواره فیلم فراهم می‌کند. شرایط رعایت فاصله اجتماعی و اجبار به قرنطینه نیز الزام به حضور در شبکه‌های اجتماعی را نسبت به قبل از دوران کرونا بیشتر کرده است. پس اگر اطلاع رسانی به موقع انجام شود خیلی بیشتر انگیزه ایجاد خواهد کرد.

    از ضرورت تا مجاز

    امید مسعودی، جامعه شناس و استاد علوم ارتباطات در خصوص برگزاری جشنواره گفت: چون به دلیل شیوع کرونا ضرورتا می بایست جشنواره به صورت مجازی برگزار شود؛ پس اجبارا مجازی است. اما در مورد مشارکت و رضایت مخاطبان همه چیز بستگی به امکانات نرم‌افزاری برگزارکنندگان دارد.
    او گفت: اگر برای مشارکت در ماژول وپلاتفرم امکانات فراهم شود در این صورت کودکان هم رضایت خواهند داشت و در آن ها ایجاد انگیزه هم می‌شود.