نویسنده: فاطمه توسلی

  • اضطراب سلامتی

    اضطراب سلامتی

    بن، پارسال همزمان با اعمال اولین محدودیت‌ها استعفا داد. او راننده اتوبوس بود و وقتی سر کار نبود نمی‌توانست به این فکر نکند که یکی از مسافران او را به کرونا مبتلا کرده است. او جوان و سالم بود و خطر بیماری برایش جدی نبود با این حال او دائم فکر می‌کرد مبتلا شده است و خواهد مرد. در عرض دو هفته، بن از خانه‌اش در بیرمنگهام به یک خانه دانشجویی خالی رفت که دوستش قبلا آنجا زندگی می‌کرد. او می‌گوید: “دائم به جایی فکر می‌کردم که کسی به آن رفت و آمد نکند”.

    با این وجود ترک خانه و شغل، هنوز اضطراب بر افکارش حاکم بود. او می‌گوید: “از خواب که بیدار می‌شدم اول بررسی می کردم آیا سالمم یا نه. همه‌اش فکر می‌کردم علائم بیماری را دارم، اگر احساس خستگی می‌کردم، یقین می‌کردم که کرونا گرفته‌‌ام. می‌ترسیدم خرید بروم. کلا از بیرون رفتن و دیدن دیگران پرهیز می‌کردم. فکرم بر اساس واقعیت نبود و همه‌اش این بود که “اگر شد چه؟” و “هیچکس نمی‌تواند با اطمینان بگوید من طوریم نخواهد شد.”بن اضطراب سلامتی داشت.

    اضطراب سلامتی چیست؟

    همه ما گاهی نگران سلامتیمان می‌شویم و علائم بیماری را در اینترنت جستجو می‌کنیم. اضطراب سلامتی در ویرایش آخر راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی یا دی‌اس‌ام-پنج، که آن را کتاب مقدس روانپزشکی می‌دانند، به عنوان بیماری تعریف شده است: بیش از حد بودن ترس‌های وسواسی درباره سلامتی و علائم آن عبارتند از: بررسی دائم برای یافتن علائم بیماری در خود، جستجوی مدام در باره بیماری‌ها و علائم آنها، نگرانی‌های وسواسی درباره احساسات طبیعی و پرهیز افراطی از هر کاری که ممکن است باعث قرار گرفتن در معرض بیماری شود.

    این عارضه شایع اما نچندان شناخته پس از همه گیری کرونا بسیاری را درگیر کرده است. بعضی از ترس بیماری از خانه‌هایشان بیرون نرفته و حتی پنجره‌هایشان را باز نکرده‌اند. بعضی هم مثل بن استعفا کرده‌اند. گروهی هم هر روز ساعت‌ها مشغول شستن و ضدعفونی هستند. همه آنها اشتغال فکری دائم با مرگ بعلت کرونا دارند.

    ‘دشمنی که نمی‌بینید’

    اضطراب سلامتی دو وجه کلی دارد، ترس از اینکه نکند بیمارید و نمی‌دانید یا ترس از اینکه در آینده بیمار شوید. در همه‌گیری کرونا وجه دوم همه را تحت تاثیر قرار داد. ولی این بیماری هم مانند بسیاری بیماری‌ها طیف دارد. بعضی بندرت به آن فکر می‌کنند ولی برای بعضی این تنها چیزیست که به آن فکر می‌کنند. و اکنون شمار آنهایی که دچار اضطراب سلامتی‌اند سر به فلک کشیده است.

    ویروس کرونا بویژه برای مبتلایان به اضطراب سلامتی مشکل‌ساز است. تنگی‌نفس هم می‌تواند علامت کرونا باشد و هم اضطراب و این می‌تواند یک چرخه معیوب ایجاد کند. هرچه اضطراب بیشتر می‌شود، “شواهد” بیمار بودن هم بیشتر می‌شوند. علاوه بر این به گفته متخصصان، “وقتی دشمن را نمی‌بینی، خیلی سخت است فعالیت رادارهای امنیتی را کم کنی”.

    نحوه‌ای هم که ما درباره اضطراب سلامتی حرف می‌زنیم فقط وضع را بدتر می‌کند، اصطلاحاتی مانند خودبیمارانگار ممکن است سبب شود افرادی که بیش از حد نگران سلامتی خود هستند نادیده گرفته شوند. افراد کمی هستند که بدانند اضطراب سلامتی یک عارضه واقعی است و این نگرش حتی به جامعه پزشکی هم سرایت کرده است. دکتر ویلسون می‌گوید کمک گرفتن از پزشکان به دلیل برداشت منفی خود آنها ممکن است مفید نباشد.

     

    بازگشت به قبل بعید است

    اضطراب سلامتی قبلا خودبیمارانگاری (هیپوکندریا) نامیده می‌شد اما به دلیل این بار منفی اکنون متخصصان به آن اضطراب سلامتی می‌گویند. دکتر ویلسون که یکی از نویسندگان کتابی در این باره است، می‌گوید با اینکه این بیماری می‌تواند زندگی فرد را بشدت تحت تاثیر قرار دهد، برای درمانش کمبود پزشک متخصص وجود دارد. دو بیمار او جان خود را گرفته‌اند و دکتر ویلسون می‌گوید این بیماری زندگی بسیاری دیگر را در کنترل گرفته است.

    در بسیاری جاها یا محدودیت و تعطیلی‌های کرونا رو به کاهش‌اند یا در آینده کم خواهند شد و برای بسیاری زندگی از سر گرفته می‌شود، ولی برای مبتلایان به اضطراب سلامت، بازگشت کامل به قبل بعید به نظر می‌رسد.

    گمان می‌رود تا مدت‌ها بعد از پایان همه‌گیری، تعداد مبتلایان اضطراب سلامتی همچنان افزایش پیدا کند. دکتر ویلسون می‌گوید: “زمان برای آنها آنقدر بوده که عادت چک کردن علائم و جستجو در اینترنت و وسواس سلامت جا بیفتد. مغز بسرعت از عادت‌هایش دست نمی‌کشد”.

  • پس از بیت‌ کوین سمت کدام ارزهای دیجیتالی برویم

    پس از بیت‌ کوین سمت کدام ارزهای دیجیتالی برویم

    اگرچه افزایش چشمگیر قیمت بیت‌ کوین که از نوامبر سال گذشته آغاز شد مهمترین عامل جذاب شدن سرمایه‌گذاری در بازار رمز ارزها بوده ولی با راکد شدن بهای معروف‌ترین ارز مجازی مورد معامله در جهان طی هفته‌های اخیر، نقدینگی رو به افزایش در این بازار به سمت ارزهای دیجیتالی کمتر شناخته شده سرازیر شده است.

    در حالی که قیمت هر بیت‌ کوین با ۳۲۳ درصد رشد از ۱۱ هزار و ۸۰۰ دلار در آغاز نوامبر گذشته به ۵۰ هزار دلار در پایان ماه مارس رسید ولی از نیمه مارس گذشته تا کنون در محدوده ۴۶ تا ۶۰ هزار دلاری نوسان کرده است. اما همزمان قیمت ارز دیجیتالی «اِتِریوم» در هفته نخست آوریل برای نخست بار از مرز هزار و ۸۰۰ دلار فراتر رفت و در جریان معاملات هفته گذشته نیز رکورد قیمتی دو هزار و ۱۵۰ دلاری را نیز ثبت کرد. این رمزارز نیز در ابتدای ژانویه گذشته یعنی کمتر از سه ماه و نیم پیش ۶۰۰ دلار قیمت داشت و ۲۵۸ درصد ارزان‌تر بود.

    بهای «بایننس کوین» نیز که در ابتدای فوریه گذشته ۵۰ دلار بود اخیرا به آستانه ۵۰۰ دلار رسیده است. همچنین قیمت «ریپل» هم از ۲۰ سنت در ژانویه گذشته به ۱.۴۰ دلار جهش کرده و هفت برابر شده است. تِتِر، ترون و اِستلار نیز در همین مدت رشد قیمت چشمگیری را تجربه کرده‌اند.

    با افزایش اقبال به بیش از ۲۹ رمزارز پرطرفدار از میان چند هزار ارز دیجیتالی موجود در جهان، سهم بیت‌ کوین در جذب سرمایه موجود در بازار ارز‌های مجازی به ۵۶ درصد رسیده است. اتریوم موفق شده سهم بازار خود را به نزدیک ۲۴۸ میلیارد دلار برساند و بایننس کوین و ریپل نیز به ترتیب ۷۲.۵ و ۶۴.۳ میلیارد دلار از سرمایه‌های جذب شده در بازار رمز ارزها را از آن خود کرده‌اند.

    بدین ترتیب تنوع لازم برای طراحی سبدی از ارزهای رمزنگاری شده با هدف کاهش ریسک سرمایه‌گذاری و کسب سود مطمئن‌تر فراهم شده است.

    مساله‌ای که در کنار یافتن چشم‌انداز دقیق‌تر از آینده بازار رمز‌ارزها بحث‌های دامنه‌داری را رونق بخشیده که فراتر از وب‌سایت‌های تحلیل بازار پای آن به شبکه‌های اجتماعی باز شده و این روزها نیز به تشکیل اتاق‌های گفتگوی متعددی در کلاب‌هاوس منجر شده است.

    هر چند در عرصه جهانی افزایش اعتماد به رمز‌ارزها و کاهش سوددهی بازارهای موازی از جمله طلا، نفت و سهام به دلیل رکود فراگیر حاصل از شیوع ویروس کرونا موجب هجوم سرمایه‌ها به بازار ارزهای دیجیتالی شد ولی در ایران فراتر از این رکود، نوعی تلاش برای حفظ ارزش پول در مقابل جهش مستمر تورم خارج از فعالیت‌های تحت نظارت دولت و سازمان مالیاتی و نیز تامین راهی امن برای انتقال سرما‌یه‌های فردی در شرایط وجود محدودیت‌ تحریم‌های اقتصادی آمریکا هم به اشتیاق ورود به این بازار جذاب افزود.

    اما خرید ارزهای دیجیتالی توسط ایرانی‌های ساکن در کشور که در برخی موارد با انگیزه غلبه بر تحریم‌های آمریکا نیز صورت می‌گیرد، با همین مانع نیز مواجه است. محدودیت تحریم‌ها مانع از خرید آزاد و بدون دردسر رمز‌ارزها شده است. به همین دلیل برخی صرافی‌ها و شرکت‌های واسطه که از طریق نمایندگی‌های خارجی خود به بازار آزاد رمز‌ارزها دسترسی دارند، انتقال ارز خریداران ایرانی را به خارج از کشور و بازار جهانی ارز‌های دیجیتالی بر عهده گرفته‌‌اند.

    با وجود این که مقام‌های دولت ایران بارها نسبت به ریسک موجود در بازار رمزارز‌ها هشدار داده ولی برآورد‌های غیر رسمی حاکی از این است که حجم مبادله روزانه رمزارزها توسط ایرانی‌ها حدود ۴۰ میلیون دلار است.

  • او را به حال خود رها کرده بودند

    او را به حال خود رها کرده بودند

    در این گزارش که روز جمعه منتشر شد آمده است که دیگو مارادونا از سوی تیم پزشکی اش «به حال خود رها شده بود». کارشناسان در ادامه افزوده اند که دیگو مارادونا با رسیدگی پزشکی «نامناسب، ناقص و غیرمحتاطانه» دوره احتضاری «طولانی» را تجربه کرد.

    اعضای کمیسیون تحقیق پزشکی درباره این اسطوره فوتبال به درخواست دستگاه قضایی آرژانتین این گزارش ۷۰ صفحه ای را تهیه کرده اند. آنها در گزارش خود نتیجه گرفته اند که روند مرگ دیگو آرماندو مارادونا «دستکم ۱۲ ساعت» پیش از آنکه جسد او کشف شود آغاز شده بود.

    در این گزارش تیم پزشکی دیگومارادونا متهم شده است که «نشانه هایی دال بر خطر مرگ» او را نادیده گرفته بود.

    دادستانی آرژانتین پیش از این تحقیق درباره احتمال سهل انگاری در رسیدگی پزشکی به بازیکن شماره ۱۰ سابق تیم ملی فوتبال این کشور را آغاز کرده بود.

    دیگو مارادونا که در سال ۱۹۸۶ با تیم ملی آرژانتین قهرمان جام جهانی فوتبال شده بود روز ۲۵ نوامبر (پنجم آذر) سال گذشته بر اثر «عارضه قلبی» در سن ۶۰ سالگی درگذشت. او هنگام مرگ در منزلش در بوئنوس آیرس تنها بود.

    تحقیق قضایی درباره مرگ دیگو مارادونا به دنبال اظهارات دو تن از دختران او آغاز شد. دو دختر بازیکن سابق تیم ملی آرژانتین در سخنان خود جراح مغز و اعصاب پدرشان را مسئول وخامت حال او دانسته بودند.

    کمیسیون تحقیق پزشکی متشکل از ۲۰ کارشناس در گزارش خود نتیجه گرفته است که اگر دیگو مارادونا در مرکزی «مناسب» بستری شده بود بخت بیشتری برای نجات از مرگ می داشت. دادستانی آرژانتین هفت نفر از تیم پزشکی رسیدگی به حال دیگو مارادونا را تحت پیگرد قضایی قرار داده است.

  • کیفیت و سلامت آب شرب اصفهان به طور مستمر رصد می شود

    کیفیت و سلامت آب شرب اصفهان به طور مستمر رصد می شود

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ مهدی میرجهانیان با بیان این که گروه های مهندسی بهداشت آب مرکز بهداشت به طور روزانه پارامترهای کیفی آب شرب را بررسی می کنند، اظهارداشت: سلامت و کیفیت آب براساس استانداردهای 1053و 1011 سازمان ملی استاندارد توسط نهادهای نظارتی بررسی و کنترل می شود.
    وی افزود: همه روزه سلامت و کیفیت آب شرب از لحاظ میکروبی، شیمیایی و میزان کلر باقی مانده توسط مرکز بهداشت اصفهان کنترل می شود.
    مدیرگروه سلامت محیط دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تاکید بر سلامت آب شرب شهرها و روستاهای استان عنوان کرد: در سال گذشته 450 هزار آزمایش کلر باقی مانده در نقاط شهری و روستایی استان انجام گرفت که نتیجه 99.74 درصد کلر سنجی ها در مناطق شهری و 99.48 درصد در مناطق روستایی مطلوب بوده است.

    میرجهانیان افزود: همچنین در سال گذشته 25 هزار آزمایش میکروبی آب در سطح استان انجام شد که نتایج به دست آمده نشان داد مطلوبیت آب شرب شهری 100 درصد و روستایی 99.84 درصد بوده است. وی با اشاره به انجام 1500 آزمایش شیمیایی روی آب شرب در سال گذشته گفت: نتایج این آزمایش ها بیانگر سلامت و کیفیت مطلوب آب شرب شهرها و روستاهای استان بوده است.
    وی وجود املاح درآب شرب را برای سلامت مردم ضروری دانست و تاکید کرد: املاح معدنی باید درآب شرب موجود باشد و در صورتی که املاح آن گرفته شود، تبدیل به آب مقطر شده که برای سلامتی مضر است.

  • برگزاری اولین جلسه میز تجارت پاکستان در سال جدید

    برگزاری اولین جلسه میز تجارت پاکستان در سال جدید

    به گزارش مجله خبری این هفته به نقل از روابط عمومی اتاق بازرگانی اصفهان،در اولین جلسه میز تجارت پاکستان در سال جدید که به صورت وبیناری و با حضور محمود حاجی یوسفی پور، رایزن سابق بازرگانی ایران در پاکستان برگزار شد، شرکت‌کنندگان در حوزه های تجهیزات پزشکی، تجهیزات گازرسانی ، کودهای شیمیایی، مواد غذایی و خشکبار راهنمایی هایی دریافت کردند.
    در این جلسه مباحثی مانند نحوه مشتری یابی و بازارچه های مرزی فعال و نحوه حضور، اخذ ضمانت نامه ها، نحوه انعقاد قراردادهای تجاری و الزامات آن در کشورپاکستان نیز بررسی شد.
    گفتنی است در سلسله نشست‌های میز تجارت با پاکستان، متقاضیان به صورت اختصاصی با مشاور رایزن سابق بازرگانی ایران در پاکستان مسائل خود را مورد بحث و گفتگو قرار خواهند داد.

  • کارگران معدن ذغال رو سیاه شده اند

    کارگران معدن ذغال رو سیاه شده اند

    راه ورود به معدن يك چاه عمیق خاكي وعريض است كه براي رسيدن به اعماق باید با آسانسورسقوط به اعماق را تجربه کنی. باید چشمت را به گرد و غبار غليظ عادت دهي.
    تا بیاید چشمت عادت کند، چشم چشم را نمی‏بیند جز فانوسها و چراغهایی که ریسه مانند توی دیواره معدن کاشته شده. به زودي بين تو و سطح زمين صدها متر فاصله مي افتد. ترس در وجودت رخنه كرده است. ترس از سقوط، ترس از ظلمات، ترس از محبوس شدن در اعماق زمين، ترس از وهم حاكم بر ژرفنا و ترس…
    بدون حادثه به كف معدن مي رسی. به بالا كه نگاه مي كنی فقط تاريكي متراكم را مي بينی كه به طرز بهت آوري ساكن و خطرناك به نظر مي رسد. اكنون گام به دنياي زيرين گذاشته ای، جهاني پيچيده تا عميق ترين لايه هاي قابل دسترس.

    ابولفضل ستاری، سیاه مانند یک عروسك مومی كه واكسش زده باشند با چهره‌ی فرسوده‌ ورنج برده اش جلو می آید. سرکارگرمعدن؛ لبهایش انگار به هم دوخته شده اند، آخر اینجا آدمها حرفی برای گفتن با هم ندارند. رختهایش چرب و خاکی است و موهای سرش مانند دانه‌های فلفل هندی به پوستش چسبیده. ‏

    کارگران معدن روسیاه شده اند

    صدای ریزش خاک در برخی جاها مانند دُهل توی گوشت می‌خورد. و بعد دوباره سوت وكور می شود .معدن مثل غاری تو در تو است. لبهای ابوالفضل به هم می‌خورد. صدایش گم می شود توی هیاهوی ماشین های توی معدن. صدا كه از گلویش درمی‌آید توی غار دهانش می‌غلتد و جذب دیواره‌هایش می‌شود. بعد سرش را مانند آدم های زنده از توی گریبانش بلند می کند و می گوید: کارمعدن سخت است چندین ساعت زیر زمین. خورشید را خیلی وقت است ندیده ایم .آفتاب نزده می آییم وغروب می رویم بیرون. اینجا آدم ها زنده به گور می شوند.

    قانون زیرخروارها خاک
    معدن تاريك و اسرارآميز را طی می کنی، بوی نم خاک همه جا هست و سردی لزجی که روی پوستت می لغزد و انگار تمامی ندارد. مسیر سياه و تاريك است و در برخی جاها كلي كارگر و مهندس ۲۴ ساعته فعال هستند تا دل سنگ‌ها شكافته شود و كار حفاري معدن، متر به متر پيش برود.

    صادق، خیلی وقت است، سابقه کاردرمعدن را تجربه کرده است، یك خال بزرگ گوشتی، گوشه‌ی مردمك بی نورچشمش خوابیده؛ روی چشم چپش.
    آبله صورت لاغراستخوانی اش را خورده. سیاه، خیره و اخمو به فتیله‌ی چراغ نگاه می‌كند، به دود فتیله كه گاهی صاف وراست وگاهی لرزان می سازد و می سوزد؛ به کارگرها که نگاه می کنی، انگار مثل هیچکس نیستند.

    کارگرهای معدن نیشخند می زنند، به جای لبخند، تلخ و گس. صادق، متولد ۵۰، کم حرف است. موقع استراحت دوست دارد تنها باشد.ده ، دوازده ساعت کاردرمعدن، زیر خروارها خاک، درعمق چند صد متری زمین،آنقدر خُلقش را تنگ کرده است که بخواهد تنها باشد.این را کارگران جدیدترمی گویند.

    سابقه اسماعیل کمتر است. سال های کارگریش کمتر است و هنوز چشم هایش می درخشد. این کار از پدربزرگش به پدرش رسیده و حالا او ارث پدری را حمل می کند. سنتی که در بسياري از خانواده هاي كارگری درایران وجود دارد و پدردرپدردر معدن كار كرده اند.
    برای محمد اما کار در معدن یک کار ساده نیست. او نه پدر معدن کاری داشته و نه به این کار علاقه دارد. برخلاف انتظاری که داری ساده و بی احساس جواب می دهد : «نه برای خدمت آمده ام زیر این همه خروار خاک نه برای کمک به آبادانی برای پول آمده ام، از این راه می شود بیشتر از هر کار دیگری پول درآورد».

    گرچه خیلی ها از این وضع راضی نیستند. آنها می گویند با اینهمه ترس و کار سخت و مشقت بار آنطور که باید و شاید از بیمه و مزایای درست و جدی برخوردار نیستند. معدنکارانی که هر لحظه ممکن است یک عالمه خاک بر سرشان آوار شود.
    بماند که كارطولاني درشرايط سخت، آنها را نسبت به حوادث بي توجه كرده است و نرخ مرگ و مير در حين كار در معدن، خیلی زیاد است .

    کارگران معدن روسیاه شده اند

    آماری که شفاف نیست
    محمد و بقیه کارگران در فهرست آماری قرار می گیرند که بیشتر از چیزی است که مرکز آمار ایران منتشر کرده است، براساس آمار مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۲ بیش از ۸۴ هزار نفر در بیش از پنج هزار معدن مشغول به کار بودند اما احتمالا این آمار بیشتر است چون کارگران فصلی یا روزمزد در این آمار جای ندارند.
    پژوهش مرکز آمار ایران همچنین نشان می‌دهد عمده معادن ایران در اختیار بخش خصوصی است، براساس این آمار “۹۸ درصد معادن ایران خصوصی” است و فقط “۲ درصد معادن دولتی” است، شاید همین موضوع باعث شده که به دلیل کاهش هزینه ها بسیاری از پیمانکاران از زیر بار قوانین شانه خالی کنند.

    زیر آنهمه خاک قانون ناپیدا است . چیزی که در سیاهی و غبار اعماق معدن به عینه شفاف است.شاید به همین خاطر است که توی معدن خیلی ها ازهمه دلمشغولي ها و نگراني هاي سطح زمين بريده شده اند و به طرز شگفتي احساس امنيت مي كنند، انگاردراين پايين در خودشان ناپدید شده اند.

    كارگران زيادي با لباس و كلاه ايمني درحال رفت و آمدند. قانون ها در برابر ایمنی، ناقص است، اما اینجا قانون معدن حکمفرماست، قانونی که برای زنده ماندن باید اطاعت کنی وزیر خاکستر پنهانکاری سیستماتیک آمار در حوزه حوادث کار که مسئولیت را از دوش خیلی از نهادهای مربوطه برداشته است مدفون شوی .

    کارگران معدن روسیاه شده اند

    غبار،غليظ است و نورمحوچراغ‌ها درآن فضاي گرفته وغبار‌‌آلود و صداهاي محو و مبهمي از ضربه‌هاي بيل و كلنگ و ماشين‌آلات حفاری، حالتي مرموز و اسرار‌آميز از دنياي آن‌طرف را ايجاد كرده است. حجم كارزياد است. اين را از حضور تعداد زيادي كارگر و مهندس كه بي‌وقفه در حال كارند، مي‌توان فهميد. خیلی هاشان گلايه‌مند هستند از اين كه محيط كارشان ايمني كامل را ندارد. اسماعیل مي‌گويد: بارها پيش آمده كه خاك از آن بالا ريزش كرده و فقط خواست خدا بوده كه اتفاقي برايمان نيفتاده است.يك دقيقه هم نمي‌تواني توي اين هوا نفس بكشي؛ بد به حال كسي كه سيگاري هم باشد. اين را مي‌شود يكي دیگراز سختي‌هاي كارمعدن دانست.

    با نگاهی ساده می فهمی که اینجا سخت ترین کار در جهان را انجام می دهند، زخم های ناسور و کهنه روی دست ها و بازوهای کارگران این را به خوبی نشان می دهد. سرازيري تونل، مثل غارهاي به جا مانده از عصر سنگي است: ديوارهاي آبله زده از تو رفتگي و بيرون‌زدگي سنگ بي‌قابليت زغال، حفره‌هايي كه پاياني ندارد، سقف ناسور و بي‌قواره‌يي كه گاه سرت را خم مي‌كند و گاه كمرت را. نقاله عظيمي كه از بونكر زغال (مخزن جمع‌آوري زغال) راه به بالا كشيده، غرغر كنان در حال حركت است. «اين نقاله هيچ‌وقت متوقف نمي‌شود و شبانه‌روز در حال حمل زغال است.» چهره های سیاه از جلوی رویت رد می شوند و انگار به ابدیت می پیوندند.

    نفر بعدی کارگری است که دلش نمی خواهد اسمی از او برده شود؛ سیه چرده با موهای کم پشت و ته ریشی جو گندمی شمایل مردی ۵۰ ساله را نشان می دهد، اما به گفته خودش ۳۹ سال بیشتر ندارد. کار معدن آن قدر سخت است که پیری زودرس را به دنبال دارد. سرش را بالا می گیرد و زخم عمیق کهنی را نشان می دهد که روی گردنش واضح و سرخ پیداست:«این را می بینی ؟چند سال پیش داشت به کشتنم می داد. همین معدن را می بینی؟ یک روز همه ما را توی خودش دفن می کند. اینجا شرایط خوبی نیست. توی معدن به خوبی می توانی حرف هایش را باور کنی . سرما و رطوبت برای ۶۰۰ – ۷۰۰ کارگر قراردادی و غیررسمی یا پیمانی هایی که چیزی از ریه شان نمی ماند و رسوب و گرد زغالی که نفس هایشان را به شماره انداخته است، تلاشی است برای ۳۵ روز حقوق بازنشستگي؛ کسانی که گاهی بعد از ۱۰ یا ۱۲ سال مشکلات ریوی و استخوانی پیدا می کنند.

    اصغر سابقه دار است؛ همین طور که توده زغال را روی هم می ریزد تا بار واگن کند. پیکور را روشن می کند. مته غول پیکر با صدای سهمگینی روشن می شود و تن مرد را تمام قد می لرزاند.
    پيكور زدن باعث انتقال ارتعاش به مفاصل‌شان مي‌شود و بعد از مدتي در اثر وارد شدن استرس به عروق خوني، دچار كم خوني سطح غضروف مي‌شود كه در دراز مدت، مرگ سلولي را در پي خواهد داشت و استخواني شدن غضروف‌ها تسريع مي‌شود و غضروف، خاصيت ضربه‌پذيري خود را از دست داده و مفصل دچار آرتروز و ناصافي زودرس مي‌شود. در واقع، اتفاقي كه بايد در سنين ميانسالي و ۵۰ و ۷۰ سالگي برايشان بيفتد، در ۲۵ و ۳۰ سالگي گرفتارشان مي‌كند.
    «تعدادي‌شان حتي با ۱۰ يا ۱۵ سال سابقه كار مشكل بارز ريوي پيدا مي‌كنند كه ديگر قابل درمان نيست و فقط قابل تسكين است و ترك كار هم تغييري در احوال‌شان ايجاد نمي‌كند». این را پیمانکار معدن می گوید.
    اصغر کارش را تمام می کند و با تیک مفرطی گوشه ای می نشیند. وقتی کمی آرام می شود می گوید:«هر لحظه ممکن است یک انفجار همه ما را با خاک یکسان کند.ازمسوولاني كه دلسوزما هستند مي‌خواهيم يك بار لباس كاردرمعدن بپوشند و همراه ما كارگران به داخل كارگاه‌هاي استخراج بيايند و شرايط كاري ما را ببينند و بعد در مورد حداقل حقوق و دستمزد ما تصميم بگيرند و براي احقاق حق ما تلاش كنند. جانمان را می گذاریم کف دستمان و می آییم این پایین . نه حقوق مناسبي مي‌گيريم، نه اضافه كاري درستي و نه پاداشي و سنواتي .حق ما زیر این همه خاک همیشه ضایع می شود. ۲۰ سال است در معدن‌هاي زغال سنگ كار مي‌كنم و ديگر تواني برايم نمانده است.

     

    کارگران معدن روسیاه شده اند

    بقیه کارگرها خیره می شوند به دهان مردی که جسارتش بیشتر است. مرد آهسته حرف می زند. غبار و دوده راه گلویش را بسته و به سختی می تواند فریاد بزند. پنج فرزند دارد كه براي تامين هزينه‌هاي آنها بعد ازكار طاقت‌فرساي روزانه بايد تا ساعت‌ها با خودرويش مسافر هم جابه‌جا كند.
    اصغر به هیچکدام از مسئولان اطمینانی ندارد که مشکلات معدنکاران را حل کنند. مشکلاتی که به قول داریوش سعیدی، معاون حفاظت و امور اراضی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان به خاطر آشنا نبودن معدن کاران با قوانین و مقررات به عنوان بزرگترین چالش پیش روی بخش معدن استان است و باز شدن این گره با برگزاری کارگاه های آموزشی قوانین بخش معدن ممکن است باز شود.
    اما این گره کور گویا با هیچ دندانی باز نمی شود، كسي كه مي‌آيد معدن، نفرين شده است. اینجا آخر دنیا است. اینجا باید از خاک جدا شوی و بیایی پایین . اینجا قعر زمین است . هر بار که می آییم این پایین انگار آخر زندگیمان است. اينجا آخر خط است. در اين يك سال يك مسوول نيامده اينجا بپرسد درد ما چيست. رفتن‌مان به كارگاه با خودمان است و برگشتن با خدا. من ۳۰ سال دارم اما زانوهايم از رطوبت معدن آنقدر درد دارد كه نمي‌توانم راه بروم. اينجا روي‌مان از زغال سياه مي‌شود و پيش زن و بچه‌مان هم از نداري رو سیاهیم. حقوق‌مان را با تاخیر می گیریم . نه می شود روی آن حساب کرد و نه گذاشت برای قسط و وام. همه چیزمان روی هوا است. مثل وعده وعیدهایی که مسئولان می دهند.
    پول اضافه کاریمان را باید با التماس بگیریم و صدایمان دربیاید بیکاریم. برای ما آرزو سراب است . ما آرزوهایمان را زیرزمین دفن کرده ایم. هر روز این کار را می کنیم. از صبح تا شب چشممان به سیاهی و تاریکی است .
    سفر زيرزميني به دقايق پاياني خود نزديك مي‌شود. كم‌كم بايد از همان راهي كه آمده‌اي بازگردي. لباس‌هایی که به تنمان زار می زند را در می آوریم . روی کلاه ایمنی که به سرگذاشته ایم گرد ذغال ماسیده و سیاهش کرده. معدن کاران به دنبال ما تک به تک یا دو به دو بیرون می آیند. رگ هایشان از حیات متورم است و چشم هایشان در خشونت گوگرد و ذغال به سرخی رفته. کاسه ای خون مردمک هایشان را بلعیده و زودتر از ثانیه های عمر پیرشان کرده است. بدجوری دلت گرفته. آسمان درهم است. نگاهش که می‌کنی دلت می‌گیرد. از ابرهای سیاه خسیس که آن را پوشانده‌اند، بدون این‌که نم پس بدهند. ابرهای عقیم بی‌باران. دلگیر، ساکت و صامت، رو سیاه شده اند، مثل کارگران معدن که رویشان را با ذغال زندگی سیاه کرده اند….

     

  • ادای احترام به زاون قوکاسیان با تألیف کتاب “تاریخ سینما از ما شروع نمی شود”

    ادای احترام به زاون قوکاسیان با تألیف کتاب “تاریخ سینما از ما شروع نمی شود”

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ یکی از نویسندگان کتاب سینماتوگراف سه در این مراسم با بیان اینکه این کتاب پرونده مستندسازی دهه 40 است، اظهار داشت: مشارکت فراگیران دوره های مبانی نقد سینما و هنرهای تصویری و افرادی که سه دوره نقد را پشت سر گذاشته بودند در این کار حائز اهمیت بوده و جای بسی خوشحالی است که بعد از سه دهه وارد فضای نوشتن نقد سینمایی شدند.
    الواحی افزود: برگزاری دوره های نقد سینما، نتایج مهم و مداومی دارد که می توانیم آثار مثبت آن را در اصفهان مشاهده کنیم.
    وی با بیان اینکه آثار هنری زیادی در اصفهان خلق می شود، به طرح این سوال پرداخت که چه قدر تحلیل و تفسیر بر روی آثار هنری انجام شده و توجه به نقد و تفسیر آثار هنری را یکی از ضرورت های فضای هنری استان دانست.
    مدیر دفتر تخصصی سینما نیز تالیف کتاب “تاریخ سینما از ما شروع نمی شود” را ادای احترامی به زاون قوکاسیان، منتقد مطرح بیان کرد و گفت: دوام آوردن در شهری مانند اصفهان که مدعی زیاد است به خصوص در حوزه مستند و طی چند دهه کار راحتی نیست لذا استمرار زاون قوکاسیان ویژه بود.
    مصطفی حیدری با اشاره به انتشار کتاب های سینماتوگراف با موضوعاتی نظیر سینمای کلاسیک و نو کلاسیک، سینمای آزاد و سینمای کودک و نوجوان اظهار داشت: ویژگی این کتاب ها حضور نویسندگان پیشکسوت در کنار جوانان خلاق و آتیه دار است که نیمی از آن ها اصفهانی هستند.
    وی با تاکید بر این نکته که این کتاب ها تاریخ مصرف ندارند، یادآور شد: مجموعه کتاب های سینماتوگراف صدایی از نسلی است که می خواهد سینما را جدی بگیرد.
    مدیر دفتر تخصصی سینما با تشکر از همراهی افرادی که در تهیه این کتاب ها همکاری کردند، تصریح کرد: مجموعه شخصی زاون قوکاسیان جمع آوری شده و بخشی از آن به دانشگاه سپهر واگذار شده که از مسئولین تقاضا دارم مجموعه شخصی زاون یکجا نگهداری شود و در اختیار عموم و علاقه مندان به سینما قرار گیرد.
    در ادامه این مراسم، فریده حریری که پنجاه سال پیش در فیلم طلوع فجر بازی کرده بود، به بیان خاطراتی از بازی در این فیلم پرداخت.
    محمدعلی میاندار نیز در این مراسم سینمای آزاد اصفهان را محصول شهری دانست که نه دانشگاه هنری داشت و نه فستیوالی در آن برگزار می شد.
    وی که در سریال قصه های مجید بازی کرده است، به بیان خاطرات خود از ساخت این سریال در دهه هفتاد پرداخت و گفت: سریال قصه های مجید “من مای ایرانی و اصفهانی” با همه تلخی و شیرینی هایش است.
    این پیشکسوت هنری با اشاره به دشواری ساخت فیلم در گذشته تاکید کرد: در آن زمان هیچ امکاناتی در اختیار علاقه مندان به سینما نبود و آنچه ساخته شد، محصول عشق افراد و مطالعه فردی و مشاهده افراد بود و اینگونه سینمای آزاد اصفهان به وجود آمد.
    میانداری افزود: زمانی که این فیلم ها را می ساختیم، اصلا فکرش را هم نمی کردیم روزی افرادی بخواهند این فیلم ها را بررسی کنند و تصور می کردیم فیلم هایی که می سازیم، تمام شده و به فراموشی سپرده می شوند اما خوشحالیم نسل امروز آن فیلم ها را بازنگری می کند.
    در ادامه حامد قصری، نویسنده کتاب سینما هشت، به خوانش متنی پرداخت و با بیان اینکه تاریخ معاصر و جریان‌های فرهنگی اصفهان برای من بسیار مهم است، تاکید کرد: یکی از این جریان‌های فرهنگی، سینمای آزاد اصفهان است که در سال‌های ۵۱ و ۵۲ شکل گرفت و در سال‌های ۵۷ و ۵۸ تمام شد.
    وی سینمای آزاد را جریانی مبتنی بر سینمای تجربی عنوان کرد که دفتر آن سال 52 در اصفهان شکل گرفت و در کتاب سینما هشت طی مصاحبه با 21 نفر به تاریخ این سینما پرداخته شده است.
    در این مراسم، طی چند مرحله از چهار سینما توگراف سه، سینما توگراف چهار، سینما هشت و تاریخ سینما از ما شروع نمی شود، با حضور مهمانان حاضر رونمایی شد و کلیپ هایی نیز به نمایش درآمد.

  • توزیع مرحله سوم کمک های مومنانه بین خانوارهای نیازمند

    توزیع مرحله سوم کمک های مومنانه بین خانوارهای نیازمند

    به گزارش مجله خبری این هفته ؛ فرمانده بسیج شرکت آبفای استان اصفهان گفت: به دنبال فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی برتداوم نهضت کمک مومنانه در پی شیوع ویروس کرونا، بسته های ارزاق با عنوان همدلی مومنانه با مشارکت مدیران و تعدادی از کارکنان شرکت آبفا میان نیازمندان توزیع شد.
    هاشم امینی با اشاره به توزیع مرحله سوم کمک های مومنانه بین خانوارهای نیازمند اعلام کرد: بسیج از ابتدای شیوع ویروس کرونا با نهضت کمک های مومنانه به عنوان یک نهاد مردمی در کنار هم وطنان بوده است و در این مرحله 150 بسته کمک های معیشتی شامل 7 قلم کالای اساسی از جمله برنج، مرغ ، روغن، حبوبات، ماکارونی و رب گوجه فرنگی و خرما بین محرومان توزیع شد.
    وی افزود: هر بسته از کمک های معیشتی به ارزش 300 هزار تومان است که پس ازشناسایی نیازمندان با همکاری خیریه های معتبر توسط کارکنان بسیجی آبفا در اختیار آنها قرار گرفت.
    مدیرعامل شرکت آبفای استان اصفهان با تشکر از خیرین در اجرای این طرح افزود: تا رفع این ویروس، با استفاده از ظرفیت سازمان بسیج درصدد رفع برخی از مشکلات معیشتی نیازمندان خواهیم بود.
    فرمانده پایگاه بسیج شرکت آبفا استان اصفهان در ادامه افزود: در زمان شیوع موج اول کرونا بسیجیان آبفا به همراه تیم‌های بهداشتی، با ضد عفونی معابر وخیابان ها گامی در جهت کنترل و کاهش شیوع ویروس کرونا در استان برداشتند و نیز آب ژاول در شرکت تولید و توزیع شد.
    شایان ذکر اشت: در مرحله دوم کمک های مومنانه نیز 400 بسته کمک های معیشتی شامل 10 کیلو برنج، روغن، حبوبات، ماکارونی و رب گوجه فرنگی میان محرومین توزیع شد، همچنین در سه مرحله اجرای کمک های مومنانه آبفای استان اصفهان هزار و150 بسته کمک های معیشتی به ارزش 284 میلیون تومان بین نیازمندان توزیع شده است.