نویسنده: فاطمه توسلی

  • در سال گذشته با رشد 11 درصدی مشارکت های مردمی روبرو شدیم

    در سال گذشته با رشد 11 درصدی مشارکت های مردمی روبرو شدیم

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ علی اصغر شاهزیدی گفت: دریافت کمک‌های نقدی و غیرنقدی و خدمات بهزیستی اصفهان در سال گذشته بالغ بر ۷۹۰ میلیارد ریال بود که نسبت به سال ۹۸ حدود ۱۱ درصد افزایش مثبت داشته است.
    وی افزود: هر سال در ماه مبارک رمضان برنامه‌ای به نام ضیافت رمضان وجود داشت که شامل دریافت کمک‌های نقدی و غیرنقدی، بازدید از منازل مددجویان و سفره‌های افطار مددجویان و دریافت بسته‌های خشکبار و مواد غذایی بود که امسال به دلیل محدودیت‌های کرونایی، انجام این اقدامات میسر نبود.
    معاون مشارکت‌های مردمی اداره کل بهزیستی اصفهان با اشاره به آغاز افتتاح طرح “پویش همدلی” اضافه کرد: امسال دعوت مردم به سفره‌های افطار، دریافت و طبخ غذاهای گرم به دلیل وجود ویروس کرونا میسر نیست و پویشی در حال افتتاح است به نام “پویش همدلی” که توسط مؤسسات خیریه‌ای که مجوز رسمی از بهزیستی دارند انجام می‌شود همچنین در پایان مبارک رمضان جمع‌آوری زکات فطره را خواهیم داشت.

  • الزام وکلا به ارائه‌ی خدمات معاضدتی وتسخیری نشان دهنده‌ی غیرتجاری بودن حرفه ی وکالت است

    الزام وکلا به ارائه‌ی خدمات معاضدتی وتسخیری نشان دهنده‌ی غیرتجاری بودن حرفه ی وکالت است

    به گزارش مجله خبری اینهفته، لیلا رئیسی در دیدار با مدیرکل بهزیستی استان اصفهان اظهار داشت: یکی از علائق دیرینه و همیشگی وکلا و کانون های وکلای دادگستری، تمایل آنان به ایفای رسالت و مسئولیت اجتماعی خود در قبال نیازمندان و افراد بی بضاعت بوده که این مسئله، امروزه شکل ساختار یافته ای به خود گرفته و منجر به انعقاد تفاهم نامه ای میان کانون های وکلای دادگستری با نهادهای حمایتی همچون بهزیستی شده است.
    وی با بیان این که حرفه ی وکالت با حقوق بنیادین و اساسی انسان ها در ارتباط است، افزود: قانونگذار، با پیش بینی کردن رکنی در کانون های وکلای دادگستری تحت عنوان «موسسه ی معاضدت قضایی»، تکالیفی را در قالب «نظام معاضدت» برای ارائه ی خدمات معاضدتی و تسخیری از سوی وکلای دادگستری به نیازمندان و مددجویان تعیین کرده است و همین امر نشان می دهد که بر خلاف برخی سخن پراکنی های ناصواب اخیر علیه نهاد وکالت، این حرفه از ماهیتی غیراقتصادی و غیرتجاری برخوردار می باشد.
    وی تصریح کرد: از منظر کانون های وکلای دادگستری، مسئله ی معاضدت، از چنان اهمیتی برخوردار است که بخش قابل توجهی از ظرفیت های ساختاری و حتی سرمایه های مادی کانون ها از جمله کانون وکلای دادگستری اصفهان به این هدف اختصاص یافته و یکی از مهم ترین ساختمان های کانون اصفهان واقع در خیابان نیکبخت، با استقرار کارمندان و شبکه ای از وکلای کوشا و توانمند، به این امر اختصاص یافته است.
    رئیس کانون وکلای دادگستری استان اصفهان با بیان این که تاکنون بیش از هزاران پرونده در موسسه ی معاضدت قضایی کانون اصفهان مورد بررسی و حمایت معاضدتی قرار گرفته است، اظهار داشت: کانون وکلای دادگستری اصفهان در زمینه ی پیاده سازی نظام معاضدت برای شهروندان اصفهانی و نیز مردم عزیز شهرستان های استان، یکی از کانون های پیشرو در سطح کشور به شمار می رود.
    وی با بیان این که ایفای مسئولیت های اجتماعی وکلا صرفا به نظام معاضدت قضایی محدود و منحصر نمی شود، تصریح کرد: با توجه به اهمیتی که نهاد وکالت برای حقوق ملت قائل بوده و همواره مردم را صاحبان حرفه ی وکالت و ذی نفعان اصلی آن دانسته است، حیطه ی مسئولیت های انسانی و اجتماعی خود را صرفا به ساختار موسسات معاضدت قضائی خویش محدود و منحصر نکرده و با به کارگیری ابتکارات گوناگون، ظرفیت های جدیدی را برای حمایت از افراد نیازمند و بی بضاعت خلق کرده است.
    رئیس کانون وکلای دادگستری استان اصفهان اظهار داشت: یکی از این ابتکارات، طرحی موسوم به «پرونده ها و مشاوره های نذری» است که در میان وکلا با استقبال فراوان روبرو شده و به عنوان ظرفیتی مستقل از ساختار موسسه ی معاضدت قضایی کانون وکلای دادگستری اصفهان و به صورت حرکتی خودجوش، از طریق برقراری ارتباطات گسترده ای با زندان ها، خیریه ها و… توانسته است از مشکلات متعدد افراد بی بضاعت، گره گشایی کند.
    وی با اشاره به برخی تصویرسازی های ناصواب از حرفه ی وکالت در سال های اخیر تصریح کرد: شاید اگر هجمه های گسترده ی اخیر علیه نهاد وکالت که پتانسیل بسیاری را از کانون های وکلای دادگستری برای مقابله و پاسخگویی به آن ها مصروف کرده است نبود، خدمات حمایتی کانون ها که اکنون به بدنه ی اجتماعی نیازمندان و افراد بی بضاعت ارائه می شود، ده ها برابر می شد.
    رئیس کانون وکلای دادگستری استان اصفهان با اظهار تاسف از عدم تخصیص فرصت های رسانه ای مطلوب از سوی رسانه ی ملی به کانون های وکلای دادگستری، اظهار داشت: یکی از آسیب هایی که امروزه به کانون های وکلای دادگستری وارد شده است، عدم اطلاع رسانی عمومی از خدمات معاضدتی و ایفای مسئولیت های اجتماعی وکلا نسبت به مردم جامعه است.
    مدیرکل بهزیستی استان اصفهان نیز در این دیدار، با بیان این که کودکان بد سرپرست، فاقد سرپرست موثر یا بی سرپرست، زنان سرپرست خانواده و معلولین جسمی-حرکتی، به عنوان بخشی از جامعه ی هدف سازمان بهزیستی به شمار می روند، اظهار داشت: سازمان بهزیستی، مطابق قانون، موظف است در دعاوی گوناگون نسبت به انجام وکالت معاضدتی جامعه ی هدف خود، زمینه های لازم را فراهم نماید و در این راستا به کمک کانون وکلای دادگستری نیازمند است.
    ولی الله نصر اصفهانی هم چنین با بیان این که تفاهم نامه ی خوبی میان اتحادیه ی سراسری کانون های وکلای دادگستری ایران(اسکودا) و سازمان بهزیستی کل کشور منعقد شده است، افزود: سابقه ی همکاری میان اداره ی کل بهزیستی استان اصفهان، و کانون وکلای دادگستری استان اصفهان به پیش از انعقاد این تفاهم نامه بر می گردد و این سازمان، تعاملات موجود میان خود و کانون وکلای دادگستری اصفهان را بسیار مفید و سازنده می داند.
    وی تصریح کرد: با توجه به ظرفیت های قانونی موجود در زمینه ی معافیت های مالیاتی حمایت کنندگان از مددجویان سازمان بهزیستی، مسئله‌ی معافیت یا تخفیفات مالیاتی وکلایی که با اتخاذ پرونده های معاضدت قضایی، مشمول مالیات می شوند، مورد پیگیری این اداره ی کل قرار می گیرد و با برگزاری جلساتی با اداره ی کل امور اقتصادی و دارایی استان اصفهان، این دغدغه طرح و پیگیری خواهد شد.

  • محصولی ۱۰۰ درصد ایرانی در بازارهای جهانی

    محصولی ۱۰۰ درصد ایرانی در بازارهای جهانی

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ در واقع هر اندازه صنایع کشور از جمله صنایع نفت و گاز و کشتی سازی و لوله سازی به این نوع از تختال نیاز داشته باشند، شرکت فولاد مبارکه توان تولید و ارائه آن را به مصرف کنندگان دارد، اما عمده تولید این محصول برای صادرات بوده و می‌تواند ارزآوری مناسبی برای کشور داشته باشد.
    این محصول تولید شده برای صادرات به بازارهای خارجی نیز بوده است، که این بازارها کیفیت در اولویت برای آنهاست و کیفیت تولید قابل رقابت با مشابه محصولات خارجی است.
    تولید این محصول توسط نیروهای متخصص فولاد مبارکه، برنامه ریزی و انجام شده و کلیه مراحل تولید آن توسط کارشناسان و کارکنان متبحر شرکت فولاد مبارکه انجام شده و به صورت 100 درصد داخلی بوده است.

    محصول

  • کارنامه ای با نمرات ناپلئونی 99

    کارنامه ای با نمرات ناپلئونی 99

    با نگاهی گذرا به اتقاق های برجسته این سال در عرصه های اقتصادی، چیز دندان گیری حاصل نمی شود، جز مشکلاتی که در پس آن معلوم نیست این اقتصاد را به کجا خواهد برد. هر کداممان حالا تصویری از روزهایی در خاطر داریم که با بورس، سهام عدالت، یارانه ها و گرانی گره خورده است. سالی که از همان ابتدا میهمان ناخوانده ای داشت که منجر به این شد که 1400 صفرهای زیادی در چنته داشته باشد.
    سالی گنگ و نامفهوم در اقتصاد بیمارزده ایران که دارایی ناچیزی را برای سال نو در بقچه اش دارد و به واسطه همان می خواهد برای کارگران ناامید از دولت تصمیم بگیرد و با بودجه ای مستاصل راهی ترکستان شود.
    سالی با تناقض های بسیار در اقتصاد ایران که در کارنامه خود نام سخت ترین سال یک دهه گذشته را به دوش کشید تا در تاریخ معاصر اقتصاد ایران به همین نام ثبت شود، در نتیجه باید گفت سال ۹۹ سالی پر از محدودیت ها در مواجهه اقتصاد ایران با اقتصادی بود که توانست از درصد کمی از درآمدهای نفتی استفاده کند. افت محسوس درآمدهای نفتی ایران که مصداق بارزی در اقتصاد به شمار می رود و تحت تاثیر قرار گرفتن آن به واسطه شیوع ویروس کرونا قیمت بازار نفت ایران را به پایین ترین حد خود رساند.
    شاید همین موضوع باعث شد که انتظارات تورمی در سال 99 بیشتر شود و اقتصاد ایران در این سال با تورم سنگینی روبرو شد این تورم تا جایی پیش رفت که در بعضی مواقع مردم حتی برای تهیه برخی از کالاهایشان با تورمی معادل 200 درصد هم روبرو شدند. کالاهای اساسی گران شد و خط فقر نیز به حدود 14 میلیون تومان رسید.
    پنجه در پنجه کرونا
    چرا راه دور برویم اقتصاد ایران در سال 99 پنجه در پنجه کرونا شد تا بیش از 20 درصد بودجه برای مقابله با این ویروس در نظر گرفته شد تا دولت مجبور به اقداماتی نظیر چاپ پول یا عرضه اوراق عرضه شود.دشواری هایی که نه تنها در سال گذشته بلکه در سال جدید هم خود را نشان خواهد داد.
    حال با مقدمه گفته‌شده از وضعیت پیش روی اقتصاد ایران، به سراغ کارشناسان رفته‌ایم تا از منظر آنان به چشم‌انداز پیش روی اقتصاد ایران نگاه کنیم.
    کارشناسانی که از یک طرف اعتقاد دارند اقتصاد ایران بر مدار صفر درجه است و از سویی دیگر آن را با پارادوکس یا تناقضی با امید رفع تحریم ها و برجامی دوباره پیوند می زنند تا با تولد دوباره برجام شاهد ایجاد فضای روانی خوشبینانه باشیم. شاید به این طریق چرخ از نفس افتاده فعالیت‌های اقتصادی را به راه بیافتد و یا دستکم نرخ رشد در سطح سال گذشته باقی بماند.
    بماند که خیلی ها هم حرکت لاکپشتی بودجه و سیاست های خارجی را برای روزهای نیامده چندان روشن نمی بینند، چرا که رضا معتمدی، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه، سال 99 را شاید سخت ترین دوره در طی سه دهه گذشته می نامد.
    فضای گرگ و میش تبادل کنش و واکنش آمریکا و ایران، رشد گرانی های بی سابقه مسکن و خودرو، کمبود نقدینگی دولت و بسیاری از مسائل دیگر که شاهدی است بر این مدعا و می توان به این ترتیب گفت که سال 99 سال گرانی بود. سالی که با امواج پی در پی خود زندگی بسیاری از خانواده های اجاره نشین را با خاک یکسان کرد.
    در سال 99 ، شیب تند افزایش قیمت اجاره چنان بود که خانواده های طبقه متوسط را مجبور کرد که از وام های ودیعه اجاره استفاده کنند، وام هایی که البته هنوز خبری از پرداخت آنها نیست. پس از گرانی خانه و اجاره بها که گاهی تا 100درصد رشد را تجربه کرد، نوبت به افزایش قیمت خودرو رسید و این بار پراید بود که با کابوس قیمت روبرو شد و تا 100 میلیون تومان هم پیش رفت. هرچند ابتدا پای دلالان به میان آمد و گفته شد احتکار خودرو در پارکینگ ها عامل اصلی گرانی است و از سلطان خودرو و زوجی با صدها پراید نام برده شد، اما کمی بعد که شورای رقابت، خودش مجوز گرانی داد و محصولات سایپا 20 و ایران خودرو تا 35 درصد افزایش یافت، مشخص شد که دولت هم دستی در این گرانی ها دارد، به ویژه آن که دولت، به جز خودرو، مجوز افزایش قیمت برخی دیگر از محصولات را نیز صادر کرد. نمونه اش، محصولات لبنی که در تیرماه 99 با افزایش قیمت 10 قلم از این کالاها، محصولات لبنی، مردم لبنیات را از سفره هایشان برچیدند . پی از لبنیات، تخم مرغ بود که از دست گرانی ها در امان نماند وقیمت این کالا نیز تا 40 هزار تومان پیش رفت.
    رکود عمیق و بی سابقه

    رضا شهرستانی، عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد رکود سال 99 را «در پنجاه سال گذشته» بی‌سابقه می‌داند، با این استدلال که بیش از سه میلیون تن محصولات فولادی، معادل بیست درصد نیاز کشور، در کارخانه‌های تولیدکننده این کالا «دپو» شده و مشتری برای آنها نیست. با توجه به دوره‌های متعدد رکود در چند دهه گذشته، این تعبیرات را می‌توان اغراق‌آمیز توصیف کرد، ولی به هر حال تردیدی نیست که ارزیابی‌هایی چنین بدبینانه عمق رکود امروزی اقتصاد ایران را به نمایش می‌گذارد.
    البته این کارشناس، مشکلات را تنها بر دوش سال 99 نمی اندازد. او به شکل کل معتقد است که اقتصاد ایران اکنون منقبض شده و اگر به همین شکل ادامه پیدا کند، با چالش های ساختاری شدیدی روبرو می شود این موضوع با سقوط شدید قیمت‌های جهانی نفت موجب کند شدن شتاب فعالیت‌های اقتصادی هم شده است. بخش خصوصی و اصناف با کمبود تقاضا و حجم انبوهی از انباشتگی کالا روبرو است. این در حالی است که تولید با ظرفیت بهره‌برداری پایینی مواجه است. سیستم بانکداری شدیدا با خطر عدم بازپرداخت وام‌ها روبرو است که منجر به نرخ بهره بالا و ناپایدار و کاهش اعتبارات بانکی به اقتصاد شده است.
    حالا با این اوصاف سالی را پشت سر گذاشتیم که با نوسانات اقتصادی زیادی دست به گریبان بود اما به اعتقاد کسانی که دستی بر آتش اقتصاد ایران دارند نیاز ما اکنون به رشد پایداری است که دستکم ده تا پانزده سال در سطح بالا تداوم یابد، همانند نرخ رشدی که شمار زیادی از کشور‌های آسیایی را دگرگون کرد. برای دستیابی به این رشد پایدار، ایران به اصلاحات بنیادی نیاز دارد، از جمله کوچک کردن دولت، غیر دولتی کردن اقتصاد، پایان دادن به انحصار، استقلال بانک مرکزی، بهبود محیط کسب و کار، تحکیم حاکمیت قانون، مبارزه پر دامنه با فساد، فراهم آوردن زمینه‌های لازم برای جذب انبوه سرمایه‌های خارجی، هماهنگ شدن با تحولات بازرگانی بین المللی…
    بدون انجام این اصلاحات، اقتصاد ایران همچنان در گرداب وابستگی به نفت و نوسانات آن، دست و پا خواهد زد. نرخ رشد‌های مقطعی و زود گذر، تغییری در این واقعیت تلخ به وجود نخواهد آورد.
    نااطمینانی در فضای خارجی و داخلی
    مهدی کرامت‌فر، کارشناس اقتصادی در سایت ایبنا در این رابطه نوشت: در نیمه اول سال ۱۳۹۹ بی‌ثباتی قابل ملاحظه‌ای را تجربه کرده که در کنار مشکلات بلندمدت تا حد زیادی ناشی از تداوم و تشدید تحریم‌های بین‌المللی، قرار گرفتن در لیست سیاه FATF، شیوع بیماری کرونا و نااطمینانی ناشی از انتخابات ایالات‌متحده در آبان‌ماه بوده است:«همچنین نااطمینانی در فضای خارجی و داخلی کشور در سال 99، در سطوح بسیار بالایی قرار داشت. روند رو به رشد مبتلایان کرونا در نقاط مختلف دنیا و انتظار موج جدید بیماری در فصول سرد سال، ابهام جدی در مورد کارآیی واکسن‌های درحال تولید، تسری جنگ تجاری میان چین و آمریکا به حیطه کنسولی، تحولات جدید خاورمیانه با حضور رژیم غاصب اسرائیل، ایجاد مناقشه نظامی در منطقه قره‌باغ و مهم‌تر از همه انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده در آبان‌ماه، بخشی از وقایعی بودند که شاخص‌های ریسک را برای اقتصاد ایران به‌شدت افزایش دادند.
    تمامی این مسائل باعث شد که در سال 99، تولید و تجارت در شرایط نامطلوبی قرار گیرد. رشد اقتصادی منفی قابل ملاحظه در فصل اول سال، کاهش مقدار و قیمت فروش نفت، کاهش بی‌سابقه تجارت خارجی در دو فصل اخیر و مشکلاتی که برای زنجیره تامین برخی صنایع ایجاد شد، تداوم بسته بودن برخی مرزهای کشور، تداوم توقف فعالیت یا فعالیت با کمتر از ظرفیت در زیربخش‌هایی از گروه خدمات و روند نزولی تشکیل سرمایه ثابت در فصول اخیر، مواردی است که سبب شد انتظار ثبت رشد اقتصادی غیرمنفی در نیمه دوم سال 99 ایجاد شود و انتظارات تورمی تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیشران‌ها در اقتصاد و بازارهای مالی شده گردد. با این تفاسیر چشم‌انداز عدم گشایش جدی در فضای روابط خارجی کشور و تداوم تنگناهای ارزی و درآمدی دولت برای سال 99 هم خود موضوعی است که سبب شد انتظارات تورمی همچنان در سطوح بالایی قرار گیرد و سال 99 را بدترین سال اقتصادی در دهه اخیر نشان دهد.

  • کرونا با طعم پاپ کرن

    کرونا با طعم پاپ کرن

    به نظر شما چه کسی این دیالوگ را می‌تواند گفته باشد؟ آقای استیون سودربرگ در مراسم فرش قرمز فیلم بسیار دیدنی «شیوع» محصول 2011. شاید هیچ کس هیچ وقت دوست نداشت مروری به این قبیل فیلم‌ها داشته باشد ولی جنگ جهانی سوم که بشر تا همین الان هم مغلوب آن بوده همه را ناچار و ناگزیرساخته است. پس چه بهانه‌ای بهتر از این که فیلم‌های مهم و ویروسی سینما را مرور کنیم. ژانری که در دنیای پساکرونا معلوم نیست دیگر فرصت حیات داشته باشد! در ادامه مروری داشته‌ایم بر چند نمونه مشهور و تاثیرگذار در سینما و تلویزیون که با رویکردهای متفاوت به سراغ این موضوع رفته‌اند؛ آثاری که تماشای دوباره آن‌ها در شرایط کنونی می‌تواند تجربه‌ای جالب و گاه حتی ترسناکی باشد!

    «دیوانگان» یا «Crazies» محصول ۱۹۷۳
    در فهرست فیلم‌هایی با موضوع شیوع ویروس و بیماری‌های خطرناک، یکی از قدیمی‌هاست؛ ساخته جرج رومرو پدرخوانده زامبی‌ها در سینما که مثل دیگر آثارش با وجود تولید ارزان و حتی فقیر، پر است از کنایه‌های سیاسی تندوتیز. داستان در شهر کوچکی در پنسیلوانیا اتفاق می‌افتد. بر اثر یک اشتباه، آب آشامیدنی شهر آلوده و ویروسی به نام تریکسی که قرار بوده یک سلاح بیولوژیک باشد در میان مردم اپیدمی می‌شود. هر کس که به ویروس آلوده شود، دچار جنون می‌شود و با از دست دادن کنترل اعصاب و روانش، دست به جنایت و خودکشی می‌زند. دولت سعی دارد هر طور شده جلوی درز خبر و گسترش ویروس به مناطق دیگر را بگیرد، حتی به قیمت نابودی شهر و تمام ساکنان آن. قهرمانان قصه مردمانی هستند که از یک‌سو با ماموران دولتی مواجه‌اند و از سوی دیگر با دیوانگان خطرناکی که به ویروس آلوده شده‌اند. «دیوانگان» در زمان اکران شکست خورد اما مانند اکثر کارهای رومرو به‌مرورزمان محبوبیت بیشتری پیدا کرد و الان جایگاه یک فیلم کالت را دارد؛ تا جایی که در سال ۲۰۱۰ نسخه جدیدی از آن را بازسازی کردند که فیلم نسبتاً موفقی هم شد.
    «شیوع» یا «Outbreak» محصول ۱۹۹۴
    در زمان خودش، فیلم به‌شدت موفق و پرفروشی بود و حتی نسخه ویدیویی آن هم در ایران با استقبال مواجه شد. «شیوع» به‌صورت غیرمستقیم به فراگیر شدن ابولا، یکی از مرگبارترین ویروس‌های شناخته شده تا آن زمان و حتی امروز، در آفریقا و تلاش برای مهار آن اشاره می‌کرد و کتاب معروفی به نام «منطقه ممنوعه» الهام‌بخش آن بود. تصویری که فیلم ولفگانگ پیترسون از نقش نیروهای نظامی آمریکا در تهدیدهای بیولوژیکی و پشت پرده شیوع بیماری‌های مرگباری چون ابولا به نمایش می‌گذاشت، در آن زمان جالب‌توجه بود اما حالا بعد از گذشت دو دهه، «شیوع» چیزی فراتر از یک فیلم استودیویی استاندارد به نظر نمی‌رسد. از جمله نکات جذاب فیلم در تماشای دوباره، حضور بازیگران در آن زمان جوان و تازه‌واردی مثل کوین اسپیسی و پاتریک دمپسی در کنار ستارگان اصلی فیلم داستین هافمن، رنه روسو و مورگان فریمن است. هر وقت به دنبال فیلم‌های با موضوع شیوع ویروس‌ها و بیماری‌های مرگبار بودید، این یکی از اولین پیشنهادها خواهد بود.
    «۲۸ روز بعد» یا «Days Later 28» محصول ۲۰۰۲

    شهر در اثر شیوع ویروس آلوده شده است و معدود بازمانده‌ها برای نجات از دست زامبی‌ها کار سختی دارند. این یک خط داستانی و فضای کلی در فیلم‌ها و سریال‌های ترسناک است؛ اما رویکرد فرمی متفاوت دنی بویل باعث شده تا «۲۸ روز بعد» نه‌تنها شبیه هیچ فیلم دیگری نباشد، بلکه بعد از بیست سال همچنان به‌عنوان یکی از بهترین نمونه‌های این‌گونه حساب شود. بویل که به دلیل فیلم‌های تجربی‌اش در دهه نود مشهور شده بود، اولین فیلمنامه الکس گارلند (که بعدها به چهره‌ای سرشناس در میان طرفداران ژانر علمی-تخیلی تبدیل شد و با «فراماشین» تحسین‌های فراوانی دریافت کرد) را با کمک آنتونی داد مانتل فیلمبردار آثار توماس وینتربرگ در جریان جنبش هنری مدرن دگما ۹۵ جلوی دوربین برد. البته دوربین دیجیتال که آن زمان هنوز بافت تصاویرش به ویدیو نزدیک بود و کمتر در جریان اصلی سینما موردتوجه قرار می‌گرفت. در شرایطی که بریتانیا در اثر شیوع ویروس نابود شده است، شخصیت اصلی قصه با نقش‌آفرینی کیلین مورفی جوان تازه از کما بیدار می‌شود و پی می‌برد که بیست‌وهشت روز قبل دنیا زیرورو شده. همچنان تصویر فیلم در فصل‌های ابتدایی از لندن خالی از سکنه کم‌نظیر است؛ به‌هرحال همه فیلم‌های زامبی‌ای که قرار نیست شبیه «رزیدنت اویل» باشند! موفقیت فیلم باعث شد که چندی بعد دنباله آن هم با عنوان «۲۸ هفته بعد» ساخته شود که باز هم فیلم موفقی بود؛ ولی همان‌طور که تمام عوامل تغییر کرده بودند، رویکرد روایی و فرمی قسمت دوم هم کاملاً متفاوت بود.
    «میزبان» یا «The Host» محصول ۲۰۰۶
    احتمالاً بعد از بردن چهار جایزه اسکار، بونگ جون هو خوشحال‌ترین مرد این روزهای آسیاست. اما بیش از یک دهه قبل بود که موفقیت «خاطرات قتل» به او جسارت داد تا فیلمسازی را در ابعاد بزرگ‌تری دنبال کند و نتیجه‌اش تبدیل‌شدن «میزبان» به پرفروش‌ترین فیلم تاریخ کره جنوبی تا آن زمان بود. گرچه فیلم درباره ماجرای پیدا شدن یک هیولا در خیابان‌های سئول است، بخشی از قصه به قرنطینه مردمی برمی‌گردد که با هیولا تماس نزدیک داشته‌اند، چون هیولا ناقل یک ویروس خطرناک هم تشخیص داده شده است. تصویر فیلم از فضای قرنطینه در سطح شهر و تلاش شخصیت‌های اصلی برای فرار و نجات دیگر اعضای خانواده، تکان‌دهنده است و شاید شبیهش را در کمتر اثر دیگری ببینید.
    حالا که به سراغ کره‌ای‌ها رفته‌ایم، بد نیست که یادی کنیم از فیلم دیگری که بعداً رکورد فروش را در سینماهای این کشور شکست: «قطار بوسان». مثل خیلی از فیلم‌های ترسناک، اینجا هم ماجرا درباره شیوع یک ویروس مرگبار و تبدیل‌شدن افراد آلوده به زامبی است، اما رویکرد کره‌ای‌ها، با وجود تولید ارزان‌تر، فرق می‌کند و برخورد مردم عادی و دولت با یک بیماری درمان‌ناپذیر در حال گسترش به‌شدت تاثیرگذار ازکاردرآمده و می‌توان تأثیر فرهنگی همسایگی با کشوری چون کره شمالی را در روند دراماتیک قصه دید.
    «فرزندان بشر» یا «Children of Men» محصول ۲۰۰۶
    شهرت فیلم در میان علاقه‌مندان سینما بیشتر بابت دستاوردهای فنی آلفونسو کوآورون و امانوئل لوبسکی (فیلمبردار) در خلق صحنه‌های اعجاب‌انگیز است اما کسی اتمسفر فیلم را به این سادگی‌ها از یاد نخواهد برد. برخلاف اکثر فیلم‌های مربوط به شیوع ویروس و بیماری‌های واگیردار، اینجا قصه درباره اپیدمی یا تلاش برای مهار بیماری نیست و در آینده نزدیک توصیف‌شده در فیلم، نسل بشر قدرت تولید مثل را به دلیل شیوع یک بیماری مرموز در سال‌های گذشته از دست داده است. «فرزندان بشر»، قصه‌اش را سال‌ها پس از وقوع فاجعه اصلی روایت می‌کند و با آن که به جای وحشت زیستی در اصل به دنبال نمایشی از بحران معنویت در تمدن مدرن است، تصویری حیرت‌انگیز را از دنیایی نشان می‌دهد که تمام ارکان تمدن در آن کارایی خود را زیر سایه وحشت و ناامیدی از دست داده و مردم هم به بقا در چنین شرایطی راضی شده‌اند. ربطی به فیلم ندارد اما شخصیت منفی رمان «دوزخ» اثر دن براون (که سال‌ها بعد نوشته شد)، هم با نقشه‌ای مشابه سعی دارد تا در مناطق پرجمعیت استانبول با انتشار ویروسی که حاصل مهندسی ژنتیک است، توان تولیدمثل در نسل بشر را کاهش دهد؛ به‌منظور جلوگیری از افزایش جمعیت زمین و نجات آیندگان. ایده‌ای که در اقتباس سینمایی ناموفق از رمان تغییر پیدا کرده است.
    «شیوع» یا «Contagion» محصول ۲۰۱۱

    این روزها همه این فیلم استیون سودربرگ را با حیرت تماشا می‌کنند و با دیدن رویکرد پیشگویانه آن نسبت به شیوع ویروس جدید و بحران جهانی «کرونا»، می‌گویند که نکند توطئه‌ای در کار باشد؟ در مورد تئوری توطئه که نمی‌شود نظر داد؛ اما درباره فیلم چرا. سودربرگ زمانی فیلم را ساخت که دنیا پس از بحران یازده سپتامبر تحمل یک بحران بین‌المللی دیگر را نداشت و شیوع دو بیماری سارس و آنفولانزای خوکی و تلفات قابل‌توجه، نگرانی‌های گسترده‌ای را پیرامون یک اپیدمی مرگبار ایجاد کرده بود. سودربرگ در نظر داشت که بر اساس همین ترس عمومی یک تریلر نفس‌گیر بسازد اما نه به شیوه‌های معمول هالیوودی که نتیجه‌اش یک فیلم پرزرق‌وبرق باشد. برای همین، به همراه همکار فیلمنامه‌نویس‌اش اسکات زی. برنز تحقیق دقیق و جزیی‌نگرانه‌ای را پیرامون بیماری‌های ویروسی، چگونگی شیوع و مقابله با آن‌ها انجام دادند و سعی کردند که یک سناریوی فاجعه بر اثر آلودگی با یک ویروس کشنده را به طرزی واقع‌گرایانه و مبتنی بر ارائه اطلاعات جانبی به تماشاگر روایت کنند. برای همین، حالا که بعد از ده سال فیلم را می‌بینید، میزان دقت و پیش‌بینی «شیوع» از یک بحران بیولوژیک غافلگیرکننده است. مانند تمام کارهای سودربرگ، حضور پرشمار ستاره‌ها مانند مت دیمون، ماریون کوتیار، کیت وینسلت و… باعث شده تا تماشای فیلم برای عموم مخاطبان هم جذاب‌تر باشد.
    «منطقه ممنوعه» یا «Hot Zone» محصول ۲۰۱۹
    مینی‌سریالی که نشنال جئوگرافیک بهار گذشته با اقتباس دقیق و مستقیم از همان کتاب غیرداستانی ریچارد پرستون درباره شیوع ابولا منتشر کرد؛ رمانی که پیش‌تر الهام‌بخش سازندگان «شیوع» در سال ۱۹۹۴ شده بود. نکته اینجاست که همزمان با ساخت آن فیلم قرار بود که در اوایل دهه نود یک اقتباس سینمایی هم از کتاب پرفروش «منطقه ممنوعه» ساخته شود، این اتفاق نیفتاد تا سال ۲۰۱۸ که نسخه تلویزیونی آن با حضور نام‌هایی چون ریدلی اسکات و جیمز وی. هارت (فیلمنامه‌نویس باسابقه هالیوودی) در دستور کار قرار گرفت. قصه در سال ۱۹۸۹ اتفاق می‌افتد، زمانی که بر اثر یک تصادف در آزمایشگاه مرکز کنترل بیماری‌ها، خطر انتشار و شیوع ویروس مرگبار ابولا در خاک آمریکا به وجود می‌آید و زمان محدودی برای جلوگیری از یک فاجعه مرگبار باقی مانده است. این مینی‌سریال شش‌قسمتی با وجود سروشکل تا حدودی قدیمی‌اش، به دلیل روایت واقع‌گرایانه از چگونگی وقوع یک فاجعه زیستی، با استقبال از سوی منتقدان و بینندگان مواجه شد و اگر فاصله زمان پخش آن از پدیده‌ای چون «چرنوبیل» بیشتر بود، مسلماً شانس بیشتری برای دیده شدن پیدا می‌کرد.
    «کوری» یا «Blindness» محصول 2008
    من قبل از دیدن این فیلم، رمانی که فیلم بر اساس آن ساخته شده بود را خوانده بودم و بسیار مشتاق دیدن این فیلم بودم. جوزه ساراماگو نویسنده معروف پرتغالی با نوشتن رمان کوری در سال ۱۹۹۸ جایزه نوبل ادبی را دریافت کرد. (می‌توانید این رمان را هم به زبان فارسی پیدا کنید.) داستان این فیلم/ کتاب، شهری در جامعه امروزی را نشان می‌دهد که مردم آن درگیر ویروسی مرموز و واگیر دار می‌شوند که آن را (مریضی سفید)‌ می‌نامند. این بیماری همه گیر به سرعت بین مردم پخش شده و آنهایی که به آن مبتلا می‌شوند را نابینا می‌کند ولی به جای تاریکی، هاله‌ای بی انتها از سفیدی می‌بینند. فرناندو میرلس کارگردان، قبل از این فیلم با فیلم شهر خدا (City of God)‌ به شهرت جهانی دست پیدا کرد و سال ۲۰۱۹ فیلم او دو کشیش (The Two Popes) نامزد سه جایزه اسکار شد.
    «قطار به سمت بوسان» یا Train to Busan محصول 2016
    انتخاب یک فیلم ژانر زامبی/ ترسناک در بخش مسابقه جشنواره کن برای خیلی‌ها جای تعجب داشت ولی طولی نکشید که این فیلم پر از هیجان، جا در دل همه باز کرد. این فیلم داستان سفر پدر و دختری است که توسط قطاری به سمت خانه می‌روند. آن‌ها باید با ویروس مرگباری که بعد از کشتن آدم‌ها آنها را تبدیل به موجوداتی خونخوار می‌کند، دست و پنجه نرم کنند. این فیلم هیجان انگیز و اکشن بعد از اکران عمومی مورد استقبال عمومی در سراسر دنیا قرار گرفت.
    قطار به سمت بوسان ۲: شبه جزیره یا «Peninsula» محصول 2020
    قرار بود قسمت دوم «قطار به سمت بوسان» با نام (Peninsula) تابستان امسال راهی سینماها شود که مثل تمام فیلم‌های دیگر، اکران آن به زمان دیگری موکول شد و نهایتاً روی اکران عمومی را ندید.
    تب کابین یا «Cabin Fever» محصول ۲۰۰۲
    «تب کابین» نخستین فیلم الی راث، درباره یک ویروس است که میزبان خود گوشت‌خوار خوشتخوار می‌کند. و پس از پیدایش این ویروس، تعطیلات چند نفر در یک کابین جنگلی به جهنم تبدیل می‌کند. صحنه‌های دلخراش و به‌شدت دلهره‌آوری در فیلم گنجانده شده که همراه با حس شوخ‌طبعی در برخی صحنه‌ها، یک ترکیب ترسناک عالی را خلق کرده است. از جمله بازیگران این فیلم می‌توان به الی راث، رایدر استرانگ و سرینا وینسنت اشاره نمود.

    «28 هفته بعد» یا «28 Weeks Later» محصول 2009
    عنوان «۲۸ هفته بعد» با کنار زدن یک سری مشکلات اساسی و اولیه، توانسته به یک دنباله دیدنی و جذاب برای فیلم «۲۸ روز بعد» تبدیل شود. در این فیلم تیم بازیگری و کارگردانی کاملاً متفاوت از نسخه اول است؛ رابرت کارلایل، رز بیرن و جرمی رنر ستارگان هستند، و کارلوس فرسنادیو نیز کارگردانی «۲۸ هفته بعد» را بر عهده دارد.
    «گداختن» یا «The Thaw» محصول 2009
    فیلم «گداختن» (The Thaw) با درخشش آرون اشمور، ول کیلمر، استف سانگ و کایل اشمیت ترکیبی جانانه از عناوین «تب کابین» و «موجود» است. شرکت فیلم‌سازی Ghost House Underground فیلمی با درجه کیفی متوسط، اما به‌شدت پر زد و خورد و جنون‌آمیز را تحویل مخاطبان ژانر ترسناک داده که اگر دنبال یک نوع ترس متفاوت هستید، پیشنهاد می‌کنیم The Thaw را تجربه کنید.
    «نجات» یا Salvage محصول 2009
    «نجات» (Salvage) از فیلم‌های ترسناکی است که واقعاً ارزش دیدن را دارد؛ نه تنها به‌خاطر صِرف ترسناک بودن، بلکه سطح کیفی قابل‌توجه و داستان‌پردازی جالبش. زنی که مدت‌ها پیش دخترش را گم کرده حالا قصد دارد در منطقه‌ای نظامی و محافظت شده رد پای دختر خود را پیدا کند. با اینکه Salvage یک اثر با بودجه محدود است، اما توانسته با سطح بالای بازیگری و داستان‌پردازی فوق‌العاده و شخصیت‌های به‌شدت واقع‌گرا و پخته، درصدد جبران کمبودهای خود برآید.
    «حاملان» یا Carriers محصول 2009
    «حاملان» (Carriers) فیلمی ترسناک به نویسندگی و کارگردانی برادران پاستور است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. از بازیگران آن می‌توان به پیپر پرابو، کریس پاین، امیلی ونکمپ، کریستوفر ملونی، و مارک مؤسس اشاره کرد. حاملان روایتگر وقایع دنیایی پساآخرالزمانی است که در آن یک بیماری فراگیر تمام جهان را دربر گرفته و نجات‌یافته‌ها برای زنده ماندن مدام در تقلا هستند. این فیلم سعی می‌کند با دور شدن از کلیشه‌ها، عناصر هالیوودی و پایان‌های خوش، داستانی احساسی، تاریک و دارم را روایت کند.
    «اسپلینتر» یا «Splinter» 2008 محصول
    عنوان «اسپلینتر» (Splinter) با یک سری المان مشخص و ساده وارد صحنه می‌شود؛ موجودی ناشناخته که پس از برخورد به شما وارد بدنتان شده و در عرض چند ساعت وجودتان را فرا می‌گیرد، چند بازمانده بیچاره که در یک پمپ بنزین گیر افتاده‌اند، و یک حس شوخ‌طبعی نسبتاً جالب‌توجه که گهگاه می‌آید و فضای داستان را عوض می‌کند. وقتی به بررسی تک‌تک اجرای فیلم، از بازیگران و کارگردانی گرفته تا ایده و نوع روایت داستان، اسپیلنتر حرف آنچنان تازه‌ای برای گفتن ندارد اما در مجموع باید گفت که هیبت کلی فیلم، به عنوان اثری ترسناک کاملاً قابل‌قبول است.
    «قرنطینه» یا «Quarantine» محصول 2010
    جان اریک داودل با کارگردانی «قرنطینه» (Quarantine) نشان داد کارش را به خوبی بلد است و می‌داند چه عناصر تشکیل‌دهنده یک فیلم ترسناک شایسته هستند. و خب بودجه ۱۲ میلیونی فیلم در مقابل فروش ۴۲ میلیون دلاری آن در باکس آفیس حاکی از استقبال گسترده مردم بوده است. عنوان قرنطینه داستان خبرنگار زنی را روایت می‌کند که یک شب با دپارتمان آتش‌نشانی همراه می‌شود تا گزارشی از کار آنان تهیه کند. اوضاع از جایی وخیم می‌شود که آن‌ها وارد یک ساختمان شده و با انسان‌هایی مواجه می‌گردند که دیگر انسان نیستند. از سوی دیگر دولت بلافاصله ساختمان را قرنطینه می‌کند و به هیچکس اجازه خروج نمی‌دهد. حال افراد داخل ساختمان یا باید به دست این موجودات وحشی کشته شوند، یا به دست پلیس!
    «خیابان مالبری» یا «Mulberry Street» محصول 2006
    «خیابان مالبری» از بسیاری جهات به فیلم «قرنطینه» شباهت دارد؛ اگرچه بودجه این فیلم خیلی کمتر از قرنطینه بوده و باید به همان اندازه انتظارات‌مان را از آن پایین بیاوریم. در خیابان مالبری شاهد هستیم که موش‌ها به ویروس عجیبی آلوده شده و پس از گاز گرفتن انسان‌ها، آن را به نوع بشر نیز منتقل می‌کنند. آرام آرام تمام شهر نیویورک غرق انسان‌هایی می‌شود که بیش از هر چیز به موش‌های آدم‌خوار شباهت دارند. کیم بلیر، نیک دامیچی و رون برایش از جمله بازیگران این عنوان هستند.
    عفونت (۲۰۰۴)
    «عفونت» فیلمی ژاپنی و جذاب در ژانر ترسناک است که از نظر کیفی می‌تواند جزو برترین آثار در ژانر خود باشد. یک بیمارستان کوچک زمانی دچار تغییر می‌گردد که بیماری آلوده به اورژانس آورده می‌شود. هیچکس نمی‌داند مشکل این بیمار چیست اما او فرصت چندانی به کارکنان نمی‌دهد و پیش از تبدیل شدن اورگان‌های داخلی بدنش به ماده‌ای لجن‌مانند، هرکس که بتواند را آلوده می‌کند. در این میان کارکنان بیمارستان قصد دارند با پوشش اتفاقات و پنهان کردن حقیقت – که ممکن است به قیمت از دست دادن شغلشان تمام شود – اوضاع را تحت کنترل درآورند.
    «دیوانگان» یا «The Crazies» محصول 2010 (بازسازی)

    درحالی که عنوان اصلی «دیوانگان» (The Crazies) فیلمی تاریک، ترسناک و تا حدی کلاسیک بود، بازی‌سازی آن حال و حوای متفاوتی داشت. «دیوانگان» تمی ترسناک اما هیجان‌انگیز دارد که وقایع شهری پر از زامبی را بازگو می‌کند. در بیشتر صحنه‌های فیلم شاهد تقابل ساکنین شهر و افراد آلوده هستیم که در نوع خود جالب‌توجه و پراسترس است. تیموتی اولفینت، رادا میشل و دانیل پانا بیکر از جمله بازیگران این عنوان هستند.
    «خزیدن» یا «Slither» محصول ۲۰۰۶
    در فیلم «خزیدن» (Slither) شاهد حضور بیگانگان روی زمین هستیم. این بیگانگان به‌سان یک سری انگل وارد بدن انسان‌ها شده و از آن برای تغذیه و رشد استفاده می‌کنند. خزیدن به‌شدت بیدادگر، خشونت‌بار و جنون‌آمیز است و با ترکیب چند ژانر متفاوت، توانسته آشی تلخ و دلچسب برای طرفداران سبک ترسناک بپزد. این فیلم توسط کارگردان مشهور هالیوودی، جیمز گان ساخته شده و در مجموع نقدهای مثبتی از سوی منتقدان دریافت کرده است.
    «اهریمنان» یا «Demons» محصول 1985
    ناتاشا هوی، اوربانو باربرینی و کارل زینی ستارگان اصلی «اهریمنان» (Demons) هستند. در عنوان ایتالیایی اهریمنان مشاهده می‌کنیم که یک طاعون ماورایی افراد حاضر در یک سالن تئاتر را به موجوداتی خونخوار تبدیل می‌کند. سرعت بالای روایی، اتمسفر و موسیقی فوق‌العاده، به همراه المان‌های هیجان‌انگیز بسیار، توانسته اهریمنان را به فیلمی موفق و شایسته تبدیل نماید. Demons چنان موفق بود که قسمت دوم آن در سال ۱۹۸۶ روی پرده نقره‌ای رفت. اگرچه، موفقیت عنوان نخست همیشه سایه بلندی بر سر «اهریمنان ۲» ماند.
    پونتی‌پول یا «Pantypool» محصول ۲۰۰۹
    سال ۲۰۰۹ همان‌طور که در این لیست هم مشاهده کردید، پر بود از آثار سینمایی ترسناک و عجیب‌غریب. اما خب اگر بخواهیم به گل سرسبد همه آن‌ها اشاره کنیم، «پونتی‌پول» (Pontypool) می‌تواند اثر مورد نظر ما باشد. نویسندگی هوشمندانه و تیم بازیگر محشر این فیلم کانادایی، آن را در میان آثار ترسناک خوب و باکیفیت قرار داده است. پونتی‌پول در کنار وجه ترسناک خود، به مسائل روانشناسی و طنز هم می‌پردازد که در نوع خود جالب‌توجه است. استیون مک‌هتی، ستاره بی‌چون و چرای این اثر سینمایی محسوب می‌گردد.
    «شبانه می‌آید» یا «It Comes at Night» محصول 2017
    یکی از فیلم‌های حس‌محور آخرالزمانی که عجله‌ای برای روایت داستانش ندارد. «شبانه می‌آید» یکی از آن عناوین نادری است که نه تنها منتقدان را در برابر تماشاگران قرار می‌دهد بلکه تماشاگران را هم به دو گروه کاملاً متفاوت تقسیم می‌کند. گروه نخست، آن‌هایی هستند که تقریباً هیچ ارتباطی با فیلم برقرار نکرده‌اند و انتقاد شدیدی به خسته‌کننده‌بودن آن دارند. اما گروه دوم از هواداران جدی فیلم هستند و آن را یکی از بهترین فیلم‌های ترسناکِ آخرالزمانی چند سال اخیر می‌دانند. دو خانواده در شرایطی آخرالزمانی زندگی می‌کنند. دنیا به پایان خود نزدیک شده و هیچ چیز ثبات لازم را ندارد. آن‌ها درون یک خانه پنهان شده‌اند تا از این روزگار وحشتناک در امان باشند اما مشکل اصلی درون خانه است. به نظر نمی‌رسد راه فراری وجود داشته باشد.
    «عوارض جانبی» یا Side Effects محصول 2013
    در «عوارض جانبی» بیشتر از آن که با تأثیر ویروس‌ها بر روی انسان‌ها مواجه شویم، با این حقیقت روبرو هستیم که چگونه راه‌های درمانی که توسط انسان‌ها ساخته می‌شد، زندگی آن‌ها را دچار تغییرات جبران‌ناپذیر می‌کند. به عبارت دیگر، این فیلم تلاش می‌کند تا نشان دهد چگونه داروها به بیماری‌های خطرناک تبدیل می‌شوند. بنابراین با فیلمی پیچیده اما هیجان‌انگیز روبرو هستیم. زنی به نام امیلی تیلور به توصیه روانپزشکی که او را درمان می‌کند، مصرف داروهای ویژه‌ای را آغاز می‌کند. این داروها عوارض ناشناخته‌ای دارند. اما وقتی عوارض این داروها به سراغ امیلی می‌آیند، دچار تغییرات گسترده‌ای می‌شود. او متوجه می‌شود اختیارش را از دست داده است. این داروها مانند ویروس بدن او را به کنترل خودشان درآورده‌اند. اما اوضاع زمانی وخیم می‌شود که یک شبی امیلی در خواب، انسانی را به قتل می‌رساند.
    «تهاجم» یا The Invasion محصول 2007

    معمولاً ویروس‌های ناشناخته که به شکلی ناگهانی زندگی انسان را ویران می‌کنند، بیشتر بر روی شرایط فیزیکی و سلامت جسمانی انسان‌ها تاثیرگذار هستند. اما «تهاجم» روایت دیگری از این ویروس‌های خطرناک دارد. این فیلم تلاش می‌کند تا نشان دهد شاید بشریت باید منتظر ویروس‌های روانی هم باشد. آلودگی‌هایی که سیستم شناختی و روانی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. روایتی که به باور منتقدان، می‌توانست بهتر باشد. فضاپیمایی بر روی زمین سقوط می‌کند و ویروس بسیار مرگ‌باری را در سراسر آمریکا پخش می‌کند. تاکر کافمن، رییس مرکز کنترل بیماری‌ها، از نخستین افرادی است که این ویروس بر آن‌ها تأثیر می‌گذارد. پس از او، همسرش هم دچار این بیماری می‌شود. آن‌ها احساس می‌کنند تاثیرات این بیماری به مشکلات روانی محدود می‌شود. پس از مراجعه به یک روانپزشک، این فرضیه رنگ و بوی واقعیت می‌گیرد. اما راه واقعی درمان این ویروس روانی چیست؟
    12 میمون » یا «12 Monkeys» محصول 1995
    12 میمون در سال 1995 به کارگردانی «تری گیلیام» در آمریکا ساخته شده است. داستان فیلم درباره نقش یک ویروس مرگبار است که سال‌ها با انسان می‌ماند. در سال ۱۹۹۶ جهان به مکانی ناامن برای زندگی بشر تبدیل شده، به طوری که بیش از ۵ میلیارد نفر بر اثر یک ویروس کشنده از بین می‌روند. یک درصد باقی‌مانده از انسان‌ها نیز مجبورند برای در امان ماندن از مرگ، در زیر زمین زندگی کنند. در سال ۲۰۳۵ عده‌ای از دانشمندان برای یافتن راه‌حلی برای درمان این ویروس، زندانیان را به زمان گذشته می‌فرستند تا از نوع غیرجهش‌یافته ویروس‌ها اطلاعاتی را پیدا کنند. برد پیت، بوریس ویلیس و کی‌یرستوفر پلامر از بازیگران اصلی این فیلم هستند. این فیلم تحسین منتقدان را به دنبال داشت و در اسکار و گلدن گلوب، نامزد دریافت جایزه شد.
    «محموله» یا «Cargo» محصول 2018
    محموله در سال 2018 به کارگردانی «بن هولینگ» در استرالیا ساخته شده است. محموله داستان مردی‌ست که همسرش بر اثر ابتلا به یک ویروس ناشناخته فوت می‌کند. مرد تلاش می‌کند در این فضا تا از کودکش محافظت کند. مارتین فریمن و سوزی پورتر بازیگران اصلی این فیلم هستند.
    «من یک افسانه‌ام» یا «I Am Legend» محصول 2007
    من یک افسانه‌ام به کارگردانی «فرانسیس لارنس» در سال 2007 ساخته شده است. داستان فیلم در سال ۲۰۰۹ می‌گذرد. یک ویروس سرخک که مهندسی ژنتیک شده و به منظور درمان سرطان کشف شده، تبدیل به ویروسی کشنده می‌شود. ویروس ۹۰ درصد مردمان جهان را می‌کشد. بخشی از جمعیت باقی‌ماندهٔ جهان نیز تبدیل به موجودات جهش‌یافته‌ای شبیه زامبی‌ها می‌شوند. آن‌ها نسبت به نور آفتاب آسیب‌پذیرند. سه سال بعد از شیوع این بیماری، سروان رابرت نویل، ویروس‌شناس ارتش آمریکا که زندگی ایزوله‌ای در منهتن دارد و هنوز نمی‌داند که آیا از میان انسان‌ها کسی باقی مانده که به ویروس مبتلا نشده باشد؟

  • جدال مرغ و مجلس

    جدال مرغ و مجلس

    اکثــر کارشناســان، متهــم اصلــی نابســامانی هایــی کــه در بــازار مرغ از شــهریور ســال گذشــته شــروع شــده و تــا اکنــون ادامــه دارد را کمبــود نهــاده هــای دامــی مـی داننـد. نبـود نهـاده دامـی دولتـی در بـازار و رضایـت نداشـتن مرغداران، میـزان جوجــه ریــزی را در کشــور و به تبــع آن در اســتان کاهــش داده اســت.
    دولـت نیـز بارهـا بـا سـهمیه بندی نهـاده دامـی و تعییـن قیمـت و تشـدید نظارتهـا ســعی در کنتــرل بــازار و قیمــت مـرغ داشــت، امــا ایــن تلاش هــا بــه ســرانجام نرســیده اســت و بــا توجــه بــه اینکــه فــروش مرغ به صــورت قطعه بنــدی و خــارج از قیمــت مصــوب در اســتان ممنــوع اعــلام شــد، مــردم بــرای خریــد ایــن محصـول مجبــور شــدند بــه فروشــگاه های معــدود تعیین شــده در شـهر مراجعه کننـد و ایــن مســئله بــه تشــکیل صف هــای طولانــی خریــد مرغ منجــر شــد.
    در نهایـت مجلـس، تصمیمـات غیرکارشناسـی رئیس جمهـور، ضعـف نظـارت وزارت کشـور، تصمیمـات غیرکارشناسـی وزارت صمـت، تصمیمـات ناصحیـح وزارت جهـاد و عـدم تأمیـن ارز مـورد نیـاز واردات را پنـج دلیـل وضعیـت نابسـامان بـازار مـرغ در سـطح کشـور معرفـی کـرد و نـام متهمـان مرغی را بـه قضـا ارایـه داده اسـت.

  • نرخ تورم نقطه‌ای درفروردین به حدود ۵۰ درصد رسید

    نرخ تورم نقطه‌ای درفروردین به حدود ۵۰ درصد رسید

    به گزارش گروه اقتصاد مجله خبری اینهفته؛ بر اساس این گزارش هر سه نوع تورم سالانه،‌ نقطه به نقطه و ماهانه در فروردین ماه افزایش یافته است.

    منظور از نرخ تورم نقطه‌ به نقطه درصد تغییر قیمت‌ها از فروردین ماه سال ۱۳۹۹ تا فروردین ماه امسال است که نشان می‌دهد خانوارهای ایرانی در اولین ماه امسال به طور متوسط ۴۹/۵ درصد بیشتر از فروردین پارسال برای خرید مجموعه کالاها و خدمات یکسان هزینه پرداخت کرده‌اند.

    بر اساس گزارش مرکز آمار، نرخ تورم نقطه‌ای فروردین ماه برای خانوارهای روستایی ۵۳ درصد و برای خانوارهای شهری ۴۸/۸ درصد بوده.

    جواد حسین زاده، رئیس مرکز آمار ایران گفته است: “عمده دلیل افزایش نرخ تورم در مناطق روستایی، بیشتر بودن سهم خوراکی‌ها در سبد خانوار است.”

    نگاهی به ارقام ارائه شده توسط مرکز آمار حاکی از افزایش قیمتها نسبت به اسفند ماه پارسال است؛ این سازمان نرخ تورم سالانه فروردین امسال برای کل خانوارهای ایرانی را ۳۸/۹ درصد اعلام کرده است که نسبت به اسفند ماه ۲/۵ درصد بیشتر شده است.

    منظور از نرخ تورم سالانه، درصد تغییر میانگین قیمت‌ها در یک سال منتهی به ماه مورد نظر (فروردین) است.

    بیشترین افزایش قیمت طی یکسال اخیر مربوط به روغن بوده که قیمت آن از فروردین پارسال تا اولین ماه ۱۴۰۰ حدود ۱۰۹ درصد گرانتر شده است.

    در گروه خوراکی‌ها گوشت، ماهی و چای بالای ۷۰ درصد در همین مدت شاهد بالا رفتن قیمت بوده‌اند.

    طی ماههای اخیر مشخصا دو کالای روغن و مرغ شاهد افزایش قیمت و صفهای طولانی بودند که یکی از دلایل آن تصمیم کمیسیون تلفیق بودجه سال ۱۴۰۰ درباره حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی و در نتیجه احتمال مشمول شدن این کالا با نرخی بالاتر از ارز دولتی بود.

    گزارش اخیر در حالی منتشر شده که صندوق بین‌المللی پول پیشتر از افزایش تورم در ایران در سال جاری خبر داده بود؛ این سازمان تخمین زده که نرخ تورم ایران در سال جاری (میلادی) به ۳۹ درصد برسد؛ این نهاد نرخ تورم در سال گذشته را ۳۶/۵ درصد اعلام کرده بود.

    این در حالیست که بانک مرکزی ایران هدف تورمی امسال را ۲۲ درصد (با ۲ واحد نوسان مثبت و منفی) تعیین کرده است.

    تورم ۳۶/۴ درصدی سال ۱۳۹۹ دومین تورم بزرگ چهار دهه اخیر ایران بوده است. بالاترین نرخ تورم پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ مربوط به دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۷۴ است که ۴۹/۴ درصد بود؛ دولت حسن روحانی در سال‌های اول به لطف گشایش‌های اقتصادی پس از برجام توانسته بود برای مدتی نرخ تورم را کاهش دهد که بعدا با شدت یافتن تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی با جهش همراه شد.

  • دو خبر ‘امیدوارکننده’ از درمان سرطان مغز

    دو خبر ‘امیدوارکننده’ از درمان سرطان مغز

    به گزارش گروه سلامت مجله خبری اینهفته؛ در بریتانیا، یک روش ترکیبی درمان تومور مغزی، مرکب از شیمی‌درمانی و داروهای ایمونوتراپی (ایمنی‌درمانی) بر روی دو بیمار مبتلا به سرطان پیشرفته مغز در بیمارستان رویال مارسدن لندن، نتیجه مثبت داشته است.در یکی از این دو مورد، به نظر می‌رسد تومور سرطانی، پس از انجام درمان ترکیبی، ناپدید شده است.

    پزشکان در انستیتوی تحقیقات سرطان (کنسر ریسرچ) بریتانیا و بیمارستان رویال مارسدن لندن تاکید می‎کنند که این تحقیقات هنوز در مرحله بسیار ابتدایی است، اما می‌گویند که چنین پاسخ خوبی در بیماران در آزمایش‌ اولیه یک روش درمانی، رویدادی نادر است.

    در فاز یک این آزمایش بالینی، ۱۰ بیمار شامل بودند که همه آن‌ها دارای گلیوبلاستوما، یعنی سرطان بدخیم و کشنده مغزی بودند؛ مشابه همان تومور مغزی که بو بایدن، پسر رئیس‌جمهور کنونی آمریکا را کشت و جانِ پل ریتر، بازیگر سریال چرنوبیل را گرفت.

    یکی از این بیماران، مردی ۵۹ ساله به نام همیش میکورا از وست ساکس بریتانیاست که در ماه اوت سال ۲۰۱۸ به گلیوبلاستوما مبتلا شده بود.در اسکن پس از درمان بالینی آزمایشی بر روی مغز آقای میکورا، نشانه‌ای از تومور بدخیم مغزی دیده نمی‌شود.

    خبر امیدوارکننده دیگری هم در همین راستا، ازفلسطین اشغالی می رسد.دانشمندان در دانشگاه تل‌آویو می‌گویند به کشف مهمی در مبارزه با سرطان دست یافته‌اند.

    پژوهشگران این دانشگاه با شناسایی نارسایی سیستم ایمنی مغز که زمینه ابتلا به سرطان مغز را فراهم می‌کند، توانسته‌اند از گسترش گلیوبلاستوما (شایع‎ترین تومور کشنده مغزی) جلوگیری کنند.

    این نارسایی از پروتئینی به نام (SELP P-Selectin) ناشی می‌شود که پژوهشگران از آن برای بازگرداندن فعالیت طبیعی مغز و جلوگیری از گسترش سرطان استفاده کرده‌اند.