دسته: سینما

  • المپیاد آنلاین

    المپیاد آنلاین

    دریا قدرتی پور- در دوران کرونا زده امروز تمامی فستیوال ها آنلاین شده و به شکل مجازی برگزار می شود. شاید این اولین تجربه از جشنواره بین المللی فیلم های کودک و نوجوانان است که به این شکل قرار است برگزار شود و شاید گامی نو در برگزاری این فستیوال باشد .
    به گفته مدیر اجرایی المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران با تجربه‌ای که از کار با نوجوانان به دست آوردیم و با توجه به پاندمی موجود و اینکه حضور در مجامع عمومی برای هیچکس امن نیست، تغییراتی را پیش رو خواهیم داشت و این تغییرات، در کارگاه‌های عملی آنلاین بروز و ظهور خواهد یافت.
    به گزارش اینهفته، به نقل از ستاد اطلاع‌رسانی جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، «سهیلا عسکری» گفت: اگر به روند برگزاری این رویداد توجه کنیم، در دوره اول، المپیاد با تولید فیلم شروع شد. نوجوانان فیلم‌هایشان را ساختند و با کارهایشان در المپیاد شرکت کردند. در المپیاد دوم، نوجوانان ابتدا با ارائه فیلمنامه شرکت کردند، به این شکل که فیلمنامه‌هایی که نوشته بودند را بر اساس فراخوان به المپیاد ارسال کردند و در ادامه از نوجوانانی که فیلمنامه‌هایشان پذیرفته شد، دعوت شد تا در کارگاه‌های یک هفته‌ای که در دفاتر انجمن سینمای جوانان در سراسر کشور تشکیل شد، شرکت کنند و روی فیلمنامه‌های آنها کار شد. در نهایت، فیلمنامه‌ها تبدیل به فیلم شد و فیلم‌ها در المپیاد شرکت کردند. البته در المپیاد دوم، بخش فیلمنامه هم در کنار بخش فیلم وجود داشت اما بخش فیلم، پرقدرت‌تر و با تمرکز بیشتری برگزار شد.
    خلاقیت و پویایی ذهن و پرورش ایده ناب
    او در ادامه افزود: در المپیاد سوم، فیلم از اهمیت برخوردار بود اما تمرکز بر ایده بود. البته در دوره سوم المپیاد تلاش کردیم نوجوانان به سمت خلاقیت و پویایی ذهن و پرورش ایده ناب سوق داده شوند و از طرفی، بر تجربه زیسته نوجوانان به عنوان اولین قدم در نگارش و تولید تمرکز شد.
    عسکری تأکید کرد: در المپیاد سوم، دستیابی به راه خوب نوشتن و پرورش یک ایده توسط نوجوانان در دستور کار بود و این موضوع در سال گذشته به خوبی اتفاق افتاد. ایده‌هایی که به دست ما رسید بررسی شد و آن دسته از آثاری که به المپیاد راه پیدا کردند، در گروه هشت نفره، به صورت تیمی، با راهنمایی مربیان و منتورها پرورش یافت، بازنویسی شد و مجددا توسط خود گروه مورد بررسی قرار گرفت.
    عضو شورای سیاستگذاری المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران در ادامه با اشاره به چشم‌انداز چهارمین دوره این رویداد اظهار داشت: در دوره چهارم با تجربه‌ای که از کار با نوجوانان به دست آوردیم و با توجه به شرایط کنونی جامعه، پاندمی موجود و اینکه حضور در مجامع عمومی برای هیچکس امن نیست، تغییراتی را پیش رو خواهیم داشت و این تغییرات، در کارگاه‌های عملی آنلاین بروز و ظهور خواهد یافت.
    او ادامه داد: در پی تجربه موفق سال پیش، امسال هم علاوه بر فیلم، بر ایده تمرکز خواهیم داشت و امیدواریم فیلم‌های خوبی را از نوجوانان ببینیم. از طرف دیگر، نگاه کنجکاو، تیزبین، بی پروا به پیرامون، خانواده، مسائل روز، محیط عمومی و… ما را ترغیب می‌کند تا بتوانیم به دنیا، از دریچه ذهن نوجوانان نگاه کنیم.
    روش های ذهنی و ایجاد خلاقیت
    مدیر امور جشنواره‌های انجمن سینمای جوانان ایران با بیان این که در دوره چهارم تلاش بر این است که المپیاد به همان شیوه سال قبل و با حضور منتورها برگزار شود، گفت: این یکی از روش‌های موفق آموزشی در دنیاست و سال گذشته ما نتیجه خوبی از این روش گرفتیم. نوجوانان هم از آن دوره رضایت داشتند. بنابراین در کلیت موضوع تغییر نخواهیم داشت؛ اما به لحاظ شرایط عمومی جامعه، امسال ما کارگاه حضوری نداریم و قرار است همه برنامه‌ها به صورت آنلاین برگزار شود.
    عسکری ادامه داد: نوجوانان به همان صورت سال قبل در گروه منتورها حضور خواهند داشت و‌ به شیوه کار گروهی دوره را می‌گذرانند. آثارشان داوری می‌شود و برگزیده‌ها معرفی می‌شوند… بنابراین خانواده‌ها و نوجوانان نباید نگرانی خاصی بابت شرکت در این رویداد آنلاین داشته باشند.

    المپیاد آنلاین
    المپیاد آنلاین

    او در خصوص روش منتورینگ اظهار نظر کرد و گفت: این همان فرایند آموزش است با این تفاوت که گاهی اوقات بسیار کوتاه‌‌تر از دوره آموزشی است. شکل غیررسمی دارد و عملی انجام می‌شود. در حقیقت منتور به صورت عملی یک دانش و مهارت را منتقل می‌کند. این همکاری مشارکتی باعث تقویت ذهنی، بحث و تبادل نظر می‌شود و به تنوع روش‌های ذهنی می‌رسد. در دوره سوم المپیاد این روش انتخاب و به کار گرفته شد که در پایان دوره شاهد ارتقای قابل‌تأمل ایده‌های رسیده بودیم و برای شرکت‌کننده‌ها هم این کارگروهی قابل‌توجه بود. نوجوانان متوجه شدند موضوع را می‌شود از چندین زاویه مشاهده کرد و بهترین آن را برگزید. این یعنی به هدفی که در نظر داشتیم رسیدیم و امسال هم همان شیوه را با اندکی تفاوت اجرا خواهیم کرد.
    ایده از خانه تا سینما
    عضو شورای برنامه‌ریزی محتوایی المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران با طرح این موضوع که نوجوانان می‌توانند برای یافتن یک ایده از محیط خانه خود شروع کنند، اظهار داشت: بسیاری از اتفاقات هستند که خود یک موقعیت جذاب و جالب ایجاد می‌کنند و می‌توانند به یک فیلم خوب تبدیل شوند. فیلم‌های مطرح سینما هم از یک ایده کوتاه شروع شده است. همه ما باید خوب نگاه کردن را تمرین کنیم و به مشاهده‌گران خوبی بدل شویم. اگر این را تمرین کنیم، می‌بینیم اطراف ما روزانه پر از اتفاقاتی است که هر کدام می‌تواند دستمایه یک فیلم خوب شود.
    عسکری با بیان این که المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران یک رویداد نوپاست، گفت: در دوره‌های اول هر رویداد، نمی‌توان نتیجه را به‌طور دقیق پیش‌بینی کرد؛ اما پس از سه دوره باید گفت که المپیاد تقریبا مسیر اصلی را پیدا کرده است. ضمن آن که امسال در محتوای آموزشی اندک تغییرات و به روزآوری‌هایی خواهیم داشت. این یک رویداد کاملا آموزشی است، گرچه رقابت، جایزه و مدال حلاوت هر دوره از المپیاد است.
    او در ادامه با اشاره به پرداختن المپیاد به ماجرای کرونا در دوره چهارم و اعلام آن در فراخوان المپیاد، گفت: امسال یکی از موضوع‌های مهم که می‌تواند دستمایه نگارش ایده و تولید فیلم شود؛ بیماری فراگیر کرونا است. این بیماری به یک معضل جهانی تبدیل شده و قطعا همه خانواده‌ها با این موضوع درگیر هستند. ساده‌ترین تغییری که این بیماری ایجاد کرده، خانه‌نشینی بچه‌ها و تعطیلی مدارس است. این خود موجب اتفاقات مختلفی شده است. علاقه‌مندیم این داستان‌ها را از نگاه متفاوت نوجوانان ببینیم. علاوه بر آن، زاویه دید نوجوانان به موضوع‌های مختلف و روش‌های حل مساله آن‌ها در شرایط پیچیده امروز، قابل تأمل و بررسی است.

  • سینمای ایران ناتوان در برخورد با قتل های نرسالاری

    سینمای ایران ناتوان در برخورد با قتل های نرسالاری

    محمد بندرعباسی:

    اینکه مردی زنی را بکشد که اتفاقا با اونسبت نسبی یا سببی دارد قبل از هر قضاوتی یک گمانه را در اذهان دور و نزدیک، آشنا و غریبه یا حتی دوست و دشمن متبادر می سازد؛ «قتل ناموسی» یا به قول «کامبیزنوروزی» حقوقدان، «قتل های شرافتی.» پدیده ای شوم که بیش از هر کاستی ناشی از فقر فرهنگی و کم خردی ناشی از مردسالاری یا به قول دکتر «احمد پدرام» نر سالاری است. در واقع این طور می شود گفت که قتلهای ناموسی یا شرافتی که بهارمان را زمستان کرد ، حکایت از وجود لایه های بسیار تیره و تاریک در حیات اجتماعی ایران دارد که افزون بر دردناک و هراسناک بودن مضاعف این قتل ها (قتل یک عضو خانواده به دست عضوی دیگرکه غالبا عناصر اناث توسط عناصر ذکور آن هم با میلگرد و تبر و داس و تفنگ به قتل می رسد) پیامدهای آنها مثل فروپاشی خانواده ها، داغهایی را برای خانواده و جامعه ابدی میسازند و در این قبیل خانواده ها که بستر چنین جرایمی هستند مرد ناچار است برای اعاده حیثیت از دست رفته یا لکه دار شده خانواده ( از سوی یکی از زنان خانواده) او را بکشد. در این بین – واژه نامبارک «غیرت» روی والد شوم خود که کلمه تعصب است می آید تا هر
    فعلی با هر اسلحه ای را بدیهی سازد
    تراژدی شوم و تلخی که «محمد آقا زاده» منتقد و مدرس سینما در ماهنامه دنیای تصویر و در نقد محتوایی فیلم سینمایی قیصر به آن تاخت؛ …«این چه فعلی است که باید تجاوزی انجام شود، قتل یا قتل هایی صورت بگیرد تا مرد یا مردانی غیرتمند جلوه کنند.»… به قول مصطفی داننده روزنامه نگار و فعال اجتماعی …« غیرت مساوی با خشونت نیست. لطفا جهل را غیرت تعریف نکنیم. همسری که سر زنش را کنار رودخانه میبرد، پدری که با داس دخترش را به قتل میرساند و یا پدری که به خاطر دیر آمدن دخترش او را به کام مرگ میکشاند را غیرتمند ننامیم. نگوییم مرد است و غیرتاش! به خدا که نام این رفتار غیرت نیست.
    اشتباه فهمیده ایم. اشتباه به ما منتقل کرده اند. برخی مردها به خاطر غیرت آبروی دیگر مردها را هم میبرند. دستهایی که به خون آلوده میشوند، دستهای یک مردغیرتی نیست. دستهای مرد غیرتمند برای در آغوش کشیدن دختر و همسرش و در حمایت از آنها باز میشود…. » این در حالی است که به دلایلی نمی دانیم در سال جاری ماجرای چند قتل ناموسی در رسانه ها بولد شد. گزارش هایی که به سرعت برق و باد در فضاهای مجازی «ترند» شد تا طرح ها و لوایح حمایتی از زنان را در ایران که یکی از حلقه های مفقوده قوانین است دوباره از زیرین ترین گزینه های زیرمیز به روی میز بیاورد ولی گویا اگر قتلی رخ ندهد و داسی به آسمان نرود کسی آن را دنبال نمی کند ، هر چند رئیس تحول خواه دستگاه قضا گفته بود « در فقره پرونده رومینا اشرفی باید عبرت آموز عمل شود.

    سلبریتی های آفلاین با خون فالوور دارند

    در این حین البته نباید از دوز بالای عنصر درام در این قبیل گزارش ها غافل شد، همان عنصری که در فضای رسانه های رسمی و غیر رسمی یا خودی و غیرخودی این سوژه ها را بسیار بیشتر از بقیه سوژه ها داغ می کند و شاید همین التهاب است که منطق را قربانی فشار افکار عمومی می کند و بعد از چند روز سوژه داغ دیگری خون «رومیناها، فاطمه ها و ریحانه ها » را می شوید و می برد. اینجاست که داغ ها بر دل ها می ماند و خون ها بر داس ها می خشکد و حمایت های قانونی به همان گزینه های زیرمیز برمی گردد. فقط آنچه می ماند اظهارنظرهای بی منطق و احساسی است که پیج ها و صفحات حاوی اخبار قتل های ناموسی را ترند می کند تا دخترکان و زنان به قتل رسیده بعد از مرگ دردناک شان در شبکه های اجتماعی سلبرتی شوند ، سلبریتی های آفلاینی که با خون خود فالوور جذب می کنند.

    سینمای ایران و قتل های ناموسی در سینمای بعد از انقلاب

    اما نکته جالب در این میان هشدارها و واکنش هایی است که سینمای ایران به این موارد نشان می دهد. یکبار با فیلمی مثل «عروس آتش» خسرو سینایی و یکبار با سینمایی «بمانی» ساخته داریوش مهرجویی. جالب اینجاست 10سال بعد از ساخت سینمایی جنجالی سینایی که اکران آن در برخی شهرهای خوزستان ممنوع شد آمارهای منتشره از خبرگزاری ایسنا خبر از قتل ناموسی 375 الی 450 زن می دادند، آماری که اعلام می کرد این عدد 20 درصد از مرگ زنان را در شهر اهواز تشکیل می دهد و تازه در شهرهای  استانی مثل کردستان این آمارها را حتی نمی توان رصد کرد!

    به عنوان مثال اردیبهشت سال 1393 هادی مصطفایی، معاون وقت مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی گفته بود که حدود 19درصد قتل ها در کشور با انگیزه ناموسی صورت میگیرد. به گفته این مقام پلیس حدود 62 درصد «مقتولان زن به دست بستگانشان» به قتل رسیده اند، که البته آمار شفاف و روشنی از توزیع جغرافیایی آن در دست نیست!
    کار سینما با این قبیل جنایت ها تمام نشد چرا که در مرور ژانر اجتماعی سینمای ایران آثاری شاخص هست که اتفاقا هربار در زمان اکران بحث برانگیز شده اند و بعضا کارشان به درگیری های سیاسی بین سیاسیون هم کشیده شده است که معروف ترین آنها «خانه پدری» کیانوش عیاری بود. البته آثاری مثل «گیس بریده» جمشید حیدری یا «مغزهای کوچک زنگ
    زده» هومن سیدی و «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» ساخته فرزاد موئتمن هم فیلمهای مطرحی در این حوزه هستند.
    این در حالی است که نسبت دادن «قتلهای ناموسی» علیرغم استمرارش در ساختار اجتماعی ایران، روی پرده سینما، بدون شناخت اجتماعی و در نظر گرفتن فرهنگ عامه و تاریخ، ارتجاعی به نظر میرسد و دایره این ارتجاع با نوعی بررسی ژورنالیستی سطحی توأم است. جواد طوسی، منتقد سینما و قاضی پیشین دادگاه های خانواده در این باره معتقد است که «اگر با نگاه واقع بینانه مرور اجمالی بر سینما داشته باشیم که فیلمها از ارزشهای مضمونی، ساختاری و اجرایی برخوردار باشند، تعداد فیلمها اندک است. البته این مسئله به بضاعت سینمای ما بازمی گردد که در یک شکل درست و بنیادین بخش خصوصی تعریف نشده تا از کارآمدی برخوردار باشد و در نگاه کلان حرفه ای سراغ مضامینی برود که بخشی مبتنی بر رئالیسم صرف اجتماعی، گونه شناسی و همچنین نگاه فرمالیسیتی باشد.» او در دفاع از اثر برجسته عیاری می گوید : «خالق اثر نگاه دغدغه مند دارد و رفتار ایجابی در این سالها مورد برخورد نامنعطف سلبی قرارگرفته است. خانه پدری جدا از قسمتی که خشونت فیزیکی عریان نمایان شده نگاه کاملا آسیب شناسانه اجتماعی تاریخی دارد.» با پذیرش این موارد لازم به ذکر است که تعداد فیلم ها در سیر تاریخی استثناست و نمی تواند در چرخه تولید قراربگیرد. در واقع مسئله متوجه سیاستگذاران و مدیران فرهنگی است؛ چرا که تداوم آزمون و خطا سعه صدر و آشتی پذیری سالم میان مدیر فرهنگی و فرهنگساز صورت نگرفته است. سینمای ما مبتنی بر سیاستگذاری دولتی است لذا باید مطالبه به حق داشته باشیم که فیلم سازانی که نگاه فرهنگی دارند جدی گرفته شوند.

    پرده آخر یا تیتراژ پایانی

    با وجود همه این دیدگاه ها برخی اعتقاد دیگری دارند و همین آثار  اندک تولید شده در این گونه را نه تنها نمی پسندند که با تولیدشان مخالف اند. این افراد نه سیاسیون اند که دنبال موج سواری رسانه ای باشند و نه دلواپسان جامعه اند. لیلا شعبانی که منتقد و مدرس سینماست معتقد است : «مدیوم پیشروی سینما قرار است انگاره های کنشگرایانه ضد عرفی و گاهی ضد شرعی را از جامعه پاک کند نه اینکه به آن نسبت دهد. سینما مدیوم بسیار مهمی است که در معرض جهانیان قرار دارد و سایر کشورهای جهان برای رفتارشناسی یک ملت، فرهنگ آنها و شناخت تاریخ به فیلمهای سینمایی تولیدشده در کشورشان مراجعه میکنند. نمایش قتلهای ناموسی در قالب اثر نمایشی تصدیق نکاتی است که در خارج از کشور به فرهنگ ایرانی نسبت میدهند که نمونه شاخص این نسبت دهی را در فیلم گذرگاه (crossing over) از وین کرامر محصول 2009 میتوان جستجو کرد یا فیلم «بکارت» از سعید خوزه که مسئله قتل های ناموسی را به شکلی به بدنه فرهنگ ایرانی، نسبت میدهند ؛ حال آن که مستقل از تغییرات سیاسی، بدنه اجتماعی ایران رشد و نموی نداشته است». از این منظر هم می توان ورود سینما به قتل های ناموسی را نقد کرد؛ ً چرا که شکل ارتجاعی قتل ناموسی در فیلم ها معمولا درپی روابط عاشقانه غیرمجاز، خیانت به همسر، زنا و از دست رفتن بکارت و نمونه های مشابه رخ میدهد که گواهی بر این نکته که زنی گناهی مرتکب شده است و مرد می تواند در عصبانیت او را بکشد!!

    سینمای

    این هفته | inhaftemag.com

  • ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    همین چند ماه پیش، وقتی که هنوز در تدارک نوروز و تردید های قرنطینه بودیم، اگر کسی از « اکران آنلاین » در ایران حرف می زد، سینمایی ها در ذهن شان عجایب هفتگانه را هشتگانه می پنداشتند؛ که خب البته حق هم داشتند، اما این اتفاق در کمال ناباوری افتاد.

    امروز آنقدر اکران آنلاین بدیهی شده که از ابراهیم حاتمی کیا اوجی» اش تا سیروس الوند با «آنجا همان ساعت» که ِبا «خروج بسیارمخالف این پدیده است، همه به صف شدند.

    راه دومی در کار نیست

    یکی از موافقان این شیوه نوین که اتفاقا از اقتصاد اندیشان سینماست؛ علی سرتیپی است. او مدیر شرکت پخش فیلمیران و یکی از تهیه کنندگان پر کار و تا حدود زیادی پول دار» لقب دارد که معتقد است : «من اینطور فکر می کنم اگر بخواهیم آنی و فوری با قضیه کرونا در صنعت سینما برخورد کنیم، باید قضیه اکران آنلاین فیلم ها را جدی تر بگیریم چون در حال حاضر راه دومی وجود ندارد». البته حق با اوست، اما از یاد نبریم که اکران آنلاین می تواند اوضاع سینماها را از لحاظ اقتصادی با چالش روبرو کند و سینماداران برای جذب مخاطب باید راه های نوین تری را به کار گیرند.

    من به این چالش تن می دهم ؛ ناچارم و موافق

    رامبد جوان که سمت های گوناگونی در همه قالب های نمایشی را تجربه کرده است، دومین تهیه کننده ای بود که پا در وادی اکران آنلاین گذاشت. او که به همراه محمد شایسته تهیه کننده و سرمایه گذار سینمایی «طلا» بودند در این جایگاه ایستاد و با اعلام اینکه « من به این چالش تن می دهم ؛ ناچارم و موافق» گفت : « ببینید طبیعی است با هیچ فناوری دیگری نمی شود فیلمی که برای پرده عریض تولید شده را دید و همان کیف را برد چون به اعتقاد من لذت تجربه یک اتفاق جمعی و حضور دراجتماعاتی همچون سالن سینما و لذت تماشای فیلم به همراه خانواده را نمی توان با فناوری های نوین از بین برد، اما در حال حاضر راه دیگری هست؟» جالب است بدانید که سینمایی «طلا» به کارگردانی پرویز شهبازی، فیلمی در ژانر اجتماعی است که از چهارشنبه 10 اردیبهشت به اکران در سینمای آنلاین رسید و با گذشت 48 ساعت، از مرز 50 هزار بلیت گذشت.

    رویایی که «نتفلیکس» محقق کرد

    البته با احترام به این دو دیدگاه از یاد نبریم که چالش بر سر «اکران اینترنتی» و نسبت آن با «هنر صنعت سینما» در جهان هم چندان پدیده تازه ای نیست. کم نیستند فیلمسازان بزرگ و پیشکسوت سینما از استیون اسپیلبرگ گرفته تا مارتین اسکورسیزی در هالیوودی ها تا داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی در سینمای وطنی که گاه از سر افسوس و گاه با لحنی تند و صریح بر اصالت «فیلم دیدن در تاریکی سینما» تأکید کردند تا شاید جلوی این تغییر را بگیرند، ولی این در حالی بود که قدرت فضای مجازی بهترین پشتوانه برای عبور از سنت فیلم دیدن در سالن سینما به شمار می رود.

    شاید اگر همین بزرگترها کمی به قول جوان ترها «گجتی» تر بودند، آنقدرها هم به این فرم و مدیوم اصرار نمی کردند. به یاد داشته باشیم که نتفلیکس که در آغاز یک شرکت اینترنتی «سفارش فیلم» بود، با بهره گیری از تجربه «تلویزیون های کابلی» توانست بر بستر اینترنت، فضایی را ایجاد کند که مخاطبان در هر نقطه ای از جهان بتوانند به جای سفارش فیلم و دریافت نسخه دی وی دی آن، به صورت آنلاین فیلم درخواستی خود را از طریق تلویزیون، رایانه شخصی و یا حتی تلفن همراه به تماشا بنشینند و این شاید چیزی شبیه کابوس برای فیلمسازانی بود که زمانی می گفتند «مگر می توان لذت وسترن را جز روی پرده نقره ای بزرگ درک کرد؟»، اما حکم تحقق یک رویا را برای نوجوانان و جوانان عصر اینترنت داشت!

    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران
    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران  ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    آقایانی کاتولیک تر از پاپ

    به قول یکی از سینما گران « برخی از دوستان سینماگر ما برای پرده سینما تقدسی قائل اند که میزان آن از کسانی که این پرده را خلق می گوییم که فلانی کاتولیک تر از پاپ ً کرده اند بیشتر است! اصطلاحا است؛ سینما یک ابزار است؛ چرا باید تقدس داشته باشد؟ این ابزار تا زمانی قابل استفاده است که پاسخگوی نیازهای ما باشد؛ اگر زمانی پاسخگوی نیازهای ما نباشد باید آن را تغییر دهیم». این بجث که مطرح شد خیلی زود محمدقاصد اشرفی، رئیس انجمن سینماداران در گفت و گویی که با یکی از خبرگزاری ها داشت خیلی محترمانه تهدید کرد: «صاحبان آثار سینمایی مجاز هستند که فیلم های خود را به هر نحوی که تمایل دارند در اختیار مخاطبان سینما قرار دهند، اما فیلمی که در در آینده ًفضای مجازی و یا شبکه نمایش خانگی ارائه شده باشد، قطعا در سینماها اکران عمومی نخواهد شد.»

    توقیفی هایی که پای کار آمدند!

    همین  4 سال پیش بود که فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا» به کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا کاهانی توقیف شد و هیچ زمان نتوانست رنگ پرده را به خود ببیند. هر چند او به این روال عادت دارد، اما کاهانی در طی این سال ها تلاش های بسیار زیادی برای اکران فیلمش کرده و همیشه به دربسته خورده است. آخرین بار هم وقتی محکم پشت این در بسته میخکوب شد که محمدحسین لطیفی از اعضای شورای پروانه نمایش آب پاکی را روی دست کاهانی ریخت و گفت: «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» امکان اصلاح ندارد و بنابراین مجوز نمایش نخواهد گرفت». با این وجود و به رغم چنین حرفی کاهانی برای اکران آنلاین این فیلم ابراز تمایل کرده است. در بخشی از صحبت های او در صفحه اینستاگرامش خطاب به مردم آمده است: «پس از چند سال انتظار، توقعی ندارم جز اینکه شما – بدون سانسور- تماشاگر فیلم باشید. وقتی می گویید فیلم را اینترنتی پخش کنم، مطمئن باشید من هم به آن فکر کردم و اگر مانعی نباشد لحظه ای درنگ نمی کنم. این اثر متعلق به شماست. شما که هر روز در حال پیشرفت فکری و اجتماعی هستید و من خجالت می کشم محصول فکری پنج سال گذشته ام را از شما دریغ کنم».

    «صد سال به این سال ها» دیگر فیلم توقیفی است که متقاضی اکران ششمین دوره جشنواره فیلم فجر آنلاین شده است این اثر در بیست و رونمایی شد، اما بعد از آن با وجود داشتن مجوز اکران فرصت اکران عمومی پیدا نکرد. اما اکنون بعد از  13 سال مرتضی شایسته تهیه کننده این اثر از برنامه ریزی برای اکران آنلاین این فیلم خبر داده است. فیلم کمدی _سیاسی «منشی مخصوص من» نیز متقاضی اکران  آنلاین شده است. (منشی مخصوص من) که 6 سال پیش ساخته شده از حضور بازیگرانی چون؛ حسام نواب صفوی، سیروس گرجستانی و ساناز سماواتی بهره گرفته است. صالح دلدم، کارگردان این فیلم درباره انگیزه هایش برای اکران آنلاین «منشی مخصوص من» به ایلنا گفته است: ((صددرصد فیلم قاچاق می شود، اما با وجود 6 سال توقیف و سنگ اندازی های بسیار برای جلوگیری از اکران، چاره ای جز اکران فیلم ندارم. در واقع به مرگ گرفته اند که به تب راضی شدم.» علاوه بر موارد که ذکر شد فیلم های «خیابان های آرام» به کارگردانی کمال تبریزی، «رستاخیر» ساخته احمدرضا درویش، «خصوصی» ساخته محمدحسین فرح بخش و «کاناپه» به کارگردانی کیانوش عیاری دیگر آثاری هستند که در چند سال اخیر توقیف شده اند و همچنان وضعیت نمایششان مشخص نیست. در این بین شاید اکران آنلاین بتواند یک فرصت طلایی باشد.

    پرده آخر : طعم شیرین حمایت و لذت «اوج» نشینی

    این موارد هر چند قرار است مروری باشد به این پدیده که احتمالا تا انتهای نیمه نخست سال یک شیوه جا افتاده خواهد شد ولی باید تاکید کرد سینمای صد در صد دولتی ما که به قول فراستی «سود در تولید است و نه اکران» همچون مولودی دارای نواقص ژنتیک است که باید تا ابد از آن حمایت شود. شاید به همین دلیل است که سازمان سینمایی به آثاری که تن به اکران آنلاین دادند 300 میلیون کمک کرد تا کمتر کمر خم کنند ولی گفت به آثار دولتی کمترین کمکی نمی کند. اما باید سوال کرد آیا چنین حمایت هایی سینماگران متمایل به بخش خصوصی را دولتی تر و به اصطلاح «اوج» نشین نمی کند؟! خودمانیم طعم فروش میلیاردی با امکان به کارگیری همه ابزارها لذیذ و شیرین است.

    محمد بندرعباسی

    این هفته | inhaftemag.com

  • 10 حقيقت مخفی سريال خانه کاغذی

    10 حقيقت مخفی سريال خانه کاغذی

    سریال Money Heist که یک درام هیجان انگیز است توانسته طرفداران بسیار زیادی را از سراسر جهان جذب خود کند.

    به گزارش گروه فضای مجازی این هفته و به نقل از 30 نما وب، خانه کاغذی با طراحی شخصیت های مناسب و همینطور پیشرفت آنها در هر قسمت، تنش و هیجان بسیار مناسبی را ایجاد کرده است که بیننده را مجذوب خود می کند. در این مطلب به سری حقایق و فکت هایی میپردازیم که ممکن است پیش از این درمورد سریال خانه کاغذی نمی دانستید، حقایقی در مورد ساخت سریال و همینطور جزئیات مخفی. اگر علاقه ی بسیار زیادی به سریال خانه کاغذی دارید پس همراه ما باشید.

    1-  نزدیک بود کنسل شود

    سریال فوق در می 2017 منتشر شد.این سریال با شروع بسیار خوبی که داشت، توجه بسیار خوبی را به خود جلب کرد و نمرات بالایی را توانست کسب کند. اما با ادامه ی سریال امتیازات شروع به افت کردند. قسمت پایانی فصل اول که قرار بود یک پایان باشکوه باشه با از دست دادن بسیاری از تماشاگران آنچنان هم باشکوه نبود. تا اینکه نتفلیکس، ناجی سریال شد و توانست با جذب تماشاگر برای این سریال،خانه کاغذی را برای فصل های سوم و چهارم هم تمدید کند.

    2- نویسندگی موازی

    بسیاری از سریال ها فیلم نامه های خود را به طور کامل می نویسند و بعد از تمام شدن نویسندگی فیلم نامه، کارهای پخش را انجام می دهند. اما در مورد سریال خانه کاغذی اینطور نیست. نویسند های سریال قصد داشتند تا با دیدن عکس و العمل بیننده ها بعد از مشاهده ی هر قسمت، روند نوشتن خود را برای قسمت های بعدی تغییر بدهند. اینکار باتوجه به ریسک بالایی که دارد به نظر میرسد برای سریال سرقت پول جواب داده است.

    3- گمشده در ترجمه

    در مراحل آغازین ساخت سریال، هنگام انتخاب اسم خانه کاغذی قصد بر این بود که نامی انگلیسی هم برای انگلیسی زبانان انتخاب شود. نام سرقت پول که اصلا هیچ ربطی هم به نام اصلی سریال ندارد، انتخاب شد. نام اصلی سریال La casa de papel که به معنی خانه ی کاغذی است در مورد سرقت پول از ضرابخانه ملی اسپانیا است به همین دلیل نام Money Heist بسیار مناسب و مرتبط به نظر میرسید. البته بسیاری از مردم همچنان فکر میکنند که سرقت پول و خانه کاغذی دو سریال جداگونه محسوب می شوند.

    4- عنوان سریال

    یکی از جنبه های ساخت سریال پیدا کردن اسمی درخور سریال است، اسمی که تلفظ راحتی داشته باشد و در ذهن باقی بماند. عوامل ساخت این سریال در ابتدا اسم سرقت پول یا Money Heist را برای این سریال در نظر نداشتند بلکه اسم Los Desahuciados به معنی رانده شده ها را انتخاب کرده بودند. از آنجایی که شخصیت های سریال از نظر اجتماعی طرد شده اند به نظر میرسید که بهترین اسم برای این سریال باشد. اما در ادامه عوامل سازنده سریال تصمیم گرفتند که اسم La casa de papel /خانه کاغذی/ یا Money Heist را برای این سریال در نظر بگیرند.

    5- تغییر مکان

    در مراحل آغازین ساخت سریال قرار بر این بود که لوکیشن مورد استفاده در سریال، ضرابخانه ملی اسپانیا باشد. اما عوامل این سریال نتوانستند مجوز های مورد نیاز را از وزارت دارایی و اقتصاد اسپانیا کسب کنند، این دلیلی شد که عوامل به دنبال لوکیشن جدیدی باشند. از آنجایی که بسیاری از لوکیشن های اسپانیا منظره ایی تاریخی دارند، کار عوامل ساخت بسیار آسان شد و توانستند که لوکیشن مورد نظر خود که شبیه ضرابخانه بود را پیدا کنند. کار ضبط در شورای تحقیقات ملی اسپانیا آغاز شد و بعد از آن، بخش عمده ی سریال در استودیو ضبط شد.

    10 حقيقت مخفی سريال خانه کاغذی
    10 حقيقت مخفی سريال خانه کاغذی  

    6- توکیو 

    معمولا بهترین ایده ها توسط کارهای ساده ایی که روزانه آنها را انجام میدهیم گرفته می شوند. در سریال خانه کاغذی همانطور که اشاره کردم تمامی شخصیت های اصلی این سریال نام مستعاری دارند که بر اساس شهر های معروف دنیا مثل توکیو نام گذاری شده اند. به نظر میرسدکه پشت اینکار فکر و منطق بسیار خوبی نهفته باشد ولی باید بگم که اینطور نیست. در واقع این فکر زمانی الکس پینا، زده شد که در هنگام کار متوجه ،به سر سازنده سریال اسم توکیو بر روی تیشرت همکارش شد. چه کسی میداند منبع الهام سازنده سریال در فصل بعد چه چیزی است؟

    7- ادای احترام مخفی

    سالوادور فلیپه ژاسینتو دالی دومنک یا به اختصار سالوادر دالی که یکی از بزرگترین نقاشان سورئالیستی معروف اسپانیا بود، جایگاه ویژه ایی در اسپانیا و همینطور دنیای هنر دارد. آثار دالی که استایل عجیب و مرموزی دارد بیشتر بر علیه نظام سرمایه داری نوین بود و توانست با خلق آثاری در این زمینه، اثر بسیار بزرگی را بر دنیای هنر و همینطور اسپانیا بگذارد.

    مردم اسپانیا به داشتن همچنین فرهنگی افتخار می کنند و دوست داشتند که نام دالی دوباره زنده شود. برای اینکار ماسک های سالوادر دالی در این سریال استفاده شده است تا یاد و خاطره ی این نقاش بزرگ اسپانیایی بار دیگر زنده شود.

    8- بروز رسانی نتفلیکس

    این سریال در ابتدا بدلیل بودجه ی کم دارای صحنه های بسیار ساده و ارزان بود اما با پیشرفت بسیار چشمگیر این سریال و جذب طرفداران بسیار نتفلیکس سریال خانه کاغذی را بروز رسانی کرد.
    netflix تصمیم گرفت که با خرج بیشتر بر روی این سریال طرفداران بسیاری را جذب کند به همین دلیل با اجاره ی جزایر اختصاصی، هلیکوپتر های گران قیمت و همینطور معابد تایلندی هیجان بیشتری را به این سریال تزریق کرد که در نتیجه میزان بازدید این سریال چند برابر شد.

    9- اسم مخفی

    یکی از جنبه های بسیار جالب در مورد سریال این است که شناخته … شخصیت ها با اسم شهر های معروفی مثل توکیو و می شوند اما در مورد “پروفسور” اینطور نیست. بهتره بدانید در واقع پروفسور هم اسمی مرتبط با یک شهر دارد، بازیگر این نقش Alvaro Morte که در نقش پروفسور بازی می کند در سریال فوق ، در کنار اسم مستعار پروفسور، با اسم Vatican city نیز شناخته می شود. بهتر است بدانید که این اسم بسیار مرتبط با شخصیت و کارکتر پروفسور است، واتیکان شهری است رمزآلود و محافظت شده و همینطور پر از دانایی به همین دلیل بسیار مناسب شخصیت پروفسور است. یکی دیگر از فکت های جالب در مورد پروفسور این است که او در اصل هیچ مشکل بینایی ندارد و تنها به خاطر شخصیت پروفسور عینک میزند که عادت به اینکار یکی از چالش های این بازیگر دراین سریال بود.

    10- طرفدارنی از میان ستاره های فوتبال

    این یک اصل است که سریال خانه کاغذی طرفداران بسیار زیادی در سراسر جهان دارد، از میان این طرفداران میتوانیم به افراد مشهوری همچون Neymar و Stephen king اشاره کنیم.

    ستاره ی فوتبال برزیلی “نیمار” بسیار علاقه داشت که در سریال مورد علاقه اش حضور داشته باشد. نیمار با تهیه کننده این سریال تماسی داشت و قرار شد که در فصل سوم این سریال حضور کوتاهی داشته باشد. در فصل سوم سریال خانه کاغذی، نیمار به عنوان یک راهب برزیلی و نه یک فرد خوشگذرون نقشی به نام Joao ایفا کرد. برای افرادی که آشنایی با نیمار دارند، تصور او به عنوان یک راهب بسیار سخت است ولی او اینکار را انجام داد و توانست نقش کم رنگی در سریال خانه کاغذی داشته باشد.

    10 حقيقت مخفی

    این هفته | inhaftemag.com

  • انتخابی که با منطق و عقل همراهی خوبی نشان نمی  دهد

    انتخابی که با منطق و عقل همراهی خوبی نشان نمی دهد

    در این دو مجموعه تلویزیونی، سلامت رفتاری و تلاش سالم، واجد ارزش دانسته نمی شود و به سمت پذیرش عناصری می رویم که با ویژگی های بی مسئولیتی برایمان ترسیم شده اند

    بایــد دیــد چــرا تلویزیــون در حــال القــای اجبــاری ازدواج مجــدد دو عنصــر از هــم جــدا شــده اســت. تعریــف خانــواده بــرای تلویزیــون مــا واجــد چــه عناصــری اســت. چــرا در بســتری کــه چیده انــد در ایــن دو مجموعــه تلویزیونــی، ســلامت رفتــاری و تــلاش ســالم، واجــد ارزش دانســته نمی شــود و بــه ســمت پذیــرش

    عناصــری می رویــم کــه بــا ویژگی هــای بی مســئولیتی، برایمــان ترســیم شــده اند. ســاده ترین توقــع از یــک ســازمان رســانه ای داشــتن سیاســت و تنظیــم برنامــه برمبنــای همــان سیاســت اســت؛ سیاســتی ناگفتــه کــه از درون برنامه هــا، یــا بــه شــیوه خیلــی علمــی «تحلیــل محتــوا» و یــا بــه شــیوه جامعــه شناســانه و یــا در روشــی عمومی تــر، بــه شــیوه نقادانــه، قابــل دریافــت و بررســی اســت.

    حــالا اگــر ایــن ســازمان رســانه ای، هماننــد صداوســیمای مــا، ســاختاری متمرکــز داشــته باشــد، بدیهــی اســت کــه دریافــت سیاســت از برنامــه، می توانــد شــبیه نزدیکــی سیاســت اتخاذشــده بــا سیاســت های کلان کشــور را برســاند. از ایــن مقدمــه کــه بگذریــم، بــه دو مجموعــه تلویزیونــی ماه هــای اخیــر تلویزیــون نظــری داریــم کــه نکتــه مشــابهی در هــر دو دیــده شــده اســت. مجموعه هــای «زیــر پــای مــادر» و «پرســتاران ۲».

    در هــر دو مجموعــه، کاراکتری وجــود دارد کــه همســرش در ابتــدای تولــد فرزنــد، او را بــا بچــه وانهــاده و رفتــه اســت. هــر دو هــم بــا طــلاق قانونــی و شــرعی جــدا شــده اند. در اولــی، آتنــه در دوماهگــی پســرش رفتــه و بعــد از بیســت ســال برگشــته و در دومــی، بیــژن در مــاه دوم بــارداری پســرش، رفتــه و بعــد از ده ســال برگشــته.در هــر دو عــدد دو، اشــتراک جالبی دارنــد، بچــه دوماهــه و جنیــن دوماهــه. در اولــی، زن رفتــه و در دومی مــرد. در هر دو، آنکــه مانــده و بچــه را بــزرگ کــرده (خلیل دشــتی موســوم بــه خلیــل کبابــی و ســمیه حســینی)، قصــد ازدواج مجــدد دارنــد و از انتخابشــان راضــی هســتند. امــا در هــر دو، عنصــر رفتــه، بازگشــته و اکنــون داســتان بــه گونــه ای جلــو بــرده می شــود کــه خلیــل کبابــی وادار بــه ازدواج بــا عنصــر رفتــه می شــود و نــه انتخابــش و در دومــی هــم، خانــم پرســتار بظاهــر بــه خواســتگار جدیــد جــوری حــرف می زنــد کــه یعنــی ازدواج مجــدد بــا انتخــاب جدیــد، امــکان نــدارد.

     انتخابی که با منطق و عقل همراهی خوبی نشان نمی دهد
    انتخابی که با منطق و عقل همراهی خوبی نشان نمی دهد  انتخابی که با منطق و عقل همراهی خوبی نشان نمی دهد

    نمایشی که با عقل همخوانی ندارد

    هــر دو انتخــاب دوم، معقــول هســتند؛ رخســاره و رضــا. هــر دو عنصــر بازگشــته، فقــط توبــه کرده انــد و لاغیــر.

    خــوب شــده اند امــا بــرای خودشــان و کاری بــرای خانــواده وانهــاده نکرده انــد کــه هیــچ، مطالبه شــان ســهم مــادر بــه دنیــا آورنــده یــا پــدر همخــون اســت. همیــن و بــس. در هــر دو، آنکــه مانــده در حــال تــلاش ســالم بــرای بــزرگ کــردن فرزنــد نشــان داده می شــود و آنکــه رفتــه، در پــی خوشــگذرانی و حدیــث نفــس و فــرار از مســئولیت. هــر دو عنصــر رفتــه نیــز، همراهــی داشــته اند و رفته انــد.

    حــالا بایــد دیــد چــرا تلویزیــون در حــال القــای اجبــاری ازدواج مجــدد دو عنصــر از هــم جــدا شــده اســت. تعریــف خانــواده بــرای تلویزیــون مــا واجــد چــه عناصــری اســت. چــرا در بســتری کــه چیده انــد در ایــن دو مجموعــه تلویزیونــی، ســلامت رفتــاری و تــلاش ســالم، واجــد ارزش دانســته نمی شــود و بــه ســمت پذیــرش عناصــری می رویــم کــه بــا ویژگی هــای بی مســئولیتی، برایمــان ترســیم شــده اند. چــرا بــرای بی مســئولیتی، تاوانــی تعریــف نشــده اســت.

    قــرار اســت در دورانــی کــه شــتاب رویدادهــا، فاصلــه میــان عناصــر ســنتی جامعــه را زیــاد کــرده، بــا اصــرار بــر ایــن گونــه انتخــاب بی منطــق، چــه ثباتــی را بــه جامعــه تزریــق کنیــم؟ اولویــت مــا بایــد انتخــاب ســالم و زندگــی بــا آنچــه «کفــو» و همــراه و همســان و همســر می نامیــم و بــا انتخــاب درســت انجــام می شــود، باشــد یــا پذیــرش اجبــار و خــلاف انتخــاب درســت؟آنچه در ایــن دو مجموعــه برایمــان بــه نمایــش درآمــده، بــا اصــول اخلاقــی و اجتماعــی و منطــق و عقــل، همراهــی خوبــی نشــان نمی دهــد!

    منیــژه بهارلــو

    این هفته | inhaftemag.com