برچسب: ایراپاین هفته

  • کلاغ مهر به خونش نرسید

    کلاغ مهر به خونش نرسید

     مشکلات زیادی که اکنون مجتمع های مسکن مهر را نشانه گرفته است . چند کیلومتر بالاتر از فولادشهر، بعد از اینکه زمین های بایر جایشان را به ساختمان های چند طبقه می دهند. بلوک های مختلف سر از زمین های بی آب و علف سردرآورده اند و نامشان شده مسکن مهری که این روزها به مردمانی که در آن ساکن هستند بی مهری شده است.

    مهری با تراژدی ناتمام

    چیزی شبیه یک شهر کوچک که بیشتر شبیه یک تراژدی ناتمام است. اینجا نه از درمان خبری هست و نه از آموزش و حتی امنیت. ساکنان این شهرک که اغلب از اقشار کم درآمد جامعه هستند اعتقاد دارند که اینجا قابل سکونت نیست. دلایلشان هم زیاد است از خانه های کاغذی گرفته تا زیرساخت های قول داده شده ای که هیچکدامشان رنگ مهر نگرفته است.

    علی انصاری از کسانی است که در این منطقه زندگی می کند، او حدود 8سالی است که با خانواده 4نفره اش این مکان را انتخاب کرده تا بتواند سقفی بالای سرش داشته باشد، اما به قول او این منطقه نه امنیت دارد و نه امکاناتی برای بچه ها که بتوانند بازی کنند. شاهد او هم زمین های بایری است که تا چند متری بلوک ها خودنمایی می کند و بچه هایی که هم بازیشان خاکروبه ها است. کمی که جلوتر بروی، کنار کانکس نگهبانی یک ساختمان نیمه کاره است که نمای آن تکمیل نشده، ساختمانی که از شیشه های پنجره اش بدقوارگی و ناسوری پیداست. به گفته ساکنان این منطقه صاحب بنا به این علت که پولی برای تکمیل ندارد، این ساختمان را نیمه کاره رها کرده . ساختمان پیش فروش شده ای که ساخته نشده در حال پیر شدن است.نگهبان ما را به درون ساختمان می برد و دیوارهایی را نشانمان می دهد که تبله کرده اند. درهایی که زنگ زده و نمایی که دیگر رنگی بر رخ ندارد. بقیه ساختمان ها هم وضعیت مشابهی دارند. مصالح ساختمانی نامرغوبی که بعد از چند سال برای مالکانشان دردسر درست کرده اند.بماند که کمی آنسوتر اختلاف طبقاتی در میان خانه ها، زیاد است، خیابانها و حتی امکانات فازهای شخصیساز این شهرک، قیمتمسکن را هم به دو بخش تقسیم کرده است.

    اکبر یکسال و نیم است که واحد مسکن مهرش را تحویل گرفته و می  گوید: اینجا محیط خوبی ندارد، امنیت نیست. مخصوصا شب ها ، بچه های ما برخی مواقع کلاس هایشان طول می کشد و تا بیایند شب می شود و همیشه تن ما می لرزد. محدوده های پایین تر و جاهایی که دورتر هستند این موضوع پررنگ تر است . واقعیت تلخی که برای مردم قابل درک نیست. اکبر انگشت اشاره اش را می گیرد سمت نخاله های ساختمانی و زمین های بایری که گرداگرد ساختمان ها را احاطه کرده اند: « اینجا را ببینید، پر شده از آشغال های ساختمانی که هیچکس متولی آن نیست. با هر وزش نسیمی آنچه عاید ما می شود گرد و غبار و خاک است ». مرد رهگذر دیگری وقتی صدای ما را می شنود می ایستد و درد دل او هم باز می شود: «دراین شهرک هیچ فضاسازی محیطی که یک جای خشک و بیابانی را مناسب زندگی آپارتمان نشینی و شهری کند انجام نشده ؛ خودتان ببینید بیشتر این منطقه خاکی است ، نه پارکی برای بازی بچه ها هست و نه بیمارستانی، اگر بخواهیم یک دکتر ساده برویم باید چند کیلومتر برویم تا به فولادشهر برسیم و در آنجا امکانات مناسب را داشته باشیم.

    بعد از گذشت چند سال از سکونت مردم در اینجا هنوز امکانات مناسب شهری ایجاد نشده و تنها بخش کوچکی از خیابان ها آسفالت شده اند. انگار تنها دغدغه این بوده که خانه بسازند و رها کنند. خانه هایی که با قول هایی که داده شد همخوانی ندارد .اینجا نه خبری از شعبه بانک و دستگاه عابربانکی و نه حتی سوپرمارکتی که ساکنان مهر مجبور نباشند برای تهیه
    مایحتاج اولیه زندگی خود به فولاد شهر مراجعه کنند و یا چندین بلوک بروند تا برسند به یک سوپرمارکت که آنهم همه آنچه که لازم است را ندارد .

    کمی آنطرف تر مریم سلیمانی، زنی حدودا 40ساله است که از وضعیت این منطقه راضی نیست: « به ما قول های زیادی داده شده بود. خانه ها انگار دیوار ندارد. اینقدر تیغه بین دو واحد آپارتمانی نازک ساخته شده که صدای همسایه ها در خانه ما می آید. از طرف دیگر ما اینجا امنیت نداریم. هر بار که بچه هایمان بخواهند به کلاس یا مدرسه بروند باید تنمان بلرزد.» همسایه مریم هم چندان دل خوشی از وضعیت این خانه ها ندارد؛ به نظر او تا زمانی که یک کلانتری در این منطقه نباشد نمی توانیم خواب راحت داشته باشیم.

    مردمانی در زمین های تب کرده

    توی خاکروبه ها چند بچه دو سه ساله غلت می زنند و قیافه اصلیشان زیر ذرات خاک پنهان شده است. همسایه مریم دوست ندارد، نامش را بگوید، اما دلش پر است از نبود یک زمین بازی برای بچه ها یا پارکی که بتوانند بچه هایشان را به آنجا ببرند. نه درختی و نه فضای سبزی، نه بیمارستانی و نه داروخانه ای . اینجا انگار فقط آپارتمان های سر به فلک کشیده ای است که از زمین سربرآورده اند با مردمانی که حالا در زمین تب کرده و بدون سایبان این مناطق به سقف بالای سرشان دلخوشند.

    فرشته دختر 13ساله ای است که او هم از امکاناتی می گویدکه نیست: « نه کتابخانه ای هست و نه ورزشگاهی نه برای دختران و نه برای پسرها. اتوبوس و تاکسی هم خیلی کم
    است . وسیله نقلیه عمومی اینجا اینقدر کم است که باید حتی نیم ساعت صبر کنی تا یکی پیدا شود.

    میراث دولت قبل، رنج مهر

    درد و دل های مردم این منطقه زیاد است . مردمی که دل به مهر مسکن های مهر داده بودند تا بتوانند با حداقل بودجه ای که دارند در آسایش زندگی کنند، اما به جز یک سقف
    آسایشی برایشان حاصل نشده است. این ها همه در حالی است که بررسی های میدانی نشان می دهد اغلب شهرها و شهرک های مسکن مهر به جز چند منطقه بقیه رنج های مشترکی دارند.

    به گفته کارشناسان مخالف طرح های دولت در زمینه مسکن، این رنجی است که به واسطه طرح های ناقص دولت پایه ریزی شده است، طرحی که با دخالت های مستقیم دولت نتوانست خوب از آب درآید و سیاستگذاری مناسبی هم نداشت. در حالیکه اگر به بخش خصوصی واگذار شده بود شاید می توانست بهتر از این باشد. اکنون میراثی که از دولت قبل باقی مانده قرار است در دولت یازدهم بسامان شود، با طرحی که معلوم نیست تعهدات قبلی مسکن مهر را به سرانجام برساند.

    کارشناسان می گویند؛ کفگیر دولت به کف دیگ خورده و ممکن است در اجرای تعهداتی که برای مسکن مهر تقبل کرده است، ناتوان باشد. چه برسد به طرح های تازه ای مثل مسکن اجتماعی و یا مسکن ملی که رنگ و بوی همان مسکن مهر را با خود به دوش می کشد و زخم تازه ای بر تن خانه دار شدن مردم و اقشار ضعیف جامعه است. کلاغ مهر به خونش نرسید.

  • بانوان پارسی از الهه ناهید در زمین تا انوشه در فضا

    بانوان پارسی از الهه ناهید در زمین تا انوشه در فضا

    محمد امامي : کشور ايران فرهنگ و قدمتي کهن دارد.

    در تاريخ تمدن های كهن جهان، اين کشور برجسته ترين و مهمترين سهم در بخشيدن زندگی و درخشش، به ديگر مردم جهان داشته است. نگاه ايرانيان نسبت به زن در اکثر ادوار مثبت و قابل توجه بوده، بالاخص در دوران باستان که او را موجودی مقدس، پاک می پنداشتند و مقام او را ارج می نهادند.

    كلمه «زن» از «زادن» و «اضافه شدن» آمده است که معنی زندگی بخش و زنده بودن را می دهد.

    زنان در طول تاريخ گاه مورد احترام و ارزش بوده و گاهي مورد ظلم و بي مهری قرار گرفته اند. در ايران باستان زنان به عنوان يكی از متمدن ترين اقوام جهان دارای جايگاه بسيار بلند و مقامی بس ارجمند بوده اند.

    ايرانيان نه همچون اعراب زن را ننگ دانسته و نه همچون يونانيان آنرا مظهر شهوت و عياشی مردان قلمداد كرده اند، بلكه او را موجودي مقدس و پاك كه لازمه حيات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.

    از نشانه های عظمت و بزرگی كوروش تدوين اولين منشور حقوق بشر است كه هم اكنون در موزه بريتانيا نگهداری می شود اين منشور مدركی است برای اثبات عدالت جنسيتی، به گونه ای كه كوروش توجه خاصی به مقام و شخصيت زن بعنوان تربيت كننده نسل آينده داشته است.

    به جرات می توان گفت زن در ايران قبل از اسلام و در دوره ساسانی جايگاه بسيار بالايی داشته و به عنوان يكي از اعضاء مهم جامعه در مسايل مختلف شركت می كرده است به گونه ای كه گاه تصميم گيري های نهايی را انجام داده است. تا جايی که چند تن از پادشاهان ايرانی زن بودند كه از جمله آنان «آذر ميدخت » دختر خسرو پرويز را می توان نام برد. اين موضوع نشان از برابری حقوق زن و مرد از هر لحاظ در اين دوره دارد.

    زنان در ايران باستان دارای آنچنان ارزش و شخصيتی بودند كه حتی در ميان اديان جايی باز كرده بودند و بزرگ و ستودنی قلمداد می شدند ، چنانچه در آيين زرتشت يك روز از سال به نام روز زن نامگذاری شده است.

    مردم ايران روز پنجم اسپندارمد «اسفند» را جشن می گرفتند و به آن عيد زن می گفتند، در اين روز مرسوم بود كه مردان بايد براي زنانشان هديه هايی ارزنده تهيه کرده و به آنان تقديم کنند كه اين مراسم در ايران باستان «مزدگيران» نام داشت و تقدير و تشكری از زحمات زن محسوب می شد.

    انسان ها همواره در طول تاريخ در پی مدلی تكامل يافته تر از خود در همه زمينه ها بودند تا راه زندگی خود را بر روال همان مدل شبيه کنند، اين مدل گاه به صورت اسطوره هايی در اعتقادات و باورهای يك قوم جايگاهی خاص يافته بود كه اين حقيقت شناسه های فرهنگی يك ملت را نشان می دهد.

    گاه اين اسطوره ها چنان در دل يك ملت راه يافته اند كه به مرور به صورت خدايانی بزرگ در آمده و مورد ستايش و عبادت قرار گرفته اند. يكي از اين اسطوره ها كه به مرحله الهه بودن و خدايی رسيده و در ايران باستان از اهميت بسياری برخوردار است «ناهيد» الهه زنان ناميده شده است.

    ناهيد به عنوان الهه زنان قبل از اسلام، خدايی مونث بوده كه به اعتقاد آن دوران بر تمام اعمال و رفتار زنان نظارت دارد و از آنان خشمگين يا خشنود می شود و به هنگام نياز به آنان كمك می كند.

    ايرانيان برای اين الهه معابدی ساختند و مجسمه هايی درست كردند و بصورت نماد در داخل معابد قرار دادند كه يك نمونه از آن در ،،سراب،، استان كرمانشاه است. اين الهه موسوم به الهه مادر است.

    به اعتقاد ايرانيان ناهيد، خدای پاكی و بی آلايشی و الهه بارداری است و به هنگام زايمان به كمك زنان می آيد.

    ناهيد براي مردان نيز قابل ستايش بوده است زيرا اين الهه به عنوان اسوه زنان ايرانی، دارای پاكی و عفت و شخصيت بسيار بالايی مملو از وقار و متانت و دوستدار عصمت است.

    بعد از اين دوران  تا پايان دوره قاجار، نامی از زن و حقوق و آزادی زنان نيست. هر چند گاهی زنان برجسته، تاريخ را رقم زده‌اند اما اين امر عموميت نداشت. بايد اذعان داشت که زنان ايراني در اواخر دوره قاجاريه در وقايعی چون نهضت تنباکو و انقلاب مشروطيت، نقشي فعال و مستقيم ايفا نمودند اما اين حضور جرقه‌ای بيش نبود و دربرگيرنده پيامد مثبتی که زمينه‌ساز و تسهيل‌کننده تامين حقوق ابتدايی آنان براي ورود به متن تحولات باشد، به‌شمارنمی‌رود.

    در عصر پهلوی شعار آزادی زنان در محور سياستها قرار گرفت و زنان توانستند از برخی حقوق برخوردار شوند اما در عمل همچنان در حاشيه بودند. در اين دوره حضور زنان صرفا يک حضور کمی بود و در واقع آنها عملا غايب بودند.

    با آغاز سلطنت پهلوی، هرچند نهادهاي دموکراتيک اجازه فعاليت سياسي به‌دست نياوردند، اما در زندگي فردي و اجتماعی زنان ايران وقايع و حوادث دگرگون‌ ساز اتفاق افتاد و در پرتو آن نيازهای روز و مقتضيات اجتماعی آشکار شد. در عصر پهلوی، بحران حقوق زن که براي نسل ها مکتوم بود، به مساله‌ای مهم، آن هم در شکل خشونت ‌آميز آن تبديل شد. در اين عصر تقابل ميان تجددگرايی و سنت‌گرايی براي نخستين‌بار و به‌گونه‌ای آشکار حول محور حقوق زن در تقابل با يکديگر قرار گرفتند و زنان ايران به نمودار زنده اين رويارويی تبديل شدند.

    عليرغم چنين پيشينه‌ای، زنان در مقطع انقلاب اسلامی 1357 به صحنه آمدند و قدرت نهفته و بالقوه خود را برای حضور در تحولات انقلاب نشان دادند. چه‌ بسا اگر نقش زنان را در علل پيروزی انقلاب حذف کنيم، عوامل ديگر نيز آنقدر موثر نباشند؛ چنانکه حضرت امام نيز همواره بر اهميت اين قشر از جامعه تاکيد بسيار می‌کردند.

    نقش زنان در دوره انقلاب و پس از آن در دوره هشت سال دفاع مقدس، غيرقابل انکار است. زن ايرانی اين بار با حضور خود در صحنه انقلاب دو هدف داشت: اعتراض به وضع موجود و درخواست تحولی بنيادين در ديدگاههای حاکم بر جامعه در مورد زنان.

    بانوان پارسی از الهه ناهید در زمین تا انوشه در فضا
    بانوان پارسی از الهه ناهید در زمین تا انوشه در فضا

    در روند تحولات معاصر نبايد نقش زنان را فراموش کرد. امروزه توانايی و کارآيی زنان همپای تواناييهای مردان و شايد هم فراتر است. زنان به حقوق خود آگاه شده‌اند؛ هر چند تا رسيدن به نتيجه مطلوب هنوز فاصله زيادی دارند. اما بايد اذعان داشت موضوع زن و آزادي های قانونی وی از جمله پديده‌های ويژه عصر حاضر است و اين حرکت از قرن نوزدهم به صورت يک جنبش اجتماعي درجوامع اروپايی ظهور کرده است.

    هر چند امروزه وجوه افراطی اين جنبش به شکل فمينيسم خود را نشان داده، اما جنبش آزادی زنان در اشکال سالم خود دارای مضامينی انسانی و عدالت خواهانه است. امروزه مساله آزادی زن، همچون مبحث مشارکت سياسی و آزادی بيان، يکی از چالش های مهم ميان انديشه ديني و مکاتب بشری به شمار می‌رود.

    در دوره پس از انقلاب، تلاشهای زيادی براي ايجاد موقعيت بهتربرای زنان انجام شد . انوشه انصاری ، بانوی ايرانی به فضا مي رود و مريم ميرزاخانی جايزه بزرگترين رياضی دان های جهان را مي ربايد. حتي زنان توانستند برخي مسئوليتهای کليدی جامعه همچون معاونت رييس جمهور را به دست گيرند. با اين کار، زن ايرانی توانست توانايي های خود را در اجتماع نشان دهد و ثابت شد که موضوع فعاليت سياسی زن از ديدگاه اسلام با نوسازی انديشه اسلامی معاصر مغايرتی ندارد و خروج امت اسلامی از حالت بحرانی امروز جز با مشارکت فعالانه زن در اصلاح و توسعه امکانپذير نيست.

    حضور فعال زنان ايراني در عرصه های مختلف، خط بطلان بر انديشه هاي ارتجاعی کشيد و نشان داد که اسلام و به‌ويژه فقه شيعه بهترين دفاع را از حقوق زنان به عمل می‌آورد. ازاين رو بايد گفت مشارکت زنان در اجتماع درواقع نيازمند درکی نو از واقعيت های موجود است.

    این هفته | inhaftemag.com