ندا سانیج: لایحه حمایت از زنان در طول یک دهه گذشته بارها دست به دست شده و از دفتر رییس قوه قضاییه به هیات دولت رفته و بازگشته است. حالا به دنبال یک قتل “ناموسی” که جامعه ایرانیان را متاثر کرد، حسن روحانی دستور داده این لایحه از انبار بیرون بیاید و زودتر تصویب شود.
عنوان لایحه “تامین امنیت زنان در برابر خشونت” که زیاد شباهتی به طرح اولیه ندارد، اکنون به “صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در برابر خشونت” تغییر کرده و نام “زنان” حذف شده است.
میخواهیم ببینیم این لایحه در طول زمان چه تغییراتی کرده و آیا اگر زودتر تصویب میشد میتوانست مانع قتل رومینا اشرفی، نوجوان 14 ساله در تالش، یا کشته شدن ریحانه عامری به دست پدرش شود.
لایحه به فکر چه کسی رسید؟
معاونت امور زنان و خانواده سال 1390 در دولت محمود احمدینژاد به دلیل خلاء قانونی و آمار زیاد خشونت علیه زنان به این نتیجه رسید که به قانونی منسجم برای حمایت از زنان نیاز است. متنهای مختلفی تهیه شد. سال 1392 لایحه دیگری زیر نظر شهیندخت مولاوردی، معاون وقت حسن روحانی تهیه شد؛ اما چون ماهیت قضایی داشت و در آن مجازات تعیین شده بود، کمیسیون لوایح دولت آن را به قوه قضاییه فرستاد.
چقدر کم و زیاد شد؟
متن اول پیشنهاد دولت 92 ماده بود. نسخهای 82 مادهای هم از آن موجود است. در جلسات مشترک قوه قضاییه به ریاست صادق لاریجانی و دولت آنقدر از آن حذف شد که به 50 ماده رسید. اما با تغییر رییس قوه قضاییه دوباره کمیتهای تشکیل شد و مادهها به 77 رسید. به گفته طراحان لایحه، با تصویب قانون مجازات اسلامی در سال 1392 بعضی از موارد حذف شد چون قبلا در این قانون به آن پرداخته شده بود.
مخالفان چه میگفتند؟
بیشتر انتقادها به این لایحه این بود که “بنیان خانواده” را بر هم میزند. به گفته مخالفان، متن لایحه که در دولت اول حسن روحانی تنظیم شده بود، از غرب الگو گرفته و برای مردانی که علیه زنان خشونت میکنند، “جرمانگاریهای افراطی” داشت. منظور از جرمانگاری افراطی این بود که کتک زدن زنان، ختنه دختران و موارد مشابه مجازات شش ماه تا چند سال زندان داشت.
پاسخ موافقان چه بود؟
معاون وقت رییس جمهوری در دولت یازدهم اعتقاد داشت که مبارزه با خشونت علیه زنان یک مسئولیت همگانی است و “چاردیواری اختیاری نیست” که با زنان هر کاری بخواهند، انجام بدهند. یکی از وکلای موافق لایحه پرسیده بود: “کدام زن با اولین توهین به دادگاه می رود؟” به اعتقاد او قاضی همه شرایط را در نظر میگیرد و حکم میدهد.
چه موارد مهمی از متن اولیه حذف شده است؟
خشونت خانگی : این عبارت که یکی از دلایل اصلی تدوین لایحه بوده جایش را به عبارات کلی مانند تاکید بر بنیان خانواده داده است
ختنه زنان: از موارد خشونت علیه زنان محسوب میشد و برایش مجازات شش ماه تا دو سال زندان درنظر گرفته شده بود
جرایم ناموسی: خشونت علیه زنان توسط اعضای خانواده یا طایفه و انتشار شایعه درباره قربانی و … به کلی حذف شده است
سوء استفاده ولی و سرپرست: اگر مردی به دلیل موقعیت برتر خانوادگی آزادی زنان یا سلامت روانی آنان را سلب میکرد، میتوانست به شش ماه تا دو سال زندان محکوم شود
آیا این لایحه مانع خشونت علیه زنان خواهد شد؟
این لایحه برای حمایت همه جانبه و بلندمدت از زنان در مقابل خشونت تضمین کافی نمیدهد. البته یکی از نکات مثبت آن است که متهم را در صورتی که برای زن و فرزندانش خطرناک باشد از نزدیک شدن به محل زندگی زن منع می کند. یا همسر را موظف میکند که برای زن خانه جدا تهیه کند. اما مدت فاصله حداکثر سه ماه است.
آیا لایحه میتوانست مانع قتل “ناموسی” رومینا اشرفی، ریحانه عامری و زنان دیگر شود؟
به گفته یک وکیل مدافع حقوق زنان ( قتل ناموسی جوازی است که قانوگذار به پدر داده است. پدری که ناموس برای او مهمتر از جان فرزند است.) بر اساس قانون مجازات اسلامی در صورتی که قاضی صلاح بداند ممکن است پدر قاتل را به سه تا 10 سال زندان محکوم کند. لایحه تامین امنیت زنان دو سال دیگر بر حداقل مجازات اضافه کرده و آن را پنج تا 10 سال زندان تعیین کرده است. اما در نهایت قاضی میتواند تصمیم بگیرد که اصلا پدر را مجازات نکند.
اگر رومینا به پلیس پناه میبرد، لایحه تصویب شده او را نجات میداد؟
بر اساس این لایحه نیروی انتظامی موظف است در مدت سه ماه در کلانتریها “واحد تامین امنیت بانوان” تشکیل بدهد. حتی اگر این واحد در روستای رومینا اشرفی در کلانتری تالش تشکیل شده بود، و نیروهای پلیس آموزش کافی دیده بودند، بر اساس ماده 66 این لایحه، رومینا میتوانست از پدرش شکایت کند. اما “پرونده ابتدا برای صلح و سازش به شورای حل اختلاف محل فرستاده میشد و در صورت عدم سازش، یک ماه بعد به دادگاه میرفت.” و تا آن موقع احتمالا اتفاقی که نباید، افتاده بود.
قانون گذاران در متن فعلی هم که قرار است از زنان در برابر خشونت حمایت کند، تاکیدشان بر “حفظ بنیان خانواده” و حل و فصل اختلافات خانوادگی خارج از دادگاه است. البته اگر مرد اراده این کار را داشته باشد.
در تاريخ تمدن های كهن جهان، اين کشور برجسته ترين و مهمترين سهم در بخشيدن زندگی و درخشش، به ديگر مردم جهان داشته است. نگاه ايرانيان نسبت به زن در اکثر ادوار مثبت و قابل توجه بوده، بالاخص در دوران باستان که او را موجودی مقدس، پاک می پنداشتند و مقام او را ارج می نهادند.
كلمه «زن» از «زادن» و «اضافه شدن» آمده است که معنی زندگی بخش و زنده بودن را می دهد.
زنان در طول تاريخ گاه مورد احترام و ارزش بوده و گاهي مورد ظلم و بي مهری قرار گرفته اند. در ايران باستان زنان به عنوان يكی از متمدن ترين اقوام جهان دارای جايگاه بسيار بلند و مقامی بس ارجمند بوده اند.
ايرانيان نه همچون اعراب زن را ننگ دانسته و نه همچون يونانيان آنرا مظهر شهوت و عياشی مردان قلمداد كرده اند، بلكه او را موجودي مقدس و پاك كه لازمه حيات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.
از نشانه های عظمت و بزرگی كوروش تدوين اولين منشور حقوق بشر است كه هم اكنون در موزه بريتانيا نگهداری می شود اين منشور مدركی است برای اثبات عدالت جنسيتی، به گونه ای كه كوروش توجه خاصی به مقام و شخصيت زن بعنوان تربيت كننده نسل آينده داشته است.
به جرات می توان گفت زن در ايران قبل از اسلام و در دوره ساسانی جايگاه بسيار بالايی داشته و به عنوان يكي از اعضاء مهم جامعه در مسايل مختلف شركت می كرده است به گونه ای كه گاه تصميم گيري های نهايی را انجام داده است. تا جايی که چند تن از پادشاهان ايرانی زن بودند كه از جمله آنان «آذر ميدخت » دختر خسرو پرويز را می توان نام برد. اين موضوع نشان از برابری حقوق زن و مرد از هر لحاظ در اين دوره دارد.
زنان در ايران باستان دارای آنچنان ارزش و شخصيتی بودند كه حتی در ميان اديان جايی باز كرده بودند و بزرگ و ستودنی قلمداد می شدند ، چنانچه در آيين زرتشت يك روز از سال به نام روز زن نامگذاری شده است.
مردم ايران روز پنجم اسپندارمد «اسفند» را جشن می گرفتند و به آن عيد زن می گفتند، در اين روز مرسوم بود كه مردان بايد براي زنانشان هديه هايی ارزنده تهيه کرده و به آنان تقديم کنند كه اين مراسم در ايران باستان «مزدگيران» نام داشت و تقدير و تشكری از زحمات زن محسوب می شد.
انسان ها همواره در طول تاريخ در پی مدلی تكامل يافته تر از خود در همه زمينه ها بودند تا راه زندگی خود را بر روال همان مدل شبيه کنند، اين مدل گاه به صورت اسطوره هايی در اعتقادات و باورهای يك قوم جايگاهی خاص يافته بود كه اين حقيقت شناسه های فرهنگی يك ملت را نشان می دهد.
گاه اين اسطوره ها چنان در دل يك ملت راه يافته اند كه به مرور به صورت خدايانی بزرگ در آمده و مورد ستايش و عبادت قرار گرفته اند. يكي از اين اسطوره ها كه به مرحله الهه بودن و خدايی رسيده و در ايران باستان از اهميت بسياری برخوردار است «ناهيد» الهه زنان ناميده شده است.
ناهيد به عنوان الهه زنان قبل از اسلام، خدايی مونث بوده كه به اعتقاد آن دوران بر تمام اعمال و رفتار زنان نظارت دارد و از آنان خشمگين يا خشنود می شود و به هنگام نياز به آنان كمك می كند.
ايرانيان برای اين الهه معابدی ساختند و مجسمه هايی درست كردند و بصورت نماد در داخل معابد قرار دادند كه يك نمونه از آن در ،،سراب،، استان كرمانشاه است. اين الهه موسوم به الهه مادر است.
به اعتقاد ايرانيان ناهيد، خدای پاكی و بی آلايشی و الهه بارداری است و به هنگام زايمان به كمك زنان می آيد.
ناهيد براي مردان نيز قابل ستايش بوده است زيرا اين الهه به عنوان اسوه زنان ايرانی، دارای پاكی و عفت و شخصيت بسيار بالايی مملو از وقار و متانت و دوستدار عصمت است.
بعد از اين دوران تا پايان دوره قاجار، نامی از زن و حقوق و آزادی زنان نيست. هر چند گاهی زنان برجسته، تاريخ را رقم زدهاند اما اين امر عموميت نداشت. بايد اذعان داشت که زنان ايراني در اواخر دوره قاجاريه در وقايعی چون نهضت تنباکو و انقلاب مشروطيت، نقشي فعال و مستقيم ايفا نمودند اما اين حضور جرقهای بيش نبود و دربرگيرنده پيامد مثبتی که زمينهساز و تسهيلکننده تامين حقوق ابتدايی آنان براي ورود به متن تحولات باشد، بهشمارنمیرود.
در عصر پهلوی شعار آزادی زنان در محور سياستها قرار گرفت و زنان توانستند از برخی حقوق برخوردار شوند اما در عمل همچنان در حاشيه بودند. در اين دوره حضور زنان صرفا يک حضور کمی بود و در واقع آنها عملا غايب بودند.
با آغاز سلطنت پهلوی، هرچند نهادهاي دموکراتيک اجازه فعاليت سياسي بهدست نياوردند، اما در زندگي فردي و اجتماعی زنان ايران وقايع و حوادث دگرگون ساز اتفاق افتاد و در پرتو آن نيازهای روز و مقتضيات اجتماعی آشکار شد. در عصر پهلوی، بحران حقوق زن که براي نسل ها مکتوم بود، به مسالهای مهم، آن هم در شکل خشونت آميز آن تبديل شد. در اين عصر تقابل ميان تجددگرايی و سنتگرايی براي نخستينبار و بهگونهای آشکار حول محور حقوق زن در تقابل با يکديگر قرار گرفتند و زنان ايران به نمودار زنده اين رويارويی تبديل شدند.
عليرغم چنين پيشينهای، زنان در مقطع انقلاب اسلامی 1357 به صحنه آمدند و قدرت نهفته و بالقوه خود را برای حضور در تحولات انقلاب نشان دادند. چه بسا اگر نقش زنان را در علل پيروزی انقلاب حذف کنيم، عوامل ديگر نيز آنقدر موثر نباشند؛ چنانکه حضرت امام نيز همواره بر اهميت اين قشر از جامعه تاکيد بسيار میکردند.
نقش زنان در دوره انقلاب و پس از آن در دوره هشت سال دفاع مقدس، غيرقابل انکار است. زن ايرانی اين بار با حضور خود در صحنه انقلاب دو هدف داشت: اعتراض به وضع موجود و درخواست تحولی بنيادين در ديدگاههای حاکم بر جامعه در مورد زنان.
بانوان پارسی از الهه ناهید در زمین تا انوشه در فضا
در روند تحولات معاصر نبايد نقش زنان را فراموش کرد. امروزه توانايی و کارآيی زنان همپای تواناييهای مردان و شايد هم فراتر است. زنان به حقوق خود آگاه شدهاند؛ هر چند تا رسيدن به نتيجه مطلوب هنوز فاصله زيادی دارند. اما بايد اذعان داشت موضوع زن و آزادي های قانونی وی از جمله پديدههای ويژه عصر حاضر است و اين حرکت از قرن نوزدهم به صورت يک جنبش اجتماعي درجوامع اروپايی ظهور کرده است.
هر چند امروزه وجوه افراطی اين جنبش به شکل فمينيسم خود را نشان داده، اما جنبش آزادی زنان در اشکال سالم خود دارای مضامينی انسانی و عدالت خواهانه است. امروزه مساله آزادی زن، همچون مبحث مشارکت سياسی و آزادی بيان، يکی از چالش های مهم ميان انديشه ديني و مکاتب بشری به شمار میرود.
در دوره پس از انقلاب، تلاشهای زيادی براي ايجاد موقعيت بهتربرای زنان انجام شد . انوشه انصاری ، بانوی ايرانی به فضا مي رود و مريم ميرزاخانی جايزه بزرگترين رياضی دان های جهان را مي ربايد. حتي زنان توانستند برخي مسئوليتهای کليدی جامعه همچون معاونت رييس جمهور را به دست گيرند. با اين کار، زن ايرانی توانست توانايي های خود را در اجتماع نشان دهد و ثابت شد که موضوع فعاليت سياسی زن از ديدگاه اسلام با نوسازی انديشه اسلامی معاصر مغايرتی ندارد و خروج امت اسلامی از حالت بحرانی امروز جز با مشارکت فعالانه زن در اصلاح و توسعه امکانپذير نيست.
حضور فعال زنان ايراني در عرصه های مختلف، خط بطلان بر انديشه هاي ارتجاعی کشيد و نشان داد که اسلام و بهويژه فقه شيعه بهترين دفاع را از حقوق زنان به عمل میآورد. ازاين رو بايد گفت مشارکت زنان در اجتماع درواقع نيازمند درکی نو از واقعيت های موجود است.
بانــوان نیمــه گمشــده ورزش ایــران هســتند و در حالی کــه معاونــت بانــوان در وزارت ورزش و جوانــان داریــم و در هــر یــک از فدراســیونها نایــب رییــس بانــوان هســت امــا عمــلا کمتــر از ده درصــد بانــوان بــه نســبت آقایــان در ورزش قهرمانــی فعالیــت دارنــد و در ورزش همگانــی هــم واقعــا آمارهــا ناراحــت کننــده و تاســف بــار اســت.
بــر خــاف ادعای مســئولین فدراســیون همگانــی کــه از آمــار 17 درصدی ورزش همگانــی در ایــران مــی گوینــد و مدعــی انــد کــه نیمــی از ایــن آمــار متعلــق بــه بانــوان اســت امــا آمــار دقیــق ورزش همگانــی در کشــور مــا بین 3 تــا ۵ درصــد اســت و از ایــن بیــن نیــم درصــد را بانــوان تشــکیل مــی دهنــد.
در ورزش قهرمانــی اوضــاع کمــی بهتراســت چــرا کــه اســتعداد بانــوان در کســب مــدال کــه تــا مــدال المپیک هــم پیــش رفتــه بســیار بالاتــر از آن چیزی اســت کــه متولیــان ورزش برنامــه ریــزی کــرده انــد! در حقیقــت بانــوان خیلی جلوتــر از برنامــه مدیریــت ورزش حرکــت مــی کننــد.
خانــم فریــب محمدیــان معــاون ورزش بانــوان در حالــی ایــن پســت مهــم را در دســت گرفتــه کــه تخصصــی در حــوزه ورزش نــدارد و البتــه کــه گفتــه می شــود از جملــه بازنشســتگانی اســت کــه بایــد برود ولــی تا قانــون بــه او اجازه مــی دهــد مــا هــم بــه جایگاهــش احترام مــی گذاریــم ولــی حقیقتا قــدم مثبتی بــرای ورزش بانــوان برنداشــته انــد. قدمهایــی کــه همــان ابتــدا خانــم هاشــمی بــرای ورزش بانــوان برداشــت و بزرگانــی مثــل خانــم هــا نظرعلــی، شــهریان، .واقعــا جانانــه حمایــت و دفــاع کــردن بــه قــدری محکــم بــود …طاهریــان و کــه ورزش بانــوان بــه یکبــاره جهشــی بســیار ســازنده داشــت و ایــن جهــش بــود کــه امــروز درهــای ورزش بــه روی بانــوان بــاز اســت. یــک روزی ورزش مــا بــه پرچمــداری خانمــی بنــام لیــدا فریمــان در المپیــک آتانتــا به خــود می بالیــد وامــروز بــا مــدال کیمیــا علیــزاده افتخــار مــی کنیــم و ایــن جهــش فــوق العــاده بــوده اســت امــا اگــر واقعا سیســتم حاکــم بــر ورزش بانوان خــوب کار مــی کــرد امــروز بانــوان ســهم بیشــتری از ورزش مــی گرفتنــد.
تنهــا هنــر مدیــران ورزش بانــوان بعــد از آن جهــش اولیــه زمانــی اســت کــه بانویــی مــدال مــی گیــرد و ایشــان بــرای گرفتــن عکــس یــادگاری مهیــا مــی شــوند و کلــی دوربیــن دنبــال آنهــا راه مــی افتــد تــا خــود را حامــی و فعــال ورزش بانــوان بداننــد. ورزش بانــوان در بعــد قهرمانــی را بایــد مدیــون ســماجت و شــجاعت و اســتعداد دختــران ایــران زمیــن دانســت کــه خیلــی مبــارزه مــی کننــد تــا خود را بــه مســئولین تحمیــل کننــد. خانــم محمدیــان کــه مدعــی حمایــت از ورزش بانــوان اســت بفرماینــد بــرای ورود بانــوان بــه ورزشــگاه آزادی آیــا رایزنــی جــدی (منهای نامه نــگاری اداری کــه جــواب هــم نمــی دهــد) کــرده انــد؟
ورود بانــوان بــه دیــدار پرســپولیس و کاشــیما ارتباطــی بامدیریــت خانــم محمدیــان نداشــت کــه اگــر fifa و afc فشــار نمــی آوردنــد ایــن اتفــاق نمــی افتــاد و اگــر واقعــا خانــم محمدیــان مدعــی اســت کــه بــا درایــت وی ایــن اتفــاق افتــاده لطفــا در بازیهــای لیــگ هــم درهــا را بــه روی خانــواده هــا بــاز کنند.
و امــا مســاله مهمتــر از ورد بانــوان بــه ورزش گاهــا نــوع نــگاه بــه ورزش بانــوان در شهرستانهاســت کــه هنــوز هــم نــه از ســوی خانوادهــا بخوبــی پذیرفتــه شــده و نــه از ســوی متولیــان تصمیــم گیــر در اســتانها.
در بســیاری از شهرســتانها هنــوز هــم بانــوان مخفیانــه بایــد ورزش کننــد چــه اینکــه هــر شــهر دارای قوانیــن و دیدگاههــای عرفــی خــاص خودش اســت و خیلــی برایشــان قوانیــن روزمــره معنــا و مفهومی نــدارد.
بــا ایــن وجــود شــما اگــر نســبت بگیریــد مــی بینیــد کــه نســبت ورزشــکاران آقایــان بــه بانــوان 90 به 10 اســت و همیــن نســبت در نوع مــدال هــای بانوان هــم دیــده می شــود.
اگــر کیمیــا علیــزاده اولیــن مــدال آور بانــوان در المپیــک بــود بواســطه نبــوغ ذاتــی و مبــارزه جانانــه بانــوان بــرای احقــاق حــق خــود بــود و از آن روزی که کیمیــا مــدال گرفــت تــا بــه امــروز چندتــا کیمیــا علیــزاده تحویــل تکوانــدو و کل ورزش شــده و پــرورش یافتــه تــا بازهــم در المپیــک مــدال بگیریــم. اگــر واقعــا خانــم محمدیــان و سیســتم ورزش بانــوان بــه خوبــی اســتعدادیابی مــی کننــد و کار مــی کننــد لطفــا بــرای آینــده برنامــه های خــود را اعــام کنند تــا مــا هــم بدانیــم کجــای کار هســتیم و کجــا نقطــه قــوت و ضعــف داریم. هــر چــه هســت ورزش بانــوان و معاونــت ورزش بانــوان بــود و نبــودش خیلــی تاثیــری در ارتقــای ورزش بانــوان نــدارد و مــا ایــن را بــا توجــه به گفته هــای ورزشــکاران و مربیــان و کارشناســان ورزش بانــوان عــرض مــی کنیــم و امیدواریــم کــه ایــن مطالــب موثر افتــد و یــک اســتراتژی موثری بــرای ورزش بانــوان اتخــاذ کنیم.
حال ورزش بانوان ایران خوب نیست
در این میان بسیاری از ورزش های آبی هنوز برای زنان، تنها ورزش های داخلی هستند و ورزشکاران زن در این رشته ها، امکان حضور در مسابقات خارج از کشور را ندارند، هرچند این اواخر، مایوی اسلامی نیز از سوی برخی شرکت ها وارد بازار شده است، اما هنوز مجوز استفاده از آن برای شرکت در مسابقات بین المللی از سوی فدراسیون های داخلی صادر نشده است
بازی های بانوان کشورهای اسلامی سکوی پرش حضور بانوان در میدان های بین المللی
ورزش زنــان در ایــران پــس از انقــاب ســال های دشــواری را تجربه کــرد. روی کار آمــدن حکومتــی کــه حجــاب را بــه عنــوان یکــی از مشــخصه های اصلــی نظــام خــود پــاس مــی دارد، باعــث شــد تــا زنــان ورزشــکار ایرانــی علــی رغــم داشــتن تواناییهــای بالقــوه بــه دلیل مخالفت فدراســیونهای جهانــی از عرصه هــای قهرمانی حــذف شــوند و تمامــی امکانــات ورزشــی که تــا پیــش از آن زنــان امکان اســتفاده از آن را داشــتند، در اختیــار مــردان قــرار بگیرد.
مخالفــت فدراســیون هــای جهانــی بــا ورزش زنان باحجاب ســبب شــد تــا حدود ده ســال پــس از انقــلاب زنــان ایرانــی از امــکان شــرکت در مســابقات ورزشــی محــروم شــوند. بســیاری از زنــان عاقمنــد بــه ورزش نیــز بــا امکانــات محــدود موجــود تنهــا می توانســتند در مســابقات داخلــی در صــورت وجــود شــرکت کننــد.
اولیــن جرقه هــای حضــور زنــان ورزشــکار در میدان های بین المللــی بــا انتصــاب فائــزه هاشــمی بــه عنــوان رئیــس فدراســیون اســلامی ورزش زنــان زده شــد. او در ســال 1372 موفــق شــد تــا اولیــن دوره بازی هــای بانــوان کشــورهای اسلامی در تهــران برگــزار کنــد و پــس از آن بــود کــه همــه بــا نمایــش زنــان ورزشــکار در میدان هــای بین المللــی بــا حجــاب تأییــد شــده موافقــت کردنــد.
فائــزه هاشــمی در ایــن خصــوص به فرهنگســتان فوتبــال گفتــه بــود: «در آن دوران مــرزی دختــران مــا نمی توانســتند اعــزام برون داشــته باشــند و فقــط در مســابقات داخلــی شــرکت می کردنــد تــا می رســیدند بــه تیــم ملــی و در هیــچ مســابقه ای نمی توانســتند شــرکت کننــد، ایــن باعــث بی انگیزگــی دختــران مــا شــده بــود و واضــح اســت وقتــی بی انگیــزه می شــوید دیگــر نمی توانیــد رشــد کنیــد. در واقــع وقتــی دیدیــم دختــران مــا بــرای خروج از کشــور و حضــور در مســابقات مختلف بــه خاطــر مســأله حجــاب مشــکل دارنــد، گفتیــم مســابقاتی بــرای کشــورهای اســامی ترتیــب دهیــم تــا یــک راه دیگــر بــرای اثبــات توانایــی دخترانمــان وجود هایشــان برگــردد».
ســه ســال پــس از آن لیــدا فریمــان، پرچمــدار کاروان ورزش ایران در المپیک شــد. بــا ایــن حــال بــا گذشــت چهــل ســال از انقــلاب، ورزش زنــان در ایــران همچنان زیــر ســایه بی توجهــی و تبعیــض، نتوانســته اســت در میدان بین المللی درخشــش درخــوری داشــته باشــد.
عــدم اختصــاص امکانــات مناســب و ســرمایه های گذاری نابرابــر در رشــته مختلــف ورزش زنــان و همچنیــن حجــاب ورزشــکاران ایرانی باعث شــده اســت تــا آنــان نتواننــد در بســیاری از میادیــن حاضــر شــده و یــا موفقیت های مســتمری داشــته باشند.
مانعی که مانع نبود
حجــاب یکــی از مهم تریــن عواملــی بــود کــه بــرای حــدود یــک دهــه باعــث حــذف ورزشــکاران زن در ایــران شــد. بــا تعریــف حجــاب در ایــران، ورزشــکاران زن بایــد طبــق مقــررات داخلــی در مســابقات حضــور پیــدا کننــد.
ایــن درحالــی بــود کــه در بســیاری از رشــته های ورزشــی، فدراســیون های جهانــی حجــاب زنــان ورزشــکار را بــه عنــوان مانــع بــرای فعالیــت ورزش تلقــی کــرده و آن را مــورد تأییــد قــرار نمی دادنــد.
در رشــته هایی ماننــد فوتبــال، والیبــال و بســکتبال و دیگــر ورزش هــای گروهــی، فدراســیون های جهانــی تــا همیــن دو ســال پیــش پوشــش ورزشــکاران ایرانــی را تأییــد نکــرده بودنــد. تــازه چندســالی اســت کــه بســیاری از فدراســیون ها بــه صرافــت افتاده انــد کــه توجــه مســئولان فدراســیون های جهانــی را بــرای قبــول حجــاب ورزشــکاران ایرانــی جلــب کنند. پیــش از ایــن ورزش زنــان مقوله مهمی تلقــی نمی شــد، مدیــران وقــت ترجیــح می دادنــد آن را بــه کلــی نادیــده بگیرنــد و منابــع مالــی خــود را خــرج رشــته های مــردان کننــد.
حال ورزش بانوان ایران خوب نیست
اگــر بــه ایــن مســأله، تأثیــر داشــتن حجــاب در بــازی ورزشــکاران زن را نیــز اضافــه کنیــم، بیشــتر متوجــه می شــویم کــه دختــران ورزشــکار در چــه شــرایط نابرابــری وارد مســابقات می شــوند.
بســیاری مواقــع در هنــگام تماشــای مســابقه ورزشــکاران زن ایرانــی بــا حریفــان خارجــی دیده ایــم کــه آنهــا دائمــا مراقبنــد تــا کلاه ورزشــی از سرشــان جــدا نشــود، در مســابقات هندبــال قهرمانــی آســیا و همچنیــن تکوانــدو در ســال گذشــته، بارهــا بازیکنــان بــه دلیــل شــرایط مســابقه بــا افتــادن کلاه هایشــان مواجــه می شــدند و ناچــار بودنــد بــه جــای تمرکــز بــر مســابقه، مراقــب حجابشــان باشــند تــا بــا محرومیت هــای بعــدی مواجــه نشــوند.
در به در به دنبال اسپانسر
یکــي از بزرگتریــن مشــکات ورزش زنــان در ســالهاي اخیــر، عــدم ســرمایه گــذاري اسپانســرها در ورزش زنــان و بودجــه انــدک بخــش زنــان در فدراسیونهاســت.
ایــن مســاله باعــث شــده اســت در مــوارد متعــددي در میانــه فصــل ورزشــي، بســیاري از هــا بــه دلیــل نداشــتن بودجــه کافــي منحــل شــوند. برخــي از باشــگاهها نیــز بــه محــض تیم برخــورد بــا مشــکات مالــي در اولیــن حرکــت، اقــدام بــه انحــلال تیمهــاي زنــان کننــد.
در ایــران فدراســیونهاي ورزشــي بودجه شــان را از وزارت ورزش و کمیتــه ملــي المپیــک دریافــت مي کننــد و آن را برحســب محبوبیــت و یــا میــزان مــدال آوري میــان فدراســیونهاي مختلــف تقســیم میکننــد، واضــح اســت کــه در ایــن میــان کمتریــن میــزان بودجــه در هــر فدراســیون بــه حــوزه زنــان میرســد.
در ســالهاي گذشــته بارهــا تیمهــاي والیبــال و یــا هندبــال زنــان بــه دلیــل نداشــتن بودجــه مناســب امــکان شــرکت در رقابتهــاي آســیایي را از دســت داده انــد.
اگــر ایــن وضعیــت را در کنــار شــرایط ورزشــکاران مــرد مــورد بررســي قــرار دهیــم، اوج تبعیــض و نابرابــري در ایــن حــوزه بیشــتر بــه چشــم می آیــد. در حالــي کــه متوســط قــرارداد یــک بازیکــن نیمکتنشــین در لیــگ برتــر ایــران، ۵۰۰ میلیــون تومــان اســت، هزینــه کل یــک تیــم فوتبــال در لیــگ دســته اول زنــان بــراي یــک فصــل، بــه همیــن میــزان اســت.
ورزشــکاران زن اعتــراض میکننــد کــه بــا هزینــه یــک بازیکــن متوســط مــرد، میتــوان یــک تیــم زنــان را اداره کــرد و این مســأله در بســیاري از شــهرهاي کوچک کــه زنــان عمــا امکانــات تفریحــي دیگــري ندارنــد، میتوانــد بــه حضور اجتماعــي آنــان و ســالم تر شــدن جامعــه کمــک کنــد.
اگر این وضعیت را در کنار شرایط ورزشکاران مرد مورد بررسي قرار دهیم، اوج تبعیض و نابرابري در این حوزه بیشتر به چشم می آید. در حالي که متوسط قرارداد یک بازیکن نیمکتنشین 500 میلیون تومان است، در لیگ برتر ایران، هزینه کل یک تیم فوتبال در لیگ دسته اول زنان براي یک فصل، به همین میزان است.
همین یک ماه پیش سه تن از بهترین بازیکنان تیم فوتسال زنان، به دلیل اعتراضشان به عدم دریافت پاداش قهرماني آسیا پس از گذشت یکسال، به دور جدید تمرینات تیم ملي دعوت نشدند، این درحالي است که ملي پوشان مرد بسیاري اوقات با پیروزي در رقابتهاي آسیایي پاداشهاي کلان دریافت کردند.
زنــان ورزشــکار کــه بــا قراردادهاي بســیار کــم در ســطح اول ورزش ایــران حضــور دارنــد در صورت کســب مقام نیــز، ســهمي از جوایز متعدد فدراســیون هــا ندارند. همیــن یــک مــاه پیش ســه تــن از بهتریــن بازیکنــان تیم فوتســال زنــان، بــه دلیــل اعتراضشــان بــه عــدم دریافــت پــاداش قهرمانــي آســیا پــس از گذشــت یکســال، بــه دور جدیــد تمرینــات تیــم ملي دعــوت نشــدند، ایــن درحالي اســت کــه ملــي پوشــان مــرد بســیاري اوقــات بــا پیــروزي در رقابتهــاي آســیایي پاداشــهاي کلان دریافــت کردنــد.
عدم حمایت اسپانسرها
باوجــود همــه ایــن مشــکات و گلایــه هــاي ورزشــکاران زن، امــا اسپانســرها همچنــان تمایلي براي ســرمایه گــذاري در ایــن حــوزه ندارنــد. نداشــتن تماشــاچي و همچنیــن محدودیتهاي ورزشــکاران زن بــراي حضــور در تبلیغــات از دلایــل عــدم رغبــت اسپانســرها است.
از آنجایــي کــه مســابقات زنــان پخــش تلویزیوني نــدارد و همچنین ها نیــز علاقــه کمتــري بــه پیگیــري و انتشــار اخبــار ایــن رســانه حــوزه دارنــد، هیــچ توجیه اقتصــادي براي حمایــت مالــي از ورزش زنــان وجــود نــدارد.
اگــر چنــد دقیقــه ویدیــو و یــا عکســهاي موجــود از ورزش زنــان را ها حــذف کنیــم، عملا هیــچ چیــز دیگــري از ورزش زنان در رســانه موجــود نیســت. ورزشــکاران زن نــه از طــرف مــردم چنــدان مــورد توجــه قــرار میگیرنــد تا کســب شــهرت برایشــان انگیــزه اي باشــد بــراي تلاش بیشــتر و کســب مدالهاي بهتــر و نه از جانب مســئولان کنند.
شــهرزاد مظفــر ســرمربي ســابق تیــم ملــي فوتســال زنــان، کــه هم اکنــون هدایــت تیم هــاي پایــه در کویــت را برعهــده دارد، پیش تــر گفتــه بود: «رســانه اي نشــدن ورزش زنان، مســأله ي بســیار مهمــي اســت. ورزش بــا شــهرت گــره خــورده اســت. هرچــه ایــن ورزش در محیط بســته انجام شــود و دیده نشــود، جلوي پیشــرفت را می گیرد . مثلا مــا در مســابقات اینچئــون کــره رفتیــم فینال، تــا آن زمــان خیلــي انعــکاس خوبــي داشــت. مــن فقــط یــک ســؤال دارم؛ آیــا ایــن بــازي، فینــال مســابقات آســیایي، نمیشــد پخــش رادیویــي شــود؟
چقــدر میتوانســت در روحیــه ي بچــه هــا تاثیــر بگــذارد؟ یعنــي کافــي بــود مــن بــه بچــه هــا بگویــم کــه بــازي شــما در سراســر ایــران، دارد پخــش رادیویــي میشــود. پخش رادیویــي براي ورزش زنــان میتوانــد بســیار کمــک کننــده باشــد و به آنهــا روحیه دهــد.»
مجمــوع ایــن شــرایط باعــث شــده اســت تــا ورزشــکاران زن درحالــي کــه در بهتریــن ســنین ورزشي شــان هســتند و امــکان رشــد و موفقیــت چشــمگیر دارنــد، در میانــه راه ورزش را رهــا کــرده و بــه دنبــال کســب درآمــد برونــد.
در چنیــن وضعیتــي و در ســایه بي توجهي مســئولان ورزشــي، بــه نظــر میرســد رســانه ها مي تواننــد بــا توجــه بیشــتر بــه مســئله ورزش زنــان و بررســي مشــکات و محدودیت هــا و شــرایط حاکــم بــر آن، وزرات ورزش را مجبــور کننــد تــا ســرمایه گذاري بیشــتري در ایــن حــوزه انجــام دهــد.