اما پشت همین دیوارهای سبز اتفاق دیگری رقم خورد. چانه زنی که ماه ها به طول انجامید و هنوز امضای تازه آن خشک نشده است.حق مسکن 300هزار تومانی که حالا مثل خاری در چشم کارگران فرو رفته است.
این در حالی است که با وجود گذشت سه ماه از سال، کارگران در تیرماه طعم افزایش اندک حقوقی را می چشند که چندان دلچسب نیست.حقوقی که گاهی حتی به پایان ماه هم نمی رسد.
بسیاری از کارگران حالا با این حقوق ناچیز که آنها را به سمت چاله فقر کشانده است در حال تبدیل شدن به پشت بام خواب و چادرخواب هستند.موضوعی که برای نمایندگانی که این روزها زندگی شاهانه شان را شروع کرده اند چندان ملموس نیست. شایدهم دیوار بین کارگران و بهارستانی ها آنقدر بلند شده که صدای آنها به آن طرف دیوار نمی رسد.
نمایندگانی که با رای همین کارگران بر صندلی سبز مجلس نشستند و قسم خوردند که از حق و حقوق کسانی که به آنها رای داده اند دفاع می کنند، اکنون نتوانسته اند در زمینه کمترین حقوق کارگران که حق مسکن است کاری از پیش ببرند و به آینده شان هم امیدی نیست. رنگین تر بودن خون مجلسی ها البته قصه امروز و دیروز نیست. این داستان درباره کارگرانی است که کمتر ازیک پنجم حقوق بهارستانی ها دریافتی دارند.
این اتفاقات در شرایطی می افتد که کرونا نفس اقتصاد و اشتغال را به شماره انداخته است و برخی از کارگران حتی همان حداقل حقوق را هم ندارند . وحید طباطبایی، کارشناس اقتصاد در این زمینه معتقد است: هیچ توجیه منطقی برای تسهیلاتی که بدون هیچ فیلتری به نمایندگان داده می شود نیست. به گفته او این حقوق های نجومی دلیل موجهی ندارد و روزی یک میلیون تومان در کشوری که کارگرش یک پنجم آن را دریافت می کند، نظام ناعادلانه ای را ایجاد می کند. تسهیلاتی که به گفته خود آنها تنها برای یک زندگی آبرومند صرف می شود.
طباطبایی حرف هایش را با احتساب تسهیلات دیگر از جمله اقامت در تهران و اجاره ماهیانه پنج میلیون تومانی تکمیل می کند و ادامه می دهد: اجاره ماهانه پنج میلیون تومانی به حساب تمامی نمایندگان واریز میشود و افرادی هم که ساکن تهران هستند، از مزایای تأمین هزینه اجاره منزل بهرهمند هستند. همچنین هر نماینده ماهانه مبلغ دومیلیونو 200تومان برای هزینه های ایاب وذهاب خود دریافت میکند و هزینه مشاوران نماینده نیز از بیتالمال پرداخت میشود. این به جز یک دستگاه خودروی پژوپارس و سهمیه بنزینی است که در اختیار تمامی نمایندگان مجلس برای رفت وآمد قرار داده شده است. علاوه بر این جالب است بدانیم که پرداخت حقوق ماهانه راننده خودرو نمایندگان، از طریق امور مالی مجلس بهطور جداگانه مانند سایر کارکنان مجلس انجام میشود و در سبد هزینهای نمایندگان مجلس جا داده نمیشود.
به جز این موارد هزینه پرداخت قبض موبایل هم به حساب هرکدام از نمایندگان مجلس واریز میشود. هزینه هایی که برای این ردیفها پیشبینی میشود هم جالب است. مثلا هر نماینده ماهیانه 3 میلیون تومان برای اجاره دفتر و 9میلیون تومان برای استخدام 3نفر دریافت میکنند که برای استخدام این 3نفر(اگر استخدام کنند)هیچگاه دست به ریسک نمیزنند و نزدیکانشان در این سمتها استخدام میکنند. البته هزینه مسکن، استخدام و اجاره دفتر تنها امتیازات نماینده مردم بودن نیست.آنها همان ابتدای شروع به کار یک خودروی دولتی با سهمیه بنزینی و یک نفر راننده به انتخاب نماینده محترم در اختیارشان قرار میگیرد و علاوه بر آن برای رفت و آمد به مجلس هم بیش از دو میلیون تومان دریافت میکنند. »
در کنار همه این مسائل نکته چالش برانگیزی که هنوز حل نشده است، تفاوت فاحش بین حق مسکن کارگران و نمایندگانی است که خود همین کارگران به آنها رای داده اند. با توجه به اینکه اکنون مسکن یکی از دغدغه های بزرگ برای قشر ضعیف به شمار می آید و با توجه به افزایش چشمگیر اجاره بها،اکثر کارگران نه تنها توان خرید مسکن را
ندارند، بلکه برای اجاره نشینی هم با مشکل روبرو هستند.
به اعتقاد نمایندگان کارگران، حدود 30درصد حقوق کارگران صرف هزینه های اجاره بها می شود. همین مسئله باعث می شود که کارگران در بقیه هزینه های زندگی با مشکل روبرو شوند. اما این موضوع برای مستاجرهای جدید بهارستان چندان ملموس نیست. نمایندگانی که به عنوان صدای کارگران پشت خاکریز مجلس سنگر گرفته اند تا بتوانند فریاد آنها را به گوش کسانی که به عنوان مجری در آنسوی دیوارهای سبز هستند، برسانند. 290 نفر نماینده ای که نه براساس انتصاب که با خواست خود در کارزار انتخابات شرکت کردند و با صرف هزینه های گزاف تبلیغات انتخاباتی موفق به جلب اعتماد مردم شدند و حالا با تکیه بر کرسی های بهارستان حقوق های نجومی می گیرند.
دریا قدرتی پور : وارد خانه اش که می شویم بوی دلپذیر خانه قدیمی مشاممان را نوازش می دهد . از آن خانه هایی که دیگر کمتر مثلش پیدا می شود . با حیاتی پر از درخت که عطر لیمو در آن پر شده . با لبخند به استقبالمان می آید.
بچه شیطان خانه با سه برادر و یک خواهر. خانه ای با معماری قدیمی که تا زمانی که مادر در آن حضور داشته، قوانین خودش را داشته و حالا که او دیگر نیست، قاب عکس تکیه داده به دیوار خانه و عطر چادرنمازش همیشه یاد او را زنده می کنند. جایی که محمد ابراهیمی با دلخوشی های کوچکش زندگی می کند و بزرگترین دغدغه اش مرهم گذاشتن بر دردهای مردمی است که او را انتخاب کرده و بر کرسی شورا نشانده اند.حالا او صدای مردم بهارستان شده است . اهل درچه اصفهان است و متولد 1363 در رشته روان شناسی و مشاوره . فعالیت های او زیاد است از مدرس چهار دانشگاه در شهر اصفهان و عضویت دو دوره چهارم و پنجم شورای اسلامی شهر بهارستان که در طی 7 سال فعالیتش چیزهای زیادی را به او آموخته، با او به گفت و گو نشستیم تا از خودش و دلواپسی های این روزهایش بگوید.
ابراهیمی را چقدر می شناسید؟
خیلی پیچیده است که بخواهم این موضوع را بگویم. من در رشته هایی تحصیل کرده ام که تمرکز بر خویشتن را بالا می برد و مثل یک نیروی مافوق به انسان نظارت می کند. اینکه دائما از سوی یک نیروی مافوق خویشتن نظاره شوی به هر حال آگاهیت بالا می رود و تمرکز تو بر خودت بالا می رود. احساس می کنم هر چه خودم را بیشتر می شناسم، به پیچیدگی های درونم بیشتر پی می برم و گاهی تکلیف خودم با خودم را نمی دانم .
سرگرمی من خدمت به مردم است
و سرگرمی شما در اوقات بیکاری ؟
تقریبا 7 یا 8 صبح از خانه خارج می شوم و 12 یا 1 شب به خانه برمی گردم و وقت زیادی برای اوقات فراغتم باقی نمی ماند. بیشتر وقتم درحوزه خدمت به مردم صرف می شود، ولی اگر زمانی حاصل شود، تدریس آواز می کنم و یا به باشگاه می روم و یا با دوستانم وقت می گذرانم. البته کتابخوانی هم در آخر شب مسکن خوبی است .
این مقدار ساعات کار و زمان زیادی که صرف کار می کنید، بر روی زندگی خصوصی شما تاثیر نگذاشته ؟
خب چرا قدری این اتفاق افتاده، اخیرا نامزد کردم و مهمترین انتقاد ایشان به من کم بودن وقت من است . البته به او حق می دهم، اما به هر حال در برخی اوقات گرفتار مسائل ناخواسته ای می شوم که جدا شدن از آن ناگزیر است و وقتی بین 300 تا 500 تماس از شهروندان دارم به ناچار وقت کم می آورم و قطعا روی زندگیم هم تاثیر می گذارد. علت آن هم این است که مردم و مسئولان به گفتمان لازم نرسیده اند و شاید این فرصت خوبی باشد برای تعامل با مردم این شهر. البته گاهی حتی فرصت لباس شستن را هم ندارم و حتی روزهای جمعه هم تعطیلی ندارم، اما اعتقاد دارم که اگر مردم شرایط مسئولان را درک کنند، می توانند دوستی خوبی با آنها داشته باشند و این دوستی استمرار خواهد داشت.
آخرین فیلمی که دیدید چه بود؟
هر فیلمی را نمی بینم، اما به توصیه یکی از دوستانم اخیرا مطرب را دیدم .
چه رنگی رو بیشتر دوست دارید؟
زرد و سبز
توی فوتبال پرسپولیسی هستید یا استقلالی ؟
هیچکدام. به این خاطر که تفکرم این است که تابع ایسم ها و مکتب ها نباشم و بیشتر تحلیلی عمل می کنم وهیچگاه خودم را غرق در موضوعی نمی کنم که نتوانم از آن جدا شوم.
سرگرمی من خدمت به مردم است
از چه چیزهایی دچار استرس می شوید؟
در واقع روزانه انبوهی از استرس ها و اضطراب ها به من تحمیل می شود. برخی رسانه ها از جمله برخی از رسانه ها که می خواهند مرا تخریب کنند یا برخی از آدم ها که به هر حال منافعشان به خطر افتاده است به من حمله می کنند ولی من اینها را در مسیر رشدم قرار داده ام . به اعتقاد من این حملات و این انتقادات مثل خط کشی هستند که ما را از خطاها دور می کنند . اما از سوی دیگر انتظارات مردم از ما است که به خاطر مشکلات شخصیشان به ما مراجعه می کنند و گاهی این مشکلات آن قدر زیاد است که شب ها خواب شبهایم را از من می گیرد.
یه اصطلاحی هست می گویند:«فلانی آب قلبش رو می خوره »آیا این اصطلاح در مورد شما صدق می کند؟
یقینا همینطور هم هست. خداوند به اندازه نیات یک انسان به او لطف می کند و با او خالصانه برخورد می کند. شاید باور نکنید، اما گاهی با بحران هایی مواجه می شوم که هیچ توجیه و دلیل و راهکاری ندارد ولی همانجا است که خداوند به یاری من می آید و مسائل را به گونه ای رقم می زند که به خودی خود حل می شود یا رجال الغیبی از راه می رسد که این کار را حل کند، چون نیتم برای آن کار خوب بوده و دلم می خواسته به نتیجه برسد .
یک خاطره خوب و بسیار عجیب یا جالب از بچگی بگویید.
بهترین خاطره کودکی هایم این است که من واقعا در تعطیلی مدارس تخصص داشتم و سردمدار بودم این در حالی بود که هیچکس از مدیر وناظم و مسئولان مدرسه نمی فهمید که چه کسی رهبری این مساله را بر عهده دارد و این یک حرکت انقلابی در مدرسه بود که همیشه برایم خاطره است که از سوم راهنمایی به بعد و حتی تا دانشگاه هم ادامه داشت.
شما پخت و پز هم می کنید؟دستپختتان چطور است ؟
زیاد آشپز نیستم و تنها کاری که بلد نیستم آشپزی است، اما در پختن تخم مرغ تخصص دارم .
آیا این واقعیت دارد که مسئولان از گرانی و تورم ککشونم هم نمی گزد؟
قضاوت درباره مسئولان به صورت کلی و عمومی کار صحیحی نیست، به عنوان مثال بنده و همکارانم که نه نماینده مجلس هستیم و نه یک مسئول انتصابی در استان حقوق چندانی نداریم و چقدر خوب شد که این مساله مطرح می شود به این خاطر که مردم گاهی اشتباه برداشت می کنند و من این موضوع را باید شفاف کنم که اعضای شورا حقوق ندارند و شغلشان افتخاری است و تنها حق الجلسه دریافت می کنند.آنهم نه بر اساس ساعت های کاریشان بلکه به اندازه سقف ساعتی که برایشان تعیین شده است. طبق مصوبات مجلس شورای شهر بهارستان که تنها 7 نفر هستند، تنها 50 ساعت کامل سقف برای جلساتشان دارند، در حالی که ما چندین برابر این سقف یعنی بین 200 یا 300 ساعت وقت می گذاریم . و این به غیر از ملاقات های مردمی است .بنزین ما و همچنین هزینه های تلفن های همراه با هم با خودمان است .متاسفانه اتفاقی که در کشور ما افتاده این است که اگر یک مسئول صادقانه بخواهد مسائل را با شفافیت عنوان کند، به ریاکاری و اگر سکوت کند به پنهانکاری متهم می شود. برخی از قوانین و سیستم ما معیوب است و نیازمند اصلاحات هستیم .بنده طرح های بسیاری برای مبارزه با فساد در کشور دارم اما هیچکس نیست که این موارد را از من دریافت کند و کسی در جامعه نیست که صدای ما را بشنود.
با این تفاسیر چقدر حقوق می گیرید؟
بین دو تا دو و نیم میلیون تومان
تا به حال از تنهایی ترسیده اید ؟
اگر بگویم که به ندرت در عمرم ترسیده ام، شاید باورتان نشود، اما همین نترسیدن ها به من ضربه زده است. البته نترسیدن به معنای بی دغدغه و بی تعهد بودن نیست، ولی اجازه نداده ام استرس ناشی از ترس من را ضعیف کند، بلکه اتفاقاتی در زندگیم رقم خورده که نه تنها من را ضعیف نکرده، بلکه قدرتمند تر هم کرده است.
قدرتمند شدن را مدیون چه می دانید چه اتفاقی در درون شما افتاده که توانسته اید این استراتژی را در زندگیتان پیاده کنید؟
احساس می کنم که شجاعتم را از پدرم گرفته ام او کارگاه جنایی بود و در کنار او مادرم انسانی بود که توانسته بود در حوادث زندگی آرامش را نصیب ما کند. در کنار اینها اعتقاد دارم که انسان می تواند در زندگی دو مدل استراتژی داشته باشد، یکی اینکه بترسد و ضعیف عمل کند و یکی اینکه با شجاعت به جنگ موقعیت ها برود . بنابراین در سخت ترین شرایط هم نترسیده ام و به این موضوع باور دارم که باید به آنچه باور دارم برسم.
اگراز موضوعی غافلگیر بشوید چکار می کنید؟
در واقع 13 سال است که مساله ای مرا غافلگیر کرده است و درصدد هستم که در این زمینه راه حلی بیابم. مساله پیچیده ای که با موفقیت در آن خیلی چیزها را از دست دادم، ولی لحظه ای از پای ننشستم. این موضوع بسیار طبیعی است که انسان در زندگی با ناکامی های بسیاری مواجه می شود، اما اگر متوجه شود که هر روز در مقابل این غافلگیری ها چه تدبیری می تواند بیاندیشد، به موفقیت خواهد رسید. برخی ها رهزن عقاید ما هستند و باید مراقب باشیم که غافلگیر نشویم .
چقدر به شانس اعتقاد دارید و اکنون که بر کرسی کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر نشسته اید آیا تا کنون شانس استارت زدن حرکت های نو را داشته اید؟
من از شانس تعبیر دیگری دارم؛ اینکه شانس یک احتمال است نه اینکه فرصتی باشد که تنها تعدادی از افراد از آن بهره می برند، در واقع شانس بر پایه احتمالاتی است که ممکن است رخ بدهد. در برخی مواقع تاس شانس ممکن است برای برخی بهتر بچرخد.
سرگرمی من خدمت به مردم است
و روزی چند بار عصبانی می شوید؟
خشم جزئی از زندگی یک انسان سالم است، بسیار زیاد عصبانی می شوم، اما جلوه های هیجانم را نشان نمی دهم و پرخاش نمی کنم، چون فشار روانی بسیار است، اما آنچه که بیشتر از همه چیزعصبانیم می کند این است که حرفی که بسیار روشن است را دو بار تکرار کنم.
و بزرگترین آرزویی که دارید ؟
رسیدن به آرامش
آیا از نشستن بر کرسی شورا خوشحال هستید؟
من وقتی خوشحال می شوم که بتوانم شادی و نشاط و آگاهی را برای مردمی که به من رای دادند به ارمغان بیاورم و آنها را با امور شهر عجین کنم، به این خاطر که ناآگاهی است که موجب اختلاف می شود.
آخرین کتابی که خواندید چه بود؟
جدای از بحث کتاب های درسی چند کتاب را خیلی می پسندم، یکی از آنها انسان در جستجوی معنی از ویکتور فرانکل.انتخاب از ویلیام گلاسه و کتاب بیشعوری نوشته خاویر کرمنت است که به نظر من جملات این کتاب باید استخراج شود و به دیوارهای شهر نصب شود؛ به این خاطر که بیشعوری توهین نیست، بلکه یک بیماری است که مبتلایان به آن از بیماریشان خبر ندارند و باید اصلاح شوند.
شما به نوعی از جنس مردم شده اید و از دل مردم بیرون آمده اید اگریک روز پولدار شوید چکار می کنید؟ در آن روز آقای ابراهیمی کیست؟
همیشه از خدا می خواهم که اگر ثروت مرا به انحراف می کشاند، در همین نقشی که هستم، بمانم، اما اگر پولدار بشوم آرزو دارم که یک قرض الحسنه بزنم و به تمام درماندگان به راحت ترین شکل وام بدهم و با تسهیلات بسیار خوب و سود کم آنها را خشنود و راضی کنم .