برچسب: جامعه

  • چشم امید 8 هزار نابینای استان به توجه مسئولان

    چشم امید 8 هزار نابینای استان به توجه مسئولان

    اشتغال برای معلولان است. در این رابطه با وجود اینکه کارفرمایان موظف به گرفتن افراد معلول در شغل هایی مثل اپراتوری و غیره هستند، اما به این علت که بسیاری از بخش های جامعه در دست بخش خصوصی است، پیمانکار، به خود حق می دهد که هر کسی را که خودش بخواهد به کار بگمارد و همین باعث شده که افراد معلول و نابینا از این قانون دور بمانند.

    هم اکنون هیچ آمار دقیقی از کسانی که مشکل بینایی در اصفهان دارند وجود ندارد و آماری که وجود دارد، تنها مربوط به پرونده هایی است که به بهزیستی مراجعه کرده اند.

    به گفته رییس انجمن روشندلان اصفهان، طبق آمارها اکنون 160 هزار نفر در کشور و 8 هزار و 450 هزار نفر در استان اصفهان شناسایی شده اند که این آمار 5 تا 6 درصد آمار کل نابینایان را تشکیل می دهد.

    فرهاد ناطقی می افزاید: بزرگترین مشکل نابینایان، حس ترحمی است که مردم به آنها دارند، در حالی که این افراد دارای توانایی های بی شماری هستند.

    مدیرعامل انجمن روشن‌بین اصفهان معتقد است: جامعه، با بی‌توجهی به جمعیت نابینا و کم‌بینای کشور، از استعداد خالص این افراد بی‌بهره می‌ماند، ضمن اینکه معلولان هم در بروز و شکوفایی و تسهیل زندگی با مشکل مواجه می‌شوند.

    به گفته رییس انجمن نابینایان اصفهان، طبق اصل 44 قانون اساسی بسیاری از مسئولیت های دولت برون سپاری شده و اولین مشکلی که در این زمینه ایجاد شد، اشتغال برای معلولان است. در این رابطه با وجود اینکه کارفرمایان موظف به گرفتن افراد معلول در شغل هایی مثل اپراتوری و غیره هستند، اما به این علت که بسیاری از بخش های جامعه در دست بخش خصوصی است، پیمانکار، به خود حق می دهد که هر کسی را که خودش بخواهد به کار بگمارد و همین باعث شده که افراد معلول و نابینا از این قانون دور بمانند.

    وی همچنین با اشاره به مرکز نابینایی و موسسه آموزش خط بریل و زبان انگلیسی برای نابینایان گفت: تا چندی پیش این موسسه وجود داشت، اما بر اساس قوانینی که مصوب شد این مراکز از چارت سازمانی بهزیستی خارج شد و خوابگاهی هم که وجود داشت، دیگر افراد را پذیرش نمی کند.

    ناطقی اضافه کرد: این مساله باعث شده که اگر یک بزرگسال در اصفهان یا شهرستان های اطراف نابینا شود، از تمامی آموزش های مربوط به اینترنت و خط بریل محروم باشند یا برای یادگیری هزینه های زیادی را متقبل شوند.

    رییس انجمن نابینایان اصفهان ادامه داد: افراد نابینا و کم‌بینا به امکانات خاصی در جامعه نیاز دارند تا بتوانند توانایی‌های خود را در سطح جامعه نشان دهند. این مسئله در کشورهای مختلف مدنظر دولتمردان کشور است و تجربه نشان داده است که با در اختیار گذاشتن امکانات کافی، نابینایان به‌سرعت و به شدت رشد داشته‌اند و به افراد مفیدی برای جامعه تبدیل‌شده‌اند.

    وی اظهار داشت: بعضی از امکانات در کشور خودمان هم وجود دارد، مثل کف‌پوش‌های خیابان، اما بسیاری از امکانات موردنیاز برای مناسب‌سازی در دسترس نیست و یا به‌صورت درست و مهندسی‌شده‌ای تعبیه نشده‌اند.

    ناطقی با اظهار تاسف از اینکه هنوز در رابطه با وسایل حمل‌ونقل عمومی تدبیری برای نابینایان و کم‌بینایان در نظر گرفته نشده است و همین مسئله می‌تواند، یکی از دلایل انزوای حدود 8 هزار نفر از افراد استان که مشکل بینایی دارند شده باشد، گفت: در حال حاضر نابینایان توانایی‌های مختلفی دارند که امکان اشتغال آنها را فراهم کرده است.

    وی افزود: این در حالی است که بسیاری از نابینایان دارای مدارک تحصیلی بالا هستند، بخش دیگری دارای توانمندی در حوزه‌های صنایع‌دستی، زبان، کامپیوتر، الکترونیک و …هستند.

    ناطقی با تاکید بر اینکه قوانینی که در مورد معلولان و بویژه معلولان بینایی وجود دارد، روی زمین مانده است، تصریح کرد: متاسفانه برخی افراد جامعه و مسئولان اداره‌ها، نهادها، کارخانه‌ها و شرکت‌ها توانایی معلولان را باور ندارند و نسبت به اشتغال آنها اهتمام و توجه چندانی نداشته و ندارند.

    رییس انجمن نابینایان تصریح کرد: معلول یت، محدودیت نیست ومسئولان باید این باوررا داشته باشند که معلولان و از جمله آنها، نابینایان، نیاز به ترحم ندارند.

    وی در ادامه به کمک هزینه‌های خدمات توانبخشی، توان پزشکی، تحصیلی، ایاب و ذهاب آنها به عنوان خدمات بهزیستی به نابینایان اشاره کرد و گفت: در زمان بهره برداری از مترو به ما گفته شده که مناسب سازی ها انجام می شود، اما این مناسب سازی ها چندان به درد نابینایان نمی خورد و آنها در مواجهه با ازدحام و پایین بودن سکوی مسافر، ممکن است دچار حوادث ناگواری بشوند.

    ناطقی افزود: این موضوع در زمینه پیاده روها هم صدق می کند، به شکلی که در پیاده روهایی که مخصوص عبور نابینایان است، گاهی دیده می شود که کیوسک روزنامه فروشی تعبیه شده است.

    وی در رابطه با مسکن هایی که به این اقشار اعطا شده بود نیز گفت: ابتدا قرار بود، آورده، رایگان باشد و سازمان خیرین و بنیاد مستضعفین هم با کمک های خود این مسکن ها را به نابینایان بدهد، اما حالا می بینیم که این خانه ها بدون اینکه تجهیزاتی مثل آسانسور، کابینت و غیره را داشته باشد به نابینایان داده شده اما هر کدام از این اقشار باید بین 50 تا 60 میلیون هزینه کنند تا امکان سکونت، در این منازل را داشته باشند، این در حالی است که این قشر با مشکلات بسیار مالی در رابطه با مشکلی که دارند روبرو هستند.

  • با آموزش می توان سبک زندگی جامعه را به سمت و سوی زندگی قرآنی هدایت کرد

    با آموزش می توان سبک زندگی جامعه را به سمت و سوی زندگی قرآنی هدایت کرد

    به گزارش اینهفته، به نقل از روابط عمومی دانشگاه معارف قرآن و عترت(ع)، دکتر محسن حاج کاظمیان رییس دانشگاه معارف قرآن وعترت در دیدار با حجت الاسلام و المسلمین رمضانعلی معتمدی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان با اشاره به اهمیت توجه به آموزش و پژوهش‌های قرآنی گفت: آنچه باعث تجلی و رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی می شود تعامل فرهنگ و قرآن است که باعث سازندگی کشور می شود.
    رییس دانشگاه معارف قرآن و عترت ضمن تاکید بر تاثیر آموزش بر روی زندگی و فرهنگ مردم افزود: آنچه باعث می شود سبک زندگی مردم به سوی قرآن و اهل بیت البیت هدایت شود، آموزش عملی است که دانشجو بتواند از موضوعات مطرحی در زندگی روزمره خود بهره برداری کند و جامعه ای که متشکل از همین دانشجویان است رنگ و بویی قرآنی به خود بگیرد.
    همچنین وی اضافه کرد: ما در دانشگاه سیاست آموزش خود را به گونه ای بنا نهاده ایم تا ذانشجویان پس از گذراندن مدت زمانی در این دانشگاه به نتایج مثبت و تاثیرگذار از نظر آموزش عملی دست یابند.
    دکتر محسن حاج کاظمیان با اشاره به راه اندازی مرکز مشاوره تخصصی دانشگاه قرآن و معارف افزود: دانشجویان برای تعالی مسیر خود نیاز به مشاوره هستند که بتواند در مسائل مخلف مشاوره و راهنمایی نمایند.

    در این دیدار همچنین حجت الاسلام معتمدی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان با اشاره به جنبه‌های اعجازی لفظی، معنوی، هنری، علمی و فکری قرآن کریم اظهار کرد: هنرمندان بزرگی مانند استاد فرشچیان با استفاده از معارف قرآن و عترت علیهم السلام به خلق آثار ماندگار هنری پرداختند و البته هنوز نتوانستیم قطره‌ای از دریای عظیم معارف قرآن برداشت نماییم.
    در پایان این جلسه مقرر گشت همکاری دو مجموعه پیرامون مسائل فرهنگی و قرآنی بیش از پیش گردد.
    خاطرنشان می‌شود، دیدار رئیس دانشگاه معارف قرآن و عترت اصفهان با مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با حضور حجت الاسلام یعقوبی رئیس گروه قرآن و عترت اداره کل در دفتر مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان انجام شد.

  • یک دنیا پشیمانی فقط به خاطر یک لجبازی ساده

    یک دنیا پشیمانی فقط به خاطر یک لجبازی ساده

    محمد امامی : فرار از خانه، شاید با یک تصمیم اشتباه یا یک لج بازی ساده شروع می شود؛ اما یک دنیا پشیمانی و حسرت را در دل دخترهای نوجوان و جوانی می گذارد که فرار را بر قرار ترجیح می دهند و به امید دست یافتن به نداشته های شان، به همه ی داشته های شان پشت پا زده و قید خانه و خانواده را می زنند تا شب ها را زیر آسمان شهر به صبح برسانند، فارغ از آن که در هر کوچه و خیابان شهر، خطری آن ها را تهدید می کند. از نگاه کارشناسان، پدیده ی فرار دختران از خانه، نه تنها خود یک آسیب است، بلکه موجب بروز آسیب ها و چالش های دیگری نیز در جامعه می شود.

    دختران و پسران برای فرار از خانه دلایلی لازم دارند. پسران تا پانزده سالگی، اگر بدون اطلاع و هماهنگی والدین از خانه خارج شوند، فراری اند و بعد از این سن، دیگر پسر فراری نیستند. در مورد دختران مسئله متفاوت است و هر زمان که دختری بدون اطلاع والدینش، برای مدت طولانی از منزل خارج شود، دخترفراری است. دلایل فرار دختران، با توجه به تحقیق ها و شواهد، عبارت اند از: زندگی با نامادری یا ناپدری، مشکل های رفتاری در خانواده های تک والد، بروز مسائل عاطفی و وابستگی های فکری به جنس مخالف و فریب خوردن از ناحیه ی آن ها با وعده ی ازدواج و گریز از خانه برای رسیدن به اهداف گفته شده و تنبیه های بدنی یا تهدیدهایی که انجام می شود.

    آن چه در بین دختران فراری مشهود است، این است که بیش تر در خانواده های پرجمعیت، والدین دچار اعتیاد و خانواده هایی که سرنوشت آن ها به طلاق منتهی شده است، زندگی کرده اند. به طور قطعی نمی توان گفت دختران فراری، از خانواده های کم درآمد یا فقیر هستند. کم رنگ بودن ارزش های اخلاقی در خانواده، ضعف پدر و مادر در انتقال مهارت های زندگی، آموزش های مدیریت رفتاری و عدم توجه به نیازهای روحی و عاطفی دختران در دوران بلوغ و قبل از آن، باعث می شود ِ دختران فراری از خانواده های با وضعیت مالی مناسب هم باشند. در خانواده هایی که نظارت بر رفتار نوجوانان پایین و قواعد و انتظارها سخت یا نامشخص است، فرار دختران بیش تر است. ضعف آموزش مهارت های زندگی و مدیریت کنترل رفتار در ِ آموزش و پروش، در کنار بی مسئولیتی والدین در برابر فرزندان، یکی دیگراز دلایل فرهنگی و اجتماعی فرار دختران است که باید سیاست گذاری هایی انجام شود. در واقع، نقش مدارس با توجه به این که این افراد پاره ای از وقت خود را در آن جا به دور از خانواده می گذرانند، می تواند در کاهش تصمیم به فرار دختران اثرگذار باشد.
    خلاصه کلام اینکه به نظر می رسد، ایجاد محیط امن و سالم از لحاظ عاطفي و جسماني، گوش دادن به صحبتهاي فرزندان، فراهم آوردن فرصتهاي مناسب براي فرزندان جهت یادگیري، تصمیم گیري هاي مثبت و سازنده، حمایت فرزندان در زمان احساس تنهایي، پرهیز از انتقاد بیش از حد و تمسخر و تنبیه، تشویق فرزند در کسب موفقیت و صداقت در گفت وگو با فرزند از راهکارهاي پیش روي خانواده ها براي جلوگیري از فرار دختران است.
    داشتن یک هدف مشخص در زندگي و پایبندي به سنتها و ارزشهاي دیني و اجتماعي مي تواند در بالا بردن درک و فهم نوجوانان در تحمل و یا تغییر شرایط نامطلوب به شیوه درست راهگشا باشد، بطوري که آنان دیگر فرار را به عنوان بهترین و ساده ترین راه انتخاب نکرده و پیش از هر تصمیمي عواقب شوم این اقدام را در نظر بگیرند.
    هرچند طی سال های اخیر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از این آسیب اجتماعی، مراکز مداخله در بحران های اجتماعی زیر نظر سازمان بهزیستی در شهرهای بزرگ ایجاد شده است، که به امر ساماندهی دختران فراری می پردازند اما تاکنون در رابطه با عملکرد این مراکز، پژوهشی علمی صورت نگرفته است. بنابراین مسئولان امر باید پدیده خانه گریزی دختران را یک آسیب جدی قلمداد کرده و در جهت کاهش آن اقدامات اساسی انجام دهند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • ما سوتغذیه محبت داریم

    ما سوتغذیه محبت داریم

    عارف اصفهانی –
    چه انتظار داریم از جامعه ای که عشـق را سـر سفره اش نگذاشته و با نفرت سیر می شـود؟ ما ملت گرسـنه ای هستیم، ملتی که سوتغذیه محبت دارد. ملتی که از آینده می ترسـد و در لبه پرتگاه به دنبال جای پای محکمی می گردد.
    زلفمان را به کدام روش نادرسـت گره زده ایم که به کوره راه رسـیده ایم . با آب کدام چشـمه سـمی مزرعه فرهنگیمان را آبیاری کرده ایم که به جای عشق مدام مشـغول درو کردن نفرت و انتقامیم . قدم در چه وادی هولناکی گذاشـته ایم که ترس از جلو رفتنش زانوی امن پدرانمان را صف نشـین جوخه اعدام کرده اسـت؛ ما را چه می شـود؟ این اخبار واقعیت دارد یا درگیر کابوس شده ایم؟«پدری دختربچه 7سـاله اش را به خاطر نگرانی از آینده نامعلومش خفه کرد!» این جمله خبری در هر مکان و تاریخی موجب به دهان گرفتن انگشـت حیرت و تاسف می شود.
    حال، همه، انگشـت اتهاممان را به سـمت پدری گرفته ایم که خودش زاییده همین جامعه بیماری اسـت که ما هم در آن زندگی می کنیم. جامعه ای که هر لحظه اش آبسـتن حوادث و رویدهای تنش زا اسـت. این پدر فرزند همین جامعه اسـت. جامعه ای که عشـق در سفره هایشان نیست. جامعه ای که همواره در حال کاشـتن بذر اندوه اسـت و انگار به سرماخوردگی فرهنگی مبتلا شده است که امانی از آن نیست.
    جامعه ناامیدی که لجاجت و خشـونت را تبلیغ می کند و عاشـقانه دوست داشتن را به فرزندانش نمی آموزد.

    حال سـر هر گذر که بنشـینی و سخن از هر که بشنوی تنها و تنها به انتظاری بازمی گردد از روزهای خوب . عصبانیت نهفته ای که از ندیدن مدینه فاضله برمی خیزد و آوار می شـود بر سـر فرزندانمان و غفلتی که از خیلی وقت پیش زمان را برای دوسـت داشتن و دوست داشته شدن کشته است.

    ما هیچوقت یاد نگرفته ایم که پیشـگیری را بر درمان مقدم کنیم و همیشـه دم از روشـنفکری زده ایم که به هیچ کارمان نیامده است. گذشـت آن روزهایی که محبت در خانه های قدیمی تقسـیم می شد . حالا در آپارتمان های قوطی کبریتی زندانی هایی هسـتیم که دیگر از عشـق صحبت نمی شـود. کودکان ما بازتاب خشـونتی می شوند که با تحلیل های اقتصادی و اجتماعی درآمیخته اسـت.

    آنها وارث وحشتی هستند که ما از آینده نامعلومی برایشـان ساخته ایم ودر فکرشان به جا مانده . و همین بس که سـرمان را هر روز در لاکی فرو می بریم که تنها وحشـت و تـرس را بـه فرزندانمان یاد می دهد. چه انتظار داریم از کودکی که بعدها پدر همین جامعه بیمار اسـت و مادری که از بذری که خودمان برایش کاشـته ایم زاده شده است .
    چه انتظار داریم از جامعه ای که عشـق را سـر سفره اش نگذاشته و با نفرت سـیر می شـود؟ ما ملت گرسنه ای هستیم، ملتی که سوتغذیه محبت دارد. ملتی که از آینده می ترسـد و در لبه پرتگاه به دنبال جای پای محکمی می گردد.
    ما گیسـوانمان را به باد گره زده ایم و دسـتانمان را به چوب خشک پوسیده ای تکیه داده ایم و به قول نادر ابراهیمی «:وای بر کسـانی که نمی دانند چگونه باید دوستت بدارند.

    این هفته | inhaftemag.com