برچسب: حقوق کارگران

  • سفره های کوچک، لقمه های کوچک تر و کوچک ترین اقتصاد

    سفره های کوچک، لقمه های کوچک تر و کوچک ترین اقتصاد

    نخستین وعده غذایی خانواده اصغر در خانه 60 متریشان، بعد از دو روز گرسنگی ، همین است . مادر 23 ساله است با 5 بچه قد و نیم قد و پدر 31 ساله و کارگر فصلی است. دست های فاطمه گیج مانده که چطور سیب زمینی های پخته را بین بچه ها تقسیم کند. کاسبی اصغر این روزها دندان گیر نیست.

    بوی پلاستیک سوخته می آید. آفتاب پاییزی تیز می تابد توی چشم های او و همرزمان کارگرش که توی یکی از میدان های منتهی به مرکز شهر، روی چمن های کچل شده و زرد، لم داده اند. خط فقر اینجا تیز و خونریز است و برای آنها کرونا معنی ندارد، چون گرسنگی از کرونا هم ترسناک تر است. گرسنگی که هر روز با پوست و گوشتشان آن را لمس می کنند و این روزها بیشتر از هر روز خجالت می کشند.

    ساعت 7 صبح است و خاک بی چمن میدان هر روز این نگاه های منتظر را شاهد است. دل مدور و دایره ای میدان را که نگاه کنی، پر شده از آدم های مچاله که به امید لقمه ای نان منتظرند. آدم هایی که انگار به اینجا وصله شده اند، با چهره های آفتاب سوخته و چشم های نگران.

    صورت تکیده و بی دندان قاسم هم نشان از ماراتن بی پایان زندگی او با روزهای کرونا است. سفره او وقتی کوچک شد که کرونا آمد و او از کار بیکار شد. حالا او هم میهمان پیاده روهایی است که هر روز با او این روزهای سیاه را ورق می زند. امروز سه ماه و 10 روز است که بیکار شده و هر روز را به شکلی گذرانده اند؛ اول با فروش لوازم دست دوم و حالا با ایستادن توی میدان، برای یافتن  شغلی غیررسمی، بدون بیمه و امنیت.

    • تیشه به ریشه زندگی

    ساکنان این خیابان مثل آدم های فراموش شده، نه گذشته ملموسی دارند و نه آینده روشنی. کرونا تیشه زده به ریشه زندگی هایی که این روزها قوت قالبشان سیب زمینی و نان خالی است و اگر لاکچری تر باشند به چند تخم مرغ، ختم می شود.

    کارگران را که در میدان جا بگذاری. بین خانه های پایین شهر، خانه عطیه و بچه هایش هم فقر سیاه را مثال می زند، شوهرش دو سال پیش زیرچنگال اعتیاد جان داده و حالا او مانده و سه فرزندش. بساط ناهار عطیه، یک پیاله کشک است که از فرط آب زیاد، رنگی بر رخ ندارد. او زندگیش را با خیاطی می گذرانده و بعد از گرانی ها و کرونا، بساطش چندان جور نیست، نه سفارش زیادی هست و نه پولی . گرانی ها هم هر قدر بخواهند در حال تاختنند. عطیه تکه های کوچک نان بربری را توی آب کشک فرو می کند و می گذارد دهان اسماء- کوچکترین فرزند عطیه- با پاهای برهنه و نحیف، با اینکه 5 بهار را گذرانده، مثل یک کودک دوساله است. عطیه چشم هایش را می گرداند سمت نگاه های علی و سمیه و به آنها اجازه خوردن می دهد. بچه ها بدون اینکه تاخیر کنند، لقمه ها را می تپانند توی دهانشان.

    برای علی، محسن، عاطفه و خیلی های دیگر که نام کارگر را یدک می کشند، زندگی ها شبیه هم است. کارگرهایی که حالا زیر خط فقر، روزگار می گذرانند. کارگرهایی که یا بیکار شده اند یا اگر کار دارند با حقوق دو میلیون و 610 هزار تومان به سختی سبد خانوارشان را پر می کنند. روزهایی که گرانی دست بر گلوی معیشت کارگران گذاشته و این روزها گوشت و مرغ  و لبنیات لاکچری تر از همیشه است.

    • حقوق بخور و نمیر

    «گرسنگی، بی پولی، فکر، خستگی، فکر می کنی چطور باید بگذرانیم، وقتی اجاره نشین هم باشی و بچه ات بخواهد درس بخواند». حسن می گوید. کارگر تراشکاری است و روزی 50 هزار تومان اگر کار باشد و همه چیز بر وفق مراد، دستش را می گیرد. «فکر می کنی چطوری پول جور می کنیم؟ هر کار که شد. هر جور که شد. »جمله های شیدا ناتمام می ماند. نوازش انگشت ها مرهم گونه ها می شود تا قطرات اشک سرگردان نماند: «خودم را از اعتیاد پس گرفتم تا زندگی شرافتمند داشته باشم، حالا با یک حقوق بخور و نمیر مستخدمی با دو تا بچه می شود چکار کرد»؟

    تار و پود زندگی او و امثال او در دورانی که تورم روزانه بالا می رود، در حال از هم گسستن است و دیگر یارانه های ناچیز هم کفاف زندگیش را نمی دهد. اینکه  حدود 60 میلیون نفر از جمعیت ایران وابسته به یارانه هستند، غم انگیز و گریه آور است. آسیب پذیرانی که تنها سرمایه شان برای زنده ماندن در زیر خط فقر مبلغ ناچیزی است که هر ماه به انتظارش می نشینند.

    با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که خط فقر غذایی این روزها افراد بسیاری را درگیر کرده است.  دهک هایی که در جایگاه تعدیل نیروها قرار گرفته اند و با یکه تازی کرونا به جمع 9 میلیون بیکار دیگر پیوسته اند. با این اوصاف، در دو سال اخیر، عملا گوشت از سفره ایرانی‌ها حذف و درنهایت خوشبینی تن‌ماهی، قارچ و سویا جایگزین مصرف گوشت شده‌اند. این در حالی است که قیمت تن ماهی در طول یک‌سال گذشته از 10هزار تومان به 25 هزار تومان رسیده است، در واقع هر خانواده چهارنفری با فرض این‌که هر روز صبحانه نان و کره و ناهار عدس‌پلو (بدون کشمش یا گوشت چرخ‌کرده) و شام تخم‌مرغ و سیب‌زمینی بخورند، ماهانه باید چیزی حدود یک‌میلیون و 900 هزار تومان برای همین 3 وعده غذایی هزینه کنند.

    کارگر
    کارگر

    این در حالی است که حداقل دستمزد نیروی کار در ایران چیزی حدود دومیلیون و 800 هزار تومان است.

    • 60 میلیون نفر زیر خط فقر

    به گفته فرامرز ادیب، اقتصاد دان، اکنون بین 50 تا 60 میلیون نفر زیر خط فقر قرار گرفته اند و فاصله رو به گسترش بین فقر و غنا، ریزش طبقه متوسط و معضلات و مشکلات معیشتی که با آن روبرو هستیم به عینه مشخص است.

    او از شرایط و معضلاتی صحبت می کند که این روزها و در شرایطی که ویروس کرونا در حال گسترش است، باعث شده که کارخانه های واگذار شده به بخش شبه دولتی به وجود بیاید که اغلب آنها تعطیل شده و کارگران آنها ماه هاست حقوق دریافت نکرده اند.

    به اعتقاد او اکنون اقتصاد دولتی حاکمیت اقتصاد را در دست گرفته و آنچه که به نام خصوصی سازی گفته می شود، چندان معنای واقعی ندارد، به این دلیل که بخش خصوصی واقعی بودجه و سرمایه ای ندارد که بخواهد شرکت های بزرگ خصوصی که عرضه می شود را خریداری بکند یا حتی شرکت هایی که معطوف به بند ب اصل 44 را بتواند خریداری بکند و باز هم این شبه دولتی ها و فرا دولتی ها هستند که در لباس بخش خصوصی واقعی وارد شده و اکنون در این شرایط دچارضرر و زیان و تعدیل نیروهای زیادی شده اند.

    با این تفاسیر رشد اقتصادی ما در حال حاضر منفی است و این نشان دهنده کوچک تر شدن اقتصاد ماست.

    • اقتصادی که کوچک می شود

    اقتصاد کوچکی که قیچی به دست گرفته و سفره ها را هم کوتاه می کند. طبق گزارش های مرکز آمار ایران، متوسط هزینه لازم برای یک خانوار سه نفره برای تامین سبد غذایی 2300 کیلو کالری برای هر فرد است، یعنی به طور میانگین باید این خانوار ماهیانه یک و نیم میلیون تومان از حقوق خود یعنی یک سوم هزینه هایشان را صرف سبد غذایی خود کنند.

    اما آیا چنین اتفاقی می افتد؟ اگر بخواهیم منطقی در رابطه با سفره های مردم در این روزها صحبت کنیم باید حقوق یک کارگر در تهران حداقل 4 میلیون و 600 هزار تومان باشد و در شهرستان ها این مبلغ به 3 میلیون و 800 هزار تومان برسد .

    با این حساب، شش دهک باقی می ماند که در برابر رفع نیازهای اولیه خود بی دفاع هستند و به همین سادگی باید سفره هایشان را کوچک کنند تا بتوانند دوام بیاورند.

  • حق مسکن های نجومی

    حق مسکن های نجومی

    اما پشت همین دیوارهای سبز اتفاق دیگری رقم خورد. چانه زنی که ماه ها به طول انجامید و هنوز امضای تازه آن خشک نشده است.حق مسکن 300هزار تومانی که حالا مثل خاری در چشم کارگران فرو رفته است.

    این در حالی است که با وجود گذشت سه ماه از سال، کارگران در تیرماه طعم افزایش اندک حقوقی را می چشند که چندان دلچسب نیست.حقوقی که گاهی حتی به پایان ماه هم نمی رسد.
    بسیاری از کارگران حالا با این حقوق ناچیز که آنها را به سمت چاله فقر کشانده است در حال تبدیل شدن به پشت بام خواب و چادرخواب هستند.موضوعی که برای نمایندگانی که این روزها زندگی شاهانه شان را شروع کرده اند چندان ملموس نیست. شایدهم دیوار بین کارگران و بهارستانی ها آنقدر بلند شده که صدای آنها به آن طرف دیوار نمی رسد.

    نمایندگانی که با رای همین کارگران بر صندلی سبز مجلس نشستند و قسم خوردند که از حق و حقوق کسانی که به آنها رای داده اند دفاع می کنند، اکنون نتوانسته اند در زمینه کمترین حقوق کارگران که حق مسکن است کاری از پیش ببرند و به آینده شان هم امیدی نیست. رنگین تر بودن خون مجلسی ها البته قصه امروز و دیروز نیست. این داستان درباره کارگرانی است که کمتر ازیک پنجم حقوق بهارستانی ها دریافتی دارند.

    این اتفاقات در شرایطی می افتد که کرونا نفس اقتصاد و اشتغال را به شماره انداخته است و برخی از کارگران حتی همان حداقل حقوق را هم ندارند . وحید طباطبایی، کارشناس اقتصاد در این زمینه معتقد است: هیچ توجیه منطقی برای تسهیلاتی که بدون هیچ فیلتری به نمایندگان داده می شود نیست. به گفته او این حقوق های نجومی دلیل موجهی ندارد و روزی یک میلیون تومان در کشوری که کارگرش یک پنجم آن را دریافت می کند، نظام ناعادلانه ای را ایجاد می کند. تسهیلاتی که به گفته خود آنها تنها برای یک زندگی آبرومند صرف می شود.

    طباطبایی حرف هایش را با احتساب تسهیلات دیگر از جمله اقامت در تهران و اجاره ماهیانه پنج میلیون تومانی تکمیل می کند و ادامه می دهد: اجاره ماهانه پنج میلیون تومانی به حساب تمامی نمایندگان واریز میشود و افرادی هم که ساکن تهران هستند، از مزایای تأمین هزینه اجاره منزل بهرهمند هستند. همچنین هر نماینده ماهانه مبلغ دومیلیونو 200تومان برای هزینه های ایاب وذهاب خود دریافت میکند و هزینه مشاوران نماینده نیز از بیتالمال پرداخت میشود. این به جز یک دستگاه خودروی پژوپارس و سهمیه بنزینی است که در اختیار تمامی نمایندگان مجلس برای رفت وآمد قرار داده شده است. علاوه بر این جالب است بدانیم که پرداخت حقوق ماهانه راننده خودرو نمایندگان، از طریق امور مالی مجلس بهطور جداگانه مانند سایر کارکنان مجلس انجام میشود و در سبد هزینهای نمایندگان مجلس جا داده نمیشود.

    به جز این موارد هزینه پرداخت قبض موبایل هم به حساب هرکدام از نمایندگان مجلس واریز میشود. هزینه هایی که برای این ردیفها پیشبینی میشود هم جالب است. مثلا هر نماینده ماهیانه 3 میلیون تومان برای اجاره دفتر و 9میلیون تومان برای استخدام 3نفر دریافت میکنند که برای استخدام این 3نفر(اگر استخدام کنند)هیچگاه دست به ریسک نمیزنند و نزدیکانشان در این سمتها استخدام میکنند. البته هزینه مسکن، استخدام و اجاره دفتر تنها امتیازات نماینده مردم بودن نیست.آنها همان ابتدای شروع به کار یک خودروی دولتی با سهمیه بنزینی و یک نفر راننده به انتخاب نماینده محترم در اختیارشان قرار میگیرد و علاوه بر آن برای رفت و آمد به مجلس هم بیش از دو میلیون تومان دریافت میکنند. »

    در کنار همه این مسائل نکته چالش برانگیزی که هنوز حل نشده است، تفاوت فاحش بین حق مسکن کارگران و نمایندگانی است که خود همین کارگران به آنها رای داده اند. با توجه به اینکه اکنون مسکن یکی از دغدغه های بزرگ برای قشر ضعیف به شمار می آید و با توجه به افزایش چشمگیر اجاره بها،اکثر کارگران نه تنها توان خرید مسکن را
    ندارند، بلکه برای اجاره نشینی هم با مشکل روبرو هستند.

    به اعتقاد نمایندگان کارگران، حدود 30درصد حقوق کارگران صرف هزینه های اجاره بها می شود. همین مسئله باعث می شود که کارگران در بقیه هزینه های زندگی با مشکل روبرو شوند. اما این موضوع برای مستاجرهای جدید بهارستان چندان ملموس نیست. نمایندگانی که به عنوان صدای کارگران پشت خاکریز مجلس سنگر گرفته اند تا بتوانند فریاد آنها را به گوش کسانی که به عنوان مجری در آنسوی دیوارهای سبز هستند، برسانند. 290 نفر نماینده ای که نه براساس انتصاب که با خواست خود در کارزار انتخابات شرکت کردند و با صرف هزینه های گزاف تبلیغات انتخاباتی موفق به جلب اعتماد مردم شدند و حالا با تکیه بر کرسی های بهارستان حقوق های نجومی می گیرند.