برچسب: دوهفته نامه این هفته

  • متهمانی که مجرم نیستند

    متهمانی که مجرم نیستند

    زهره والی پور :
    مسئله زنان خیابانی یکی از آسیب های مهم اجتماعی جامعه می باشد که کمتر در مورد آن صحبت می شود. اما آنچه مهم است، این است که به عنوان یک درد اجتماعی باید به دنبال درمان آن بود.
    متاسفانه پدیده زنان خیابانی درهمه جوامع بوده و در جامعه ما نیز این پدیده در حال گسترش است. مطالعات نشان می دهد که سن فحشا به 10سال کاهش یافته و دختران جوان که به تازگی وارد این کار شده اند بیشترین تعداد آنها را تشکیل می دهند.
    پدیده زنان خیابانی زاییده فرار دختران و زنان از خانواده است و عمده ترین عامل فرار زنان و دختران به نابسامانی های زندگی و خانوادگی باز می گردد و این نابسامانی فقط نابسامانی اقتصادی نیست. به نظر می رسد مهمترین عواملی که باعث بوجود آمدن این پدیده است، فقر و ناتوانی زنان در تامین مایحتاج اولیه زندگی شان ، طلاق ، خشونت و نابسامانی های خانوادگی، ازدواج اجباری و تنوع طلبی مردان، بی سوادی و نا آگاهی و اعتیاد است همچنین خلاء های عاطفی و روانی ، پایین بودن سطح آگاهی ، عدم رشد شخصیتی واختلالات شخصیتی می باشند.
    بحث زنان خیابانی منحصر به زمان و مکان خاصی نیست. باید یادآورشد یک نهاد در کشور وجود ندارد که به صورت اصولی به بررسی مشکلات زنان خیابانی بپردازد. در نتیجه هیچ آمار قابل استنادی برای حل این مشکل نیز وجود ندارد. ، همین موضوع باعث طرح آمارهای غیر واقعی و مبالغه آمیز توسط برخی کارشناسان می شود. از این رو به دلیل نبود آمار دقیق ،بیشتر طرح های ارائه شده از سوی سازمان بهزیستی نیز درباره ساماندهی زنان خیابانی به دلیل عدم پذیرش جامعه و مسئولان با شکست رو به رو شده است و در این رابطه تنها فرهنگ سازی است که می تواند کمک کننده باشد.
    این جمله معروف که زن خیابانی در خیابان نمی ماند، مصداق این مساله است. در واقع باید مردی به عنوان متقاضی باشد تا زنان در این مورد چیزی برای عرضه داشته باشند. بنابراین مردان نیز در این امر مقصر هستند. خود فروشی یک نوع آزار جنسی است و هیچ زنی راضی نیست فاحشه شود اما به دلیل نیاز و تامین مایحتاج خود به این کار روی می آورد. در بسیاری از موارد تنفروشان قربانی خشونت جسمی نیز میشوند و از سوی مشتری مورد ضرب و شتم و آزار جسمی هم قرار میگیرند و حتی به قتل میرسند.
    بین اعتیاد و تن فروشی نیز رابط های معنی دار وجود دارد. روسپیان برای تحمل افسردگی و شرایط سخت این کار اغلب به مواد مخدر و روانگردان پناه می برند. در بیشتر موارد شریک زندگی این افراد و خودشان معتاد به مواد مخدر هستند و نیاز به تامین هر روزه این مواد نیز بر فقر و نیاز مالی آنان می افزاید.
    گاهی این افراد از آسیب هایی که شرایط زندگیشان را تهدید میکند، باخبر نیستند. بنابراین پس از ورود به این چرخه، در معرض آسیب های دیگری قرار میگیرند که اعتیاد به مواد مخدر، ایدز، خشونت و تماس های حفاظت نشده جنسی از جمله این آسیب هاست. ادامه این روند به معضلی بزرگتر منتهی میشود که به آن اعتیاد جنسی گفته میشود که باید با درمان های روانشناختی مناسب به این معضل روحی و روانی پایان داد.
    زنان خیابانی همانند معتادان، مجرم نیستند بلکه بیمارند. عمده زنان خیابانی بیماران حاصل کارکردهای نامناسب اجتماعی و اقتصادی هستند؛ برای درمان این بیماری، برخوردهای دفعی صرف، حلال مشکل نیست بلکه باید به دنبال کشف علل و ریشه های این معضل و رفع آنان بود.
    در واقع رسیدگی به وضعیت این افراد و بررسی علل گرایش برخی از زنان به رها شدن از کانون خانواده نیازمند همکاری همه دستگاه های دولتی مرتبط با این مسئله است. زنان خیابانی بر این باورند که بعد از افتادن در این ورطه، قادر به خروج از این منجلاب نیستند. بنابراین بهتر است که مکانی برای ارایه مشاوره به این افراد در نظر گرفته شود تا این اشخاص تغییر باور داده و به میان جامعه برگردند. برخی از این افراد در بدو امر نمیدانند چه عواقب خطرناکی در کمین آنها است. در این مکانها باید عواقب این کار و همچنین امراض مختلفی که ممکن است به آن دچار شوند، برای این زنان تشریح گردد. باید از طرف دولت بودجهای برای این زنان در نظر گرفته شود تا فقر، آنها را به این واکنش وادار نکند.

    در زمینه حقوقی هم باید قبل از اینکه زن تبدیل به زن خیابانی شود، مورد حمایت قرار گیرد. صرفا مجازات باعث نمیشود که در آینده به سراغ جرم نرود چون پیشگیری تنها با مجازات صورت نمیگیرد. متاسفانه از نظر قانونی، قانونی که مختص این زنان باشد نداریم و آنچه مسلم است کشور نسبت به این طبقه از جامعه، نیازمند تصویب قوانین خاص و شفاف و شروع فعالیت انجمن های حمایتی تخصصی است. البته وجود قانون برای این قشر به این معنا نیست که باید از روسپیها حمایت شود.

    در پایان با توجه به این موضوع مهم که زنان خیابانی مجرم نیستند و باید با آنها به عنوان یک بیمار اجتماعی برخورد شود ،به نظر می رسد،مهمترین راهکار و پیشنهاد ات لازم در راستای حل این معضل اجتماعی مرتفع کردن مشکل بیکاری و ازدواج جوانان، توجه به خشونت هایی که درخصوص زنان و دختران درخانواده اعمال می شود، افزایش نشاط اجتماعی و برنامه های فرهنگی و تربیتی برای اوقات فراغت افراد بویژه دختران و زنان، برگزاری کلاس های آموزشی مناسب و مطلوب برای دختران جهت ارائه آگاهی های لازم در پیشگیری از این آسیب های اجتماعی موثر می باشد.

    این هفته | inhaftemag.com

  • ما سوتغذیه محبت داریم

    ما سوتغذیه محبت داریم

    عارف اصفهانی –
    چه انتظار داریم از جامعه ای که عشـق را سـر سفره اش نگذاشته و با نفرت سیر می شـود؟ ما ملت گرسـنه ای هستیم، ملتی که سوتغذیه محبت دارد. ملتی که از آینده می ترسـد و در لبه پرتگاه به دنبال جای پای محکمی می گردد.
    زلفمان را به کدام روش نادرسـت گره زده ایم که به کوره راه رسـیده ایم . با آب کدام چشـمه سـمی مزرعه فرهنگیمان را آبیاری کرده ایم که به جای عشق مدام مشـغول درو کردن نفرت و انتقامیم . قدم در چه وادی هولناکی گذاشـته ایم که ترس از جلو رفتنش زانوی امن پدرانمان را صف نشـین جوخه اعدام کرده اسـت؛ ما را چه می شـود؟ این اخبار واقعیت دارد یا درگیر کابوس شده ایم؟«پدری دختربچه 7سـاله اش را به خاطر نگرانی از آینده نامعلومش خفه کرد!» این جمله خبری در هر مکان و تاریخی موجب به دهان گرفتن انگشـت حیرت و تاسف می شود.
    حال، همه، انگشـت اتهاممان را به سـمت پدری گرفته ایم که خودش زاییده همین جامعه بیماری اسـت که ما هم در آن زندگی می کنیم. جامعه ای که هر لحظه اش آبسـتن حوادث و رویدهای تنش زا اسـت. این پدر فرزند همین جامعه اسـت. جامعه ای که عشـق در سفره هایشان نیست. جامعه ای که همواره در حال کاشـتن بذر اندوه اسـت و انگار به سرماخوردگی فرهنگی مبتلا شده است که امانی از آن نیست.
    جامعه ناامیدی که لجاجت و خشـونت را تبلیغ می کند و عاشـقانه دوست داشتن را به فرزندانش نمی آموزد.

    حال سـر هر گذر که بنشـینی و سخن از هر که بشنوی تنها و تنها به انتظاری بازمی گردد از روزهای خوب . عصبانیت نهفته ای که از ندیدن مدینه فاضله برمی خیزد و آوار می شـود بر سـر فرزندانمان و غفلتی که از خیلی وقت پیش زمان را برای دوسـت داشتن و دوست داشته شدن کشته است.

    ما هیچوقت یاد نگرفته ایم که پیشـگیری را بر درمان مقدم کنیم و همیشـه دم از روشـنفکری زده ایم که به هیچ کارمان نیامده است. گذشـت آن روزهایی که محبت در خانه های قدیمی تقسـیم می شد . حالا در آپارتمان های قوطی کبریتی زندانی هایی هسـتیم که دیگر از عشـق صحبت نمی شـود. کودکان ما بازتاب خشـونتی می شوند که با تحلیل های اقتصادی و اجتماعی درآمیخته اسـت.

    آنها وارث وحشتی هستند که ما از آینده نامعلومی برایشـان ساخته ایم ودر فکرشان به جا مانده . و همین بس که سـرمان را هر روز در لاکی فرو می بریم که تنها وحشـت و تـرس را بـه فرزندانمان یاد می دهد. چه انتظار داریم از کودکی که بعدها پدر همین جامعه بیمار اسـت و مادری که از بذری که خودمان برایش کاشـته ایم زاده شده است .
    چه انتظار داریم از جامعه ای که عشـق را سـر سفره اش نگذاشته و با نفرت سـیر می شـود؟ ما ملت گرسنه ای هستیم، ملتی که سوتغذیه محبت دارد. ملتی که از آینده می ترسـد و در لبه پرتگاه به دنبال جای پای محکمی می گردد.
    ما گیسـوانمان را به باد گره زده ایم و دسـتانمان را به چوب خشک پوسیده ای تکیه داده ایم و به قول نادر ابراهیمی «:وای بر کسـانی که نمی دانند چگونه باید دوستت بدارند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • Iranian woman ,a manifestation of beauty, power and kindness

    Iranian woman ,a manifestation of beauty, power and kindness

    Samira haji babaei:
    In Persian culture, woman means fertile and life-giving. she is the source of life and undoubtedly the foundation of a family depends on the presenceof a woman.
    Woman is a creature adorned with many secrets and wonders, and thanks to these wonders, the life of the human beings is in continuity. Women have a subtle
    elegance and a great sense of beauty that makes them stand out from men.
    Iranian women have always been valued and respected in different historical periods, while since a long time they had a changing position in the world. Iranian women have worked hard for the advancement of civilizations and cultures.
    The role of women in Iranian culture has had many ups and downs in various historical periods. In line with the change of governments and religions, the
    presence of women in society has also undergone many changes. This change has manifested itself both in presence and the social behaviors and character of
    women in society.
    In the history of this land, there have been women who have done great work in a relatively patriarchal society. Purandakht Sasani, as an example, is the woman who after Ardeshir Shirviyeh, was crowned king in Ctesiphon and ruled over Iran.

    The Iranian woman is the manifestation of beauty, power and kindness. Three authntic and sacred words that are represented in every single Iranian woman.
    An Iranian woman, in any role and social position, is interested in beauty and glory. Thus, such a woman is an inexhaustible source of kindness and is famous for
    her power and glory in the world.
    Here, we have tried to present an image of an Iranian woman that revolves around these three axes. beauty,power and kindness.
    Iranian Woman, A Character of Beauty Man, inherently loves beauty. Meanwhile, women want more beauty than men because of their elegance
    and softness. This attraction to beauty can be studied from various angles.
    The First aspect is the beauty of each person’s appearance.
    This type of beauty involves hair and face makeup, matching clothes, and fitness. Part of human nature seeks beauty, and God does not
    deny the fact that human nature seeks beauty of any kind.
    There are countless verses (from Quran) and hadiths in this regard that encourage women to become more beautiful.
    Imam Sadegh says «It is not proper for a woman to leave herself without an ornament, even though it is an ordinary necklace, and it is not proper and desirable for
    her to remove the dye from her hand, even if it is once with henna and even if she is of not young.»
    Iranian Woman, A Character of Power
    The iranian woman is the manifestation of beauty and chastity, and the man is the manifestation of being fascinated and captivated.

    Women have tremendous power to attract men. A woman can fascinate men not only with her beautiful appearance, but also with her words, way of speaking
    and her fascinating look.
    According to the existing litrature, the Zoroastrian religion in pre-Islamic Iran was a good provider for
    empowering women. In the religion of Zarathustra and in the book of Avesta, women had a high value, dignity and respect. Women have been the beacons of fire and
    the main pillar of the family.
    At a time when women in the mythology of other nations were considered as inferior and low creatures and were treated like a merchandise, in ancient Iran, women were the symbol of power and dignity. An Iranian woman is a woman who, according to the Zoroastrian decrees, had the power to rule, to own land, to represent and testify in court.
    An Iranian woman can contribute to the management of a family, a city and a country by relying on her innate power. Many of the responsibilities that Iranian women
    have, and which we often overlook, have a high value.
    There are many feminine duties in Iranian society that are at the height of their greatness in terms of importance and fruitfulness, however due to their difficulty men are reluctant to accept them.

    For example, the serious task of motherhood, which is the greatest pillar of any society and any civilized family is amongst these duties.
    Iranian women have had a place and value throughout history, so much so that in the Zoroastrian Bible (Avesta) no man was considered
    morally and religiously superior to women.
    The characteristics of a good, pious and chaste woman have been the main slogans of Zoroastrians. Women had such a value and personality in ancient Iran that they even had their say among religions and were considered great and praiseworthy. On the fifth day of Espandarmad (the last month
    of the year), the people of Iran used to hold a celebration and call it Eid-e-Zan (meaning Woman’s feast ). On this day, it was customary for men to give
    valuable gifts to their wives. As in Zoroastrianism, one day of the year is named Women’s Day. This ceremony was also called the “MozdGiran” in
    ancient Iran.
    Iranian Woman, A Character of Kindness According to her divine nature, woman is the eternal source of infinite kindness. The Iranian woman, meanwhile, is the culmination of kindness and affection since the affection of an Iranian mother cannot be found in any culture
    and society.
    An Iranian woman learns to be patient and to share affection just because she has been a woman since childhood.
    She also learns how to look and spread a nonverbal kindness, she learns how to explore, both the environment and people.
    An Iranian woman with all her beauty, power, fascination and kindness is a praiseworthy myth for all women in the world.

    این هفته | inhaftemag.com