برچسب: سهام عدالت

  • مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    زهره والی پور : یادش بخیر روزی که برای خرید یک ماشین دست دوم به یک معاملاتی ماشین سر می زدیم، می گفتند: برای خرید یک ماشین 20 فاکتور را نیاز است که بدانی و ما نمی دانستیم که از بین همان 20 فاکتور چند تا را بلدیم و چند تا بلد نیستیم. حالا که پس از سال ها می خواهیم پا در بازار بورس بگذاریم ، تقریبا همان اتفاق افتاده با اختلاف اینکه زمان ماشین خریدن حداقل یکی دوتا فاکتور را می دانستیم ولی الان الفبای بورس را هم بلد نیستیم.اما پیشنهادات فریبنده بازار بورس داغ داغ است. بازاری که خیلی ها می گویند، گاو نر می خواهد و مرد کهن.

    پس نباید به بورس با نگاهی سطحی و گذرا نگریست، بورس ریسک پذیری بالایی دارد و کارشناسان و فعالان بازار بورس بر این باورند که بورس جای پیچیده ای است، سرمایه گذاری در آن حوصله و تخصص می خواهد، بنابراین عموم مردم و افرادی که با بورس آشنا نیستند، چون از این ویژگی ها اطلاع ندارند، بهتر است کمی درباره آن اطلاعات کسب کنند.

    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم
    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    بورس دیگر مثل آن ماشین دست دومی نیست که ما می خواستیم بخریم؛ برای خرید و فروش سهام آیتم های زیادی وجود دارد که اگر در آنها خبره نباشی بازی را باخته ای.

    جالب اینجاست که گاهی یک هول اقتصادی آنقدر هیجانی می شود که از دست ما خارج می شود. هول می کنیم برای سود بیشتر، هول می کنیم برای پول بیشتر، هول می کنیم برای اینکه سرمایه نداشته مان را چندبرابر کنیم و گاهی همان شندرغاز هم از دستمان می رود. خلاصه اینکه ما مردم هیجانی هستیم که همیشه در آشفتگی، زندگی می کنیم.

    یادش بخیر دوستی می گفت اثر اجتماعی باید فرزند زمانه خودش باشد، اما چه باید کرد، وقتی سرعت زمانه خیلی غیرمجاز تر از چیزی است که بتوان به آن رسید. ترمز بریدن بورس هم به همین شکل است، وقتی در عرض یکی دو ماه و زمانی که بورس تمامی کشورها و از جمله وال استریت با سقوط سنگینی روبرو شده چطور بورس کشور ما با اینهمه مشکلات جورواجور باید یکه تاز میدان شود؛ آن هم در زمانی که ماشین 50 میلیونی شده 90 میلیون و طلا حکم کیمیا را پیدا کرده و سکه قرار است مرز 7 میلیون تومان را هم نوردد. نمی دانم با چنین سرعتی چطور می شود از اقتصاد عقب نماند . سرعت لاک پشتی که ما با آن سر و کار داریم و اقتصادی که از چله کمان خیلی وقت است پرتاب شده است، واقعا مجال رسیدن را می دهد؟! یا قرار است از هول حلیم در دیگ آشپزباشی بیفتیم؟

    این هفته | inhaftemag.com

  • به خاطر يک مشت سهام همبازی بورس نشويم

    به خاطر يک مشت سهام همبازی بورس نشويم

    این روزها همبازی بورس شده ایم، به خاطر سرمایه ای که تا حالا سرگردان بود و قرار است پس از این سرش بر بالین بورس باشد. حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم تنها گفتار روزمره و نقل محافلمان بورس است. بورسی که حتی به سهام عدالت هم رحم نکرده و امپراطور این روزهای بازار سرمایه شده است .

    بازی یک بام و دو هوایی که برخی بر سر آن توافق دارند و برخی می گویند این همه جار و جنجال بر سر بورس کاری است بی معنی . از یک طرف دولت است و از طرف دیگر برخی از فعالان اقتصادی که اعتقاد دارند این همه تبلیغات کاری نادرست است و مانند حبابی است که معلوم نیست تا کی دوام می آورد و ممکن است هر لحظه بترکد. با این اوصاف، سیاست بورسی، بهترین ادبیات برای روزهایی است که از همه چیزمان می زنیم تا سرمایه ای اندک برای بورس بازی تهیه کنیم و قیمتش چند برابر شود.

    هر چند خیلی ها می گویند به این شکل نگاه کردن به بازاری که سرمایه های کلان در آن رد و بدل می شود، نگاهی است سطحی و قابل استناد نیست .

    اما زمانی که بورس به دست سفته بازان می افتد، این بازار مفهوم دیگری پیدا می کند، مفهومی که باعث می شود سودجویان از آب گل آلود و هوای غبارآلودی که راه انداخته اند سودهای آنچنانی ببرند. واقعیت هم این است که اگر سفته بازی در یک بازار اقتصادی به شکل گسترده رایج شود، ممکن است به سلامت آن بازار لطمه جدی وارد شود. گرچه برخی هم عکس این موضوع را قبول دارند و می گویند ورود این افراد به بورس، نقدینگی بازار را فراهم کرده و فاصله بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش را کم می کند. همچنین تولیدکنندگان را قادر می کند تا ریسک قیمت محصولات خود را پوشش دهند.

    به هر حال باید این نکته را بپذیریم که کشور ما در اشکال مختلف به واسطه تحریم ها دچار مشکلات جدی شده است، اما این دلیلی بر این نیست که همه اشکال زندگی اکثریت قشرهای جامعه را دربرگیرد، بلکه به این خاطر است که مردم ما عمدتا اطلاعاتشان را از رسانه هایی می گیرند که یا غیر رسمی هستند و یا کانال هایی هستند که در تلگرام می خواهند با ایجاد تنش سودی را به جیب بزنند. این کانال ها که در فضای تلگرام مشغول فعالیت هستند با انتشار رقم هایی عجیب و غریب و نوسان دار نشان دادن بازار بورس در واقع بار زیادی از بازی رسانه ای در پازل کسانی که می خواهند آرامش مردم را برهم بزنند را بر دوش می کشند.شاهد این ماجرا هم مشخص است، قیمت هایی که در بازار رسمی وجود دارد و قیمت های بسیار بالاتری که در دهان ها می چرخد و با افکار مردم بازی می کند.

    قیمت های بی سندی که دست بردار نیستند و گاهی ممکن است بازار سرمایه های مردم را در خطر بیاندازند و حبابی ایجاد کنند که مشکلات بعدی را بیشتر کند. اینها همه در حالی رخ می دهد که گویا در این وضعیت، نظارتی هم بر این تبلیغات نیست و هر کس راه خودش را می رود و هر کسی پیامی می دهد، حالا چه مخالف و چه موافق باشد فرقی نمی کند و از سر اعتقادات خود نقشی جدید به بازاری می دهد که معلوم نیست سر و تهش در فضای مجازی به کجا برسد.

    دریا قدرتی پور

    این هفته | inhaftemag.com

  • لطفا از خير سهام عدالت فقرا بگذريد

    لطفا از خير سهام عدالت فقرا بگذريد

    مصطفی نصراصفهانی: در جدیدترین نظریات اقتصاد فقر، روی جنبه های شناختی فقرا تأکید می شود. به این معنا که اگر فقرا بتوانند تصمیم های درست اتخاذ کنند می توانند به راحتی از فقر خارج شوند. البته باید متذکر شد که وقتی گفته می شود علت گیرافتادن فقرا در دام فقر نحوه تصمیم سازی خودشان است به این معنا نیست که «فقر احمق می کند»! بلکه طبیعت انسان ها اینگونه است که وقتی شخص در شرایط کمبود و نداری قرار می گیرد، به طور غریزی تمام دغدغه اش حفظ حیات و گذران زندگی روزمره خواهد شد. بنابراین طبقات ضعیف به جای اینکه ریسک کارهای پربازده را به عهده بگیرند و در سرمایه گذاری های بلندمدتی که پر بازده هستند مشارکت کنند، از هرگونه ریسک و یا به تعویق انداختن مصرف اجتناب می کنند.

    بنابراین، وسوسه فروش سهام عدالت و مصرف کردن آن برای طبقات ضعیف به طور طبیعی وسوسه ای بسیار قوی است. تحریک به فروش دارایی طبقات ضعیف دقیقا بر عکس چیزی است که در ادبیات اقتصاد فقر مورد تجویز قرار می گیرد. فرآیند فقرزدائی از طریق دارایی سازی (Asset Buikling) اتفاق می افتد و باید تلاش کرد تا فقرا بیشتر پس انداز کنند و بیشتر دارایی سازی کنند.

    فلسفه دستور مقام معظم رهبری مبنی بر آزادسازی سهام عدالت، این است که در این تورم و شرایط اقتصادی نامناسب طبقات ضعیف بتوانند کمی این درد و رنج را راحت تر تحمل کنند. بنابراین کلیت آزادسازی سهام عدالت بسیار ایده خوبی است، اما آنچه که در تحقق این فلسفه اهمیت زیاد دارد «جزئیات» مربوطه است.

    یکی از نقاط گلوگاهی در رابطه با توانمندسازی فقرا و طبقات ضعیف، که در ادبیات تأمین مالی خرد (Micro-Finance) مورد توجه ویژه قرار می گیرد، عدم دسترسی ایشان به اعتبار و وام است. وقتی دسترسی به وام وجود داشته باشد امکان تشکیل دارایی و یا راه اندازی کسب و کار برای فقرا به وجود می آید.

    اما یکی از علل اصلی عدم دسترسی فقرا به وام و اعتبار، فقدان ضمانت (یا وثیقه) لازم برای بازپس دادن وام است و این امر باعث افزایش متوسط ریسک وام هندی و کژگزینی (Advers-swlection) و نتیجتا افزایش هزینه وام برای فقرا می شود.

    سهام عدالت می تواند به عنوان یک وثیقه بسیار مناسب برای فقرا در نظر گرفته شود.

    حال که فقرا و طبقات ضعیف این دارایی بشدت نقدشونده را دارند و با فشردن یک دکمه امکان مصادره آن وجود دارد بهتر است همین دارایی وثیقه وام فقرا قرار بگیرد و در رهن بانک یا موسسه ای که وام می دهد قرار بگیرد. این روش بسیار مناسب تر از ایجاد امکان فروش مستقیم است.

    نهایتا  اینکه عرضه سهام عدالت ممکن است منجر به اثراتی منفی در بازار سهام هم بشود که در اینجا و طرح این ایده مورد توجه نبوده است، ولی به نظر می رسد در آن راستا هم کمک کننده باشد.

    این هفته | inhaftemag.com