برچسب: معتادان

  • آنهایی که در آغوش خیابان جا گرفته اند

    آنهایی که در آغوش خیابان جا گرفته اند

    دریا قدرتی پور : زندگي دريک سلول، با چندين زن که سنشان از 13 سال، به پنجاه و چند سالگي مي رسد.

    خانه ای که نه نامش را کسي مي داند و نه شناسنامه دارد. حتي عابرانی که ساليان سال است از اين کوچه مي گذرند هم نمي دانند که حدود 40 -50 زن اينجا در پشت درهای قفل اتاق های سفيد محصور شده اند.

    اينجا براي ناديا ، مريم، نرگس، سهيلا و خيلي هاي ديگر مثل زندان است. چشم ها از پشت کرکره سبز و قديمي نگاهت مي کنند و اتاق انگار دل مي زند.

    بعد از ورودت به مرکز، همه درها پشت سرت قفل مي شود تا وارد سلول بزرگي شوي که زن ها را در خود مهار کرده است .

    تمام اتاق انگار پر مي شود از سکوت ناگهاني زناني که خيلي وقت است فراموش شده اند. آدم هايي که از خط قرمزها عبور کرده اند تا پشت پلک زندگي پنهان شوند.

    خيلي هايشان از وقتي که از خانه گريخته اند، زندگيشان تاريک شده. دختران جواني که حالا بيش از سن سجلي شان تجربه دارند.

    اولين قرباني، با حرکت سريع دست مددکار به داخل هدايت مي شود، مونا، بچه پايين شهر. سنش را که مي گويد. تمام تنت خالي مي شود از هر خيالي در رابطه با سن و سال يک دختر 13 ساله که تنها يک دهه از زندگيش را گذرانده، ولي به اندازه يک زن 30 ساله تجربه دارد.

    خيلي بي قيد از چوب حراجي حرف مي زند که چند سال زندگيش را به تاراج برده؛ 11 ساله بوده که اولين طعم تجاوز را چشيده و بعد از آن در آغوش خيابان جا گرفته است.

    بدون اينکه سکوت کند، مثل يک راديو که روشنش کرده باشي شروع مي کند. نه خلاصه و نه مختصر، بلکه با جزييات. از سه تجربه سقط جنينش مي گويد و خاطره نوزاداني که هر کدامشان مثل وصله تلخي به زندگيش چسبيده اند.

    چرا خيابان را انتخاب کردی؟

    کتکم مي زدند. عموها از کوچيک تره تا بزرگه . فقط کافي بود توي کوچه منو ببينن، به باد کتک مي گرفتنم. خسته شده بودم. دل به دريا زدم، رفتم سي و سه پل. اونجا با يه پسر مکانيک آشنا شدم. خوشگل بود. شلوار شيش جيب پوشيده بود. عاشقش شدم. ميگن عشق در يک نگاه. (مي خندد، ولي خنده اش را از نگاه مددکار مي دزدد)

    خب بعدش چي شد؟

    هيچي . گفت باهات ازدواج مي کنم. رفتيم تو کارگاهشون. سياه و کثيف بود. اولين بار بود که مشروب مي خوردم، بهم گفت بخور، تلخ بود با آب ميوه مخلوطش کرد و گفت بخور.
    بعدش انگار بيهوش شده بودم، بيدار که شدم انگار همه جا خون پاشيده باشن، بدبخت شدم، هر روز طعم خون رو تو دهنم حس مي کردم. آزارم مي داد، هر بار با مخالفت من دهنمو با مشت و لگد خرد مي کرد».
    از همان موقع بوده که زخم آسيب نگذاشته او به خانه برگردد:« شدم بچه خيابون. اگه برمي گشتم عموها مي کشتنم. اونجام مي موندم پسر مکانيکه ترتيبم رو مي داد، ترسيدم. حدود چهار ماهي شد اونجا بودم. فرقي نمي کرد هر بار دوستاش مهمونش بودن. خسته شدم، يه بار تونستم فرار کنم، آش و لاش بودم و گرسنه؛ اولين سقط جنينم همون سال بود. دردش هنوز تو جونمه ، بعدش دستگيرشدم و منو برگردوندن پيش مامانم. اما عموها اين بار زندانيم کردن. صبحونه و ناهار و شامم شده بود کتک. بازم فرار کردم. دومين سقط جنينم شايد دو سال بعدش بود و سومي هم همين چند وقت پيش».

    همينطور که حرف مي زند، غربتِ جای خالی چند دندان، توي دهانش، خودش را نشان مي دهد. حتي تخيلت هم اجازه نمی دهد که از او يک دختر ساده در ذهنت بسازی. همخوابگی با آدم های پولدار تا بودن در توالت های کثيف و بدبو و هم آغوشي در خيابان از يک دختر 15 ساله ، زنی چندين ساله ساخته که بدون شرمساری از کاری که کرده دوست دارد باز هم به خيابان پناه ببرد.

    با هر کلمه ای که از دهانش بيرون می غلتد، انگار اتاق تنگ تر می شود، احساس خفگي داری از ترسي که ديگر براي امثال او وجود ندارد . مددکار با حرکت چشم به دختر نشان مي دهد که کافي است و او را با همان اشاره نامرئی به بيرون هدايت می کند، انگار نمی خواهد بيشتر از اين ابرهای سياه آسيب های اجتماعی کنار بروند.

    نفر بعدی نرگس است. با قدم هاي سنگين و کشيده وارد مي شود، توي سفيدي چادر، لرزه های محسوسی است از دختر 16 ساله ای که يکسال پيش از خانه فرار کرده است .

    يک جفت چشم تيله ای ميشی به تو خيره مي شود، از وقتي که از ترس دست درازی ناپدری در آغوش خيابان پناه گرفته تا حالا که پشت اين ديوارهای سفيد منزل گرفته، يک بار مجبور به سقط جنين شده. حاصل يک عشق ساده کودکانه، بچه ای بوده که هنوز به سلول های ذهنش وصله شده و نمی گذارد يادش برود که عشق مادري يعني چه.
    کم حرف مي زند و کلمات به سختی از دهانش بيرون مي پرد:« روي يک تشک کثيف و چرک بچه ام سقط شد. سخت بود. داشتم مي مُردم. اولين باري بود که يک جنين مي ديدم. قشنگ بود و عين يک گلوله سفيد و سرخ به من نگاه مي کرد، همانجا بود که عاشقش شدم». اشک ميهمان سکوت سيال اتاق مي شود. به شکم برآمده ديوار خيره مي شود؛ بغضش را فرو می خورد و ادامه مي دهد: از همه شان بدم مي آيد. از کسانی که بچه ام را کشتن».

    آنهایی که در آغوش خیابان جا گرفته اند
    آنهایی که در آغوش خیابان جا گرفته اند

    مددکار با اکراه مي گويد: خب حالا اشک تمساح نريز. شما رو چه به محبت و عشق؛«تُف»؛کلمه آخري را غليظ تر ادا می کند و دخترک را به سکوتی سنگين وامی دارد.

    پای خاطرات که وسط می آيد، هق هق کوتاهی تمام سکوت اتاق را می بلعد. با بُغض ادامه مي دهد: اينجا هيچ چيز نيست. از صبح تا شب بيکاريم. تا يکسال پيش درس مي خوندم. اينجا هيچ کاری نداريم. حوصله همه سر رفته.

    مددکار وسط حرفش می پرد ؛ کی گفته اينجا هيچ کاری نداری؟ ما اينجا قالی بافی داريم. دل به کار نمي دين.

    زندگي در آسايشگاه زنان ويژه، کُند مي گذرد. بين شکاف خانه تا خيابان، تجربه اين زنان چند برابر شده است .

    براي ثريا، اما شيرينی اولين مبلغی که گرفته باعث شده که تن به خيلی چيزها بدهد. با اولين مبلغي که به دستش رسيده، مانتو خريده و بعد تبديل شده به زنی که يادگرفته برای هم خوابگی هايش مي تواند پول بيشتري بگيرد. بعد از آن با قارچ و شيشه و گُل آشنا شده و زندگيش حل شده درلغزش هاي جورواجور.

    مينا اما تلخ و گزنده نگاهت می کند. طعم خيابان برای او زهری است که هر بار نوشيده . نگاهش را تکيه می دهد به نقطه ای مبهم. سلام نصفه و نيمه ای از زبانش سُر می خورد و با کمی شرم صحبت می کند و مثل بقيه جزييات را نمی گويد. واضح است که برخلاف بقيه از اين کار چندان راضی نيست.

    تيک تيک ساعت روی ديوار سکوت را می شکند. چشم های پشت شيشه يک آن رهايت نمی کنند؛ وقتي مددکار متوجه می شود، فقط کافی است يک تشر بيايد تا چشم ها پراکنده شوند.

    زهرا نفر بعدي است، از زوروَرم تجربه انواع مواد مخدر چشم هاي قهوه ای زن 46 ساله ريزتر شده و پُف کرده است. خط خطي هاي چهره اش ردپای ساليان بيشتر از سنش را نشان می دهد .سنش به 60 ساله ها تنه می زند. براي او با سه بچه قد و نيم قد، تحمل اينجا سخت است. هر کدام از بچه ها به خاله و عمه و مادربزرگ سپرده شده اند و سرنوشت هيچکدامشان برای زهرا مشخص نيست.

    وقتی اعتياد شوهرش، دامن او را گرفته به زندگی بچه هايش هم آتش زده و بعد از مرگ شوهرش به جاي زن خانه ، زن خيابان شده است. با صورت سنگی به تو زل می زند و از روزهايی می گويد که به خاطر سير کردن شکم بچه هايش تنش را مي فروخته و خشونت های متنوعی را در اين مسير تجربه کرده است. چشم های مددکار زن را به سکوت وادار می کند. نمی خواهد پوست تابوها بيشتر از اين کنده شود، تابوهايی که از تعداد اين زنان حرف نمی زنند و زخم های کهنه ای هستند که نه رسمی و نه تاييد شده اند، اما حقايق از آماری مي گويد که به طور ميانگين سن روسپی گری در ايران را کاهش داده و از سن 20 تا 30 سالگي به زير 18 سالگي رسيده است . زنانی که جوان شده اند و گاه کودک هم شده اند. دخترانی که تصوير زندگيشان زير بار آسيب ها خط می خورد و پايان جنگيدنشان می شود سلول محصوری که قرار است، آنها را به زندگی برگرداند. زناني که گويی در جبرهندسه زندگي ته نشين شده اند …

    این هفته | inhaftemag.com

  • متهمانی که مجرم نیستند

    متهمانی که مجرم نیستند

    زهره والی پور :
    مسئله زنان خیابانی یکی از آسیب های مهم اجتماعی جامعه می باشد که کمتر در مورد آن صحبت می شود. اما آنچه مهم است، این است که به عنوان یک درد اجتماعی باید به دنبال درمان آن بود.
    متاسفانه پدیده زنان خیابانی درهمه جوامع بوده و در جامعه ما نیز این پدیده در حال گسترش است. مطالعات نشان می دهد که سن فحشا به 10سال کاهش یافته و دختران جوان که به تازگی وارد این کار شده اند بیشترین تعداد آنها را تشکیل می دهند.
    پدیده زنان خیابانی زاییده فرار دختران و زنان از خانواده است و عمده ترین عامل فرار زنان و دختران به نابسامانی های زندگی و خانوادگی باز می گردد و این نابسامانی فقط نابسامانی اقتصادی نیست. به نظر می رسد مهمترین عواملی که باعث بوجود آمدن این پدیده است، فقر و ناتوانی زنان در تامین مایحتاج اولیه زندگی شان ، طلاق ، خشونت و نابسامانی های خانوادگی، ازدواج اجباری و تنوع طلبی مردان، بی سوادی و نا آگاهی و اعتیاد است همچنین خلاء های عاطفی و روانی ، پایین بودن سطح آگاهی ، عدم رشد شخصیتی واختلالات شخصیتی می باشند.
    بحث زنان خیابانی منحصر به زمان و مکان خاصی نیست. باید یادآورشد یک نهاد در کشور وجود ندارد که به صورت اصولی به بررسی مشکلات زنان خیابانی بپردازد. در نتیجه هیچ آمار قابل استنادی برای حل این مشکل نیز وجود ندارد. ، همین موضوع باعث طرح آمارهای غیر واقعی و مبالغه آمیز توسط برخی کارشناسان می شود. از این رو به دلیل نبود آمار دقیق ،بیشتر طرح های ارائه شده از سوی سازمان بهزیستی نیز درباره ساماندهی زنان خیابانی به دلیل عدم پذیرش جامعه و مسئولان با شکست رو به رو شده است و در این رابطه تنها فرهنگ سازی است که می تواند کمک کننده باشد.
    این جمله معروف که زن خیابانی در خیابان نمی ماند، مصداق این مساله است. در واقع باید مردی به عنوان متقاضی باشد تا زنان در این مورد چیزی برای عرضه داشته باشند. بنابراین مردان نیز در این امر مقصر هستند. خود فروشی یک نوع آزار جنسی است و هیچ زنی راضی نیست فاحشه شود اما به دلیل نیاز و تامین مایحتاج خود به این کار روی می آورد. در بسیاری از موارد تنفروشان قربانی خشونت جسمی نیز میشوند و از سوی مشتری مورد ضرب و شتم و آزار جسمی هم قرار میگیرند و حتی به قتل میرسند.
    بین اعتیاد و تن فروشی نیز رابط های معنی دار وجود دارد. روسپیان برای تحمل افسردگی و شرایط سخت این کار اغلب به مواد مخدر و روانگردان پناه می برند. در بیشتر موارد شریک زندگی این افراد و خودشان معتاد به مواد مخدر هستند و نیاز به تامین هر روزه این مواد نیز بر فقر و نیاز مالی آنان می افزاید.
    گاهی این افراد از آسیب هایی که شرایط زندگیشان را تهدید میکند، باخبر نیستند. بنابراین پس از ورود به این چرخه، در معرض آسیب های دیگری قرار میگیرند که اعتیاد به مواد مخدر، ایدز، خشونت و تماس های حفاظت نشده جنسی از جمله این آسیب هاست. ادامه این روند به معضلی بزرگتر منتهی میشود که به آن اعتیاد جنسی گفته میشود که باید با درمان های روانشناختی مناسب به این معضل روحی و روانی پایان داد.
    زنان خیابانی همانند معتادان، مجرم نیستند بلکه بیمارند. عمده زنان خیابانی بیماران حاصل کارکردهای نامناسب اجتماعی و اقتصادی هستند؛ برای درمان این بیماری، برخوردهای دفعی صرف، حلال مشکل نیست بلکه باید به دنبال کشف علل و ریشه های این معضل و رفع آنان بود.
    در واقع رسیدگی به وضعیت این افراد و بررسی علل گرایش برخی از زنان به رها شدن از کانون خانواده نیازمند همکاری همه دستگاه های دولتی مرتبط با این مسئله است. زنان خیابانی بر این باورند که بعد از افتادن در این ورطه، قادر به خروج از این منجلاب نیستند. بنابراین بهتر است که مکانی برای ارایه مشاوره به این افراد در نظر گرفته شود تا این اشخاص تغییر باور داده و به میان جامعه برگردند. برخی از این افراد در بدو امر نمیدانند چه عواقب خطرناکی در کمین آنها است. در این مکانها باید عواقب این کار و همچنین امراض مختلفی که ممکن است به آن دچار شوند، برای این زنان تشریح گردد. باید از طرف دولت بودجهای برای این زنان در نظر گرفته شود تا فقر، آنها را به این واکنش وادار نکند.

    در زمینه حقوقی هم باید قبل از اینکه زن تبدیل به زن خیابانی شود، مورد حمایت قرار گیرد. صرفا مجازات باعث نمیشود که در آینده به سراغ جرم نرود چون پیشگیری تنها با مجازات صورت نمیگیرد. متاسفانه از نظر قانونی، قانونی که مختص این زنان باشد نداریم و آنچه مسلم است کشور نسبت به این طبقه از جامعه، نیازمند تصویب قوانین خاص و شفاف و شروع فعالیت انجمن های حمایتی تخصصی است. البته وجود قانون برای این قشر به این معنا نیست که باید از روسپیها حمایت شود.

    در پایان با توجه به این موضوع مهم که زنان خیابانی مجرم نیستند و باید با آنها به عنوان یک بیمار اجتماعی برخورد شود ،به نظر می رسد،مهمترین راهکار و پیشنهاد ات لازم در راستای حل این معضل اجتماعی مرتفع کردن مشکل بیکاری و ازدواج جوانان، توجه به خشونت هایی که درخصوص زنان و دختران درخانواده اعمال می شود، افزایش نشاط اجتماعی و برنامه های فرهنگی و تربیتی برای اوقات فراغت افراد بویژه دختران و زنان، برگزاری کلاس های آموزشی مناسب و مطلوب برای دختران جهت ارائه آگاهی های لازم در پیشگیری از این آسیب های اجتماعی موثر می باشد.

    این هفته | inhaftemag.com

  • موبایل سنترها در کاهش بیماری معتادان موثراست

    موبایل سنترها در کاهش بیماری معتادان موثراست

    معاون پیشگیری بهزیستی استان اصفهان :
    موبایل سنترها در کاهش بیماری معتادان موثراست
    معاون پیشگیری بهزیستی استان اصفهان در یک نشست مطبوعاتی در جمع خبرنگاران به مناسبت هفته بهزیستی تاکید کرد: فعالیت موبایل سنترها در کاهش بیماری افراد معتاد مؤثر بوده است و دو موبایل سنتر در بهزیستی اصفهان این فعالیت را انجام می‌دادند و در هفته جاری هم یک ون موبایل سنتر دیگر به بهزیستی اصفهان اضافه می‌شود.
    سمیه کریمی افزود: طرح موبایل سنتر به صورت سیار خدمات کاهش آسیب را به معتادان نقاط حاشیه شهرها ارائه می‌دهد.
    وی ادامه داد: این موبایل سنترها خدماتی چون ارائه وسایل بهداشتی، سرنگ و یک وعده غذای گرم را به معتادان ارائه می‌دهند.
    معاون پیشگیری بهزیستی استان اصفهان با اشاره به کاهش بیماری‌هایی چون ایدز و هپاتیت به دلیل فعالیت موبایل سنترها، گفت: طرح موبایل سنتر در شهرهای لنجان، فلاورجان، اصفهان و خمینی شهر در حال اجراست، همچنین در مناطق شمال شهر اصفهان، برخوار، شاهین شهر هم این خدمات ارائه می‌شود.
    وی ادامه داد: فعالیت این موبایل سنترها از سه سال گذشته شروع شده است.

    موبایل سنترها در کاهش بیماری معتادان موثراست
    موبایل سنترها در کاهش بیماری معتادان موثراست

    کریمی افزود: در سال گذشته ۹۵۰ خدمت گیرنده مرد و ۲۸۰ خدمت گیرنده زن از خدمات مراکز موبایل سنتر بهره مند شده اند.
    معاون پیشگیری بهزیستی استان اصفهان همچنین گفت: بهزیستی اصفهان در نظر دارد نقشه ژنتیکی خانواده‌های دارای معلول را ایجاد کند و در خانواده‌های دارای دو معلول به بالا برای همه افراد خانواده مشاوره‌ها و آزمایش‌های ژنتیک انجام می‌شود.
    کریمی تاکید کرد: این موضوع باعث می شود که از ایجاد معلولیت در نسل‌های آینده جلوگیری شود.

    این هفته | inhaftemag.com

  • جمع آوری معتادان متهاجر، درمانی موقتی است باید به سمت پیشگیری برویم

    جمع آوری معتادان متهاجر، درمانی موقتی است باید به سمت پیشگیری برویم

    دریا قدرتی پور- مدیرکل بهزیستی استان اصفهان تاکید کرد: به دلیل وجود کرونا، معتادان متجاهر با کارتن خواب ها و متکدیان در هم آمیخته شده اند، گفت: هفته گذشته طرح جمع آوری معتادان متجاهر در اصفهان اجرا شد، اما معتقدیم این کار فقط یک مسکن و درمان موقت است.
    مرضیه فرشاد در یک مصاحبه مطبوعاتی در جمع خبرنگاران به مناسبت هفته مبارزه با اعتیاد در پاسخ به سوال خبرنگار ما مبنی بر اینکه آیا گرمخانه زنان همچنان در حال فعالیت است یا خیر گفت: این گرمخانه در حال فعالیت و مراقبت از زنان آسیب دیده است ونه تنها تعطیل نشده و در حال فعالیت است، بلکه مرکز tc زنان را هم اضافه کرده ایم .
    وی با اشاره به آمار رو به کاهش سن اعتیاد در استان اصفهان گفت: در زمینه این آمار به اندازه افزایش درصد اعتیاد زنان در جامعه نگران هستیم و با تمام توان در زمینه پیشگیری فعالیت می کنیم.
    فرشاد ادامه داد: تا زمانی که آموزش نباشد، نمی توانیم فرایند اعتیاد را کنترل کنیم.
    وی با تاکید بر اینکه شعار امسال روز جهانی مبارزه با مواد مخدر دانش بیشتر و مراقبت بهتر است گفت: استراتژی کشور بر پایه آموزش خانواده ها با محوریت زنان در زمینه اعتیاد است.
    مدیر کل بهزیستی استان اصفهان اظهار داشت: یکی از مناطق پر خطر در اصفهان منطقه ای است که باید به شکل جدی روی آن کار کنیم.
    فرشاد افزود: با وجود اینکه شعار پیشگیری را زیاد می دهیم ولی شاید بیشترین اقدامات پیشگیرانه از سوی بهزیستی انجام می شود و در بسیاری از موارد پیشگیری نادیده گرفته می شود.
    وی تاکید کرد: پیشگیری اولیه باید در زمان مناسب انجام شود، در غیر این صورت هزینه های سنگین باید پرداخت کنیم.
    مدیرکل بهزیستی استان با اشاره به شعار امسال روز جهانی مبارزه با مواد مخدر که دانش بیشتر برای مراقبت بهتر است اظهار داشت: برنامه کشور در جهت آموزش خانواده با محوریت زنان است.
    وی گفت: فرایند آموزش و پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر به خاطر شیوع ویروس کرونا متوقف شده بود و فرصت هایی را از دست دادیم، ولی شاید بتوان گفت کرونا از برخی اجتماعات مضر که خطر مصرف مواد مخدر در آن وجود داشت جلوگیری کرد.
    وی از ادامه آموزش های پیشگیری از اعتیاد خبر داد و گفت: یکی از مناطق اصفهان منطقه پر خطر محسوب می شود که ما در این زمینه می خواهیم اصفهان تسهیل گری را به شدت ادامه دهیم به این خاطر که معمولا زنان در تسهیل گری ها شرکت می کنند.
    مدیرکل بهزیستی استان با اشاره به اینکه در زمینه درمان اعتیاد، مرکز ماده ۱۶ برای درمان زنان معتاد در استان نداریم، ادامه داد: هفته گذشته جمع آوری معتادان متجاهر را داشتیم، اما معتقدیم این کار فقط یک مسکن و درمان موقت است و باید کارهای بیشتری در این زمینه انجام شود.
    در همین رابطه معاون پیشگیری اداره کل بهزیستی استان اصفهان با اشاره به اینکه همزمان با روز جهانی مبارزه با مواد مخدرفعالیت های پیشگیرانه از اعتیاد در سه سطح آگاه سازی، اطلاع رسانی و حساس سازی جامعه هدایت شده است، بیان کرد: اداره کل بهزیستی استان در سه سطح پیشگیری شامل پیشگیری اولیه، ثانویه و ثالثیه گام برداشته است.
    سمیه کریمی گفت: در پیشگیری اولیه تلاش می کنیم با انتشار اطلاعات، مردم را از عوارض مواد مخدر آگاه کنیم.
    معاون پیشگیری اداره کل بهزیستی استان اصفهان گفت: در پیشگیری ثانویه دنبال این هستیم برای افرادی که شروع به مصرف مواد مخدر کرده اند به سمت درمان برویم و در پیشگیری ثالثیه به سمت کاهش آسیب های افراد معتاد برویم تا بتوانیم سلامت جامعه را تامین کنیم.
    کریمی حذف مواد مخدر برای جلوگیری از اعتیاد را نگاه نادرستی دانست و بیان کرد: این تفکر اشتباهی است که اگر مواد در اختیار افراد نباشد به سمت دیگر رفتارهای اعتیادآور نمی رود.

    جمع آوری معتادان متهاجر، درمانی موقتی است باید به سمت پیشگیری برویم
    جمع آوری معتادان متهاجر، درمانی موقتی است باید به سمت پیشگیری برویم

    وی همچنین به فعالیت ۵۵ مرکز سرپایی درمان اعتیاد در استان اشاره کرد و گفت: ۸۷ مرکز اقامتی فعال در استان داریم که افراد به مدت ۲۱روز که تا سه دوره تمدید می شود.
    معاون پیشگیری اداره کل بهزیستی استان همچنین از فعالیت اولین مرکز الگوی جامع درمان اعتیاد در کشور و در استان اصفهان خبر داد و گفت : با شیوع ویروس کرونا پذیرش بیماران جدید را متوقف کردیم، اما ارائه خدمت به افرادی که از قبل بودند ادامه داشت.
    کریمی در رابطه با فعالیت این مرکز گفت: در بدو ورود فرد معتاد به این مرکز بین سه تا چهارماه سم زدایی می شود و در عین حال مددکاری خواهد شد تا فرد توانمند شده و به جامعه برگردد.
    وی همچنین به ارایه بسته های پیشگیری و لوازم مصرف به معتادانی گفت که از بدنه جامعه منفک شده اند و اعتمادشان را از دست داده اند و گفت: از طریق این فعالیت ها و خدمات و اقلامی که ارایه می دهیم می توانیم از بیماری های مسری مثل هپاتیت و ایدز تا حدودی جلوگیری کنیم .
    معاون پیشگیری اداره کل بهزیستی استان ارایه این بسته ها را از طریق ۵ تیم سیار وابسته به مراکز و ۵ تیم سیار غیروابسته، دانست و اظهار داشت: خدمات لازم به معتادان در پاتوق هایی که آنها هستند ارایه می شود.
    کریمی راه اندازی مرکز موبایل سنتر را راهی مناسب برای کاهش آسیب های افراد معتاد برشمرد و گفت: این موبایل سنترها بارها و بارها به سراغ افراد آسیب دیده ای که دیگر نمی خواهند زندگی دوباره داشته باشند می روند و تلاش می کند تا دوباره اعتماد آنها را جلب کرده و به سمت درمان سوق دهند.
    وی گفت: سومین موبایل سنتر در شمال استان همراه با دو کانکس برای گروه های آسیب دیده اعتیاد در هفته بهزیستی افتتاح خواهد شد.
    کریمی در پایان گفت: به دلیل شیوع ویروس کرونا، پیشگیری اولیه فعلا بیشتر به صورت مجازی برگزار می شود و خدمات آنلاین و تلفنی را برای پیشگیری از اعتیاد خواهیم داشت، همچنین خط ۱۴۸۰ فعال است و برای همه گروه های مخاطب تلاش می کنیم که برنامه های پیشگیرانه داشته باشیم.

    این هفته | inhaftemag.com