برچسب: نابینا

  • دنیایی بدون ترحم با عصای سفید سفید سفید

    دنیایی بدون ترحم با عصای سفید سفید سفید

    به نظر این دختر 25 ساله، نابینا یی دنیای جدیدی را به او نشان داده است: « روزهای اول که این اتفاق افتاده بود، شوک شدم و افسردگی رهایم نمی کرد. یک روز به خودم گفتم تا کی می خواهی درون این پیله بمانی، این شرایطی است که ایجاد شده و رهایی از آن غیرممکن است. شروع کردم به یاد گرفتن خط بریل و بعد آرام آرام به زندگی جدیدم عادت کردم». او حالا پنج سالی می شود که این شرایط را پذیرفته و مانند بسیاری از کسانی که در این شرایط به سر می برند، نقطه مشترکی دارد. تنها موضوعی که او و امثال او و یا نابینایان مادرزاد را رنج می دهد، نوع نگاه مردم به این نوع معلولیت است و با اینکه آمار نابینایان در کشور ما به شکل چشمگیری در حال افزایش است، اما هنوز فرهنگ درستی در برخورد با آن ایجاد نشده است.

    بنفشه هم با مریم در یک نقطه ایستاده است، پشت تمام چشمها؛ بنفشه هم نابینایی است که در كنار تحصیل به سرودن شعرعلاقه دارد، بنفشه احمدی احساس می كند كه او به سراغ شعر نرفته، بلكه شعر به سراغ او آمده است و آرام آرام احساس توانایی گفتن شعر را در خود حس كرده و به سرودن شعر پرداخته است، بیشتر موضوعات     شعر های او را موضوعات عاطفی، اجتماعی و احساسی تشكیل می دهد.

    • نقش رنگین کمان درتاریکی می زنیم

    سالهاست توی تمام تاریکیها به قول خودش یک عالمه رنگ است. اما رنگین کمان بنفشه با آدم های عادی متفاوت است.

    بنفشه از مردم و دولت می خواهد، تا معلولیت را بشناسند و بفهمند، كسانی كه چنین مشكلاتی دارند چه انتظاری از دولت و مردم خود دارند. بنفشه آرزو دارد تا مردم  به معلولین و نابینایان خود كمك كنند تا آنها خود را به جامعه بشناسانند؛ شاید از این طریق گوشه ای از مشكلات آنان بر طرف گردد.

    • اما رنج های او تنها ندیدن رنگ ها و انسان ها نیست. دردهای او تنها گم کردن

    کوچه های زمخت و خیابان های پرهیاهوی زندگی نیست. او ناشناخته است. کمتر کسی از دردها و لذت هایش سخن رانده است: «اگر معلولان را کمتر در کوچه و خیابان می بینیم، دلیل بر کم بودنشان نیست. آنها از طرد شدن واهمه دارند. از اینکه جمع آنها را نپذیرد، می ترسند».

    • زندگی عالی است

    تق تق عصای سفید روی سرامیک ها نشان از آمدن لیلا است، او هم روشن دل است و بیماری نادری چشم هایش را از او گرفته است.

    قدی نسبتا بلند، ظاهری آرام و لبخندی دایمی بر لب دارد. برای او زندگی عالی است دور از زشتی «وقتی برای اولین بار ندیدم، همه چیز برایم سیاه شد. زندگی شد یک علامت سوال بزرگ، اما شاید اگر متوجه باشی که هر چه که اتفاق بیافتد باز هم زندگی جریان دارد، با این مساله کنار می آیی. سعی کردم امیدم را از دست ندهم و کم کم با شرایط عجیبی که داشتم وفق پیدا کردم و یاد گرفتم که رنگها را با گرمی و لطافتشان برای خودم تعریف کنم، حالا نقاشی می کنم و گلدوزی ام هم بد نیست .

    باور کنید وقتی صبح از خواب بیدارمی شوم و مثل همیشه هیچ منظره ای را نمی بینم اصلا غمگین نمی شوم. می دانی چرا؟ چون معتقدم صبحی نو به من تقدیم شده است و این صبح قشنگ و جدید در نابینا شدن من هیچ نقشی نداشته است. این صبح پاک و بیناست. پس نباید عمر چند ساعته این صبح را خراب کنم و او را به خاطر کاری که نکرده است مجازات کنم. هیچ انسان عاقلی، هدیه ای دل انگیز، آن هم از طرف معشوقی  دوست داشتنی را تکه پاره نمی کند. هدیه را می پذیرم و برای زیباتر شدنش تلاش  می کنم. باور کنید، ندیدن بزرگترین درد ما نیست. درد ما دیده نشدن است، وقتی که   توانایی هایمان دیده نمی شود» .

    دیگر روشن دلان هم همین عقیده را دارند، زهرا ،سرور و نازنین. توانایی آن همه کار آن هم از یک نابینا شگفت زده ات می کند .

    • ترحم های نابجا

    به گفته رضا اسلامی، روانشناس ، نگاه های اطرافیان و حتی گاه خانواده ها مشکلات بسیاری را برای نابینایان ایجاد می کند .

    به گفته این کارشناس، بسیاری از مردم این افراد را ضعیف و ناتوان تصور می کنند و با ترحم های نابجا و صحبت های به ظاهر دلسوزانه سعی می کنند به آنها کمک کنند، اما این گونه   ترحم ها، تنها رنج هایشان را مضاعف می کند.

    اسلامی نبود کار و عدم جذب مراکز دولتی وغیر دولتی، فرهنگ نادرست ترحم با وجود توانایی بسیار در این افراد را از مشکلاتی می داند که گریبانگیر این قشر از جامعه است .

    به گفته بسیاری در کشورهای توسعه یافته دنیا، نابینایان تحت پوشش بیمه بوده و اگر شرایط رفاهی برای نابینایان ایران هم فراهم شود، آنها از لحاظ روحی، روانی نیز ارتقا می یابند .

    در حال حاضر30 درصد از جمعیت کشورما عیوب انکساری دارند و شیوع بالای بیماری های آب مروارید و بیماری های عفونی چشم، ایران را بر پله شانزدهمین کشور از لحاظ اختلالات بینایی قرار داده است. اختلالاتی که خیلی ها می گویند، رقمی بیش از 150 هزار نفر را دربرمی گیرد.

    به گفته انجمن های حمایت از حقوق معلولان هنوز آمار دقیقی از نابینا یان یا کم بینایان وجود ندارد و هنوز نمی توان در این رابطه نظر درستی داد، اما آنچه که مهم است، سیاهی مشکلات متعددی است که بر عصای سفید نابینایان سایه انداخته است.

    نظامِ معلول حمایت از این افراد، هنوز هم ناقص باقی مانده و نتوانسته رشد کند. حالا نه نهادهای متولی ثبت آمارهای حیاتی با یکدیگر تعامل دارند و نه آمارها درست و مشخص است. این در حالی است که تاکنون تحقیق جامعی برای شناسایی تعداد نابینا یان در هر سال انجام نشده و همین سستی ها، صحت آمار تعداد نابینایان را زیر سوال می برد.

    • هر دقیقه یک کودک نابینا متولد می شود

    بر مبنای تخمین WHO، هر پنج ثانیه یک نفر به جمعیت نابینایان جهان اضافه شده و در هر دقیقه یک کودک نابینا متولد می شود.
    می توان گفت اکنون بیش از 8/0 تا 2/1 درصد جمعیت کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته از اختلالات بینایی رنج می برند و از جمعیت 50میلیون نفری نابینایان جهان، 90درصد در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند. در حالی که سه میلیون نابینا در منطقه مدیترانه شرقی زندگی می کنند، تخمین سازمان بهداشت جهانی می تواند به این واقعیت نزدیک باشد که هم اکنون جمعیت مبتلایان به اختلالات بینایی در ایران، رقمی در حدود 900 هزار نفر است.

    هم اکنون بر اساس آمارهای رسمی شیوع معلولیت نابینایی در حد مطلق 18 نفر در هر ده هزار نفر جمعیت است که اگر به این دسته معلولیتها خفیف و متوسط را هم اضافه کنیم شیوع معلولیت بینایی از خفیف تا خیلی شدید در مجموع 7 نفر در هر هزار نفر است .

    یعنی معلولان هم سهمی از خدمات رفاهی، اجتماعی و اشتغال باید داشته باشند اما در عمل چنین موضوعی بسیار کمرنگ است .

    پژمان پورشبانان، معاون توانبخشی بهزیستی اصفهان با اظهار تاسف از اینکه طبق قانون جامع حمایت از معلولان در کلیه  استخدام های دولتی باید 3 درصد سهمیه مورد نیاز به معلولان تخصیص یابد، همچنین 60 درصد از مشاغل، اپراتوری یا تلفن چی یا امور اداری در دستگاه های مختلف مطابق نوع معلولیت به این معلولان اختصاص یابد، می گوید: این قانون هیچوقت آن طور که باید به اجرا نرسیده و همیشه در سایه مانده است.

    این در حالی است که به رغم اینکه تعدادی از روشندلان ما در آزمون استخدامی آموزش و پرورش نیز در سال گذشته، حد نصاب نمره قبولی را آورده اند اما جذب نشده اند و این مشکل بزرگی در سطح کشور است .

  • موسیقی برای افراد دارای آسیب بینایی فراتر از یک هنر است

    موسیقی برای افراد دارای آسیب بینایی فراتر از یک هنر است

    در میان مشاهیر برجسته موسیقی دنیا همواره نام موسیقی دانان نابینا درخشیده است، به گونه ای که تصاویر به دست آمده از بناهای باستانی مِصری، با نشان دادن یک نوازنده چنگ نابینا، قدمت موسیقی در میان نابینایان را به بیش از ۱۵ قرن پیش از میلاد مسیح باز می گرداند. لوییز بریل خالق خط بریل، خود به موسیقی علاقه مند و علایمی نیز برای موسیقی به خط بریل ابداع نمود. که این علایم در گذر زمان و بنا به ضرورت، توسط مجامع رسمی مربوطه، تنقیح و اصلاح گردیده است. با بررسی سوابق و رخدادهای تاریخی خصوصا در این عرصه اسامی هنرمندانی همچون فرانچسکو لندینی (نوازنده و آهنگساز نابینا و سازنده ارگ در قرن ۱۴ میلادی در فرانسه به چشم می خورد. شارلوتا آنتونیا سویرلینگ ، هوریس ری چارلز رابینسون، استیوی واندر، آرتور تاتوم، رونی میساپ، آندریا بوچلی، از جمله مفاخر نابینای موسیقی دنیا می باشند. ولی در این میان موسیقی دانان نابینای ایرانی نیز به نوبه خود خوش درخشیده و در بسیاری تحولات در حوزه موسیقی در ایران نقش آفرین بوده اند، اگرچه به علل مختلف که پرداختن به آن هدف از نگارش این سطور نیست، آوازه آنها عمدتا از عرصه ملی فراتر نرفته ولی نقش بسزایی در آموزش موسیقی در زمینه های مختلف و مقاطع متوسطه و دانشگاهی، به هنرجویان دارای آسیب بینایی داشته اند که از آن جمله می توان از اساتید فقید نام آشنا نظیر نورعلی برومند، دودانگه، محمد صدق گفتار معروف به استاد احمدزاده، محمود رضایی، میر اسماعیل صدقی آسا و محمدرضا لکا و بسیاری اساتید توانمند نابینای دیگر همچون داود جعفری، میثم خاتمی نیا، فراز خنافری، خسرو چناریان و.. در این عرصه که در زمینه های مختلف موسیقی از جمله، نوازندگی در گروههای موسیقی، آهنگ سازی، تدریس و شرکت در فستیوالها و رخدادهای ملی و بین المللی فعالیت دارند، نام برد.
    به دلیل ارتباط مستقیم موسیقی با حس شنیدن و قوه تمرکز، نابینایان در زمینه این دانش استعداد و توانمندی فوق العاده ای دارند، به قضاوت عملکرد و تجربه مشاهیر نابینا در این زمینه، نقش برجسته این دانش در فعالیت اجتماعی، اشتغال و پویایی افراد دارای آسیب بینایی غیر قابل انکار می باشد. علیرغم این تاثیر بی بدیل، از سوی متولیان علم، هنر و فرهنگ توجه شایسته و بایسته ای به موسیقی نابینایان صورت نگرفته است. به دلیل عدم پیش بینی و تخصیص اعتبارات در این زمینه در بودجه سنواتی، نبودن نهاد و موسسه ای ملی مشخص و متمرکز در این زمینه که عهده دار تامین کتب و منابع موسیقی به خط بریل، فراهم آوردن آرشیوی منظم و در دسترس از منابع موسیقی موجود به صورت دیجیتال و بریل، ارایه مشاوره و آموزشهای منسجم و در دسترس در رشته های مختلف موسیقی برای علاقه مندان دارای آسیب بینایی، تهیه کاغذ مناسب و تجهیزات مورد نیاز مربوطه برای هنرجویان نابینا و کم بینا، اطلاع رسانی به آنها در زمینه نحوه دسترسی به امکانات و منابع موجود و رخدادهای ملی و بین المللی در حوزه موسیقی، فراهم آوردن زمینه حضور و نقش آفرینی موفق آنها در این مجامع باشد، بسیاری از نابینایان و کم بینایان از دسترسی به این دانش سودمند و البته متناسب با شرایط جسمی و حسی آنها محروم مانده اند.
    از سوی دیگر از آنجا که بخش خصوصی با موسیقی نابینایان نا آشنا می باشد و گذشته از این عدم اطلاع مساله هزینه بالای تجهیزات تبدیل منابع موسیقی به خط بریل، اقبالی به این حوزه نشان نمی دهد. امکانات و موسسات موسیقی نیز که با محوریت اساتید نابینا تشکیل و فراهم گردیده عمدتا در پایتخت متمرکز بوده و دسترسی به آن برای هنرجویان دارای آسیب بینایی در شهرهای دیگر دشوار و گاه دور از ذهن می باشد. نابینایان و کم بینایان الاقه مند به فراگیری موسیقی در استانهای دیگر، در بسیاری موارد به دلیل نبودن منابع موسیقی به خط بریل اعم از منابع دانشگاهی و قطعات آموزشی موسیقی و همچنین عدم آشنایی آموزگاران بینا با شرایط ویژه آموزش موسیقی به افراد دارای آسیب بینایی و وجود علایم موسیقی به خط بریل، از ادامه مسیر فراگیری و پیشرفت باز می مانند، حال آنکه این رشته می تواند زمینه ساز توانمندی و استقلال مالی آنها در زمینه های مختلف باشد.

    اگرچه رسانه دیداری و شنیداری نقش برجسته ای در اطلاع رسانی در زمینه های مختلف به عموم مردم، با بهره گیری از ابزارهای متنوع رسانه ای دارد، در خصوص آشنا نمودن اقشار مختلف جامعه با توانمندی افراد دارای آسیب بینایی در حوزه موسیقی، نحوه آموزش موسیقی به این گروه، عملکرد موثر و موفق اساتید موسیقی نابینا و کم بینا در عرصه های مختلف این دانش ویژه آموزش موسیقی به هنرجویان مختلف، چالشهای موجود برای این گروه در زمینه فراگیری و آموزش موسیقی، فعالیتی ملموس و اثربخش و همسو با رسالت و وظایف قانونی رسانه ای، از سوی رسانه مذکور صورت نگرفته است.
    امید است با نگاهی ژرف و دور اندیش به مساله موسیقی برای افراد دارای آسیب بینایی و نقش چند وجهی آن در زندگی ایشان، از سوی مسوولان و متولیان مربوطه، شاهد گشایش بسترهای رو به رشد و تضمین کننده استقلال فردی و اجتماعی معلولان بینایی با بهره گیری از این دانش ارزشمند باشیم.