در این میان، دیگر کارخانه های خودرو نیز به فعالیت خود ادامه میدادند
در ســال ۱۳۵۲ بــا توافقــی بــا شــرکت خودروســازی فرانســوی رنــو، رنــو 5 در مدلهــای ۲ و ۴ توســط ســایپا بــه بــازار عرضــه شــد.
بــا رخ دادن انقـلـاب1357 ،دولــت ایــران شــرکت ســایپا را در ۱۶ تیرمــاه ۱۳۵۸ بــه مالکیــت خــود درآورد و ســایپا، از آذر ۱۳۶۰زیـر نظـر سـازمان گسـترش و نـو سـازی صنایــع ایــران قــرار گرفــت. در ســال ۱۳۷۲ ، یکــی از پرفروشتریــن خودروهــای تاریــخ ایران،پرایــد، بــرای نخســتین بار توســط ســایپا در ایــران تولیــد شــد.
پرایــد همــان مــزدا 121 اســت کــه ابتــدا در ژاپـن تولیـد شـد. ارتباط کاری فشـرده مـزدا و فـورد سـبب شـد، طـی چنـد مـاه مـزدا 121 با نـام فـورد فسـتیوا در آمریـکای شـمالی تولید شـود. در آن زمـان آمریـکای شـمالی، اسـترالیا و ژاپــن بازارهــای اصلــی ایــن خــودرو ارزان قیمــت دانشــجویی بودنــد. آمریــکا کشــوری اســت، کــه در آن بیشــتر مــردم از 16 ســالگی رانندگـی مـی کننـد و خیلـی هـا هـم چندیـن ماشــین دارنــد، البتــه داشــتن یــک خــودرو صفـر بـرای یـک دانشـجو کمـی سـخت اسـت و شــاید در دهــه 80 میــادی کمــی رویایــی بـود، امـا فـورد فسـتیوا در آن سـال هـا ایـن رویـا را بـه واقعیـت تبدیـل کـرد . فـورد فسـتیوا در سـال 1986 در آمریـکا تولیـد مـی شـد. ولـی بـا وجـود اسـتقبال زیـاد بـه دلیــل ایــراد ســازمان امنیــت بزرگــراه هــای آمریـکا جلـوی تولیـد خـودرو گرفتـه شـد. در آن سـال ایـن خـودرو نـا امـن تریـن خـودرو آمریــکا شــناخته شــد. تولیــد ایــن خــودرو ،در ســال 1987( 1366 ) از آمریــکا بــه کیــا موتــورز رســید .و در کشــور کــره و در کیــا موتــورز ادامــه یافــت.
ولي توليد اولين محصوالت اين شركت كه فيات ۱۱۰۰ نام داشت، در سال ۱۳۳۹ انجام شد و عمال شركت جيپ ايران) پارس خودرو كنوني( كه در سال ۱۳۳۶ تاسيس شده بود، در سال ۱۳۳۸ اولين خودرو توليدشده در ايران را كه جيپ 6 سيلندر كالسكهاي بود، توليد كرد. در سال بعد اولين فياتها در ايران توليد شدند، با اين حساب برخالف نظر معمول پارس خودرو ،پدر صنعت خودرو ايران است، نه ايران خودرو.
در تاريخ تمدن های كهن جهان، اين کشور برجسته ترين و مهمترين سهم در بخشيدن زندگی و درخشش، به ديگر مردم جهان داشته است. نگاه ايرانيان نسبت به زن در اکثر ادوار مثبت و قابل توجه بوده، بالاخص در دوران باستان که او را موجودی مقدس، پاک می پنداشتند و مقام او را ارج می نهادند.
كلمه «زن» از «زادن» و «اضافه شدن» آمده است که معنی زندگی بخش و زنده بودن را می دهد.
زنان در طول تاريخ گاه مورد احترام و ارزش بوده و گاهي مورد ظلم و بي مهری قرار گرفته اند. در ايران باستان زنان به عنوان يكی از متمدن ترين اقوام جهان دارای جايگاه بسيار بلند و مقامی بس ارجمند بوده اند.
ايرانيان نه همچون اعراب زن را ننگ دانسته و نه همچون يونانيان آنرا مظهر شهوت و عياشی مردان قلمداد كرده اند، بلكه او را موجودي مقدس و پاك كه لازمه حيات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.
از نشانه های عظمت و بزرگی كوروش تدوين اولين منشور حقوق بشر است كه هم اكنون در موزه بريتانيا نگهداری می شود اين منشور مدركی است برای اثبات عدالت جنسيتی، به گونه ای كه كوروش توجه خاصی به مقام و شخصيت زن بعنوان تربيت كننده نسل آينده داشته است.
به جرات می توان گفت زن در ايران قبل از اسلام و در دوره ساسانی جايگاه بسيار بالايی داشته و به عنوان يكي از اعضاء مهم جامعه در مسايل مختلف شركت می كرده است به گونه ای كه گاه تصميم گيري های نهايی را انجام داده است. تا جايی که چند تن از پادشاهان ايرانی زن بودند كه از جمله آنان «آذر ميدخت » دختر خسرو پرويز را می توان نام برد. اين موضوع نشان از برابری حقوق زن و مرد از هر لحاظ در اين دوره دارد.
زنان در ايران باستان دارای آنچنان ارزش و شخصيتی بودند كه حتی در ميان اديان جايی باز كرده بودند و بزرگ و ستودنی قلمداد می شدند ، چنانچه در آيين زرتشت يك روز از سال به نام روز زن نامگذاری شده است.
مردم ايران روز پنجم اسپندارمد «اسفند» را جشن می گرفتند و به آن عيد زن می گفتند، در اين روز مرسوم بود كه مردان بايد براي زنانشان هديه هايی ارزنده تهيه کرده و به آنان تقديم کنند كه اين مراسم در ايران باستان «مزدگيران» نام داشت و تقدير و تشكری از زحمات زن محسوب می شد.
انسان ها همواره در طول تاريخ در پی مدلی تكامل يافته تر از خود در همه زمينه ها بودند تا راه زندگی خود را بر روال همان مدل شبيه کنند، اين مدل گاه به صورت اسطوره هايی در اعتقادات و باورهای يك قوم جايگاهی خاص يافته بود كه اين حقيقت شناسه های فرهنگی يك ملت را نشان می دهد.
گاه اين اسطوره ها چنان در دل يك ملت راه يافته اند كه به مرور به صورت خدايانی بزرگ در آمده و مورد ستايش و عبادت قرار گرفته اند. يكي از اين اسطوره ها كه به مرحله الهه بودن و خدايی رسيده و در ايران باستان از اهميت بسياری برخوردار است «ناهيد» الهه زنان ناميده شده است.
ناهيد به عنوان الهه زنان قبل از اسلام، خدايی مونث بوده كه به اعتقاد آن دوران بر تمام اعمال و رفتار زنان نظارت دارد و از آنان خشمگين يا خشنود می شود و به هنگام نياز به آنان كمك می كند.
ايرانيان برای اين الهه معابدی ساختند و مجسمه هايی درست كردند و بصورت نماد در داخل معابد قرار دادند كه يك نمونه از آن در ،،سراب،، استان كرمانشاه است. اين الهه موسوم به الهه مادر است.
به اعتقاد ايرانيان ناهيد، خدای پاكی و بی آلايشی و الهه بارداری است و به هنگام زايمان به كمك زنان می آيد.
ناهيد براي مردان نيز قابل ستايش بوده است زيرا اين الهه به عنوان اسوه زنان ايرانی، دارای پاكی و عفت و شخصيت بسيار بالايی مملو از وقار و متانت و دوستدار عصمت است.
بعد از اين دوران تا پايان دوره قاجار، نامی از زن و حقوق و آزادی زنان نيست. هر چند گاهی زنان برجسته، تاريخ را رقم زدهاند اما اين امر عموميت نداشت. بايد اذعان داشت که زنان ايراني در اواخر دوره قاجاريه در وقايعی چون نهضت تنباکو و انقلاب مشروطيت، نقشي فعال و مستقيم ايفا نمودند اما اين حضور جرقهای بيش نبود و دربرگيرنده پيامد مثبتی که زمينهساز و تسهيلکننده تامين حقوق ابتدايی آنان براي ورود به متن تحولات باشد، بهشمارنمیرود.
در عصر پهلوی شعار آزادی زنان در محور سياستها قرار گرفت و زنان توانستند از برخی حقوق برخوردار شوند اما در عمل همچنان در حاشيه بودند. در اين دوره حضور زنان صرفا يک حضور کمی بود و در واقع آنها عملا غايب بودند.
با آغاز سلطنت پهلوی، هرچند نهادهاي دموکراتيک اجازه فعاليت سياسي بهدست نياوردند، اما در زندگي فردي و اجتماعی زنان ايران وقايع و حوادث دگرگون ساز اتفاق افتاد و در پرتو آن نيازهای روز و مقتضيات اجتماعی آشکار شد. در عصر پهلوی، بحران حقوق زن که براي نسل ها مکتوم بود، به مسالهای مهم، آن هم در شکل خشونت آميز آن تبديل شد. در اين عصر تقابل ميان تجددگرايی و سنتگرايی براي نخستينبار و بهگونهای آشکار حول محور حقوق زن در تقابل با يکديگر قرار گرفتند و زنان ايران به نمودار زنده اين رويارويی تبديل شدند.
عليرغم چنين پيشينهای، زنان در مقطع انقلاب اسلامی 1357 به صحنه آمدند و قدرت نهفته و بالقوه خود را برای حضور در تحولات انقلاب نشان دادند. چه بسا اگر نقش زنان را در علل پيروزی انقلاب حذف کنيم، عوامل ديگر نيز آنقدر موثر نباشند؛ چنانکه حضرت امام نيز همواره بر اهميت اين قشر از جامعه تاکيد بسيار میکردند.
نقش زنان در دوره انقلاب و پس از آن در دوره هشت سال دفاع مقدس، غيرقابل انکار است. زن ايرانی اين بار با حضور خود در صحنه انقلاب دو هدف داشت: اعتراض به وضع موجود و درخواست تحولی بنيادين در ديدگاههای حاکم بر جامعه در مورد زنان.
بانوان پارسی از الهه ناهید در زمین تا انوشه در فضا
در روند تحولات معاصر نبايد نقش زنان را فراموش کرد. امروزه توانايی و کارآيی زنان همپای تواناييهای مردان و شايد هم فراتر است. زنان به حقوق خود آگاه شدهاند؛ هر چند تا رسيدن به نتيجه مطلوب هنوز فاصله زيادی دارند. اما بايد اذعان داشت موضوع زن و آزادي های قانونی وی از جمله پديدههای ويژه عصر حاضر است و اين حرکت از قرن نوزدهم به صورت يک جنبش اجتماعي درجوامع اروپايی ظهور کرده است.
هر چند امروزه وجوه افراطی اين جنبش به شکل فمينيسم خود را نشان داده، اما جنبش آزادی زنان در اشکال سالم خود دارای مضامينی انسانی و عدالت خواهانه است. امروزه مساله آزادی زن، همچون مبحث مشارکت سياسی و آزادی بيان، يکی از چالش های مهم ميان انديشه ديني و مکاتب بشری به شمار میرود.
در دوره پس از انقلاب، تلاشهای زيادی براي ايجاد موقعيت بهتربرای زنان انجام شد . انوشه انصاری ، بانوی ايرانی به فضا مي رود و مريم ميرزاخانی جايزه بزرگترين رياضی دان های جهان را مي ربايد. حتي زنان توانستند برخي مسئوليتهای کليدی جامعه همچون معاونت رييس جمهور را به دست گيرند. با اين کار، زن ايرانی توانست توانايي های خود را در اجتماع نشان دهد و ثابت شد که موضوع فعاليت سياسی زن از ديدگاه اسلام با نوسازی انديشه اسلامی معاصر مغايرتی ندارد و خروج امت اسلامی از حالت بحرانی امروز جز با مشارکت فعالانه زن در اصلاح و توسعه امکانپذير نيست.
حضور فعال زنان ايراني در عرصه های مختلف، خط بطلان بر انديشه هاي ارتجاعی کشيد و نشان داد که اسلام و بهويژه فقه شيعه بهترين دفاع را از حقوق زنان به عمل میآورد. ازاين رو بايد گفت مشارکت زنان در اجتماع درواقع نيازمند درکی نو از واقعيت های موجود است.