برچسب: کارآفرینی

  • ميگن حبابه تا جهت سرمايه را به سمت خودشان کج کنند

    ميگن حبابه تا جهت سرمايه را به سمت خودشان کج کنند

    عارف دریایی : بازار بورس این روزها آن قدر داغ است که ممکن است حرارتش خیلی ها را بسوزاند. بازاری که بسیاری از آن سربلند بیرون نمی آیند و آینده تاریکی پیش رویشان است و برخی هم با توجه به آشنایی قبلی، می توانند از نردبان محکم بورس به سلامت بالا بروند و موفق شوند. جواد فلاحیان، از جمله کسانی است که الفبای بازار بورس را خوب بلد است او در حال انتشار کتابی در همین زمینه است و تا قبل از این هم سالیان سال بوده که با کارنامه پر و پیمان خود در زمینه اقتصاد، یک فعال اقتصادی تمام عیار به شمارمی آید. به نظر او بازار بورس بر خلاف تصوری که افراد دارند، بسیار تخصصی است و این اشتباه وجود دارد که مردم فکر می کنند با خرید هر سهم از بازار، می توانند کسب درآمد کنند، در حالی که بورس بسیار تخصصی است و نیاز به دانش کافی و جامع دارد.

    پیشنهادات این فعال اقتصادی هم جالب است، به نظر او کسانی که می خواهند وارد این بازار شوند، باید افرادی باشند که حداقل آموزش ها را دیده باشند. به این خاطر که کسی که بدون دانش وارد این بازار می شود، ممکن است در کوتاه مدت سود کسب کند، اما در بلند مدت قطعا دچار مشکل خواهد شد.

    فلاحیان که خودش یک دانش آموخته حرفه ای در ورطه بورس است اعتقاد دارد : سفته بازان گروه جدا نشدنی از بازار بورس بوده و همواره در بازارهای مالی حضور داشته اند. به نظر او شاید در ابتدا ذهنیت بدی در مورد این افراد باشد و در کوتاه مدت سودهای زیادی را به جیب بزنند، اما نکته ای که وجود دارد این است که ریسک معاملات این افراد بسیار بالا است و ممکن است که دچار ضرر و زیان هایی شوند و موارد بنیادی هم وجود دارد که شاید در نظر نداشته باشند و این بحث جدایی است.

    به گفته فلاحیان کشور ما اکنون در شرایطی قرار دارد که تحریم های ظالمانه احاطه اش کرده اند و ما متاسفانه دچار هزینه های زیادی هستیم و برای جبران این هزینه ها و کسری بودجه و به عبارتی مشکلاتی که در دولت وجود دارد دو راهکار بیشتر نداریم، یک؛ چاپ پول و دوم استقراض از بانک مرکزی. این در حالی است که درآمدهای دولت از دو منبع بیشتر نیست؛ مالیات و نفت.تکلیف نفت که مشخص است و تقریبا به صفر رسیده و درآمدهای نفتی بسیار کاهش یافته و مالیات هم که نمی تواند کفاف این هزینه ها را بدهد. بنابراین به نظر می رسد بیشترین و مهمترین کاری که دولت می تواند انجام دهد فروش دارایی هاست که این هم از طریق بازار سرمایه انجام می شود.

    این فعال اقتصادی معتقد است: با این تفاسیر دولت باید در بازار سرمایه رونق ایجاد کند و اگر انتخابش استقراض از بانک مرکزی باشد، پای تورم پیش می آید و چون بورس هم تورم محور است، باعث رشد بازار بورس می شود.

    به نظر فلاحیان فعلا با شرایطی که کشور ما دارد چاره ای جز رشد بازار بورس ندارد، چرا که در سال 99 دولت با سرعت زیادی در واگذاری دارایی ها و املاکش در بازار روبرو بود و باعث شد که طی سه ماهه اول، شاهد رشد چشمگیری در بازار بورس باشیم.

    وی همچنین از مخالفت خود با حباب بورس می گوید و ادامه می دهد: کلمه حباب را معمولا فعالین بازارهای موازی، مثل بازار طلا و دلار و مسکن مطرح می کنند، چون رشد چندانی در این بازارهای موازی نداشته ایم؛در صورتی که این طور نیست و فعلا با توجه به وضعیت کشور ما ارزش جایگزین بسیاری ازشرکت ها افزایش یافته و از سویی دیگر هزینه هایی که این شرکت ها متحمل شده اند باعث شده که افزایش قیمت بسیاری پیدا کنند، اما نکته ای که وجود دارد، این است که به هیچ وجه حبابی در حوزه شرکت هایی که در بازار بورس هستند، وجود ندارد.البته بماند که برخی از شرکت ها ممکن است بالاتر از ارزش واقعیشان در حال معامله باشند و خیلی ها این موضوع را حباب بدانند، اما در کل همیشه قیمت سهام شرکت ها در بورس بالاتر از ارزش واقعی آنها است و این هم یکی از ماهیت های این بازار است و تصمیم با سرمایه گذار است که آیا این سهم را خرید کند یا خیر؟ بنابراین به هیچوجه حبابی در بازار وجود ندارد.

    فلاحیان در پاسخ به این سوال که به نظر شما چرا در زمانی که همه کشورها با افت بورس روبرو هستند کشور ما با تب بالای بورس روبرو است؟ گوید: این موضوع یک دلیل بیشتر ندارد؛ اولا بورس ما وابسته به بازارهای جهانی نیست، البته ممکن است در بخشی از کالاها به بازارهای جهانی متصل باشیم، ولی با توجه به بحث تحریم ها که باعث شده که وابستگی ما به شدت کم شود، بورس ما محدود به تورم شده و هر چه تورم بالاتر برود بورس هم رشد می کند و مستثنی از این مقوله نیست و با توجه به شرایط کسری بودجه دولت و هزینه هایی که دولت متحمل شده همواره با تورمی در کشور روبرو بوده ایم که سبب شده رشد بازار سرمایه را در بر داشته باشد، بنابراین برخلاف کشورهایی که بورسهایشان بر اساس موانع اقتصادی، تولید و اشتغال رشد می کند، مبنای رشد بورس ما تورم است و عملا از نظر بنیادی در اقتصاد اتفاقی نمی افتد. شاید به همین خاطر است که در کشور ما بورس رشد کرده، اما رونقی در صنعت و اشتغالزایی به وجود نیامده است.

    این هفته | inhaftemag.com

  • کسانی سوار بر کشتی سياست تصميمات نادرستی می گيرند

    کسانی سوار بر کشتی سياست تصميمات نادرستی می گيرند

    مدیر مرکزاطلاعات و خدمات جامع چین اظهار داشت: به دلیل عدم مدیریت مدیران فعلی دولت و به این علت که کارآفرینان تصویر دقیق و واضحی از آینده ندارند، مجبورند با چشم نیمه بازو بانگرانی در مسیر خود حرکت کنند. کاظم خوش نواز در گفت و گو با خبرنگار ما افزود: در شرایط فعلی کارآفرینان با آینده ای مبهم روبرو هستند.

    وی با اظهار تاسف از اینکه در حال حاضر مدیران دولتی به درستی سر جای خود قرار نگرفته اند و دغدغه مند نیستند تصریح کرد: با این تفاسیر نمی توانیم برنامه ای دقیق و برنامه ریزی آینده نگرانه داشته باشیم، به این خاطر که بخشی از مدیریت ما به مدیریت جامعه متصل است.

    مدیر عامل شرکت چینستان با اشاره به تب داغ بورس در شرایط فعلی نیز گفت:
    مردم جامعه ما به دو دسته تقسیم می شوند، دسته ای که سوار برهر موجی می شوند و با آن حرکت می کنند که این موضوع به هر حال ریسک هایی را دربر دارد و عده ای هم هستند که صبر می کنند و با کمترین ریسک وارد یک جریان می شوند. خوش نواز در ادامه با تاکید بر اینکه بعضی از کارشناسان که به بورس وصل هستند، تب بورس را تشدید و تقویت می کنند، گفت: اما خیلی ها این موضوع را بازی مدیران دولتی می دانند

    وی افزود: برخی از کارشناسان اعتقاد دارند که این مساله، بازی مدیرانی است که می خواهند سرمایه های زیادی را برای مشارکت در بورس جمع آوری کنند. خوش نواز تصریح کرد: این افراد با باد کردن بادکنک بورس می خواهند برای خود موفقیت هایی را رقم بزنند، به این خاطر که آنها نتوانسته اند در حوزه های دیگر برای خود موفقیت کسب کنند.

    مدیرعامل شرکت چینستان، فروش 5 درصد از سهام شستا و ایجاد هیجان در بازار بورس را نوعی عوامفریبی دانست و گفت : این موضوع باعث شیشه ای شدن شستا در بورس نشد و بنابراین بایستی نظارت دقیق تری را برای اینگونه شرکت ها به کار گرفت.

    کما اینکه شرکت های بزرگ دیگری مثل تولید کنندگان خودرو هم همین نظارت را نیاز دارند تا تجربه کنونی عایدشان نشود. مدیر مرکزاطلاعات و خدمات جامع چین در بخش دیگری از سخنانش گفت: کشورهایی که توانسته اند مردم و مدیران دارای سرمایه را مدیریت کنند، همیشه درست فکر کرده اند.

    وی گفت:طبق اعلام کارشناسان اقتصادی در این مدت کوتاه سودهای کلانی نصیب بورس شده است و بایستی این سود در جامعه تاثیر به سزایی بگذارد و امیدوارم این بار این مدیران درست تصمیم سازی کرده باشند.

    خوش نوازافزود: درست فکر کردن مدیران بعضی کشورها باعث شده نتایج خوبی بگیرند وبرای هر موضوعی موفقیت حاصل کنند.

    وی با اشاره به اینکه مدیران اجرایی فعلی کشور ما عکس این موضوع عمل می کنند اظهارداشت: بنده از موافقان کلیت نظام کشورمان هستم ولی در حال حاضر منتقد کسانی هستم که سوار بر کشتی سیاست، به نادرستی کارهای کشور را پیش می برند.

    مدیر عامل شرکت چینستان از اتفاقاتی همچون ورود دوباره کارت بنزین و مسکن ملی به جای مسکن مهر نام برد و گفت: اینها همه مثال هایی برای عدم مدیریت درست در کشور ما است.

    وی با اشاره به سیاست درست کشور چین در اداره امور اجرایی این کشور گفت: هرچالشی که در کشور ما وجود داشته باشد، بایستی از لحاظ آماری 21 برابرش در چین وجود داشته باشد، اما به دلیل اشرافی که مدیران این کشور به مسائل دارند این آمار به شدت کنترل می شود، زیرا از قبل برای هر تصمیمی اندیشه شده است.

    خوش نواز ادامه داد: چینی ها به این خاطر که هر کدام ساز خود را نمی زنند، توانسته اند با همسویی و هماهنگی، کشورشان را مدیریت کنند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • پوشش ايرانی در بلندای تاريخ پارس

    پوشش ايرانی در بلندای تاريخ پارس

    چندی قبل شباهت ظاهری و نوع پوشش مدلینگ های گوچی در ارائه ساعت Grip با لباس های دهه 60 و 50 در ایران مورد توجه کاربران در صفحات اجتماعی قرار گرفت.

    این برند در رونمایی از ساعت Gucci Grip هفت اجتماع از سراسر جهان را در یک سری تصاویر، فیلم ها و آثار هنری جمع کرد که همگی از این ساعت که دنیای اسکیت بازی الهام بخش آن بوده است، استفاده می کنند.

    شباهت ظاهری در نوع پوشش این مدلینگ ها به نوع پوشش در دهه 60 و 50 در ایران باعث شگفتی کاربران  شده بود.

    در سالهای نه چندان دور هم کوکو شانل در جایی گفته بود: «پرشیا بهشت طراحی لباس است». اینها را نگفتم تا از فضای بلوشوی کنونی صنعت لباس شکوه کنم نه فقط همیشه دوران، در آسمان ،می خواستم بگویم ایران پارسی خود ستاره های چشمک زن زیادی داشته و دارد .

    بهار و تابستان و پاییز و زمستان، هر کدام برای خود قصه ای دارد، وقتی پارچه های قدیمی کودری های گل گلی و ترمه و تور و آنچه در صندوقچه میراث تاریخی است روی لباس ها نقش می شود تا طراحی خوش فکر، با ذوق هنری متکی بر خلاقیت و نوآوری خود، با لباس هایش تاریخ را فریاد بزند و پیامبر روح آزاد و هویت پرفروغ ایرانی اش باشد ،طبیعتا حال صنعت مد ولباس در ایران خوب می شود. سارا صادقیان متولد 19 اردیبهشت 1371 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی و صاحب برند لباس سارا ،یکی از کسانی است که خوب توانسته این رسالت را یدک بکشد، از کودکی به این رشته علاقه داشته و با شرکت در دوره های آکادمیک، طراحی لباس را به صورت حرفه ای فراگرفته و اکنون در کمال پختگی، لباس هایی را طراحی می کند که ایرانی پسند باشد.

    او اعتقاد دارد که آموزش هایی که در این زمینه داده می شود، باید هم آکادمیک و اجرایی باشد و هم مباحث به روز را دربربگیرد و در عین حال کاربردی هم باشد؛ مقوله ای که خودش از آن تبعیت کرده و سعی دارد شاگردانش را به سمت بازار کار هدایت کند. از جمله کارهای او کالکشن زمستانه سال 98، است  که در طراحی لباس ها از طرح های گلیم فرش هم استفاده کرده و با استقبال خوبی روبرو شده است او هم اکنون در حال انتشار کتابی با عنوان زنان برای موفقیت است. با او به گفت و گو نشستیم تا از احیای لباس ایرانی بگوید:

    بــا مــردم عــادی کــه صحبــت میکنیــم میگــن چــرا ایــن همــه لبــاس خارجــی ؟ مگــه مــا طــراح نداریــم لبــاس ایرانــی طراحــی کنــه؟  قصــه واقعــا چیســت؟ً

    بهترین روش برای احیای مد و پوشاک ایرانی حرکت به سمتی است که ما بتوانیم طرح های به روز خارجی را با المان های ایرانی تلفیق کنیم تا جوان امروزی ما راحت تر آن را بپذیرد. باید بپذیریم که جوان امروز لباس کاملا سنتی ایرانی را کمتر می پسندد و بیشتر به سمت طرح های به روزتر تمایل دارد، بنابراین می توانیم این طرح های سنتی را با المان های به روز دنیا پیوند بدهیم تا رضایت اقشار مختلف را تامین کنیم.

    از طــرح هــای روز گفتیــد ، بــا توجــه بــه اینکــه اکثــر ایــن طــرح هــا وارداتــی هســتند ، چــه تاثیــرات منفــی و مثبتــی را بــر جامعــه مــی گــذارد؟

    به نظر من واردات پوشاک یک چاقوی دو لبه است که هم تاثیر مثبت داشته و هم تاثیر منفی که باعث شده بیشتر افراد جامعه به سمت پوشیدن پوشاک غربی سوق پیدا کنند. اما درعین حال تاثیرات مثبتی هم داشته و آن اینکه ما توانسته ایم طراحی این پوشاک را ایرانیزه کنیم و به نوعی ایرانی ها را ایرانی پوش کنیم. گرچه این موضوع را هم باید عنوان کنم که تاثیرات منفی این مقوله خیلی بیشتر است.

    زن ایرانی باید بر ایرانی بودنش تکیه کند و با لباسی که می پوشد، اجازه دهد در هر جامعه ای که ظاهر می شود، ایرانی بودنش را معرفی کند و این فرهنگ را در سراسر دنیا فریاد بزند. زن ایرانی باید ظاهرش به شکلی باشد که پیشینه و ملیتش را نشان دهد و نگذارد این گذشته گران بها به زوال و نابودی برود .

    سارا صادقیان مدیر دپارتمان طراحی لباس موسسه آموزش عالی فن پردازان

    پوشش ايرانی در بلندای تاريخ پارس
    پوشش ايرانی در بلندای تاريخ پارس

    یعنی با این ایرانیزه کردن ها توانسته ایم خلاهایی که باعث می شود نتوانیم لباس ایرانی را به اندازه کافی جا بیاندازیم را از بین ببریم؟

    به نظر من اگر بخواهیم ایرانی ها را ایرانی پوش کنیم، باید مشخصه های زیادی را در نظر بگیریم. فاکتورهایی که در نهایت به پوشیدن لباس ایرانی ختم شود. اینکه نیازسنجی کنیم که جوان ایرانی یا فراتر از آن، اقشار مختلف اجتماع چه دغدغه ها و نیازهایی برای پوشش دارد؟ اگر ما بتوانیم این مشخصه ها را فاکتور قرار دهیم و طرح های به روز با المان های جدید و پر از تنوع داشته باشیم سهم عمده ای در ایرانیزه کردن پوشاکی که امروز در بازار وجود دارد خواهیم داشت.قطعا با این تفاسیر مخاطب ایرانی ختم می شود به برند ایرانی و قطعا از محصولات ایرانی استفاده خواهد کرد.

    در این آشفته بازار صنعت لباس، جا انداختن یک برند ایرانی چگونه میسر است ؟ و نقش اکسسوری ها در این رابطه چیست؟

    متاسفانه اکنون برندهای ایرانی که در بازار شکل گرفته برندهای حساب شده ای نیستند؛ به این علت که یا طراح آموزش درستی ندیده و حرفه ای نیست و یا با بازار ایرانی آشنایی ندارد و نمی داند دغدغه ها و نیازهای مشتری چیست . از سوی دیگر با سایر مجموعه های طراحی لباس هم آشنایی نداشته و همین عامل می شود که نتواند رضایتمندی مخاطب را در نظر بگیرد. متاسفانه طراحان ما خیلی وقت ها در طراحی لباس از اکسسوری ها که موارد مهمی در طراحی هستند غافل می شوند و آنها را نادیده می گیرند، این در حالی است که ما اکسسوری های قدیمی و ارزشمندی در طراحی های لباس ایرانی داشته ایم که فراموش شده اند. از سویی دیگر در طراحی لباس مسائل دیگری مثل طراحی کفش، کیف و شال و روسری و حتی عطر هم بسیار اهمیت داشته و بخشی از طراحی به شمار می رود که در تمامی قسمت های مد و فشن باید در نظر گرفته شود. در خیلی از موارد ما می بینیم که از این موضوعات چشم پوشی می شود و یا مورد بی توجهی قرار می گیرد در حالی که علم روز طراحی این موارد را مهم می داند و باید زنده شود.

    چقدر کیفیت طرح ها می تواند در احیا پوشاک ایرانی تاثیرگذار باشد؟

    در واقع کیفیت حرف اول را می زند، اما از آنجایی که باید نیازسنجی کنیم و نیاز مشتری را ببینیم، تنوع قیمتی و کیفیت و کتگوری محصول خیلی مهم است؛ اینکه بضاعت افراد را در نظر بگیریم و قدرت انتخاب افراد را بالا ببریم و در عین حال حتی الامکان تلاش کنیم که از سطح کیفیت کم نکنیم.

    برای خانم های ایرانی چه توصیه ای دارید؟

    به نظر من زن ایرانی باید بر ایرانی بودنش تکیه کند و با لباسی که می پوشد، اجازه دهد در هر جامعه ای که ظاهر می شود، ایرانی بودنش را معرفی کند و این فرهنگ را در سراسر دنیا فریاد بزند. زن ایرانی باید ظاهرش به شکلی باشد که پیشینه و ملیتش را نشان دهد و نگذارد این گذشته گران بها به زوال و نابودی برود.

    همانطور که می دانید در حوزه مد و لباس آموزشگاه های متعددی وجود دارد ، شما عنوان کرده اید در آموزشگاه شما هنرآموزان روش ورود به بازار را هم یاد می گیرند، واقعا اینطور است؟

    بله دقیقا. آموزش های ما در دو قالب آکادمیک و اجرایی است. به این معنی که افراد علاوه بر اینکه آموزش های به روز را تجربه می کنند، از مجموعه هایی هم که به آنها کمک می کند، بازدید می کنند. یکی از مزایایی که در این آموزش ها وجود دارد این است که حتی کسی که برای طراحی دست به قلم نشده هم، امکان شرکت در دوره های ما را دارد. به جهت اینکه این آموزش ها از صفر شروع می شود و تا رسیدن افراد به نقطه اجرایی ادامه دارد. در نهایت برای هنرجوها رویدادی گذاشته می شود که در آن کارهای انجام شده، به مرحله اجرا و بازدید گذاشته می شود تا به بازار کار وارد شود. ضمن اینکه بازدید از کسب و کارهای مختلف این امکان را به وجود می آورد که بچه ها با دغدغه مندی ها و روال کاری طراحان حرفه ای که وارد بیزینس شده اند آشنا شوند. موضوع دیگری که باید در اینجا مطرح شود این است که در این آموزش ها از اساتید حرفه ای و استادان دانشگاه که تجربه کاری خوبی در این زمینه دارند استفاده می شود، به این خاطر که کیفیت آموزشی برای ما حرف اول را می زند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • بگذارید تا زنده ام کار کنم

    بگذارید تا زنده ام کار کنم

    راستش را بخواهید وقتی وارد اتاقش شدم شوکه شدم. ابرقهرمان ساختمان سازی مدرن به جای میز چوب گردویی ریاست ، پشت میز عمومی کار نشسته بود. میزی که در میانه پایین اتاق مستطیلی و مشرف به میز ریاست قرار داشت. سادگی دیوارهای اتاق با چند قاب ساده خطاطی به طرز مرموزی حس خودی بودن را به تازه وارد می داد . و کتابخانه کوچک کنار میز که نشان از احترام وی به یارمهربانش است. پیراهنی راحت و اسپرت اما از جنس خوبش را به تن کرده بود و بی آلایش تقاضا کرد عکس و فیلمی از او در گزارش نباشد، می گوید: برایم دردسر می شود. ما هم به رسم ادب پذیرفتیم. مردی که توانسته کارآفرینی را به خوبی هجی کند و درسش را خوب یادگرفته .مسعود صرامی حالا یک میلیاردر تمام عیار است، کسی که از شمع فروشی به کرسی پولدارترین های اصفهان تکیه زده و قرار است، دومین سیتی سنتر اصفهان را در کاوه اصفهان پایه گذاری کند.

    از شمع سازی تا ابرقهرمانی ساختمان سازی مدرن در اصفهان. چه شد که به اینجا رسیدید؟

    خدا را شاکرم که خداوند به من یک عقل کامل و سالم داد که ثمره اش کار شده است و برای من ارزش دارد که از بنده به عنوان ابرقهرمان سازندگی نام برده می شود، اما خودم این لقب را قبول ندارم، به این خاطر که آنچه که به عنوان یک انسان لازم بوده را انجام داده ایم و هر آنچه که درست بوده را به سرانجام رسانده ایم.

    قرار است در آینده به کجا برسید؟

    در آینده می خواهیم به سمت رفع موانع موجود در شهر و کشور حرکت کنیم ، یعنی هر آنچه که نیاز یک شهروند و انسان و حق طبیعی مردم هست به انجام برسانیم و حتی اگر دولت نتوانسته این کار را انجام دهد، ما به سهم خود آرزوهای اصفهانی ها را برآورده کنیم؛ حال چه در زمینه های درمانی وچه فرهنگی و چه اجتماعی، این وظیفه ای است که ما خودمان تعیین کرده ایم و حداکثر تلاشمان را انجام می دهیم.

    یکــی از کارهایــی کــه شــما کردیــد ایجــاد مدرســه اقتصــاد اســت، بــه نظــر شــما چنــد اقتصــاد دان نخبــه از دل ایــن مدرســه بیــرون مــی آیــد؟

    مدرســه اقتصــاد متعلــق بــه تمامــی مــردم شــهر اصفهــان اســت و تنهــا دلیــل پایــه گــذاری آن ســاختن مدیرانــی بــرای نســل آینــده و رشــد و توســعه کشــور اســت . در واقــع امنیــت فــردای ایــن مــردم، مرهــون پــرورش صحیحــی اســت کــه ایــن بچــه هــا پیــدا مــی کنند.ایــن مدرســه قــرار اســت موانعــی کــه بــر ســر راه رشــد و توســعه شــهر ایجــاد شــده را بــردارد.

    بگذارید تا زنده ام کار کنم
    بگذارید تا زنده ام کار کنم

    موقع ساخت سیتی سنتر درفکر تشکیل یک لایف استایل بودید چقدر به این هدف رسیدید؟

    مــا طبــق پذیــرش مــردم کار کردیــم؛ بــه ایــن معنــا کــه بــه مــرور تغییراتــی را ایجــاد نمودیــم کــه مــردم دوســتش داشــتند. اکنــون اصفهــان امکاناتــی دارد کــه بــه روز اســت و ایــن در حالــی اســت کــه ایــن حــق اصفهانــی هاســت و امیدواریــم در ایــن زمینــه خدمــت رســان خوبــی باشــیم.

    یه موقعی گفتید برج العرب دبی را درایران می سازم ! ساختید؟

    بله دقیقا به هدفی که می خواستیم، رسیدیم،در واقع صحبت من در آن زمان این بود که برخی کشورها مثل دبی ساختمان هایی می سازند که سمبل کشورشان است و چرا ما هم این بناها را که با تاریخمان گره خورده و می تواند سمبل کشورمان باشد نداشته باشیم؟ بنابراین هتلی طراحی کردیم که سمبل هایی مثل برج کبوتر و یا چهل ستون را داشته باشد و بتواند به شکل سمبلیک تاریخ ما را برای آیندگان نشان دهد. گرچه این موضوع درآمدی برای ما ندارد، ولی به عنوان یک ارزش تاریخی می تواند معرف آثار تاریخی گذشتگان ما و نسل آینده باشد. در حقیقت ما آهنگ روز را بر تاریخ گذشته سوار کردیم و به شکل سمبلیک از ادوات و متریالی استفاده کردیم که مردم خسته نشوند. همچنین بر روی بدنه از طرح های اسلیمی که نماد اصفهان هست استفاده شد و در طبقه آخر هم با سایه ها و نماد آب سعی کردیم که سمبل نصف جهان را نشان دهیم. تمام این نمادها و سمبل ها در یک هتل 5 ستاره با تاریخ اصفهان به نمایش گذاشته شده است.

    جوان امروز ما دچار سرخوردگی شده به این علت که هر روز شاهد دزدی ها و اختلاس های چند میلیاردی است . جوان ما به این نتیجه رسیده که زحمتی که در این کشور می کشد، باعث رشدش نخواهد شد و به تناسب زمان عمرش نیست. به این خاطر که تورم زودتر از او حرکت کرده و همیشه جلوتر است.

    شما همیشه به عنوان استارتاپی موفق مطرح بوده اید ،تاثیر نخبه های خلاق و جوان در پروژه های شما چقدر بوده است؟

    متاسفانه خیلی ضعیف. به این دلیل که منیت ها باعث می شود که حاضر نشویم از عقاید شخصی پا را فراتر بگذاریم و عقایدمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم.اگر از خرد جمعی استفاده می کردیم قطعا کاری بهتر از این می توانستیم ارایه دهیم.

    از اینها بگذریم ، به نظرتان چرا جوانان امروزی پول را حلال مشــکلات و دوای هر درد بی درمانی می دانند؟

    بگذارید یک مثال بزنم ، کرونا به ما نشان داد که تنها پول نمی تواند حلال کلیه مشکلات باشد. گاهی اوقات این قدر که نرم افزارها به کمک ما می آید، پول نمی آید. اما مشــکل ما این اســت که جوان امروز ما دچار ســرخوردگی شــده به این علت که هر روز شاهد دزدی ها و اختلاس های چند میلیاردی است . جوان ما به این نتیجه رســیده که زحمتی که در این کشــور می کشــد، باعث رشــدش نخواهد شد و به تناسب زمان عمرش نیست. به این خاطر که تورم زودتر از او حرکت کرده و همیشــه جلوتر اســت . وقتی جوان ما با مقصدش فاصله پیدا می کند، اعتماد به نفســش را از دســت داده و این باور غلط برافکارش حاکم می شــود که همه چیز با پول حل می شــود.

    متاسفانه برخی از ما پشت میز ادارات نشسته ایم تا مانع کار کردن بخش خصوصی شویم .تا زمانی که این کشور بر منافع شما ارجحیت و منافع شما بر محیط و محیط بر شهر وشهر بر کشور ارجحیت داشته باشد این کشور رشد نمی کند.

    شهرک سلامت حالش چطور است؟جایی گفته بودید شهرک سلامت به کمک خیابان آمادگاه مـی آید؟آمـد؟

    ما در زمینه شهرک سلامت از برنامه پیش بینی شده، جلوتر هم هستیم ، قرار نبود شهرک سلامت ترافیک آمادگاه را کلا از بین ببرد! بلکه قرار ما این بود که میزان تردد در این خیابان  کاهش یابد. ما در حقیقت به قصد بهینه سازی حرکت کردیم و شهرک سلامت را ساختیم تا مکملی باشد برای بقیه کلینیک ها و بیمارستان هایی که در سطح شهر و به خصوص در آمادگاه وجود دارد، این تفسیر ما از ایجاد شهرک سلامت بود که در حال حاضر روزانه 3000 نفر را پذیرش می کند. کل فضای درمانی شهرک سلامت گنجایش  36 کلینیک را دارد که همه به کنسرسیومی از بهترین پزشکان اصفهان و کشور واگذار شده است .

    بگذارید تا زنده ام کار کنم
    بگذارید تا زنده ام کار کنم

    قرار بود سالمندان را صاحب شهرک اختصاصی کنید ، چی شد؟

    اگر با این مسئولان بی مهر باشد کاری نمی توان کرد، ولی اگر مسئولانی باشند که حس همراهی ، آینده نگری و کمک به کارآفرینی در وجودشان باشد و راس هرم کار باشند، می توانیم به فعالیت هایمان ادامه دهیم. اینکه ما نخواهیم 90 درصد انرژیمان را صرف قانع کردنشان بگذاریم. وقتی یکی از مسلمان ترین و پاک ترین مسئولان این شهر برای یک بله یا خیر دو سال است ما را ساکن نگه داشته و به من می گوید از خدمت دیگری که درحال انجامش هستم باید بکاهم تا مجوز فعالیت دیگری را به من بدهد! به نظر شما تکلیف من چیست؟ این در حالی است که این آدم نه آدم بدی است، نه دزد است و نه نفعی از این موضوع می برد. متاسفانه برخی از ما پشت میز ادارات نشسته ایم تا مانع کار کردن بخش خصوصی شویم .تا زمانی که این کشور بر منافع شما ارجحیت و منافع شما بر محیط و محیط بر شهر وشهر بر کشور ارجحیت داشته باشد این کشور رشد نمی کند.

    شمع سوالات را با آرزوی شما برای اصفهان تمام می کنیم.آرزوکنید.

    آرزویم این است که هیچکس حسرت هیچ چیز را نخورد. ما دلی کار می کنیم و هیچ آرزویی جز این ندارم، عشقم این است که با مردم انرژی بگیرم . وقتی یک بیمار ناامید به شهرک سلامت می آید و امیدوار می رود این منم که لذت می برم . پس مسئولان محترم اجازه بدهید تا زنده ام برای این شهر کار انجام دهم و لذت ببرم!

    بگذارید تا زنده ام کار کنم

    این هفته | inhaftemag.com

  • کرونا بازی کودکان در زباله گردی

    کرونا بازی کودکان در زباله گردی

    نه صدای ماشینی، نه ویراژ موتور سواری و نه آنچنان رفت و آمدی، همه جا را سکوت فرا گرفته و هر از چندی یک تاکسی یا یک خودرو عمومی از خیابانی خلوت عبور می کند.

    کرونا آنقدر روی شهر سایه انداخته که صدای همهمه دانش آموزان هم از شهر رخت بر بست و آنان را هم خانه نشین کرد. شاید تنها صدایی که در شهر و در ایام قرنطینه قطع نشد، صدای چرخ شکسته چرخ دستی مجتبی، پسر حدودا 14 ساله ای است که سیاه به سیاه شهر را در زباله ها می کاود تا شاید چیز دندان گیری پیدا کند.

    دست های بی دستکش و صورت بی ماسک مجتبی حرف های ناگفته زیادی دارد، گوئی کودکان کار مثل مجتبی که کم هم نیستند، از یک کُره دیگر آمده اند.

    کُره ای که در آن هیچ خبری از کرونا نیست.

    ظرف های یکبار مصرف، ماسک های مصرف شده و دستکش های پلاستیکی خطرناکی که تا دیروز بخش زیادی از جامعه آن ها را برای فرار از کرونا به دست کرده بودند، حالا مشت مشت، از کیسه های نایلونی با دستان بی دستکش مجتبی خارج می شوند و بعضا باد بهاری آن ها در هوا می چرخاند و به بالا می برد تا هروقت هوای بهاری آرام گرفت، آنها را هم به روی زمین بنشاند.

    آرام آرام به او نزدیک می شوم، با فاصله 2 تا 3 متری سر حرف را با مجتبی باز می کنم. اول کمی می ترسد و به خیال کودکانه خود فکر می کند از شهرداری یا مثلا از جایی هستم که آمده ام او را برای رعایت نکردن قرنطینه بازخواست کنم.

    کمی طول می کشد تا اعتماد مجتبی جلب شود، خودش و دو خواهرش که هر دو از او کوچکتر هستند درس را رها کرده اند و برای کمک خرجی خانواده کار می کنند.

    مجتبی در یک کارگاه چوب بری کار می کند، هر از چندی هم زباله ها را این رو و آن رو می کند تا ببیند چیز به درد بخوری بین آن ها پیدا می کند یا نه؟

    خودش می گوید یک کارگاه حوالی فلاورجان اصفهان هست که وقتی زباله ها را جمع کردند با پدر و عمویش می برند آنجا، صاحب کارگاه پول خوبی برای این زباله ها می دهد.

    آنقدری بوده که پدرش هم کار در کارگاه مفتول سازی را رها کرده به زباله گردی روی آورده است.

    وقتی از کرونا از او می پرسم، می گوید یک چیزهایی شنیده، ولی کاملا معلوم است که آن را جدی نگرفته؛ نه خودش و نه دوخواهرش. این را از صحبت های مجتبی می فهمم، حتی وقتی به نقل از این پسر 14 ساله، خواهرهایش در خانه نشسته اند تا بعد از کرونا دوباره دستفروشی را شروع کنند.

    او از این همه خلوتی معترض است، آن هم برای این که خواهرهایش نمی توانند دستفروشی کنند.یعنی کسی نیست که چیزی از آن ها بخرد.

    او می گوید یک تلویزیون کوچک داریم که خیلی تصویر خوبی ندارد، ولی اسم کرونا را از لابلای برفک ها و خش و خش صدای آن شنیده است.

    می داند یک بیماری است که از تبعات آن بی اطلاع است.

    و این تنها دقایقی از زندگی روزانه یکی از صدها کودک کاری است که در گوشه و کنار این شهر ، در ایام کرونا با بیماری پاندومی شده این روزهای دنیا دست و پنجه نرم می کنند.

    کودکان شهرمان با کرونا بازی می کنند
    کودکان شهرمان با کرونا بازی می کنند

    کودکان کار نیازمند حمایت های دولتی

    مينا جندقي، عضو هيات مديره انجمن حمايت از حقوق کودکان خواستار حمایت های دولت از کودکان کار شد و گفت: از حدود 9 میلیون کودک بین 10 تا 17 ساله کشور، 409 هزار کودک کار داریم که بخشی از آن ها به زباله گردی مشغول هستند.

    جندقی افزود: کودکان کار بیشتر حاشیه نشین هستند، تغذیه مناسب ندارند و به دلیل کار زیاد، ایمنی کمتری نسبت به دیگر کودکان دارند که ریسک ابتلا به کرونا را در آن ها بیشتر می کند.

    مهرداد دشتیانی،کارشناس بهداشت نیز به خبرنگار ما گفت: تغذیه مناسب در ایمنی بدن تاثیر بسزایی دارد و وقتی کودکان کار تغذیه مناسبی نداشته باشند، قاعدتا ایمنی کمتری دارند و از سوئی این اقشار وقتی مبتلا می شوند، به دلیل مشکلات مالی و یا حتی فقدان اوراق و مدارک هویتی، یا اصلا به مراکز درمانی مراجعه نمی کنند، یا این که وقتی مراجعه می کنند خیلی دیر بوده و تقریبا کار از کار گذشته است.

    کرونا هم مسئولین را پیدا نکرد

    اما در اصفهان خیرین در این روزهای شلوغ و پر خطر، نیم نگاهی هم به کودکان کار داشته و مقداری اقلام بهداشتی برای آن ها تهیه کرده اند، ولی این مقدار تکافوی بخشی از نیاز این افراد را می کند.

    اقلامی مانند 300 ماسک یکبار مصرف و پارچه ای، 120 محلول ضد عفونی، 300 جفت دستکش پلاستیکی که توسط یک موسسه مردم نهاد بین این کودکان توزیع شد.

    اما آنچه کرونا بیش از پیش آن را هویدا ساخت، نیاز به برنامه ریزی برای کودکانی است که چه بخواهیم، چه نخواهیم بار بخشی از اقتصاد خانواده را به دوش می کشند و نه با قوه قهره می توان آن ها را خانه نشین و یا پشت نیمکت مدرسه نشین اشان کرد، نه با بروشور و فرهنگ سازی، بلکه تنها با تامین بخشی از نیاز های زندگی آنان، می توان چهره شهر را از وجودشان شست.

    کودکانی که حدود نیمی از آن ها ترک تحصیل کرده و نه تنها آینده سازان ایران تلقی نمی شوند، که فقر فرهنگی آنان باعث بروز معضلاتی برای آینده کشور هم خواهد شد و نیمی دیگر که هر لحظه درآستانه ترک تحصیل هستند، بی شک انتظار هایی از مسئولان کشورشان دارند که اگر برآورده نشود، کنترل این تعداد کودک کار بسیار سخت و دشوار خواهد شد.

    این ها را سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران می گوید. او همچنان با تاکید بر این که بر اساس اعلام سازمان های بهداشتی ، کودکان به این ویروس مبتلا نمی شوند، خاطر نشان ساخت: مسئله امروز ما ابتلا یا عدم ابتلای کودکان کار به ویروس کرونا نیست، مسئله ما این است که بتوانیم برنامه ریزی درستی برای آن ها داشته باشیم تا از یک فرد در معرض آسیب، به یک فرد آسیب رسان تبدیل نشود.

    تکرار روزهای سیاه

    و باد بهاری همچنان دستکش های پلاستیکی مصرف شده را در هوا می چرخاند تا دیدن تانگو درختان تازه شکوفه زده و شهری به سکوت فرو رفته برای آن ها آسان تر شود، و فالش ترین موسیقی این تانگو شاید صدای لِق و لِق چرخ شکسته چرخ دستی مجتبی باشد که به هوای یک سطل زباله دیگر پاهای کودکانه اش را مانند پیرمردی 70 ساله که بار زندگی زانوهایش را بریده باشد، روی زمین می کشد و به آن سوی شهر می خرامد.

    صبا بشارت

    این هفته | inhaftemag.com

  • خرافات با طعم سـیانور

    خرافات با طعم سـیانور

    تنها 5 نفر از این خودکشی دسته جمعی نجات یافتندکه داستانهای تکان دهنده آنها سراسر آمریکا را لرزاند.
    در جمهوری گویان* و در سال 1978 جیم جونز، رهبر مردمی کشاورزان و کارگران مزرعه را دعوت کرد که همگی در مزارع کشاورزی خود و به صورت دسته جمعی خودکشی کنند. بیشتر مردم در این خودکشی دسته جمعی شرکت کردند و کسانی که حاضر نشدند به این کار تن دهند یا با تفنگ هدف قرار گرفته و مجبور شدند. دیگر کسانی که امتناع کردند در کنار آنها شلیک شد تا بترسند و قرص سم را بخورند. در این مراسم اسفبار حدود 319 تن از آنان کودک بودند.

    دراز بکشید و جام زهر را سر بکشید

    تنها 5 نفــر از ایــن خودکشــی دســته جمعــی نجــات  یافتنــد کــه داســتانهای تــکان دهنــده آنهــا از شــکنجه هــای جونــز سراســر آمریــکا را لرزانــد. هیــچ نــوار ویدیویــی دقیقــه ای از ســخنرانی جونــز، پیــش از ایــن خودکشــی دســته ۴۵ در شــهر جونــز پیــدا نشــد.تنها یــک نــوار صوتــی جمعــی یافــت شــد کــه در انتهــای آن جونــز از جمعیــت مــی خواهــد کــه بــه فرزندانشــان نوشــیدنی زهرآلــود بدهنــد. ســپس صــدای نالــه هــا و ضجــه هــای مــادران آنهــا بــه گــوش مــی رســد. پــس از آن نیــز جونــز بــه همــه مــی گویــد کــه بــر روی زمیــن دراز بکشــید و جــام زهــر را بنوشــید.

    به دنبال جذب پیرو

    جیم جونز رهبری مذهبی _ مردمی و کاریزماتیک بود که معبد مردم را با گرایشات مذهبی پایه 91 در ایندیاناپولیس عده زیادی به او توجه کرده و به سراغ او آمدند. ۵گذاری کرد. در سال های 0 عمده سخنان او علیه تبعیض نژادی بود و از همین جهت بیشتر سیاهپوستان آمریکا به این عقیده جلب شده و از پیروان پروپاقرص و جدی او به حساب می آمدند. جونز از باورهای دینی این طور بهره می برد که باید مردم به یک گرایش مطلق برسند و سعی می کرد در راه ترویج افکار خود از تمام مضامین و باورهای مردمی استفاده کند. 691 جونز به همراه گروه خود به کالیفرنیای شمالی حرکت کردند و در ناحیه مایوکیا، ۵ در سال ساکن شدند. جونز بر این اندیشه بود که عقاید خود را گسترش دهد و جماعت بیشتری راب ه طرفداری از خود دعوت کند. پس از چند سال سکونت در آن منطقه در سال 1791 بار دیگر همراهان و پیروان خود که اکنون تعداد آنها بیشتر شده بود را برداشته و به سان فرانسیسکو رفت.

    خرافات با طعم سـیانور
    خرافات با طعم سـیانور

    برنامه ریزی مهاجرت بزرگ

    در سال های 0791 کلیسای جونز با اتهامات زیادی مواجه شد از جمله این که در روش مذهبی خود از رفتارهای غیرانسانی و خارج از قاعده استفاده می کند. جونز کمی زیاده روی کرد و در تعالیم خود از تنبیه بدنی نیز بهره می گرفت. بیشترین اتهاماتی که به او مطرح بود عبارت بودند از آزار و اذیت فیزیکی به پیروان و حداکثر آزار و اذیت یاد شده نسبت به کودکان. جونز مبالغ زیادی را نیز به عنوان کمک و اعانه دریافت می کرد که منشاء بسیاری از این پول ها مشخص نبود و اتهام اختلاس و فساد مالی نیز متوجه او شد. جونز بر این عقیده بود که از سوی مقامات تحت اتهام است چرا که آنها از او می ترسند و از قدرت گرفتن بیشتر از پیش او در هراسند. با بالا گرفتن این اتهامات در سال 7791 جونز طرفداران خود را جمع کرد و به سوی آمریکای جنوبی راه افتاد. جونز خیلی عقیده داشت که در آمریکای شمالی بماند و از پتانسیل مردمی استفاده کرده و قدرت خود را افزایش دهد ولی در جایی که امکان داشت او را تحت تعقیب قرار دهند دیگر امکان ریسک نداشت. همگی راهی آمریکای جنوبی شده و در گویان ساکن شده و منطقه ای مسکونی به همراه مزارع کشاورزی واقع در جنگل های گویان برپا کرده و آن را به افتخار جونز، جونز تاون (شهر جونز) نامیدند.

    مرگ و دیگر هیچ

    تنهــا 5 نفــر از ایــن خودکشــی دســته جمعــی نجــات یافتنــد که داســتانهای تــکان دهنــده آنها از شــکنجه هــای جونــز سراســر آمریکا را لرزانــد. هیــچ نــوار ویدیویــی در شــهر جونــز پیدا نشــد. تنهــا یــک نــوار صوتــی ۴۵ دقیقــه ای از ســخنرانی جونــز، پیــش از ایــن خودکشــی دســته جمعــی یافــت شــد کــه در انتهــای آن جونــز از جمعیــت مــی خواهــد کــه بــه فرزندانشــان نوشــیدنی زهرآلــود بدهند. ســپس صــدای ناله هــا و ضجــه هــای مــادران آنهــا بــه گــوش مــی رســد. پــس از آن نیــز جونــز بــه همــه مــی گویــد کــه بــر روی زمیــن دراز بکشــید و جــام زهــر را بنوشــید کــه نتیجــه آن پــس از ســاعتی تلــی از جنــازه در شــهر خالــی آدم مــی شــود.

    گویــان بــا نــام رســمی جمهــوری تعاونــی گویــان (operative Republic of Guyana-Co) کشــوری در کنــج شــمال شــرقی آمریــکای جنوبی اســت. پایتخــت آن جــورج تاون و جمعیــت آن در ســال 2012 حــدود 758 هــزار نفــر بــوده اســت.

    قتل نماینده کنگره

    یک سال بعد، برخی از کسانی که پیش از این عضو گروه جونز بوده و آن را ترک کرده بودند، به سراغ «لئو رایان» نماینده دموکرات کنگره رفته و از او خواستند عده ای را برای تحقیق درباره نحوه زندگی جونز تاون به این شهر اعزام کند.
    در 17 نوامبر 1978 رایان عده ای از ناظران و خبرنگاران را برداشته و به این شهر رفت. در روز اول همه چیز به نظر خوب و عادی می رسید اما روز پس از آن و در حالی که رایان و گروه او قصد خروج داشتند، عده ای از افراد گروه مخفیانه به سراغ رایان آمده و از او خواستند تا کمک کند آنها از گویان خارج شوند. وقتی جونز این خبر را شنید برآشفت و یکی از محافظان او با چاقو به رایان حمله کرد. رایان بدون آسیب مخمصه را ترک کرد ولی جونز افراد گروه خود را فرستاد و به رایان و همراهانش کمین زده و همگی آنها را سر به نیست کرد. نماینده کنگره و چهار نفر از همراهان او نیز در حال رسیدن به هواپیما به قتل رسیدند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • می خوام شاه بشم

    می خوام شاه بشم

    اگــر همیــن الان اســم «عبــاس برزگــر» را گــوگل کنیــد، بــه چنیــن تیترهایــی برمی خوریــد: «ایــل آریایــی عبــاس آقــا»،» ده نکتــه آموزشــی از ماجــرای کارآفرینــی عبــاس برزگــر»،» عبــاس برزگــر؛ موفق تریــن فــرد ایرانــی در صنعــت توریســم»،» عبــاس برزگــر؛ مهمــان شــیرین زبان برنامــه مــاه عســل»،»عباس برزگــر؛ از دستفروشــی در روســتا تــا میلیــاردری هالیــوودی»، «درآمــد میلیــاردی مــرد روســتایی از هتل بی ســتاره»،» از دمپختــک گوجه فرنگــی تــا بســتن قــرارداد بــا هالیــوود» ،» هالیــوود، زندگــی چهــره موفــق صنعــت گردشــگری ایــران را فیلــم می کنــد» و«مهــدی گنجــی» کارگردان «مــن می خــوام شــاه بشــم» ایــن مــرد را ســوژه مســتندش قــرار داده و مــو بــه مــوی داســتان عجیــب او را روایــت کــرده. «مــن می خــوام شــاه بشــم» قصــه همیــن کشمکش هاســت. قصــه قدرت طلبــی عبــاس و عملــی کــردن رویایــی کــه در ســر دارد. قصــه تلــخ و شــیرین هــای زندگی ســاده روســتای ایش.اشــتباه نکنیــد قرار نیســت ازفیلــم مســتند و فیلمنامــه آن بگوییــم . فقــط بــا توجــه بــه پرونــده ایــن هفتــه ســعی داریــم شــما را قبــل از دیــدن آن مســتند بیشــتر بــا زندگــی عبــاس و تغییــرات آن آشــنا کنیــم و یکــی از کارآفرینــان خــلاق را بــه عینــه مثــال زده باشــیم.

    موقعیت شناسی خلاقانه کارآفرین

    میلیــارد دلاری ایــران کارش را از دستفروشــی و درآمــد روزانــه هــزار تومــان شــروع کــرده اســت. ٣ او تنهــا ٨٣ ســال دارد و درآمدزایــی چشــمگیرش بــا یــک اتفــاق معجزه آســ ااســتار تخــورد هاســت. «عبــاس برزگــر»، زاده و ســاکن یــک روســتای بســیار کوچــک بــه نــام «بــزم» شهرســتان بوانــات در اســتان فــارس اســت. روســتایی کــه نه چنــدان حاصلخیــز اســت و نــه جاذبــه خاصــی دارد امــا بــا موقعیت شناســی درســت ایــن جــوان روســتایی توانســته در کتــاب
    راهنمــای گردشــگری یونســکو، عنوان شــگفت انگیزترین تجربــه گردشــگری ایــران را از آن خــود کنــد. هوشــمندی او بــرای بهره بــرداری از ایــن اتفــاق، بــه ســرعت برزگــر را شــهره عــام و خــاص می کنــد و شــبکه های تلویزیونــی از سراســر جهــان کارآفریــن روســتایی ایــران را روی آنتــن خــود می برنــد. برزگــر حــالا عــاوه بــر دهکــده توریســتی اش در یــک تــور عشــایری بــا ٥١ هــزار ســیاه چــادر نیــز دارد. کارشناســان می گوینــد ایــن تــور می توانــد درآمدزایــی برزگــر را بــه انــدازه تمــام صــادرات نفــت کشــور برســاند.

    می خوام شاه بشم
    می خوام شاه بشم

    گردشگران خارجی زندگی عشایر ایران را تجربه می کنند

    او ایــن روزهــا مشــغول آمــوزش خانواده هــای عشــایری بــرای پذیرایــی نفــر از جوانــان خانواده هــای 100 از میهمانــان خارجــی اســت. می گویــد عشــایر زبــان انگلیســی آموخته انــد تــا بتواننــد بــه راحتــی بــا میهمانــان ارتبــاط برقــرار کننــد. میهمانــان بــه همــراه ایــن جوانــان راهنمــا از دامنه هــای کــوه بــالا می رونــد و همــراه بــا دختــران جــوان گیاهــان دارویــی می چیننــد. بــا چوپانــان بــه صحــرا می رونــد و در کنــار آنهــا غــذا می خورنــد. بــه ســوگواری ها و جشــن های عشــایری دعــوت می شــوند. شــبانه و در ســکوت کوهســتان بــه پیرمردهــای نــی انبــان و ســرنا نــواز گــوش می دهنــد و کنــار دارهــای زمینــی گلیــم و گبــه می نشــینند و بــر تارهــای آن گــره می زننــد. قصه هــای جــن و پــری هــای شــگفت انگیزشــان از مواجهــه بــا طبیعــت را کهنســالان ایــل و تجربه می شــنوند و باورهایشــان دربــاره تولــد یــک نــوزاد جدیــد و رسوماتشــان را یــورو بــرای هــر شــب اقامــت 700 تماشــا می کننــد. او درحــال حاضــر همــان مجموعه اش را دریافــت می کنــد.

    تــا ۵ ســال آینــده بــه انــدازه  چاه هــای نفــت کشــور درآمــد  خواهــد داشــت

    او بــا بــزرگان طایفه هــای قشــقایی و بختیــاری بــه توافــق رســیده اســت تــا میهمانــان خارجــی را در ســیاه چادرهایشــان بپذیرنــد و هــر خانــواده عشــایری در ازای پذیرایــی از میهمانان درصــدی از هزینــه اقامــت مســافران را دریافــت کنــد. حــالا شــهرت عبــاس برزگــر بــه انــدازه ای رســیده اســت کــه تمــام ظرفیــت روز 36۵ هتــل منحصــر بــه فــردش در ســال اشــغال می شــود. می گوینــد ســال آینــده به انــدازه ۵درآمــدش تــا تمــام صــادرات نفــت ایــران خواهــد رســید. یونســکو در کتــاب راهنمــای گردشــگری خــود، تــور عشــایری او را به عنــوان شــگفت انگیزترین تجربــه گردشــگری در ایــران معرفــی کــرده اســت . درحــال حاضــر هتــل برج العــرب دوبــی گرانقیمت تریــن هتــل خاورمیانــه بــه شــمار می آیــد، هزینــه
    هــزار 19 اقامــت در ایــن هتــل شــبی دلار اســت و تنهــا بــرای ورود بــه آن دلار دریافــت می شــود. ۲0 حــدود گران تریــن هتــل جهــان هتــل رویــال ژنــو اســت کــه بــرای هــر هــزار دلار دریافــت ۵3 شــب اقامــت می کنــد. در توکیــو نیــز هتلــی بــا عنــوان ســوئیت ریاســت جمهوری کــه یــک هتــل خــاص محســوب هــزار دلار قیمــت ۲۵ می شــود شــبی دارد. زهــرا اســتادی، کارشــناس گردشــگری می گویــد اگــر هزینــه اقامــت در دهکــده عبــاس برزگــر نصــف قیمــت گرانتریــن هتــل خاورمیانــه و حتــی کمتــر باشــد می توانــد معــادل کل صــادرات نفــت کشــور درآمــد داشته باشــد. بــا ایــن حســاب اگــر برزگــر بــه ازای هــزار ســیاه 1۵ هــر شــب اقامــت در هــزار دلار دریافــت 10 چــادر حــدود کنــد تنهــا در یــک روز ســال حــدود میلیــون دلار درآمــد خواهــد 1۵0 داشــت. ایــن درآمــد در یک ســال بــه میلیــارد دلار می رســد کــه ۵۴ حــدود معــادل درآمــد نفتــی ایــران اســت.

    همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد

    مســیر کســب و کار و زندگــی ایــن جــوان دســتفروش روســتایی در یــک شــب طــور معجــزه آســایی تغییــر کــرد. او می گویــد: بــا موتورســیکلتم از بارانــی به هــای روســتایمان عبــور می کــردم کــه ناگهــان بــه دو کوچــه پــس کوچه گردشــگر خارجــی و مترجمشــان رســیدم. بــاران، تاریکــی و گــم شــدن در راه شــان کــرده بــود. آنهــا را بــه خانــه خــود برگشــت حســابی خســته و کلافه دعــوت کــردم تــا شــب را در آن جــا بگذراننــد. میهمانــان آلمانــی ســرزده آمــده بودنــد و در ســفره فقیرانــه عبــاس برزگــر بــه جــز دمپختــک گوجه فرنگــی، ماســت محلــی و ترشــی لیتــه چیــز دیگــری پیــدا نمی شــد. آنهــا شــب را هــم درکنــار خانــواده برزگــر و در رختخواب هــا و ملحفه هــای دســت دوز همســرش گذراندنــد. ای بــود بی نهایــت غمگیــن و پکــر ســاله ۲0 هــا کــه پســر جــوان یکــی از میهمان بــه نظــر می رســید.مترجم در جــواب کنجــکاوی عبــاس می گویــد کــه فــردا روز تولــد اوســت و او از این کــه نتوانســته اســت بــه کشــورش برگــردد و تولــدش را در کنــار خانــواده، دوســتان و در زادگاهــش جشــن بگیــرد ناراحــت اســت. علــی و زهــرا فرزنــدان خردســال عبــاس برزگــر موضــوع را می شــنوند. میــز کوچــک چــرخ خیاطــی مــادر، چنــد بادکنــک و کیــک خانگــی تنهــا بضاعــت آنهــا برای خوشــحال کــردن میهمــان آلمانــی اســت. میهمــان جــوان از دیــدن جشــن تولــد زده می شــود و از صحنه هــا فیلمبــرداری می کنــد. خانــواده روســتایی اش هیجــان برزگــر بعدتــر می فهمنــد کــه مــادر روزنامه نــگار آن میهمــان آلمانــی جشــن تولد ای کــرده اســت. اســتقبال مخاطبان خانــواده برزگر را به ســرعت در ایــران را رســانه محبــوب می کنــد از ســازمان میــراث فرهنگــی بــه عبــاس برزگــر خبــر می دهنــد کــه میهمانــان جدیــدش در راهنــد. ایــن ســرآغاز توســعه هتــل روســتایی عباس برزگــر می شــود.

    اعتماد راز و رمز کار جوان روستایی

    عبــاس می گویــد: ســکار خاصــی انجــام نــدادم تنها گردشــگران خارجــی را ماننــد اقــوام و فامیــل خــودم در خانه پذیرایــی کــرده ام، بــا غذاهای محلــی خودمان، چــای آتشــی، ماســت و پنیــر گوســفندی. البتــه میهمانــان هم توقــع زیادی نداشــتند تنهــا می خواســتند چنــد روز زندگی روســتایی در ایــران را تجربــه کنند. عبــاس می گویــد: مــن بــا میهمانانــم صــادق هســتم و هیچ وقــت نخواســتم آنهــا را فریــب بدهــم یا چنــد برابر قیمــت واقعــی چیــزی را به آنهــا بفروشــم. صنایع ام بــرای مشــتریان ایرانــی و خارجی یک قیمــت دارد. مــن از ناآگاهی آنها نســبت بــه بازار ایــران و دســتی و تمــام ســوغات روســتایی کــه در فروشــگاهم گذاشــته ام. تمــام غذاهــا از باکیفیت تریــن و مرغوب تریــن مــواد اولیــه محلــی و روســتایی تهیــه می شــوند. میهمانانــش در دفتر یــادگاری قیمت هایــش سوءاســتفاده نکــرده هتلــش نوشــته اند «احســاس می کننــد در کنــار خانــواده خــود زندگــی می کننــد.» و ایــن راز و رمــز موفقیــت عبــاس اســت « اعتمــاد » .

    این هفته | inhaftemag.com

  • چه کار می توان کرد

    چه کار می توان کرد

    درروزهایــی کــه بــه نظــر مــی رســد جامعــه بــه بحــران اقتصــادی رســیده اســت وقتــی شــما در کانــون چنیــن بحرانــی باشــید، چــون شــاخص های اقتصــادی متناســب بــا خبرهــای بــد و خــوب پاییــن و بــالا می رونــد شــما چــه فکــری می کنیــد ؟ مــی گوییــد دیگــر آخــر دنیاســت و همــه چیــز تمــام شــده اســت ؟
    همیــن اول کار یــک تبصــره بگذاریــم و آن اینکــه فــرض بــر ایــن می گیریــم کــه شــما فقــط و فقــط کارآفریــن هســتید و نــه دلال؛ وگرنــه کــه بــرای بســیاری از دلال هــا روزهــای آشــوب اقتصــاد می توانــد عیــد نوروزشــان باشــد! در امریــکا بانــک هــا و موسســات مالــی کــه بــا دادن وام ثانویــه در ســال 2008 عامــل بحــران شــدند در نهایــت بــا مصــادره خانه هــا و فــروش مجددشــان ســود کردنــد.
    محتکــران، دلالان ارز و دلار هــم کــه معمــولا برنــده بــزرگ چنیــن نوســاناتی هســتند. بــا آن هــا کار نداریــم، روی ســخن بــا کســانی اســت کــه خلاقانــه در بــازار رفتــار کــرده و ایجــاد شــغل می کننــد.
    اگــر بــه بحــران بوجــود آمــده بــا ایــن نظــر بنگریــم کــه انســان بحــران اقتصــادی هــم ویژگی هــا و نیازهــای خــاص خــود ِروزگار را دارد و هرتغییــر بزرگــی کــه در جامعــه ایجــاد می شــود نیازهــا و روابــط جدیــدی را نیــز شــکل مــی دهــد ، بــه نظــر شــما ســه نکتــه مهــم رفتــار کارآفرینانــه در اینجــا چیســت؟ بلــه درســت حــدس زدیــد! توجــه بــه نیــاز، توجــه بــه نیــاز و توجــه بــه نیــاز! همــه مــا مــی دانیــم کــه در دوران رکــود، رفتــار مصــرف کننــدگان، کــه منبــع اصلــی درآمــد کســب و کارهــا هســتند، تغییــر مــی کنــد. بــرای مثــال برخــی خریدهــا را عقــب مــی اندازنــد یــا بــه جــای برخــی کالاهــا، جانشــین هــای ارزانتــری را خریــداری مــی کننــد

    و یــا اینکــه رفتارهــای مصرفــی جدیــدی از خــود بــروز می دهنــد. شــما بایــد ایــن رفتارهــا را کشــف کنیــد!
    مهمتریــن بحــران اقتصــادی تاریــخ معاصــر آمریــکا مربــوط بــه دهــه  1930 مــی شــود کــه بــا افــت شــدید بــازار بــورس در ســال 1929 شــروع شــد. رکــود روبــه افزایــش در ایــن دوران منجــر بــه ورشکســتگی بســیاری از شــرکت هــا و کارخانــه هــا و بــه تبــع آن بیــکاری میلیونهــا نفــر در آمریــکا شــد. علــت اصلــی بوجــود آمــدن ایــن بحــران، عــدم هماهنگــی میــزان تولیــدات آمریــکا و نیازهــای جهانــی بــرای محصــولات آمریــکا بــود.
    پــس از ســقوط اولیــه ارزش بــازار، در منطقــه اقتصــادی نیویــورک موجــی از خودکشــی روی داد. گفتــه می شــود متصــدی یــک هتــل از مهمانــان جدیــد می پرســید کــه بــرای خوابیــدن اتــاق می خواهنــد یــا پریــدن از پنجــره!
    آیــا همــه کارآفرینــان در ایــن شــرایط بــه خــاک ســیاه نشســتند؟ خیر! یــک نیــاز جدیــد گســترش یافــت و آن هــم میــل زیــاد بــه رفتــن بــه ســینما بــرای پنــاه بــردن بــه داســتان و تخیــل و رهایــی از واقعیــت بود!کســانی کــه بــه ایــن نیــاز توجــه و بــرای آن برنامــه داشــتند نــه تنهــا بــه خــاک ســیاه ننشســتند بلکــه بــه عــرش معلــی هــم رســیدند. بــه ایــن نتیجــه مــی رســیم کــه در روزگار بحــران اقتصــادی ْنهایتــا بایــد بــه اولویــت و نیازهــای جدیــد توجــه کــرد، بایــد خــلاق و جســور هــم بــود.
    درهــر صــورت وضعیــت آشــفته اقتصــادی حقیقتــی انکارناپذیــر اســت. مــا در ایــن شــرایط دو گزینــه داریــم: خــود را در گــروه بازنده هــا ببینیــم، ناامیــد شــویم، فعالیت هــای ارزشــمند را متوقــف کنیــم و مرتب از شــرایط نامناســب گلایــه و شــکایت کنیــم و ســرانجام منتظــر نابــودی کســب و کارمــان باشــیم.
    گرفتــن را بــرای خودمــان ممنــوع یــا اینکــه گزینــه دوم را برگزینیــم و بهانه ــکوه و شــکایت همــواره ایــن ســوال را از خود بپرســیم: ِ جــای ش کنیــم . به در شــرایط کنونــی چــه کاری می تــوان انجــام داد و چگونــه می تــوان رشــد کار شــویم و هــر کار ممکــن بــرای بهتــر شــدن کــرد. ســپس دســت بــه شــرایط کســب و کارمــان انجــام دهیم

    زهره والی پور :روزنامه نگارچه کار می توان کرد

    این هفته | inhaftemag.com