نویسنده: فاطمه توسلی

  • ذوب آهن اصفهان بانی تمام توفیقات صنعت فولاد کشور

    ذوب آهن اصفهان بانی تمام توفیقات صنعت فولاد کشور

    به گزارش اینهفته؛علیرضا رزم حسینی پس از بازدید از کوره بلند شماره یک این شرکت که مراحل پیش گرم را طی می کند ، در گفتگو با خبرنگاران با اشاره به نقش مهم ذوب آهن در شکل گیری صنایع فولادی کشور و تربیت متخصصین در حوزه صنعت گفت : به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ، تولید فولاد کشور از 500 هزار تن به 28 میلیون تن رسید و در افق 1404 تولید 55 میلیون تن مد نظر است که بانی همه این توفیقات ذوب آهن است و این امر جای سپاس و قدردانی از همه کارگران ، متخصصان و مسئولین ذوب آهن دارد .
    وی افزود : این مجتمع عظیم صنعتی ارزش بسیاری برای کشور دارد و لذا چراغ آن باید روز به روز پرفروغ تر باشد و به هر شکلی که می توان باید بر کمیت و کیفیت محصولات آن افزود تا جایگاهی جهانی کسب کند .
    وزیر صمت با اعلام آمادگی کامل برای حمایت از ذوب آهن اصفهان گفت : ایمیدرو پشتیبان ذوب آهن اصفهان است و کمیته ای برای حل مشکلات صنعت فولاد تشکیل شده که قطعاً حامی این مجتمع عظیم صنعتی خواهد بود .
    رزم حسینی ، هم افزایی بین صنایع را بسیار مهم دانست و اظهار داشت : صنایع فولادی کشور نباید نگاه رقابتی داشته باشند بلکه تا آنجا که می توانند باید از هم پشتیبانی کنند . صنایع فولادی کشور با همت ذوب آهن اصفهان به وجود آمدند و رشد کردند و حالا باید از این صنعت حمایت کنند .
    وی با اشاره به توفیقات دولت با وجود فشار تحریم ومواجهه با کرونا ، افزود : با توجه به محدودیت های فروش نفت ، اگر توان صنعت فولاد کشور و پتروشیمی نبود ، اداره کشور در 3 سال اخیر میسر نمی شد .
    رزم حسینی مبارزه با فساد ، ویژه خواری و امضاء های طلایی را از اولویت های وزارت صمت دانست و گفت : سیاست اقتصادی کشور در حوزه فولاد مبتنی بر حذف رانت و شفاف سازی است.

    ذوب آهن اصفهان بانی تمام توفیقات صنعت فولاد کشور
    ذوب آهن اصفهان بانی تمام توفیقات صنعت فولاد کشور

    وزیر صمت گفت : اقتصاد ایران امسال به احتمال زیاد رشد مثبت را تجربه می کند که این حاصل قدرتمند شدن صنعت کشور است و در این راستا در تولید 17 کالای مهم رشد داشته ایم .
    وی گفت : ذوب آهن اصفهان با راه اندازی کوره بلند شماره یک ، بیش از 800 هزار تن به تولید خوداضافه می کند که اهمیت بسیاری دارد . این شرکت قادر به تامین ریل کشور است که دستاورد بزرگی برای ایران است .
    منصور یزدی زاده مدیر عامل ذوب آهن در این دیدار گفت : این شرکت در تولید وبومی سازی گام های مهمی برداشته و دستاوردهای مهمی همچون تولید ریل حاصل کرده است .
    وی هزینه انرژی این شرکت را به دلیل روش تولید و عدم بهره مندی از یارانه انرژی ، زیاد دانست و گفت : معادن زغال سنگ کشور وابسته به فعالیت ذوب آهن اصفهان هستند و این شرکت در مسئولیت های اجتماعی از جمله خدمات درمانی ، فعالیت های ورزشی ، عمرانی و … پیشگام است .
    مدیرعامل ذوب آهن اصفهان افزود : این تصور اشتباه وجود دارد که این شرکت یک صنعت قدیمی است و بر اساس آن نتیجه گیری می شود که آلاینده هم هست . این در حالی است که بیشتر بخش های ذوب آهن اصفهان نوسازی و مدرن شده است و این شرکت اولین مجموعه ای است که با مشارکت سازمان محیط زیست طرح جامع زیست محیطی تدوین کرده است . پروژه های متعدد زیست محیطی از جمله ساخت و تعویض درب های باتری شماره سه کک سازی را اجرا نموده و تلاش می کند رضایت جامعه را کسب نماید .
    عباس رضایی استاندار اصفهان نیز از مسئولین وتلاشگران ذوب آهن اصفهن به جهت تامین ریل متروی بهارستان قدردانی کرد و گفت : این مجتمع عظیم صنعتی ، یک کارخانه معمولی نیست و فعالیت آن بر کل کشور تاثیر دارد .
    وجیه ا… جعفری رئیس هیات عامل ایمیدرو نیز گفت : ذوب آهن اصفهان در تنظیم بازار همراهی بسیار خوبی دارد و لذا باید تامین مواد اولیه برای حفظ تولید این شرکت تضمین گردد.

  • رویداد “در مقیاس قوس” فرصتی برای گفتمان و معرفی نماد اصفهان

    رویداد “در مقیاس قوس” فرصتی برای گفتمان و معرفی نماد اصفهان

    به گزارش اینهفته به نقل از اداره ارتباطات رسانه ای شهرداری اصفهان، مهدی تمیزی با اشاره به برنامه رویداد “در مقیاس قوس”، گفت: این رویداد که در دو بخش یکی انتخاب و نمایش آثار و بخش دیگر جلسات گفتگو پیرامون نمادهای شهری و لزوم برگزاری رویدادهای مرتبط، تعریف و برنامه ریزی شده است در بخش نخست خود با انتشار فراخوانی ملی پیرامون خوانشی معاصر از نماد اصفهان و با در نظر گرفتن اینکه این نماد شهری به سبب ویژگی های تاریخی و اسطوره ای که دارد می تواند بخش های گسترده ای از جامعه را با خود همراه سازد، منتشر شد.
    وی تصریح کرد: در این فراخوان از شرکت کنندگان خواسته شده است که با استفاده از سه رسانه پوستر، مجسمه و ویدئوآرت که قابلیت نمایش شهری و عمومی در فضاهای بیرونی را دارند، با نگاهی خلاقانه و معاصر به این نماد طرح های خود را ارسال کنند.
    مدیر موزه هنرهای معاصر اصفهان تاکید کرد: هدف ما از برگزاری این رویداد ایجاد گفتمان در ارکان مختلف جامعه و معرفی هرچه بیشتر نماد اصفهان( صورت فلکی قوس یا کماندار) به وسیله نگاه و فرم های نو است.
    آرزو معتمدی کیوریتور رویداد( مدیر رویداد و نمایشگاه گردان) در مقیاس قوس گفت: «فراخوان در تاریخ ۱۵ مهرماه ۱۳۹۹ منتشر شده و مهلت ارسال طرح های اولیه در ابتدا تا ۱۵ آبان ماه بوده است که یک ماه دیگرتا تاریخ ۱۵ آذر ماه تمدید شد. در بخش پوستر ۷۸ طرح ، در بخش مجسمه ۴۶ طرح و در بخش ویدئوآرت ۱۹ طرح دریافت شده است که مقدمات داوری آنها توسط تیم رویداد شروع و اعلام نتایج بعد از داوری نهایی در تاریخ ۱۵ دی ماه خواهد بود.
    وی تصریح کرد: برای هر رسانه حداکثر ۵ طرح برگزیده در نظر گرفته شده که بعد از بررسی و داوری در هر بخش با توجه به کیفیت آثار تعداد قطعی آنها تعیین خواهد شد و چنانچه آثار دریافتی کیفیت های لازم برای نمایش نداشته باشند تعداد کمتری برگزیده خواهند شد.
    معتمدی تاکید کرد: داوری بخش ویدئوآرت به علت حضور هر سه داور در اصفهان با رعایت کلیه پروتکل های بهداشتی به صورت حضوری در موزه هنرهای معاصر در تاریخ ۲۴ آذر ماه شروع می شود. در این بخش طرح ها به صورت پروپزال های متنی شامل شرحی از نگاه شرکت کنندگان به نماد قوس، به همراه شرحی از نحوه ساخت و اجرای ویدئوآرت و اطلاعات فنی اثر است.
    وی اضافه کرد: همچنین از شرکت کنندگان خواسته شده است به سبب اینکه رویداد راجع به یک نماد شهری است چنانچه مایل هستند فضاهای شهری که با مفهوم و فرم اثر آنها همخوانی دارد پیشنهاد دهند و امکان پذیر بودن اجرا در این فضاها توسط داوران و تیم رویداد بررسی گردد. نحوه و زمان نمایش آثار منتخب در این بخش متعاقبا اعلام خواهد شد.
    وی با بیان اینکه در بخش پوستر داوری به صورت آنلاین است، ادامه داد: طرح های دریافتی برای داوران ارسال و طی جلسات آنلاینی که برگزار می شود برگزیدگان انتخاب خواهند شد. در این بخش همانگونه که در فراخوان هم ذکر شده پنج طرح توسط داوران برگزیده خواهد شد و با توجه به کیفیت آثار دریافت شده تعدادی نیز به انتخاب داوران برای یک نمایش شهری منتخب خواهند شد که نحوه اجرا و نمایش آنها در شهر و فضاهای عمومی متعاقبا اعلام می شود.
    معتمدی گفت: در بخش مجسمه شرکت کنندگان طرح های خود را به صورت پروپزال های متنی شامل خوانش و نگاه خود به نماد قوس و نحوه ساخت، متریال و کلیه اطلاعات فنی و همچنین تصاویر جانمایی و طراحی شده طرح خود را ارسال کرده اند، که داوری در این بخش نیز به صورت آنلاین خواهد بود.
    وی افزود: طرح ها برای داوران ارسال و طی جلسات آنلاینی که برگزار می شود با توجه به کیفیت آثار دریافتی تعدادی انتخاب و در خواست ساخت و ارسال ماکت برای دبیرخانه رویداد خواهد شد و بعد از بررسی ماکت ها توسط داوران انتخاب نهایی صورت می گیرد. در این بخش نیز بعد از ساخت و دریافت آثار نحوه و زمان نمایش اعلام خواهد شد.
    وی تاکید کرد: با توجه به پاندمی کرونا اعلام زمان قطعی برای نمایش هر اثر در حال حاضر ممکن نیست. در بخش دیگر رویداد نیز تیم ما در حال آماده سازی یک سری گفتگوهای کوتاه با اساتید و هنرمندان حوزه های مرتبط با رویداد در مقیاس قوس است که چنانچه فضای مناسبی در جامعه برقرار شود بخشی از این گفتگو ها به صورت نشست های تخصصی برگزار می شود و در نهایت نیز تمامی این گفتگوها به صورت کتاب/کاتالوگ منتشر می شود.

  • کسوت کیاست در آسمان اختر شناسی

    کسوت کیاست در آسمان اختر شناسی

    به گزارش اینهفته ؛ یک دانش آموخته دکترای فیزیک در این وبینار با ابراز ناراحتی بابت محروم شدن از نعمت وجود پروفسور کیاست پور، تاکید کرد یاد و خاطره این استاد بزرگ نجوم از خاطر علاقه مندان پاک نمی شود.
    مهدی اسحاقی به فعالیت های پروفسور کیاست پور در ترویج علم اشاره کرد و گفت: سال 74 اولین نمایشگاه نجوم و اختر شناسی با همکاری ایشان و به همت شهرداری اصفهان در باغ غدیر برگزار شد و شور وشوق زیادی در علاقه مندان به ستاره شناسی ایجاد کرد.
    به گفته او، تاسیس مرکز نجوم ادیب باعث شد دانشگاهیان در وقت آزاد به این مرکز آمده و اطلاعات خود را در اختیار علاقه مندان بگذارند و عموم مردم نیز بدون محدودیتی در این مرکز حضور پیدا کنند و با اهل دانش ارتباط داشته باشند.
    این مدرس نجوم به نقش موثر پروفسور کیاست پور در بحث ترویج علم اشاره و بیان داشت: وی با وجود مشغله دانشگاهی زیاد در کلاس های مرکز نجوم ادیب تدریس می کرد و با علم فراوان خود علاقه مندان به نجوم و اختر شناسی را سیراب می کرد و این مرکز نیز از همان زمان پشتوانه علمی خوبی پیدا کرد.
    اسحاقی به سوابق علمی دکتر کیاست پور اشاره کرد و گفت: تحصیلات وی از دانشگاه تهران آغاز شد و مدرک دکترای خود را از آمریکا دریافت کرد و در این کشور مشغول به تدریس شد و در بحث تاسیس رصدخانه آموزشی و یک آسمان نما که نماد کار ترویجی است، مشارکت داشت.
    وی ادامه داد: پروفسور کیاست پور در دهه 50 با درجه استادی به کشور بازگشت و تمام تمرکزش را بر روی آموزش مربیان و اساتید دانشگاهی گذاشت و دانشجویان را برای آموزش تخصصی تشویق کرد.
    وی با اشاره به مقالات متعدد پروفسور کیاست پور اظهار کرد: ایشان سابقه 42 ساله آموزشی داشت و تمام هم و غمش بر روی پرورش دانشجویان بود و بعد از بازنشستگی نیز هفته ای دو بار در دانشگاه حضور می یافت.
    به گفته اسحاقی، پروفسور کیاست پور از سال 70 با مجله نجوم همکاری می کرد و همواره بر کشف و پرورش استعداد نوجوانان علاقه مند به نجوم و اختر شناسی تاکید داشت.
    تکنیک های فضایی و خدمات فضاپایه
    سیاوش ایران پور با موضوع تکنیک های فضایی و خدمات فضاپایه دومین سخنران وبینار بود که تاکید کرد پروفسور کیاست پور علاوه بر علاقه مندی زیاد به این موضوع دغدغه نیز پیدا کرده بود.
    ‌این مدرس علوم فضایی دانشگاه اصفهان ادامه داد: پروفسور کیاست پور بر انتشار این موضوع در جامعه و بین تصمیم گیرندگان تاکید داشت زیرا وی معتقد بود که می توان از تکنیک های فضایی برای بالا بردن سطح زندگی یک جامعه استفاده کرد.
    به گفته وی، در تکنیک های فضایی(سنجش از راه دور)، دانش به دست آوردن اطلاعات درباره یک شی، منطقه یا پدیده به وسیله تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، با استفاده از دستگاه یا تکنیکی که تماس فیزیکی با شی منطقه ندارد، مورد بحث قرار می گیرد.
    ایران پور با نمایش اسلایدهایی درباره ماهواره های ارتفاع سنج راداری و ماهواره های تصویربرداری اپتیکی توضیحاتی ارائه و به کارکردهای آن ها اشاره کرد.
    وی در ادامه به چرخه هیدرولوژی و پارامترهای محیطی مانند منابع آب، خاک، اتمسفر و زیست اشاره کرد و به توضیح درباره جزییات پارامترهای محیطی پرداخت.

    اثر همگرایی گرانشی

    شهرام صالحی از شاگردان پروفسور کیاست پور در این وبینار مجازی به بحث اثر همگرایی گرانشی پرداخت.
    این مدرس دانشگاه با اشاره به کنفرانس فیزیکی که در سال 66 برگزار شد، اظهار کرد: رئیس انجمن فیزیک ایران در این کنفرانس پیشنهاد فعالیت های بین دانشگاهی را مطرح کرد و در ادامه نیز من که دانشجوی دکتر کیاست پور بودم، خواستار ایجاد پل ارتباطی بین دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی شریف برای کار مشترک در زمینه فیزیکی و کیهان شناختی شدم.
    وی ادامه داد: پروژه اثر هم گرانشی تحت سرپرستی پروفسور کیاست پور به انجام رسید و علم هم گرایی نیز توسط ایشان پیشنهاد و مصوب شد و از آن زمان این نام به یادگار ماند.
    به گفته صالحی، در میان نظام های فکری، ریاضیات جایگاه ویژه ای دارد، از بسیاری لحاظ ریاضی یک هنر است، در حالی که زبان علم نیز هست، گرچه در قسمت اعظم ریاضی می توان تاثیرات خارجی را یافت، با این حال بخش عمده خلاقیت آن انگیزه درونی دارد.

    صالحی در ادامه توضیحات خود به تعریف اثر همگرایی گرانشی پرداخت و گفت: اگر یک کهکشان پرجرم میان خط دید ما و یک اختروش دور دست قرار بگیرد، میدان گرانشی کهکشان پرتوهای نور اختروش را منحنی می کند، این انحراف به گونه ای است تصویری کاملا مجزا از خود اختروش در آسمان دیده می شود، در واقع می توان گفت که این کهکشان پرجرم با همگراییدن پرتورهای نور و منحرف کردن آن ها به طرف مرکز خود، درست مانند یک عدسی اپتیکی عمل می کند، از این جهت این کهکشان پرجرم را عدسی گرانشی و این اثر را اثر عدسی گرانشی یا اثر همگرایی گرانشی می نامند.
    به گفته این استاد دانشگاه، اثر همگرایی گرانشی وقتی رخ می دهد که دو جسم در فاصله های متفاوتی از یک ناظر دریک خط دید در فضا قرار بگیرند، تابش جسم دورتر توسط میدان گرانش جسم نزدیک تر خم می شود، همانند انحراف نور در جو زیرین زمین که این خمیدگی یک سراب کیهانی ایجاد می کند.

    نقش نجوم در معنای زندگی

    نقش نجوم در معنای زندگی بخش دیگری از این وبینار بود که داریوش ذوالفقاری راد به آن پرداخت. این مدرس دانشگاهی به ذکر خاطراتی از استاد کیاست پور اشاره کرد و گفت که وی اولین نفری بود که در جلسات و سمینارها شرکت می کرد و آخرین نفری بود که از جلسات خارج می شد.
    وی درباره اینکه دیدگاه ها در خصوص معنای زندگی و مفهوم آن متفاوت است و افراد مختلف بر اساس شرایط زندگی خود موضوعاتی را در زندگی مهم می دانند.
    ذوالفقاری راد با طرح این سوال که ما برای چه هستیم و برای چه زندگی می کنیم، تاکید کرد: بسیاری از افراد برای این سوال جوابی ندارند و درگیر زندگی روزمره هستند.
    وی به مفاهیم اشاره شده در کتاب معنی زندگی نوشته ویل دورانت، اشاره کرد و گفت: چند سوال کلیدی، سرچشمه الهام و انرژی شما چیست؟ از کجا تسلی خاطر می یابید؟ گنجتان در کجا نهفته است؟ مطرح می شود و جواب های جالبی به آن داده شده است.
    به گفته ذوالفقاری راد، زمان برای تمام افراد کره زمین یکسان تقسیم شده اما عیار این لحظات متفاوت است و نجوم چیزی است که می تواند عیار لحظات ما را بالا ببرد.
    وی ادامه داد: فضانورد معروف در سفری که سال ها قبل به اصفهان داشت، مدعی شد از وقتی به کره زمین برگشته، نگاهش به همه چیز تغییر کرده است.
    این مدرس دانشگاهی تاکید کرد: اگر افراد به علم نجوم ورود کنند، عشق و علاقه زیادی به آن پیدا می کنند، همانند پروفسور کیاست پور که عشق و علاقه زیادی به کارش داشت.
    ذوالفقاری راد با بیان اینکه در آسمان یک موزه طبیعی داریم و باید برای رصد آسمان لحظه شماری کنیم، یادآور شد: اگر وارد بحث نجوم و کیهانی شویم و اطلاعات ما بیشتر شود، بر روی اعمال و رفتار ما تاثیر می گذارد.

    نقش صنایع فضایی در توسعه صنایع دیگر

    سخنران پنجم وبینار، عمران مرادی بود که با ارائه موضوع نقش صنایع فضایی در توسعه صنایع دیگر، مدعی شد در زندگی هر فرد نقطه عطفی وجود دارد و نقطه عطف زندگی او ورود به عرصه صنعت و فضا بوده که نگرش های جدیدی به او داده است.
    وی با نمایش دو نقشه متفاوت که در یکی از آن ها ایران در جمع کشورهای در حال توسعه و در دیگری در جمع کشورهای جهان سومی است، گفت: تفاوت موقعیت به دلیل شاخص هایی است که برای توسعه در نظر گرفته شده و در هر کدام ملاک هایی وجود دارد اما چه ایران یک کشور در حال توسعه و چه یک کشور جهان سومی قلمداد شود، توسعه فناوری ما را از وضعیت فعلی نجات می دهد.
    مرادی با ارائه نموداری از موج فناوری در قرن اخیر بیان داشت: فناوری ها متولد می شوند، اوجی دارند و بعد رو به افول می گذارند و فناوری جدید می آید که فاصله بین فناوری ها در گذشته بیشتر و بعدها کمتر شده است.
    به گفته این محقق، آمریکا بزرگ ترین وارد کننده تکنولوژی است اما ناسا یکی از فعال ترین مراکز ایجاد و توسعه تکنولوژی است.
    مرادی تلاش برای فرهنگ سازی و آگاهی سازی، داشتن یک نقشه راه مشخص و نوآوری باز را از توصیه های مهم برای انتقال تکنولوژی در صنایع فضایی عنوان کرد.

    بایسته های ترویج علم

    حامد صفایی پور آخرین سخنران این وبینار بود که مبحث بایسته های ترویج علم را به صورت پاورپوینت ارائه کرد.
    وی با اشاره به خصوصیات اخلاقی و علمی پروفسور احمد کیاست پور او را یکی از مروجان علم معرفی کرد که خدمات شایانی به جامعه علمی کشور ارائه کرد.
    این مدرس دانشگاه با اشاره به روش های پیشرفت علم، روش مستقیم را مخصوص دانشمندان رتبه یک دانست و روش غیر مستقیم را به مروجان علم نسبت داد.
    به گفته صفایی پور، دانشمندان محض کارشان تحقیق در خصوص مباحث مختلف و انتشار یافته های تحقیق است که به واسطه آن به توسعه علم کمک می کنند اما مروجان علم به دیگران کمک می کنند تا سهم مستقیمی در توسعه علمی داشته باشند.
    این نویسنده ترویج را یک کار تخصصی دانست که زیبایی و درستی را بهم می رساند و هدف آن بالا بردن معدل عقلانیت عمومی است.

    به گفته صفایی پور، ترویج از طریق روش هایی مانند گفت وگو، مناظره، گسترش ایده ها، داستان و بازی علمی، مقالات مروری، مدرسه الن دو باتن، مدرسه تابستانه، جوایز نمادین و جوایز بین رشته ای است.
    وی با بیان اینکه مهم ترین ابزار ترویج علم، آشنایی مردم با آن است، یادآور شد: باید به مردم کمک کنیم بهتر فکر کنند و از این طریق زمینه بسیار مناسبی برای پیشرفت علم فراهم کرده ایم.

  • قحطی انسانیت

    قحطی انسانیت

    بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد، خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب. جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی و غیره. نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و … اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد.

    یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود. همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.

    و اما امروز، فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت وغیره. ازداروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا !

    واقعاً چه اتفاقی افتاده که این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم. مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!

    معترض  گرانی هستیم، اما عقلمان را آکبند رها کرده ایم و برای خودرویی که نه قیمتش معلوم است نه تاریخ تحویلش مشخص و نه نوع آن معلوم است، صف میبندیم برای خرید چیزی که نمیدانیم چیست ومیلیونها تومان پول واریز میکنیم ! دنیا از عقل ما سر در گریبان است! کدام ملت چنین کاری میکند که ما میکنیم؟پول خرید کل کارخانه بنز  و  ب  ام   و  را در چند دقیقه به دست دولتمردانی دادیم که نمیدانند با آن چه کنند! با این پول میتوانیم بزرگترین کارخانه های خودرو سازی مطرح دنیا را بخریم و سهام آن را به نام مردم کرده  و به جای پراید زهوار در رفته  و در پیتی آشغال ، ملت محترمی که قدر خودش را نمیداند را بنز سوار کنیم، هیچ ملتی در دنیا جنس ندیده معامله نمیکنند، بجز ملت با فرهنگ وبا تمدن وبا غیرت وتاریخ ساز  و استکبار ستیز ایران. انصاف و وجدان به سرعت باد از ایران رخت بر بسته . خودمان بازار را به هم ریختیم  و زندانها پر از زندانی سکه های مهریه  شده جوانان معذب از ترس طلای سر به فلک کشیده، جرأت فکر ازدواج را هم ندارند، دختران بی جهیزیه بخاطر گرانی اثاث جهیزیه، برای همیشه سوگلی خانه پدر خواهندماند. و این است سرنوشت ملتی که سودای سر را با سودای شکم معامله میکند و سرنوشت خود را با حرص و ولع رقم میزند .

    آمریکا 40 سال نتوانسته ما را زمین گیر کند اما خودمان درعرض 6 ماه ایران را ویران کردیم ! ای کاش عقل مدیریت بحران را از مردم ژاپن می آموختیم ، ای کاش مبارزه با بازار بیمار را از ترکیه ای ها یاد میگرفتیم .

    • ترکهای همسایه برای نجات کشور خود دلار می سوزانند وما خود را میسوزانیم تا به دلار برسیم ! آیا کسی به فکر آبروی بر باد رفته ایران هست؟

    از صف دلار به صف سکه از خرید خودرو به طلا از سفیدی پنبه تا سیاهی قیر از پوشک تا پوشاک ازنمک تا نمد از فلفل تا عسل نه شیرین و نه تلخ ونه شور و نه تند میکنیم، فقط میخریم و میخریم و نگران قحطی هم هستیم!

    متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است .

    شاخصها نشان می‌دهند به دلیل مشکلات تجمیع شده داخلی و اعلان جنگ اقتصادی دشمن خارجی، اقتصاد ایران دارد وارد دوره سخت اقتصادی (نه لزوما قحطی) می‌شود. قحطی، دوران جنگ جهانی اول بود که برای تکه ای نان دست ها بریده می شد. ایران الان شاید کمبود بعضی اقلام را داشته باشد ولی به هیچ عنوان قحطی را  تجربه نخواهد کرد و این شایعه های نبود نان و برنج و روغن، چیزی جز سودای محتکرینی که به دنبال سود بیشترند، نیست.

    خلاصه اینكه قحطی امروز که ما ایرانیان در این ایام  آن را به وضوح لمس می کنیم، قحطى اخلاق است.

    قحطی همدلیست. قحطى رفاقت است. قحطی عشق است. قحطی انسانیت است. والا همه چیز هست و زیادش هم هست.

  • شایعه گرسنگی پنهان

    شایعه گرسنگی پنهان

    از بازاری که رکود داشته و از مذاکراتی که به سرانجام نمی رسد. همه چیز گویا از همین جا شروع می شود. تنشی که از رسانه ها وارد خانه ها وذهن ها می شود تا فکر کنیم که همین فردا همه ما گشنه می مانیم و قحطی در راه است.

    مشکل کمبود و تحریم ها در سیاست های کلان کشور همواره وجود داشته، اما موضوعی که این مشکل را حادتر می کند، سیل شایعاتی است که از پس آن در کوچه و خیابان همه گیر می شود، مثل یک اپیدمی مزمن  ویروسی ناشناخته که خودخواهانه ذهن ها را تصرف می کند و خیلی وقت ها باعث می شود که گرهی که به وسیله دست باز می شود، اینقدر کور شود که با دندان هم باز نشود.

    این موضوع چند وقت پیش هم اتفاق افتاد، وقتی که نه حرف تحریم ها در میان بود و نه از واردات جلوگیری می شد، آن زمان فقط نرخ ارز دچار نوسان شده بود و اول فقط حرف در مورد اجناس خارجی بود و اینکه به زودی با این قیمت دلار باید همه چیز را با قیمت چند برابر خرید (که البته در بازارهای لوازم خانگی و موبایل، لپ‌تاپ همین طور هم بود) و بعد به شایعه‌هایی در مورد تولیدات داخلی و تعطیل شدن کارخانه‌ها هم رسید و اینجا بود که دیگر بعضی‌ها تصمیم گرفتند، همه چیز را جعبه‌ای و فله‌ای بخرند تا یک وقت دچار قحطی نشوند. تصمیمی که لااقل برای فروشگاه‌ها سود زیادی داشت و برای خیابان‌ها ترافیک و برای جیب خانواده‌ها، خلوتی!

    همان زمان بود که توی بازار انگار قحطی دلار و یورو و طلا شده بود و همین جور قیمت‌اش بالا و پایین می‌رفت و به اصطلاح اساتید فن اقتصاد، انگار که اشتهای بازار سیری نداشت و هر چه سکه و ارز توی حلقش می ریختند، باز هم می‌خواست، اما این قحطی دست از سر کالاهای اساسی و مصرفی هم برنداشته بود و شایعه قحطی مثل وبا همه جا را گرفته بود تا جای سوزن انداختن در مغازه ها و خالی شدن قفسه ها نباشد.

    تا آرام شدن اوضاع چند وقتی طول کشید، تا دوباره به اوضاع فعلی برسیم، اوضاعی که اگر خودمان بدترش نکنیم، آنقدرها هم که می گویند بد نیست. به هر حال سیاست های کلان و وجود تحریم ها امری است که کشور ما تجربه آن را بارها و بارها داشته و تجربه ها خودش می تواند، چراغ راه باشد، اما نه تا وقتی که خودمان جنگ شایعات را ایجاد کنیم.

    شایعات، اما کار خودشان را کرده اند . شایعاتی که هر بار باعث می شود، شکر کمیاب شود و نادر و کره با کاهش ناگهانی در عرضه دو برابر قیمت فروخته شود. گوشت به بالاترین حد گرانی برسد و روغن در فروشگاه ها با صف های طولانی مواجه شود. این ها مواردی است که مثل یک سرطان بدخیم حال همه ما را به هم ریخته است تا شاهد صف های طولانی برای کالاهای اساسی باشیم.

    شیوع کرونا نه تنها بر جان مردم رخنه کرده،  بلکه اقتصاد و معیشت مردم را  تحت تاثیر قرار داده  تا جایی که  از ابتدای امسال تا کنون شاهد افزایش چند برابری اقلام معیشت و ضروری  خانوارها در بازار  هستیم.

    تا جایی که از ابتدای امسال شاهد افزایش چند برابری قیمت اقلام از جمله لبنیات، مرغ، گوشت قرمز، حبوبات و این بار هم شاهد  کمیاب شدن و افزایش قیمت چند برابری روغن خوراکی در بازار هستیم.

    یکی از تولید کنندگان روغن در این باره می گوید: کمبود مواد اولیه و روغن خام  مشکل اصلی تولیدکنندگان روغن نباتی و مایع در کشور است.

    به گفته این تولید کننده، هیچ محدودیتی بر سر راه تولیدکنندگان روغن  در کشور وجود ندارد و تنها مانع پیش روی تولید نبود مواد اولیه و روغن خام برای تولید انواع روغن نباتی و مایع است. از سویی دیگر بسته شدن مرزها در پی شیوع ویروس کرونا و عدم واردات مواد اولیه موجب شد که تولیدکنندگان  روغن با مشکل تامین مواد اولیه روبه‌رو شوند.

    ابراهیم علی رازینی، کارشناس و تحلیل گر اقتصادی معتقد است که  قبل از تحریم، زمانی که برجام اجرایی شد روزانه دو و نیم میلیون بشکه صادرات نفتی داشتیم، اما با بروز تحریم‌ها نمی‌توانستیم این صادرات را داشته باشیم، ولی نگذاشتیم صادرات نفتی کشور صفر شود. این موضوع صادرات نفتی تبعات روانی داشت که مردم احساس کردند، ممکن است کمبود کالایی ایجاد شود در حالی که به این صورت نیست.‏

    این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: پارسال یک عده واسطه نیز سبب شدن تا کالاهای اساسی گران در اختیار مردم قرار بگیرد، بنابر این مردم با این پیش بینی که شاید همین وضع در سال 98 ادامه داشته باشد به خریدهای کاذب و انبار کردن هجوم آوردند.

    رازینی تاکید می‌کند: مردم هیچ نگرانی در تامین کالاهای اساسی از جمله قند، شکر و برنج نداشته باشند، چرا که این اقلام در اختیار دولت است. دولت اطمینان خاطر از ظرفیت بالای ذخیره این اقلام در انبار‌ها داده بنابراین ذخائر استراتژیک برای ذخیره چند ماه کالاهای اساسی داریم.

    این تحلیل گر اقتصادی می‌افزاید: اگر قیمت برخی از کالاهای اساسی بخواهد افزایش یابد، قطعا از این ذخائر استفاده می‌شود، بنابراین عرضه این اقلام از طریق فروشگاه‌های زنجیره‌ای و میادین میوه و تره بار برای اطمینان مردم صورت می‌گیرد.

    ولی حالا باید مراقب باشیم که شایعات خودش می تواند، سلاحی خطرناک باشد که کسی جلودار آن نیست، پاشنه آشیلی که می تواند، زودتر از تحریم ها ما را از پای دربیاورد. شایعه قحطی و اینکه شاید تا چند وقت دیگر چیزی برای خوردن هم نداشته باشیم و باید از حالا انبارها و پستوهای خانه هایمان را پر از اقلام مصرفی کنیم تا مبادا روزی روزگاری گرسنه بمانیم ،خودش می تواند مراحل تدریجی از بین رفتن یک تمدن را ایجاد کند. پس قبل از اینکه خودمان خودمان را از پای دربیاوریم و بازار شایعات را داغ تر از آن چیزی که هست پر حرارت کنیم؛ بیاییم و تدابیری برای بهتر شدن اوضاع بیاندیشیم، چرا که افتادن در جهنم شایعات، فقط دیگران را نمی سوزاند، بلکه ممکن است تا پشت درخانه های خودمان هم آمده باشد. پس به جای اینکه از زمین و زمان گله کنیم و هر آنچه هست و نیست را به آتش بکشیم، باید با تدابیر و راهکارهای درست پیش برویم و هر چند سخت و غیر قابل باور با آرامش به جنگ مشکلات برویم. شاید اگر کمی به عقلمان رجوع کنیم خیلی خوب متوجه شویم که با انبار کردن مواد غذایی، خریدن بی رویه دلار و طلا به واسطه اینکه ممکن است گران تر شود و بسیاری از معامله های اقتصادی دیگر که به نفعمان نیست تنها به گرانتر شدن اقلام مصرفی ما کمک می کند و این دود تنها به چشم خودمان می رود، پس بیایید حداقل در اوضاع فعلی که همه در یک کشتی نشسته ایم به فکر سوراخ کردن آن کشتی نباشیم …

  • دولت چاق مردم لاغر

    دولت چاق مردم لاغر

    وقتی یاد این حرف ها می افتیم، یک علامت سوال بزرگ توی ذهن ها تداعی می شود، اینکه واقعا چرا برای نبود روغن، صف می کشیم و با گران شدن تخم مرغ، یخچال هایمان پر می شود و انبارش می کنیم. و اینکه چرا به در خانه مسئولانی که هر بار افاضاتشان به گوشمان می رسد نمی رویم؟ چرا نمی رویم جایی که ارزانی بیداد می کند؟
    تقویم را که باز کنی به اینهمه دلیل پایان می دهی. مرداد سال پیش تا همین تیرماه امسال به یک حقیقت تلخ پی می بریم. قیمت هایی که گستاخانه بر اسب گرانی نشسته اند و بی دلیل از پله ها بالا رفته اند تا به امروز که بیشتر از هفت قلم کالا بین ۲۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته و ۹ کالای اساسی دیگری که رشدی بین ۱۶ تا ۲۰ درصدی را داشته اند.
    اینجاست که به راحتی پی می بریم که کلاف تورم هر روز کورتر می شود. کلافی که این روزها با نایاب شدن برخی از کالاهای اساسی مثل روغن و قبل از آن کره و قبلتر از آن برنج و قبلترش شکر و بعد از پیدا شدنشان با قیمت های دو برابری چیزی شبیه یک شوخی بی مزه است .
    نرخ تورم بر اساس آمارهای رسمی بانک مرکزی، طی سال‌های ۹۷ و ۹۸ در حدود ۲/۳۱ و ۲/۴۱ درصد بوده است. هر چند بسیاری از آگاهان اقتصادی بر این باور هستند که آمارهای بانک مرکزی با اختلافی قابل توجه شاخص‌های اقتصادی را نشان می‌دهد، اما با استناد به همین آمارهای رسمی نیز می‌توان، رشد پرشتاب نرخ تورم طی یک سال را فهمید.در همان زمان بانک مرکزی اعلام کرده بود که سال ۹۸، نرخ تورم بیشترین رکورد را از سال ۷۴ زده است.
    اما سه ماهه ابتدایی سال ۹۹ وضعیت بدتر است تا جایی که آمارها و عددها در این سه ماه بلندقدتر از همیشه می شوند و پایشان را بیش از حد جلو می گذارند تا جایی که این شاخص ها به عدد ۵۰ نزدیک شده و سیر صعودی نابسامانی را نشان می دهد.
    جالب اینجاست که این افزایش تورم رونقی را در تولید ایجاد نکرده است و بانک مرکزی همواره اعلام کرده که به نرخ ۲۲ درصدی تورم خواهیم رسید.
    حرف زدن درباره لزوم توجه به اقتصاد بیمار و در حال احتضار دیگر حالا صحبت بیهوده ای است در زمانی که کرونا یک سوم شغل ها را از بین برده و بسیاری را در معرض ورشکستگی قرار داده و دولت نیز قصد لاغر شدن ندارد، نمی توان از بهبود اقتصاد صحبت کرد. اگر تا دیروز و در زمان احمدی نژاد می توانستیم با ۱۰ هزار تومان خرج یک ماه گوشت و میوه و ارزاقمان را دربیاوریم، حالا با حداقل حقوق دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی نه می توان گوشت خرید نه مستاجر بود، نه اقساط را داد و تنها و تنها باید با یک نان بخور و نمیر ساخت. نانی که با وجود افزایش قیمت مسکن، سکه، ارز، خودرو، پسته، آجیل، گوشت، مرغ، ماهی، لبنیات و حالا هم گوجه و میوه، چندان دندان گیر نیست.
    جالب اینجاست که مرکز آمار ایران به نرخ تورم ۲۲ درصدی هم اکتفا نکرده و نرخ تورم شهریور ماه را بر مبنای سال پایه ۹۵، ۲۶ درصد اعلام کرده است. از طرفی بانک مرکزی نرخ تورم سال۹۸ را در اسفند ماه همین سال، به صورت غیررسمی ۲/۴۱ درصد اعلام کرد که اگر تورم واقعی در نیمه دوم سال همین حدود یا بیشتر باشد، دستیابی به تورم ۲۲درصد، کار راحتی نخواهد بود. به نظر می‌رسد، آمارها هنوز بر سر نرخ تورم واقعی به توافق نرسیده و هر کدام روایت خود را از این شاخص پر ماجرا دارند، پس در این اوضاع، بهترین شاخص برای فهم تورم واقعی موجود در کشور، نرخ دلار و همچنین کالاهای اساسی بازار است.

    کالاهای اساسی هم که روایت خاص خود را دارند و عددهایشان دروغ نمی گویند. شفاف و راحت در سبد خانوار جا می گیرند و از چاله فقری حرف می زنند که طبقات متوسط جامعه را به سمت پایین کشیده و آنها را تبدیل به فقرا کرده است.
    در این میان بسیاری از فعالان کارگری نیز بارها از کوچک شدن سبد معیشت ۷۰درصد از جامعه گفته‌اند. آمارهای غیر رسمی در این‌باره می‌گوید، فقط ۳۰ درصد از جمعیت ( خانواده کارگری) امکان دستیابی به حداقل‌های معیشتی را دارند و بقیه در فقر مطلق به سر می‌برند.
    خیلی ها معتقدند که با سیاست های انبساطی می توان از تورم بیرون رفت اما تیمور رحمانی، اقتصاددان معتقد است که مدیریت تورم در ایران با دنیا فرق دارد.
    وی می گوید: راهکار اصلی درمان تورم در کشورهای مختلف کنترل تقاضای کل از طریق تنظیم قیمت پول است؛ این درحالی است که دیدگاه رایج در ایران همچنان بر کنترل پایه پولى و نقدینگى، آنهم در کوتاه مدت تمرکز دارد.
    تیمور رحمانی، معتقد است، راهکار درمان و کنترل تورم در بسیاری از کشورها مشخص شده و فعلا این راهکار یعنی کنترل تقاضای کل از طریق تنظیم نرخ بهره پاسخ گو بوده است، اما همانطور که اشاره کردم، مدیریت تورم در ایران با دنیا متفاوت است.
    این در حالی است که تقریبا اکثر کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که برنامه‌‌ریزی‌های اقتصاد نمی‌تواند با بی‌توجهی یا ساده‌انگاری واقعیت‌های موجود به سرانجام برسد. گفته می‌شود در مورد تورم هم این قاعده نافذ است؛ هدف‌گذاری تورم ۲۲درصد هم در لفظ خوب است، اما قابل پیاده‌سازی نیست؛ چرا که کاهش تورم به صورت دستوری ممکن نیست. به صورت کلی، تورم تابع متغیرهای دیگری مانند نرخ ارز است؛ تورم به طور مشخص از افزایش قیمت کالاها و خدمات تاثیر می‌پذیرد. با این اوصاف، تورم پایان سال ۹۹ تابعی از قیمت‌ ارز و… است و تطابقی با شرایط اقتصادی موجود ندارد و بنابراین، نمی توان به پایین آمدن تورمی که در حال خرد کردن کمر اقشار ضعیف و متوسط جامعه است، امیدوار بود.

  • کوپنیسم

    کوپنیسم

    منظور از «مردم» در این طرح «دهک‌های پایین درآمدی» است و «کالا های اساسی» شامل اقلامی نظیر برنج، گوشت، مرغ، روغن، شکر و برخی از داروهای مورد نیاز مردم می‌شود.

    محمد خوش‌چهره، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، درباره طرح این موضوع و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گوید:

    «من با کل این طرح موافق نیستم و این بحث را بحثی درجه دو یا درجه سه می‌دانم. به نظرم مجلس اولویت‌‌های مسائل اقتصادی را تشخیص نداده که به چنین طرحی پرداخته است. اینکه روش توزیع کالا را کوپن بنامیم یا چیز دیگری، نسخه شفابخشی نیست.»

    « اقتصاد ایران دچار آسیب‌های جدی شده و متغیرهای کلان اقتصاد ما، توامان دچار ‌مسئله اند. سطح عمومی قیمت‌ها، ارزش پول ملی، نرخ رشد اقتصادی، بیکاری و امثالهم. چنین طرح‌هایی با فوریت‌های بالا، گرچه ممکن است به عنوان داروی پاره‌ای دردها تلقی شوند، ولی ما به مجموعه‌ای از داروهای شفابخش نیاز داریم. چاره‌اندیشی درباره تضعیف پول ملی و رفع موانع از سر راه تولیداتی که اشتغال بالایی ایجاد می‌کنند، مسائلی‌اند که باید مد نظر قرار گیرند. اینکه در این میان فقط به چند قلم کالا تحت عنوان کالاهای اساسی پرداخته شود، اقدامی انفعالی و موردی و فاقد منطق است. فارغ از این که میزان اثرگذاری این اقدام چقدر باشد. من چنین اقداماتی را مفید نمی‌دانم.»

    با توجه به صحبت های این کارشناس اقتصادی می توان گفت: اگر صدها اقدام  در یک بسته سیاستی رده‌بندی شوند که نهایتا ده یا پانزده اقدام برای بهبود وضعیت اقتصادی ایران از دل آن درآیند، این طرح مجلس جایگاه برجسته‌ای در این بسته ندارد. مساله دهک‌ها هم که در سخنان نمایندگان مجلس مطرح شده، با توجه به فشارهای تورمی و ضعف نظام تصمیم‌گیری و سیاستگذاری و برنامه‌ریزی، مساله‌ای است در رده‌های بسیار پایین؛ و این طور نیست که این مساله بخواهد وقت بالایی را بگیرد. بنابراین وقتی که مجلس به این صورت برای خودش تعیین اولویت می‌کند، این نشان می‌دهد تشخیص مجلس فاقد جامعیت و بیشتر آمیخته به سطحی‌نگری است.

    اما کمال اطهاری، پژوهشگر اقتصاد توسعه، در دفاع از طرح مجلس یازدهم می‌گوید:  «در چند دهه گذشته، که سیاست‌های تعدیل به صورت عجولانه‌ای در ایران اعمال شد، به‌بازارسپاری جامعه در ایران صورت گرفت. در اروپا بازارسپاری اقتصاد صورت گرفت ولی بازارسپاری جامعه صورت نگرفت و الان در مباحث مربوط به سیاست‌های اجتماعی، گفته می‌شود که دولت رفاه در اروپا احیا شده است.

    به همین دلیل اروپا احیای اقتصادی‌اش را با 750 میلیارد یورو آغاز کرده ولی آمریکا تا حالا 3 تریلیون دلار برای آسیب های اقتصادی ناشی از کرونا خرج کرده است. یعنی یک نظام سیاست اجتماعی استوار در اروپا، آسیب‌های اجتماعی کشورهای اروپایی را هم به حداقل رسانده است. در ایران این اتفاق افتاده ولی چون نظامات لازم ایجاد نشده، برای به‌بازارسپاری اقتصاد، یک اقتصاد رانتی با تورم بالا و بحران‌های بسیار شدید پدید آمده است. اگرچه در این شرایط حتما باید یک نظام جامع رفاه به وجود آید، ولی تا آن موقع، که به نظر نمی‌رسد در دولت کنونی این امکان وجود داشته باشد، مردم در تامین مایحتاج روزمره‌شان دچار مشکل خواهند بود و این مشکل، با توجه به تحریم‌ها و فشار حداکثری آمریکا به ایران، بیشتر خواهد شد. بنابراین اجتناب‌ناپذیر است که دولت به صورت مستقل به مساله تامین کالا های اساسی مردم بپردازد.»

    کوپن

    با عنایت به نظر این کارشناس اقتصادی موافق طرح بازگشت کوپن ، این سوال پیش می آید که در این شرایط برای خانوارهای تحت فشار در ایران چه باید کرد؟ یا باید دولت پول چاپ کند و به آنها بدهد که این موجب بدتر شدن وضع تورم می‌شود، یا این که ارزی را که به کالا های اساسی اختصاص می‌دهد، مستقیما به دست مردم برساند. از چنین اقدامی، با توجه به فساد سیستماتیک کنونی، فساد کمتری برمی‌آید. مسلما اگر این طرح بخواهد ادامه پیدا کند، عوارض نامطلوبی خواهد داشت ولی در بلندمدت، به قول جان مینارد کینز، همه می‌میرند. پس باید الان چاره‌ای اندیشید.

    الان قشر متوسط دچار فشار جدی اقتصادی است و به سمت گروه‌های کم‌درآمد ریزش دارد. در شرایط فعلی، دامنه دهک‌های پایین در حال وسعت است. این فرایند به زیان طبقه متوسط است. اکثر لایه‌های طبقه متوسط در حال ریزش به سمت طبقات پایین هستند و لایه‌هایی از این طبقه نیز از فرصت‌های پدیدآمده در فضای موجود استفاده می‌کنند و به طبقات بالا می‌پیوندند. در مجموع طبقه متوسط کوچکتر شده و دامنه طبقات کم‌درآمد رو به افزایش است. رفع این مشکلات نیازمند نسخه‌های جدی است.

    به نظر می رسد، این که کالا های اساسی را با ارز دولتی وارد کنند و در اختیار دهک های آسیب پذیر اجتماعی قراردهند نیز چاره ای اساسی نباشد، چراکه با نبود سیستم های قوی نظارتی، یعنی این کار به رانت‌خوارها واگذار شده و راه را برای تولید سلطان های کوپنی هموار کنیم و در ادامه آنها را به دادگاه کشانده و محاکمه کنیم. ولی محاکمه سلطان‌ها دردی از مردم دوا نمی‌کند. در این شرایط بهتر است عرضه مستقیم صورت گیرد و به نظر می رسد کوپنیسم راه درمان اقتصاد بیمار ما نباشد.

    بازگشت کوپن برای بهبود وضع موجود، جای بررسی چندانی ندارد و نفس شعارهای انقلابی مجلس هم لزوما کارآمدی ندارد؛ بهبود وضع اقتصادی باید به سود همه اقشار از جمله طبقه متوسط در حال ریزش باشد که بازگشت کوپن نمی تواند، جلوی سرعت این ریزش طبقاتی را بگیرد و به طور حتم سبک زندگی کوپنیسمی را با خود بهمراه خواهدآورد.

  • بخریم یا نخریم

    بخریم یا نخریم

    سکون مسلط بر بازار ایران، این روزها عمق بیشتری پیدا کرده است، بازار خودرو و مسکن خالی از مشتری است و بازارهای دیگر نیز وضعیت چندان متمایزی را هویدا نمی کنند.

    به گفته فعالان بازار لوازم خانگی، فعلاً تنها مشتریانشان عروس و دامادها هستند و کسی  به غیر از خرید جهیزیه دست به جیب نمی شود.

    نکته جالب اینجاست که همین عروس و دامادها هم دیگر ملزومات درجه دوم یا اولویت دوم را خریداری نمی‌کنند؛ زمانی کیسه اسپنددان و آویزهای تزیینی آشپزخانه  هم در جهیزیه جا داشت،  ولی در حال حاضر حق تقدم خرید، فقط با اقلام اساسی است و تستر و  ماکروفر و چای ساز و قهوه جوش و غیره دیگر جایی در لیست خرید جهیزیه ندارند.

    طبیعی است، وقتی قیمت ها چند برابر می شود، مدتی طول می کشد تا مردم خودشان را با وضعیت تازه وفق دهند، از این رو فروش لوازم خانگی نو کم شده و اتفاقا بهای لوازم خانگی دست دوم نیز در این دوره به شدت افزایش یافته به طوری که فاصله قیمتی یخچال نو و یخچال دست دوم هیچ گاه تا این حد کم نبوده است.

    این رکود اما تنها بازار لوازم خانگی را در بر نگرفته است، بازار مسکن و خودرو و گوشی تلفن همراه و … نیز از این سکون در امان نمانده‌اند.

    هرچند  افزایش شدید قیمت مسکن، رکودی استثنایی در 20 سال گذشته را در بازار ایجاد کرده است اما کاهش قیمت نیزدر برخی مناطق آغاز شده است. در این شرایط رکود بازار مسکن، پول لازم ها قیمت‌های پیشنهادی شان را حتی تا یک میلیون تومان در هر متر مربع نسبت به قبل کاهش می دهند  به امید اینکه طمع خریدار را به سمت خرید سوق دهند.  صاحب نظران بازار املاک، در پاسخ به این سئوال که وقت خرید است یا خیر؟ عقیده دارند: اغلب کسانی که این روزها می‌پرسند بخریم یا بفروشیم؛ مشتری و مصرف کننده واقعی نیستند بلکه سرمایه گذار هستند که می‌خواهند، ببینند چه زمانی باید وارد بازار بشوند و چه زمانی خارج شوند.

    برخی کارشناسان نیز معتقدند، کوچ مشتریان از بازارها به معنای کوچ سرمایه گذاران است و افزایش قیمت‌ها در حقیقت فعلا مجالی برای مشتری واقعی باقی نگذاشته است. پیش بینی فعالان بازار، حکایت از آن دارد که مسکن تا 25 درصد امکان ریزش قیمت را پیش رو دارد از این رو احتمال مذکور خریدها را بیش از پیش با رکود مواجه می‌کند.

    •  بازار سردرگم خودرو

    بازار خودروهای وارداتی تنها تحت تاثیر ریزش نرخ ارز نیست بلکه ترخیص خودروهای وارداتی نیز استعداد ریزش در این بازار را تقویت کرده است. در عین حال بهبود روند تحویل خودرو از سوی خودروسازان سبب شده است، برخی خودروهای داخلی نیز با ریزش قیمت روبرو شوند. به گفته فعالان بازار خودرو، بخواهیم یا نه؛ عده ای باید خود را آماده زیان کنند، منظور زیان واقعی است چون با قیمت‌های بالا خودرو خریده‌اند و حالا مجبورند یا با قیمت پایین‌تر بفروشند یا خواب سرمایه‌هایشان را افزایش دهند.

    •  بالا و پایین های ارزی

    در حالیکه برنده شدن بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باعث ریزش چند هزارتومانی قیمت دلار در بازار آزاد شد ولی به نظر نمی رسد این روند سقوطی ادامه دار باشد و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایران و سخت تر شدن تحریم های ترامپی به نظر باید منتظر سیر صعودی دیگری در بازار ارز و به خصوص دلار باشیم.

    فعالان بازارهای مختلف اما پیش بینی می‌کنند، رکود تا زمان رسیدن بازار ارز به آرامشی نسبی ادامه خواهد داشت. این چنین است که چشم بازارهای دیگر به بازار ارز خیره مانده است و هنوز پاسخ روشنی برای این سوال که بخریم یا نخریم در دست نیست.