نویسنده: فاطمه توسلی

  • بدون اتصال به اینترنت، تماس های واتساپ را دریافت کنید

    بدون اتصال به اینترنت، تماس های واتساپ را دریافت کنید

    بهترین کار استفاده از نسخه توسعه داده شده واتساپ معروف به GBWhatsApp است. این برنامه اصلاح شده به شما کمک می‌کند هنگام باز کردن برنامه از بین مخاطبین خود متوجه شوید که چه کسی در حال تماس با شما است. شما می‌توانید برنامه GB WhatsApp را در Google جستجو و فایل APK برنامه را دانلود و نصب کنید.

    برای استفاده از ویژگی Who’s Calling در GBWhatsApp، این مراحل را دنبال کنید: مرحله اول: GBWhatsApp را روی تلفن هوشمند خود نصب کنید. مرحله دوم: شماره تلفن خود را اضافه کنید تا حساب خود را از طریق “WhatsApp” فعال کنید. مرحله سوم: به تنظیمات، در GBWhatsApp بروید. مرحله چهارم: از صفحه تنظیمات اصلی، روی گزینه چت کلیک کنید. مرحله پنجم: روی گزینه Contact Online کلیک کنید. می‌توانید مخاطبی را که می‌خواهید اطلاعات وضعیت آن را بدست آورید مشخص کنید. وقتی از برنامه واتساپ استفاده می‌کنید یا بصورت آنلاین در دسترس هستید، برنامه برای شما اعلانی ارسال می‌کند که مخاطب مشخص شده در حال تماس با شماست.

  • تبدیل بیش از 5 کیلومتر شبکه فشار ضعیف هوایی در شرق اصفهان به کابل خود نگهدار

    تبدیل بیش از 5 کیلومتر شبکه فشار ضعیف هوایی در شرق اصفهان به کابل خود نگهدار

    به گزارش مجله خبری این هفته به نقل از روابط عمومی شرکت توزیع برق اصفهان، ایرج شمس در ادامه گفت :در خیابان حکیم شفایی اول و آل خجند پروژه به کارگیری کابل خود نگهدار انجام شد و افزایش آزادی عمل به دلیل کاهش فاصله حریم با کابل خود نگهدار صورت گرفت
    وی تصریح کرد :کاهش انرژی توزیع نشده به مقدار قابل ملاحظه ،کاهش تلفات ،کاهش میزان استفاده غیر مجاز از برق از دیگر مزایای استفاده ازکابل خود نگهدار می باشد
    شمس عنوان کرد :با اجرایی شدن این پروژه توجه ویژه ای به حفظ محیط زیست و پایانی برای تقابل شبکه با شاخه درختان صورت گرفت و خاموشی های منطقه تقریبا به صفر نزدیک شد
    وی خاطر نشان کرد :رفع ضعف برق منطقه ،رفع حریم از دیگر اهداف این پروژه بوده است
    شمس در پایان گفت : هزینه این پروژه ها بالغ بر5400 میلیون ریال می باشد.

  • چگونه انسان کارآمدی باشیم

    چگونه انسان کارآمدی باشیم

    افراد متخصص زیادی هستند که می‌توانند در این مسیر به ما کمک کنند و یکی از برجسته‌ترین این افراد، کسی نیست جز دکتر «استیون کاوی». او در مسیر حرفه‌ای خود به افراد و سازمان‌های مختلف کمک می‌کرد تا به سطحی بالاتر از کارآمدی دست یابند. «کاوی» همچنین خالق یکی از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین کتاب‌ها در این زمینه است: کتاب «هفت عادت انسان های کارآمد». این اثر در سال ۱۹۹۰ به انتشار رسید و به سرعت به کتابی پرفروش در میان آثار «خودپروری» تبدیل شد.

    هفت عادت انسان های کارآمد

    کتاب «هفت عادت مردمان موثر» یکی از الهام بخش‌ترین و تأثیرگذارترین آثاری است که تا به حال نوشته شده و برای مدتی بیش از ۲۵ سال، مخاطبین سراسر جهان را به وجد آورده است. این کتاب، زندگی رئیس جمهورها، مدیران شرکت‌های بزرگ، معلمین، والدین و به طور کلی زندگی افرادی از تمام سنین و مشاغل را دگرگون ساخته است. زمانی که این کتاب برای اولین بار عرضه شد، خیلی سریع به اثری پرفروش مبدل گشت چرا که مردم و مخاطبین کتاب‌ها به یک باره دریافتند که زندگی شان در مسیر نادرستی قرار گرفته و علاوه بر این، فهمیدند که در این کتاب، برنامه‌های بسیار ساده‌ای ارائه شده که می‌توان با انجام آن، زندگی خود را به مسیر درست بازگرداند. کتاب هفت عادت مردمان موثر، مانند کلاس درس جذابی است که به شما می‌آموزد چگونه به شکلی موثرتر زندگی کنید به ایده آل و موفقیت‌های خود نزدیکتر شوید.
    قواعد ارائه شده در این کتاب را می‌توان در کسب و کار، نقش‌های مدیریتی، روابط و به طور کلی تمام جنبه‌های زندگی به کار برد. مخاطبین با به کارگیری ایده‌ها و مفاهیم مطرح شده توسط «استیون کاوی» می‌توانند به فردی مؤثرتر و کارآمدتر در زمینه‌های مختلف تبدیل شوند. در این مطلب به شکلی خلاصه به برخی از درس‌های ارزشمند کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» می‌پردازیم.

    عادت اول: «کنش گر» یا «عامل» باشید

    خلاصه: مسئولیت کار‌های خود را بر عهده بگیرید و اشخاص و شرایط را ملامت نکنید.
    اولین و شاید مهم‌ترین درس ارائه شده در این کتاب، پرداختن به اهمیت «کنش گری» است. این مفهوم در اساس یعنی ما مجبور نیستیم زندگی خود را به شرایط و عوامل خارجی وابسته بدانیم. نقطه‌ی مقابل «کنش گری» نیز «انفعال» است: شیوه‌ی رفتار افرادی که به شکلی ناخودآگاه و یا صرفا به خاطر احساس نابسندگی، رفتار‌هایی کاملا یکسان با افراد پیرامون را از خود نشان می‌دهند. «استیون کاوی» بیان می‌کند نه چیز‌هایی که برای ما اتفاق افتاده بلکه «پذیرش» این اتفاقات توسط ما است که بیشترین آسیب و رنج را برای ما به همراه می‌آورد.
    او همچنین راه حلی را برای مشکل «انفعال» ارائه می‌کند که به تحلیل چگونگی صرف انرژی مربوط می‌شود. به شکل کلی، ما انرژی خود را به دو قلمرو اختصاص می‌دهیم:
    – «قلمرو تشویش» که شامل عواملی می‌شود که کار‌های ما به شکل مستقیم بر آن‌ها تأثیرگذار نیست (مثل گرمایش جهانی، جنگ، رکود اقتصادی و غیره).
    – «قلمرو تأثیر» که از عواملی به وجود آمده که به واسطه‌ی کار‌های ما تحت تأثیر قرار می‌گیرند (مثل یک ازدواج شکست خورده، انتخاب شغل و غیره).
    «کاوی» به این موضوع اشاره می‌کند که افراد «کنش گر»، تمام انرژی خود را بر چیز‌هایی متمرکز می‌کنند که تحت کنترل آن‌ها است، و جایی را برای تشویش‌ها و دغدغه‌های بیرونی باقی نمی‌گذارند. در نتیجه‌ی این کار، افراد «کنش گر» معمولا مسئولیت پذیری بیشتری را از خود نشان می‌دهند چرا که به جای فرار از مشکلات و موانع، به شکلی پیوسته در حال تلاش برای بهبود زندگی خود و اطرافیانشان هستند.
    عادت دوم: با فکر به پایان، کار را آغاز کنید

    خلاصه: به روشنی مقصدتان را تعیین کنید تا بدانید که می‌خواهید به کجا برسید.
    شروع کار با در نظر داشتن خط پایان، باعث می‌شود از همان ابتدا تصویری شفاف را از چگونگی آینده‌ی خود در ذهن داشته باشید. وقتی با در نظر گرفتن آینده به تمام کار‌های کنونی خود می‌اندیشید، می‌توانید از این نکته اطمینان حاصل کنید که اصول و ارزش هایتان با شخصیت شما و تصویری که می‌خواهید در آینده از شما خلق شود، سازگاری دارد. به همین خاطر، نوشتن رسالت شخصی و یا تهیه‌ی فهرستی از اصول و قواعد می‌تواند در نظم بخشیدن به افکار و کارهایتان کمک زیادی به شما بکند. ارزش‌ها و اصولی که برای خود برمی گزینیم، در واقع مثل قانون اساسی هر شخص برای خودش است: از طریق مکتوب کردن آن ها، بستری محکم را برای خلق شخصیت خودمان به وجود می‌آوریم.
    عادت سوم: قواعد مدیریت شخصی / نخست به اولین‌ها بپردازید

    خلاصه: به سمت عمل کردن بروید و بدون تأخیر گامِ اول را بردارید.
    موفقیت، نتیجه‌ی تلاش‌های کوچکی است که هر روز و به شکلی پیوسته تکرار می‌کنیم، و مفهوم مدیریت زمان، نقشی حیاتی را در این فرآیند ایفا می‌کند. به عقیده‌ی «استیون کاوی»، «ماتریس زمانی» هر فرد از چهار بخش تشکیل شده است:

    – بخش اول، شامل کار‌های اضطراب آوری است که به شکلی ناگهانی به وجود می‌آیند و نیازمند توجه فوری ما هستند؛ این گونه کار‌ها معمولا زمان زیادی را به خود اختصاص می‌دهند و مهم‌تر از آن، انرژی و نیرویی را از ما می‌گیرند که می‌توانستیم صرف کاری مفیدتر کنیم.
    – بخش دوم بیش از آن که به مشکلات یا بحران‌ها مربوط باشد، با فرصت‌ها در ارتباط است. این بخش شامل چیز‌های از جمله پیشروی در یک رابطه یا برنامه ریزی بلندمدت می‌شود: چیز‌هایی که بدون شک در آینده‌ای نزدیک بااهمیت خواهند بود. علیرغم عدم وجود وظایف ضروری و فوری در بخش دوم، این بخش از بیشترین اهمیت برخوردار است و افراد باید به شکلی پیوسته آن را مورد بازبینی قرار دهند تا از حرکت در مسیر درست اطمینان حاصل کنند.
    – بخش سوم و چهارم، کم‌ترین میزان اهمیت را دارند، که البته این موضوع دلیل مشخصی دارد: این دو بخش به شکل کلی شامل فعالیت‌هایی روتین و حاشیه‌ای می‌شوند که شاید تا حدی اهمیت داشته باشند، اما نقشی اساسی و مرکزی در فرآیند رشد شخصی ندارند.
    همان طور که به شکل ساده‌ای قابل درک است، هر فرد باید بیشترِ زمان خود را به بخش دوم اختصاص دهد، و این کار را می‌توان از طریق گرفتن زمان از سایر بخش‌ها (ترجیحا از بخش‌های سوم و چهارم) و اضافه کردن آن به بخش دوم به انجام رساند. علاوه بر این، توانایی «نه گفتن» به فعالیت‌های بیهوده و بی فایده، مهارتی ارزشمند است که نقشی حیاتی را در فرآیند رشد شخصی ایفا می‌کند.
    عادت چهارم: اصول روابط بینافردی / طرز فکر «برنده_برنده» داشته باشید

    خلاصه: میان احترام به خود و احترام به دیگران، تعادل برقرار کنید
    «استیون کاوی» در فصل چهارم کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر»، شش گونه‌ی مختلف از تعامل‌های انسانی را معرفی می‌کند و همچنین توضیح می‌دهد که برای ساختن روابط ماندگار و اصیل، چه با مشتری، دوست، شریک زندگی و یا فرزندان، همیشه بهتر است که گونه‌ی «برد-برد» در اولویت قرار بگیرد، چرا که در غیر این صورت، در بهترین حالت رابطه به بردی یک طرفه ختم می‌شود، که احتمال فروپاشی آن را بالا می‌برد.
    با این وجود، انجام دادن کار درست در بسیاری از اوقات سخت‌تر از صحبت کردن درباره‌ی آن است. اگر رسالتی شخصی را به همراه مجموعه‌ای از قواعد و اصول برای خود در نظر گرفته اید، باید به آن‌ها پایبند بمانید و تصمیمات خود درباره‌ی روابط بینافردی را با آن‌ها سازگار کنید. این نکته را فراموش نکنید که تا وقتی اصولتان با کارهایتان همخوانی دارد، می‌توانید مطمئن باشید که در مسیر درست هستید.
    عادت پنجم: اصول ارتباط همدلانه / اول فهمیدن، سپس فهماندن

    خلاصه: اول در پی فهمیدن باشید، سپس سعی کنید بفهمانید. پس از توجه به دیدگاه خودتان، به موضوع از دید دیگران بنگرید. ابتدا به دنبال درک کردن باشید و سپس درک شدن.
    این نقل قول به بزرگترین مشکلاتی اشاره می‌کند که انسان‌ها در برقراری ارتباط با یکدیگر با آن مواجه هستند: نیاز شدید به بیرون ریختن و ابراز احساسات، سرگذشت و افکارمان، بدون در نظر گرفتن نیاز‌ها و وضعیت افرادی که با آن‌ها در حال صحبت هستیم. در حقیقت ما به جای شنیدن حرف دیگران با هدف فهمیدن، صحبت‌های آن‌ها را می‌شنویم تا پاسخی را ارائه دهیم. این موضوع نه تنها نشان دهنده‌ی عدم وجود همدلی و مهارت‌های اجتماعی است، بلکه این احساس را در طرف مقابل به وجود می‌آورد که ما بی صبرانه نیازمند تحسین و تأیید‌های بیرونی هستیم؛ و در نهایت این کار باعث می‌شود تعاملِ صورت گرفته و تمامی منافع احتمالی آن به سمت نابودی کشیده شود.
    البته همه‌ی ما تا حدی خودخواه هستیم، به همین خاطر رها کردن چارچوب‌های ذهنمان و معطوف ساختن تمام توجه‌مان به سایر افراد ممکن است کاری سخت و یا ناآشنا به نظر برسد. با این حال، می‌توان ارتباط همدلانه را مانند همه‌ی مهارت‌های دیگر، در طول زمان و از طریق تمرین یاد گرفت، و خبر خوب این است که می‌توانید این کار را از همین لحظه شروع کنید. همانطور که «استیون کاوی» پیشنهاد می‌دهد، می‌توانید به خانواده‌ی خود و چالش‌های پیش روی آن رسیدگی کنید، یا از همسر یا دوستتان بپرسید که روزشان را چگونه سپری کرده اند. فقط تلاش کنید که توانایی خود در گوش کردن و فهمیدن حرف‌های آن‌ها را به حداکثر برسانید. با این کار، می‌توانیم از زندگینامه‌ی محدود خودمان کمی فاصله بگیریم و ارتباطی جدید با انسانیت را کشف کنیم.
    عادت ششم: هم افزایی به واسطه‌ی مدارا / نیروی جمعی ایجاد کنید

    خلاصه: از قدرت تیم سازی غافل نشوید
    این مفهوم چه معنایی دارد؟ «هم افزایی» یعنی درک کردن و احترام گذاشتن به تفاوت ها. برخلاف باور عمومی، وجود یک ارتباط بر پایه‌ی «هم افزایی» به این معنی نیست که دو نفر، نظری یکسان درباره‌ی همه چیز دارند؛ در عوض، این مفهوم زمانی اتفاق می‌افتد که می‌پذیریم همه قرار نیست نظری مشابه با ما داشته باشند، و از این تفاوت نظر‌ها استفاده‌ی سازنده کنیم.

    این مفهوم همچنین به معنای داشتن رفتاری واقعی و بدون نقاب با سایرین است: این که بدون ترسیدن از قضاوت‌های مختلف، جرأت کنیم که خودمان باشیم. وقتی کار‌هایی را انجام می‌دهیم که دوست داریم، وقتی عواطف و حتی ضعف‌های واقعی و اصیل خودمان را ابراز می‌کنیم، فرصت انجام همین کار را برای دیگران نیز به وجود می‌آوریم، و همین فرآیند باعث دست یافتن به سطحی جدید از درک و احترام متقابل می‌شود.
    عادت هفتم: اره‌ی خود را تیز کنید.

    خلاصه: بازسازی دانسته‌ها شرط اول است. گاه دست از کار بکشید و اطلاعات خود را به روز کنید.
    هدف «استیون کاوی» از به کار بردن این عبارت، اشاره به چهار جنبه‌ی ضروری برای رسیدن به زندگی متعادل و رضایت بخش است:
    – جنبه‌ی فیزیکی: از بدن و سلامت خود مراقبت کنید. غذا‌های سالم بخورید، زمان کافی برای استراحت به خودتان بدهید، و شرایط جسمانی خود را بهبود ببخشید. همه‌ی افراد باید بخشی مشخص از زمانشان را به این کار‌های ضروری اختصاص دهند.
    – جنبه‌ی معنوی: نظرتان درباره‌ی «مدیتیشن» چیست؟ یا موسیقی؟ یا وقت گذراندن در طبیعت؟ این‌ها همه کار‌هایی معنوی هستند که باعث می‌شوند فرصت کنیم اندکی از روتین‌های زندگی روزمره فاصله بگیریم و ارتباطی نزدیک‌تر با خویشتن حقیقی خود برقرار کنیم.
    – جنبه‌ی فکری: همیشه به خاطر داشته باشید که مغز نیز مانند سایر نقاط بدن، به تمرین و فعالیت نیاز دارد؛ و یکی از بهترین راه‌ها برای پرورش ذهن و فکر، مطالعه‌ی کتاب‌ها است. مطالعه، بینشی کاملا متفاوت را درباره‌ی همه چیز‌هایی که قبلا از کنارشان گذشته بودید، به شما می‌بخشد. کتاب‌ها ذهن را به حرکت وامی دارند، دایره‌ی واژگان را گسترش می‌دهند، تمرکز را بهبود می‌بخشند و سطح اضطراب را کم می‌کنند.
    – جنبه‌ی اجتماعی/عاطفی: برخلاف سه جنبه‌ی ذکر شده، این بخش نیاز چندانی به اختصاص دادن زمان ندارد و می‌توانیم صرفا از طریق شرکت کردن در مکالمات روزمره با نگاه و شیوه‌ای جدید (شیوه‌ای که خودخواهی کمتری در آن وجود دارد)، مهارت‌های اجتماعی و عاطفی خود را بهبود ببخشیم. در واقع بهبود این جنبه از زندگی، نیازمند به کارگیری «قواعد ارتباط همدلانه» است.

  • دراکولا؛ خون آشامی بدون دندان

    دراکولا؛ خون آشامی بدون دندان

    بریز و بپاش آن البته از جیب بنده نیست که نگران باشم، تأسفم اینجاست که این حباب عظیم برای چه بی‌وقفه در حال باد شدن است؟ طنازانه‌ترین صحنه‌ها گاهی به ساده‌ترین شکل ایجاد می‌شوند. مهران مدیری در «مرد هزار چهره» یک «بله گفتن» را کش می‌دهد تا بار‌ها و بار‌ها در پشت صحنه به همین موقعیت ساده بخندیم.

    «دراکولا»، اما با تمام مسافران کشتی نوحش، راه به جایی نمی‌برد، چون محمد بحرانی همان جناب‌خان است فقط این بار با چهره خودش، ویشکا آسایش جز وقفه‌های بغض‌آلوده چیزی برای عرضه ندارد و نیما شعبان‌نژاد لبخند‌های بی‌دلیلی نشان‌مان می‌دهد که نمی‌دانیم به چه منظوری تعبیه شده.

    مهران مدیری هم در هیبت مردی متمول و کلاش، پشت پیانو می‌رود تا یکی دیگر از ترانه‌های معروف ایرانی را تخریب کند! در واقع شما پول می‌دهید برای تماشای هیچ. البته قصه‌ای که پشت ماجرا قرار است در جریان باشد، طرح درستی دارد؛ در همان قسمت اول حتی به یک تعلیق مؤثر می‌رسد. بالگرد کاراکتر اصلی و نوچه‌اش در ترفندی عوام‌فریبانه سقوط می‌کند تا مخاطب در انتظار قسمت بعدی باشد.

    اما این انتظار چنان درازآهنگ و طویل کش می‌آید که تو با همان تماشای قسمت اول فکر می‌کنی ساعت‌ها پای مانیتور نشسته‌ای. یعنی نه تنها در وقفه‌های بین اتفاقات اصلی قصه، طنزی نمی‌بینیم بلکه خرده‌روایتی هم وجود ندارد. با پیرمردی عیاش که قرار است دل از دختران ببرد، چه خنده‌ای تولید می‌شود؟

    یا کاراکتر سیما تیرانداز که با استفاده از کلمات فرنگی می‌خواهد خودش را به رخ بکشد، کاراکتری مستعمل و تکراری نیست؟ این وسط فقط باید به نما‌های طاووس و قرقاول و تیهو دل ببندیم و زرق و برق. یک خروار تشریفات و تجملات برای کارگردانی که فعلا حوصله ساختن موقعیت طنز ندارد.

    فقط حرف‌های دردناک، اما پیش‌پاافتاده‌ای دارد مبنی بر کلاهبرداری خیرین، نیکوکاران تقلبی، فاجعه سایت‌های شرط‌بندی و قصه همیشگی آقازادگی. این‌ها قرار است مضامینی سیاسی-اجتماعی را به‌تدریج به کار اضافه کنند، اما تنه آنقدر نحیف است که هر مضمونی روی آن سنگینی می‌کند. «دراکولا» در واقع آنقدر بی‌جان است که موقعیتی را تاب نمی‌آورد.

    فیلمنامه‌ای تنک، خنک که تمام جزئیاتش به دو پاراگراف هم نمی‌رسد! در ابتدای نوشته عرض کردیم که قصه اصلی می‌توانسته قابلیت‌هایی را به جریان بیندازد، اما کلیت «دراکولا» این شائبه را در ذهن به وجود می‌آورد که کارگردان مجموعه گویا صرفاً می‌خواسته سفارش را به موقع تحویل بدهد.

    با این حال اگر هم به فکر چنین چیزی بوده، این‌همه خزنده و چرنده و پرنده چرا یک‌جا جمع شده؟! … می‌شود سر بیننده را با یک رقص منشوری شیره مالید، سه چهار متلک لوس و پوسیده به سیاستکاران انداخت و سرآخر به سود پایانی چسبید. خلاصه «دراکولا» در واقع همین است: خون آشامی که دندان ندارد!!

  • خواب هایی که می بینیم چقدر واقعیت دارند

    خواب هایی که می بینیم چقدر واقعیت دارند

    به نظر شما راهی برای مطالعه رویا‌های انسان وجود دارد؟ وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، می‌بینیم خواب و رویا چه اهمیت عجیبی برای انسان داشته است. شاید خوابگزار اعظم را در سریال «سلطان و شبان» به یاد بیاورید یا پیشگو‌های دیگری که در داستان‌های تاریخی مسئولیت تعبیر خواب و رویا و در پی آن پیش بینی آینده را بر عهده داشتند. شاید همچنان افراد زیادی از میان ما برای تعبیر رویاهایشان به فالگیر‌ها یا پیرتر‌های خردمند خانواده مراجعه می‌کنند. این تنها مردم عادی نیستند که به دنبال رمزگشایی از رویا‌ها می‌روند.

    همه ما به نحوی اسم زیگموند فروید را شنیده‌ایم. شاید بدانید که او چه نقش کلیدی برای رویا‌ها قائل شد و چگونه بر این باور بود که رویا‌ها شاه‌راه رسیدن به ناخوداگاه انسان هستند و این که همه روان تحلیل گران باید از مراجعانشان درباره رویاهایشان بپرسند. او بر این باور د بود که با رمزگشایی از رویا‌ها می‌توان به کنه مشکلات روانی افراد دست یافت. اما امروزه چگونه به رویا می‌نگریم؟ آیا با گذشت سال‌ها، علم راهی برای مطالعه دقیق‌تر رویا‌های انسان یافته است؟

    رویا یا واقعیت

    یکی از معروف‌ترین نظریه‌های عصب شناختی رویا که «فرضیه فعال سازی – سنتز» نامیده می‌شود؛ اما چندان نقش اسرار آمیزی برای رویا‌ها قائل نمی‌شود. براساس این فرضیه رویا‌ها در واقع معنایی ندارند؛ آن‌ها صرفاً تکانه‌های الکتریکی مغزی هستند که افکار و تصویر‌های تصادفی را از خاطرات ما بیرون می‌کشند.
    این نظریه می‌گوید، انسان‌ها پس از بیدار شدن، داستان‌هایی رویایی می‌سازند. با این وجود، با توجه به مستندات و شواهد گسترده مبتنی بر رویاپردازی انسان و همچنین شواهد تجربی غیر مستقیم مبنی بر این که پستانداران دیگر مانند گربه‌ها نیز خواب می‌بینند، دانشمندان زیادی را نسبت به این نظریه بدبین کرده است. برای مثال روانشناسان تکاملی زیادی بر این باورند که خواب دیدن واقعا هدفی تکاملی را دنبال می‌کند.

    به طور خاص «نظریه شبیه سازی تهدید» بر این باور است که رویا باید به عنوان یک مکانیسم دفاعی زیستی کهن دیده شوند. به این معنی که به دلیل قابلیتی که رویا‌ها برای شبیه سازی حوادث بالقوه تهدیدآمیز داشته‌اند، می‌توانستند مکانیسم‌های عصب شناختی مورد نیاز برای درک و جلوگیری از تهدید‌ها را تقویت کنند. این تئوری‌ها نشان می‌دهند طی سال‌های گذشته نظریه‌های متعددی برای روشن کردن رمزوراز نهفته در رویا‌های انسان تلاش کرده‌اند، اما تا همین اواخر، شواهد ملموس قابل تامل تا حد زیادی دست نیافتنی بودند. با این حال، تحقیقات جدید منتشر شده در مجله «علوم اعصاب»، بینش قانع کننده‌ای در مورد مکانیسم‌های خواب و رابطه قوی رویا‌های ما با خاطراتمان ارائه می‌دهد.
    به منظور انجام این کار، گروه تحقیقاتی ایتالیایی ۶۵ دانشجو را برای گذراندن دو شب متوالی در آزمایشگاه تحقیقاتی خود دعوت کردند. در این آزمایش در شب اول، به شرکت کنندگان اجازه داده می‌شد بدون هیچ آزمونی به خواب روند، با این هدف که به محیط جدید عادت کنند. در شب دوم، محققان امواج مغزی دانشجویان را هنگام خواب اندازه‌گیری کردند.

    مغز ما چهار نوع امواج الکتریکی مغزی را تجربه می‌کند: دلتا، تتا، آلفا و بتا. هریک از این امواج نشان دهنده سرعت متفاوتی از ولتاژ‌های الکتریکی نوسانی است که در مجموع الکتروانسفالوگرافی نامیده میشوند. گروه تحقیقاتی ایتالیایی از این فناوری برای اندازه گیری امواج مغزی شرکت کنندگان در مراحل مختلف خواب استفاده کرد.

    مراحل خواب دیدن
    خواب پنج مرحله دارد؛ بیشتر رویا‌های ما در مرحله REM اتفاق می‌افتند. در شب دوم شرکت کنندگان در زمان‌های مختلف بیدار شده و از آن‌ها خواسته شد که جزئیات این که آیا خواب دیده اند یا نه، چند بار خواب دیده اند و این که آیا محتوای رویایشان را به خاطر می‌آورند یا یانه را در دفترچه‌ای یادداشت کنند.
    طیف وسیعی از مطالعات پیش از این نشان داده اند که افراد وقتی مستقیما از خواب REM بیدار میشوند با احتمال بیشتری رویاهایشان را به یاد می‌آورند. مطالعه اخیر می‌تواند دلیل این موضوع را توضیح دهد. آن دسته از شرکت کنندگانی که بیشتر امواج با فرکانس پایین‌تر تتارا در لوب‌های پیشانی به نمایش می‌گذارند، با احتمال بیشتری رویا‌های خود را به یاد می‌آورند.

    این یافته بسیار جالب است چراکه افزایش فعالیت تتا در پیشانی که پژوهشگران مشاهده کردند دقیقا شبیه رمزگذاری موفقیت آمیز و بازیابی خاطرات زندگینامه‌ای است که در زمان بیداری دیده می‌شوند. به این معنی که همین نوسانات الکتریکی در قشر پیشانی هستند که یادآوری خاطرات اپیزودیک (به عنوان مثال، چیز‌هایی که برای شما اتفاق افتاده است) را ممکن می‌کنند. بنابراین، این یافته‌ها حاکی از آن است که مکانیسم‌های نوروفیزیولوژیک که ما هنگام خواب دیدن (و یادآوری رویاها) به کار می‌گیریم دقیقا همانند مکانیسم ساخت و بازیابی خاطرات در هنگام بیداری هستند.

    رویا‌ها پلی باریک میان خاطرات و هیجانات ما

    روی هم رفته، این یافته‌های اخیر داستان مهمی را درباره مکانیسم اصلی و هدف احتمالی خواب دیدن نشان می‌دهند. به نظر می‌رسد رویا‌ها با رمزگذاری و ساخت خاطرات از هیجانات، در پردازش آن‌ها به ما کمک می‌کنند. آنچه در خواب می‌بینیم و تجربه می‌کنیم الزاما واقعی نیست، اما هیجانات مرتبط با این تجربه‌ها قطعا واقعی است.
    داستان‌های رویایی ما اساسا سعی دارند با ایجاد خاطره‌ای از هیجاناتمان، آن‌ها را از تجربه‌هایمان جدا کنند. به این ترتیب، خود هیجانات دیگر فعال نیستند. این مکانیسم نقش مهمی در سلامت روان ما ایفا می‌کند، چراکه پردازش نشدن هیجانات، به ویژه هیجانات منفی، سبب افزایش نگرانی هاو تولید اضطراب در ما می‌شود. در حقیقت، کمبود شدید خواب REM به طور جدی با بروز اختلالات روانی ارتباط دارد.
    به طور خلاصه می‌توان گفت، رویا‌ها به تنظیم ترافیک در پل باریکی که تجربه‌های ما را با هیجانات و خاطرات‌مان مرتبط می‌کند، کمک می‌کنند.

    رویا‌ها در خدمت پردازش هیجانات زندگی روزمره

    در مطالعه دیگری که اخیراً همین گروه تحقیقاتی انجام داد، این پژوهشگران از جدیدترین تکنیک‌های تصویربرداری مغز MRI برای بررسی رابطه بین خواب دیدن و نقش ساختار‌های عمیق مغز استفاده کرده اند. در این مطالعه جدید، پژوهشگران دریافتند که رویا‌های واضح، عجیب و پرهیجان (رویا‌هایی که مردم معمولا به یاد می‌آورند) با قسمت‌هایی از آمیگدالا و هیپوکامپ مرتبط است.
    آمیگدالا بخشی از مغز است که نقش اصلی را در پردازش و به خاطر سپاری واکنش‌های هیجانی بازی می‌کند و هیپوکامپ در عملکرد‌های مهم حافظه، مانند تحکیم اطلاعات انتقال یافته از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلندمدت نقش دارد. ارتباط بین رویا‌ها و هیجانات ما در مطالعه جدید دیگری که متیو واکر و همکارانش در آزمایشگاه خواب و تصویربرداری عصبی در دانشگاه برکلی منتشر کرده اند، نشان داده شده است.
    در این مطالعه دیده شده که کاهش خواب REM (یا رویای کمتر) توانایی ما را در درک هیجانات پیچیده در زندگی روزمره تحت تاثیر قرار می‌دهد.

  • غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    تنباکو و سیگار

    تنباکو حاوی نیکوتین هست که می‌تونه برای سگ مرگبار باشه. خوردن تصادفی حجم زیادی تنباکو باعث مسمومیت در سگ می‌شه و این علائم بعد از یک ساعت از مصرف خودشون رو نشون می‌ده: استفراغ، ضربان قلب نامنظم، ضعف و بیحالی و لرز.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    البته اینم بگیم که استنشاق دود سیگار و قلیون هم فوق‌العاده برای سگ‌ها مضره و باعث مشکلات تنفسی و حتی انواع سرطان در سگ‌ها میشه. پس لطفا از کشیدن سیگار و قلیان در نزدیکی سگتون خودداری کنید!

    الکل و نوشیدنی‌های الکی

    مسمومیت الکلی در سگ‌ها خیلی شدیدتر از آدماست و حتی خوردن مقادیر کمی الکل و نوشیدنی‌های الکلی باعث خطرات جدی سلامتی در سگ میشه. الکل در سگ باعث استفراغ، اسهال، مشکل در سیستم عصبی، مشکل در تنفس، کما و حتی مرگ میشه.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    انگور و کشمش، حتی یه دونه!

    ماده خطرناک و مضر در انگور و کشمش هنوز دقیقا شناخته شده نیست؛ اما خوردن این مواد باعث نقص کلیه در سگها میشه. مخصوصا سگهای حساس و اونایی که مشکلات سلامتی زمینه‌ای دارن در معرض خطر بیشتری قرار دارن و حتی یه دونه کشمش هم براشون خطرناک و مضره.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    شکلات، خوش عطر و طعم اما فوق‌العاده سمی!

    در صدر لیست غذاهای ممنوعه برای سگ ها، شکلات قرار داره!

    شکلات حاوی ماده محرکی به اسم تئوبرومین هست (شبیه به کافئین) و فوق‌العاده برای سگ‌ها سمی و خطرناکه.

    مسمومیت با تئوبرومین در سگ معمولا بین 4 الی 24 ساعت بعد از خوردن شکلات اتفاق می‌افته و با علائمی مثل استفراغ، اسهال، بیحالی یا بیش فعالی غیرعادی و تشنج خودش رو نشون میده.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    قهوه، چای، کافئین

    درست مثل شکلات، قهوه هم بخاطر محرک کافئین برای سگ‌ها ضرر داره. چند تا لیس از چای یا قهوه شاید خیلی خطر محسوسی نداشته باشه؛ اما اگه سگتون یهو تی بگ چای یا یه مشت دونه قهوه رو بخوره و قورت بده اون وقته که سلامتی‌ش به طور جدی به خطر می‌افته.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    مکمل‌ها و ویتامین‌های انسانی

    خیلی از ما برای سلامتی بیشتر هرروز انواع مکملهای غذایی و قرص‌های ویتامین رو می‌خوریم؛ اما این ویتامین‌ها برای سگ اصلا مفید نیستن و حتی خطرناک و مضر هم هستن. ویتامین‌های انسانی برای ما آدما ساخته شدن و حاوی دوز دقیق و مناسب برای مصرف روزانه ما هستن.

    این مقدار و دوز در سگ‌ها متفاوته و به همین دلیل، مصرف مکمل‌ها و ویتامین‌ها می‌تونه باعث اوردوز و مشکلات و آسیب رسیدن به سگ بشه.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    استخوان، مخصوصا استخوان‌های ریز و پخته

    دادن استخوان‌های ریز مثل استخوان مرغ و استخوان پخته که اصلا توصیه نمی‌شه. اما استخوان قلم گاو و گوسفند خام  رو می‌تونید با نظارت کامل به سگتون بدید. هرچند دامپزشکان معتقدن که دادن استخوان خام هم خودش به خاطر احتمال آلودگی و انواع میکروب‌ها کار پرریسکیه و توصیه نمی‌شه.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    هسته و دانه میوه‌ها

    هسته خرمالو، هلو و آلو و همینطور دانه‌های سیب باعث مشکلات گوارشی و روده در سگ می‌شه و جزء غذاهای ممنوعه برای سگ ها هستن. بنابراین با اینکه میوه‌ای مثل سیب برای سگ مفیده، اما باید قبلش مراقب باشید که تموم دونه‌هاش رو خارج کرده باشید.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    آجیل و مغزیجات

    اگه ازون دسته آدما هستید که همیشه روی میز پذیرایی و دم دستتون یه ظرف پر آجیل دارید حالا که سگ آوردید باید اونا رو از دسترس سگتون دور نگه دارید.

    مغزیجات به ویژه بادام و گردو، پیکن (گردوی آمریکایی) و ماکادمیا (فندق استرالیایی) حاوی مقادیر زیادی روغن و چربیه و می‌تونه باعث اسهال، استفراغ و حتی پانکراتیت یا التهاب لوزه المعده در سگ بشه.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

    شیر، پنیر، بستنی و سایر فرآورده‌های لبنی

    ممکنه وقتی دارید بستنی می‌خورید یا موقع خوردن شیر و پنیر و … یه کم بهش بدید؛ اما باید بدونید که بدن سگها توانایی هضم و گوارش فرآورده‌های لبنی رو نداره و این محصولات جزء غذاهای ممنوعه برای سگ ها هستن.

    سگ

    البته بعضی نژادهای سگ تحمل و مقاومت بیشتری نسبت به محصولات لبنی دارن؛ اما به طور کلی سگها قابلیت گوارش لاکتوز رو ندارن. فرآورده‌های لبنی می‌تونه باعث استفراغ، اسهال و مشکلات گوارشی و نفخ در سگها بشه.

    غذای ممنوعه برای سگ های خانگی

  • فروردینی ها از همه سرتر و برترن

    فروردینی ها از همه سرتر و برترن

    فروردینی ها در پی عشق آتشین و پر شورترین عشق ممکن اند. او خود به خود جنس مخالف را جذب می کند. لذتهای جسمانی برای او بسیار اهمیت دارد و گاه احساس مالکیت شدیدی نسبت به معشوق خود را دارد. الهام پذیر فعّال و پیشرو، راهنمای ایده‌آلیست.

    در ادامه مشخصات فروردین ماهی ها را با هم می خوانیم.

    مشخصات کلی متولدین فروردین
    پرجنب و جوش، فعّال، عجول، رک و بی پروا، زود عکس العمل نشان می دهد، لایق و کاردان، عاشق قدرت، بی صبر و طاقت، قادر است مدّتها تنها باشد.

    با توجه به خصوصیات اخلاقی متولدین فروردین ماه پیوند این افراد با متولدین مرداد و آذر،  خیلی خوب – با خرداد و بهمن ، خوب – با تیر و مهر و دی ، بد – با   اردیبشهت و شهریور و آبان و اسفند ، دشمن

    نشان : قوچ

    سیاره : مریخ

    عنصر : آتش

    عدد شانس : ( 9 )

    سنگ : مرجان – الماس – عقیق – زبرجد – یشم

    سنگ مخالف : مروارید – سنگ موسی

    فلز موافق : آهن – طلا – مس

    رنگهای موافق : قرمز – سفید – قهوه ای – سبز سیر – شرابی

    روز : سه شنبه

    ناحیه یا عضو حساس بدن : سر

    طبع : گرم و خشک

    فروردینی ها از همه سرتر و برترن

    طالع بینی خورشیدی مردان متولد فروردین ماه

    منجمین، مرد متولد این برج رابا جملات جالبی توصیف کرده اند. « رعد وبرق، مشعل پرنده، منبع نیروهای صادق و رک و راست» او برای زن می‌تواند یک آن بسیار هیجان انگیز و گرم و ایده آل باشدو یک آن دیگر سرد و یخ و بی تفاوت وگریزان.

    مردان متولد فروردین عموماً افرادی پر انرژی با افکاری سازنده – دارای حس مالکیت و حس برتری نسبت به دیگران – مقاوم و متهور در مقابل مشکلات – گاه حسود و آشفته و متمرد و پرخاشگر – عاشق پیشه و پر هیجان – دارای پشتکار – فعال – شجاع – ماجراجو – پر توقع – ریاست طلب – دارای اعتماد به نفس – اهل سخاوت و بخشش – جدی – ثابت قدم در تصمیم و اراده – طالب رقابت و همکاری – دارای رفتاری جوانتر از سن خود – پایبند و دوست دار همسر و خانواده – در جستجوی زن جدی با روحیة شاد – متنفر از زن منفی باف – شیفتة عقل و دانایی زن – در زندگی تابع قانون – طالب رابطة خوب – متنفر از دوز و کلک – همکاری با آنان مشکل ، اما مفید

    او به طور طبیعی قادر به تحمل زن شلخته،  بی احساس ، کم هوش، بد لباس و نامرتب نیست ودر مقابل این ناملایمات شدیدا از خود عکس العمل نشان میدهد. در مقابل اگر زن یک چنین مردی به خواسته اش توجه کند، می‌تواند مطمئن باشد که او با بزرگواری تمام زن های‌ دیگر را در دنیا نادیده میگیرد .

    طالع بینی خورشیدی زنان متولد فروردین ماه

    اوبیش از هر زن دیگری در دنیا می‌تواند بدون مرد زندگی كند. دارای قابلیتهای زیادی است بطوریكه تقریبا از عهده انجام هر كاری از فروشندگی تا نخست وزیری بر می‌آید.

    زن متولد فروردین خواهان پیشرفت –  خوش بین و راهگشا در زندگی – تا حدی خود رای و مستقل در زندگی – در اغلب امور موفق – مددکار و یاری رسان – گاه مغرور و نصیحت ناپذیر – عجول در امور- گاه گرفتار عصبانیت – پر حرف اما منطقی- علاقه به آشپزی – رک گو – احساساتی پر انرژی و فعال – طالب کار در خارج از خانه – دارای تحمل خوب نسبت به خستگی و کسالت و بیماری – در صورت شاغل بودن ، علاقمند به شغل خود- طالب آزادی و دوستی با دیگران- پایدار در مقابل مشکلات – رمانتیک و احساساتی – پیش قدم در عشق – حسود و وفادار به شوهر- همسر و مادری دلسوز، شوهر یك چنین زنی وادار است وی را به هنگام بروز بیماری به زور به رخت خواب بفرستد اما بعد لازم است كه كنارش بنشیند و دستش را در دست بگیرد. زن متولد برج حمل درخانواده فوق العاده فداكار و كمك رسان است .

  • چگونه به سلولهایمان خوشبختی تزریق کنیم

    چگونه به سلولهایمان خوشبختی تزریق کنیم

    بنا به تحقیقات این دانشمند، یکی از شاخه‌های تحقیقاتی روبه‌رشد، بررسی تأثیر رضایت از زندگی بر عملکرد سلول‌ها و دی‌اِن‌‌اِی است. در همین زمینه، استیون کول، استاد دانشگاه یوسی‌ال‌ای، در طول چند دهه کار تحقیقاتی تلاش کرده تا رابطه بین خودِ بیولوژیکی و خودِ احساسی انسان را دریابد. به عقیده او در سطح بیولوژیکی، بدن‌های ما در برابر جهان خارج و حوادث آن بسیار نفوذ پذیرند؛ برخلاف تفکر سنتی که بدن انسان را نوعی بسته بیولوژیکی پایدار و مستقل از جهان خارج می‌پنداشت.

    کول در جدیدترین پروژه‌اش به بررسی بیولوژیکی خوشبختی پرداخته و به این نتیجه رسیده که احتمالاً بین احساس خوشبختی و عملکرد سلول‌های ایمنی بدن ما ارتباطی وجود دارد. سیستم ایمنی انسان در مقابل عفونت دو برنامه دارد که یکی با عفونت‌های ویروسی می‌جنگد و دیگری با عفونت‌های باکتریایی مبارزه می‌کند و باعث التهاب می‌شود. تحقیقات کول نشان داده است که تجربه‌های ناگوار روانی و اجتماعی می‌تواند باعث افزایش فعالیت سلول‌های التهابی سیستم ایمنی شود.

    وی از دو نوعِ متمایز خوشبختی یاد می‌کند: خوشبختی لذت‌گرایانه و خوشبختی وابسته به خوش‌روانی نوع اول ناشی از تجربه انبوهی از احساسات مثبت است و دومی‌ از هدفمندی ما در زندگی و درگیری‌مان با مسائلی ناشی می‌شود که صرفاً محدود به خودمان نیستند. تحقیقات کول و گروهش روی هشتاد نفر انسان سالم نشان داده که نوع دوم خوشبختی به‌طور خاص تأثیر بسزایی در بهبود فعالیت سلول‌های ایمنی دارد.

    حال چطور می‌توانیم این نوع خوشبختی را به دست آوریم و از این طریق وضع سلول‌هایمان را بهبود بخشیم؟ یکی از راه‌ها از طریق تمرین‌های ذهنی‌جسمی‌ از جمله مدیتیشن است. تحقیقات نشان می‌دهد که مدیتیشن با این موارد مرتبط است: کاهش فعالیت التهابی منفی، افزایش واکنش‌های ضدویروسی مثبت، بهبود عملکرد رشته‌های خاصی از سلول‌های ایمنی و تولید میزان بیشتری از پادزهر. به بیان کول، مدیتیشن می‌تواند باعث رشد و پرورش سلول‌های ایمنی شاد و سرحال شود.

    یکی از نظریه‌های شایان‌توجه درباره تأثیرات مدیتیشن بر بدن این است که مدیتیشن می‌تواند مواد ژنتیکی را تغییر دهد. در سال‌های اخیر شاخه تحقیقاتی جدیدی تحت عنوان «ژنومیک ذهنی‌جسمی» ایجاد شده که تأثیرات مدیتیشن را بررسی می‌کند. دو تن از پژوهشگران برجسته این حوزه طی مجموعه تحقیقاتی نشان داده‌اند که مدیتیشن می‌تواند باعث تغییر در طول قطعه انتهایی رشته‌های دی‌اِن‌‌اِی شود. به نظر می‌رسد این قطعه که «تلومر» نام دارد، همانند سلول‌های ایمنی در برابر موقعیت‌های احساسی واکنش نشان می‌دهد. درحالی‌که تنش و اوضاع ناگوار روانی می‌تواند باعث کوتاه‌شدن طول تلومر شود، آرامش و مدیتیشن می‌تواند به حفظ طول تلومرها کمک کند. تغییر در طول تلومر نیز بر بقای سلول‌ها تأثیر می‌گذارد.

    پژوهش‌های اخیر حوزه ژنومیک ذهن و بدن بر بررسی این مسئله متمرکز شده که مدیتیشن چطور می‌تواند ساختار دی‌اِن‌‌اِی را تغییر دهد و فراتر اینکه آیا کارکرد دی‌اِن‌‌اِی هم تحت‌تأثیر مدیتیشن تغییر می‌کند یا نه. به‌هرحال، باتوجه‌به اینکه ژنوم انسان چیزی حدود 20هزار ژن دارد، باید گفت تحقیقات درباره رابطه بین خودِ بیولوژیکی و خودِ احساسی انسان تازه در آغاز راه است.