نویسنده: فاطمه توسلی

  • ورزش زنده رود خشک در سایه یکسالگی کرونا چگونه گذشت

    ورزش زنده رود خشک در سایه یکسالگی کرونا چگونه گذشت

    ورزش هم به مانند سایر بخش های کشور اتفاقات تلخ و شیرینی را در این میان از ابتدای سال تا کنون تجربه کرد. از شکست و ناداوری های شوکه کننده تیم ذوب آهن تا ریز ودرشت های رشته های مختلف ورزشی استان و انتخابات پی در پی هیئت های ورزشی. فوتبال همانند همیشه در حواشی بسیاری بود، ذوب آهن و سپاهان نمایندگان اصفهان در لیگ از این حاشیه ها دورنبودند.
    هرچند از ابتدای سال ورزش اصفهان هم به مانند همه فعالیت ها تحت تاثیر شیوع ویروس قرار گرفت و تمامی مسابقات و رقابت ها لغو ویا به شیوه ای دیگر برگزار شد اما ورزش دیدار زنده رود چیزی نبود که همرسال بود، پرتحرک وپرهیاهو و جذاب به همراه هوادارانی که بهترین هستند در ایران.
    اگر کرونا سال گذشته خود را مهمان نکرده بود سالی پرهیجان و پراسترس برای کسب سهمیه المپیک برای نمایندگان شهرمان بود نگاهی خواهیم داشت به وضعیت این نفرات
    احمدرضا طالبیان یکی از قایقرانان اصفهانی بود به دلیل عملکرد خوبی که داشت می توانست یکی از شانس‌های کسب سهمیه المپیک باشد اما به تأخیر افتادن مسابقات المپیک و تعطیلی تمرینات ورزشی به دلیل شیوع کرونا موجب شد تا طالبیان از خیر کسب سهمیه توکیو 2021 و دومین تجربه المپیکی منصرف شود. طالبیان که پر افتخارترین ورزشکار اصفهانی در ادوار بازی‌های آسیایی محسوب می‌شود، اولین قایق‌ران ایرانی است که از طریق کسب سهمیه در المپیک شرکت کرده است.
    سجاد مردانی برای کسب سهمیه المپیک در رشته تکواندو پروسه دو سال دشواری را گذراند، مردانی این مسیر را به خوبی پشت سر گذاشت؛ با یک غفلت بر روی شیاب چانگ مسیر خود را برای رسیدن به المپیک توکیو دورتر و به اما و اگر کشاند. مردانی که در کسب سهمیه ناکام ماند اما در ادامه با توجه به جایگاهش در رنکینگ برترین تکواندوکاران دسته 80+ کیلوگرم این فرصت را پیدا کرد که در صورت انصراف یکی از نمایندگان دیگر فرصت گرفتن بلیت توکیو را داشته باشد؛ مساله ای که با توجه به درگیری ورزشکاران کشور روسیه در خصوص موضوع دوپینگ و محرومیت آنها ممکن است با غیبت تکواندو کار روس راه برای سجاد مردانی باز شود موضوعی که باید دید آیا ورزشکاران روس در المپیک با نماد ROC که مخفف کمیته المپیک روسیه هستند، در این رقابت‌ها به میدان خواهند رفت یا خیر.
    امین پیرعلی در تیرانداری با کمان، ورزشکار جوان نجف‌آبادی که در مسابقات انتخابی سال گذشته تا یک قدمی کسب سهمیه پیش رفت، اما با بدشانسی نتوانست به این موقعیت مهم دست پیدا کند. بر اساس اعلام فدراسیون تیراندازی، چند مرحله مسابقات انتخابی المپیک باقی مانده که نخستین مسابقه از سری مسابقات سال ۲۰۲۱، مرحله نخست رقابت‌های جهانی است که از ۳۰ فروردین ماه تا ۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ به میزبانی گواتمالا سیتی برگزار می‌شود. همچنین مرحله دوم مسابقات جهانی از ۲۷ اردیبهشت تا دوم خرداد در شانگهای چین برگزار خواهد شد و سومین مرحله این مسابقات که آخرین مرحله انتخابی المپیک محسوب می‌شود از ۲۸ خرداد تا پایان هفته نخست تیر ماه برگزار خواهد شد.
    وزنه برداری و سهراب مرادی؛شاید یک المپیک دیگر با مدال
    بر اساس پیش بینی کمیته ملی المپیک، سهراب مرادی، هنوز هم یکی از شانس های کسب مدال کاروان ایران در المپیک توکیو است، اما هنوز سهمیه المپیکی سهراب قطعی نشده تا او با خیال راحت تمرکزش را به وزنه‌زدن در توکیو معطوف کند. کسب سهمیه المپیک در وزنه برداری نیازمند شرکت در چندین دوره مسابقات انتخابی و کسب امتیاز لازم است که این وزنه‌بردار اهل شهرستان لنجان چند مرحله را پشت سر گذاشته اما هنوز هم فرصت دارد. فدراسیون جهانی وزنه برداری تاییدیه کمیته بین المللی المپیک (IOC) را برای تمدید مسابقات کسب سهمیه المپیک توکیو تا پایان آوریل 2021 برابر با اردیبهشت 1400 را گرفت.
    گلنوش سبقت الهی و حسین باقری؛ بدنبال کسب سهمیه در سرزمین مهاراجه ها
    این دو تیرانداز اصفهانی برای رسیدن به توکیو در رقابت‌های انتخابی مختلفی شرکت کردند، اما نتوانستند به سهمیه المپیک برسند و تنها موقعیت پیش روی آن‌ها برای حضور در بزرگ‌ترین فستیوال ورزشی دنیا، کسب سهمیه از طریق رنکینگ است. امسال تمام مسابقات تیراندازی لغو شده بود اما قرار است در روزهای پایانی اسفند، مسابقات جهانی هند برگزار شود که با نظر فدراسیون، چهار تیرانداز به این رویداد اعزام می‌شوند که گلنوش سبقت‌الهی و حسین باقری در جمع این گروه چهار‌نفره جای دارند. سبقت‌الهی در المپیک ریو حضور داشت و برای کسب دومین تجربه تلاش می‌کند؛ اما باقری با اینکه سابقه کسب مدال جهانی دارد اما تاکنون نتوانسته سهمیه المپیک دریافت کند.

    اما در اردیبهشت 99 یکی از مهم ترین اتفاقات ورزش اصفهان رخ داد بعد از چند مرتبه خبر از جابه جایی مدیرکل ورزش و جوانان استان اصفهان در نهایت محمد سلطان‌حسینی پس از ۷ مدیریت اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان جای خود را به سیدمحمد طباطبایی داد. طباطبایی پیش از این ریاست اداره ورزش و جوانان شهرستان نجف‌آباد و معاون ورزشی اداره ورزش و جوانان شهرستان اصفهان را برعهده داشته است.طباطبایی بعد از نشست بر روی صندلی ریاست ورزش استان کم کم تغییرات مدنظر خود را انجام داد، از جمله تغییر معاونان خود، روابط عمومی و …
    برگزاری مجامع انتخاباتی هیئت های ورزشی یکی دیگر از محافلی بود که با پایان یافتن دوران ریاست روسای آنها یا تغییرات ایجاد شد نا نفرات تمدید شدند، قانون منع به‌کارگیری بازنشسته‌ها در هیئت‌های ورزشـــی موجب شد تا برخی از نفراتی که سالها در هیئت های ورزشی استان در راس تصمیم گیری قرار داشتند به ناچار جای خود را به دیگری دهند، مـحـمـدرضــا آقاباباگلیان یکی از نفراتی بود پس از بیست‌سال جای خود را به کندری رئیس بیمارستان میلاد داد.در میان برگزاری مجامع انتخاباتی هیئت های ورزشی فوتبال و ورزش کارگری بیش از بقیه حاشیه داشت، حساسیت مجمع هیئت فوتبال تا حدی بود که فدراسیون آن را در بحرانی ترین شرایط کرونا برگزار کرد و امیرمسعود هراتیان که 4 سال قبل با استفاده از روابط سیاسی و صنعت وارد فوتبال شده بود جای خود را در میان ناباوری اش به علی طاهری بدهد که چهره شناخته شده ای در بین اهالی فوتبال و به خصوص فوتسال است.
    اما در حوزه باشگاهی
    سپاهان و ذوب آهن با حاشیه شروع کردند، سپاهان به آرامش رسید و ذوب آهن پس از ماهها طوفان به نظر می رسد شاید به کمی از تلاطم خود بکاهد، هر باشگاه اصفهانی در سال جدید به دنبال تغییر و تحول از سطح مدیریت تا سرمربیان خود در تیم فوتبال بودند، محمدرضا ساکت مرد دوران درخشان طلایی پوشان آنجایی که هواداران دیگر یکصدا خواستنش را فریاد زدند بعد از سالها دوری به ساختمان شیشه ای سپاهان در باغ ابریشم برگشت تا در اولین اقدام و در هیاهوی اسامی مختلفی که برای نشستن روی نیمکت حساس ترین تیمش به گوش می رسید با انتخاب محرم نویدکیا خبر از رنسانس جدید در سپاهان بدهد، سپاهان بامحرم به باشگاههای آسیا رفت تا بازیکنانش را برای لیگ ایران بیازماید چرا که امیدی به صعود نداشتند، اما ذوب آهن دیگر باشگاه اصفهان در بخش مدیریت، هیئت مدیره و انتخاب سرمربی انتخابات درست و منطقی نکرد تا این تیم یک نیم فصل را با کسب بدترین نتایج سالهای اخیر از دست بدهد هرچند چاشنی ناداوری را نیز به این نتایج باید اضافه کرد، در نهایت جواد محمدی از مدیرعاملی گاندوها کنار رفت تا مجتبی فریدونی از بخش اقتصادی باشگاه جای او را بگیرد و بعد از قطع همکاری با رحمان رضایی که ابتدای فصل در میان اعتراضات و نخواستن ها سرمربی ذوبی ها شده بود مجتبی حسینی را بعد از 4 سال دوری دوباره سبزپوش کند.
    هر دو باشگاه سبز و طلایی اصفهان در رشته های مختلف تیمداری می کنند که لیگ های آنها در شرایط کرونا به صورت مجتمع برگزارشد، ووشوکاران بانوی سپاهان با قهرمانی در این فصل هرتیم کردند، والیبال نشسته بانوان نیز با شکست ذوب آهن در دربی فینال این فصل پوکر قهرمانی کرد تا مدیرعامل آنها را مجبور به عمل به قولی که داده برای حضور در بازیهای آسیا کند، سپاهانی ها در دو و میدانی نیز خوش درخشیدند و توانستند قهرمانی را از آن خود کنند والبته فرزانه فصیحی با حمایت سپاهان توانست در مسابقات شرکت کند و رکورد خود را در هر دوره مسابقات بهبود ببخشد، رکوردار دوی ۶۰ متر زنان ایران در آخرین مسابقه داخل سالن کشور صربستان به مقام نایب قهرمانی رسید.
    دوگانه دیگر رشته ای بود که سپاهانی ها در آن بر روی سکو رفتند، شمشیربازی و دوچرخه سواری نیز نمایندگان سپاهان درخشیدند، هندبالیست های بانو و آقای سپاهان با هدایت محسن طاهری و فاطمه محمدخانی علیرغم عملکرد خوب در مرحله گروهی در مرحله نهایی با بدشانسی روبرو شدند و هر دو تیم روی سکوی سوم ایستادند، تیراندازان سپاهان در تفنگ بادی تیرهای خود را به مدال زدند تا قهرمان زودهنگام این فصل معرفی شوند، در بدمینتون راکت بدستان سپاهان موفقیت فصل خوبی را سپری نکردند والبته پرونده فوتبال بانوان وآقایان و والیبال هنوز باز است.
    کمی آنطرف تر در باشگاه سبزپوشان اصفهانی والیبالیست های ذوب سکوی دوم را به خود اختصاص دادند، هندبالیست های ذوب آهن فصل خوبی نداشتند، پرونده فوتبال بانوان نیز با ناکامی از در مرحله مقدماتی بسته شد شاگردان مدایم زاده نتوانستند به مرحله نیمه نهایی برسند،شاگردان بریانیان در والیبال نشسته نقره فصل گذشته خود را تمدید کردند و در بخش مردان نیز ذوبی ها سوم شدند، و همانند سپاهان نیز پرونده فوتبال و بسکتبال برای گاندوها باز است.

    در فوتبال ساحلی با حمایت فرش حداد بعد از گذشت یک دهه اصفهانی ها با یک تیم بومی در جایگاه سوم ایستادند، باشگاههای گیتی پسند، نامی نو و بازارهای روز کوثر نیز با تیمداری در فوتسال سعی می کنند که باز منتظر ماند تا نتایج آنها نیز مشخص شود.
    در میان روزهای تلخ و شیرین این صنعت جذاب و پرطرفدار شاید اولین آرزویی که همه داشته باشند خداحافظی دوست داشتنی کرونا است تا دوباره صحنه ورزش همانی شود که پیش از این بود، تلاقی اشک ها و لبخندهای ورزشکاران و طرفداران آنها در استادیوم های ورزشی، مسابقات بدون استرس،نقش جهان لحظه شماری هواداران دو آتیشه سپاهان را می کند تا شعار ما سپاهانیم و حالا حالا قهرمانیم سر دهند، فولادشهر می خواهد در کنار طرفداران ذوب آهن دوباره روزهای اوج این تیم را ببیند و البته ورزش استان دل به روزهای خوش آینده بسته است تا ورزشکاران خود را به تیم های مختلف ملی معرفی کند تا سفیران مدال آوری باشند از ایران که همچون شیرینی گز و پولکی اصفهان از عرصه های مختلف بین المللی و جهانی مدال های شیرین کسب کنند.

  • پایان سال و فصل بره کُشان شرکت های خدماتی

    پایان سال و فصل بره کُشان شرکت های خدماتی

    برای سمیرا اما نام و نشان از خود گرفتن وقتی دردناک می شود که شوهرش 10 سال پیش از داربست سر خورد و افتاد . از همان زمان بود که سمیرا شد مرد خانه. نان آوری که دم عیدها کار و بارش بهتر می شود. فصل بره کشان شرکت های خدماتی برای سمیرا اما آنقدر جذاب نیست، وقتی درد مثل پیچک می افتاد به تمام تنش . استخوان هایش را انگار می خراشد. اما سمیرا کارگری است که به قول خودش تمام روزهایش ختم می شود به شستن و روفتن و تمییزکاری .
    هر سال اسفند ماه که می شود، در روزهای پایانی سال و فصل نظافت منازل، خانواده ها با رفتن با استقبال نوروز به تلاش می افتند و بهترین گزینه ای که برخی انتخاب می کنند شرکت های خدماتی است. این شرکت ها که در این روزها برو بیایی برای خودشان پیدا می کنند، خدمات متنوع و متفاوتی دارند، از شستن دیوار و شست و شوی آشپزخانه و جابه جایی اثاث منزل گرفته تا باغبانی. فصل بره کشان این شرکت ها اکنون شروع شده است.
    در این میان بهترین گزینه برای رسیدن به این شرکت ها که برخی نام و نشانی هم برای خود پیدا کرده اند، برگه های نیازمندی هایی است که در این روزها شرکت های خدماتی متعددی را معرفی کرده و پیشنهادهای خوبی هم دارند، این موضوع دسترسی به این مراکز را آسان می کند. فقط کافی است با یک تلفن مشخصات و آدرس بدهی. بماند که روزهای شلوغ این شرکت ها باید کارگر مربوطه را از قبل رزرو کنی تا به منزل اعزام شود.
    در بیشتر موارد، خدمات نظافتی که این شرکت ها ارائه می دهند؛ شامل شستن درها و دیوارها، حمام و سرویس بهداشتی، تمیز و مرتب کردن وسایل داخل بوفه، کمدها و کابینت ها و شستن و تمیز کردن راه پله، لوسترها و کارهایی از این قبیل است. در این زمینه هم قیمت ها مصوب شده است.
    اما گاهی کسانی که از طرف این شرکت ها به منازل می آیند یا در زمینه های مختلف یا ناشی هستند و یا تجربه چندانی در امر خانه تکانی منزل ندارند، کارگرانی که باعث نارضایتی اهل خانه می شوند.
    دست های مریم از زور مواد شوینده پوسته پوسته شده، او یک زن خانه دار است از این موضوع راضی نیست، به نظر او این شرکت ها باید آموزش های لازم را به این افراد بدهند تا خانواده ها خیالشان راحت باشد که بابت پولی که می دهند، خدمات دریافت می کنند. او روزهای کرونا را مثال می زند و مشکلاتی که برای تمییزکاران وجود دارد. مشکلاتی که حالا گریبان بسیاری را گرفته است.
    برخلاف او زهرا، که تازه ازدواج کرده از خدمات رسانی این شرکت ها راضی است. به نظر من به این علت که خدمات رسانی این شرکت ها تقسیم شده است و مردان معمولا برای شستن دیوارها و راهرو و پله ها اعزام می شوند و زنان برای کارهای ظریف تر مثل آشپزخانه و اتاق ها گمارده می شوند، کار بسیار درستی است و من هر ساله از شرکتی که خدمات می گیرم راضی هستم.
    نادری از جمله مدیران یکی از این شرکت ها است و در باره این موضوع می گوید: اکنون با زمان های قبل تقاوت بسیاری پیدا کرده است، مردم ترجیح می دهند که خانه هایشان را با تمییز کار نظافت کنند و این موضوع سر ما را در شب های عید شلوغ تر کرده است.
    وی با تاکید بر اینکه ما هیچگونه مسئولیتی در قبال افرادی که از میدان ها یا کنار خیابان به برای تمییزکاری به منازل می آیند نداریم ادامه می دهد: اگر مردم می خواهند با اطمینان و اعتماد کامل افراد را به منازلشان بیاورند، باید از شرکت های خدماتی کمک بگیرند، چون این شرکت ها با شرایط مناسب اقدام به استخدام این افراد می کند.
    نادری درباره موضوع آموزش به افرادی که برای تمیز کردن و نظافت منازل اعزم می شوند نیز می گوید: ما برای هر چند نفر کارگر نظافت کار یک سرکارگر داریم که ساختمان های نوساز را کنترات می کنند و آموزش های لازم را به آنها می دهند و هر بار که آنها به ساختمان می روند، یک آموزش خاص را می بینند.
    وی با اعلام اینکه برای انجام این امور قیمت های مصوب صنفی وجود دارد، اما با توجه به تناسب کار و ساعت های اضافه مبلغ بیشتری گرفته می شود ادامه می دهد: کارگران نظافتی برای ارائه خدمات منزل و ورودی که 4 ساعت کار را شامل می شود، ساعتی 25 هزار تومان دریافت می کنند و به ازای هر ساعت هم اضافه تر می گیرند.
    نادری اضافه می کند: این که منزل در کدام نقطه شهر قرار دارد، تاثیری در ارائه قیمت ها ندارد، اما برخی دیگر از شرکت های خدماتی اگر نزدیک منازل نباشند مبلغی را هم برای فاصله می گیرند و این هزینه اضافی به نسبت دور یا نزدیک بودن مسیر کم یا زیاد می شود.

    وی در مورد مسائل مربوط به ناهار برای خدمتکاران که به عهده خودشان است و یا صاحب منزل هم می گوید: این موضوع بستگی به ساعات کار این افراد دارد و اگر از صبح تا ساعت 2 و 3 طول کشید بنا به توافق طرفین است.
    وی با اعلام اینکه قیمت هایی که شرکت های خدمات نظافتی ارائه می کنند، قیمت های مصوب اتحادیه این صنف است و اگر شرکتی قیمتی پایین تر ارائه می دهد به دلیل آن است که مجوز نداشته و برای جلب مشتری قیمت شکنی می کند تاکید می کند: در برخی موارد مشتریان ممکن است شاکی باشند و یا از کار کارگر فرستاده شده راضی نباشند، در این صورت است که صاحبان منزل می توانند با تماس با شرکت جریان را به ما اطلاع بدهند تا ما هم نیروی دیگری را اعزام کنیم.

  • آموزش تاب آوری به زوجین، طلاق و از هم گسیختگی خانواده ها را کاهش می دهد

    آموزش تاب آوری به زوجین، طلاق و از هم گسیختگی خانواده ها را کاهش می دهد

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ «زهرا امینی» تاب آوری را مجموعه مهارت هایی برای مواجهه صحیح با شرایط دشوار زندگی، حفظ آرامش درونی و کسب سازگاری مناسب با مسائل و مشکلات موجود در پیرامون خود، برشمرد و افزود: امروزه خانواده های ایرانی با مسائل متعددی اعم از افزایش تورم و کاهش قدرت خرید، بیکاری، مصرف گرایی و افزایش سطح توقعات در بعد اقصادی و فردگرایی، استقلال طلبی و آزادی خواهی های افراطی در بعد روانی و اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند که تقویت مهارت تاب آوری به حل و فصل درست این مسائل کمک می کند.
    وی با بیان اینکه بسیاری از تعارضات زناشویی ناشی از عدم مدیریت صحیح هیجانات و برخوردهای شتاب زده و افراطی در مواجهه با مشکلات خانوادگی است تصریح کرد: افراد تاب آور، درک درست تری از هیجان های خود دارند و در هنگام بروز احساساتی نظیر خشم و برانگیختگی عصبی یا ناکامی، شکست و سرخوردگی، به جای برون ریزی یکباره هیجانات خود و ایجاد مشاجره با همسر و فرزندان، تحمل و بردباری به خرج داده و پس از کسب آرامش درونی، به بررسی دقیق مشکل و پیدا کردن راه حل های منطقی برای آن می پردازند.
    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، آموختن مهارت حل مساله را یکی از عناصر مهم تاب آوری دانست و خاطرنشان کرد: همه زوجین در سالهای زندگی مشترک با مسائل و مشکلات گوناگونی مواجه می شوند اما برخی با اتخاذ شیوه صحیح حل مساله، به واکاوی مشکل، یافتن راه حل های منطقی و رفع و رجوع مساله می پردازند و برخی دیگر با واکنش های تند و هیجان زده، به سرعت، به سمت متارکه و جدایی پیش می روند.
    این متخصص پزشکی اجتماعی، گفتگو، همدلی و ایجاد روابط اجتماعی گسترده را از دیگر مهارت های مهم تاب آوری عنوان نمود و اظهار داشت: افراد برخوردار از مهارت تاب آوری، در هنگام مواجهه با مشکلات شغلی، اجتماعی و خانوادگی، در وحله نخست، به گفتگو با طرف مقابل اعم از همسر، کارفرما، دوست و… پرداخته و درصدد حل تعارضات پیش آمده و بهبود روابط بین فردی برمی آیند و در مرتبه بعد، چنانچه به کمک دیگران نیاز باشد، ضمن برقراری ارتباط صمیمانه با نزدیکان خود یا متخصصین امر، از آنها درخواست مشورت و همفکری می نمایند، از این رو با اتکا به اندیشه و تجارب دیگران، مشکلات پیش آمده را به راحتی رفع و رجوع می کنند.
    امینی، اعتماد به نفس بالا و دارا بودن هویت مستحکم را یکی از عوامل موثر در افزایش تاب آوری ذکر نمود و افزود: افرادی که از اعتماد به نفس بالا و هویت استواری برخوردارند، در هنگام رویارویی با مسائل زندگی، احساس ضعف و ناتوانی نمی کنند بلکه با تکیه بر تجارب و توانایی های خود، به جای یاس و افسردگی، به مقابله با شرایط پیش آمده و از میان برداشتن موانع می پردازند.
    وی ادامه داد: افراد دارای هویت مستحم همچنین، خود را حق به جانب و مبرا از خطا و اشتباه نمی دانند و در هنگام بروز تنش های بین فردی در زندگی مشترک یا محیط های شغلی، به سادگی اشتباه خود را پذیرفته و فضا را به سمت صمیمیت و وفاق بیشر پیش می برند.
    سرپرست واحد سلامت اجتماعی مرکز بهداشت استان، فرافکنی، غفلت از خود و ربط دادن مشکلات به عوامل بیرونی را از جمله رفتارهای نابالغانه در مواجهه با مسائل زناشویی ذکر نمود و تصریح کرد: افراد فاقد مهارت تاب آوری در هنگام مواجهه با مشکلات، موضوع را از محیط خانه فراتر برده و والدین و خواهر و برادرهای خود و همسرشان را نیز درگیر مساله می کنند که این امر، جایگاه و شانیت آنها را تنزل داده و زمینه را برای دخالت های مستمر دیگران فراهم می کند.
    وی تحلیل درست از مسائل و پرهیز از اغراق و فاجعه سازی را عاملی مهم در حفظ زندگی مشترک و رسیدن به آرامش و تفاهم ذکر نمود و خاطرنشان کرد: تقویت تاب آوری موجب می شود افراد به جای اغراق در تحلیل مشکلات که حاصل آن، مواجه شدن با احساس ضعف، اضطراب و ناتوانی است، به مشکلات پیش آمده به عنوان یک فرصت برای کسب تجارب جدید نگاه کنند و مهارت های خود را در رویارویی با مسائل، به شدت افزایش دهند.
    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، توکل، خوش بینی و معنویت را از دیگر عوامل موثر در تاب آوری و سازگاری بهتر با مشکلات زندگی برشمرد و تاکید کرد: امید به بهبود شرایط، اتکا بر معنویت و انجام مناسک دینی نظیر توکل، توسل و دعا از فشارهای روانی افراد کاسته و آنها را در رویارویی با مسائل زندگی مقاوم تر می کند.

    سرپرست واحد سلامت اجتماعی مرکز بهداشت استان، درس مهارتهای زندگی در مدارس، کلاس ها و کارگاه های آموزشی در دانشگاه ها، جلسات آموزشی پیش از ازدواج در مراکز بهداشت و نشست های مشاوره فردی و گروهی در مراکز مشاوره شهر را از جمله ظرفیت های مناسب برای آموختن مهارت تاب آوری به افراد دانست و یادآو شد: هرگونه تلاش برای انتقال این مفاهیم به زوجین، به منزله سرمایه گذاری عظیمی است که بنیان خانواده ها را حفظ نموده و از بروز هزینه های مادی و معنوی ناشی از طلاق و از هم گسیختگی خانواده ها پیشگیری می کند.

  • نامه ای به بهار

    نامه ای به بهار

    حالا که داری می آیی، سر راهت از باغچه ی خداوند، برایمان بذر گل های رنگارنگ یاس و اطلسی و ارکیده بیاور، آن گاه که نبودی خزان خیلی از گل ها را پر پر کرد . یک روز زلزله بر سر دلمان آوار شد، یک روز سیل غم، زندگیمان را با خود برد. یک شب سفره هامان یک دفعه کوچک شد و بعد از آن هر ماه کوچک و کوچکتر. بعضی هایمان حتی دیگر سفره ای نداریم، گاهی گل هایمان در آسمان پر پر شدند و گاه جوانه های نورسی که بر سر شاخه ها بود طعم مرگ را می چشید. ارابه ی مرگ در کوچه ها می گشت و پیر و جوان را بی درنگ می ربود. چه غم انگیز بود آن روزهای بهار پیشین که لابلای این همه سوگ، باید از هم فاصله هم می گرفتیم و رخ می پوشاندیم. نه آغوش مرهمی؛ نه بوسه ی محبتی و نه دست نوازشی.
    بهار جان اگر می شود زودتر بیا . اگر در بقچه ات هفت سین سلامتی را داری، همین الان پهنش کن، این روزهای آخر بلاتکلیفی، انگار عقربه ها چاقی مفرط گرفته اند، روزها مانند سال می گذرد و انتظار، توان و جان می کاهد.
    حالا که بین زمین و آسمان معلقیم بیا تا دلمان گرم زمین و بهار شود .بهارجان، نگرانم! نکند مرگ تو را هم فریفته باشد، نکند این ویروس بی هویت، مرزهای تو را هم درنوردیده باشد؟ یادم نمی رود که نامش را نمی بردیم تا اعتماد به نفسش بالا نرود تا ماندگار نشود و زود پایش را از زندگیهایمان بکشد بیرون. نکند ماندگاریش دل تو را بزند. نکند نیایی؟ اما نه قطعا این طور نیست، درختان یکی در میان، شکوفه داده اند، باغ ها زنده شده اند و ساقه ها به نشان بیداری دهن دره می کنند و گل ها راهشان را به سمت نور و حیات کش می‌دهند. منی می دانم که در این روزهای کبود، ما را فراموش نمی کنی .
    ببخشید بهار جان، سرنخ کلام از دستم رفت ، کلاف جملاتم به هم پیچید. خودم هم نمی دانم چه نوشتم. مثل سالی که گذشت. مثل حال مردمم. مثل برنامه ریزی های مسوولین. مثل همه چیز و هیچ چیز، امسال چقدر کلاف سر در گم روی دستمان ماند .
    نمی دانم گره گشایی هم جزو صفاتت بود یا نه؟ اگر هست و اگر آمدی و من نبودم که یادآوری کنم، فکری هم به حال کلاف هایمان کن….

  • ما هستیم که به زندگی معنا می دهیم

    ما هستیم که به زندگی معنا می دهیم

    مردم در حال خرید شب عید برای سال جدید و پرسه زدن در خیابان بودند. شور و شوق بسیاری برای خانه‌تکانی و مهیا کردن همه چیز به بهترین شکل داشتند. تدارک سفر می‌دیدند و با خانواده و دوستان و آشنایان هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دادند ولی امسال همه‌چیز رنگ و بوی دیگری گرفته است.
    به ندرت کسی درباره‌ی نوروز سخن می‌گوید. همه درباره‌ کرونا صحبت می‌کنند. بیماری جدید و نسبتا ناشناخته‌ای که هنوز درمان و خاصی ندارد و واکسنش هم در دسترس همهگان نیست و به دلیل شیوع بالا و خطرات و نگرانی‌های بسیار، همه را از هم دور کرده است.
    برای جلوگیری از شیوع بیماری و قطع زنجیره‌ی انتقال و حفاظت از جان خود، فعلا مجبور به حفظ خیلی از مواردی هستیم که قبلاً نبودیم ، تا این روزهای سخت بگذرد و سایه‌ی بیماری از کشورمان رخت بربندد.
    در این روزهای سخت همه چیز از سبک زندگی ‌، کارهای روزمره‌، تعامل‌مان با همسر، فرزندان و خانواده و دوستان‌مان دچار تغییر و دگرگونی شده است.
    در این روزها دیدارمان با عزیزان بعضا از طریق ویدئوکال و نرم‌افزارهایی مثل اسکایپ و واتس‌اپ شکل می‌گیرد و حتا کلاس‌ها و امتحان‌های بچه‌ها نیز به صورت آنلاین برگزار می‌شود و نوروزمان نیز دیگر رنگ و بوی نوروز را ندارد.
    در این روزهای جدایی نیاز به برنامه‌ریزی داریم، چرا که سبک‌زندگی‌مان به شدت دچار تغییر و دگرگونی گردیده است. مدارس تعطیل شده، اکثر افراد موقتا خانه‌نشین شده و یا دورکاری می‌کنند و ساعت خواب و بیداری افراد خانواده نیز تغییر کرده است.
    چند نکته از منظر روانشناختی برای کاهش استرس در این دوران و بهره‌مندی بیشتر لازم به ذکر است. مهم‌ترین نکته اینکه شرایط فعلی را به سان یک فرصت بنگریم، نه تهدید.

    حال سوال اینجاست که چطور می‌شود به این روزهای سخت و تلخ و متفاوت معنا داد؟

    شاید مهم‌ترین قدم ما در این روزها همین باشد. اینکه من به عنوان یک مادر، یک پدر، یک فرزند و یک عضو جامعه، در این روزها چه قدم یا قدم‌هایی را می‌توانم برای رشد خودم و حال بهتر خودم، خانواده و جامعه بردارم؟
    بپذیریم که ما در برابر دیگران مسئولیت داریم و هر کدام در هر جایگاهی که هستیم سعی کنیم نقش خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کنیم.
    بسیاری از دوستان را سراغ دارم که این‌روزها در فضای مجازی به فعالیت‌های عام‌المنفعه می‌پردازند و برای نیازمندان کمک‌هزینه جمع‌آوری و به خیریه‌های معتبر کمک می‌کنند. بسیاری در منزل کار می‌کنند، مطلب می‌نویسند، به خلق آثار هنری می‌پردازند، مطالعه می‌کنند، فیلم می‌بینند، آشپزی می‌کنند، نان می‌پزند و به ورزش و هزاران کار دیگر می‌پردازند.
    ما نیز می‌توانیم با توجه به شرایط زندگی‌مان، این زمان را غنیمتی بشماریم و به کارهایی بپردازیم که شاید سال‌هاست دوست داشتیم و فرصتی برای انجامش نداشتیم. هنری به صورت آنلاین بیاموزیم، از موزه‌ها و نقاط دیدنی ایران و جهان به صورت مجازی دیدن کنیم.
    به آشپزی، بازی و شادی با افراد خانواده بپردازیم و به این روزهایمان رنگ و بویی دیگر دهیم تا استرس و اضطراب ناشی از بیماری و اخبار بد در ما کاهش یابد و علاوه بر آن، این درس بزرگ را به خود و اطرافیانمان بدهیم که این ما هستیم که به شرایط معنا می‌دهیم و نوع نگاه ما می‌تواند شرایط، سبک‌زندگی و معنای زندگی ما را نیز تغییر دهد و ما را در جهت رشد بهتر و زندگی رضایت‌مندانه‌تر در هر شرایطی هدایت کند.
    پس، ای مقلّب، قلب‌هایی را که سیاهند و این لطافت‌ها را نمی‌بینند منقلب کن.
    ای محوّل، آنانی را که باید تحول‌آفرین باشند و نیستند و نمی‌گذارند، متحول کن.
    ای مدبّر، به ما تدبیر برسان. ما به باران تدبیر تو نیازمندیم. بر زمین خشک ما تدبیر بباران. ما از سیل تدبیر نمی ترسیم.
    این کشور و مردم آن شایسته احسن حالند؛ پس حالشان را خوب کن!

  • نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

    نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

    یکسال است که دل سیر همدیگر را ندیده ایم . او به نو بهار دلخوش است و از پس سرمای زمستان سر بر می آورد و جوانه می زند و شکوفه می دهد برایش فرقی نمی کند که ما سالها بدتر از ویروس کرونا به سرش آورده ایم. درختهایش را سوزانده ایم. نفسش را با اگزوز ماشینهایمان و دود کش های کارخانه هایمان بریده ایم . حیواناتش را منقرض کردیم و با فاضلاب و زباله هایمان آب خوش نگذاشته ایم که از گلویش پایین برود. او مانند ما نق نمی زند و غر نمی زند صبح به صبح استوری نمی کند آی دنیا من و شما یک مشت بدبختیم . دیشب باد آمد یکی از درختهایم شکست . برف آمد شکوفه هایم یخ زد . امروز کمر یکی از کوه هایم را ماشینهای سنگبری بریدند. او تن خسته و آسیب دیده از ما را به دست باد نوروزی می سپارد تا غبار از چهره اش بزداید و تن آلوده از زباله های ما را زیر بارش باران می شوید تا برای ادامه حیات آماده شود . او با صدای پرندگان سرخوش و از دیدن تلاش حیوانات برای ادامه زندگی سرمست می شود . درختان را صدا می کند تا روزگار را به عطر گلهایشان معطر و به رنگ جوانه هایشان مزین کنند. طبیعت در مقابل همه این سختی ها سختی های که ما به او تحمیل می کنیم دوام می آورد و شاداب زندگی می کند. شاید گلی که از زیر یک سنگفرش یا آسفالت بیرون زده بهترین نماد مقاومت و تلاش زمین برای ادامه حیات و بالندگی باشد. چیزی که ما مدتهاست فراموش کرده ایم .ما بخشی از این طبیعت هستیم با همان استقامت ، با همان اندازه توانایی برای تاب آوری و تحمل. درست یکسال است که زیر سایه هولناک بلای طبیعی یا شاید هم دست پرورده انسانی کرونا زندگی می کنیم . و روابطمان بخاطر این بیماری کم شده و هرچه از دنیای حقیقی دور شده ایم در دنیای مجازی بیشتر غرق شده ایم شاید در این یکسال بیشتر خبر خوانده باشیم و در صفحات اینستا گرام ،تلگرام واتس آپ، فیسبوک و …. پرسه زده ایم راست و دروغ را خوانده ایم از اینجا به آنجا برده ایم و اعصاب روان بهم ریخته از مصیبت کرونا را به ریخته تر کرده ایم و یاد گرفتیم که بیشتر به جای درمان از دردها بگوییم و حال همدیگر هرروز بدتر کنیم . در همه زمینه ها کارشناس شویم و به راحتی ساده لوح باشیم و هرچیزی را بپذیریم و اجازه بدهیم نا امید تر و ناتوان تر شویم در حالی که در بلا باید به هم امید دهیم . انگیزه دهیم راه درست نشان دهیم نه اینکه بنشینیم که و رقابت مجازی در انتشار مرگ دیگران، اخبار خلاف واقع و…. داشته باشیم .
    مثال ما در شرایط یکسال گذشته چونان درختی است که تنه قطورش را بریده اند اما از کنار کنده بریده اش شاخ های جوان می روید و حیاتش ادامه می یابد و ما به عنوان بخشی از طبیعت توان روییدن و زندگی شاداب را داریم به شرط آنکه هر روزمان به آه و ناله نگذرد که ناله ها ریشه حیات را می خشکاند باید راه هایی نالیدن را بست و به امید چون زمین، خانه را از نو ساخت که ما اگر نوروز را جشن خود می دانیم از آن روست که خود را بخشی از طبیعت مقاوم می دانیم که راهی برای شادابی می یابد و به حیاتش ادامه می دهد و همین است که سالها از پس حمله ها و سختی ها بر آمده ایم و هنوز هستیم. ما چون زمین از پس طوفان های این زمستان سرد بهاری نیکو را درک خواهیم کرد.

  • سالی که گذشت

    سالی که گذشت

    همه این تعابیر را می شود برای تک تک روزهای این سال سیاه و خوش بینانه ترش این سال خاکستری به کار برد. سال خاکستری که ماسک به صورت داشت، دست هایش بوی مایع ضدعفونی کننده می داد و برای برخی لباس سیاه سوگواری به تن کرده بود. کرونا سایه سنگین و بزرگ و کلافه کننده اش را بر ما و روزها و شب هایمان انداخت و بختک اندوه و ترس و غم هایش با ما در تک تک روزهای سال آمد.
    آدم های زیادی را از دست داده ایم. هنرمند و شاعر و روزنامه نگار؛ همسایه و دوست و فامیل. همه گیری کرونا به اضطراب روزهایمان اضافه شد، با موج دلار، اوج گرفت، همراه با بیم و ترس از آینده، به امروزمان چنگ انداخت و دلهره مدامش را سر سفره های کوچکمان آورد. با تورم، جولان داد، به نرخ بیکاری و اشتغال دامن زد، کسب و کارهای تازه جان گرفته را از رمق انداخت و پا به پای آلودگی هوا، نفسمان را گرفت، مثل فقدان زاینده رود غمگینمان کرد، مثل گرانی، بیداد کرد.
    کرونا درهای مدرسه را بست، مرزها را دورتر کرد، دور پارک هایمان حصار کشید، صدا، تصویر، حرکت را از سینماهایمان گرفت، بهار و تابستان و پاییز و زمستانمان را سوت و کور کرد…
    اما ما گذر کردیم، با تعدادی کمتر و اندوهگین تر، گذر کردیم و حالا اینجاییم؛ در آستانه قرنی جدید، آماده ورود به سال دو صفر، با تجربه هایی از فاصله گذاری اجتماعی، لبخندهای پشت ماسک، دورنشینی ها و ارتباطات آنلاین تر؛ ما انسان های روزگار کرونا هستیم، خسته و رنجور با عظیم ترین ترس ها از موذی ترین و ناشناخته ترین ویروس کوچک جهان؛ انسان هایی که شاید باید یاد می گرفتیم فاصله با آدم ها را حفظ کنیم، باید یاد می گرفتیم همه چیز در اراده ما نیست و جهان می تواند بسیار غیرقابل پیش بینی تر از آنچه باشد که فکر می کردیم. باید یاد می گرفتیم که دست های آلوده، کار دستمان می دهد، که همه ما به هم وصلیم و اگر یکی درگیر شد، می تواند دیگرانی را نیز درگیر کند. یاد گرفتیم گاهی باید برویم در قرنطینه، در انزوای کند و کاو در خود؛
    کرونا یادمان داد خانه امن ترین جای دنیاست. ما آدم های بیرون آمده از قرنطینه، دیگر آن آدم های سابق نیستیم، آدم هایی که ترس ماسک نزدن و مبتلا شدن را با خود به خواب هایمان برده ایم، ما بزرگ ترهای نسلی که کودکانش از پارک رفتن هراس دارند، دست هایمان که فراری از همدیگر است، آغوش هایی که فراری از یکدیگر است، ما آدم هایی که باید در آسانسور سکوت کنیم و حرفی رد و بدل نکنیم تا امکان انتقال ویروس کمتر باشد، ما آدم هایی که باید با فاصله یک و نیم متری هم بایستیم و چیزی از دست هم نگیریم، جمع هایمان را محدود کنیم، پدر مادرهایمان را کمتر ببینیم، همشاگردی هایمان را نبینیم…
    این است زندگی مسالمت آمیز با کرونا، این بود سالی که گذشت…

  • نوارکاست یک سال عمرم با صدای کرونا

    نوارکاست یک سال عمرم با صدای کرونا

    می‌نویسم «جامعه 18 اسفند 99» یا «اصفهان 19 اسفند 99» اما اگر در صفحه پوشه صفحات همه اعضای روزنامه را نگاه کنید نام‌گذاری و تاریخ‌نویسی صفحات من با بقیه یکی نیست؛ مثلا همین دیروز به جای «جامعه-18 اسفند» نوشته بودم «جامعه 18 بهمن» یا چند روز پیش نوشته بودم «اصفهان- 14 دی» یا ماه پیش نوشته بودم «رویداد- 3 مرداد» و …
    نه اینکه فکر کنید حواس‌پرت هستم ها نه (البته که حواس‌پرت هستم بدم حواس‌پرتم و الکی ادای حواس‌جمع‌ها را درمیاورم) ولی قصه این شلختگی‌های ذهنی من در نام‌گذاری پوشه‌های صفحات روزنامه جنس دیگری دارد که با حواس‌پرتی‌های روتین مینا تومنی دو زار فرق می‌کند. اینها حواس‌پرتی‌های کرونایی است و از روزی شروع شد که به خاطر کرونا خانه‌نشین شدیم. اولش کیف می‌داد و لذت بخش بود اما همان اسفندی که باید ختم به تعطیلات نوروز می‌شد و هوای تازه‌ای پس از مدت‌ها به کله‌ام می‌خورد را از دست دادیم. مدت‌هاست آن حال و هوا را استنشاق نکرده و به درون ریه نکشیده‌ام همین است که هر روز وقتی تقویم را چک می‌کنم با خودم می‌گویم واقعا الآن اسفند شده؟ بهمن تمام شد؟ دی گذشت؟ آذر کی بود؟ شب یلدا کجا بودم؟ و از همه بدتر اینکه آخرین باری که باغ رضوان رفتم تا بنشینم سر قبر بابا منوچهر بغض کنم و هیچی نگویم را هم خاطرم نیست. ای لعنت بمن!
    بله من حواس‌پرت بودم اما حواس‌پرت‌تر شده‌ام چون زورم به زندگی در دوران کرونا هنوز نرسیده است و یک سال بدون محاسبه، تنها مانند یک نوارکاست خالی به آرشیو سن من اضافه شد و بس.