به گزارش مجله خبری این هفته؛ رییس اداره توسعه فرهنگ شهروندی با اعلام این خبر گفت: تفاهم نامه ای فی مابین معاونت پرورشی اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان و معاونت اجتماعی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان منعقد شد که هدف آن تکمیل طرح کلاس شهر با انجام یک سری فعالیت ها و رویدادهای مشترک بود که بر همین اساس برنامه ای با عنوان ” بهار دلنشین” تهیه و تدوین شد.
احمد رضایی افزود: “بهار دلنشین” یک مجموعه اینترنتی و برنامه ای ترکیبی- تلفیقی است که در ایام نوروز از 1 تا 13 فروردین رأس ساعت 19:30 در کانال شاد آموزش و پرورش بارگذاری میشود.
وی تصریح کرد: هر قسمت از این مجموعه 13 قسمتی در 30 دقیقه تولید شده که آیتم های مختلفی از جمله اجرای محمد نریمانی با نام مستعارِ ممد آقا، ترانه و سرود، استندآپ کمدی، سایه بازی با دست، آیتم های کودک و مهمان را شامل می شود.
وی ادامه داد: بر اساس مفاد طرح کلاس شهر در آیتم مهمان، افرادی همچون پارک بانان، آتش نشانان، پلیس راهور، پلیس فتا و افرادی مرتبط با موضوعات محیط زیست و اخلاق شهروندی به برنامه دعوت و با آنها گفتگوی کوتاهی پیرامون موضوع مربوطه انجام می شود.
وی با بیان اینکه در این مجموعه سعی کرده ایم از برنامه های ترکیبی – تلفیقی نوروزی استفاده کنیم، خاطرنشان کرد: مخاطب این برنامه عامه مردم از کودکان و نوجوانان و خانواده ها می باشند.
نویسنده: فاطمه توسلی
-

مهمانی نوروزی در “بهار دلنشین”
-

امدادرسانی به سه شهروند توسط اکیپ های گشت راهداری استان اصفهان
به گزارش مجله خبری این هفته به نقل از روابط عمومی اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان اصفهان، امروز پنج شنبه همزمان با پدیده طوفان شن در محور اصفهان_ نایین, معاون راهداری استان در حین بازدید از محورهای تحت تاثیر طوفان شن، متوجه تصادف دو خودرو سنگین بعد از پلیس راه سگزی شد. در اثر این تصادف دو خانم و یک کودک آسیب دیده و در خارج از محور منتظر امدادرسانی بودتد. با توجه به شدت وزش باد و طوفان بلافاصله مصدومان با کمک راهداران به خودرو راهداری انتقال یافتند.
معاون راهداری استان نیز که در محل حادثه حضور داشت ضمن اطلاع به مرکز مدیریت راه های اداره کل راهداری وحمل و حمل و نقل جاده ای استان و دستگاه های امداد جاده ای امدادی؛ نسبت به انتقال خودروهای اسیب دیده به خارج از محور و پاکسازی سطح راه و برقراری تردد ایمن اقدام کردند. در همین حین با حضور نیروهای امدادی اورژانس و هلال احمر راهداری مصدومان به آمبولانس منتقل و جهت تکمیل مراحل درمان به مراکز درمانی اعزام شدند. -

چگونه اعتماد خود را به سقف بچسبانیم
با ایرادگیر درونی خود طرف شوید
جو امرسون مربی اعتمادبهنفس میگوید: “همه ما صدای ترسنهادی در درونمان داریم که مدام ورور میکند و میگوید ما خوب نیستیم، اما فقط یک طرف همه چیز را میبیند و من متوجه شدهام که بیشتر اوقات هم دروغ میگوید”. جو به ما توصیه میکند یاد بگیریم حواسمان به این ایرادگیر درونی و آنچه میگوید باشد.
توصیه او: “هرچه ایرادگیر درونی میگوید را بنویسید و بعد از خودتان بپرسید برعکس آن چیست یا چطور میشود برخلاف آن فکر کرد. بعد این فکر و ایدهٔ برعکس را انتخاب کنید و آن را با خودتان تکرار کنید و تصمیم بگیرید که آن را باور کنید”.
از خودتان بپرسید “چرا این صدای درونی اینقدر منفی است”؟
فرانسیس میگوید: “اگر اعتمادبهنفس را همچون کنش در نظر بگیریم، خودباوری احساسی است که باعث چنین کنشی در ما میشود”.
پس اگر فکر میکنید کاری را نمیتوانید انجام دهید فکر کنید که چرا چنین احساسی دارید: “شما با خودباوری ضعیف به دنیا نیامدهاید، این احساسی است که با آنچه به ما گفتهاند و با همه تجربههای ما از روزی که به دنیا آمدهایم، شکل گرفته است. از دوران مدرسه، خانواده، معلمهای دینی و شبکههای اجتماعی، یعنی همه تجربهها، اگر این تجربهها منفی باشند اثراتی منفی هم بر ما به جا گذاشتهاند. ببینید این اثر منفی از کجا سرچشمه گرفته است و ریشههای سرزنش خودتان را بکاوید و پیدا کنید!”.
شاید این ضربالمثل قدیمی را شنیده باشید “بدبختی، بدبختی میآورد” در مورد منفیگرایی و افکار منفی هم همینطور است. مثبت فکر کنید. آسان نیست. برای رسیدن به این مقصود توصیه میکند: “قبول کنید که تغییر صدای منفی درونی یکباره اتفاق نمیافتد و جریانی است که نیاز به زمان دارد. نیاز به شجاعت و پیگیری دارد و به حمایت هم نیاز دارید و این خیلی مهم است”.
او اضافه میکند: “پیش رفتن با قدمهای کوچک بهتر از ماندن در موقعیتی است که آن را نمیخواهید”.
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید
“مقایسه کافی است! مقایسه کردن افکار درونی خودتان با تصویر بیرونی دیگران راه بیبازگشتی برای رسیدن به کمبود اعتمادبهنفس است چون واقعیت درونی خود را با تصویر بیرونی که افراد از خودشان نشان میدهند مقایسه میکنید. به احتمال زیاد داستانهایی دربارهٔ دیگران از خودتان میسازید چون خبر ندارید آنها در واقع چه تجربههایی را از سر میگذرانند و چه میکنند”.
توصیه او این است:”ایست! تصمیم بگیرید تا با سرعت خودتان پیش بروید، از دیگران الهام بگیرید اما خودتان را با آنها مقایسه نکنید. اگر زندگی را میدان رقابت نبینید خودباوری شما بیشتر میشود چون بر مبنای آنچه هستید عمل میکنید و تلاش نمیکنید که خودتان را مدام به دیگران ثابت کنید”.
کارهای ارزشمند انجام دهید
جو میگوید: “اولین مربیام به من گفت اگر میخواهی اعتمادبهنفس بالایی داشته باشی باید کارهای ارزشمندی (برای خودت و دیگران) انجام دهی. حق با او بود، کارهای ساده مفیدی که برای خودم انجام میدادم خودباوری مرا تقویت میکرد و من هنوز هم از این توصیه استفاده میکنم”.
“پیادهروی کنید، برای فرد نیازمندی چای بخرید، در را برای دیگری باز نگه دارید، هر وقت لازم است بگویید نه، نخدندان را فراموش نکنید، تا میتوانید سبزیجات بخورید، خودتان را به یک شکلات گرم مهمان کنید، مراقبه کنید، به دوستی زنگ بزنید، کتاب خوبی بخوانید، شب زود بخوابید، موقع خرید چند تا چیز اضافی برای گذاشتن در صندوق نیازمندان بخرید، با انجام کارهایی که برای خودتان و برای دیگران مفید است و فقط با حس شادمانی ناب انجام دادن آنها اعتمادبهنفس شما تقویت میشود، با هر کار کوچکی که هر بار انجام میدهید”.
تواناییهای خود را منصفانه ارزیابی کنید
فرانسیس میگوید: “شما حق دارید که حس خوبی در مورد خودتان داشته باشید، مورد احترام قرار بگیرید، امنیت داشته باشید و نظرات خود را بیان کنید. شما حق دارید از موقعیتهایی که احساس بدی در مورد خودتان ایجاد میکند، فاصله بگیرید و خودتان را از دست خونآشامهای عاطفی که مثبتاندیشی و اعتمادبهنفس شما را میمکند و در عوض هیچ چیز به شما نمیدهند، خلاص کنید”.
“هر زنی تواناییها و مهارتهایی در طول زندگی به دست میآورد. از تلاش برای ادامه زندگی پس از خشونتها و بدرفتاریها تا اداره امور خانوادگی، و در کار و تحصیل. این مهارتها را بشناسید، آنها را یادداشت کنید و از همه آنها به نفع خودتان استفاده کنید”.
نگذارید ترس شما را عقب بنشاند
جو میگوید: “ده سال پیش بهترین دوستم خودکشی کرد و همان موقع دریافتم که مبتلا به سرطان پستان شدهام. این اتفاقها ناگهان مرا از خواب بیدار کرد. تا آن زمان گویی در خواب زندگی میکردم و از ترس کرخ شده بودم. وقتی ترسناکترین چیزی که ممکن بود اتفاق بیفتد را تجربه کردم، فکر کردم این همه سال برای چه اینقدر نگران بودم؟”
-

بالاخره کی راحت می شویم
حال اگر واکسن آن معجزهای نباشد که همه در انتظارش هستند آن وقت چه؟ درست است که واکسیناسیون گسترده میتواند نقشی کلیدی در کنترل بیماری داشته باشد اما به نظر میرسد تا خط پایان راه زیادی باقی است و استفاده از روشهای بهداشت عمومی مانند فاصلهگذاری اجتماعی باید همچنان مد نظر باشد. اما چرا احتمالا یک مبارزه طولانی با همه گیری کرونا در پیش است؟
یک: راه طولانی تا واکسیناسیون گسترده جهانی
با وجود پیشبینیهای خوشبینانه در کشورهای توسعه یافته و ثروتمند در مورد رسیدن سریع به سطح قابل قبول واکسیناسیون همگانی، برخی تخمینها به ما میگویند که ما در بهترین حالت حداقل سه سال تا واکسیناسیون گسترده جهانی فاصله داریم. البته این پیشبینی موانع احتمالی برای دسترسی به واکسن از جمله قیمت واکسن در کشورهای در حال توسعه و فقیر یا موانع سیاسی را در نظر نمیگیرد و هنوز مشخص نیست آیا در نهایت همه مردم توان دسترسی به واکسن را خواهند داشت یا نه. اگر تعداد زیادی از مردم واکسن دریافت نکنند چرخه بیماری و مرگ و میر ناشی از آن افت چشمگیری نمیکند.
دو: درباره واکسنهای کرونا
اثربخشی و بی خطر بودن واکسنهای کرونای تولید شده توسط شرکتهای فایزر و مدرنا در مطالعات بالینی تایید شده است. اما هنوز سوالهایی وجود دارند. مثلا آیا این واکسنها جلوی عفونت بدون علامت را هم میگیرند یا تنها از بیماری آشکار جلوگیری میکند؟ آیا این واکسنها جلوی انتقال بیماری به دیگران را هم میگیرند؟ یا اینکه طول اثر این واکسنها در بدن چقدر است؟ در مورد سوال آخر میدانیم که به طور کلی با گذر زمان اثر واکسنها کاهش مییابد. به همین دلیل مثلا هر ۱۰ سال یکبار واکسن کزاز را تکرار میکنیم. اما تا این لحظه دقیقاً نمیدانیم که واکسن کرونا چه مقدار ایمنی ایجاد خواهد کرد. این مسئله دسترسی و تولید واکسن را پیچیدهتر میکند چرا که اگر واکسن ایمنی طولانی مدت ایجاد نکند به تعداد بسیار بیشتری واکسن نیاز خواهیم داشت. این یعنی زمان دسترسی همه به واکسن و رسیدن به ایمنی کامل طولانی تر خواهد شد.
سه: معضل باورهای غیرعلمی
به طور کلی اثر بخشی واکسنها در بعضی افراد مانند افراد مسن، کودکان خردسال و افراد با بیماری ضعف سیستم ایمنی کمتر از حد انتظار است. این بدان معنی است که تعداد زیادی از مردم حتی با دریافت واکسن موثر هنوز در معرض خطر ابتلا به بیماری هستند. البته با انجام واکسیناسیون گسترده عمومی می توان به سطحی از ایمنی جمعی رسید که همه افراد در معرض خطر را به صورت نسبی ایمن نماید. اما باید در نظر داشت گروهی از مردم به دلیل اطلاعات نادرست و باورهای غیرعلمی واکسیناسیون را مضر میدانند. این عده حتی در صورت وجود واکسن موثر از آن استفاده نخواهند کرد. این رفتار میتواند مانع دسترسی به سطحی از ایمنی جمعی شود که گروه های پرخطری که نام برده شدند مانند افراد مسن را محافظت نماید. این یعنی طولانی شدن همهگیری و ابتلای و مرگ و میر بیشتر ناشی از کرونا.
چهارم: مسئله جهش ویروس
همه ویروسها در طول زمان جهشهایی دارند اما وقوع جهشی در ویروس کرونا که واکسنهای فعلی را کم اثر یا حتی بیاثر کند خطری بالقوه است که در صورت وقوع باید واکسنهای جدیدی از ابتدا مورد بررسی و آزمایش قرار گیرند. این به معنای طولانی شدن مبارزه با همهگیری است. هماکنون نیز جهشهایی که در ویروس کرونا به طور خاص در بریتانیا و آفریقای جنوبی شناسایی شده، پرسشها و چالشهای تازهای را پیش روی مبارزه با این همهگیری قرار داده است.
مبارزهای طولانی در راه است
به نظر میرسد که جهان باید آماده یک دوره طولانی مبارزه با همه گیری کرونا باشد. در این مبارزه یک واکسن موثر، ایمن و در دسترس تنها یک جزو از لوازم نبرد با همه گیری است.
واضح است که این وظیفه دولتها است که با برنامهریزی بلندمدت شهروندان را از مخاطرات اقتصادی، اجتماعی و جانی این همهگیری محافظت کنند. بسیاری از مردم به خصوص اقشار آسیبپذیر و کم درآمد تا همین حالا به شدت از همه گیری کرونا آسیبدیده و بسیاری هم جان خود را از دست دادهاند.
برخی از کشورها در این مدت از شهروندان خود حمایتهای مالی اجتماعی گسترده به عمل آوردهاند تا اثرات همهگیری را کاهش دهند. این کشورها که با تکیه بر سرمایه اعتماد عمومی در کنترل بیماری هم موفق بودهاند از اطلاعرسانی شفاف و دستورالعملهای قابل قبول و قابل اجرا برای عموم بهره بردهاند. در بسیاری از کشورها هم تاکنون مردم از حمایت های مالی و اجتماعی برخوردار نبودهاند یا از کمک هایناچیزی برخوردار شدهاند. در این کشورها اطلاع رسانی شفاف نبوده است و دستورالعملهای متناقض به جامعه ارسال شده است.
در مواردی که دولتها توان یا اراده عمل به وظیفه خود را ندارند شاید شهروندان بتوانند با در نظر گرفتن سناریوی احتمالی دوی استقامت برای آینده آماده تر شوند. تک تک مردم با رعایت روشهای بهداشت عمومی مانند محدود کردن تماس اجتماعی، دریافت اطلاعات از منابع معتبر وانجام واکسیناسیون در صورت دسترسی به واکسن در این مبارزه طولانی نقش دارند. بدون همکاری دولتها و شهروندان پیروزی بر ویروس کرونا بسیار دورتر خواهد شد.
-

درخشش خبرنگار مجله خبری این هفته در جشنواره ملی ابوذر
به گزارش مجله خبری این هفته؛ دریا قدرتی پور؛ خبرنگار مجله خبری این هفته در ششمین جشنواره رسانه ای کشوری ابوذر که با حضور معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران برگزارشده بود توانست در بین خبرنگاران استان های کشور در رشته گزارش مقام دوم کشوری را ازآن خود کند.
این جشنواره با جمعآوری آثار برتر در دبیرخانههای استانی و معرفی آنها به بخش ملی کار خود را ادامه داد تا در نهایت از بین 20 هزار اثر در حوزههای تیتر، عکس، خبر، مصاحبه، یادداشت و مقاله، گزارش، مصاحبه، موشنگرافی و فیلم کوتاه 230 اثر برتر به بخش ملی راه یافت و برگزیدگان ملی جشنواره از بین این آثار انتخاب شدند.
مسعود بصیری، رئیس سازمان بسیج رسانه با اشاره به شرایط کرونایی حاکم بر کشور توضیح داد: با توجه به درگیری کشور با کرونا تصمیم گرفتیم برای ششمین دوره جشنواره رسانهای ابوذر بیشتر از پتانسیلهای فضای مجازی استفاده کنیم. با این وجود نزدیک 20 هزار اثر از استانهای مختلف کشور دریافت کردیم و شاهد فضای رقابتی خوبی بودیم.
وی ادامه داد: با وجود اینکه کرونا بر سطح فعالیت بسیاری از مشاغل سایه افکنده و آنها را کم کارتر کرده است اما فعالان رسانهای پرکارتر از قبل به پیش رفتهاند، اما به هر حال این وضعیت برای فضاب رسانهای کشور هم مشکلات زیادی به وجود آورده است.
رئیس سازمان بسیج خاطر نشان کرد: این بحران باعث شد تا فعالان رسانه به صورت شبانه روزی فعالیت داشته باشند و به جای دوری از خطر کرونا به وسط میدان بیایند و در زمانی که بیشتر فعالیتهای کشور تعطیل بود آنها اقدام به پوشش اخبار کنند. با وجود این زحمات آنطور که باید فعالان رسانهای دیده نشدند.
وی ادامه داد: باید اقدامات حمایتی از رسانه بیشتر شود و مشکلات بیمهای آنها حل شود، یارانههای که به مطبوعات اختصاص داده میشود کافی نیست حتی گاهی کمتر هم میشود. نمونه آن تصمیمی بود که دولت برای حذف آگهیهای دولتی گرفته بود و با واکنش اهالی رسانه منتفی شد.
در ادامه برنامه محمد خدادی، معاون مطبوعاتی وزرت فرهنگ و ارشاد از جنگ رسانهای غرب همزمان با شیوع کرونا در کشور گفت و توضیح داد: همزمان با شیوع این ویروس در کشور یک جنگ رسانهای هم آغاز شد، هدف این جنگ القای ناامیدی و ترس در جامعه بود و حجم انبوهی از اطلاعات و خبرهای نادرست به کشور وارد شد.
وی افزود: یکی از اهداف این اقدام تضعیف روحیه مردم بود. دشمنان با القای ناکارآمدی، سوء مدیریت، فساد و تبعیض به جامعه اهداف رسانهای و روانی خود را پیش میبردند. هدفشان هم چیزی جز نشان دادن ناکارآمدی در نظام نبود. اما در این میان رسانههای داخلی به مقابله پرداختند.
خدادی خاطرنشان کرد: لازم است با جریان تحریف و جهل مقابله شود و این موضوع نه تنها بر عهده رسانهها بلکه به عهده تمام مردم است. نباید اجازه دهیم این اقدامات منجر به ایجاد احساس نا امنی در جامعه شود، چرا که احساس ناامنی از خود ناامنی بدتر است.
وی ادامه داد: راه مقابله با این اقدامات عملکرد درست رسانهها است. رسانه ها باید مهارتهای تولید محتوا و اثر بخشی آن را افزایش دهند تا به این واسطه مخاطب را به سمت اطلاعات درست راهنمایی کنند و اطلاعات صحیح را در اختیار آنها بگذارند.
معاون مطبووعاتی با اشاره به درگیری یکساله کشور با بحران کرونا توضیح داد: در این یکسال درگیری با بحران کرونا اتفاقات زیادی را شاهد بودیم که هر کدام از آنها می تواند موضوع یک بازخانی مفصل باشد. به نظرم رسانهها نباید بیتفاوت از کنار این یکسال درگیری با کرونا عبور کنند و تلاش های همهجانبهنهادهای مختلف کشور برای مبارزه با کرونا را بازخوانی کنند.
وی افزود: نباید فراموش کنیم که از ابتدای درگیری کشور با کرونا نمیتوانستیم نیازهای کشور را وارد کنیم، بنابراین خودمان اقدام به تولید آنها کردیم و الان جزء 13 کشور تولید کننده واکسن هستیم.سردار حسن زاده فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ در ادامه این جشنواره به تأثیر فناوری های نوین بر افکار عمومی اشاره کرد و گفت: در کنار این فناوریها محتوایی که تولید میشود هم اهمیت بسیار بالایی دارد و برگزاری چنین جشنواره هایی بر ارتقای سطح کیفی این محتواها تأثیرگذار است.
وی افزود: امیدواریم با عبور از شرایط کرونایی حاکم بر کشور شاهد رشد و توسعه برگزاری این جشنواره باشیم.
در پایان برگزیدگان ششمین جشنواره رسانهای ابوذر به این شرح معرفی شدند:بخش گزارش
نفر اول: زهرا پوراسماعیل از ایلام
نفر دوم: دریا قدرتیپور از اصفهان
نفر سوم: سارا خدادای از سمنان
بخش مصاحبه
نفر اول: اشکان جهانآرای از مازندران
نفر دوم: مرضیه شیرخوان از لرستان
نفرات سوم مشترک: حمیدی از آذربایجان غربی و سیدجواد هاشمی از قم
بخش یادداشت
نفر اول: فاطمه کرمانی از تهراننفر دوم: صادق شهرکی از سیستان و بلوچستان
نفرات سوم مشترک: مهناز روزبهانی از همدان و کاظم گلخنی از هرمزگان
بخش خبر
نفر اول: مریم محمدی از تهران
نفر دوم: محمدجواد بحلولبندی از استان مرکزی
نفرات سوم مشترک: سعید شفیعی ثابت از گیلان و محبوبه بخشایشنیا
بخش عکس
نفر اول: اکبر قاسمپور از مازندران
نفر دوم: سعید قاسمی از آذربایجان شرقی
نفر سوم: هاشم عرفانمنش از فارس
بخش فیلم کوتاه و مستند
نفر اول: مهران یاراحمدی از لرستان
نفر دوم: عبدالله نجفی و مهدی فاطمیان از بوشهر
نفر سوم: ابوالفضل سلیمی از قزوین
بخش موشنگرافی
نفر اول: محمدحسین اویسی از تهران
نفر دوم: مهدی علینیا از گیلان
نفر سوم: خداکرم جمالی از بوشهر
لازم به ذکر است، محورهای این جشنواره عبارت بودند از: دفاع مقدس و جبهه مقاومت، اقتصاد مقاومتی، رونق تولید، مبارزه با آسیبهای اجتماعی، محرومیتزدایی، بسیج و حوزههای اقدام، مسائل صنفی خبرنگاران، بصیرت و دشمنشناسی، دستاوردهای انقلاب اسلامی، موضوعات آزاد اجتماعی و بیانیه گام دوم، کرونا و کمک مومنانه.
-

نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود
انگارنگاه نویسنده ها، دنیایشان و عاشق شدنشان با آدم های عادی فرق دارد. آنها بی تفاوت از آدم ها رَد نمی شوند. دنیای آنها دنیای آدم بزرگ ها و بچه های قصه هایشان هست. شما كه غریبه نیستید فاطمه شوشتریان، کسی که واقعیت زندگی را با واژه ها نشان می دهد. خیلی صریح و بدون هیچ كنایه و استعاره . در اول بهمن سال 1340 بدنیا آمده و فرزند پنجم خانواده است،به قول خودش تقریباً از زمانی که یاد گرفته بنویسد:آن مرد آمد،آن مرد با اسب آمد، بر روی هر چیزی که جلو دستش بوده مینوشته؛ نسخه دکتری که پدرش برای دندان درد دکتر رفته بوده ، پشت جعبه کفش عید که مادرش برای عید خریده بوده ، روی نیمکت چوبی پر خش کلاس درس و روی کاغذ آدامس خروس نشان ؛ قصه او قصه نوشتن است . و خیلی دور خیلی نزدیک تو را می برد به سرزمین سحرآمیز خیال و واقعیت آنجا که آدم ها و اتفاق هایشان یک آن تو را تنها نمی گذارند. با او در خانه اش قرار گذاشتیم، در کنار زوجی که هر دو فرهنگیند. سعید حافظی، همسر خانم شوشتریان، فرزند اول خانواده است،او هم در کوچه پس کوچه های دروازه دولت اصفهان در خانه ایی که به قول خودش، هنوز عطر یاس امین الدوله و زنبق های آبی باغچه پای حوضش او را به دوران کودکی وصل می کند بدنیا آمده، در در دهه شصت کتابفروشی و انتشارات نیما را داشته و هر روز صبح برای سلام و صبح بخیر به تک تک قهرمانان کتاب های درون قفسه ها ی مغازه، خود را با شتاب به درگاه مغازه میرسانده ، اما جبر روزگار و اجبار مخارج زندگی در سال 63 او را مجبور کرده تا کار دیگری پیشه کند و در حال حاضر مترجم است و در کنار همسرش مشغول تالیف و ترجمه کتاب . بی تکلف و آداب خاصی این زوج از ما پذیرایی کردند و در کنار یار مهربان گل گفتیم و گل شنیدیم. مصاحبه زیر ماحصل حدود دو ساعت گفت و گوی ما با این زوج دوست داشتنی است.
خانم شوشتریان از چه زمانی متوجّه شدید که به دنیای نویسندگی وارد شده اید؟آیا در کودکی و نوجوانیتان فکر میکردید که نویسنده شوید؟
من از زمانی که اسم خودم را فهمیدم علاقه زیادی به نوشتن داشتم و بهترین نمراتم در زمینه ادبیات بود. یادم می آید یک روز موضوع عصرپاییزی را به ما دادند و من خودم را در یک باغ پاییزی حس کردم و این موضوع را نوشتم؛ اما معلمم باور نکرد و باز دوباره همان روز یک موضوع دیگر به من داد و باز نوشتم و خیلی مورد تشویق قرار گرفتم فکر می کنم نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود. ما هفت بچه بودیم و آن روزها که وسایل سرمایشی نبود ردیف روی پشت بام می خوابیدیم . من آن روزها به هوای اینکه می خواهم پشت بام را برای خنک شدن آب پاشی کنم دفترچه ام را برمی داشتم و زیر آسمان می نوشتم .
در دوره کودکی و نوجوانیتان کدام کتاب یا کتابها روی شما تأثیر گذاشتهاند؟ چهچیزی در این داستانها بود که شما را تحتتاثیر قرار میداد؟
در واقع من با قصهها و افسانههایی که پدربزرگ و مادر بزرگم برایمان تعریف می کردند بزرگ شدم. آنها ترانهها و متلها و افسانهها زیادی بلد بودند و گاه و بی گاه برایمان تعریف میکردند. این افسانه ها دنیای ما را می ساختند و ما با واژه ها رشد کردیم و بزرگ شدیم. من رستم و اسفندیار و سیاوش و قصه های ایرانی را دوست داشتم و اکنون هم برای کودکان داستان هایی را می نویسم که از گذشته دیرین ما برای ما به ارث گذاشته شده است.
یکی از کتاب های شما عاشقانه جنگ است درست است؟
بله شب های خاکستری را با موضوع جنگ نوشتم و حالا 28 ساله و هم سن پسرم است. دلیل اینکه نوشتن این کتاب این قدر طول کشید این بود که من در دهه 60 در روزنامه نوید کار می کردم و همان روزها بود که کتاب شعرم را گم کرده بودم و دلم می خواست درباره جنگ و رنج های آن دوران بنویسم ولی مدتی درگیر بچه ها و خانه شدم من در سال 1363 ازدواج کردم دو دختر و یک پسر ثمره ازدواج من و شوهرم است، او هم کتابفروشی روبروی هتل شاه عباس خیابان آمادگاه داشت . خانه داری ، شوهر داری، بچه داری وظایف هر زن متاهل هست و می خواستم همیشه فضای خانه را برای عزیزانم مکانی گرم و پر آرامش حفظ کنم، برای همین قلم برای مدتی لای دفترم بخواب رفت. اما همیشه احساس می کردم جسمم به روح نا آرامم که همیشه بدنبال آزادی و نوشتن بود بدهکار است. اکنون که کودکانم برای خود مادر و یا پدر شده اند، با خیالی آسوده از نو مینویسم. من با روح خود آشتی کردم.اما باز شروع کردم و این کتاب را به پایان رساندم این کتاب بسیار برای من عزیز است.این کتاب یک رمان عاشقانه است که توصیفاتش از شروع جنگ بوده و ادامه پیدا می کند.
ایدههای داستانهایتان چطور و از کجا به ذهنتان میرسد؟
ایدههای داستانهایم خودشان به سراغم میآیند. بعضیهایشان خیلی سمج هستند و من را ول نمیکنند و مجبورم میکنند بنویسمشان. بعضیهایشان هم آن قدر صبر میکنند که من بروم به دنبالشان. برای مثال کتاب دیگری دارم که باعث شد به مدت هشت ماه به جنوب و قشم برویم و آپارتمانی اجاره کنیم نام این کتاب رومینا است؛ این کتاب را من سال 96 تمامش کردم و به این خاطر که در فضای جزیره قشم رفتم تا تمامی واقعیت های مردم آنجا را ببینم و از نزدیک لمس کنم؛ این کتاب، عاشقانه نافرجامی است که بارها و بارها در اجتماع ما اتفاق افتاده و شنیده ایم ودیده ایم. این کتاب دررابطه با آسیب هایی است که به دخترها می خورد، من و همسرم هشت ماه با این کتاب زندگی کردیم تا به رشته تحریر درآمد.
متوجهام که هر نویسندهای همه داستانهایش را مثل بچههایش دوست دارد، تمام روایت هایتان واقعی است یا دنیای تخیل هم در آن حاکم است؟
بله دقیقا تمام داستان هایی که می نویسم مانند فرزندانم هستند و به نوعی هر بار یک زایش ذهنی دارم.
حالا از همسرتان که به نوعی ناشر بوده اند و با کتاب سر و سری داشته اند، هم باید این سوال را بپرسم که آیا زندگی با یک نویسنده سخت است؟ درباره این هم پا بودنتان بگویید.
آقای ناشر:خب یک جورهایی بله و یک جورهایی خیر چون من خودم عاشق کتاب هستم وفضای کتاب و نشر کتاب را دوست دارم و این موضوع چون نقطه عطف زندگی ما به شمار می رود تفاهم خوبی باهم داریم و باعث شده که در کنار هم وقت بیشتری را بگذرانیم و تجربه های لذت بخشی داشته باشیم. به هر حال یک رمان یا داستان دفعتا بروز نمی کند . همین کتاب شب های خاکستری که از اوایل جنگ شروع می شود و ماجرای مهاجرانی را می گوید که با حمله عراق به ایران در شهرهای مختلف پخش می شوند، داستانی است که نویسنده بارها و بارها با آن کلنجار رفته. به هر حال کار ما هم نشر بود و با این دنیا بیگانه نبودیم و برایم جالب بود که تکه هایی از این کتاب را برای اولین بار می شنیدم، به هر حال جالب است کتابی که در اندرون نویسنده پرورش می یابد تا موقعی که به زیور طبع آراسته می شود، مثل فیلمی است که در پشت صحنه با بازیگران و کارگردان به میزانسن برسد. ما هم پشت صحنه بودیم تا بعدا این فیلم به قاب تصویر دربیاید. می توانم این همپا بودن را به این شکل تشبیه کنم در واقع ما هم در پشت صحنه برای خانم نویسنده، چایی درست می کنیم(می خندد)چرا تصمیم گرفتید از نویسنده بزرگسال به سمت نویسندگی برای کودک و نوجوان بروید؟ چه چیزی شما را به انتخاب این مخاطب برای داستانهایتان علاقهمند کرد؟نوشتن برای کودکان و نوجوان چه جذابیتها و چه سختیهایی دارد؟
من کودکی بسیار خوبی داشتم، شنیدن قصهها و افسانهها از یک طرف و بازی با بچهها در کوچه و خیابان از طرف دیگر خود به خود مرا به این سمت هدایت کرد. بچه ها ذاتا داستان را دوست دارند و ما بزرگترها باید آنها را به این سمت سوق بدهیم. به نظر من جای داستان کودک به شیوه ای که در ذهن کودک بماند کم است . بچه های ما با اسطوره های آن طرف آب بزرگ می شوند و این در حالی است که ما ایران کهنی داریم با اسطوره های گرانبها . من خودم بچه داشتم و وقتی برای بچه ها قصه های قدیمی که پدر بزرگ و مادر بزرگ برای ما می خواندند و من همان داستان ها را برای بچه هایم و حالا برای نوه هایم می خوانم، خیلی بهتر از باب اسفنجی و بتمن و سوپرمن دوستش دارند. این داستان ها خیلی لطیف ترهستند و نوه من دوست دارد که باز هم برای او این داستان ها را تکرار کنم.
پس مشکل ما بچه ها نیستند؛ مشکل ما آن کنترل های بیرونی هستند که به بچه های ما خط مشی می دهد درست است ؟
متاسفانه بله. شرایط امروز باعث شده که والدین درگیرشوند و بالاجبارمسائل خانوادگی جامعه و شخصی در فرهنگ خانواده ها هم رسوخ کرده و در فضای ذهنی کودک تحمیل شده است. بیشتر خانواده ها حالا برای اینکه بچه را ارضا کنند، برایش اسباب بازی های جورواجور الکترونیکی می خرند در حالیکه کودک تنها یک ساعت با این اسباب بازی ها خوشحال می شود و بعد به زودی از آن زده می شود و در آخر دوست دارد که مادرش برای او قصه بخواند، داستانی که همراه با آرامش است نه استرس و با عجله. نمونه اش نوه خود بنده که سنش تنها یک سال و نیم است و هنوز بلد نیست حرف بزند، اما با همان زبان و روش خودش از من می خواهد که برایش کتاب بخوانم . ما سعی داریم می کنیم که آموزش بدهیم به کودکان اما قرار نیست به بزرگسالان هم آموزش بدهیم . آرزوی من این است که اجازه بدهند درد خودم و همدردم را بگویم .

آقای حافظی شما در این رابطه نظرتان چیست به نظر شما چرا ناشران ما به سمت چاپ کتاب های سخیف رفته اند؛ چرا ما دیگر با دوران طلایی داستان نویسی روبرو نیستیم؟
متاسفانه همینطور است به این خاطر که در حیطه نشر تنها آدم های انگشت شماری مانده اند که مشتاق این فضا بوده اند، آدم هایی که باید مته به خشخاش بگذارند و حالت بیزینسی برخورد نکنند، آنها باید توقعاتشان را پایین بیاورند و به نوع عاشق و شیفته باشند. به این خاطر که اگر بخواهند کتابفروشیشان را به فست فودی تبدیل کنند، بی شک با درآمدهای آنچنانی روبرو خواهند شد. برای آنها فقط عشق مانده و بس .این مقوله دوست داشتن و دلی است .
از عشق صحبت کردید آیا عاشق شدید و با خانم نویسنده ازدواج کردید ؟ از چه شروع شد ؟
خب از نوشته ها شروع می شود . استارت کاری ما از طریق کار بود و مقوله فرهنگ و کتاب. ابتدا با شعرهای ایشان آشنا شدم و به هر حال می دیدیم که چقدر به همدیگر نزدیک هستیم و نقاط اشتراک ما سبب شد که این اتفاق بیافتد. ابتدا از طریق اقوام معارفه کتابی بود و رد و بدل کتاب و موسیقی های قدیمی .
برای شما چطور خانم شوشتریان؟
به نظر من خدا انسان را با عشق خلق کرده و من به نوبه خودم اگر در زندگی عشق نداشته باشم، نیستم عشق است که رنگ و بوی و طعم زندگی و آرامش و علاقه و احساس بوجود می آورد و ما می توانیم آن را به بچه هایمان هم منتقل کنیم. به نظر من عشق اصلی ترین مساله زندگی است در حالیکه بیشتر خانواده ها به حاشیه ها بیشتر می پردازند. ما دو نفر از زمانی که ازدواج کردیم قرارمان این بوده که خودمان باشیم . از همان سن 19 سالگی که ازدواج کردم تا کنون تغییری به وجود نیامده و همیشه عشق بر زندگیمان گسترده بوده است.کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد، عقل محتاط است، اما عشق اینطور نیست؛ عشق می گوید خودت را رها کن، تمام گنج ها و خزاین ما در خرابه ها پیدا می شود هر چه هست در دل خرابه ها است و برد با عاشق است .قشون کشیدن در زندگی و پنجه کشیدن در زندگی ما را به جایی نمی رساند. متاسفانه چند سالی است که به خاطر مسائل مادی و اقتصادی معنویات کم شده و این را به عینه می توانیم ببینیم.شاید به همین خاطر است که عیدهای گذشته و سال هایی که در گذشته نو می شد برای بچه ها جذابتر بود. بچه های امروز دیگر آن شور و شوق را گذشته با آمدن روزهای نو ندارند.چه شکافی بین نسل ها ایجاد شده است؟
این موضوع به فرهنگ خانواده برمی گردد، به هر حال اتفاقات هنجار و ناهنجار در همه جا هست حال با آمدن کرونا و یا مشکلات اقتصادی . اما اگر بچه ها را وارد سنت ها کنید آنها از آمدنش لذت می برند. من همیشه بچه ها را برای خرید و چیدن هفت سین مشارکت می دادم و وقتی عید می آمد و سال تحویل می شد، به اندازه امکانات مالی که داشتیم هدیه ای تهیه می کردم و در کفش هایشان می گذاشتم و می گفتم عمو نوروز برایتان هدیه آورده . هنوز که هنوز است نوه هایم با این سنت آشنا هستند و برای همین عید را از ته دلشان دوست دارند و برایش لحظه شماری می کنند که عمو نوروز بیاید و به آنها هدیه بدهد.
نوشتن برای کودکان و نوجوانان چه تفاوتی با نویسندگی برای بزرگسالان دارد؟
نویسندگی برای کودک و نوجوان یک کار کاملاً تخصصی است. سهل و آسان نیست. تخصص میخواهد. دانش میخواهد. باید با زیر و بم دنیای کودکی آشنا باشید. باید بدانید مخاطب شما چه خواسته ای دارد. باید ادبیات را بشناسید و به آن احاطه داشته باشید.فرق ادبیات کودک و نوجوان با ادبیات بزرگسال در نگاهی است که به جهان داریم. وقتی به ادبیات کودک و نوجوان دست پیدا خواهیم کرد که جهان را از دریچه نگاه آنها ببینیم. نویسندگی برای کودک و نوجوان یک ریسک بزرگ است. راه رفتن روی طناب باریکی در ارتفاع بالاست. هر آن ممکن است نویسنده ای که شناخت کافی ندارد بلغزد و سقوط کند. ادبیات کودک و نوجوان پند و اندرزهای تکراری و کسل کننده نیست. درس نیست. ادبیات کودک و نوجوان پویا است. هیجان انگیز است. شیطان و بازیگوش است. عجیب و شگفت انگیز است. ایستا نیست. یک لحظه آرام و قرار ندارد. راست است. دروغ نیست. بی غل و غش است. درست مثل خود بچههاست. موجز و کوتاه و شیرین. بازیگوش و سرزنده. من حتی به رنگ های نقاشی هایی که قرار است در کتاب بیاید حساسم، به روان شناسی که در آن نهفته است و به آنچه که برای کودک جذاب است توجه دارم.
-

برای انتشار کتاب های ارزشی، با چالش های جدی مواجه هستیم
محمدحسن مردانی، کارمند معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و حائز رتبه دوم کشور در جشنواره ملی داستانک نویسی با محوریت قرآن و عترت، همزمان با آیین اختتامیه این جشنواره در شب بعثت نبی مکرم اسلام(ص) افزود: داستان، قالبی شبیه به زندگی واقعی انسان است، از این رو عموم انسان ها به طور طبیعی و فطری با آن ارتباط برقرار نموده و از طریق همذات پنداری با شخصیت های داستان، مفاهیم اخلاقی و تربیتی را از طریق آن فرا می گیرند.
وی با اشاره به اینکه بستر هنرهای جدید و اثرگذاری همچون سینما، تئاتر و تلویزیون نیز، داستان سرایی است، تصریح کرد: ورود نویسندگان خلاق و متعهد به حوزه ادبیات داستانی می تواند منجر به تولید آثار فاخر و اثربخشی شود که ضمن پرهیز از کلیشه های رایج در حوزه داستان، معضلات کشور و آسیب های اجتماعی را با نگاهی عمیق، خلاق و هنرمندانه به اعضای جامعه منتقل می نمایند.
مردانی، فیلم های بلند و کوتاه، مستندهای داستانی، موشن گرافیک و انیمیشن را قالبهای تصویری برشمرد که با تکیه بر متون داستانی در شهر اصفهان تولید شده و دستگاه های متولی فرهنگ، از طریق آن، به آموزش مسائل اجتماعی پرداخته اند.
وی با بیان اینکه برگزاری جشنواره های ملی و استانی در رشد و غنای هرچه بیشتر هنر و ادبیات کشور موثر است، اظهار داشت: جشنواره های ادبی از یک سو زمینه ای برای سنجش کیفیت و قضاوت فنی و محتوایی درخصوص آثار نویسندگان جوان به شمار می رود و از سوی دیگر، فرصت ارزشمندی را برای گفتگو، تبادل اندیشه و انتقال تجارب میان اصحاب قلم فراهم می سازد.
این داستان نویس اصفهانی به کاستی های موجود در برخی جشنواره های ادبی اشاره نمود و خاطرنشان کرد: برگزارکنندگان جشنواره ها باید علاوه بر داوری آثار و اعلام برگزیدگان، فرصتی را نیز به نقد کیفی آثار شرکت کننده و بیان نقاط ضعف و قوت هریک از آثار، اختصاص دهند تا زمینه رشد و تعالی بیشتر جوانان علاقه مند به عرصه هنر و ادبیات فراهم شود.
وی محدود بودن کارگاه های آموزشی و نشست های نقد و تحلیل آثار ادبی را یکی از کمبودهای مشهود در شهرستان های کشور ذکر نمود و گفت: در حال حاضر، اغلب نشست های شاخص ادبی و رخدادهای بزرگ هنری کشور، در تهران برگزار می شود از این رو هنرمندان و نویسندگانی که مایل هستند در اجتماع اصحاب هنر و قلم قرار گرفته و از دانش و تجارب آنها بهره مند شوند، ناگزیرند محل سکونت و فعالیت خود را به پایتخت انتقال دهند.
مردانی با بیان اینکه نخستین مجموعه داستانی خود را با محوریت خانواده و سبک زندگی ایرانی اسلامی با مشارکت انتشارات حدیث راه عشق و مرکز تخصصی خانواده در شهر اصفهان، راهی بازار کتاب نموده و مورد اقبال مخاطبان قرار گرفته است، افزود: دومین مجموعه داستانی خود را نیز که مشتمل بر 15 اثر با درون مایه اجتماعی است و همه آثار آن، در جشنواره های کشوری حائز رتبه های برتر ملی شده اند، آماده چاپ دارم.
وی با ابراز گلایه از نحوه تعامل برخی انتشاراتی ها با نویسندگان جوان و اصحاب قلم و اندیشه، تصریح کرد: چندین انتشارات خصوصی در کشور، این مجموعه داستانی را مطالعه نموده و با توجه به رتبه های کسب نموده در جشنواره ها، تمایل خود را برای چاپ آن اعلام نموده اند اما به هنگام عقد قرارداد، اغلب آنها توقع دارند خود نویسنده، بخش قابل توجهی از هزینه های طراحی و چاپ را تقبل کند که این امر با رسالت اصلی نویسنده که قلم زدن و خلق اثر هنری است، فاصله دارد.
دومین برگزیده جشنواره ملی داستانک قرآن و عترت، تعامل هنرمندان عرصه رسانه و تصویر با داستان نویسان کشور را موجب ارتقای کیفیت و غنای محتوایی آثار سینمایی و تلویزیونی برشمرد و عنوان داشت: تبیین دقیق هنجارهای اجتماعی و انتقال موثر آموزه های دینی و اخلاقی به اعضای جامعه، بیش از هرچیز، از طریق هنرهای نمایشی قابل اجراست از این رو تعامل داستان نویسان کشور با هنرمندان حوزه سینما و تلویزیون، می تواند به خلق آثاری ارزشمند و ماندگار منجر شود.مردانی تولید یک سریال تلویزیونی به نام «قصه های سیاه و سفید» و چندین فیلم کوتاه با محوریت داستان های اجتماعی و اخلاقی را از جمله تجارب خود در حوزه ادبیات نمایشی ذکر نمود و تصریح کرد: در کشورهای مختلف جهان، تولید فیلم و سریال براساس رمان های معروف و آثار شاخص داستانی، سابقه ای دیرین و رونقی فراوان دارد و تاکید بر آن، موجب استقبال بیشتر مخاطبان و فروش مناسب تر آثار سینمایی شده است، از این رو در کشور ما نیز لازم است سیاست گذاری مشخصی برای پرهیز از تولید آثار تصویری بر اساس متن های تکراری و غیرخلاق صورت گرفته و تولیدکنندگان آثار سینمایی و تلویزیونی، ارتباط عمیق تری با آثار داستان نویسان کشور برقرار کنند.
این داستان نویس به برگزاری نخستین جشنواره ملی داستانک نویسی با محوریت قرآن و عترت اشاره نمود و اظهار داشت: گسترش فضای مجازی و استفاده روزافزون شهروندان از شبکه های اجتماعی، به تولید محتوایی مفید، جذاب و در عین حال، مختصر و موجز نیاز دارد که از حوصله مخاطبان به دور نبوده و مفاهیم ارزشی را در کمترین زمان ممکن، به شکلی کوتاه و اثرگذار به خوانندگان منتقل نماید.
وی پایین بودن سرانه مطالعه و قرین نبودن عموم جامعه با ادبیات داستانی، رمان و داستان کوتاه را یکی از مسائل فرهنگی کشور برشمرد که حل آن، به پیگیری متولیان فرهنگی جامعه و برنامه ریزی و اجرای منظم سیاست های بلندمدت نیاز دارد و تاکید کرد: تمامی ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای کشور نظیر صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دستگاه های تربیتی همچون آموزش و پرورش و شبکه های اجتماعی و مراکز مردم نهاد باید برای ترغیب شهروندان به مطالعه و برافروختن شوق کتابخوانی در دل و دهن آنها، به کار گرفته شوند.
نخستین جشنواره ملی داستانک قرآن و عترت با شرکت 449 اثر از 200 داستان نویس کشور به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گلستان و با همکاری معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسه فرهنگی قرآنی کوثر گرگان برگزار شده و همزمان با شب بعثت رسول مکرم اسلام(ص) با معرفی نفرات برتر به کار خود پایان داد.
برگزیدگان این جشنواره، 23 اسفندماه سال جاری با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در سالن همایش های سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقدیر می شوند.

