به گزارش مجله خبری این هفته؛ رئیس اداره توسعه فرهنگ شهروندی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان با اعلام این خبر گفت: طبق تفاهمنامه طرح کلاس شهر، چهار کتاب این طرح باید بهعنوان کتب اصلی مورد بررسی قرار میگرفت که از طریق ادارهکل آموزش و پرورش استان برای وزارت آموزش و پرورش ارسال شد و در نهایت مورد تأیید قرار گرفت و در سامانه کنترل کیفیت منابع آموزشی و تربیتی مکتوب سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی این وزارتخانه بهعنوان کتابهای مناسب برای آموزش و پرورش شناخته شد.
احمد رضایی افزود: در مرحله نخست، کتاب کار دانشآموز، کتاب کار معلم و کتاب کار اولیا ویژه کلاس اول ابتدایی که شامل 15 سرفصل حوزه شهروندی بود مورد تأیید قرار گرفت و در این سامانه ثبت شد.
وی با اشاره به تفاوت کتاب ویژه پایه ششم ابتدایی با سه کتاب پایه اول ابتدایی ادامه داد: کتاب سبک زندگی و آداب شهروندی ویژه پایه ششم ابتدایی در واقع کتاب درسی است. دانشآموزان این پایه یک ساعت در هفته، درسی با عنوان آشنایی با سبک زندگی دارند که مقرر شد این کتاب از سوی ما تألیف شود.
وی اظهار داشت: تألیف این کتابها توسط گروه کارشناسی شامل کارشناسان معاونت فرهنگی شهرداری و ادارهکل آموزش و پرورش استان اصفهان انجام شد و این کتاب نیز اخیراً مورد تأیید وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت و در سامانه کنترل کیفیت منابع آموزشی و تربیتی مکتوب سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش بارگذاری شد و همچنین شورای شهر اصفهان چاپ این کتاب به تعداد دانشآموزان پایههای اول و ششم ابتدایی را تصویب کرد.
رئیس اداره توسعه فرهنگ شهروندی گفت: این کتابها را پس از طی مراحل قانونی چاپ در اختیار آموزش و پرورش قرار میدهیم تا به همراه کتابهای درسی سال 1400 در مدارس توزیع شود.
به گفته رضایی، حمل و نقل عمومی، پسماند و بازیافت، پارکها و فضای سبز، آتش نشانی، حوادث و ایمنی، مصرف بهینه انرژی، حفظ محیط زیست، اخلاق شهروندی، مشارکت شهروندی، احساس تعلق شهروندی، مسئولیتپذیری شهروندی، مراقبت از اموال عمومی، قانونپذیری و رعایت قوانین، ارتباط موثر با دیگران، احترام به دیگران و دوستی و دوستیابی سرفصلهای کتاب طرح کلاس شهر در پایه اول ابتدایی است.
وی تصریح کرد: کلیدواژههای تمام این 15 درس در کتابهای فارسی، علوم و ریاضی کلاس اول ابتدایی شناسایی شده و در این دروس آمده است و زمانی که معلم هرکدام از این دروس به این مباحث میرسد از کتاب طرح کلاس شهر استفاده میکند و کتاب کار آن نیز در اختیار دانشآموزان میگیرد.
رئیس اداره توسعه فرهنگ شهروندی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان افزود: شهروندی، مشارکت، محیط زیست، صرفهجویی در مصرف آب، هوای پاک و گیاهان آپارتمانی، آلودهکنندههای هوای خانه، هویت، مدیریت خشم، مهارتهای ارتباطی، خودگویی، پیشداوری، حریم خصوصی، اینترنت و فضای مجازی و پسماند نیز 14 سرفصل کتاب طرح کلاس شهر در پایه ششم ابتدایی است.
رضایی ادامه داد: کلاس شهر طرحی مکمل است که طبق آخرین توافق با ادارهکل آموزش و پرورش قرار است در برنامه شاد یک کانال ملی بازگشایی شود که بر اساس سرفصلهای این کتابها هماکنون بیش از 200 محتوا تولید شده که به محض راهاندازی این کانال در آن بارگذاری خواهد شد تا تمام دانشآموزان کشور، معلمان و اولیا از آنها استفاده کنند.
وی طرح کلاش شهر را موفقیت بزرگی برای مدیریت شهری و شورای شهر اصفهان در دوره فعلی دانست که حاصل تلاش معاونت فرهنگی و معاونت اجتماعی شهرداری بوده تا دانشآموزان در کنار دروس رسمی با مفاهیم شهری و شهروندی آشنا شوند و این مباحث را در قالبی رسمی آموزش ببینند.
نویسنده: فاطمه توسلی
-

کتاب “کلاس شهر” در وزارت آموزش و پرورش کشور تایید شد
-

لاکچری بازی
با هر باز و بسته شدن در، قسمتی از اتاق پیدا می شود. آنچه در اتاق اتفاق می افتد، مثل پرش تصویری است که یک آن از جلوی چشمت محو می شود و دوباره با جزئیات بیشتر و واضح تر پیدایش می شود. عقربه ها روی ساعت 11 ایستاده اند. وارد اتاق که می شوی، بوی نم الكل و بتادین بدجور توی دماغت می پیچد. دلت انگار به نخی آویزان است. سایه زرد چراغ گلابی شکل، به تمام اتاق پاشیده شده و سقف، کوتاه و اُریب به نظر می رسد. چراغ آویخته به سقف که نور کمرنگش غلظت سایه روشن اینجا را رقیق تر می کند، زوم شده روی شکم مادر داخل اتاقی که پر است از دستگاه های مختلف. همه چیز برای موجودی که قرار است به شکل رُندی وارد این دنیا شود مهیا است.
اينجا توی یکی از بیمارستان های شهر، بخش اتاق عمل، لحظه ها پر شده از رنگ انتظار زودهنگامی که قرار است عددهای یک شکل را رقم بزنند. همه چیز آماده است تا دنیای صورتی و تاریک نوزاد به یک دنیای رنگارنگ تبدیل شود. حس آرامشی تو را می بلعد؛ حسی نامفهوم. نگاه میکنی . همه چشم به راهند. دخترکی که تا چند دقیقه دیگر مادر می شود، لباس صورتی بر تن دارد. اتاق تشکیل شده از دو تخت؛ یکی معمولی و بزرگ و یکی مینیاتوری و کوچک. با کلی تجهیزات پزشکی دیگر. کپسول های اکسیژن گوشه ای از اتاق را پر کرده اند. ماماها و رزیدنت ها یک آن آرام و قرار ندارند. همه چیز باید در این دنیا آماده باشد؛ برای به دنیا آمدن لاکچری هایی که این روزها عددهایشان هم لوکس است. انگار شاهزاده ای قرار است پا به این دنیا بگذارد. 9/9/99 عددی که در سال 99 خواهان زیادی داشت. مشتاقانی که برایش جشن می گرفتند و به هر قیمتی بود آن را می خریدند تا تاریخ تولدی خوب و خوش تراش می نشست روی شناسنامه های فرزندانشان.
تولدهای رند در این سال اینقدر زیاد و گسترده شد که پایش حتی به فضای مجازی هم کشیده شد. تولدهایی که قیمت هایشان گاهی تا 150 میلیون تومان هم آب می خورد . شاید به همین خاطر بود که سال 99 سردمدار لاکچری هایی شد که تا پیش از این کمتر دیده می شدتا جایی که صدای شهلا خسروی، مشاور وزیر بهداشت در امور مامایی را هم درآورد و او این وقایع را منحصر به فرد خواند:« جلوگیری از زایمانهای طبیعی و علاقه والدین بر تولد فرزندشان در تاریخی خاص برخلاف تصور عامه، امری کاملاً غیرروشنفکرانه است، بنابراین نیاز به اصلاح این باور و فعالیت فرهنگی درخصوص تولد ایمن و جلوگیری از عوارض مادری و نوزادی یکی از شاخصهای مهم بهداشتی در هر کشور است که در اهداف توسعه هزاره نیز بدان اشاره شده است».
اما گوشی بدهکار این سخنان نشد؛ خیلی هایی که بچه اولی ها بودند بدون اینکه موقع به دنیا آمدنشان باشد، رُندتر از چیزی که باید به دنیا آمدند، بدون اینکه مادرانشان نگران جان و مالشان باشند.
انگیزه بسیاری از این مادرم گرفتن لایک از عددهای رندی بود که می توانستند در فضای مجازی برای آن قصه ها بسازند و کسب درآمد کنند. بماند که اینها تنها چند نمونه از بدعت غلط لاکچری بازی در سال های اخیر در کشورمان بود و با توجه به آمارها به نظر می رسد هر سال تب تاریخ تولد رُند یا لاکچری داغ تر شده و کافی است در ادامه به تاریخ های تولد رُند در دهه اخیر و آمار تولدهای تقویمی نگاه کنید.
۸/۸/۹۸: تولد ۵۲۴۲ نوزاد،۷/۷/۹۷: ۲۱۸۷ نوزاد،۶/۶/۹۶: ۵۶۸۰ نوزاد،۵/۵/۹۵: ۶۰۱۳ نوزاد،
۸/۸/۸۸: ۴۱۹۵ نوزاد و ۹/۹/۹۹ که به گفته خیلی ها عددهای آماریش بیش از اینها است، اما هنوز در آمارها نیامده است.البته ناگفته نماند که همه نوزادان متولد شده در تاریخ های تولد رُند پدر و مادرشان لاکچری باز نبودند و از روی شانس در این تاریخ ها به دنیا آمده اند.
این تاریخ تولد خاص که اصلا معلوم نیست اولین بار در ذهن چه کسی جرقه خورد حتی بیمارستان ها و مراکز درمانی را نیز به دو بخش تقسیم کرده: یک گروه که پاسخ شان به سزارین های بی وقت و عجولانه، خیر است و یک گروه که با تبانی و زد و بند میان پزشک و پرسنل هرطور که بشود رضایت مشتری را جلب می کنند.
رُند و رُند بازی در سال 99 چنان به جان هم افتاد تا سزارین های تقویمی پای ثابت زایمان هایی شود که در این سال سیر صعودی را طی کردند. رایمان های لجوجانه ای که عددهای مثل هم را می خواستند تا معادله چندمجهولی که با تبانی و همراهی پزشک و پرسنل حل می شود را به نمایش بگذارند.
در بلبشویی که کرونا بیمارستان ها را یکی یکی قُرق می کرد، لاکچری بازی های زایمان وصله ناجوری بود که به هیچ عنوان نه به کادر درمان و نه به بیمارستان ها نمی چسبید، اما وقتی پول حرف اول را می زند رویای زیبای بچه دار شدن در یک روز خاص هم به منصه ظهور می نشیند.اما گاهی بعضی هم از این زایمان های رُند جان به درنمی برند و ممکن است خود یا فرزندشان را در این راه از دست بدهند، اما رقابت در این بازار لاکچری آن قدرها آسان نیست که خیلی ها بخواهند از خیرلاکچری بازی بگذرند. الهام رمضانی، متخصص زنان و زایمان نیز بی شمار از این مراجعات داشته و می گوید: بسیاری از بیماران فعلی اش کسانی هستند که سال پیش از او پرسیده اند که باید چه کار کنند تا فرزندشان در فلان تاریخ مشخص متولد شود. او می گوید حتی برخی بیماران هستند که بچه دارشدن را گذاشته اند برای سال ۱۴۰۰تا لاکچری تر باشد.
او توضیح می دهد: پزشکان زنان همیشه از این ماجراها دارند چه ۹/۹ باشد چه ۱۰/۱۰و چه ۲/۲. او حتی می گوید که بیماران زیادی دارد که نمی خواهند روز و ماه تولد فرزندشان با فلان فامیلی که با او مشکل دارند یکی شود یا روزی به دنیا بیاید که یکی از بچه های فامیل نیز در آن متولد شده است.
همینطور که این ماما صحبت می کند؛ ماماها آماده می شوند. در اتاق دوباره باز می شود و لنگه هایش هر کدام پرت می شوند به دو جهت مخالف. پارچه های آبی رنگ «شان استریل» تمامی بدن مادر را پوشانده است و حایلی شده اند بین ما و او. تنها یک تکه از پوست شکم مادر است که پیداست.تیغ جراحی روی شکم مادر می لغزد. دریچه ای روی بدن مادر باز می شود و حس می کنی که پوستی دو سانتی متری مرز بین این دنیا و آن دنیا است که قرار است لاکچری ترین تاریخ سال را رقم بزند. -

اینجا مخدر می زنن که درد یادشون بره
«دعوایی نبود. اینجوریش کردن. بچه آخریمه. ساکت بود همیشه . آزارش به مورچه هم نمی رسید». مادرش زهرا می گوید. چادر شندری مچاله و خاک خورده، روی سرش را جابه جا می کند و گوشه اش را به دندان می گیرد. بین کلمات نامفهومی که از دهانش بیرون می پرد، یک کلمه تکراری تر است:« بچه ام آروم بود، نمی دونی خانم دربه در بودن چقدر سخته. با دربه دری بزرگشون کردم».
مرتضی حالا 17 ساله است. با نگاه غضبناک، به مادرش می فهماند که ساکت باشد. تکیه می دهد به دیواری که چیزی از تنش نمانده، پوسیده و مخروبه. همینطور که به دود سیاهی که از زمین های سوخته کشاورزی بلند می شود خیره شده، بدون اینکه سرش را برگرداند، با لهجه مردانه ای می گوید:” اینجا دنبال عید نگرد. اینجا مردم عید ندارن. اینجا می زنن که درد یادشون بره”.
پاچه شلوار خمره ای به چرک نشسته اش را بالا می کشد و می گوید: ببین اینارو ببین. کلی زخم و سوراخ توی پایش دلمه بسته و توی چشم می زند.
سوز سردی می پیچد توی کوچه های تنگ و باریک پایین شهر و بعد خودش را یله می دهد توی زمین خشک و ول افتاده ارزنان. جایی در حاشیه شهر که چون خانه غربتی ها و خلافکارها شده بود برایش پارک و فرهنگسرا ساختند تا بدبختی ها را شخم بزنند و محو کنند، اما نه خلافکارها کم شدند و نه تولید نسل آسیب دیده از قاچاق و اعتیاد و کارتن خوابی متوقف شد. همه ماندند اینجا و بعدش هم ته نشین شدند.
حمید، سیه چرده و آفتاب سوخته است، با موهای مشکی کوتاه :«به من می گن حمید چغری» لقبش به خاطرهیکل گنده ای است که از بچگی داشته. از عید فقط یادش می آید که یک بار پدرش برایش لباس نو خریده . نه عیدی داشته اند و نه دلخوش به روزهای نو هستند. “حمید چغر”، عشقش این است که دعوا کند. می گوید توی خونش است؛ مثل پدرش که سرش در همین دعوا ها برباد داده است.
توی ارزنان که راه بروی، انگارخاک مرده پاشیده باشند، نگاه ها سرد و خیره و یخ زده از زمستانی است که انگار بهار نمی شود.
ماه سلطان از چند سال پیش اینجاست. خِجل و آهسته صحبت میکند، آنقدر که باید گوشهایت را تیز کنی تا صدای آرام و لهجهدارش را بشنوی. بغض میكند، بغض، گريه،تب، سرفه امانش نمی دهد؛ با دستان لرزان، تلخی اشكش را پاك میكند و میگويد: “هر سه ماه يكبار كميته امداد، 500 هزار تومان به ما ميدهد” ماه سلطان با خواهر شوهرش زندگی می كند، چون به قول خودش، هيچكس را جز خدا ندارد.
ماه سلطان را که جا می گذاریم، پاهايمان از دور به دنبال جمعيتی كه سرراهمان واقع شدهاند به سوي مقصدی كه داريم كشيده میشود.
در آهنی خانه اجارهای معصومه را كه هل داديم و تو رفتيم، اتاق گلي را ديديم بی در و بی پنجره، گوشه خانه، حياط نقلی است كه هيچ شباهتی به حياط ندارد، بلكه مخروبهای است كه بيشتر به محل جمعآوری زباله شباهت دارد.
پتوی آبی، نخ نما را كه از چارچوب در پس زديم، بوی چرك و نا، دلمان را به هم می زند. چشمان درشت و سبز كودكی، به چهرهمان دوخته می شود، نامش يوسف است. “فقر” توی آلونک یوسف و مادربزرگش موج می زند. مادر یوسف، همین عید سال پیش، از تزریق زیاد مرد، همان جا عید برای یوسف تمام شد. چشم های خیس پیرزن، یک آن خشک نمی شود:« من بمیرم کی به داد این بچه برسه؟» از خانواده هفت نفری آنها همه عموها و عمه ها معتادند. چند نفری هم سال های زندان را به دوش می کشند.
از ورای پنجره شكسته خانه غلام، كوه صفه، دم نمیزند، ورم دارد، انگار دلش می خواهد جيغ بكشد، پنج هم اتاقی غلام، شوقی به ديدنمان ندارند، بوی سيگار میآيد، غلام كفتر باز است، اكثر اهالی اين منطقه سرگرميشان كفتر بازی است. غلام زيرزمينش را به ما نشان میدهد، حدود 20 كبوتر دارد. از پلهها پايين نمیرويم. از غلام خداحافظی می كنيم. دود غليظی از سمت خانههای كهنه به هوا برخاسته، رفتگرانی كه زبالهها را از تن خيابان ميكنند، خسته نگاهمان ميكنند، كيسه سياهي كه بوي تعفن ميدهد، ميان كوچه خودنمايی میكند، كوچهها اغلب ته ندارند و زن ها و بچهها بازيگران اصلی صحنه هستند، میگويند از ما عكس نگيريد، خيره درناهمواری آسفالت خيابان، خانهها را میشماريم تا به تابلوی مدرسهای كه تكه فلزی ساده است برسیم. بچه های اینجا ما را شاهزاده خانم می خوانند. بعد از مدرسه، بین در نيمه باز زنگ زده خانه 40 متری، زنی بچه اش را به بغل می گیرد؛ بدون هیچ حرفی می گوید: از خارج آمدید؟ برای کمک؟ صورتش حالتی كودكانه به خود میگيرد، نگاهش به سويی میدود كه شوهرش، با دستهاي خالی، اما با انبوهی از نان با تمام خستگیهايش به خانه میآيد. يادشان نمیآيد كی گوشت خوردهاند، قصابی و مرغ فروشی اينجا درآمدی ندارد، حتی به اندازه يك كارگر ساده. اينجا فقط دغدغه نان دارند و عید چندان محلی از اعراب ندارد.
حتی برای پیرمرد کشاورزی که کنار خانه های تو سری خورده اینجا، هنوز از دل زمین نان بیرون می آورد. وقتی ما را می بیند می گوید:«اینجا نماز نداره خانم. اینجا حاشیه اس. اینجا زمین می دن به قیمت نونت. زمینا که خشکید فروختمشون، به ده شاهی”. نگاه متعجب ما را که می بیند؛(می خندد). کجایی بابا؟ دروغ گفتم. ده شاهی کجا بود. اینارا می بینی روی سرمایه من قد کشیدن ؛اینجا سند نداره، همه خونه ها قولنامهایه ، اوقاف، دست گذاشته رو کل منطقه”. پیرمرد پشت می کند به آفتاب نیمروز و باز چنگ می زند به زمین تا علف های هرز را دربیاورد. خانه های کوتاه قد، ردیف شده اند، جلوی چشمهایت. خانه هایی که کنار زمین های کشاورزی، حالا برای مردمان حاشیه، سقف شده است. پیرمرد، باز انگار جن دیده باشد، رو می کند به ما و می گوید:”اینجا خیلی ترسناکه. اینجا حال آدم عوض میشه. اینجا جن داره. اینجا….” مرد پیر، همینطور می گوید و توی باد صدایش گم می شود.
کمی آنطرفتر، مریم توی یکی از این خانه های کوتوله، پنجمین بچه اش را زاییده، زنی بیست و پنج ساله و ریزه، با موهای مش کرده و ابروهای کلفت بور شده، با آرایشی غلیظ که تخیلت اجازه نمی دهد، سنش واقعی اش را تخمین بزنی. شکم برآمده اش به پاهای بچه ای می رسد که توی بغلش جا گرفته است. شوهرش معتاد است و به قول خودش خانه خراب دود. یادش می آید وقتی ازدواج کرده کلی طلا داشته. عیدها، همه را می انداخته توی دست و گردنش. حالا، اما یک پول سیاه هم ندارد. از وقتی شکمش بزرگ شده، قالی هم نتوانسته ببافد و به کمک کمیته امداد، زندگیشان را با نان بخور و نمیری سر می کنند. بچه ها لاغر و تکیده، نگاهمان می کنند. روی گاز، چند سیب زمینی در حال غُل خوردن است و بچه های بزرگترنان به دندان می کشند. ظاهر و اوضاع خانه نشان می دهد که خیلی وقت است که بهاراز این بیغوله ها کوله بارش را بسته و رفته است و زمستان نداری را به رخ می کشد. عید برای مردم این خانه، نه معنای لباس نو را دارد و نه سبزه ای آراسته به ربان قرمز را، هر چه هست در این خانه ها عید نیست.
آسمان پر می شود از خاك و گردههای معلق خاك، به دور از جنجالهای شهر، چشم های عاطفه و بچه هایش سرخ می شود. ارزنان معدن خانواده های معتاد و بی سواد است. شب های ارزنان پر می شود از کارتن خواب ها و تن فروشان جوانی که فقط الفبای اعتیاد را بلدند. مشکلی که البته برای مردم ساکن اینجا عادی شده است، اما برای برخی از مسئولان از جمله عضو کمیسیون اجتماعی شورای اسلامی شهر هنوز به شکل عادت درنیامده و کورش محمدی، اعلام کرده که باید گره های شرعی این مناطق باز شود.
گره های منطقه ای که انگاربی صاحب مانده است تا کودکان این منطقه بارها وحشت را بچشند، و دود شدن را به چشم ببینند.
براساس مطالعات و تحقیقات به عمل آمده تاکنون، بافتهای حاشیهای وسکونتگاههای غیر رسمی استان اصفهان دربرگیرنده 50 محله است که 450 هزار نفر در آن زندگی می کنند، ساکنان محرومی که عده شان هر روز زیادتر می شود و در آمار رسمی جایی ندارند. به گفته حمیدرضا امیرخانی، مدیرکل سابق راه و شهرسازی استان اصفهان، جدای از آمارهای غیر رسمی و اتباع خارجی، بیش از 220 هزار نفر در وسعت 525 هکتاری حاشیههای کلانشهر اصفهان ساکن هستند. همین تعداد طبق آمارهای غیر رسمی، نیم میلیون نفر هم گزارش شده است، حاشیه هایی که نه نام دارند، نه شناسنامه ای و مردمانی که چشم هایشان برای داشتن عیدی مثل شهرنشینان، دو دو می زند… -

توزیع مرحله دوم کمک های مومنانه بین خانوارهای نیازمند
به گزارش مجله خبری این هفته؛ فرمانده بسیج شرکت آبفا استان اصفهان گفت: بسیج از ابتدای شیوع ویروس کرونا با نهضت کمک های مومنانه به عنوان یک نهاد مردمی در کنار هم وطنان بوده است و در این اقدام 400 بسته کمک های معیشتی شامل 10 کیلو برنج، روغن، حبوبات، ماکارونی و رب گوجه فرنگی فراهم گردیده است.
هاشم امینی ضمن تشکر از خیرین در اجرای این طرح افزود: مرحله دوم این نهضت نیز به همت بسیجیان و سایر کارکنان شرکت آبفا استان اصفهان برگزار شده و تا رفع این ویروس، با استفاده از ظرفیت سازمان بسیج درصدد رفع برخی از مشکلات معیشتی نیازمندان خواهیم بود.
وی افزود: ویروس کرونا هم برای دولتها و هم برای مردم ایجاد مشکل کرده است و نظام اداری، دولتی و مشاغل را نیز تحت تاثیر قرار داده است و ما بر اساس مسئولیت اجتماعی که داریم، رفع برخی از مشکلات هموطنان را یکی از وظایف اصلی خود می دانیم.
فرمانده پایگاه بسیج شرکت آبفا استان اصفهان در ادامه افزود: در زمان شیوع موج اول کرونا بسیجیان آبفا به همراه تیمهای بهداشتی، با ضد عفونی معابر وخیابان ها گامی در جهت کنترل و کاهش شیوع ویروس کرونا در استان برداشتند و همچنین تولید و توزیع آب ژاول نیز در دستور کار شرکت آبفا قرار گرفت و انشاالله تا زمان غلبه بر ویروس کرونا و رفع مشکلات، در حد توان برای کمک به هم وطنان تلاش می کنیم . -

باز آفرینی آئینهای نوروزی در ویژه برنامه “عیدانه، استقبال از بهار”
به گزارش مجله خبری این هفته؛ رئیس اداره توسعه فرهنگ شهروندی با اعلام این خبر گفت: بهاری خوانی و نوروز خوانی همیشه در فرهنگ کشور ما مطرح بوده است لذا هر ساله شاهد برنامه هایی در رابطه با استقبال نوروز هستیم که بیشتر آنها حول محور نمایش های آئینی و سنتی و نشانگرنمادین ورود عمو نوروز و رفتن ننه سرما است.
احمد رضایی اظهار داشت: امسال نیز به همت سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان شاهد برگزاری برنامه خیمه شببازی و نغمه پردازی عروسکی، حضور ننه سرما، عمو نوروز و مبارک در گذر چهارباغ خواهیم بود.

وی با اشاره به حضور نوروز خوان ها در گذر چهارباغ، افزود: با توجه به شیوع کرونا در سال جاری به منظور پاسداشت تلاش کادر درمان در عرصه سلامت، یک ابر عروسک از پرستاران (مدافعان سلامت) تهیه شده که در برنامه “عیدانه، استقبال از بهار” حضور دارد.
وی با بیان اینکه چهارباغ به عنوان گذر فرهنگی و مرکزی پایلوت اجرای این رویداد در نظر گرفته شده و در مناطق مختلف نیز برنامه هایی به این شکل برگزار خواهد شد تصریح کرد: در این عیدانه، عمو نوروز و ننه سرما با نغمه پردارزی هر روز از ساعت 16 تا 18 در گذر چهارباغ و خیابان های سطح شهر به استقبال بهار رفته و در مناطق مختلف حرکت میکنند.

رئیس اداره توسعه فرهنگ شهروندی ادامه داد: زیبایی نوروز به رویدادهای پیش از آن بوده و همیشه در این زمان شاهد اتفاقات زیبایی هستیم لذا با تکمیل و بازآفرینی قطعه پازل گمشده آئین های پیش از نوروز و با اجرای این مجموعه برنامه ها، سعی بر ایجاد فضای شادی و نشاط به شهر و شهروندان داشته ایم.
رضایی خاطرنشان کرد: این برنامه از سوی معاونت اجتماعی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برنامه ریزی شده و امیدواریم با این بازآفرینی، مردم از این آئین ها لذت برده و به استقبال بهار بروند.
-

کارشناسان منتخب مرکز فوریت های اجتماعی اورژانس بهزیستی اصفهان تقدیر شدند
به گزارش مجله خبری این هفته، ۱۲۳ کارشناس اورژانس اجتماعی سراسر کشور بصورت ویدئو کنفرانس با حضور وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی، معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و معاون وزیر و رئیس سازمان بهزیستی کشور تقدیر شدند.
در اصفهان این مراسم با حضور سید محسن سجاد مدیر کل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری اصفهان، مدیر کل و اعضای شورای معاونین بهزیستی استان برگزار و از برگزیدگان مرکز فوریت های بهزیستی استان اصفهان خانم ها لاله همتی، طاهره معنوی و زهرا صفیان در سالن مدیریت بهزیستی استان تقدیر شد. -

تندیس فداکاری به دانشجوی مرکز آموزش علمی کاربردی هلال احمر استان اصفهان اعطا شد
به گزارش مجله خبری این هفته به نقل از روابط عمومی دانشگاه علمی کاربردی استان اصفهان، در این آئین که با حضور حجت الاسلام والمسلمین مصطفی رستمی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، سعید اوحدی معاون رئیس جمهوری و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران، حمیدرضا طیبی رییس جهاد دانشگاهی و نمایندگان سازمانهای مشارکتکننده در برگزاری این مراسم همراه بود، تندیس فداکاری به بنیامین رییسی دانشجوی مقطع کارشناسی رشته مدیریت امداد و نجات مرکز آموزش علمی کاربردی هلال احمر اصفهان اعطا شد.
بنیامین رییسی همچنین خبرنگار و عضو داوطلب جمعیت هلال احمر استان اصفهان بوده که بدلیل خدمات پرستاری به خانواده های بی بضاعت و کم بضاعت در منزل در روستاهای کم برخوردار و محروم، انجام خدمات داوطلبانه انجام آموزش پیشگیری از کرونا،کمک داوطلبانه به خدمات بیماران کرونایی،کمک به خانواده های درگیر با کرونا جهت تهیه اقلام ضروری و مسوولیت پست های غربالگری و جلوگیری از نشر ویروس کرونا در شهرستان این تندیس را دریافت کرد.
معاون فرهنگی سازمان جهاددانشگاهی تهران و دبیر این آیین در سخنانی اظهارکرد: تاکنون ۹ دوره از این آیین دانشجویی برگزار شده است که طی این مدت ۳۳۷ برگزیده در قالب دانشجو و گروه دانشجویی شناسایی و تقدیر شده اند.
جمال رحیمیان ادامه داد: از زمان اعلام فراخوان تا مهلت تعیینشده بیش از ۱۵۰ دانشجو و گروه دانشجویی در سامانه تندیس ثبتنام کردند و برخی از دانشجویان نیز توسط سازمانهای مشارکتکننده معرفی شدند.
وی تصریح کرد: در این دوره محوریترین شاخص در برگزاری این آیین، فعالیت دانشجویان و گروههای دانشجویی در دوران کرونا بوده است. بیش از ۴۰ ساعت در کمیته انتخاب دانشجو فعالیت داشتیم که نتیجه آن انتخاب ۷۲ برگزیده(۱۶ گروه و ۵۶ دانشجو) بوده است.گفتنی است در مراسمی با حضور دکتر رضائی رییس واحد استان اصفهان ، دکتر اردشیر محقق مشاور امور جوانان جمعیت هلال احمر و ارسلان محقق رییس مرکز آموزش علمی کاربردی هلال احمر از این دانشجوی فعال و فدارکار تجلیل شد.
-

نشست هماندیشی مدیر منطقه 10 با علما، فرهیختگان و معتمدان منطقه برگزار شد.
به گزارش مجله خبری این هفته به نقل از روابط عمومي منطقه10 شهرداري اصفهان شهبازی، مدیر منطقه 10 اظهار کرد:با توجه به بیماری کرونا این جلسه با تأخیر برگزار شد، گفت: نزدیک به ۲۶ ماه است که خدمتگزار مردم هستم و این ایام خیلی زود به پایان رسید. در این مدت تلاش کردیم با معتمدان محل و روحانیان ارتباط برقرار کنیم تا در این منطقه که شامل 17 محله است، اتفاقات خوبی را رقم بزنیم. حمید شهبازی ادامه داد: در این مدت نگاهی فنی و حرفهای به امور نداشتیم، بلکه سعی کردیم بین بخشها و مردم، هماهنگی ایجاد کنیم که خوشبختانه این اتفاقها در این دوره مدیریتی رخ داد.
او افزود: با توجه به شرایط کرونایی نتوانستیم بسیاری از برنامههای فرهنگی را اجرا کنیم؛ اما در حوزه اقدامات شهری اتفاقهای خوبی را شاهد بودیم که در همین راستا از شهردار اصفهان تشکرمیکنم؛ زیرا همواره حمایتهای لازم از این منطقه را به عمل آورند و در همه شرایط همراه و حامی ما بودند. او تصریح کرد: موفقیتهای حاصلشده در منطقه حاصل کار جمعی بوده و اکنون خدا را شاکرم که به یک همافزایی و همدلی رسیدهایم و ارتباطات لازم برقرار شده است.
مدیرمنطقه10 شهرداری اصفهان گفت: بودجه منطقه10 شهرداری اصفهان در سال گذشته ۱۳۷ میلیارد تومان بود که با توجه به وضعیت منطقه و مشکلات اقتصادی موجود در کشور محققکردن این بودجه برای ما کاری دشوار بود به همین دلیل سعی کردیم فشار کمتری را به مردم وارد کنیم به همین سبب برای راهبردیکردن بودجه به دنبال راههای جدید و نو بودیم.
شهبازی خاطرنشان کرد: توانستیم با تلاش همکارانم و افراد معتمد در این منطقه، درآمد را تا ۲۰۰ میلیارد تومان افزایش دهیم. این اتفاق تا پایان سال رخ داد و گفتنی است که بیشتر مبلغ این بودجه صرف بخشهای عمرانی شد. همچنین پروژههای مشارکتی زیادی در این منطقه انجام شد و بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان در پروژههای مشارکتی سهم داشتیم. به بیان او، بیش از ۳۴ مرکز فرهنگیورزشی درمنطقه10 وجود دارد و تلاش ما افزایش این مراکز بوده است. در حوزههای ترافیک، مالی، شهرسازی و عمرانی نیز اقدامات قابلقبولی را انجام دادهایم.
مدیرمنطقه10 شهرداری اصفهان با اشاره به اینکه ۳۱۰ میلیارد تومان بودجه برای سال آینده شهرداری این منطقه پیشبینی شده است، گفت: امیدوارم بتوانیم با این بودجه اقدامات خوبی را برای شهروندان منطقه10 رقم بزنیم، همه مناطق، سازمانها و شرکتهای وابسته به شهرداری برای ارتقابخشی به کیفیت زندگی مردم باید تا حد توان وارد عمل شوند که این کار نیازمند تدبیری جمعی است. شهبازی اظهار کرد: ما به دنبال شهروند مطالبهگر هستیم و از مردم دعوت میکنیم تا مشارکتهای لازم را انجام دهند؛ زیرا شهر برای مردم است.
او با اشاره به اینکه ۱۲۰ پروژه برای سال آینده پیشبینی شده و بر اساس آن برنامههایی نیز تدوین شده است، خاطرنشان کرد: امسال در پروژههای منطقهای از لحاظ مالی ۴۰۰درصد رشد داشتهایم که این آمار نشانگر اتفاقهای خوب است که تمام آنها با مشارکتهای مردم به ثمر نشسته است.اجرای پروژهها با توجه به کرونا و شرایط اقتصادی موجود، حذف نشد
مدیر منطقه 10 شهرداری اصفهان گفت: امسال اجرای پروژهها با توجه به کرونا و شرایط اقتصادی موجود حذف نشد، بلکه برای اتمام همه پروژهها تلاش کردیم و به سمت منابع مالی جدید رفتیم تا پروژههای عمرانی را با رویکرد اجتماعی احداث کنیم. شهبازی افزود:منطقه 10 جزو مناطق شاخص شهرداری اصفهان است که اکنون در مسیر توسعه قرار گرفته و این موفقیت را مدیون کمکها و مساعدتهای مردم هستیم. او با بیان اینکه جلسات با معتمدان محلی به صورت دورهای برگزار شده است، تصریح کرد: کارهای خوبی با همکاری خیریهها انجام شده است و اکنون خوشحالم چنین مردمی در این منطقه زندگی میکنند. مدیرمنطقه 10 شهرداری اصفهان اظهار کرد: برای هر شهروند اصفهانی سه میلیون تومان هزینه در بودجه سال آینده شهرداری در نظر گرفته شده است. شهبازی ادامه داد: بیش از ۲۳۰ هکتار بافت فرسوده درمنطقه10 وجود دارد و برخی از محلهها از امکانات محروم هستند، در همین راستا درصددیم اقداماتی را انجام دهیم تا همه مردم از امکانات لازم در منطقه بهرهمند شوند. امیدوارم سال آینده نیز از حمایتهای مردمی بهره مند شویم تا شاهد اتفاقهای خوبی برای شهر و این منطقه باشیم.