دسته: فرهنگی

  • طبع هویدا در پاییز شاعرانگی

    طبع هویدا در پاییز شاعرانگی

    به گزارش اینهفته؛ قرارمان صبح یک روز پاییزی در سرآغاز خیابان فرهنگ و در منزل شاعری از تبار اصفهان بود؛ استاد محمدعلی صاعد، شاعر و صائب‌شناس اصفهانی که گرچه مدتی است بیماری تنش را رنجور کرده اما طبع شاعرانگی هنوز در گفتار و کردارش هویداست.
    حیاط منزل استاد را گل‌های شمعدانی زیباتر کرده‌ بود و هرچند دیری است این گل‌ها از لمس گرمای دستان باغبان خود محروم‌اند، اما علاقه وافر به گل شمعدانی، آنها را تا اتاق استاد صاعد و بر سر بالین او هم کشانده بود.
    بهانه حضور در منزل استاد محمدعلی صاعد که از آثار او می‌توان به «بر آستان غزل»، «تجلی در منا» و «سبک شعر اصفهان» اشاره کرد، رونمایی از کتاب مقالات سبک هندی بود که از سوی دفتر تخصصی ادبیات و مرکز آفرینش‌های ادبی قلمستان به چاپ رسیده و با حضور محمد عیدی معاون فرهنگی شهردار اصفهان در منزل ایشان رونمایی شد.
    محمد عیدی با ابراز خرسندی از رونمایی از کتاب مجموعه مقالات سبک هندی به دست خود استاد محمدعلی صاعد افزود: امیدوارم توانسته باشیم گوشه‌ای از دینی که استاد محمدعلی صاعد بر گردن ما و شهر اصفهان دارد را ادا کنیم. آن‌قدر از چاپ این کتاب خرسندم که گویا دوباره متولد شده‌ام و خوشحالم که خداوند بار دیگر به ما فرصت داد که به منزل استاد صاعد به عنوان خانه امید ادب‌دوستان بیاییم.
    وی استاد محمدعلی صاعد را خازن گنج گوهر دانست و ابراز امیدواری کرد سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان بتواند سایر آثار ایشان را نیز به چاپ برساند.
    اما محمد قدسی، شاعر و از دوستان نزدیک استاد محمدعلی صاعد که در امر اصلاح مجموعه مقالات سبک هندی پیش از چاپ اهتمام ورزیده است، درباره ویژگی‌های یار دیرین خود گفت: از سال 1361 و حدود 40 سال است که با استاد صاعد دوستی تنگاتنگ دارم و می‌توانم بگویم که ایشان، شاعرِ انسان و انسانِ شاعر است. در واقع بعضی‌ شاعر هستند اما انسان نیستند و یا انسان هستند و شاعر نیستند اما هر دو مزیت در وجود استاد محمدعلی صاعد وجود دارد.
    وی با اشاره به پیشتازی محمدعلی صاعد در اخلاق و انسانیت ادامه داد: ایشان گوهری از بقایای نسل مرحوم صغیر است و دیگر معلوم نیست چنین انسانی با خصوصیات مشابه ایشان دوباره متولد شود.

    استاد محمدعلی صاعد

    این شاعر اصفهانی بیان کرد: دیوان مرحوم صغیر 18 دوره تجدید چاپ شد و این به خاطر انسانیت موجود در شعر او است و مطمئن هستم که این اتفاق برای آثار استاد محمدعلی صاعد هم رخ می‌دهد.

    قدسی با بیان اینکه استاد صاعد مانند یک پدر به شاعران جوان بسیار توجه می‌کرد و جوانان مدیون توجهات ایشان هستند، افزود: جلسات انجمن صائب ساعت 12 ظهر تعطیل می‌شد اما ایشان تا چند ساعت بعد کنار نهر می‌نشست و من اشعارم را برایشان می‌خواندم و ایشان آنها را نقد می‌کرد که نشان از تواضع استاد صاعد دارد.
    وی ادامه داد: مقالات تألیفی ایشان درباره سبک هندی در گوشه‌ای از منزل‌شان بود و مشخص نبود چه زمانی چاپ شود. چاپ این کتاب شادی خاصی برای ایشان به همراه داشت و امیدوارم اجر و پاداش شاد کردن دل استاد صاعد شامل حال دست‌اندرکاران چاپ این کتاب شود.
    مدیر دفتر تخصصی ادبیات و مرکز آفرینش‌های ادبی قلمستان سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان نیز درباره استاد محمدعلی صاعد اظهار داشت: ایشان متولد دهم دی ماه 1304 و یکی از پرسابقه‌ترین شاعران و انجمن‌داران اصفهان است. استاد صاعد از سال‌ها پیش و زمانی که من دانشجوی ادبیات بودم انجمن ادبی صائب را در اتاق کوچکی در یک کتابخانه تأسیس کرد و جلسات این انجمن هر صبح جمعه برگزار می‌شد.
    الهه رضایی افزود: در اصفهان شخصی را سراغ نداریم که به اندازه استاد محمدعلی صاعد درباره صائب پژوهش کرده باشد و ایشان تألیفات و کتاب‌های زیادی در این زمینه دارد.

    وی ادامه داد: در زمان دانشجویی به منزل ایشان سر می‌زدم و از محضرشان فیض می‌بردم و می‌دیدم که دور تا دور ایشان پر از کتاب است و مشغول پژوهش و نوشتن درباره صائب و سبک هندی است.
    مدیر دفتر تخصصی ادبیات سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان با بیان اینکه استاد صاعد عمر خود را در راه ادبیات و مردم‌داری صرف کرده است، تصریح کرد: به نظر من مردم‌دار بودن یکی از حلقه‌های گمشده شاعران و اهالی ادب اصفهان است. برخی از افرادی که به درجه استادی و پیشکسوتی می‌رسند معمولاً دیگران را از خود می‌رانند و به یکی دو مرید جان‌سپرده اکتفا می‌کنند، جوانان را به تندی نقد می‌کنند و تنها سبک شعری و سبک زندگی خود را می‌پسندند و دیگران را قبول ندارند و به قول معروف برج عاج‌نشین می‌شوند، اما استاد صاعد همواره با سعه‌صدر فراوان در منزل خود میزبان شاعران و علاقه‌مندان ادبیات و شعر بوده است.
    مدیر دفتر تخصصی ادبیات سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان بیان کرد: در دیدار قبلی معاون فرهنگی شهردار با استاد صاعد، ایشان تمایل داشتند، مجموعه مقالات‌شان به چاپ برسد که در همین راستا ایشان قول حمایت دادند و پس از تایپ و ویرایش مجموعه مقالات استاد محمدعلی صاعد درباره سبک هندی، چون این مقالات مربوط به سال 1379 بود و نیاز به تغییراتی داشت، با اجازه خود استاد برای اصلاح در اختیار استاد محمد قدسی قرار گرفت و در پایان کتاب از سوی انتشارات سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان به چاپ رسید و در منزل استاد محمدعلی صاعد تقدیم ایشان شد که امیدوارم موجب خرسندی و رضایت ایشان شده باشد.

  • برگزاری اولین دوره مسابقات قرآنی ویژه معلولان

    برگزاری اولین دوره مسابقات قرآنی ویژه معلولان

    به گزارش اینهفته؛ اولین دوره مسابقات قرآنی ویژه معلولان در رشته های:قرائت، اذان، ترتیل و حفظ برگزار خواهد شد.
    محل ثبت نام این دوره از مسابقات خمینی شهر، بلوار دانشجو، اداره بهزیستی خمینی شهر از 13 الی 16 آذرماه سال جاری برگزار می شود .
    گفتنی است زمان برگزاری این مسابقات 19 آذرماه سال جاری خواهد بود.

    برگزاری اولین دوره مسابقات قرآنی ویژه معلولان

     

  • مسابقه مجازی ورزش و تندرستی

    مسابقه مجازی ورزش و تندرستی

    به گزارش خبرنگار اینهفته، کیخایی مدیر هنرستان افزود: این مسابقه به صورت غیرحضوری ویژه دانش آموزان هنرستان تربیت بدنی از 29 آبان ماه لغایت ششم آذر ماه برگزار خواهد شد و از برگزیدگان با اهدا لوح و جوایز تقدیر می شود.
    وی هدف از این مسابقه را اهمیت هفته کتاب و کتابخوانی دانست و استفاده از منابع پژوهشی تخصصی را از الویت های هنرستان تربیت بدنی خواند.

    تربیت بدنی

  • کوزه مدرک آبی ندارد

    کوزه مدرک آبی ندارد

    دانشگاه ها بنگاه های مدرک شده اند و بازار کار در وضعیت نامطلوبی به سرمی برد، این در حالی است که پس از گذراندن نزدیک به 20 سال تحصیل و کسب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و طی نمودن شب ها و روزهای پراسترس، وقتی به دنبال کار می روی، نه مهارتی کسب کرده ای که بتوانی از آن استفاده کنی و نه شغلی داری که مدرکت به درت بخورد، بنابراین نه راه پس می ماند و نه راه پیش، چرا که نیاز امروز بازار کار با آنچه که در طی این سالها کسب کرده ای مطابق نیست.

    شاید به همین علت است که عده ای از تولید کنندگان بزرگ اصفهانی اعتقاد دارند که اصفهان از نیروی کار حرفه ای رنج می برد و انگشت اتهام به سمت نحوه آموزش و رشته هایی نشانه می رود که هیچ ربطی به بازار کار ندارند.

    • کسب و کارهای بی محتوا

    با این تفاسیر می توان گفت، مشکل تحصیل کردگان و فارغ التحصیلانی که به بازار کار وارد می شوند، یکی و دو تا نیست، از یک طرف آنها در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش و سپس آموزش عالی با هیچگونه مهارتی درحوزه های فنی و حرفه ای آشنا نشده و در کسب و کار خاصی مهارت ندارند و از طرف دیگر با شیوه های کار در رشته های مختلف آشنا نیستند.

    در این میان متاسفانه میزان حمایت برنامه ریزان کشور نیز با سطح توقعات و مطالبات آنها همخوانی ندارد، بنابراین باید بخشی از اشتغال را با درک توانمندی های موجود و برنامه ریزی برای آن در نظر گرفت، امری که مردم عادی نمی توانند انجام دهند و لزوما دست اندرکاران و متولیان امر باید به آن توجه کنند.

    • نیروهای بی مهارت برای اشتغال

    حالا این مساله را همه پذیرفته اند که دانشگاه ها در سال های گذشته نیروهایی را پرورش داده اند که در سطح میانگین از حرفه کمتری برخوردارند و این موضوع، دائما از سوی افراد فعال در عرصه تولید و اشتغال مطرح می شود.

    به گفته علی ربیعی وزیر کار و تعاون و رفاه اجتماعی بدون تردید تعداد فارغ‌التحصیلان و مهندسان ما در مقایسه با شاخص‌های جمعیتی و(GDP)تولید ناخالص داخلی از جوامع توسعه یافته بیشتر است، اما علت اینکه دوران گذار ما به سمت توسعه تا این حد طولانی است، بسته به میزان سواد و مهارت ما است و امیدوارم بتوانیم این خلاءها را پر کنیم.

    وی با بیان اینکه دانشجویان بدون کسب مهارت لازم وارد بازار کار می شوند و مسئله اصلی در کشور سواد و مهارت است، ادامه داد: کدام متغیرها می‌توانند تحصیلات را به سمت سوادی ببرند که بتواند وضع جامعه را بهتر کند و آسیب های اجتماعی کاهش یابد؟ امروز باید به جامعه با سواد هم فکر کنیم.

    بماند که برخی هم تمام گناه را به گردن بخش آموزش نمی اندازد و اعتقاد دارند که عدم حمایت از بنگاه های کوچک و پر بازده باعث شده که اشتغال بدون مهارت ایجاد شود.

    اما مشکل آموزش، همچنان یکی از بزرگترین مواردی است که بازار کار را نشانه گرفته است.

    امروزه منطبق نبودن رشته های تحصیلی با نیاز بازار کار، یکی از معضلات حل نشده ای است که گریبان بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی را گرفته است.

    سید عبدالوهاب سهل آبادی، رییس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران راهکار کلان و اساسی برای برون رفت از این مشکل را اجرای اصل 44 قانون اساسی می داند و می گوید: به نظر من دولت باید بودجه هایی که در اختیار دانشگاه های دولتی می گذارد را کم کرده و در قبال آن دانشگاه ها توسط بخش خصوصی حمایت شوند و نیازهای این بخش را تامین کرده و در عین حال با تعامل با دانشگاه ها بر اساس نیاز، رشته های دانشگاهی را در دانشگاه ها تغییر دهند و با ایجاد مدارس فنی و حرفه های آموزش های حرفه ای برای تربیت نیروی انسانی فراهم کند تا به این ترتیب نیاز به پروژه های تحقیقاتی و نو زیاد شود.

    • دانشگاه تعامل لازم را با صنعت ندارد

    رییس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران در ادامه با اظهار تاسف از اینکه سیاستگذاری ها در بخش های دانشگاهی تعامل لازم را با صنعت ندارد می گوید: کادر علمی در بخش دانشگاه آزاد، فقط به منافع خودشان فکر می کنند و به نوعی این دانشگاه ها تبدیل به بنگاه های اقتصادی و تولید مدرک شده اند و بدون توجه به کیفیت، رشته ها را تعریف و ایجاد توقع می کنند. این در حالی است که ما باید به فکر هدفمند نمودن رشته های تحصیلی باشیم، یعنی از همان بدو ورود دانشجو به دانشگاه ها بازار کار همان رشته را هم برایش تعریف و تبیین نماییم.

    در حالی که او از غیر ملموس بودن آموزش های فنی و حرفه ای صحبت می کند و می گوید که این موسسات در تامین نیروی کار نقشی ندارند، مشاور رئیس سازمان فنی و حرفه ای کشور اعتقاد دارد: آموزش های فنی و حرفه‌ای گامی موثر در جامعه برای ایجاد اشتغال و توانمندسازی جوانان است.

    در این میان برخی از کارشناسان هم معتقدند، مشکل اصلی بیکاری در کل کشور این است که ما هنوز سند آمایش آماری از نیروهای کار و نیاز امروز بازار کار را نداریم  در حالیکه اگر ما آخرین اطلاعات از نیازهای واقعی بازار کار را داشته باشیم، می توانیم برحسب آن نیرو تربیت کرده و به این ترتیب مشکل بیکاری را حل کنیم.

  • همه چیز را بر گردن کرونا نیندازیم

    همه چیز را بر گردن کرونا نیندازیم

    به زور  و از روی وظیفه. وقتی نگاه سنگین من را دید با همان لحن زیر بار زور مانده اش گفت: نمی شد به جای شعر سعدی یه شعر … را از حفظ می خوندیم؟!!

    این گفتگوی پدر و پسر، ناخودآگاه جمله های خبر:«35 درصد دانش‌آموزان در پایان مقطع ابتدایی توانایی کافی برای روخوانی ندارند.» را در جلوی چشمانم قطار کرد.

    چند روز پیش در خبرها آمده بود: « طی آخرین دورة آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانش‌آموزان پایة چهارم) در سال 2016، ایران با نمرة 428، رتبة 45 را در بین 50 کشور شرکت‌کننده کسب کرد. نمرة دانش‌آموزان ایرانی در سال 2016 با افت 29 نمره‌ای نسبت به دورة قبلی آزمون (2011)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکت‌کننده در آزمون است. »

    تازه متوجه شدم که چرا  پسرم، برای خواندن یکی از متون اصیل فارسی،  اینگونه در گل مانده است و  این سوال از خودم که: واقعاً سیستم آموزشی ما در حال چه کاری است؟! افت 29 نمره ای دانش آموزان پایه؟! آن هم برای  خواندن یک متن فارسی؟!

    کسانی که قرار است، پایه های آینده علم و دانش ایران را پی ریزی و آن را برقله های فخر بنشانند، اینگونه پرورش یافته اند؟!

    ادامه گزارش فوق خبر بدتری را هم می داد: « در دیگر کشورها، دانش‌آموزانی که نمرة کمتر از 400، یعنی پایین‌ترین سطح را می‌گیرند، حدود 4 درصد است و این نسبت در ایران حدود 35 درصد است. »

    اینها را بگذارید کنار فرمایشات چند وقت پیش مسئولین محترم که می گفتند، ما کسب علم و دانش را فدای همه گیری کرونا نمی کنیم!  یکی باید به این آقایان گوشزد کند که کدام کسب علم ودانش؟ اگر منظور آموزش در مدارس و بنگاه های آموزشی پولی است؛ آری !! نباید کسب ثروت از طریق این موسسات را فدای همه گیری یک ویروس خودخواه و موذی نمود.

    آقایان در حالی از عقب ماندن قطار کسب علم، دانش آموزان به خاطر تعطیلی کرونایی می گویند که  شواهد امر چیز دیگری را نشان می دهد.

    وقتی نسل آینده ما هنوز در خواندن متنی با زبان مادری خود مشکل دارد،یعنی اینکه ما در حوزه آموزش و پرورش فرزندانمان در برهه ای از زمان، خواب بوده ایم و فرصت هایی را از دست داده ایم که جبران آنها کاری بسیار دشوار است.

    از موقعی که موضوع انشا از علم بهتر است یا ثروت، شد؛ چگونه با ثروت، علم کسب کنیم!! آموزش ما به بیراهه رفت. تمام سال هایی که به دنبال پولی شدن آموزش رفتیم، ناخودآگاه از سطح آموزش های رایگان که حق مسلم هر فرزند ایرانی است، کاستیم و بر آموزش های استوار بر نظام پولی افزودیم. همان روزی که فلان مسئول و مشاور حکومتی برای تحصیل فرزندش، مدرسه اختصاصی بنا کرد، قافله کسب علم رایگان بچه های ایرانی را باختیم و نتیجه آن شد که دانش آموزان فارسی زبان در امتحان زبان مادریشان جزو آخرین ها می شوند!!

    در آخراینکه، اگر قرار است به خاطر همه گیری کرونا، کسب  علم و دانش پولی را تعطیل کنیم، همان بهتر که تعطیل کنیم و همه چیز را گردن کرونا نیندازیم.

  • دکترهای دروغین اینستاگرام زیر تیغ قانون

    دکترهای دروغین اینستاگرام زیر تیغ قانون

    بر اساس ماده واحده این قانون استفاده از عناوین علمی دکتر، مهندس و مانند اینها که شرایط اخذ آن مطابق قوانین و مقررات مربوط تعیین می‌گردد توسط هر فرد برای خود مستلزم داشتن مدرک معتبر از مراکز علمی و دانشگاهی داخلی و یا خارجی مورد تأیید رسمی وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری یا بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌باشد. مرتکبین استفاده غیر مجاز از عناوین علمی مذکور به مجازات ماده (556) فصل هشتم کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی محکوم خواهندشد.
    مطابق ماده واحده مذکور، صرف داشتن مدرک دانشگاهی، اجازه استفاده از عنوان علمی را به شخص نخواهد داد، بلکه دارنده مدرک باید مدرک دانشگاهی خویش را از یکی از مراکز یا دانشگاههای داخلی ویا خارجی یا شعب آنها در داخل کشور که حسب مورد، مورد تأئید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد اخذ نموده باشد؛ بنابراین  مرجع تشخیص اعتبار یا عدم اعتبار مدارک دانشگاهی، وزارتخانه های مذکور در متن ماده واحده و شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
    بر همین اساس کارشناس رسمی دادگستری با رصد و شناسایی کسانی که در پیج های اینستاگرامی یا فضاهای مجازی، تارنماها و … از عناوین علمی بدون مدرک استفاده می کنند، این افراد را برای توضیحات بیشتر به دادسرا معرفی خواهد کرد.
    بنابراین چنانچه فردی از یکی از دانشگاهها و مراکز آموزش عالی خارج از کشور مبادرت به اخذ مدرک دانشگاهی نماید، تا زمانی که تحصیلات وی توسط مراجع مربوطه ارزشیابی نگردد و اعتبار مدرک تحصیلی وی احراز نگردد، حق استفاده از عنوان علمی دکتر را نخواهد داشت.
    گفتنی است؛ کسانی که به دروغ و بدون اثبات علمی و مدرک درست، اقدام به استفاده از عناوین علمی در پیج هایشان می کنند هزینه‌های چندگانه‌ای را بر دوش جامعه، مردم و بیت‌المال، می اندازند و این قانون می تواند دست آنها را از چنین خلاف هایی که مدیران واقعی و توانمند را در سایه برده است، قطع کند.

  • سایه روشن های آموزش مجازی مدارس

    سایه روشن های آموزش مجازی مدارس

    کرونا، حالا دیگر بعد از چند ماه میهمان جدیدی نیست. از ماه ها قبل بچه ها با این ویروس آشنا شده اند و یاد گرفتند که با آن زندگی کنند. از روزی که مشق هایشان مجازی شد و از پشت قاب موبایل ها و تبلت با معلمانشان ارتباط برقرار کردند، هر چند والدین از این موضوع چندان راضی نیستند.
    آنها می گویند: باید فکری به حال روحیه دانش آموزان هم بشود. فضای خانه ها محدود است و دانش آموزان با ماندن در خانه کلافه شده اند از طرفی نبود زیرساخت های مناسب آموزش غیرحضوری، بسیاری از والدین را دچار مشکل کرده است. آنها معتقدند این روش ها نیازمند کارایی بیشتر است تا خانواده ها نقش معلم را هم بازی نکنند.

    • تکلیف بلاتکلیفی

    صبوری از والدینی است که این روزها را با تلخی می گذراند، او با بیان مشکلات عدیده از جمله قطع شدن مکرر اینترنت و سرعت کم آن می گوید: ما کاری را شروع کردیم، بدون اینکه زیرساخت های آن را آماده کنیم.

    مثلا هر معلمی از یک پیام رسان استفاده می کند، معلمی تکالیف را صوتی و دیگری بصورت کتبی و تصویری می خواهد که این تفاوت ها، دانش آموزان را سرگردان و بلاتکلیف می کند.

    او که دو دانش آموز در خانه دارد می گوید:  من یک دختر در پایه هشتم و یک پسر در پایه دوم ابتدایی دارم و هر کدام به هر حال با مشکلات مختلف در زمینه درس هایشان روبرو هستند وبار تحصیلیشان کلا روی دوش ما افتاده است.

    باری که خیلی های دیگر هم مثل او به دوش  می کشند، گرچه در کنار همه این سختی ها همه به اتفاق معتقدند که نرفتن بچه ها به مدرسه بهتر است و حداقل روزهای قرمز کرونا را سیاه نخواهد کرد .

    فریده موسوی هم که یک کارمند تمام وقت است از این مشکلات دارد: پسرم در خانه تنها است و به هر حال بازیگوش است و خیلی وقت ها کلاس هایش از دست می رود. او اظهار تاسف می کند که با اینکه چند ماهی است بچه ها با این روش تحصیل اخت شده اند، اما هنوز در این زمینه فرهنگسازی درستی نشده و بچه ها به موبایل بیشتر به عنوان یک وسیله بازی نگاه می کنند تا وسیله یادگیری.

    محمدی هم یک معلم است که در طرف دیگر ماجرا قرار دارد: « در این مدت مشکلات زیادی با رویکرد آموزش مجازی داشتیم، برخی از بچه ها جدی      نمی گرفتند و به پیام رسان ها توجه   نمی کردند. اما به هر حال این روش تحصیل مزایای خود را هم دارد» .

    به نظر او اوایلی که این سیستم بنا گذاشته شد، بسیاری از خانواده ها جدی نگرفتند اما کم کم حدود 90- 80 درصد از دانش آموزان و والدین مشارکتشان جدی شد و این باعث خشنودی است .

    مهدوی هم از معلم هایی است که این روزها تمرکزش را بر فضای مجازی و جذابیت درس دادن گذاشته است. به نظر او پایه اول به خصوص چون نیاز است که کودک با معلمش ارتباط چشمی و عاطفی داشته باشد، به شکل مجازی با مشکلاتی روبرو است که باید با خلاقیت و تدریس جذاب این خلاء را جبران کرد. او معتقد است که مسلما آموزش به شکل حضوری در مدرسه بازدهی بیشتری دارد، اما ما اکنون با شرایط عادی روبرو نیستیم و به هر حال باید با این وضعیت به شرایط مطلوب برسیم.     در این میان همکاری خانواده ها موضوع مهمی است که باید سرلوحه فعالیت های آموزشی باشد؛   خانواده هایی که این روزها نقش همکار اولیا و مربیان را در خانه ایفا می کنند و تلاششان این است که بچه هایشان از درس و تحصیل عقب نیافتند.

    • روزهای سخت تحصیل

    به گفته امیری از والدینی که دو دانشجو و یک دانش آموز در خانه دارد، به هر حال این روزهای سخت می گذرد و باید با شرایط خودمان را وفق دهیم و مراقب باشیم که بچه هایمان در این روزها از فضای تحصیلی واقعی دور نشوند.

    البته بماند که روزهای سخت تنها مربوط به والدین نیست، بلکه معلمان هم چندان دلخوشی از این روزها ندارند و باید زمان زیادی از وقت خود را صرف آماده کردن مطالب درسی به صورت فیلم، صوت و عکس، چک کردن تکالیف تمام دانش آموزان، رسیدگی به درس آنها، پرسش و پاسخ و خیلی کارهای دیگر بکنند، حتی بیشتر از وقت استانداردی که باید برای دانش آموزان بگذارند.

    در کنار مشکلات سخت افزاری، مشکلات نرم افزاری هم خود قصه این روزهای کرونایی است که با پیش بینی بسته های آموزشی و پست کردن آن برای خانواده ها و دانش آموزان حل شده است تا سال تحصیلی با فراز و نشیب هایش تمام شود و سوت پایان تحصیلی بدون بازنده به پایان برسد.

  • دانشگاه کیلویی چند؟

    دانشگاه کیلویی چند؟

    تا چندی پیش کنکور و رسیدن به آمال و آرزوها برای برخی یک افسانه بود، شاید تا چند سال پیش. اما چیزی نگذشت که فاصله های طبقاتی باعث شد که متولان بی درد بتوانند به راحتی هر آنچه را که می خواهند از جمله کرسی دانشگاه ها را هم بخرند. جالب اینجاست که بیشتر این خریدها مربوط به رشته ای است که با جان و روح مردم کار دارد. پزشکان آینده ای که معلوم نیست با مدرک جعلی پزشک شده اند و یا واقعا رنج دوران درس و دانشگاه را به جان خریده اند.

    به گفته محمد مهدی طهرانچی، رئیس مرکز امور حقوقی و صیانت از دارایی‌های دانشگاه آزاد اسلامی تعداد افرادی که به جعل مدارک دانشگاه آزاد اقدام کرده اند «خیلی زیاد» است، ولی دانشگاه آزاد برادر بزرگ نظام آموزش عالی است و در واقع سهم بزرگ تر این مجموعه  (آموزش عالی) متعلق به دانشگاه آزاد است؛ بنابراین در این گستره بزرگ احتمال هر تخلفی وجود دارد، ولی ما تمام تمرکز خود را بر این گذاشته ایم که در دانشگاه این اتفاق نیفتد.

    با تمام این احوال این اتفاقات در حال افتادن است، فروش مدارکی که تنها ژست و فیگورهای جعلی به ارمغان می آورد، دانشگاه ها بنگاه های مدرک شده اند و بازار کار در وضعیت نامطلوبی به سرمی برد، این در حالی است که پس از گذراندن نزدیک به 20 سال تحصیل و کسب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و طی نمودن شب ها و روزهای پراسترس، وقتی به دنبال کار  می روی نه مهارتی کسب کرده ای که بتوانی از آن استفاده کنی. بنابراین نه راه پس می ماند و نه راه پیش، چرا که نیاز امروز بازار کار با آنچه که در طی این سالها کسب کرده ای مطابق نیست.شاید به همین علت است که عده ای از تولید کنندگان بزرگ اصفهانی اعتقاد دارند که اصفهان از نیروی کار حرفه ای رنج می برد و انگشت ها به سمت نحوه آموزش و رشته های تحصیلی نشانه می رود که هیچ ربطی به بازار کار ندارند.

    در این میان بماند که مشکل تحصیل کردگان و فارغ التحصیلانی که به بازار کار وارد می شوند یکی و دو تا نیست، از یک طرف آنها در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش و سپس آموزش عالی با هیچگونه مهارتی درحوزه های فنی و حرفه ای آشنا نشده و در کسب و کار خاصی مهارت دارد و از طرف دیگر با شیوه های کار در رشته های مختلف آشنا نیست.

    در این میان متاسفانه میزان حمایت برنامه ریزان کشور نیز با سطح توقعات و مطالبات آنها همخوانی ندارد، بنابراین باید بخشی از اشتغال را با درک توانمندی های موجود و برنامه ریزی برای آن در نظر گرفت، امری که مردم عادی نمی توانند انجام دهند و لزوما دست اندرکاران و متولیان امر باید به آن توجه کنند و همین ناامیدی ها است که باعث می شود، تنها مدرک ملاک شود و بس .

    حالا این مساله را همه پذیرفته اند که دانشگاه ها در سال های گذشته نیروهایی را پرورش داده اند که در سطح میانگین از حرفه کمتری برخورداند و این موضوع دائما از سوی افراد فعال در عرصه تولید و اشتغال مطرح می شود.

    در این خلاء های ناشی از نبود برنامه ریزی و مدرک گرایی برای هیچ و پوچ است که افرادی هم، از آب گل آلود ماهی های درشتی می گیرند.

    گرچه به اعتقاد رئیس مرکز امور حقوقی و صیانت از دارایی‌های دانشگاه آزاد در بسیاری از موارد خیلی از این مدارک از دانشگاه مورد استعلام قرار نگرفته است؛ یعنی فردی مدرکش را جعل کرده و آن را به سازمان و یا شرکتی ارائه داده، ولی هیچ وقت برای تایید آن مدرک، استعلامی از دانشگاه آزاد گرفته نشده است.

    با تمام این احوال ارقام متنوع است؛ کلاهبردار مشتری خودش را ارزیابی می کند و از 10 و 20 میلیون تا 500 میلیون تومان تا یک میلیارد تومان می رسد و تنها قربانیان این ماجرا کسانی هستند که با خون دل شبانه روز به خاطر کنکور درس خوانده اند و حالا کسانی جایشان را گرفته اند که تنها رنگ اسکناس را دیده اند. شاید بهترین راهکار برای این موضوع هوشمندسازی تمامی ارگان ها و اداراتی باشد که وابسته به مدرک گرایی شده اند.