دسته: خواندنی ها

  • نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود

    نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود

    انگارنگاه نویسنده ها، دنیایشان و عاشق شدنشان با آدم های عادی فرق دارد. آنها بی تفاوت از آدم ها رَد نمی شوند. دنیای آنها دنیای آدم بزرگ ها و بچه های قصه هایشان هست. شما كه غریبه نیستید فاطمه شوشتریان، کسی که واقعیت زندگی را با واژه ها نشان می دهد. خیلی صریح و بدون هیچ كنایه و استعاره . در اول بهمن سال 1340 بدنیا آمده و فرزند پنجم خانواده است،به قول خودش تقریباً از زمانی که یاد گرفته بنویسد:آن مرد آمد،آن مرد با اسب آمد، بر روی هر چیزی که جلو دستش بوده مینوشته؛ نسخه دکتری که پدرش برای دندان درد دکتر رفته بوده ، پشت جعبه کفش عید که مادرش برای عید خریده بوده ، روی نیمکت چوبی پر خش کلاس درس و روی کاغذ آدامس خروس نشان ؛ قصه او قصه نوشتن است . و خیلی دور خیلی نزدیک تو را می برد به سرزمین سحرآمیز خیال و واقعیت آنجا که آدم ها و اتفاق هایشان یک آن تو را تنها نمی گذارند. با او در خانه اش قرار گذاشتیم، در کنار زوجی که هر دو فرهنگیند. سعید حافظی، همسر خانم شوشتریان، فرزند اول خانواده است،او هم در کوچه پس کوچه های دروازه دولت اصفهان در خانه ایی که به قول خودش، هنوز عطر یاس امین الدوله و زنبق های آبی باغچه پای حوضش او را به دوران کودکی وصل می کند بدنیا آمده، در در دهه شصت کتابفروشی و انتشارات نیما را داشته و هر روز صبح برای سلام و صبح بخیر به تک تک قهرمانان کتاب های درون قفسه ها ی مغازه، خود را با شتاب به درگاه مغازه میرسانده ، اما جبر روزگار و اجبار مخارج زندگی در سال 63 او را مجبور کرده تا کار دیگری پیشه کند و در حال حاضر مترجم است و در کنار همسرش مشغول تالیف و ترجمه کتاب . بی تکلف و آداب خاصی این زوج از ما پذیرایی کردند و در کنار یار مهربان گل گفتیم و گل شنیدیم. مصاحبه زیر ماحصل حدود دو ساعت گفت و گوی ما با این زوج دوست داشتنی است.

    خانم شوشتریان از چه زمانی متوجّه شدید که به دنیای نویسندگی وارد شده اید؟آیا در کودکی و نوجوانی‌تان فکر می‌کردید که نویسنده شوید؟

    من از زمانی که اسم خودم را فهمیدم علاقه زیادی به نوشتن داشتم و بهترین نمراتم در زمینه ادبیات بود. یادم می آید یک روز موضوع عصرپاییزی را به ما دادند و من خودم را در یک باغ پاییزی حس کردم و این موضوع را نوشتم؛ اما معلمم باور نکرد و باز دوباره همان روز یک موضوع دیگر به من داد و باز نوشتم و خیلی مورد تشویق قرار گرفتم فکر می کنم نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود. ما هفت بچه بودیم و آن روزها که وسایل سرمایشی نبود ردیف روی پشت بام می خوابیدیم . من آن روزها به هوای اینکه می خواهم پشت بام را برای خنک شدن آب پاشی کنم دفترچه ام را برمی داشتم و زیر آسمان می نوشتم .

    در دوره کودکی و نوجوانی‌تان کدام کتاب یا کتاب‌ها روی شما تأثیر گذاشته‌اند؟ چه‌چیزی در این داستان‌ها بود که شما را تحت‌تاثیر قرار می‌داد؟

    در واقع من با قصه‌ها و افسانه‌هایی که پدربزرگ و مادر بزرگم برایمان تعریف می کردند بزرگ شدم. آن‌ها ترانه‌ها و متل‌ها و افسانه‌ها زیادی بلد بودند و گاه و بی گاه برایمان تعریف می‌کردند. این افسانه ها دنیای ما را می ساختند و ما با واژه ها رشد کردیم و بزرگ شدیم. من رستم و اسفندیار و سیاوش و قصه های ایرانی را دوست داشتم و اکنون هم برای کودکان داستان هایی را می نویسم که از گذشته دیرین ما برای ما به ارث گذاشته شده است.

    یکی از کتاب های شما عاشقانه جنگ است درست است؟

    بله شب های خاکستری را با موضوع جنگ نوشتم و حالا 28 ساله و هم سن پسرم است. دلیل اینکه نوشتن این کتاب این قدر طول کشید این بود که من در دهه 60 در روزنامه نوید کار می کردم و همان روزها بود که کتاب شعرم را گم کرده بودم و دلم می خواست درباره جنگ و رنج های آن دوران بنویسم ولی مدتی درگیر بچه ها و خانه شدم من در سال 1363 ازدواج کردم دو دختر و یک پسر ثمره ازدواج من و شوهرم است، او هم کتابفروشی روبروی هتل شاه عباس خیابان آمادگاه داشت . خانه داری ، شوهر داری، بچه داری وظایف هر زن متاهل هست و می خواستم همیشه فضای خانه را برای عزیزانم مکانی گرم و پر آرامش حفظ کنم، برای همین قلم برای مدتی لای دفترم بخواب رفت. اما همیشه احساس می کردم جسمم به روح نا آرامم که همیشه بدنبال آزادی و نوشتن بود بدهکار است. اکنون که کودکانم برای خود مادر و یا پدر شده اند، با خیالی آسوده از نو مینویسم. من با روح خود آشتی کردم.اما باز شروع کردم و این کتاب را به پایان رساندم این کتاب بسیار برای من عزیز است.این کتاب یک رمان عاشقانه است که توصیفاتش از شروع جنگ بوده و ادامه پیدا می کند.

    ایده‌های داستان‌هایتان چطور و از کجا به ذهن‌تان می‌رسد؟

    ایده‌های داستان‌هایم خودشان به سراغم می‌آیند. بعضی‌هایشان خیلی سمج هستند و من را ول نمی‌کنند و مجبورم می‌کنند بنویسمشان. بعضی‌هایشان هم آن قدر صبر می‌کنند که من بروم به دنبالشان. برای مثال کتاب دیگری دارم که باعث شد به مدت هشت ماه به جنوب و قشم برویم و آپارتمانی اجاره کنیم نام این کتاب رومینا است؛ این کتاب را من سال 96 تمامش کردم و به این خاطر که در فضای جزیره قشم رفتم تا تمامی واقعیت های مردم آنجا را ببینم و از نزدیک لمس کنم؛ این کتاب، عاشقانه نافرجامی است که بارها و بارها در اجتماع ما اتفاق افتاده و شنیده ایم ودیده ایم. این کتاب دررابطه با آسیب هایی است که به دخترها می خورد، من و همسرم هشت ماه با این کتاب زندگی کردیم تا به رشته تحریر درآمد.

    متوجه‌ام که هر نویسنده‌ای همه داستان‌هایش را مثل بچه‌هایش دوست دارد، تمام روایت هایتان واقعی است یا دنیای تخیل هم در آن حاکم است؟

    بله دقیقا تمام داستان هایی که می نویسم مانند فرزندانم هستند و به نوعی هر بار یک زایش ذهنی دارم.
    حالا از همسرتان که به نوعی ناشر بوده اند و با کتاب سر و سری داشته اند، هم باید این سوال را بپرسم که آیا زندگی با یک نویسنده سخت است؟ درباره این هم پا بودنتان بگویید.
    آقای ناشر:خب یک جورهایی بله و یک جورهایی خیر چون من خودم عاشق کتاب هستم وفضای کتاب و نشر کتاب را دوست دارم و این موضوع چون نقطه عطف زندگی ما به شمار می رود تفاهم خوبی باهم داریم و باعث شده که در کنار هم وقت بیشتری را بگذرانیم و تجربه های لذت بخشی داشته باشیم. به هر حال یک رمان یا داستان دفعتا بروز نمی کند . همین کتاب شب های خاکستری که از اوایل جنگ شروع می شود و ماجرای مهاجرانی را می گوید که با حمله عراق به ایران در شهرهای مختلف پخش می شوند، داستانی است که نویسنده بارها و بارها با آن کلنجار رفته. به هر حال کار ما هم نشر بود و با این دنیا بیگانه نبودیم و برایم جالب بود که تکه هایی از این کتاب را برای اولین بار می شنیدم، به هر حال جالب است کتابی که در اندرون نویسنده پرورش می یابد تا موقعی که به زیور طبع آراسته می شود، مثل فیلمی است که در پشت صحنه با بازیگران و کارگردان به میزانسن برسد. ما هم پشت صحنه بودیم تا بعدا این فیلم به قاب تصویر دربیاید. می توانم این همپا بودن را به این شکل تشبیه کنم در واقع ما هم در پشت صحنه برای خانم نویسنده، چایی درست می کنیم(می خندد)

    چرا تصمیم گرفتید از نویسنده بزرگسال به سمت نویسندگی برای کودک و نوجوان بروید؟ چه چیزی شما را به انتخاب این مخاطب برای داستان‌های‌تان علاقه‌مند کرد؟نوشتن برای کودکان و نوجوان چه جذابیت‌ها و چه سختی‌هایی دارد؟

    من کودکی بسیار خوبی داشتم، شنیدن قصه‌ها و افسانه‌ها از یک طرف و بازی با بچه‌ها در کوچه و خیابان از طرف دیگر خود به خود مرا به این سمت هدایت کرد. بچه ها ذاتا داستان را دوست دارند و ما بزرگترها باید آنها را به این سمت سوق بدهیم. به نظر من جای داستان کودک به شیوه ای که در ذهن کودک بماند کم است . بچه های ما با اسطوره های آن طرف آب بزرگ می شوند و این در حالی است که ما ایران کهنی داریم با اسطوره های گرانبها . من خودم بچه داشتم و وقتی برای بچه ها قصه های قدیمی که پدر بزرگ و مادر بزرگ برای ما می خواندند و من همان داستان ها را برای بچه هایم و حالا برای نوه هایم می خوانم، خیلی بهتر از باب اسفنجی و بتمن و سوپرمن دوستش دارند. این داستان ها خیلی لطیف ترهستند و نوه من دوست دارد که باز هم برای او این داستان ها را تکرار کنم.

    پس مشکل ما بچه ها نیستند؛ مشکل ما آن کنترل های بیرونی هستند که به بچه های ما خط مشی می دهد درست است ؟

    متاسفانه بله. شرایط امروز باعث شده که والدین درگیرشوند و بالاجبارمسائل خانوادگی جامعه و شخصی در فرهنگ خانواده ها هم رسوخ کرده و در فضای ذهنی کودک تحمیل شده است. بیشتر خانواده ها حالا برای اینکه بچه را ارضا کنند، برایش اسباب بازی های جورواجور الکترونیکی می خرند در حالیکه کودک تنها یک ساعت با این اسباب بازی ها خوشحال می شود و بعد به زودی از آن زده می شود و در آخر دوست دارد که مادرش برای او قصه بخواند، داستانی که همراه با آرامش است نه استرس و با عجله. نمونه اش نوه خود بنده که سنش تنها یک سال و نیم است و هنوز بلد نیست حرف بزند، اما با همان زبان و روش خودش از من می خواهد که برایش کتاب بخوانم . ما سعی داریم می کنیم که آموزش بدهیم به کودکان اما قرار نیست به بزرگسالان هم آموزش بدهیم . آرزوی من این است که اجازه بدهند درد خودم و همدردم را بگویم .

    نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود

    آقای حافظی شما در این رابطه نظرتان چیست به نظر شما چرا ناشران ما به سمت چاپ کتاب های سخیف رفته اند؛ چرا ما دیگر با دوران طلایی داستان نویسی روبرو نیستیم؟

    متاسفانه همینطور است به این خاطر که در حیطه نشر تنها آدم های انگشت شماری مانده اند که مشتاق این فضا بوده اند، آدم هایی که باید مته به خشخاش بگذارند و حالت بیزینسی برخورد نکنند، آنها باید توقعاتشان را پایین بیاورند و به نوع عاشق و شیفته باشند. به این خاطر که اگر بخواهند کتابفروشیشان را به فست فودی تبدیل کنند، بی شک با درآمدهای آنچنانی روبرو خواهند شد. برای آنها فقط عشق مانده و بس .این مقوله دوست داشتن و دلی است .

    از عشق صحبت کردید آیا عاشق شدید و با خانم نویسنده ازدواج کردید ؟ از چه شروع شد ؟

    خب از نوشته ها شروع می شود . استارت کاری ما از طریق کار بود و مقوله فرهنگ و کتاب. ابتدا با شعرهای ایشان آشنا شدم و به هر حال می دیدیم که چقدر به همدیگر نزدیک هستیم و نقاط اشتراک ما سبب شد که این اتفاق بیافتد. ابتدا از طریق اقوام معارفه کتابی بود و رد و بدل کتاب و موسیقی های قدیمی .
    برای شما چطور خانم شوشتریان؟
    به نظر من خدا انسان را با عشق خلق کرده و من به نوبه خودم اگر در زندگی عشق نداشته باشم، نیستم عشق است که رنگ و بوی و طعم زندگی و آرامش و علاقه و احساس بوجود می آورد و ما می توانیم آن را به بچه هایمان هم منتقل کنیم. به نظر من عشق اصلی ترین مساله زندگی است در حالیکه بیشتر خانواده ها به حاشیه ها بیشتر می پردازند. ما دو نفر از زمانی که ازدواج کردیم قرارمان این بوده که خودمان باشیم . از همان سن 19 سالگی که ازدواج کردم تا کنون تغییری به وجود نیامده و همیشه عشق بر زندگیمان گسترده بوده است.کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد، عقل محتاط است، اما عشق اینطور نیست؛ عشق می گوید خودت را رها کن، تمام گنج ها و خزاین ما در خرابه ها پیدا می شود هر چه هست در دل خرابه ها است و برد با عاشق است .قشون کشیدن در زندگی و پنجه کشیدن در زندگی ما را به جایی نمی رساند. متاسفانه چند سالی است که به خاطر مسائل مادی و اقتصادی معنویات کم شده و این را به عینه می توانیم ببینیم.

    شاید به همین خاطر است که عیدهای گذشته و سال هایی که در گذشته نو می شد برای بچه ها جذابتر بود. بچه های امروز دیگر آن شور و شوق را گذشته با آمدن روزهای نو ندارند.چه شکافی بین نسل ها ایجاد شده است؟

    این موضوع به فرهنگ خانواده برمی گردد، به هر حال اتفاقات هنجار و ناهنجار در همه جا هست حال با آمدن کرونا و یا مشکلات اقتصادی . اما اگر بچه ها را وارد سنت ها کنید آنها از آمدنش لذت می برند. من همیشه بچه ها را برای خرید و چیدن هفت سین مشارکت می دادم و وقتی عید می آمد و سال تحویل می شد، به اندازه امکانات مالی که داشتیم هدیه ای تهیه می کردم و در کفش هایشان می گذاشتم و می گفتم عمو نوروز برایتان هدیه آورده . هنوز که هنوز است نوه هایم با این سنت آشنا هستند و برای همین عید را از ته دلشان دوست دارند و برایش لحظه شماری می کنند که عمو نوروز بیاید و به آنها هدیه بدهد.

    نوشتن برای کودکان و نوجوانان چه تفاوتی با نویسندگی برای بزرگسالان دارد؟

    نویسندگی برای کودک و نوجوان یک کار کاملاً تخصصی است. سهل و آسان نیست. تخصص می‌خواهد. دانش می‌خواهد. باید با زیر و بم دنیای کودکی آشنا باشید. باید بدانید مخاطب شما چه خواسته ای دارد. باید ادبیات را بشناسید و به آن احاطه داشته باشید.فرق ادبیات کودک و نوجوان با ادبیات بزرگسال در نگاهی است که به جهان داریم. وقتی به ادبیات کودک و نوجوان دست پیدا خواهیم کرد که جهان را از دریچه نگاه آن‌ها ببینیم. نویسندگی برای کودک و نوجوان یک ریسک بزرگ است. راه رفتن روی طناب باریکی در ارتفاع بالاست. هر آن ممکن است نویسنده ای که شناخت کافی ندارد بلغزد و سقوط کند. ادبیات کودک و نوجوان پند و اندرزهای تکراری و کسل کننده نیست. درس نیست. ادبیات کودک و نوجوان پویا است. هیجان انگیز است. شیطان و بازیگوش است. عجیب و شگفت انگیز است. ایستا نیست. یک لحظه آرام و قرار ندارد. راست است. دروغ نیست. بی غل و غش است. درست مثل خود بچه‌هاست. موجز و کوتاه و شیرین. بازیگوش و سرزنده. من حتی به رنگ های نقاشی هایی که قرار است در کتاب بیاید حساسم، به روان شناسی که در آن نهفته است و به آنچه که برای کودک جذاب است توجه دارم.

  • بوی خوش زندگی

    بوی خوش زندگی

    – استشمام بوی نان: باعث می‌شود شما مهربان‌تر شويد. در واقع بوی نان انسان را نرم‌تر می‌کند!
    – استشمام بوی نعناع: به‌خصوص برای ورزشکاران باعث ايجاد انگيزه و علاوه بر اين، باعث بهبود خُلق و خوی افراد می‌شود!
    – استشمام دانه‌های قهوه: استرس را به حداقل ميرساند و شادمانی بیشتری را به سمت شما جذب ميکند!
    – استشمام بوی پرتقال و ليمو: باعث افزايش انرژی و به دنبال آن شادی و نشاط میشود!
    – استشمام بوی سیب: افزایش امیدواری را افزایش میدهد خصوصا در صبح!
    – استشمام گل یاس: عطر یاس میتواند شما را از غمگینی برهاند و افکار ناشی از افسردگی را از ذهن دور کند!
    – استشمام بوی کاج: عطر و بوی کاج دشمن استرس است و باعث میشود از ته دل بخندید!
    – استشمام بوی دارچین: باعث افزایش حافظه و تمرکز میشود!
    – استشمام بوی اسطوخودوس: رایحه اسطوخودوس برای رفع اختلالات خواب و آرام شدن ذهن و جسم مناسب است!
    – استشمام بوی چمن تازه: برای جلوگیری از آلزایمر و محرک شادی و نشاط است!

  • ۳۰ نکته طلایی برای موفقیت در زندگی و کسب‌وکار

    ۳۰ نکته طلایی برای موفقیت در زندگی و کسب‌وکار

    در این مقاله با ما همراه باشید تا ۳۰ نکته‌ی طلایی برای موفقیت در زندگی و کسب‌وکار را بدانید.

    ۱. به خودتان و توانایی‌تان باور داشته باشید.
    ۲. بیش از حد کمال‌گرا نباشید.
    ۳. برای ثبات بکوشید.
    ۴. هرگز ناامید نشوید
    ۵. اهداف روزانه را مکتوب کنید تا حتما انجام دهید
    ۶. نخستین گام را با اعتمادبه‌نفس و بدون ترس بردارید
    ۷. نفرت را از زندگی‌تان دور کنید
    ۸. روابط مناسبی با اطرافیان خود برقرار کنید
    ۹. عمل‌گرا باشید
    ۱۰. انرژی مثبت داشته باشید
    ۱۱. شک و تردید را از خودتان دور کنید
    ۱۲. برای سلامت‌تان اهمیت قائل شوید
    ۱۳. ترس از خطر کردن را به خودتان راه ندهید
    ۱۴. از تقلب و مکر و حیله دوری کنید
    ۱۵. مدیتیشن و تفکر عمیق را فراموش نکنید
    ۱۶. به ارزش‌های درونی‌تان اهمیت دهید
    ۱۷. ذهن باز و رو به آینده‌ای داشته باشید
    ۱۸. با افراد موفق معاشرت کنید
    ۱۹. اراده و خواست شما مهم است
    ۲۰. به پیشرفت‌های کوچک بها بدهید که به نتایج بزرگ می‌رسند
    ۲۱. صبور باشید و زمان کافی را صرف کنید
    ۲۲. همیشه عصبانیت خود را کنترل کنید
    ۲۳. سحرخیزی را سرلوحه برنامه زندگیتان بگذارید
    ۲۴. شما همان چیزی خواهید بود که فکر می‌کنید
    ۲۵. سرتان را از مشغولیات مختلف خلوت کنید
    ۲۶. نگرش صحیح و کنترل بر زندگیتان داشته باشید
    ۲۷. بدانید که همه حامی شما نخواهند بود
    ۲۸. به موضوعات پیش پا افتاده توجه نکنید
    ۲۹. به تغییر اهمیت دهید
    ۳۰. ارزش‌های زندگی‌تان را بشناسید

  • ۲۶ راهکار شگفت انگیز برای شروع یک تغییر بزرگ در زندگی

    ۲۶ راهکار شگفت انگیز برای شروع یک تغییر بزرگ در زندگی

    ۲۶ راهکار شگفت انگیز که می تواند زندگی ما را متحول کند

    ۱ – سحر خیزتر باشید
    ۲ – راستگو باشید
    ۳ – در روز چندین بار نفس عمیق بکشید

    ۴ – به آهنگ های شاد گوش دهید
    ۵ – از جاهای جدید بازدید کنید
    ۶ – برنامه های فردا را یادداشت کنید

    ۷ – داوطلبانه به مردم کمک کنید
    ۸ – کم غذا بخورید و استراحت کنید
    ۹ – فقط خوراکی های مفید و مغذی میل کنید

    ۱۰ – هم صحبت دوستان و خانواده خود باشید
    ۱۱ – با آدم های جدید آشنا شوید
    ۱۲ – هر از گاهی از موبایل خود فاصله بگیرید

    ۱۳ – در یک زمان فقط به انجام یک کار بپردازید
    ۱۴ – یکی از اهداف خود را محقق کنید
    ۱۵.هر روز ده صفحه کتاب بخوانید

    ۱۶.هفته ای یکبار شنا کنید
    ۱۷.در هفته یک فیلم و یا نمایش طنز ببینید
    ۱۸.یک کانال خاطرات درست کنید و روزی چند عکس درآن قرار دهید

    ۱۹.وسایل اضافه کیف و جیب و داخل ماشین تان را دور بریزید
    ۲۰.روزتان را با تکرار جملات مثبت شروع کنید
    ۲۱.هر چند یکبار برای خودتان یک هدیه ای بخرید

    ۲۲.یک بیت شعر حفظ کنید
    ۲۳.علایق خود را بنویسید
    ۲۴.گاهی در خلوت به رویاهای خودتان فکر کنید

    ۲۵.در حد امکان دیرتر از ساعت ۱۲ به رختخواب نروید و نخوابید
    ۲۶.گذشته را برای همیشه رها کنید هرچه بود تمام شد

    این هفته | inhaftemag.com

  • خرافات با طعم سـیانور

    خرافات با طعم سـیانور

    تنها 5 نفر از این خودکشی دسته جمعی نجات یافتندکه داستانهای تکان دهنده آنها سراسر آمریکا را لرزاند.
    در جمهوری گویان* و در سال 1978 جیم جونز، رهبر مردمی کشاورزان و کارگران مزرعه را دعوت کرد که همگی در مزارع کشاورزی خود و به صورت دسته جمعی خودکشی کنند. بیشتر مردم در این خودکشی دسته جمعی شرکت کردند و کسانی که حاضر نشدند به این کار تن دهند یا با تفنگ هدف قرار گرفته و مجبور شدند. دیگر کسانی که امتناع کردند در کنار آنها شلیک شد تا بترسند و قرص سم را بخورند. در این مراسم اسفبار حدود 319 تن از آنان کودک بودند.

    دراز بکشید و جام زهر را سر بکشید

    تنها 5 نفــر از ایــن خودکشــی دســته جمعــی نجــات  یافتنــد کــه داســتانهای تــکان دهنــده آنهــا از شــکنجه هــای جونــز سراســر آمریــکا را لرزانــد. هیــچ نــوار ویدیویــی دقیقــه ای از ســخنرانی جونــز، پیــش از ایــن خودکشــی دســته ۴۵ در شــهر جونــز پیــدا نشــد.تنها یــک نــوار صوتــی جمعــی یافــت شــد کــه در انتهــای آن جونــز از جمعیــت مــی خواهــد کــه بــه فرزندانشــان نوشــیدنی زهرآلــود بدهنــد. ســپس صــدای نالــه هــا و ضجــه هــای مــادران آنهــا بــه گــوش مــی رســد. پــس از آن نیــز جونــز بــه همــه مــی گویــد کــه بــر روی زمیــن دراز بکشــید و جــام زهــر را بنوشــید.

    به دنبال جذب پیرو

    جیم جونز رهبری مذهبی _ مردمی و کاریزماتیک بود که معبد مردم را با گرایشات مذهبی پایه 91 در ایندیاناپولیس عده زیادی به او توجه کرده و به سراغ او آمدند. ۵گذاری کرد. در سال های 0 عمده سخنان او علیه تبعیض نژادی بود و از همین جهت بیشتر سیاهپوستان آمریکا به این عقیده جلب شده و از پیروان پروپاقرص و جدی او به حساب می آمدند. جونز از باورهای دینی این طور بهره می برد که باید مردم به یک گرایش مطلق برسند و سعی می کرد در راه ترویج افکار خود از تمام مضامین و باورهای مردمی استفاده کند. 691 جونز به همراه گروه خود به کالیفرنیای شمالی حرکت کردند و در ناحیه مایوکیا، ۵ در سال ساکن شدند. جونز بر این اندیشه بود که عقاید خود را گسترش دهد و جماعت بیشتری راب ه طرفداری از خود دعوت کند. پس از چند سال سکونت در آن منطقه در سال 1791 بار دیگر همراهان و پیروان خود که اکنون تعداد آنها بیشتر شده بود را برداشته و به سان فرانسیسکو رفت.

    خرافات با طعم سـیانور
    خرافات با طعم سـیانور

    برنامه ریزی مهاجرت بزرگ

    در سال های 0791 کلیسای جونز با اتهامات زیادی مواجه شد از جمله این که در روش مذهبی خود از رفتارهای غیرانسانی و خارج از قاعده استفاده می کند. جونز کمی زیاده روی کرد و در تعالیم خود از تنبیه بدنی نیز بهره می گرفت. بیشترین اتهاماتی که به او مطرح بود عبارت بودند از آزار و اذیت فیزیکی به پیروان و حداکثر آزار و اذیت یاد شده نسبت به کودکان. جونز مبالغ زیادی را نیز به عنوان کمک و اعانه دریافت می کرد که منشاء بسیاری از این پول ها مشخص نبود و اتهام اختلاس و فساد مالی نیز متوجه او شد. جونز بر این عقیده بود که از سوی مقامات تحت اتهام است چرا که آنها از او می ترسند و از قدرت گرفتن بیشتر از پیش او در هراسند. با بالا گرفتن این اتهامات در سال 7791 جونز طرفداران خود را جمع کرد و به سوی آمریکای جنوبی راه افتاد. جونز خیلی عقیده داشت که در آمریکای شمالی بماند و از پتانسیل مردمی استفاده کرده و قدرت خود را افزایش دهد ولی در جایی که امکان داشت او را تحت تعقیب قرار دهند دیگر امکان ریسک نداشت. همگی راهی آمریکای جنوبی شده و در گویان ساکن شده و منطقه ای مسکونی به همراه مزارع کشاورزی واقع در جنگل های گویان برپا کرده و آن را به افتخار جونز، جونز تاون (شهر جونز) نامیدند.

    مرگ و دیگر هیچ

    تنهــا 5 نفــر از ایــن خودکشــی دســته جمعــی نجــات یافتنــد که داســتانهای تــکان دهنــده آنها از شــکنجه هــای جونــز سراســر آمریکا را لرزانــد. هیــچ نــوار ویدیویــی در شــهر جونــز پیدا نشــد. تنهــا یــک نــوار صوتــی ۴۵ دقیقــه ای از ســخنرانی جونــز، پیــش از ایــن خودکشــی دســته جمعــی یافــت شــد کــه در انتهــای آن جونــز از جمعیــت مــی خواهــد کــه بــه فرزندانشــان نوشــیدنی زهرآلــود بدهند. ســپس صــدای ناله هــا و ضجــه هــای مــادران آنهــا بــه گــوش مــی رســد. پــس از آن نیــز جونــز بــه همــه مــی گویــد کــه بــر روی زمیــن دراز بکشــید و جــام زهــر را بنوشــید کــه نتیجــه آن پــس از ســاعتی تلــی از جنــازه در شــهر خالــی آدم مــی شــود.

    گویــان بــا نــام رســمی جمهــوری تعاونــی گویــان (operative Republic of Guyana-Co) کشــوری در کنــج شــمال شــرقی آمریــکای جنوبی اســت. پایتخــت آن جــورج تاون و جمعیــت آن در ســال 2012 حــدود 758 هــزار نفــر بــوده اســت.

    قتل نماینده کنگره

    یک سال بعد، برخی از کسانی که پیش از این عضو گروه جونز بوده و آن را ترک کرده بودند، به سراغ «لئو رایان» نماینده دموکرات کنگره رفته و از او خواستند عده ای را برای تحقیق درباره نحوه زندگی جونز تاون به این شهر اعزام کند.
    در 17 نوامبر 1978 رایان عده ای از ناظران و خبرنگاران را برداشته و به این شهر رفت. در روز اول همه چیز به نظر خوب و عادی می رسید اما روز پس از آن و در حالی که رایان و گروه او قصد خروج داشتند، عده ای از افراد گروه مخفیانه به سراغ رایان آمده و از او خواستند تا کمک کند آنها از گویان خارج شوند. وقتی جونز این خبر را شنید برآشفت و یکی از محافظان او با چاقو به رایان حمله کرد. رایان بدون آسیب مخمصه را ترک کرد ولی جونز افراد گروه خود را فرستاد و به رایان و همراهانش کمین زده و همگی آنها را سر به نیست کرد. نماینده کنگره و چهار نفر از همراهان او نیز در حال رسیدن به هواپیما به قتل رسیدند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • دانستنی ها و عجایب کشورهای جهان

    دانستنی ها و عجایب کشورهای جهان

    پایتخت ایران، تهران، یکی از بدترین آلودگی های هوای جهان را دارد. طبق برآوردها هر روز ۷۲ نفر در این شهر بر اثر بیماری های مربوط به آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند. بازار خاویار دریای٪ایران ۰۵ خزر را تحت کنترل دارد. قیمت هر ۸۲ گرم از تخم ماهیان خاویاریب لوگای دریای تومان 61 خزر می تواند به ۰۰۰۵ برسد. ماهی خاویار بلوگا در ها زمان دایناسورها در رودخانه اما نسل ماهی – شنا می کرد سال 1 خاویار که می تواند تا ۰۰ عمر کند، به سرعت در حال انقراض است. طرفداران محیط زیست معتقدند که ممنوعیت کامل صید ماهی خاویار می تواند به حفظ این موجودات باستانی کمک کند

    دانستنی ها و عجایب کشورهای جهان
    دانستنی ها و عجایب کشورهای جهان

    کشوری بدون هیچ رودخانه ای- عربستان صعودی

    به نظر یکم عجیب است،نه؟ که در کشوری به بزرگی عربستان صعودی، حداقل باید تعدادی رودخانه روان باشد. اما نیست. بیشتر آب تازه ی این کشور از گیاهان آب شیرین کن و یا مخزن های زیر زمینی تامین می شود.

    کشوری با بیشترین تعداد دریاچه در دنیا

    – کانادا قلمروی کانادایی را آب تازه ٪9 میلیون دریاچه وجود دارد و در نتیجه 3 این کشور بیشتر از درصد دریاچه های دنیا در این کشور وجود دارند.

    بیشترین جمعیت جوان دنیا

    – نیجریه سال 1 بد نیست بدانید شاخص تشخیص کشوری با جوانترین جمعیت، سرشماری افراد جوان زیر ۵ آن کشور است. و در حال حاضر این کشور نیجریه است که حتی نصف جمعیت را افرادی تشکیل می دهند که به زحمت به سن بلوغ رسیده اند.

    ملتی با حداقل صلح و آرامش در دنیا

    – سومالی سال اخیر، عراق به عنوان ناآرام ترین کشور جهان شناخته می شد، با توجه به فهرست صلح 3 اگر چه در این جهانی، در سال های اخیر سومالی گوی سبقت را از عراق ربوده است و در صدر جدول قرار گرفته است!

    تولید کننده ی بیشترین اکسیژن جهان

    – روسیه بیشتر از ۵۲ درصد جنگل های دنیا در سیبری قرار دارند و همین مورد روسیه را به بزگترین تبدیل کننده ی دی اکسید کربن به هوای پاک قابل تنفس تبدیل کرده است.

    جزایری که بیشترین احتمال را برای ناپدید شدن در زیر امواج دارد- مالدیو

    با توجه به تمام صحبت هایی که درباره ی موضوع گرم شدن زمین و بالا آمدن سطح آب دریاها شده، مردم مالدیو باید بیشترین ترس را داشته باشند. بطور میانگین، ارتفاع این جزیره از سطح متر است! و بنابراین پایین ترین مکان بر روی زمین است.

    چین: بزرگترین تولید کننده برنج در جهان است. آسیا هند: بزرگترین تولید کننده شیر در جهان است.
    اندونزی: بیشترین تعداد گونه های پستانداران را دارد.

    پاکســتان: ایــن کشــور بیشــتر از 80 درصــد تــوپ هــای مــورد اســتفاده در فوتبــال هــای حرفــه ای را تامیــن مــی کنــد.

    بنگلادش: بلندترین دلتای خانگی در جهان را دارد.

    روسیه: در حال حاضر بالاترین رتبه را در شطرنج مردان دارد. ژاپن :بهترین عملکرد را در مسابقات جهانی تکواندو دارد. ویتنام: بلند ترین غار جهان را دارد.

    فیلیپین: بهترین عملکرد را در جام جهانی شنا دارد.

    ترکیــه : کشــوری که بالاتریــن جمعیــت پناهنــده را در جهــان دارد و از آن میزبانــی مــی کند.

    ایــران: تقویــم ایــن کشــور دقیــق تریــن تقویــم ای اســت کــه مــورد اســتفاده قــرار میگیــرد.

    کره ی جنوبی: بالاترین تعداد ثبت اختراع در جهان را دارند.

    عــراق: اولیــن جایــی کــه در آن سیســتم نوشــتن و ثبــت خاطــرات و تاریــخ انجــام شــد.

    ازبکستان: بزرگترین معدن طلای جهان را دارد.

    عربستان سعودی: بزرگترین صادر کننده نفت در جهان است .

    مالزی: بزرگ ترین غار ها در این کشور واقع شده است.

    برزیل:بزرگترین تولید کننده قهوه در جهان است.

    ایالت متحده: بیشترین تعداد مهاجر در جهان را دارد.

    مکزیک :بزرگترین تولید کننده نقره در جهان است.

    کلمبیا: طولانی ترین جشنواره فیلم در جهان را دارد.

    کانادا: بهترین عملکرد را در بازی های هاکی روی یخ در المپیک زمستانی دارد.

    اســپانیا: بهتریــن عملکــرد در مســابقات جهانــی قهرمانــی هاکــی را دارد.

    آرژانتیــن: بهتریــن عملکــرد در مســابقات جهانــی پولــو را دارد.

    اکرایــن: عمیــق تریــن و بــا کیفیــت تریــن ایســتگاه متــر زیــر زمیــنی د، 105 متــر  زیر زمین را دارد.

    لهســتان: نیــکلاس کوپرنیــک، یــک اخترشــناس لهســتانی اســت کــه دربــاره ایــن کــه خورشــید بــه جــای زمیــن در مرکــز جهــان قــرار دارد، ابتــدا توســط ایــن شــخص ارائــه شــد.

    فرانســه:بزرگترین تولیــد کننــده عطــر در جهــان اســت. ایتالیا: بالاترین تعداد سایت را در جهان دارد.

    آلمــان: بزرگتریــن تولیــد کننــده و صــادر کننــده ناخالصــی در جهــان میباشــد.

    دانستنی ها و عجایب کشورهای جهان
    دانستنی ها و عجایب کشورهای جهان

    عجیب ترین ها

    قانون استفاده از سرویس بهداشتی خانه در اسکاتلند

    در اسکاتلند، اگر کسی در خانه را بزند و نیاز به استفاده از توالت داشته باشد ، باید به آن ها اجازه دهید وارد شوند و از سرویس بهداشتی استفاده کند بهتر است که در اسکاتلند جواب کسی را ندهید، مگر اینکه منتظر کسی باشید.

    تمام کردن بنزین ممنوع در آلمان

    همیشه بایدبنزین خود را چک کنید زیرا اگر در یکی از بزرگراه های آلمان، ناگهان بنزین خودروی شما تمام شود، جریمه خواهید شد.

    غذا دادن به کبوترها در ایتالیا

    غذا دادن به پرندگان در ونیز ایتالیا ممنوع است زیرا مقامات بر این باورند که پرندگان برای سلامتی خطر ناک هستند و ممکن است به آثار باستانی آسیب بزنند اگر فردی این کار را انجام دهد 700 دلار جریمه می شود.

    فروختن خمیر دندان و مسواک در رود آیلند

    در رود آیلند، فروختن خمیر دندان و مسواک در روز یکشنبه غیر قانونی است. مطمئن شوید که روز شنبه زمانی که اشکالی ندارد به محصولات دندان پزشکی خود نگاه کنید و یا چند بار سفر خود را در روز یک شنبه انجام دهید.

    غیر قانونی بودن طلاق در فیلیپین و واتیکان

    دو کشوری که طلاق در آنجا غیر قانونی بشمار می رود فیلیپین و واتیکانا ست.

    سه قانون عجیب در انگلستان

    در انگلستان نباید فرش را در خیابان تمیز کنید و در این صورت باید کار تمیز نمودن فرش به پایان برسد زیرا این کار قبل از ساعت 8 ممنوع است.
    از ساعت 7 صبح تا 10 شب در انگلستان نباید دام ها را به خیابان ببرید ، مگر اینکه مجوز پلیس را داشته باشید . در ایستگاه های راه آهن انگلستان تابلو های بوسیدن ممنوع در همه جا وجود دارد و بوسیدن در این مکان ممنوع است زیرا ممکن است این کار سبب تاخیر مسافران شود .

    سنت های مختلف در جهان

    رسم افتادن دندان در یونان

    در یــک ســری از فرهنگ هــا، دنــدان افتــاده کــودک را زیــر بالشــش قــرار می دهنــد تــا کــودکان بــه خیالشــان در قبــال دندانشــان، از یک پــری یــا یــک فرشــته پــول نقــد جایــزه بگیرنــد! در صورتــی کــه یــک ســری دیگــر نیــز دندان هــای کودکانشــان را روی پشــت بام مــی اندازنــد تــا خــوش شانســی برایشــان بیــاورد کــه در نــوع خــودش یــک ســنت عجیــب و غریــب بــه نظــر می رســد.

    پرش از روی کودکان در اسپانیا

    شــاید باورتــان نشــود امــا ســاکنین یــک بخــش کوچــک از شــمال اســپانیا یــک فســتیوال بــه نــام فســتیوال پــرش از روی کــودکان دارنــد کــه در طــول آن کــودکان خردسالشــان را روی زمیــن می خواباننــد و از روی آن هــا می پرنــد! ایــن فســتیوال کــه در زبــان اســپانیایی بــا نــام ال کولاچــو el colacho شــناخته میشــود، بــا هــدف دور کــردن شــیطان از فرزنــدان برگــزار می شــود! در  ایــن فســتیوال عجیــب و غریــب مــردان لباس هــای شــیطانی بــه تــن می کننــد و در میــان کــودکان هــا می پرنــد کــه البتــه کار خطرناکــی اســت و بــه همیــن دلیــل اســت کــه این می دونــد و از روی آن سنت عجیب و غریب برزیلی ها برای کسب رســم در میــان عجیــب و غریــب تریــن ســنت های جهــان جــای گرفتــه اســت.

    سنت عجیب و غریب برزیلی ها برای کسب مقبولیت و پذیرش اجتماعی

    یکی از عجیب و غریب ترین سنت های جهان مربوط به برزیلی ها می شود. جالب است که بدانید پسران جوان قوم ساتاره ماوه Satare Mawe برای ثابت کردن شجاعت و قدرتشان دستانشان را در یک سبد پر از ها واقعا دردناک است، اما این جوانان مورچه فرو می کنند! نیش این مورچه حاضرند تمام درد آن را تحمل کنند تا به عنوان یک پسر شجاع شناخته شوند و مقبولیت اجتماعی پیدا کنند! بیخود نیست که این رسم هم به عنوان یکی از عجیب و غریب ترین سنت های جهان شناخته شده است!

    چند سنت در ایران

    عبور از کمان پنبه زن

    یکــی از اعتقــادات تهرانــی هــا قدیــم در بخــت گشــایی دختــر، ایــن بــود کــه وقتــی پنبــه زنــی را بــه خانــه مــی آوردنــد و مشــغول کار مــی شــد، پــس از مدتــی کــه کار مــی کــرد، بــا تمهیــدی از او مــی خواســتند که دســت از کار بکشــد و بــرای صــرف چــای بــه داخــل خانــه آیــد، در ایــن زمــان به ســرعت دختــر دم بخــت را مــی آوردند و بــه طــوری کــه پنبــه زن نبینــد، دختــر را از میــان کمان پنبــه زنــی عبــورش مــی دادنــد و اعتقــاد داشــتند کــه به زودی زه کمــان هنــگام کار پنبــه زن پــاره مــی شــود و به ایــن ترتیــب بخــت دخترشــان هــم بازمی گــردد.

    آش ابودردا

    شــیرازی ها رســمی داشــتند کــه بــرای ســلامتی و رســیدن بــه خواسته هایشــان آشــی بــه نــام ابــودردا می پختنــد. بعــد از اینکــه آش را می پختنــد بیــن افــراد فقیــر و نیازمنــد پخــش می کردند.اگــر فکــر کنیــد کــه این رســم اصــلا عجیــب نیســت، کاملا حــق داریــد. تــا ایــن قســمت اصــلا کار عجیبــی نیســت امــا اگــر بگوییــم مخلفــات ایــن آش بایــد از طریــق گدایــی جمــع می شــد حتمــا تعجــب می کنیــد و برایتــان غیر قابــل بــاور اســت.

    رسم بستن نان به کمر عروس در شمال

    در برخــی مناطــق شــمالی، ایــن رســم وجــود دارد کــه بــه هنــگام عصر عروســی، دامــاد اســبی را تزئیــن مــی کنــد و به همــراه خانــواده بــه دنبال عــروس مــی رونــد و وقتــی کــه بــه محــل زندگــی عــروس رســیدند بــا شــیرینی و شــربت از آن هــا اســتقبال مــی شــود و بعــد بــرادر یــا پــدر عــروس، تکــه نانــی را بــا یــک شــال ســفید و یــا ســبز رنــگ بــه کمــر عــروس مــی بندنــد بــه ایــن امیــد کــه فرزنــد اول او پســر باشــد، ایــن رســم موجــب تعجــب گردشــگران تــور شــمال گشــته اســت.

    دانستنی ها و عجایب کشورهای جهان | inhaftemag.com