شرکت صنایع معدنی فولادسنگان، برای چهارمین_سال_پیاپی بعنوان واحد نمونه_صنعتی انتخاب شد.
این افتخار بزرگ را به تمامی کارکنان متعهد و سخت کوش گروه فولادمبارکه به ویژه همکاران مجموعه فولاد سنگان تبریک میگوییم.
دسته: اخبار
-

انتخاب فولاد سنگان بعنوان برترین واحد نمونه صنعتی در عسلويه شرق ایران
-

موقوفه “مکالدین” به نام اوقاف سند خورد
به گزارش اینهفته به نقل از روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان حجتالاسلام محمود نصراصفهانی با اشاره به ثبت سند بزرگترین موقوفه شهرستان فریدن اظهار کرد: این موقوفه که به نام موقوفه “مکالدین” شهره است دارای مساحت 500 هکتاری است. وی با بیان اینکه هدف از دریافت سند این موقوفه حل اختلافات موجود با اداره منابع طبیعی بوده است، تصریح کرد: منابع طبیعی بخش زیادی از این موقوفه را در تصرف خود داشت و امکان اجرای نیت واقف وجود نداشت.
معاون حقوقی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان ارزش ریالی موقوفه “مکالدین” را 75 میلیارد تومان اعلام کرد و گفت: روستاهای مکالدین علیا، مکالدین سفلیو خشک آبخور در محدوده این موقوفه قرار دارند.
وی نیت واقف این موقوفه را کمک به توسعه و تامین هزینههای امامزاده سید محمد مکالدین اعلام کرد و گفت: به دلیل ارادت مردم این منطقه به این امامزاده خوشبختانه اختلافی در این روستاها ایجاد نشده است.
حجتالاسلام نصراصفهانی گفت: اسناد اجاره این موقوفه به زودی صادر خواهد شد و در اختیار مردم قرار میگیرد. -

نخستین انجمن خیریه حوزه درمان کرونا در اصفهان آغاز به کار کرد
به گزارش روابط عمومی انجمن خیریه تخصصی امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها، هاله رنجبر با بیان اینکه این خیریه فعالیت خود را از سال 1386 آغاز کرده است، اظهار کرد: این خیریه تاکنون در زمینه تامین تجهیزات مورد نیاز مرکز درمانی الزهرا (س) و تامین هزینههای درمان بیماران بستری در این بیمارستان فعالیت داشته است.
وی با بیان اینکه از ابتدای سال جاری تاکنون انجمن خیریه امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها با توسعه فعالیتهای خود در زمینه کمک به درمان بیماران مبتلا به کرونا ورود کرده است، افزود: میتوان گفت این خیریه نخستین خیریه فعال در این زمینه در سطح کشور است.
قائم مقام مدیرعامل انجمن خیریه امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها با بیان اینکه هدف اصلی انجمن خیریه امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها برای درمان کرونا افزایش تعداد مبتلایان به این بیماری در اصفهان و کاهش توان اقتصادی شهروندان برای درمان هزینههای بیمارستانی است، ادامه داد: از این رو با تعیین این رویکرد قصد داریم که با کمک خیران در راستای التیامِ بخشی از دردهای افراد نیازمند در بحران کرونا گام برداریم.
وی تصریح کرد: در حال حاضر هزینههای درمان کرونا افزایش یافته و اقشار ضعیف در صورت ابتلا و بستری شدن توان پرداخت این هزینهها را ندارند.
رنجبر شعار فعالیت انجمن خیریه امداد و درمان حضرت زهرا سلام الله علیها را “همیاری تو زندگی” اعلام کرد و گفت: همه افرادی که قصد کمک به این انجمن خیریه را دارند میتواند به روشهای استفاده از کد دستوری #2182*780*، شماره حساب بانک ملت 1282796609 و شماره کارت بانک ملت 6104337852321551 برای پرداخت استفاده کنند. -

گفتوگوی سینماآنلاین با کارشناسان درباره ظرفیتهای مشارکت در برپایی آنلاین جشنواره فیلم کودک
به گزارش اینهفته به نقل از ستاد اطلاعرسانی جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان به نقل از سینماآنلاین، در سی و سومین دوره جشنواره فیلم کودک و نوجوان، روی برپایی بخشهای مختلف در قالب آنلاین و برخط طراحی شده است. در این راستا، کارشناسان و متخصصین برای برگزاری آنلاین جشنواره سی و سوم پیشنهادها و تحلیلهای خود را ارائه دادند؛
تقویت راه باقی مانده
مصطفی رحمان دوست، شاعر، نویسنده، مترجم کودکان و نوجوانان درباره برگزاری جشنواره ۳۳ فیلم کودک و نوجوان گفت: در این روزهای کرونایی سینما وهمه ی فیلم ها به شکل دیگری نمایش داده میشود(تا جایی که شنیدم تعداد بینندگان فیلم بیشتر شده است). پس چاره ای نیست که به جای برگزاری جشنواره به شکل قبل به آنلاین بودن آن فکر کنیم. در دنیا هم همین است. بنابر این راهی جز تقویت راه باقی مانده نیست. برای مثال یک نقطه تقویت در مورد برگزاری کلاس ها در این زمان و به شکل آنلاین، چند برابر شدن ظرفیت کلاس ها است. در مورد جشنواره هم باید راهکاری برای افزایش تعداد شرکت کنندگان داد که امکان حضور بچهها و مشارکت در مناطق مختلف وجود داشته باشد.
شاعر صد دانه یاقوت با بیان این که خود در جشنواره فیلم سازی کودکان و نوجوانان به شکل های مختلف حضور داشته است اضافه کرد: در دورههای قبل این مسئله برای بچههایی که خبر جشنواره را میشنیدند اما امکان حضور نداشتند دردآور بود. همیشه بچههایی را در اصفهان می دیدم که به واسطه تندیس پروانه ای که در دست داشتند نگاهشان از بالا به پایین بود.
اما در این دوره و اکنون امکان حضور همه گیر تری فراهم شده است. این فرصت خوبی است که این موضوع به شکل آزمایشی برگزار، نقاط قوت و ضعفش شناسایی و برای دوران پسا کرونا نیز اجرا شود.اهمیت تبلیغات و اطلاع رسانی
علیرضا کرمانی درباره برگزاری جشنواره آنلاین امسال گفت: درست است که وضعیت کرونا یک وضعیت اجتناب ناپذیر را به وجود آورده تا ما فعالیت هایی مثل جشنوارهها را که به صورت متمرکز و فیزیکی در یک مکان انجام میشد، ناچار به شکل مجازی برگزار کنیم؛ اما چه بهتر و خیلی هم خوب است.
این مشاور، روانشناس و پژوهشگر اجتماعی گفت: همان طور که در جریان هستید جشنوارههای این چنینی در سال های گذشته به صورت متمرکز در یک شهر برگزار میشد. اگر خیلی خوب بود در همان شهر مورد استقبال قرار می گرفت. اما این فرصت اکنون ایجاد شده که این جشنوارهها چون دسترسی به آن امکان پذیر شده در همه ی شهرها حتا در روستاهای کشور مورد استقبال علاقه مندان قرار بگیرد. البته این به میزان دسترسی نیز بستگی دارد. و از این هم مهمتر تبلیغات و اطلاع رسانی درباره این جشنواره است. هر چه اطلاع رسانی و راههای تکمیلی به مشارکت فراخواندن کودکان و بزرگسالان در این جشنواره بیشتر باشد به طور حتم موفقیت بیشتری خواهد داشت، مشارکت اجتماعی بیشتری را برخواهد انگیخت، کودکان و نوجوانان بیشتری را جذب و در آن ها انگیزه ایجاد خواهد کرد که در این واقعه فرهنگی شرکت کنند. اکنون مدارس تعطیل هستند اما اگر مدارس تعطیل نبودند میتوانستید از آن ساز و کار استفاده کنید. اگر اکنون هم بتوان از ساز و کارهای ارتباطی که آموزش و پرورش با دانش آموزان دارد استفاده کرد و این جشنواره برای بچهها تبلیغ شود؛ موفقیت از سال های قبل اگر بیشتر نباشد کم تر هم نخواهد بود.ما در شرایط گذار هستیم
حسین بکائی در خصوص برگزاری جشنواره این دوره گفت: به طور کلی در شرایط کرونایی که انسان ها به سمت خانهها سوق داده وعملن ارتباطات انسانی کم، محدود و قطع میشود؛ انجام برنامههایی که انسان ها را بههم پیوند دهد منجر به افزایش مشارکت اجتماعی میشود. برای محدودیت های برگزاری جشنواره باید گفت ما در شرایط گذارهستیم. امیدواریم ماجرای کرونا بر اساس چیزی که اعلام شده حداکثر تا یکی دو سال دیگر تمام شود و ما این تجربه را هم پشت سر بگذاریم. برگزار کردن جشنوارهها در این شرایط به شکل آنلاین خوب است؛ اما پیش بینی ما درباره این که چه قدر کودک و نوجوانان بیایند و از این کار استقبال کنند ابتدا یک کار علمی ست که از طریق نظرسنجی و نمونه گیری نتیجه آن امکان پذیر است و خیلی قابل پیش بینی نیست.
این نویسنده کودک و نوجوان، ویراستار و مترجم در ادامه بیان کرد: البته شرکت کودکان و نوجوانان در جشنواره یا برنامههای جنبی آن به اجرا بستگی دارد. استقبال از جشنواره تنها فیلم دیدن نیست و به نوعی مشارکت های دیگری هم هست. مثل خواندن و صحبت کردن درباره جشنواره. باید نتیجه این تجربه خاص و جدید را دید. با مشاهده مشارکت سال های گذشته میتوان شکاف بین نگاه رسمی برگزار کنندگان جشنواره و نگاه مردم به فیلم کودک و نوجوان را مورد سنجش قرار داد. باید دید مردم چه قدر از جشنواره استقبال خواهند کرد. در نهایت کسانی که در این شرایط برنامه و جشنوارهها را پیش می برند انسانهای قابل احترامی هستند و به آن ها خسته نباشید می گویم.
جشنوارهای با جنس و تعداد بیشتر
بابک نیکطلب، شاعر کودک و نوجوان درباره جشنواره آنلاین امسال گفت: این روزگار کرونایی موجب شده است که تا حدودی از امکانات هرچند اندک خانوادهها و مردم کوچه وخیابان در زمینه مجازی بتوانیم بهره ببریم. یکی هم همین روابط اجتماعی با مخاطبانی است که دسترسی به جشنواره، مکان و زمان زنده برگزاریاش در شهرهای بزرگ را نداشتند. این آنلاین بودن موضوع علاوه بر این که باعث تنوع شرکت کنندگان خواهد شد؛ باعث کثرت آنها-خصوصا گروههای سنی مختلف و جنسهای دختر وپسر- میشود.
او گفت: از منظری دیگر بچههای بیشتری را میتوانیم دراین جشنواره مشارکت دهیم. بچههایی از قشرهای مختلف، طبقات گوناگون، در گستره سرزمین ایران و زبان فارسی. تعداد بسیار تری که اگر همت باشد غیر قابل تکرار و درحجم انبوه خواهد بود.افزایش مشارکت در ارتباطات آنلاین
محسن هجری جشنواره امسال را ارزیابی دقیق افزایش مشارکت از طریق ارتباط آنلاین بیان کرد و گفت: این موضوع نیاز به مطالعات آماری و پژوهش میدانی دارد. اما میتوان این احتمال را مطرح کرد که در نبود ارتباط حضوری، بخشی از مخاطبان به ناگزیر ارتباط آنلاین را جایگزین خواهند کرد. برخی تجربهها نشان میدهند که گرایش و علاقه کودکان و نوجوانان به ارتباط آنلاین به جهت جذابیتهای خاص آن کم نیست. به ویژه برای آن هایی که به علت دوری راه یا زندگی در شهرستان ها و روستاها امکان حضور در این گونه جشنوارهها را نداشتهاند.
این نویسنده و پژوهشگر کودک و نوجوان در ادامه گفت: نکته مهم دیگر این است که در ارتباط آنلاین مخاطب دارای شناسه ی اجتماعی است و نقش سیاهی لشکر را بازی نمیکند. چرا که هر کودک یا نوجوانی با نام کاربری خود وارد این ارتباط آنلاین میشود و از این طریق میتواند نظر یا نگاه خود را به صورت مکتوب یا ضبط شده ارائه دهد؛ که به یقین برای دست اندرکاران جشنواره، فرصت مغتنمی را به وجود می آورد تا یک جامعه آماری قابل اطمینان و قابل استناد در دسترس داشته باشند.
او گفت: در مجموع به نظر میرسد ارتباط آنلاین امکان بیشتری را برای مشارکت مخاطبان کودک و نوجوان در سطح کشور به وجود می آورد؛ اما باید توجه کرد که از جنبههای به ویژه نرم افزاری و تکنیکی، توانایی و امکان ارتباط با انبوه مخاطبان فراهم آید تا مبادا دچار سرخوردگی شوند. به عبارت ساده تر، هرچه شرایط اتصال آنلاین مخاطبان با جشنواره بیشتر مهیا باشد، ضریب مشارکت کودکان و نوجوانان در این حضور شبکه ای بیشتر خواهد شد.انگیزه بیشتر با اطلاع رسانی بهتر
خسرو سلجوقی، مجری سابق توسعه خدمات فضای مجازی کودک در وزارت ارتباطات درباره جشنواره امسال اظهار نظر کرد و گفت: بیش از هفتاد درصد اطلاعات در شبکههای اجتماعی شامل فیلم و ویدئو میشود. در نتیجه این فرصت بیشتری را برای برگزارکنندگان جشنواره فیلم فراهم میکند. شرایط رعایت فاصله اجتماعی و اجبار به قرنطینه نیز الزام به حضور در شبکههای اجتماعی را نسبت به قبل از دوران کرونا بیشتر کرده است. پس اگر اطلاع رسانی به موقع انجام شود خیلی بیشتر انگیزه ایجاد خواهد کرد.
از ضرورت تا مجاز
امید مسعودی، جامعه شناس و استاد علوم ارتباطات در خصوص برگزاری جشنواره گفت: چون به دلیل شیوع کرونا ضرورتا می بایست جشنواره به صورت مجازی برگزار شود؛ پس اجبارا مجازی است. اما در مورد مشارکت و رضایت مخاطبان همه چیز بستگی به امکانات نرمافزاری برگزارکنندگان دارد.
او گفت: اگر برای مشارکت در ماژول وپلاتفرم امکانات فراهم شود در این صورت کودکان هم رضایت خواهند داشت و در آن ها ایجاد انگیزه هم میشود. -

مدیران اصفهانی باید بر ویلچر مشکلات معلولان بنشینند
کسی که نیاز نیست، بر ویلچر مشکلات این قشر از جامعه بنشیند .او چندی است، بر کرسی معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان، تکیه زده و از نزدیک دستی بر آتش مسائلی دارد که درمناسب سازی معابر،برنامه ریزی درست برای فضاهای شهری،اشتغال ،درمان وغیره می گنجد.از زبان او خیلی چیزها را می شود فهمید. مشکلاتی که قرار است حل شود، اما معلوم نیست این زمان کی برسد. گفت و گوی زیر را با عضوی از سازمان بهزیستی که اعتقاد دارد، مدیران باید بر ویلچر مشکلات معلولان بنشینند را بخوانید.
*تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه در یکی دو دهه اخیر سبب شده که معلولان به میزان قابل توجهی در جامعه جذب شوند، اما وجود برخی موانع به ویژه در عرصه برنامه ریزی شهری و شهرسازی بسیاری از فضاهای شهری فاقد شرایط لازم برای حضور این قشر در جامعه است. همچنین در زمینه مددکاری هم این افراد چندان شرایط مناسبی ندارند، اینها از عناصر مهمی است که می تواند اشخاص معلول را به جامعه برگرداند اما هنوز به حد ایده آل نرسیده است .
بله این واقعیتی است که وجود دارد ، فضاهای شهری به خصوص در اصفهان هنوز مناسب سازی نشده است. وجود 800 معلول و سالمند مجهولالهویه در استان به هر حال امکانات هم لازم دارد. از سویی دیگردر حال حاضر تعداد مددکاران بهزیستی استان اصفهان نسبت به پروندههای موجود بسیار کم است و به ازای هر 400 تا 800 پرونده یک نیروی مددکار در بخش دولتی وجود دارد که این رقم در بخش خصوصی یک مددکار به ازای 150 پرونده است و این هم نشان از موفقیت برون سپاری خدمات بوده است. بر اساس قانون جامع حمایت از معلولین، باید از سال 1384 هر سال 10 درصد از معابر عمومی مناسب سازی می شد که به علت باور پذیری نا مناسب جامعه در این خصوص، با مشارکت دستگاه های عضو شورای مناسب سازی استان بویژه استاندار، فرمانداران و شهرداران، در حدود 30 تا 40 درصد سطح معابر عمومی استان مناسب سازی شده است. امیدواریم با به اجرا درآمدن قانون جدید و یک باور پذیری جمعی گام های موثری در این زمینه برداریم.
*آيا مشکلاتي که در جامعه براي افراد داراي معلوليت به وجود مي آيد ناشی از نقص وکم توانی آنان است يا شرايط اجتماعی است؟
معلوليت شرايطي است که در توانايي فرد براي انجام کار هاي روزانه وانطباق وي براي داشتن يک زندگي عادي و مستقل در بعد شخصي ويا اجتماعي اختلال ايجاد مي کند؛ به عبارت ديگر معلوليت مرتبط با محروميت هايي است که فرد به عنوان نتيجه اختلالات و کم تواني هاي خود تجربه مي کند واين امر باعث مي شود فرد داراي کم تواني نتواند نقش هاي خود را بسته به سن ويا جنس که در شرايط اجتماعي وفرهنگي طبيعي در نظر گرفته مي شود، انجام دهد. اما درک، توضيح و تبيين اين امر ارتباط تنگاتنگي با الگو هاي مفهومي دارد که آن را به اشکال گوناگون توجيه مي کنند، به عنوان مثال ديدگاه هاي پزشکي، اجتماعي، حقوقي و… هر يک توجيهات متفاوتي از معلوليت ارائه مي کنند.بر اساس حقوق بين الملل و قانون اساسي کشوربايد تمام افراد کم توان باديده احترام نگريسته شوند و به آنان فرصت برابر براي داشتن يک زندگي عادي داده شود. لذا کم تواني نبايد به عنوان عامل عقب ماندگي فرد از جريان عادي زندگي تلقي شود.اين کارشناس در ارزيابي مشکلاتي که بر سر راه ازدواج معلولان قرار دارد، تصريح مي کند: افراد داراي کم تواني به دليل ناديده گرفته شدن در اجتماع، در وضعيت عدم نقش پذيري قرار مي گيرند کم تواني به عدم تاييد و حمايت هاي اجتماعي لازم در راستاي ايفاي نقش طبيعي آنان منجر مي شود.به همین خاطر در اوایل سال با کمک خود معلولان یک کار تحقیقاتی را در پیش گرفتیم در این تحقیقات که همراه با مستند سازی بود، بیش از400 ساختمان مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدیم که از این تعداد 32 درصد مناسب سازی شده .در بین 420 بانک نیز 39 درصد مناسب سازی را داشتیم و در مبلمان شهری نیز تنها 42 درصد مناسب سازی را مشاهده کردیم .
*با این تفاسیر درصد کمی از مناسب سازی در این اماکن انجام شده درست است ؟
بله دقیقا و به همین خاطر سعی کردیم با تعامل با دستگاهها شاخص هایی از جمله سطح شیب دار ،در الکترونیکی ،وجود آسانسور و سرویس بهداشتی مناسب در ساختمان ها مورد توجه قرار گیرد .
*با تمام مباحثی که ذکر کردید، گاهی مشاهده می شود که این مسائل رعایت شده، اما متاسفانه استانداردها هنوز رعایت نمی شود مثلا شیب های تند که نیاز به فرد دیگری برای جابه جایی فرد معلول دارد .
دقیقا .گاهی این مسائل به دلیل الزامی که در ستاد مناسب سازی استان وجود دارد انجام می شود، اما استانداردها رعایت نمی شود گاهی شیب ها بسیار تند هستند در حالی که نباید بیشتر از 5 درصد باشد؛ ما برای برون رفت از این مشکل هم راهکاری در ستاد مناسب سازی مطرح کردیم و اعلام کردیم که هم سازمان نظام مهندسی و هم مهندسان شهرسازی با این مقوله آشنا شده و توجیه شوند و ای کاش می شد مدیران ما حتی یک روز هم که شده بر ویلچر می نشستند تا مشکلات این قشر را از نزدیک لمس کنند و با این مقولات بیشتر آشنا شوند. در این رابطه سازمان بهزیستی پیگیر تصویب قوانینی است که دولت و دستگاههای عمومی را موظف میکند اماکن عمومی را به گونهای طراحی کنند که برای تردد معلولان و نابینایان و امثال آنها مناسب باشد.

مدیران اصفهانی باید بر ویلچر مشکلات معلولان بنشینند *حالا که بحث در رابطه با مناسب سازی است، بد نیست به مقوله اتوبوس ها هم نگاهی بیاندازیم سالهاست که قرار بر این بوده که سازمان اتوبوسرانی اتوبوس هایی را در خطوط استفاده کند که به سیستم هیدرولیک شیب دار مجهز باشند، اما این مساله هنوز محقق نشده است. در واقع اگر قرار نیست معلولان خانه نشین باشند، باید تدابیر لازم برای حمل و نقل آنها ایجاد شود، درست است؟
خب بله .ما در این رابطه هم با مدیرعامل اتوبوسرانی اصفهان و حومه نشستی داشتیم و ایشان از وارد کردن 60 دستگاه اتوبوس با قابلیت تنظیم مناسب برای معلولان صحبت کردند منتهی به دلیل شرایط بحرانی که در کشور ایجاد شد این اتوبوس ها هنوز در اصفهان جایگزین نشده است .این مساله در خطوط بی آرتی تا حدودی رفع شده است به خصوص در خط دوم بی آر تی که قرار است افتتاح شود مشکلاتی از جمله ایستگاههایی که سطح شیب دار نداشت مطرح شد تا نواقصی که دارد حل شود.این در حالی است که شرکتی از بدنه معلولان اقدام به مناسب سازی ون هایی کرده که این قشر می توانند با یک تلفن و به راحتی با آنها هر کجا که می خواهند بروند.
*با تمام اینها حتی اگر مباحث سخت افزاری حل شود، ما باید نگاه به فرد معلول را هم تغییر دهیم به این شکل که نبود نگرش مثبت به این قشر و نگرش حقارت آمیز چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت آیا بهزیستی اصفهان در تغییر نگرش ها و فرهنگ سازی در جامعه فعالیتی انجام داده است ؟
این مقوله به چند عامل بستگی دارد یک خود ما که با امکانات محدود سعی کرده ایم معلولان را به شکل دیگری در جامعه نشان دهیم و نگاهی انسان گرایانه و نه از روی ترحم به آنها داشته باشیم .دوم آموزش و پرورش استثنایی که سعی می کند افراد توانمندی را به جامعه تحویل بدهد و سومین عامل خود معلولان هستند که می توانند با ورود به فعالیتهای اجتماعی این نگرش را تغییر دهند.
*اما ورود معلولان به عرصه های اجتماعی به خیلی مسائل وابسته است .در حال حاضر 21 وزارتخانه ده ها سازمان و نهاد دیگر مخاطب قانون جامع معلولان هستند اما متاسفانه همواره معلولان با مشکل روبرو هستند به عنوان مثال در ماده 7 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان با اشاره به موضوع اشتغال می گوید :هر سازمان و یا نهادی باید حداقل سه درصد از مجوزهای استخدام خود را به معلول واجد شرایط اختصاص دهد و این قانون در حالی است که هر سال بسیاری از معلولان در برخی از امتحانات استخدامی سازمانها شرکت کرده قبول می شوند اما در مصاحبه ها از پذیرش آنها به دلیل معلولیت خودداری می شود .
درست است و به همین خاطر امسال استانداری به صورت جامع و برای اولین بار آزمون استخدامی را برگزار کرد تا این قانون به شکل درستی اعمال شود.
*یعنی دستگاهها به این قانون توجه نمی کردند؟
به این دلیل که متمرکز نبود برخی دستگاهها به دلیل دید نادرست به این افراد سعی می کردند از این قانون شانه خالی کنند اما این کار توسط استانداری انجام شد تا بعد از اینکه نتایج اعلام شد معلولان بر حسب این قانون و با مدرک تحصیلی مرتبط با شغلی که هست استخدام شوند.
*آیا سازمان بهزیستی می تواند از طرق دیگر نیز به اشتغال معلولان کمک کند با توجه به اینکه سه درصد با توجه به جمعیت هدفی که وجود دارد آنچنان قابل توجه نیست .
درست است ما در این رابطه سعی کردیم با معرفی معلولانی که گواهی مهارت شغلی دارند به بانک های عامل و دادن وام 5 میلیون تومانی به آنها در راستای اشتغال جامعه هدفمان گام برداریم گرچه اگر معلولی بتواند پروانه فعالیت کسب هم بگیرد تا مبلغ 10 میلیون تومان به او وام تعلق می گیرد .همچنین کارفرمایانی که برای یک فرد معلول اشتغالزایی کنند و گواهی پرداخت حق بیمه او را برای ما بیاورند ما 23 درصد حق بیمه را به کارفرما پرداخت خواهیم کرد.
-

آجرهایی که نان می شود
از قاب پنجره ها و درها تنها سوراخ هایی باقی مانده است که پیکر مچاله شده ای را به یادت می اندازد .از همان دور اندام های کوچکی هستند که در کنار بزرگترها نحیف تر به نظر می رسند. مثل گلوله های سیاه که توی هم وول می خورند. همه شان دور سرو صورتشان پارچه ای پیچیده اند. به اطراف که نگاه کنی اتاقکها زیاد است و گاهی نور به سختی بر کف آنها هاشور می زند و باد توی آنها زوزه می کشد .
بوی تند و زننده منطقه از چند ده متر آن طرف تر به مشام میرسد و حشرات مختلف استقبالی نه چندان خوشایند را برای مهمانان رقم می زنند.
نزدیکتر که بشوی آن گلوله های سیاه، رنگی می شوند. اندام های کوچک حالا تمثال یک مجسمه ِگلی هستند که از صورتشان دو تا چشم درشت بیرون زده. سر و صورتشان را چنان پوشانده اند که فقط آن دو تا چشم با مژه های سفید شده از گرد و خاک، در گل و خاک دو لا راست می شوند.کوره ها به ردیف کنار هم جا خوش کرده اند، آنجا که دست های طاهر مثل یک لاکپشت، پیر و زمخت شده و زخم ها روی پوست سیاه و چغرش رد خون خشکی را طراحی کرده است. این حکایت تمام بچه هایی است که حالا بزرگ شده اند. کوتوله هایی که گرچه قد نکشیده اند، اما مثل یک آدم بزرگ از صبح تا غروب خوشی و ناخوشی هایشان را در کنار کوره های آجرپزی سپری می کنند تا نانشان آجر نشود. حسین 8 ساله است، اما اینجا این سن یعنی 15 ساله . زودتر از آنچه که فکرش را بکنی حسین روزها را گذرانده. حسین با پدرش و همسایه هایش زندگی می کند. توی یک مخروبه که نامش را خانه گذاشته اند. پتوی کهنه را که کنار بزنی . سفيدی چشم های یارمحمد كه به نور كم سو خيره شده می گويد كه «زنده ام.» روی زمين نيم خيز شده. جلوتر می رويم. بالش زير سرش يك جفت چوب زير بغل است. رو انداز: پشم شيشه باقی مانده از يك لحاف. زيراندازی هم نيست. یارمحمد30 ساله، فلج و معتاد به هرويين، 9سال است كه ساكن خيابان و خرابه هاست. موهای سرش از شدت چرك چنان به هم چسبيده كه انگار كلاه نمدی سياه رنگی بر سر گذاشته است. صورت، پير و فرو ريخته است. چند دقيقه نشستن كنار یارمحمد كافی است تا بتوان حدس زد كه دمای هوا به عدد 40 تنه می زند. همراهان، يك ظرف غذا برایش آورده اند همسایه هایی که روزگاری او را در هیبت یک پهلوان می دیدند حالا به حال او غصه می خورند و یارمحمد نگاهش را نه به ما كه مبهوتش مانده ايم، به آن يك تكه گوشت سیرابی و بخاری كه از غذای داغ برمی خيزد، دوخته است. چند وقت است كه زير سقف يك خانه نخوابيده؟ چند وقت است كه غذا نخورده :«پسرم کار می کند » تعارف و خجالتی در كار نيست وقتی می بينيم كه چطور هيبت انسانی اش ويران شده. همسایه اش اوضاع بهتری دارد . فضل الله با زن و 7 فرزندش چند متری آنطرف تر خانه بهتری دست و پا کرده . خانه اش فرش دارد و درز و قفلی که از گزند معتادان ناموس هایش را در امان بدارد. برای همان اتاق خرابه، هم باید تنش هر روز بلرزد و مرد 29ساله عشق به پدر بودن همسر بودن و آرزوهای خفته فرزندانش را در چهاردیواری ناسور معنا کند.
آجرهایی که نان می شود برای رفتن به خانه فضل الله باید خم شوی تا سرت از تیرآهن های عریان چهارچوب در زخم نخورد. ارتفاعش 50 سانت هم نیست اما اسباب برجامانده در خانه نشان از تداوم حیات و حضور دارد. چند گوجه قرمز كه كهنه هم نيستند، چند شيشه خالی شربت ويتامين، قوطی خالی كنسرو، چهار پتو و يك عكس. عكس يك دختر بچه كه روی دل دیوار میخ شده . نمادی از عشق به الفبای زندگی، عشق به داشتن خانواده ای كه از صبح تا شب در کوره ها جان می دهند و می ستانند.
کیسه های فربه ای کنار اتاق خودنمایی می کند. مرد تکیه می دهد به یکی از آنها و به ته مانده سیگار لاغرش توی دستهای کبره بسته جان می بخشد:«روزی 50 هزار تومان کار می کنیم همگی باهم» این را که می گوید قفسه سینه اش به خس خس می افتد از آه ممتدی که در جانش رخنه کرده است صورتش در هم می رود.اتاقک های بعدی هم از دوده سیاه است. وارد که بشوی به جز چند وسیله دم دستی نه از تلویزیون خبری هست و نه حتی ضبط صوت کوچکی، به جز یک گاز کهنه پیک نیکی و یک یخچال زهوار دررفته و مقداری رختخواب و یک سماور و یک قالی کهنه که جانی در تار و پودش نمانده چیز دندان گیر دیگری نمی بینی. حتی پرتره وسط دیوارهم ازدوده و خاکستر چیزی برایش نمانده، تمثال زن قاجاری که نیمی از رخسارش پیداست و نیم دیگر زرد و دوده زده پیدا نیست. کودکی 12- 10 ساله توی اتاق خوابیده . سرفه های خشک و پی در پی اش مشخص می کند که چرا سر کار نیست. اخمو است و سگرمههایش را توی هم کرده و روی خوش نشان نمی دهد.
بافت کویری منطقه تا دورها تلی از خاک را نشان می دهد با هر بادی گرد و خاک می رود توی چشم های طاهر، فاطمه، محسن، رضا، تمام زندگیشان می شود خاک و گرد و غبار انگار با همه زندگیشان عجین شده. از کیلومترها دورتر اینجا مثل کپرهای کهنه می ماند که دود سیاهی شبیه ماری وارونه که امتداد زبانش به کُنده های گلی میرسد از آنها بالا می رود و خودنمایی می کند.
جالب اینکه بافت کویری این منطقه وضعیت مساعدی را برای آجرپزی مهیا کرده و از کیلومترها دورتر هم این کپرهای از زمین بیرون زده خودی نشان میدهند.
این ماجرا اما برای کودکانی که روزگار، آب دیده شان کرده و مثل آهن تفتیده شده اند، فصل مشترکی دارد، کودکانی که کشان کشان خود را به حیات وصل کرده اند و بیشترشان از مرز شرقی میهمانان ناچار ایران هستند.
مهاجران افغانی یا پاکستانی که به صورت غیرمجاز و به این امید که ایران شانس بهتری برای زندگی در اختیار آنها قرار بدهد به اینجا آمده اند، اما تعداد زیادی از آنها هم ایرانی هستند. البته فرقی نمی کند کار مشترک فصلی، چیدن قالب های آجر یا ایستادن کنار کوره هایی است که صورتهایشان را با سیلیهای روزگار سرخ کرده است.
جثه کوچک و استخوانی خواهر کوچکتر طاهر نظرت را جلب می کند. نگاه زلالش انگار قوه تخیلت را شستشو می دهد تا بتوانی زیر آنهمه خاک که توی صورت معصومه جا خوش کرده جای پای زیبای خلقت را ببینی. قد و قواره اش مثل یک کودک سه ساله است نه 6 ساله .معصومه سه ساله بوده که به اینجا پا گذاشته اند و حالا در 6 سالگی یاد گرفته که آجر خام باید چطور باشد و قالب ها چگونه روی گل ها گذاشته شود.
چشمان ریزی دارد که اُریب و با فاصله زیاد از هم زیر روسری گل گلی غلاف شده اند. موهای صاف و مشکی اش زیر آنهمه خاک به سفیدی می زند. نگاه اش غریب است، اما با غریبه ها زود اُخت می شود. وقت ناهار است. نان و پیاز و دنبه آب شده. بچه ها لقمه های نان را با ولع هل می دهند توی دهانشان. پیاز را می پیچند توی نان و می زنند به روغن. بعد از ناهار انگار تفریح هر روزشان هست. دوباره این ِگل ها هستند که همدم دست های زمخت بچه هایی می شوند که دیگر کودک نیستند.
بچههایی که پدرانشان نه معتادند نه از کار افتاده، فقط آنقدر حقوقشان کفاف نمیدهد که شکم همه بچههایشان را سیر کنند، آنگاه است که کوره میشوند میزبان کودکان؛ کودکانی که سن شناسنامه هایشان را از یاد بردهاند. کار در کوره ها معمولا خانوادگی است واتاقک ها همه زندگی کسانی است که در اینجا شغل و زندگیشان در هم تنیده است.
غلام هم در میان موسیقی زیر و بم زندگی در کوره های آجر پزی نت های زندگیش را پیدا کرده است. کودکیش را همین جا سپری کرده است از 5 سال پیش اینجاست، وقتی که فقط 5 سال داشته و حالا مثل یک جوان نورسیده کار می کند از صبح خروس خوان تا غروب آفتاب .
کافی است پایت را از دل شهر پائینتر بگذاری تا ببینی که اینجا روزهای کودکی، بزرگ شده اند. اینجاست که عرصه زندگی تنگ میشود. هوا سنگین است شاید برای تو نه برای کودکانی که دنبال هم می دوند. بازی می کنند و گل ها را به صورت هم می مالند. اینجا زندگی اینقدر ساده است که بچه ها غم را یاد نگرفته اند. دنیای آنها به اندازه همان قالب های کوچک آجرپزی است.
مجید هم از یک خانواده پربچه است، پدرش کارگر پادو است و وقتی کار نباشد می آیند اینجا. تابستان ها اینجا هستند و زمستان ها که کار نیست می روند دستفروشی و گاهی بیکار است، خرجشان با دخلشان یکی نیست، از کلاس دوم درس نخوانده و از آن موقع این کارگاه کلاس درسش بوده با آجرهایی که حالا با مهارت در قالب ها جا می شوند، صاف و یکدست. تک سرفه هایش خشن و خشک است. صندلهایی که دو شماره از پاهایش بزرگ تر به نظرمیرسد پاهای زمخت و ترکخورده این کودک 12 ساله را آنقدر نپوشانده تا زخم شستش را نبینی، چرک از گوشه ناخنش به شکل چندش آوری دلت را میزند. جثه اوهم مثل دیگر همکارانش کوچکتر از سنش به نظر میرسد و صدای دو رگهاش تلنگر میزند که سقفهای آرزوهای کودکانهاش خیلی وقت است در هم ریخته.از این همه سیاهی غلیظ که زیر ناخنهای مجید در روشنایی فشرده اتاقک ها به چشم میخورد نمیتوان گذشت.
آجرهایی که نان می شود کار در کوره آجرپزی يک شغل فصلی است. 6 ماه هست و 6 ماه نيست. از اول فروردين تا آخر شهريور هست چون آفتاب است و باران و برف نيست. باران که بگيرد از اوايل پاييز، خشت زنی تمام است. آن موقع وقت کوره است و خشت هايی که 6 ماه روی هم چيده شده، می رود توی همان کوره هايی که از هیکل ناموزونشان از جاده خمینی شهر پیداست. کوره های کهنسال چندین ساله از وقتی که با نفت می سوخته اند تا حالا که با گاز و گازوئیل می سوزند. آنموقع ها که کوره ها دوده می گرفتند و آدم ها باید می خزیدند در دالان های قبری شکل و دوده جمع می کردند. از همان زمان این کوره ها بوده و داغیش تا حلا مانده تا بچه های زیادی در آن بزرگ و پخته شوند.
خشت ها در دمای 1200 درجه پخته می شود. کوره ها مثل ساختمان های یک طبقه اما تو در تو است، پر از دالان و دهلیز. خاموش هم که باشد احساس داغی را توی آن کوره های دوده گرفته حس می کنی. سقف کوره پر از سوراخ است. گویی هر سوراخ ستونیی است که انگار به زمین میخ شده و به اندازه یک نعلبکی زمین زیر پایش را روشن کرده است.
بین 4 تا 5 هزار خشت هر خانواده می تواند بزند. بین 40 تا 60 هزار تومان و گاهی بیشتر هم عایدیشان است. یعنی ماهی یک تا یک و نیم میلیون تومان. اما وقتی که 6 ماه از سال کار نداشته باشی این مقدار درآمد آنقدر ناچیز می شود که با هیچ تقریبا یکی است.
6 ماه انتظار زیاد است. زیاد است برای خانواده . شمردن روزها طاقت فرسا می شود،نه طاقت فرساتر از وقتی که در کوره ها باشی. آنموقع است که غبار خاک که به صورتت می نشيند مثل زالو هرچه نم به دهانت باشد می مکد و طاهر و زهرا و امیرحسین را انگار مجسمه می کند. هر روز طی 6 ماه سال . با دستهایشان کوت گل را بغل می کنند می اندازند توی قالب و با چوب سر قالب را صاف می کنند. آجرها هر چه صافتر باشد، مرغوب تر است. قالب ها یکی یکی خالی و پر می شود تا یک ردیف منظم بشوند از آجرهای نخشکیده و مرطوب. رطوبت بعضی وقت ها بدجور چنگ می اندازد به پر و پای مادر یا پدر یا بچه ها. همه شان تقریبا استخوان درد دارند. همه جایشان درد می شود. انگار درد عجین شده با ترجیع بند زندگیشان، زندگی کارگرانی که به قدر جان کندن نان درمی آورند. -

طرح مانور تعمیرات جهادی در شهرستان شاهین شهر
در این مانور بر روی قسمتی از فیدر 20 کیلوولت میمه تعمیرات لازم مطابق سناریوی از پیش تعیین شده ، شامل تعویض مقره ، تعویض جمپر و کاور گذاری صورت می گیرد.
-

13سند جدید در فلاورجان به نام اوقاف صادر شد
به گزارش اینهفته به نقل از روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان، احمد آزادگی در خصوص دریافت اسناد مالکیتی برای اوقاف و امور خیریه در شهرستان فلاورجان اظهار کرد: از ابتدای سال جاری تاکنون 17 سند در این شهرستان ثبت شده است که البته 13 سند در حوزه فلاورجان و چهار سند نیز برای ناحیه یک اوقاف اصفهان به ثبت رسیده است.
وی با بیان اینکه مساحت هشت هزار و 870 متر مساحت این اسناد ثبت شده است، ادامه داد: ارزش ریالی این موقوفات 20 میلیارد ریال برآورد شده است.
رئیس اداره اوقاف و امور خیریه فلاورجان اضافه کرد: همچنین 10 پرونده نیز از طریق قانون الحاق با همکاری بنیاد مسکن برای ثبت سند در دستور کار قرار دارد.
وی گفت: 60 پرونده نیز برای دریافت سند در دستور کار است که به زودی پرونده آن نیز تکمیل خواهد شد.
آزادگی در خصوص پروندههای حقوقی اوقاف و امور خیریه فلاورجان نیز اظهار کرد: در حال حاضر 23 پرونده در جریان در محاکم قضایی داریم و از ابتدای سال جاری نیز حکم چهار پرونده به نام اداره اوقاف و امور خیریه سند خورده است.
وی اضافه کرد: از پروندههای مطرح شده در مراجع حقوقی یک مورد مربوط به شهرداری و مابقی اشخاص حقیقی هستند.
رئیس اداره اوقاف و امور خیریه فلاورجان گفت: در این زمینه موقوفه “کربلایی حسن زفره” بُعد ملی دارد و مابقی موقوفات ارزش ریالی چندانی ندارد.
وی با بیان اینکه از ابتدای سال جاری تاکنون یک مورد وقف جدید در فلاورجان به ثبت رسیده است، ادامه داد: وقف یک باب منزل مسکونی 234 متری در روستای کافشان برای راهندازی حسینیه و گسترش فرهنگ، قرآن و معارف اسلامی در این روستا تنها وقف این شهرستان در سال جاری بوده است.
آزادگی گفت: ارزش ریالی تنها وقف جدید این شهرستان 117 میلیون تومان برآورد شده است.