بلاگ

  • کسوت کیاست در آسمان اختر شناسی

    کسوت کیاست در آسمان اختر شناسی

    به گزارش اینهفته ؛ یک دانش آموخته دکترای فیزیک در این وبینار با ابراز ناراحتی بابت محروم شدن از نعمت وجود پروفسور کیاست پور، تاکید کرد یاد و خاطره این استاد بزرگ نجوم از خاطر علاقه مندان پاک نمی شود.
    مهدی اسحاقی به فعالیت های پروفسور کیاست پور در ترویج علم اشاره کرد و گفت: سال 74 اولین نمایشگاه نجوم و اختر شناسی با همکاری ایشان و به همت شهرداری اصفهان در باغ غدیر برگزار شد و شور وشوق زیادی در علاقه مندان به ستاره شناسی ایجاد کرد.
    به گفته او، تاسیس مرکز نجوم ادیب باعث شد دانشگاهیان در وقت آزاد به این مرکز آمده و اطلاعات خود را در اختیار علاقه مندان بگذارند و عموم مردم نیز بدون محدودیتی در این مرکز حضور پیدا کنند و با اهل دانش ارتباط داشته باشند.
    این مدرس نجوم به نقش موثر پروفسور کیاست پور در بحث ترویج علم اشاره و بیان داشت: وی با وجود مشغله دانشگاهی زیاد در کلاس های مرکز نجوم ادیب تدریس می کرد و با علم فراوان خود علاقه مندان به نجوم و اختر شناسی را سیراب می کرد و این مرکز نیز از همان زمان پشتوانه علمی خوبی پیدا کرد.
    اسحاقی به سوابق علمی دکتر کیاست پور اشاره کرد و گفت: تحصیلات وی از دانشگاه تهران آغاز شد و مدرک دکترای خود را از آمریکا دریافت کرد و در این کشور مشغول به تدریس شد و در بحث تاسیس رصدخانه آموزشی و یک آسمان نما که نماد کار ترویجی است، مشارکت داشت.
    وی ادامه داد: پروفسور کیاست پور در دهه 50 با درجه استادی به کشور بازگشت و تمام تمرکزش را بر روی آموزش مربیان و اساتید دانشگاهی گذاشت و دانشجویان را برای آموزش تخصصی تشویق کرد.
    وی با اشاره به مقالات متعدد پروفسور کیاست پور اظهار کرد: ایشان سابقه 42 ساله آموزشی داشت و تمام هم و غمش بر روی پرورش دانشجویان بود و بعد از بازنشستگی نیز هفته ای دو بار در دانشگاه حضور می یافت.
    به گفته اسحاقی، پروفسور کیاست پور از سال 70 با مجله نجوم همکاری می کرد و همواره بر کشف و پرورش استعداد نوجوانان علاقه مند به نجوم و اختر شناسی تاکید داشت.
    تکنیک های فضایی و خدمات فضاپایه
    سیاوش ایران پور با موضوع تکنیک های فضایی و خدمات فضاپایه دومین سخنران وبینار بود که تاکید کرد پروفسور کیاست پور علاوه بر علاقه مندی زیاد به این موضوع دغدغه نیز پیدا کرده بود.
    ‌این مدرس علوم فضایی دانشگاه اصفهان ادامه داد: پروفسور کیاست پور بر انتشار این موضوع در جامعه و بین تصمیم گیرندگان تاکید داشت زیرا وی معتقد بود که می توان از تکنیک های فضایی برای بالا بردن سطح زندگی یک جامعه استفاده کرد.
    به گفته وی، در تکنیک های فضایی(سنجش از راه دور)، دانش به دست آوردن اطلاعات درباره یک شی، منطقه یا پدیده به وسیله تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، با استفاده از دستگاه یا تکنیکی که تماس فیزیکی با شی منطقه ندارد، مورد بحث قرار می گیرد.
    ایران پور با نمایش اسلایدهایی درباره ماهواره های ارتفاع سنج راداری و ماهواره های تصویربرداری اپتیکی توضیحاتی ارائه و به کارکردهای آن ها اشاره کرد.
    وی در ادامه به چرخه هیدرولوژی و پارامترهای محیطی مانند منابع آب، خاک، اتمسفر و زیست اشاره کرد و به توضیح درباره جزییات پارامترهای محیطی پرداخت.

    اثر همگرایی گرانشی

    شهرام صالحی از شاگردان پروفسور کیاست پور در این وبینار مجازی به بحث اثر همگرایی گرانشی پرداخت.
    این مدرس دانشگاه با اشاره به کنفرانس فیزیکی که در سال 66 برگزار شد، اظهار کرد: رئیس انجمن فیزیک ایران در این کنفرانس پیشنهاد فعالیت های بین دانشگاهی را مطرح کرد و در ادامه نیز من که دانشجوی دکتر کیاست پور بودم، خواستار ایجاد پل ارتباطی بین دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی شریف برای کار مشترک در زمینه فیزیکی و کیهان شناختی شدم.
    وی ادامه داد: پروژه اثر هم گرانشی تحت سرپرستی پروفسور کیاست پور به انجام رسید و علم هم گرایی نیز توسط ایشان پیشنهاد و مصوب شد و از آن زمان این نام به یادگار ماند.
    به گفته صالحی، در میان نظام های فکری، ریاضیات جایگاه ویژه ای دارد، از بسیاری لحاظ ریاضی یک هنر است، در حالی که زبان علم نیز هست، گرچه در قسمت اعظم ریاضی می توان تاثیرات خارجی را یافت، با این حال بخش عمده خلاقیت آن انگیزه درونی دارد.

    صالحی در ادامه توضیحات خود به تعریف اثر همگرایی گرانشی پرداخت و گفت: اگر یک کهکشان پرجرم میان خط دید ما و یک اختروش دور دست قرار بگیرد، میدان گرانشی کهکشان پرتوهای نور اختروش را منحنی می کند، این انحراف به گونه ای است تصویری کاملا مجزا از خود اختروش در آسمان دیده می شود، در واقع می توان گفت که این کهکشان پرجرم با همگراییدن پرتورهای نور و منحرف کردن آن ها به طرف مرکز خود، درست مانند یک عدسی اپتیکی عمل می کند، از این جهت این کهکشان پرجرم را عدسی گرانشی و این اثر را اثر عدسی گرانشی یا اثر همگرایی گرانشی می نامند.
    به گفته این استاد دانشگاه، اثر همگرایی گرانشی وقتی رخ می دهد که دو جسم در فاصله های متفاوتی از یک ناظر دریک خط دید در فضا قرار بگیرند، تابش جسم دورتر توسط میدان گرانش جسم نزدیک تر خم می شود، همانند انحراف نور در جو زیرین زمین که این خمیدگی یک سراب کیهانی ایجاد می کند.

    نقش نجوم در معنای زندگی

    نقش نجوم در معنای زندگی بخش دیگری از این وبینار بود که داریوش ذوالفقاری راد به آن پرداخت. این مدرس دانشگاهی به ذکر خاطراتی از استاد کیاست پور اشاره کرد و گفت که وی اولین نفری بود که در جلسات و سمینارها شرکت می کرد و آخرین نفری بود که از جلسات خارج می شد.
    وی درباره اینکه دیدگاه ها در خصوص معنای زندگی و مفهوم آن متفاوت است و افراد مختلف بر اساس شرایط زندگی خود موضوعاتی را در زندگی مهم می دانند.
    ذوالفقاری راد با طرح این سوال که ما برای چه هستیم و برای چه زندگی می کنیم، تاکید کرد: بسیاری از افراد برای این سوال جوابی ندارند و درگیر زندگی روزمره هستند.
    وی به مفاهیم اشاره شده در کتاب معنی زندگی نوشته ویل دورانت، اشاره کرد و گفت: چند سوال کلیدی، سرچشمه الهام و انرژی شما چیست؟ از کجا تسلی خاطر می یابید؟ گنجتان در کجا نهفته است؟ مطرح می شود و جواب های جالبی به آن داده شده است.
    به گفته ذوالفقاری راد، زمان برای تمام افراد کره زمین یکسان تقسیم شده اما عیار این لحظات متفاوت است و نجوم چیزی است که می تواند عیار لحظات ما را بالا ببرد.
    وی ادامه داد: فضانورد معروف در سفری که سال ها قبل به اصفهان داشت، مدعی شد از وقتی به کره زمین برگشته، نگاهش به همه چیز تغییر کرده است.
    این مدرس دانشگاهی تاکید کرد: اگر افراد به علم نجوم ورود کنند، عشق و علاقه زیادی به آن پیدا می کنند، همانند پروفسور کیاست پور که عشق و علاقه زیادی به کارش داشت.
    ذوالفقاری راد با بیان اینکه در آسمان یک موزه طبیعی داریم و باید برای رصد آسمان لحظه شماری کنیم، یادآور شد: اگر وارد بحث نجوم و کیهانی شویم و اطلاعات ما بیشتر شود، بر روی اعمال و رفتار ما تاثیر می گذارد.

    نقش صنایع فضایی در توسعه صنایع دیگر

    سخنران پنجم وبینار، عمران مرادی بود که با ارائه موضوع نقش صنایع فضایی در توسعه صنایع دیگر، مدعی شد در زندگی هر فرد نقطه عطفی وجود دارد و نقطه عطف زندگی او ورود به عرصه صنعت و فضا بوده که نگرش های جدیدی به او داده است.
    وی با نمایش دو نقشه متفاوت که در یکی از آن ها ایران در جمع کشورهای در حال توسعه و در دیگری در جمع کشورهای جهان سومی است، گفت: تفاوت موقعیت به دلیل شاخص هایی است که برای توسعه در نظر گرفته شده و در هر کدام ملاک هایی وجود دارد اما چه ایران یک کشور در حال توسعه و چه یک کشور جهان سومی قلمداد شود، توسعه فناوری ما را از وضعیت فعلی نجات می دهد.
    مرادی با ارائه نموداری از موج فناوری در قرن اخیر بیان داشت: فناوری ها متولد می شوند، اوجی دارند و بعد رو به افول می گذارند و فناوری جدید می آید که فاصله بین فناوری ها در گذشته بیشتر و بعدها کمتر شده است.
    به گفته این محقق، آمریکا بزرگ ترین وارد کننده تکنولوژی است اما ناسا یکی از فعال ترین مراکز ایجاد و توسعه تکنولوژی است.
    مرادی تلاش برای فرهنگ سازی و آگاهی سازی، داشتن یک نقشه راه مشخص و نوآوری باز را از توصیه های مهم برای انتقال تکنولوژی در صنایع فضایی عنوان کرد.

    بایسته های ترویج علم

    حامد صفایی پور آخرین سخنران این وبینار بود که مبحث بایسته های ترویج علم را به صورت پاورپوینت ارائه کرد.
    وی با اشاره به خصوصیات اخلاقی و علمی پروفسور احمد کیاست پور او را یکی از مروجان علم معرفی کرد که خدمات شایانی به جامعه علمی کشور ارائه کرد.
    این مدرس دانشگاه با اشاره به روش های پیشرفت علم، روش مستقیم را مخصوص دانشمندان رتبه یک دانست و روش غیر مستقیم را به مروجان علم نسبت داد.
    به گفته صفایی پور، دانشمندان محض کارشان تحقیق در خصوص مباحث مختلف و انتشار یافته های تحقیق است که به واسطه آن به توسعه علم کمک می کنند اما مروجان علم به دیگران کمک می کنند تا سهم مستقیمی در توسعه علمی داشته باشند.
    این نویسنده ترویج را یک کار تخصصی دانست که زیبایی و درستی را بهم می رساند و هدف آن بالا بردن معدل عقلانیت عمومی است.

    به گفته صفایی پور، ترویج از طریق روش هایی مانند گفت وگو، مناظره، گسترش ایده ها، داستان و بازی علمی، مقالات مروری، مدرسه الن دو باتن، مدرسه تابستانه، جوایز نمادین و جوایز بین رشته ای است.
    وی با بیان اینکه مهم ترین ابزار ترویج علم، آشنایی مردم با آن است، یادآور شد: باید به مردم کمک کنیم بهتر فکر کنند و از این طریق زمینه بسیار مناسبی برای پیشرفت علم فراهم کرده ایم.

  • قحطی انسانیت

    قحطی انسانیت

    بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد، خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب. جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی و غیره. نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و … اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد.

    یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود. همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.

    و اما امروز، فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت وغیره. ازداروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا !

    واقعاً چه اتفاقی افتاده که این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم. مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!

    معترض  گرانی هستیم، اما عقلمان را آکبند رها کرده ایم و برای خودرویی که نه قیمتش معلوم است نه تاریخ تحویلش مشخص و نه نوع آن معلوم است، صف میبندیم برای خرید چیزی که نمیدانیم چیست ومیلیونها تومان پول واریز میکنیم ! دنیا از عقل ما سر در گریبان است! کدام ملت چنین کاری میکند که ما میکنیم؟پول خرید کل کارخانه بنز  و  ب  ام   و  را در چند دقیقه به دست دولتمردانی دادیم که نمیدانند با آن چه کنند! با این پول میتوانیم بزرگترین کارخانه های خودرو سازی مطرح دنیا را بخریم و سهام آن را به نام مردم کرده  و به جای پراید زهوار در رفته  و در پیتی آشغال ، ملت محترمی که قدر خودش را نمیداند را بنز سوار کنیم، هیچ ملتی در دنیا جنس ندیده معامله نمیکنند، بجز ملت با فرهنگ وبا تمدن وبا غیرت وتاریخ ساز  و استکبار ستیز ایران. انصاف و وجدان به سرعت باد از ایران رخت بر بسته . خودمان بازار را به هم ریختیم  و زندانها پر از زندانی سکه های مهریه  شده جوانان معذب از ترس طلای سر به فلک کشیده، جرأت فکر ازدواج را هم ندارند، دختران بی جهیزیه بخاطر گرانی اثاث جهیزیه، برای همیشه سوگلی خانه پدر خواهندماند. و این است سرنوشت ملتی که سودای سر را با سودای شکم معامله میکند و سرنوشت خود را با حرص و ولع رقم میزند .

    آمریکا 40 سال نتوانسته ما را زمین گیر کند اما خودمان درعرض 6 ماه ایران را ویران کردیم ! ای کاش عقل مدیریت بحران را از مردم ژاپن می آموختیم ، ای کاش مبارزه با بازار بیمار را از ترکیه ای ها یاد میگرفتیم .

    • ترکهای همسایه برای نجات کشور خود دلار می سوزانند وما خود را میسوزانیم تا به دلار برسیم ! آیا کسی به فکر آبروی بر باد رفته ایران هست؟

    از صف دلار به صف سکه از خرید خودرو به طلا از سفیدی پنبه تا سیاهی قیر از پوشک تا پوشاک ازنمک تا نمد از فلفل تا عسل نه شیرین و نه تلخ ونه شور و نه تند میکنیم، فقط میخریم و میخریم و نگران قحطی هم هستیم!

    متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است .

    شاخصها نشان می‌دهند به دلیل مشکلات تجمیع شده داخلی و اعلان جنگ اقتصادی دشمن خارجی، اقتصاد ایران دارد وارد دوره سخت اقتصادی (نه لزوما قحطی) می‌شود. قحطی، دوران جنگ جهانی اول بود که برای تکه ای نان دست ها بریده می شد. ایران الان شاید کمبود بعضی اقلام را داشته باشد ولی به هیچ عنوان قحطی را  تجربه نخواهد کرد و این شایعه های نبود نان و برنج و روغن، چیزی جز سودای محتکرینی که به دنبال سود بیشترند، نیست.

    خلاصه اینكه قحطی امروز که ما ایرانیان در این ایام  آن را به وضوح لمس می کنیم، قحطى اخلاق است.

    قحطی همدلیست. قحطى رفاقت است. قحطی عشق است. قحطی انسانیت است. والا همه چیز هست و زیادش هم هست.

  • شایعه گرسنگی پنهان

    شایعه گرسنگی پنهان

    از بازاری که رکود داشته و از مذاکراتی که به سرانجام نمی رسد. همه چیز گویا از همین جا شروع می شود. تنشی که از رسانه ها وارد خانه ها وذهن ها می شود تا فکر کنیم که همین فردا همه ما گشنه می مانیم و قحطی در راه است.

    مشکل کمبود و تحریم ها در سیاست های کلان کشور همواره وجود داشته، اما موضوعی که این مشکل را حادتر می کند، سیل شایعاتی است که از پس آن در کوچه و خیابان همه گیر می شود، مثل یک اپیدمی مزمن  ویروسی ناشناخته که خودخواهانه ذهن ها را تصرف می کند و خیلی وقت ها باعث می شود که گرهی که به وسیله دست باز می شود، اینقدر کور شود که با دندان هم باز نشود.

    این موضوع چند وقت پیش هم اتفاق افتاد، وقتی که نه حرف تحریم ها در میان بود و نه از واردات جلوگیری می شد، آن زمان فقط نرخ ارز دچار نوسان شده بود و اول فقط حرف در مورد اجناس خارجی بود و اینکه به زودی با این قیمت دلار باید همه چیز را با قیمت چند برابر خرید (که البته در بازارهای لوازم خانگی و موبایل، لپ‌تاپ همین طور هم بود) و بعد به شایعه‌هایی در مورد تولیدات داخلی و تعطیل شدن کارخانه‌ها هم رسید و اینجا بود که دیگر بعضی‌ها تصمیم گرفتند، همه چیز را جعبه‌ای و فله‌ای بخرند تا یک وقت دچار قحطی نشوند. تصمیمی که لااقل برای فروشگاه‌ها سود زیادی داشت و برای خیابان‌ها ترافیک و برای جیب خانواده‌ها، خلوتی!

    همان زمان بود که توی بازار انگار قحطی دلار و یورو و طلا شده بود و همین جور قیمت‌اش بالا و پایین می‌رفت و به اصطلاح اساتید فن اقتصاد، انگار که اشتهای بازار سیری نداشت و هر چه سکه و ارز توی حلقش می ریختند، باز هم می‌خواست، اما این قحطی دست از سر کالاهای اساسی و مصرفی هم برنداشته بود و شایعه قحطی مثل وبا همه جا را گرفته بود تا جای سوزن انداختن در مغازه ها و خالی شدن قفسه ها نباشد.

    تا آرام شدن اوضاع چند وقتی طول کشید، تا دوباره به اوضاع فعلی برسیم، اوضاعی که اگر خودمان بدترش نکنیم، آنقدرها هم که می گویند بد نیست. به هر حال سیاست های کلان و وجود تحریم ها امری است که کشور ما تجربه آن را بارها و بارها داشته و تجربه ها خودش می تواند، چراغ راه باشد، اما نه تا وقتی که خودمان جنگ شایعات را ایجاد کنیم.

    شایعات، اما کار خودشان را کرده اند . شایعاتی که هر بار باعث می شود، شکر کمیاب شود و نادر و کره با کاهش ناگهانی در عرضه دو برابر قیمت فروخته شود. گوشت به بالاترین حد گرانی برسد و روغن در فروشگاه ها با صف های طولانی مواجه شود. این ها مواردی است که مثل یک سرطان بدخیم حال همه ما را به هم ریخته است تا شاهد صف های طولانی برای کالاهای اساسی باشیم.

    شیوع کرونا نه تنها بر جان مردم رخنه کرده،  بلکه اقتصاد و معیشت مردم را  تحت تاثیر قرار داده  تا جایی که  از ابتدای امسال تا کنون شاهد افزایش چند برابری اقلام معیشت و ضروری  خانوارها در بازار  هستیم.

    تا جایی که از ابتدای امسال شاهد افزایش چند برابری قیمت اقلام از جمله لبنیات، مرغ، گوشت قرمز، حبوبات و این بار هم شاهد  کمیاب شدن و افزایش قیمت چند برابری روغن خوراکی در بازار هستیم.

    یکی از تولید کنندگان روغن در این باره می گوید: کمبود مواد اولیه و روغن خام  مشکل اصلی تولیدکنندگان روغن نباتی و مایع در کشور است.

    به گفته این تولید کننده، هیچ محدودیتی بر سر راه تولیدکنندگان روغن  در کشور وجود ندارد و تنها مانع پیش روی تولید نبود مواد اولیه و روغن خام برای تولید انواع روغن نباتی و مایع است. از سویی دیگر بسته شدن مرزها در پی شیوع ویروس کرونا و عدم واردات مواد اولیه موجب شد که تولیدکنندگان  روغن با مشکل تامین مواد اولیه روبه‌رو شوند.

    ابراهیم علی رازینی، کارشناس و تحلیل گر اقتصادی معتقد است که  قبل از تحریم، زمانی که برجام اجرایی شد روزانه دو و نیم میلیون بشکه صادرات نفتی داشتیم، اما با بروز تحریم‌ها نمی‌توانستیم این صادرات را داشته باشیم، ولی نگذاشتیم صادرات نفتی کشور صفر شود. این موضوع صادرات نفتی تبعات روانی داشت که مردم احساس کردند، ممکن است کمبود کالایی ایجاد شود در حالی که به این صورت نیست.‏

    این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: پارسال یک عده واسطه نیز سبب شدن تا کالاهای اساسی گران در اختیار مردم قرار بگیرد، بنابر این مردم با این پیش بینی که شاید همین وضع در سال 98 ادامه داشته باشد به خریدهای کاذب و انبار کردن هجوم آوردند.

    رازینی تاکید می‌کند: مردم هیچ نگرانی در تامین کالاهای اساسی از جمله قند، شکر و برنج نداشته باشند، چرا که این اقلام در اختیار دولت است. دولت اطمینان خاطر از ظرفیت بالای ذخیره این اقلام در انبار‌ها داده بنابراین ذخائر استراتژیک برای ذخیره چند ماه کالاهای اساسی داریم.

    این تحلیل گر اقتصادی می‌افزاید: اگر قیمت برخی از کالاهای اساسی بخواهد افزایش یابد، قطعا از این ذخائر استفاده می‌شود، بنابراین عرضه این اقلام از طریق فروشگاه‌های زنجیره‌ای و میادین میوه و تره بار برای اطمینان مردم صورت می‌گیرد.

    ولی حالا باید مراقب باشیم که شایعات خودش می تواند، سلاحی خطرناک باشد که کسی جلودار آن نیست، پاشنه آشیلی که می تواند، زودتر از تحریم ها ما را از پای دربیاورد. شایعه قحطی و اینکه شاید تا چند وقت دیگر چیزی برای خوردن هم نداشته باشیم و باید از حالا انبارها و پستوهای خانه هایمان را پر از اقلام مصرفی کنیم تا مبادا روزی روزگاری گرسنه بمانیم ،خودش می تواند مراحل تدریجی از بین رفتن یک تمدن را ایجاد کند. پس قبل از اینکه خودمان خودمان را از پای دربیاوریم و بازار شایعات را داغ تر از آن چیزی که هست پر حرارت کنیم؛ بیاییم و تدابیری برای بهتر شدن اوضاع بیاندیشیم، چرا که افتادن در جهنم شایعات، فقط دیگران را نمی سوزاند، بلکه ممکن است تا پشت درخانه های خودمان هم آمده باشد. پس به جای اینکه از زمین و زمان گله کنیم و هر آنچه هست و نیست را به آتش بکشیم، باید با تدابیر و راهکارهای درست پیش برویم و هر چند سخت و غیر قابل باور با آرامش به جنگ مشکلات برویم. شاید اگر کمی به عقلمان رجوع کنیم خیلی خوب متوجه شویم که با انبار کردن مواد غذایی، خریدن بی رویه دلار و طلا به واسطه اینکه ممکن است گران تر شود و بسیاری از معامله های اقتصادی دیگر که به نفعمان نیست تنها به گرانتر شدن اقلام مصرفی ما کمک می کند و این دود تنها به چشم خودمان می رود، پس بیایید حداقل در اوضاع فعلی که همه در یک کشتی نشسته ایم به فکر سوراخ کردن آن کشتی نباشیم …

  • دولت چاق مردم لاغر

    دولت چاق مردم لاغر

    وقتی یاد این حرف ها می افتیم، یک علامت سوال بزرگ توی ذهن ها تداعی می شود، اینکه واقعا چرا برای نبود روغن، صف می کشیم و با گران شدن تخم مرغ، یخچال هایمان پر می شود و انبارش می کنیم. و اینکه چرا به در خانه مسئولانی که هر بار افاضاتشان به گوشمان می رسد نمی رویم؟ چرا نمی رویم جایی که ارزانی بیداد می کند؟
    تقویم را که باز کنی به اینهمه دلیل پایان می دهی. مرداد سال پیش تا همین تیرماه امسال به یک حقیقت تلخ پی می بریم. قیمت هایی که گستاخانه بر اسب گرانی نشسته اند و بی دلیل از پله ها بالا رفته اند تا به امروز که بیشتر از هفت قلم کالا بین ۲۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته و ۹ کالای اساسی دیگری که رشدی بین ۱۶ تا ۲۰ درصدی را داشته اند.
    اینجاست که به راحتی پی می بریم که کلاف تورم هر روز کورتر می شود. کلافی که این روزها با نایاب شدن برخی از کالاهای اساسی مثل روغن و قبل از آن کره و قبلتر از آن برنج و قبلترش شکر و بعد از پیدا شدنشان با قیمت های دو برابری چیزی شبیه یک شوخی بی مزه است .
    نرخ تورم بر اساس آمارهای رسمی بانک مرکزی، طی سال‌های ۹۷ و ۹۸ در حدود ۲/۳۱ و ۲/۴۱ درصد بوده است. هر چند بسیاری از آگاهان اقتصادی بر این باور هستند که آمارهای بانک مرکزی با اختلافی قابل توجه شاخص‌های اقتصادی را نشان می‌دهد، اما با استناد به همین آمارهای رسمی نیز می‌توان، رشد پرشتاب نرخ تورم طی یک سال را فهمید.در همان زمان بانک مرکزی اعلام کرده بود که سال ۹۸، نرخ تورم بیشترین رکورد را از سال ۷۴ زده است.
    اما سه ماهه ابتدایی سال ۹۹ وضعیت بدتر است تا جایی که آمارها و عددها در این سه ماه بلندقدتر از همیشه می شوند و پایشان را بیش از حد جلو می گذارند تا جایی که این شاخص ها به عدد ۵۰ نزدیک شده و سیر صعودی نابسامانی را نشان می دهد.
    جالب اینجاست که این افزایش تورم رونقی را در تولید ایجاد نکرده است و بانک مرکزی همواره اعلام کرده که به نرخ ۲۲ درصدی تورم خواهیم رسید.
    حرف زدن درباره لزوم توجه به اقتصاد بیمار و در حال احتضار دیگر حالا صحبت بیهوده ای است در زمانی که کرونا یک سوم شغل ها را از بین برده و بسیاری را در معرض ورشکستگی قرار داده و دولت نیز قصد لاغر شدن ندارد، نمی توان از بهبود اقتصاد صحبت کرد. اگر تا دیروز و در زمان احمدی نژاد می توانستیم با ۱۰ هزار تومان خرج یک ماه گوشت و میوه و ارزاقمان را دربیاوریم، حالا با حداقل حقوق دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی نه می توان گوشت خرید نه مستاجر بود، نه اقساط را داد و تنها و تنها باید با یک نان بخور و نمیر ساخت. نانی که با وجود افزایش قیمت مسکن، سکه، ارز، خودرو، پسته، آجیل، گوشت، مرغ، ماهی، لبنیات و حالا هم گوجه و میوه، چندان دندان گیر نیست.
    جالب اینجاست که مرکز آمار ایران به نرخ تورم ۲۲ درصدی هم اکتفا نکرده و نرخ تورم شهریور ماه را بر مبنای سال پایه ۹۵، ۲۶ درصد اعلام کرده است. از طرفی بانک مرکزی نرخ تورم سال۹۸ را در اسفند ماه همین سال، به صورت غیررسمی ۲/۴۱ درصد اعلام کرد که اگر تورم واقعی در نیمه دوم سال همین حدود یا بیشتر باشد، دستیابی به تورم ۲۲درصد، کار راحتی نخواهد بود. به نظر می‌رسد، آمارها هنوز بر سر نرخ تورم واقعی به توافق نرسیده و هر کدام روایت خود را از این شاخص پر ماجرا دارند، پس در این اوضاع، بهترین شاخص برای فهم تورم واقعی موجود در کشور، نرخ دلار و همچنین کالاهای اساسی بازار است.

    کالاهای اساسی هم که روایت خاص خود را دارند و عددهایشان دروغ نمی گویند. شفاف و راحت در سبد خانوار جا می گیرند و از چاله فقری حرف می زنند که طبقات متوسط جامعه را به سمت پایین کشیده و آنها را تبدیل به فقرا کرده است.
    در این میان بسیاری از فعالان کارگری نیز بارها از کوچک شدن سبد معیشت ۷۰درصد از جامعه گفته‌اند. آمارهای غیر رسمی در این‌باره می‌گوید، فقط ۳۰ درصد از جمعیت ( خانواده کارگری) امکان دستیابی به حداقل‌های معیشتی را دارند و بقیه در فقر مطلق به سر می‌برند.
    خیلی ها معتقدند که با سیاست های انبساطی می توان از تورم بیرون رفت اما تیمور رحمانی، اقتصاددان معتقد است که مدیریت تورم در ایران با دنیا فرق دارد.
    وی می گوید: راهکار اصلی درمان تورم در کشورهای مختلف کنترل تقاضای کل از طریق تنظیم قیمت پول است؛ این درحالی است که دیدگاه رایج در ایران همچنان بر کنترل پایه پولى و نقدینگى، آنهم در کوتاه مدت تمرکز دارد.
    تیمور رحمانی، معتقد است، راهکار درمان و کنترل تورم در بسیاری از کشورها مشخص شده و فعلا این راهکار یعنی کنترل تقاضای کل از طریق تنظیم نرخ بهره پاسخ گو بوده است، اما همانطور که اشاره کردم، مدیریت تورم در ایران با دنیا متفاوت است.
    این در حالی است که تقریبا اکثر کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که برنامه‌‌ریزی‌های اقتصاد نمی‌تواند با بی‌توجهی یا ساده‌انگاری واقعیت‌های موجود به سرانجام برسد. گفته می‌شود در مورد تورم هم این قاعده نافذ است؛ هدف‌گذاری تورم ۲۲درصد هم در لفظ خوب است، اما قابل پیاده‌سازی نیست؛ چرا که کاهش تورم به صورت دستوری ممکن نیست. به صورت کلی، تورم تابع متغیرهای دیگری مانند نرخ ارز است؛ تورم به طور مشخص از افزایش قیمت کالاها و خدمات تاثیر می‌پذیرد. با این اوصاف، تورم پایان سال ۹۹ تابعی از قیمت‌ ارز و… است و تطابقی با شرایط اقتصادی موجود ندارد و بنابراین، نمی توان به پایین آمدن تورمی که در حال خرد کردن کمر اقشار ضعیف و متوسط جامعه است، امیدوار بود.

  • کوپنیسم

    کوپنیسم

    منظور از «مردم» در این طرح «دهک‌های پایین درآمدی» است و «کالا های اساسی» شامل اقلامی نظیر برنج، گوشت، مرغ، روغن، شکر و برخی از داروهای مورد نیاز مردم می‌شود.

    محمد خوش‌چهره، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، درباره طرح این موضوع و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گوید:

    «من با کل این طرح موافق نیستم و این بحث را بحثی درجه دو یا درجه سه می‌دانم. به نظرم مجلس اولویت‌‌های مسائل اقتصادی را تشخیص نداده که به چنین طرحی پرداخته است. اینکه روش توزیع کالا را کوپن بنامیم یا چیز دیگری، نسخه شفابخشی نیست.»

    « اقتصاد ایران دچار آسیب‌های جدی شده و متغیرهای کلان اقتصاد ما، توامان دچار ‌مسئله اند. سطح عمومی قیمت‌ها، ارزش پول ملی، نرخ رشد اقتصادی، بیکاری و امثالهم. چنین طرح‌هایی با فوریت‌های بالا، گرچه ممکن است به عنوان داروی پاره‌ای دردها تلقی شوند، ولی ما به مجموعه‌ای از داروهای شفابخش نیاز داریم. چاره‌اندیشی درباره تضعیف پول ملی و رفع موانع از سر راه تولیداتی که اشتغال بالایی ایجاد می‌کنند، مسائلی‌اند که باید مد نظر قرار گیرند. اینکه در این میان فقط به چند قلم کالا تحت عنوان کالاهای اساسی پرداخته شود، اقدامی انفعالی و موردی و فاقد منطق است. فارغ از این که میزان اثرگذاری این اقدام چقدر باشد. من چنین اقداماتی را مفید نمی‌دانم.»

    با توجه به صحبت های این کارشناس اقتصادی می توان گفت: اگر صدها اقدام  در یک بسته سیاستی رده‌بندی شوند که نهایتا ده یا پانزده اقدام برای بهبود وضعیت اقتصادی ایران از دل آن درآیند، این طرح مجلس جایگاه برجسته‌ای در این بسته ندارد. مساله دهک‌ها هم که در سخنان نمایندگان مجلس مطرح شده، با توجه به فشارهای تورمی و ضعف نظام تصمیم‌گیری و سیاستگذاری و برنامه‌ریزی، مساله‌ای است در رده‌های بسیار پایین؛ و این طور نیست که این مساله بخواهد وقت بالایی را بگیرد. بنابراین وقتی که مجلس به این صورت برای خودش تعیین اولویت می‌کند، این نشان می‌دهد تشخیص مجلس فاقد جامعیت و بیشتر آمیخته به سطحی‌نگری است.

    اما کمال اطهاری، پژوهشگر اقتصاد توسعه، در دفاع از طرح مجلس یازدهم می‌گوید:  «در چند دهه گذشته، که سیاست‌های تعدیل به صورت عجولانه‌ای در ایران اعمال شد، به‌بازارسپاری جامعه در ایران صورت گرفت. در اروپا بازارسپاری اقتصاد صورت گرفت ولی بازارسپاری جامعه صورت نگرفت و الان در مباحث مربوط به سیاست‌های اجتماعی، گفته می‌شود که دولت رفاه در اروپا احیا شده است.

    به همین دلیل اروپا احیای اقتصادی‌اش را با 750 میلیارد یورو آغاز کرده ولی آمریکا تا حالا 3 تریلیون دلار برای آسیب های اقتصادی ناشی از کرونا خرج کرده است. یعنی یک نظام سیاست اجتماعی استوار در اروپا، آسیب‌های اجتماعی کشورهای اروپایی را هم به حداقل رسانده است. در ایران این اتفاق افتاده ولی چون نظامات لازم ایجاد نشده، برای به‌بازارسپاری اقتصاد، یک اقتصاد رانتی با تورم بالا و بحران‌های بسیار شدید پدید آمده است. اگرچه در این شرایط حتما باید یک نظام جامع رفاه به وجود آید، ولی تا آن موقع، که به نظر نمی‌رسد در دولت کنونی این امکان وجود داشته باشد، مردم در تامین مایحتاج روزمره‌شان دچار مشکل خواهند بود و این مشکل، با توجه به تحریم‌ها و فشار حداکثری آمریکا به ایران، بیشتر خواهد شد. بنابراین اجتناب‌ناپذیر است که دولت به صورت مستقل به مساله تامین کالا های اساسی مردم بپردازد.»

    کوپن

    با عنایت به نظر این کارشناس اقتصادی موافق طرح بازگشت کوپن ، این سوال پیش می آید که در این شرایط برای خانوارهای تحت فشار در ایران چه باید کرد؟ یا باید دولت پول چاپ کند و به آنها بدهد که این موجب بدتر شدن وضع تورم می‌شود، یا این که ارزی را که به کالا های اساسی اختصاص می‌دهد، مستقیما به دست مردم برساند. از چنین اقدامی، با توجه به فساد سیستماتیک کنونی، فساد کمتری برمی‌آید. مسلما اگر این طرح بخواهد ادامه پیدا کند، عوارض نامطلوبی خواهد داشت ولی در بلندمدت، به قول جان مینارد کینز، همه می‌میرند. پس باید الان چاره‌ای اندیشید.

    الان قشر متوسط دچار فشار جدی اقتصادی است و به سمت گروه‌های کم‌درآمد ریزش دارد. در شرایط فعلی، دامنه دهک‌های پایین در حال وسعت است. این فرایند به زیان طبقه متوسط است. اکثر لایه‌های طبقه متوسط در حال ریزش به سمت طبقات پایین هستند و لایه‌هایی از این طبقه نیز از فرصت‌های پدیدآمده در فضای موجود استفاده می‌کنند و به طبقات بالا می‌پیوندند. در مجموع طبقه متوسط کوچکتر شده و دامنه طبقات کم‌درآمد رو به افزایش است. رفع این مشکلات نیازمند نسخه‌های جدی است.

    به نظر می رسد، این که کالا های اساسی را با ارز دولتی وارد کنند و در اختیار دهک های آسیب پذیر اجتماعی قراردهند نیز چاره ای اساسی نباشد، چراکه با نبود سیستم های قوی نظارتی، یعنی این کار به رانت‌خوارها واگذار شده و راه را برای تولید سلطان های کوپنی هموار کنیم و در ادامه آنها را به دادگاه کشانده و محاکمه کنیم. ولی محاکمه سلطان‌ها دردی از مردم دوا نمی‌کند. در این شرایط بهتر است عرضه مستقیم صورت گیرد و به نظر می رسد کوپنیسم راه درمان اقتصاد بیمار ما نباشد.

    بازگشت کوپن برای بهبود وضع موجود، جای بررسی چندانی ندارد و نفس شعارهای انقلابی مجلس هم لزوما کارآمدی ندارد؛ بهبود وضع اقتصادی باید به سود همه اقشار از جمله طبقه متوسط در حال ریزش باشد که بازگشت کوپن نمی تواند، جلوی سرعت این ریزش طبقاتی را بگیرد و به طور حتم سبک زندگی کوپنیسمی را با خود بهمراه خواهدآورد.

  • بخریم یا نخریم

    بخریم یا نخریم

    سکون مسلط بر بازار ایران، این روزها عمق بیشتری پیدا کرده است، بازار خودرو و مسکن خالی از مشتری است و بازارهای دیگر نیز وضعیت چندان متمایزی را هویدا نمی کنند.

    به گفته فعالان بازار لوازم خانگی، فعلاً تنها مشتریانشان عروس و دامادها هستند و کسی  به غیر از خرید جهیزیه دست به جیب نمی شود.

    نکته جالب اینجاست که همین عروس و دامادها هم دیگر ملزومات درجه دوم یا اولویت دوم را خریداری نمی‌کنند؛ زمانی کیسه اسپنددان و آویزهای تزیینی آشپزخانه  هم در جهیزیه جا داشت،  ولی در حال حاضر حق تقدم خرید، فقط با اقلام اساسی است و تستر و  ماکروفر و چای ساز و قهوه جوش و غیره دیگر جایی در لیست خرید جهیزیه ندارند.

    طبیعی است، وقتی قیمت ها چند برابر می شود، مدتی طول می کشد تا مردم خودشان را با وضعیت تازه وفق دهند، از این رو فروش لوازم خانگی نو کم شده و اتفاقا بهای لوازم خانگی دست دوم نیز در این دوره به شدت افزایش یافته به طوری که فاصله قیمتی یخچال نو و یخچال دست دوم هیچ گاه تا این حد کم نبوده است.

    این رکود اما تنها بازار لوازم خانگی را در بر نگرفته است، بازار مسکن و خودرو و گوشی تلفن همراه و … نیز از این سکون در امان نمانده‌اند.

    هرچند  افزایش شدید قیمت مسکن، رکودی استثنایی در 20 سال گذشته را در بازار ایجاد کرده است اما کاهش قیمت نیزدر برخی مناطق آغاز شده است. در این شرایط رکود بازار مسکن، پول لازم ها قیمت‌های پیشنهادی شان را حتی تا یک میلیون تومان در هر متر مربع نسبت به قبل کاهش می دهند  به امید اینکه طمع خریدار را به سمت خرید سوق دهند.  صاحب نظران بازار املاک، در پاسخ به این سئوال که وقت خرید است یا خیر؟ عقیده دارند: اغلب کسانی که این روزها می‌پرسند بخریم یا بفروشیم؛ مشتری و مصرف کننده واقعی نیستند بلکه سرمایه گذار هستند که می‌خواهند، ببینند چه زمانی باید وارد بازار بشوند و چه زمانی خارج شوند.

    برخی کارشناسان نیز معتقدند، کوچ مشتریان از بازارها به معنای کوچ سرمایه گذاران است و افزایش قیمت‌ها در حقیقت فعلا مجالی برای مشتری واقعی باقی نگذاشته است. پیش بینی فعالان بازار، حکایت از آن دارد که مسکن تا 25 درصد امکان ریزش قیمت را پیش رو دارد از این رو احتمال مذکور خریدها را بیش از پیش با رکود مواجه می‌کند.

    •  بازار سردرگم خودرو

    بازار خودروهای وارداتی تنها تحت تاثیر ریزش نرخ ارز نیست بلکه ترخیص خودروهای وارداتی نیز استعداد ریزش در این بازار را تقویت کرده است. در عین حال بهبود روند تحویل خودرو از سوی خودروسازان سبب شده است، برخی خودروهای داخلی نیز با ریزش قیمت روبرو شوند. به گفته فعالان بازار خودرو، بخواهیم یا نه؛ عده ای باید خود را آماده زیان کنند، منظور زیان واقعی است چون با قیمت‌های بالا خودرو خریده‌اند و حالا مجبورند یا با قیمت پایین‌تر بفروشند یا خواب سرمایه‌هایشان را افزایش دهند.

    •  بالا و پایین های ارزی

    در حالیکه برنده شدن بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باعث ریزش چند هزارتومانی قیمت دلار در بازار آزاد شد ولی به نظر نمی رسد این روند سقوطی ادامه دار باشد و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایران و سخت تر شدن تحریم های ترامپی به نظر باید منتظر سیر صعودی دیگری در بازار ارز و به خصوص دلار باشیم.

    فعالان بازارهای مختلف اما پیش بینی می‌کنند، رکود تا زمان رسیدن بازار ارز به آرامشی نسبی ادامه خواهد داشت. این چنین است که چشم بازارهای دیگر به بازار ارز خیره مانده است و هنوز پاسخ روشنی برای این سوال که بخریم یا نخریم در دست نیست.

  • جنین های خمار

    جنین های خمار

    زندگی در خرابه ها و همجوار شدن با زباله های بازیافتی و سگدو زدن برای جور کردن پول یک گرم شیشه یا هروئین. زندگی در اینجا یعنی ذره ذره جان کاذبت را به ساقی های بی مایه بفروشی و پای زباله های فرش شده جان بدهی. اینجا نوزادانشان از بدو تولد، معتاد به دنیا می آیند و راهی سفری می شوند که از همان ابتدا امن نیست.

    گلرخ بچه اول نرگس، از همان موقع که بندنافش را بریده اند، معتاد بوده، حالا 5 سال از عمرش منتهی می شود به خماری و بُخوری شدن توی سرما و گرمای بیابان های اطراف خانه ها.

    دیوارِ کنار خرابه، هیچ ویژگی مثال زدنی ندارد، اما همانجا بوده که گلرخ به دنیا آمده و برای ماندن به زندگی چنگ زده است.

    یک جرعه آتش، تولد دوباره نشئگی پدر و مادرش است و گلرخ بین تمام دودها و بوها گم می شود تا درد یادش برود. برای بچه 5 ساله این تنها نمای قشنگی از زندگی و آرامش بعد از طوفان درد است. تقاطعی که او و هم سن و سالانش را در بن بست اعتیاد گرفتار کرده است.

    زنان کارتن خواب اینجا زیاد نیستند، اگر هم باشند، اکثرا شب ها پیدایشان می شود، روزها برق آفتاب و روشنایی نمی گذارد، فضای امنی داشته باشند. بچه های محله سنگشان می زنند و بزرگ ترها با ناسزا آنها را می رانند.

    خانه گریخته ها، اما هیچ جایی برای ماندن ندارند. همین باعث شده که به یک هم آغوشی گرم تن بدهند تا یک شب هم که شده از سوز و نیش سرما جان به در ببرند. نوزادهای حاصله همه معتادند تا جایی که به گفته مسئولان بهزیستی روزانه بین سه تا چهار نوزاد معتاد در تهران، به دنیا می آیند. تعدادشان البته شاید بیشتر هم باشد، تعدادی که در زیر سقف های پنهان به دنیا می آیند و در آمارها جایی ندارند.

    بین خانه های توسری خورده محله های پایین شهر، تعداد زنانی که اعتیاد دارند و در شکمشان نوزادی را می پرورانند، زیاد است، سروناز، 24 ساله است. زیباست و هنوز اعتیاد، چندان به چهره اش دستبرد نزده، بین سه تا چهار ماه دیگر فرزندش به دنیا می آید. سروناز، اما نمی داند این بچه خواهد ماند یا سرنوشتش به پای دو فرزند دیگرش نوشته خواهد شد. فرزند دوم او بعد از دو، سه ماه از بین رفته و بعدی هم یک ماه بیشتر دوام نیاورده است. کمپ و مراکز ترک اعتیاد هم به او وفا نکرده است. کمپ هایی که به علت غیرمجاز بودن، همه از طرف سازمان های مسئول پلمپ شده اند و او مانده و وسوسه ای که باز رهایش نکرده است.

    مثل او زیادند، مادرانی که در این محله ها زندگی می کنند، نوزادانشان معتاد به دنیا می آیند، نوزادانی که از همان ابتدا دچار سندرم کشنده ای می شوند که شیره جانشان را می بلعد. تشنج، افزایش ضربان قلب، تب، تنگی نفس و تعرق، علائم مشهود این سندرم است؛ گریه این کودکان به هیچ وجه طبیعی نیست. آنها مدام در حال گریه کردن هستند و از درد به خود می پیچند. همین بی قراری مداوم و ضجه های طولانی باعث می شود، خیلی از این نوزادان از سوی مادر یا پدر معتاد خود با خشونت فیزیکی شدید مواجه شوند تا شاید با کتک خوردن وادار به سکوت شوند. خیلی از این نوزادان معتاد با علائم کبودی، شکستگی استخوان و حتی خفگی به بیمارستان منتقل می شوند.

    زهرا یکی از همان هاست. او نشسته می خوابد، زهرا را وقتی به بهزیستی آوردند، سه سال، زندگی شیشه ای پدر و مادرش را تجربه کرده بود، او حالا از الفبای زندگی، فقط درد را یاد گرفته. چشمان زهرا زیر کلی کبودی و جای زخم گم شده جای جای بدنش پر است از کبودی هایی که تن رنجورش را احاطه کرده اند. چشمان بی رمق زهرا معلوم نیست چه چیزی را جستجو می کند .

    به گفته مددکاران بهزیستی، این بچه ها هیچ اشتهایی برای شیر خوردن ندارند و در روزهای اول تولد، مدام دچار لرزش های شدید به صورت رعشه می شوند که البته ممکن است این حالت تا ماه ها ادامه یابد.

    اسهال، نقص مجاری ادراری، استفراغ، عطسه های پی در پی، کاهش وزن خطرناک، سوءتغذیه، آبریزش بینی، اختلال در یادگیری مهارت ها و معلولیت های ذهنی و جسمی از دیگر پیامدهایی است که در این نوزادان دیده می شود.

    دکتر مرضیه آقایی، درمانگر اعتیاد در این رابطه می‌گوید: مواد مخدر از جفت رد می‌شود. در واقع جنین به مواد مخدر تماس دارد و به دنیا که می‌آید، دچار این سندرم می‌شود. علایم مختلفی دارد که ما این علایم را بررسی می‌کنیم. مواردی مثل گریه غیر طبیعی، خواب زیاد، لرزش، تشنج، تحریک پذیری، تعریق و تب، دمای پایین بدن، خمیازه‌های زیاد، گرفتگی بینی، نفس‌های تند و اسهال و استفراغ که گاهی برای این اسهال و استفراغ مجبوریم سرم تجویز کنیم. شدت این علایم در نوزاد، بستگی به دوز مصرف مواد مخدر توسط مادر و مدت زمان استفاده دارد. میزان شدت این علایم توسط سیستم نمره دهی خاصی که به فینگان معروف است، بررسی می‌شود و براساس نمره‌ای که نوزاد از این بررسی می‌گیرد، درمان مشخص می‌شود.اگر مادر در زمان بارداری اقدام به ترک مواد مخدر کند،  علایم ترک از همان دوره جنینی شروع می‌شود .

    آن طور که دکتر آقایی می‌گوید: همه نوزادان متولد شده از مادران معتاد، نیاز به درمان دارویی ندارند: 60 درصد از این نوزادان نیاز به دارو ندارند. با مراقبت‌های ویژه آنها را ترک می‌دهیم. نور را کم می‌کنیم، پارچه‌ای دورشان می‌پیچیم و قنداقشان می‌کنیم. در واقع سعی می‌کنیم بی قراریشان را کم کنیم و آرامشان کنیم. اما 40 درصد بقیه که علایم شدید تری دارند، نیاز به دارو پیدا می‌کنند. مرفین خوراکی که به میزان خاصی به نوزاد داده می‌شود و به تدریج و روز به روز میزان آن را کم می‌کنیم تا روند ترک کامل شود. داروی دیگر فنوباربیتال است که برای درمان تشنج به کار می‌رود و در مواردی از آن استفاده می‌کنیم. در طول درمان نوزاد نباید از شیر مادر تغذیه کند، به خصوص اگر مادر هنوز مصرف کننده است، در واقع اگر بعد از مرخص شدن نوزاد از بیمارستان و ترک، مادر همچنان مصرف کننده مواد باشد و شروع به شیردهی کند، باز نوزاد معتاد خواهد شد.

    آن طور که پیداست نمی‌شود گفت که چقدر طول می‌کشد این نوزادان ترک کنند. همه چیز بستگی به میزان مصرف مواد مخدر توسط مادر دارد و بدن نوزاد.  نوزادانی که بر اساس ماده 15 و 16 تحت درمان قرار می‌گیرند، ماده 16 شامل مراکز دولتی و ماده 15 شامل مراکز خصوصی می‌شود، اما اکثر آنها قبل از اینکه تحت پوشش این ماده های قانونی قرار بگیرند به وسیله مادران بی امید و متنفر از زنده بودن یا فروخته می شوند و یا صبح روز بعد را نمی بینند.

  • خوب بد زشت

    خوب بد زشت

    براساس تحقیقات تازه ای؛ که در این زمینه انجام شده، یک پنجم مدیران منابع انسانی برابر 20درصد آن ها معتقدند که کارکنان در خانه با استاندارد کمی بالاتر از آنچه در دفتر کار می‌کنند، فعالیت دارند و 7 درصد و بیشتر بر این باورند که آن‌ها با استاندارد بسیار بالاتری کار می‌کنند. البته کارکنان کمتر نسبت به این عمل خوشبین هستند و تنها 15 درصد از آن ها معتقدند که دورکاری استاندارد بالاتری تولید می کند.

    با این حال، تقریبا نیمی از هر دو گروه یعنی 49 درصد از تصمیم گیرندگان منابع انسانی و 45 درصد از کارکنان فکر می کنند که این نوع کار کردن، هیچ تاثیری در خروجی ندارد. در واقع تنها 27 درصد از تصمیم گیرندگان منابع انسانی فکر می کنند که کارکنانی که از خانه کار می کنند، استاندارد کار بالاتری از دفتر را ارائه می دهند. یک پنجم از هر دو گروه حدود20 درصد فکر می کنند که استاندارد کار تولید شده سه درصد پایین تر از استانداردهای تعیین شده برای کار در خانه نسبت به دفتر است. 45 درصد کارمندان شرکت‌هایی که با سیاست‌های خانگی کار می‌کنند نیز فکر می‌کنند که محل کارشان بر کیفیت خروجی آن‌ها تاثیر نمی‌گذارد و کم‌تر از یک چهارم ( 22 درصد ) فکر می‌کنند که کار کردن از خانه بهره‌وری آن‌ها را بهبود می‌بخشد 70درصد کسب و کارها، کار کردن از خانه را تشویق می‌کنند در حالی که فقط 27درصد آن را مضر می دانند .

    در این رابطه موافقان و مخالفان دورکاری هر کدام دلایل خود را دارند. دلایلی که شامل نبود زیرساخت ها یا ظرفیت کارکنان می شود.

    به گفته مخالفان این موضوع دورکاری نیازمند شبکه ای عظیم از اینترنت و فنآوری است، مساله ای که در تمام دنیا از سال ها قبل به آن پرداخته شده است تا جایی که برخی از شرکت ها این قدر زیرساخت داشتند که در شوک این معضل قرار نگرفتند و به راحتی توانستند، کارمندانشان را حتی به طور دائمی دورکار کنند. شاهد این مدعا شرکت مایکروسافت است که به کارمندان خود اعلام کرد که با تأیید مدیرشان از دور کاری دائم (کار در خانه) برخوردار می‌شوند. این حرکت مایکروسافت در واقع تقلیدی از رقبای غول فناوری خود یعنی «فیس بوک» و «توییتر» است که دورکاری را برای کارمندان خود یک گزینه دائمی کرده اند.

    با تمام اینها و با اینکه در تمام دنیا اغلب فعالیتهای پژوهشی و تحقیقاتی مشمول دورکاری می شوند و نمی توان در مورد بانکها، بیمه ها، آموزش و پرورش و شرکتها و سازمانهای خدماتی این طرح را اجرا کرد، چرا که هنوز به فناوری گسترده مورد نیاز آن تجهیز نشده ایم و کشور ما هنوز نتوانسته با تربیت نیروهای مناسب و اعتمادسازی از پس دورکاری کارمندانش برآید.

    به گفته ستاری که خودش مدیرعامل یک شرکت بزرگ است، تا زمانی که اعتماد سازی ایجاد نشود، نمی توان دورکاری را به شکل درست به اجرا درآورد. به نظر این کارفرما، در اجرای این طرح اگر اعتماد به کارمند وجود نداشته باشد ممکن است، نظارت بر نحوه عملکرد وی افزایش یابد و به دنبال آن هزینه های سازمان نیز بیشتر و در نهایت هدف کاهش هزینه ها به افزایش آن منجر شود.

    مدیرعامل شرکت خصوصی دیگری نیز همین نظر را دارد: در ابتدای شیوع کرونا بسیاری از شرکت ها برای مدتی به دورکاری کارمندانشان رضایت دادند، اما این موضوع ادامه پیدا نکرد و ناقص ماند. دلایل هم زیاد بود، از جمله نبود زیرساخت های اینترنتی مناسب که هر بار با کاهش سرعت و قطعی روبرو می شد. همین مساله باعث می شد که بسیاری از کارمندان در حالی که در خانه بودند، تمام اوقاتشان را به کار اختصاص دهند و این مساله نگرانی و آسیب های جدی به خانواده ها وارد می کرد. از سویی دیگر  ناکارآمدی زیرساخت‌های ارتباطی باعث نگرانی شرکت‌ها و سازمان‌ها از دید کارایی دورکاری شد.

    از همین رو پس از پایان محدودیت‌های رسمی با وجود شدیدتر شدن شیوع کرونا در کشور و قرمز شدن شرایط تمام استان‌ها شاهد این هستیم که در مشاغلی که امکان دورکاری وجود دارد، نیز تمایلی چندانی به دور کاری وجود ندارد که این خود باعث شدیدتر شدن همه‌گیری کرونا شده است. او با اشاره به اینکه متاسفانه راهکار مشخصی برای این موضوع وجود ندارد؛ می گوید: تا زمانی که سرویس دهنده های اینترنت به این شکل عمل کنند، نمی توان به دورکاری اطمینان پیدا کرد، مگر اینکه بتوانید سرویس دهنده اینترنت خود را تغییر دهید.

    در کنار این مسائل بسیاری از کارشناسان معتقدند، که نبود قوانین مشخص دورکاری در کشورمان باعث می شود کسب و کارها ، سازمان ها و حتی کارمندان هم به درستی از قواعد اداری دورکاری مانند مرخصی، اضافه کاری و ساعت های ورود و خروج مطلع نباشند؛ همین موضوع می تواند، باعث بروز برخی ناهماهنگی ها و سوء تفاهم بشود.

    نداشتن تجهیزات کافی رایانه ای مشکل دیگر دورکاری است. یک رایانه و لپ تاپ معمولی، ابزار ضروری برای دورکاری است. به دلیل بالا بودن قیمت تجهیزات رایانه ای در کشورمان بسیاری از کارمندان متناسب با وضعیت شغلی خود سیستم رایانه ای مناسب ندارند. همین عوامل و مسائل دیگری که شاید پنهان باشد، منجر به این می شود که دورکاری حداقل در کشور ما چندان گزینه مناسبی نباشد.

    برخی اما می گویند: این موضوعات می تواند راهکارهایی هم داشته باشد، از جمله اینکه مدیران به جای اینکه ساعات کاری کارمندانشان را ارزیابی کنند، به خروجی کار آنها دقت کنند. خروجی که می تواند توسعه و مسئولیت کارمندان را مشخص کرده و در نتیجه محل کار یا خانه به یک مکان نتیجه محور تبدیل شود که ارتقا و توسعه و تعالی را به دنبال دارد.