بلاگ

  • ایجاد مجتمع صنفی موتورسیکلت و دوچرخه

    ایجاد مجتمع صنفی موتورسیکلت و دوچرخه

    دریا قدرتی پور-مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده های کشاورزی شهرداری اصفهان با اشاره به زمان کلنگ زنی مجتمع صنفی موتورسیکلت و دوچرخه در خیابان‌های سروش، لاله و زینبیه، تصریح کرد: احداث این مجتمع دغدغه مدیران شهری است تا مردم در این خیابان‌ها تردد راحت تری داشته باشند؛ البته صنوف باید توجه داشته باشند که این مزاحمت‌ها برای تردد شهروندان نوعی حق‌الناس است.
    محمد مجیری در نشست خبری که به صورت لایو اینستاگرام برگزار شد خاطرنشان کرد: ۱۶ هزار متر فضا در خیابان سروش برای احداث مجتمع صنفی موتورسیکلت و دوچرخه در نظر گرفته شده که از طریق مشارکت با بخش خصوصی اجرا خواهد شد، البته اکنون سرمایه گذار در حال مطالعه پروژه است تا بتوانیم کلنگ این پروژه را به زمین بزنیم.
    وی گفت: تا ماه آینده سامانه خرید اینترنتی راه‌اندازی خواهد شد تا نیازهای مردم در بازارهای کوثر به راحتی تامین شود.
    مجیری اظهار کرد: نخستین مأموریت این سازمان ساماندهی مشاغل است و معتقد هستیم از ۱۲۰ هزار واحد صنفی شهر تنها تعدادی از آنها باید ساماندهی شوند.
    وی تاکید کرد: در موضوع ساماندهی مشاغل شهری به هیچ عنوان نمی‌توان سلبی عمل کرد بلکه با جلب مشارکت این هدف محقق خواهد شد.
    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: بازارهای روز کوثر به کمک شهرداری آمده و فضایی را ایجاد کرده تا بتوانیم محصولات مورد نیاز مردم را از واحد تولیدی به دست مصرف کنندگان برسانیم، البته مردم به برند بازارهای کوثر اعتماد دارند و مایحتاج خود را از آن‌ها تهیه می‌کنند.
    وی اظهار امیدواری کرد: در سال جاری بازارهای تخصصی محله‌ای در شهر راه‌اندازی شود.
    مجیری با اشاره به اقدامات انجام شده برای مقابله با کرونا در فروشگاه‌های کوثر شهرداری، گفت: در شش ماهه گذشته برای فائق آمدن بر این بیماری، ضدعفونی بازارها، توزیع ماسک و استفاده از دستکش انجام شده تا فعالیت این بازارها با رعایت دقیق پروتکل‌های بهداشتی توأم باشد.
    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان با بیان اینکه شماره تلفن چهاررقمی ۳۵۵۳ در راستای تحقق شعار “در خانه بمانیم” برای سفارش کالاها و اقلام مورد نیاز از بازارهای کوثر در اختیار شهروندان قرار گرفت، ادامه داد: امسال به دلیل شیوع ویروس کرونا شهروندان برای ادای نذر قربانی خود از سامانه غیر حضوری ۳۵۵۳ استفاده کردند و امیدواریم این شماره برای سازمان مشاغل شهری در مواقع مختلف مورد بهره برداری قرار گیرد.
    وی با اشاره به افزایش بودجه این سازمان، گفت: بودجه سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی در سال‌جاری با جهش سه برابری به رقم ۲۹۰ میلیارد تومانی افزایش پیدا کرده است که امیدواریم در فضای سخت اقتصادی فعلی بتوان پروژه‌های سازمان را تا پایان سال پیش ببریم.
    وی با بیان اینکه در سال جاری پروژه‌های شاخص زیادی در این سازمان آغاز و تعدادی در مرحله برگزاری مناقصه است، افزود: یکی از موارد مورد تاکید کارگروه سلامت و امنیت غذایی استانداری، انتقال واحدهای پرندگان ذبحی به نقطه‌ای مناسب در شهر بود، از این رو احداث مجتمع صنفی پرندگان ذبحی اصفهان در دستور کار قرار گرفت.
    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان ادامه داد: مجتمع صنفی پرندگان ذبحی با در نظرگیری یک غرفه کشتارگاه احداث خواهد شد تا ۲۰ واحد صنفی پرنده فروشی سطح شهر به این محل انتقال یابد و واحدهای صنفی مربوطه در خیابان‌های عطار نیشابوری، مسجد سید و حکیم نظامی همچنین میدان امام علی (ع)، ساماندهی شود.
    وی با بیان اینکه زمینی به مساحت ۹۰۰ مترمربع با همکاری شهرداری منطقه ۱۰ حدفاصل پل تمدن و جاده فرودگاه تملک شده تا در آن مجتمع صنفی پرندگان ذبحی اصفهان احداث شود، اظهار کرد: مقرر شده در مجتمع صنفی پرندگان ذبحی دامپزشک مستقر و بر سلامت طیور ذبحی نظارت کند.
    مجیری اظهار امیدواری کرد: تا پایان سال جاری مجتمع صنفی پرندگان ذبحی مورد بهره برداری قرار گیرد.
    وی افزود: در میدان مرکزی میوه و تره بار پروژه‌های متعددی در نظر گرفته شده که یکی از آنها پروژه خروجی و ورودی از سمت شمال میدان است که تا کمتر از یک ماه آینده عملیات اجرایی آن آغاز خواهد شد.
    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان تاکید کرد: در صدد تکمیل این پروژه تا پایان امسال هستیم.
    وی با بیان اینکه در میدان مرکزی میوه و تره بار عملیات احداث تالار “۲۵” آغاز شده است، تصریح کرد: این تالار دارای ۲۸ غرفه عمده فروشان میوه و تره بار است که به ظرفیت میدان اضافه خواهد شد.

    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان با اشاره به نوسازی و بازسازی بازارهای روز کوثر، گفت: به دلیل مساحت کم بازار و استقبال زیاد شهروندان از بازار کوثر سپاهان‌شهر و درخواست مدیر منطقه پنج، امام جمعه سپاهان شهر و مردم، زمینی به وسعت دو هزار مترمربع در مجاورت این فروشگاه فعلی با همکاری شهرداری منطقه پنج تملک شد که تا یک ماه آینده مناقصه آن برگزار و عملیات احداث را آغاز خواهیم کرد.
    وی افزود: بازار کوثر جدید شماره دو سپاهان شهر می‌تواند با گسترش فضا، نیازهای مردم را در شرایط مطلوب‌تری تأمین کند.
    مجیری با بیان اینکه بازار کوثر ۱۵ در شهرک زاینده رود به اتمام رسیده و در حال تجهیز است، گفت: این بازار تا یک ماه آینده تجهیز و مورد بهره برداری قرار می‌گیرد.

    وی ادامه داد: طرح نهایی فروشگاه کوثر ۱۶ واقع در شهرک شهید کشوری نیز تأیید شده تا پس از انتخاب پیمانکار آغاز عملیات مجدد عمرانی آن را تا دو ماه آینده شاهد باشیم.
    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان در ارتباط با تعامل با فروشگاه رفاه، تصریح کرد: رفاه چند شعبه در شهر دارد به طوری که اخیراً یکی از شعب خود را در میدان امام علی (ع) دایر کرد، در صدد هستیم رابطه خوبی بین کوثر و رفاه داشته باشیم و زمین‌هایی را برای راه اندازی فروشگاه در اختیار آنها قرار دهیم زیرا معتقدیم هر چه توان سرمایه گذاری را در شهر افزایش دهیم به نفع شهروندان است.
    جا به جایی بازار گیاهان دارویی
    مجیری در خصوص تدابیر در نظر گرفته شده برای انتقال عمده فروشان صنف خشکبار به میدان مرکزی میوه و تره‌بار، اظهار کرد: با توجه به ترافیک در خیابان‌های صارمیه، جهاد و ولی‌عصر (عج) شاهد نابسامانی هستیم، از این رو ۲۴۰ هزار مترمربع زمین با متراژ ساخت ۶۰ هزار مترمربع در میدان مرکزی میوه و تره‌بار با هدف انتقال و ساماندهی این صنوف در نظر گرفته شد تا ۱۱۱ سوله، دفتر کار و فروشگاه در آن ایجاد شود.
    وی گفت: ۴۵ واحد اولیه توسط سازمان ساماندهی ایجاد شد و ۶۶ واحد بعدی را تا پایان سال با مشارکت بخش خصوصی اجرا خواهیم کرد.
    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان تصریح کرد: طبق مصوبات شورای شهر واگذاری این واحدها به عمده فروشان خواروبار و خشکبار به صورت ۳۰ درصد نقد و ۴۸ قسط انجام می‌شود.
    وی با تاکید بر نظارت بر قیمت میوه و تره بار در میدان مرکزی، گفت: همکاران در حوزه بهره برداری به صورت مستمر روزانه از ساعت چهار بامداد در این میدان حضور دارند و قیمت میوه را رصد و به بازارهای روز کوثر اعلام می‌کنند تا با درصد سود مشخص عرضه شود.
    ایجاد بازارچه عرضه میوه و تره بار شهرداری در سطح شهر
    مجیری گفت: پیرو مصوبه کارگروه تنظیم بازار کشور در صدد هستیم بازارچه عرضه میوه و تره بار شهرداری را در سطح شهر ایجاد و به صورت مستقیم بار را از تولیدکنندگان تهیه و با قیمتی کمتر به دست مردم برسانیم.
    وی ادامه داد: در حال حاضر برای راه‌اندازی بازارچه عرضه میوه و تره بار در مناطق هفت و ۱۰ شهرداری برنامه‌ریزی شده و به تدریج در سایر مناطق نیز با مکان‌یابی زمین‌های مناسب اجرایی خواهد شد.
    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان تاکید کرد: حذف دلالان در میدان مرکزی میوه و تره بار تنها با همکاری غرفه داران امکان‌پذیر است.

    وی با بیان اینکه ضلع شرقی میدان مرکزی میوه و تره بار آن برای صنایع تبدیلی پیش بینی شده است، گفت: مهمترین صنایع تبدیلی سورت و بسته بندی است که با اعلام آمادگی یکی از سرمایه گذاران امیدواریم هر چه زودتر شاهد راه اندازی این صنعت در میدان مرکزی میوه و تره بار باشیم.
    مجیری با اشاره به بازار بین‌المللی گل و گیاه ارغوان، گفت: بازار بین‌المللی گل و گیاه ارغوان به عنوان پروژه‌ای بسیار حائز اهمیت برای شرق شهر اصفهان، در حال احداث است که در تلاش هستیم تا اواخر سال جاری بهره‌برداری شود.
    مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فرآورده‌های کشاورزی شهرداری اصفهان با اشاره به احداث شهرک طلا در شهرک صنعتی جی، گفت: با توجه به تعامل شهرداری و اتحادیه صنف تولیدکنندگان طلا و نقره شهرستان اصفهان در حال حاضر این موضوع در کمیسیون ماده پنج مطرح شده و در حال دریافت مجوزهای لازم هستیم تا زمین مورد نظر تملک و عملیات اجرایی پروژه آغاز شود.
    وی با تاکید بر اینکه در سال جهش تولید حمایت از صنف و صنعتگران به ویژه در شهرک کارگاهی امیرکبیر اهمیت به سزایی دارد، تصریح کرد: مذاکراتی انجام شده تا شهرک امیرکبیر ۲ را در سال‌های آینده احداث کنیم و شاهد ایجاد شهرک‌های جدید کارگاهی در شهر باشیم.

    این هفته | inhaftemag.com

  • به مدیریت مصرف برق نیازمندیم

    به مدیریت مصرف برق نیازمندیم

    سخنگوی شرکت توزیع برق استان اصفهان اعلام کرد:
    به مدیریت مصرف برق نیازمندیم
    سخنگوی شرکت توزیع برق استان اصفهان ضمن تشکر از همراهی مردم بزرگوار استان اصفهان در راستای رعایت الگوی مصرف برق اعلام نمود: با توجه به افزایش مستمر دما و پایداری هوای گرم در کشور ، مصرف برق به گونه…
    سخنگوی شرکت توزیع برق استان اصفهان ضمن تشکر از همراهی مردم بزرگوار استان اصفهان در راستای رعایت الگوی مصرف برق اعلام نمود: با توجه به افزایش مستمر دما و پایداری هوای گرم در کشور ، مصرف برق به گونه ای چشمگیر و کم سابقه طی روزهای اخیر افزایش یافته است.
    امیر رمضانی افزود: بی تردید در چنین شرایطی برای تأمین برق پایدار بیش از هر زمان دیگر به مدیریت مصرف برق نیازمندیم. از این رو از آحاد مردم عزیز استان در بخش های مختلف خانگی ، تجاری ، تولیدی ، صنعتی و کشاورزی تقاضا داریم تا با کاهش و مدیریت مصرف برق فقط به میزان 10% به ویژه در ساعات اوج بار ( 12-17 ) کارکنان صنعت برق را در ارائه هرچه بهتر خدمات و تامین برق پایدار یاری نمایند.
    به اين منظور رعايت نكات ساده مديريت مصرفي مانند تنظيم كولرهاي گازي روي دماي 24 درجه و استفاده از دور كندكولرهاي آبي در ساعت هاي گرم روز موثرخواهد بود.
    عدم استفاده از وسايل پرمصرف مانند ماشينهاي لباسشويي و ظرفشويي ،اتو و جاروبرقي در ساعات پيك شبكه نیز از ديگر راهكارهاي كاهش مصرف برق به شمار مي رود.

    این هفته | inhaftemag.com

  • پیاده سازی نسل چهارم تکنولوژی در فولاد مبارکه اصفهان

    پیاده سازی نسل چهارم تکنولوژی در فولاد مبارکه اصفهان

    مدیرعامل فولادمبارکه:
    پیاده سازی نسل چهارم تکنولوژی در فولاد مبارکه اصفهان
    مدیر عامل فولاد مبارکه اصفهان گفت : با بالا بردن سهم خودمان در بازار همراه با تحولات صنعتی دنیا، می توانیم نسل چهارم تکنولوژی و انقلاب صنعتی را در فولاد مبارکه پیاده‌سازی کنیم.
    حمید رضا عظیمیان افزود: این هدف در پی توجه به منافع سهامداران و انتظار ایشان از فولادمبارکه در حفظ منافع مشترک و بازدهی سرمایه گذاری انجام شده و بر آن هستیم که سهم خودمان را در بازار حفظ کنیم.
    وی با اشاره به اینکه این هدف، موجب می شود تا این اقدام باعث افزایش ۶ تا ۸ درصدی بهره وری می شود که برای سهامداران عزیز خبر بسیار خوشی خواهد بود.
    عظیمیان تاکید کرد: ما همراه با تحولات تکنولوژی خودمان را هماهنگ می کنیم که اگر به این اقدامات دست نزنیم ، در کمتر از یک دهه از صحنه تولید، سودآوری و ارزش آفرینی خارج خواهیم شد .
    مدیر عامل فولاد مبارکه اصفهان در پایان گفت: در مرحله اول خودمان را مجهز و مسلح به تکنولوژی روز می کنیم تا در مرحله بعد ره آورد و نتیجه این سرمایه‌گذاری که افزایش بهره‌وری و سودآوری سهامداران است، به عنوان نمونه ای مثال زدنی در صنعت ِفولاد، برای تمام صنعت ایران قابل استفاده باشد.

    این هفته | inhaftemag.com

  • لایحه حمایت از بانوان بدون نام زنان

    لایحه حمایت از بانوان بدون نام زنان

    ندا سانیج:  لایحه حمایت از زنان در طول یک دهه گذشته بارها دست به دست شده و از دفتر رییس قوه قضاییه به هیات دولت رفته و بازگشته است. حالا به دنبال یک قتل “ناموسی” که جامعه ایرانیان را متاثر کرد، حسن روحانی دستور داده این لایحه از انبار بیرون بیاید و زودتر تصویب شود.

    عنوان لایحه “تامین امنیت زنان در برابر خشونت” که زیاد شباهتی به طرح اولیه ندارد، اکنون به “صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در برابر خشونت” تغییر کرده و نام “زنان” حذف شده است.

    می‌خواهیم ببینیم این لایحه در طول زمان چه تغییراتی کرده و آیا اگر زودتر تصویب می‌شد می‌توانست مانع قتل رومینا اشرفی، نوجوان 14 ساله در تالش، یا کشته شدن ریحانه عامری به دست پدرش شود.

    لایحه به فکر چه کسی رسید؟

    معاونت امور زنان و خانواده سال 1390 در دولت محمود احمدی‌نژاد به دلیل خلاء قانونی و آمار زیاد خشونت علیه زنان به این نتیجه رسید که به قانونی منسجم برای حمایت از زنان نیاز است. متن‌های مختلفی تهیه شد. سال 1392 لایحه دیگری زیر نظر شهیندخت مولاوردی، معاون وقت حسن روحانی تهیه شد؛ اما چون ماهیت قضایی داشت و در آن مجازات تعیین شده بود، کمیسیون لوایح دولت آن را به قوه قضاییه فرستاد.

    چقدر کم و زیاد شد؟

    متن اول پیشنهاد دولت 92 ماده بود. نسخه‌ای 82 ماده‌ای هم از آن موجود است. در جلسات مشترک قوه قضاییه به ریاست صادق لاریجانی و دولت آنقدر از آن حذف شد که به 50 ماده رسید. اما با تغییر رییس قوه قضاییه دوباره کمیته‌ای تشکیل شد و ماده‌ها به 77 رسید. به گفته طراحان لایحه، با تصویب قانون مجازات اسلامی در سال 1392 بعضی از موارد حذف شد چون قبلا در این قانون به آن پرداخته شده بود.

    مخالفان چه می‌گفتند؟

    بیشتر انتقادها به این لایحه این بود که “بنیان خانواده” را بر هم می‌زند. به گفته مخالفان، متن لایحه که در دولت اول حسن روحانی تنظیم شده بود، از غرب الگو گرفته و برای مردانی که علیه زنان خشونت می‌کنند، “جرم‌انگاری‌های افراطی” داشت. منظور از جرم‌انگاری افراطی این بود که کتک زدن زنان، ختنه دختران و موارد مشابه مجازات شش ماه تا چند سال زندان داشت.

    پاسخ موافقان چه بود؟

    معاون وقت رییس جمهوری در دولت یازدهم اعتقاد داشت که مبارزه با خشونت علیه زنان یک مسئولیت همگانی است و “چاردیواری اختیاری نیست” که با زنان هر کاری بخواهند، انجام بدهند. یکی از وکلای موافق لایحه پرسیده بود: “کدام زن با اولین توهین به دادگاه می رود؟” به اعتقاد او قاضی همه شرایط را در نظر می‌گیرد و حکم می‌دهد.

    چه موارد مهمی از متن اولیه حذف شده است؟

    خشونت خانگی : این عبارت که یکی از دلایل اصلی تدوین لایحه بوده جایش را به عبارات کلی مانند تاکید بر بنیان خانواده داده است

    ختنه زنان:  از موارد خشونت علیه زنان محسوب می‌شد و برایش مجازات شش ماه تا دو سال زندان درنظر گرفته شده بود

    جرایم ناموسی:  خشونت علیه زنان توسط اعضای خانواده یا طایفه و انتشار شایعه درباره قربانی و … به کلی حذف شده است

    سوء استفاده ولی و سرپرست:  اگر مردی به دلیل موقعیت برتر خانوادگی آزادی زنان یا سلامت روانی آنان را سلب می‌کرد، می‌توانست به شش ماه تا دو سال زندان محکوم شود

    آیا این لایحه مانع خشونت علیه زنان خواهد شد؟

    این لایحه برای حمایت همه‌ جانبه و بلندمدت از زنان در مقابل خشونت تضمین کافی نمی‌دهد. البته یکی از نکات مثبت آن است که متهم را در صورتی که برای زن و فرزندانش خطرناک باشد از نزدیک شدن به محل زندگی زن منع می کند. یا همسر را موظف می‌کند که برای زن خانه جدا تهیه کند. اما مدت فاصله حداکثر سه ماه است.

    آیا لایحه می‌توانست مانع قتل “ناموسی” رومینا اشرفی، ریحانه عامری و زنان دیگر شود؟

    به گفته یک وکیل مدافع حقوق زنان ( قتل ناموسی جوازی است که قانوگذار به پدر داده است. پدری که ناموس برای او مهم‌تر از جان فرزند است.) بر اساس قانون مجازات اسلامی در صورتی که قاضی صلاح بداند ممکن است پدر قاتل را به سه تا 10 سال زندان محکوم کند. لایحه تامین امنیت زنان دو سال دیگر بر حداقل مجازات اضافه کرده و آن را پنج تا 10 سال زندان تعیین کرده است. اما در نهایت قاضی می‌تواند تصمیم بگیرد که اصلا پدر را مجازات نکند.

    اگر رومینا به پلیس پناه می‌برد، لایحه تصویب شده او را نجات می‌داد؟

    بر اساس این لایحه نیروی انتظامی موظف است در مدت سه ماه در کلانتر‌ی‌ها “واحد تامین امنیت بانوان” تشکیل بدهد. حتی اگر این واحد در روستای رومینا اشرفی در کلانتری تالش تشکیل شده بود، و نیروهای پلیس آموزش کافی دیده بودند، بر اساس ماده 66 این لایحه، رومینا می‌توانست از پدرش شکایت کند. اما “پرونده ابتدا برای صلح و سازش به شورای حل اختلاف محل فرستاده می‌شد و در صورت عدم سازش، یک ماه بعد به دادگاه می‌رفت.” و تا آن موقع احتمالا اتفاقی که نباید، افتاده بود.

    قانون گذاران در متن فعلی هم که قرار است از زنان در برابر خشونت حمایت کند، تاکیدشان بر “حفظ بنیان خانواده” و حل و فصل اختلافات خانوادگی خارج از دادگاه است. البته اگر مرد اراده این کار را داشته باشد.

    این هفته | inhaftemag.com

  • یک دنیا پشیمانی فقط به خاطر یک لجبازی ساده

    یک دنیا پشیمانی فقط به خاطر یک لجبازی ساده

    محمد امامی : فرار از خانه، شاید با یک تصمیم اشتباه یا یک لج بازی ساده شروع می شود؛ اما یک دنیا پشیمانی و حسرت را در دل دخترهای نوجوان و جوانی می گذارد که فرار را بر قرار ترجیح می دهند و به امید دست یافتن به نداشته های شان، به همه ی داشته های شان پشت پا زده و قید خانه و خانواده را می زنند تا شب ها را زیر آسمان شهر به صبح برسانند، فارغ از آن که در هر کوچه و خیابان شهر، خطری آن ها را تهدید می کند. از نگاه کارشناسان، پدیده ی فرار دختران از خانه، نه تنها خود یک آسیب است، بلکه موجب بروز آسیب ها و چالش های دیگری نیز در جامعه می شود.

    دختران و پسران برای فرار از خانه دلایلی لازم دارند. پسران تا پانزده سالگی، اگر بدون اطلاع و هماهنگی والدین از خانه خارج شوند، فراری اند و بعد از این سن، دیگر پسر فراری نیستند. در مورد دختران مسئله متفاوت است و هر زمان که دختری بدون اطلاع والدینش، برای مدت طولانی از منزل خارج شود، دخترفراری است. دلایل فرار دختران، با توجه به تحقیق ها و شواهد، عبارت اند از: زندگی با نامادری یا ناپدری، مشکل های رفتاری در خانواده های تک والد، بروز مسائل عاطفی و وابستگی های فکری به جنس مخالف و فریب خوردن از ناحیه ی آن ها با وعده ی ازدواج و گریز از خانه برای رسیدن به اهداف گفته شده و تنبیه های بدنی یا تهدیدهایی که انجام می شود.

    آن چه در بین دختران فراری مشهود است، این است که بیش تر در خانواده های پرجمعیت، والدین دچار اعتیاد و خانواده هایی که سرنوشت آن ها به طلاق منتهی شده است، زندگی کرده اند. به طور قطعی نمی توان گفت دختران فراری، از خانواده های کم درآمد یا فقیر هستند. کم رنگ بودن ارزش های اخلاقی در خانواده، ضعف پدر و مادر در انتقال مهارت های زندگی، آموزش های مدیریت رفتاری و عدم توجه به نیازهای روحی و عاطفی دختران در دوران بلوغ و قبل از آن، باعث می شود ِ دختران فراری از خانواده های با وضعیت مالی مناسب هم باشند. در خانواده هایی که نظارت بر رفتار نوجوانان پایین و قواعد و انتظارها سخت یا نامشخص است، فرار دختران بیش تر است. ضعف آموزش مهارت های زندگی و مدیریت کنترل رفتار در ِ آموزش و پروش، در کنار بی مسئولیتی والدین در برابر فرزندان، یکی دیگراز دلایل فرهنگی و اجتماعی فرار دختران است که باید سیاست گذاری هایی انجام شود. در واقع، نقش مدارس با توجه به این که این افراد پاره ای از وقت خود را در آن جا به دور از خانواده می گذرانند، می تواند در کاهش تصمیم به فرار دختران اثرگذار باشد.
    خلاصه کلام اینکه به نظر می رسد، ایجاد محیط امن و سالم از لحاظ عاطفي و جسماني، گوش دادن به صحبتهاي فرزندان، فراهم آوردن فرصتهاي مناسب براي فرزندان جهت یادگیري، تصمیم گیري هاي مثبت و سازنده، حمایت فرزندان در زمان احساس تنهایي، پرهیز از انتقاد بیش از حد و تمسخر و تنبیه، تشویق فرزند در کسب موفقیت و صداقت در گفت وگو با فرزند از راهکارهاي پیش روي خانواده ها براي جلوگیري از فرار دختران است.
    داشتن یک هدف مشخص در زندگي و پایبندي به سنتها و ارزشهاي دیني و اجتماعي مي تواند در بالا بردن درک و فهم نوجوانان در تحمل و یا تغییر شرایط نامطلوب به شیوه درست راهگشا باشد، بطوري که آنان دیگر فرار را به عنوان بهترین و ساده ترین راه انتخاب نکرده و پیش از هر تصمیمي عواقب شوم این اقدام را در نظر بگیرند.
    هرچند طی سال های اخیر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از این آسیب اجتماعی، مراکز مداخله در بحران های اجتماعی زیر نظر سازمان بهزیستی در شهرهای بزرگ ایجاد شده است، که به امر ساماندهی دختران فراری می پردازند اما تاکنون در رابطه با عملکرد این مراکز، پژوهشی علمی صورت نگرفته است. بنابراین مسئولان امر باید پدیده خانه گریزی دختران را یک آسیب جدی قلمداد کرده و در جهت کاهش آن اقدامات اساسی انجام دهند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • آنهایی که در آغوش خیابان جا گرفته اند

    آنهایی که در آغوش خیابان جا گرفته اند

    دریا قدرتی پور : زندگي دريک سلول، با چندين زن که سنشان از 13 سال، به پنجاه و چند سالگي مي رسد.

    خانه ای که نه نامش را کسي مي داند و نه شناسنامه دارد. حتي عابرانی که ساليان سال است از اين کوچه مي گذرند هم نمي دانند که حدود 40 -50 زن اينجا در پشت درهای قفل اتاق های سفيد محصور شده اند.

    اينجا براي ناديا ، مريم، نرگس، سهيلا و خيلي هاي ديگر مثل زندان است. چشم ها از پشت کرکره سبز و قديمي نگاهت مي کنند و اتاق انگار دل مي زند.

    بعد از ورودت به مرکز، همه درها پشت سرت قفل مي شود تا وارد سلول بزرگي شوي که زن ها را در خود مهار کرده است .

    تمام اتاق انگار پر مي شود از سکوت ناگهاني زناني که خيلي وقت است فراموش شده اند. آدم هايي که از خط قرمزها عبور کرده اند تا پشت پلک زندگي پنهان شوند.

    خيلي هايشان از وقتي که از خانه گريخته اند، زندگيشان تاريک شده. دختران جواني که حالا بيش از سن سجلي شان تجربه دارند.

    اولين قرباني، با حرکت سريع دست مددکار به داخل هدايت مي شود، مونا، بچه پايين شهر. سنش را که مي گويد. تمام تنت خالي مي شود از هر خيالي در رابطه با سن و سال يک دختر 13 ساله که تنها يک دهه از زندگيش را گذرانده، ولي به اندازه يک زن 30 ساله تجربه دارد.

    خيلي بي قيد از چوب حراجي حرف مي زند که چند سال زندگيش را به تاراج برده؛ 11 ساله بوده که اولين طعم تجاوز را چشيده و بعد از آن در آغوش خيابان جا گرفته است.

    بدون اينکه سکوت کند، مثل يک راديو که روشنش کرده باشي شروع مي کند. نه خلاصه و نه مختصر، بلکه با جزييات. از سه تجربه سقط جنينش مي گويد و خاطره نوزاداني که هر کدامشان مثل وصله تلخي به زندگيش چسبيده اند.

    چرا خيابان را انتخاب کردی؟

    کتکم مي زدند. عموها از کوچيک تره تا بزرگه . فقط کافي بود توي کوچه منو ببينن، به باد کتک مي گرفتنم. خسته شده بودم. دل به دريا زدم، رفتم سي و سه پل. اونجا با يه پسر مکانيک آشنا شدم. خوشگل بود. شلوار شيش جيب پوشيده بود. عاشقش شدم. ميگن عشق در يک نگاه. (مي خندد، ولي خنده اش را از نگاه مددکار مي دزدد)

    خب بعدش چي شد؟

    هيچي . گفت باهات ازدواج مي کنم. رفتيم تو کارگاهشون. سياه و کثيف بود. اولين بار بود که مشروب مي خوردم، بهم گفت بخور، تلخ بود با آب ميوه مخلوطش کرد و گفت بخور.
    بعدش انگار بيهوش شده بودم، بيدار که شدم انگار همه جا خون پاشيده باشن، بدبخت شدم، هر روز طعم خون رو تو دهنم حس مي کردم. آزارم مي داد، هر بار با مخالفت من دهنمو با مشت و لگد خرد مي کرد».
    از همان موقع بوده که زخم آسيب نگذاشته او به خانه برگردد:« شدم بچه خيابون. اگه برمي گشتم عموها مي کشتنم. اونجام مي موندم پسر مکانيکه ترتيبم رو مي داد، ترسيدم. حدود چهار ماهي شد اونجا بودم. فرقي نمي کرد هر بار دوستاش مهمونش بودن. خسته شدم، يه بار تونستم فرار کنم، آش و لاش بودم و گرسنه؛ اولين سقط جنينم همون سال بود. دردش هنوز تو جونمه ، بعدش دستگيرشدم و منو برگردوندن پيش مامانم. اما عموها اين بار زندانيم کردن. صبحونه و ناهار و شامم شده بود کتک. بازم فرار کردم. دومين سقط جنينم شايد دو سال بعدش بود و سومي هم همين چند وقت پيش».

    همينطور که حرف مي زند، غربتِ جای خالی چند دندان، توي دهانش، خودش را نشان مي دهد. حتي تخيلت هم اجازه نمی دهد که از او يک دختر ساده در ذهنت بسازی. همخوابگی با آدم های پولدار تا بودن در توالت های کثيف و بدبو و هم آغوشي در خيابان از يک دختر 15 ساله ، زنی چندين ساله ساخته که بدون شرمساری از کاری که کرده دوست دارد باز هم به خيابان پناه ببرد.

    با هر کلمه ای که از دهانش بيرون می غلتد، انگار اتاق تنگ تر می شود، احساس خفگي داری از ترسي که ديگر براي امثال او وجود ندارد . مددکار با حرکت چشم به دختر نشان مي دهد که کافي است و او را با همان اشاره نامرئی به بيرون هدايت می کند، انگار نمی خواهد بيشتر از اين ابرهای سياه آسيب های اجتماعی کنار بروند.

    نفر بعدی نرگس است. با قدم هاي سنگين و کشيده وارد مي شود، توي سفيدي چادر، لرزه های محسوسی است از دختر 16 ساله ای که يکسال پيش از خانه فرار کرده است .

    يک جفت چشم تيله ای ميشی به تو خيره مي شود، از وقتي که از ترس دست درازی ناپدری در آغوش خيابان پناه گرفته تا حالا که پشت اين ديوارهای سفيد منزل گرفته، يک بار مجبور به سقط جنين شده. حاصل يک عشق ساده کودکانه، بچه ای بوده که هنوز به سلول های ذهنش وصله شده و نمی گذارد يادش برود که عشق مادري يعني چه.
    کم حرف مي زند و کلمات به سختی از دهانش بيرون مي پرد:« روي يک تشک کثيف و چرک بچه ام سقط شد. سخت بود. داشتم مي مُردم. اولين باري بود که يک جنين مي ديدم. قشنگ بود و عين يک گلوله سفيد و سرخ به من نگاه مي کرد، همانجا بود که عاشقش شدم». اشک ميهمان سکوت سيال اتاق مي شود. به شکم برآمده ديوار خيره مي شود؛ بغضش را فرو می خورد و ادامه مي دهد: از همه شان بدم مي آيد. از کسانی که بچه ام را کشتن».

    آنهایی که در آغوش خیابان جا گرفته اند
    آنهایی که در آغوش خیابان جا گرفته اند

    مددکار با اکراه مي گويد: خب حالا اشک تمساح نريز. شما رو چه به محبت و عشق؛«تُف»؛کلمه آخري را غليظ تر ادا می کند و دخترک را به سکوتی سنگين وامی دارد.

    پای خاطرات که وسط می آيد، هق هق کوتاهی تمام سکوت اتاق را می بلعد. با بُغض ادامه مي دهد: اينجا هيچ چيز نيست. از صبح تا شب بيکاريم. تا يکسال پيش درس مي خوندم. اينجا هيچ کاری نداريم. حوصله همه سر رفته.

    مددکار وسط حرفش می پرد ؛ کی گفته اينجا هيچ کاری نداری؟ ما اينجا قالی بافی داريم. دل به کار نمي دين.

    زندگي در آسايشگاه زنان ويژه، کُند مي گذرد. بين شکاف خانه تا خيابان، تجربه اين زنان چند برابر شده است .

    براي ثريا، اما شيرينی اولين مبلغی که گرفته باعث شده که تن به خيلی چيزها بدهد. با اولين مبلغي که به دستش رسيده، مانتو خريده و بعد تبديل شده به زنی که يادگرفته برای هم خوابگی هايش مي تواند پول بيشتري بگيرد. بعد از آن با قارچ و شيشه و گُل آشنا شده و زندگيش حل شده درلغزش هاي جورواجور.

    مينا اما تلخ و گزنده نگاهت می کند. طعم خيابان برای او زهری است که هر بار نوشيده . نگاهش را تکيه می دهد به نقطه ای مبهم. سلام نصفه و نيمه ای از زبانش سُر می خورد و با کمی شرم صحبت می کند و مثل بقيه جزييات را نمی گويد. واضح است که برخلاف بقيه از اين کار چندان راضی نيست.

    تيک تيک ساعت روی ديوار سکوت را می شکند. چشم های پشت شيشه يک آن رهايت نمی کنند؛ وقتي مددکار متوجه می شود، فقط کافی است يک تشر بيايد تا چشم ها پراکنده شوند.

    زهرا نفر بعدي است، از زوروَرم تجربه انواع مواد مخدر چشم هاي قهوه ای زن 46 ساله ريزتر شده و پُف کرده است. خط خطي هاي چهره اش ردپای ساليان بيشتر از سنش را نشان می دهد .سنش به 60 ساله ها تنه می زند. براي او با سه بچه قد و نيم قد، تحمل اينجا سخت است. هر کدام از بچه ها به خاله و عمه و مادربزرگ سپرده شده اند و سرنوشت هيچکدامشان برای زهرا مشخص نيست.

    وقتی اعتياد شوهرش، دامن او را گرفته به زندگی بچه هايش هم آتش زده و بعد از مرگ شوهرش به جاي زن خانه ، زن خيابان شده است. با صورت سنگی به تو زل می زند و از روزهايی می گويد که به خاطر سير کردن شکم بچه هايش تنش را مي فروخته و خشونت های متنوعی را در اين مسير تجربه کرده است. چشم های مددکار زن را به سکوت وادار می کند. نمی خواهد پوست تابوها بيشتر از اين کنده شود، تابوهايی که از تعداد اين زنان حرف نمی زنند و زخم های کهنه ای هستند که نه رسمی و نه تاييد شده اند، اما حقايق از آماری مي گويد که به طور ميانگين سن روسپی گری در ايران را کاهش داده و از سن 20 تا 30 سالگي به زير 18 سالگي رسيده است . زنانی که جوان شده اند و گاه کودک هم شده اند. دخترانی که تصوير زندگيشان زير بار آسيب ها خط می خورد و پايان جنگيدنشان می شود سلول محصوری که قرار است، آنها را به زندگی برگرداند. زناني که گويی در جبرهندسه زندگي ته نشين شده اند …

    این هفته | inhaftemag.com

  • متهمانی که مجرم نیستند

    متهمانی که مجرم نیستند

    زهره والی پور :
    مسئله زنان خیابانی یکی از آسیب های مهم اجتماعی جامعه می باشد که کمتر در مورد آن صحبت می شود. اما آنچه مهم است، این است که به عنوان یک درد اجتماعی باید به دنبال درمان آن بود.
    متاسفانه پدیده زنان خیابانی درهمه جوامع بوده و در جامعه ما نیز این پدیده در حال گسترش است. مطالعات نشان می دهد که سن فحشا به 10سال کاهش یافته و دختران جوان که به تازگی وارد این کار شده اند بیشترین تعداد آنها را تشکیل می دهند.
    پدیده زنان خیابانی زاییده فرار دختران و زنان از خانواده است و عمده ترین عامل فرار زنان و دختران به نابسامانی های زندگی و خانوادگی باز می گردد و این نابسامانی فقط نابسامانی اقتصادی نیست. به نظر می رسد مهمترین عواملی که باعث بوجود آمدن این پدیده است، فقر و ناتوانی زنان در تامین مایحتاج اولیه زندگی شان ، طلاق ، خشونت و نابسامانی های خانوادگی، ازدواج اجباری و تنوع طلبی مردان، بی سوادی و نا آگاهی و اعتیاد است همچنین خلاء های عاطفی و روانی ، پایین بودن سطح آگاهی ، عدم رشد شخصیتی واختلالات شخصیتی می باشند.
    بحث زنان خیابانی منحصر به زمان و مکان خاصی نیست. باید یادآورشد یک نهاد در کشور وجود ندارد که به صورت اصولی به بررسی مشکلات زنان خیابانی بپردازد. در نتیجه هیچ آمار قابل استنادی برای حل این مشکل نیز وجود ندارد. ، همین موضوع باعث طرح آمارهای غیر واقعی و مبالغه آمیز توسط برخی کارشناسان می شود. از این رو به دلیل نبود آمار دقیق ،بیشتر طرح های ارائه شده از سوی سازمان بهزیستی نیز درباره ساماندهی زنان خیابانی به دلیل عدم پذیرش جامعه و مسئولان با شکست رو به رو شده است و در این رابطه تنها فرهنگ سازی است که می تواند کمک کننده باشد.
    این جمله معروف که زن خیابانی در خیابان نمی ماند، مصداق این مساله است. در واقع باید مردی به عنوان متقاضی باشد تا زنان در این مورد چیزی برای عرضه داشته باشند. بنابراین مردان نیز در این امر مقصر هستند. خود فروشی یک نوع آزار جنسی است و هیچ زنی راضی نیست فاحشه شود اما به دلیل نیاز و تامین مایحتاج خود به این کار روی می آورد. در بسیاری از موارد تنفروشان قربانی خشونت جسمی نیز میشوند و از سوی مشتری مورد ضرب و شتم و آزار جسمی هم قرار میگیرند و حتی به قتل میرسند.
    بین اعتیاد و تن فروشی نیز رابط های معنی دار وجود دارد. روسپیان برای تحمل افسردگی و شرایط سخت این کار اغلب به مواد مخدر و روانگردان پناه می برند. در بیشتر موارد شریک زندگی این افراد و خودشان معتاد به مواد مخدر هستند و نیاز به تامین هر روزه این مواد نیز بر فقر و نیاز مالی آنان می افزاید.
    گاهی این افراد از آسیب هایی که شرایط زندگیشان را تهدید میکند، باخبر نیستند. بنابراین پس از ورود به این چرخه، در معرض آسیب های دیگری قرار میگیرند که اعتیاد به مواد مخدر، ایدز، خشونت و تماس های حفاظت نشده جنسی از جمله این آسیب هاست. ادامه این روند به معضلی بزرگتر منتهی میشود که به آن اعتیاد جنسی گفته میشود که باید با درمان های روانشناختی مناسب به این معضل روحی و روانی پایان داد.
    زنان خیابانی همانند معتادان، مجرم نیستند بلکه بیمارند. عمده زنان خیابانی بیماران حاصل کارکردهای نامناسب اجتماعی و اقتصادی هستند؛ برای درمان این بیماری، برخوردهای دفعی صرف، حلال مشکل نیست بلکه باید به دنبال کشف علل و ریشه های این معضل و رفع آنان بود.
    در واقع رسیدگی به وضعیت این افراد و بررسی علل گرایش برخی از زنان به رها شدن از کانون خانواده نیازمند همکاری همه دستگاه های دولتی مرتبط با این مسئله است. زنان خیابانی بر این باورند که بعد از افتادن در این ورطه، قادر به خروج از این منجلاب نیستند. بنابراین بهتر است که مکانی برای ارایه مشاوره به این افراد در نظر گرفته شود تا این اشخاص تغییر باور داده و به میان جامعه برگردند. برخی از این افراد در بدو امر نمیدانند چه عواقب خطرناکی در کمین آنها است. در این مکانها باید عواقب این کار و همچنین امراض مختلفی که ممکن است به آن دچار شوند، برای این زنان تشریح گردد. باید از طرف دولت بودجهای برای این زنان در نظر گرفته شود تا فقر، آنها را به این واکنش وادار نکند.

    در زمینه حقوقی هم باید قبل از اینکه زن تبدیل به زن خیابانی شود، مورد حمایت قرار گیرد. صرفا مجازات باعث نمیشود که در آینده به سراغ جرم نرود چون پیشگیری تنها با مجازات صورت نمیگیرد. متاسفانه از نظر قانونی، قانونی که مختص این زنان باشد نداریم و آنچه مسلم است کشور نسبت به این طبقه از جامعه، نیازمند تصویب قوانین خاص و شفاف و شروع فعالیت انجمن های حمایتی تخصصی است. البته وجود قانون برای این قشر به این معنا نیست که باید از روسپیها حمایت شود.

    در پایان با توجه به این موضوع مهم که زنان خیابانی مجرم نیستند و باید با آنها به عنوان یک بیمار اجتماعی برخورد شود ،به نظر می رسد،مهمترین راهکار و پیشنهاد ات لازم در راستای حل این معضل اجتماعی مرتفع کردن مشکل بیکاری و ازدواج جوانان، توجه به خشونت هایی که درخصوص زنان و دختران درخانواده اعمال می شود، افزایش نشاط اجتماعی و برنامه های فرهنگی و تربیتی برای اوقات فراغت افراد بویژه دختران و زنان، برگزاری کلاس های آموزشی مناسب و مطلوب برای دختران جهت ارائه آگاهی های لازم در پیشگیری از این آسیب های اجتماعی موثر می باشد.

    این هفته | inhaftemag.com

  • سینمای ایران ناتوان در برخورد با قتل های نرسالاری

    سینمای ایران ناتوان در برخورد با قتل های نرسالاری

    محمد بندرعباسی:

    اینکه مردی زنی را بکشد که اتفاقا با اونسبت نسبی یا سببی دارد قبل از هر قضاوتی یک گمانه را در اذهان دور و نزدیک، آشنا و غریبه یا حتی دوست و دشمن متبادر می سازد؛ «قتل ناموسی» یا به قول «کامبیزنوروزی» حقوقدان، «قتل های شرافتی.» پدیده ای شوم که بیش از هر کاستی ناشی از فقر فرهنگی و کم خردی ناشی از مردسالاری یا به قول دکتر «احمد پدرام» نر سالاری است. در واقع این طور می شود گفت که قتلهای ناموسی یا شرافتی که بهارمان را زمستان کرد ، حکایت از وجود لایه های بسیار تیره و تاریک در حیات اجتماعی ایران دارد که افزون بر دردناک و هراسناک بودن مضاعف این قتل ها (قتل یک عضو خانواده به دست عضوی دیگرکه غالبا عناصر اناث توسط عناصر ذکور آن هم با میلگرد و تبر و داس و تفنگ به قتل می رسد) پیامدهای آنها مثل فروپاشی خانواده ها، داغهایی را برای خانواده و جامعه ابدی میسازند و در این قبیل خانواده ها که بستر چنین جرایمی هستند مرد ناچار است برای اعاده حیثیت از دست رفته یا لکه دار شده خانواده ( از سوی یکی از زنان خانواده) او را بکشد. در این بین – واژه نامبارک «غیرت» روی والد شوم خود که کلمه تعصب است می آید تا هر
    فعلی با هر اسلحه ای را بدیهی سازد
    تراژدی شوم و تلخی که «محمد آقا زاده» منتقد و مدرس سینما در ماهنامه دنیای تصویر و در نقد محتوایی فیلم سینمایی قیصر به آن تاخت؛ …«این چه فعلی است که باید تجاوزی انجام شود، قتل یا قتل هایی صورت بگیرد تا مرد یا مردانی غیرتمند جلوه کنند.»… به قول مصطفی داننده روزنامه نگار و فعال اجتماعی …« غیرت مساوی با خشونت نیست. لطفا جهل را غیرت تعریف نکنیم. همسری که سر زنش را کنار رودخانه میبرد، پدری که با داس دخترش را به قتل میرساند و یا پدری که به خاطر دیر آمدن دخترش او را به کام مرگ میکشاند را غیرتمند ننامیم. نگوییم مرد است و غیرتاش! به خدا که نام این رفتار غیرت نیست.
    اشتباه فهمیده ایم. اشتباه به ما منتقل کرده اند. برخی مردها به خاطر غیرت آبروی دیگر مردها را هم میبرند. دستهایی که به خون آلوده میشوند، دستهای یک مردغیرتی نیست. دستهای مرد غیرتمند برای در آغوش کشیدن دختر و همسرش و در حمایت از آنها باز میشود…. » این در حالی است که به دلایلی نمی دانیم در سال جاری ماجرای چند قتل ناموسی در رسانه ها بولد شد. گزارش هایی که به سرعت برق و باد در فضاهای مجازی «ترند» شد تا طرح ها و لوایح حمایتی از زنان را در ایران که یکی از حلقه های مفقوده قوانین است دوباره از زیرین ترین گزینه های زیرمیز به روی میز بیاورد ولی گویا اگر قتلی رخ ندهد و داسی به آسمان نرود کسی آن را دنبال نمی کند ، هر چند رئیس تحول خواه دستگاه قضا گفته بود « در فقره پرونده رومینا اشرفی باید عبرت آموز عمل شود.

    سلبریتی های آفلاین با خون فالوور دارند

    در این حین البته نباید از دوز بالای عنصر درام در این قبیل گزارش ها غافل شد، همان عنصری که در فضای رسانه های رسمی و غیر رسمی یا خودی و غیرخودی این سوژه ها را بسیار بیشتر از بقیه سوژه ها داغ می کند و شاید همین التهاب است که منطق را قربانی فشار افکار عمومی می کند و بعد از چند روز سوژه داغ دیگری خون «رومیناها، فاطمه ها و ریحانه ها » را می شوید و می برد. اینجاست که داغ ها بر دل ها می ماند و خون ها بر داس ها می خشکد و حمایت های قانونی به همان گزینه های زیرمیز برمی گردد. فقط آنچه می ماند اظهارنظرهای بی منطق و احساسی است که پیج ها و صفحات حاوی اخبار قتل های ناموسی را ترند می کند تا دخترکان و زنان به قتل رسیده بعد از مرگ دردناک شان در شبکه های اجتماعی سلبرتی شوند ، سلبریتی های آفلاینی که با خون خود فالوور جذب می کنند.

    سینمای ایران و قتل های ناموسی در سینمای بعد از انقلاب

    اما نکته جالب در این میان هشدارها و واکنش هایی است که سینمای ایران به این موارد نشان می دهد. یکبار با فیلمی مثل «عروس آتش» خسرو سینایی و یکبار با سینمایی «بمانی» ساخته داریوش مهرجویی. جالب اینجاست 10سال بعد از ساخت سینمایی جنجالی سینایی که اکران آن در برخی شهرهای خوزستان ممنوع شد آمارهای منتشره از خبرگزاری ایسنا خبر از قتل ناموسی 375 الی 450 زن می دادند، آماری که اعلام می کرد این عدد 20 درصد از مرگ زنان را در شهر اهواز تشکیل می دهد و تازه در شهرهای  استانی مثل کردستان این آمارها را حتی نمی توان رصد کرد!

    به عنوان مثال اردیبهشت سال 1393 هادی مصطفایی، معاون وقت مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی گفته بود که حدود 19درصد قتل ها در کشور با انگیزه ناموسی صورت میگیرد. به گفته این مقام پلیس حدود 62 درصد «مقتولان زن به دست بستگانشان» به قتل رسیده اند، که البته آمار شفاف و روشنی از توزیع جغرافیایی آن در دست نیست!
    کار سینما با این قبیل جنایت ها تمام نشد چرا که در مرور ژانر اجتماعی سینمای ایران آثاری شاخص هست که اتفاقا هربار در زمان اکران بحث برانگیز شده اند و بعضا کارشان به درگیری های سیاسی بین سیاسیون هم کشیده شده است که معروف ترین آنها «خانه پدری» کیانوش عیاری بود. البته آثاری مثل «گیس بریده» جمشید حیدری یا «مغزهای کوچک زنگ
    زده» هومن سیدی و «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» ساخته فرزاد موئتمن هم فیلمهای مطرحی در این حوزه هستند.
    این در حالی است که نسبت دادن «قتلهای ناموسی» علیرغم استمرارش در ساختار اجتماعی ایران، روی پرده سینما، بدون شناخت اجتماعی و در نظر گرفتن فرهنگ عامه و تاریخ، ارتجاعی به نظر میرسد و دایره این ارتجاع با نوعی بررسی ژورنالیستی سطحی توأم است. جواد طوسی، منتقد سینما و قاضی پیشین دادگاه های خانواده در این باره معتقد است که «اگر با نگاه واقع بینانه مرور اجمالی بر سینما داشته باشیم که فیلمها از ارزشهای مضمونی، ساختاری و اجرایی برخوردار باشند، تعداد فیلمها اندک است. البته این مسئله به بضاعت سینمای ما بازمی گردد که در یک شکل درست و بنیادین بخش خصوصی تعریف نشده تا از کارآمدی برخوردار باشد و در نگاه کلان حرفه ای سراغ مضامینی برود که بخشی مبتنی بر رئالیسم صرف اجتماعی، گونه شناسی و همچنین نگاه فرمالیسیتی باشد.» او در دفاع از اثر برجسته عیاری می گوید : «خالق اثر نگاه دغدغه مند دارد و رفتار ایجابی در این سالها مورد برخورد نامنعطف سلبی قرارگرفته است. خانه پدری جدا از قسمتی که خشونت فیزیکی عریان نمایان شده نگاه کاملا آسیب شناسانه اجتماعی تاریخی دارد.» با پذیرش این موارد لازم به ذکر است که تعداد فیلم ها در سیر تاریخی استثناست و نمی تواند در چرخه تولید قراربگیرد. در واقع مسئله متوجه سیاستگذاران و مدیران فرهنگی است؛ چرا که تداوم آزمون و خطا سعه صدر و آشتی پذیری سالم میان مدیر فرهنگی و فرهنگساز صورت نگرفته است. سینمای ما مبتنی بر سیاستگذاری دولتی است لذا باید مطالبه به حق داشته باشیم که فیلم سازانی که نگاه فرهنگی دارند جدی گرفته شوند.

    پرده آخر یا تیتراژ پایانی

    با وجود همه این دیدگاه ها برخی اعتقاد دیگری دارند و همین آثار  اندک تولید شده در این گونه را نه تنها نمی پسندند که با تولیدشان مخالف اند. این افراد نه سیاسیون اند که دنبال موج سواری رسانه ای باشند و نه دلواپسان جامعه اند. لیلا شعبانی که منتقد و مدرس سینماست معتقد است : «مدیوم پیشروی سینما قرار است انگاره های کنشگرایانه ضد عرفی و گاهی ضد شرعی را از جامعه پاک کند نه اینکه به آن نسبت دهد. سینما مدیوم بسیار مهمی است که در معرض جهانیان قرار دارد و سایر کشورهای جهان برای رفتارشناسی یک ملت، فرهنگ آنها و شناخت تاریخ به فیلمهای سینمایی تولیدشده در کشورشان مراجعه میکنند. نمایش قتلهای ناموسی در قالب اثر نمایشی تصدیق نکاتی است که در خارج از کشور به فرهنگ ایرانی نسبت میدهند که نمونه شاخص این نسبت دهی را در فیلم گذرگاه (crossing over) از وین کرامر محصول 2009 میتوان جستجو کرد یا فیلم «بکارت» از سعید خوزه که مسئله قتل های ناموسی را به شکلی به بدنه فرهنگ ایرانی، نسبت میدهند ؛ حال آن که مستقل از تغییرات سیاسی، بدنه اجتماعی ایران رشد و نموی نداشته است». از این منظر هم می توان ورود سینما به قتل های ناموسی را نقد کرد؛ ً چرا که شکل ارتجاعی قتل ناموسی در فیلم ها معمولا درپی روابط عاشقانه غیرمجاز، خیانت به همسر، زنا و از دست رفتن بکارت و نمونه های مشابه رخ میدهد که گواهی بر این نکته که زنی گناهی مرتکب شده است و مرد می تواند در عصبانیت او را بکشد!!

    سینمای

    این هفته | inhaftemag.com