بلاگ

  • ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    همین چند ماه پیش، وقتی که هنوز در تدارک نوروز و تردید های قرنطینه بودیم، اگر کسی از « اکران آنلاین » در ایران حرف می زد، سینمایی ها در ذهن شان عجایب هفتگانه را هشتگانه می پنداشتند؛ که خب البته حق هم داشتند، اما این اتفاق در کمال ناباوری افتاد.

    امروز آنقدر اکران آنلاین بدیهی شده که از ابراهیم حاتمی کیا اوجی» اش تا سیروس الوند با «آنجا همان ساعت» که ِبا «خروج بسیارمخالف این پدیده است، همه به صف شدند.

    راه دومی در کار نیست

    یکی از موافقان این شیوه نوین که اتفاقا از اقتصاد اندیشان سینماست؛ علی سرتیپی است. او مدیر شرکت پخش فیلمیران و یکی از تهیه کنندگان پر کار و تا حدود زیادی پول دار» لقب دارد که معتقد است : «من اینطور فکر می کنم اگر بخواهیم آنی و فوری با قضیه کرونا در صنعت سینما برخورد کنیم، باید قضیه اکران آنلاین فیلم ها را جدی تر بگیریم چون در حال حاضر راه دومی وجود ندارد». البته حق با اوست، اما از یاد نبریم که اکران آنلاین می تواند اوضاع سینماها را از لحاظ اقتصادی با چالش روبرو کند و سینماداران برای جذب مخاطب باید راه های نوین تری را به کار گیرند.

    من به این چالش تن می دهم ؛ ناچارم و موافق

    رامبد جوان که سمت های گوناگونی در همه قالب های نمایشی را تجربه کرده است، دومین تهیه کننده ای بود که پا در وادی اکران آنلاین گذاشت. او که به همراه محمد شایسته تهیه کننده و سرمایه گذار سینمایی «طلا» بودند در این جایگاه ایستاد و با اعلام اینکه « من به این چالش تن می دهم ؛ ناچارم و موافق» گفت : « ببینید طبیعی است با هیچ فناوری دیگری نمی شود فیلمی که برای پرده عریض تولید شده را دید و همان کیف را برد چون به اعتقاد من لذت تجربه یک اتفاق جمعی و حضور دراجتماعاتی همچون سالن سینما و لذت تماشای فیلم به همراه خانواده را نمی توان با فناوری های نوین از بین برد، اما در حال حاضر راه دیگری هست؟» جالب است بدانید که سینمایی «طلا» به کارگردانی پرویز شهبازی، فیلمی در ژانر اجتماعی است که از چهارشنبه 10 اردیبهشت به اکران در سینمای آنلاین رسید و با گذشت 48 ساعت، از مرز 50 هزار بلیت گذشت.

    رویایی که «نتفلیکس» محقق کرد

    البته با احترام به این دو دیدگاه از یاد نبریم که چالش بر سر «اکران اینترنتی» و نسبت آن با «هنر صنعت سینما» در جهان هم چندان پدیده تازه ای نیست. کم نیستند فیلمسازان بزرگ و پیشکسوت سینما از استیون اسپیلبرگ گرفته تا مارتین اسکورسیزی در هالیوودی ها تا داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی در سینمای وطنی که گاه از سر افسوس و گاه با لحنی تند و صریح بر اصالت «فیلم دیدن در تاریکی سینما» تأکید کردند تا شاید جلوی این تغییر را بگیرند، ولی این در حالی بود که قدرت فضای مجازی بهترین پشتوانه برای عبور از سنت فیلم دیدن در سالن سینما به شمار می رود.

    شاید اگر همین بزرگترها کمی به قول جوان ترها «گجتی» تر بودند، آنقدرها هم به این فرم و مدیوم اصرار نمی کردند. به یاد داشته باشیم که نتفلیکس که در آغاز یک شرکت اینترنتی «سفارش فیلم» بود، با بهره گیری از تجربه «تلویزیون های کابلی» توانست بر بستر اینترنت، فضایی را ایجاد کند که مخاطبان در هر نقطه ای از جهان بتوانند به جای سفارش فیلم و دریافت نسخه دی وی دی آن، به صورت آنلاین فیلم درخواستی خود را از طریق تلویزیون، رایانه شخصی و یا حتی تلفن همراه به تماشا بنشینند و این شاید چیزی شبیه کابوس برای فیلمسازانی بود که زمانی می گفتند «مگر می توان لذت وسترن را جز روی پرده نقره ای بزرگ درک کرد؟»، اما حکم تحقق یک رویا را برای نوجوانان و جوانان عصر اینترنت داشت!

    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران
    ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران  ترس و ترديدها از اکران آنلاين در ايران

    آقایانی کاتولیک تر از پاپ

    به قول یکی از سینما گران « برخی از دوستان سینماگر ما برای پرده سینما تقدسی قائل اند که میزان آن از کسانی که این پرده را خلق می گوییم که فلانی کاتولیک تر از پاپ ً کرده اند بیشتر است! اصطلاحا است؛ سینما یک ابزار است؛ چرا باید تقدس داشته باشد؟ این ابزار تا زمانی قابل استفاده است که پاسخگوی نیازهای ما باشد؛ اگر زمانی پاسخگوی نیازهای ما نباشد باید آن را تغییر دهیم». این بجث که مطرح شد خیلی زود محمدقاصد اشرفی، رئیس انجمن سینماداران در گفت و گویی که با یکی از خبرگزاری ها داشت خیلی محترمانه تهدید کرد: «صاحبان آثار سینمایی مجاز هستند که فیلم های خود را به هر نحوی که تمایل دارند در اختیار مخاطبان سینما قرار دهند، اما فیلمی که در در آینده ًفضای مجازی و یا شبکه نمایش خانگی ارائه شده باشد، قطعا در سینماها اکران عمومی نخواهد شد.»

    توقیفی هایی که پای کار آمدند!

    همین  4 سال پیش بود که فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا» به کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا کاهانی توقیف شد و هیچ زمان نتوانست رنگ پرده را به خود ببیند. هر چند او به این روال عادت دارد، اما کاهانی در طی این سال ها تلاش های بسیار زیادی برای اکران فیلمش کرده و همیشه به دربسته خورده است. آخرین بار هم وقتی محکم پشت این در بسته میخکوب شد که محمدحسین لطیفی از اعضای شورای پروانه نمایش آب پاکی را روی دست کاهانی ریخت و گفت: «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» امکان اصلاح ندارد و بنابراین مجوز نمایش نخواهد گرفت». با این وجود و به رغم چنین حرفی کاهانی برای اکران آنلاین این فیلم ابراز تمایل کرده است. در بخشی از صحبت های او در صفحه اینستاگرامش خطاب به مردم آمده است: «پس از چند سال انتظار، توقعی ندارم جز اینکه شما – بدون سانسور- تماشاگر فیلم باشید. وقتی می گویید فیلم را اینترنتی پخش کنم، مطمئن باشید من هم به آن فکر کردم و اگر مانعی نباشد لحظه ای درنگ نمی کنم. این اثر متعلق به شماست. شما که هر روز در حال پیشرفت فکری و اجتماعی هستید و من خجالت می کشم محصول فکری پنج سال گذشته ام را از شما دریغ کنم».

    «صد سال به این سال ها» دیگر فیلم توقیفی است که متقاضی اکران ششمین دوره جشنواره فیلم فجر آنلاین شده است این اثر در بیست و رونمایی شد، اما بعد از آن با وجود داشتن مجوز اکران فرصت اکران عمومی پیدا نکرد. اما اکنون بعد از  13 سال مرتضی شایسته تهیه کننده این اثر از برنامه ریزی برای اکران آنلاین این فیلم خبر داده است. فیلم کمدی _سیاسی «منشی مخصوص من» نیز متقاضی اکران  آنلاین شده است. (منشی مخصوص من) که 6 سال پیش ساخته شده از حضور بازیگرانی چون؛ حسام نواب صفوی، سیروس گرجستانی و ساناز سماواتی بهره گرفته است. صالح دلدم، کارگردان این فیلم درباره انگیزه هایش برای اکران آنلاین «منشی مخصوص من» به ایلنا گفته است: ((صددرصد فیلم قاچاق می شود، اما با وجود 6 سال توقیف و سنگ اندازی های بسیار برای جلوگیری از اکران، چاره ای جز اکران فیلم ندارم. در واقع به مرگ گرفته اند که به تب راضی شدم.» علاوه بر موارد که ذکر شد فیلم های «خیابان های آرام» به کارگردانی کمال تبریزی، «رستاخیر» ساخته احمدرضا درویش، «خصوصی» ساخته محمدحسین فرح بخش و «کاناپه» به کارگردانی کیانوش عیاری دیگر آثاری هستند که در چند سال اخیر توقیف شده اند و همچنان وضعیت نمایششان مشخص نیست. در این بین شاید اکران آنلاین بتواند یک فرصت طلایی باشد.

    پرده آخر : طعم شیرین حمایت و لذت «اوج» نشینی

    این موارد هر چند قرار است مروری باشد به این پدیده که احتمالا تا انتهای نیمه نخست سال یک شیوه جا افتاده خواهد شد ولی باید تاکید کرد سینمای صد در صد دولتی ما که به قول فراستی «سود در تولید است و نه اکران» همچون مولودی دارای نواقص ژنتیک است که باید تا ابد از آن حمایت شود. شاید به همین دلیل است که سازمان سینمایی به آثاری که تن به اکران آنلاین دادند 300 میلیون کمک کرد تا کمتر کمر خم کنند ولی گفت به آثار دولتی کمترین کمکی نمی کند. اما باید سوال کرد آیا چنین حمایت هایی سینماگران متمایل به بخش خصوصی را دولتی تر و به اصطلاح «اوج» نشین نمی کند؟! خودمانیم طعم فروش میلیاردی با امکان به کارگیری همه ابزارها لذیذ و شیرین است.

    محمد بندرعباسی

    این هفته | inhaftemag.com

  • 10 حقيقت مخفی سريال خانه کاغذی

    10 حقيقت مخفی سريال خانه کاغذی

    سریال Money Heist که یک درام هیجان انگیز است توانسته طرفداران بسیار زیادی را از سراسر جهان جذب خود کند.

    به گزارش گروه فضای مجازی این هفته و به نقل از 30 نما وب، خانه کاغذی با طراحی شخصیت های مناسب و همینطور پیشرفت آنها در هر قسمت، تنش و هیجان بسیار مناسبی را ایجاد کرده است که بیننده را مجذوب خود می کند. در این مطلب به سری حقایق و فکت هایی میپردازیم که ممکن است پیش از این درمورد سریال خانه کاغذی نمی دانستید، حقایقی در مورد ساخت سریال و همینطور جزئیات مخفی. اگر علاقه ی بسیار زیادی به سریال خانه کاغذی دارید پس همراه ما باشید.

    1-  نزدیک بود کنسل شود

    سریال فوق در می 2017 منتشر شد.این سریال با شروع بسیار خوبی که داشت، توجه بسیار خوبی را به خود جلب کرد و نمرات بالایی را توانست کسب کند. اما با ادامه ی سریال امتیازات شروع به افت کردند. قسمت پایانی فصل اول که قرار بود یک پایان باشکوه باشه با از دست دادن بسیاری از تماشاگران آنچنان هم باشکوه نبود. تا اینکه نتفلیکس، ناجی سریال شد و توانست با جذب تماشاگر برای این سریال،خانه کاغذی را برای فصل های سوم و چهارم هم تمدید کند.

    2- نویسندگی موازی

    بسیاری از سریال ها فیلم نامه های خود را به طور کامل می نویسند و بعد از تمام شدن نویسندگی فیلم نامه، کارهای پخش را انجام می دهند. اما در مورد سریال خانه کاغذی اینطور نیست. نویسند های سریال قصد داشتند تا با دیدن عکس و العمل بیننده ها بعد از مشاهده ی هر قسمت، روند نوشتن خود را برای قسمت های بعدی تغییر بدهند. اینکار باتوجه به ریسک بالایی که دارد به نظر میرسد برای سریال سرقت پول جواب داده است.

    3- گمشده در ترجمه

    در مراحل آغازین ساخت سریال، هنگام انتخاب اسم خانه کاغذی قصد بر این بود که نامی انگلیسی هم برای انگلیسی زبانان انتخاب شود. نام سرقت پول که اصلا هیچ ربطی هم به نام اصلی سریال ندارد، انتخاب شد. نام اصلی سریال La casa de papel که به معنی خانه ی کاغذی است در مورد سرقت پول از ضرابخانه ملی اسپانیا است به همین دلیل نام Money Heist بسیار مناسب و مرتبط به نظر میرسید. البته بسیاری از مردم همچنان فکر میکنند که سرقت پول و خانه کاغذی دو سریال جداگونه محسوب می شوند.

    4- عنوان سریال

    یکی از جنبه های ساخت سریال پیدا کردن اسمی درخور سریال است، اسمی که تلفظ راحتی داشته باشد و در ذهن باقی بماند. عوامل ساخت این سریال در ابتدا اسم سرقت پول یا Money Heist را برای این سریال در نظر نداشتند بلکه اسم Los Desahuciados به معنی رانده شده ها را انتخاب کرده بودند. از آنجایی که شخصیت های سریال از نظر اجتماعی طرد شده اند به نظر میرسید که بهترین اسم برای این سریال باشد. اما در ادامه عوامل سازنده سریال تصمیم گرفتند که اسم La casa de papel /خانه کاغذی/ یا Money Heist را برای این سریال در نظر بگیرند.

    5- تغییر مکان

    در مراحل آغازین ساخت سریال قرار بر این بود که لوکیشن مورد استفاده در سریال، ضرابخانه ملی اسپانیا باشد. اما عوامل این سریال نتوانستند مجوز های مورد نیاز را از وزارت دارایی و اقتصاد اسپانیا کسب کنند، این دلیلی شد که عوامل به دنبال لوکیشن جدیدی باشند. از آنجایی که بسیاری از لوکیشن های اسپانیا منظره ایی تاریخی دارند، کار عوامل ساخت بسیار آسان شد و توانستند که لوکیشن مورد نظر خود که شبیه ضرابخانه بود را پیدا کنند. کار ضبط در شورای تحقیقات ملی اسپانیا آغاز شد و بعد از آن، بخش عمده ی سریال در استودیو ضبط شد.

    10 حقيقت مخفی سريال خانه کاغذی
    10 حقيقت مخفی سريال خانه کاغذی  

    6- توکیو 

    معمولا بهترین ایده ها توسط کارهای ساده ایی که روزانه آنها را انجام میدهیم گرفته می شوند. در سریال خانه کاغذی همانطور که اشاره کردم تمامی شخصیت های اصلی این سریال نام مستعاری دارند که بر اساس شهر های معروف دنیا مثل توکیو نام گذاری شده اند. به نظر میرسدکه پشت اینکار فکر و منطق بسیار خوبی نهفته باشد ولی باید بگم که اینطور نیست. در واقع این فکر زمانی الکس پینا، زده شد که در هنگام کار متوجه ،به سر سازنده سریال اسم توکیو بر روی تیشرت همکارش شد. چه کسی میداند منبع الهام سازنده سریال در فصل بعد چه چیزی است؟

    7- ادای احترام مخفی

    سالوادور فلیپه ژاسینتو دالی دومنک یا به اختصار سالوادر دالی که یکی از بزرگترین نقاشان سورئالیستی معروف اسپانیا بود، جایگاه ویژه ایی در اسپانیا و همینطور دنیای هنر دارد. آثار دالی که استایل عجیب و مرموزی دارد بیشتر بر علیه نظام سرمایه داری نوین بود و توانست با خلق آثاری در این زمینه، اثر بسیار بزرگی را بر دنیای هنر و همینطور اسپانیا بگذارد.

    مردم اسپانیا به داشتن همچنین فرهنگی افتخار می کنند و دوست داشتند که نام دالی دوباره زنده شود. برای اینکار ماسک های سالوادر دالی در این سریال استفاده شده است تا یاد و خاطره ی این نقاش بزرگ اسپانیایی بار دیگر زنده شود.

    8- بروز رسانی نتفلیکس

    این سریال در ابتدا بدلیل بودجه ی کم دارای صحنه های بسیار ساده و ارزان بود اما با پیشرفت بسیار چشمگیر این سریال و جذب طرفداران بسیار نتفلیکس سریال خانه کاغذی را بروز رسانی کرد.
    netflix تصمیم گرفت که با خرج بیشتر بر روی این سریال طرفداران بسیاری را جذب کند به همین دلیل با اجاره ی جزایر اختصاصی، هلیکوپتر های گران قیمت و همینطور معابد تایلندی هیجان بیشتری را به این سریال تزریق کرد که در نتیجه میزان بازدید این سریال چند برابر شد.

    9- اسم مخفی

    یکی از جنبه های بسیار جالب در مورد سریال این است که شناخته … شخصیت ها با اسم شهر های معروفی مثل توکیو و می شوند اما در مورد “پروفسور” اینطور نیست. بهتره بدانید در واقع پروفسور هم اسمی مرتبط با یک شهر دارد، بازیگر این نقش Alvaro Morte که در نقش پروفسور بازی می کند در سریال فوق ، در کنار اسم مستعار پروفسور، با اسم Vatican city نیز شناخته می شود. بهتر است بدانید که این اسم بسیار مرتبط با شخصیت و کارکتر پروفسور است، واتیکان شهری است رمزآلود و محافظت شده و همینطور پر از دانایی به همین دلیل بسیار مناسب شخصیت پروفسور است. یکی دیگر از فکت های جالب در مورد پروفسور این است که او در اصل هیچ مشکل بینایی ندارد و تنها به خاطر شخصیت پروفسور عینک میزند که عادت به اینکار یکی از چالش های این بازیگر دراین سریال بود.

    10- طرفدارنی از میان ستاره های فوتبال

    این یک اصل است که سریال خانه کاغذی طرفداران بسیار زیادی در سراسر جهان دارد، از میان این طرفداران میتوانیم به افراد مشهوری همچون Neymar و Stephen king اشاره کنیم.

    ستاره ی فوتبال برزیلی “نیمار” بسیار علاقه داشت که در سریال مورد علاقه اش حضور داشته باشد. نیمار با تهیه کننده این سریال تماسی داشت و قرار شد که در فصل سوم این سریال حضور کوتاهی داشته باشد. در فصل سوم سریال خانه کاغذی، نیمار به عنوان یک راهب برزیلی و نه یک فرد خوشگذرون نقشی به نام Joao ایفا کرد. برای افرادی که آشنایی با نیمار دارند، تصور او به عنوان یک راهب بسیار سخت است ولی او اینکار را انجام داد و توانست نقش کم رنگی در سریال خانه کاغذی داشته باشد.

    10 حقيقت مخفی

    این هفته | inhaftemag.com

  • مسئولان با پاک کردن صورت مسئله کمکی به حل آن نمی کنند

    مسئولان با پاک کردن صورت مسئله کمکی به حل آن نمی کنند

    در رابطه با سوژه گزارش اجتماعی این هفته با موضوع کرونا پارتی که در صفحات قبلی خواندید توانستیم پای صحبت های زهره والی پور کارشناس روانشناسی و روزنامه نگار بنشینیم وی ظهور شمسی دانست و گفت: این روزها، پدیده پارتی یا میهمانی های مختلط در ایران را از اواخر دهه 60 شمسی دانست و گفت: این روزها، با توسعه اینترنت و شبکه های اجتماعی دسترسی به این پارتی ها آسان تر و بالطبع آسیب های اجتماعی آن نیز گسترده تر شده است.

    والی پور در پاســخ به چرایی اســتقبال جوانان کم سن وسال از این گونه پارتی ها می گوید:
    بی اطلاعی بیشــترخانواده ها از نیازهای روحی و روانی جوانان و نوجوانان و همچنین عدم پاســخگویی به این نیازها ،نبود روابط صمیمی و دوســتی بین آنها و دیگر اعضای خانواده از عوامل بســیار مهمی اســت که باعث میشود جوانان نیازهای خودشان را دربیرون از جمع خانواده و دربین دوســتان و همســالان خود و گاها در پارتی ها بیابند.به این امید که لحظاتی شــاد و هیجان انگیز را تجربه کنند که شــاید باعث تخلیه روانی و دوری از مشــکلات آنان شود. این درحالیست که تشــدید اختلاف ســنت و مدرنیسم و تمایل جوانان به  جوانان به زندگی کردن با مد روز موجب شده روابط نامتعارفی در حوزه تعاملات اجتماعی جوانان در این گونه پارتی ها مشــاهده شــود.

    این روزنامه نگار اجتماعی در ادامه توضیحاتش می گوید: پارتیهای شبانه که اغلب در اواخر هفته و در مناطق دورافتاده شهرها برگزار می شود، دغدغه برخی جوانان ایرانی شده و حتی آنهایی که تمایلی به حضور در این گونه جشنها را ندارند، آماده اند که برای یک بار آن را امتحان کنند. یکی دیگر از دلایل شرکت درپارتی ها را می توان ناشی از عقده های فرو خورده و نیازهای سرکوب شده جوانان دانست. مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر و روان گردان، دنیای خیالی جذابی برای جوانان ایجاد می کند که در آن خبری از هنجارهای دست و پاگیر عرفی و مشکلات معیشتی و غیره وجود ندارد!

    مسئولان با پاک کردن صورت مسئله کمکی به حل آن نمی کنند

    مسئولان با پاک کردن صورت مسئله کمکی به حل آن نمی کنند
    مسئولان با پاک کردن صورت مسئله کمکی به حل آن نمی کنند

    والی پور در جواب اینکه چه کسی مقصر است می گوید: معمولاشرکت کنندگان این مجالس بیشتر از خانواد های بسیار مرفه و یا خیلی فقیر هستند، اما نمی توان همه مشکل را  در خانواده ها دانست و والدین را مسؤول اصلی آن، جامعه نیز در مورد چنین مسایلی مسؤولیت دارد،  در همه دنیا چنین مسایلی وجود دارد اما دولت و آموزش و پرورش با آموزش مهارتهای زندگی، نوجوانان و جوانان را نسبت به خطراتی که شرکت در مجالس غیرمتعارف دارد، هشیار می کند،  در حالی که در کشــور ما آموزش و پرورش همواره در مقابل آگاه ســازی نوجوانان به این مسایل مقاومت نشان  داده اســت و به نوعی با پاک کردن صورت مســئله حتی منکر وجود این پدیده می شود.

    نقش والدین و سایر اعضای خانواده اعم از برادران و خواهران بزرگتر در تربیت فرزندان و شکل گیری شخصیت آنها نیز مهم و اساسی است و از آن جا که شخصیت هر انسانی از کودکی در خانواده شکل می گیرد، از این رو والدین در تربیت فرزندان خود مسؤولیت سنگین و مهمی بر دوش دارند.

    این روزنامه نگار حوزه اجتماعی به روز بودن اطلاعات خانواد ها از نیازهای جوانان را درجهت شناخت ابعاد شخصیتی و غرایض آنها را کمک بزرگی در جهت رواج ارزش های مطلوب به عنوان عاملی باز دارنده از تمایل به ناهنجاری در میان جوانان می داند و می گوید: اما نکته کلیدی آن است عاملی باز دارنده از تمایل به ناهنجاری در میان جوانان می داند و می گوید: اما نکته کلیدی آن است که در حال حاضر به خاطر قبح موضوع از آموزش و اطلاع رسانی دقیق در این گونه موارد اجتناب می شود.

    زهره والی پور در پایان صحبت هایش با ما گفت: باور همگان بر این است که اگر روند آموزش مثبت باشد فرهنگ عمومی را هم تحت تاثیر خود قرار می دهد و ایجاد ارتباطهای ناسالم به اشکال گوناگون کاهش می یابد و در پی آن آسیبهای حاصل از آن نیز کمتر دیده می شود،  حال آن که امروز نه از این آموزش به صورت آکادمیک خبری هست، نه از بهبود وضع فرهنگ عمومی . به نظر می رسد به قول شاعر باید گفت: چشم ها را باید شست …

    این هفته | inhaftemag.com

  • جشن دلتنگی

    جشن دلتنگی

    کرونا پارتی فاجعه این روزها

    دریــا قدرتــی پور: حومه شــهر، حاشــیه هایی کــه میزبان باغ های پنهان شــده اند تــا در روزهایی که هنوز کرونا با ما دســت و پنجــه نــرم مــی کند، جشــن کرونا پارتی برگزار شــود. بیشــتر خانواده ها خبر ندارند که جوان هایشــان در ایــن پارتی های شــبانه شــرکت مــی کننــد. جــوان هایی که تفریــح را به فاجعــه تبدیل می کنند. ورودی ها اما یکســان نیســت. ورود ی های این روزهــای پارتــی ها، بســته به پک هایی اســت که برای جلوگیری از کرونا تهیه شــده اســت .

    گران تر ینشان بین 700 تا 800 هزار تومان و ارزان ترینشان 250 تا 300 هزار تومان ورودی دارد. پارتی های شبانه محلــی هســتند برای انجــام کارهایی که قانون اجــازه نمی دهد.»

    افزایش پارتی های شــبانه در باغ های اطراف کلان شــهرها این روزها زنگ خطری اســت که به صدا در آمده اســت. بررســی ها ایــن موضــوع را بــه خوبی بیــان می کند که بســیاری از جوانانی که در ایــن مهمانی ها شــرکت می کنند، فرار از مشــکلات هــا دَمــی شــاد بــودن را بهتریــن دلیل برای حضور در این جشــن هــا عنوان می کنند وبرای خنده و ســرگرمی دور هــم جمع مــی شــوند. ولی ســاعات پایانی این جشــن ها همه گوشــه ای نشســته و از حال رفته اند.

    حضــور دختــران و پســران جــوان که با نهایت تأســف بایــد نوجوانان را هم به آنهــا اضافه کرد؛ در این باغهــا آنان را به مرز بــی قیــد و بنــدی می کشــاند، به طوری کــه دیگر گویا خبــری از کرونا در این میهمانی های شــبانه نیســت.

    بســیاری از جوانــان بــرای ماجراجویی هم که شــده ســعی می کنند این جشــن هــا را تجربه کننــد؛ در غفلت مســئولان فرهنگی کــه همیشــه خــوب حــرف مــی زنند و تیترهــای خوبی می گوینــد، جوانان با حضور در این جشــن های پر تجمــل هر از چند کــه همیشــه خــوب حــرف مــی زنند و تیترهــای خوبی می گوینــد، جوانان با حضور در این جشــن های پر تجمــل هر از چند گاهــی در صــدر قربانــی هایی قرار مــی گیرند که این روزها آمارشــان در ابتلا به کرونا افزایش یافته اســت.در این میان مســئولان نیــروی انتظامــی اعتقــاد دارند کــه اینگونه پارتی ها حداقــل در اصفهان وجود ندارد. به گفته ســرهنگ درســتکار اگر موردی ببینیم حتما هشدارهای لازم داده می شود. اما این پارتی ها زیر پوست شهر مخفیانه و پنهانی وجود دارد، پنهان از دیدها و پنهان از قانون. میهمانی هایی که این روزها تنها با تب گرفتن ساده افراد را مجاب می کند که به کرونا مبتلا نمی شوند.

    جشن دلتنگی
    جشن دلتنگی

    ورود به میهمانی هم ساده است، با واریز مبلغی پول فرد به منازلی شخصی می رود و تست کرونا می دهد و بعد از دو یا سه روز می تواند به میهمانان بپیوندد.

    حالا شهر بزرگ و کوچک نمی شناسد؛ در اکثر شهرها، در طول هفته خانه هایی هستند که میزبان مهمانی های ممنوعه هستند که قرنطینه و فاصله های اجتماعی را به سخره گرفته اند و این میهمانی ها تفریح گاه خوبی شده برای جوان هایی که بعد از یکی دو ماه در خانه ماندن حالا این ممنوعه ها برایشان جذاب است و یادشان رفته که کرونا از رگ گردنشان هم به آنها نزدیکتر است.

    به گفته فروزان ایراندوست، روان شناس دلایل مختلفی برای اینکه برخی از مردم کرونا را جدی نمی گیرند و همچنان به گشت و گذار در شهر می پردازند، وجود دارد:«از دلایل روان شناختی این موضوع یعنی کم توجهی بخشی از جامعه به هشدارها و توصیه های مرتبط با کرونا مبتلا شدن آنها به بی حسی عاطفی و دور شدن از فرهنگ جمعی است و همین موضوع سبب شده که تا احساس مسئولیت این عده در قبال دیگران کم رنگ شود».

    وی می افزاید: از دیدگاه روان شناسی اجتماعی، مفهومی به نام اثر تماشاگر داریم، به این معنی که مردم مسئولیت رعایت و شرایط کرونا را به دیگران محول می کنند، در واقع داستان این است که هر چه جمعی بزرگتر باشد، از بار روانی و هزینه کمک کردن کم می شود و تک تک افراد مقتضی بودن کمک کردن خودشان را از رفتار بقیه گروه استنباط می کنند.

    به گفته ایراندوست، در جمع های بزرگ عدم مداخله هر فرد به دیگران این علامت را می دهد که احتمال اینکه او مداخله مناسب داشته باشد کم است و نکته دیگر این است که آیا افکار عمومی در رابطه با بیماری کرونا اقناع شده است یا خیر؟

    وی ادامه می دهد: در این زمینه اگر باید فاصله گذاری فیزیکی و اجتماعی را انجام شود، لازم است که اقناع سازی کافی از طرف منابع و مراجع رسمی برای رعایت اهمیت و دلیل انجام آن نیز اعلام شود.

    این روان شناس با اشاره به اینکه رفتار برخی از مردم نشان می دهد که این بیماری و خطرات آن را جدی نگرفته اند، تصریح می کند: یکی از دلایل این موضوع، بی توجهی و ضعف فرهنگسازان و جهت دهندگان افکار عمومی است.

    وی تبلیغات زیاد و متنوع در مورد ویروس کرونا و توصیه ها و هشدارهای مرتبط را از دیگر دلایل کم توجهی بخشی از مردم دانسته و اضافه می کند: اگر موضوعی زیاد بشود و تبلیغات از حد بگذرد، تاثیرات معکوس دارد، به ویژه اینکه در فضای مجازی تبلیغات وسیع سبب سردرگمی مردم می شود، در حالیکه ما نیازمند اطلاع رسانی به صورت واحد از طریق مسئولان و رسانه های قابل اعتماد هستیم .

    ایراندوست ادامه می دهد: وقتی نظرات متناقضی از مسئولان در مورد راه های مقابله وجود داشته باشد، مردم این موضوع را جدی نمی گیرند و روال عادی را دنبال می کنند، بنابراین ما به شدت نیازمند یک سخن واحد و وحدت کلمه از طرف تمامی گروه های مرجع اجتماعی هستیم.

    به اعتقاد این روانشناس، همانطور که می دانیم آدم های مختلف جامعه بر حسب اینکه در چه طبقه، موقعیت و گروه اجتماعی هستند، مرجع متفاوتی دارند که ممکن است، ورزشکاران، سلبریتی ها، سینماگران یا گروه های مذهبی باشند و این در حالی است که مردم از گروه های مرجعشان تبعیت می کنند، چنانچه این گروه ها فعال باشند و یک پیام واحد را به مردم بدهند، کمک بزرگی است برای مقابله با این بیماری؛ به این خاطر که به هر حال همیشه در هر جامعه ای هر چقدر هم جامعه پذیری قوی باشد، عده ای جامعه پذیر نیستند یا طبق هنجار رفتار نمی کنند و این وظیفه حاکمیت است که به نمایندگی از جامعه این افراد را هدایت کند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • پاشنه آشیل ترامپ در نظام درمانی آمریکا

    پاشنه آشیل ترامپ در نظام درمانی آمریکا

    درست در میان مناقشه ای که میان کاخ سفید و پکن بر سر منشاء پیدایش ویروس جدید کرونا شکل گرفته، نشریه نشنال جغرافی در مصاحبه ای اختصاصی با دکتر آنتونی فاوچی، از نقل این بالاترین مقام پزشکی و متخصص عفونی دولت آمریکا تیتر زده که «هیچ گواه علمی مبنی بر منشاء آزمایشگاهی ویروس کرونا وجود ندارد».

    دکتر فاوچی در این گفتگو به صراحت آب پاکی را روی دست سیاست مداران و تحلیل گرانی می ریزد که در دو هفته گذشته بارها از وجود شواهد برای نقش آزمایشگاه فوق حساس ویروس شناسی ووهان در آغاز همه گیری کرونا سخن گفته اند؛ از جمله دونالد ترامپ که هر روز با دکتر فاوچی در ستاد مقابله با کرونا کاخ سفید دیدار می کند و گاه این دو کنفرانس های خبری روزانه درباره آخرین اقدامات دولت فدرال را در کنار هم برگزار می کنند.

    او به نشنال جغرافی گفته: «اگر به نحوه تکامل این ویروس در خفاش ها توجه و همچنین به شواهد و مدارک موجود نگاه کنید، متوجه می شوید که همه چیز قویا موید این است که این ویروس در طبیعت سیر تکاملی خود را طی کرده نه این که ساخته دست بشر باشد و یا عامدانه دست کاری شده باشد.»

    او همچنین برای نظریه آلترناتیوی که می گوید ویروس جدید کرونا ساخته دست بشر نیست اما از خفاش هایی که در طبیعت زندگی می کنند به آزمایشگاه (ووهان) و از آنجا تصادفا به بیرون سرایت کرده، اعتباری قایل نیست.

    این نخستین بار نیست که از زمان بالا گرفتن شیوع ویروس کرونا در آمریکا، دکتر فاوچی در گفتگو با رسانه ها موضعی کاملا مغایر دونالد ترامپ اتخاذ می کند. شاید به همین دلیل است که دوربین ها حتی وقتی دونالد ترامپ پشت تریبون است، کادرشان را طوری تنظیم می کنند که عکس العمل ها و زبان بدن دکتر فاوچی را به هنگام پاسخ های رئیس جمهوری آمریکا از دست ندهند.

    به علت همین صراحت لهجه و اصرار دکتر فاوچی بر پشتوانه علمی داشتن برای هر نظری است که در یک ماه گذشته بارها رسانه های آمریکایی تاریخچه زندگی او را منتشر کرده اند و مواردی هم تلاش کرده اند که او و دونالد ترامپ را برابر هم قرار دهند.

    آنتونی فاوچی، فرزند یک زوج ایتالیایی تبار است که در بروکلین نیویورک داروخانه داشتند و به طور خانوادگی آن را اداره می کردند؛ به طوری که او در یکی از سخنرانی هایش برای فارغ التحصیلان دانشکده محل تحصیل خود گفته بود از وقتی که می توانسته دوچرخه سواری کند پدرش او را برای ارسال داروها به در خانه بیماران می فرستاده است.

    اما جالب ترین قسمت تاریخچه زندگی دکتر فاوچی احتمالا به روزی باز می گردد که او به عنوان دانشجوی تازه وارد رشته فلسفه یونان، ناچار بود برای تامین مخارج دانشگاه تابستان ها به عنوان کارگر ساختمانی کار کند و یک روز وقتی با همان سرو صورت خاکی در تالار دانشکده پزشکی دانشگاه کرنل ایستاده بود و محو آن شده بود نگهبان از او پرسید که اینجا چه کار داری؟ و او پاسخ داد که در حال وارسی دانشکده ایست که بنا دارد سال آینده در آن درس دکتری بخواند. نگهبان که به سر و صورت و کفش های گل اندود و قامت کوتاه آنتونی جوان خیره شده بود با لبخندی او را مسخره کرد و در حالی که راه خروج را نشانش می داد گفت: «باشه جوون! تا سال دیگه من هم کمیسر پلیس میشم.»

    آنتونی فاوچی سال بعد در همان دانشگاه تحصیل پزشکی را آغاز کرد و در سال 1966 به عنوان شاگرد ممتاز از دانشگاه کرنل فارغ التحصیل شد.

    او 36 سال است که مدیریت مرکز بیماریهای عفونی و آلرژی آمریکا را بر عهده دارد. یعنی از زمان رونالد ریگان پایش به کاخ سفید باز بوده.

    با این همه، آغاز شهرت عمومی او به زمان اپیدمی اچ آی وی/ایدز باز می گردد که ابتدا همجنس گرایان او را دشمن درجه یک خود خواندند و علیه اش تظاهرات کردند اما او با تغییر نگرش نسبت به همجنس گرایان به زودی تبدیل به قهرمان دگرباشان جنسی شد و در مبارزه با ایدز به عنوان قابل اعتمادترین مقام دولت آمریکا شناخته شد.

    آنتونی فاوچی در چهار دهه گذشته مدیریت بحران های متعددی چون ایدز، آنفلوآنزای مرغی، سارس، مرس، آنفلوآنزای خوکی و در این اواخر زیکا و ابولا را برعهده داشته و شاید همین سابقه طولانی در کنار تجربه کار کردن با 5 رئیس جمهور مختلف به او اعتماد بنفسی داده که با اتکاء به آن «قاطی بازی سیاست مداران نمی شود».

    این هفته | inhaftemag.com

  • دکتر آمریکا علیه واکسن کووید 19

    دکتر آمریکا علیه واکسن کووید 19

    امیر پیام: چرا آنتونی فاوچی، رئیس مرکز کنترل بیماری های عفونی و آلرژی ایالات متحده که این روزها «دکتر آمریکا» لقب گرفته بدون واهمه با اظهارات رئیس خود، دونالد ترامپ، بر سر کرونا مخالفت می کند؟ و در حالی که همه منتظر آماده شدن واکسن کووید 19 هستند چرا مخالفان واکسیناسیون از اکنون داد مخالفت علیه واکسن کرونا سر داده اند؟
    در چند هفته گذشته که تجمع های اعتراضی در چندین ایالت آمریکا علیه محدودیت های کرونا برگزار شده، حضور دو گروه در میان معترضان عادی بیشتر به چشم می خورد؛ گروه های راست افراطی که بعضا مسلحانه به این تجمع ها می آیند و گروه های مخالف واکسیناسیون.

    رهبران این گروه دوم در دو ماه گذشته و از زمان آغاز قرنطینه های کرونا در آمریکا دوباره تحرک بیشتری گرفته اند و آن طور که پیتر جیمیسون در گزارشش برای واشنگتن پست نوشته «آنها با استفاده از ترس و اضطرابی که این روزها حاکم شده تلاش دارند جایی در گفتمان عمومی برای خود باز کنند به ویژه این که در چند سال گذشته با پیوستن ایالات بیشتری به قوانینی که از اجباری شدن واکسیناسیون کودکان حمایت می کند، احساس ناکامی می کردند.»

    واشنگتن پست نوشته: «اگر چه حضور مخالفان واکسن در تجمعات ضدقرنطینه بیشتر به چشم می خورد اما رهبران و هماهنگ کنندگان این تجمعات، ورای شعارنویسی و پلاکارد آماده کردن، به روش هایی که کمتر تقابل جویانه است رو آورده اند و با استفاده از اضطراب معمول والدین به هنگام آغاز واکسیناسیون کودکان، تلاش دارند این تئوری را بسط دهند که اجرای قرنطینه های کرونا شاهد دیگری است بر تلاش حکومت برای دست درازی به آزادی های بهداشتی آمریکاییان.»

    پیتر جیمیسون برای نمونه به اظهارات اخیر اندرو ویکفیلد، پزشک ممنوع الکار و لغو پروانه شده بریتانیایی اشاره کرده که گفته: «ترس یکی از اصلی ترین ابزارها برای جا انداختن واکسیناسیون اجباری است و در این روزها که ویروس کرونا اپیدمی شده به طرز بی سابقه ای شاهد سوءاستفاده از ترس عمومی هستیم.»

    دکتر آمریکا علیه واکسن کووید 19
    دکتر آمریکا علیه واکسن کووید 19

    اندرو ویکفیلد که در دهه 90 در بریتانیا پزشــک بود پس از آن که معلوم شــد برای تحقیق درباره ارتباط واکسن سه گانه ســرخک، اوریون و سرخجه با اوتیسم، موازین اخلاقی پژوهشــی را رعایت نکرده و با خون گرفتن از کودکانی که به جشــن تولد فرزندش آمده بودند نتایجی فاقد پایایی و روایی را در مقاله خود در مجله لنســت گنجانده، از ســوی نظام پزشکی بریتانیا اخراج و پروانه پزشــکی او لغو شــد. مجله معتبر علمی لنست هم مقاله آقای ویکفیلد را حذف کرد.

    او کمی بعد از بریتانیا به آمریکا مهاجرت کرد و در چند سال گذشته با سخنرانی، نوشتن کتاب و تهیه فیلم در میان مخالفان واکسیناسیون به چهره ای شاخص بدل شده است. اندرو ویکفیلد مشغول تهیه یک فیلم دیگر علیه واکسیناسیون است. سخنرانی و فروش فیلم اصلی ترین منبع درآمد او عنوان شده است.

    از دیگر چهره های شاخص میان گروه های مخالف واکسن در آمریکا، رابرت اف. کندی جونیور، برادرزاده جان اف. کندی، رئیس جمهوری فقید آمریکا است که معمولا در تجمع های بزرگ مخالفان واکسیناسیون حاضر می شود و اجباری بودن تزریق واکسن را ناقض آزادی های مدنی آمریکا می داند.

    واشنگتن پست در گزارش خود به سمینار آنلاینی که تحت عنوان «اجلاس آزادی سلامت» برگزار شد و هر دو چهره، یعنی رابرت اف. کندی جونیور و اندرو ویکفیلد در آن سخنرانی کردند اشاره کرده و نوشته؛ در حالی که دسترسی محدود برای همگان رایگان بود حدود 30 هزار نفر در آن شرکت کردند، کسانی که می خواستند حضور کامل در این سمینار داشته باشند باید 69 دلار می پرداختند.

    النا نیومن، کسی که مجری و میزبان این رویداد آنلاین بود در مصاحبه ای گفته او این سمینار را با کمک یکی از دوستانش و با هزینه شخصی اش راه اندازی کرده بود چرا که «نگران است آمار و اعداد مربوط به کرونا از سوی دولت و رسانه ها اغراق شده باشد تا در نهایت کارخانجات ساخت واکسن به سودآوری هنگفتی برسند».

    گزارشگر واشنگتن پست نوشته سخنرانان این سمینار آنلاین هر کدام به نظریه های توطئه مختلفی که در گوشه و کنار آمریکا این روزها شنیده می شود اشاره کرده اند و حتی راه های تایید نشده برای پیشگیری از کرونا را نیز توصیه کرده اند.

    از جمله قرار گرفتن در برابر نور مستقیم خورشید یا مصرف فراوان ویتامین هایی چون زینک (روی). برخی هم درباره نشانگان بروز کرونا و تردید از علل شکل گیری آنها گفته اند؛ مانند آلودگی با پلوتونیوم ناشی از سقوط یک ماهواره روی زمین. حتی بعضی از شرکت کنندگان در این سمینار بدون ارایه مدرکی ادعا کردند که به برخی از آمریکایی ها به اجبار نمونه هایی آزمایشگاهی واکسن کرونا تزریق شده است.

    دکتر آمریکا

    موافقان نظریه توطئه چه می گویند؟

    «بسیاری از سخنرانان دوباره به سراغ بیل گیتس، مدیرعامل سابق مایکروسافت و میلیاردر انسان دوست، رفتند.

    بیل گیتس که در دو ماه گذشته یکی از صداهای اصلی برای پیشگیری، کنترل و درمان کرونا بوده و از طریق بنیاد خیریه خود برای درمان کرونا سرمایه گذاری کرده، از سوی مخالفان واکسیناسیون مانند همیشه هدف قرار گرفته که در شکل گیری شیوع کرونا نقش داشته تا از طریق ساخت واکسن و داروی آن پول هنگفتی به دست آورد و همزمان از این فرصت برای ردگیری و نظارت بر همه مردم جهان استفاده کند.» فعالیت مخالفان واکسیناسیون در آمریکا به اندازه تاریخ واکسیناسیون قدمت دارد. بخش بزرگی از آنها والدین مضطرب و گاه دارای فرزندان بیمار هستند که نشانگان بیماری کودکان آنها اکثرا همزمان با تزریق واکسن های خردسالی ظهور یا شدت یافته است.

    همزمان همراهی برخی چهره های مشهور چون رابرت اف. کندی جونیور و رابرت دنیرو، هنرپیشه سرشناس هالیوود با این گروه ها در جلب توجه رسانه ها کمک کرده است.

    از زمان آغاز شیوع ویروس کرونا، بسیاری تئوری پردازان توطئه بدون ارایه شواهد و مدارک درباره سرمنشاء این اپیدمی و راه های مقابله با آن سخن گفته اند.وبسایت گلوبال سرچ که مالک آن میشل چاساداوسکی، اقتصاددان و از مروجان مشهور نظریات توطئه در کاناداست، طی چند هفته گذشته تمامی تیترهای نخست خود را به آنچه «تهدیدهای کرونا علیه بشریت و برنامه های بیل گیتس برای استیلا بر همه جهانیان» خوانده اختصاص داده است. این وبسایت در یکی از چهار گزارش اصلی خود به مصاحبه اختصاصی با رابرت اف. کندی جونیور پرداخته که طی آن این چهره سرشناس آمریکایی ضمن متهم کردن بیل گیتس به «تلاش برای جلو بردن نیات خود در سایه کمک به مقابله با کرونا»، رسما خواستار تحقیق قضایی درباره بنیاد خیریه گیتس شده است. گلوبال سرچ که دانشنامه عمومی ویکی پدیا آن را در فهرست هرزنامه های خود قرار داده و اجازه نمی دهد در هیچ مدخلی از مقالات این وبسایت به عنوان منبع استفاده شود به هفت زبان از جمله عربی منتشر می شود و در ایران هم یکی از منابع اصلی وبسایت هایی چون «طب شیعه» است که مدعی ارایه طب سنتی و برگرفته از آموزه های اسلامی است.

    برای مثال، وبسایت طب شیعه در یکی از اصلی ترین مقالات خود علیه واکسیناسیون تحت عنوان «واکسن؛ ایمنی زا یا ایمنی زدا» دست کم 6 بار به وبسایت گلوبال سرچ که دفتر آن در مونترال کانادا است استناد کرده است.

    طب شیعه یکی از وبسایت های فعال در ایران است که مدعی طبابت بر اساس روش های سنتی و مذهبی است.

    در بخش بازخوردهای همین وبسایت مخاطبان «طب شیعه» یکدیگر را تشویق به دیدن مستند «وکسد» (Vaxxed) می کنند که تهیه کننده آن کسی نیست جز اندرو ویکفیلد، پزشک لغو پراونه شده بریتانیایی که اکنون یکی از چهره های طرد شده در محافل آکادمیک اما مشهور میان مخالفان واکسیناسیون و رسانه های مروج نظریه های توطئه است.

    او که فیلم مستندگونه وکسد را در سال 2016 تولید کرد امیدوار بود با بروی پرده رفتن در جشنواره معروف ترایبکا آن را در سطح گسترده در آمریکا و جهان به نمایش بگذارد.

    در آن سال اگر چه در ابتدا رابرت دنیرو، هنرپیشه معروف هالیوود و از موسسان این جشنواره از این فیلم حمایت کرد، اما تنها یک روز مانده به موعد پخش آن رابرت دنیرو گفت که ترابیکا از نمایش این فیلم منصرف شده چرا که پس از مشورت با کارشناسان و دیگر جشنواره های مطرح جهان آن را برای رواج گفتگو درباره مزایا و معایب واکسیناسیون سودمند نیافته است.

    این هفته | inhaftemag.com

  • مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    زهره والی پور : یادش بخیر روزی که برای خرید یک ماشین دست دوم به یک معاملاتی ماشین سر می زدیم، می گفتند: برای خرید یک ماشین 20 فاکتور را نیاز است که بدانی و ما نمی دانستیم که از بین همان 20 فاکتور چند تا را بلدیم و چند تا بلد نیستیم. حالا که پس از سال ها می خواهیم پا در بازار بورس بگذاریم ، تقریبا همان اتفاق افتاده با اختلاف اینکه زمان ماشین خریدن حداقل یکی دوتا فاکتور را می دانستیم ولی الان الفبای بورس را هم بلد نیستیم.اما پیشنهادات فریبنده بازار بورس داغ داغ است. بازاری که خیلی ها می گویند، گاو نر می خواهد و مرد کهن.

    پس نباید به بورس با نگاهی سطحی و گذرا نگریست، بورس ریسک پذیری بالایی دارد و کارشناسان و فعالان بازار بورس بر این باورند که بورس جای پیچیده ای است، سرمایه گذاری در آن حوصله و تخصص می خواهد، بنابراین عموم مردم و افرادی که با بورس آشنا نیستند، چون از این ویژگی ها اطلاع ندارند، بهتر است کمی درباره آن اطلاعات کسب کنند.

    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم
    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    بورس دیگر مثل آن ماشین دست دومی نیست که ما می خواستیم بخریم؛ برای خرید و فروش سهام آیتم های زیادی وجود دارد که اگر در آنها خبره نباشی بازی را باخته ای.

    جالب اینجاست که گاهی یک هول اقتصادی آنقدر هیجانی می شود که از دست ما خارج می شود. هول می کنیم برای سود بیشتر، هول می کنیم برای پول بیشتر، هول می کنیم برای اینکه سرمایه نداشته مان را چندبرابر کنیم و گاهی همان شندرغاز هم از دستمان می رود. خلاصه اینکه ما مردم هیجانی هستیم که همیشه در آشفتگی، زندگی می کنیم.

    یادش بخیر دوستی می گفت اثر اجتماعی باید فرزند زمانه خودش باشد، اما چه باید کرد، وقتی سرعت زمانه خیلی غیرمجاز تر از چیزی است که بتوان به آن رسید. ترمز بریدن بورس هم به همین شکل است، وقتی در عرض یکی دو ماه و زمانی که بورس تمامی کشورها و از جمله وال استریت با سقوط سنگینی روبرو شده چطور بورس کشور ما با اینهمه مشکلات جورواجور باید یکه تاز میدان شود؛ آن هم در زمانی که ماشین 50 میلیونی شده 90 میلیون و طلا حکم کیمیا را پیدا کرده و سکه قرار است مرز 7 میلیون تومان را هم نوردد. نمی دانم با چنین سرعتی چطور می شود از اقتصاد عقب نماند . سرعت لاک پشتی که ما با آن سر و کار داریم و اقتصادی که از چله کمان خیلی وقت است پرتاب شده است، واقعا مجال رسیدن را می دهد؟! یا قرار است از هول حلیم در دیگ آشپزباشی بیفتیم؟

    این هفته | inhaftemag.com

  • به خاطر يک مشت سهام همبازی بورس نشويم

    به خاطر يک مشت سهام همبازی بورس نشويم

    این روزها همبازی بورس شده ایم، به خاطر سرمایه ای که تا حالا سرگردان بود و قرار است پس از این سرش بر بالین بورس باشد. حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم تنها گفتار روزمره و نقل محافلمان بورس است. بورسی که حتی به سهام عدالت هم رحم نکرده و امپراطور این روزهای بازار سرمایه شده است .

    بازی یک بام و دو هوایی که برخی بر سر آن توافق دارند و برخی می گویند این همه جار و جنجال بر سر بورس کاری است بی معنی . از یک طرف دولت است و از طرف دیگر برخی از فعالان اقتصادی که اعتقاد دارند این همه تبلیغات کاری نادرست است و مانند حبابی است که معلوم نیست تا کی دوام می آورد و ممکن است هر لحظه بترکد. با این اوصاف، سیاست بورسی، بهترین ادبیات برای روزهایی است که از همه چیزمان می زنیم تا سرمایه ای اندک برای بورس بازی تهیه کنیم و قیمتش چند برابر شود.

    هر چند خیلی ها می گویند به این شکل نگاه کردن به بازاری که سرمایه های کلان در آن رد و بدل می شود، نگاهی است سطحی و قابل استناد نیست .

    اما زمانی که بورس به دست سفته بازان می افتد، این بازار مفهوم دیگری پیدا می کند، مفهومی که باعث می شود سودجویان از آب گل آلود و هوای غبارآلودی که راه انداخته اند سودهای آنچنانی ببرند. واقعیت هم این است که اگر سفته بازی در یک بازار اقتصادی به شکل گسترده رایج شود، ممکن است به سلامت آن بازار لطمه جدی وارد شود. گرچه برخی هم عکس این موضوع را قبول دارند و می گویند ورود این افراد به بورس، نقدینگی بازار را فراهم کرده و فاصله بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش را کم می کند. همچنین تولیدکنندگان را قادر می کند تا ریسک قیمت محصولات خود را پوشش دهند.

    به هر حال باید این نکته را بپذیریم که کشور ما در اشکال مختلف به واسطه تحریم ها دچار مشکلات جدی شده است، اما این دلیلی بر این نیست که همه اشکال زندگی اکثریت قشرهای جامعه را دربرگیرد، بلکه به این خاطر است که مردم ما عمدتا اطلاعاتشان را از رسانه هایی می گیرند که یا غیر رسمی هستند و یا کانال هایی هستند که در تلگرام می خواهند با ایجاد تنش سودی را به جیب بزنند. این کانال ها که در فضای تلگرام مشغول فعالیت هستند با انتشار رقم هایی عجیب و غریب و نوسان دار نشان دادن بازار بورس در واقع بار زیادی از بازی رسانه ای در پازل کسانی که می خواهند آرامش مردم را برهم بزنند را بر دوش می کشند.شاهد این ماجرا هم مشخص است، قیمت هایی که در بازار رسمی وجود دارد و قیمت های بسیار بالاتری که در دهان ها می چرخد و با افکار مردم بازی می کند.

    قیمت های بی سندی که دست بردار نیستند و گاهی ممکن است بازار سرمایه های مردم را در خطر بیاندازند و حبابی ایجاد کنند که مشکلات بعدی را بیشتر کند. اینها همه در حالی رخ می دهد که گویا در این وضعیت، نظارتی هم بر این تبلیغات نیست و هر کس راه خودش را می رود و هر کسی پیامی می دهد، حالا چه مخالف و چه موافق باشد فرقی نمی کند و از سر اعتقادات خود نقشی جدید به بازاری می دهد که معلوم نیست سر و تهش در فضای مجازی به کجا برسد.

    دریا قدرتی پور

    این هفته | inhaftemag.com