برچسب: این هفته

  • فراز و نشیب های حجـاب در ایـران

    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران

    احمد ابراهیمی:  حجاب و پوشش زنان در تاریخ ایران فراز و نشیب هایی را به خود دیده است. در برخی از دوره ها پوشش از سوی حکومت ها مورد حمله قرار گرفته و در دوره هایی نیز مورد حمایت بوده است. اما در تمامی دوره ها، آنچه نمود دارد فرهنگ عفاف است که ریشه های خود را حفظ کرده و به نسل های دیگر انتقال یافته است.

    پوشش زن ایرانی پیش از اسلام

    با استناد به مدارک به دست آمده از دوره هخامنشیان، مانند تندیس ها، سکه ها، نقوش فرش، پارچه و نقش برجسته هایی که تعدادی از آن ها به خارج از ایران منتقل شده اند، و یا نوشته های برخی از تاریخ نگاران، می توان چنین برداشت کرد که پوشاک زنان ایرانی عبارت از لباس های بلند تا قوزک پا و گاهی فراخ، پیراهن های ساده تا پایین ساق پا به صورت ساده یا ریشه دار، و با آستین های بلند یا کوتاه بوده است.

    لباس های زنان ایرانی در دوره اشکانی عبارت از پیراهنی بلند تا به روی زمین، گشاد، پُرچین، آستین دار یا بدون آستین و یقه راست بوده است. همچنین پیراهنی دیگر داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد آن نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن، چادری سر می کرده اند.

    با مقایسه چندین نقش سنگی آناهیتا و نقوش دیگر با هم، به نظر می رسد که بانوان ساسانی، پیراهن بلند بسیار پرچین و گشاد می پوشیده اند و آن را با نواری در زیر سینه ها، مانند بانوان اشکانی، جمع کرده، می بستند. زنان عهد ساسانی گاهی چادرِ گشاد پرچین به سر می کردند که تا به وسط ساق پا می رسیده است.

    پوشش زن ایرانی پس از اسلام

    بحث پوشاک زنان ایرانی را در ارتباط با تمدن و فرهنگ اسلامی، باید از دوران سامانیان آغاز کرد. چون سامانیان خود را از نسل ساسانیان می دانستند، باید اذعان کرد که پوشش ایرانیان در این دوران (از اوایل دوره اسلامی تا عصر مغول) همان پوشش دوره ساسانی است که پیش تر درباره آن توضیح داده شد و زنان بالطبع از پوشش های سنتی چادر و روبندهای ابریشمی برای حجاب و پوشش خود استفاده می کردند، آن هم در رنگ های مختلف زرد، آبی و سیاه. در همین رابطه، مینیاتوری از یک نسخه بسیار قدیمی در کتابخانه ملی پاریس موجود است که ترکان خاتون، مادر سلطان محمد خوارزم شاه و حرم های او در لشکر مغول را می نمایاند که دو زن، یکی با چادر سفید و دیگری با مقنعه و چادر سیاه نقاشی شده اند.

    کمی پس از این دوره، در اثر تماس با ممالک متمدن همسایه، به خصوص چین و افزوده شدن بر قدرت اقتصادی مغول ها، لباس ها تغییر شکل یافت و زنانه تر شد. زنان شوهردار بر روی پیراهن خود چیزی شبیه به کیمونوی چینی، که بسیار گشاد بود و جلو آن تا پایین باز و آستین ها نیز بسیار گشاد بود و تا نوک پا می رسید، می پوشیدند. کلاهی بر سر داشتند که از جنس حصیر یا پوست درخت بود. موهای زنان و طرز آرایش آن ساده بود. فرق را از میان سر، باز می کردند، گیسوان را دو تا می بافتند و بر شانه ها می انداختند و به این ترتیب موها از زیر کلاه نمایان بود.

    طبق آثار به جا مانده در نقاشی های آن دوران حجاب زنان ایرانی تا اواخر دوران زندیه و اوایل دوران قاجار تغییرات زیادی ندارد  تا اینکه در سالهای ابتدایی دوران قاجاریه روبند هم به آن اضافه می شود!

    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران
    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران

    دوران قاجاریه

    پوشش زنان در عهد قاجار تا دوره ناصرالدین شاه تغییرات زیادی را به خود نمی بیند .

    پس از مسافرت ناصرالدین شاه به روسیه و فرنگ و دیدن پوشش زنان آنجا، شاه زنان حرمسرا را واداشت تا چاقچورها (شلوار بلند چین دار مخصوص زنان) را کنار گذارند، شلیته های کوتاه سر کنند و سر و موی خود را نیز با روسری های سفید ساده بپوشانند! سلیقه شاه به تدریج از درون حرمسرا به بیرون سرایت کرد و بسیاری از زنان و دختران خواص نیز به آن گراییدند.

    تغییرات بعدی از زمان سلطنت مظفرالدین شاه تا پایان دوره قاجار بود. در این دوره، کت و دامن و لباس به شیوه فرنگی، به ویژه در میان زنان طبقه مرفه، افزایش یافت. خانواده های وابسته به دربار از این نوع پوشش استفاده می کردند و زنان روشن فکری چون «قرة العین» بهایی نیز بدون حجاب در جمع ظاهر می شدند.

    دوران پهلوی اول

    پس از مشروطیت و به قدرت رسیدن گروهی از طرفداران غرب، روند نوگرایی و تجددخواهی شکل تازه ای به خود گرفت و کم کم عقده های محبوس در سینه غرب زدگان گشوده شد. شعرایی چون عارف قزوینی و ایرج میرزا، اشعاری در مخالفت با سنن دینی و حجاب سرودند و برخی نویسندگان و علمای دین را به باد ناسزا و مسخره گرفتند. سال های پایانی سلطنت قاجار در حقیقت سال های انزوای روحانیت شیعه و دوران میدان داری تفکر غربی در ایران بود.

    وقایع نگاران از سفر رضاشاه به ترکیه به عنوان نقطه عطفی در حکومت پهلوی اول و عامل اساسی جلب توجه وی به موضوع کشف حجاب یاد می کنند. در بهار سال 1313، هنگامی که رضاشاه سفر خود را به ترکیه آغاز می کرد، همسر و دختران شاه برای اولین بار بی حجاب ظاهر شدند.

    بلافاصله پس از بازگشت از سفر، رضاخان در تدارک کشف حجاب برآمد. در این سال به آموزش و پرورش ابلاغ شد که لازم است معلمان و دانش آموزان بدون حجاب در مدرسه حاضر شوند؛ اما در بسیاری از موارد نسبت به رعایت این ابلاغ با مماشات برخورد می شد. این ابلاغیه خود مخالفت هایی را از سوی نیروهای مذهبی برانگیخت.

    پاسبان ها و مأموران حکومتی هر زن محجبه ای را در کوچه و خیابان می دیدند به تعقیب وی می پرداختند و گاه تا داخل خانه ها می رفتند تا چادر و روسری را از سر زنان بکشند. کار به جایی رسید که برخی از زنان برای حفظ حجاب و از ترس مقابله با مأموران مجبور شدند به مدت چند سال در خانه بمانند و جز مواقع خاص، که نیروهای حکومتی در کوچه و خیابان دیده نمی شدند، خارج نشوند.

    دوران پهلوی دوم

    پس از روی کار آمدن محمدرضا، گروهی از زنان که از فشار حکومت پدرش سخت به ستوه آمده بودند، در مخالفت با کشف حجاب، در معابر عمومی با چادر ظاهر شدند.
    در مهرماه 1320ش، آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی طی نامه شدیداللحنی به نخست وزیر وقت، خواهان کم کردن فشار بر زنان محجبه شد و پاسخ مساعد دریافت داشت. بالأخره در سال 1323ش، آیت الله سید حسین طباطبایی قمی، از مراجع وقت، طی نامه ای از شاه تقاضا کرد کشف حجاب اجباری را لغو کند.پس از لغو کشف حجاب، زنان مسلمان به طور علنی باحجاب ظاهر شدند؛ اما در این دوره بیشتر زنان در خارج از خانه از چادر رنگی استفاده می کردند.

    البته برخی از زنان خانواده های بی تقید که طی چند سال طعم آزادی به سبک غربی را چشیده بودند، دیگر حاضر به بازگشت به فرهنگ حجاب نبودند. مهم ترین تفاوت کشف حجاب در عصر پهلوی اول و دوم این بود که کشف حجاب در عصر رضاشاه به زور سرنیزه و در عصر محمدرضا به پشتیبانی تبلیغات حکومتی، گسترش یافت.

    در واقع پهلوی دوم با برنامه ای حساب شده و از طریق رسانه های گروهی، مراکز آموزشی، ادارات و سینماها تلاش کرد تا زنان را به بی حجابی و برهنگی تشویق کند. وی می خواست با وارد کردن زنان به صحنه های اجتماعی، خود را مدافع حقوق آنان جا بزند، حال آنکه زنان نیز همانند مردان از ابتدایی ترین حقوق انسانی مثل حق انتخاب آزاد، محروم بودند. اما هر چه به روزهای پایانی عمر رژیم شاه نزدیک تر می شدیم، جریان رواج حجاب شدت می گرفت و اقشار گوناگون با انگیزه های متفاوت به پوشش اسلامی روی می آوردند.

    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران
    فراز و نشیب های حجـاب در ایـران

    پس از انقلاب اسلامی

    با توجه به اهمیتی که مبحث حجاب، پیش از انقلاب و نیز در جریان انقلاب پیدا کرده بود، طبیعی بود که پس از انقلاب هم انقلابیون در صدد ترویج، تعمیق و گسترش آن باشند. بنا بر این حجاب به عنوان امری ضروری تلقی شد و رعایت آن الزامی گردید. این مسئله اعتراضات اندکی را در پی داشت و برخی از اقلیت ها و گرایش های لائیک و ضددین، به اعتراض و راهپیمایی بر ضد آن دست زدند که با عکس العمل مردم و خصوصاً زنان انقلابی و محجبه مواجه شد و نهایتاً با حضور مردم در انتخابات و رأی دادن به جمهوری اسلامی، به تدریج حجاب در همه جامعه فراگیر شد.

     

    این هفته | inhaftemag.com

  • هدایت فرمان زندگی سخت تر از فرمان اتوبوس است

    هدایت فرمان زندگی سخت تر از فرمان اتوبوس است

    در منزلش قرار می گذاریم، به قول اصفهانی ها در آنور آب . وارد که بشوی گلدان های قد کشیده جلویت صف کشیده اند. خانه خانم راننده ، متفاوت و زیبا است، با طراحی ویژه و چشم نواز. گفت و گویمان خیلی ساده جلو می رود. از اتفاقاتی که باعث شده او حالا یک راننده اتوبوس باشد و هم پای جاده قدم بردارد. حالا سه سالی گذشته و او پاسخ هدفی را می دهد که وی را وادار کرده یک شغل مردانه انتخاب کند. زنی با روحیه ای متمایزکه وقتی شرایط ایجاب کند دست به عمل می زند. خودش خانه اش را طراحی کرده و در طول زندگیش تجربه های بسیاری را از سر گذرانده، اما انگار در نهایت، رانندگی را انتخاب کرده است. دنیایی که آنقدر برایش جاذبه داشته که غم هایش را هر بار در آن جا می گذارد و به آرامش می رسد. گفت و گوی زیر حاصل مصاحبه با مریم گرامی است. کوچکترین فرزند خانواده گرامی. او دارای 5خواهر و دو برادر است و اعتقاد دارد چون با دو برادر زندگی کرده روحیاتش مردانه شده و شغل های مردانه را دوست دارد.

    از تولد ایده ای بگویید که باعث شد شما راننده اتوبوس شوید.

    در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم و 11سالگی ازدواج کردم که حاصل آن سه دختر است . دو دختر بزرگترم در آلمان تحصیل و زندگی می کنند. پدرم در ذوب آهن کار می کرد. شوهر خواهرم راننده اتوبوس تعاونی 7بود که در یک سانحه جانش را از دست داد. شوهر خواهر دیگرم هم روی کامیون کار می کند. شاید همین پیشینه ها بود که علاقه من به کار مردانه رانندگی را در ذهنم جرقه زد. البته علاقه ام به راننده شدن از 8 یا 9سال پیش خیلی اتفاقی رقم زده شد. ما در تور مسافرتی بودیم که راننده در پلیس راه پیاده شد تا ساعت بزند . همانجا بود که پشت رل نشستم و احساس قدرت کردم. راننده اجازه داد که دو چهارراه را طی کنم. خیلی برایم جذاب بود. راننده به من گفت استعداد زیادی در زمینه رانندگی داری. زمان گذشت تا اینکه مادرم به دلیل بیماری در بیمارستان بستری شد. ایده خریدن اتوبوس در ذهنم موج می زد. رفتم بیمارستان و به مادرم گفتم به کسی نگو من می خواهم اتوبوس بخرم و خانواده را سوپرایز کنم. در همین حین گواهینامه پایه یکم را هم گرفته بودم. مادرم خوشحال شد. اما عمرش کفاف نداد تا رانندگی من را ببیند.

    آیا در این زمان مشوقی هم داشتید؟

    بله حسین همسرم، با تشویق هایش و مهدی دامادم با حمایت هایش، باعث شدند که در این حرفه پا بگذارم و با همین تشویق ها بود که توانستم موفق شوم. زمانی که اتوبوس خریدم اولین باری که پشت رل اتوبوس خودم نشستم خانواده ام را به سفر بردم و همه با من همراه شدند در راهی که انتخاب کرده بودم.

    و حالا که یک راننده موفق هستید، حتما واکنش مسافرها در اولین برخوردها به حضور یک راننده زن باید جالبترین بخش ماجرا باشد، درست است؟

    برخورد مسافرها متفاوت است؛ یادم هست اولین برخوردی که داشتم این بود که چند خانم سوار شدند و وقتی دیدند که من راننده هستم اعتراض کردند. دامادم که همکار من است به آنها گفت می توانید با اتوبوس دیگری بروید و حتی هزینه بلیط هایتان هم با ما باشد. آنها با اکراه قبول کردند که با ما باشند، صبح که به مقصد رسیدیم، برخوردشان زمین تا آسمان با وقتی که سوار شده بودند فرق کرده بود و دنبال من می گشتند که به خاطر آرامشی که در این سفر داشتند از من تشکر کنند. در این کار باید اعتماد به نفس داشته باشی و من سعی می کنم که انجامش بدهم .باید یاد بگیرم وترس از نتوانستن ندارم.

    برخورد آقایان با کار شما چطور است؟ این تابوشکنی برایتان سخت نبود؟

    ببینید به هر حال این کار مردانه است و باید یک آقا همراه شما باشد برای مثلا جا انداختن لاستیک یا فعالیت های مردانه دیگر، یک آقا همیشه باید کمک کننده باشد. که خوشبختانه من

    با دامادم کار می کنم و او در این زمینه کمک های زیادی به من کرده است. اما آنچه که دوست دارم بگویم این است که رانندگی اتوبوس بسیار شغل سختی است و من آقایانی که در این شغل هستند را تحسین می کنم و برای تک تکشان ارزش قایلم . اما به هر حال این شغل برای یک زن سخت تر است، به این خاطر که ما هر کاری بکنیم زیر ذره بین هستیم . مسئولیت ما چند برابر آقایان هست ، به این خاطر که اگر یک مرد راننده خطا کند و در دست انداز بیافتد، می گویند حواسش نبوده، ولی اگر یک زن همان خطا را داشته باشد می گویند ناشی است و به این شکل در اذهان جا افتاده است.

    نگاه فرزندان شما به شغل مادرشان به عنوان یک راننده جاده چگونه است؟

    بچه هایم این حرفه را دوست ندارند چون بعضی از نزدیکانمان جانشان را در تصادفات جاده ای از دست داده اند و به هر حال جاده حادثه آفرین است، از جاده می ترسند و از دست دادن من برایشان خیلی سخت است، شغل من را زیاد دوست ندارند.

    و تعریف شما از جاده چیست؟

    من عاشق جاده هستم . مسیری که در آن هستم، خط خوزستان است و پیچ های زیادی دارد و هر کسی جرات نمی کند به این مسیر بیاید، چون پر از پیچ و خم و پر از سوپرایز است و قابل پیش بینی نیست . همه جاده دو طرفه و پر از دست انداز و گردنه های زیاد و خیلی سخت و مشکل است، اما آنقدر عاشقش هستم که وقتی پشت فرمان می نشینم، غرق در جاده می شوم و همه مشکلاتم را فراموش می کنم. جاده برای من مثل آبی است که روی آتش ریخته می شود . حتی غم مرگ مادرم را در این جاده فراموش کردم و توانستم با آن کنار بیایم. در واقع دقایقی که پر از دردم سمت جاده می روم و جاده مسکن آرامبخش من است . اما بعضی ها می گویند جاده خشن است و جان می گیرد. خب ببنید به نظر من نباید جاده را به بازی گرفت. باید به جاده احترام گذاشت. جاده هم آب است و هم آتش هم مرگ است و هم زندگی . اگر یک لحظه فرمان از دستت خارج شود نابودت می کند، گرفتن فرمان درست در مسیر بسیار مهم است . رانندگی در جاده غیرقابل پیش بینی است و هر لحظه اتفاقی در جریان است و تو از یک ثانیه بعد جاده خبر نداری . باید با جاده دوست شد و
    عاشقش بود.
    از در دست گرفتن فرمان صحبت کردید.

    گرفتن فرمان زندگی و مادر بودن سخت تر است یا گرفتن فرمان اتوبوس ؟

    مادر بودن به نظر من سخت تر است. البته راننده بودن هم سخت است به این خاطر که 25 چشم به تو دوخته شده، 25 خانواده چشم به راه برگشتن مسافرشان هستند و این مساله مسئولیت تو را بیشتر می کند، چون جان مسافرها کف دستت است. برای همین اصلا به خواب و خستگی فکر نمی کنم و اگر متوجه شوم که خسته هستم سریع جایم را با همکارم عوض می کنم . در جاده محال است که بتوانی یک ثانیه هم چشم روی هم بگذاری و باید شش دانگ حواست به مسیر باشد تا خدای نکرده اتفاق بدی رخ ندهد. همیشه فکر می کنم که هم مالم هم جانم و همسر و سه بچه منتظر بازگشت من هستند، پس من بیشتر از مسافرانی که جانشان در دستانم هست، حواسم جمع است و آنها را صحیح و سالم باید به مقصد برسانم.

    هدایت فرمان زندگی سخت تر از فرمان اتوبوس است
    هدایت فرمان زندگی سخت تر از فرمان اتوبوس است

    پس ترازوی مادربودن و همسر بودن و کدبانوی خانه بودن سنگین تر است؟

    ببینید با اینکه من کارهای مردانه را بیشتر دوست دارم، اما این باعث نشده که کدبانو نباشم، به گفته بقیه آشپزیم حرف ندارد و برای همه کارهای خانه هم ارزش قایل شده ام تا همسر و فرزندانم کمبودی نداشته باشند.سعی کرده ام با برنامه ریزی بین کار خانه و بیرون از خانه تعادل برقرار کنم و شغلم به زندگی ام آسیبی نزده است.

    یکی از ویژگی های اتوبوس شما این است که این کدبانوگری را در ظاهر اتوبوستان هم وارد کرده اید. سبک سلف سرویس و طرحی که باعث شده ما ردی از یک خانم با سلیقه در اتوبوس شما ببینیم. این ایده چطور به فکرتان رسید؟

    من به شخصه ایده ها و طرح های نو را دوست دارم. این موضوع حتی در محیط منزلمان هم رعایت شده، دامادم هم که همکار من است همیشه از ایده های نو استقبال می کند. برای همین تصمیم گرفتم این ایده را که به نوعی احترام به مسافرانم هست را پیاده کنم و اتوبوسم تک باشد و فرق داشته باشد. برای همین با فلاسک چایی ،کافی میکس، میوه و ناهار به شکل سلف سرویس از مسافرانم پذیرایی می کنم، البته پذیرایی به شکل سلف سرویس فرهنگ خاص خودش را می خواهد که آرام آرام ایجاد خواهد شد.

    مسافر دائمی هم دارید؟

    بله همیشه، خیلی ها به من اعلام می کنند و دوست دارند که مسافر من باشند.

    اگر یک بار دیگر به دنیا بیایید باز هم همین شغل را انتخاب می کنید ؟

    فکر کنم اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم، حتما خلبانی را انتخاب می کردم، چون من کار مردانه و غیرممکن ها را دوست دارم .

    جریمه هم شده اید؟

    (می خندد) کم جریمه شدم؛ اما موضوعی که اتفاق می افتد این است که گاهی اگر همان خطای مردان را انجام دهی دو برابر جریمه می شوی و بعضی از افسرها در این زمینه بی انصافی می کنند، اما من فعل می توانم را برای آنها صرف می کنم. به پایان مصاحبه که می رسیم، فقط یک جمله می گوید: اینکه جاده همراه من است و پیچ و تاب و قصه هایش
    را دوست دارم…

    این هفته | inhaftemag.com

  • نقش زنان در بحران های اجتماعی

    نقش زنان در بحران های اجتماعی

    پروانه حسيني جامعه شناس:   تحقيقات نشانگر اين است که در کشورهای مختلفی که شاهد فجايع طبيعي ويرانگر مثل زلزله ، سيل و بيماري  بوده اند، زنان در دوران بهبودی و بازسازی نقش های مهمي بازی کرده اند ولي نقش آنها معمولا ناديده گرفته شده و به اندازه کافي شناخته، قدرداني، و تقويت نشده است.

    زنان علاوه بر نيازهای خاصی که در هنگام وقوع سوانح طبيعی دارند که بايد برطرف شوند، دارای دانش و توان و مهارت هايی هستند که اگر درست شناخته شود و فرصت و امکانات لازم و مناسب در اختيارشان قرار بگيرد ضمن تقويت توانمندی های خود مي توانند منابع انساني مفيدی براي ارائه خدمات اجتماعی به جامعه خود در دوران بهبودی و بازسازی باشند.

    نقش زنان در بحران های اجتماعی

    نقش زنان در بحران های اجتماعی
    نقش زنان در بحران های اجتماعی

    بازگشت دارايي و کمک مالی

    وقتي که سانحه ای طبيعی در محله ای فقير رخ مي دهد و يا باعث فقر مي شود، سرعت و کيفيت بهبودی به شدت بستگی پيدا مي کند به چگونگي نجات و بازگشت اموال در معرض خطر يا آسيب ديده افراد و همچنين جبران خسارات وارده با آنها به وسيله اهداء کمک های مالی، ورشکستگي و نياز شديد مالي مانع از عملي شدن برنامه ريزی های ويژه دوران بهبودی و بازسازی در زمينه های مختلفی مثل اجتماعی، روانشناختی، و بهداشتی می شود.

    هر چه طول زمان نياز شديد مالي طولانی تر شود مشکلات جديدی به مشکلات قديم اضافه شده به پيچيدگی آنها اضافه مي کند. در اين ميان مهم است که در برنامه ريزی های اقتصادی زنان نيز به عنوان دريافت کننده کمک های مالی در نظر گرفته شوند و زير سايه مردان خانواده ناديده گرفته نشوند. در روزهايی که شدت فاجعه زياد است و کمک رساني نامنظم غير متمرکز به شکل توزيع آذوقه و وسايل ضروری به کساني که به ماشين های مراکز امدادی هجوم می آورند صورت ميگيرد معمولا زنان عقب رانده مي شوند. درست نيست که فرض کنيم که هميشه و الزاما کمک هايي که به دست مردان داده مي شود به همه زنان نيز مي رسد. لازم است روشي اتخاذ شود تا آذوقه و وسايل ضروری مستقيما به دست زنان نيز برسد.

    احساس امنيتي که به ديگران منتقل مي شود

    در روزهای بعد و زمانی که کمک رساني منظم تر و با برنامه ريزی انجام مي شود نيز لازم است امدادگران روشي به کار گيرند که آذوقه و لوازم ضروری را تا جاي ممکن به دست زن های خانواده هم برسانند. اين کار نه تنها موجب مي شود که کمک ها متعادل پخش شود بلکه کمک می کند تا احساس استقلال و اعتماد و امنيت زنان تقويت شود، با امدادگران و مراکز خدماتي آشنا شوند، و با آنها ارتباط برقرار کنند. اين احساس اعتماد و ايجاد ارتباط با امدادگران و مراکز خدماتي مقدمات مشارکت در امور اجتماعي آنها را در مراحل بعدي دوران بهبودي و بازسازي فراهم مي کند. در اين مرحله همچنين لازم است که به زناني که وارد خدمت رساني اجتماعي مي شوند نيز کمک مالي ويژه اختصاص داده شود.

    تقسيم کار غير کليشه اي

    در دوران بهبودي و بازسازي امکان اين اشتباه وجود دارد که تقسيم بندي کليشه اي کار بين زن و مرد تشويق و ترويج و حتي تحميل شود. تقسيم کار به کار زنان در درون خانه و کار مردان در بيرون از خانه اغلب تقسيم بندي درستي نيست. هم زنان در بيرون از خانه مي توانند نقش هاي مفيدي داشته باشند و هم مردان لازم است در داخل خانه قبول مسئوليت کنند.

    يافته ها نشان مي دهد که در دوران بعد از فاجعه هاي طبيعي کار خانگي و مراقبت از کودکان و سالمندان و بيماران به شدت زياد و در عين حال امکانات و وسايل لازم براي انجام امور خانگي و مراقبتي کم و دشوار مي شود.

    عادي کردن اين انتظار که زنان خانواده موظف به انجام اين امور هستند بار بسيار سنگيني را بر دوش آنها که خود ممکن است حال خوبي نداشته باشند مي گذارد. بايد مراقب بود که بيش از حد توان و خواست زنان بر نقش مراقبتي و خانه داري آنها به شکل هاي مختلف تبليغ و تاکيد نشود. همچنين پر کردن وقت زنان و صرف تمام انرژي آنها براي رسيدگي به امور خانه داري و مراقبتي مانع مشارکت آنها در امور اجتماعي مي شود. اين نه به نفع آنان است و نه به نفع جامعه.

    مشارکت در رهبري و تصميم گيری

    بعضي از زنان هر منطقه آسيب ديده مهارت هاي مهمي مثل رهبري و سازماندهي گروهي دارند. توصيه مي شود که در دوران بهبودي و بازسازي زناني که پتانسيل کار گروهي و تاثيرگذاری جمعی و سازماندهی دارند شناخته شده و از آنها برای مشارکت در تصميم گيری ها و امور اجتماعي ويژه اين دوران استقبال شود.

    تجربه چندين کشور دچار حادثه نشان داده است که هر وقت زنان محلي خودشان در رهبري و تصميم گيري و سازماندهي گروهي مشارکت کرده اند کل جامعه سريعتر و گسترده تر و موثرتر از وقتي که فقط مردان در سمت هاي رهبري و تصميم گيري نقش داشته اند به نتايج مطلوب رسيده است. زنان به ويژه در روستاها و شهرهاي کوچک راحت تر از مردان به درون خانه ها راه پيدا مي کنند و مورد اعتماد زنان و کودکان و حتي مردان ديگر واقع مي شوند.

    بسياري از زنان بهتر مي توانند جامعه خود را آموزش دهند و به حرکت بياندازند. بنابر اين زنان محلي که اين توان و انگيزه و اراده با ارزش را دارند بايد شناخته شوند و امکانات لازم براي ايفای نقش های اجتماعی در سطوح رهبری و تصميم گيری و سازماندهی در اختيار آنها قرار بگيرد.

    این هفته | inhaftemag.com

  • Iranian woman ,a manifestation of beauty, power and kindness

    Iranian woman ,a manifestation of beauty, power and kindness

    Samira haji babaei:
    In Persian culture, woman means fertile and life-giving. she is the source of life and undoubtedly the foundation of a family depends on the presenceof a woman.
    Woman is a creature adorned with many secrets and wonders, and thanks to these wonders, the life of the human beings is in continuity. Women have a subtle
    elegance and a great sense of beauty that makes them stand out from men.
    Iranian women have always been valued and respected in different historical periods, while since a long time they had a changing position in the world. Iranian women have worked hard for the advancement of civilizations and cultures.
    The role of women in Iranian culture has had many ups and downs in various historical periods. In line with the change of governments and religions, the
    presence of women in society has also undergone many changes. This change has manifested itself both in presence and the social behaviors and character of
    women in society.
    In the history of this land, there have been women who have done great work in a relatively patriarchal society. Purandakht Sasani, as an example, is the woman who after Ardeshir Shirviyeh, was crowned king in Ctesiphon and ruled over Iran.

    The Iranian woman is the manifestation of beauty, power and kindness. Three authntic and sacred words that are represented in every single Iranian woman.
    An Iranian woman, in any role and social position, is interested in beauty and glory. Thus, such a woman is an inexhaustible source of kindness and is famous for
    her power and glory in the world.
    Here, we have tried to present an image of an Iranian woman that revolves around these three axes. beauty,power and kindness.
    Iranian Woman, A Character of Beauty Man, inherently loves beauty. Meanwhile, women want more beauty than men because of their elegance
    and softness. This attraction to beauty can be studied from various angles.
    The First aspect is the beauty of each person’s appearance.
    This type of beauty involves hair and face makeup, matching clothes, and fitness. Part of human nature seeks beauty, and God does not
    deny the fact that human nature seeks beauty of any kind.
    There are countless verses (from Quran) and hadiths in this regard that encourage women to become more beautiful.
    Imam Sadegh says «It is not proper for a woman to leave herself without an ornament, even though it is an ordinary necklace, and it is not proper and desirable for
    her to remove the dye from her hand, even if it is once with henna and even if she is of not young.»
    Iranian Woman, A Character of Power
    The iranian woman is the manifestation of beauty and chastity, and the man is the manifestation of being fascinated and captivated.

    Women have tremendous power to attract men. A woman can fascinate men not only with her beautiful appearance, but also with her words, way of speaking
    and her fascinating look.
    According to the existing litrature, the Zoroastrian religion in pre-Islamic Iran was a good provider for
    empowering women. In the religion of Zarathustra and in the book of Avesta, women had a high value, dignity and respect. Women have been the beacons of fire and
    the main pillar of the family.
    At a time when women in the mythology of other nations were considered as inferior and low creatures and were treated like a merchandise, in ancient Iran, women were the symbol of power and dignity. An Iranian woman is a woman who, according to the Zoroastrian decrees, had the power to rule, to own land, to represent and testify in court.
    An Iranian woman can contribute to the management of a family, a city and a country by relying on her innate power. Many of the responsibilities that Iranian women
    have, and which we often overlook, have a high value.
    There are many feminine duties in Iranian society that are at the height of their greatness in terms of importance and fruitfulness, however due to their difficulty men are reluctant to accept them.

    For example, the serious task of motherhood, which is the greatest pillar of any society and any civilized family is amongst these duties.
    Iranian women have had a place and value throughout history, so much so that in the Zoroastrian Bible (Avesta) no man was considered
    morally and religiously superior to women.
    The characteristics of a good, pious and chaste woman have been the main slogans of Zoroastrians. Women had such a value and personality in ancient Iran that they even had their say among religions and were considered great and praiseworthy. On the fifth day of Espandarmad (the last month
    of the year), the people of Iran used to hold a celebration and call it Eid-e-Zan (meaning Woman’s feast ). On this day, it was customary for men to give
    valuable gifts to their wives. As in Zoroastrianism, one day of the year is named Women’s Day. This ceremony was also called the “MozdGiran” in
    ancient Iran.
    Iranian Woman, A Character of Kindness According to her divine nature, woman is the eternal source of infinite kindness. The Iranian woman, meanwhile, is the culmination of kindness and affection since the affection of an Iranian mother cannot be found in any culture
    and society.
    An Iranian woman learns to be patient and to share affection just because she has been a woman since childhood.
    She also learns how to look and spread a nonverbal kindness, she learns how to explore, both the environment and people.
    An Iranian woman with all her beauty, power, fascination and kindness is a praiseworthy myth for all women in the world.

    این هفته | inhaftemag.com

  • Accused but not guilty

    Accused but not guilty

    Zohreh vaalipour:
    The issue of women of Street is one of the most important social harms in the society that is rarely talked about But what is important is that as a social pain, we must seek a cure.
    The phenomenon of women of Street is present in all societies and unfortunately this phenomenon is emerging expandingly in our society as well Studies show that the age of prostitution is reduced to 10 years, and young girls who have just entered the job makeup a large portion of the population.
    The phenomenon of street women is the result of the escape of girls and women from the family, and the main cause of these escapes is various disorders of family life, and these disorders are more than just economic issues. It seems that women’s poverty and inability to provide the basic necessities of life, divorce, domestic violence and family
    disorders, forced marriage and men’s disloyalty, illiteracy, addiction, as well as emotional and emotional gaps, Low level of awareness, lack of personality development and personality disorders are the most important factors that cause this phenomenon.
    The issue of women of street is not limited to a specific time and place. It should be noted that there is no specific institution in the country that examines the problems of women of street. As a result, there are no reliable statistics to solve this problem. This leads to inventing unrealistic and exaggerated statistics by some experts. Therefore, due to the lack of accurate statistics, most of the projects presented by the state Welfare Organization regarding organization of this
    group of women have failed due to the non-acceptance of the community and officials, and in this regard, only positive
    culture building can be helpful.
    This famous saying that a woman of street won’t end up in the street confirms the above-mentioned issue. In fact, there should be a seeker so that women have something to offer. So, in this regard men are also deserved to be blamed.
    Street walking is a form of sexual harassment, and no woman is content to be a prostitute, but she does it out of necessity. In many cases, they are also victims of physical violence. They have been physically abused by the customer and even got killed.
    There is also a significant relationship between drug abuse and prostitution. Prostitutes often resort to drugs and psychotropic substances to cope with depression and difficult situations. In most cases, the couple (prostitute and her partner) are addicted to drugs, and their daily need to provide these drugs intensify their poverty and financial need.
    Sometimes these people are unaware of the threats to their life. Therefore, after entering this cycle, they are exposed to other harms, such as drug addiction, AIDS, violence and unprotected sexual intercourse. Continuation of this process leads to a larger problem called sexual addiction, which must be solved by appropriate psycho therapies.
    Women of street, like addicts, are not criminals, they are sick. The majority of these women are patients produced by poor social and economic functioning; To treat this disease, reactionary measures only will not be effective, but the causes and roots of the problem must be discovered and addressed.
    In fact, examining the situation of these people and elaborating on the reasons for the tendency of some women to leave family requires the cooperation of all government agencies related to this issue.
    These women believe that after falling into this vicious cycle it is not possible to get out of this mire. Therefore, it is better to provide a place of counseling for these people so that they can change their beliefs and return to the community. At first Some of these people have no idea what dangerous consequences are waiting for them. In these counseling centers, the consequences of such a decision as well as the various diseases that are likely to affect them, should be explained to these women. The government should provide funding for these women so that poverty does not force them to show such a reaction.
    Legally speaking, a woman must be protected before she become a street walker. Punishment alone does not prevent the future crimes, because prevention is not limited to punishment. Unfortunately, from a legal point of view, we do not have a law concerning specifically these women, and what is certain is that the country needs to pass special and transparent laws and start the activities of specialized support associations in relation to this class of society. Of course, the existence of such a legal protection for this group does not mean that prostitutes should be validated.
    Finally, given the important issue that these women are not criminals and should be treated as a social patient, it seems that the most important solution and suggestion needed to solve this social problem is to solve the problem of youth unemployment and marriage. Paying attention to the violence against women and girls in the family, increasing social vitality and cultural and educational programs for people’s leisure especially girls and women, holding appropriate and desirable training classes for girls to provide the necessary information in order to prevent these social harms are some solutions proven to be effective.

    این هفته | inhaftemag.com

  • منطقه 13 در سال های آتی از وجود مترو بهره مند می شود

    منطقه 13 در سال های آتی از وجود مترو بهره مند می شود

    دریا قدرتی پور- شهردار اصفهان با اعلام اینکه منطقه 13 شهرداری اصفهان در سالهای آتی از وجود مترو بهره مند خواهد شد گفت: خط یک مترو با کمک دولت و شهرداری اصفهان به بهارستان منتهی خواهد شد و خوشبختانه خط دو مترو نیز از دارک در دست اجرا است و به سمت خمینی‌شهر و نجف آباد حرکت خواهد کرد.
    قدرت‌الله نوروزی در آئین بهره‌برداری و کلنگ‌زنی پروژه‌های عمرانی و خدماتی منطقه ۱۳ ادامه داد: منطقه ۱۳ دارای اصالت، سابقه دیرینه، محله‌های کهن و انسان‌های بزرگی است که در عرصه‌های مختلف خوش درخشیده‌اند، اظهار کرد: این منطقه در عرصه ورزش و فرهنگ دارای آثار مهم و قهرمانان زیادی است.
    وی با اشاره به وجود تعداد زیادی از ورزشکاران رزمی و زورخانه‌ای در این منطقه ادامه داد: تا پایان سال باید یک زورخانه و ورزشگاه رزمی در منطقه ۱۳ احداث شود تا این پهلوانان و ورزشکاران به ورزش خود ادامه دهند.
    شهردار اصفهان دنیای امروز را دنیایی با شرایط سخت خواند و گفت: به دلیل شیوع ویروس کرونا در شرایط سختی قرار داریم و هیچکس نمی‌تواند ادعایی مبنی بر در امان بودن از آن داشته باشد؛ اما مدیریت شهری در این شرایط بحرانی هر هفته میوه شیرین پروژه‌ها را در محله‌ها و مناطق تقدیم شهروندان می‌کند.
    وی افزود: مدیریت شهری اصفهان با رعایت فاصله گذاری اجتماعی و پروتکل‌ها یکشنبه هر هفته پروژه‌های عمرانی را افتتاح یا کلنگ‌زنی می‌کند.
    شهردار اصفهان با تأکید بر اینکه سلامتی مردم اولویت اصلی شهرداری است، تصریح کرد: تلاش می‌کنیم تا تمام فعالیت‌های عمرانی بدون هیچ وقفه‌ای ادامه یابد، اما از تمام کارگران، کارشناسان، مهندسان و شهروندان انتظار می‌رود پروتکل‌های بهداشتی را رعایت کرده و این موضوع مهم را اولویت اصلی خود قرار دهند.
    وی تاکید کرد: همه باید احساس مسئولیت کنند و برای سلامتی خود و دیگران حتماً از ماسک استفاده کنند و تردد خود را در سطح شهر به حداقل برسانند تا بتوانیم از این دوران بحرانی عبور کنیم.
    شهردار اصفهان همچنین از راه اندازی مجدد پله‌های برقی ایستگاه شفق ظرف ۱۵ روز آینده خبر داد و گفت: آذرماه سال گذشته یکی از ایستگاه‌های اتوبوسرانی و پله‌های برقی ایستگاه شفق در منطقه ۱۳ آسیب زیادی دید که برای بازسازی آنها شش میلیارد تومان هزینه شد، اما پله‌های برقی ایستگاه شفق هنوز راه اندازی نشده که مقرر شد تا ۱۵ روز آینده این مشکل رفع شود.
    وی با بیان اینکه پارک دستگرد تا پایان امسال باید احداث و مورد بهره‌برداری قرار گیرد، گفت: شهرداری منطقه ۱۳ در حال تعامل با مردم برای تملک زمین‌های واقع شده در مسیر پروژه پارک دستگرد است که امیدواریم مردم برای تحقق این مهم همکاری لازم را داشته باشند تا تملک انجام و در پایان سال جاری شاهد بهره‌برداری از این پروژه باشیم.
    نوروزی با تأکید بر اهمیت بازآفرینی بافت فرسوده افزود: بازآفرینی محله قائمیه باید مورد توجه قرار گیرد و بازار روز و شب در این محله راه اندازی شود.
    وی با تأکید بر اینکه ایجاد مجموعه ورزشی در محله قائمیه و دفتر تسهیلگری لازم و ضروری است، گفت: مردم قائمیه تحت فشارهای زیادی قرار گرفتند و از امکانات اولیه محروم هستند، اما نباید این شرایط ادامه پیدا کند و باید هرچه سریع‌تر در این راستا اقدام شود.
    نوروزی با بیان اینکه احداث تصفیه خانه پساب منطقه ۱۳ در دستور کار قرار گرفته است، گفت: در این تصفیه خانه ۴۰ لیتر آب بر ثانیه که ۲۰ لیتر آن از پساب زندان و ۲۰ لیتر از محله قائمیه است، تصفیه می‌شود تا فضای سبز منطقه از شرایط فعلی خارج شود.
    وی با بیان اینکه گلوگاه‌های منطقه ۱۳ در دست بازگشایی است که نمونه بارز آن بازگشایی مسیر مدرسه همتیان با مشارکت مردم بود، تأکید کرد: بازگشایی گلوگاه‌ها تردد شهروندان در شهر را آسان می‌کند.
    وی ادامه داد: بخشی از حلقه حفاظتی شهر که از آن به عنوان توفیق بزرگ یاد می‌کنیم در منطقه ۱۵ اجرا خواهد شد و این به معنای ایجاد دسترسی برای ورود آسان به منطقه، کاهش آلودگی، جلوگیری از حوادث تلخ ناشی از تردد خودروها است.

  • صنعت چوب اکنون یک صنعت کاربردی و ضروری است

    صنعت چوب اکنون یک صنعت کاربردی و ضروری است

    صنعت چوب اکنون یک صنعت کاربردی و ضروری است
    یکی از فعالان حوزه صنعت چوب و مبلمان در حاشیه افتتاحیه هجدهمین نمایشگاه بین المللی یراق آلات، ماشین آلات مبلمان اصفهان گفت: متاسفانه مشکل اصلی کنونی که برای فعالان صنعت چوب ایجاد شده است کمبود مواد اولیه و گرانی آن است.

    محمود صالحی که حدود 20 سالی است در این رشته فعالیت می کند با اشاره به مشکلات فعلی و شرایط ایجاد شده اظهار داشت: درحال حاضر دیگر صنعت چوب و مبلمان یک صنعت لوکس نیست بلکه به یک صنعت کاربردی تبدیل شده است .
    وی بیان داشت : این صنعت اکنون طیف وسیعی را دربرمی گیرد و تنوع محصولات نشانگر این است که این صنعت یک صنعت ضروری به شمار می رود .
    صالحی ادامه داد: صنعت چوب باید حمایت شود به این خاطر که ارزآوری زیادی برای کشور دارد و ما توانسته ایم حتی با رقبای خارجی رقابت داشته باشیم .
    این فعالی صنعت چوب با اشاره به اینکه صنعت چوب و مبلمان ایران، شامل تامین کنندگان، تولید کنندگان و توزیع کننده مواد اولیه سلولزی و چوبی و محصولات نهایی چون مبلمان خانگی، اداری، رستورانی، بیمارستانی، فروشگاهی، شهری، هتلی و …. و همچنین محصولاتی چون کابینت آشپزخانه، درب های ساختمانی، پارکت، ساختمان های چوبی، نمای ساختمان، دیوار پوش ها، پوشش سقف های چوبی ساختمان و غیره است، گفت: تقویت امید در فعالیت های تولیدی موجب رشد و توسعه اقتصادی می شود.
    وی در ادامه با تاکید بر اینکه گاهی قوانین دست و پای تولید کننده را می بندد اظهار داشت: تولید کننده باید با آرامش خاطر بتواند از خود خلاقیت نشان بدهد و قوانین دست و پاگیر جلوی راهش نباشد.
    دیگر شرکت کننده و مدیر بازرگانی یک شرکت مبلمان در این نمایشگاه نیز گفت: سیاری از مردم هنوز گمان می کنند که کیفیت تولیدات داخلی قابل مقایسه با محصولات خارجی نیست اما باید به تولید کننده ایرانی اعتماد کنیم، چرا که اکنون ما توانسته ایم چیزهایی تولید کنیم که حرف اول را می زند.
    وی در رابطه با صنعت چوب اصفهان نیز گفت: به هر حال این صنعت در اصفهان نیاز به ساماندهی دارد اما این را هم نباید نادیده گرفت که اصفهان از سالیان سال پیش همواره در صنعت چوب حرف اول را می زده است، اما مردم همچنان نسبت به این موضوع اطمینان کافی نداشته و از پایتخت خرید می کنند.
    این فعال صنعت چوب تصریح کرد: باید با فرهنگسازی این اعتقاد اشتباه را تصحیح کرد.

    این هفته | inhaftemag.com