برچسب: این هفته

  • “آخرین انار دنیا” روی میز نقد کتاب خانه نوجوان

    “آخرین انار دنیا” روی میز نقد کتاب خانه نوجوان

    به گزارش اینهفته ؛ مدیر دفتر تخصصی نوجوان گفت: برنامه “رمان و زندگی” نشست ادبی با محوریت رمان است که به طور ماهانه، چهارشنبه های آخر هر ماه در حال برگزاری است.
    صفیه سادات موسویان اظهار کرد: این برنامه از سوی خانه نوجوان وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و با همکاری شهر کتاب اصفهان برنامه ریزی شده و در ابتدای هرماه رمان منتخب اعلام می شود و مخاطبان یک ماه فرصت دارند رمان را مطالعه و در روز موعود در مورد آن با یکدیگر گفتگو کنند.
    وی با اشاره به اینکه مخاطبان این برنامه عمدتا افرادی هستند که به طور مستمر به مطالعه رمان علاقه مند هستند، افزود: نشست “رمان و زندگی” این ماه به نقد و بررسی کتاب “آخرین انار دنیا” نوشته بختیار علی اختصاص یافته که والدین و نوجوانان علاقه مند به این کتاب می توانند روز چهارشنبه 28 آبان ساعت 17 با حضور در خانه نوجوان به گفتگو بپردازند.
    وی تصریح کرد: این کتاب تا 27 آبان در شعبه شهرکتاب شرق با تخفیف 20 درصدی در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد که دوستداران کتاب جهت دریافت بن تخفیف می توانند به خانه نوجوان واقع در خیابان لاهور، خیابان مفتح شرقی مراجعه کنند.

  • “زنگ آب” مجازی به صدا درآمد

    “زنگ آب” مجازی به صدا درآمد

    به گزارش اینهفته، مدیرعامل شرکت آبفا استان اصفهان پیرامون نواختن زنگ آب در فضای مجازی اعلام کرد: نواختن زنگ آب در صورتی که دانش آموزان فرایند تعلیم و تربیت را به دلیل شیوع ویروس کرونا مجازی دنبال می کنند، نشانگر اهمیت و ارزش آب است.
    هاشم امینی با بیان اینكه آب در همه فرهنگ‌ها كالایی مهم و غیر قابل جایگزین به شمار می‌رود، ابراز داشت: در فرهنگ دینی و اسلامی ما بر اهمیت آب دو چندان تاكید شده و بر پرهیز از اسراف در مصرف آب و صرفه جویی در مصرف این مایع حیاتی توصیه شده است.
    وی با تاکید بر اهمیت آموزش استفاده صحیح از آب به دانش آموزان اظهار داشت: دانش آموزان می‌توانند با آموزش به عنوان یك مروج فرهنگ مصرف صحیح آب در خانواده‌ها عمل كنند.
    مدیرعامل شركت آب و فاضلاب استان اصفهان با تقدیر از همكاری خوب اداره کل آموزش و پرورش استان همچنین مدیران و مربیان مدارس، ابراز امیدواری كرد که برگزاری این برنامه‌ها در نهایت می تواند به اصلاح الگوی مصرف آب در جامعه بیانجامد.
    وی ادامه داد: باید فرهنگ صرفه جویی به عنوان یك اصل در زندگی اقشار مختلف جامعه مورد توجه قرار گیرد و
    تمامی مصارف همچون مصارف خانگی و همچنین مصرف در محیط اجتماعی مانند مدارس مطابق الگو باشد.

    هاشم امینی خاطر نشان كرد: برای تشكر از این نعمت خداوند باید بتوانیم راه استفاده صحیح و پرهیز از اسراف را بیاموزیم و دانش‌آموزان بهترین گزینه برای آموزش الگوی مصرف صحیح در زمینه آب هستند.
    در ادامه این مراسم مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان با اشاره به اهمیت مصرف صحیح آب توسط دانش آموزان گفت: یکی از راههای مصرف بهینه آب توسط دانش آموزان استفاده از تحهیزات کاهنده در مدارس است که بدین منظور تصمیم گرفتیم از شیرهای پدالی در مدارس استان استفاده کنیم.
    اعتدالی ادامه داد: اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان در نظر دارد تا قبل از سال 1400 در بیش از 80 درصد مدارس از شیرهای پدالی استفاده نماید.
    وی ادامه داد: در چند سال اخیر آموزش و پرورش در مقاطع مختلف تحصیلی برنامه های آموزشی متنوعی پیرامون مصرف بهینه آب برای دانش آموزان در دستور کار قرار داده است که نمونه بارز آن برگزاری جشنواره نخستین واژه آب برای کودکان اول دبستان می باشد. همچنین در سالهای اخیر زنگ آب با هدف ترویج مصرف درست آب در میان دانش آموزان در مدارس سطح استان نواخته شده است .
    لازم به ذکر است مراسم “زنگ آب” و “جشنواره نخستین واژه” همه ساله در آبان ماه، همزمان با آموزش کلمه آب در مقطع اول دبستان، همراه با جشن و برنامه های آموزشی در خصوص مدیریت مصرف آب، در دبستان های استان برگزار می گردد.

  • انتخابی فراجناحی داشته باشیم

    انتخابی فراجناحی داشته باشیم

    اما اين فقط يك تصميم احساسي و مقطعي نبود. چراكه پدرام با آن كه از همان نوجواني شاعر و نويسنده اي توانمند بود، در  عرصه رسانه که عشق و آرزوی دیرینش بود ، باقي ماند و بعدها عضو  شورای سردبیری جام جم ، ایران و مدیر کل مطبوعات داخلی شد و در هر سه قوه، مسئولیت هایی را پذیرفت که با توان و علاقه اش يعني روزنامه نگاری مرتبط بودند. تحصیلات حقوقی اش هم  به وی کمک کرد تا در این عرصه آهسته و پیوسته رود و به تندروي هاي رايج در اين يا آن جناح سیاسی متمایل نشود.

    پدرام از همان اوان نوجوانی نشان داد که  دلبسته انقلاب و ارزش هاي نظام است،  اما به جهت اشراف بر ادبيات و تعامل با چهره هاي گوناگون از جناح هاي مختلف، تفکر جناحی پیدا نکرد.

    غیر جناحی بودن پاک آیین، وجه تمایز وی در بین مدیران شهرستانی و پایتخت نشین است . او قدر رسانه های محلی اعم از مطبوعات و سایت ها را می شناسد.عملکرد او در اداره کل مطبوعات داخلی هم گواه همین رفتار است. او بیش از آن که دلبسته روزنامه ها و خبرگزاری های سیاسی پایتخت باشد، دلبسته مجلات ریشه دار و نشریات و سایت های کم برخوردار استانی و شهرستانی است.

    پاک آئین در دوران مدیریتش به اصلاح طلب و اصولگرا و اعتدالی ها نگاه برابر داشت. در دوره او روند توقیف رسانه ها که زماني به اوج رسیده بود، متوقف شد و  مجوز هیچ رسانه ای به خاطر بی نظمی در انتشار لغو نشد.

    و سخن آخر این که  هر چند مدیران مسئول رسانه های کشور ، خود اهل شایسته گزینی اند، اما چه خوب است که این انتخابات رسانه ای را سیاسی نکنیم و با انتخابی درست،  محیط رسانه ها را از افت جناح زدگی افراطی  مبرا نگاه داریم.

  • برترین های دومین دوره مسابقات آزاد کشوری نماچینی آجر معرفی شدند

    برترین های دومین دوره مسابقات آزاد کشوری نماچینی آجر معرفی شدند

    به گزارش روابط عمومی دومین دوره مسابقات آزاد کشوری نماچینی آجر، آئین اختتامیه این دوره از مسابقات با رعایت پروتکل های بهداشتی در محل دائمی نمایشگاه های بین‌المللی اصفهان برگزار شد.
    سیدناصر موسوی لارگانی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، آرش اخوان طبسی مدیرکل فنی و حرفه‌ای استان اصفهان، عبدالحسین عسگری رئیس سازمان نظام مهندسی استان اصفهان، شیرین طغیانی رئیس کمیسیون معماری، شهرسازی و عمران شورای شهر اصفهان، علی یارمحمدیان مدیرعامل شرکت نمایشگاه‌های بین‌المللی اصفهان و جمع دیگری از مسئولان در این آئین حضور یافتند.
    در این مراسم با توجه به اعلام هیئت داوران اکبر عابدینی مقام اول، حجت ساعدی مقام دوم و مرتضی مزدبران و نسیم دهقانی نیز مقام سوم را کسب کردند.
    گفتنی است نفرات اول تا سوم همراه با افرادی که موفق به رتبه چهار تا ۱۰ شدند همراه با اعضای اصلی خانواده شان از شش ماه بیمه تامین اجتماعی بهره مند خواهند شد.
    وحیدرضا مشکات روحانی، علی توکلی، اصغر خدایی، امیرحسین نادیان، مریم پیراسته، نفیسه قریشی، محمدامین صفری، حمید جعفریان، سید حمید سجادی، سعیدکاردان پور، مجید عباسی، حسنعلی سلطانی، داوود احمدی، علی هاشمی، محسن جمشیدیان و مژگان خادمی تیم داوری دومین دوره مسابقات آزاد کشوری نماچینی آجر را تشکیل دادند.

  • قربانی تجاوز مجرم نیست

    قربانی تجاوز مجرم نیست

    شاید پرده برداری از این خشونت ها و پایان یافتن این تجاوز ات را مدیون اولین دختر جسوری باشیم که سکوت را شکست و صدایش به بقیه قربانی ها هم رسید. البته تنها سی نفر از قربانیان از بین سیصد نفر این جسارت را داشتند و بقیه بنا بر دلایلی همچنان مهر سکوت بر دهانشان خورده است. در این رابطه گفت و گویی داشتیم با دکتر کیوان زاهدی، متخصص مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان شناسی کشور که اعتقاد دارد: افشاگری تجاوز جزو تابوهایی است که باعث می شود، فرد تحت فشارهای گوناگون اجتماعی قرار بگیرد و به نوعی خودش را در جرمی که اتفاق افتاده، سهیم بداند.

    • چه عواملی باعث می‌شود که قربانی آزار جنسی خود را در جرمی که اتفاق افتاده مقصر بداند؟

    اکثر دختران ما در طی فرایند رشدشان با این جمله از سوی والدین شان مواجه می شوند که تو مسئول مراقبت از خودت بخصوص حریم جنسی ات هستی و باید از خودت مراقبت کنی، در واقع مفهوم چنین عبارتی بیانگر دو نکته ی اساسی است، اول اینکه تو در جامعه ای زندگی می کنی که همواره باید منتظر چنین خطراتی باشی و انتظار حمایت قاطع نباید داشته باشی، دوم اینکه اگر بلایی سرت آمده، تو خود نتوانسته ای از خودت مراقبت کنی و به این دلیل است که اکثر دخترخانم ها خودشان را به نوعی سهیم در این ماجرا می دانند.

    • در این زمینه چرا قانون نتوانسته جایگزین مناسبی برای برخی برچسب زدن‌های فرهنگی به قربانیان آزارجنسی داشته باشد؟

    هر چند نمی توان منکر تاثیر قوانین مدرن در تغییر باورها و نهایتا فرهنگ جامعه گردید اما باید بدانیم که نگارش قوانین نیز تا حدود زیادی متاثر از فرهنگ غالب جامعه است. نباید این نکته را فراموش کنیم که جامعه ی ما هنوز، تحت عنوان «مردسالار» شناخته می شود. به نظر می رسد، قوانینی که برای زنان نگاشته می شود، در قدرت مطلق مردان است. از سویی دیگر حتی اگر قوانین ما قانع کننده باشد، ما با موانع فرهنگی بسیاری روبروهستیم که شاید شایع ترین آنها مفهومی به نام « آبرو» باشد و باعث می شود، بسیاری از بحران های اجتماعی در ایران در پستوها قفل شده و پنهان بماند. این حفظ آبرو تنها مخصوص خانواده‌های ایرانی نیست. دستگاه‌های رسمی و حتی پژوهشگران نیزسال های زیادی است که چشم خود را بر روی آمارها بسته اند و یا انگیزه ی تحقیقات علمی جامع تری در این خصوص را ندارند. این تکرار سکوت باعث می‌شود تا متجاوز، وقیحانه رفتار خود را تکرار کند.

    در واقع در جامعه سنتی ما حفظ آبرو تبدیل به سلاح کشنده ای در دست متجاوزان شده است، به صورتی که آنها از این سلاح برای تهدید قربانیان خود استفاده می کنند و قربانیان جنسی با وجود قوانین موجود بازهم سکوت می کنند وصد البته همین سکوت مرگبار مانع اصلی در رشد و شکل گیری قوانین مدرن در این خصوص می باشد. در واقع ما کمترین گزارش های رسمی مربوط به حوزه ی آسیب های خانواده را مربوط به تجاوز جنسی داریم، نه اینکه آمارها کم باشد، بلکه به این خاطرکه یک تابو محسوب می شود و فرد قربانی این ترس را دارد که سرزنش شود، این موضوع به خصوص از سوی نزدیکان فرد اتفاق می افتد، چون جامعه هنوز قدرت پذیرش کامل این موضوع را ندارد وفرد قربانی ممکن است حتی از سوی نزدیکانش مورد تهدید واقع شود.

    به عنوان مثال ما برای فردی که بخاطر حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله خانه اش را از دست داده، یا حتی بخاطر بدهی مالی به زندان افتاده، نگاهی مثبت و امداد گرانه داریم و کمک به او را طبیعی می دانیم، اما در رابطه با یک نفر که به او تجاوز جنسی شده، گاها چنین نگاهی نداریم یا هضم موضوع برای مان دشوار است و سریع این تفکر در ذهن مان شکل می گیرد که خودش حتما به نوعی درگیر ماجرا بوده است و الا چنین اتفاقی هرگز نمی افتاد.

    درعین حال رفتن به دادگاه و تشکیل پرونده هم یک تابو محسوب می شود و همین موضوع نیزازعوامل بازدارنده برای شکایت علیه متجاوز می باشد.

    در واقع فرد قربانی با یک هجمه ی فرهنگی روبرو است و ترجیح می دهد که سکوت اختیار کند. اثبات تجاوز هم خود فرایندی دشواراست و به لحاظ بحث های حقوقی با موانعی روبرو هستیم که باعث می شود، خیلی ها از شکایت کردن منصرف شوند.

    به نظر می رسد که اگر فرد قربانی شکایت هم بکند در جریان دادگاه با انواع آسیب ها روبرو خواهد شد، چون به این فرد به عنوان بستری نگریسته می شود که آماده ی هر گونه دست درازی است.

    فرد خود را بی پناه می بیند و احساس می کند که صدایش شنیده نمی شود و مورد حمایت های اجتماعی قرار نمی گیرد. چنین موارد ی است که او را وادار به سکوت می کند.

    • برخی از کشورها مساله جابه‌جایی جای « قربانی» و «متعرض» را مدتهاست که حل کرده‌اند، چرا این موضوع در کشور ما حل نشده است؟

    متاسفانه صدای زنان ایرانی در این خصوص هنوز به گوش جامعه ایران و مسئولان نرسیده است.

    تحقیقات در سطح ملی در این خصوص بسیار کم و ناچیز است.

    به عنوان مثال در پژوهشی که در دهه ی هفتاد به ثبت رسیده و به عنوان یک تحقیق ملی در مورد خشونت های خانگی برعلیه زنان انجام شده است، نشان می دهد که از بین انواع و اقسام خشونت های عاطفی، جسمی، روانی، کلامی، حقوقی وغیره، خشونت جنسی رتبه ی آخر را دارد و کمترین میزان گزارش شده است، همانطور که پیش تر هم اشاره کردم، واقعیت ها نشان می دهد: خانم ها شجاعت بیان این خشونت را برعلیه خودشان ندارند و صدای آن ها به گوش عقلا، جامعه شناسان، آسیب شناسان و روان شناسان و حقوق دانان جامعه نرسیده است.

    • آموزش تا چه حد قدرت و توان پیشگیری از این قبیل مسائل را خواهد داشت؟

    آموزش ها نقشی جدی در پیشگیری از این اتفاقات شوم ایفا می کنند و ابزار قطعی در پیشگیری از این معضلات اجتماعی هستند، به عنوان متخصص در فرزند پروری بر این باورهستم که اگر بخواهیم ریشه ای به این مساله بپردازیم، قبل از هر اقدامی این والدین هستند که نیاز دارند، قبل از بچه دار شدن مهارت های فرزندپروری را بیاموزند به عنوان مثال تربیت جنسی کودکان، آشنایی با حقوق کودکان و…

    • و به نظر شما اولین قدم برای حمایت از کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند چیست و چه باید کرد؟

    اولین و مهمترین گام پذیرش بی قید و شرط قربانی است. اگر فرزند یا فردی از خانواده ما در هر سنی مورد تعرض یا تجاوز قرار بگیرد، باید ضمن پذیرش و شنیدن سخنان او روند درمانی و پیگیری های قضایی او را شروع کنیم و بپذیریم که او یک قربانی است نه مجرم.

  • سفره های کوچک، لقمه های کوچک تر و کوچک ترین اقتصاد

    سفره های کوچک، لقمه های کوچک تر و کوچک ترین اقتصاد

    نخستین وعده غذایی خانواده اصغر در خانه 60 متریشان، بعد از دو روز گرسنگی ، همین است . مادر 23 ساله است با 5 بچه قد و نیم قد و پدر 31 ساله و کارگر فصلی است. دست های فاطمه گیج مانده که چطور سیب زمینی های پخته را بین بچه ها تقسیم کند. کاسبی اصغر این روزها دندان گیر نیست.

    بوی پلاستیک سوخته می آید. آفتاب پاییزی تیز می تابد توی چشم های او و همرزمان کارگرش که توی یکی از میدان های منتهی به مرکز شهر، روی چمن های کچل شده و زرد، لم داده اند. خط فقر اینجا تیز و خونریز است و برای آنها کرونا معنی ندارد، چون گرسنگی از کرونا هم ترسناک تر است. گرسنگی که هر روز با پوست و گوشتشان آن را لمس می کنند و این روزها بیشتر از هر روز خجالت می کشند.

    ساعت 7 صبح است و خاک بی چمن میدان هر روز این نگاه های منتظر را شاهد است. دل مدور و دایره ای میدان را که نگاه کنی، پر شده از آدم های مچاله که به امید لقمه ای نان منتظرند. آدم هایی که انگار به اینجا وصله شده اند، با چهره های آفتاب سوخته و چشم های نگران.

    صورت تکیده و بی دندان قاسم هم نشان از ماراتن بی پایان زندگی او با روزهای کرونا است. سفره او وقتی کوچک شد که کرونا آمد و او از کار بیکار شد. حالا او هم میهمان پیاده روهایی است که هر روز با او این روزهای سیاه را ورق می زند. امروز سه ماه و 10 روز است که بیکار شده و هر روز را به شکلی گذرانده اند؛ اول با فروش لوازم دست دوم و حالا با ایستادن توی میدان، برای یافتن  شغلی غیررسمی، بدون بیمه و امنیت.

    • تیشه به ریشه زندگی

    ساکنان این خیابان مثل آدم های فراموش شده، نه گذشته ملموسی دارند و نه آینده روشنی. کرونا تیشه زده به ریشه زندگی هایی که این روزها قوت قالبشان سیب زمینی و نان خالی است و اگر لاکچری تر باشند به چند تخم مرغ، ختم می شود.

    کارگران را که در میدان جا بگذاری. بین خانه های پایین شهر، خانه عطیه و بچه هایش هم فقر سیاه را مثال می زند، شوهرش دو سال پیش زیرچنگال اعتیاد جان داده و حالا او مانده و سه فرزندش. بساط ناهار عطیه، یک پیاله کشک است که از فرط آب زیاد، رنگی بر رخ ندارد. او زندگیش را با خیاطی می گذرانده و بعد از گرانی ها و کرونا، بساطش چندان جور نیست، نه سفارش زیادی هست و نه پولی . گرانی ها هم هر قدر بخواهند در حال تاختنند. عطیه تکه های کوچک نان بربری را توی آب کشک فرو می کند و می گذارد دهان اسماء- کوچکترین فرزند عطیه- با پاهای برهنه و نحیف، با اینکه 5 بهار را گذرانده، مثل یک کودک دوساله است. عطیه چشم هایش را می گرداند سمت نگاه های علی و سمیه و به آنها اجازه خوردن می دهد. بچه ها بدون اینکه تاخیر کنند، لقمه ها را می تپانند توی دهانشان.

    برای علی، محسن، عاطفه و خیلی های دیگر که نام کارگر را یدک می کشند، زندگی ها شبیه هم است. کارگرهایی که حالا زیر خط فقر، روزگار می گذرانند. کارگرهایی که یا بیکار شده اند یا اگر کار دارند با حقوق دو میلیون و 610 هزار تومان به سختی سبد خانوارشان را پر می کنند. روزهایی که گرانی دست بر گلوی معیشت کارگران گذاشته و این روزها گوشت و مرغ  و لبنیات لاکچری تر از همیشه است.

    • حقوق بخور و نمیر

    «گرسنگی، بی پولی، فکر، خستگی، فکر می کنی چطور باید بگذرانیم، وقتی اجاره نشین هم باشی و بچه ات بخواهد درس بخواند». حسن می گوید. کارگر تراشکاری است و روزی 50 هزار تومان اگر کار باشد و همه چیز بر وفق مراد، دستش را می گیرد. «فکر می کنی چطوری پول جور می کنیم؟ هر کار که شد. هر جور که شد. »جمله های شیدا ناتمام می ماند. نوازش انگشت ها مرهم گونه ها می شود تا قطرات اشک سرگردان نماند: «خودم را از اعتیاد پس گرفتم تا زندگی شرافتمند داشته باشم، حالا با یک حقوق بخور و نمیر مستخدمی با دو تا بچه می شود چکار کرد»؟

    تار و پود زندگی او و امثال او در دورانی که تورم روزانه بالا می رود، در حال از هم گسستن است و دیگر یارانه های ناچیز هم کفاف زندگیش را نمی دهد. اینکه  حدود 60 میلیون نفر از جمعیت ایران وابسته به یارانه هستند، غم انگیز و گریه آور است. آسیب پذیرانی که تنها سرمایه شان برای زنده ماندن در زیر خط فقر مبلغ ناچیزی است که هر ماه به انتظارش می نشینند.

    با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که خط فقر غذایی این روزها افراد بسیاری را درگیر کرده است.  دهک هایی که در جایگاه تعدیل نیروها قرار گرفته اند و با یکه تازی کرونا به جمع 9 میلیون بیکار دیگر پیوسته اند. با این اوصاف، در دو سال اخیر، عملا گوشت از سفره ایرانی‌ها حذف و درنهایت خوشبینی تن‌ماهی، قارچ و سویا جایگزین مصرف گوشت شده‌اند. این در حالی است که قیمت تن ماهی در طول یک‌سال گذشته از 10هزار تومان به 25 هزار تومان رسیده است، در واقع هر خانواده چهارنفری با فرض این‌که هر روز صبحانه نان و کره و ناهار عدس‌پلو (بدون کشمش یا گوشت چرخ‌کرده) و شام تخم‌مرغ و سیب‌زمینی بخورند، ماهانه باید چیزی حدود یک‌میلیون و 900 هزار تومان برای همین 3 وعده غذایی هزینه کنند.

    کارگر
    کارگر

    این در حالی است که حداقل دستمزد نیروی کار در ایران چیزی حدود دومیلیون و 800 هزار تومان است.

    • 60 میلیون نفر زیر خط فقر

    به گفته فرامرز ادیب، اقتصاد دان، اکنون بین 50 تا 60 میلیون نفر زیر خط فقر قرار گرفته اند و فاصله رو به گسترش بین فقر و غنا، ریزش طبقه متوسط و معضلات و مشکلات معیشتی که با آن روبرو هستیم به عینه مشخص است.

    او از شرایط و معضلاتی صحبت می کند که این روزها و در شرایطی که ویروس کرونا در حال گسترش است، باعث شده که کارخانه های واگذار شده به بخش شبه دولتی به وجود بیاید که اغلب آنها تعطیل شده و کارگران آنها ماه هاست حقوق دریافت نکرده اند.

    به اعتقاد او اکنون اقتصاد دولتی حاکمیت اقتصاد را در دست گرفته و آنچه که به نام خصوصی سازی گفته می شود، چندان معنای واقعی ندارد، به این دلیل که بخش خصوصی واقعی بودجه و سرمایه ای ندارد که بخواهد شرکت های بزرگ خصوصی که عرضه می شود را خریداری بکند یا حتی شرکت هایی که معطوف به بند ب اصل 44 را بتواند خریداری بکند و باز هم این شبه دولتی ها و فرا دولتی ها هستند که در لباس بخش خصوصی واقعی وارد شده و اکنون در این شرایط دچارضرر و زیان و تعدیل نیروهای زیادی شده اند.

    با این تفاسیر رشد اقتصادی ما در حال حاضر منفی است و این نشان دهنده کوچک تر شدن اقتصاد ماست.

    • اقتصادی که کوچک می شود

    اقتصاد کوچکی که قیچی به دست گرفته و سفره ها را هم کوتاه می کند. طبق گزارش های مرکز آمار ایران، متوسط هزینه لازم برای یک خانوار سه نفره برای تامین سبد غذایی 2300 کیلو کالری برای هر فرد است، یعنی به طور میانگین باید این خانوار ماهیانه یک و نیم میلیون تومان از حقوق خود یعنی یک سوم هزینه هایشان را صرف سبد غذایی خود کنند.

    اما آیا چنین اتفاقی می افتد؟ اگر بخواهیم منطقی در رابطه با سفره های مردم در این روزها صحبت کنیم باید حقوق یک کارگر در تهران حداقل 4 میلیون و 600 هزار تومان باشد و در شهرستان ها این مبلغ به 3 میلیون و 800 هزار تومان برسد .

    با این حساب، شش دهک باقی می ماند که در برابر رفع نیازهای اولیه خود بی دفاع هستند و به همین سادگی باید سفره هایشان را کوچک کنند تا بتوانند دوام بیاورند.

  • ناخواسته هایی که دفن می شوند

    ناخواسته هایی که دفن می شوند

    چشم ها همه جا به دنبال مشتری می چرخند. در کوچه پس کوچه هایی که دلالان، در آن مرگ می فروشند. نسخه ای در کار نیست. روی یک تکه کاغذ بی نام و نشان، نام دارو نوشته می شود تا جُرمی اتفاق نیافتد. اگر نسخه باشد، جریمه دارد و زندان. مشتری ها بسته به جیبشان، آمپول ها را می خرند. از اروپایی های گران گرفته تا هندی های ارزان؛ مشتریان خاص خود را دارند. اینجا ناصرخسرو است؛ تقاطعی برای مشتریان متنوعی از تمام شهرها که سنشان از 15-14 ساله می رسد به 40 سال. عابری می رود، عابری می آید و نوری به تن کوچه های باریک نیست، اما در فضای سرد و دلهره آور ناصرخسرو، بازار فروش داروهای سقط جنین داغ است . از دانه ای 600 تا 700 هزار تومان شروع می شود، به بالا، بستگی دارد که چقدر تیغشان ببرد. چشم ها باز هم می چرخند و زمزمه ها بلندتر می شود.

    بازگشتی برای از خانه گریخته هایی که به هر تخته پاره ای چنگ می زنند، نیست تا به اجبار زندگی را دفن کنند. نه آمار دقیقی هست و نه عددی. آمارها پشت تابوها پنهان شده اند و همین موضوع به افزایش سقط ها کمک می کند.

     

    • دلالانی که مرگ می فروشند

    از ناصرخسرو که فاصله بگیری قرص های سقط جنین را تقریبا همه دارند، از ماماها و متخصصان زنان و زایمان گرفته تا عطاری هایی که باید آشنایی بدهی تا این دارو را در اختیارت بگذارند، اما آنچه که مهم است، تعداد غیرقانونی هایی است که از قانون جلو زده اند. جوانانی که آگاهی چندانی از سقط جنین ندارند و ممکن است در این جنگ تن به تن جانشان را از دست بدهند.

    قتل هایی که هر روز بر تعدادش افزوده می شود، حالا چه در زیرزمین های نمور باشند یا اتاق هایی که نام مطب را یدک می کشند، اما چندان بهداشتی نیستند . پنهان و دور از چشم ها. هر روز هزار نفر در جایگاه متهمان اصلی سقط قرار می گیرند تا چشمهایشان را بر روی پیامدهای داروهایی که ممکن است، جانشان را بگیرد ببندند  به گفته مسئولان وزات بهداشت، سالانه بین 300تا 500هزار سقط جنین غیرقانونی در کشورمان انجام می‌شود و تنها حدود 10 مورد از این سقط ها قانونی است و بقیه در پوست بی قانونی می گنجد. قانونی که سال 84 تصویب شده و در سال 85 پزشکی قانونی اعلام کرده که حدود سه هزار مورد در کل کشور از این سازمان مجوز سقط دریافت کرده‌اند؛ این در حالی است که درسال 94 این آمار، حدود 10 هزار مورد اعلام شده است، اما آمار تمام سقط‌ها، یعنی سقط‌های قانونی و غیرقانونی بسیار فراتر است و هر سال نیز در حال افزایش است.

    سال 74 ، وزارت بهداشت اعلام کرد، 80 هزار سقط جنین در سال داریم، یعنی حدود 220 جنین در هر روز سقط می‌شوند! در این فاصله زمانی آمار دیگری نداریم تا سال 92، که وزارت بهداشت آمار سقط جنین را 250 هزار جنین در سال اعلام می‌کند، یعنی هر روز حدود 700 انسان زنده توسط پدر و مادر خود از طریق «سقط» کشته می‌شوند! براساس اعلام سازمان ثبت احوال کشور، در ‌سال 97، یک‌میلیون و 46‌هزار و 99 نفر به دنیا آمده‌اند؛ یعنی هر ساعت 167 نوزاد، بر این اساس هر ساعت 41 جنین از دست می‌روند و در مقابل 167 نوزاد به دنیا می‌آیند و این در حالی است که به گفته کارشناسان، 90‌درصد سقط جنین‌ها غیر قانونی است، وزارت بهداشت، اما این آمار را تأیید نمی‌کند و تنها نقل قول رسمی این وزارتخانه دو ‌سال پیش از زبان معاون آموزشی آن نقل شد که گفته بود سالانه بین 300 تا 500‌هزار مورد سقط جنین در کشور گزارش می‌شود؛ یعنی هر روز ‌هزار مورد توسط والدین کشته می‌شوند که تنها حدود 10 مورد آن قانونی است و طبق آخرین آمارها، سقط جنین 32 برابر بیشتر از کرونا منجر به مرگ شده است! نبود آموزش صحیح و از سوی دیگر نبود نظارت، تبعات زیادی را ایجاد کرده است به طوری که روند رو به افزایشی از مرگ و میرها در اثر این موضوع را در پی داشته است.

    • دختران جوان مشتریان سقط جنین

    با یک حساب سرانگشتی مشخص می شود، بیشتر مشتری های بازار ناصرخسرو، تهرانی هستند. شاید هم از اطراف پایتخت، آنها از شهرستان هم می آیند، به این خاطر که اصفهان، مشهد، قم، رشت و …، در این شهرها بازار سیاه دارو مثل تهران نیست. داروهای سقط جنین یک راست وارد بازار ناصرخسرو می شود؛ هم به صرفه تر است و هم ارزانتر تمام می شود.

    اکنون طبق اطلاعات ارائه شده در سایت پزشکان بدون مرز، میزان سقط در میان نوجوانان و جوانان در بالاترین رقم ممکن قرار دارد. آمارهای غیررسمی نشان می دهد که سالانه حدود 13هزار زن، به دنبال سوءاستفاده های جنسی، جنین خود را سقط می کنند. گاه زنان به اجبار شخص یا اشخاصی اقدام به این کار کرده یا به دلیل روابط نامشروعی که داشته اند، از ترس آبرو این کار را انجام می دهند.

    «میانگین سنی دخترانی که در ماه دو تا سه سقط انجام می دهند، بین 17 تا 18 سال است». این آمارها را خانم دکتری می گوید که به عنوان ماما در یکی از درمانگاه های عمومی مشغول به کار است.  نمی خواهد نامی از او برده شود و در پرده می گوید، در منزل خود نیز مطبی خصوصی برای سقط های غیرقانونی دایر کرده است.

    سمیه، یکی از مشتریان او 19 سال بیشتر ندارد و به تازگی سقط جنین غیرقانونی داشته. حال خوبی ندارد و هنوزهم تجربه کورتاژی که کرده است در ذهنش کمرنگ نشده است: «تهوع داشتم، خونریزی امانم را بریده بود. کورتاژ با آمپول های تاریخ گذشته انجام شده بود و عمل سقط به طرز فجیعی ناشیانه بود؛ تپش قلب داشتم و فشارم پایین آمده بود، اما نمی دانستم چطور به خانواده ام اطلاع دهم. نمی دانم چگونه خود را به خانه رساندم و بعد دیگر نفهمیدم چه شد». یک متخصص زنان و زایمان در همین رابطه هشدار می دهد، از آنجا که عمل های غیرقانونی به وسیله افراد غیرمتخصص و در مراکز غیربهداشتی صورت می گیرد، حاملگی های خارج از رحم را تشخیص نمی دهند و این مساله ممکن است به مرگ مادر بینجامد.دکتر زهره کجانی، از یک فاجعه پرده برمی دارد: «اگر جفت در بدن باقی بماند، با ایجاد عفونت، موجب می شود، دوباره مادر به بیمارستان مراجعه کرده و بار دیگر مورد عمل جراحی قرار گیرد.»

    • میزان شکایات کم است

    به گفته مسئولان اداره نظارت معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان که یکی از کلان شهرهای بزرگ و دارای آمار بالا در رابطه با سقط جنین به شمار می رود، در برخی مواقع پیرو شکایاتی که به خاطر مشکلات به وجود آمده در زمینه سقط های غیرقانونی می شود با هماهنگی دستگاه قضایی، اقدام به برخورد با افرادی می کنیم که این کار را انجام می دهند، اما با وجود میزان محدود شکایات هیچگونه آمار موثقی در این رابطه وجود ندارد.

    شهرام صادق بروجردی، کارشناس و آسیب شناس اجتماعی، معتقد است که چون بیشتر موارد یادشده با آبرو و حیثیت افراد در ارتباط است، بنابراین شکایتی هم در این خصوص صورت نمی گیرد:« اگر این عوامل از حد معینی تجاوز کند، به عنوان یک آسیب اجتماعی در جامعه مطرح می شود و این مشکل ناشی از مخفی کردن روابط نامشروع است که خود در اثر افزایش ارتباط بین دختر و پسر به وجود می آید».

    وی با اشاره به اینکه زنی که اقدام به این عمل می کند، نمی تواند از احساس آلودگی این جریان بگریزد و تا آخر عمر نسبت به این عمل احساس گناه می کند معتقد است: این زن در تعاملات خانوادگی و اجتماعی خود دچار مشکل خواهد شد، این در حالی است که در سقط غیرقانونی مبلغی هنگفت از زن مطالبه می شود و وی به جهت تسریع در عمل باید هزینه خواسته شده را تهیه کند و این امر او را در مسیر جرائم دیگری از جمله قاچاق مواد مخدر، سرقت، خودکشی، فساد، فحشا و فرار از خانه قرار می دهد.

  • چه رنگی رو با چه رنگی ست کنیم؟

    چه رنگی رو با چه رنگی ست کنیم؟

    حالا ما می خواهیم در این نوشتار رنگ طبیعت را به شما معرفی کنیم. سبز رنگی که همواره می بینیم و همواره از آن به شادی و سبزی تعبیر می شود. حالا اگر دوست دارید که بدانید رنگ سبز با چه رنگ هایی ست می شود همراه ما باشید.

    حالا بروید و در کمد لباسهایتان رنگ سبز را پیدا کنید، اگر لباسی سبز رنگ دارید آن را با کفش، کیف و زینت آلات بلوطی ست کنید. این دو رنگ در کنار هم بسیار عالی و باشکوه به نظر می رسند و از جنبه سلامتی برای کسانی که دچار گرفتگی یا فشار خون بالا هستند، مناسب است. بسیاری از ما در طول روز یا محل کار خود از رنگ های تیره استفاده می کنیم که شامل طوسی، قهوه ای یا سرمه ای می شود، اما شما می توانید برای اوقات آزادتان کمی سلیقه به خرج بدهید و با ذوقی که دارید رنگ سبز را با آنچه که دارید ست کنید و شادابی را به روحیه تان به خصوص در این روزها برگردانید.

    • سبز و بلوطی ترکیبی زیبا و جذاب

    رنگ بلوطی از رنگ هایی است که به خوبی با سبز ادغام می شود، شما به راحتی می توانید برای خود لباس فاخر و با شکوهی را تهیه کنید که بدرخشید . البته یک مساله مهمتر از آن هم این است که کسانی که دچار گرفتگی یا فشار خون بالا هستند هم می توانند از این رنگ ها استفاده کنند.

    رنگی
    رنگی
    • قرمز روشن یا شرابی فاخر و بی نظیر

    رنگ قرمز، رنگ آتشین زیبایی است که ترکیب خوبی را با سبز ایجاد می کند، از آنجایی که مغز ما بین گرما و رنگ ها ارتباط برقرار می کند و رنگ قرمز روشن دارای بیشترین درجه گرما در طیف نوری است، بهتر است اگر لباسی به رنگ قرمز داریم آن را با رنگ شرابی ست کنیم و معمولا این ترکیب رنگی با اکثر پوست ها و رنگ موها همخوانی دارد. از دیدگاه سلامتی هم این ترکیب رنگی باعث افزایش متابولیسم بدن و همچنین کاهش وزن می شود و برای افرادی که همواره به دنبال رعایت رژیم غذایی هستند مناسب است. علاوه بر این، قرار گرفتن رنگ شرابی در کنار رنگ قرمز روشن، آن حالت تندی قرمز را خنثی می کند.

    چه رنگی رو با چه رنگی ست کنیم؟
    چه رنگی رو با چه رنگی ست کنیم؟
    • ارغوانی و سبز یشمی دشمن استرس

    ممکن است بگویید این رنگ ها همخوان هم نیستند، اما اشتباه می کنید. ترکیب دو رنگ سبز یشمی و ارغوانی می تواند دنیای قشنگی را برای مخاطبانی که شما را می بینند، بسازد. همراهی سبز یشمی یا آبی روشن یا ارغوانی، تندی رنگ ارغوانی را خنثی می کند و در واقع این ترکیب رنگ با بیشتر پوست ها همخوانی دارد و باعث می شود رنگ پوست شما به اصطلاح باز شود. این ترکیب رنگی برای از بین بردن استرس و اضطراب بسیار مناسب است.

    چه رنگی رو با چه رنگی ست کنیم؟
    چه رنگی رو با چه رنگی ست کنیم؟
    • به رنگ طلا به رنگ خاک

    همیشه توی کمدهای همه ما یک رنگ به نام خردلی وجود دارد و چون خیلی ها فکر می کنند این لباس با هیچ لباس دیگری ست نمی شود، معمولا بلا استفاده باقی می ماند، اما این مساله راهکار دارد، فقط کافی است لباس خردلیتان را بردارید و با یک شلوار یا دامن خاکی ست کنید و ببینید که چقدر زیبا و در عین حال جذاب خواهد بود.یادتان باشد در کنار این ترکیب می توانید از زیورآلات طلایی هم استفاده کنید.

    به رنگ طلا به رنگ خاک
    به رنگ طلا به رنگ خاک
    • سرخابی و آبی لاجوردی مخصوص میانسالان

    خانم های میانسالی که دوست دارند لباس های قشنگ بپوشند و همانند جوانترها زیبا و خوشتیپ باشند، می توانند به راحتی از ست سرخابی و آبی لاجوردی استفاده کنند این دو رنگ الهام بخش یک زن پخته است که هر جا دیده شود شکوه و تجربه را نشان می دهد.

    این ترکیب رنگ برای خانم هایی که وارد دوره میانسالی شده اند مناسب است چون کهس رخابی رنگی چوان پسند و در عین حال زنانه است و قرار گرفتن رنگ آبی لاجوردی در کنار آن، تندی رنگ سرخابی را خنثی می کند و ترکیب مناسبی است برای کاهش توجهات به سیاهی دور چشم!

    سرخابی و آبی لاجوردی مخصوص میانسالان
    سرخابی و آبی لاجوردی مخصوص میانسالان
    • بنفش و زرد آرامبخش

    رنگ بنفش رنگی است که به آرامش بخشی معروف شده است و از این رو پوشیدن لباس هایی با این رنگ می تواند حس خوبی به شما بدهد تا از خستگی و عصبی بودن رها شوید. این انتخاب می تواند روحیه شما را با وجود ست کردن با رنگ زرد تقویت کند و به شما شادی ببخشد.

    بنفش و زرد آرامبخش
    بنفش و زرد آرامبخش
    • شرابی و صورتی کمرنگ جوان پسند

    صورتی همواره رنگی بوده که برای دختربچه ها استفاده می شده است اما با کمی دقت و خلاقیت می توانید از این رنگ در مهمانی هایتان استفاده کنید و به خودتان وقار را هدیه کنید. این رنگ جوان پسند همراه با اکسسوری هایی از جمله شال و کمربند و زینت آلات شرابی می تواند زیبایی را برایتان به ارمغان بیاورد. البته افراد مسن تر هم می توانند از این رنگ استفاده کنند، حتی اگر به سن 60 سال رسیده باشند.

    شرابی و صورتی کمرنگ جوان پسند
    شرابی و صورتی کمرنگ جوان پسند