برچسب: قانون

  • سهم مردانه از خیابان

    سهم مردانه از خیابان

    لرز تمام وجودش را می گرفت و انگار خُردش می کرد، می پیچید توی تمام وجودش و چنگ می زد به تنش. انگار که بُمب افتاده باشد توی یک خانه خرابه، جیغ کشید، جسدی شده بود با لباس های پاره پاره و خاک آلود، هنوز بوی دهان مرد را توی صورتش حس می کرد، اینقدر نزدیک که فراموش می کرد، از کدام خیابان باید فرار کند. تا آنجا که می توانست دوید. صدای نفس های مرد را پشت سرش می شنید و سنفونی ترس یک آن، رهایش نمی کرد. در گرگ و میش خیابان، سایه مرد توی چراغ های تاریک، روشن، زمین را تیره کرده بود و چسبیده بود به پیاده روها تا او هم از خیابان سهمی داشته باشد .

    راننده تاکسی، اتوبوس یا فروشنده دوره گرد، پلیس راهنمایی و رانندگی و… از آن دسته افرادی هستند که با خیابان انس می‌گیرند، اما همه انس گرفتن‌ها برای داشتن شغلی آبرومند یا حداقل داشتن دستمزدی ازعرق جبین نیست، گاهی خیابان می‌شود مامن، گاهی محل زندگی و گاهی راهی برای رسیدن به مقصد و این گونه می‌شود که “بیشترین وقت” سهم خیابان است.

    تحقیقات انجام شده نشان می دهد که به میزان مدت زمان حضور زنان و دختران در سطح خیابانها، هریک از آنها یک تا 20 بار از سوی مردان خیابانی با مزاحمت های کلامی و فیزیکی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و مردان خیابانی نیز در زمره دیگر فجایعی قلمداد می‌شوند که طی سالهای اخیر به عنوان ”آتشی زیر خاکستر” بسیاری از خانواده‌ها را به کام نابودی کشانده ‌اند، حضور مردان خیابانی در مکانهای مختلف مانند شرکت های خصوصی، خیابان ها، سینماها، پارک‌ها، پیاده‌روها و مراکز تفریحی، زنان را نسبت به جامعه و دیگر مردان بدبین کرده است.

    گفته می شود که به ازای هر یک زن خیابانی 7 مرد خیابانی وجود دارد!» موضوعی که مجید ابهری جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی از آن پرده برداشته و هشدار می دهد که اگر این موضوع مورد توجه قرار نگیرید به بحرانی جدی تبدیل می شود.

    این ها همه در حالی است که هرچند نیروی انتظامی در قالب طرح‌های امنیت اخلاقی با این موارد برخورد می‌کند اما «مردان خیابانی» این روزها در بیشتر خیابان‌ها دیده می‌شوند و برای زنان و دختران مزاحمت ایجاد می‌کنند. ابهری آمارهای ناخوشایند دیگری نیز دارد. 76 درصد مردان خیابانی متاهل هستند و هر مرد خیابانی در طول روز به طور میانگین یکصدبار برای زنان نجیبی که هرگز سوار بر ماشین آنها نمی‌شوند،‌ بوق می‌زنند!

    این در حالی است که همیشه مردان خیابانی از صورت مساله پاک می شده اند و آسیب های اجتماعی همواره به زنان خیابانی وصله می شده است.

    وصله ای ناجور که همواره برای زنان تولید وحشت می کرده است. امثال جوانانی مثل سمیه 25 ساله یا زنان در هر سنی که باشند، در این رابطه این ترس را خوب شناخته اند. یک زن در خیابان انواع و اقسام کلمات رکیک، مزاحمت‌ها، بوق زدن‌ها، چراغ زدن‌ها، ترمز کردن‌ها، تنه زدن‌ها و پیشنهادات زشت را باید تحمل کند وحتی اگر قصد برخورد و مقابله نیز داشته باشد، توسط بسیاری از مردم جامعه متهم شده یا به باد استهزا گرفته می‌شود تا جایی که دیگرهیچ زن ودختر جوان یا مسنی از این عمل ناپسند که امروز بسیار فراگیر و تبدیل به یک رفتار اجتماعی شده است، در امان نیست.

    این موضوع حتی با محدودیت ها هم حل نشده است، مزاحمت های خیابانی توسط مردان هر لحظه زنان را سرخورده تر می کند .

    فاطمه مادری کارگر است. وی در خصوص عدم امنیت دختران در خیابان‌ها می گوید: حتی دختران دانش آموز نیز در مسیر رفتن به مدرسه از دست آزارهای مردان خیابانی در امان نیستند. البته فقط دختران جوان مورد آزار مزاحمان قرار نمی گیرند، بلکه زنان سالخورده نیز مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرند به طوری که مزاحمان خیابانی هیچ گونه تفکیکی میان افراد قائل نیستند.

    مینا دانشجوی کارشناسی ادبیات از این امر اظهار نارضایتی می‌کند و معتقد است درهر کجا که حضور داریم باید وجود آنها را تحمل کنیم، بدون آنکه قدرت اعتراض کردن داشته باشیم ودر صورت اعتراض احترام خود را در جمع از دست می‌دهیم و اگر در محل کار نیز چنین مشکلی با همکاران داشته باشیم، با اعتراض خود متهم می‌شویم.

    • نیازهایی که واقعا نیاز است

    به گفته کارشناسان آسیب های اجتماعی، بیش از 70 درصد پسران در رواج فساد وایجاد مزاحمت برای دختران مقصر هستند، به این خاطر که در حالی که اکثر دختران و زنان به مزاحمت‌های مردان بی‌توجهند، اما شماری از پسران و مردان با خودروهای خود در مقابل هر زنی ترمز کرده و او را دعوت به هم صحبتی می‌کنند.

    اما برخی هم نظری مخالف دارند به نظر لیلا طاهری، دانشجوی کارشناسی‌ارشد جغرافیا اگردختر خانم‌های محترمه و یا خانم‌های محترمه حجاب اسلامی شان را رعایت کنند مطمئن باشید هیچکس جرات به خودش نمی دهد که مزاحمتی ایجاد کند و کافی است دختر خانم‌هایی که با حجاب اسلامی در جامعه فعالند را نگاه کنید تا به شما ثابت شود.

    اما در این میدان مردان هم حرفی برای گفتن دارند، مسعود محمدی که خودش یک جوان 30 ساله است نه صورت مساله را پاک می کند و نه خود مساله را . به نظر او جوانان نیازهایی دارند که اگر به آنها توجه نشود به هر حال به بحران تبدیل می شود  چرا که نیاز نیاز است و نمی توان با آن بی تفاوت برخورد کرد.

    به نظر او گاهی این بوق زدن ها و یا متلک گفتن ها به قصد مزاحمت نیست، ولی چون جوانان ما زبان درست ارتباط برقرار کردن را یاد نگرفته اند، به این شکل رفتار می کنند.

    بیکاری، کمبودهای عاطفی، وضعیت نامتعادل اقتصادی و … موضوعاتی است که کارشناسان و آسیب شناسان اجتماعی از کنار آن نمی گذرند و این مسائل را نیز عامل دیگری برای پدید آمدن مزاحمان خیابانی می دانند.

    به اعتقاد شهرام آذربایجانی که سالیان زیادی است در زمینه آسیب های اجتماعی فعالیت می کند، راهکار اساسی ایجاد بستری برای اشتغال و ازدواج آسان است، موضوعی که این روزها به یک رویا تبدیل شده است .

    • قانون چه می گوید ؟

    اما آیا می توان از طریق قانونی به این مساله پایان داد؟ در قانون و بر اساس ماده 619«هر کس در اماکن عمومی یا معابر متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آنان توهین نماید، به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد» و در نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه در خصوص این ماده آمده است: «به کار بردن لفظ یا الفاظ رکیک جهت تحقق جرم موضوع ماده 619 شرط نیست و چنانچه مسلم شود که مردی به قصد مزاحمت زنی را تعقیب کرده است، قابل مجازات است.»

    مجازاتی که نمی تواند آنچنان بازخورد و محدود کننده باشد و برای هر مرد مزاحمی در نظر گرفته شود، با توجه به اینکه براساس آمارها، هر مرد خیابانی به طور میانگین صد بوق در طول روز برای زنان می‌زند تا بالاخره طعمه خود را پیدا کند و این به این معنا است که پدیده شوم مردان خیابانی،700 درصد بیشتر از زنان خیابانی است.

  • مالیات ، مُسکنی که مَسکن نشد

    مالیات ، مُسکنی که مَسکن نشد

    دریا قدرتی پور- 15مرداد امسال بود که بالاخره مجلس شورای اسلامی اصلاحیه ای بر ماده 54قانون مالیات های مستقیم مربوط به خانه های خالی را به تصویب رساند. بر اساس این طرح اگر خانه ای در شهرهای بالای 100هزار نفر خالی بماند در سال اول شش برابر اجاره سالیانه، سال دوم 12برابر و سال سوم 18برابر مبلغ اجاره سالیانه مشمول مالیات می شود.
    بنابر این طرح و بر اساس آمارهای غیررسمی، اکنون سه میلیون و 600هزار واحد مسکونی خالی در کشور هستند که شامل این قانون می شوند، یعنی از هر 10واحد مسکونی یکی از آنها خالی است و باید شامل مالیات شود. رقمی که تنها حدود 15درصد از کل خانه های تولید شده ایران را شامل می شود.

    جاماندگان آمار

    بسیاری از خانه های خالی، از آمار واقعی جا می مانند و هیچوقت مشخص نمی شود که خالی هستند. دلیل این موضوع سودآوری بالای آنهاست، که باب دندان مشاوران املاک است تا در دوران رکود بازار مسکن هم بتوانند از آب گل آلود و آشفته مسکن برای خود ماهی بگیرند.
    مستندات نشان می دهد که بسیاری از کسانی که سلطان خانه های خالی هستند و در احتکار خانه ها دست دارند، راه دور زدن قانون را هم بلدند. در بسیاری از موارد صاحبان این خانه ها با نوشتن قولنامه های صوری توسط برخی از مشاوران املاک در ظاهر دیگر خالی نیستند. قراردادهایی که قانون را به سخره می گیرد تا انگشت اتهام به سویشان گرفته نشود و به راحتی احتکار شوند.

    قولنامه های صوری یا شغل های کاذب

    حالا قولنامه های صوری راهی شده برای شغل های کاذب این روزها . شغلی که نه نامی دارد و نه نشانی، بلکه راه را برای عقد قراردادهای سودآور در بازار سیاه مسکن باز کرده است. صاحب یک بنگاه معاملاتی که ترجیح می دهد نامی از او برده نشود، این مساله را تکذیب نمی کند. به نظر او این موضوع تنها به معاملاتی ها برنمی گردد، بلکه مالکان هم در این زمینه مقصر هستند«:مبلغ این قراردادها یکسان نیست؛ بلکه بستگی به محل و متراژخانه هم دارد، بین 5تا 7میلیون و بالاتر و بیشتر توافقی است .»

    پیمانی که بین مالک و دلال صورت می گیرد تا قانونی که هنوز مهر تصویب آن خشک نشده دور زده شود.

    البته برخی از بنگاه داران اتفاقات اینچنینی در صنفشان را قبول ندارند و از آن سرباز می زنند.آنها نه دور زدن قانون را قبول دارند و نه تخطی هایی که در
    این زمینه صورت می گیرد.

    مسعود حاتمی یکی از همان ها است؛ بنگاه کوچکی در ملک شهر دارد و معتقد است، تا به حال چنین قراردادهایی را به چشم ندیده . او که به قول خودش خاک این شغل را خورده،
    ترجیح داده که همپای برخی از مشاوران املاکی که از قانون تخطی می کنند، نباشد.

    اما ابهام در قانون تازه تصویب شده و نواقص موجود در این قانون باعث شده که آمار رسمی از خانه های خالی وجود نداشته باشد . با رجوع به آخرین آماری که در این حوزه به آن استناد می شود به حدود چهار سال پیش می رسیم که حدود 2میلیون و 500هزار خانه خالی شناسایی شده است و اکنون در سال 99 و سرشماری کهنه ای دست ما است که تنها به آمارغیررسمی اکتفا می کند.

    بماند که بسیاری از کارشناسان اقتصادی اعتقاد دارند که حتی این آمار هم در مضان اتهام هستند و معلوم نیست با واقعیت همخوانی داشته باشد، چرا که تنها با روشن بودن چند لامپ و استفاده از مقداری آب و یک قولنامه صوری می شود به شکلی رفتار کرد که این خانه ها خالی نیست.

    دور زدن قانون در حالی انجام می شود که تیر تورم از چله کمان اقتصاد چنان پرتاب شده که بسیاری از مستاجران با مشکلات زیادی در زمینه بالا رفتن اجاره مسکن و گران شدن خانه ها روبرو هستند و مجلس هم راهکاری برای آن ندارد و اقتصاددانان نیز به بهبود چنین بازاری خوشبین نیستند.

    در این میان ساختارهای مناسبی هم برای نظارت های دقیق بر فعالیت بنگاه های معاملاتی و مشاوران املاک وجود ندارد. گفته می شود که دولت راهکار عملی برای تولید مسکن برای اقشار ضعیف جامعه ندارد و گرفتن مالیات هم از خانه های خالی نمی تواند این زخم را درمان کند. شکاف موجود این قدر زیاد است که هیچ ُ مالیات و عوارضی م َ سکن این درد مسکن نیست.

    قانونی که سالها پیش هم به تصویب رسید اما در مرحله اجرا با موانع و مشکلات و خلا های خانه های خالی را پر نکرد .اکنون هم با مصوبه تازه بهارستان برخی اعتقاد دارند این موضوع تنها پوشش تقلبی برای خانه های خالی ایجاد می کند و به آمار واقعی نخواهد رسید و تنها مستاجران هستند که بابت مالیاتی که برای این خانه ها بسته می شود دچار ضرر می شوند.