برچسب: مجله خبری

  • بخریم یا نخریم

    بخریم یا نخریم

    سکون مسلط بر بازار ایران، این روزها عمق بیشتری پیدا کرده است، بازار خودرو و مسکن خالی از مشتری است و بازارهای دیگر نیز وضعیت چندان متمایزی را هویدا نمی کنند.

    به گفته فعالان بازار لوازم خانگی، فعلاً تنها مشتریانشان عروس و دامادها هستند و کسی  به غیر از خرید جهیزیه دست به جیب نمی شود.

    نکته جالب اینجاست که همین عروس و دامادها هم دیگر ملزومات درجه دوم یا اولویت دوم را خریداری نمی‌کنند؛ زمانی کیسه اسپنددان و آویزهای تزیینی آشپزخانه  هم در جهیزیه جا داشت،  ولی در حال حاضر حق تقدم خرید، فقط با اقلام اساسی است و تستر و  ماکروفر و چای ساز و قهوه جوش و غیره دیگر جایی در لیست خرید جهیزیه ندارند.

    طبیعی است، وقتی قیمت ها چند برابر می شود، مدتی طول می کشد تا مردم خودشان را با وضعیت تازه وفق دهند، از این رو فروش لوازم خانگی نو کم شده و اتفاقا بهای لوازم خانگی دست دوم نیز در این دوره به شدت افزایش یافته به طوری که فاصله قیمتی یخچال نو و یخچال دست دوم هیچ گاه تا این حد کم نبوده است.

    این رکود اما تنها بازار لوازم خانگی را در بر نگرفته است، بازار مسکن و خودرو و گوشی تلفن همراه و … نیز از این سکون در امان نمانده‌اند.

    هرچند  افزایش شدید قیمت مسکن، رکودی استثنایی در 20 سال گذشته را در بازار ایجاد کرده است اما کاهش قیمت نیزدر برخی مناطق آغاز شده است. در این شرایط رکود بازار مسکن، پول لازم ها قیمت‌های پیشنهادی شان را حتی تا یک میلیون تومان در هر متر مربع نسبت به قبل کاهش می دهند  به امید اینکه طمع خریدار را به سمت خرید سوق دهند.  صاحب نظران بازار املاک، در پاسخ به این سئوال که وقت خرید است یا خیر؟ عقیده دارند: اغلب کسانی که این روزها می‌پرسند بخریم یا بفروشیم؛ مشتری و مصرف کننده واقعی نیستند بلکه سرمایه گذار هستند که می‌خواهند، ببینند چه زمانی باید وارد بازار بشوند و چه زمانی خارج شوند.

    برخی کارشناسان نیز معتقدند، کوچ مشتریان از بازارها به معنای کوچ سرمایه گذاران است و افزایش قیمت‌ها در حقیقت فعلا مجالی برای مشتری واقعی باقی نگذاشته است. پیش بینی فعالان بازار، حکایت از آن دارد که مسکن تا 25 درصد امکان ریزش قیمت را پیش رو دارد از این رو احتمال مذکور خریدها را بیش از پیش با رکود مواجه می‌کند.

    •  بازار سردرگم خودرو

    بازار خودروهای وارداتی تنها تحت تاثیر ریزش نرخ ارز نیست بلکه ترخیص خودروهای وارداتی نیز استعداد ریزش در این بازار را تقویت کرده است. در عین حال بهبود روند تحویل خودرو از سوی خودروسازان سبب شده است، برخی خودروهای داخلی نیز با ریزش قیمت روبرو شوند. به گفته فعالان بازار خودرو، بخواهیم یا نه؛ عده ای باید خود را آماده زیان کنند، منظور زیان واقعی است چون با قیمت‌های بالا خودرو خریده‌اند و حالا مجبورند یا با قیمت پایین‌تر بفروشند یا خواب سرمایه‌هایشان را افزایش دهند.

    •  بالا و پایین های ارزی

    در حالیکه برنده شدن بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باعث ریزش چند هزارتومانی قیمت دلار در بازار آزاد شد ولی به نظر نمی رسد این روند سقوطی ادامه دار باشد و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایران و سخت تر شدن تحریم های ترامپی به نظر باید منتظر سیر صعودی دیگری در بازار ارز و به خصوص دلار باشیم.

    فعالان بازارهای مختلف اما پیش بینی می‌کنند، رکود تا زمان رسیدن بازار ارز به آرامشی نسبی ادامه خواهد داشت. این چنین است که چشم بازارهای دیگر به بازار ارز خیره مانده است و هنوز پاسخ روشنی برای این سوال که بخریم یا نخریم در دست نیست.

  • جنین های خمار

    جنین های خمار

    زندگی در خرابه ها و همجوار شدن با زباله های بازیافتی و سگدو زدن برای جور کردن پول یک گرم شیشه یا هروئین. زندگی در اینجا یعنی ذره ذره جان کاذبت را به ساقی های بی مایه بفروشی و پای زباله های فرش شده جان بدهی. اینجا نوزادانشان از بدو تولد، معتاد به دنیا می آیند و راهی سفری می شوند که از همان ابتدا امن نیست.

    گلرخ بچه اول نرگس، از همان موقع که بندنافش را بریده اند، معتاد بوده، حالا 5 سال از عمرش منتهی می شود به خماری و بُخوری شدن توی سرما و گرمای بیابان های اطراف خانه ها.

    دیوارِ کنار خرابه، هیچ ویژگی مثال زدنی ندارد، اما همانجا بوده که گلرخ به دنیا آمده و برای ماندن به زندگی چنگ زده است.

    یک جرعه آتش، تولد دوباره نشئگی پدر و مادرش است و گلرخ بین تمام دودها و بوها گم می شود تا درد یادش برود. برای بچه 5 ساله این تنها نمای قشنگی از زندگی و آرامش بعد از طوفان درد است. تقاطعی که او و هم سن و سالانش را در بن بست اعتیاد گرفتار کرده است.

    زنان کارتن خواب اینجا زیاد نیستند، اگر هم باشند، اکثرا شب ها پیدایشان می شود، روزها برق آفتاب و روشنایی نمی گذارد، فضای امنی داشته باشند. بچه های محله سنگشان می زنند و بزرگ ترها با ناسزا آنها را می رانند.

    خانه گریخته ها، اما هیچ جایی برای ماندن ندارند. همین باعث شده که به یک هم آغوشی گرم تن بدهند تا یک شب هم که شده از سوز و نیش سرما جان به در ببرند. نوزادهای حاصله همه معتادند تا جایی که به گفته مسئولان بهزیستی روزانه بین سه تا چهار نوزاد معتاد در تهران، به دنیا می آیند. تعدادشان البته شاید بیشتر هم باشد، تعدادی که در زیر سقف های پنهان به دنیا می آیند و در آمارها جایی ندارند.

    بین خانه های توسری خورده محله های پایین شهر، تعداد زنانی که اعتیاد دارند و در شکمشان نوزادی را می پرورانند، زیاد است، سروناز، 24 ساله است. زیباست و هنوز اعتیاد، چندان به چهره اش دستبرد نزده، بین سه تا چهار ماه دیگر فرزندش به دنیا می آید. سروناز، اما نمی داند این بچه خواهد ماند یا سرنوشتش به پای دو فرزند دیگرش نوشته خواهد شد. فرزند دوم او بعد از دو، سه ماه از بین رفته و بعدی هم یک ماه بیشتر دوام نیاورده است. کمپ و مراکز ترک اعتیاد هم به او وفا نکرده است. کمپ هایی که به علت غیرمجاز بودن، همه از طرف سازمان های مسئول پلمپ شده اند و او مانده و وسوسه ای که باز رهایش نکرده است.

    مثل او زیادند، مادرانی که در این محله ها زندگی می کنند، نوزادانشان معتاد به دنیا می آیند، نوزادانی که از همان ابتدا دچار سندرم کشنده ای می شوند که شیره جانشان را می بلعد. تشنج، افزایش ضربان قلب، تب، تنگی نفس و تعرق، علائم مشهود این سندرم است؛ گریه این کودکان به هیچ وجه طبیعی نیست. آنها مدام در حال گریه کردن هستند و از درد به خود می پیچند. همین بی قراری مداوم و ضجه های طولانی باعث می شود، خیلی از این نوزادان از سوی مادر یا پدر معتاد خود با خشونت فیزیکی شدید مواجه شوند تا شاید با کتک خوردن وادار به سکوت شوند. خیلی از این نوزادان معتاد با علائم کبودی، شکستگی استخوان و حتی خفگی به بیمارستان منتقل می شوند.

    زهرا یکی از همان هاست. او نشسته می خوابد، زهرا را وقتی به بهزیستی آوردند، سه سال، زندگی شیشه ای پدر و مادرش را تجربه کرده بود، او حالا از الفبای زندگی، فقط درد را یاد گرفته. چشمان زهرا زیر کلی کبودی و جای زخم گم شده جای جای بدنش پر است از کبودی هایی که تن رنجورش را احاطه کرده اند. چشمان بی رمق زهرا معلوم نیست چه چیزی را جستجو می کند .

    به گفته مددکاران بهزیستی، این بچه ها هیچ اشتهایی برای شیر خوردن ندارند و در روزهای اول تولد، مدام دچار لرزش های شدید به صورت رعشه می شوند که البته ممکن است این حالت تا ماه ها ادامه یابد.

    اسهال، نقص مجاری ادراری، استفراغ، عطسه های پی در پی، کاهش وزن خطرناک، سوءتغذیه، آبریزش بینی، اختلال در یادگیری مهارت ها و معلولیت های ذهنی و جسمی از دیگر پیامدهایی است که در این نوزادان دیده می شود.

    دکتر مرضیه آقایی، درمانگر اعتیاد در این رابطه می‌گوید: مواد مخدر از جفت رد می‌شود. در واقع جنین به مواد مخدر تماس دارد و به دنیا که می‌آید، دچار این سندرم می‌شود. علایم مختلفی دارد که ما این علایم را بررسی می‌کنیم. مواردی مثل گریه غیر طبیعی، خواب زیاد، لرزش، تشنج، تحریک پذیری، تعریق و تب، دمای پایین بدن، خمیازه‌های زیاد، گرفتگی بینی، نفس‌های تند و اسهال و استفراغ که گاهی برای این اسهال و استفراغ مجبوریم سرم تجویز کنیم. شدت این علایم در نوزاد، بستگی به دوز مصرف مواد مخدر توسط مادر و مدت زمان استفاده دارد. میزان شدت این علایم توسط سیستم نمره دهی خاصی که به فینگان معروف است، بررسی می‌شود و براساس نمره‌ای که نوزاد از این بررسی می‌گیرد، درمان مشخص می‌شود.اگر مادر در زمان بارداری اقدام به ترک مواد مخدر کند،  علایم ترک از همان دوره جنینی شروع می‌شود .

    آن طور که دکتر آقایی می‌گوید: همه نوزادان متولد شده از مادران معتاد، نیاز به درمان دارویی ندارند: 60 درصد از این نوزادان نیاز به دارو ندارند. با مراقبت‌های ویژه آنها را ترک می‌دهیم. نور را کم می‌کنیم، پارچه‌ای دورشان می‌پیچیم و قنداقشان می‌کنیم. در واقع سعی می‌کنیم بی قراریشان را کم کنیم و آرامشان کنیم. اما 40 درصد بقیه که علایم شدید تری دارند، نیاز به دارو پیدا می‌کنند. مرفین خوراکی که به میزان خاصی به نوزاد داده می‌شود و به تدریج و روز به روز میزان آن را کم می‌کنیم تا روند ترک کامل شود. داروی دیگر فنوباربیتال است که برای درمان تشنج به کار می‌رود و در مواردی از آن استفاده می‌کنیم. در طول درمان نوزاد نباید از شیر مادر تغذیه کند، به خصوص اگر مادر هنوز مصرف کننده است، در واقع اگر بعد از مرخص شدن نوزاد از بیمارستان و ترک، مادر همچنان مصرف کننده مواد باشد و شروع به شیردهی کند، باز نوزاد معتاد خواهد شد.

    آن طور که پیداست نمی‌شود گفت که چقدر طول می‌کشد این نوزادان ترک کنند. همه چیز بستگی به میزان مصرف مواد مخدر توسط مادر دارد و بدن نوزاد.  نوزادانی که بر اساس ماده 15 و 16 تحت درمان قرار می‌گیرند، ماده 16 شامل مراکز دولتی و ماده 15 شامل مراکز خصوصی می‌شود، اما اکثر آنها قبل از اینکه تحت پوشش این ماده های قانونی قرار بگیرند به وسیله مادران بی امید و متنفر از زنده بودن یا فروخته می شوند و یا صبح روز بعد را نمی بینند.

  • خوب بد زشت

    خوب بد زشت

    براساس تحقیقات تازه ای؛ که در این زمینه انجام شده، یک پنجم مدیران منابع انسانی برابر 20درصد آن ها معتقدند که کارکنان در خانه با استاندارد کمی بالاتر از آنچه در دفتر کار می‌کنند، فعالیت دارند و 7 درصد و بیشتر بر این باورند که آن‌ها با استاندارد بسیار بالاتری کار می‌کنند. البته کارکنان کمتر نسبت به این عمل خوشبین هستند و تنها 15 درصد از آن ها معتقدند که دورکاری استاندارد بالاتری تولید می کند.

    با این حال، تقریبا نیمی از هر دو گروه یعنی 49 درصد از تصمیم گیرندگان منابع انسانی و 45 درصد از کارکنان فکر می کنند که این نوع کار کردن، هیچ تاثیری در خروجی ندارد. در واقع تنها 27 درصد از تصمیم گیرندگان منابع انسانی فکر می کنند که کارکنانی که از خانه کار می کنند، استاندارد کار بالاتری از دفتر را ارائه می دهند. یک پنجم از هر دو گروه حدود20 درصد فکر می کنند که استاندارد کار تولید شده سه درصد پایین تر از استانداردهای تعیین شده برای کار در خانه نسبت به دفتر است. 45 درصد کارمندان شرکت‌هایی که با سیاست‌های خانگی کار می‌کنند نیز فکر می‌کنند که محل کارشان بر کیفیت خروجی آن‌ها تاثیر نمی‌گذارد و کم‌تر از یک چهارم ( 22 درصد ) فکر می‌کنند که کار کردن از خانه بهره‌وری آن‌ها را بهبود می‌بخشد 70درصد کسب و کارها، کار کردن از خانه را تشویق می‌کنند در حالی که فقط 27درصد آن را مضر می دانند .

    در این رابطه موافقان و مخالفان دورکاری هر کدام دلایل خود را دارند. دلایلی که شامل نبود زیرساخت ها یا ظرفیت کارکنان می شود.

    به گفته مخالفان این موضوع دورکاری نیازمند شبکه ای عظیم از اینترنت و فنآوری است، مساله ای که در تمام دنیا از سال ها قبل به آن پرداخته شده است تا جایی که برخی از شرکت ها این قدر زیرساخت داشتند که در شوک این معضل قرار نگرفتند و به راحتی توانستند، کارمندانشان را حتی به طور دائمی دورکار کنند. شاهد این مدعا شرکت مایکروسافت است که به کارمندان خود اعلام کرد که با تأیید مدیرشان از دور کاری دائم (کار در خانه) برخوردار می‌شوند. این حرکت مایکروسافت در واقع تقلیدی از رقبای غول فناوری خود یعنی «فیس بوک» و «توییتر» است که دورکاری را برای کارمندان خود یک گزینه دائمی کرده اند.

    با تمام اینها و با اینکه در تمام دنیا اغلب فعالیتهای پژوهشی و تحقیقاتی مشمول دورکاری می شوند و نمی توان در مورد بانکها، بیمه ها، آموزش و پرورش و شرکتها و سازمانهای خدماتی این طرح را اجرا کرد، چرا که هنوز به فناوری گسترده مورد نیاز آن تجهیز نشده ایم و کشور ما هنوز نتوانسته با تربیت نیروهای مناسب و اعتمادسازی از پس دورکاری کارمندانش برآید.

    به گفته ستاری که خودش مدیرعامل یک شرکت بزرگ است، تا زمانی که اعتماد سازی ایجاد نشود، نمی توان دورکاری را به شکل درست به اجرا درآورد. به نظر این کارفرما، در اجرای این طرح اگر اعتماد به کارمند وجود نداشته باشد ممکن است، نظارت بر نحوه عملکرد وی افزایش یابد و به دنبال آن هزینه های سازمان نیز بیشتر و در نهایت هدف کاهش هزینه ها به افزایش آن منجر شود.

    مدیرعامل شرکت خصوصی دیگری نیز همین نظر را دارد: در ابتدای شیوع کرونا بسیاری از شرکت ها برای مدتی به دورکاری کارمندانشان رضایت دادند، اما این موضوع ادامه پیدا نکرد و ناقص ماند. دلایل هم زیاد بود، از جمله نبود زیرساخت های اینترنتی مناسب که هر بار با کاهش سرعت و قطعی روبرو می شد. همین مساله باعث می شد که بسیاری از کارمندان در حالی که در خانه بودند، تمام اوقاتشان را به کار اختصاص دهند و این مساله نگرانی و آسیب های جدی به خانواده ها وارد می کرد. از سویی دیگر  ناکارآمدی زیرساخت‌های ارتباطی باعث نگرانی شرکت‌ها و سازمان‌ها از دید کارایی دورکاری شد.

    از همین رو پس از پایان محدودیت‌های رسمی با وجود شدیدتر شدن شیوع کرونا در کشور و قرمز شدن شرایط تمام استان‌ها شاهد این هستیم که در مشاغلی که امکان دورکاری وجود دارد، نیز تمایلی چندانی به دور کاری وجود ندارد که این خود باعث شدیدتر شدن همه‌گیری کرونا شده است. او با اشاره به اینکه متاسفانه راهکار مشخصی برای این موضوع وجود ندارد؛ می گوید: تا زمانی که سرویس دهنده های اینترنت به این شکل عمل کنند، نمی توان به دورکاری اطمینان پیدا کرد، مگر اینکه بتوانید سرویس دهنده اینترنت خود را تغییر دهید.

    در کنار این مسائل بسیاری از کارشناسان معتقدند، که نبود قوانین مشخص دورکاری در کشورمان باعث می شود کسب و کارها ، سازمان ها و حتی کارمندان هم به درستی از قواعد اداری دورکاری مانند مرخصی، اضافه کاری و ساعت های ورود و خروج مطلع نباشند؛ همین موضوع می تواند، باعث بروز برخی ناهماهنگی ها و سوء تفاهم بشود.

    نداشتن تجهیزات کافی رایانه ای مشکل دیگر دورکاری است. یک رایانه و لپ تاپ معمولی، ابزار ضروری برای دورکاری است. به دلیل بالا بودن قیمت تجهیزات رایانه ای در کشورمان بسیاری از کارمندان متناسب با وضعیت شغلی خود سیستم رایانه ای مناسب ندارند. همین عوامل و مسائل دیگری که شاید پنهان باشد، منجر به این می شود که دورکاری حداقل در کشور ما چندان گزینه مناسبی نباشد.

    برخی اما می گویند: این موضوعات می تواند راهکارهایی هم داشته باشد، از جمله اینکه مدیران به جای اینکه ساعات کاری کارمندانشان را ارزیابی کنند، به خروجی کار آنها دقت کنند. خروجی که می تواند توسعه و مسئولیت کارمندان را مشخص کرده و در نتیجه محل کار یا خانه به یک مکان نتیجه محور تبدیل شود که ارتقا و توسعه و تعالی را به دنبال دارد.

  • بخت هایی که پشت درهای مجازی بسته می شود

    بخت هایی که پشت درهای مجازی بسته می شود

    در این میان حق پورسانت دلال جهت آشنا سازی دو نفر با یکدیگر و معرفی شخص مناسب برای جاری ساختن صیغه عقد موقت نیز محفوظ است. دلالانی که از این طریق پول خوبی به جیب می زنند.

    • همسری مطابق معیار شما

    رنگ مو، قد، سن، وزن، سطح خانوادگی و غیره، مسائلی است که همسری مطابق معیار شما را در جامعه مجازی، ارایه می دهد. فقط کافی است، اطلاعات خود را در سایت های همسریابی وارد کنید و برای چند روز و یا حتی فقط یک ساعت و یا به شکل دائمی صاحب همسر شوید. این در حالی است که بسیاری از این قبیل سایت ها صلاحیتشان توسط هیچ مرجعی تایید نشده، اما با عنوانی نو و دهن پر کن که شائبه ی تایید نهاد های مذهبی را نیز به وجود آورده، فعالیت خود را به شکل رسمی نشان می دهند.

    برای دستیابی به این دلالان که به شیوه فروش کالا و بدون توجه به انسانیت و ویژگی های روحی افراد که می تواند از طریق این روابط بسیار کوتاه مدت دچار آسیب های فراوانی شود، احتیاج به طی کردن مسیر سختی ندارید. با یک جست و جوی ساده در اینترنت می توان به چندین سایت همسریابی دست پیدا کرد که علی رغم اهمیتی که می توان برای آن متصور شد، درگاه آن ها همچنان باز است.

    از پذیرش دوشیزگان معذوریم، طبق قوانین و شرایط با مجوز رسمی، اینها جملاتی است که در صفحه اول اکثر سایت های همسریابی نوشته شده است تا از این طریق توجه افراد بیشتری را به خود جلب کند. جمله ای است که در بیشتر سایت های همسریابی حرف اول را می زند. سایت هایی که به گفته سازندگانش هم مجوز دارند و هم با درج نام وزارت ارشاد یا مرکز توسعه فناوری اطلاعات رسانه های دیجیتال، می خواهند رسمیتی به وجود شان ببخشند .

    • ازدواج ها بر پایه صفر و یک

    تا چندی پیش تعداد این سایت ها به اندازه انگشتان یک دست بود، اما حالا بی شمار شده اند، سایت هایی که با یک کلیک، می توانی الکترونیکی، ازدواج کنی.

    ازدواج هایی که بر پایه صفر و یک ها جمع زده می شود تا به راحتی بر سر مشتریانشان کلاه بگذارند.

    به گفته کارشناسان بالارفتن سن ازدواج و وجود میلیون‌ها جوان مجرد سبب شده تا بازار این سایت‌ها همیشه داغ باشد. سایتهایی که در کارنامه شان از كلاهبرداری گرفته تا سوءاستفاده از دختران جوان، همه چیز هست.

    دادگاه های خانواده اکنون شاهدان خوبی بر این مدعا هستند که بیشتر این سایت ها با اخاذی و کلاهبرداری فعالیت می کننند و بیشتر کسانی که خام این سایت ها می شوند، بهای گزافی را پرداخت می کنند .

    راهروی دادگاه را که طی کنی، خیلی ها هستند که تا چندی پیش خوشبختی را پشت پیروکسی های این سایت ها محو، اما مجازی می دیدند. م- ش یکی از آنهاست، دختری 29 ساله که سه سال پیش فرم را پر کرد. عکس هایش را بدون هیچ ترسی در سایت گذاشت تا همسر مناسبی که دلخواه او است، عایدش شود، ولی نمی دانست که سرنوشت، با او بازی بدی را شروع کرده است. از همان زمان دوئل ذهنی او با سایتی مجازی که کلاهبرداری، پشت آن پنهان شده بود، آغاز شد. تا او هم به جرگه کسانی بپیوندد که در پلیس فتا، پرونده های بسیاری در این رابطه دارند .

    جالب اینجاست که با اینكه عضویت در برخی از این سایت ها به صورت رایگان است، اما برای آنكه اعضا بتوانند، برای یكدیگر پیام شخصی بفرستند، حداقل باید 50هزارتومان به شماره حسابی كه در سایت قید شده از طریق درگاه الكترونیكی بانك پرداخت كنند. به این ترتیب اعضا می‌توانند از طریق پیامك و پیام‌های شخصی با یكدیگر در ارتباط باشند.

    میثم از جمله کسانی است که به تازگی عضو یکی از این سایت ها شده است به اعتقاد او این سایت ها برخی اوقات وسیله ای برای کلاه برداری و کارهای خلاف شرع می شود .

    او برای این گفته اش دلیل خوبی دارد به نظر او هیچ نظارتی بر واقعی بودن شخصیت هایی که در این سایت ها هست وجود ندارد  بسیاری از سایت های همسریابی کلاهبردار هستند. با ورود به صفحات این سایت ها مشاهده می شود که اعلام شده، ثبت نام به صورت رایگان است، اما پس از ثبت نام به دلایل مختلف از جمله انواع عضویت، مبالغی را از ثبت نام کنندگان می گیرند تا اطلاعات افراد دلخواه ثبت نام کنندگان را در اختیار آنها قرار دهند.

    • هیچ سایت همسریابی مجوز ندارد

    رئیس پلیس فتا اصفهان در این رابطه می گوید: به نظر ما هم اکنون هیچ سایت همسریابی مجوز داری وجود ندارد، چرا که  بسیاری از این اطلاعات که در این سایت ها است، تنها برای قربانی کردن زنان، به مقاصدی از جمله دوست یابی یا مباحث مالی یا هتک حرمت و …است .

    برخی از صاحبان این سایت ها، اما ادعا می کنند که تنها برای امر خیر اقدام به راه اندازی این مکان های مجازی کرده اند.

    • نیت خیر یا شر پنهان

    مدیر یکی از این سایت ها در گفت و گو با خبرنگار ما ادعا می کند که در راه اندازی این سایت نیت خیر داشته و تنها قصدش کمک به جوانانی است که مشکل ازدواج دارند.

    او با وجود اینکه با توهین‌های بسیاری روبرو شده، اما همچنان در ادامه این مسیر مصر است واز برنامه‌هایش برای فراگیری این مسئله طبق اصول و شرع در سایر استان‌ها سخن می‌گوید و مشکل اصلی خود را ناتوانی در پاسخگویی به همه مراجعه‌کنندگان عنوان می‌کند.

    به گفته این مدیر سایت همسریابی، فعالیت این مرکز زیر نظر یکی از دفاتر ثبت ازدواج و طلاق و مشورت با فردی روحانی و یک حقوقدان بوده است.

    زمانی که از او در مورد قیمت‌های مندرج در سایت سوال پرسیده می‌شود،‌ با تاکید خاصی از آن به عنوان مهریه یاد کرده و ادامه می‌دهد: «مرکز ما به خاطر معرفی و ارتباط مراجعه‌کننده مبلغی را دریافت می‌کند که خودمان هم قبول داریم رقم بالایی است و سعی در کاهش آن داریم. اما خانم‌هایی که با ما همکاری می‌کنند مهریه‌های مختلفی را با توجه به ویژگی‌هایی که برخوردار هستند، مد نظر دارند که از یک شاخه گل شروع می شود تا به مبالغ بالا می رسد».

    وی با تاکید بر اینکه‌ این اقدام طبق اصول و شرع اسلام است، در خصوص تعداد مراجعان می‌گوید: «استقبال از این کار بالا بوده و تماس‌هایی که با مرکز گرفته می‌شود، بسیار زیاد است. گاهی اوقات ما را کلافه می‌کنند، اما می‌توان گفت در روز برای 20 مراجعه‌کننده قرار ملاقات صورت می‌گیرد. اکثر ملاقات‌کنندگان در رنج سنی 23 تا 28 سال هستند ».

    حالا دین و شرع و مسائل عرفی و فرهنگی، دستاویز کسانی شده که به ادعای خودشان این سایت ها را تنها به خاطر دلسوزی و کمک به جوانان ایجاد کرده اند.

    اما گاهی، آنچه پشت فضای مجازی در قالب ازدواج ها، پنهان می شود، حوادث تلخی مانند قتل، تجاوز به عنف، کلاهبرداری و طلاق است که نیروی انتظامی و پلیس فتا از آن پرده برمی دارد، به این خاطرکه معمولا کلاهبرداران با مدارک جعلی وارد این سایت ها می شوند و اقدام به فریب دختران و زنان می کنند و به دلیل مجازی بودن این سایت ها در برخی مواقع امکان پیگیری ممکن نیست.

  • برق سکه مهریه را بی مهر کرد

    برق سکه مهریه را بی مهر کرد

    • دوئل مهریه و طلاق

    حالا گرانی طلا، صف های مهریه را سکه کرده است. مونا دختر جوانی است که سه سال نیست ازدواج کرده، به قول خودش خیانت چیزی نیست که او بخواهد به راحتی از آن بگذرد. وقتی دخترخاله اش را با شوهرش دیده، تصمیم گرفته که رخت طلاق را بپوشد و مهریه اش را به اجرا بگذارد.

    اینجا، حتی رنگ سرخ کرونا هم نتوانسته، زنان جوان را خانه نشین کند، آنها آمده اند تا حقشان را بگیرند. توی شلوغی و ازدحام، هر کسی حرف خودش را می زند، کسانی که آمده اند تا حقشان را بگیرند و کسانی هم که تنها برای انتقام، پایشان به این مکان باز شده است؛ هرچه که باشد، طعم گس مهریه های سنگین وقتی كه در داغی ازدواج و پز دادن های غیر اصولی گیر می افتد، نه منطق سرش می شود و نه عقل تا جایی كه راهش به ناكجاآباد هم می رسد.

    مریم و ستاره هر دو هم سن هستند و  25 سال را رد كرده اند، دهه هفتادی هایی که حالا در صدر فهرست های آمار طلاق جا گرفته اند. مریم سه سالی است که ازدواج کرده و ستاره تنها 6 ماه از ازدواجش گذشته.  هر دو آمده اند تا برای گرفتن مهریه شان اقدام کنند. انگار همه چیز برایشان یک شوخی است. استدلالی برای ختم زندگی مشترکشان ندارند و مشکلشان این است که دیگر زندگی که داشته اند برایشان جذاب نیست و دوستش ندارند.

    ستاره می گوید: تصور می‌کردم بعد از ازدواج به او علاقه مند می‌شوم و این بی تفاوتی ام نسبت به او به مرور زمان از بین می‌رود. ولی الان که یکسال است با او ازدواج کرده ام، اصلا نتوانسته ام به او علاقه‌مند شوم. زن جوان گفت: من هیچ احساسی نسبت به شوهرم ندارم و نمی‌توانم در کنار او زندگی کنم. سعید هیچ اخلاق بدی ندارد و ما هیچ اختلافی با هم نداریم. فقط من نمی‌توانم او را در کنار خودم تحمل کنم.

    • قصه پر غصه مهریه های نجومی

    زندگی هایی که به یک مو بند است و حالا در صف های طولانی مهریه خودش را به رُخ می کشد. طی 2 سال گذشته، بیش از 10 هزار نفر به دلیل مهریه زندانی و آزاد شده‌اند .

    قصه پر غصه مهریه های نجومی، حكایت پردردی از صفحات زندگی جوانان دم بخت امروزی و حتی جوانانی است كه شاید چند سال پیش پای سفره عقد نشستند و حالا افسوس قبول مسئولیتی بس فراتر از توان شان را می خورند؛ قصه ای كه حالا با نوسانات قیمت سكه، فراتر از هزار و یك شب، برایشان ماجرا ساخته و هر چه بیشتر پیش می رود، قربانیان بیشتری هم برجا می گذارد. مهریه های نجومی تا به حال قربانیان زیادی داشته است. مهریه هایی كه نه به صغیر رحم می كند و نه به كبیر. هم مردان اسیر آنند و هم زنان در چنبره اش ناگزیر به نبردند .

    صادق از جمله کسانی است که در این گرداب اسیر شده و معتقد است که مشاوره دادگاه دردی را دوا نمی‌کند و هستند مشاورانی که دور و بر دادگاه عین کارچاق کن‌ها و دلال عمل می‌کنند و بیشتر برایشان مادیات مهم است تا معنویات.آنها به دنبال پولشان هستند و برایشان فرقی نمی‌کند رضا، حسین، فریبا، زهرا و مریم جدا بشوند یا نه.

    البته داستان طلاق او بدون مشاوره تمام شده، چراکه می‌گوید: دادگاه بدون مشاوره رضایت داد تا رأی عدم سازش ما را صادر کنند. خودش معتقد است مشاوران دادگاه تأثیری در روند طلاق ندارند و اگر مشاوره هم بشوی چون پایت به آنجا رسیده دیگر می‌خواهی، همه چیز زودتر تمام شود. او که تجربه طلاق توافقی وغیرتوافقی را داشته اعتقاد دارد: « هر طلاقی که سریع‌تر تکلیف فرد را مشخص کند، بهتر است و گرفتن زمان فقط وقت آدم‌ها را می‌گیرد و بس، چون به هر حال هر طور که باشد در طلاق غیرتوافقی باید مهریه را پرداخت کنی. اگر هم از لحاظ مالی در تنگنا باشی، با چندین قسط کارت حل می شود». به نظر او مهریه پول زوری است که بعضی ها یاد گرفته اند، می توانند با آن تجارت کنند و ازدواج در برخی مواقع تبدیل به یک تجارت سودآور شده است.

    • تصمیمی برای طلاق

    روزانه 504 واقعه طلاق در ایران به ثبت می‌رسد. نهادهای دولتی به دنبال ایجاد محدودیت‌های قانونی برای جلوگیری از افزایش آمار طلاق هستند. در همین راستا سامانه‌ای به نام «تصمیم» در برخی استان ها راه‌اندازی شده است. مقام‌های دولتی می‌گویند که این سامانه مانع رشد آمار طلاق شده است. رئیس کانون دفترداران ازدواج و طلاق اما معتقد است: کاهش ازدواج موجب روند نزولی آمار طلاق شده است.

    محدودیت هایی که در حوزه های مختلف پیش آمده و سلب آزادی های عمومی و حتی محدودیت در سفر و بروز کمتر عواطف و احساسات و حتی بروزاحساساتی همچون استرس، ابهام و سرگردانی و نبود نشاط از عوارض شیوع کرونا ویروس است که موجب شده آمار طلاق بالا برود.

    • معامله یا کلاه برداری

    امروزه در جامعه ما ازدواج بیشتر از آنکه پیوند درونی و تعهد دو نفر به یکدیگر باشد، تجارت و معامله است. ازسوی دیگر فشارهای مرسومی نیز همچون بلایای طبیعی در کشور ما نسبت به سایر نقاط جهان با شدت بیشتری وجود دارد که بر زندگی مردم تأثیر منفی می گذارد.

    بی جهت نیست که در اکثریت خواستگاری ها از شغل، ماشین، میزان حساب بانکی، خانه و امثالهم طرف سوال می شود. چون خانواده دختر هم تمام حواسش را جمع می کند که در این معامله ضرر نکند.

    بدیهی است که چنین نگاه تجاری به ازدواج و تشکیل خانواده که از اصیلترین روابط انسانی است، پس از مدت کوتاهی مشکلات زیادی به بار خواهد آورد، مشکلاتی که اکنون در صف های طولانی و شلوغی های دو سر باخت مهریه خودش را نشان داده است. معامله ای که خیلی ها فکر می کنند در آن کلاه سرشان رفته و سعی در بهم زدن آن دارند.

    • اقتصاد، اجتماع، خیانت

    تقی رستم وندی، معاون وزیر کشور و رییس سازمان امور اجتماعی کشور علل بالا رفتن این آمار را در مسائل اقتصادی و اجتماعی می داند. به اعتقاد او جامعه ایرانی تنها با این مشکل مواجه نیست، بلکه علاوه بر فشارهای ناشی از شیوع بیماری کووید 19 و تاب آوری مقابل آن از سالهای گذشته، فشارهای تحریم را متحمل بوده به شکلی که کمتر جامعه ای می تواند در مقابل چنین فشارهایی تاب بیاورد. از آمار طلاق سال به سال در حال افزایش است به گونه ای که اغلب بنیان خانواده در ایران را دچار آسیب های جدی کرده است.

    اغلب در صحبت از عوامل طلاق به مواردی از قبیل عوامل اقتصادی اعتیاد، خیانت، عدم رضایت جنسی و امثالهم اشاره می شود.

    اما در کنار همه این عوامل به عامل دیگری که همیشه مغفول مانده است نیز باید اشاره کرد و آن عامل خود «ازدواج » است.

    ازدواج در عرف اجتماعی و تعریف ادبی به جفت شدن و پیوند دو نفر اشاره می کند؛ یعنی دو انسان در شرایطی برابر و بر اساس میل و خواهش درونی یکدیگر را برای زندگی کردن در کنار هم مناسب می یابند.

    • وقتی شرخرها به میدان می آیند

    شادی محتشمی، وکیل دادگستری که در این زمینه تجربه های زیادی دارد و همواره دستی بر آتش مشکلات مهریه داشته است، می گوید: بالا رفتن قیمت سکه و طلا یک طرف قضیه هست و طرف دیگر قضیه، زنانی هستند که با وجود دوندگی های زیاد به آنچه حقشان هست، نمی رسند. بنابراین نباید یک طرفه به قاضی رفت. این در حالی است که در گذشته زنان خیلی زود به نتیجه می رسیدند، اما اکنون مطالبه مهریه حتی اگر حق قانونی زن باشد، متوقف می شود و درحال حاضر مطالبه مهریه فقط از طریق اجرائیات ثبت امکان پذیر است که گاهی به این علت که پروسه طولانی می شود، زنان حتی با دوندگی زیاد نمی توانند به حقشان برسند و برخی مردان، با دور زدن قانون، این موضوع را به نفع خود تمام می کنند.

    جالب اینجاست که در این آشفته بازار گاهی شرخرها هم سر و کله شان پیدا می شود تا با شکل دیگری مطالبه گری مهریه را آغاز کنند. این شرخرها که به گفته این وکیل دادگستری اغلب از طرف خانواده زنان مطلقه استخدام می شوند با رعب و وحشت و یا نشستن کنار محل کار یا در منازل سعی می کنند که در هر شرایطی مهریه را برای خانواده عروس زنده کنند.

  • یه قاچ خوشحالی

    یه قاچ خوشحالی

    مریم می گوید: وقتی که کیک تولد دوستش را خورده از هیچ چیز خبر نداشته، حدود نیم ساعت بعد در دنیای رنگی دیگری سیر می کرده. حالا او و دوستش در بیمارستان هستند و از پنج نقطه مختلف دست و پایش شکسته است. ماشروم، قارچی که در سکوت تو را به دنیای دیگری می برد که معلوم نیست از آن بازگشتی داشته باشی.  قارچ توهم زایی که این روزها همراه با گیاه خوشحالی گُل در کنار کرونا پای ثابت مهمانی ها و پارتی ها شده اند. در همین رابطه گفت و گویی داشتیم با مریم ایزدی، پژوهشگر اعتیاد که اعتقاد دارد؛ جوان دنبال کنجکاوی هایش می رود و لذتی که در مصرف مواد مخدر بعد از این کنجکاوی ها به دست می آورد او را به مرحله رد دادن می رساند و او به تدریج گرفتار باتلاقی می شود که بیرون آمدن از آن مشکل است .

    • قارچ شادی آور، ماده مخدری که این روزها در میهمانی ها پای ثابت دارد به نظر شما انگیزه هایی که باعث می شود یک جوان رو به ماده مخدر شادی آور بیاورد چیست؟

    بهای ارزان و در دسترس بودن این ماده مخدر باعث شده که بسیاری از جوانان انگیزه مصرف پیدا کنند. در عین حال با گران شدن شیشه این ماده مخدر توهم زا که در باور عموم توهم زا نیست، جایگزین شیشه شده و همانطور که گفتید پای ثابت میهمانی های جوانان است. شادی کاذب و بسیار سریع این ماده نیز خود، مساله دیگری است که انگیزه مصرف را بیشتر می کند.متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم آنطور که باید و شاید برای یک جوان پرانرژی که در سن دبیرستان یا اوج جوانی است شادی های مفید ایجاد کنیم و همین عامل هم موجب می شود که او روی به مواد و میهمانی هایی بیاورد که از بیرون او را شاد کند. البته انگیزه دیگری هم که در مصرف گل هست و بیشتر دانشجویان را آلوده کرده است، این باور است که گل باعث تمرکز و شب زنده داری می شود و این معرفی اینچنینی جوانان را به مصرف این ماده سوق می دهد. دستیابی به شادی های زودگذر در غیاب نشاط اجتماعی ایجاد می شود و کم کم جوان به مرحله رد دادگی می رسد.

    • گل و ماشروم دو ماده مخدری هستند که در باور عموم اعتیاد آور نیستند، چرا این تصور اشتباه ایجاد شده است؟

    به همان دلیلی که ذکر کردم، جوان ما به دلیل عدم آگاهی کافی از عوارض و تبعات ناشی از مصرف این محرک ها با این باور که هیچوقت معتاد نمی شود این ماده را مصرف می کند. اصلا شاید به همین خاطر است که قاچاقچیان مواد مخدر نام این ماده را گل گذاشته اند تا جنبه مخدر پیدا نکند و امری تفننی و تفریحی تلقی شود.

    • خانواده ها چه کنند؟ وقتی که این ماده نه بو دارد و نه شکل مشخصی دارد ؟ در حال حاضر حتی ماشروم در کیک های خوراکی هم مصرف می شود و حتی به عنوان یک ماده خوراکی به شمار می رود.  با این تفاسیر آیا می شود جلوی شیوع مصرف را گرفت؟

    به روز شدن خانواده ها در عصر تکنولوژی، مهمترین مساله ای است که باید مد نظر باشد. به هر حال در هر خانه ای یک موبایل وجود دارد که می توان از طریق آن به کل اطلاعات دنیا دست پیدا کرد، خانواده ها باید همسو با فرزندانشان باشند. به گفته جبران خلیل: جبران فرزندان مانند تیرهایی هستند که از کمان ما خارج می شوند و به هر حال همیشه جلوتر از ما هستند، اما با قرار گرفتن کنار آنها و رفیق شدن با فرزندانتان می توانید از بسیاری از مشکلات جلوگیری کنید. به این طریق فرزند خانواده همه آنچه که در درون و بیرونش هست را ابراز کرده و به راحتی از خطراتی که اطرافش را فراگرفته، صحبت می کند. به این طریق می توان راهی پیدا کرد برای مانع شدن از قدم های خطرناکی که او قرار است بردارد.

    • اوقات فراغت غنی نسل امروز را از اعتیاد دور خواهد کرد؟ یا باید برای نسل فعلی به گزینه های دیگری هم فکر شود؟

    به هر حال اوقات فراغت غنی همواره راهکار مناسبی برای دور شدن جوانان از اعتیاد بوده است. در عصری که تکنولوژی بیداد می کند و همه سرشان به قول معروف در لاک خودشان است، خانواده ها باید سهم بیشتری برای فرزندانشان بگذارند. ایجاد نشاط در خانواده و رفاقت با جوان می تواند راهکار مناسبی باشد. ایجاد نشاط همواره با کالاهای گرانقیمت نیست بلکه شاید با یک بازی دسته جمعی و یا کتابخوانی های مجازی و مسابقات مجازی البته در شرایط موجود که کرونا وجود دارد، می تواند محفل سرد شده خانواده ها را دوباره از طریق مجازی گرم کند و جوان کمتر به دنبال شادی های کاذب بیرونی باشد. خنده‌های زیاد و بی مورد و به قول معروف «های» شدن جوان ها پس از مصرف گل و توهم زایی ماشروم مواردی نیست که از چشم خانواده ها دور بماند و آنها می توانند با دیدن هر رفتار عجیب از فرزندانشان پی ببرند که او ممکن است مخدر مصرف کرده باشد.

    • ما دو نوع معتاد داریم، معتادان یقه سفید یا تفننی و غیرتفننی فرق این دو تیپ شخصیتی را در چه می بینید ؟

    خب ما همیشه معتادان را آدم هایی ژولیده و ناراحت و کثیف  می بینیم، اما معتادانی هم هستند که بسیار آراسته و شیک بوده که به معتادان یقه سفید معروف هستند.  این معتادان گاها بیشتر از متجاهران آسیب زننده هستند به این خاطر که جوان با دیدن این افراد حس می کند که اعتیاد چیز بدی نیست. این اعتیاد شیک شامل گروه های خاصی است که بیشتر از روانگردان ها یا به شکل تفننی استفاده می کنند و به نوعی به خرده فرهنگ تبدیل می شود.

    • و چرا بعضی از جوانان به این شادی کاذب نه نمی گویند؟

    متاسفانه این موضوع وجود دارد به این علت که ما به جوانمان نه گفتن را یاد نمی دهیم. خانواده و آموزش های مدارس مهمترین ها هستند. دو عاملی که می توانند در این رابطه به دانش آموزان یا جوانان ما در یاد گیری نه گفتن کمک کنند. اگر بخواهیم به شکل علمی به این موضوع نگاه کنیم باید اینطور بگوییم که در مغز انسان مداری با نام پاداش وجود دارد که در فرد احساس لذت و رضایت ایجاد می کند. همان شادی کاذبی که در استعمال مواد مخدر وجود دارد و این پاداش از این طریق به فرد می رسد،  تا جایی که فرد متوجه هزینه های سنگینی که برای این شادی می دهد نیست و همین عامل است که نه گفتن را برای جوان ها سخت می کند چون دوست دارد به اوج شادی و رضایت برسند.

  • تجارتی جدید از اراذل تا منازل

    تجارتی جدید از اراذل تا منازل

    فرقی نمی کند بالا یا پایین شهر باشی، تب زیبایی های میلیونی و عجیب و غریب از خواننده ها و اراذل شروع شده اند و اکنون جای پای خود را در منازل باز کرده اند. هزاران راه نرفته ای که این روزها جوانان دلشان می خواهد در آن پا بگذارند. حالا پرسینگ، کاشت مژه و ابرو و تتو همه بدن و سه بعدی هایی که چند لایه از پوستت را غلفتی می کنند و جیبت را خالی می کند، تجارتی پرسود تلقی می شود.

    شغل هایی که خیلی ها را به واسطه تبلیغات رنگی و زیبایی که دارد، وابسته خودش کرده است. این وابستگی حتی با وجود کرونا هم با اینکه از تعداد مراجعان به مراکز آرایشی کم کرده است، اما چندان تفاوتی ایجاد نکرده .

    تبلیغات face to face، بهترین امکان است برای کسانی که می خواهند، مشتریانشان را پیدا کنند، بین دیالوگ هایی که با اغراق تمام از آنها نام برده می شود و هر بار طرحی نو در می اندازند.

    کافی است، سری به یک آرایشگاه نه چندان مشهور بزنی،  قیمت ها مختلف است از چند صد هزار تومان شروع می شود و پس از آن میلیونی می شود. عمل هایی که گاهی باید توسط پزشک و متخصص صورت بگیرد، زیر تیغ و قیچی آرایشگران می افتد و معلوم نیست، چه از آب دربیاید.

    کاشتن مروارید در چشم و چسباندن نگین به دندان و سوراخ کردن زبان از جمله کارهای تازه ای است که این روزها مُدهای خطرناکی را آفریده است.

    این آرایشگاه ها که حالا تبدیل به یک کلینیک زیبایی شده اند، محل هایی هستند که ممکن است انواع عفونت ها را گسترش دهند.

    آرایشگاه های زنانه امروزه برای خود تبدیل به یک کلینیک زیبایی نیز شده اند. تا مدتی پیش ،آنان فقط اقدام به تاتو می کردند، امروز پیرسینگ نیز اضافه شده است. این محل ها بدون نگرانی از آلودگی ، عفونت ، خونریزی و… کارشان را انجام می دهند. صد البته پاسخگوی عوارض بعدی هم نخواهند بود و همیشه مشتری را مقصر می دانند.  تعداد زیادی از آرایشگاه های زنانه ترجیح می دهند، شماره مشتری را یادداشت کنند و سپس متخصص خود را روانه منزل او کنند. البته این متخصص نه دکتر است و نه حتی آرایشگر. یک فرد عادی است که کار پیرسینگ انجام می دهد. شما تلفن می زنید، این افراد نشانی می گیرند، می آیند کارشان را انجام می دهند و می روند و به محض خروج از منزل دیگر هیچ گاه شما را نخواهند دید تا پاسخگو باشند.  اگرچه این عمل زمانی نه چندان دور برای بیماران سرطانی و کاشت موهای ریخته شده سرشان اختراع شد تا بتوانند، زندگی زیباتری داشته باشند، اما این مساله مثل بسیاری از موارد دیگر سر به ناکجا گذاشت تا به جای پزشکان و جراحان، حالا آرایشگاه ها نیز پایشان از این گردونه دور نباشد. کاری که شاید در نظر متخصصان پوست و مو موجه نیست، اما کو گوش شنوا.

    • شکایت بی شکایت

    مرجان مادر دو دختر 20 ساله و 25 ساله است که چند وقت پیش، اقدام به کاشت مژه کرده و دل خوشی از این موضوع ندارد:«مژه های تینا، دخترم اول خیلی زیبا شده بود، حتی خود من هوس کردم، اما بعد از مدتی شروع کرد به شوره زدن تمام پلکش پوسته پوسته شد و مژه ها سنگین شدند .

    اخمی توی پیشانیش می افتد و می گوید: «طوری شد که تصمیم گرفتیم به همان آرایشگر مراجعه کنیم و به او شکایت کردیم که چرا این طور شده و او با کمال خونسردی گفت: بعضی به چسب های مژه حساسیت دارند، اگر می خواهید، دوباره مژه ها را از روی چشم بردارم باید مبلغی بپردازید چون به هر حال من هم وقت می گذارم .

    از این دست خیلی های دیگر هم هستند که یا ترجیح می دهند به آرایشگرشان اعتماد کنند یا سکوت اختیار کرده و لب به شکایت نگشایند، کسانی مثل فرشته که با کاشت ناخن، دچار قارچ شده و با مشکلات جدی در این زمینه بلاتکلیف مانده است و به گفته خودش وقتی این مراکز، بدون هیچ نظارت خاصی و مثل قارچ شیوع پیدا کرده اند، به هیچ جایی نمی شود شکایتمان را ببریم و گفته می شود که خودت خواستی .

    اما، هر چه باشد از تاتو گرفته تا خالکوبی یا کاشت مژه و ناخن، برخی اوقات تب زیبایی آنقدر بالاست که خاطرات خوشی را برای مشتریان باقی نمی گذارد.

    مسئول یکی از آرایشگاه های مشهور در اصفهان در این رابطه می گوید:«به هر حال ما هم در حرفه خود کسانی را داریم که خوب کار نمی کنند؛ او از موضع خود پایین نمی آید و حق را به خودش می دهد: شاید، اگر با مواد بهداشتی و بهتر این کار انجام شود این مشکلات هم به وجود نیاید. اما اگر ریسمان این گفتگو به دست مشاور یکی از کلینیک های پزشکی که کاشت مو را به عهده دارد بسپاری او می گوید: ما برای کاشت مژه کسانی را قبول می کنیم که با مشکلی مواجه هستند، این موارد شامل کسانی می شود که یا در اثر بیماری و یا در اثر سوختگی و …این مشکل برایشان بوجود آمده این مساله با جراحی صورت می گیرد و بسیار کار حساسی است.

    کلینیک زیبایی

    • کاشت مادام العمر

    مریم شعبانیان، عمل کاشت مژه را برای بیمارانی که مژه خود را از دست داده‌اند، حیاتی می‌داند و می‌گوید: کاشت مژه برای این بیماران به صورت دائمی و مادام‌العمر خواهد بود.

    به نظر او اگر بیماری پوستی پلک، فعال باشد، نمی توان این کار را انجام داد و باید حداقل دو سال به تعویق بیافتد .

    البته در این مورد، هستند مراکزی که کاشت مژه را به دلیل حساسیت بالای چشم، آن را عملی خطرناک می‌دانند و افراد را از انجام این عمل باز می‌دارند.

    همین عامل باعث می شود که آرایشگاه ها، مشتریان پرو پا قرصی داشته باشند و کسانی را که به دنبال مژه های پرپشت هستند را به دام بیاندازند، این در حالی است که آنها تنها قادرند مژه مصنوعی بکارند.

    عمر مژه‌های مصنوعی که بر روی مژه‌های خود فرد قرار می گیرد تقریبا یک ماه و نیم است و توسط چسبی مخصوص چسبانده می شود.البته بماند که دوام و مقاومت مژه ها در هر آرایشگاهی متفاوت است .

    تنور داغ چسباندن مژه باعث می شود که آرایشگری در خیابان مرداویج بگوید: خب به هر حال قیمت های من فیکس هستند برای هر پلک 300 هزار تومان می گیرم و تا هر تعدادی که بتوان مژه به کار گرفت را بر روی مژه‌ها قرار می‌دهم تا زمانی که مشتری راضی باشد.

    آرایشگاه

    • عفونتی به نام مد

    در جراحی کاشت مژه، پزشکان 30 یا 40 غده مو را از پشت گردن بر می‌دارند و سپس آن‌ها را یکی یکی در پلک چشم می‌دوزند.

    به گفته شعبانیان، در این جراحی فقط از داروهای بیهوشی موضعی استفاده می‌شود و مژه‌های کاشته شده درست مانند موی سر رشد می‌کنند. این جراحی برای افرادی که به طور مادرزادی و یا در اثر سوختگی مژگان خود را از دست داده‌‌اند، بسیار مفید است، اما با این وجود افرادی هم بدون آگاهی و تنها برای زیبایی جذب این مراکز می شوند.

    وی همچنین با اشاره به اینکه هر نوع برش و آسیبی به پوست ممکن است با خطر انتقال عفونت ها و ویروس های خطرناکی مانند اچ آی وی ، هپاتیت، عفونت های باکتریایی و سیفلیس همراه باشد. بنابراین، توصیه می شود اگر کسی علیرغم همه هشدارها باز هم علاقمند به پیرسینگ است، حتما به مراکز مطمئن و بهداشتی مراجعه کند تا کمتر سلامتی خود را به قیمت زیبایی به خطر بیندازد.

    پیرسینگ در برخی نقاط حساس بدن با خطرات بیشتری همراه است؛ به طور مثال احتمال عفونت و التهاب در پیرسینگ غضروف گوش به مراتب بیشتر از نرمه گوش است.

    به گفته علیرضا ریاحی ،متخصص چشم در بیمارستان فیض اصفهان: ما باید بدانیم که چشم به عنوان یکی از اعضای حساس و بسیار آسیب پذیر بدنمان محسوب می شود و باید در نگهداری و بهداشت آن دقت لازم را داشته باشیم .

    وی در رابطه با اینگونه عمل ها می گوید: به هر حال هر عاملی که موجب عفونت چشم شود باید از سر راه برداشته شود، به نظر او بسیاری از چسب هایی که بر روی مژه چسبانده می شوند، معمولا دارای میکروب و باکتری هستند، گرچه در نظر اول سطحی به‌نظر می‌رسند، ولی نادیده گرفتن آن‌ها ممکن است، موجب مشکلات جدی در قدرت بینایی شود.

  • حامیان بی حامی

    حامیان بی حامی

    بـه طـرف آشـپزخانه کـه مـی رود مشــغول تماشــای شــاهکارهای پسـرش در نبـود مـادر مـی شـود. لیوان هــای رهــا شــده در ســینک ظرفشــویی، خــرده کیــک ریختــه روی ســرامیک آشــپزخانه و ســفره صبحانــه ای کــه هنــوز روی میــز مانــده بــود. خســتگی اش بیشــتر مــی شــود  وقتــی یــادش مــی افتــد کــه شــیر پایین ســینک خرابــی داشــته
    و قــرار بــوده لولــه کــش بیــاورد، امــا بــه کســی اعتمــاد نــدارد. قبــل از هــر کاری ســراغ جعبــه ابــزار داخــل کمــد مــی رود و آچــار فرانســه را برمــی دارد. ســعی مــی کنــد شــیر را ســفت کنــد. تمــام زورش را بــه کار می گیــرد. شــیر ســفت شــد. حــالا خیالــش راحــت اســت کــه دیگــر مجبــور نیســت یــک مــرد غریبــه را بــه داخــل خانــه بیــاورد، تــازه پولــی هــم خــرج نکــرده اســت.
    از وقتـی همسـر رویـا بـه رحمـت خـدا رفتـه سـعی کـرده یـک تنـه همــه کارهــا را بــر عهــده بگیــرد حتــی کارهــای تعمیراتــی را هــم ســعی می کنــد از اینترنــت ســرچ کنــد و تــا حــد امــکان خــودش انجــام دهــد. در آپارتمانــی کــه او زندگــی میکنــد همســایه ها  می داننــد کــه تنهاســت و بــه هــر ورود و خروجـی حساسـیت نشـان می دهنــد. خانــم همســایه طبقــه بــالا حتــی ورود و خــروج همســر خــود را هــم کنتــرل می کنــد و همیشــه بــا نیــش و کنایــه بــا رویــا صحبــت می کنــد رویــا امــا دنــدان روی جگــر می گــذارد و چیــزی نمیگویــد هــر جــا بــرود همیــن اســت.

    او میگویــد: تمــام زندگــی و رفــت و آمــدم زیــر ذره بیــن خانــواده و فامیــل قــرار گرفتــه و ایــن موضــوع برایــم آزار دهنــده اســت. رویــا در مــورد مشــکلات کاری هـم گلـه دارد: چنـد جـا کار پیـدا کــردم صاحــب کارم تــا فهمیــد تنهـا هسـتم نـوع نگاهـش عـوض شـد و مـن مجبـور بـه تـرک کارم شــدم . آن هــم کاری کــه مــزدش خیلــی کمتــر از حداقــل حقــوق یــک کارگــر بــود و بــه ســختی گیــرش آورده بــودم. داسـتان زندگـی رویـا تنهـا سـوژه در بــاره ایــن موضــوع نیســت نمونه هــای بســیاری در جامعــه مــا وجــود دارد کــه درگیــر مســائل حادتــر و پیچیده تــر از رویــا هســتند.
    میتــرا هــم زن تنهایــی اســت کــه بــا دختــر و پســر خــود در یــک خانـه اجـارهای زندگـی مـی کنـد و مســتمری کــه میگیــرد حتــی کفــاف هزینه هــای زندگــی، اجــاره خانــه و پــول آب و بــرق و گاز را نمی کنــد . او می گویــد: چنــد جــا بــرای کار مراجعــه کــردم امــا جنــس زن در ایــن مملکــت انــگار بهــا نــدارد و حقوقــی کــه بــه زن مــی پردازنــد بســیار پاییــن اســت.

    او در پیــدا کــردن خانــه هــم بــا مشــکل مواجــه اســت. بنــگاه داران، اغلــب بــه زن تنهــا خانــه اجــاره نمی دهنــد و او مجبــور اســت بــه همــراه بــرادرش بــرای پیــدا کــردن ســرپناهی بــرای خــود و فرزندانــش بــه بنگاه هــا مراجعــه کنــد. وقتــی از او مــی پرســم بــه رغــم ایــن همــه مشــکلات چــرا ازدواج نمــی کنــد مــی گویــد: ازگذشــته هــای دور در خانــواده مــا ازدواج مجــدد قبــح بــوده و اگــر ازدواج کنــم خانــواده انــدک حمایتــی راهــم کــه دارنــد از مــن و فرزندانــم دریــغ خواهنــد کــرد.

    از طرفــی اعتمــاد بــه مــردی کــه بتوانــد ســایه ای بــالای ســر فرزندانــم باشــد بســیار ســخت اســت. بــدون شــک ســنت های غلــط در جامعــه مــا همــواره دامن گیــر افــراد و اقشــار مختلــف بــوده و آن را بــا آســیب هــای جــدی مواجــه مــی کنــد. عـلاوه بــر آن لطماتــی کــه برخــی عقــده هــای سـرکوب شـده بـه قشـر زن علـی الخصــوص زنــان بی سرپرست وارد مــی کنــد برکســی پوشــیده نیســت اگــر چــه ایــن آســیب هــا آمــار دقیقــی نداشــته و کمتــر مــورد بررســی قــرار مــی گیرنــد.
    الهــام والــی، کارشــناس علــوم اجتماعــی بــا اشــاره بــه آســیب هــای وارده بــر زندگــی ایــن زنــان میگویــد: نزدیــک بــه پنــج میلیــون زن بی سرپرست در ایــران وجــود دارد کــه در مشــکلات اقتصــادی و فرهنگــی زیــادی دســت و پــا مــی زننــد در حالــی کــه نــگاه هــای مــرد ســالارانه کــه در طــول تاریــخ در اذهــان برخــی مــردم نقــش بســته اســت همچنــان طلاق را باعــث ســرافکندگی خانــواده مــی دانــد.
    جــای بســی تاســف اســت کــه ایــن نــگاه ســنتی همچنــان در جامعـه وجـود دارد و باعـث عـدم حمایــت از آنــان مــی شــود و تــا زمانــی کــه زن از خــودش دفــاع نکنــد جامعــه مدنــی نمــی توانــد در ایــن راســتا گامــی بــردارد. در جامعــه مــا زن همچنــان بــه حقــوق شــهروندی خــود واقــف نبــوده و اغلــب روح خــود را در پســتوی خانــه حبــس مــی کنـد.
    خشــونت هــای جنســی و کلامــی و برچســب زنــی در جامعــه بســیار اســت و ســکوت زن بــه ایــن تعارضــات دامــن مــی زنــد. در واقــع او بایــد بــه نهادهــای قانونــی مراجعــه کــرده و در احقاق حقــوق خــود تـلاش نمایــد،کاری کـه متاسـفانه خیـلی از آنهـا انجـام نمــی دهنــد.
    بــه نظــر مــی رســد، اســاتید دانشــگاه و زنــان پیشــرو در فعالیت هــای مدنــی لازم اســت عـلاوه برانجــام مســئولیت های خـود در زمینـه حمایـت از اقشـار مختلــف در حــوزه زنــان بی سرپرست نیــز فعالیــت کننــد. خــلاء تشــکل های مــردم نهــاد  و NGO هــای حامــی زنــان بــه شــدت محســوس اســت و اگــر هــم باشــد از طــرف مردانــی اســت کــه بیشــتر قصدشــان ســوء اســتفاده بــوده تــا حمایــت. عــدم وجــود قانــون گذارانــی کــه دغدغــه ی حمایــت از ایــن قشــر را داشــته باشــند نیــز عامــل دیگــری اســت کــه مــی تــوان از آن بــه عنــوان یکــی دیگــر از دلایــل نبــود NGO هــای حمایــت از زنــان نــام بــرد.
    تثبیــت جایــگاه زن در جامعــه از طریــق اســاتید دانشــگاهی و فعــالان عرصــه هــای مختلــف از جنــس خودشــان مــی توانــد ایــن نــگاه را در جامعــه نســبت بــه جنــس زن تغییــر دهــد. بــه نظــر می رســد فرهنگ ســازی در نــوع نگــرش جامعــه و ارتقــاء ســطح فکــری عمــوم در کاهــش آســیب پذیری بانــوان بی سرپرست بســیار مؤثــر باشــد. در حــوزه اقتصــادی نیــز طــرح توانمندســازی زنــان سرپرسـت خانــوار و ایجــاد درآمــد مناســب بــرای گــذران زندگــی ایــن قشــر از جامعــه بایــد هــدف گــذاری شــده و بــه منصــه ظهــور برســد. بایــد در نظــر داشــت زنانــی کــه بــه هر دلیلــی تصمیــم بــه تنهــا زندگــی کــردن گرفته انــد ناخواســته و ناعادلانــه محکــوم بــه قضاوت هــا و نگاه هایــی هســتند کــه نــه تنهــا دور از واقعیــت اســت بلکــه برگرفتــه از عقده هایــی اســت کــه همــه روزه در جامعــه مــا در حــال متولــد شــدن اســت و هیــچ چــاره ای بــرای رفــع آن اندیشــیده نشــده اســت و فقــط فرهنگســازی در جامعــه و آمــاده ســاختن زیرســاختهای اقتصــادی و اجتماعــی لازم می توانــد در راســتای کاهــش آســیب های وارده بــه بانــوان سرپرســت خانــوار موثــر باشــد.