برچسب: مجله خبری

  • راز جنبیدن منار جنبان چیست؟

    راز جنبیدن منار جنبان چیست؟

    معرفی منار جنبان اصفهان

    در ایـران برخـی مناره هـا قابلیـت تـکان خـوردن را دارنـد کـه بـه اصطلاح بـه آنهـا منار جنبان  می گوینــد. از معروفتریــن منار جنبان هــای ایــران یکــی در اصفهــان و دیگــری در شهرســتان اردکان و در بخــش خرانــق واقــع شــده اند. همانطــور کــه از تعریــف گفتــه شــده مشــخص  اسـت در صورتـی کـه بـه بـالای یکـی از منـاره هـا رفتـه و آن را تـکان دهیـد منـاره دیگـر  نیـز تـکان مـی خـورد کـه در ادامـه در خصـوص آن بیشـتر توضیـح مـی دهیـم.

    • منار جنبان اصفهان کجاست؟

    منار جنبان در نزدیکـی محلـه نصرآبـاد واقـع شـده و ایـن بنـای باشـکوه از یادگارهـای دوره  ایلخانـان و اواخـر پادشـاهی اولجایتـو اسـت. منار جنبان بـر سـر راه اصفهـان بـه نجـف آباد  در روسـتایی بـه نـام كاردالان قـرار دارد. ایـن منـار در آغـاز، تنهـا ایوانـی بـوده كـه بعدهـا دو  منـاره معـروف را بـه سـاختمان آن افـزوده انـد.

    • تاریخچه منار جنبان

    براســاس مــدارک موجــود، منار جنبان اصفهــان در دوران فرمانروایــی فــردی بنــام محمــد  خدابنـده اولجایتـو، در شـهر اصفهـان سـاخته شـده کـه قبـر عمـو عبدالله بن محمـود صقلابـی،  یکـی از عارفـان خداپرسـت و معـروف آن زمـان، در ایـن اثـر تاریخـی وجـود دارد. نـام دیگر  ایــن آرامــگاه، شــیخ امیرعبــدالله اســت. عــددی کــه روی ســنگ مقبــره عمــو عبــدالله حــک  شــده، ۷۱۶ اســت کــه طبــق کاوش معمــاران و باستان شناســان و براســاس مــدارک بــه جــای مانــده، ایــن عــدد نشــان دهنده ی ســال ســاخت آرامــگاه اوســت.

    • مقبره عمو عبدالله کاردالانی

    مقبــره ای کــه در منار جنبان قــرار دارد، متعلــق بــه یکــی از زاهــدان مشــهور قــرن هشــتم  هجـری بنـام عمـو عبـدالله کارالدانـی اسـت. سـنگ بـزرگ مرمـری بـر روی قبـر عمـو عبدالله  قـرار دارد و بـا خـط ثلـث بـه صورت برجسـته سـوره یاسـین نوشـته شـده اسـت. هـم چنین  در بـالای سـنگ مقبـره بـر روی قطعـه سـنگ مرمـری مشـخصه و صفـات وی ذکـر گردیـده  اسـت. کتیبـه هـای دیگـری نیـز در ایـن آرامـگاه وجـود دارد کـه از آن جملـه اسـت. کتیبه ای  بـر سـنگ مرمـر بـالای سـنگ اصلـی کـه از عمـو عبـدالله بـه عنـوان یـک مـرد پرهیـزکار و  زاهـد نـام مـی بـرد و تاریـخ او را نیـز ذکـر مـی کنـد. عمـو عبـدالله از باباهـا یـا زهـاد قـرن هشـتم هجـری قمـری سـت. بابـا در قـرون هفتـم و هشـتم در مناطـق مختلـف ایـران زندگـی  مــی کردند.

    دلیل تکان خوردن مناره های منارجنبان

    اگـر فـردی از ۱۷ پلـه داخـل هـر منـاره کـه از بـام بنـا تـا بـالای هـر منـاره وجـود دارد، بـالا رفتــه و دســت های خــود را داخــل یکــی از دیوارهــای واســط میانــی پنجره هــای فوقانــی آن  قفـل و شـروع بـه تـکان دادن منـاره کنـد، منـاره بـه حرکـت در آمـده و همزمـان بـا آن منـاره  دیگــر و در واقــع کل ســاختمان بــه نوســان در می آیــد کــه تنهــا نوســان منــاره قابــل دیــدن است .

    همچنیـن بـرای دیـدن نوسـان بنـا میتـوان لیـوان آبـی را بـر روی قبـر ”عمـو عبـدالله“ قـرار  داد و ســطح لغــزان آن را مشــاهده کــرد. بــه کاربــردن آجرهایــی بــا ویژگی هــای خــاص کــه ضریــب ارتجاعــی بالاتــری نســبت بــه آجرهــای بــه کار رفتــه در بخش هــای دیگــر دارد و  کاربـرد قوانیـن فیزیکـی در ایـن بنـا نـه تنهـا راز جنبیـدن مشـهورترین منـاره جنبان جهـان را  آشــکار میکنــد بلکــه بیانگــر دانــش فنــی عمیــق ســازندگان آن در هفــت قــرن پیــش بــوده  اسـت، سـازندگانی کـه نامـی از آنهـا بـه طـور مشـخص در دسـت نیسـت.

    تــکان خــوردن مناره هــای ایــن بنــا تــا مدتهــا بــرای دانشــمندان پرســش برانگیــز بــود.  معمــاری اســرار آمیــز ایــن بنــا بــرای بســیاری هنــوز هــم در هالــه ابهــام باقــی مانده اســت.  منطقی تریــن علتــی کــه بــرای تــکان خــوردن مناره هــا وجــود دارد، پدیــده فیزیکــی تشــدید  یــا پدیــده رزونانــس اســت. چــون مناره هــا ســبک معمــاری مشــابهی دارنــد، تــکان خــوردن  یکــی روی دیگــری اثــر میگــذارد. نکتــه جالــب در ایــن بنــای تاریخــی آن اســت کــه بــا حرکــت دادن یــک منــاره، نــه تنهــا منــاره دیگــر بــه حرکــت در می آیــد، بلکــه تمامــی ایــن  ســاختمان بــه لــرزه درمی آیــد.

    بنـا بـه نظـر کارشناسـان منـاره هـای دیگـری نیـز وجـود دارد کـه دارای همین خاصیـت بوده  و همزمـان بـا ایـن بنـا سـاخته شـده انـد. مناره هـای مسـجد اشـترجان در 40 کیلومتـری غرب  اصفهــان کــه قســمت اعظــم آن تخریــب شــده و یــا یکــی از منــاره هــای مســجد حضــرت  علـی(ع) در بصـره کـه بنـا بـه نظـر «ابـن بطوطـه» سـیاح معـروف مراکشـی در قـرن هشـتم  قمـری، تـکان مـی خـورده و از ایـن جهـت ارزش مسـجد را بـرای زائریـن دو چنـدان کـرده  اسـت. همچنین گفتـه مـی شـود کـه تقریبـا همـه منـاره هـا ایـن خاصیـت را دارنـد اما شـاید  کوتاه تـر بـودن منار جنبان سـبب تـکان خـوردن کل بنـا مـی شـود. در سـالیان گذشـته بازدید  کننــدگان آزادانــه تــا بــالای منــاره هــا مــی رفتنــد و اقــدام بــه تــکان دادن آن میکردنــد امــا چندســالی اســت کــه بــه دلیــل اینکــه تکان هــای دائمــی باعــث آســیب بــه بنــا مــی شــوند،  مسـئولین برنامـه ای ترتیـب داده انـد کـه هـر یـک سـاعت یـک نفـر از راهنمایـان کـه آشـنا  بـه مقـدار نیـروی لازم بـرای تـکان دادن منـاره هـا اسـت، بـه بـالای یکـی از منـاره هـا رفتـه و آنـرا تـکان مـی دهـد تـا بازدیدکننـدگان بـه خوبـی اهتـزاز آنـرا مشـاهده و حس کننـد و در عیـن حـال از بوجـود آمـدن آسـیب هـای احتمالـی بـه بنـا نیـز پیشـگیری شـود.

  • یک قرن طعم خاطره

    یک قرن طعم خاطره

    اینجا در قلب خیابان طالقانی، بیش از یک قرن طعم بریان و نام حاج آقا مودب منش در خاطرات پیرها و جوان های امروزی جا خوش کرده است.

    مغازه ای که از خیلی وقت پیش، میزبان مشتریانی ثابت بوده که خیلی هایشان دست از جهان شسته اند، اما نوه و نتیجه هایشان پای ثابت این مغازه هستند. مطبخی که از پدرانِ پدرانِ پیرمرد به یادگار مانده و او هنوز هم استوار است. زلال و شفاف، با لبخندی دلنشین اصفهانی تمام عیاری که لهجه اش به خوبی او را معرفی می کند.

    از زمانی که بریانی «شاد» دارای تابلو شده تا کنون که حاج علی مودب منش یادش می آید، مشتریان خاص خودش را داشته.  بریانی‌ای كـه وقـتـی از كـنـار دروازه دولت وارد یکی از فرعی های طالقانی می شوی، هـنـوز بـه ته كـوچـه نـرسـیده از جمعیت صف بسته تا چند متر آن طرف تر از مغازه اش هم به خوبی می توانی تشخیص دهی كه بریانی حاج محمود چـیـزی فراتر از دیگر بریانی‌های اصفهان است و بریانش حتماً خوردن دارد.

    صادقانه از خودش می گوید. از شغلی که از پدربزرگ به پدر رسید و بعد از آن برای حاج علی به ارث گذاشته شد. حالا او بیش از 40 سال است که در مغازه آبا اجدادی اش که از سه نسل قبل به او رسیده، مشغول است. مشتری هایش معمولا ثابت و قدیمی هستند. مشتری که 45 سال است که ازاو خرید می کند و یا پسری که می گوید: بچه بودم و با پدر و مادرم اینجا می آمدم.

    از همان دوران گذشته، این بریانی شهره خاص و عام شد، با طاق چشمه های قدیمی تا اینکه حاج علی تصمیم گرفت، رنگی نو و مدرن به بریانی اش بدهد. سبکی که حالا با معماری شاه عباسی پیوند خورده است.

    رشته اصلی اش مهندسی برق است، اما وقتی برادرش شهید می شود، مسئولیت بریانی می افتد روی دوشش. حالا روزانه بیش از هزار نفر مشتری دارد.

    مغازه حاج علی را این روزها خودش اداره می‌کند؛ نه پسرش این شغل را دوست دارد و نه دخترش. کار پر زحمت است و طاقت فرسا. از 6 صبح شروع می شود و تا 10 شب ادامه دارد . به قول حاج علی این شغل فقط عشق می خواهد و بس. طاقی قدیمی مغازه حاج علی بعد از آخرین بازسازی، حالا بخشی از مغازه شده و بخشی دیگر هم با چند قاب از دوران قدیم با نقاشی های مینیاتور تزئین شده است. حالا در دل آن مغازه قدمی، معماری نویی زاده شده با همان صف  همیشگی، گرچه دیگر از آن كوره قدیمی مغازه که با علوفه مخصوص و پِهِن گوسفند روشن می شد نیست و رنگی تازه از مدرنیته به خود گرفته، اما بوی بریان همان است و کیفیت بریانی شاد همان.

    با وجود اینکه چرخ گوشت صنعتی و فر گازی پــایـشــان بــه مـغـازه بـاز شـده، اما طعم بریانی شاد عوض نشده است.

    حاج علی یادش نمی آید که کسی از بریان هایش ایرادی گرفته باشد: «کم پیش آمده که این اتفاق بیافتد و اگر هم باشد، سعی می کنیم که مشکل را حل کنیم».

    دکان قدیمی حاج علی همیشه شلوغ است و هیچوقت رنگ خلوتی را ندیده و از جوان ترین مشتری 7 ساله اش تا پیرمرد 75 ساله همه او را دوست دارند.

    دوست ندارد شغلش را با هیچ چیز دیگر عوض کند: « اینجا پا گرفتیم. با این مشتری ها بالا آمدیم و حاضر نیستیم اینجا را عوض کنیم. ما با آبگوشت بزرگ شدیم. آبگوشت را هم از همه غذاها بیشتر دوست داریم. پدرم هم هنوز آبگوشت بریان را دوست دارد و مشتری پرو پا قرص آن است. همه زندگی و عشق من این بریانی است و همیشه پای کارم هستم. اگر پای کارت نباشی کارت رونق نمی گیرد. این هم یکی از رمزهاست. فقط صداقت، رقابت سالم در کار و دروغ نگفتن به مشتری و غذای خوشمزه. فوت استادی است که می توانی در این کار موفق شوی.

    هر روز هفته وقتی قرص خورشید در وسط آسمان است، مغازه حاج علی پاتوق کسانی می شود که به هر دلیلی اعم از خوشرنگی، کیفیت غذا و حتی گاهی هم به یاد قدیم ترها و برای زنده کردن خاطرات گذشته، به آنجا می روند.

    حاج علی خیلی وقت ها کارش را می سپارد به سه تا از از شاگردهایش که حالا برای خودشان اوستا شده اند .

    مشتریان حاج علی معمولا دائمی هستند، از مسافران گرفته تا مردم خود اصفهان همه بریان این مغازه را دوست دارند. به قول خودش، از تمام ایران می آیند تا طعم و عطر بریانی شاد را یک بار دیگر مزه مزه کنند: « حتی عده ای هستند که غذا را منجمد می کنند و می برند خارج ». تلخی های بریانی شاد، انگشت شمارند و محدود می شوند به سختی های این کار و مسئولیت هایی که او در قبال مشتریانش دارد: «دلم می خواهد بهترین باشیم و نام و آوازه این مغازه را نمی خواهم از بین ببرم . طبق سلیقه مشتریانم عمل می کنم، اما متاسفانه هنوز خیلی از جوان ها این غذای سالم را نمی شناسند، آنموقع است که غمگین ترین آدم دنیا می شوم، وقتی که بی تجربه ها نمی دانند، با سلامتیشان دارند چه کار می کنند…

  • تو سرگرم می شوی من آزار می بینم

    تو سرگرم می شوی من آزار می بینم

    آزار و اذیت زنان در خیابان موضوعی جدید یا عجیبی نیست؛ شاید هر روز در خیابان و مجامع عمومی شاهد آن باشیم. راننده موتوری که ناگهان دختری را در خیابانی خلوت می بیند و سرعتش را زیاد می کند و با فریاد به او دست می زند و از کنارش عبور می کند یا پسرانی که از کنار دختران عبور می کنند و با الفاظی که گاهی رکیک هم هست، آن‌ها را مورد آزار و اذیت قرار می دهند و می روند.

    به‌طورتقریبی بخش زیادی از زنان ایرانی تجربه آزار و اذیت در خیابان ها یا فضاهای عمومی و شهری را دارند. از این تعداد زیاد، شاید درصد کمی از آن‌ها نسبت به آزاری که می بینند، دهان به اعتراض باز کنند و از آزارگر بخواهند که به آزارش ادامه ندهد.

    زنان و دختران پیر و جوان ایرانی بسیاری از ماجراهای این آزار و اذیت ها را در صندوقچه اسرارشان نگه داشته اند و هیچ گاه به زبان نیاورده اند، آن هم به خاطر اینکه در جامعه سنتی ما همیشه زنان متهم بوده اند، حتی اگر قانون و ماده و تبصره رای به اتهام آزارگر بدهد.

    فرهنگ سازی برای امنیت زنان باید از جایی آغاز شود. باید گوش ها فریاد اعتراض زنان را بشنود که آن‌ها هم می خواهند مانند مردان راحت در این جامعه زندگی کنند، بدون اینکه وقتی در خیابان راه می روند، نگران مزاحمانی باشند که هر لحظه از راه می رسند و آن‌ها را اذیت می کنند.

    چند روز پیش شهین‌دخت ملاوردی، معاون حقوق شهروندی رییس جمهور، پوسترهایی را در حساب توییتری خود منتشر کرد که در آن ها با عناصر گرافیکی و تصویرسازی های ساده شده، مردان آزارگر و زنانی که در معرض آزار بودند، نشان می داد.

    این پوسترها که به همت فعالان حوزه زنان در ایران طراحی شده، به چگونگی برخورد با آزار و اذیت خیابانی زنان در ایران می‌پردازد و مجازات‌هایی که قانون برای این آسیب اجتماعی در نظر گرفته است، گوشزد می‌کند. گروه مستقل هم اندیشی زنان، ایده تهیه این پوسترها را طراحی کرده است.

    طراحی این پوسترها این‌گونه است که ماده قانونی و مجازات های آزار و اذیت زنان را زیر آن نوشته اند که این هم بیشتر جنبه فرهنگ‌سازی دارد. در متن زیر پوسترها آمده است:«مطابق ماده 619 قانون مجازات اسلامی، هر کس در اماکن عمومی با معابر معترض یا مزاحم اطفال و زنان شود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آن‌ها توهین كند، به حبس از دو تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد» البته توضیح این ماده قانونی در پوسترها حذف شد و تنها پیام های امنیت زنان روی آن‌ها باقی ماند: « احساس امنیت در شهر، حق زنان است»، «متلک انداختن تفریح نیست، جرم است»، « تو سرگرم می شوی، من آزار می بینم»

    به گفته بهمن کشاورز وکیل محاکم دعاوی و فعال حقوق زنان در ایران، طراح  اینگونه تبلیغات به دنبال فرهنگ‌سازی برای امنیت زنان در خیابان است. وی عقیده دارد: هدف این است که آزارگر بداند چنین برخوردی جرم است و نباید به حقوق یک انسان تجاوز کند.

    هر چند که شکایت هم در جای خود مهم است، اما به گمان غرض از این نوع تبلیغات، این است که اذهان را با این موضوع آشنا کنند که این اعمال سوای اینکه درست نیست، مجازاتی هم دارد.

    نوع این آزار و اذیت ها به گونه ای است که چون در یک لحظه گذرا اتفاق می افتد و تمام می شود، تعقیب و دستگیری متهم و تحویل به داداسرا امکان‌پذیر نیست یا بسیار سخت و نادر است؛ به خاطر همین هم می گوییم که فرهنگ سازی در این مورد بسیار مهم است.

    محله ای که در آن آزار زنان اتفاق می افتد، در اینکه برخورد مردمش چطور باشد، مهم است.  اینکه آزار و اذیت زنان در کجا و چه منطقه ای اتفاق بیفتد و مردم در مقابل آن عکس چه عكس العملی نشان دهند، بسیار مهم است.

    این بر حسب فرهنگ مردم محلی متفاوت است در هر محل مردم عکس العمل متفاوتی را در برابر آن انجام می‌دهند و این عکس العمل ها تا حد زیادی بستگی به چگونگی فرهنگ سازی و اطلاع عموم از حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی خود دارد.

    امید که با بالا رفتن سطح فرهنگ عمومی و اطلاع دقیق شهروندان از حقوق خاصه خود، دیگر شاهد سرگرمی هایی که باعث آزار و اذیت دیگران می شود، نباشیم.

  • مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

    عروسی، سنتی است که در همه جای جهان انجام میگیرد و دو نفر با برگزاری جشنی، زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. در مراسم عروسی ها معمولا عروس و داماد می رقصند و بعد از برش کیک و پرت کردن دسته گل، عروسی به اتمام می رسد اما این فقط در بعضی کشورها رواج دارد.

    سنت های عروسی در برخی کشورها به حدی عجیب و غریب است که قابل باور نیستند. عجیب ترین مراسم های ازدواج حتی در کشورهای متمدن و پیشرفته هم وجود دارد. خرافه پرستی مرز و بوم ندارد و اصولا مردم با تغییر در سنت های غلط مخالف اند. هر چند که این سنت ها گاهی نماد طنز دارند اما برخی از آن ها تاسف بار و غیر قابل تحمل اند.

    عجیب ترین مراسم های ازدواج نه تنها در کشورهای مختلف متفاوت است بلکه در جنوب و شمال برخی کشورها این تفاوت ها دیده می شود. این سنت ها گاهی دردناک و تامل آورند و گاهی لبخند به لب می آورند. متاسفانه خرافات در همه جا وجود دارد و بسیاری از این سنت ها به دلیل خرافه پذیری مردم شکل گرفته اند.

    • ازدواج با آدم ربا

    یکی از عجیب ترین مراسم های ازدواج در جهان در میان مردم قرقیزستان رواج دارد. سنتی که با نام آلاکاچو شناخته می شود. آلاکاچو به معنای “بردار و فرار کن” است. در این روش داماد آینده، دوستان خود را جمع می کند و با هم سوار خودرویی می شوند و دختری را می دزدند. این دختر بدون اطلاع قبلی ربوده می شود و به خانه مرد برده می شود. در آن جا از قبل مقدمات عروسی توسط خانواده مرد مهیا شده است.  خانواده مرد پس از ساعت ها تلاش برای متقاعد کردن دختر، سرانجام موفق به برگزاری مراسم ازدواج می شوند. این روش در سال 1991 غیر قانونی اعلام شد اما همچنان توسط بسیاری از قرقیزی ها اجرا می شود و تقریبا 40 درصد زنان این کشور، با ربایندگان خود ازدواج می کنند. دو سوم این عروسی ها، بدون اطلاع و توافق عروس صورت می گیرد.

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود
    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود
    • پرتاب زباله بر سر عروس وداماد

    اسکاتلندی ها هم از آن دسته مردمی هستند که سنت ازدواج عجیب و غریبی دارند. سیاه شدن عروس یک سنت زننده و حال بهم زن است که در مراسم عروسی اسکاتلندی ها برگزار می شود. آنها به سمت عروس و داماد زباله های مواد غذایی که فاسد شده اند، پرتاب می کنند. این مواد هر چیز فاسد شدنی و کثیفی می تواند باشد. شیر فاسد شده، تخم مرغ، غذاهای فاسد شده و حتی قیر و نفت و بنزین. اسکاتلندی ها مرد و زنی را که بتوانند در این زباله ها دوام بیاورند را خوشبخت می دانند و اعتقاد دارند، آن ها می توانند به هر چیزی برسند، چرا که هیچ چیز سخت تر از تحمل این وضعیت نیست.

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

    • عروس دزدی

    یکی از عجیب ترین مراسم های ازدواج در آلمان وجود دارد. بر اساس سنت کهن آلمانی ها، در شب عروسی، دوستان عروس و داماد، عروس را می دزدند و داماد باید عروس را جستجو کند. اگر کسی در این راه به او کمک کند، به عنوان پاداش باید از داماد نوشیدنی بگیرد.

    سنت دیگری که بسیار در این کشور مرسوم است، خوردن غذا در خانه عروس است. مهمانان غذاهای ویژه ای تدارک می بینند و در خانه عروس و داماد نوش جان می کنند اما پس از اتمام غذا، تمام ظروف چینی را می شکنند تا با این کار ارواح و شیاطین را از خانه دور کنند.

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

     

    • گریه اجباری عروس

    در توجیا چین، عروس باید یک ماه قبل از مراسم عروسی روزی یک ساعت گریه کند. زنان دیگر در خانواده عروس، او را تشویق به این کار می کنند. ده روز بعد مادر عروس هم به این مراسم می پیوندد و گریه می کند. مادربزرگ عروس نیز ده روز آخر، با دختر و نوه خود هم دلی می کند و شروع به گریه کردن اجباری می کند.

    گریه اجباری عروس

    • هدیه غیر معمول

    ازدواج در فیجی هم با دشواری هایی روبرو است. برعکس مثال ایرانی ها که می گویند، مادر را ببین و دختر را بگیر، در فیجی به شدت به پدر عروس احترام میگذارند. داماد برای اثبات خود، باید دندان نهنگ به پدر عروس هدیه دهد تا پدر دختر به ازدواج آن ها رضایت دهد. از طرفی داماد باید در تمام مراسم عروسی، دست پدر عروس را بگیرد.

    گریه اجباری عروس

    • ازدواج با درخت

    از آن جایی که هند کشور بزرگی است، سنت های ازدواج عجیب و غریب زیادی دارد. در بخش های از هند، اگر دختری در روز خاصی که مریخ و زحل هر دو در زیر خانه هفتم هستند، متولد شود، بدیمن است. به عقیده هندی ها این دختر موجب مرگ زودهنگام شوهرش خواهد شد از این رو باید، با درختی ازدواج کند و پس از ازدواج درخت را قطع کنند تا این نفرین به درخت برسد.

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

    • به آب انداختن عروس

    تایلندی ها آب را نماد پاکی و روشنایی می دانند و در سنت های ازدواجشان، حتما باید نو عروسان وارد آب شوند تا روح و جسمشان تطهیر شود. این کار نشان دهنده وفاداری عروس به داماد خواهد بود. نکته جالب این سنت در این است که عروس حتما باید در رودخانه شستشو شود و آب راکد یا حوضچه مورد قبول نیست. مهم نیست که آرایش عروس چقدر صورت وی را زشت می کند و یا این که تمامی لباس او خیس می شود. یک تایلندی باید به آیین سنتی کشور پایدار باشد.

    • به دنیا آوردن دو فرزند

    مردم قبیله ای در جنوب سودان اعتقاد دارند، زمانی مراسم عروسی کامل می شود که زن بتواند دو فرزند سالم به دنیا بیاورد. اگر زن دو فرزند به دنیا نیاورد، مرد حق طلاق دادن وی را دارد.

    • عدم استفاده از توالت

    سه روز بعد از به پایان رسیدن مراسم عروسی،  عروس و داماد طی سنتی دیرینه، حق استفاده از توالت را ندارند. به اعتقاد مردم اندونزی، عروس و دامادی که بتوانند در این روز دوام بیاورند، می توانند تعداد زیادی فرزند سالم داشته باشند.

    • فلک کردن داماد با ماهی

    دوستان داماد در پایان مراسم ازدواج،  جوراب های داماد را از پایش در می آورند و با ماهی یا نیشکر به پاهای داماد ضربه می زنند.

    البته این ضربه ها دردناک نیست و بیشتر موجبات خنده اطرافیان را فراهم می کند.

    فلک کردن داماد با ماهی

    • عروس هرچه چاق تر بهتر

    موریتانی یکی از کشورهای شمال غربی آفریقا است. در موریتانی ازدواجی موفق شمرده می شود که عروس در آن، چاق و قد بلند باشد. متاسفانه زنان این کشور در تلاش برای اضافه کردن وزن، اغلب دچار بیماری های غیر قابل جبرانی می شوند. بیماری هایی همچون، دیسک کمر، زانو درد و مشکلات قلبی و عروقی و کبد چرب.

    گروه وبگردی اینهفته: محمد امامی

  • کوزه مدرک آبی ندارد

    کوزه مدرک آبی ندارد

    دانشگاه ها بنگاه های مدرک شده اند و بازار کار در وضعیت نامطلوبی به سرمی برد، این در حالی است که پس از گذراندن نزدیک به 20 سال تحصیل و کسب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و طی نمودن شب ها و روزهای پراسترس، وقتی به دنبال کار می روی، نه مهارتی کسب کرده ای که بتوانی از آن استفاده کنی و نه شغلی داری که مدرکت به درت بخورد، بنابراین نه راه پس می ماند و نه راه پیش، چرا که نیاز امروز بازار کار با آنچه که در طی این سالها کسب کرده ای مطابق نیست.

    شاید به همین علت است که عده ای از تولید کنندگان بزرگ اصفهانی اعتقاد دارند که اصفهان از نیروی کار حرفه ای رنج می برد و انگشت اتهام به سمت نحوه آموزش و رشته هایی نشانه می رود که هیچ ربطی به بازار کار ندارند.

    • کسب و کارهای بی محتوا

    با این تفاسیر می توان گفت، مشکل تحصیل کردگان و فارغ التحصیلانی که به بازار کار وارد می شوند، یکی و دو تا نیست، از یک طرف آنها در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش و سپس آموزش عالی با هیچگونه مهارتی درحوزه های فنی و حرفه ای آشنا نشده و در کسب و کار خاصی مهارت ندارند و از طرف دیگر با شیوه های کار در رشته های مختلف آشنا نیستند.

    در این میان متاسفانه میزان حمایت برنامه ریزان کشور نیز با سطح توقعات و مطالبات آنها همخوانی ندارد، بنابراین باید بخشی از اشتغال را با درک توانمندی های موجود و برنامه ریزی برای آن در نظر گرفت، امری که مردم عادی نمی توانند انجام دهند و لزوما دست اندرکاران و متولیان امر باید به آن توجه کنند.

    • نیروهای بی مهارت برای اشتغال

    حالا این مساله را همه پذیرفته اند که دانشگاه ها در سال های گذشته نیروهایی را پرورش داده اند که در سطح میانگین از حرفه کمتری برخوردارند و این موضوع، دائما از سوی افراد فعال در عرصه تولید و اشتغال مطرح می شود.

    به گفته علی ربیعی وزیر کار و تعاون و رفاه اجتماعی بدون تردید تعداد فارغ‌التحصیلان و مهندسان ما در مقایسه با شاخص‌های جمعیتی و(GDP)تولید ناخالص داخلی از جوامع توسعه یافته بیشتر است، اما علت اینکه دوران گذار ما به سمت توسعه تا این حد طولانی است، بسته به میزان سواد و مهارت ما است و امیدوارم بتوانیم این خلاءها را پر کنیم.

    وی با بیان اینکه دانشجویان بدون کسب مهارت لازم وارد بازار کار می شوند و مسئله اصلی در کشور سواد و مهارت است، ادامه داد: کدام متغیرها می‌توانند تحصیلات را به سمت سوادی ببرند که بتواند وضع جامعه را بهتر کند و آسیب های اجتماعی کاهش یابد؟ امروز باید به جامعه با سواد هم فکر کنیم.

    بماند که برخی هم تمام گناه را به گردن بخش آموزش نمی اندازد و اعتقاد دارند که عدم حمایت از بنگاه های کوچک و پر بازده باعث شده که اشتغال بدون مهارت ایجاد شود.

    اما مشکل آموزش، همچنان یکی از بزرگترین مواردی است که بازار کار را نشانه گرفته است.

    امروزه منطبق نبودن رشته های تحصیلی با نیاز بازار کار، یکی از معضلات حل نشده ای است که گریبان بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی را گرفته است.

    سید عبدالوهاب سهل آبادی، رییس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران راهکار کلان و اساسی برای برون رفت از این مشکل را اجرای اصل 44 قانون اساسی می داند و می گوید: به نظر من دولت باید بودجه هایی که در اختیار دانشگاه های دولتی می گذارد را کم کرده و در قبال آن دانشگاه ها توسط بخش خصوصی حمایت شوند و نیازهای این بخش را تامین کرده و در عین حال با تعامل با دانشگاه ها بر اساس نیاز، رشته های دانشگاهی را در دانشگاه ها تغییر دهند و با ایجاد مدارس فنی و حرفه های آموزش های حرفه ای برای تربیت نیروی انسانی فراهم کند تا به این ترتیب نیاز به پروژه های تحقیقاتی و نو زیاد شود.

    • دانشگاه تعامل لازم را با صنعت ندارد

    رییس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران در ادامه با اظهار تاسف از اینکه سیاستگذاری ها در بخش های دانشگاهی تعامل لازم را با صنعت ندارد می گوید: کادر علمی در بخش دانشگاه آزاد، فقط به منافع خودشان فکر می کنند و به نوعی این دانشگاه ها تبدیل به بنگاه های اقتصادی و تولید مدرک شده اند و بدون توجه به کیفیت، رشته ها را تعریف و ایجاد توقع می کنند. این در حالی است که ما باید به فکر هدفمند نمودن رشته های تحصیلی باشیم، یعنی از همان بدو ورود دانشجو به دانشگاه ها بازار کار همان رشته را هم برایش تعریف و تبیین نماییم.

    در حالی که او از غیر ملموس بودن آموزش های فنی و حرفه ای صحبت می کند و می گوید که این موسسات در تامین نیروی کار نقشی ندارند، مشاور رئیس سازمان فنی و حرفه ای کشور اعتقاد دارد: آموزش های فنی و حرفه‌ای گامی موثر در جامعه برای ایجاد اشتغال و توانمندسازی جوانان است.

    در این میان برخی از کارشناسان هم معتقدند، مشکل اصلی بیکاری در کل کشور این است که ما هنوز سند آمایش آماری از نیروهای کار و نیاز امروز بازار کار را نداریم  در حالیکه اگر ما آخرین اطلاعات از نیازهای واقعی بازار کار را داشته باشیم، می توانیم برحسب آن نیرو تربیت کرده و به این ترتیب مشکل بیکاری را حل کنیم.

  • همه چیز را بر گردن کرونا نیندازیم

    همه چیز را بر گردن کرونا نیندازیم

    به زور  و از روی وظیفه. وقتی نگاه سنگین من را دید با همان لحن زیر بار زور مانده اش گفت: نمی شد به جای شعر سعدی یه شعر … را از حفظ می خوندیم؟!!

    این گفتگوی پدر و پسر، ناخودآگاه جمله های خبر:«35 درصد دانش‌آموزان در پایان مقطع ابتدایی توانایی کافی برای روخوانی ندارند.» را در جلوی چشمانم قطار کرد.

    چند روز پیش در خبرها آمده بود: « طی آخرین دورة آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانش‌آموزان پایة چهارم) در سال 2016، ایران با نمرة 428، رتبة 45 را در بین 50 کشور شرکت‌کننده کسب کرد. نمرة دانش‌آموزان ایرانی در سال 2016 با افت 29 نمره‌ای نسبت به دورة قبلی آزمون (2011)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکت‌کننده در آزمون است. »

    تازه متوجه شدم که چرا  پسرم، برای خواندن یکی از متون اصیل فارسی،  اینگونه در گل مانده است و  این سوال از خودم که: واقعاً سیستم آموزشی ما در حال چه کاری است؟! افت 29 نمره ای دانش آموزان پایه؟! آن هم برای  خواندن یک متن فارسی؟!

    کسانی که قرار است، پایه های آینده علم و دانش ایران را پی ریزی و آن را برقله های فخر بنشانند، اینگونه پرورش یافته اند؟!

    ادامه گزارش فوق خبر بدتری را هم می داد: « در دیگر کشورها، دانش‌آموزانی که نمرة کمتر از 400، یعنی پایین‌ترین سطح را می‌گیرند، حدود 4 درصد است و این نسبت در ایران حدود 35 درصد است. »

    اینها را بگذارید کنار فرمایشات چند وقت پیش مسئولین محترم که می گفتند، ما کسب علم و دانش را فدای همه گیری کرونا نمی کنیم!  یکی باید به این آقایان گوشزد کند که کدام کسب علم ودانش؟ اگر منظور آموزش در مدارس و بنگاه های آموزشی پولی است؛ آری !! نباید کسب ثروت از طریق این موسسات را فدای همه گیری یک ویروس خودخواه و موذی نمود.

    آقایان در حالی از عقب ماندن قطار کسب علم، دانش آموزان به خاطر تعطیلی کرونایی می گویند که  شواهد امر چیز دیگری را نشان می دهد.

    وقتی نسل آینده ما هنوز در خواندن متنی با زبان مادری خود مشکل دارد،یعنی اینکه ما در حوزه آموزش و پرورش فرزندانمان در برهه ای از زمان، خواب بوده ایم و فرصت هایی را از دست داده ایم که جبران آنها کاری بسیار دشوار است.

    از موقعی که موضوع انشا از علم بهتر است یا ثروت، شد؛ چگونه با ثروت، علم کسب کنیم!! آموزش ما به بیراهه رفت. تمام سال هایی که به دنبال پولی شدن آموزش رفتیم، ناخودآگاه از سطح آموزش های رایگان که حق مسلم هر فرزند ایرانی است، کاستیم و بر آموزش های استوار بر نظام پولی افزودیم. همان روزی که فلان مسئول و مشاور حکومتی برای تحصیل فرزندش، مدرسه اختصاصی بنا کرد، قافله کسب علم رایگان بچه های ایرانی را باختیم و نتیجه آن شد که دانش آموزان فارسی زبان در امتحان زبان مادریشان جزو آخرین ها می شوند!!

    در آخراینکه، اگر قرار است به خاطر همه گیری کرونا، کسب  علم و دانش پولی را تعطیل کنیم، همان بهتر که تعطیل کنیم و همه چیز را گردن کرونا نیندازیم.

  • دکترهای دروغین اینستاگرام زیر تیغ قانون

    دکترهای دروغین اینستاگرام زیر تیغ قانون

    بر اساس ماده واحده این قانون استفاده از عناوین علمی دکتر، مهندس و مانند اینها که شرایط اخذ آن مطابق قوانین و مقررات مربوط تعیین می‌گردد توسط هر فرد برای خود مستلزم داشتن مدرک معتبر از مراکز علمی و دانشگاهی داخلی و یا خارجی مورد تأیید رسمی وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری یا بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌باشد. مرتکبین استفاده غیر مجاز از عناوین علمی مذکور به مجازات ماده (556) فصل هشتم کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی محکوم خواهندشد.
    مطابق ماده واحده مذکور، صرف داشتن مدرک دانشگاهی، اجازه استفاده از عنوان علمی را به شخص نخواهد داد، بلکه دارنده مدرک باید مدرک دانشگاهی خویش را از یکی از مراکز یا دانشگاههای داخلی ویا خارجی یا شعب آنها در داخل کشور که حسب مورد، مورد تأئید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد اخذ نموده باشد؛ بنابراین  مرجع تشخیص اعتبار یا عدم اعتبار مدارک دانشگاهی، وزارتخانه های مذکور در متن ماده واحده و شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
    بر همین اساس کارشناس رسمی دادگستری با رصد و شناسایی کسانی که در پیج های اینستاگرامی یا فضاهای مجازی، تارنماها و … از عناوین علمی بدون مدرک استفاده می کنند، این افراد را برای توضیحات بیشتر به دادسرا معرفی خواهد کرد.
    بنابراین چنانچه فردی از یکی از دانشگاهها و مراکز آموزش عالی خارج از کشور مبادرت به اخذ مدرک دانشگاهی نماید، تا زمانی که تحصیلات وی توسط مراجع مربوطه ارزشیابی نگردد و اعتبار مدرک تحصیلی وی احراز نگردد، حق استفاده از عنوان علمی دکتر را نخواهد داشت.
    گفتنی است؛ کسانی که به دروغ و بدون اثبات علمی و مدرک درست، اقدام به استفاده از عناوین علمی در پیج هایشان می کنند هزینه‌های چندگانه‌ای را بر دوش جامعه، مردم و بیت‌المال، می اندازند و این قانون می تواند دست آنها را از چنین خلاف هایی که مدیران واقعی و توانمند را در سایه برده است، قطع کند.

  • سایه روشن های آموزش مجازی مدارس

    سایه روشن های آموزش مجازی مدارس

    کرونا، حالا دیگر بعد از چند ماه میهمان جدیدی نیست. از ماه ها قبل بچه ها با این ویروس آشنا شده اند و یاد گرفتند که با آن زندگی کنند. از روزی که مشق هایشان مجازی شد و از پشت قاب موبایل ها و تبلت با معلمانشان ارتباط برقرار کردند، هر چند والدین از این موضوع چندان راضی نیستند.
    آنها می گویند: باید فکری به حال روحیه دانش آموزان هم بشود. فضای خانه ها محدود است و دانش آموزان با ماندن در خانه کلافه شده اند از طرفی نبود زیرساخت های مناسب آموزش غیرحضوری، بسیاری از والدین را دچار مشکل کرده است. آنها معتقدند این روش ها نیازمند کارایی بیشتر است تا خانواده ها نقش معلم را هم بازی نکنند.

    • تکلیف بلاتکلیفی

    صبوری از والدینی است که این روزها را با تلخی می گذراند، او با بیان مشکلات عدیده از جمله قطع شدن مکرر اینترنت و سرعت کم آن می گوید: ما کاری را شروع کردیم، بدون اینکه زیرساخت های آن را آماده کنیم.

    مثلا هر معلمی از یک پیام رسان استفاده می کند، معلمی تکالیف را صوتی و دیگری بصورت کتبی و تصویری می خواهد که این تفاوت ها، دانش آموزان را سرگردان و بلاتکلیف می کند.

    او که دو دانش آموز در خانه دارد می گوید:  من یک دختر در پایه هشتم و یک پسر در پایه دوم ابتدایی دارم و هر کدام به هر حال با مشکلات مختلف در زمینه درس هایشان روبرو هستند وبار تحصیلیشان کلا روی دوش ما افتاده است.

    باری که خیلی های دیگر هم مثل او به دوش  می کشند، گرچه در کنار همه این سختی ها همه به اتفاق معتقدند که نرفتن بچه ها به مدرسه بهتر است و حداقل روزهای قرمز کرونا را سیاه نخواهد کرد .

    فریده موسوی هم که یک کارمند تمام وقت است از این مشکلات دارد: پسرم در خانه تنها است و به هر حال بازیگوش است و خیلی وقت ها کلاس هایش از دست می رود. او اظهار تاسف می کند که با اینکه چند ماهی است بچه ها با این روش تحصیل اخت شده اند، اما هنوز در این زمینه فرهنگسازی درستی نشده و بچه ها به موبایل بیشتر به عنوان یک وسیله بازی نگاه می کنند تا وسیله یادگیری.

    محمدی هم یک معلم است که در طرف دیگر ماجرا قرار دارد: « در این مدت مشکلات زیادی با رویکرد آموزش مجازی داشتیم، برخی از بچه ها جدی      نمی گرفتند و به پیام رسان ها توجه   نمی کردند. اما به هر حال این روش تحصیل مزایای خود را هم دارد» .

    به نظر او اوایلی که این سیستم بنا گذاشته شد، بسیاری از خانواده ها جدی نگرفتند اما کم کم حدود 90- 80 درصد از دانش آموزان و والدین مشارکتشان جدی شد و این باعث خشنودی است .

    مهدوی هم از معلم هایی است که این روزها تمرکزش را بر فضای مجازی و جذابیت درس دادن گذاشته است. به نظر او پایه اول به خصوص چون نیاز است که کودک با معلمش ارتباط چشمی و عاطفی داشته باشد، به شکل مجازی با مشکلاتی روبرو است که باید با خلاقیت و تدریس جذاب این خلاء را جبران کرد. او معتقد است که مسلما آموزش به شکل حضوری در مدرسه بازدهی بیشتری دارد، اما ما اکنون با شرایط عادی روبرو نیستیم و به هر حال باید با این وضعیت به شرایط مطلوب برسیم.     در این میان همکاری خانواده ها موضوع مهمی است که باید سرلوحه فعالیت های آموزشی باشد؛   خانواده هایی که این روزها نقش همکار اولیا و مربیان را در خانه ایفا می کنند و تلاششان این است که بچه هایشان از درس و تحصیل عقب نیافتند.

    • روزهای سخت تحصیل

    به گفته امیری از والدینی که دو دانشجو و یک دانش آموز در خانه دارد، به هر حال این روزهای سخت می گذرد و باید با شرایط خودمان را وفق دهیم و مراقب باشیم که بچه هایمان در این روزها از فضای تحصیلی واقعی دور نشوند.

    البته بماند که روزهای سخت تنها مربوط به والدین نیست، بلکه معلمان هم چندان دلخوشی از این روزها ندارند و باید زمان زیادی از وقت خود را صرف آماده کردن مطالب درسی به صورت فیلم، صوت و عکس، چک کردن تکالیف تمام دانش آموزان، رسیدگی به درس آنها، پرسش و پاسخ و خیلی کارهای دیگر بکنند، حتی بیشتر از وقت استانداردی که باید برای دانش آموزان بگذارند.

    در کنار مشکلات سخت افزاری، مشکلات نرم افزاری هم خود قصه این روزهای کرونایی است که با پیش بینی بسته های آموزشی و پست کردن آن برای خانواده ها و دانش آموزان حل شده است تا سال تحصیلی با فراز و نشیب هایش تمام شود و سوت پایان تحصیلی بدون بازنده به پایان برسد.