برچسب: کارآفرین

  • هفته نامه شماره 6

    هفته نامه شماره 6

  • خرافات با طعم سـیانور

    خرافات با طعم سـیانور

    تنها 5 نفر از این خودکشی دسته جمعی نجات یافتندکه داستانهای تکان دهنده آنها سراسر آمریکا را لرزاند.
    در جمهوری گویان* و در سال 1978 جیم جونز، رهبر مردمی کشاورزان و کارگران مزرعه را دعوت کرد که همگی در مزارع کشاورزی خود و به صورت دسته جمعی خودکشی کنند. بیشتر مردم در این خودکشی دسته جمعی شرکت کردند و کسانی که حاضر نشدند به این کار تن دهند یا با تفنگ هدف قرار گرفته و مجبور شدند. دیگر کسانی که امتناع کردند در کنار آنها شلیک شد تا بترسند و قرص سم را بخورند. در این مراسم اسفبار حدود 319 تن از آنان کودک بودند.

    دراز بکشید و جام زهر را سر بکشید

    تنها 5 نفــر از ایــن خودکشــی دســته جمعــی نجــات  یافتنــد کــه داســتانهای تــکان دهنــده آنهــا از شــکنجه هــای جونــز سراســر آمریــکا را لرزانــد. هیــچ نــوار ویدیویــی دقیقــه ای از ســخنرانی جونــز، پیــش از ایــن خودکشــی دســته ۴۵ در شــهر جونــز پیــدا نشــد.تنها یــک نــوار صوتــی جمعــی یافــت شــد کــه در انتهــای آن جونــز از جمعیــت مــی خواهــد کــه بــه فرزندانشــان نوشــیدنی زهرآلــود بدهنــد. ســپس صــدای نالــه هــا و ضجــه هــای مــادران آنهــا بــه گــوش مــی رســد. پــس از آن نیــز جونــز بــه همــه مــی گویــد کــه بــر روی زمیــن دراز بکشــید و جــام زهــر را بنوشــید.

    به دنبال جذب پیرو

    جیم جونز رهبری مذهبی _ مردمی و کاریزماتیک بود که معبد مردم را با گرایشات مذهبی پایه 91 در ایندیاناپولیس عده زیادی به او توجه کرده و به سراغ او آمدند. ۵گذاری کرد. در سال های 0 عمده سخنان او علیه تبعیض نژادی بود و از همین جهت بیشتر سیاهپوستان آمریکا به این عقیده جلب شده و از پیروان پروپاقرص و جدی او به حساب می آمدند. جونز از باورهای دینی این طور بهره می برد که باید مردم به یک گرایش مطلق برسند و سعی می کرد در راه ترویج افکار خود از تمام مضامین و باورهای مردمی استفاده کند. 691 جونز به همراه گروه خود به کالیفرنیای شمالی حرکت کردند و در ناحیه مایوکیا، ۵ در سال ساکن شدند. جونز بر این اندیشه بود که عقاید خود را گسترش دهد و جماعت بیشتری راب ه طرفداری از خود دعوت کند. پس از چند سال سکونت در آن منطقه در سال 1791 بار دیگر همراهان و پیروان خود که اکنون تعداد آنها بیشتر شده بود را برداشته و به سان فرانسیسکو رفت.

    خرافات با طعم سـیانور
    خرافات با طعم سـیانور

    برنامه ریزی مهاجرت بزرگ

    در سال های 0791 کلیسای جونز با اتهامات زیادی مواجه شد از جمله این که در روش مذهبی خود از رفتارهای غیرانسانی و خارج از قاعده استفاده می کند. جونز کمی زیاده روی کرد و در تعالیم خود از تنبیه بدنی نیز بهره می گرفت. بیشترین اتهاماتی که به او مطرح بود عبارت بودند از آزار و اذیت فیزیکی به پیروان و حداکثر آزار و اذیت یاد شده نسبت به کودکان. جونز مبالغ زیادی را نیز به عنوان کمک و اعانه دریافت می کرد که منشاء بسیاری از این پول ها مشخص نبود و اتهام اختلاس و فساد مالی نیز متوجه او شد. جونز بر این عقیده بود که از سوی مقامات تحت اتهام است چرا که آنها از او می ترسند و از قدرت گرفتن بیشتر از پیش او در هراسند. با بالا گرفتن این اتهامات در سال 7791 جونز طرفداران خود را جمع کرد و به سوی آمریکای جنوبی راه افتاد. جونز خیلی عقیده داشت که در آمریکای شمالی بماند و از پتانسیل مردمی استفاده کرده و قدرت خود را افزایش دهد ولی در جایی که امکان داشت او را تحت تعقیب قرار دهند دیگر امکان ریسک نداشت. همگی راهی آمریکای جنوبی شده و در گویان ساکن شده و منطقه ای مسکونی به همراه مزارع کشاورزی واقع در جنگل های گویان برپا کرده و آن را به افتخار جونز، جونز تاون (شهر جونز) نامیدند.

    مرگ و دیگر هیچ

    تنهــا 5 نفــر از ایــن خودکشــی دســته جمعــی نجــات یافتنــد که داســتانهای تــکان دهنــده آنها از شــکنجه هــای جونــز سراســر آمریکا را لرزانــد. هیــچ نــوار ویدیویــی در شــهر جونــز پیدا نشــد. تنهــا یــک نــوار صوتــی ۴۵ دقیقــه ای از ســخنرانی جونــز، پیــش از ایــن خودکشــی دســته جمعــی یافــت شــد کــه در انتهــای آن جونــز از جمعیــت مــی خواهــد کــه بــه فرزندانشــان نوشــیدنی زهرآلــود بدهند. ســپس صــدای ناله هــا و ضجــه هــای مــادران آنهــا بــه گــوش مــی رســد. پــس از آن نیــز جونــز بــه همــه مــی گویــد کــه بــر روی زمیــن دراز بکشــید و جــام زهــر را بنوشــید کــه نتیجــه آن پــس از ســاعتی تلــی از جنــازه در شــهر خالــی آدم مــی شــود.

    گویــان بــا نــام رســمی جمهــوری تعاونــی گویــان (operative Republic of Guyana-Co) کشــوری در کنــج شــمال شــرقی آمریــکای جنوبی اســت. پایتخــت آن جــورج تاون و جمعیــت آن در ســال 2012 حــدود 758 هــزار نفــر بــوده اســت.

    قتل نماینده کنگره

    یک سال بعد، برخی از کسانی که پیش از این عضو گروه جونز بوده و آن را ترک کرده بودند، به سراغ «لئو رایان» نماینده دموکرات کنگره رفته و از او خواستند عده ای را برای تحقیق درباره نحوه زندگی جونز تاون به این شهر اعزام کند.
    در 17 نوامبر 1978 رایان عده ای از ناظران و خبرنگاران را برداشته و به این شهر رفت. در روز اول همه چیز به نظر خوب و عادی می رسید اما روز پس از آن و در حالی که رایان و گروه او قصد خروج داشتند، عده ای از افراد گروه مخفیانه به سراغ رایان آمده و از او خواستند تا کمک کند آنها از گویان خارج شوند. وقتی جونز این خبر را شنید برآشفت و یکی از محافظان او با چاقو به رایان حمله کرد. رایان بدون آسیب مخمصه را ترک کرد ولی جونز افراد گروه خود را فرستاد و به رایان و همراهانش کمین زده و همگی آنها را سر به نیست کرد. نماینده کنگره و چهار نفر از همراهان او نیز در حال رسیدن به هواپیما به قتل رسیدند.

    این هفته | inhaftemag.com

  • می خوام شاه بشم

    می خوام شاه بشم

    اگــر همیــن الان اســم «عبــاس برزگــر» را گــوگل کنیــد، بــه چنیــن تیترهایــی برمی خوریــد: «ایــل آریایــی عبــاس آقــا»،» ده نکتــه آموزشــی از ماجــرای کارآفرینــی عبــاس برزگــر»،» عبــاس برزگــر؛ موفق تریــن فــرد ایرانــی در صنعــت توریســم»،» عبــاس برزگــر؛ مهمــان شــیرین زبان برنامــه مــاه عســل»،»عباس برزگــر؛ از دستفروشــی در روســتا تــا میلیــاردری هالیــوودی»، «درآمــد میلیــاردی مــرد روســتایی از هتل بی ســتاره»،» از دمپختــک گوجه فرنگــی تــا بســتن قــرارداد بــا هالیــوود» ،» هالیــوود، زندگــی چهــره موفــق صنعــت گردشــگری ایــران را فیلــم می کنــد» و«مهــدی گنجــی» کارگردان «مــن می خــوام شــاه بشــم» ایــن مــرد را ســوژه مســتندش قــرار داده و مــو بــه مــوی داســتان عجیــب او را روایــت کــرده. «مــن می خــوام شــاه بشــم» قصــه همیــن کشمکش هاســت. قصــه قدرت طلبــی عبــاس و عملــی کــردن رویایــی کــه در ســر دارد. قصــه تلــخ و شــیرین هــای زندگی ســاده روســتای ایش.اشــتباه نکنیــد قرار نیســت ازفیلــم مســتند و فیلمنامــه آن بگوییــم . فقــط بــا توجــه بــه پرونــده ایــن هفتــه ســعی داریــم شــما را قبــل از دیــدن آن مســتند بیشــتر بــا زندگــی عبــاس و تغییــرات آن آشــنا کنیــم و یکــی از کارآفرینــان خــلاق را بــه عینــه مثــال زده باشــیم.

    موقعیت شناسی خلاقانه کارآفرین

    میلیــارد دلاری ایــران کارش را از دستفروشــی و درآمــد روزانــه هــزار تومــان شــروع کــرده اســت. ٣ او تنهــا ٨٣ ســال دارد و درآمدزایــی چشــمگیرش بــا یــک اتفــاق معجزه آســ ااســتار تخــورد هاســت. «عبــاس برزگــر»، زاده و ســاکن یــک روســتای بســیار کوچــک بــه نــام «بــزم» شهرســتان بوانــات در اســتان فــارس اســت. روســتایی کــه نه چنــدان حاصلخیــز اســت و نــه جاذبــه خاصــی دارد امــا بــا موقعیت شناســی درســت ایــن جــوان روســتایی توانســته در کتــاب
    راهنمــای گردشــگری یونســکو، عنوان شــگفت انگیزترین تجربــه گردشــگری ایــران را از آن خــود کنــد. هوشــمندی او بــرای بهره بــرداری از ایــن اتفــاق، بــه ســرعت برزگــر را شــهره عــام و خــاص می کنــد و شــبکه های تلویزیونــی از سراســر جهــان کارآفریــن روســتایی ایــران را روی آنتــن خــود می برنــد. برزگــر حــالا عــاوه بــر دهکــده توریســتی اش در یــک تــور عشــایری بــا ٥١ هــزار ســیاه چــادر نیــز دارد. کارشناســان می گوینــد ایــن تــور می توانــد درآمدزایــی برزگــر را بــه انــدازه تمــام صــادرات نفــت کشــور برســاند.

    می خوام شاه بشم
    می خوام شاه بشم

    گردشگران خارجی زندگی عشایر ایران را تجربه می کنند

    او ایــن روزهــا مشــغول آمــوزش خانواده هــای عشــایری بــرای پذیرایــی نفــر از جوانــان خانواده هــای 100 از میهمانــان خارجــی اســت. می گویــد عشــایر زبــان انگلیســی آموخته انــد تــا بتواننــد بــه راحتــی بــا میهمانــان ارتبــاط برقــرار کننــد. میهمانــان بــه همــراه ایــن جوانــان راهنمــا از دامنه هــای کــوه بــالا می رونــد و همــراه بــا دختــران جــوان گیاهــان دارویــی می چیننــد. بــا چوپانــان بــه صحــرا می رونــد و در کنــار آنهــا غــذا می خورنــد. بــه ســوگواری ها و جشــن های عشــایری دعــوت می شــوند. شــبانه و در ســکوت کوهســتان بــه پیرمردهــای نــی انبــان و ســرنا نــواز گــوش می دهنــد و کنــار دارهــای زمینــی گلیــم و گبــه می نشــینند و بــر تارهــای آن گــره می زننــد. قصه هــای جــن و پــری هــای شــگفت انگیزشــان از مواجهــه بــا طبیعــت را کهنســالان ایــل و تجربه می شــنوند و باورهایشــان دربــاره تولــد یــک نــوزاد جدیــد و رسوماتشــان را یــورو بــرای هــر شــب اقامــت 700 تماشــا می کننــد. او درحــال حاضــر همــان مجموعه اش را دریافــت می کنــد.

    تــا ۵ ســال آینــده بــه انــدازه  چاه هــای نفــت کشــور درآمــد  خواهــد داشــت

    او بــا بــزرگان طایفه هــای قشــقایی و بختیــاری بــه توافــق رســیده اســت تــا میهمانــان خارجــی را در ســیاه چادرهایشــان بپذیرنــد و هــر خانــواده عشــایری در ازای پذیرایــی از میهمانان درصــدی از هزینــه اقامــت مســافران را دریافــت کنــد. حــالا شــهرت عبــاس برزگــر بــه انــدازه ای رســیده اســت کــه تمــام ظرفیــت روز 36۵ هتــل منحصــر بــه فــردش در ســال اشــغال می شــود. می گوینــد ســال آینــده به انــدازه ۵درآمــدش تــا تمــام صــادرات نفــت ایــران خواهــد رســید. یونســکو در کتــاب راهنمــای گردشــگری خــود، تــور عشــایری او را به عنــوان شــگفت انگیزترین تجربــه گردشــگری در ایــران معرفــی کــرده اســت . درحــال حاضــر هتــل برج العــرب دوبــی گرانقیمت تریــن هتــل خاورمیانــه بــه شــمار می آیــد، هزینــه
    هــزار 19 اقامــت در ایــن هتــل شــبی دلار اســت و تنهــا بــرای ورود بــه آن دلار دریافــت می شــود. ۲0 حــدود گران تریــن هتــل جهــان هتــل رویــال ژنــو اســت کــه بــرای هــر هــزار دلار دریافــت ۵3 شــب اقامــت می کنــد. در توکیــو نیــز هتلــی بــا عنــوان ســوئیت ریاســت جمهوری کــه یــک هتــل خــاص محســوب هــزار دلار قیمــت ۲۵ می شــود شــبی دارد. زهــرا اســتادی، کارشــناس گردشــگری می گویــد اگــر هزینــه اقامــت در دهکــده عبــاس برزگــر نصــف قیمــت گرانتریــن هتــل خاورمیانــه و حتــی کمتــر باشــد می توانــد معــادل کل صــادرات نفــت کشــور درآمــد داشته باشــد. بــا ایــن حســاب اگــر برزگــر بــه ازای هــزار ســیاه 1۵ هــر شــب اقامــت در هــزار دلار دریافــت 10 چــادر حــدود کنــد تنهــا در یــک روز ســال حــدود میلیــون دلار درآمــد خواهــد 1۵0 داشــت. ایــن درآمــد در یک ســال بــه میلیــارد دلار می رســد کــه ۵۴ حــدود معــادل درآمــد نفتــی ایــران اســت.

    همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد

    مســیر کســب و کار و زندگــی ایــن جــوان دســتفروش روســتایی در یــک شــب طــور معجــزه آســایی تغییــر کــرد. او می گویــد: بــا موتورســیکلتم از بارانــی به هــای روســتایمان عبــور می کــردم کــه ناگهــان بــه دو کوچــه پــس کوچه گردشــگر خارجــی و مترجمشــان رســیدم. بــاران، تاریکــی و گــم شــدن در راه شــان کــرده بــود. آنهــا را بــه خانــه خــود برگشــت حســابی خســته و کلافه دعــوت کــردم تــا شــب را در آن جــا بگذراننــد. میهمانــان آلمانــی ســرزده آمــده بودنــد و در ســفره فقیرانــه عبــاس برزگــر بــه جــز دمپختــک گوجه فرنگــی، ماســت محلــی و ترشــی لیتــه چیــز دیگــری پیــدا نمی شــد. آنهــا شــب را هــم درکنــار خانــواده برزگــر و در رختخواب هــا و ملحفه هــای دســت دوز همســرش گذراندنــد. ای بــود بی نهایــت غمگیــن و پکــر ســاله ۲0 هــا کــه پســر جــوان یکــی از میهمان بــه نظــر می رســید.مترجم در جــواب کنجــکاوی عبــاس می گویــد کــه فــردا روز تولــد اوســت و او از این کــه نتوانســته اســت بــه کشــورش برگــردد و تولــدش را در کنــار خانــواده، دوســتان و در زادگاهــش جشــن بگیــرد ناراحــت اســت. علــی و زهــرا فرزنــدان خردســال عبــاس برزگــر موضــوع را می شــنوند. میــز کوچــک چــرخ خیاطــی مــادر، چنــد بادکنــک و کیــک خانگــی تنهــا بضاعــت آنهــا برای خوشــحال کــردن میهمــان آلمانــی اســت. میهمــان جــوان از دیــدن جشــن تولــد زده می شــود و از صحنه هــا فیلمبــرداری می کنــد. خانــواده روســتایی اش هیجــان برزگــر بعدتــر می فهمنــد کــه مــادر روزنامه نــگار آن میهمــان آلمانــی جشــن تولد ای کــرده اســت. اســتقبال مخاطبان خانــواده برزگر را به ســرعت در ایــران را رســانه محبــوب می کنــد از ســازمان میــراث فرهنگــی بــه عبــاس برزگــر خبــر می دهنــد کــه میهمانــان جدیــدش در راهنــد. ایــن ســرآغاز توســعه هتــل روســتایی عباس برزگــر می شــود.

    اعتماد راز و رمز کار جوان روستایی

    عبــاس می گویــد: ســکار خاصــی انجــام نــدادم تنها گردشــگران خارجــی را ماننــد اقــوام و فامیــل خــودم در خانه پذیرایــی کــرده ام، بــا غذاهای محلــی خودمان، چــای آتشــی، ماســت و پنیــر گوســفندی. البتــه میهمانــان هم توقــع زیادی نداشــتند تنهــا می خواســتند چنــد روز زندگی روســتایی در ایــران را تجربــه کنند. عبــاس می گویــد: مــن بــا میهمانانــم صــادق هســتم و هیچ وقــت نخواســتم آنهــا را فریــب بدهــم یا چنــد برابر قیمــت واقعــی چیــزی را به آنهــا بفروشــم. صنایع ام بــرای مشــتریان ایرانــی و خارجی یک قیمــت دارد. مــن از ناآگاهی آنها نســبت بــه بازار ایــران و دســتی و تمــام ســوغات روســتایی کــه در فروشــگاهم گذاشــته ام. تمــام غذاهــا از باکیفیت تریــن و مرغوب تریــن مــواد اولیــه محلــی و روســتایی تهیــه می شــوند. میهمانانــش در دفتر یــادگاری قیمت هایــش سوءاســتفاده نکــرده هتلــش نوشــته اند «احســاس می کننــد در کنــار خانــواده خــود زندگــی می کننــد.» و ایــن راز و رمــز موفقیــت عبــاس اســت « اعتمــاد » .

    این هفته | inhaftemag.com

  • چه کار می توان کرد

    چه کار می توان کرد

    درروزهایــی کــه بــه نظــر مــی رســد جامعــه بــه بحــران اقتصــادی رســیده اســت وقتــی شــما در کانــون چنیــن بحرانــی باشــید، چــون شــاخص های اقتصــادی متناســب بــا خبرهــای بــد و خــوب پاییــن و بــالا می رونــد شــما چــه فکــری می کنیــد ؟ مــی گوییــد دیگــر آخــر دنیاســت و همــه چیــز تمــام شــده اســت ؟
    همیــن اول کار یــک تبصــره بگذاریــم و آن اینکــه فــرض بــر ایــن می گیریــم کــه شــما فقــط و فقــط کارآفریــن هســتید و نــه دلال؛ وگرنــه کــه بــرای بســیاری از دلال هــا روزهــای آشــوب اقتصــاد می توانــد عیــد نوروزشــان باشــد! در امریــکا بانــک هــا و موسســات مالــی کــه بــا دادن وام ثانویــه در ســال 2008 عامــل بحــران شــدند در نهایــت بــا مصــادره خانه هــا و فــروش مجددشــان ســود کردنــد.
    محتکــران، دلالان ارز و دلار هــم کــه معمــولا برنــده بــزرگ چنیــن نوســاناتی هســتند. بــا آن هــا کار نداریــم، روی ســخن بــا کســانی اســت کــه خلاقانــه در بــازار رفتــار کــرده و ایجــاد شــغل می کننــد.
    اگــر بــه بحــران بوجــود آمــده بــا ایــن نظــر بنگریــم کــه انســان بحــران اقتصــادی هــم ویژگی هــا و نیازهــای خــاص خــود ِروزگار را دارد و هرتغییــر بزرگــی کــه در جامعــه ایجــاد می شــود نیازهــا و روابــط جدیــدی را نیــز شــکل مــی دهــد ، بــه نظــر شــما ســه نکتــه مهــم رفتــار کارآفرینانــه در اینجــا چیســت؟ بلــه درســت حــدس زدیــد! توجــه بــه نیــاز، توجــه بــه نیــاز و توجــه بــه نیــاز! همــه مــا مــی دانیــم کــه در دوران رکــود، رفتــار مصــرف کننــدگان، کــه منبــع اصلــی درآمــد کســب و کارهــا هســتند، تغییــر مــی کنــد. بــرای مثــال برخــی خریدهــا را عقــب مــی اندازنــد یــا بــه جــای برخــی کالاهــا، جانشــین هــای ارزانتــری را خریــداری مــی کننــد

    و یــا اینکــه رفتارهــای مصرفــی جدیــدی از خــود بــروز می دهنــد. شــما بایــد ایــن رفتارهــا را کشــف کنیــد!
    مهمتریــن بحــران اقتصــادی تاریــخ معاصــر آمریــکا مربــوط بــه دهــه  1930 مــی شــود کــه بــا افــت شــدید بــازار بــورس در ســال 1929 شــروع شــد. رکــود روبــه افزایــش در ایــن دوران منجــر بــه ورشکســتگی بســیاری از شــرکت هــا و کارخانــه هــا و بــه تبــع آن بیــکاری میلیونهــا نفــر در آمریــکا شــد. علــت اصلــی بوجــود آمــدن ایــن بحــران، عــدم هماهنگــی میــزان تولیــدات آمریــکا و نیازهــای جهانــی بــرای محصــولات آمریــکا بــود.
    پــس از ســقوط اولیــه ارزش بــازار، در منطقــه اقتصــادی نیویــورک موجــی از خودکشــی روی داد. گفتــه می شــود متصــدی یــک هتــل از مهمانــان جدیــد می پرســید کــه بــرای خوابیــدن اتــاق می خواهنــد یــا پریــدن از پنجــره!
    آیــا همــه کارآفرینــان در ایــن شــرایط بــه خــاک ســیاه نشســتند؟ خیر! یــک نیــاز جدیــد گســترش یافــت و آن هــم میــل زیــاد بــه رفتــن بــه ســینما بــرای پنــاه بــردن بــه داســتان و تخیــل و رهایــی از واقعیــت بود!کســانی کــه بــه ایــن نیــاز توجــه و بــرای آن برنامــه داشــتند نــه تنهــا بــه خــاک ســیاه ننشســتند بلکــه بــه عــرش معلــی هــم رســیدند. بــه ایــن نتیجــه مــی رســیم کــه در روزگار بحــران اقتصــادی ْنهایتــا بایــد بــه اولویــت و نیازهــای جدیــد توجــه کــرد، بایــد خــلاق و جســور هــم بــود.
    درهــر صــورت وضعیــت آشــفته اقتصــادی حقیقتــی انکارناپذیــر اســت. مــا در ایــن شــرایط دو گزینــه داریــم: خــود را در گــروه بازنده هــا ببینیــم، ناامیــد شــویم، فعالیت هــای ارزشــمند را متوقــف کنیــم و مرتب از شــرایط نامناســب گلایــه و شــکایت کنیــم و ســرانجام منتظــر نابــودی کســب و کارمــان باشــیم.
    گرفتــن را بــرای خودمــان ممنــوع یــا اینکــه گزینــه دوم را برگزینیــم و بهانه ــکوه و شــکایت همــواره ایــن ســوال را از خود بپرســیم: ِ جــای ش کنیــم . به در شــرایط کنونــی چــه کاری می تــوان انجــام داد و چگونــه می تــوان رشــد کار شــویم و هــر کار ممکــن بــرای بهتــر شــدن کــرد. ســپس دســت بــه شــرایط کســب و کارمــان انجــام دهیم

    زهره والی پور :روزنامه نگارچه کار می توان کرد

    این هفته | inhaftemag.com

  • چرا و چگونه کارآفرین شویم

    چرا و چگونه کارآفرین شویم

    گاهــی اوقــات، ممکــن اســت افــراد بــه دلایــل مختلفــی از شــرایط کاری خــود ناراضــی باشــند و بــا توجــه بــه آن، چشــم انداز روشــنی را پیــش روی خــود نبیننــد. همچنیــن یــک شــرکت تجــاری، ممکــن اســت بــه دلیــل برخــورد بــا موانــع مختلــف، در شــرایط بحرانــی قــرار گرفتــه باشــد. در چنیــن شــرایطی، کارآفرینــی می توانــد چاره ســاز باشــد. از جملــه مزایایــی کــه کارآفرینــی بــه همــراه دارد، می تــوان بــه مــوارد زیــر اشــاره نمــود:

    * تصمیم گیرنــده اصلــی، خــود کارآفریــن اســت. او می توانــد تصمیــم بگیــرد کــه بــا چــه کســانی همــکاری کنــد، چــه مقــدار کار کنــد و چــه زمانــی بــه اســتراحت بپــردازد. * یــک کارآفریــن می توانــد درآمــد بســیار بیشــتری در مقایســه بــا کار کــردن بــرای دیگــران (اســتخدام) داشــته باشــد.

    * کارآفرینــی ایــن امــکان را فراهــم مــی آورد تــا فــرد در تمامــی مراحــل کســب وکار، از ایده پــردازی تــا طراحــی و از فــروش تــا فرآیندهــای کســب وکار و بازخــورد مشــتریان، نقشــی فعــال داشــته باشــد.

    * کارآفرینــی می توانــد دســت فــرد بــرای حفــظ کســب وکار، فــروش آن بــه دیگــران و یــا حتــی ادامــه در نســل های بعــدی را بــاز بگــذارد. * کارآفرینــی می توانــد فرصــت مشــارکت بــا دیگــر افــراد را ایجــاد نمایــد.

    * بســیاری از کارآفرینــان، بــه اقتصــاد محــل زندگــی خــود، کشــور، منطقــه و حتــی جهــان، کمــک می کننــد. به عنــوان مثــال، عنــوان مؤســس اپــل، از جملــه کارآفرینانــی بــود «اســتیو جابــز» به کــه باعــث تحــول در صنعــت کامپیوترهــای رومیــزی و صنایــع ارتباطــی در کل جهــان شــد.

    چرا و چگونه کارآفرین شویم
    چرا و چگونه کارآفرین شویم

    هیچ کــدام از مــوارد فــوق، بــه تنهایــی نمی تواننــد تضمین کننــده موفقیــت باشــند؛ بــا ایــن حــال، می تــوان گفــت کــه اشــتیاق ریــزی بــرای شــروع یــک کســب وکار، ایده هــای خــوب، برنامه محافظه کارانــه و تــاش زیــاد، می توانــد منجــر بــه یــک ســرمایه گذاری موفــق و ســودآور شــود. تحقیقــات نشــان داده اســت کــه داشــتن ویژگی هایــی نظیــر خاقیــت، تــاش، عــزم جــدی، انعطاف پذیــری، رهبــری، اشــتیاق، نفــس و هــوش، می توانــد افــراد را بــه کارآفرینانــی موفــق اعتمادبه تبدیــل نمایــد. خاقیــت، جرقــه ای اســت بــرای توســعه محصــولات و خدمــات جدیــد و ایده هــای نــو بــرای راه انــدازی کســب وکار و بــه همیــن دلیــل، بزرگ تریــن نقــش را در موفقیــت کارآفرینــی خواهــد داشــت. تــاش از دیگــر محرک هــای کلیــدی در کارآفرینــی اســت. تعــداد ســاعات کاری زیــاد، بــه خصــوص در ابتــدای کار، می توانــد نقشــی حیاتــی داشــته باشــد. عــزم را می تــوان تشــنه کســب موفقیــت دانســت. بــرای یــک کارآفریــن، بســیار مهــم اســت کــه از شکســت دلســرد نشــود. می تــوان گفــت کــه بــرای یــک کارآفریــن واقعــی، موفقیــت نقشــی انگیزشــی خواهــد داشــت و پــول و منافــع مالــی، پــاداش کارآفریــن خواهــد بــود. همچنیــن لازم اســت کــه یــک کارآفریــن، نســبت بــه تغییــرات نیازهــای بــازار، انعطاف پذیــر بــوده و قــادر بــه پاســخگویی ســریع بــه ایــن تغییــرات باشــد. رهبــری از دیگــر ویژگی هــای کارآفرینــان موفــق اســت کــه آن را می تــوان در توانایــی فــرد بــرای وضــع قوانیــن و تعییــن اهــداف خاصــه کــرد. اشــتیاق نســبت بــه کار، باعــث می شــود تــا فــرد ضمــن عاقــه شــخصی نســبت بــه انجــام کار خــود، دیگــران را نیــز جــذب آن نمایــد. نقــش اعتمادبه نفــس در تصمیمــات بلندپروازانــه و سرشــار از ریســک های کارآفرینــی، از دیگــر مــواردی اســت کــه یــک کارآفریــن بــه آن نیــاز دارد. البتــه اخــذ تصمیمــات انتزاعــی و بــدون توجــه بــه واقعیــات بیرونــی، بســیار خطرنــاک اســت کــه می توانــد ناشــی از اعتمادبه نفــس زیــاد کارآفرینــان باشــد. در مجمــوع، ســعی کنیــد تــا بــا برنامه ریزی هــای دقیــق و جمــع آوری اطاعــات کافــی، عــدم قطعیت هــای محیطــی را کاهــش داده و ریســک کارآفرینــی را بــه حداقــل برســانید.

    دکتر میثم شــکری ساز : مدرس کارآفرینی

    این هفته | inhaftemag.com

  • تنها فرصت امروز فضای کسب و کار چیست

    تنها فرصت امروز فضای کسب و کار چیست

    امــروزه در عرصــه جهانــی اشــخاص خــلاق و نــوآور بــه عنــوان کارآفریــن منشــا تحــولات بزرگی در زمینــه های تولیــد و خدمات شــده انــد. هنگامــی که مســیر حــوادث، و فعالیتهــای اقتصــادی و اجتماعــی جوامــع را بررســی می کنیم، متوجه میشــویم که انســان هــا همــواره بــه دنبــال تغییر بــوده انــد ودرایــن بیــن، افــرادی بوده انــد کــه از قوانیــن کلــی جوامع تبعیــت نکــرده اندو باعــث تغییر در جوامــع خــود و جوامــع بشــری شــده اند. جامعــه پیشــرفته امــروزی، توســعه خــود را مدیــون همین انســان هایــی اســت کــه قادربودندتــا رویاهــا و ایــده هــای خلاقانــه خودرابــه حقیقــت تبدیــل کننــد، وهمچنیــن از جرأت کافــی برای مبــارزه بــا روش هــای جــا افتــاده برخــوردار بــوده انــد. ایــن عامــلان تغییــر، شــخصیت و روحیــه ای داشــته انــد کــه امــروزه «کارآفرینــی» نامیــده مــی شــود.در پرونده ایــن هفته ســعی نموده ایــم بــه بعضــی از ابعــاد کارآفرینــی از جملــه چگونگــی شــکل گیــری و رونــد بــروز و ظهــور کار آفرینــی و رشــد آن در ایــران بپردازیم.

    تاریخچه

    کارآفریــن واژه ای تقریباقدیمی اســت،که ریشــه ی آن فرانســوی اســت. ســال قدمــت داردامــا کارآفرینــی بــه شــکلی کــه 300 ایــن کلمــه حدود مــا امــروزه درک میکنیــم تنهاحدودیــک قــرن اســت کــه رواج پیداکــرده …اســت.این واژه درطــول زمــان بــه همــراه تحــول شــیوه هــای تولیدو دچارتغییرویــا افزایــش مفاهیــم دربرگیرنده ی آن شــده اســت. مرســوم اســت کــه درهرفعالیــت و حــوزه ای برخــی ازپیشکســوت هــای آن حــوزه را بــه عنــوان پدریــا مــادرآن حــوزه اعــلام مــی کننــد، برهمیــن اســاس آقــای ژوزف شــومپیتر بعنــوان پدرعلــم کارآفرینــی معرفــی شــده اســت.

    شــومپیتر در سال 1928 تعریــف کارآفرینــی را اینگونــه بیــان کــرد

    عصــاره کارآفرینــی در درک وبهــره بــرداری از فرصــت هااســت.البته شــومپیتر باتدریــج بــا ورود بــه سیاســت تعریــف اش را کمــی کلان تــر ارائــه دادوبیــان کردکــه کارآفرینــان کســانی هســتندکه اقتصادوســازمان هــا را زنــده میکننــد. شــومپیتربه رابطــه بیــن کارآفرینــی ونــوآوری توجــه بســزایی داشــت وکارآفرینــی راچیــزی فراترازیــک مفهــوم فرصــت جویــی میدیــد .

    پنج شیوه مدنظرشومپیتر برای کارآفرینی

    * معرفی یک کالای جدید
    * به کارگرفتن شیوه ای جدید برای تولید محصول قدیمی
    * بوجودآوردن یک بازار جدیدبرای محصول موجود
    *کشــف وبــه کارگرفتــن یــک منبــع جدیــد بــرای تامیــن کــردن مواداولیــه
    *ایجاد یک ساختارجدید برای یک صنعت موجود

    سیرتاریخی مفهوم کارآفرینی

    دوره اول (قرون 15 و 16 میلادی) :

    درایــن دوره اولیــن تعاریــف درموردکارآفرینــی ارائــه شــده اســت. ایــن دوره کــه همزمــان بــادوره قدرتمنــدی حکومــت هــای فئودالــی دراروپــا اســت،کارآفرین راشــخصی میدانســتندکه مســئولیت اجــرای پــروژه هــای بزرگ(مانند:معمــاران مســئول ســاخت کلیســا)را برعهــده مــی گرفت.والبتــه درایــن راه مخاطــره ای را نمــی پذیرفــت

    دوره دوم (قرن 17 میــلادی):

    ایــن دوره هــم زمــان بــا شــروع انقــلاب صنعتــی در اروپــا بــوده اســت . درایــن دوره بازرگانان،صنعتگران،ودیگرمالــکان خصوصــی را بعنــوان کارآفریــن درنظرمیگرفتندکــه البتــه شــاخص ریســک پذیری رادرکســب وکارخــود لحــاظ مــی کردند.ریچاردکانتیلــون نویســنده واقتصــاددان کارآفریــن را فــردی ریســک پذیــر معرفــی کــرده اســت.

    دوره سوم (قرون 18 و 19 میلادی) 

    در ایــن دوره بــه دلیــل پدیــده صنعتــی شــدن درسراســرجهان،کار آفرین فــردی اســت کــه ریســک راپذیرفتــه وســرمایه خــودرا از طریــق وام تامیــن مــی کنددرواقــع کارآفرینــان از ســرمایه گــذاران جــدا شــدند. بــه ایــن معنــی کــه شــخصی کــه ریســک را مــی پذیــرد بــا فــردی کــه ســرمایه را تامیــن مــی کنــد متفــاوت اســت.

    دوره چهارم (دهه های میانی قرن 20 میلادی) :

    درایــن دوره بخــش نــواوری شــامل خلــق محصــولات جدیــد ویــا حتــی ایجــاد یــک ساختارســازمانی جدیــد بــه تعاریــف کارآفرینــی اضافــه شــد. مفهــوم نــواوری درایــن دوره بــه دلیــل افزایــش بــازار محصــولات و همچنیــن ایجــاد مزیــت رقابتــی درکســب وکارهــا بوجــود آمــد.

    دوره پنجم (دوران معاصر از اواخر دهه ی 1970 تاکنون):

    درایــن دوره کــه همزمــان بــا شــروع مــوج جدیــدی از کســب وکارهای کوچــک ورشــداقتصادی اســت کارآفرینــی بــه عنــوان تســریع کننــده ی ایــن ســازوکار شــناخته شــد. قبــل از ایــن دوره اغلــب توجــه اقتصاددانــان بــه کارآفرینــی معطــوف بــود، امــا در ایــن دوره بــه تدریــج جامعــه شناســان، روان شناســان و محققیــن علــوم مدیریــت نیــز بــه کارآفرینــی توجــه نمــوده انــد.

    امواجی که موضوع کارآفرینی را به جلو سوق داده اند

    مــوج اول: انفجــار عمومــی مطالعــه و تحقیــق در قالــب انتشــار کتابهــای زندگــی کارآفرینــان و تاریخچــه شــرکتهای آنهــا، چگونگــی ایجــاد کســب و کار شــخصی و شــیوه های ســریع پولــدار شــدن شــروع مــی باشد. این موج از اواسط دهه 1950 شروع می شود.

    مــوج دوم: ایــن مــوج کــه شــروع آن ازدهــه 1960 بوده شامل ارائه رشــته های آمــوزش کارآفرینــی در حوزه هــای مهندســی و بازرگانــی اســت کــه در حــال حاضــر ایــن حوزه هــا بــه ســایر رشــته ها نیــز تســری یافتــه اســت.

    مــوج ســوم: ایــن مــوج شــامل افزایــش علاقمنــدی دولتهــا بــه تحقیقــات درزمینــه کارآفرینــی و بنگاههــای کوچک،تشــویق رشــد شــرکت های کوچــک و انجــام تحقیقــات در خصــوص نوآوری هــای صنعتــی می شود که از اواخر دهه 1970 آغــاز شــده اســت.

    تنها فرصت امروز فضای کسب و کار چیست | inhaftemag.com