به قول او نمیتوان شهرنشینی کرد، آن هم بدون کفش و پابرهنه؛ پس مردم به دوچیز نیاز دارند. یکی نان و یکی کفش! با این فکر به کشور چکسلواکی رفت و دو کارشناس چک استخدام کرد و یک دستگاه اتوکلاو کفش خرید و به ایران آمد و در خیابان گلوبندک پاساژی ساخت که کفش تولید کند. ایروانی کارش را با 35 کارگر شروع کرد؛ او کمر همت بست و چون سوداهای بزرگ درسر داشت، با وام و پس انداز و ارث و ..، زمین بزرگ تری در مهرآباد کرج خرید و در آن محل اول یک مسجد ساخت و بعد کارخانهِ تولید کفشش را هم به آنجا منتقل کرد.
او کفش ها را با قیمت 4تومان میفروخت. این در حالی بود که کفش خارجی آن زمان ده تومان بود و آن دوام و زیبایی را نداشت !!!!!
ایروانی، طی سال های 35 تا 1357 بیش از 50 شرکت تاسیس کرد و برای کارگرانش خانهِ سازمانی ساخت و سرویس رایگان ایاب و ذهاب در نظر گرفت !!! القصه کسب و کار او توسعه پیدا کرد و در سال 57، شرکت کفش محمدرحیم متقی ایروانی، با وقوع انقلاب مصادره شد و متاسفانه به دلایلی مثل ضعف مدیریت و واگذار نکردن آن به بخش خصوصی، کارخانه ای که روزگاری، 10هزار خانوار کارگری را به خوبی اداره میکرد، 4 میلیارد و هشتصد میلیون تومانِ آن زمان، ضرر داد!!! قلب کارخانه از تپش ایستاد و کارخانهِ او هم به مرور، تبدیل به انبار ماشین ها و خودروهای سایپا شد!
ایروانی، با دل شکسته به آمریکا رفت و در آنجا کارخانهِ چرمسازی بوستون را تاسیس کرد و باز هم کفش تولید کرد! و سرانجام در 12بهمن ماه سال 1384 بعد از یک روزِ کاملِ کاری در غربت از دنیا رفت.
محمد رحیم متقی ایروانی، همان موسس کفش «ملی» بود. همان کفشی که در کودکی خیلی از ما، مرگ نداشت. همهِ ماها از آن کفش ها پوشیده ایم و از کفش ملی خاطره داریم ، تنگ میشد اما خراب نمیشد!
صنعت کفش در تمام دنیا صنعتی پرسود و اشتغال زا است و اقتصاد های بزرگ دنیا همچون چین، آمریکا و اروپا به آن نگاه ویژه ای دارند. این صنعت در ایران هم مراتب اشتغال و درآمدزایی بسیاری رافراهم آورده، اما به قول فعالان این صنعت، رکود اقتصادی و مشکلات عدیده بر سر راه تولید، امکان بهره برداری حداکثری از ظرفیت ها را ازآنها گرفته است. گفته می شود زمینه تولید سالانه 400 میلون جفت کفش در ایران وجود دارد، اما تنها نیمی از این ظرفیت به کار گرفته می شود.
بواقع چه اتفاقی افتاده که با وجود تمام محسنات کیفیتی کفش ایرانی، برندی همچون کفش ملی از دیده ها گم می شود و دیگر برندهای کفش داخلی هم نمی توانند در کورس قیمت، همپای رقیب چینی شان پیش بروند و قافله را به او می سپارند؟
به نظر می رسد، اگر روزی نرخ بهره بانکی در ایران سامان بگیرد، سیاستهای ارزی از نوسان و انقلاب دور شود، سیاستهای کلان اقتصادی مناسب اتخاذ شود و مناسبات اقتصاد ایران با دنیای بیرون برمبنای سود متقابل شکل بگیرد، برندهای کفش ایرانی هم درشرایط زاد و رشد قرار میگیرند.
برندسازی یک روند و یک فرآیند است که نیاز به آرامش ذهنی و آسایش مادی دارد و در شرایط سخت و ناآرامیهای ناشی از آشوب پولی و ارزی و فشار شدید مالیاتی و تامین اجتماعی زاد و رشد نمیکند. مدیران اجرایی در دولت باید زمینه و بستر لازم برای پوشاندن لباس عمل به رویای مردم را با آرامش و بدون رانت فراهم کنند و بستر لازم برای سرمایهگذاری بزرگ در صنعت کفش دستدوز فراهم شود.
اگر به داد صنعت امروز و موجود کفش ایرانی برسیم برندها ی خوب دیگری همچون، کفش ملی هم ممکن است متولد شوند و ایرانی بتواند با قیمتی مناسب کفش ایرانی بپوشد.
هم اکنون از پرسنل 10 هزار نفری کفشِ ملی، فقط و فقط 700 نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخشهای بازرگانی مشغول به کارند. از کفش ملی که حمایت نشد…. کاش حداقل از این 700نفر باقی مانده حمایت کنیم تا ما هم کفش ملی بپوشیم.

دیدگاهتان را بنویسید