دسته: فرهنگی

  • دست هایش شدم پاهایش شدم

    دست هایش شدم پاهایش شدم

    گريه محسن بند نمی آيد. سکوت های چند ثانیه ای را هق هق های فروخورده پاره می کنند؛ از خاطرات معدنچی ها هنوز خلاص نشده. هنوز بوی گس خاک توی دماغش می زند؛ وقتی می خواهد بین توالی بغض و گریه از آن روز بگوید، صدایش کمرنگ می شود:«صدای انفجار و ناله و بعد همه چیز تمام شد. 60 روز بعد که چشمم را باز کردم، روی تخت بیمارستان بودم و محبوبه بالای سرم بود. خیلی هایمان مردند . خیلی ها معلول شدند از جمله من. همان روز فکر کردم همه چیز تمام شده. به محبوبه گفتم برو دنبال زندگیت . برو دنبال سرنوشتت. نرفت. ماند. ماند تا به من امید بدهد. ماند تا من بشوم این که هستم، به همین راحتی نبود. وقتی در بیمارستان بیدار شدم اول مشکلاتم بود. برادرهایم به همه جا نامه نوشتند. کمک مستمری نه کفاف زندگیمان را می داد و نه خانواده مان می توانستند کمکی بکنند. امیدمان به وعده هایی بود که به ما داده شده بود، اما این وعده ها هیچوقت به نتیجه نرسید. انگار خیلی وقت پیش ما پشت قول هایی که داده بودند بایگانی شده بودیم. اوایل با اینکه دست نداشتم، اما حس می کردم که دستم می خارد. ناله می کردم و می گفتم دستم خارش دارد، تو رو خدا به دادم برسید. از لحاظ روحی وضعیت چندان درستی نداشتم. همسرم همه کارهایم را انجام می داد. مثل نوزادی شده بودم که هیچ کاری از دستم برنمی آمد. در آن سوییت اجاره ای چند متری شرمنده محبوبه بودم. هزینه ها بالا بود. هزینه های درمان و بیمه ای که به تعهداتش عمل نکرده بود، داشت کمر محبوبه را می شکست و او مجبور شد برود قالی بافی. تنها شدن مقدمه ای بود که کمی از بار مسئولیتم را خودم به دوش بگیرم. اوایل سخت بود. اینکه با دهانت بخواهی لیوان را برداری یا یاد بگیری که برخی کارهایت را خودت انجام بدهی. کم کم یاد گرفتم که می شود خیلی کار کرد. نقاشی ام خوب بود. قبلا طراحی کرده بودم. یک روز که در خانه تنها بودم با بغض از خدا خواستم که یا بمیرم یا اتفاقی بیافتد. همان جا به فکر افتادم که نقاشی کنم . از دو سه تا قلمو شروع کردم و کم کم معجزه شد. انگار مغزم می کشید و دندان هایم مثل دست رنگ ها را روی بوم بالا و پایین می بردند».

    نگاهش گره می خورد به محبوبه:« تو بگو. بگو که با همراهی من چطور مرا به اینجا رساندی »

    گفت و گو با معلولی که با دهانش نقاشی می کند

    زندگی را جور دیگری دیدیم

    محبوبه کارشناسی ادبیات دارد. دلش می خواسته ادامه بدهد، اما سربالایی وقوس زندگی، سخت ، سُر، غریب و ناشناخته،  نگذاشته او به خواب و خیالش برسد. محبوبه از آن موقع، مانده و بوده تا همیشه هر وقت محسن کاری دارد؛ او باشد! از اصلاح صورتش تا کارهای شخصی دیگر مثل غذا خوردن و حمام بردن او. محبوبه تمام وقت بین او و دخترشان مادری و همسری می کرده.

    تای چادر از روی دستش سُر می خورد و او دو دستی نگهش می دارد و با صدایی آهسته می گوید:« دوستش داشتم که ماندم. فامیل و دوست و آشنا می گفتند دوام نمی آوری تا عقد هستی، جدا شو تا زندگیتان را شروع نکرده اید ادامه نده. اما گوشم بدهکار نبود؛ محسن برای من همان محسن بود، فقط دست و پا نداشت. حالا هم برایم همان محسن ده سال پیش است، بی هیچ تفاوتی . مهم این است که اصالت دارد و آرامش. مشکلاتمان اوایل زیاد بود، حتی گاهی ناامید می شدیم، از اینکه محسن باور کند که دست و پا ندارد. توی خیالاتش هم دست داشت و هم پا. هر لحظه دست یا انگشت پایش درد می گرفت. به هیچ وجه نمی خواست قبول کند که اعضای بدنش را از دست داده است. کم کم و شاید به معجزه نقاشی ها او توانست دنیا را جور دیگری ببیند.اوایل حتی یک ویلچرهم نداشتیم. وسعمان هم نمی رسید که بخریم. به هر دری زدیم تا توانستیم یک ویلچر تهیه کنیم که دائمی باشد. محسن را می گذاشتم روی ویلچر و از خانه بیرونش می بردم. مردم دلسوزی می کردند. نگاه ترحم آمیزشان سنگین بود. دلسوزیهایشان سخت بود برای ما که از خیلی چیزها گذشته بودیم. عشق اما کار خودش را کرده بود. وقتی می نشستیم و او به درخت ها نگاه می کرد. بعد همان درخت ها می شد بندی از شاه بیت نقاشی هایش. نقاشی کشیدن محسن زندگی ما را خیلی عوض کرد. روحیه اش برگشت. حالا او است که به من خیلی چیزها را یاد می دهد. عشق و امیدی که توی نقاشی های محسن موج می زند و او دنیای درونش را می ریزد روی بوم های سفید. بچه دار که شدیم، امیدمان چند برابر شد. حالا محسن توی نقاشی ها شاهکارمی کرد. ده سال زندگی هنری بعد از آن زمان محسن را تبدیل کرد به مردی که عاشقانه زندگیش را دوست دارد و همیشه آرامش و صلح را به ما یاد می دهد. چیزی که توی نقاشی های محسن به شکل پررنگی پیداست. دنیایی که بیشتر از 300 نقاشی را به ما هدیه داده و زندگیمان را زیر و رو کرده است. محسن رسالتی را کشف کرده که مسیرش را ساخته . سانحه ای که نزدیک بود او را بی تفاوت به زندگی کند حالا انگیزه زندگی اش شده است.

    گفت و گو با معلولی که با دهانش نقاشی می کند

    هیچ نهادی کمک نکرد

    محسن دنباله حرف محبوبه را می گیرد. وقتی با مرگ دست و پنجه نرم می کردم، تقریبا همه چیزم را باخته بودم. توی قمار زندگی بی تفاوت شده بودم نسبت به بازنده شدن . رنگ و بوی زنده بودن تبدیل شده بود به رنگ و بوی مرگ تدریجی که مرا داشت می بلعید. اما محبوبه نگذاشت. مدیون آن همه صبوری محبوبه ام . از آن زمان جز مستمری بیمه ای که به ما می دهند و تقریبا نصف حقوق اداره کار می شود، هیچ نهادی به ما کمک نکرده است. دلیلش این است که ما می توانیم تنها تحت پوشش یک نهاد باشیم و چون حقوق بیمه را داریم نمی توانیم از جای دیگری کمکی بگیریم. اما ما یاد گرفتیم که روی پای خودمان بایستیم. می خندد و این جمله را با طنز می گوید:« حالا روی پای نداشته خودم ایستاده ام».

    حرف های محسن که تمام می شود یاد سخنان معاون توانبخشی بهزیستی می افتم که چند وقت پیش اعلام کرد: دراستان اصفهان بیش از ۱۲۰ هزار معلول داریم، هزاران معلولی که خیلی هایشان قبلا معلول نبوده اند و بعد به جرگه جامعه هدف بهزیستی پیوسته اند یا در اصل تحت پوشش نیستند و گاهی مجبورند در شرایط سخت زندگیشان را بگذرانند.

  • نبرد اسطوره ها

    نبرد اسطوره ها

    گروه فناوری مجله خبری اینهفته؛ جنگ ای‌ام‌دی و اینتل نیز همانند اپل و مایکروسافت یکی از بزرگ‌ترین نبردها برای کاربران رایانه است. یکی از این دو غول تولیدکننده تراشه‌های بسیار ظریف سیلیکونی در نهایت قلب رایانه جدید شما را تسخیر خواهد کرد. ای‌ام‌دی و اینتل درست به همان اندازه محصولاتی که تولید می‌کنند با هم متفاوت هستند ولی اجازه دهید وارد جزییات شویم تا ببینیم کدام‌یک انتخاب بهتری برای رایانه جدید شما هستند؟

    کدام ارزش خرید دارند؟

    اگر صرفه‌جویی در هزینه‌ها در زمان جمع‌کردن یا ارتقای رایانه گزینه مهمی برای شما محسوب می‌شود، بهترین پردازنده غالباً آن است که نسبت به قیمتش بیشترین بازده را داشته باشد. اگر فقط قیمت را در نظر بگیریم، تراشه‌های ای‌ام‌دی معمولاً نسبت به تراشه‌های اینتل ارزان‌تر هستند. با بررسی پردازنده‌های با عملکرد بالاتر نیز همین روال را مشاهده می‌کنیم و معمولاً قیمت تراشه‌های ساخت اینتل اندکی بالاتر از تراشه‌های ای‌ام‌دی است.در طی یک دهه اخیر غالباً این سناریو قیمت‌گذاری از سوی متخصصین تأیید می‌شد تا این‌که پردازنده‌های جدید سری رایزن (Ryzen) ای‌ام‌دی وارد بازار شدند.

    توی  بازی چه خبره؟

    بازی یکی از حوزه‌هایی است که انتخاب پردازنده را می‌تواند به کار دشواری تبدیل کند. پردازنده‌های اینتل دارای گرافیک مجتمعی بر روی پردازنده هستند اما معمولاً عملکرد آنها با تراشه‌های گرافیکی جداگانه یا کارت‌های گرافیکی افزودنی قابل مقایسه نیست. درعین‌حال پردازنده‌های دسکتاپ ای‌ام‌دی تراشه‌های گرافیکی مجتمعی ندارند. در عوض ای‌ام‌دی هسته‌های پردازنده و هسته‌های گرافیکی با برند رادئون (Radeon) را در یک بسته/تراشه که واحد پردازش پرشتاب یا APU می‌نامد تجمیع می‌کند.

    افرادی که به بازی اهمیت می‌دهند معمولاً از گرافیک‌های افزودنی یا پردازنده‌های گرافیکی مجزا به جای تراشه‌های گرافیکی مجتمع استفاده می‌کنندبا این‌که امروزه نسبت به گذشته بازی‌ها بیشتر چندهسته‌ای شده‌اند، ولی به‌ندرت از بیش از دو تا چهار هسته استفاده می‌کنند که معمولاً منجر به برتری اینتل در برابر بهینه‌سازی رایزن ای‌ام‌دی می‌شود.

    به لطف معماری جدید «ذن» “Zen” که در هسته‌های پردازنده‌های رایزن ای‌ام‌دی استفاده می‌شود، این شکاف معمولاً کمتر به چشم می‌خورد. ما وقتی بنچمارک داخلی بازی سیویلیزیشن 6 (Civilization VI) را بر روی پردازنده رایزن 7 1800x اجرا می‌کردیم در مقایسه با پردازنده i7-7700k شاهد 10 فریم کمتر بودیم. زمانی که یک بازی که نیازمند گرافیک بیشتری است مثلاً For Honor بر روی پردازنده‌های رایزن ای‌ام‌دی اجرا می‌شود این فاصله کمتر می‌شود و میانگین فریم بر ثانیه به عدد 109 می‌رسد درحالی‌که این عدد برای پردازنده‌های کور آی 7 اینتل برابر با 110 فریم بر ثانیه است.

    انتخابی دشوار

    در هر صورت به خاطر داشته باشید که پردازنده معمولاً به‌ندرت جزو عوامل محدودکننده در بازی‌ها به شمار می‌رود. سرمایه‌گذاری برای یافتن کارت‌های گرافیکی قدرتمند، اگر بتوان با قیمت مناسب یافت، معمولاً نتایج بهتری نسبت به انتخاب پردازنده قدرتمندتر در بازی‌ها نشان می‌دهد.

    اورکلاک

    سرعت‌های کلاک برای مقایسه پردازنده‌ها در برابر هم روش مناسبی محسوب می‌شوند، مثلاً 2.7 گیگاهرتز در برابر 4.5 گیگاهرتز. اما به خاطر نگهدارید که این اعداد، اعداد ثابتی نیستند. کلاک‌های افزایش‌یافته در برخی حالت‌ها بازده عملکردی موقتی بهتری ارائه می‌دهند، اما اگر وارد عرصه اورکلاکینگ بشوید می‌توانید مقدار این افزایش عملکرد را به طور کامل متحول کنید.

    اورکلاک کردن (Overclocking) یک پردازنده بسته به روش انتخابی، کاری سرراست است، اما در مورد هر پردازنده‌ای نمی‌توان این کار را انجام داد. اغلب پردازنده‌ها ضریب‌های «قفل‌شده» دارند که از هرگونه اقدام برای اورکلاک کردن جلوگیری می‌کند. خوشبختانه هم اینتل و هم ای‌ام‌دی پردازنده‌های قابل اورکلاک کردن را در قیمت‌های مختلفی ارائه می‌دهند.

    به طور کلی اورکلاک بیشتر به خود تراشه‌ها مربوط است. جدیدترین نسل تراشه‌های اینتل به طور بالقوه تا حدودی امکان اورکلاکینگ بیشتری دارند، گرچه سرعت بیشینه آنها بسیار پایین است ولی برخی از آنها سرعت بیشینه بالاتری نسبت به دیگران دارند. در اغلب حالت‌های اورکلاکینگ به سیستم خنک‌سازی خوبی نیاز دارید.

    برنده کیست؟

    تراشه‌های گران‌قیمت ای‌ام‌دی در برابر تراشه‌های گران‌قیمت اینتل برای کارهای روزمره خروجی‌های چندان متفاوتی ایجاد نمی‌کنند. تفاوت‌های کاملاً مشخصی در حالت‌های خاص و بنچمارک‌ها وجود دارد اما امروزه مانند گذشته پردازنده دیگر به عنوان یک شاخص عملکرد رایانه مطرح نمی‌شود. پردازنده‌های ای‌ام‌دی به‌خصوص در محدوده با قیمت متوسط و پایین ارزش خرید بالاتری نسبت به تراشه‌های اینتل دارند. به طور عکس پردازنده‌های اینتل هسته‌های منفرد قوی‌تری دارند و عملکرد بازی آنها حتی نسبت به پردازنده‌های قدرتمند ترادریپر ای‌ام‌دی بالاتر است. در عوض افرادی که به دنبال استفاده از برنامه‌هایی باشند که به طور کامل از چندهسته‌ای پشتیبانی می‌کنند بهتر است از پردازنده‌های مدرن ای‌ام‌دی استفاده کنند.

     

    می‌توان استدلال کرد که اینتل هنوز یک انتخاب مطمئن به‌خصوص برای گیمرها محسوب می‌شود اما ای‌ام‌دی نیز بهتر از هر زمان دیگری ظاهر شده است. برای کسانی که با جیپ پرپول سیستم جمع می‌کنند، تراشه‌های ترادریپر ای‌ام‌دی بسیار قدرتمند هستند که چشم‌ها را به بنچمارک‌ها خیره کنند.

    پاول دورف (Pavel Durov) — زندگی‌نامه خالق تلگرام

    پاول دورف (Pavel Durov)، متولد ۱۰ اکتبر ۱۹۸۴، یک کارآفرین اهل روسیه است که بیشتر به خاطر تأسیس شبکه اجتماعی وی‌کی (VK) و پیام‌رسان تلگرام (Telegram) شهرت دارد. او برادر کوچکتر نیکولای دورف (Nikolai Durov)، برنامه نویس و ریاضی‌دان روسی است که در تاسیس شرکت‌های وی‌کی و تلگرام با او همکاری داشته است.

    خانواده

    پدربزرگ پاول دورف، سیمون پتروویچ تولیاکوف (Semyon Petrovich Tulyakov)،. او در هنگ پیاده ۶۵ام خدمت کرد و سه بار زخمی شد. سپس نشان ستاره سرخ،‌ نشان درجه دو میهن‌پرستی در جنگ جهانی دوم و نشان سطح یک جنگ میهن‌پرستانه بزرگ را در چهلمین سالگرد «روز پیروزی (Victory Day)» دریافت کرد. سیمون بعد از جنگ به زندان افتاد.

    پدر پاول دورف، والری سیمینویچ دورف (Valery Semenovich Durov)،  فرزند یکی از سربازان ارتش سرخ در جنگ جهانی دوم بود با مدرک دکترای علوم زبان‌شناسی که تعداد زیادی مقاله علمی در این حوزه به چاپ رسانده است.

    برادر پاول، نیکولای دورف، ریاضی‌دان، نامزد و برنده بسیاری از جوایز علوم ریاضی و فیزیک در روسیه و در سطح بین‌المللی است. او دو بار موفق به کسب مقام قهرمانی مطلق جهان در برنامه نویسی دانش‌آموزی شده است. نیکولای از شروع به کار شرکت «VKontakte» تا سال ۲۰۱۳ مدیر فنی این شرکت بود.

    زندگی‌نامه

    پاول دورف که در سنت‌پترزبورگ به دنیا آمده بود  بیشتر کودکی خود را به دلیل شغل پدر در شهر تورین ایتالیا گذراند. دوران دبستان را در ایتالیا پشت سر گذاشت و بعد از بازگشت به روسیه در سال ۲۰۰۱ میلادی،‌ وارد آکادمی جیمناسیون (Academy Gymnasium) در سنت‌پترزبورگ شد. دورف شبکه اجتماعی وی‌کی را در سال ۲۰۰۶ با الهام از فیس‌بوک تاسیس کرد. در نتیجه تلاش‌های او و برادرش، ارزش شرکت وی‌کی به سه میلیارد دلار رسید.

     

    مصادره وی کی

    در سال ۲۰۱۱ بعد از مخالفت با حذف صفحات مخالفان سیاسی در جریان انتخابات بحث‌برانگیز مجلس، پلیس سنت‌پترزبورگ برای دستگیری او وارد عمل شد. البته پلیس بعد از یک ساعت که منتظر خروج او برای دستگیری بود، منزل دورف را ترک کرد.

    در ماه دسامبر ۲۰۱۳، دورف تحت فشار مجبور شد ۱۲٪ سهام وی‌کی را به ایوان تاورین (Ivan Tavrin)، صاحب بزرگترین شرکت اینترنتی در روسیه با نام میل‌رو (Mail.ru) بفروشد. با انتقال این سهام به شرکت میل‌رو توسط ایوان تاورین، شرکت میل‌رو به بزرگترین سهام‌دار وی‌کی تبدیل شد. در سال ۲۰۱۴ میل‌رو تمام سهام باقی‌مانده را خریداری کرد و به یگانه صاحب وی‌کی تبدیل شد.

    ۲۱ آوریل، دورف از سمت مدیر اجرایی (CEO) شرکت وی‌کی برکنار شد. شرکت مدعی شد که این تصمیم را بر اساس استعفانامه دورف گرفته است. دورف بعدا ادعا کرد که شرکت وی‌کی توسط متحدان ولادیمیر پوتین تسخیر شده است و اخراج او به دلیل سر باز زدن از ارایه اطلاعات شخصی کاربران به سرویس امنیت فدرال روسیه و اطالاعات اعضای جنبش اعتراضی یورومیدان (Euromaidan) بوده است. دورف روسیه را ترک کرد و اعلام کرد دیگر به کشورش باز نمی‌گردد چرا که فضا برای تجارت اینترنتی در روسیه فراهم نیست.

    تولد تلگرام

    بعد از ترک روسیه، دورف با اهدای ۲۵۰ هزار دلار به یکی از شرکتهای گسترش صنایع شکر در کشور سَنت کیتْس اند نِویس (Federation of Saint Christopher and Nevis)،‌ شهروند این کشور شد. این کشور به صورت مجموعه‌ای از جزایر در غرب دریای کارائیب است. دورف با سپرده‌گذاری 300 میلیون دلار در بانک‌های سوئیس، با خیالی راحت شروع به راه‌اندازی شرکت جدید خود تلگرام کرد. تلگرام به عنوان یک سرویس پیام‌رسانی رمزنگاری شده در برلین تاسیس شد.

     نظرات دورف

    دورف خود را یک لیبرترین (Libertarian) یا معتقد به فلسفه آزادی کامل و وجیترین (گیاه‌خوار) می‌داند. او در سال ۲۰۱۲ مانیفست خود را برای توسعه کشور روسیه منتشر کرد. نظرات وی از سوی مفسران به صورت آنارکو-کاپیتالیستی ارزیابی شده است.

    افتخارات

    دورف را مارک زاکربرگ روسیه می‌دانند. در ماه آگوست سال ۲۰۱۴، پاول دورف به عنوان مهمترین رهبر آینده اروپای شمالی با سن کمتر از ۳۰ سال انتخاب شد. او همچنین به عنوان نماینده کشور فنلاند به رهبران جوان جهان در مجمع جهانی اقتصاد پیوست.

    تصویرنگاری زندگی

    دورف

    پاول دوروف متولد 10 اکتبر 1984 برابر با 18 مهرماه 1363 شمسی است.

    دورف

    او در مدرسه با برنامه‌نویسی آشنا شد و از آن برای تغییر دادن صفحه آغازین شبکه مدارس برای تنبیه معلمی که دوست نداشت استفاده کرد. او صمیمیت زیادی با برادر بزرگ‌تر خود نیکلای دارد و روش کدنویسی را نیز از وی آموخته است.

    دورف

    نیکلای دورف برادر بزرگ‌تر پاول در واقع مغز ریاضی و برنامه‌نویسی همه پروژه‌هایی است که این دو برادر با هم اجرا کرده‌اند. وی به عنوان طراح اصلی پروتکل رمزنگاری اختصاصی تلگرام به نام MTProto و همچنین نویسنده اصلی نقشه راه توسعه شبکه باز تلگرام (TON) محسوب می‌شود. TON در واقع ایده‌ای برای گسترش پیامرسان تلگرام در بستر بلاکچین است که مانند همه اخبار دیگر در مورد تلگرام و برادران دورف با شایعات و هاله‌ای از رمز و راز احاطه شده است.

    دورف

    این دو برادر پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه در سال 2006، یک شبکه اجتماعی به نام VKontakte را پایه‌ریزی کردند که شبکه اجتماعی به زبان روسی است. این شبکه بسیار محبوبیت یافت و اینک میلیون‌ها کاربر دارد.

    دورف

    دوروف با استفاده از پروژه VKontakte ثروت زیادی به دست آورد. دارایی خالص وی 260 میلیون دلار تخمین زده شده است.

    دورف

    دورف به دلیل نوع پوشش خاص خود مشهور است. او همانند شخصیت نئو در سری فیلم‌های ماتریکس، تنها لباس های مشکی می‌پوشد.

    دورف

    شبکه اجتماعی VKontakte در طبقه 5 و 6 ساختمان فوق به نام «Singer House» متولد شد. این ساختمان به عنوان یکی از نمادهای شهر سنت پترزبورگ در بخش مرکزی این شهر قرار دارد.

    دورف

    نمایی از پنجره اتاق پاول رو به شهر سنت پترزبورگ در ساختمان Singer House.

    تصویری از وایت بوردی که نخستین مراحل طراحی VKontakte بر روی آن (به همراه طرح هایی از گربه و جنگل!) ترسیم شده است. در سمت چپ نخستین شمای سوپرسرورها طراحی شده است.

    این نخستین اتاق سرور برای پروژه VKontakte  است. نیکلای دورف در سمت راست قابل مشاهده است.

    یک سالن تیراندازی نیمه مخروبه به عنوان نخستین محل برای استقرار سرورهای VKontakte انتخاب شد.

    این سالن به صورت فوق برای نخستین دیتاسنتر VKontakte بازسازی شد.

    نبرد اسطوره ها

    کیک تولد 5 سالگی VKontakte که در این زمان در آغاز مسیر درآمدزایی بزرگی قرار داشت.

    در این زمان پاول سرمست از ثروت عظیم خود 5 هزار روبل را به صورت موشک‌های کاغذی در آورده و از پنجره دفترش به سمت بیرون و میدان مرکزی سنت پترزبورگ رها کرد. افرادی که در خیابان بودند باور نمی‌کردند که پول‌ها واقعی باشند و اغلب بی تفاوت از کنار آنها می گذشتند!

    در همین مرحله پاول به خاطر یکی از منتقدین حکومت روسیه به نام الکسی ناوالنی با دولت دچار مشکل شد که پس از کشمکش‌های زیاد در نهایت مجبور به فروش سهم خود از VKontakte و خروج از روسیه گردید. دورف ادعا می‌کند که در اواخر حضور خود در روسیه مورد تهدید افراد نظامی قرار گرفته است.

    دورف کنترل خود بر روی VKontakte  را از دست داد و به احضارها جهت بازجویی پاسخی نداد. در نهایت پلیس جهت توقیف وی در آپارتمانش حاضر  شد، اما او چندی پیش روسیه را ترک کرده بود.

    تولد تلگرام

    از سال 2008 به دلیل شنود های مختلف پاول برای ارتباط با برادر خود به دنبال توسعه یک کانال امن و رمزنگاری شده بود. در نهایت در سال 2012 پروژه Telegra.ph که در آن زمان بر روی منابع VKontakte  تکیه داشت، متولد شد. در نهایت این پروژه به صورت پیامرسانی به نام تلگرام درآمد و دامنه تلگراف به عنوان بخش وبلاگی آن باقی ماند. درآوریل 2013، 48 درصد از سهام VKontakte از دست پاول در آمده بود و سهامداران جدید به پروژه تلگرام علاقه‌مند شده بودند. در 14 آکوست 2013 نخستین نسخه از تلگرام برای iOS منتشر شد. اما پاول سرورها را به نام شرکت دیگری ثبت کرده و کارمندان و دفاتر آن را نیز از VKontakte جدا کرده بود. در این هنگام پاول 12 درصد از سهام خود از VKontakte را به ایوان تاورین (Ivan Tavrin) فروخت تا بتواند هزینه های تلگرام را تامین کند، اما سهامداران و اعضای جدید هیئت مدیره چندان قائل به این جداسازی نبودند و با توجه به این که تیم اصلی توسعه تلگرام در واقع همان تیم VKontakte بود، سعی داشتند بر تلگرام نیز تسلط داشته باشند.

    در 7 آوریل 2014 پاول به همراه برادر و برخی از اعضای اصلی تیم فنی خود به چند کشور جهان سرزدند تا از دیتاسنترهای آنها بازدید کنند. در همین زمان شایعاتی در خصوص پایه ریزی یک شرکت جدید در نیویورک (تصویر فوق) به گوش می‌رسید. در زمان برگشت پاول از تیم فنی خود جدا شد و به روسیه بازنگشت و بدین ترتیب چیزی که بیشتر به شایعه شبیه بود، اینک به واقعیت بدل شده بود: «پاول دورف از سوی هیئت مدیره VKontakte  اخراج شد.»

    تصویری از خبر اخراج دورف که بر روی نمایشگر هواپیمای حامل تیم دورف نقش بسته است.

    در این زمان دورف تصمیم گرفت تا برخی سرورهای ضروری تلگرام را از لندن خارج کرده و به شهر دیگری در اروپا انتقال دهد.

    آنها دو ون کرایه کرده و همه سرورها و تجهیرات فنی را درون آن ریختند.

    نبرد اسطوره ها

    و در نهایت تصمیم گرفتند به برلین رفته و در آنجا مستقر شوند.

    دورف

    دورف عادت دارد در شهرهای مختلف اقامت کند و از Airbnb برای یافتن محل سکونت در شهرهای متفاوت استفاده می‌کند (تصویر فوق: ونیز).

    دورف

    دوروف به مناسبت رسیدن به آمار یکصد میلیون کاربر فعال ماهانه در سال 2016 جشنی در بارسلونا برگزار کرد.

     دورف

    تصویر دورف بر روی دیواری درشهر سنت پترزبورگ نقش بسته است. گرچه وی دیگر نمی تواند به این شهر بازگردد اما در کشورخود به‌خاطر رعایت حریم خصوصی شهروندان به عنوان یک قهرمان شناخته شده است.

    دورف

    اینک تیم تلگرام در دوبی مستقر شده است.

  • فیلمی که فقط شاه دید

    فیلمی که فقط شاه دید

    اما چطور فیلمی که انتقادی تند از پادشاهان ایران است، توانست برای محمدرضا پهلوی نمایش داده شود و بر این فیلم چه گذشت که برای مدت‌های مدید امکان دیدنش به شکل درست غیرممکن شد؟ و چرا در دوره دیجیتال که نسخه‌های غیرقانونی فیلم بدون اجازه فیلمساز در اینترنت پخش شد، در آن‌ کپی‌های رنگ‌پریده و فرسوده هیچ نشانی از آن زبان برندۀ گلستان نبود؟

    گنجینه‌های گوهر را ابراهیم گلستان به عنوان یکی از آخرین مستندهایش و پیش از نمایش دو فیلم بلند داستانی خشت و آینه و اسرار گنج درۀ جنی، برای بانک مرکزی ایران ساخت. به گفته گلستان، “مهدی سمیعی، رییس وقت بانک مرکزی، رفته بود از شاه اجازه بگیرد که از جواهرات سلطنتی فیلمی تهیه کنند. می‌خواست به مناسبت بیست و پنجمین سال سلطنت هدیه بانک باشد به شاه.”

    هم‌چون نمونه‌هایی دیگر از آثار مستند او که به مقصودهای غیرشخصی ساخته شده‌اند، او در رویکردش به موضوع و در نوع استفاده‌اش از فرم و زبان سینما، مسأله را شخصی می‌کند. کسانی که احتمالا در آن روزگار منتظر دیدن فیلمی خوش ‌‌آب‌ورنگ بودند که در آن از جلال و شکوه جواهرات سلطنتی ستایش شود، با اثری روبرو شدند که ستایشگر مردم عادی، کشاورز، ایلیاتی و باغبان بود و جواهرات گردآمده را نشانه‌ای از “خیانت” شاهان ایرانی می‌دانست که امروز تنها امتیاز آن‌ها پشتوانه شدن برای پول مملکت است.

    گنجینه‌های گوهر مستندی رنگی و ۱۵ دقیقه‌ای است. مانند همیشه ابراهیم گلستان تاریخ یک سرزمین را در دقایقی کوتاه باز می‌گفت، مهم نبود که بهانه‌اش یک تل خاک و چند کوزه باشد، یک آتش باشد یا الماس و لعل. او در سال ۲۰۰۴ گفت: “برای ساختن آن فیلم به چه دردسرهایی افتادیم. آمدم به قیمت حداقل ممکن که هیچ برای من استفاده نداشت فیلم را ساختم. خیلی صرفه‌جویی کردم. مثلا برای صحنه‌ای که منظره‌ها و آدم‌های ایران را قرار بود نشان بدهم، نرفتم فیلم بگیرم، از عکس‌هایی که گرفته بودم کپی کردم گذاشتم توی فیلم.”

    فیلم را سلیمان میناسیان فیلمبرداری کرد. سینماتک بولونیا که فیلم را مرمت کرده استفاده از رنگ در فیلم را “خیره‌کننده” و یکی از “زیباترین فیلم‌های رنگی تاریخ سینمای مستند” خوانده است. این مستند قرار است در فستیوال بین‌المللی فیلم روتردام در ماه ژوئن امسال نمایش داده شود.

    این‌که بعد از پایان تهیه فیلم و بعد از نمایش آن برای شاه، چه اتفاقی افتاد، اطلاعات زیادی در دست نیست و فقط خود فیلمساز می‌تواند به ما بگوید که چرا برخلاف آثار دیگرش که در فستیوال‌هایی مثل ونیز و پزارو نمایش داده شدند، این فیلم هرگز به نمایش درنیامد. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۴ درباره فرستادن فیلم برای ظهور آن در لابراتوآر تکنی‌کالر لندن گفت:”وقتی می‌خواستم فیلم را بفرستم برای تکنی‌کالر، فرهنگ و هنر اجازه نداد. البته دیگر به من مربوط نبود. قرارداد من همین بود که کپی فیلم را تحویلشان بدهم و داده بودم، اما بانک مرکزی هم که خواسته بود بفرستد، نمی‌شد. بالاخره مهدی سمیعی عاجز شد رفت پیش امیر عباس هویدا. هویدا گفت تلفن کنید و قضیه را حل کنید. سه مرتبه، چهار مرتبه تلفن کردند، فرهنگ و هنر محل نگذاشت. بالاخره بانک مرکزی فیلم مونتاژ شده را داد به امیر عباس هویدا، توی چمدان سیاسی گذاشتند و قاچاق فرستادند. در هر حال وقتی فیلم برگشت، باز فرهنگ و هنر اجازه نمایش آن را در سینماها نداد. فیلم را از بانک مرکزی گرفتند و متن و نوار صدا را تغییر دادند.”

    یافتن و نجات گنجینه‌ها

    این فیلم را سینماتک بولونیا و با سرمایه مشترک با گالری ملی سنگاپور که موزه هنرهای مدرن آن کشور قلمداد می‌شود، مرمت کرده است.

    سینماتک بولونیا نگاتیو، اصل صدا و تصویر فیلم را در انبارهای تکنی‌کالر در انگلستان پیدا کرد و سرانجام گنجینه‌های گوهر از زیر خاک زمان بیرون کشیده شد.

    سینماتک که صاحب مشهورترین مرکز مرمت فیلم در جهان است از میراث سینمایی ابراهیم گلستان نگهداری می‌کند و تا به حال فیلم‌های دیگری از تولیدات کارگاه فیلم گلستان مانند تپه‌های مارلیک، خانه سیاه است و خشت و آینه را مرمت کرده و بنا دارد تا بقیه آثار این فیلمساز را هم مرمت کند.

     

    گنجینه «به تاراج رفته»

    سینماتک بولونیا می‌گوید مقایسه نسخه‌های مختلف فیلم، گستردگی میزان سانسور گفتار متن را نشان می‌دهد. به عنوان مثال در بیشتر نسخه‌های فارسی و حتی یک نسخه فرانسوی فیلم، تمام انتقادها و اشارات گلستان به شرایط تاریخی و اجتماعی ایران حذف شده‌ و فقط صدای موسیقی شنیده می‌شود. این چهار جمله در همه نسخه‌ها وجود دارد:

    “این‌جا خزانه جواهر در بانک مرکزی ایران است.این گنج از وفور و گرانی نظیر ندارد.این گنج بازمانده شاهان است.این گنج همچنین تاریخ مردمی است.”

    اما کمی بعد تمام جمله‌های زیر در نسخه‌های سانسور شده و دستبرده فیلم حذف شده‌اند:

    “هر پادشاه که نزدش مفهوم ثروت و جلال در جلوه و تلألو الماس و لعل بود، چیزی بر آن افزود. هرچند احتشام به زینت نیست، از نفس زنده بودن می‌آید. و خیرگی به زینت آغاز و رمز انزوال و تباهی است.”

    بعد از این بخش، در نسخه‌های مثله شده فیلم تقریبا تمام گفتار متن گلستان حذف شده‌، حتی بخش‌هایی که به طور نسبتا بی‌طرفانه وقایع تاریخی را فهرست می‌کنند، اگرچه مقصود این بود که در ترکیب این اطلاعات تاریخی و کنار هم‌گذاشتنشان، بیننده معنای آن صحنه را دریابد؛ مثل وقتی که فیلم از فتحعلی شاه قاجار می‌گوید:

    “او تخت پادشاهی خود را از بیست و شش هزار تکه جواهر ساخت… و پیمان ترکمنچای را امضاء گذاشت.”

    سانسور وقت، بعضی از بهترین نوشته‌های ادبی سینمایی ابراهیم گلستان را از فیلم حذف کرد، مثلا وقتی که می‌گوید:

    “دوران خودستایی و غفلت. دوران حرف‌های تهی. دوران عشرتی که در آن فکر، منزلت نداشت. همت نمانده بود. و آمار روزگار مربوط بود به شماره همخوابگان و طول ریش و پاره‌های به تاراج رفته تن کشور.”

    سینماتک بولونیا می‌گوید که نسخه مرمت شده آن‌ها نسخه کامل فیلم است که با نظارت خود فیلمساز مرمت شده و تنها جمله‌ای از فیلم را که دیگر به آن دسترسی وجود ندارد، ابراهیم گلستان با صدای امروزی‌اش ضبط کرده؛ وقتی گلستانی که انگار آینده را دیده باشد می‌گوید “و تاج پهلوی همچون نقطه پایان در انتهای حکایت.”

    گنجینه‌های گوهر فیلمی است که سازنده‌اش به جواهرات مرده نگاه می‌کند و تاریخ زنده و جاری را می‌بیند؛ ابتذال متاع صاحبان قدرت را ورانداز می‌کند و با زبان شعر عبث بودن آن را یادآوری می‌کند. این فیلم هم‌چنین اثری است که در آن امیدی پنهان موج می‌زند. نماهای مردمان عادی و امید به این که جواهرات سرمایه‌ای برای تلاش و زندگی آن‌ها بشود، امید گلستان در ۱۳۴۴ بود. این‌که صاحبان قدرت بعد از “نقطۀ پایان در انتهای حکایت” با این جواهرات و صاحبان حقیقی آن‌ها، مردم ایران، چه کردند، خود حکایت دیگری است.

  • شاعر یک عمر شاعری درگذشت

    شاعر یک عمر شاعری درگذشت

    او متولد شیراز بود و این شهر الهام بخش اشعارش بود.وی در سال ۱۳۹۸ مجموعه شعرهایی با عنوان “کجاهای جهان های شیراز” منتشرکرد.آخرین کتابش “یک عمر شاعری” برنده جایزه کتاب سال استان فارس شد.
    اوجی از دوستان نزدیک سیمین بهبهانی و سیمین دانشور بود، , نامه نگاری هایش با این دو ادیب سرشناس در کتابی به با عنوان ” ۱۱۰ نامه به دو سیمین” منتشر شده است.
    وی بیش از ۳۰ مجموعه شعر منتشر کرد که باغ شب، خواب درخت و تنهایی زمین، شهر خسته، مرغ سحر، صدای همیشه بخشی از مجموعه شعرهای او هستند.

  • دوست دارید میزان حقوقتان را همکارتان مشخص کند؟

    دوست دارید میزان حقوقتان را همکارتان مشخص کند؟

    حقوق کارمندان در این شرکت آرژانتینی سه بار در سال در “جلسه تعیین حقوق” تعیین می‌شود که همه در آن شرکت دارند به جز کارکنان جدید که هنوز در دوره آزمایشی هستند. کارمندان یا نمایندگان آنها می‌توانند درخواست افزایش حقوق خود را مطرح کنند و بعد صریح و آشکار درباره آن بحث می‌شود.

    تن‌پاین یک شرکت تجارت فناوری است که در سال ۲۰۱۰ با ۸۵ کارمند در بوئنوس‌آیرس پایتخت آرژانتین تاسیس شد. این شرکت برای مشتریانش از جمله استارباکس و برگرکینگ نرم‌افزار می‌نویسد، مانند کارت‌ آنلاین برای مشتریان یا برنامه‌ها و سیستم‌های عامل تجارت الکترونیک.

    اومانسکی می‌گوید: “جنبه اصلی علنی بودن میزان حقوق این نیست که بدانید چه کسی چقدر حقوق می‌گیرد بلکه این است که بدانید چه کسی از چه کسی بیشتر درآمد دارد. نظام سلسله مراتبی است، مگر نه؟”

    حقوق

    آرمان تن‌پاین این است که سلسله مراتبی کم‌مراتب داشته باشد و تا آنجا که ممکن است با کارمندان شفاف باشد. پس از یک دوره آزمایشی سه ماهه، کارمندان جدید به بقیه می‌پیوندند و در جلسات باز ماهانه شرکت می‌کنند که در آنها تصمیم‌های مهم اتخاذ می‌شود، مثل تصمیم در باره مشتریان جدید بالقوه، هزینه‌ها و امور مالی شرکت و البته حقوق.

    در این شرکت مدیر کل و هیچ مدیر واقعی وجود ندارد، اگرچه کارکنان ارشد هستند که با عنوان “همکار”، “راهنما” یا “استاد” شناخته می‌شوند.

    خورخه سیلوا بنیان‌گذار شرکت تن‌پاین می‌گوید: “چون رئیسی برای تصمیم‌گیری در مورد افزایش حقوق وجود ندارد، اختیار را به خود کارکنان می‌دهیم.”

    “ما فاصله حقوق و دستمزد مثل آمریکا نمی‌خواهیم.”

    سیلوا می‌گوید کسانی که می‌خواهند استخدام شوند می‌توانند تا حدی درباره حقوق خود مذاکره کنند و این در ابتدا ممکن است مسئله باشد. حقوق درخواستی آنها با کسانی که سابقه مشابهی در شرکت دارند در میان گذاشته می‌شود تا آنها هم موافق باشند.

    حقوق

    در آخرین مرحله استخدام، متقاضی شغل با کل ۸۰ نفر آشنا می‌شود که مقدمه‌ای است برای آشنا شدن با نحوه کار. در این مرحله اصلا مسائل فنی مطرح نیستند، هدف بیشتر شناخت علائق تازه‌واردان است و فرصتی برای آنها که نحوه کار شرکت را ببینند.سیلوا می‌گوید با اینکه این مرحله رسمی نیست اما “حتی اگر فرد تازه‌وارد نابغه هم باشد، می‌توانیم احساس کنیم که با بقیه سازگار نیست و تنش ایجاد می‌کند.”

    “در این شرایط استخدام را متوقف می‌کنیم.”

    شرکت تن‌پاین رویکرد خود را “جمع‌سالاری” می‌نامد. الهام‌بخش این کار یک تاجر برزیلی بوده به نام ریکاردو سملر و تجربه‌اش در متحول کردن شرکت تولیدی خانوادگی‌اش، سمکو.

    او این شرکت را به کارخانه‌ای “باتحرک و مشارکتی” تبدیل کرد و کارگران بر مسائلی نظارت می‌کردند که معمولا به مدیران واگذار می‌شود. او متوجه شد که این رویه باعث می‌شود کارکنان در شغل خود بمانند و درآمد شرکت نیز بیشتر شود. او در این باره کتابی به نام ماوریک نوشت که سیلوا می‌گوید: “ما آن را کتاب مقدس خود می‌دانیم.”

    به گفته بن ویتر، رئیس یک سازمان استخدام و مشاوره در بریتانیا و نویسنده کتاب “تجربه انسانی در کار”، افزایش روزافزون “شرکت‌های شفاف و پیشرو” مثل شرکت تن‌پاین در تمام دنیا دیده می‌شود.به باور او شفافیت حقوق راه خوبی است برای برابری از جمله برابری بین زن و مرد: “در بسیاری شرکت‌ها می‌توان حقوق را در خفا تعیین کرد و این نگرانی وجود دارد که تصمیم‌گیری بر اساس اصل ‘آشنایت کیست؟’ صورت بگیرد. این روش (نو) باعث شفافیت و پاسخگویی می‌شود.”

    با این حال، او اشکالاتی هم در مدل کار شرکت تن‎پاین می‌ببیند، مثل اینکه این رویه وقتی ۸۰ کارمند داشته باشید جواب می‌دهد اما اگر تعداد کارکنان دو برابر شود ممکن است این روش مناسبی نباشد. علاوه بر این، تصمیم برای استخدام اگر بر مبنای ملاقات متقاضی با تمام کارکنان گرفته شود، ممکن است به ضرر افراد درونگرا باشند، در عین حال این روش ممکن است نوعی سوگیری ایجاد کند که همه مثل هم فکر کنند و تصمیم‌هایی بگیرند که هیچگاه به عنوان فرد نمی‌گیرند و این بر مسائلی مثل تکثر و رفع تبعیض تاثیر می‌گذارد

  • برگزیدگان المپیاد ” به وقتِ نوجوانی” معرفی شدند

    برگزیدگان المپیاد ” به وقتِ نوجوانی” معرفی شدند

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ صفیه سادات موسویان افزود: این طرح در تمام مناطق شهر اصفهان در دو بخش اجرای کانون های آموزشی و پاتوق های فرهنگی فعالیت می کند که کانون های آموزشی طرح در قالب نقاشی، آواها و نواها، تئاتر، کافه کتاب، گل و گیاه، فن بیان، شعر و ادبیات، عصرانه خوشمزه، فیلمسازی و بازی و سرگرمی فعال هستند.
    وی تصریح کرد: نوجوانان در کانون های آموزشی پس از استعدادیابی، آموزش داده شده و به کارآفرینی نزدیک می‌شوند که خروجی بسیار خوبی هم داشته تاکنون که می توان به طور مثال به خروجی کانون فن بیان مجری های صدا و سیما، مجری های برنامه های اصلی و رسمی سازمانی و برون سازمانی و همچنین آماده کردن نزدیک به 50 تئاتر توسط کانون تئاتر و ارائه در مسابقات و برنامه های برون مرکزی اشاره کرد.
    وی ادامه داد: شرکت در مسابقات شهری و استانی و طراحی یک تقویم جیبی زیبا توسط کانون نقاشی و همچنین متن نویسی بسیاری از برنامه های درون و برون سازمانی و پوشش در صفحه روزنامه اصفهان زیبا توسط اعضای کانون شعر و ادبیات از دیگر موارد پیشرفت این طرح بوده است.
    مدیر خانه نوجوان گفت: کانون فیلم سازی نیز یکی از کانون های بسیار پرکار است که تمامی تدوین ها، فیلم برداری ها و ساخت فیلم‌های کوتاه از صفر تا صد را بر عهده دارد.
    موسویان اظهار داشت: در حقیقت کانون های به وقت نوجوانی صرفا یک کلاس آموزشی نیستند بلکه خروجی های بسیار خوبی دارند؛ در این طرح، نوجوانان را تا زمانی که بتوانند روی پای خود بایستند هدایت می کنیم تا توانایی ارائه کاری که یاد گرفته‌اند را داشته باشند.
    وی افزود: پاتوق های فرهنگی یکی دیگر از فعالیت های طرح به وقت نوجوانی است که در تمام مناطق، هفته ای یک‌بار توسط تسهیلگران برگزار می شود؛ در این پاتوق ها، نوجوانان نکات اجتماعی، روانشناسی، فرهنگی، تفریحی و هرآنچه که یک نوجوان در مسیر رشد خود نیاز دارد را به راحتی با تسهیل گر خود به چالش می کشند و با یکدیگر گفتگو کرده و به آن موضوع می پردازند.
    وی با بیان اینکه تسهیلگران در حقیقت روانشناس تخصصی با مدرک روانشناسی هستند که با عنوانِ تسهیل‌گر فعالیت می‌کنند، ادامه داد: آمار شرکت کنندگان در پاتوق های فرهنگی در مناطق، 1500 نفر است که 800 نفر در vcci.ir برای کانون های به وقت نوجوانی ثبت نام کرده اند؛ از این تعداد 521 نفر عضو فعال داریم که تا آخر با ما همراه بوده و در مسابقات شرکت کرده اند.
    وی تصریح کرد: اختتامیه این طرح با عنوان “المپیاد به وقت نوجوانی” با حضور فریده روشن رئیس کمیسیون فرهنگی و ورزشی شورای اسلامی شهر اصفهان، محمد عیدی رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و مسئولین فرهنگی و هنری این سازمان به صورت پخش زنده از باغ گلها برای نوجوانان و خانواده هایشان در داخل منزل برگزار شد که تمامی رشته های آموزشی کانون ها به انضمام تمامی نوجوانان سطح شهر مرتبط با کانون خود مسابقه دادند و در پایان داوری توسط مربیان و داوران متبحر انجام و جوایز نفیسی به برگزیدگان اهدا شد.
    موسویان تصریح کرد: پس از داوری های انجام شده در بخش ” فن بیان” فائزه گوهریان، مریم مطیع، مهدیه شریفی، فاطمه خیری، علی شفیعی، زهره کلامی، در بخش ” تئاتر” ریحانه جوادیان، الناز اسدی، هستی بنی مهری، فاطیما رضایی، حسین قاسمی، مهدی مبینی نژاد و ( نازنین داراب زاده، فرناز ستوده و سامان امیری ) در قالب تیم سه نفره، در بخش ” نقاشی” زهرا حسین زاده، زهرا عزیزی، مریم اسدی، یگانه کلبعلی، ابوالفضل حیدری سودرجانی، سوگند اسماعیلیان، در بخش ” شعر و ادبیات” مبینا مسائلی، در بخش ” آشپزی” مبینا صادقی، در بخش ” گل و گیاه” مهشید رنجکش، در بخش ” کافه کتاب” شکیبا خاکزاد و حانیه سالمی، در بخش ” بازی و سرگرمی” محمدرضا گل احمر و در بخش ” فیلم” علی قربانی نیا به عنوان برگزیده معرفی شدند.
    وی خاطرنشان کرد: امیدواریم طرح به وقت نوجوانی همچنان از حمایت مسئولان در زمینه صدور دستورات مقتضی و بودجه برخوردار باشد تا بتوانیم در حد توان اوقات فراغت نوجوانان شهرمان را به خصوص در این شرایط کرونایی محتوا بخشی کنیم و نشاط و شادی همراه با آموزش را برای آنها رقم بزنیم و بتوانیم برای کارآفرینی آینده آنها مسیری هموار باشیم.

  • کارآوا پژواک اندوه و شادمادنی هاست

    کارآوا پژواک اندوه و شادمادنی هاست

    به گزارش مجله خبری این هفته ؛ به گفته معاون فرهنگی شهردار و رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان، کارآوا های جغرافیای فرهنگی ایران، پژواکی از اندوه ها و شادمانی های مردمانی است که برای گذران زندگی در همه عرصه های کار و تلاش آستین بالا زده اند.
    محمد عیدی با اشاره به برگزاری جشنواره ملی کارآوا گفت: ایران اسلامی ما کاشی معرقی است که در عین وحدت نمادین، بسترساز تکثر و گونه گونی زیبا و معناداری است که تحقیق در آن برای پژوهشگران مردم نگار و یا محققان مردم شناس هیچ گاه روی تکرار نمی گیرد و همیشه از طراوت و سرزندگی برخوردار است.
    وی افزود: مردم این سرزمین پیرزمان به حکم روابط مبتنی بر ارزش های مشروع اجتماعی و اصل تطابق پذیری، ادغام پذیری و جهت گرایی های در دل فرهنگ، ریز فرهنگ ها و یا خرده فرهنگ های بس عمیق و سترگی رویانده اند که یکی از جنبه های این عروس هزار جلوه و کرشمه، کارآواهاست که نمودی نمادین و پرروایت و خاطره نخل باسق فرهنگ عامه یا فولکلور محسوب می شود.
    وی اظهار داشت: کارآواهای جغرافیای فرهنگی ایران پژواکی از اندوه ها و شادمانی های مردمانی است که برای گذران زندگی در همه عرصه های کار و تلاش آستین بالا زده اند و به امید لطف حضرت باری و به یمن مودت و همدلی و مشارکت از طبیعت سخاوت مند روزی می طلبند.
    به گفته وی، در بیشتر این کارآواها، پوشش و مهربانی و امید به زندگی و جریان دینی چون آب گوارایی در چشمه ساران فرهنگ این بوم موج می زند و به شنوندگان و جویندگان و گوهرشناسان و گنج یابان جان تازه می بخشد.

    کارآوا پژواک اندوه و شادمادنی هاست

    رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان با بیان اینکه کارآواها دیرینه زمان ماضی از صافی تجربه زیستی گذشته اند و سینه به سینه به یادگار مانده اند، ادامه داد: کارآواها سبب سهولت انجام کار و مایه انسجام فرهنگی و باعث نشاط اجتماعی و مبدع خلاقیت های فرهنگی بوده اند و بی شک جز لایتجزاعی از هویت ماست که باید نگاهش داشته و حراستش کنیم.
    عیدی درباره اهداف برگزاری نخستین جشنواره ملی کارآوا تصریح کرد: معاونت فرهنگی شهرداری اصفهان خود را جزیی از میراث داران و میراث بانانان فرهنگ والا و پرافتخار این سرزمین می داند که باید به ثبت و ضبط این گنجینه پرمحتوا اهتمام گذارد و برای شناسایی و شناساندن آن برنامه ریزی کند.
    وی گفت: پس از ثبت و ضبط مستندات، امکان بهره گیری پژوهشگران برای تحلیل مردم شناختی و فرهنگی ایجاد می شود تا به حکم کارفصل های گذشته، فضاهایی برای ایفای نقش های کنونی آن هم با زبان امروزی فراهم آورد.
    وی افزود: به حکم اینکه توسعه فرهنگی، روئیدن بر سر ریشه هاست و پرداختن روایت های خودمانی، برآنیم تا فرصتی برای هنرمندان بیافرینیم تا با خلق آثار ملهم از از این دفینه با ارزش، جهانی را چون گذشته مبهوت و متوجه ایران کند.

    کارآوا پژواک اندوه و شادمادنی هاست

    عیدی نهادینه کردن فرهنگ کار بر مبنای درسنامه ای که گذشتگان برای ما میراث نهادند را از دیگر اهداف برگزاری این جشنواره عنوان کرد و گفت: جهان شهر اصفهان به عنوان کانون میان فرهنگی معتبر در مسیر هویت ساز ابریشم و نقطه ثقل آفرینش های هنری و فرهنگی عزم آن کرد تا این جشنواره را در ابعاد ملی برگزار کند به امید آنکه این مسیر پردوام باشد و با آرزوی مضاعف که روزی بتوانیم در این مسیر آواهای کار را در سطح جهانی برگزار کرده و فضاهای گفت وگویی در روابط بین فرهنگی بوم ها ایجاد کنیم.
    رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان نیز در این خصوص بیان داشت: خدا را شاکر و سپاسگزار هستیم بار دیگر اصفهان عزیز با برگزاری جشنواره ملی کارآوا، ابداع و ابتکار دیگری را به نمایش گذاشته است.
    علیرضا نصراصفهانی افزود: با توجه به اینکه مامور به این هستیم میراث های ملموس و ناملموس را در اصفهان پاس بداریم، این کار از هر جهت ستودنی است.
    وی ضمن تشکر از تلاش و کوشش همه عزیزانی که در این راه گام نهادند تا خلق جدیدی داشته باشیم و آثار گذشتگان را نیز پاس بداریم، تصریح کرد: جشنواره کارآوا کار ارزشمندی است و باید آنچه گذشتگان به یادگار گذاشته اند را به نسل آینده منتقل کنیم.

    کارآوا پژواک اندوه و شادمادنی هاست

    وی ادامه داد: یکی از این کارهای خوب که در کشور ما مورد غفلت قرار گرفته و اصفهان این غفلت را جبران می کند، پرداختن به ترانه و آواهایی است که در هنگام کار خوانده می شود و امروزه می تواند برای ما درس آموز باشد زیرا از افسردگی و دلمردگی در حین انجام کار جلوگیری می کند.
    نصراصفهانی خاطرنشان کرد: امیدوارم جشنواره ملی کارآوا در سال های آینده با پویایی بیشتری انجام گیرد.

    دبیر اولین جشنواره ملی کارآوا نیز گفت: اولین جشنواره کارآوا با تلاش همکاران در معاونت فرهنگی و سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان است با نزدیک به شش ماه کارشناسی و انجام کار پژوهشی در هفته فرهنگی اصفهان با انتخاب 20 اثر برتر به کار خود خاتمه داد.
    مرتضی رشیدی اظهار داشت: نزدیک به 185 اثر از سراسر کشور به این جشنواره ارسال شد که از این مجموعه آثار راه یافته به جشنواره، 13 اثر در دو دسته منتخبین و 7 اثر از پیشکسوتان و فعالان فرهنگی به ویژه دغدغه مندان فرهنگ عامه مورد تقدیر قرار گرفتند.

  • ادای احترام به زاون قوکاسیان با تألیف کتاب “تاریخ سینما از ما شروع نمی شود”

    ادای احترام به زاون قوکاسیان با تألیف کتاب “تاریخ سینما از ما شروع نمی شود”

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ یکی از نویسندگان کتاب سینماتوگراف سه در این مراسم با بیان اینکه این کتاب پرونده مستندسازی دهه 40 است، اظهار داشت: مشارکت فراگیران دوره های مبانی نقد سینما و هنرهای تصویری و افرادی که سه دوره نقد را پشت سر گذاشته بودند در این کار حائز اهمیت بوده و جای بسی خوشحالی است که بعد از سه دهه وارد فضای نوشتن نقد سینمایی شدند.
    الواحی افزود: برگزاری دوره های نقد سینما، نتایج مهم و مداومی دارد که می توانیم آثار مثبت آن را در اصفهان مشاهده کنیم.
    وی با بیان اینکه آثار هنری زیادی در اصفهان خلق می شود، به طرح این سوال پرداخت که چه قدر تحلیل و تفسیر بر روی آثار هنری انجام شده و توجه به نقد و تفسیر آثار هنری را یکی از ضرورت های فضای هنری استان دانست.
    مدیر دفتر تخصصی سینما نیز تالیف کتاب “تاریخ سینما از ما شروع نمی شود” را ادای احترامی به زاون قوکاسیان، منتقد مطرح بیان کرد و گفت: دوام آوردن در شهری مانند اصفهان که مدعی زیاد است به خصوص در حوزه مستند و طی چند دهه کار راحتی نیست لذا استمرار زاون قوکاسیان ویژه بود.
    مصطفی حیدری با اشاره به انتشار کتاب های سینماتوگراف با موضوعاتی نظیر سینمای کلاسیک و نو کلاسیک، سینمای آزاد و سینمای کودک و نوجوان اظهار داشت: ویژگی این کتاب ها حضور نویسندگان پیشکسوت در کنار جوانان خلاق و آتیه دار است که نیمی از آن ها اصفهانی هستند.
    وی با تاکید بر این نکته که این کتاب ها تاریخ مصرف ندارند، یادآور شد: مجموعه کتاب های سینماتوگراف صدایی از نسلی است که می خواهد سینما را جدی بگیرد.
    مدیر دفتر تخصصی سینما با تشکر از همراهی افرادی که در تهیه این کتاب ها همکاری کردند، تصریح کرد: مجموعه شخصی زاون قوکاسیان جمع آوری شده و بخشی از آن به دانشگاه سپهر واگذار شده که از مسئولین تقاضا دارم مجموعه شخصی زاون یکجا نگهداری شود و در اختیار عموم و علاقه مندان به سینما قرار گیرد.
    در ادامه این مراسم، فریده حریری که پنجاه سال پیش در فیلم طلوع فجر بازی کرده بود، به بیان خاطراتی از بازی در این فیلم پرداخت.
    محمدعلی میاندار نیز در این مراسم سینمای آزاد اصفهان را محصول شهری دانست که نه دانشگاه هنری داشت و نه فستیوالی در آن برگزار می شد.
    وی که در سریال قصه های مجید بازی کرده است، به بیان خاطرات خود از ساخت این سریال در دهه هفتاد پرداخت و گفت: سریال قصه های مجید “من مای ایرانی و اصفهانی” با همه تلخی و شیرینی هایش است.
    این پیشکسوت هنری با اشاره به دشواری ساخت فیلم در گذشته تاکید کرد: در آن زمان هیچ امکاناتی در اختیار علاقه مندان به سینما نبود و آنچه ساخته شد، محصول عشق افراد و مطالعه فردی و مشاهده افراد بود و اینگونه سینمای آزاد اصفهان به وجود آمد.
    میانداری افزود: زمانی که این فیلم ها را می ساختیم، اصلا فکرش را هم نمی کردیم روزی افرادی بخواهند این فیلم ها را بررسی کنند و تصور می کردیم فیلم هایی که می سازیم، تمام شده و به فراموشی سپرده می شوند اما خوشحالیم نسل امروز آن فیلم ها را بازنگری می کند.
    در ادامه حامد قصری، نویسنده کتاب سینما هشت، به خوانش متنی پرداخت و با بیان اینکه تاریخ معاصر و جریان‌های فرهنگی اصفهان برای من بسیار مهم است، تاکید کرد: یکی از این جریان‌های فرهنگی، سینمای آزاد اصفهان است که در سال‌های ۵۱ و ۵۲ شکل گرفت و در سال‌های ۵۷ و ۵۸ تمام شد.
    وی سینمای آزاد را جریانی مبتنی بر سینمای تجربی عنوان کرد که دفتر آن سال 52 در اصفهان شکل گرفت و در کتاب سینما هشت طی مصاحبه با 21 نفر به تاریخ این سینما پرداخته شده است.
    در این مراسم، طی چند مرحله از چهار سینما توگراف سه، سینما توگراف چهار، سینما هشت و تاریخ سینما از ما شروع نمی شود، با حضور مهمانان حاضر رونمایی شد و کلیپ هایی نیز به نمایش درآمد.