دسته: یادداشت اقتصادی

  • چرا ساختن خانه این همه هزینه دارد

    چرا ساختن خانه این همه هزینه دارد

    محمد امامی : بنا به گزارش مرکز آمار ایران،هزینه خانه سازی در بهار 99 از ناحیه تورم «مصالح وتجهیزات ساختمانی» و «دستمزد عوامل و نیروی انسانی ساخت وسازها» با رشد 18درصدی در مقایسه با یک فصل قبل زمستان 98 همراه شد.
    این میزان تورم در این بازه زمانی تقریبا با تورم فصلی مسکن در بهار 99برابر است. آمارها نشان میدهد متناسب با افزایش قیمت ایجاد شده در میانگین نرخ 71قلم از پرکاربردترین مصالح وتجهیزات ساختمانی و همچنین دستمزد عوامل و نیروی انسانی شاغل در ساخت وسازهای پایتخت، میانگین قیمت مسکن نیز در بهار امسال، تقریبا به همین میزان در مقایسه با زمستان 98افزایش یافته است.
    درحالی هزینه ساخت مسکن در بهار امسال در مقایسه با زمستان سال گذشته از ناحیه رشد هزینه ساخت در لیست مهمترین اجزای هزینه بر ساخت و سازها بدون احتساب هزینه تامین زمین- 18 درصد افزایش یافته است که در سه ماه اول سال جاری هزینه ساخت مسکن از این محل در مقایسه با مدت مشابه سال قبل هم رشد 26 /5درصدی را تجربه کرده است. در واقع هزینه ساخت مسکن در 71 قلم منتخب از اجزای هزینهای ساخت وساز که بیشترین اثر را بر افزایش هزینه ساخت مسکن دارند(بدون احتساب نوسانات قیمتی زمین،) در دو دسته تحولات مربوط به هزینههای دستمزد عوامل و نیروهای انسانی ساخت و ساز همچون کارگران ساختمانی، بناها، مهندسان و… از یک سو و نرخ رشد پرکاربردترین مصالح وتجهیزات ساختمانی از سوی دیگر از سوی مرکز آمار ایران محاسبه و اعلام شده است.نکته قابل توجه در این گزارش آن است که تورم فصلی 18درصدی در فهرست این اقلام پرکاربرد ومنتخب ساختمانی با تورم فصلی مسکن در بهار 99 تقریبا برابر است.

    سوال مهمی که در این رابطه مطرح میشود آن است که آیا تحولات قیمتی بازار مصالح و تجهیزات ساختمانی و افزایش دستمزد عوامل و نیروی انسانی پروژه های ساختمانی در افزایش قیمت مسکن در بهار امسال اثرگذار بوده یا تورم فصلی مسکن منجر به بروز تورم فصلی در فهرست اقلام هزینه ای ساخت وساز شده است؟

    به نظر میرسد افزایش هزینه های ساخت وساز بخشی از افزایش قیمت مسکن در امسال را رقم زده است از این بابت که برخی از سازنده ها پس از مواجهه با افزایش قیمت اقلام ساختمانی از جمله دستمزدها، قیمت مصالح و تجهیزات ساختمانی، اقدام به اعمال افزایش قیمت روی واحدهای آماده خود کرده اند. یعنی افزایش قیمتی که بهطور منطقی باید خود را در واحدهای نوسازی که بهطور متوسط از یک سال آینده به بازار مسکن عرضه میشوند نشان دهند، از امسال در قیمت فروش آپارتمان های آماده عرضه اثرگذار شده است.

    بررسی ها همچنین نشان میدهد تورم فصلی هزینه های ساخت مسکن در امسال از ناحیه دستمزدهای پرداخت شده به عوامل و نیروی انسانی کار شامل کارگران و بناهای ساختمانی، مهندسان و سایر مشاغل همچون راننده های ماشین آلات حملکننده ساختمانی و… بیش از تورم فصلی مصالح وتجهیزات ساختمانی بوده است.
    کارشناسان همچنین بخش قابل توجهی از تورم مربوط به هزینه های ساخت مسکن را مربوط به تغییرات نرخ ارز و نوسانات سایر بازارها عنوان میکنند. به خصوص در بخش مصالح و تجهیزات ساختمانی که بخش قابل توجهی از آنها یا بهصورت مستقیم یا بهصورت غیرمستقیم با تحولات ارزی در ارتباط بوده وهر گونه نوسانات ارزی میتواند در تغییر نرخ آنها نیز موثر واقع شود. آمارها نیز این موضوع را اثبات میکند. مصالح ساختمانی و تجهیزاتی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به بازار ارز و تحولات آن هستند در راس فهرست پرتورم ترین مصالح و تجهیزات ساختمانی قرار گرفته اند.

    سفته بازی هایی که چشم مالیات را کور می کنند

    چند وقتی است ، مالیات بر عایدی سرمایه های غیر مولد از جمله مسکن ، در جامعه مطرح و کار به مجلس و تدوین قانون کشیده شده است. تمام اینها درحالیست که به نظر می رسد زیر ساخت های لازم برای بهره برداری از قوانین تدوین شده در بخش مالیات برمسکن را نداریم. قبل از هر چیز باید به این نکته توجه کنیم باید ببینیم که آیا شرایطی برای اجرای این قانون را داریم یا خیر. یعنی اینکه سیستم معاملاتی ما شفافیت لازم را دارد یا خیر.

    اگر سیستم شفاف باشد، امکان اخذ مالیات تسهیل می شود. تصویب این قانون مستلزم محاسبه عایدی است که باید زیرساخت آن تامین شود.به نظر می رسد، بهتر است به جای مالیات بر عایدی، مالیات بر حجم سرمایه مورد توجه قرار گرفته و اجرا شود چرا که مالیات بر عایدی بر سرمایه نمی تواند مانع دلالی و سوداگری شود. قانون مالیات بر عایدی سرمایه ملک را می توان با معاملات صوری دور زد و قانون را بی اثر کرد اما اگر حجم سرمایه و دارایی اندازه گیری شده و بر اساس آن مالیات تعیین شود، موجب بهبود وضعیت اقتصادی می شود. با توجه به اینکه اصل موضوع مالیات بر عایدی مسکن مورد تایید است اما موضوع مهمتر چگونگی و روش اجرای چنین طرحی است و نباید از مولفه های اقتصاد سیاسی و اعمال نفوذ قدرتمندان غفلت کرد. چگونه می توان از کسی که به اندازه بودجه دولت، دارایی دارد انتظار همراهی با این طرح ها را داشت؟

    مهدی روانشادنیا، کارشناس اقتصاد مسکن

  • وام مسکن لاکچری

    وام مسکن لاکچری

    البته اینکه قیمت مسکن طی این ده سال ، هیچ تغییری نکرده ! ولی سال به سال وام خرید خانه ، پله های ترقی را طی نموده و آنقدر بالا رفته که از کنار آن ، هم خانه در می آید هم خودرو ملی و هم کلی پس انداز برای روز مبادا ! نشان می دهد که مسئولین چقدر به فکر هستند و با یک تیر چند نشان می زنند و این ما هستیم که قدر نمی دانیم و غرولند می کنیم و از زمین و زمان طلبکاریم !

    اینکه برخی فرمایش می کنند که با این وام ها ، لانه مرغ هم نمی شود خرید چه رسد به خانه ، دیگر از آن حرفهاست ، کافی است سری به شهر بزنیم ، آن هم به آن بالا بالاها و ببینیم و یادبگیریم که فقط کافی است انسان اراده کند ، با همین وام می شود خانه که چه عرض کنم ، قصری ساخت که نه سر و تهش پیداست و نه شکل و شمایل و داخل و خارجش با عقل ما معمولی ها جور در می آید و وصف جمالش هوش از سر می برد وای بر اینکه به شرف دیدار مفتخر شوی ، چنان واله و شیدا و از خود بیخود می شوی که گویا باز دباغ گذرش به بازار عطاران افتاده است !

    درست است که این وسط اختلاف سر کم و زیاد یکی دو تا صفر ناقابل بین وام های پرداختی است که همه حساب و کتاب ها را به هم ریخته ولی بالاخره هر کسی چند تا قوم و خویش و دوست و آشنا دارد ، کافی است یک فراخوان بدهد و قوم و قبیله را پشت گیشه بانک جمع کرده و یک دوجین وام خرید مسکن گرفته و با سری افراشته و عزمی استوار خانه ای درخور بخرد و کیفش را بکند ، حالا وسط شهر نشد کمی پایین تر ، کمی پایین تر هم نشد ، کمی پایین تر تر ! نهایتش این است که برود در دامان طبیعت و بیابان های بکر ، قرار نیست که همه چیز با هم جور باشد هم وام درجه یک بگیری ، هم خانه در شهر بخری ، لابد انتظار دارید شغل و کسب و کاری هم برایتان مهیا کنند ! البته جای هیچ نگرانی نیست ، اخیرا مسئولان فرمایش کرده اند که به زودی مشکل مسکن جوانان حل خواهد شد ! اگر عقل هوشنگ خانی ما هنوز درست کار کند ، احتمالا منظورشان همان چادرهای هلال احمر و کانکس هایی است که به وفور در حال تولید است و می تواند با همت بلند مسئولان ، شاهد ساخت چادر شهرها و کانکس شهرهای لاکچری و چشم حسود دربیاری باشیم که به طرفه العینی مشکل مسکن جوانان که هیچ ، میانسالان و کهنسالان را هم بر طرف کند !

    فقط این احتمال می رود که اعطای این خانه چادر و کانکس مسکن ها ، مشروط به این باشد که خدای ناخواسته اگر در گوشه کشور سیلی آمد و یا زمینی لرزید ، مالکان محترم باید فی الفور اثاثیه را بیرون ریخته و چادر تاشده و آماده و کانکس تمیز و جارو کشیده را تحویل مقامات دهند و تا پایان شرائط اضطراری صبوری پیشه کنند تا باز صاحب خانه شوند!

  • جای خالی اوراقِ مصون از تورم

    جای خالی اوراقِ مصون از تورم

    علی سرزعیم: آمارهای اقتصادی سال 1398و چند ماه اخیر، روند رو به رشد تورم را نشان میدهد. برای توده مردم این وضعیت با رشد روزافزون قیمتها در کالاهای خوراکی خود را نشان میدهد و بهطور طبیعی آن را به تمام کالاها و کل اقتصاد تعمیم میدهند. وقتی وضعیت چنین است این خطر وجود دارد که بخش بزرگی از جامعه نسبت به حفظ قدرت خرید خود نگران شود و به طور طبیعی به دنبال ابزاری برای یافتن سپری در برابر تورم بگردد. برای کسانی که پساندازهای قابل توجه دارند، حضور در بازار مسکن و خرید سوداگرانه ابزاری سنتی در برابر تورم بوده است. برای کسانی که پس اندازهای کمتری دارند خرید خودرو، سکه یا ارز ولو به مقدار کم گزینه در دسترس بوده است.

    اخیرا مردم بورس را روزنهای برای سود یا دست کم برای حفظ قدرت خرید تلقی میکنند. اگر باور بخش بزرگی از جامعه چنین شود، آن وقت باید گفت که انتظارات تورمی رقم بالایی را نشانه میرود و عملا نیز این انتظار خود را محقق خواهد کرد. نکته حائز توجه این است که حتی اگر دولت کسری بودجه نداشته باشد و بتواند همه نیاز امسال خود را از محل فروش شرکتها در بورس تامین کند باز هم این مشکل بر جای خود باقی خواهد ماند.

    بنابراین سیاست پولی باید مدیریت انتظارات را هدف گیری کند. سوال مهمی که مطرح است این است که چه ابزاری به تحقق این هدف کمک خواهد کرد؟ به باور نگارنده در حال حاضر دو ابزار بسیار موثر است و میتواند کارآیی خوبی داشته باشد. ابزار اول انتشار اوراق مصون از تورم است. این اوراق وعده میدهد که به دارندگان اندکی بیش از نرخ تورم محقق شده در یک سال پرداخت خواهد کرد. به این ترتیب دغدغه از دست رفتن قدرت خرید برای توده مردم منتفی میشود و خطر دلاریزه شدن اقتصاد هم برطرف میشود زیرا همه میدانند تورم هرچقدر هم که باشد بازده بالاتری خواهند داشت. بنابراین هجوم به بازارهای دارایی مثل ارز، سکه، مسکن و حتی بورس متوقف میشود و آرامشی در بازار دارایی به وجود خواهد آمد. روشن است در وضعیتی که نرخ تورم ثبات ندارد، نمیتوان اوراق بلندمدت با نرخ مشخصی را منتشر کرد و انتظار داشته باشیم تا جامعه آن را بپذیرد. اوراق مصون از تورم با شناور کردن نرخ این مشکل را دور میزند.

    خوشبختانه بانک مرکزی به دنبال کسب مجوز برای انتشار اوراق ودیعه است که بر حسب اطلاعات منتشرشده شباهت زیادی با اوراق مصون از تورم دارد. منتها بانک مرکزی وعده کرده که تنها 50هزار میلیارد تومان از این اوراق منتشر شود؛ در حالیکه این رقم میتواند و به نظر نگارنده باید خیلی بیشتر از این ارقام باشد.

    ابزار دوم سپرده های ارزی با پرداخت ریالی است. بسیار گفته میشود که در گذشته خلف وعدههای صورتگرفته اعتماد مردم را برای ایجاد سپرده ارزی با پرداخت ریالی مخدوش کرده است. حتی اگر این حرف درست باشد به این معنی نیست که وضع همیشه همینطور بماند. بانک مرکزی میتواند با اقدام مجدد اعتمادزایی کند. روشن است در ابتدای کار افراد کمی اعتماد خواهند کرد؛ اما به تدریج دایره اعتمادکنندگان فزونی خواهد یافت و جامعه به آن اقبال خواهد کرد.

    نکته کلیدی در این تحلیل آن است که باید حساب اکثریت توده جامعه را از سوداگران جدا کرد. توده مردم اهل رانتجویی یا سوداگری نیستند و تنها یک دغدغه مشروع دارند و آن هم حفظ قدرت خرید است و قلبا مایل نیستند اقدامشان بیثباتی در اقتصاد ایجاد کند. به همین دلیل در سال 1397افراد سرشناس و مورد قبول مردم بهطور خودجوش مردم را به نخریدن دلار دعوت میکردند و بخش بزرگی از جامعه در برابر این وسوسه ایستادگی کردند.

    باید با ابزارهای مالی این دغدغه عمومی بحق را برطرف کرد و حساب آنها را از سوداگرانی که دنبال سود کلان در یک اقتصاد رو به انقباض هستند جدا کرد. انتظار میرود این اقدام در کنار سیاست افزایش نرخ سود و رفع نگرانی در مورد کسری بودجه با فروش داراییهای دولت در بورس و انتشار اوراق کوتاه مدت بتواند دغدغههای موجود در مورد روند فزاینده تورم را مرتفع سازد و آرامش بیشتری در بازار دارایی مثل ارز، مسکن، طلا و بورس حاکم سازد.

  • لطفا هیچ کاری نکنید

    لطفا هیچ کاری نکنید

    براسـاس آمارهـای مرکـز آمـار ایـران در سرشـماری رسـمی سـال 1365فقـط 12درصـد از خانوارهـای کشـور مسـتاجر بودهانـد کـه این میـزان بـا افزایـش18/7درصـدی در آخرین سرشـماری رسـمی کشـور بـه 30/7درصد رسـیده اسـت.

    قابـل ذکـر اسـت خانوارهـای مسـتاجر مناطـق شـهری نیـز طی ایـن مـدت از حـدود 19درصـد در سرشـماری سـال 1365بـه 40درصـد در آخرین سرشـماری رسـمی رسـیدهاند. همچنین آمارهـای سـه سـال اخیـر از قیمـت مسـکن، همچـون ایـن روزهـای بـازار، حـال و روز خوشـی ندارنـد. بررسـی قیمـت مسـکن فقـط در سـه سـال اخیـر از رشـد حـدود 500درصـدی حکایـت دارد؛ رشـد قیمتـی کـه تـوام بـا «کاهـش تولیـد مسـکن» بود.

    در حـال حاضـر قیمـت هـای بـازار مسـکن بسـیار کاذب اسـت، بـه گونـه ای کـه اگـر قیمـت تمـام شـده بـا قیمـت زمیـن تطبیـق داده شـود، در برخـی اوقـات قیمـت فـروش دو برابـر قیمـت تمـام شـده مـی شـود. بـه عبارتـی یـک واحـد آپارتمانـی کـه هـر متـر مربـع آن حداکثـر متـری چهـار میلیـون تومـان درآمـده بـه متـری 12تـا 15میلیـون تومـان و بیشـتر بـه فـروش مـی رسـد.

    بررسـیها نشـان میدهـد کـه سـکته هـای قبلـی در بخـش مسـکن کـه آخریـن آن مربـوط بـه سـال 92وپیـش از آن سـال 85میشـود، در زمانـی روی داد کـه تاحـدودی رشـد اقتصـادی داشـتیم، رونـق معامـات و افزایـش قیمـت اتفـاق افتـاد و وضـع اقتصـاد کشـور بـه ایـن بـدی نبـود، امـا بـه نظـر نمـی رسـد هـم اکنـون ظرفیـت رونـق ایـن بـازار وجـود داشـته باشـد.

    تـا زمانیکـه اوضـاع اقتصـادی بـه همیـن شـکل اسـت، رکـود پـا برجـا خواهـد بـود. در ایـن میـان ممکـن اسـت هـر سـال یـا هـر 6مـاه یـک بـار یـک افزایـش قیمـت جزئـی داشـته باشـیم کـه ناگزیـر بـه سـبب نـرخ تـورم عمومـی اتفـاق میافتـد و بـر نـرخ مسـکن تاثیـر میگـذارد. بانـک هـا در گذشـته هـر چـه نقدینگی داشـتند بـه سـمت بـازار مسـکن سـوق دادنـد و اگـر حـالا ظرفیتـی در ایـن بـازار وجـود داشـت، بانـک هـا بـاز هـم بـه آن ورود میکردنـد.

    بانـک هـا همـواره بـه دلیـل در اختیـار داشـتن پـول درشـت، هـر جـا ظرفیتـی بـرای سـرمایه گـذاری و سـودآوری ببیننـد بـه سـمت آن مـی رونـد، زیرا سـایر فعـالان اقتصـادی کشـور بـه ایـن انـدازه تـوان ندارند. اکنـون ظرفیتـی در بـازار وجـود نـدارد و متقاضیـان مصرفـی (خریـد بـه قصـد اسـتفاده) از بـازار فاصلـه گرفتـه انـد. البتـه سـطح تقاضای سـرمایه ای (بـه قصـد فـروش وسـودآوری) نیـز کاهـش یافتـه، زیـرا از جذابیـت بازار کاسـته شـده اسـت.

    در ایـن میـان بـه نظـر مـی رسـد، بـرای غلبـه بـر ایـن رکـود، بایـد بـه طـرف الگوهـای مشـخص و سـاده بـرای رونـق بازارمسـکن رفـت. اگـر دولت هماننـد کشـورهای اروپایـی مسـکن اسـتیجاری بسـازد و یـک سـوم درآمـد فـرد را بـرای اجـاره اختصـاص دهـد؛ وضعیـت بـازار مسـکن بـه طور قطـع بهبـود پیـدا خواهـد کرد.

    در مجمـوع دولـت بایـد هـر چـه سـریعتر بـرای سـاخت مسـکن اسـتیجاری ارزان قیمـت و اختصـاص سـرمایه در بخـش مسـکن اقـدام کند و ایـن امـر را در اولویـت اول برنامـه کاری خـود قـرار دهـد. البتـه بـه ایـن شـرط کـه بـا مدیریـت صحیـح و عادلانـه ایـن اماکـن در اختیـار خانـواده هـای فاقـد مسـکن قـرار گیـرد؛ نـه آنکـه بـا بـی نظمـی در ایـن میـان افـرادی صاحـب خانـه، خانـه خـود را اجـاره دهنـد و در مسـکن اجتماعـی زندگـی کنند.

    از اواسـط دهـه 70تاکنـون دولـت هـای مختلفـی بـر سـر کار آمـده انـد. اصـاح طلـب و اصـول گـرا، در یـک برهه ای بحث مسـکن مهـر اجرایـی شـد کـه البتـه بـا نواقصـی در اجـرا روبـرو بـود، امـا در کل بـرای رفـع همیـن نیـاز برابـری اجتماعـی در دسـتور کار دولـت وقـت قـرار گرفـت، امـا در دولـت بعـدی، بـه جـای رفـع ایـرادات اجرایـی ایـن طـرح، خواسـته یـا ناخواسـته در جهـت حمایـت نظـام سـرمایه داری بـا اعطـای وام هـای سـنگین بانکـی بـه عـده معـدود ی سـرمایه دار بـرای سـاخت و سـاز هـای کان، بـه تدریـج بـه پـاک کـردن صـورت مسـاله برابـری اجتماعـی رو آوردنـد، بـه نحـوی که رفتـه رفتـه از فروردین سـال 1392تاکنـون بـه شـکل افسـار گسـیخته ای قیمـت مسـکن روز بـه روز افزایـش نجومـی بـه خـود دید.

    امـروز بایسـت بـه جـای تصویـب طـرح هـای عجولانـه ای چـون اعطـای وام بـه مسـتاجرین، بـه شـکل فـوری، جلوی سـوداگری هایـی کـه منجـر بـه یکشـبه ره صـد سـاله رفتـن برخـی سـرمایه دار هـا شـده اسـت؛ گرفتـه شـود. تاکی بایـد شـاهد دادگاه هـای فاسـدان اقتصـادی باشـیم ، تاکـی بایـد شـاهد اعدام سـاطین بـازار های سـرمایه باشـیم و بعـد از آن تغییـری در قیمـت هـا نبینیم؟

    امـروز مـردم ایـران خسـته تـر از همیشـه هسـتند ، اگـر همچنـان شـعار برابـری اجتماعـی را در سـر داریـد ، یـک لحظـه منافـع بانـک هـا را از سـرمایه داران جـدا کنیـد و بـا اقدامـی فـوری، بـرای همیشـه این قائلـه را بخوابانید.

    در انتهـا بایـد خطـاب بـه مسـئولین گفـت: لطفـا بـه جـای تصویـب طـرح هـای عجولانـه فـوری مثل تسـهیات ودیعـه مسـکن ، مدتـی بـه خودتـان اسـتراحت دهیـد و لطفـا هیـچ کاری نکنید.

  • Unfulfilled Right

    Unfulfilled Right

    The government must make land available for the implementation of this article٫ according priority to those whose need is greatest٫ in particular the rural population and the workers”. Additionally, according to Article 1(25) of the Universal Declaration of Human Rights, “Everyone has the right to a standard of living adequate for the health and well-being of himself and of his family, including food, clothing, housing and medical care and necessary social services, and the right to security in the event of unemployment, sickness, disability, widowhood, old age or other lack of livelihood in circumstances beyond his control. What is stated in Article 31 is the duty of governments to provide and guarantee adequate housing for all walks of the society, especially the disadvantaged. Article 25 of the Universal Declaration of Human Rights also implicitly emphasizes that having adequate housing is a basic right for individuals. Consequently, it is the duty of the governments to act in such a way that citizens can fully obtain this right.


    Evident in our society is that the housing market in the country has always suffered from many disorders regarding supply and demand and, more importantly, ungoverned price increases. Meanwhile in recent years, no problem-solving approach has been taken to manage this process, or at least it has been without a positive effect. Due to the recent economic fluctuations in Iran, this issue has become more critical and having access to an adequate housing for many Iranian families has become such an unattainable goal. Failure to attain this basic right has certainly created serious problems for the people. Failure to provide a normal and acceptable life alongside other issues such as marginalization, massive expenditure on the issue, reduced social hope resulted from an impossible dream of buying a house, ever-lasting struggle with tenancy, constant relocations and lack of financial means to house the family in a suitable and appropriate environment are among the immediate consequences of this unfulfilled citizenship right.

    Major barriers to fulfill the right to access a reasonable housing

    Housing has turned into a capital and a valuable commodity in our country, despite the fact that housing is not to be considered a commodity. Wrong policies and the lack of a strong tax law addressing the issue as well as various transactional methods with inaccurate accounting, practically lead to a powerful presence of intermediaries and brokers in this market; over the years and on several occasions, a number of exponential surges have occurred due to large capitals entered the market.
    – Lack of a coherent, rational and long-term planning for housing, uninformed and sometimes improvisational decisions limited to a period of four to eight years (presidential terms) at best to manage housing, curb inflation, eliminate intermediaries and secure the interests of construction actors.

    – Conflict of interests of land lords, tenants, intermediaries, mass constructors, operating banks, the people and the constant struggle of these groups to provide maximum benefits for themselves and to resist programs and schemes contrary to safeguarding such interests.

    – Insufficient housing loans and the complicated qualification process, high-rate bank interests, which intensifies the inflationary effects of loans in the housing market.

    – sharp increase of housing prices in cities and its big difference from financial ability of middle- and low-income people, we have seen some price jumps in recent years in such a way that, the prospect for achieving an adequate and affordable housing is practically impossible for this group of people.

    – The small amount of housing allowance included in salary slips in such a way that this amount is far from providing a conventional housing, even rented, and is only a factor for managing and increasing workerswages in relation to annual inflation. Lack of real support for mass constructors in a way that active parties in this field continuously and permanently experience the continuous government support and guaranteed supply of materials in special circumstances (even with subsidies) and facilitated administrative laws and regulations and to reduce bureaucracy in financial, technical, registration and urban affairs.

  • مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    زهره والی پور : یادش بخیر روزی که برای خرید یک ماشین دست دوم به یک معاملاتی ماشین سر می زدیم، می گفتند: برای خرید یک ماشین 20 فاکتور را نیاز است که بدانی و ما نمی دانستیم که از بین همان 20 فاکتور چند تا را بلدیم و چند تا بلد نیستیم. حالا که پس از سال ها می خواهیم پا در بازار بورس بگذاریم ، تقریبا همان اتفاق افتاده با اختلاف اینکه زمان ماشین خریدن حداقل یکی دوتا فاکتور را می دانستیم ولی الان الفبای بورس را هم بلد نیستیم.اما پیشنهادات فریبنده بازار بورس داغ داغ است. بازاری که خیلی ها می گویند، گاو نر می خواهد و مرد کهن.

    پس نباید به بورس با نگاهی سطحی و گذرا نگریست، بورس ریسک پذیری بالایی دارد و کارشناسان و فعالان بازار بورس بر این باورند که بورس جای پیچیده ای است، سرمایه گذاری در آن حوصله و تخصص می خواهد، بنابراین عموم مردم و افرادی که با بورس آشنا نیستند، چون از این ویژگی ها اطلاع ندارند، بهتر است کمی درباره آن اطلاعات کسب کنند.

    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم
    مواظب باشيم از هول حليم توی ديگ نيفتيم

    بورس دیگر مثل آن ماشین دست دومی نیست که ما می خواستیم بخریم؛ برای خرید و فروش سهام آیتم های زیادی وجود دارد که اگر در آنها خبره نباشی بازی را باخته ای.

    جالب اینجاست که گاهی یک هول اقتصادی آنقدر هیجانی می شود که از دست ما خارج می شود. هول می کنیم برای سود بیشتر، هول می کنیم برای پول بیشتر، هول می کنیم برای اینکه سرمایه نداشته مان را چندبرابر کنیم و گاهی همان شندرغاز هم از دستمان می رود. خلاصه اینکه ما مردم هیجانی هستیم که همیشه در آشفتگی، زندگی می کنیم.

    یادش بخیر دوستی می گفت اثر اجتماعی باید فرزند زمانه خودش باشد، اما چه باید کرد، وقتی سرعت زمانه خیلی غیرمجاز تر از چیزی است که بتوان به آن رسید. ترمز بریدن بورس هم به همین شکل است، وقتی در عرض یکی دو ماه و زمانی که بورس تمامی کشورها و از جمله وال استریت با سقوط سنگینی روبرو شده چطور بورس کشور ما با اینهمه مشکلات جورواجور باید یکه تاز میدان شود؛ آن هم در زمانی که ماشین 50 میلیونی شده 90 میلیون و طلا حکم کیمیا را پیدا کرده و سکه قرار است مرز 7 میلیون تومان را هم نوردد. نمی دانم با چنین سرعتی چطور می شود از اقتصاد عقب نماند . سرعت لاک پشتی که ما با آن سر و کار داریم و اقتصادی که از چله کمان خیلی وقت است پرتاب شده است، واقعا مجال رسیدن را می دهد؟! یا قرار است از هول حلیم در دیگ آشپزباشی بیفتیم؟

    این هفته | inhaftemag.com

  • به خاطر يک مشت سهام همبازی بورس نشويم

    به خاطر يک مشت سهام همبازی بورس نشويم

    این روزها همبازی بورس شده ایم، به خاطر سرمایه ای که تا حالا سرگردان بود و قرار است پس از این سرش بر بالین بورس باشد. حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم تنها گفتار روزمره و نقل محافلمان بورس است. بورسی که حتی به سهام عدالت هم رحم نکرده و امپراطور این روزهای بازار سرمایه شده است .

    بازی یک بام و دو هوایی که برخی بر سر آن توافق دارند و برخی می گویند این همه جار و جنجال بر سر بورس کاری است بی معنی . از یک طرف دولت است و از طرف دیگر برخی از فعالان اقتصادی که اعتقاد دارند این همه تبلیغات کاری نادرست است و مانند حبابی است که معلوم نیست تا کی دوام می آورد و ممکن است هر لحظه بترکد. با این اوصاف، سیاست بورسی، بهترین ادبیات برای روزهایی است که از همه چیزمان می زنیم تا سرمایه ای اندک برای بورس بازی تهیه کنیم و قیمتش چند برابر شود.

    هر چند خیلی ها می گویند به این شکل نگاه کردن به بازاری که سرمایه های کلان در آن رد و بدل می شود، نگاهی است سطحی و قابل استناد نیست .

    اما زمانی که بورس به دست سفته بازان می افتد، این بازار مفهوم دیگری پیدا می کند، مفهومی که باعث می شود سودجویان از آب گل آلود و هوای غبارآلودی که راه انداخته اند سودهای آنچنانی ببرند. واقعیت هم این است که اگر سفته بازی در یک بازار اقتصادی به شکل گسترده رایج شود، ممکن است به سلامت آن بازار لطمه جدی وارد شود. گرچه برخی هم عکس این موضوع را قبول دارند و می گویند ورود این افراد به بورس، نقدینگی بازار را فراهم کرده و فاصله بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش را کم می کند. همچنین تولیدکنندگان را قادر می کند تا ریسک قیمت محصولات خود را پوشش دهند.

    به هر حال باید این نکته را بپذیریم که کشور ما در اشکال مختلف به واسطه تحریم ها دچار مشکلات جدی شده است، اما این دلیلی بر این نیست که همه اشکال زندگی اکثریت قشرهای جامعه را دربرگیرد، بلکه به این خاطر است که مردم ما عمدتا اطلاعاتشان را از رسانه هایی می گیرند که یا غیر رسمی هستند و یا کانال هایی هستند که در تلگرام می خواهند با ایجاد تنش سودی را به جیب بزنند. این کانال ها که در فضای تلگرام مشغول فعالیت هستند با انتشار رقم هایی عجیب و غریب و نوسان دار نشان دادن بازار بورس در واقع بار زیادی از بازی رسانه ای در پازل کسانی که می خواهند آرامش مردم را برهم بزنند را بر دوش می کشند.شاهد این ماجرا هم مشخص است، قیمت هایی که در بازار رسمی وجود دارد و قیمت های بسیار بالاتری که در دهان ها می چرخد و با افکار مردم بازی می کند.

    قیمت های بی سندی که دست بردار نیستند و گاهی ممکن است بازار سرمایه های مردم را در خطر بیاندازند و حبابی ایجاد کنند که مشکلات بعدی را بیشتر کند. اینها همه در حالی رخ می دهد که گویا در این وضعیت، نظارتی هم بر این تبلیغات نیست و هر کس راه خودش را می رود و هر کسی پیامی می دهد، حالا چه مخالف و چه موافق باشد فرقی نمی کند و از سر اعتقادات خود نقشی جدید به بازاری می دهد که معلوم نیست سر و تهش در فضای مجازی به کجا برسد.

    دریا قدرتی پور

    این هفته | inhaftemag.com

  • لطفا از خير سهام عدالت فقرا بگذريد

    لطفا از خير سهام عدالت فقرا بگذريد

    مصطفی نصراصفهانی: در جدیدترین نظریات اقتصاد فقر، روی جنبه های شناختی فقرا تأکید می شود. به این معنا که اگر فقرا بتوانند تصمیم های درست اتخاذ کنند می توانند به راحتی از فقر خارج شوند. البته باید متذکر شد که وقتی گفته می شود علت گیرافتادن فقرا در دام فقر نحوه تصمیم سازی خودشان است به این معنا نیست که «فقر احمق می کند»! بلکه طبیعت انسان ها اینگونه است که وقتی شخص در شرایط کمبود و نداری قرار می گیرد، به طور غریزی تمام دغدغه اش حفظ حیات و گذران زندگی روزمره خواهد شد. بنابراین طبقات ضعیف به جای اینکه ریسک کارهای پربازده را به عهده بگیرند و در سرمایه گذاری های بلندمدتی که پر بازده هستند مشارکت کنند، از هرگونه ریسک و یا به تعویق انداختن مصرف اجتناب می کنند.

    بنابراین، وسوسه فروش سهام عدالت و مصرف کردن آن برای طبقات ضعیف به طور طبیعی وسوسه ای بسیار قوی است. تحریک به فروش دارایی طبقات ضعیف دقیقا بر عکس چیزی است که در ادبیات اقتصاد فقر مورد تجویز قرار می گیرد. فرآیند فقرزدائی از طریق دارایی سازی (Asset Buikling) اتفاق می افتد و باید تلاش کرد تا فقرا بیشتر پس انداز کنند و بیشتر دارایی سازی کنند.

    فلسفه دستور مقام معظم رهبری مبنی بر آزادسازی سهام عدالت، این است که در این تورم و شرایط اقتصادی نامناسب طبقات ضعیف بتوانند کمی این درد و رنج را راحت تر تحمل کنند. بنابراین کلیت آزادسازی سهام عدالت بسیار ایده خوبی است، اما آنچه که در تحقق این فلسفه اهمیت زیاد دارد «جزئیات» مربوطه است.

    یکی از نقاط گلوگاهی در رابطه با توانمندسازی فقرا و طبقات ضعیف، که در ادبیات تأمین مالی خرد (Micro-Finance) مورد توجه ویژه قرار می گیرد، عدم دسترسی ایشان به اعتبار و وام است. وقتی دسترسی به وام وجود داشته باشد امکان تشکیل دارایی و یا راه اندازی کسب و کار برای فقرا به وجود می آید.

    اما یکی از علل اصلی عدم دسترسی فقرا به وام و اعتبار، فقدان ضمانت (یا وثیقه) لازم برای بازپس دادن وام است و این امر باعث افزایش متوسط ریسک وام هندی و کژگزینی (Advers-swlection) و نتیجتا افزایش هزینه وام برای فقرا می شود.

    سهام عدالت می تواند به عنوان یک وثیقه بسیار مناسب برای فقرا در نظر گرفته شود.

    حال که فقرا و طبقات ضعیف این دارایی بشدت نقدشونده را دارند و با فشردن یک دکمه امکان مصادره آن وجود دارد بهتر است همین دارایی وثیقه وام فقرا قرار بگیرد و در رهن بانک یا موسسه ای که وام می دهد قرار بگیرد. این روش بسیار مناسب تر از ایجاد امکان فروش مستقیم است.

    نهایتا  اینکه عرضه سهام عدالت ممکن است منجر به اثراتی منفی در بازار سهام هم بشود که در اینجا و طرح این ایده مورد توجه نبوده است، ولی به نظر می رسد در آن راستا هم کمک کننده باشد.

    این هفته | inhaftemag.com