دسته: اقتصادی

  • مالیات ، مُسکنی که مَسکن نشد

    مالیات ، مُسکنی که مَسکن نشد

    دریا قدرتی پور- 15مرداد امسال بود که بالاخره مجلس شورای اسلامی اصلاحیه ای بر ماده 54قانون مالیات های مستقیم مربوط به خانه های خالی را به تصویب رساند. بر اساس این طرح اگر خانه ای در شهرهای بالای 100هزار نفر خالی بماند در سال اول شش برابر اجاره سالیانه، سال دوم 12برابر و سال سوم 18برابر مبلغ اجاره سالیانه مشمول مالیات می شود.
    بنابر این طرح و بر اساس آمارهای غیررسمی، اکنون سه میلیون و 600هزار واحد مسکونی خالی در کشور هستند که شامل این قانون می شوند، یعنی از هر 10واحد مسکونی یکی از آنها خالی است و باید شامل مالیات شود. رقمی که تنها حدود 15درصد از کل خانه های تولید شده ایران را شامل می شود.

    جاماندگان آمار

    بسیاری از خانه های خالی، از آمار واقعی جا می مانند و هیچوقت مشخص نمی شود که خالی هستند. دلیل این موضوع سودآوری بالای آنهاست، که باب دندان مشاوران املاک است تا در دوران رکود بازار مسکن هم بتوانند از آب گل آلود و آشفته مسکن برای خود ماهی بگیرند.
    مستندات نشان می دهد که بسیاری از کسانی که سلطان خانه های خالی هستند و در احتکار خانه ها دست دارند، راه دور زدن قانون را هم بلدند. در بسیاری از موارد صاحبان این خانه ها با نوشتن قولنامه های صوری توسط برخی از مشاوران املاک در ظاهر دیگر خالی نیستند. قراردادهایی که قانون را به سخره می گیرد تا انگشت اتهام به سویشان گرفته نشود و به راحتی احتکار شوند.

    قولنامه های صوری یا شغل های کاذب

    حالا قولنامه های صوری راهی شده برای شغل های کاذب این روزها . شغلی که نه نامی دارد و نه نشانی، بلکه راه را برای عقد قراردادهای سودآور در بازار سیاه مسکن باز کرده است. صاحب یک بنگاه معاملاتی که ترجیح می دهد نامی از او برده نشود، این مساله را تکذیب نمی کند. به نظر او این موضوع تنها به معاملاتی ها برنمی گردد، بلکه مالکان هم در این زمینه مقصر هستند«:مبلغ این قراردادها یکسان نیست؛ بلکه بستگی به محل و متراژخانه هم دارد، بین 5تا 7میلیون و بالاتر و بیشتر توافقی است .»

    پیمانی که بین مالک و دلال صورت می گیرد تا قانونی که هنوز مهر تصویب آن خشک نشده دور زده شود.

    البته برخی از بنگاه داران اتفاقات اینچنینی در صنفشان را قبول ندارند و از آن سرباز می زنند.آنها نه دور زدن قانون را قبول دارند و نه تخطی هایی که در
    این زمینه صورت می گیرد.

    مسعود حاتمی یکی از همان ها است؛ بنگاه کوچکی در ملک شهر دارد و معتقد است، تا به حال چنین قراردادهایی را به چشم ندیده . او که به قول خودش خاک این شغل را خورده،
    ترجیح داده که همپای برخی از مشاوران املاکی که از قانون تخطی می کنند، نباشد.

    اما ابهام در قانون تازه تصویب شده و نواقص موجود در این قانون باعث شده که آمار رسمی از خانه های خالی وجود نداشته باشد . با رجوع به آخرین آماری که در این حوزه به آن استناد می شود به حدود چهار سال پیش می رسیم که حدود 2میلیون و 500هزار خانه خالی شناسایی شده است و اکنون در سال 99 و سرشماری کهنه ای دست ما است که تنها به آمارغیررسمی اکتفا می کند.

    بماند که بسیاری از کارشناسان اقتصادی اعتقاد دارند که حتی این آمار هم در مضان اتهام هستند و معلوم نیست با واقعیت همخوانی داشته باشد، چرا که تنها با روشن بودن چند لامپ و استفاده از مقداری آب و یک قولنامه صوری می شود به شکلی رفتار کرد که این خانه ها خالی نیست.

    دور زدن قانون در حالی انجام می شود که تیر تورم از چله کمان اقتصاد چنان پرتاب شده که بسیاری از مستاجران با مشکلات زیادی در زمینه بالا رفتن اجاره مسکن و گران شدن خانه ها روبرو هستند و مجلس هم راهکاری برای آن ندارد و اقتصاددانان نیز به بهبود چنین بازاری خوشبین نیستند.

    در این میان ساختارهای مناسبی هم برای نظارت های دقیق بر فعالیت بنگاه های معاملاتی و مشاوران املاک وجود ندارد. گفته می شود که دولت راهکار عملی برای تولید مسکن برای اقشار ضعیف جامعه ندارد و گرفتن مالیات هم از خانه های خالی نمی تواند این زخم را درمان کند. شکاف موجود این قدر زیاد است که هیچ ُ مالیات و عوارضی م َ سکن این درد مسکن نیست.

    قانونی که سالها پیش هم به تصویب رسید اما در مرحله اجرا با موانع و مشکلات و خلا های خانه های خالی را پر نکرد .اکنون هم با مصوبه تازه بهارستان برخی اعتقاد دارند این موضوع تنها پوشش تقلبی برای خانه های خالی ایجاد می کند و به آمار واقعی نخواهد رسید و تنها مستاجران هستند که بابت مالیاتی که برای این خانه ها بسته می شود دچار ضرر می شوند.

  • چرا ساختن خانه این همه هزینه دارد

    چرا ساختن خانه این همه هزینه دارد

    محمد امامی : بنا به گزارش مرکز آمار ایران،هزینه خانه سازی در بهار 99 از ناحیه تورم «مصالح وتجهیزات ساختمانی» و «دستمزد عوامل و نیروی انسانی ساخت وسازها» با رشد 18درصدی در مقایسه با یک فصل قبل زمستان 98 همراه شد.
    این میزان تورم در این بازه زمانی تقریبا با تورم فصلی مسکن در بهار 99برابر است. آمارها نشان میدهد متناسب با افزایش قیمت ایجاد شده در میانگین نرخ 71قلم از پرکاربردترین مصالح وتجهیزات ساختمانی و همچنین دستمزد عوامل و نیروی انسانی شاغل در ساخت وسازهای پایتخت، میانگین قیمت مسکن نیز در بهار امسال، تقریبا به همین میزان در مقایسه با زمستان 98افزایش یافته است.
    درحالی هزینه ساخت مسکن در بهار امسال در مقایسه با زمستان سال گذشته از ناحیه رشد هزینه ساخت در لیست مهمترین اجزای هزینه بر ساخت و سازها بدون احتساب هزینه تامین زمین- 18 درصد افزایش یافته است که در سه ماه اول سال جاری هزینه ساخت مسکن از این محل در مقایسه با مدت مشابه سال قبل هم رشد 26 /5درصدی را تجربه کرده است. در واقع هزینه ساخت مسکن در 71 قلم منتخب از اجزای هزینهای ساخت وساز که بیشترین اثر را بر افزایش هزینه ساخت مسکن دارند(بدون احتساب نوسانات قیمتی زمین،) در دو دسته تحولات مربوط به هزینههای دستمزد عوامل و نیروهای انسانی ساخت و ساز همچون کارگران ساختمانی، بناها، مهندسان و… از یک سو و نرخ رشد پرکاربردترین مصالح وتجهیزات ساختمانی از سوی دیگر از سوی مرکز آمار ایران محاسبه و اعلام شده است.نکته قابل توجه در این گزارش آن است که تورم فصلی 18درصدی در فهرست این اقلام پرکاربرد ومنتخب ساختمانی با تورم فصلی مسکن در بهار 99 تقریبا برابر است.

    سوال مهمی که در این رابطه مطرح میشود آن است که آیا تحولات قیمتی بازار مصالح و تجهیزات ساختمانی و افزایش دستمزد عوامل و نیروی انسانی پروژه های ساختمانی در افزایش قیمت مسکن در بهار امسال اثرگذار بوده یا تورم فصلی مسکن منجر به بروز تورم فصلی در فهرست اقلام هزینه ای ساخت وساز شده است؟

    به نظر میرسد افزایش هزینه های ساخت وساز بخشی از افزایش قیمت مسکن در امسال را رقم زده است از این بابت که برخی از سازنده ها پس از مواجهه با افزایش قیمت اقلام ساختمانی از جمله دستمزدها، قیمت مصالح و تجهیزات ساختمانی، اقدام به اعمال افزایش قیمت روی واحدهای آماده خود کرده اند. یعنی افزایش قیمتی که بهطور منطقی باید خود را در واحدهای نوسازی که بهطور متوسط از یک سال آینده به بازار مسکن عرضه میشوند نشان دهند، از امسال در قیمت فروش آپارتمان های آماده عرضه اثرگذار شده است.

    بررسی ها همچنین نشان میدهد تورم فصلی هزینه های ساخت مسکن در امسال از ناحیه دستمزدهای پرداخت شده به عوامل و نیروی انسانی کار شامل کارگران و بناهای ساختمانی، مهندسان و سایر مشاغل همچون راننده های ماشین آلات حملکننده ساختمانی و… بیش از تورم فصلی مصالح وتجهیزات ساختمانی بوده است.
    کارشناسان همچنین بخش قابل توجهی از تورم مربوط به هزینه های ساخت مسکن را مربوط به تغییرات نرخ ارز و نوسانات سایر بازارها عنوان میکنند. به خصوص در بخش مصالح و تجهیزات ساختمانی که بخش قابل توجهی از آنها یا بهصورت مستقیم یا بهصورت غیرمستقیم با تحولات ارزی در ارتباط بوده وهر گونه نوسانات ارزی میتواند در تغییر نرخ آنها نیز موثر واقع شود. آمارها نیز این موضوع را اثبات میکند. مصالح ساختمانی و تجهیزاتی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به بازار ارز و تحولات آن هستند در راس فهرست پرتورم ترین مصالح و تجهیزات ساختمانی قرار گرفته اند.

    سفته بازی هایی که چشم مالیات را کور می کنند

    چند وقتی است ، مالیات بر عایدی سرمایه های غیر مولد از جمله مسکن ، در جامعه مطرح و کار به مجلس و تدوین قانون کشیده شده است. تمام اینها درحالیست که به نظر می رسد زیر ساخت های لازم برای بهره برداری از قوانین تدوین شده در بخش مالیات برمسکن را نداریم. قبل از هر چیز باید به این نکته توجه کنیم باید ببینیم که آیا شرایطی برای اجرای این قانون را داریم یا خیر. یعنی اینکه سیستم معاملاتی ما شفافیت لازم را دارد یا خیر.

    اگر سیستم شفاف باشد، امکان اخذ مالیات تسهیل می شود. تصویب این قانون مستلزم محاسبه عایدی است که باید زیرساخت آن تامین شود.به نظر می رسد، بهتر است به جای مالیات بر عایدی، مالیات بر حجم سرمایه مورد توجه قرار گرفته و اجرا شود چرا که مالیات بر عایدی بر سرمایه نمی تواند مانع دلالی و سوداگری شود. قانون مالیات بر عایدی سرمایه ملک را می توان با معاملات صوری دور زد و قانون را بی اثر کرد اما اگر حجم سرمایه و دارایی اندازه گیری شده و بر اساس آن مالیات تعیین شود، موجب بهبود وضعیت اقتصادی می شود. با توجه به اینکه اصل موضوع مالیات بر عایدی مسکن مورد تایید است اما موضوع مهمتر چگونگی و روش اجرای چنین طرحی است و نباید از مولفه های اقتصاد سیاسی و اعمال نفوذ قدرتمندان غفلت کرد. چگونه می توان از کسی که به اندازه بودجه دولت، دارایی دارد انتظار همراهی با این طرح ها را داشت؟

    مهدی روانشادنیا، کارشناس اقتصاد مسکن

  • دست دلالان را از بازار سودآور مسکن کوتاه می کنیم

    دست دلالان را از بازار سودآور مسکن کوتاه می کنیم

    مهــدی طغیانــی دولــت آبــادی، سیاســتمدار اصولگرایــی کــه توانســت رای موافقــت مــردم را در مجلــس یازدهـم بگیـرد، حـالا در کسـوت یـک اقتصـادی تمــام عیــار، آینــده خوبــی را بــرای عرضــه و تقاضـای مسـکن پیـش بینـی مـی کنـد. در روزهایـی کـه خیلـی هـا بـا دپـو خانـه هـای خالی مـی خواهنـد چـوب لای چـرخ اقتصـاد مسـکن بگذارنـد، او تمـام قـد ایسـتاده تـا از ایـن مسـاله جلوگیـری کنـد. بـا عضـو تـازه راه یافتـه بـه مجلـس یازدهم بـه گفـت و گو نشسـتیم تـا در زمینه چالـش خانـه هـای خالـی و بـازار گل آلـود مسـکن صحبـت کنیـم .

    مســکن، امــروز یکــی از دغدغــه هــای مــردم بــه شــمار مــی رود و بــا وضعیــت کرونــا زده امــروز، مــا شــاهد ناهنجــاری هــای بســیاری در ایــن زمینــه هســتیم ومـردم از نمایندگانشـان توقـع دارنـد، اقدامـی فـوری و جـدی را درایـن حـوزه انجـام دهنـد تـا بـا هـر نسـیم اجتماعـی یـا اقتصـادی، مسـکن بـا قیمـت هـای نجومـی و غیرمنطقـی روبـرو نشـود. راهـکار شـما در ایـن شـرایط چیسـت؟

    تنهـا یـک راهـکار وجـود دارد تـا اینکـه دسـت دلالان از بـازار سـودآور مسـکن کوتـاه شـود. حـالا سـوال ایـن اسـت کـه آیـا چنیـن اتفاقـی مـی افتـد و دسـت دلالان کوتـاه مـی شـود؟ دلیـل اینکـه ایـن سـوال را مـی پرسـم ایـن اسـت کـه اکنـون بـا شـایعاتی روبـرو هسـتیم؛ بـا ایـن عنـوان کـه احتـکار کننـدگان مسـکن، قانـون را دور مـی زننـد و از زیـر بـار مالیـات فـرار مـی کننـد. چـه اهـرم بازدارنـده ای هسـت کـه مطمئـن شـویم بـا شـرایط بهتـری در رابطـه بـا مسـکن روبـرو خواهیـم شـد ؟

    خـب؛ در ایـن زمینـه مجلـس موکـدا بـه دنبـال ایـن اسـت کـه بحـث خانـه هـای خالـی بـه سـرانجام برسـد. همانطـور کـه مـی دانیـد ایـن موضـوع در مجلـس یازدهـم بـا قیـد دو فوریــت و بــا اصــاح مــاده 54قانــون مالیاتهــای مســتقیم یــا مالیــات بــر منــازل خالـی تصویـب شـد و نماینـدگان مصرانـه بـه دنبـال ایـن موضـوع بودنـد و کمیسـیون اقتصـادی هـم بـه شـکل جـدی وارد شـده و در ایـن راسـتا اقدامـات لازم را انجـام داده ایم کـه مـی تـوان گفـت در ایـن شـرایط بهتریـن راه حلـی اسـت کـه مـی توانـد در جریـان قـرار گیـرد.

    برخـی از کارشناسـان اعتقـاد دارنـد کـه ایـن طـرح بـا مشـکلاتی روبـرو اسـت و باید بـا اصلاحـات بیشـتری بـه اجـرا برسـد، چـرا کـه ممکـن اسـت بـه تولیـد کننـدگان مسـکن، ضربـه وارد کنـد، آیـا شـما هـم بـا ایـن موضـوع موافق هسـتید؟

    خیـر کامـا مخالفـم! بـه ایـن علـت کـه ایـن طـرح منافاتـی بـا تولیـد مسـکن نـدارد. مـا بـا ایـن طـرح، بـازار عرضـه و تقاضـا را بهبـود مـی بخشـیم و ایجـاد آرامـش در بـازار مسـکن، مـی توانـد بـه تولیـد کننـدگان هـم کمـک کنـد. همانطور کـه قبـا هـم در این بـاره گفتـه ام، مـا بـرای مالـکان واحدهـای تـازه سـاخته شـده، مهلتـی یـک سـاله مـی دهیـم تـا واحـد خود را بـا قیمـت مناسـب بـه بـازار عرضـه کننـد.

    بـا تغییـر ضرایـب مالیاتـی بـه عنـوان عاملـی بازدارنـده، از احتـکار خانههـا جلوگیـری مـی شـود و باعـث مـی گـردد کـه خانـه هـا بـه بـازار عرضـه شـوند. در واقـع هـدف مـا ایـن اسـت کـه دسـت دلالان و سـوداگران را بـا ایـن طـرح از بـازار مسـکن کوتـاه و قطـع کنیـم.

    50 ســال انتـظار برای سقفی بر سر
    50 ســال انتـظار برای سقفی بر سر

    آیا قبول دارید که سرمایه ای شدن مسکن، باعث شده که ما با احتکار کنندگان مسکن روبرو باشیم؟

    بلــه! متاســفانه در ســال هــای اخیــر تبدیــل شــدن مســکن بــه عنــوان کالای مصرفــی و سـرمایه ای ایـن اتفاقـات را رقـم زده اسـت و بـه همیـن خاطـر مـا بـا اهـرم هـای بازدارنـده مـی خواهیـم بـه سـمت ایجـاد تسـهیات ارزان برویـم و دسـت احتکارکننـدگان را از بـازار مسـکن کوتـاه کنیـم تـا قیمـت مسـکن منطقـی تـر شـود. ایـن موضـوع زمانـی محقـق مـی شـود کـه مـا بـا شـفافیت در زمینـه آمـار خانـه هـای خالـی روبـرو باشـیم . ایـن در حالـی اسـت کـه آخریـن سرشـماری کـه انجـام شـده در سـال 95بـوده و هنـوز آمـار درسـتی در ایـن رابطـه وجـود ندارد.ایـن موضـوع همـت سـازمان هـا و نهادهـای دیگـر را هــم مــی طلبــد. گرچــه عرضــه 500هــزار واحــد خالــی در پایتخــت و همچنیــن دو میلیـون و 500هـزار واحـد خالـی از سـکنه طبـق سرشـماری سـال 95بـه بـازار، مـی تواند تا حـدودی گـره قیمـت مسـکن را بـاز کنـد و اگـر دولـت بتوانـد حتـی بخشـی از ایـن واحدها را بـه بـازار عرضـه کنـد، مـا بـا قیمـت هـای منطقـی روبـرو خواهیـم شـد.

    و بــه نظــر شــما بــا وجــود نبــود شــفافیت در آمارهــا مــا مــی توانیــم شــاهد کاهــش تلاطــم بــازار مســکن باشــیم؟

    مـا خوشـبینانه بـه ایـن موضـوع نـگاه مـی کنیـم و اعتقـاد داریـم کـه با کمـک دسـتگاه های دیگـر مـی توانیـم بـه تدریـج بـازار مسـکن را رو بـه آرامـش هدایـت کنیـم. بـه ایـن سـبب کـه اعتقـاد داریـم؛ مـا بـا کمبـود مسـکن روبـرو نیسـتیم. بلکـه بایـد خانـه هـای خالـی را بـه چرخـه بـازار مسـکن هدایـت کنیـم. امـا در ایـن طـرح همانطـور کـه قبـا هم گفتـه ام بایـد بـرای کامـل شـدن نظـام اطاعاتـی، حتـی در روسـتاها نیـز ثبـت خانه هـای خالـی انجــام شــود و خانههایــی کــه بــه واســطه بانکهــا فریــز شــده انــد نیــز بایــد بــا فشـار دولـت بـه سـرعت بـه بـازار عرضـه شـود تـا بـه شـکل شـفافی در ایـن زمینـه تصمیـم گیـری شـود.

    آیــا ایــن قانــون مــی توانــد اهرمــی بــرای متعــادل کــردن بــازار مســکن و تسـریع در شـفافیت و کوتـاه شـدن دسـت سـوداگران در زمینـه خانـه هـای خالـی باشــد؟

    خـب همانطـور کـه مـی دانیـد، بـه هـر حـال بـا راهانـدازی سـامانه طـرح اصـاح قانـون مالیـات بـر خانـه هـای خالـی کـه توسـط نماینـدگان مجلـس ارائـه شـده، تـاش شـده تــا ضمانــت هــای اجرایــی مناســب در نظــر گرفتــه شــود و دیگــر نگهــداری خانــه بــه صــورت خالــی بــرای مالــک ســودی بــرای دلالان نداشــته باشــد، از ایــن رو بانکهــا، شــرکتها و حتــی انبوه ســازان نیــز بــه عرضــه مســکن اقــدام خواهنــد کــرد و ایــن موضـوع باعـث مـی شـود کـه تنهـا کسـانی در ایـن بـازار بماننـد کـه مصـرف کننـده اصلـی هسـتند. ایــن گام مهمــی اســت بــرای بریــدن پــای ســوداگران از بــازار مســکن و خانــه هــای خالــی کــه باعــث رشــد قیمــت مســکن شــده انــد.

  • بساز بندازهای مسکنی

    بساز بندازهای مسکنی

    عارف اصفهانی برخی بساز بفروش ها در آستانه گرانی مسکن به بساز بنداز تبدیل شده اند. وجود حدود 917 واحد تولید مصالح ساختمانی غیر استاندارد در استان اصفهان که بیشترشان شامل کارگاه های زیرزمینی می شوند، جاده را برای فعالان متخلف ساختمان باز گذاشته است.
    این در حالی است که شرایط استاندارد در مصالح ساختمانی به گونهای است که واحدهای پروانه دار فروش مصالح ساختمانی در حال ورشکسته شدن هستند، چون مصالح غیر استاندارد و ارزان به سهولت در اختیار افراد قرار میگیرد. این ها همه در شرایطی اتفاق می افتد که بازار مسکن در حال تکان خوردن است و ساختمان های نوساز حاصل تکانه هایی است که خیلی زود رنگ پیری به خود می بینند.

    باز شدن پای بساز بفروش ها

    بعد از رکود شدید در بازار مسکن اکنون با باز شدن پای بساز بفروش ها در این بازار و تعدیل شدن این رکود و رونق دوباره این بار شاهد استاندارد نبودن مصالحی هستیم که در سال های اخیر گریبان صنعت ساختمان را به صورت محسوسی گرفته است. غیر استانداردهایی که بساز بفروش ها از آن ها سود می برند تا جایی که بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران عرصه ساخت و ساز معتقدند، عمر مفید مسکن در ایران پایینتر از استانداردهای مرسوم جهانی است و ریشه اصلی این عارضه را نیز در کیفیت پایین ساخت و سازها قلمداد می کنند.

    در طول دهه های اخیر با افزایش جمعیت، ساخت و سازها نیز به شکل فزایندهای رشد پیدا کرد و به تبع در این رشد قارچ گونه چه بسیار واحدها و منازلی که بصورت بی قاعده، غیر اصولی و فاقد استاندارد های لازم احداث شدند.

    ده ساله های پیر

    ساختمان هایی که وقتی پا به 10سالگی می گذارند، باید فاتحه شان را بخوانی و بعد از دو دهه دیگر نام کلنگی را به دوش می کشند. مصالح ساختمانی بی کیفیت، معضل پیچیده ای که سال هاست گریبانمان را گرفته است، این در حالی است که یک ساختمان در اروپا و یا کشورهای توسعه یافته تا صدها سال عمر می کند و بعد از آن است که رنگ پیری و فرسودگی به خود می گیرد. کارشناسان مسکن بارها در این زمینه هشدار داده اند و عنوان کرده اند که بسیاری از ساختمان های نوساز بعد از سال های معدودی که از سن آنها می گذرد تبدیل به فرسوده هایی می شوند که دیگر قابل سکونت نیستند.

    ابوالفضل شفیعی، با اشاره به اینکه ورود بی رویه جمعیت به شهرها، باعث شده که سهم بیشتری برای خانه ها در نظر گرفته شود میِ گوید: این موضوع باعث شده که مالکان خانه هایی که تا چندی پیش به یک تا دو طبقه بسنده می کردند، حالا خانه های ویلاییشان را بکوبند و به ساختمان های چند طبقه تبدیل کنند.

    این ساختمان ها که عمدتا به دست پیمانکاران سپرده می شود برای سودآوری بیشتر زمینه تخلفات را ایجاد می کنند. وجود کارگاه های زیرزمینی که این مصالح در آنجا به صورت فله ای تولید و فروخته می شود، اما هیچکدام مشمول موارد استاندارد نمی شوند، معضلی است که باعث شده بازار پر شود از مصالحی که خانه ها را از همان ابتدای ساخت کلنگی می کند.

    عمری پایین تر از استانداردها

    در این زمینه مسعود مصطفوی از کاهش عمر مفید مسکن در ایران پرده برمی دارد و می گوید: عمر مفید مسکن در ایران پایین تر از استانداردهای مرسوم جهانی است و ریشه اصلی این عارضه را باید در کیفیت پایین ساخت و سازها یافت. وی می افزاید: به تبع در صورت حصول این امر،شاهد ارتقای کیفی ساختوسازها و ابنیه مسکونی خواهیم بود و فصلی نو و جدید در اجرای طرحهای ساختمان سازی در چارچوب قواعد و اصول و استانداردهای تعریف شده گشوده خواهد شد.

    این کارشناس عمران تصریح می کند: البته تمامی واحدها و منازل مسکونی نیز به صورت غیر استاندارد بنا نشده اند و ساختمان های بسیاری نیز در طول سالیان اخیر و حتی دهه های گذشته احداث و بنا شدهاند که از حیث استحکام و ایمنی در شرایط مطلوبی قرار دارند، اما به هر ترتیب  این نافی واقعیت وجود و رویش ابنیه مسکونی غیر مجاز و غیراستاندارد در کلان شهرها نیست.

    پاکسازی یا ساماندهی

    گرچه علیرغم محاسن شایسته ای که طرح ساماندهی ساخت و سازها یا پاکسازی بساز بفروش ها از این عرصه در پی دارد، لذا نمی توان این واقعیت را نیز نادیده گرفت که اجرایی شدن طرح مذکور، موانعی را نیز در مسیر خود می بیند که با وجود آنها حصول اهداف مورد نظر در این عرصه دشوار می شود. به گفته کارشناسان تا زمانی که رکود حاکم بر بازار مسکن و کاهش شدید سود آوری ساخت وسازها در بازار کنونی به کلی از بین نرود تسهیل ِ اجرایی طرح مذکور را به چالش می کشد.

    به واقع همین رکود،کاهش و اُفت سود آوری و فعالیت در این عرصه باعث می شود که میل و رغبت چندانی برای عملیاتی شدن طرح مذکور وجود نداشته باشد. در این میان خیلی ها منتظرند با کاهش رکود حاکم بر بازار مسکن و رهایی از این وضعیت ، معضل ساخت و سازهای غیر استاندارد نیز کمی کاهش یابد و بازار مسکن در زمستان سرد بی کیفیتی شاهد بهاری باشد که ساختمان ها را پیر و فرسوده نکند.

  • کلاغ مهر به خونش نرسید

    کلاغ مهر به خونش نرسید

     مشکلات زیادی که اکنون مجتمع های مسکن مهر را نشانه گرفته است . چند کیلومتر بالاتر از فولادشهر، بعد از اینکه زمین های بایر جایشان را به ساختمان های چند طبقه می دهند. بلوک های مختلف سر از زمین های بی آب و علف سردرآورده اند و نامشان شده مسکن مهری که این روزها به مردمانی که در آن ساکن هستند بی مهری شده است.

    مهری با تراژدی ناتمام

    چیزی شبیه یک شهر کوچک که بیشتر شبیه یک تراژدی ناتمام است. اینجا نه از درمان خبری هست و نه از آموزش و حتی امنیت. ساکنان این شهرک که اغلب از اقشار کم درآمد جامعه هستند اعتقاد دارند که اینجا قابل سکونت نیست. دلایلشان هم زیاد است از خانه های کاغذی گرفته تا زیرساخت های قول داده شده ای که هیچکدامشان رنگ مهر نگرفته است.

    علی انصاری از کسانی است که در این منطقه زندگی می کند، او حدود 8سالی است که با خانواده 4نفره اش این مکان را انتخاب کرده تا بتواند سقفی بالای سرش داشته باشد، اما به قول او این منطقه نه امنیت دارد و نه امکاناتی برای بچه ها که بتوانند بازی کنند. شاهد او هم زمین های بایری است که تا چند متری بلوک ها خودنمایی می کند و بچه هایی که هم بازیشان خاکروبه ها است. کمی که جلوتر بروی، کنار کانکس نگهبانی یک ساختمان نیمه کاره است که نمای آن تکمیل نشده، ساختمانی که از شیشه های پنجره اش بدقوارگی و ناسوری پیداست. به گفته ساکنان این منطقه صاحب بنا به این علت که پولی برای تکمیل ندارد، این ساختمان را نیمه کاره رها کرده . ساختمان پیش فروش شده ای که ساخته نشده در حال پیر شدن است.نگهبان ما را به درون ساختمان می برد و دیوارهایی را نشانمان می دهد که تبله کرده اند. درهایی که زنگ زده و نمایی که دیگر رنگی بر رخ ندارد. بقیه ساختمان ها هم وضعیت مشابهی دارند. مصالح ساختمانی نامرغوبی که بعد از چند سال برای مالکانشان دردسر درست کرده اند.بماند که کمی آنسوتر اختلاف طبقاتی در میان خانه ها، زیاد است، خیابانها و حتی امکانات فازهای شخصیساز این شهرک، قیمتمسکن را هم به دو بخش تقسیم کرده است.

    اکبر یکسال و نیم است که واحد مسکن مهرش را تحویل گرفته و می  گوید: اینجا محیط خوبی ندارد، امنیت نیست. مخصوصا شب ها ، بچه های ما برخی مواقع کلاس هایشان طول می کشد و تا بیایند شب می شود و همیشه تن ما می لرزد. محدوده های پایین تر و جاهایی که دورتر هستند این موضوع پررنگ تر است . واقعیت تلخی که برای مردم قابل درک نیست. اکبر انگشت اشاره اش را می گیرد سمت نخاله های ساختمانی و زمین های بایری که گرداگرد ساختمان ها را احاطه کرده اند: « اینجا را ببینید، پر شده از آشغال های ساختمانی که هیچکس متولی آن نیست. با هر وزش نسیمی آنچه عاید ما می شود گرد و غبار و خاک است ». مرد رهگذر دیگری وقتی صدای ما را می شنود می ایستد و درد دل او هم باز می شود: «دراین شهرک هیچ فضاسازی محیطی که یک جای خشک و بیابانی را مناسب زندگی آپارتمان نشینی و شهری کند انجام نشده ؛ خودتان ببینید بیشتر این منطقه خاکی است ، نه پارکی برای بازی بچه ها هست و نه بیمارستانی، اگر بخواهیم یک دکتر ساده برویم باید چند کیلومتر برویم تا به فولادشهر برسیم و در آنجا امکانات مناسب را داشته باشیم.

    بعد از گذشت چند سال از سکونت مردم در اینجا هنوز امکانات مناسب شهری ایجاد نشده و تنها بخش کوچکی از خیابان ها آسفالت شده اند. انگار تنها دغدغه این بوده که خانه بسازند و رها کنند. خانه هایی که با قول هایی که داده شد همخوانی ندارد .اینجا نه خبری از شعبه بانک و دستگاه عابربانکی و نه حتی سوپرمارکتی که ساکنان مهر مجبور نباشند برای تهیه
    مایحتاج اولیه زندگی خود به فولاد شهر مراجعه کنند و یا چندین بلوک بروند تا برسند به یک سوپرمارکت که آنهم همه آنچه که لازم است را ندارد .

    کمی آنطرف تر مریم سلیمانی، زنی حدودا 40ساله است که از وضعیت این منطقه راضی نیست: « به ما قول های زیادی داده شده بود. خانه ها انگار دیوار ندارد. اینقدر تیغه بین دو واحد آپارتمانی نازک ساخته شده که صدای همسایه ها در خانه ما می آید. از طرف دیگر ما اینجا امنیت نداریم. هر بار که بچه هایمان بخواهند به کلاس یا مدرسه بروند باید تنمان بلرزد.» همسایه مریم هم چندان دل خوشی از وضعیت این خانه ها ندارد؛ به نظر او تا زمانی که یک کلانتری در این منطقه نباشد نمی توانیم خواب راحت داشته باشیم.

    مردمانی در زمین های تب کرده

    توی خاکروبه ها چند بچه دو سه ساله غلت می زنند و قیافه اصلیشان زیر ذرات خاک پنهان شده است. همسایه مریم دوست ندارد، نامش را بگوید، اما دلش پر است از نبود یک زمین بازی برای بچه ها یا پارکی که بتوانند بچه هایشان را به آنجا ببرند. نه درختی و نه فضای سبزی، نه بیمارستانی و نه داروخانه ای . اینجا انگار فقط آپارتمان های سر به فلک کشیده ای است که از زمین سربرآورده اند با مردمانی که حالا در زمین تب کرده و بدون سایبان این مناطق به سقف بالای سرشان دلخوشند.

    فرشته دختر 13ساله ای است که او هم از امکاناتی می گویدکه نیست: « نه کتابخانه ای هست و نه ورزشگاهی نه برای دختران و نه برای پسرها. اتوبوس و تاکسی هم خیلی کم
    است . وسیله نقلیه عمومی اینجا اینقدر کم است که باید حتی نیم ساعت صبر کنی تا یکی پیدا شود.

    میراث دولت قبل، رنج مهر

    درد و دل های مردم این منطقه زیاد است . مردمی که دل به مهر مسکن های مهر داده بودند تا بتوانند با حداقل بودجه ای که دارند در آسایش زندگی کنند، اما به جز یک سقف
    آسایشی برایشان حاصل نشده است. این ها همه در حالی است که بررسی های میدانی نشان می دهد اغلب شهرها و شهرک های مسکن مهر به جز چند منطقه بقیه رنج های مشترکی دارند.

    به گفته کارشناسان مخالف طرح های دولت در زمینه مسکن، این رنجی است که به واسطه طرح های ناقص دولت پایه ریزی شده است، طرحی که با دخالت های مستقیم دولت نتوانست خوب از آب درآید و سیاستگذاری مناسبی هم نداشت. در حالیکه اگر به بخش خصوصی واگذار شده بود شاید می توانست بهتر از این باشد. اکنون میراثی که از دولت قبل باقی مانده قرار است در دولت یازدهم بسامان شود، با طرحی که معلوم نیست تعهدات قبلی مسکن مهر را به سرانجام برساند.

    کارشناسان می گویند؛ کفگیر دولت به کف دیگ خورده و ممکن است در اجرای تعهداتی که برای مسکن مهر تقبل کرده است، ناتوان باشد. چه برسد به طرح های تازه ای مثل مسکن اجتماعی و یا مسکن ملی که رنگ و بوی همان مسکن مهر را با خود به دوش می کشد و زخم تازه ای بر تن خانه دار شدن مردم و اقشار ضعیف جامعه است. کلاغ مهر به خونش نرسید.

  • حق مسکن های نجومی

    حق مسکن های نجومی

    اما پشت همین دیوارهای سبز اتفاق دیگری رقم خورد. چانه زنی که ماه ها به طول انجامید و هنوز امضای تازه آن خشک نشده است.حق مسکن 300هزار تومانی که حالا مثل خاری در چشم کارگران فرو رفته است.

    این در حالی است که با وجود گذشت سه ماه از سال، کارگران در تیرماه طعم افزایش اندک حقوقی را می چشند که چندان دلچسب نیست.حقوقی که گاهی حتی به پایان ماه هم نمی رسد.
    بسیاری از کارگران حالا با این حقوق ناچیز که آنها را به سمت چاله فقر کشانده است در حال تبدیل شدن به پشت بام خواب و چادرخواب هستند.موضوعی که برای نمایندگانی که این روزها زندگی شاهانه شان را شروع کرده اند چندان ملموس نیست. شایدهم دیوار بین کارگران و بهارستانی ها آنقدر بلند شده که صدای آنها به آن طرف دیوار نمی رسد.

    نمایندگانی که با رای همین کارگران بر صندلی سبز مجلس نشستند و قسم خوردند که از حق و حقوق کسانی که به آنها رای داده اند دفاع می کنند، اکنون نتوانسته اند در زمینه کمترین حقوق کارگران که حق مسکن است کاری از پیش ببرند و به آینده شان هم امیدی نیست. رنگین تر بودن خون مجلسی ها البته قصه امروز و دیروز نیست. این داستان درباره کارگرانی است که کمتر ازیک پنجم حقوق بهارستانی ها دریافتی دارند.

    این اتفاقات در شرایطی می افتد که کرونا نفس اقتصاد و اشتغال را به شماره انداخته است و برخی از کارگران حتی همان حداقل حقوق را هم ندارند . وحید طباطبایی، کارشناس اقتصاد در این زمینه معتقد است: هیچ توجیه منطقی برای تسهیلاتی که بدون هیچ فیلتری به نمایندگان داده می شود نیست. به گفته او این حقوق های نجومی دلیل موجهی ندارد و روزی یک میلیون تومان در کشوری که کارگرش یک پنجم آن را دریافت می کند، نظام ناعادلانه ای را ایجاد می کند. تسهیلاتی که به گفته خود آنها تنها برای یک زندگی آبرومند صرف می شود.

    طباطبایی حرف هایش را با احتساب تسهیلات دیگر از جمله اقامت در تهران و اجاره ماهیانه پنج میلیون تومانی تکمیل می کند و ادامه می دهد: اجاره ماهانه پنج میلیون تومانی به حساب تمامی نمایندگان واریز میشود و افرادی هم که ساکن تهران هستند، از مزایای تأمین هزینه اجاره منزل بهرهمند هستند. همچنین هر نماینده ماهانه مبلغ دومیلیونو 200تومان برای هزینه های ایاب وذهاب خود دریافت میکند و هزینه مشاوران نماینده نیز از بیتالمال پرداخت میشود. این به جز یک دستگاه خودروی پژوپارس و سهمیه بنزینی است که در اختیار تمامی نمایندگان مجلس برای رفت وآمد قرار داده شده است. علاوه بر این جالب است بدانیم که پرداخت حقوق ماهانه راننده خودرو نمایندگان، از طریق امور مالی مجلس بهطور جداگانه مانند سایر کارکنان مجلس انجام میشود و در سبد هزینهای نمایندگان مجلس جا داده نمیشود.

    به جز این موارد هزینه پرداخت قبض موبایل هم به حساب هرکدام از نمایندگان مجلس واریز میشود. هزینه هایی که برای این ردیفها پیشبینی میشود هم جالب است. مثلا هر نماینده ماهیانه 3 میلیون تومان برای اجاره دفتر و 9میلیون تومان برای استخدام 3نفر دریافت میکنند که برای استخدام این 3نفر(اگر استخدام کنند)هیچگاه دست به ریسک نمیزنند و نزدیکانشان در این سمتها استخدام میکنند. البته هزینه مسکن، استخدام و اجاره دفتر تنها امتیازات نماینده مردم بودن نیست.آنها همان ابتدای شروع به کار یک خودروی دولتی با سهمیه بنزینی و یک نفر راننده به انتخاب نماینده محترم در اختیارشان قرار میگیرد و علاوه بر آن برای رفت و آمد به مجلس هم بیش از دو میلیون تومان دریافت میکنند. »

    در کنار همه این مسائل نکته چالش برانگیزی که هنوز حل نشده است، تفاوت فاحش بین حق مسکن کارگران و نمایندگانی است که خود همین کارگران به آنها رای داده اند. با توجه به اینکه اکنون مسکن یکی از دغدغه های بزرگ برای قشر ضعیف به شمار می آید و با توجه به افزایش چشمگیر اجاره بها،اکثر کارگران نه تنها توان خرید مسکن را
    ندارند، بلکه برای اجاره نشینی هم با مشکل روبرو هستند.

    به اعتقاد نمایندگان کارگران، حدود 30درصد حقوق کارگران صرف هزینه های اجاره بها می شود. همین مسئله باعث می شود که کارگران در بقیه هزینه های زندگی با مشکل روبرو شوند. اما این موضوع برای مستاجرهای جدید بهارستان چندان ملموس نیست. نمایندگانی که به عنوان صدای کارگران پشت خاکریز مجلس سنگر گرفته اند تا بتوانند فریاد آنها را به گوش کسانی که به عنوان مجری در آنسوی دیوارهای سبز هستند، برسانند. 290 نفر نماینده ای که نه براساس انتصاب که با خواست خود در کارزار انتخابات شرکت کردند و با صرف هزینه های گزاف تبلیغات انتخاباتی موفق به جلب اعتماد مردم شدند و حالا با تکیه بر کرسی های بهارستان حقوق های نجومی می گیرند.

  • وام مسکن لاکچری

    وام مسکن لاکچری

    البته اینکه قیمت مسکن طی این ده سال ، هیچ تغییری نکرده ! ولی سال به سال وام خرید خانه ، پله های ترقی را طی نموده و آنقدر بالا رفته که از کنار آن ، هم خانه در می آید هم خودرو ملی و هم کلی پس انداز برای روز مبادا ! نشان می دهد که مسئولین چقدر به فکر هستند و با یک تیر چند نشان می زنند و این ما هستیم که قدر نمی دانیم و غرولند می کنیم و از زمین و زمان طلبکاریم !

    اینکه برخی فرمایش می کنند که با این وام ها ، لانه مرغ هم نمی شود خرید چه رسد به خانه ، دیگر از آن حرفهاست ، کافی است سری به شهر بزنیم ، آن هم به آن بالا بالاها و ببینیم و یادبگیریم که فقط کافی است انسان اراده کند ، با همین وام می شود خانه که چه عرض کنم ، قصری ساخت که نه سر و تهش پیداست و نه شکل و شمایل و داخل و خارجش با عقل ما معمولی ها جور در می آید و وصف جمالش هوش از سر می برد وای بر اینکه به شرف دیدار مفتخر شوی ، چنان واله و شیدا و از خود بیخود می شوی که گویا باز دباغ گذرش به بازار عطاران افتاده است !

    درست است که این وسط اختلاف سر کم و زیاد یکی دو تا صفر ناقابل بین وام های پرداختی است که همه حساب و کتاب ها را به هم ریخته ولی بالاخره هر کسی چند تا قوم و خویش و دوست و آشنا دارد ، کافی است یک فراخوان بدهد و قوم و قبیله را پشت گیشه بانک جمع کرده و یک دوجین وام خرید مسکن گرفته و با سری افراشته و عزمی استوار خانه ای درخور بخرد و کیفش را بکند ، حالا وسط شهر نشد کمی پایین تر ، کمی پایین تر هم نشد ، کمی پایین تر تر ! نهایتش این است که برود در دامان طبیعت و بیابان های بکر ، قرار نیست که همه چیز با هم جور باشد هم وام درجه یک بگیری ، هم خانه در شهر بخری ، لابد انتظار دارید شغل و کسب و کاری هم برایتان مهیا کنند ! البته جای هیچ نگرانی نیست ، اخیرا مسئولان فرمایش کرده اند که به زودی مشکل مسکن جوانان حل خواهد شد ! اگر عقل هوشنگ خانی ما هنوز درست کار کند ، احتمالا منظورشان همان چادرهای هلال احمر و کانکس هایی است که به وفور در حال تولید است و می تواند با همت بلند مسئولان ، شاهد ساخت چادر شهرها و کانکس شهرهای لاکچری و چشم حسود دربیاری باشیم که به طرفه العینی مشکل مسکن جوانان که هیچ ، میانسالان و کهنسالان را هم بر طرف کند !

    فقط این احتمال می رود که اعطای این خانه چادر و کانکس مسکن ها ، مشروط به این باشد که خدای ناخواسته اگر در گوشه کشور سیلی آمد و یا زمینی لرزید ، مالکان محترم باید فی الفور اثاثیه را بیرون ریخته و چادر تاشده و آماده و کانکس تمیز و جارو کشیده را تحویل مقامات دهند و تا پایان شرائط اضطراری صبوری پیشه کنند تا باز صاحب خانه شوند!

  • آسمان سقف من است

    آسمان سقف من است

    اقتصاد نابسامان و مشکلات عدیده در زمینه تامین اجاره خانه این بار بسیاری را به سمت اجاره پشت بام ها، انباری ها یا مکان هایی سوق داده که در حالت عادی به هیچ وجه شکل خانه و محل زندگی نیست. آگهی ها در این زمینه زیاد است؛ تبلیغاتی که اغلب در فضای مجازی دست به دست می شود تا آسیبی اجتماعی به این شکل رخ بنمایاند.

    چادرخوابی یا پشت بام خوابی در واقع شکل امروز ناتوانی در تامین هزینه مسکن را نشان می دهد. موضوعی که برخی آن را غیرواقعی دانسته یا تکذیبش می کنند، اما واقعی تر از آن است که نادیده گرفته شود.

    پشت بام خوابی در واقع آبستن مشکلاتی از جمله کاهش قدرت خرید خانوارها و تامین نیازهای اولیه است. این پدیده اما این روزها در حال عادی شدن است. آنهایی که در آگهی های تفاوت در فضای مجازی و به شکل غیر رسمی به دنبال محلی می گردند که قیمت آن با جیبشان بخواند .

    چند وقت پیش بود که محمود محمودزاده، معاون مسکن وزیر راه و شهرسازی در گفت و گو با ایرنا، این آگهی ها را غیرواقعی دانست و خواستار این شد که هر چه زودتر با این مساله برخورد شود؛ اما شاید جناب معاون که دست زیادی بر آتش مسکن دارد به جای پاک کردن صورت مساله باید به حل واقعیت تلخی می پرداخت که این روزها دیگر غریب نیست و مثل قارچ در حال زیاد شدن است.

    مالکان حالا برای پشت بام ها و انباری هایشان کیسه می دوزند و ککشان هم نمی گزد و عین خیالشان هم نیست که ممکن است این اتاق ها یا فضاهای بی امکانات چه آسیب هایی به ساکنان موقتی اش می زند. تصویرها گویای همه چیز هستند، گرچه گفته می شود این تصاویر حقیقی نیست، اما هر چه باشد پوست آسیب های جدی مسکن را کنده است تا وضعیت بدی رانشان دهد که مثل ویروس شیوع پیدا کرده است.

    بررسی ها نشان می دهد که در برخی از مناطق پایتخت که بیشتر به حاشیه ها تنه می زند این واقعیت وجود دارد، مواردی که شاید بتوان از آنها با عنوان بامخوابی نام برد، به این صورت که بخشی از ساختمان که راه مجزایی به پشت بام دارد با اضافه کردن جزییاتی از جمله سرویس بهداشتی و آشپزخانه و ساختن یک اتاق می شود خانه ای که می توان به شکل غیررسمی اجاره داد. البته با قیمتی بسیار کمتر از عرف اجاره های معمول تا مشتریانی که معمولا از طبقه بسیار پایین جامعه هستند بتوانند از این طریق خانه دار شوند. شاید تا چندی پیش اجاره سوییت ها و خانه های بسیار نقلی تنها به دست مجردهایی انجام می شد که بیشتر شب خواب بودند و تنها اتاقی را برای خوابیدن نیاز داشتند، اما اکنون با وجود مشکلات و دغدغه های بسیار و با شرایط کرونایی امروز که خانواده های بسیاری تحت فشارهای مالی قرار گرفته اند کاربری این خانه ها عوض شده است .

    بالا رفتن اجاره ها به شکل نجومی و تصاعدی و سهم اندک حق مسکنی که دولت به کارگران اختصاص داده باعث شده که اقشار بیشتری از مردم به درد بی خانمانی دچار شوند. البته در این میان تعداد بسیاری هم هستند که از همان حق مسکن ناچیز هم برخوردار نبوده و بیمه هم نیستند . در کنار این قشر تعدیل شدگانی هم هستند که بعد از کرونا با مشکلات معیشتی بسیاری دست و پنجه نرم می کنند و اینها همه نیاز به سقفی بالای سرشان دارند حتی اگر سقفی نداشته باشد.

    شاید تا چندی پیش مشتریان این اتاقها بیشتر افراد مجردی بودند که از شهرهای دیگر در جست وجوی کار به کلان شهرها می آمدند و پول کافی برای پرداخت ودیعه و اجاره ماهانه یک واحد مسکونی استاندارد را نداشتند، اما حالا این موضوع وسیع تر شده است. اقشاری که هر روز با وجود تورم و کرونا بیشتر به زیر خط فقر می روند و نمی توانند از پس اجاره های سنگین بربیایند.