دسته: اقتصادی

  • شایعه گرسنگی پنهان

    شایعه گرسنگی پنهان

    از بازاری که رکود داشته و از مذاکراتی که به سرانجام نمی رسد. همه چیز گویا از همین جا شروع می شود. تنشی که از رسانه ها وارد خانه ها وذهن ها می شود تا فکر کنیم که همین فردا همه ما گشنه می مانیم و قحطی در راه است.

    مشکل کمبود و تحریم ها در سیاست های کلان کشور همواره وجود داشته، اما موضوعی که این مشکل را حادتر می کند، سیل شایعاتی است که از پس آن در کوچه و خیابان همه گیر می شود، مثل یک اپیدمی مزمن  ویروسی ناشناخته که خودخواهانه ذهن ها را تصرف می کند و خیلی وقت ها باعث می شود که گرهی که به وسیله دست باز می شود، اینقدر کور شود که با دندان هم باز نشود.

    این موضوع چند وقت پیش هم اتفاق افتاد، وقتی که نه حرف تحریم ها در میان بود و نه از واردات جلوگیری می شد، آن زمان فقط نرخ ارز دچار نوسان شده بود و اول فقط حرف در مورد اجناس خارجی بود و اینکه به زودی با این قیمت دلار باید همه چیز را با قیمت چند برابر خرید (که البته در بازارهای لوازم خانگی و موبایل، لپ‌تاپ همین طور هم بود) و بعد به شایعه‌هایی در مورد تولیدات داخلی و تعطیل شدن کارخانه‌ها هم رسید و اینجا بود که دیگر بعضی‌ها تصمیم گرفتند، همه چیز را جعبه‌ای و فله‌ای بخرند تا یک وقت دچار قحطی نشوند. تصمیمی که لااقل برای فروشگاه‌ها سود زیادی داشت و برای خیابان‌ها ترافیک و برای جیب خانواده‌ها، خلوتی!

    همان زمان بود که توی بازار انگار قحطی دلار و یورو و طلا شده بود و همین جور قیمت‌اش بالا و پایین می‌رفت و به اصطلاح اساتید فن اقتصاد، انگار که اشتهای بازار سیری نداشت و هر چه سکه و ارز توی حلقش می ریختند، باز هم می‌خواست، اما این قحطی دست از سر کالاهای اساسی و مصرفی هم برنداشته بود و شایعه قحطی مثل وبا همه جا را گرفته بود تا جای سوزن انداختن در مغازه ها و خالی شدن قفسه ها نباشد.

    تا آرام شدن اوضاع چند وقتی طول کشید، تا دوباره به اوضاع فعلی برسیم، اوضاعی که اگر خودمان بدترش نکنیم، آنقدرها هم که می گویند بد نیست. به هر حال سیاست های کلان و وجود تحریم ها امری است که کشور ما تجربه آن را بارها و بارها داشته و تجربه ها خودش می تواند، چراغ راه باشد، اما نه تا وقتی که خودمان جنگ شایعات را ایجاد کنیم.

    شایعات، اما کار خودشان را کرده اند . شایعاتی که هر بار باعث می شود، شکر کمیاب شود و نادر و کره با کاهش ناگهانی در عرضه دو برابر قیمت فروخته شود. گوشت به بالاترین حد گرانی برسد و روغن در فروشگاه ها با صف های طولانی مواجه شود. این ها مواردی است که مثل یک سرطان بدخیم حال همه ما را به هم ریخته است تا شاهد صف های طولانی برای کالاهای اساسی باشیم.

    شیوع کرونا نه تنها بر جان مردم رخنه کرده،  بلکه اقتصاد و معیشت مردم را  تحت تاثیر قرار داده  تا جایی که  از ابتدای امسال تا کنون شاهد افزایش چند برابری اقلام معیشت و ضروری  خانوارها در بازار  هستیم.

    تا جایی که از ابتدای امسال شاهد افزایش چند برابری قیمت اقلام از جمله لبنیات، مرغ، گوشت قرمز، حبوبات و این بار هم شاهد  کمیاب شدن و افزایش قیمت چند برابری روغن خوراکی در بازار هستیم.

    یکی از تولید کنندگان روغن در این باره می گوید: کمبود مواد اولیه و روغن خام  مشکل اصلی تولیدکنندگان روغن نباتی و مایع در کشور است.

    به گفته این تولید کننده، هیچ محدودیتی بر سر راه تولیدکنندگان روغن  در کشور وجود ندارد و تنها مانع پیش روی تولید نبود مواد اولیه و روغن خام برای تولید انواع روغن نباتی و مایع است. از سویی دیگر بسته شدن مرزها در پی شیوع ویروس کرونا و عدم واردات مواد اولیه موجب شد که تولیدکنندگان  روغن با مشکل تامین مواد اولیه روبه‌رو شوند.

    ابراهیم علی رازینی، کارشناس و تحلیل گر اقتصادی معتقد است که  قبل از تحریم، زمانی که برجام اجرایی شد روزانه دو و نیم میلیون بشکه صادرات نفتی داشتیم، اما با بروز تحریم‌ها نمی‌توانستیم این صادرات را داشته باشیم، ولی نگذاشتیم صادرات نفتی کشور صفر شود. این موضوع صادرات نفتی تبعات روانی داشت که مردم احساس کردند، ممکن است کمبود کالایی ایجاد شود در حالی که به این صورت نیست.‏

    این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: پارسال یک عده واسطه نیز سبب شدن تا کالاهای اساسی گران در اختیار مردم قرار بگیرد، بنابر این مردم با این پیش بینی که شاید همین وضع در سال 98 ادامه داشته باشد به خریدهای کاذب و انبار کردن هجوم آوردند.

    رازینی تاکید می‌کند: مردم هیچ نگرانی در تامین کالاهای اساسی از جمله قند، شکر و برنج نداشته باشند، چرا که این اقلام در اختیار دولت است. دولت اطمینان خاطر از ظرفیت بالای ذخیره این اقلام در انبار‌ها داده بنابراین ذخائر استراتژیک برای ذخیره چند ماه کالاهای اساسی داریم.

    این تحلیل گر اقتصادی می‌افزاید: اگر قیمت برخی از کالاهای اساسی بخواهد افزایش یابد، قطعا از این ذخائر استفاده می‌شود، بنابراین عرضه این اقلام از طریق فروشگاه‌های زنجیره‌ای و میادین میوه و تره بار برای اطمینان مردم صورت می‌گیرد.

    ولی حالا باید مراقب باشیم که شایعات خودش می تواند، سلاحی خطرناک باشد که کسی جلودار آن نیست، پاشنه آشیلی که می تواند، زودتر از تحریم ها ما را از پای دربیاورد. شایعه قحطی و اینکه شاید تا چند وقت دیگر چیزی برای خوردن هم نداشته باشیم و باید از حالا انبارها و پستوهای خانه هایمان را پر از اقلام مصرفی کنیم تا مبادا روزی روزگاری گرسنه بمانیم ،خودش می تواند مراحل تدریجی از بین رفتن یک تمدن را ایجاد کند. پس قبل از اینکه خودمان خودمان را از پای دربیاوریم و بازار شایعات را داغ تر از آن چیزی که هست پر حرارت کنیم؛ بیاییم و تدابیری برای بهتر شدن اوضاع بیاندیشیم، چرا که افتادن در جهنم شایعات، فقط دیگران را نمی سوزاند، بلکه ممکن است تا پشت درخانه های خودمان هم آمده باشد. پس به جای اینکه از زمین و زمان گله کنیم و هر آنچه هست و نیست را به آتش بکشیم، باید با تدابیر و راهکارهای درست پیش برویم و هر چند سخت و غیر قابل باور با آرامش به جنگ مشکلات برویم. شاید اگر کمی به عقلمان رجوع کنیم خیلی خوب متوجه شویم که با انبار کردن مواد غذایی، خریدن بی رویه دلار و طلا به واسطه اینکه ممکن است گران تر شود و بسیاری از معامله های اقتصادی دیگر که به نفعمان نیست تنها به گرانتر شدن اقلام مصرفی ما کمک می کند و این دود تنها به چشم خودمان می رود، پس بیایید حداقل در اوضاع فعلی که همه در یک کشتی نشسته ایم به فکر سوراخ کردن آن کشتی نباشیم …

  • دولت چاق مردم لاغر

    دولت چاق مردم لاغر

    وقتی یاد این حرف ها می افتیم، یک علامت سوال بزرگ توی ذهن ها تداعی می شود، اینکه واقعا چرا برای نبود روغن، صف می کشیم و با گران شدن تخم مرغ، یخچال هایمان پر می شود و انبارش می کنیم. و اینکه چرا به در خانه مسئولانی که هر بار افاضاتشان به گوشمان می رسد نمی رویم؟ چرا نمی رویم جایی که ارزانی بیداد می کند؟
    تقویم را که باز کنی به اینهمه دلیل پایان می دهی. مرداد سال پیش تا همین تیرماه امسال به یک حقیقت تلخ پی می بریم. قیمت هایی که گستاخانه بر اسب گرانی نشسته اند و بی دلیل از پله ها بالا رفته اند تا به امروز که بیشتر از هفت قلم کالا بین ۲۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته و ۹ کالای اساسی دیگری که رشدی بین ۱۶ تا ۲۰ درصدی را داشته اند.
    اینجاست که به راحتی پی می بریم که کلاف تورم هر روز کورتر می شود. کلافی که این روزها با نایاب شدن برخی از کالاهای اساسی مثل روغن و قبل از آن کره و قبلتر از آن برنج و قبلترش شکر و بعد از پیدا شدنشان با قیمت های دو برابری چیزی شبیه یک شوخی بی مزه است .
    نرخ تورم بر اساس آمارهای رسمی بانک مرکزی، طی سال‌های ۹۷ و ۹۸ در حدود ۲/۳۱ و ۲/۴۱ درصد بوده است. هر چند بسیاری از آگاهان اقتصادی بر این باور هستند که آمارهای بانک مرکزی با اختلافی قابل توجه شاخص‌های اقتصادی را نشان می‌دهد، اما با استناد به همین آمارهای رسمی نیز می‌توان، رشد پرشتاب نرخ تورم طی یک سال را فهمید.در همان زمان بانک مرکزی اعلام کرده بود که سال ۹۸، نرخ تورم بیشترین رکورد را از سال ۷۴ زده است.
    اما سه ماهه ابتدایی سال ۹۹ وضعیت بدتر است تا جایی که آمارها و عددها در این سه ماه بلندقدتر از همیشه می شوند و پایشان را بیش از حد جلو می گذارند تا جایی که این شاخص ها به عدد ۵۰ نزدیک شده و سیر صعودی نابسامانی را نشان می دهد.
    جالب اینجاست که این افزایش تورم رونقی را در تولید ایجاد نکرده است و بانک مرکزی همواره اعلام کرده که به نرخ ۲۲ درصدی تورم خواهیم رسید.
    حرف زدن درباره لزوم توجه به اقتصاد بیمار و در حال احتضار دیگر حالا صحبت بیهوده ای است در زمانی که کرونا یک سوم شغل ها را از بین برده و بسیاری را در معرض ورشکستگی قرار داده و دولت نیز قصد لاغر شدن ندارد، نمی توان از بهبود اقتصاد صحبت کرد. اگر تا دیروز و در زمان احمدی نژاد می توانستیم با ۱۰ هزار تومان خرج یک ماه گوشت و میوه و ارزاقمان را دربیاوریم، حالا با حداقل حقوق دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی نه می توان گوشت خرید نه مستاجر بود، نه اقساط را داد و تنها و تنها باید با یک نان بخور و نمیر ساخت. نانی که با وجود افزایش قیمت مسکن، سکه، ارز، خودرو، پسته، آجیل، گوشت، مرغ، ماهی، لبنیات و حالا هم گوجه و میوه، چندان دندان گیر نیست.
    جالب اینجاست که مرکز آمار ایران به نرخ تورم ۲۲ درصدی هم اکتفا نکرده و نرخ تورم شهریور ماه را بر مبنای سال پایه ۹۵، ۲۶ درصد اعلام کرده است. از طرفی بانک مرکزی نرخ تورم سال۹۸ را در اسفند ماه همین سال، به صورت غیررسمی ۲/۴۱ درصد اعلام کرد که اگر تورم واقعی در نیمه دوم سال همین حدود یا بیشتر باشد، دستیابی به تورم ۲۲درصد، کار راحتی نخواهد بود. به نظر می‌رسد، آمارها هنوز بر سر نرخ تورم واقعی به توافق نرسیده و هر کدام روایت خود را از این شاخص پر ماجرا دارند، پس در این اوضاع، بهترین شاخص برای فهم تورم واقعی موجود در کشور، نرخ دلار و همچنین کالاهای اساسی بازار است.

    کالاهای اساسی هم که روایت خاص خود را دارند و عددهایشان دروغ نمی گویند. شفاف و راحت در سبد خانوار جا می گیرند و از چاله فقری حرف می زنند که طبقات متوسط جامعه را به سمت پایین کشیده و آنها را تبدیل به فقرا کرده است.
    در این میان بسیاری از فعالان کارگری نیز بارها از کوچک شدن سبد معیشت ۷۰درصد از جامعه گفته‌اند. آمارهای غیر رسمی در این‌باره می‌گوید، فقط ۳۰ درصد از جمعیت ( خانواده کارگری) امکان دستیابی به حداقل‌های معیشتی را دارند و بقیه در فقر مطلق به سر می‌برند.
    خیلی ها معتقدند که با سیاست های انبساطی می توان از تورم بیرون رفت اما تیمور رحمانی، اقتصاددان معتقد است که مدیریت تورم در ایران با دنیا فرق دارد.
    وی می گوید: راهکار اصلی درمان تورم در کشورهای مختلف کنترل تقاضای کل از طریق تنظیم قیمت پول است؛ این درحالی است که دیدگاه رایج در ایران همچنان بر کنترل پایه پولى و نقدینگى، آنهم در کوتاه مدت تمرکز دارد.
    تیمور رحمانی، معتقد است، راهکار درمان و کنترل تورم در بسیاری از کشورها مشخص شده و فعلا این راهکار یعنی کنترل تقاضای کل از طریق تنظیم نرخ بهره پاسخ گو بوده است، اما همانطور که اشاره کردم، مدیریت تورم در ایران با دنیا متفاوت است.
    این در حالی است که تقریبا اکثر کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که برنامه‌‌ریزی‌های اقتصاد نمی‌تواند با بی‌توجهی یا ساده‌انگاری واقعیت‌های موجود به سرانجام برسد. گفته می‌شود در مورد تورم هم این قاعده نافذ است؛ هدف‌گذاری تورم ۲۲درصد هم در لفظ خوب است، اما قابل پیاده‌سازی نیست؛ چرا که کاهش تورم به صورت دستوری ممکن نیست. به صورت کلی، تورم تابع متغیرهای دیگری مانند نرخ ارز است؛ تورم به طور مشخص از افزایش قیمت کالاها و خدمات تاثیر می‌پذیرد. با این اوصاف، تورم پایان سال ۹۹ تابعی از قیمت‌ ارز و… است و تطابقی با شرایط اقتصادی موجود ندارد و بنابراین، نمی توان به پایین آمدن تورمی که در حال خرد کردن کمر اقشار ضعیف و متوسط جامعه است، امیدوار بود.

  • کوپنیسم

    کوپنیسم

    منظور از «مردم» در این طرح «دهک‌های پایین درآمدی» است و «کالا های اساسی» شامل اقلامی نظیر برنج، گوشت، مرغ، روغن، شکر و برخی از داروهای مورد نیاز مردم می‌شود.

    محمد خوش‌چهره، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، درباره طرح این موضوع و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گوید:

    «من با کل این طرح موافق نیستم و این بحث را بحثی درجه دو یا درجه سه می‌دانم. به نظرم مجلس اولویت‌‌های مسائل اقتصادی را تشخیص نداده که به چنین طرحی پرداخته است. اینکه روش توزیع کالا را کوپن بنامیم یا چیز دیگری، نسخه شفابخشی نیست.»

    « اقتصاد ایران دچار آسیب‌های جدی شده و متغیرهای کلان اقتصاد ما، توامان دچار ‌مسئله اند. سطح عمومی قیمت‌ها، ارزش پول ملی، نرخ رشد اقتصادی، بیکاری و امثالهم. چنین طرح‌هایی با فوریت‌های بالا، گرچه ممکن است به عنوان داروی پاره‌ای دردها تلقی شوند، ولی ما به مجموعه‌ای از داروهای شفابخش نیاز داریم. چاره‌اندیشی درباره تضعیف پول ملی و رفع موانع از سر راه تولیداتی که اشتغال بالایی ایجاد می‌کنند، مسائلی‌اند که باید مد نظر قرار گیرند. اینکه در این میان فقط به چند قلم کالا تحت عنوان کالاهای اساسی پرداخته شود، اقدامی انفعالی و موردی و فاقد منطق است. فارغ از این که میزان اثرگذاری این اقدام چقدر باشد. من چنین اقداماتی را مفید نمی‌دانم.»

    با توجه به صحبت های این کارشناس اقتصادی می توان گفت: اگر صدها اقدام  در یک بسته سیاستی رده‌بندی شوند که نهایتا ده یا پانزده اقدام برای بهبود وضعیت اقتصادی ایران از دل آن درآیند، این طرح مجلس جایگاه برجسته‌ای در این بسته ندارد. مساله دهک‌ها هم که در سخنان نمایندگان مجلس مطرح شده، با توجه به فشارهای تورمی و ضعف نظام تصمیم‌گیری و سیاستگذاری و برنامه‌ریزی، مساله‌ای است در رده‌های بسیار پایین؛ و این طور نیست که این مساله بخواهد وقت بالایی را بگیرد. بنابراین وقتی که مجلس به این صورت برای خودش تعیین اولویت می‌کند، این نشان می‌دهد تشخیص مجلس فاقد جامعیت و بیشتر آمیخته به سطحی‌نگری است.

    اما کمال اطهاری، پژوهشگر اقتصاد توسعه، در دفاع از طرح مجلس یازدهم می‌گوید:  «در چند دهه گذشته، که سیاست‌های تعدیل به صورت عجولانه‌ای در ایران اعمال شد، به‌بازارسپاری جامعه در ایران صورت گرفت. در اروپا بازارسپاری اقتصاد صورت گرفت ولی بازارسپاری جامعه صورت نگرفت و الان در مباحث مربوط به سیاست‌های اجتماعی، گفته می‌شود که دولت رفاه در اروپا احیا شده است.

    به همین دلیل اروپا احیای اقتصادی‌اش را با 750 میلیارد یورو آغاز کرده ولی آمریکا تا حالا 3 تریلیون دلار برای آسیب های اقتصادی ناشی از کرونا خرج کرده است. یعنی یک نظام سیاست اجتماعی استوار در اروپا، آسیب‌های اجتماعی کشورهای اروپایی را هم به حداقل رسانده است. در ایران این اتفاق افتاده ولی چون نظامات لازم ایجاد نشده، برای به‌بازارسپاری اقتصاد، یک اقتصاد رانتی با تورم بالا و بحران‌های بسیار شدید پدید آمده است. اگرچه در این شرایط حتما باید یک نظام جامع رفاه به وجود آید، ولی تا آن موقع، که به نظر نمی‌رسد در دولت کنونی این امکان وجود داشته باشد، مردم در تامین مایحتاج روزمره‌شان دچار مشکل خواهند بود و این مشکل، با توجه به تحریم‌ها و فشار حداکثری آمریکا به ایران، بیشتر خواهد شد. بنابراین اجتناب‌ناپذیر است که دولت به صورت مستقل به مساله تامین کالا های اساسی مردم بپردازد.»

    کوپن

    با عنایت به نظر این کارشناس اقتصادی موافق طرح بازگشت کوپن ، این سوال پیش می آید که در این شرایط برای خانوارهای تحت فشار در ایران چه باید کرد؟ یا باید دولت پول چاپ کند و به آنها بدهد که این موجب بدتر شدن وضع تورم می‌شود، یا این که ارزی را که به کالا های اساسی اختصاص می‌دهد، مستقیما به دست مردم برساند. از چنین اقدامی، با توجه به فساد سیستماتیک کنونی، فساد کمتری برمی‌آید. مسلما اگر این طرح بخواهد ادامه پیدا کند، عوارض نامطلوبی خواهد داشت ولی در بلندمدت، به قول جان مینارد کینز، همه می‌میرند. پس باید الان چاره‌ای اندیشید.

    الان قشر متوسط دچار فشار جدی اقتصادی است و به سمت گروه‌های کم‌درآمد ریزش دارد. در شرایط فعلی، دامنه دهک‌های پایین در حال وسعت است. این فرایند به زیان طبقه متوسط است. اکثر لایه‌های طبقه متوسط در حال ریزش به سمت طبقات پایین هستند و لایه‌هایی از این طبقه نیز از فرصت‌های پدیدآمده در فضای موجود استفاده می‌کنند و به طبقات بالا می‌پیوندند. در مجموع طبقه متوسط کوچکتر شده و دامنه طبقات کم‌درآمد رو به افزایش است. رفع این مشکلات نیازمند نسخه‌های جدی است.

    به نظر می رسد، این که کالا های اساسی را با ارز دولتی وارد کنند و در اختیار دهک های آسیب پذیر اجتماعی قراردهند نیز چاره ای اساسی نباشد، چراکه با نبود سیستم های قوی نظارتی، یعنی این کار به رانت‌خوارها واگذار شده و راه را برای تولید سلطان های کوپنی هموار کنیم و در ادامه آنها را به دادگاه کشانده و محاکمه کنیم. ولی محاکمه سلطان‌ها دردی از مردم دوا نمی‌کند. در این شرایط بهتر است عرضه مستقیم صورت گیرد و به نظر می رسد کوپنیسم راه درمان اقتصاد بیمار ما نباشد.

    بازگشت کوپن برای بهبود وضع موجود، جای بررسی چندانی ندارد و نفس شعارهای انقلابی مجلس هم لزوما کارآمدی ندارد؛ بهبود وضع اقتصادی باید به سود همه اقشار از جمله طبقه متوسط در حال ریزش باشد که بازگشت کوپن نمی تواند، جلوی سرعت این ریزش طبقاتی را بگیرد و به طور حتم سبک زندگی کوپنیسمی را با خود بهمراه خواهدآورد.

  • بخریم یا نخریم

    بخریم یا نخریم

    سکون مسلط بر بازار ایران، این روزها عمق بیشتری پیدا کرده است، بازار خودرو و مسکن خالی از مشتری است و بازارهای دیگر نیز وضعیت چندان متمایزی را هویدا نمی کنند.

    به گفته فعالان بازار لوازم خانگی، فعلاً تنها مشتریانشان عروس و دامادها هستند و کسی  به غیر از خرید جهیزیه دست به جیب نمی شود.

    نکته جالب اینجاست که همین عروس و دامادها هم دیگر ملزومات درجه دوم یا اولویت دوم را خریداری نمی‌کنند؛ زمانی کیسه اسپنددان و آویزهای تزیینی آشپزخانه  هم در جهیزیه جا داشت،  ولی در حال حاضر حق تقدم خرید، فقط با اقلام اساسی است و تستر و  ماکروفر و چای ساز و قهوه جوش و غیره دیگر جایی در لیست خرید جهیزیه ندارند.

    طبیعی است، وقتی قیمت ها چند برابر می شود، مدتی طول می کشد تا مردم خودشان را با وضعیت تازه وفق دهند، از این رو فروش لوازم خانگی نو کم شده و اتفاقا بهای لوازم خانگی دست دوم نیز در این دوره به شدت افزایش یافته به طوری که فاصله قیمتی یخچال نو و یخچال دست دوم هیچ گاه تا این حد کم نبوده است.

    این رکود اما تنها بازار لوازم خانگی را در بر نگرفته است، بازار مسکن و خودرو و گوشی تلفن همراه و … نیز از این سکون در امان نمانده‌اند.

    هرچند  افزایش شدید قیمت مسکن، رکودی استثنایی در 20 سال گذشته را در بازار ایجاد کرده است اما کاهش قیمت نیزدر برخی مناطق آغاز شده است. در این شرایط رکود بازار مسکن، پول لازم ها قیمت‌های پیشنهادی شان را حتی تا یک میلیون تومان در هر متر مربع نسبت به قبل کاهش می دهند  به امید اینکه طمع خریدار را به سمت خرید سوق دهند.  صاحب نظران بازار املاک، در پاسخ به این سئوال که وقت خرید است یا خیر؟ عقیده دارند: اغلب کسانی که این روزها می‌پرسند بخریم یا بفروشیم؛ مشتری و مصرف کننده واقعی نیستند بلکه سرمایه گذار هستند که می‌خواهند، ببینند چه زمانی باید وارد بازار بشوند و چه زمانی خارج شوند.

    برخی کارشناسان نیز معتقدند، کوچ مشتریان از بازارها به معنای کوچ سرمایه گذاران است و افزایش قیمت‌ها در حقیقت فعلا مجالی برای مشتری واقعی باقی نگذاشته است. پیش بینی فعالان بازار، حکایت از آن دارد که مسکن تا 25 درصد امکان ریزش قیمت را پیش رو دارد از این رو احتمال مذکور خریدها را بیش از پیش با رکود مواجه می‌کند.

    •  بازار سردرگم خودرو

    بازار خودروهای وارداتی تنها تحت تاثیر ریزش نرخ ارز نیست بلکه ترخیص خودروهای وارداتی نیز استعداد ریزش در این بازار را تقویت کرده است. در عین حال بهبود روند تحویل خودرو از سوی خودروسازان سبب شده است، برخی خودروهای داخلی نیز با ریزش قیمت روبرو شوند. به گفته فعالان بازار خودرو، بخواهیم یا نه؛ عده ای باید خود را آماده زیان کنند، منظور زیان واقعی است چون با قیمت‌های بالا خودرو خریده‌اند و حالا مجبورند یا با قیمت پایین‌تر بفروشند یا خواب سرمایه‌هایشان را افزایش دهند.

    •  بالا و پایین های ارزی

    در حالیکه برنده شدن بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باعث ریزش چند هزارتومانی قیمت دلار در بازار آزاد شد ولی به نظر نمی رسد این روند سقوطی ادامه دار باشد و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایران و سخت تر شدن تحریم های ترامپی به نظر باید منتظر سیر صعودی دیگری در بازار ارز و به خصوص دلار باشیم.

    فعالان بازارهای مختلف اما پیش بینی می‌کنند، رکود تا زمان رسیدن بازار ارز به آرامشی نسبی ادامه خواهد داشت. این چنین است که چشم بازارهای دیگر به بازار ارز خیره مانده است و هنوز پاسخ روشنی برای این سوال که بخریم یا نخریم در دست نیست.

  • قرعه‌کشی محصولات ایران‌خودرو برگزار شد

    قرعه‌کشی محصولات ایران‌خودرو برگزار شد

    به گزارش اینهفته ، با به اتمام رسیدن مهلت ثبت نام در قرعه کشی ایران خودرو ، قرعه کشی نهمین مرحله از فروش فوق العاده محصولات ایران خودرو، در ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه (12 آذرماه) با حضور نمایندگان نهادی نظارتی برگزار می گردد.

    پژو پارس بنزینی، پژو ۲۰۶ تیپ ۵، پژو پارس TU۵، پژو ۲۰۷ دستی سقف شیشه‌ای و سمند ال ایکس، محصولات عرضه شده در این طرح هستند، بنا بر تصمیم کمیته خودرو، مراسم قرعه کشی پخش زنده‌ ممنوع اعلام گردیده است.

    ایران خودرو

  • جنگ با گلوله های بیصدا

    جنگ با گلوله های بیصدا

    واقعیت این است که همه ما،  درون یک جنگ تمام عیار هستیم، منتهی، تم این جنگ با آن جنگهای نوستالژیک که در ذهن داریم فرق دارد، یک چیز تازه ایی است .

    بعضی ها جنگی که در آن قرار داریم را جنگ اقتصادی می خوانند. جنگی که آتش آن را ترامپ با خروجش از برجام، روشن کرد. آثارش نه با بمباران و ویرانی و شهادت و جراحت، بلکه با انهدام زیر ساخت های اقتصادی ما رقم خورده است. مجروحان این جنگ میلیونها انسان بالغی هستند که به واسطه سقوط ارزش پول ملی، بیکارشده و شرمنده خود و خانواده هایشان هستند. آنها حتی نمیدانند با چه سلاحی مجروح شده اند !!

    ویرانی آن به شکل بی سامانی قیمت ارز، گرانی افسارگسیخته و تعطیلی کارخانجات و صنایع و یا ورشکستگی صنعت، خود را نشان میدهد.

    ترکشهای این جنگ پایین آمدن ارزش پول ملی مملکت است، در حدی که قیمت کاغذ اسکناس از ارزش خود آن بیشتر است، بنحوی که انتشار و چاپش هم دیگرتوجیه اقتصادی ندارد!!

    کشته های این جنگ، هزاران زن و مرد و کودکی هستند که بنیان خانواده شان بخاطر فقر اقتصادی، متلاشی شده و طلاق گرفته اند، یا کسانی که از شدت بیکاری و فقر نمیتوانند تشکیل خانواده دهند و مجروحان بدحالش، در سطل های زباله،  لقمه ای نان جستجو می کنند.

    جاسوسان نفوذی دشمن در این جنگ، رانتخوارانی هستند که با سوء استفاده از قدرت و ثروت، با انواع روشها از احتکار و قاچاق گرفته تا تقلب و دزدی، عین لاشخورها بر جسد بی جان اقتصاد این مملکت ضربه وارد میکنند.

    فرماندهان این جنگ، برخلاف جنگ معمولی، نه مثل مردم در جنگند و نه حتی کوچکترین سختی می بینند و فقط از دور با غرور نعره مبارزه و وعده پیروزی می دهند!

    بله ما در حال جنگیم، یک جنگ تمام عیار. آثار این جنگ، هر چه جلوتر میرویم، خود را بیشتر آشکار می کند.

    اینکه ده درصد جامعه با سرعت  پولدارتر و نود درصد جامعه به همان نسبت فقیرتر می شوند و این شکاف روزی آنقدر بزرگ می شود که پر کردنش به اندازه یک جنگ واقعی، هزینه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد داشت.

    در این میان، مردم بی نوا، سربازان مجروح و موج گرفته ایی هستند که گیج و مبهوت دور خود میچرخند و نمیدانند چکار کنند.

    بله ما در حال جنگیم و داریم خون می‌دهیم، اما رنگ سرخی خونمان، از خجالتی است که به خاطر فقر اقتصادی بر گونه هایمان نشسته است.

    آیا شما هم صدای کمانه کردن گلوله های این جنگ که از کنار گوشتان میگذرد را می شنوید، یا شما هم گیج این اقتصاد گیج شده اید.

    • بنا نیست هم چوب را بخوریم هم پیاز را

    ژوبین صفاری

    هرچه زمان بیشتر می‫گذرد، انگار بیشتر متوجه می‫شویم که اظهارنظرهای مسئولان نه از سر ندانستن که شاید به عمد قرار است باعث تکدر خاطر مردم شود.

    مگر آنکه مسئولان در یک محیط کاملاً ایزوله به دور از آنچه مردم درک و لمس می‫کنند و بدون ارتباط با هیچ رسانه‫ ای مشغول خدمت‫ رسانی هستند. بارها در رسانه ‫ها از اظهار نظرهای نا به جای مسئولان و بازی شدن با اعصاب مردم سخن گفته شده است، اما باز به جای پاسخگویی درخصوص چرایی شرایط موجود و یا حل ریشه‫ ای مشکلات اعم از اقتصادی و فرهنگی سخنانی گفته می‫شود که نه تنها مرهم درد مردم نیست که اثرات مخربی بر روان جمعی می‫گذارد.

    طی روزهای گذشته سخنانی از سوی برخی مسئولان امر گفته شد از جمله بهتر بودن اقتصاد ایران نسبت به آلمان توسط رئیس جمهوری، درخواست تعویض دنا پلاس با شاسی بلند توسط یکی از نماندگان مردم  و یا کری خواندن‫های بیش از اندازه و البته بی‫ربط وزیر ارتباطات برای هواداران آبی پایتخت، که همه قطعات یک پازل از ندانستن مقتضیات جامعه امروز ایران است.

    تردیدی نیست که طی چند دهه گذشته جامعه ایرانی انواع فشارها، تنش ها و دشواری‫ها را برای زیست خود تحمل کرده است.

    درهمین حال همواره سعی کرده در کشاکش این سختی‫ها با رفتارهای مدنی از جمله شرکت در انتخابات، امید خود را برای عبور از این مراحل سخت حفظ کند. امیدی که البته نه تنها با عملکرد بد منتخبان به یاس عمیق تبدیل می شود بلکه انگار مردم ناچارند با انواع اظهارنظرهای نسنجیده درد مضاعفی را نیز تحمل کنند.

    مردم ایران در برهه های گوناگون برای بهبود شرایط زیستی خود و دلخوش به شعارهای امیدوارانه دولت ها به پای صندوق های رای رفته و  هر بار نا امیدتر از بار قبل، زندگی خود را به انتخابات بعدی گره زده اند.

    ناگفته پیداست سیاست‫های اقتصادی و فرهنگی دولت هر چند که میراث‫دار نابسامانی‫های قبلی نیز باشد دستاوردی جز سخت تر شدن شرایط نداشته است. اما در این شرایط ای کاش به جای اظهار نظرهای بی‫حاصل، مسئولان از مشاوران روانشناس و جامعه شناس بهره می‫برند تا شاید آنها توضیح می‫دادند که این صحبت‌ها نتیجه‫ای جز یاس مضاعف برای جامعه نا امید شده ایرانی ندارد.

    تدبیر برای توسعه اقتصادی کشور را در لوای دادن آدرس‫های غلط نمی‫ توان پنهان کرد.

    شکی نیست که مردم هر زمان که لازم بوده شرایط بحرانی کشور را درک کرده اند اما اینکه حالا هم چوب را بخورند و هم پیاز، نتیجه‫ای جز عمیق‫تر شدن شکاف بین مسئولان و مردم درپی نخواهد داشت. مردم این روزها به همدلی نیاز دارند و نه تهدید و تخیل. که اگر سخن مسئولان نزد مردم کم اعتبار شود اثرات آن تا مدت ها بر سپهر اجتماعی کشور باقی خواهد ماند.

  • چشم همسایه ها به سرمایه گذاران ایرانی

    چشم همسایه ها به سرمایه گذاران ایرانی

    سرمایه ها و ارزهایی که از ایران خارج می شود تا در گرماگرم نوسات نرخ دلار و ارز و مشکلات مربوط به مسکن به یک معامله یک سر باخت تبدیل شوند. بماند که تبلیغات هم دست از سر این بازار برنمی دارند، تبلیغات رنگارنگ از خانه‌های زیبا و مجلل در کشورهایی همچون ترکیه، دبی و مالزی که آدم ها را مجذوب خود می‌کند. چشم‌ اندازهای باشکوه رو به دریا و کوهستان کمترین فاصله به مراکز اصلی شهر و دانشگاه‌ها و دریافت ویزای اقامت از مهمترین  جذابیت های  تبلیغاتی برای خرید  این خانه‌هاست.

    اینها همه در حالی است که این جذابیت ها گاهی هزینه زیادی برای سرمایه گذار دارد، و شامل ورشکستگی و به خاک نشستن کسانی می شود که تمام سرمایه خود را یکجا به پای خانه های روی آب می ریزند.

    طبق گفته تعدادی از کارشناسان مسکن، این نوع سرمایه گذاری در کشوری مانند ترکیه یا دبی کاملا اشتباه است، زیرا بعد از گذشت چند سال، واحد مسکونی به مصادره گذاشته شده و یا دریافت اقامت در این کشور منتفی می‌شود.

    مصطفی قلی ‌خسروی، رئیس اتحادیه املاک پایتخت، با اشاره به اینکه هیچ یک از مشاوران املاک به ویژه در استان تهران مجوز فروش ملک و یا زمین در خارج از کشور را ندارند،‌ گفت: هر مشاور املاکی که چنین فایل‌هایی را برای فروش ارائه کند، متخلف است و پس از شناسایی به مراجع قضایی معرفی می شود.

    وی افزود:  متأسفانه چند سالی است که مردم فریب چنین تبلیغاتی را خورده اند و سرمایه‌های خود را به خارج کشور انتقال می‌دهند، اما بعد از گذشت ماه ها تمامی سرمایه‌های آنها  به دلیل  نداشتن اشرافیت حقوقی بر باد می‌رود، چرا که کشوری مانند ترکیه و یا دبی جای مناسبی برای سرمایه گذاری نیست.

    قلی‌خسروی تأکید کرد: کشور ایران با چنین شرایط اقتصادی که دارد، بهترین زمان برای سرمایه گذاری است، زیرا که قیمت ملک و زمین در چند ماه گذشته افزایش جهشی داشته است.

    رئیس اتحادیه املاک استان تهران با اشاره به اینکه بسیاری از افرادی که در آنتالیا و آنکارا ملکی را خریداری کردند بلافاصله پشیمان شده‌اند، افزود: خرید ملک‌های پیش فروش و یا زمین‌های بدون سند باعث شده که تمامی سرمایه‌های آنها از بین برود.

    در همین خصوص حامد مظاهریان، معاون وزیر راه و شهرسازی چندی پیش با اشاره به اینکه هیچ یک از مشاوران املاک اجازه فعالیت فروش ملک در خارج از کشور را ندارند، افزود: مشاوران املاک تحت نظارت وزارت صمت هستند بنابراین، باید هرچه سریع‌تر فعالیت این مشاوران املاک متوقف شود.

    مظاهریان تأکید کرد: خرید ملک و یا سرمایه گذاری در خارج از کشور باعث ایجاد اختلال در اقتصاد کشور می‌شود. بنابراین باید هرچه سریع‌تر وزارت صمت و همچنین اتحادیه مشاوران املاک مانع فعالیت آنها شوند.

    اکنون افراد می توانند با 100 میلیون خانه های روی آبی را بخرند که ممکن است، یک شبه از دستشان برود، اما تنش های اقتصادی در ایران، تحریم ها و مشکلات مربوط به ناامنی های سرمایه گذاری است که باعث شده سرمایه ها از کشور ما فرار کنند.

    فرار سرمایه ها دلایل مختلفی هم دارد، از بروکراسی های اداری در ایران گرفته تا تبلیغات دهن پر کنی که حتی جای خود را در اپلیکیشن های موبایل ها هم باز کرده اند.

    حالا ورود دلالان و مشاوران املاک،  بدون مجوز در این بخش باعث شده بسیاری از خریداران واحد مسکونی در خارج از کشور با مشکل مواجه شوند .

    ساخت وساز در  کشور ایران، یکی از اصلی ترین  پایه های اقتصاد کشور به شمار می آید به طوری که حدود 1300 شغل به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این صنعت بزرگ وابسته است، بنابراین باید دولت انگیزه های لازم را برای افزایش سرمایه گذاری در این بخش گسترش دهد و مانع خروج آن به خارج از کشور شود.

    حالا سرمایه های ایران به راحتی به خارج از کشور منتقل می شود، سرمایه هایی که می تواند اشتغال ایجاد کند و کشور ما را از شر مشکلات متعدد مربوط به بیکاری نجات دهد.

    آمارها نشان می‌دهند که ایران سالانه نیاز به تولید یک میلیون واحد مسکونی دارد که تنها یک سوم از این میزان در کشور تولید و مابقی در سایر بخش ها سرمایه گذاری می شود و کارشناسان معتقدند که اگر در این زمینه حمایت های لازم انجام شود، می توان به زنده شدن این صنعت امیدوار بود.