متصدی داروخانه او را ارجاع می دهد به داروخانه های دولتی هلال احمر و خورشید و غیره که شانس بیشتری برای پیدا شدن دارو دارند. به غیراز زن نسبتا مسن که انسولین زرد می خواهد، خیلی های دیگر هم هستند که داروهای ساده ای می خواهند که داروخانه دار یا تمام کرده یا ندارد یا کمیاب شده اند. حالا داروخانه ها نه تنها داروهای کمیاب را ندارند، بلکه گاهی اوقات به علت کاهش داروهای معمولی هم از پذیرش نسخه بیماران عاجزند.
روی شیشه داروخانه بعدی پر شده از تبلیغاتی که مربوط به دهان و دندان یا پوست و مو یا شامپوهایی است که نه به درد بیماران خاص می خورد و نه بیمارانی که به واسطه پیدا کردن داروهایشان باید تمام خیابان های شهر را گز کنند و در آخر دست خالی به خانه بروند.
نفر بعدی مردی است که داروی بتااینترفرون، آوانکس می خواهد و داروخانه دار با لحن جدی و بدون اینکه احساساتش درگیر شود تحکم آمیز می گوید:« نداریم»، «نیست آقا» کمیاب شده . شاید توی هلال احمر باشه مرد مستاصل و ناامید بیرون می رود. هوای ابری بیرون انگار توی داروخانه نمود بیشتری دارد. برای کسانی که با وجود جست و جوی زیاد باز هم ناامید شده اند.
اینجا یکی از داروخانه های بزرگ و معتبر اصفهان است؛ داروخانه دار خود مرد مسنی است. خیلی جدی و کمی تند می گوید: وقتی دولتی ها می گویند نیست، یعنی نیست. تمایلی به گفت و گو ندارد و با بی میلی نسخه دیگری را نگاه می کند و می گوید: ما نداریم شاید داروخانه های دیگر داشته باشند، برای همین نمی توانم بگویم که کمیاب شده . درد اینجاست که مردم فکر می کنند ما دست اندرکار نبود دارو هستیم. سرش را برمی گرداند تا نسخه بعدی را بپیچد نسخه ای که شامل داروهای کاملا معمولی سرماخوردگی است و خوشبختانه داروخانه دار همه را دارد .
خیابان بزرگمهر پر است از داروخانه های کوچک و بزرگ، کمی آنطرف تر داروخانه دیگری است که نسبتا شلوغ است. بیشتر کسانی که آمده اند داروهایی برای سرماخوردگی یا تقویتی و ویتامین می خواهند، اقلامی که به راحتی می توانند با چند اسکناس هزارتومانی تهیه کنند، تا اینجا هیچ مشکلی پیش نمی آید، بحران از آنجا شروع می شود که داروها رو به تخصصی شدن می رود و بیماری ها خاص تر می شوند. به خصوص بیماری هایی که اکثر مردم را درگیر می کند. دیابت از نوع بیماری هایی است که این روزها مبتلایانش را با کمبود داروها گرفتار کرده است.
داروخانه دار، زن جوانی است که سعی می کند یکی در میان جوابت را بدهد. می گوید اگر از اسم داروخانه نام نبرید، می توانم راستش را بگویم، اطمینانش که حاصل می شود می گوید: خب بله دارو کم است. به خصوص داروهایی که مربوط به قلب یا بیماریهای پوستی یا سرطانی است. البته سعی می کنیم مشابهش را به مردم بدهیم، ولی برخی داروها اصلا پیدا نمی شود. به نظر او اقلام دارویی که وارد کشور می شد، چند سالی است که رو به کاهش رفته است .
تعداد مراجعه کنندگان که زیاد می شود ترجیح می دهد مشتریانش را پاسخگو باشد چند چهارراه آنطرف تر در میدان قدس هم داروخانه ها شلوغ هستند، به گفته یکی از داروخانه دارها در این خیابان، پس از تغییرات نرخ ارز داروی ایرانی حدود 10 الی 15 درصد و داروی خارجی حدود 40 الی 100 درصد گران شده و شاید همین مساله باعث شده که داروها کمتر در قفسه داروخانه ها جا بگیرند.
این دکتر داروساز ادامه می دهد:کسری دارو زیاد داریم تا پیش از گرانی دارو، بیمار از یك دارو دو بسته میخرید، اما امروز فقط یك بسته می خرد، افزایش قیمت دارو با كمبود دارو پیوند ناگسستنی دارد، گرچه در این میان سهیمه ما هم کم شده و شرکت های پخش حتی برخی داروهای ایرانی را هم کمتر از گذشته به دست ما می رسانند که پاسخگوی نیاز ما نیست.
این مساله در داروخانه های دولتی کمتر به چشم می خورد، آنجا بهتر می توانی داروهای کمیاب را به دست بیاوری نمونه آن داروخانه سجاد در خیابان استانداری است، اما داروخانه های خصوصی كه معمولا مشمول دریافت سهمیه داروهای خاص و گرانقیمت نمیشوند هم از نایاب شدن اقلامی از داروها خبر میدهند كه كمیاب شدن آنها ربطی به قیمت نداشته بلكه مشكل، نبود مواد اولیه برای تولید آنهاست.
بسیاری از متصدیان داروخانه هایی از این قبیل حاضر به گفتگو نمی شوند، اما مسئول داروخانه ای در خیابان فیض در این رابطه می گوید: بسیاری از داروها چون مواد اولیه خارجی دارند و به دلیل وارد نشدن این مواد اولیه در اختیار شرکت های تولید دارو قرار نمی گیرند و همین مساله باعث شده که با کمبود برخی داروها روبرو شویم ، این مساله همچنین باعث سوء استفاده هایی در بخش دارو شده است به عنوان مثال داروهایی که تاریخ مصرف آنها گذشته با برچسب های جدید قاچاق و عرضه می شوند.
به گفته او اختصاص نیافتن ارز برای واردات داروهای خاص دلیل دیگری است که باعث کمیاب شدن برخی داروها مثل زلودا وویال مپترا شده است که مربوط به بیماران سرطانی است .
به گفته این دکتر دارو ساز که تمایل ندارد نامی از او برده شود : دستاندركاران واردات و تولید دارو كه بدون حمایتهای دولتی و با سرمایهگذاری شخصی در این عرصه فعال هستند در طی این سالها دچار ضررهای زیادی شده اند .
متصدی داروخانه دکتر… در خیابان نظر نیز نظری همسو دارد:« سهمیه دارویی برخی داروها در ماه اخیر برای ما تقریبا نصف شده و بسیاری از مشتریان ما دست خالی برمی گردند» .
به گفته او داروهایی که قبلا بدون نسخه هم به بیماران قندی داده می شده اکنون تنها با نسخه و به مقدار محدود به بیمار داده می شود و بقیه بیماران دست خالی می مانند.
کمبود و یا افزایش بی رویه قیمت دارو این روزها از داروهای ساده ای مثل قرص سرماخوردگی بزرگسالان تا داروهای پیچیده تر و حتی مکمل ها را هم در برگرفته و نوسانات شدیدی که در بازار ارز ایجاد شده این مساله را بغرنج تر کرده است گرچه مقامات دولتی بحران نبود یا کاهش دارو را تکذیب می کنند اما در این چرخه مردم خوب می دانند که گرانی، حتی یک سرم یا پماد و یا حتی قطره چشمی باعث کمیاب شدن آن در داروخانه ها شده است .
دسته: اقتصادی
-

د مثل دلار درد مثل دارو
-

نخری می خرن نخوری میخورنت
این توصیه ها شده است، داستان امروز ما مردم. همه ما می ترسیم در آشفته بازار سرمان کلاه برود و بقیه ببرند و دست ما خالی بماند.
امروز همه کلاه خود را چسبیده اند تا باد نبرد. شاید هم حق داشته باشند، بالاخره آدمی همیشه به دنبال زندگی بهتر و سود بیشتر است. در این اوضاع آب گل آلود است و همه می خواهند، ماهی خود را بگیرند. ماشین میخریم که سود کنیم. طلا میخریم که سود کنیم. دلار میخریم که سود کنیم، حتی سفر میرویم که سود کنیم.
در این سبک زندگی، اما باید از گرده دیگری بالا رفت تا به سود بیشتر رسید. در این سبک زندگی دیگر رحم کردن به دیگران فایده ندارد. رحم کردن مساوی با ضرر کردن است. همین موقع است که کالایی که با ارز دولتی وارد شده است به قیمت آزاد فروخته می شود، کالاهایی که تولید داخل هستند به قیمت خارجی فروخته می شوند، دلار بر روی قیمت میوه داخلی هم تاثیر می گذارد.
بله همه دنبال سود خودشان هستند. در این اوضاع است که پول بیشتر از انسان ارزش دارد. دلار می شود محبوبه زیباروی خیلی از ما، بازار و اقتصاد ایران حال خوبی ندارد. به نظر میرسد، کاری از مسؤولان کشور در این زمینه ساخته نیست. در کنار آن خود ما مردم هم داریم آش این بازار ملتهب را هم میزنیم، روا نیست در این بازار پر هیاهو از نقش خودمان به سادگی بگذریم و همه تقصیرها را به گردن مسؤولان، ترامپ و عربستان، اسرائیل بیندازیم.
با توجه به واقعیت های جامعه، نمیتوان کمبود دارو، به ویژه داروهای بیماریهای خاص، را منکر شد. هرچند این مساله که سلامت مردم ایران پس از اعمال تحریمهای اخیر آمریکا و به دلیل تحریم ها به مخاطره افتاده است جای بحث دارد.
تحریم هم در کنار عوامل دیگری مثل مدیریت بد، فساد و رانت، احتکار و اولویتبندی نظام در مورد هزینهها، یکی از علتهای متصور برای این کاستیهاست، اما نه بزرگترین و مهمترین آنها.
تا وقتی ما بدو بدو میخریم و انبارهای خود را پر میکنیم، آش همان آش است و کاسه همان کاسه. بیمار سرطانی، داروی خود را چند برابر میخرد، چون آنکه دارو رو با ارز ارزان خریده است، آن را گران میفروشد. مغازه داری که یخچال خارجی مغازهاش را پارسال خریده است آن را به قیمت روز میفروشد و بیچاره پدری که به دنبال خریدن جهیزیه برای دختر خود است.
شاید اگر ما اهل رحم کردن به هم بودیم، اوضاع بازار اینگونه نبود. شاید اگر ما هوای یکدیگر را داشتیم، اوضاع زندگیمان اینگونه نبود. با هم که تعارف نداریم، این روزها پول شده است بت زندگی ما. عدهای حتی حاضر هستند از عزیزترین کسان خود بگذرند تا شاید چند دلار بیشتر سود کنند. اینکه به مسؤولان کشور جوالدوز میزنیم، خوب است. آنها وظایف خود را به خوبی انجام ندادند، اما یادمان نرود، گاهی هم به خودمان سوزنی بزنیم. -

کفش ملی هم آرزوست
به قول او نمیتوان شهرنشینی کرد، آن هم بدون کفش و پابرهنه؛ پس مردم به دوچیز نیاز دارند. یکی نان و یکی کفش! با این فکر به کشور چکسلواکی رفت و دو کارشناس چک استخدام کرد و یک دستگاه اتوکلاو کفش خرید و به ایران آمد و در خیابان گلوبندک پاساژی ساخت که کفش تولید کند. ایروانی کارش را با 35 کارگر شروع کرد؛ او کمر همت بست و چون سوداهای بزرگ درسر داشت، با وام و پس انداز و ارث و ..، زمین بزرگ تری در مهرآباد کرج خرید و در آن محل اول یک مسجد ساخت و بعد کارخانهِ تولید کفشش را هم به آنجا منتقل کرد.
او کفش ها را با قیمت 4تومان میفروخت. این در حالی بود که کفش خارجی آن زمان ده تومان بود و آن دوام و زیبایی را نداشت !!!!!
ایروانی، طی سال های 35 تا 1357 بیش از 50 شرکت تاسیس کرد و برای کارگرانش خانهِ سازمانی ساخت و سرویس رایگان ایاب و ذهاب در نظر گرفت !!! القصه کسب و کار او توسعه پیدا کرد و در سال 57، شرکت کفش محمدرحیم متقی ایروانی، با وقوع انقلاب مصادره شد و متاسفانه به دلایلی مثل ضعف مدیریت و واگذار نکردن آن به بخش خصوصی، کارخانه ای که روزگاری، 10هزار خانوار کارگری را به خوبی اداره میکرد، 4 میلیارد و هشتصد میلیون تومانِ آن زمان، ضرر داد!!! قلب کارخانه از تپش ایستاد و کارخانهِ او هم به مرور، تبدیل به انبار ماشین ها و خودروهای سایپا شد!
ایروانی، با دل شکسته به آمریکا رفت و در آنجا کارخانهِ چرمسازی بوستون را تاسیس کرد و باز هم کفش تولید کرد! و سرانجام در 12بهمن ماه سال 1384 بعد از یک روزِ کاملِ کاری در غربت از دنیا رفت.
محمد رحیم متقی ایروانی، همان موسس کفش «ملی» بود. همان کفشی که در کودکی خیلی از ما، مرگ نداشت. همهِ ماها از آن کفش ها پوشیده ایم و از کفش ملی خاطره داریم ، تنگ میشد اما خراب نمیشد!
صنعت کفش در تمام دنیا صنعتی پرسود و اشتغال زا است و اقتصاد های بزرگ دنیا همچون چین، آمریکا و اروپا به آن نگاه ویژه ای دارند. این صنعت در ایران هم مراتب اشتغال و درآمدزایی بسیاری رافراهم آورده، اما به قول فعالان این صنعت، رکود اقتصادی و مشکلات عدیده بر سر راه تولید، امکان بهره برداری حداکثری از ظرفیت ها را ازآنها گرفته است. گفته می شود زمینه تولید سالانه 400 میلون جفت کفش در ایران وجود دارد، اما تنها نیمی از این ظرفیت به کار گرفته می شود.
بواقع چه اتفاقی افتاده که با وجود تمام محسنات کیفیتی کفش ایرانی، برندی همچون کفش ملی از دیده ها گم می شود و دیگر برندهای کفش داخلی هم نمی توانند در کورس قیمت، همپای رقیب چینی شان پیش بروند و قافله را به او می سپارند؟
به نظر می رسد، اگر روزی نرخ بهره بانکی در ایران سامان بگیرد، سیاستهای ارزی از نوسان و انقلاب دور شود، سیاستهای کلان اقتصادی مناسب اتخاذ شود و مناسبات اقتصاد ایران با دنیای بیرون برمبنای سود متقابل شکل بگیرد، برندهای کفش ایرانی هم درشرایط زاد و رشد قرار میگیرند.
برندسازی یک روند و یک فرآیند است که نیاز به آرامش ذهنی و آسایش مادی دارد و در شرایط سخت و ناآرامیهای ناشی از آشوب پولی و ارزی و فشار شدید مالیاتی و تامین اجتماعی زاد و رشد نمیکند. مدیران اجرایی در دولت باید زمینه و بستر لازم برای پوشاندن لباس عمل به رویای مردم را با آرامش و بدون رانت فراهم کنند و بستر لازم برای سرمایهگذاری بزرگ در صنعت کفش دستدوز فراهم شود.
اگر به داد صنعت امروز و موجود کفش ایرانی برسیم برندها ی خوب دیگری همچون، کفش ملی هم ممکن است متولد شوند و ایرانی بتواند با قیمتی مناسب کفش ایرانی بپوشد.
هم اکنون از پرسنل 10 هزار نفری کفشِ ملی، فقط و فقط 700 نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخشهای بازرگانی مشغول به کارند. از کفش ملی که حمایت نشد…. کاش حداقل از این 700نفر باقی مانده حمایت کنیم تا ما هم کفش ملی بپوشیم. -

پایتان را از کفش اصفهان در آورید
حالا راسته کفش فروش ها و کفش دوزها منحصر شده اند به چند کارگاه یا دکان های کوچکی که از امپراطوری گذشته بویی نبرده اند. روزگاری که به گفته اهل این فن کفش های اصفهان سر از بازارهای ایتالیا و کشورهای اروپایی درمی آوردند و برای خود برو بیایی داشتند.
کفش وین و ملی هنوز هم در حافظه خیلی ها مانده ، کفش هایی که تضمینی چندین ساله داشتند و در اصفهان حرف اول را می زدند و حالا مهجورتر از همیشه به انزوا رفته اند .
بعد از وین و ملی بود که کم کم بازارهای جدید شکل گرفتند. بازار سپه و افتخار بهترین بورس کفش فروش های اصفهان، حالا گرچه رنگی از گذشته ندارند و حالا با باز شدن بازارهای جدید که تنها جنس چینی را حواله می کنند، دیگر از تضمین و راحتی خبری نیست چین حالا با ردپایی که از خود در تمام معضلات روزمره به جا گذاشته، پا در کفشهای ایرانی کرده است.
اکبر 63 ساله، صاحب کارگاه کفش دوزی یکی از قدیمی های این شغل است که بیش از 50 سال پیش کارگاهش بنا شده از هشت سالگی بوده که وردست پدرش، گزنه به دست گرفته و حالا برای خودش، صاحب کارگاه بزرگی است.
اینجا خیابان سپه جایی است که مرتضی و هم صنفانش مشغولند و بورس کفش محسوب می شود، وقتی از وضعیت کفش صحبت می کند، تو را می برد به 40 سال پیش که کفش اصفهان حرفی برای گفتن داشت، اما حالا برخی از واحدهای تولیدی کفش این روزها به دلیل سایه سنگین واردات، گرانی مواد اولیه و رکود حاکم بر بازار به رکود نشسته اند.
مشکل اصلی را از زبان خودش می شنوی، وقتی که از به روز نبودن ماشین آلات و همچنین نامرغوب بودن مواد اولیه و گران بودن و تحریم هایی می گوید که بازار کفش اصفهان را به خطر انداخته است. تمام حرف های این کفاش با سابقه خلاصه می شود در این که حال بازار کفش اصفهان خوب نیست و در کما به سر می برد.
مشکلات هم از قاچاق کیف و کفش آب می خورد، مشکلی که بعد از لوازم خانگی بازار کفش اصفهان را هم بلعیده است. قاچاقچیان البته کارشان را خوب بلدند، آنها با قاچاق کفش های ظریف و رنگی مد روزی که قیمت ارزانشان هر بیننده ای را وسوسه می کند، مشتریانشان را در معرض ده ها بیماری پیش بینی نشده قرار می دهند. کالاهایی که به انگیزه سود بیشتر از مرزها وارد می شوند و اکنون بازار این کالا را که روزگاری حرفی برای گفتن داشت را قبضه کرده اند .قبضه شدن بازار توسط چینی ها
رکود در بازار کفش اصفهان البته دلایل دیگری هم دارد. مصطفی حجتی که یکی از قدیمی های این صنف در بازار افتخار است در این رابطه به خبرنگار ما می گوید: نبود مواد اولیه و قبضه شدن بازار توسط چینی ها بازار کفش و کیف اصفهان را بیمار کرده است.
البته او این مساله را کتمان نمی کند که کفش چینی نسبت به کفش های چرم اصفهان قیمت های کمتری دارد و بنابراین مخاطبانش هم بیشتر هستند. این تولید کننده با سابقه که از فروشندگان عمده کفش است، تنوع و با صرفه بودن اجناس چینی را دلیل محکمی می داند که مردم را برای خرید ترغیب کرده تا مردم از جنس نامرغوب چینی استفاده کنند.
مسعود حکیمی، اقتصاد دان نیز در گفت و گو با خبرنگار ما به نوسانات ارزی اشاره کرد که تاثیرات زیادی بر روی صنف تولید کنندگان کفش در اصفهان گذاشته و باعث شده که واحدهای تولیدی با مشکلات جدی در این زمینه روبرو شوند. او از مساله دیگری هم پرده برمی دارد، افزایش قیمت دلار و کارخانجات کفش مصنوعی که نتوانسته اند با این مساله کنار بیایند.
این کارشناس اقتصاد، تنها راهکار برون رفت از این موضوع را کمک دولت و کاهش قیمت مواد اولیه به تولیدات و صادرات گسترده می داند.محدودیت های گمرکی
فراز نعمتی از دیگر افرادی است که در کار تولید کفش چرم در اصفهان است او هم دل پر دردی در رابطه با محدودیت های گمرکی موجود دارد. به اعتقاد این فعال کفش این مساله مانع بزرگی در پیشرفت صنعت کفش می شود که این خود مشکل بزرگی برای تولید کنندگان داخلی در پی دارد.
وی با اشاره به اینکه تنها چند کارخانه انگشت شمار اقدام به تولید چرم مرغوب و طبیعی می کنند و این مساله به صنعت چرم و کفش که روزگاری شهره عام و خاص در اصفهان بود لطمه وارد می کند، به خبرنگار ما می گوید: اصفهان در زمینه تولید کفش سابقه بسیار زیادی دارد و در گذشته کفش اصفهان علاوه بر پاسخگویی به نیاز داخل، یکی از صادرکنندگان بزرگ بود، اما اکنون به این خاطر که نه قالب ها با دقت تولید می شوند و نه کفش ها آنطور که باید و شاید عامه پسند هستند، چینی ها گوی سبقت را از کفش اصفهان ربوده اند .
وی ادامه می دهد: متاسفانه در سال های اخیر این صنعت بنا به دلایلی از جمله عدم حمایت از سوی مسئولین ذیربط و عدم تخصیص تسهیلات و امکانات مورد نیاز، با رکود تولید و در نتیجه بی رغبتی صنعتگران و تعطیلی واحد های تولیدی کفش مواجه شده است.مد،رنگ و قالبی که دلخواه نیست
در حالی که امروزه در بین مردم و به خصوص نسل جوان و میانسال، مد، طرح، رنگ، طرح قالب و راحتی بعد از مرغوبیت کفش ملاک است اما به علت تمام این دلایل، کفش اصفهان آن طور که باید و شاید بین مردم جا نداشته و همین عاملی شده که از تولیدات چینی عقب بیافتد.
حالا یکی از مناطقی که در اصفهان در سیطره چشم بادامی ها است، بازار شهدا است که این امکان را به تو می دهد که بی کیفیت ترین کفش ها را به ارزانترین قیمت تهیه کنی.کفشهایی که اگرچه تنوع دارند، اما رنگ از رخ بقیه بازارهای کفش گرفته اند و استاندارد بودن کفش ها را زیر سوال برده اند. به گفته سیاوشی که یکی از فعالان بازار کفش است، طرح و رنگ کفش های چینی و اروپایی از تنوع لازم برخوردار است و این امر به تنهایی سبب شده تا مارک های خارجی طرفداران بیشتری را در جامعه پیدا کنند گرچه اگر بتوانی جنس مرغوب را از نامرغوب تشخیص دهی، چرا که معمولا جنس های تقلبی به عنوان مارک و با قیمت های بسیار بالا فروخته می شوند.
به عقیده او هم اکنون، سیلی از واردات کفش های چینی بی کیفیت روانه بازار داخلی کشور شده و با توجه به پایین بودن قیمت اقلام وارداتی…تولیدات داخلی در حاشیه قرار گرفته است.کاهش 40میلیونی تولید در صنعت کفش
در طول چند سال گذشته، سهمیه تولید در صنعت کفش اصفهان از 45تا 51 میلیون به 11 میلیون جفت کفش یا دمپایی و… کاهش داشته است و بسیاری از کارگاههای کوچک و سنتی تولید کفش، تعطیل و کارگرانشان به خیل بیکاران افزوده شده اند.
اکبر زاهدی ، رییس اتحادیه کفاشان اصفهان در این زمینه به خبرنگار ما گفت: با وجود اینکه در تامین برخی از مواد اولیه با مشکل مواجه هستیم ولی صنعت کفش اصفهان حرف های زیادی برای گفتن دارد و باید از این صنعت حمایت شود.
وی ادامه می دهد: برخی از واحدها، مشکل نقدینگی دارند و باید مشکلاتشان حل شود و با وجود ویروس کرونا این مشکلات افزوده شده و اگر دولت حمایت های لازم را از این صنف نداشته باشد با مشکلات جدی در این زمینه روبرو خواهند شد.
رئیس اتحادیه کفاشان استان اصفهان، همچنین از کاهش بیش از 40میلیونی تولید در صنعت کفش این استان طی یک دهه گذشته خبر می دهد و می گوید: اکنون با وجود چهارکارخانه بزرگ و بیش از 460 کارگاه کوچک تولید کفش در استان اصفهان صنعت کفش بیمار شده وبه علت سیاست های نادرست اقتصادی، بسیاری از کارگاههای سنتی و کارگاههای کوچک یا تعطیل یا نیمه تعطیل شده اند. -

رونق کارآفرینی در شهر اصفهان با اجرای طرح “توان هفت”
قدرت اله نوروزی، شهردار اصفهان پس از بازدید از مراحل اجرای پروژه توان هفت گفت: امیدواریم این پروژه بتواند در کیفیت زندگی مردم و رونق کسب و کارها نقش بسیار مهمی ایفا کند.
کوروش خسروی، عضو شورای اسلامی شهر اصفهان نیز افزود: بهبود فضای کار و اکوسیستم علاوه بر شتاب دهنده، فضای باز اشتراکی و سرمایه، حول محور یک چیز شکل می گیرد که همانا نیروی انسانی و با انگیزه است.
وی ادامه داد: طرح توان هفت براساس فراگیری آموزش های لازم صد هزار اصفهانی طی صد ساعت برنامه ریزی شده و هدف ما ده میلیون ساعت آموزش است که هدف گذاری بسیار بزرگی بوده اما در توان شهر اصفهان است که آن را به سرانجام برساند.
رئیس کانون کار آفرینی استان اصفهان تصریح کرد: ما اقتصادی داریم که پایه آن سازمان های صنفی همانند اصناف، اتحادیه ها و اتاق بازرگانی است و جا دارد ارتباط تنگاتنگی با حوزه کارآفرینی ایجاد شود زیرا هسته اولیه ایجاد اقتصاد و کسب و کار مدت هاست که از کار آفرینی فاصله گرفته است.
محمد گوهریان افزود: در سیستم صنفی تقریبا نوآوری نمی بینیم، همچنان که طی 50 سال گذشته شغل های قنادی، قصابی و نانوایی به همان روال گذشته عمل کرده اند، در صورتی که با خلق و نوآوری باید هر ماه منتظر یک اتفاق جدید در بهبود مستمر و رفع نیازهای مردم باشیم.
بنیان گذار شتاب دهنده بویتک نیز معتقد است شتاب دهنده ها بازیگران موثری در اکوسیستم کارآفرینی هستند و با تامین نیازهای اولیه استارتاپ ها به آن ها در یک بازه زمانی محدود شتاب می دهند و کمک می کنند رشد جذابی را تجربه کنند.
به گفته احسان فقیه، در این فرآیند آموزش حرف مهمی را می زند و میزان آموزش پذیری اعضای تیم یکی از شاخص های مهم است که شتاب دهنده در پذیرش یا عدم پذیرش یک تیم مدنظر قرار می دهد.
وی با بیان اینکه باید اعضای تیم با مفاهیم اولیه و پایه ای راه اندازی استارتاپ ها یا کسب و کارهای نوپا آشنا باشند، اظهار داشت: توان هفت می تواند با آموزش گسترده ای که در شهر ایجاد می کند، برای افرادی که ممکن است توانمند باشند، بستری ایجاد کند تا با علاقه مندی های خود آشنا شده و اگر استعداد و توانمندی در این حوزه داشته باشند، با تجربه ای که در این فضا برای آنها ایجاد می شود، بتوانند وارد اکوسیستم کارآفرینی شوند.
موسس و مدیر اجرایی شیپ نو تاکید کرد: نقش آموزش بسیار اجتناب پذیر است، به نظرم آموزش بیشتر در راستای نیاز بازار و رفع مشکلات بازار باشد زیرا مساله مهمی است.
امیر عرفانی بیان داشت: نقش استارتاپ ها در اکو سیستم اقتصادی شهر و کشور مهم است زیرا با هزینه کمی ایجاد می شوند اما رشد سریعی دارند.
وی با اشاره به اهمیت کار تیمی، اظهار کرد: ما در حوزه ورزش در ورزش های انفرادی بیشتر از ورزش های تیمی موفق هستیم زیرا از کودکی کمک به همدیگر را کمتر یاد گرفته ایم لذا اگر موضوع کار تیمی به صورت فرهنگی و عمومی و مهارت های کسب و کار آموزش داده شود، بسیار عالی خواهد شد.
مدیر فضای کار اشتراکی آبی سفید افزود: فضای کار اشتراکی، فضایی است که افراد داخل آن روی کار خودشان تمرکز می کنند و در محیطی به صورت عملی کارآفرینی را یاد می گیرند.
محمد کرمانی افزود: این فضاها در کنار برنامه توان هفت می توانند هم افزا باشند و کمک کنند که افرادی در شهر که به آن منابع دسترسی نداشتند، حداقل اطلاعات لازم را کسب کنند.
مدیر عامل فضای کار اشتراکی و شتاب دهنده هاب اصفهان تاکید کرد: هر کسب و کاری مثل همه موجودات زنده چرخه حیاتی داشته که در این چرخه حیات، نیازمندی هایی دارد تا بتواند خیلی خوب گام بردارد.
مهران کرمی با بیان اینکه یکی از این نیازمندی ها، بازار سرمایه است ادامه داد: توان هفت به عنوان یکی از عناصر مهم اکوسیستم کارآفرینی می تواند نقش تسهیل گیری داشته و آموزش در چرخه حیات یک کسب و کار را خیلی خوب ایفا کند تا افراد جدیدی را در اکوسیستم کارآفرینی شاهد باشیم.
مدیر اجرایی پایگاه خبری رهش تصریح کرد: رسانه صدای تمامی بازیگران اکوسیستم کارآفرین را منتشر می کند لذا ما به عنوان رسانه، نیازها، مشکلات و تمام فرصت های اکوسیستم کارآفرین را شناسایی کرده و به گوش تمام اعضای جامعه می رسانیم و برای فرهنگ سازی کارآفرینی در بین جوامع تلاش می کنیم.
مینا جلوانی با بیان اینکه فرهنگ سازی به واسطه آموزش اتفاق می افتد و آموزش غیر مستقیم زیر شاخه رسانه است، بیان داشت: توان هفت اتفاق خیلی خوبی است که به طور مستقیم اعضای اکوسیستم کارآفرینی را دور هم جمع کرده و نقش آموزش را برای بهبود اکوسیستم کارآفرینی اصفهان ایفا می کند.
مدیر مراکز رشد واحد های فن آوری شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان اظهار کرد: به نظر بنده مرکز رشد جایگاهی است که ایده ها یا پژوهش های انجام شده که آن ها را جنین شکل گرفته می نامم، در فضای آموزشی و فضای مشاوره و حمایتی به کسب و کارهای پایدار تبدیل می شود.
حسین حدیدی ادامه داد: آموزش در این مسیر جایگاه مهمی دارد، آموزش مشعل فروزانی است که روشنایی و تاریکی را نشان می دهد نه اینکه آنرا خلق کند، افراد باید جوهره اصلی ریسک و نوآوری را داشته باشند لذا در پازل توان هفت جامعه کارآفرینی را می توان از لحاظ کمی و کیفی گسترش داد.
صالح خشوعی نیز گفت: سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان بر اساس رسالتی که شورای اسلامی شهر اصفهان برعهده اش گذاشته، به اجرای طرح توان هفت اقدام کرده است.
رئیس اداره فرهنگی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان ادامه داد: محتواهای آموزشی در این طرح بر بستر فضای مجازی و سایت قرار می گیرد که در این راستا سعی کرده ایم نقش کوچکی در اکوسیستم کارآفرینی شهر اصفهان ایفا کنیم و بتوانیم اجزای اکو سیستم کارآفرینی شهر اصفهان را در کنار هم جمع کنیم.

-

روایتی از تولد فولاد( آهن ) در سرزمین کهن
واژه “حدید “پنج با درقرآن آمده است و سوره ای مستقل هم با این نام وجود دارد. این فلزمهم در ادوار مختلف حیات بشری به شکلهای مختلف در زندگی انسانها تاثیر شگرفی را به همراه داشته است. در سرزمین کهن ایران نیز مردمان این دیاراز زمانهای پیشین به درستی این مسئله را لمس کرده بودند که صنایع متالورژی و در راس آن ذوب آهن می تواند پایه گذار و ستون ترقی و پیشرفت کشور باشد و به این دلیل آرزوی دیرینه ملت ایران در دستیابی به فنون آهن ریزی با آثار مکشوفه در تپه های حسن لو و سیالک حکایت از وجود صنعت متالورژی تولید فولاد در ایران به 1000 سال قبل از میلاد (حدود یک قرن پیش تر از اروپاییان ) دارد ، و در حقیقت می توان گفت پایه های زندگی بشر بر صنعت “آهن ” استوار است واگر آهن نبود ، زندگی بشرمختل می شد
اولین تلاش برای تولد فولاد
در حالیکه در دیگر کشورها با ظهور انقلاب صنعتی تولید فولاد با شتاب بیشتری توسعه یافت ، در ایران شاهد افول این صنعت مادر بوده ایم ، تا اینکه حدود سال 1264 هجری شمسی یا همان 1887 میلادی اولین تلاش برای تولد اساسی این صنعت مهم ، توسط شخصی به نام حاج محمد حسن امین الضرب. شکل گرفت ، او مجوز تاسیس کارخانه ذوب آهن را برای مدت سی سال به صورت انحصاری از ناصرالدین شاه گرفت.آنهم در سرزمین سر سبز شمال (در شهر آمل )
به گزارش مجله خبری این هفته؛ وی برای احداث چنین کارخانه ای به خرید توربینهای بخار،کوره های دمشی و سایر تجهیزات از یک واحد فولادی فرانسوی اقدام نمود.ارتفاع کوره خریداری شده 8 متر و تولید آن 15 تن آهن خام در هر روز بود. امید ها منتظر بارور شدن بود. اما دستان مرموز استعمار که منافع خود را در خطر میدید در این راه سنگ اندازی می کرد ، دیری نپایید که حاج محمد حسن امین الضرب به اخاذی و کلاهبرداری و ضرب سکه های اضافه متهم شد. استعمار کار را تا آنجا بالا برد که اموالش را به جرم همکاری با بیگانگان توقیف و وی به پرداخت هفتصد و شصت و پنج هزار تومان محکوم گردید و در نهایت اولین تلاش برای شکل گیری موجودیت من در سرزمین کهن، به شکست انجامید. اما دوباره پس از گذشت سالیانی سخت از غربت و تنهایی ، دوباره روزنه های امید در ایران (اطراف شهر کرج )جوانه زد و زمزمه های احداث کارخانه ذوب آهن بگوش رسید اما در حالیکه اقدامات اولیه ساخت آغاز شده بود ،عملیات اجرایی متوقف گردید و تا اینکه بیش از نیم قرن پیش، درچارچوب پروتکل همکاری های فنی و اقتصادی بین دولت ایران و شوروی سابق احداث کارخانه ذوب آهن در 23 دی ماه 1344 به تصویب مجلس وقت رسید. عملیات اجرایی احداث این مجتمع عظیم صنعتی در منطقه دشت مقاوم طبس ( 45 کیلوتری جنوب غربی اصفهان با ظرفیت اولیه ۵۵۰ هزار تن ) در تاریخ 23 اسفند ماه سال 1346 آغاز و اولین ذوب نیزدر اسفند ماه 1350 از کوره بلند دریافت گردید . احداث این کارخانه در مسیر سرزمین های قوم کهن بختیاری نقطه عطفی در تاریخ صنعتی شدن و رشد و توسعه و صنعت ، و صنایع معدنی در نهایت خودکفایی کشور عزیزمان ایران شده است.
ذوبآهن اصفهان موتور محرکه اشتغال، رشد و توسعه صنعت کشور
ذوبآهن اصفهان به عنوان غول بزرگ صنعت و موتور محرکه اشتغال ‘ رشد و توسعه صنعت فولاد ، بر اساس رسالت و مسئولیت های اجتماعی دربیش از پنج دهه عمر ثمر بخش خود اولین شعلههای صنعتی شدن را در سرزمین ایران عزیزروشن کرد و در حقیقت یک انقلاب و رنسانس مهم صنعتی و تحول را در کشور ایجاد نمود
باشکل گیری و تحقق انقلاب شکوهمند اسلامی در بهمن 1357، نیل به استقلال اقتصادی و صنعتی با حفظ وحدت و همبستگی و ریشه کن کردن نفوذ استعمار در کلیه ابعاد اقتصادی جامعه میسر گردید . یکی از مهمترین دستاوردهای آن که در امتداد قطع وابستگی به اجانب حرکت نمود خودکفائی و اتکاء به نیروی های متخصص و متعهد داخلی در ذوب آهن اصفهان بود که علیرغم تمامی مشکلات و تنگناهای موجود با خروج کارشناسان خارجی از این مجتمع بزرگ صنعتی، نقش خود را در این زمینه ایفا نمودند و در دوران دفاع مقدس نیز با بسیج تمام نیروها و امکانات فنی مهندسی علاوه بر حفظ تولید، در خدمت جنگ تحمیلی قرارگرفت و با تقدیم 287 شهید گرانقدر ، این شرکت به عنوان یک ایران کوچک، منشاء خدمات و برکاتی فراوان برای تمام صنایع کشور و همچنین دانشگاهی بزرگ برای تربیت متخصصان و مهندسین در سراسر ایران مبدل گردید. اکنون با گذشت بیش ازنیم قرن تلاش و همت پولاد مردان این عرصه ، شاهد رشد و توسعه صنعت فولاد و به بارنشستن دستاوردهای این غول بزرگ فولادی در سرتاسر سرزمین پهناور اسلامی هستیم.
نگاهی کوتاه به اهم دستاوردها و مسئولیت های اجتماعی مادر صنعت فولادکشور:
ذوب آهن در ادامه حیات خود منشاء خیر و برکت برای صنعت فولاد کشور بود بطوریکه تمامی معادن سنگ آهن و ذغالسنگ کشور بواسطه ذوب آهن و گاها با هزینه این شرکت توسعه یافتند و بسیاری از کارخانجات فولادسازی با همکاری یا مشارکت 100 درصدی آن ساخته شدند که از جمله آنها می توان به مشارکت در ساخت و راه اندازی فولاد مبارکه ، ساخت و راه اندازی فولاد خراسان، فولاد سبا ، فولاد قروه و … اشاره نمود.
در واقع ظرفیتی که با هزینه مستقیم ذوب آهن در فولاد کشور ایجاد شد بیش از 6 میلیون تن می باشد . از طرفی بزرگترین خدمت صنعت ذوب آهن به کشور، کشف و استخراج ذغالسنگ و مواد آهن دار از معادن و ورود دانش فنی تولید فولاد به کشور بود بطوریکه ظرفیت 550 هزارتنی در سال 1351 به ظرفیت حدود 37 میلیون تن در سال 1399 رسیده که افزایشی 67 برابری داشته و در مقایسه با رشد تولید فولاد دنیا در مدت زمان مشابه از حدود 600 میلیون تن به حدود 8/1 میلیارد تن شاهد عملکرد خیره کننده صنعت فولاد ایران هستیم. صنعتی که طلایه دار مقاومت فعال کشور در برابر تحریم های ظالمانه بین المللی شد و با افزایش صادرات غیر نفتی حجم زیادی از ارز مورد نیاز کشور را تأمین نمود.و این مهم بدون ایفای نقش ذوب آهن در تربیت نیروی انسانی و کارشناسان و مدیران صنعت فولاد و توسعه دانش فنی این صنعت و احداث و راه اندازی کارخانجات فولادی در سراسر کشور شدنی نبود.
علاوه بر خدمات شایانی که این شرکت به صنعت معدن و فولاد و سایر صنایع ایران ارائه نموده است، از ابتدای فعالیت تا کنون حدود 76 میلیون تن فولاد تولید کرده و همواره بر اساس نیاز کشور، در توسعه محصولات پیشرو بوده و با تولید محصولات جدید راهگشای کشور در تنگناها به ویژه در شرایط تحریمی بوده است، شاه بیت این غزل، تولید افتخار آمیز محصول استراتژیک ریل به دست پولادمردان ذوب آهن ایران می باشد که تا قبل از تولید توسط ذوب آهن ایران 100 درصد وارداتی بود و به گواه کارشناسان صنعت ریلی، به پاشنه آشیل توسعه راه آهن و مترو در کشور تبدیل شده بود. می توان گفت : بلوغ صنعتی کشور در ذوب آهن اصفهان و با تجارب مهندسین و متخصصین پایه گذاری گردید و چرخ های اقتصادی کشور را به حرکت درآورد واین مجتمع عطیم صنعتی سرچشمه ی تولید و توسعه و رونق اجتماعی اقتصادی گردید . اشتغال زایی، تنوع محصولات و کیفیت و استاندارد محصولات، گنجینه نیروی متخصص و مجرب ، ارائه آموزشی های تخصصی وانتقال دانش فنی به واحدهای دیگر کشور- نهادینه نمودن فرایند بومی سازی– طراحی و تولید محصولات جدید( تولید ریل راه آهن ، مفتولهای صنعتی و تیرآهن H ، ریخته گری بیم بلانک و.. ،رشد شبکه راه و ترابری و مشارکت در توسعه بنادر، مشارکت در تدوین استانداردهای ملی، ایجاد باشگاه فرهنگی ورزشی (کسب مقام قهرمانی در داخل و خارج از کشور )و توسعه ورزش همگانی، اجرای پروژه های زیست محیطی ،احداث و نگهداری بزرگترین جنگل مصنوعی دست کاشت کشور با وسعت 16 هزار و 500 هکتار ، مشارکت در توسعه مراکز علمی ( دانشگاه صنایع و معادن و دانشگاه علمی و کاربردی و شهرک صنعتی )’ تولید محصولات جنبی شامل چدن جامد ، قطران ، و انواع مشتقات شیمیایی گازهای ککسازی بخشی از دستاوردهای خظ اول جبهه صنعت می باشد. -

این بانک در راستای توانمندسازی اقشار محروم جامعه تشکیل شده است
به گزارش این هفته؛ رضا اسفندیاری در سیزدهمین سالگرد افتتاح این بانک در یک نشست مطبوعاتی که به صورت مجازی برگزار شد افزود: این بانک در راستای تقویت توان اقتصادی و توانمندسازی اقشار محروم جامعه تشکیل شده و به واسطه ترویج بانکداری اسلامی در سال 2019 جایزه نخبه جهان اسلام را به خود اختصاص داده است.
وی افزود: بانک قرض الحسنه مهر ایران در سال 86 با هدف گسترش گسترش سنت قرض الحسنه و احیای بانکداری اسلامی تاسیس شد و اکنون دارای 530 شعبه در سراسر کشور است که در راستای توسعه بانکداری تمام الکترونیک گام برداشته است.- بانکداری سبز
مدیر شعب بانک قرض الحسنه مهر ایران در اصفهان ادامه داد: این بانک در زمینه بانکداری سبز پیشگام بوده و اولین بانکی است که سامانه احراز هویت سجام را بدون حضور در دفاتر خدماتی برای مشتریان عملیاتی کرده است.
اسفندیاری همچنین از آسان شدن خدمترسانی و کاهش بروکراسی سخن گفت و اظهار داشت: اکنون افتتاح حساب ما بهطور کامل با نرمافزار همراه بانک قابل انجام است و پرداخت تسهیلات نیز به زودی بر بستر همراهبانک ارائه میشود و به این صورت رفت و آمد به شعبه را به حداقل ممکن خواهیم رساند و تمامی خدمات از طریق همراه بانک خواهد بود.
وی با اعلام اینکه بیشترین شعبههای بانک مهر ایران در استان اصفهان مستقر شده اند گفت: منابع مالی این بانک در استان، معادل 30 هزار میلیارد ریال است و به گونه ای برنامه ریزی شده که منابع بانک فقط در داخل استان مصرف گردد تا همه هم استانی ها از آن منتفع گردند. وی به فعالیت 32 شعبه بانک قرض الحسنه مهر ایران در استان اصفهان اشاره کرد و افزود: 16 شعبه در کلانشهر اصفهان و سایر شعبه ها در دیگر شهرستان های استان مستقر هستند.
وی در مورد میزان تسهیلات گفت: امسال بانک قرض الحسنه مهر ایران برای پرداخت دو میلیون و500 هزار فقره تسهیلات در کشور هدفگذاری کرده که سهم استان اصفهان هشت درصد است که امیدواریم حتی فراتر از هدفگذاری قدم بگذاریم. این در حالی است که در سال گذشته یک میلیون و 700 هزار فقره تسهیلات در کل کشور داشتیم که توانستیم 300 هزار فقره جلوتر از هدفگذاری گام برداریم.- نگرش به کارآفرینی
مدیر شعب بانک قرض الحسنه مهر ایران در اصفهان در بیان رویکرد بانک به کارآفرینی، آمادگی بانک مهر ایران برای پرداخت تسهیلات قرضالحسنه با حداکثر نرخ سود چهار درصد به مجموعههای کارآفرین را اعلام کرد و افزود: حدود 600 شرکت دانشبنیان در استان اصفهان فعالیت می کنند و باتوجه به اینکه استان رتبه دوم کشوری را در این زمینه دارد، حمایت بانک مهر ایران از شرکت های دانش بنیان تداوم دارد. چنانچه تاکنون به حدود 500شرکت دانشبنیان و فناور در استان اصفهان به منظور حمایت از کار آفرینی، تسهیلات قرضالحسنه پرداخت کرده ایم.
رضا اسفندیاری در صحبت از آیین نامه بانک مهر ایران در سال جاری، اظهار کرد: براین اساس، کل وجوهی که برای جریمه دیرکرد اقساط و وام های معوقه اخذ میشود، جهت امور خیریه در داخل استان هزینه خواهد شد. همچنین، برای کمک به برخی خیریهها و خرید دستگاههای اکسیژن ساز در دوران همهگیری بیماری کووید19 در استان اصفهان اقداماتی انجام شده است.
- پرداخت تسهیلات به نیازمندان
وی از تعاملات بانک با نهادهای کمیته امداد و بهزیستی خبر داد و گفت: در دوران شیوع ویروس کرونا تلاشهای بانک مهر ایران برای تخصیص انواع تسهیلات قرضالحسنه به افراد نیازمند تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی و همچنین شتاب در ارائه خدمات بانکی الکترونیکی صورت گرفته است.
اسفندیاری از همکاری ارزشمند خیران با بانک ابراز قدردانی نمود و از آنها تقاضا کرد تا برای پرداخت تسهیلات قرضالحسنه در جهت رفع مشکلات نیازمندان، نذر منابع مالی بیشتری داشته باشند.
مدیر شعب بانک قرض الحسنه مهر ایران در اصفهان گفت: بلحاظ آنکه بانک مهر ایران بانکداری خرد انجام میدهد، ما تفاهمنامههای متعددی با نهادهای مختلفی داریم که شامل کمیته امداد امام خمینی(ره)، بنیاد برکت و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی است. همچنین در چارچوب همکاری با سازمان بهزیستی و معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز تسهیلات قابل توجهی را پرداخت کردهایم که همه این تسهیلات در قالب قرضالحسنه و با کارمزد حداکثر چهاردرصدی پرداخت شده است.- سهولت در پرداخت تسهیلات ازدواج
اسفندیاری از پرداخت هزار و 250 تسهیلات ازدواج در سال جاری توسط این بانک خبر داد و گفت:یکی از مزیت های بانک قرض الحسنه مهر ایران سرعت عمل و سهولت در اخذ ضمانت است .
وی همچنین با اشاره به اینکه تعداد مشتریان این بانک سه میلیون نفر است و تلاش داریم که به عنوان یک الگو در بخش تسهیلات قرض الحسنه به اقشار کارگر و کارمند که فعالیت های اقتصادی دارند تخصیص دهیم . -

قحطی انسانیت
بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد، خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب. جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی و غیره. نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و … اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد.
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود. همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.
و اما امروز، فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت وغیره. ازداروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا !
واقعاً چه اتفاقی افتاده که این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم. مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
معترض گرانی هستیم، اما عقلمان را آکبند رها کرده ایم و برای خودرویی که نه قیمتش معلوم است نه تاریخ تحویلش مشخص و نه نوع آن معلوم است، صف میبندیم برای خرید چیزی که نمیدانیم چیست ومیلیونها تومان پول واریز میکنیم ! دنیا از عقل ما سر در گریبان است! کدام ملت چنین کاری میکند که ما میکنیم؟پول خرید کل کارخانه بنز و ب ام و را در چند دقیقه به دست دولتمردانی دادیم که نمیدانند با آن چه کنند! با این پول میتوانیم بزرگترین کارخانه های خودرو سازی مطرح دنیا را بخریم و سهام آن را به نام مردم کرده و به جای پراید زهوار در رفته و در پیتی آشغال ، ملت محترمی که قدر خودش را نمیداند را بنز سوار کنیم، هیچ ملتی در دنیا جنس ندیده معامله نمیکنند، بجز ملت با فرهنگ وبا تمدن وبا غیرت وتاریخ ساز و استکبار ستیز ایران. انصاف و وجدان به سرعت باد از ایران رخت بر بسته . خودمان بازار را به هم ریختیم و زندانها پر از زندانی سکه های مهریه شده جوانان معذب از ترس طلای سر به فلک کشیده، جرأت فکر ازدواج را هم ندارند، دختران بی جهیزیه بخاطر گرانی اثاث جهیزیه، برای همیشه سوگلی خانه پدر خواهندماند. و این است سرنوشت ملتی که سودای سر را با سودای شکم معامله میکند و سرنوشت خود را با حرص و ولع رقم میزند .
آمریکا 40 سال نتوانسته ما را زمین گیر کند اما خودمان درعرض 6 ماه ایران را ویران کردیم ! ای کاش عقل مدیریت بحران را از مردم ژاپن می آموختیم ، ای کاش مبارزه با بازار بیمار را از ترکیه ای ها یاد میگرفتیم .
- ترکهای همسایه برای نجات کشور خود دلار می سوزانند وما خود را میسوزانیم تا به دلار برسیم ! آیا کسی به فکر آبروی بر باد رفته ایران هست؟
از صف دلار به صف سکه از خرید خودرو به طلا از سفیدی پنبه تا سیاهی قیر از پوشک تا پوشاک ازنمک تا نمد از فلفل تا عسل نه شیرین و نه تلخ ونه شور و نه تند میکنیم، فقط میخریم و میخریم و نگران قحطی هم هستیم!
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است .
شاخصها نشان میدهند به دلیل مشکلات تجمیع شده داخلی و اعلان جنگ اقتصادی دشمن خارجی، اقتصاد ایران دارد وارد دوره سخت اقتصادی (نه لزوما قحطی) میشود. قحطی، دوران جنگ جهانی اول بود که برای تکه ای نان دست ها بریده می شد. ایران الان شاید کمبود بعضی اقلام را داشته باشد ولی به هیچ عنوان قحطی را تجربه نخواهد کرد و این شایعه های نبود نان و برنج و روغن، چیزی جز سودای محتکرینی که به دنبال سود بیشترند، نیست.
خلاصه اینكه قحطی امروز که ما ایرانیان در این ایام آن را به وضوح لمس می کنیم، قحطى اخلاق است.
قحطی همدلیست. قحطى رفاقت است. قحطی عشق است. قحطی انسانیت است. والا همه چیز هست و زیادش هم هست.