دسته: اجتماعی

  • ما کلا اهل سانسور نیستیم

    ما کلا اهل سانسور نیستیم

    چترمحافظتی بهزیستی، اما آن قدر وسیع نیست که نگذارد داغ مشکلات بر تن این جمعیت بماند. کلونی بزرگی که همه چشم امیدشان به واسطه سرباززدن بقیه نهادها از وظایفشان به بهزیستی است. با ولی الله نصر اصفهانی حدود دو ساعتی در دفترش به گفت و گو نشستیم تا از سازمانی بگوید که 150 وظیفه را به دوش می کشد و سیزدهمین مدیر بهزیستی، در این میانه به خودش نمره 21 داد.
    این موضوع را قبول دارید که افراد تحت پوشش شما از بهزیستی ناامید شده اند؟ به خصوص در دوران کرونا که همان مقدار ناچیز کمک هزینه های بهزیستی هم دیگر نه کفاف مسائل بهداشتی این جامعه را می دهد و نه با تورمی که هست مرهمی بر زخم های بی شمار آنها است.
    ببینید کرونا یک مساله جهانی است . این را قبول دارم که تورم وجنگ اقتصادی و شرایطی که بیش از یکسال است مردم را درگیر کرده، بسیاری از اقشار و دهک هایی که سطح متوسط جامعه را تشکیل می دادند به سطح پایینتری تنزل داده است و این موضوع به هر حال در رابطه با اقشار ضعیف و آسیب پذیر نقش پررنگ تری را ایفا می کند. در واقع همه اینها دست به دست هم داده تا کسانی که سطح زندگی متوسط داشتند به سطح پایین ریزش کنند و بالتبع اقشار آسیب پذیر این مشکلات برایشان چندین برابر است. اما این مورد را باید با تاکید بگویم که خدمات ما تغییر نیافته و حتی با سیاست هایی که بهزیستی کشور اعمال کرده و با حمایت سازمان کار و تعاون و رفاه اجتماعی، ما طرح معیشت را برقرار کردیم واین مساعدت خوبی بود که بتوانیم خدمات بهتری بدهیم . از سویی دیگراعتباراتمان را تا جایی که می شده گسترش دادیم تا بتوانیم بار مشکلات مددجویان را کم کنیم، اما به علت اینکه بار مشکلات بیشتر از توانایی نهادهای حمایتی است و این طبیعی است که برای جامعه حقوق بگیر متوسط ما که با مستمری اندکی اداره میشوند، این مشکلات ظهور بیشتری یابد . امیدواریم که تا جایی که وزارتخانه برنامه ریزی کرده این حمایت ها را انجام بدهیم.

    یعنی شما در دوران کرونا خدمات بیشتری به مددجویان داده اید؟

    خوشبختانه همینطور است. در دوران کرونا یارانه نگهداری بیماران روانی مزمن، سالمندان و معلولان ذهنی بهتر و بیشتراز سال های گذشته و حتی به موقع بوده و سر وقت به موسسات غیر دولتی طرف قراردادمان پرداخت شده . در واقع یکی از سالهایی که اتفاقا یارانه ها به موقع پرداخت شده سال 99 بوده وسازمان بهزیستی کشور ازهر منبعی زده و نگذاشته که این یارانه ها که خدمات مستمر شبانه روزی را به مددجویان مقیم ما می دهند قطع شود.

    اما فکر نمی کنید هر چقدر هم افزایش یارانه داشته باشید با اعتبارات کوتاه قدی که گفتید نمی شود، این قشر را از چاله فقر نجات داد؟

    این را قبول دارم که اقشار ضعیف تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی با توجه به این اتفاقات و نوسانات اقتصادی و ریالی و دلاری و افزایش و جهش قیمت ها حال و روز خوبی ندارند و باید همه فعالیت هایمان را در راستای حمایت از این قشر هدایت کنیم تا بتوانیم از جامعه هدفمان حمایت های بیشتری داشته باشیم.

    به نظر شما برای اینکه شکاف بین بهزیستی و مددجویان به کمترین حد ممکن برسد چه باید کرد؟

    برای اینکه این شکاف برداشته شود، سازمان بهزیستی کشور اخیرا طرحی را تحت عنوان مراکز مثبت زندگی اجرا کرده است، به این صورت که با توجه به پتانسیل های بخش غیر دولتی یکسری مراکز را تعریف کردیم که براساس آمارها 94 مرکز در استان و بیش از 2500 مرکز در سطح کشور در حال فعالیت هستند و به نوعی نقش بهزیستی های کوچکی را ایفا می کنند که به مانند پنجره ای تمام خدمات بهزیستی، در قالب خدمات مددکاری در این مراکز انجام می شود و این باعث می شود که بتوانیم شکاف بین مددجویان و بهزیستی را کاهش دهیم و ارتباط تنگاتنگی با جامعه هدفمان ایجاد کنیم که آنها بتوانند به راحتی به مسئولان بهزیستی دسترسی داشته باشند.هم اکنون این فعالیت ها شروع شده و تقریبا با حذف پرونده های فیزیکی تمامی فعالیت ها به شکل الکترونیکی و بانک اطلاعاتی مشخصی پردازش می شود. به این شکل می شود مددجویان را با سیستم فناوری رصد کنیم و درخواست های آنها را به مددکاران ارجاع دهیم.

    با این حساب و با فعالیت های انجام شده این طور برداشت می شود که همه چیز خوب و عالی پیش می رود ؟

    من چنین حرفی نزدم . وقتی همه چیز خوب و عالی است که تمام نیازهای مددجویان را مرتفع کنیم ما کمک هزینه ای به مددجو می دهیم که در حد توانمان هست .
    و این کمک هزینه چقدر است ؟
    حدود 500 تا 600 هزار تومان
    و این مقدار کمک هزینه به نظر شما برای خانواده هایی که حداقل یک معلول یا سالمند در خانه دارند و چندین برابر این مقدار باید هزینه کنند رضایتبخش است؟
    خب به این خاطر ما از تکالیف قانونیمان عقب هستیم که تامین اعتبار نشده است و وقتی می توانیم ابراز رضایت داشته باشیم که شرایط بهتری داشته باشیم، ما رضایت داریم، اما رضایت صد در صد نداریم قصدمان این است که به مددجویانمان جایگاه بدهیم و به دلیل کمبود اعتبارات به همه معلولان نمی توانیم خدمت مستمر بدهیم و خیلی از امتیازات را به معلول شدید می دهیم و در این شرایط شاید نتوانیم به معلول خفیف خدمات مستمر بدهیم، اما ایده آل ما این هست که حداقل حمایت های معیشتی از تامین اجتماعی را برای مددجویان فراهم کنیم. ما اکنون در رابطه با قانون جامع حمایت از حقوق معلولان بسیار نگرانیم به این خاطر که دستگاه ها به درستی این قانون را اجرایی نکرده اند و ما انتظار داریم که طبق این قانون حمل و نقل داخل شهری برای معلولان رایگان باشد و همچنین نظام مهندسی پروانه پایان کار به ساختمان هایی که مناسب سازی نشده ندهد.
    آقای دکتر40 سال هست که بهزیستی تشکیل شده، اما ما هنوز در زمینه قانون جامع معلولان و بسیاری از مسائل دیگر ما همچنان در خم یک کوچه هستیم، رمپ های شیب دار هنوز هم هست. پارک معلولان اصلا برای معلولان نیست، کودکان کار و خیابان و متکدیان و بسیاری از مثال های دیگر. به نظر شما چند سال دیگر باید بگذرد تا در دایره حل این مشکلات قرار بگیریم؟
    این سوال را باید از متولیان امر بپرسید .
    متولیان امر شامل نهادها و سازمان هایی می شوند که با شما هم در ارتباط هستند. از جمله شهرداری نیروی انتظامی، فرمانداری و غیره که وقتی با آنها هم این مشکلات را در میان می گذاریم به سازمان دیگری ارجاع می دهند و این پاسکاری ها و توپ به میدان دیگری انداختن ها ادامه دارد.
    با تاسف باید بگویم این مشکلات به این دلیل به وجود می آید که دستورالعمل ها و قوانین از سوی نهادها و سازمان ها خوانده نمی شود. بسیاری از مسئولان هستند که حتی نمی دانند این آیین نامه ها مربوط به آنها است. قانون می گوید: ساماندهی کودکان کار و خیابان با شهرداری ها و فرمانداری ها هست و مسئولیت ما این است که به مراکز برویم و مددکار ببریم و جامعه هدف خودمان را از میان آنها انتخاب کنیم. هم اکنون در حصه پنج قومیت وجود دارد که هر کدام مشکلات خاص خودشان را دارند و نهادهای مختلف باید بر آنها نظارت داشته باشند. ما نیازمند یک قرارگاه اجتماعی هستیم که شامل دانشگاه علوم پزشکی، اموراتباع خارجه، بهزیستی، فرمانداری، کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان های دیگراست. تا زمانی که این قرارگاه اجتماعی تشکیل نشود، هر ارگانی مشکلات مربوط به خودش را از سرخود باز می کند. ما اکنون نزدیک به هزار و 200 کودک فاقد سرپرست موثر را سرپرستی می کنیم و در این زمینه خیرین زیادی به ما کمک می کنند و ناتوان نیستیم، اما این فقط بهزیستی نیست که بار تمامی مشکلات را باید به دوش بکشد. علامت سوال های زیادی وجود دارد از جمله اینکه آیا سازمان فنی و حرفه ای در قبال اشتغال این جامعه کاری انجام داده است؟ آیا تامین اجتماعی در زمینه بیمه این افراد فعالیت می کند؟ آیا کمیته امداد در زمینه معیشت این قشر اقدامی انجام داده ؟ اینها علامت سوال هایی است که وجود دارد و مانند ترافیک تهران که هر کسی آن را بر گردن دیگری می اندازد این قضیه هم لاینحل مانده است .

    با این تفاسیر نباید انتظار بهبود اوضاع جهان کوچک جامعه هدف شما را داشته باشیم ؟

    نه تا زمانی که یک قرارگاه اجتماعی ایجاد نشود و 11 دستگاهی که وظیفه دارند به وظایف خود عمل نکنند؛ به این خاطر که ما یکی از تنهاترین ارگان هایی هستیم که داریم خدمات می دهیم و حتی اگر مناسب سازی مبلمان شهری صورت نگرفته باشد همه از چشم ما می بینند.در حالی که ما بیش از وظیفه ای که داریم به مسئولیت هایمان عمل می کنیم، اما همواره مورد سوظن واتهام هستیم.

    گویا اگر ارگانی به قوانین عمل نکند اتفاق خاصی هم نمی افتد ؟

    متاسفانه بله. به این خاطر که نظارتی وجود ندارد و این در حالی است که اگر قرارگاه اجتماعی باشد می تواند از این ارگان ها به واسطه عمل نکردن به وظایفشان بازخواست کند.این جزیره ای عمل کردن دستگاه های مختلف و اینکه باید در این زمینه جوابگو باشند وظیفه شما خبرنگاران و مردم است که از آنها بخواهید.

    پس برای بازخواست از مسئولان باید موضوع دیگری هم مطرح شود اینکه ما اکنون با رشد بیش از حد کودکان و نوزادان معتادی روبرو هستیم که آمارشان هر روز در حال بالا رفتن است، به نظر شما کودک معتاد برای درمان باید به کجا مراجعه کند؟ما با خاطرات تلخی از کودکان معتاد روبرو هستیم که هر چه سنشان بالاتر می رود به ماده مخدر اعتیادآورتری دچار می شوند و در حقیقت درد خماریشان درمان شده است.
    به دانشگاه علوم پزشکی، چون بحث درمان با ما نیست و درمان معتادان با دانشگاه علوم پزشکی است.
    یعنی شما در این زمینه هیچ مسئولیتی ندارید ؟
    هر دستگاهی وظیفه خودش را انجام می دهد. اگر کودکی بی سرپرست و فاقد سرپرست موثر باشد دانشگاه علوم پزشکی باید ابتدا این کودک را ترک بدهد و ما پس از آن وارد مرحله تحت پوشش قرار دادن این کودک می شویم البته بر حسب وظایفی که داریم از جمله اینکه این کودک فاقد سرپرست موثر باشد.ما کار درمانی نمی توانیم بکنیم، چون اگر من چنین کودکانی را بستری کنم باید هزینه درمانش را تا چندین برابر بدهم . اما تا وقتی که یک حلقه از این زنجیر کار خودش را انجام ندهد این فعالیت ها ابتر می ماند.

    طبق آمارهای وزارت بهداشت و مرکز آمار ایران، روزانه بین 20 تا 200 نوزاد معتاد به دنیا می آیند این مورد هم مربوط به بهزیستی نیست ؟

    ببینید این هم مسوولیتش با بهزیستی نیست. مادران باردار متجاهر و مادران باردار غیر متجاهر و کلا زنان بارداری که معتاد هستند، نمی توانند تحت پوشش بهزیستی در زمینه درمان قرار بگیرند و ما در این زمینه مسئولیتی نداریم .

    اما اگر این نوزادان به حال خود رها شوند و آمارها همینطور بالا برود قبول دارید که بعدها بار بیشتری روی دوش بهزیستی می افتد ؟ چرا بعد، همین الان هم این بار روی دوش ما است. آیا به نظر شما باید ما تمام مشکلات دنیا را حل کنیم تا باری روی دوشمان نیافتد؟

    نه منظور من این نیست؛ اما با این تفاسیر چرخه ای ایجاد می شود که هر روز دایره آن بزرگتر می شود و این به نفع هیچکس نیست.
    ما اکنون هم در شیرخوارگاه هایمان افراد معتاد داریم نمی توانیم بگوییم که ارتباط نداره یا مراجع قضایی به ما تکلیف می کنند یا خود مددکار دلش نمی آید که این کار را انجام ندهد. البته به هر حال کودکانی از طرف کلانتری و نیروی انتظامی و یا دستگاه قضا به ما می سپارند که یا مددکار نمی تواند او را رها کند و یا ما مسئولیت درمانیش را بر عهده می گیریم ما هم اکنون در شیرخوارگاه هایمان نوزاد معتاد داریم و هزینه درمان این بچه ها برای ما بسیار کمرشکن است.
    آماری از کودکان و نوزادان رها شده دارید ؟
    خیلی زیاد نیست .
    چقدر؟
    تعداد اندک است . حدود 13 نوزاد در ماه که البته 90 درصدشان پدر و مادر دارند، منتهی بدسرپرست هستند.10 درصد هم مجهول الهویه و فاقد سرپرست موثر هستند که یا خودشان یا خانواده یا مرجع قضایی از ما می خواهند که نگهداریشان را بر عهده بگیریم .

    جالب است که این آمار نسبت به چند سال گذشته کمتر شده در حالی که با سیر صعودی ناکامی اقتصادی ربرو بودیم. این آمار کمی متناقض نیست؟

    در این رابطه نمی توانم نظری بدهم.

    آقای نصر شما در زمینه آمارها سانسور هم دارید ؟

    نه ما کلا اهل سانسور نیستیم، اما آماری به مردم می دهیم که پخته و بررسی شده باشد تا شامل تشویش اذهان عمومی نشود، نه تنها ما هیچ کشوری لخت و عریان همه آمارش را در اختیار مردم نمی گذارد .

    و در پایان به بهزیستی چه نمره ای می دهید ؟

    21

    یعنی اینکه هیچ نقطه مبهمی وجود ندارد و ما خیلی خوبیم ؟

    ما تعبیرمان این است ما با حداقل امکانات و اعتبارات بهترین نتیجه را می گیریم برای همین نمره ما 21 است و در آخر آرزویم این است که هیچ کودکی در دنیا بدون سرپرست موثر نباشد.

  • لاکچری بازی

    لاکچری بازی

    با هر باز و بسته شدن در، قسمتی از اتاق پیدا می شود. آنچه در اتاق اتفاق می افتد، مثل پرش تصویری است که یک آن از جلوی چشمت محو می شود و دوباره با جزئیات بیشتر و واضح تر پیدایش می شود. عقربه ها روی ساعت 11 ایستاده اند. وارد اتاق که می شوی، بوی نم الكل و بتادین بدجور توی دماغت می پیچد. دلت انگار به نخی آویزان است. سایه زرد چراغ گلابی شکل، به تمام اتاق پاشیده شده و سقف، کوتاه و اُریب به نظر می رسد. چراغ آویخته به سقف که نور کمرنگش غلظت سایه روشن اینجا را رقیق تر می کند، زوم شده روی شکم مادر داخل اتاقی که پر است از دستگاه های مختلف. همه چیز برای موجودی که قرار است به شکل رُندی وارد این دنیا شود مهیا است.
    اينجا توی یکی از بیمارستان های شهر، بخش اتاق عمل، لحظه ها پر شده از رنگ انتظار زودهنگامی که قرار است عددهای یک شکل را رقم بزنند. همه چیز آماده است تا دنیای صورتی و تاریک نوزاد به یک دنیای رنگارنگ تبدیل شود. حس آرامشی تو را می بلعد؛ حسی نامفهوم. نگاه می‌کنی . همه چشم‌ به راهند. دخترکی که تا چند دقیقه دیگر مادر می شود، لباس صورتی بر تن دارد. اتاق تشکیل شده از دو تخت؛ یکی معمولی و بزرگ و یکی مینیاتوری و کوچک. با کلی تجهیزات پزشکی دیگر. کپسول های اکسیژن گوشه ای از اتاق را پر کرده اند. ماماها و رزیدنت ها یک آن آرام و قرار ندارند. همه چیز باید در این دنیا آماده باشد؛ برای به دنیا آمدن لاکچری هایی که این روزها عددهایشان هم لوکس است. انگار شاهزاده ای قرار است پا به این دنیا بگذارد. 9/9/99 عددی که در سال 99 خواهان زیادی داشت. مشتاقانی که برایش جشن می گرفتند و به هر قیمتی بود آن را می خریدند تا تاریخ تولدی خوب و خوش تراش می نشست روی شناسنامه های فرزندانشان.
    تولدهای رند در این سال اینقدر زیاد و گسترده شد که پایش حتی به فضای مجازی هم کشیده شد. تولدهایی که قیمت هایشان گاهی تا 150 میلیون تومان هم آب می خورد . شاید به همین خاطر بود که سال 99 سردمدار لاکچری هایی شد که تا پیش از این کمتر دیده می شدتا جایی که صدای شهلا خسروی، مشاور وزیر بهداشت در امور مامایی را هم درآورد و او این وقایع را منحصر به فرد خواند:« جلوگیری از زایمان‌های طبیعی و علاقه‌ والدین بر تولد فرزندشان در تاریخی خاص برخلاف تصور عامه، امری کاملاً غیرروشنفکرانه است، بنابراین نیاز به اصلاح این باور و فعالیت فرهنگی درخصوص تولد ایمن و جلوگیری از عوارض مادری و نوزادی یکی از شاخص‌‌های مهم بهداشتی در هر کشور است که در اهداف توسعه هزاره نیز بدان اشاره شده است».
    اما گوشی بدهکار این سخنان نشد؛ خیلی هایی که بچه اولی ها بودند بدون اینکه موقع به دنیا آمدنشان باشد، رُندتر از چیزی که باید به دنیا آمدند، بدون اینکه مادرانشان نگران جان و مالشان باشند.
    انگیزه بسیاری از این مادرم گرفتن لایک از عددهای رندی بود که می توانستند در فضای مجازی برای آن قصه ها بسازند و کسب درآمد کنند. بماند که اینها تنها چند نمونه از بدعت غلط لاکچری بازی در سال های اخیر در کشورمان بود و با توجه به آمارها به نظر می رسد هر سال تب تاریخ تولد رُند یا لاکچری داغ تر شده و کافی است در ادامه به تاریخ های تولد رُند در دهه اخیر و آمار تولدهای تقویمی نگاه کنید.
    ۸/۸/۹۸: تولد ۵۲۴۲ نوزاد،۷/۷/۹۷: ۲۱۸۷ نوزاد،۶/۶/۹۶: ۵۶۸۰ نوزاد،۵/۵/۹۵: ۶۰۱۳ نوزاد،
    ۸/۸/۸۸: ۴۱۹۵ نوزاد و ۹/۹/۹۹ که به گفته خیلی ها عددهای آماریش بیش از اینها است، اما هنوز در آمارها نیامده است.البته ناگفته نماند که همه نوزادان متولد شده در تاریخ های تولد رُند پدر و مادرشان لاکچری باز نبودند و از روی شانس در این تاریخ ها به دنیا آمده اند.
    این تاریخ تولد خاص که اصلا معلوم نیست اولین بار در ذهن چه کسی جرقه خورد حتی بیمارستان ها و مراکز درمانی را نیز به دو بخش تقسیم کرده: یک گروه که پاسخ شان به سزارین های بی وقت و عجولانه، خیر است و یک گروه که با تبانی و زد و بند میان پزشک و پرسنل هرطور که بشود رضایت مشتری را جلب می کنند.
    رُند و رُند بازی در سال 99 چنان به جان هم افتاد تا سزارین های تقویمی پای ثابت زایمان هایی شود که در این سال سیر صعودی را طی کردند. رایمان های لجوجانه ای که عددهای مثل هم را می خواستند تا معادله چندمجهولی که با تبانی و همراهی پزشک و پرسنل حل می شود را به نمایش بگذارند.
    در بلبشویی که کرونا بیمارستان ها را یکی یکی قُرق می کرد، لاکچری بازی های زایمان وصله ناجوری بود که به هیچ عنوان نه به کادر درمان و نه به بیمارستان ها نمی چسبید، اما وقتی پول حرف اول را می زند رویای زیبای بچه دار شدن در یک روز خاص هم به منصه ظهور می نشیند.

    اما گاهی بعضی هم از این زایمان های رُند جان به درنمی برند و ممکن است خود یا فرزندشان را در این راه از دست بدهند، اما رقابت در این بازار لاکچری آن قدرها آسان نیست که خیلی ها بخواهند از خیرلاکچری بازی بگذرند. الهام رمضانی، متخصص زنان و زایمان نیز بی شمار از این مراجعات داشته و می گوید: بسیاری از بیماران فعلی اش کسانی هستند که سال پیش از او پرسیده اند که باید چه کار کنند تا فرزندشان در فلان تاریخ مشخص متولد شود. او می گوید حتی برخی بیماران هستند که بچه دارشدن را گذاشته اند برای سال ۱۴۰۰تا لاکچری تر باشد.
    او توضیح می دهد: پزشکان زنان همیشه از این ماجراها دارند چه ۹/۹ باشد چه ۱۰/۱۰و چه ۲/۲. او حتی می گوید که بیماران زیادی دارد که نمی خواهند روز و ماه تولد فرزندشان با فلان فامیلی که با او مشکل دارند یکی شود یا روزی به دنیا بیاید که یکی از بچه های فامیل نیز در آن متولد شده است.
    همینطور که این ماما صحبت می کند؛ ماماها آماده می شوند. در اتاق دوباره باز می شود و لنگه هایش هر کدام پرت می شوند به دو جهت مخالف. پارچه های آبی رنگ «شان استریل» تمامی بدن مادر را پوشانده است و حایلی شده اند بین ما و او. تنها یک تکه از پوست شکم مادر است که پیداست.تیغ جراحی روی شکم مادر می لغزد. دریچه ای روی بدن مادر باز می شود و حس می کنی که پوستی دو سانتی متری مرز بین این دنیا و آن دنیا است که قرار است لاکچری ترین تاریخ سال را رقم بزند.

  • اینجا مخدر می زنن که درد یادشون بره

    اینجا مخدر می زنن که درد یادشون بره

    «دعوایی نبود. اینجوریش کردن. بچه آخریمه. ساکت بود همیشه . آزارش به مورچه هم نمی رسید». مادرش زهرا می گوید. چادر شندری مچاله و خاک خورده، روی سرش را جابه جا می کند و گوشه اش را به دندان می گیرد. بین کلمات نامفهومی که از دهانش بیرون می پرد، یک کلمه تکراری تر است:« بچه ام آروم بود، نمی دونی خانم دربه در بودن چقدر سخته. با دربه دری بزرگشون کردم».
    مرتضی حالا 17 ساله است. با نگاه غضبناک، به مادرش می فهماند که ساکت باشد. تکیه می دهد به دیواری که چیزی از تنش نمانده، پوسیده و مخروبه. همینطور که به دود سیاهی که از زمین های سوخته کشاورزی بلند می شود خیره شده، بدون اینکه سرش را برگرداند، با لهجه مردانه ای می گوید:” اینجا دنبال عید نگرد. اینجا مردم عید ندارن. اینجا می زنن که درد یادشون بره”.
    پاچه شلوار خمره ای به چرک نشسته اش را بالا می کشد و می گوید: ببین اینارو ببین. کلی زخم و سوراخ توی پایش دلمه بسته و توی چشم می زند.
    سوز سردی می پیچد توی کوچه های تنگ و باریک پایین شهر و بعد خودش را یله می دهد توی زمین خشک و ول افتاده ارزنان. جایی در حاشیه شهر که چون خانه غربتی ها و خلافکارها شده بود برایش پارک و فرهنگسرا ساختند تا بدبختی ها را شخم بزنند و محو کنند، اما نه خلافکارها کم شدند و نه تولید نسل آسیب دیده از قاچاق و اعتیاد و کارتن خوابی متوقف شد. همه ماندند اینجا و بعدش هم ته نشین شدند.
    حمید، سیه چرده و آفتاب سوخته است، با موهای مشکی کوتاه :«به من می گن حمید چغری» لقبش به خاطرهیکل گنده ای است که از بچگی داشته. از عید فقط یادش می آید که یک بار پدرش برایش لباس نو خریده . نه عیدی داشته اند و نه دلخوش به روزهای نو هستند. “حمید چغر”، عشقش این است که دعوا کند. می گوید توی خونش است؛ مثل پدرش که سرش در همین دعوا ها برباد داده است.
    توی ارزنان که راه بروی، انگارخاک مرده پاشیده باشند، نگاه ها سرد و خیره و یخ زده از زمستانی است که انگار بهار نمی شود.
    ماه سلطان از چند سال پیش اینجاست. خِجل و آهسته صحبت می‌کند، آنقدر که باید گوش‌هایت را تیز کنی تا صدای آرام و لهجه‌دارش را بشنوی. بغض می‌كند، بغض، گريه،تب، سرفه امانش نمی دهد؛ با دستان لرزان، تلخی اشكش را پاك می‌كند و می‌گويد: “هر سه ماه يكبار كميته امداد، 500 هزار تومان به ما مي‌دهد” ماه سلطان با خواهر شوهرش زندگی می كند، چون به قول خودش، هيچكس را جز خدا ندارد.
    ماه سلطان را که جا می گذاریم، پاهايمان از دور به دنبال جمعيتی كه سرراهمان واقع شده‌اند به سوي مقصدی كه داريم كشيده می‌شود.
    در آهنی خانه اجاره‌ای معصومه را كه هل داديم و تو رفتيم، اتاق گلي را ديديم بی در و بی پنجره، گوشه خانه، حياط نقلی است كه هيچ شباهتی به حياط ندارد، بلكه مخروبه‌ای است كه بيشتر به محل جمع‌آوری زباله شباهت دارد.
    پتوی آبی، نخ نما را كه از چارچوب در پس زديم، بوی چرك و نا، دلمان را به هم می ‌زند. چشمان درشت و سبز كودكی، به چهره‌مان دوخته می شود، نامش يوسف است. “فقر” توی آلونک یوسف و مادربزرگش موج می زند. مادر یوسف، همین عید سال پیش، از تزریق زیاد مرد، همان جا عید برای یوسف تمام شد. چشم های خیس پیرزن، یک آن خشک نمی شود:« من بمیرم کی به داد این بچه برسه؟» از خانواده هفت نفری آنها همه عموها و عمه ها معتادند. چند نفری هم سال های زندان را به دوش می کشند.

    اینجا مخدر می زنن که درد یادشون بره

    از ورای پنجره شكسته خانه غلام، كوه صفه، دم نمی‌زند، ورم دارد، انگار دلش می خواهد جيغ بكشد، پنج هم اتاقی غلام، شوقی به ديدنمان ندارند، بوی سيگار می‌آيد، غلام كفتر باز است، اكثر اهالی اين منطقه سرگرميشان كفتر بازی است. غلام زيرزمينش را به ما نشان می‌دهد، حدود 20 كبوتر دارد. از پله‌ها پايين نمی‌رويم. از غلام خداحافظی می كنيم. دود غليظی از سمت خانه‌های كهنه به هوا برخاسته، رفتگرانی كه زباله‌ها را از تن خيابان مي‌كنند، خسته نگاهمان مي‌كنند، كيسه سياهي كه بوي تعفن مي‌‌دهد، ميان كوچه خودنمايی می‌كند، كوچه‌ها اغلب ته ندارند و زن ها و بچه‌ها بازيگران اصلی صحنه هستند، می‌گويند از ما عكس نگيريد، خيره درناهمواری آسفالت خيابان، خانه‌ها را می‌شماريم تا به تابلوی مدرسه‌ای كه تكه فلزی ساده است برسیم. بچه های اینجا ما را شاهزاده خانم می خوانند. بعد از مدرسه، بین در نيمه باز زنگ زده خانه 40 متری، زنی بچه اش را به بغل می گیرد؛ بدون هیچ حرفی می گوید: از خارج آمدید؟ برای کمک؟ صورتش حالتی كودكانه به خود می‌گيرد، نگاهش به سويی می‌دود كه شوهرش، با دستهاي خالی، اما با انبوهی از نان با تمام خستگی‌هايش به خانه می‌آيد. يادشان نمی‌آيد كی گوشت خورده‌اند، قصابی و مرغ فروشی اينجا درآمدی ندارد، حتی به اندازه يك كارگر ساده. اينجا فقط دغدغه نان دارند و عید چندان محلی از اعراب ندارد.
    حتی برای پیرمرد کشاورزی که کنار خانه های تو سری خورده اینجا، هنوز از دل زمین نان بیرون می آورد. وقتی ما را می بیند می گوید:«اینجا نماز نداره خانم. اینجا حاشیه اس. اینجا زمین می دن به قیمت نونت. زمینا که خشکید فروختمشون، به ده شاهی”. نگاه متعجب ما را که می بیند؛(می خندد). کجایی بابا؟ دروغ گفتم. ده شاهی کجا بود. اینارا می بینی روی سرمایه من قد کشیدن ؛اینجا سند نداره، همه خونه ها قولنامه‌ایه ، اوقاف، دست گذاشته رو کل منطقه”. پیرمرد پشت می کند به آفتاب نیمروز و باز چنگ می زند به زمین تا علف های هرز را دربیاورد. خانه های کوتاه قد، ردیف شده اند، جلوی چشمهایت. خانه هایی که کنار زمین های کشاورزی، حالا برای مردمان حاشیه، سقف شده است. پیرمرد، باز انگار جن دیده باشد، رو می کند به ما و می گوید:”اینجا خیلی ترسناکه. اینجا حال آدم عوض میشه. اینجا جن داره. اینجا….” مرد پیر، همینطور می گوید و توی باد صدایش گم می شود.
    کمی آنطرفتر، مریم توی یکی از این خانه های کوتوله، پنجمین بچه اش را زاییده، زنی بیست و پنج ساله و ریزه، با موهای مش کرده و ابروهای کلفت بور شده، با آرایشی غلیظ که تخیلت اجازه نمی دهد، سنش واقعی اش را تخمین بزنی. شکم برآمده اش به پاهای بچه ای می رسد که توی بغلش جا گرفته است. شوهرش معتاد است و به قول خودش خانه خراب دود. یادش می آید وقتی ازدواج کرده کلی طلا داشته. عیدها، همه را می انداخته توی دست و گردنش. حالا، اما یک پول سیاه هم ندارد. از وقتی شکمش بزرگ شده، قالی هم نتوانسته ببافد و به کمک کمیته امداد، زندگیشان را با نان بخور و نمیری سر می کنند. بچه ها لاغر و تکیده، نگاهمان می کنند. روی گاز، چند سیب زمینی در حال غُل خوردن است و بچه های بزرگترنان به دندان می کشند. ظاهر و اوضاع خانه نشان می دهد که خیلی وقت است که بهاراز این بیغوله ها کوله بارش را بسته و رفته است و زمستان نداری را به رخ می کشد. عید برای مردم این خانه، نه معنای لباس نو را دارد و نه سبزه ای آراسته به ربان قرمز را، هر چه هست در این خانه ها عید نیست.

    اینجا مخدر می زنن که درد یادشون بره

    آسمان پر می شود از خاك و گرده‌های معلق خاك، به دور از جنجالهای شهر، چشم های عاطفه و بچه هایش سرخ می شود. ارزنان معدن خانواده های معتاد و بی سواد است. شب های ارزنان پر می شود از کارتن خواب ها و تن فروشان جوانی که فقط الفبای اعتیاد را بلدند. مشکلی که البته برای مردم ساکن اینجا عادی شده است، اما برای برخی از مسئولان از جمله عضو کمیسیون اجتماعی شورای اسلامی شهر هنوز به شکل عادت درنیامده و کورش محمدی، اعلام کرده که باید گره های شرعی این مناطق باز شود.
    گره های منطقه ای که انگاربی صاحب مانده است تا کودکان این منطقه بارها وحشت را بچشند، و دود شدن را به چشم ببینند.
    براساس مطالعات و تحقیقات به عمل آمده تاکنون، بافت‌های حاشیه‌ای وسکونتگاه‌های غیر رسمی استان اصفهان دربرگیرنده 50 محله است که 450 هزار نفر در آن زندگی می کنند، ساکنان محرومی که عده شان هر روز زیادتر می شود و در آمار رسمی جایی ندارند. به گفته حمیدرضا امیرخانی، مدیرکل سابق راه و شهرسازی استان اصفهان، جدای از آمارهای غیر رسمی و اتباع خارجی، بیش از 220 هزار نفر در وسعت 525 هکتاری حاشیه‌های کلانشهر اصفهان ساکن هستند. همین تعداد طبق آمارهای غیر رسمی، نیم میلیون نفر هم گزارش شده است، حاشیه هایی که نه نام دارند، نه شناسنامه ای و مردمانی که چشم هایشان برای داشتن عیدی مثل شهرنشینان، دو دو می زند…

  • اعلام ساعت ممنوعیت تردد شبانه در نوروز

    اعلام ساعت ممنوعیت تردد شبانه در نوروز

    به گزارش مجله خبری اینهفته، علیرضا رئیسی، افزود: بر اساس مصوبه ستاد ملی مقابله با کرونا ۲۵ اسفند، آخرین رنگ بندی شهرها را از نظر محدودیت‌های کرونایی، اعلام و به اطلاع مردم می‌رسانیم.
    وی در پاسخ به این پرسش که آیا رنگ بندی شهرها تا پایان تعطیلات نوروز تغییر خواهد کرد یا خیر، گفت: محدودیت‌های جدید تا ۱۵ فروردین ۱۴۰۰ ادامه دارد و جلسات ستاد ملی مقابله با کرونا، مرتب برگزار می‌شود و مرتب تذکر خواهیم داد و اگر وضع شهری بدتر شود، احتمال تغییر وجود دارد.
    رئیسی افزود: اگر شهری قرمز شود شاید چندین هفته طول بکشد تا برگردد، اما ممکن است شهری که در وضع زرد باشد بسیار سریع به شهر نارنجی یا قرمز تبدیل شود بنابراین مطابق با آن محدودیت سفر اعمال می‌شود البته برای اعمال محدودیت‌های جدید، ۲ تا ۳ روز مهلت داده می‌شود.
    سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: تردد از شهر زرد به زرد یا آبی و برعکس، آزاد است، اما پلاک‌های بومی شهرهای قرمز و نارنجی حق ورود به دیگر شهرها را ندارند.
    وی افزود: در ارتباط با مسافرت با هواپیما، قطار و اتوبوس در شهرهای قرمز، مسافر باید تست منفی، حداکثر ۳ تا ۴ روز قبل از سفر را داشته باشد و در غیر این صورت حق فروش بلیت و سفر وجود ندارد.
    رئیسی با بیان اینکه برای اتوبوس، هواپیما و قطار علاوه بر تست، محدودیت ظرفیت قائل شدیم، اضافه کرد: هواپیما باید حداکثر تا ۶۰ درصد ظرفیت و قطار و اتوبوس تا ۵۰ درصد ظرفیت خود مسافر سوار کنند.

  • آغاز شمارش معکوس افزایش دستمزد ۱۴۰۰ برای کارگران

    آغاز شمارش معکوس افزایش دستمزد ۱۴۰۰ برای کارگران

    در حالی دولت خواستار افزایش حدود یک‌میلیون تومانی و کارفرماها ۷۵۰هزار تومانی مزد ۱۴۰۰ کارگران هستند که نمایندگان کارگری در شورای‌عالی کار از پیشنهاد افزایش یک‌میلیون و ۹۵۵هزار تومانی خبر دادند.

    علی خدایی، نماینده کارگران در شورای‌عالی کار به آخرین پیشنهادهای سه گروه در شورای‌عالی کار اشاره کرد و گفت: «آخرین پیشنهاد دولتی‌ها 34.2درصد افزایش روی همه آیتم‌های مزدی است؛ یعنی هم پایه مزد و هم دیگر مولفه‌ها از جمله حق بن و مسکن. با این مدل، رقم افزایش درآمد کارگران (نه فقط پایه مزد) مبلغ یک‌میلیون و 12هزار تومان خواهد بود که با این حساب دستمزد دومیلیون و 730هزار تومانی کارگران با 3.1 فرزند (متوسط تعداد فرزندان خانوارها)  به سه‌میلیون و 745هزار تومان خواهد رسید. البته بین گروه کارگری و دولت، سر محاسبه پایه سنوات در دریافتی اختلاف است. آنها پایه سنوات را جزو حداقل مزد حساب می‌کنند و با احتساب پایه سنوات، درآمد کارگر به سه‌میلیون و 900هزار تومان می‌رسد.»

    خدایی بیان کرد: «آخرین نظر کارفرمایان بر افزایش 34درصدی صرفا روی پایه مزد و ثابت‌ماندن  دیگر آیتم‌هاست و با این حساب، دریافتی کارگران حدود 750هزار تومان افزایش خواهد یافت.» عضو شورای‌عالی کار درباره پیشنهاد کارگران گفت: «پیشنهاد اولیه ما بیشتر از این ارقام بوده، اما بعد از ساعت‌ها چانه‌زنی، در آخرین جلسه، پیشنهاد گروه کارگری بر افزایش یک‌میلیون و 955هزار تومانی درآمد کارگران متمرکز شد. البته این پیشنهاد نیز معطوف به میزان افزایش روی پایه مزد و دیگر آیتم‌هاست. ما خواستار این هستیم که حداقل 800هزار و خرده‌ای تومان به پایه مزد افزوده شود و باقی روی مزایای مزدی قرار بگیرد.»

    او با اشاره به اینکه اختلاف اصلی بر سر میزان افزایش «سایر سطوح مزدی» است، گفت: «کارفرمایان می‌گویند سایر سطوح، 5درصد به اضافه یک عدد ثابت افزایش یابد و نظر گروه دولتی بر افزایش 20درصدی سایر سطوح به اضافه یک عدد ثابت است، اما گروه کارگری معتقدند همه سطوح باید یکسان افزایش یابد.» خدایی با تأکید بر اینکه با افزایش 34درصدی، افزایش هزینه‌های زندگی در طول سال جبران نمی‌شود، گفت: «برای جبران قدرت خرید از دست‌رفته، مزد باید یک‌میلیون و 955هزار تومان یعنی به اندازه تفاضل دو سبد معیشت متوالی افزایش یابد.»

  • فرهنگ سازی سفر سالم  با انتشار طرح های “سفر ایمن”

    فرهنگ سازی سفر سالم با انتشار طرح های “سفر ایمن”

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ علیرضا مساح با اشاره به انتشار طرح های سفر ایمن در فضای مجازی، اظهار داشت: با توجه به شرایط فعلی و ابعاد مختلف ایام کرونایی، اداره گردشگری وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان تصمیم به تهیه و انتشار طرح های “سفر ایمن” گرفت.
    وی افزود: با توجه به اینکه ممکن است در دوره کرونا، سفری به اجبار پیش بیاید که لازم بوده نکاتی رعایت شود لذا در این راستا با انجام تحقیقات صورت گرفته، محتوای “سفر ایمن” تهیه شد.
    رئیس اداره گردشگری سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان تصریح کرد: در طرح سفر ایمن تلاش شده با ترکیب جاذبه جلوه های ویژه تصویری با چاشنی طنز، انتقال پیام به شکل بهتری به مخاطب صورت گیرد.
    مساح ادامه داد: پیام های تهیه شده مطابق با دستورالعملهای سازمان جهانی گردشگری(unwto)، وزارت میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری و همچنین پروتکل های بهداشتی جهانی است.
    وی با اشاره به تهیه 20 کلیپ در این طرح گفت: در این کلیپ ها آموزش های مختلف گنجانده شده که به طور نمونه به مردم آموزش داده می شود برای خرید در شرایط کرونایی و با وجود محدودیت ها، چه مواردی را رعایت کنند.
    وی با اشاره به اینکه توسعه فرهنگ گردشگری و فرهنگ سازی از جمله وظایف اداره گردشگری است، خاطرنشان کرد: انتشار کلیپ های “سفر ایمن” به معنای تشویق به سفر نیست بلکه فرهنگ سازی کلی را در بر می گیرد.

  • افراد دارای گروه خونی A بیشتر مواظب ابتلابه کرونای انگلیسی باشند

    افراد دارای گروه خونی A بیشتر مواظب ابتلابه کرونای انگلیسی باشند

    به گزارش  مجله اینهفته؛ کرونای انگلیسی پس از یکسال درگیری با  ویروس کرونای معمولی، حالا جهان باید خود را برای این ویروس انگلیسی آماده کند زیرا احتمالا دوباره متحول می شود و می طلبد احتیاطمان را بیشتر کنیم، زیرا با انواعی از ویروس ها سروکار داریم، اما گروه محققان در بررسیهای خود دریافتند که چرا گروه خونی افراد در خطر ابتلا به بیماریکووید-۱۹ تاثیرگذار است.

    محققان آمریکایی در بررسی جدید شواهد بیشتری دست پیدا کردند که نشان میدهد افرادی که دارای نوع خاصی از گروه خونی هستند بیشتر احتمال دارد به بیماری کووید-۱۹ مبتلا شوند.

    در این بررسی به طور خاص مشخص شد که کروناویروس به آنتی ژنهای گروه خونی A موجود در سلول های تنفسی جذب می شود. محققان روی پروتئینی در سطح کروناویروس موسوم به حوزه اتصال گیرنده ها (RBD) متمرکز شدند که بخشی از ویروس است و به سلول های میزبان متصل می شود. این موضوع برای محققانی که سعی در فهم چگونگی آلوده شدن افراد به کروناویروس هستند یک هدف مهم است.

    در این مطالعه آزمایشگاهی، محققان چگونگی تعامل حوزه اتصال گیرنده های کروناویروس را با سلول های تنفسی و گلبولهای قرمز در گروه های خونی A ، B و O ارزیابی کردند.

    نتایج نشان داد که حوزه اتصال گیرنده های کروناویروس تمایل دارند به گروه خونی A موجود در سلولهای تنفسی متصل شوند اما هیچ ترجیحی برای گلبولهای قرمز گروه خونی A یا سایر گروههای خونی موجود در سلولهای تنفسی یا گلبول قرمز ندارد.

    اولویت حوزه اتصال گیرنده های کروناویروس برای شناسایی و اتصال به آنتی ژن گروه خونی A در ریه های افراد با گروه خونی A میتواند به فهم ارتباط بالقوه بین گروه خونی A و عفونت کووید-۱۹ کمک کند.

    به گفته محققان آمریکایی، جالب است که حوزه اتصال گیرنده های ویروسی فقط تمایل به آنتی ژن های گروه خونی A دارند که روی سلول های تنفسی هستند که نحوه ورود ویروس به بدن بیشتر بیماران و آلوده کردن آنان را نشان می دهد.

    محققان اظهار داشتند: گروه خونی یک چالش است زیرا ارثی است و چیزی نیست که بتوانیم تغییر دهیم. اما اگر بتوان نحوه تعامل ویروس با گروه های خونی در افراد را بهتر درک کرد می توان به داروهای جدید یا روش های پیشگیری دست پیدا کرد.

    کرونای انگلیسی چه علایمی در کودکان دارد؟

    شیوع ویروس جهش یافته انگلیسی و شدت انتقال و سرایت آن در بین کودکان و نوجوانان، شرایط را برای کادر درمان سخت‌تر کرده است.

    به گزارش مجله خبری اینهفته، بابک عشرتی معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ایران، با عنوان این مطلب که روند بستری افراد ۵ تا ۱۷ سال با وجود کاهش آمار کلی بستری‌ها، کاهش نیافته و همچنان مانند گذشته است و حتی در مواردی رو به افزایش نیز بوده است، گفت: در اوایل آذر با وجود کاهش موارد بستری تعداد بیماران مبتلا به کرونا، بستری تعداد افرادی که در سنین ۵ تا ۱۷ سال بودند، روندی را که باید در پیش نگرفته و نزولی نشده است. به‌گونه‌ای که نسبت تعداد مبتلایان بستری در این گروه سنی، در مقایسه با ماه قبل از آن و دوره تابستان در حال افزایش است.

    وی افزود: به‌نظر می‌رسد جهشی که اخیراً ویروس در خاستگاه خود در انگلستان داشته است و ما نیز در کشور آن را شناسایی کرده‌ایم، با تفاوت‌هایی نسبت به ویروس اولیه در حال درگیر کردن جوان‌ها و نوجوانان است. معمولاً در این گروه سنی افراد دچار علامت می‌شوند و وقتی بستری می‌شوند، به نوعی قله کوه یخی را نشان می‌دهند که علامت ندارند. به این معنا که بستری شدگان تنها بخش اندکی از مبتلایان هستند که فعلاً علامتی ندارند و بستری‌شدگان نشانه‌ای از مجموع مبتلایان بی‌علامت باشند. این دسته متأسفانه در حال افزایش روزافزون بوده و از این‌رو نگران هستیم که بچه‌ها هدف اصلی و تازه ویروس کرونا در این ایام شده باشند.

    عشرتی ادامه داد: تحقیقات نشان داده است، این جهش در این گروه سنی افراد را بیشتر آلوده کند و به این دلیل، انتقال ویروس در جامعه به دلیل تعاملات بیشتر بچه‌ها، نوجوانان و جوانان با یکدیگر و حضور آزادانه آنها به نگرانی جدی برای چرخش ویروس تبدیل شده است. از سوی دیگر، با وجود اینکه روند ابتلای گروه سنی ۵ تا ۱۷ سال به نسبت کل مبتلایان کاهشی نبود و در برخی زمان‌ها افزایش نیز داشته است، تعداد جان‌باختگان در این گروه سنی کاهشی بوده و از این منظر نمی‌توان گفت ویروس جدید، دلیلی بر افزایش مرگ در افراد است.

  • چای یا قهوه، کدام مفیدترند

    چای یا قهوه، کدام مفیدترند

    مجله اینهفته:  همواره بین نوشیدن چایی و قهوه نظرات متفاوتی وجود دارد اما هر دوی این نوشنیدنی ها از طرفداران بسیاری برخوردار هستند و انواع مختلفی از آنها در بازار برای مصرف خانواده وجود دارد اما می گویند قهوه برای سلامتی مضر تلقی می‌شود، در حالی که گفته می‌شود چای به خصوص چای سبز یک نوشیدنی بسیار مفید است، اما آیا چنین چیزی واقعیت دارد؟

    آیا واقعا چای مفیدتر از قهوه است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت خواص مغذی و فواید چای وقهوه برای سلامت، از آن‌چه که ممکن است انتظار داشته باشیم به یکدیگر شبیه‌تر است. هردوی آن‌ها به دلیل دارا بودن کافئین و آنتی اکسیدان از نوشیدنی‌های فرح بخش و انرژی‌زا به شمار می‌آیند.

    میزان کافئین چای و قهوه

    هرچند ما به طور معمول قهوه را یک نوشیدنی غنی از کافئین می‌دانیم، اما برگ‌های چای نیز حاوی مقادیر زیادی از این ماده هستند.

    کافئین یک ماده محرک معمول و متداول در جهان است که هم آثار مثبت و هم آثار نامطلوب بر سلامت انسان دارد. به طور متوسط، قهوه نسبت به چای، غنی‌تر از کافئین است، اما چرا مقدار کافئین موجود در این نوشیدنی‌ها مهم است؟ دلیلش این است که مقادیر متعادل کافئین با آثار درمانی مفیدی مانند پیشگیری از دیابت نوع ۲، افزایش سطح هوشیاری، توانایی شناختی بهتر، بهره‌وری بالاتر و بهبود عملکردهای ورزشی همراه است.

    همچنین احتمال ابتلا به زوال عقل، آلزایمر، بیماری کبد چرب و سندروم متابولیک در افرادی که به میزان متوسطی کافئین مصرف می‌کنند، کمتر است. اما همه این تاثیرات مفید، با مصرف متعادل کافئین مرتبط است، زیرا به محض این‌که شما میزان مصرف کافئین را به بیش از ۴۰۰ میلی گرم در روز افزایش دهید، آثار منفی همچون مشکلات قلبی و عروقی بروز خواهد کرد.

    از آن‌جا که کافئین قهوه نسبت به چای بیشتر است، این آثار منفی برای اولین بار درباره قهوه مشاهده شد، اما واقعیت این است که مصرف مقدار زیاد چای، به‌ویژه چای پررنگ نیز می‌تواند شما را به این منطقه خطر وارد کند.

    چای و قهوه سرشار از آنتی‌اکسیدان

    آنتی‌اکسیدان‌های موجود در چای و قهوه بیشتر در گروه پلی‌فنول‌ها که باعث بهبود هضم غذا و افزایش سلامت مغز می‌شوند و در برابر بیماری‌هایی، چون دیابت نوع۲ و بیماری‌های قلبی از بدن مراقبت می‌کنند قرار دارند.

    همچنین چای‌ها به‌ویژه چای سبز به داشتن EGCG، آنتی‌اکسیدانی که بیشتر با کاهش وزن ارتباط دارد و آنتی‌اکسیدان‌های دیگری مانند کاتچین‌ها، تئوفلاوین‌ها و تئاروبیگین‌ها که در جلوگیری از سرطان روده بزرگ و ریه نقش دارند مشهور است.

    همچنین مشخص شده است که محتوای آنتی‌اکسیدانی چای سبز از بسیاری از بیماری‌های مزمن مانند آرتروز، عفونت ادراری، مشکلات قلبی و سرطان جلوگیری می‌کند. قهوه نیز غنی از این ترکیبات مفید است. فلاونوئیدها و اسید کلروژنیک (CGA) موجود در قهوه دارای خواص ضد سرطانی هستند.

    مطالعات اخیر نشان داده است آنتی‌اکسیدان‌های موجود در قهوه می‌تواند در صورت مصرف منظم، در سلامتی قلب و عروق زنان تأثیر مفیدی داشته باشد.