این رازی است که اگر در رشد شخصیت یک نفر رعایت شود، می تواند او را خودکفا بار بیاورد، به شکلی که به هیچکس نیازی نداشته باشد، ماجرای دادن وام ازدواج به جوانان هم همین مصداق را پیدا می کند، وامی که برای افزایش ازدواج معنا و مفهومی ندارد. دلیل آن هم تلخ و گزنده است، یعنی تا زمانی که یک جوان شغل پایدار و امن نداشته باشد نمی تواند اقساط وامی را بدهد که نیم بیشتر حداقل حقوق او را لازم دارد.
جالب اینجاست که در این آشفته بازار اقتصادی عده ای اما به نوای رسیدن به این وام سر و دست می شکنند و به شکل صوری ازدواج می کنند. ازدواج هایی که با دادن آگهی در فضای مجازی شکل جدیدی به خود گرفته است و حالا با ازدواجهایی روبهرو هستیم که بیش از یک پیوند زناشویی به یک نوع معامله شبیه است! در همین رابطه محمد مهدی تندگویان، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در گفت و گو با ایسنا با انتقاد از افزایش وام مربوط به ازدواج گفته :« بسیاری از متقاضیان وام ازدواج که در حال حاضر به بانک مراجعه میکنند درخواست رقم وام کمتری دارند چرا که قادر به پرداخت اقساط و باز پرداخت وام نیستند. در حال حاضر اقساط مربوط به وام ۳۰ میلیونی ازدواج تا یک میلیون تومان میرسد که جوانان باید بتوانند از پس این اقساط بر بیایند، افزایش وام ازدواج بیش از این مقدار منجر به مشکلاتی نظیر ازدواج صوری یا کودک همسری به دلیل مشکلات اقتصادی و فرهنگی خواهد شد».
این در حالی است که شرایط بد اقتصادی باعث شده که بانک ها زیر بار مشکلات نتوانند از پس دادن وام برآیند، از سویی دیگر وام گیرندگان هم با بازپرداخت وام و همچنین نبود ضامن برای گرفتن وامشان روبرو هستند. در این میان قانون تسهیل ازدواج هم با نواقصی که دارد نتوانسته آن طور که باید و شاید از پس افزایش ازدواج و تشکیل خانواده برآید.
نبود شغل مناسب و اشتغال پایدار برای جوانان، اجاره بهای زیاد و مشکلات مالی عدیده در زمینه تشکیل نهاد خانواده باعث شده که جوانان کمتر روی به ازدواج بیاورند. در این میان کسانی هستند که با افزایش وام راه دلالی و ازدواج صوری را یاد گرفته اند.
به گفته معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان این قانون باید حتما بازنگری شود چرا که موضوعات آن بسیار کلی است و حتی زمانی که درآن به وظایف دولت اشاره شده، مشخص نیست که کدام نهاد و بخشی از دولت مسئول اجرای قانون هستند، از طرفی عدم تشکیل صندوق ذخیرهای بود که قرار بود توسط آن موضوعات مربوط به تسهیل ازدواج جوانان عملیاتی شود. و همین موضوعات عدم اجرای قانون مذکور را رقم زده است.
اگر به آمارها هم نقبی بزنیم متوجه می شویم که افزایش یا کاهش وام ازدواج نمی تواند به تحکیم نهاد خانواده و پایدار شدن ازدواج ها کمک کند. بر همین اساس میزان ازدواجهای ثبت شده در سال ۹۷ در تهران حدود ۵۵۰ هزار مورد بوده که از این تعداد حدود ۴۸۶ هزار مورد مربوط به شهرها و حدود ۶۳ هزار مورد نیز مربوط به روستاها بود، آمار طلاق هم در سال ۹۷، ۱۸۵ هزار مورد بوده که حدود ۶۴ هزار مورد مربوط به جامعه شهری و حدود ۱۱ هزار مورد هم مربوط به جامعه روستایی بوده است.
به اعتقاد تندگویان بین این دو مسئله ارتباط معناداری وجود ندارد، چرا که نسبت ازدواج در بین واجدین شرایط برای ازدواج محاسبه اما طلاق به نسبت کل جمعیت متاهلان مقایسه میشود. به این ترتیب مقایسه این دو آمار درست نیست. با این وجود گفته میشود که به ازای هر سه ازدواج یک طلاق در کشور اتفاق میافتد و با وجود اینکه میزان وام ازدواج در سال ۹۸ نسبت به سال قبل افزایش داشته است اما شاهد تغییری در روند ثبت ازدواج نبودهایم.
حالا اگر این ازدواج ها به خاطر وام هم بوده باشد چه بسا مشکلات جدی تری بوجود می آورد، چرا که ازدواج صوری از سر فرصت طلبی باشد یا ناچاری، پدیدهای به معنای دور زدن قوانین است و بر سنگینی مشکلات اجتماعی و اقتصادی جامعه می افزاید.
دسته: اجتماعی
-

سورازدواج صوری با وام ازدواج
-

مرگ کسب و کار من است
به گزارش این هفته؛ میهمان چند زن جوان هستم که حسشان به دنیا متفاوت است. قند توی دهنم آب نشده می گوید: چه خوب بد دل نیستی ، چای ما را می خوری. چای ما! همه شان باهم می خندند. مردم فکر می کنند ما چون مرده می شوریم چای مان هم مال مرده هاست. جرعه جرعه چای را می خورم ویادم می افتد به خط زرد منقطع که مرا به این سمت کشانده است. به سمت فاصله ای کوتاه بین مرگ و زندگی . اینجا صداها هم محو می شوند. صداها.
مرده ها که صدا ندارند. صدای آمبولانس اسلوموشن توی گوشم است. یک جسم سرد و بی روح جلویم افتاده . توی یک پتوی کهنه که گل های درشتش رنگی بر رخ ندارد. پیچیده شده در پتو مثل یک گلوله سخت و سفت. می ترسم.
- شما نمی ترسی ؟
اولین بار چرا. راننده آمبولانس می گوید. احمد. م 32 ساله اهل نجف آباد.وقتی اولین مسافر بی جانش را به مقصد می رسانده، 21 ساله بوده و حالا 10 –12 سالی می شود که به این کار مشغول است. حالا به قول خودش کسب و کارش مرده هاست.میانگین بین 20 تا 23 مرده را حمل می کند و می آورد.ازهیچکدامشان هم نمی ترسد. شاید حالا . شاید همان اول از اولین مرده ای که توی آمبولانس گذاشته ترسیده خیلی بیشتر از آنچه که فکرش را می کرده ترسیده . بعدها برایش عادی شده و حالا که دیگر برایش جا افتاده.هر مرده یک تلنگر است برای احمد. هر روز یک روز برای نبودن. زنگ مرگ همیشه هشیار نگهش می دارد.
آمبولانس می ایستد. چند نفر جسم بی جان را می گیرند و می گذارند روی ریل.باز هم فاصله ها منقطع و محدود. بین یک سنگ تخت مستطیل شکل و فضای بیرون. دو طرف سنگ مستطیلی که به اندازه یک انسان متوسط قد کشیده شیاری به پایین منحرف شده بدون اینکه بهم متصل شود. سنگی که تنها امکاناتش سوراخی است که آب از آن می رود داخل فاضلاب!باز هم فاصله را حس می کنی.
مرده از شیارهای لاستیکی عبور می کند و می لغزد روی دست زن ها . با لباس هایی متحد الشکل. روپوش سبز با پیشبند سفید و مقنعه آبی روشن، چکمه های بلند و دستکش های نارنجی رنگ .اینجا معراج است. اتاقی سرد و نمناک با بویی ناآشنا. هر کدامشان یک انبار از حرف هایی هستند که برای هیچکس نگفته اند . یک گنجینه از خاطراتی که زندگی مردگان را در آن مخفی کرده اند. کسانی که زندگی را بهتر از زنده ها می فهمند.خاطره های تلخ یا شیرین، سیاه یا سفید از خانه یکی مانده به آخری.. .
سن و سال ها مختلف است. قدیمی ترینشان راحت تر حرف می زند. 14 سال است که با مرده ها به قول خودش سرو کله می زند.
- از 14 سال پیش بگو، چطور بود؟
مدیرمان خیلی سخت گیر بود. شاید نمی خواست اینجا استخدام شوم. به محض اینکه آمدم می خواست من را امتحان کند، یک پای قطع شده انداخت جلوی من گفت بشور.
- شستی؟
شستم به هر مصیبتی بود. شستم تا اینجا بمانم. می خواستم دختر شوهر بدهم، به این کار نیاز داشتم شوهرم کم آورده بود و به هیچ رنگی نمی توانستیم جبران کنیم. بعدها مرده شستن عادی شد به لطف و کرم خدا موفق شدم.
- دستگاه مکانیزه هم دارید که مرده ها را بشویید؟
نه همچین چیزی نیست. هر کدام داستان خاص خودشان را دارند. مرده هایی که به مرگ طبیعی مرده اند و کسانی که مجهول الهویه هستند و شاید چند روزی در خیابان یا بیابان مانده اند. بیمارستانی ها و کسانی که تصادف کرده اند. هر کدام فرق دارند. وقتی که می برد برای شستنشان متفاوت است.حرفه ای ترها و کسانی که زودتر به این شغل آمده اند بالاخره دست و کارشان سریع تر است .
صدای قرآن ملایمی از توی بلندگو به گوش می رسد که هر از گاهی جایش را به دعا و مناجات می دهد و گاهی با شیونی پیوند می خورد. صدای جیغ زنان یک آن بند نمی آید. غسال ها عادت کرده اند به لحظه های دردناکی که هر روز با آن برخورد می کنند.اما هنوز هم برایشان غم انگیز است. این را زن غسال 37 ساله می گوید:«همه ما اینجا ضعف اعصاب داریم». او هم به خاطر کم و کسری خانواده اش به این راه کشیده شده است. از محیطش هم خوشش آمده :« محیطش زنانه بود ترجیح دادم بیایم اینجا، اما چیزی که خیلی ناراحتمان می کند این است که مردم به ما مثل یک میکروب نگاه می کنند. به ما می گویند مرده شور. اسم ما غسال است».
- کارت را از کی شروع می کنی؟
کارمان از یک ربع به هشت صبح شروع می شود تا چهار بعد از ظهر. توی تعطیلات هم باید بیاییم مرده که خبر نمی کند. هر روز هفته هستند، نباید روی زمین بمانند.
- هیچوقت نترسیدی به خصوص حالا که کرونا هم هست؟
غسال کارکشته می گوید: «تا به حال خیلی پیش نیامده که از جنازه بترسم وترس باعث شود نتوانم کار کنم اما اینطور نیست که اصلا این اتفاق نیفتد با این مسائل کنار آمده ایم . به هر حال کارمان است؛ نمی شود که مرده زمین بماند. چند نفرمان کرونا گرفتند و مردند.( دلشان پر است.)
- حالتان بد نمی شود؟
بعضی وقت ها. بعضی ها تصادف کرده اند و بدنشان پاره پاره شده . بعضی جنازه ها فاسد شده اند و بعضی هم مشکلات دیگری دارند . یک بار یک جنازه آوردند که سرش جدا شده بود و ما باید آنرا بخییه می زدیم.
- مثل جراح ها؟
با یک فرق . جراح ها باز می کنند ما می بندیم. وقتی اینجا می آیی با مردم عادی فرق می کنی. جورهایی دیگه شبیه آنها نیستی.بیراه هم نمی گوید. خیلی ها از نزدیکان مرده شان می ترسند. اما خیلی ها هم هستند که دوست دارند خودشان مرده شان را بشویند، اما آنها با مرده ها زندگی می کنند.
- کابوس هم می بینی؟
اول ها که شروع کرده بودم، چرا می دیدم . یکبار که مرده ای را شستم و بعدبرای استراحت آمدم خوابم برد. خواب دیدم همان مرده آمده بالای سرم به من گفت: شیلنگ را که گرفتی کل استخوانهایم از هم پاشید، چرا بسم الله نگفتی؟یکدفعه از خواب پریدم. ازهمان موقع به بعد سعی کردم که هر مرده ای که برای شستن می آورند بسم الله بگویم.
غسال سی و یک ساله دیگری که پنج شش سالی می شود در سالن تطهیر کار می کند، یکی دیگر از آنها است. یک پسر هفت ساله دارد و می گوید: پسرم نمی داند اینجا کار می کنم. شوهرش معتاد بوده و خیلی وقت پیش او و پسرش را ترک کرده. این شغل را که انتخاب کرده همه فک و فامیلش ترکش کرده اند. حتی برادرش هم دیگر در خانه اش چیزی نمی خورد. همین موضوعات بوده که باعث شده غسال دیگری که 37 ساله است اصلا به فامیلهایش نگوید که اینجاست. به همکارانش سپرده بوده که هر وقت آنها اینجا آمدند او را خبردار کنند.تقریبا همه شان همینطور فکر می کنند نه دوست دارند اسمشان و نه فامیلشان را بگویند.
- با اینکه این کار برایتان عادی شده غمگین هم می شوید؟
مردم فکر می کنند ما قسی القلب هستیم، اما واقعا اینطور نیست. خیلی وقت ها غمگین می شویم. برای بچه ها یا جوان ها. کسانی که زودتر از آنچه که باید از دنیا چشم بسته اند.
خاطراتشان زیاد است. به طور متوسط هر کدامشان روزی با15-10 جنازه طرفند وهمین کافی است که دفترچه ی خاطرات ذهنیشان پر شود از اسم و چهره و خاطرات مربوط به آن هایی که همراهانشان با شیون و گریه سرگذشتشان را می گویند.
- تا حالا نزدیکانتان را هم شسته اید؟
یکی از غسال ها می زند زیر گریه . دخترم. 13 سالش بود. یک بیماری نادر داشت که نگذاشت جوانیش را ببینم، از دستم رفت. خودم غسلش دادم. توی کفن قد کشیده بود.
سکوت همه جای اتاق را اشغال می کند. صدای ریزی می آید و صدای مهره هایی که از نخ تسبیح یکی یکی جدا می شود و روی هم می افتد. اینجاست که اثبات این که غسال ها قسی نیستند، کار سختی نیست. اگر سنگی شده بودند محال بود، با به یاد آوردن خاطره ای که مثلا دو سه سال پیش اتفاق افتاده اینطور به هم بریزند و نتوانند بغضشان را کنترل کنند و اشک هایشان جاری شود:«روز بدی بود. روز سختی بود. برای همه ما بد بود. دختر جوان همکارمان ازدست رفته بود».
برای غسال ها شستن کودک، نوزاد و نوجوان و جوان هیچوقت عادی نمی شود. هر بار که یک کودک یا جوان می آورند همه به گریه می افتیم. غسال جوان دیگری می گوید.
سوت آغاز کار که زده می شود. همه لباسهایشان را می پوشند تا برای روز سخت دیگری آماده شوند. لبخند می زنند و هر کدام می روند سر کارشان . خداحافظی آخر معنای خاصی دارد برای کسانی که سالهاست می دانند اینجا خانه آخر است.
آسمان به خون نشسته ،غروب گرم تابستان، رخ نشان می دهد و آخرین طلیعه های نور روی تابلوی معراج خودنمایی می کند.
-

اسنپ زنان سرپرست خانواده را از پرداخت کمیسیون معاف کرد
به گزارش این هفته؛ در مرحله قبل طرح «همراه زنان سرزمینم» که سال گذشته همزمان با روز ملی کارآفرینی اجرا شد، ۴۱۷ نفر از زنان سرپرست خانواده عضو ناوگان اسنپ تا پایان اسفند ۱۳۹۸ از پرداخت کمیسیون معاف شدند.
طبق آخرین آمار رسمی اعلام شده، ۸۵ درصد از زنان سرپرست خانواده بیکار هستند و با توجه به همهگیری کرونا و مشکلات اقتصادی پیشآمده احتمالا این تعداد با افزایش روبهرو شده است.
با توجه به استقبال گسترده از طرح معافیت زنان سرپرست خانواده از پرداخت کمیسیون، اسنپ تصمیم گرفته بار دیگر همراه زنان سرزمین خود شود.
در حال حاضر حدود ۵۰هزار راننده زن در سراسر ایران در ناوگان اسنپ مشغول به فعالیت هستند و زنانی که تاکنون عضو ناوگان اسنپ نبودهاند نیز میتوانند با ثبتنام و ورود به این ناوگان از طرح معافیت زنان سرپرست خانواده از پرداخت کمیسیون بهرهمند شوند..
این طرح شامل دو دسته از زنان میشود: اول زنانی که همسرشان فوت شده است و دوم زنانی که حضانت فرزند یا فرزندان خود را برعهده دارند.
متقاضیان واجد شرایط از ۲۰ آبان تا پایان آذر فرصت دارند تا به صورت آنلاین برای شرکت در طرح معافیت از پرداخت کمیسیون اقدام کنند.
در حال حاضر ثبتنام متقاضیان از طریق سامانه ثبتنام غیرحضوری اسنپ انجام میشود.
متقاضیان میتوانند مدارک مربوط به سرپرستی خود را از طریق پشتیبانی آنلاین اسنپ ارسال کنند.
افراد متقاضی برای استفاده از این طرح باید شناسنامه، گواهی فوت همسر یا مدرکی دال بر حق حضانت فرزندان خود را ارائه دهند.
کسانی که سال گذشته ثبتنام کردهاند، در صورت تمایل به استفاده دوباره از این طرح، میتوانند عدد ۹۰۰ را به سرشماره ۱۰۰۰۵۵۰ ارسال کنند. این دسته از متقاضیان نیز بار دیگر باید مدارک خود را از طریق پشتیبانی آنلاین اسنپ ارسال کنند. -

جنین های خمار
زندگی در خرابه ها و همجوار شدن با زباله های بازیافتی و سگدو زدن برای جور کردن پول یک گرم شیشه یا هروئین. زندگی در اینجا یعنی ذره ذره جان کاذبت را به ساقی های بی مایه بفروشی و پای زباله های فرش شده جان بدهی. اینجا نوزادانشان از بدو تولد، معتاد به دنیا می آیند و راهی سفری می شوند که از همان ابتدا امن نیست.
گلرخ بچه اول نرگس، از همان موقع که بندنافش را بریده اند، معتاد بوده، حالا 5 سال از عمرش منتهی می شود به خماری و بُخوری شدن توی سرما و گرمای بیابان های اطراف خانه ها.
دیوارِ کنار خرابه، هیچ ویژگی مثال زدنی ندارد، اما همانجا بوده که گلرخ به دنیا آمده و برای ماندن به زندگی چنگ زده است.
یک جرعه آتش، تولد دوباره نشئگی پدر و مادرش است و گلرخ بین تمام دودها و بوها گم می شود تا درد یادش برود. برای بچه 5 ساله این تنها نمای قشنگی از زندگی و آرامش بعد از طوفان درد است. تقاطعی که او و هم سن و سالانش را در بن بست اعتیاد گرفتار کرده است.
زنان کارتن خواب اینجا زیاد نیستند، اگر هم باشند، اکثرا شب ها پیدایشان می شود، روزها برق آفتاب و روشنایی نمی گذارد، فضای امنی داشته باشند. بچه های محله سنگشان می زنند و بزرگ ترها با ناسزا آنها را می رانند.
خانه گریخته ها، اما هیچ جایی برای ماندن ندارند. همین باعث شده که به یک هم آغوشی گرم تن بدهند تا یک شب هم که شده از سوز و نیش سرما جان به در ببرند. نوزادهای حاصله همه معتادند تا جایی که به گفته مسئولان بهزیستی روزانه بین سه تا چهار نوزاد معتاد در تهران، به دنیا می آیند. تعدادشان البته شاید بیشتر هم باشد، تعدادی که در زیر سقف های پنهان به دنیا می آیند و در آمارها جایی ندارند.
بین خانه های توسری خورده محله های پایین شهر، تعداد زنانی که اعتیاد دارند و در شکمشان نوزادی را می پرورانند، زیاد است، سروناز، 24 ساله است. زیباست و هنوز اعتیاد، چندان به چهره اش دستبرد نزده، بین سه تا چهار ماه دیگر فرزندش به دنیا می آید. سروناز، اما نمی داند این بچه خواهد ماند یا سرنوشتش به پای دو فرزند دیگرش نوشته خواهد شد. فرزند دوم او بعد از دو، سه ماه از بین رفته و بعدی هم یک ماه بیشتر دوام نیاورده است. کمپ و مراکز ترک اعتیاد هم به او وفا نکرده است. کمپ هایی که به علت غیرمجاز بودن، همه از طرف سازمان های مسئول پلمپ شده اند و او مانده و وسوسه ای که باز رهایش نکرده است.
مثل او زیادند، مادرانی که در این محله ها زندگی می کنند، نوزادانشان معتاد به دنیا می آیند، نوزادانی که از همان ابتدا دچار سندرم کشنده ای می شوند که شیره جانشان را می بلعد. تشنج، افزایش ضربان قلب، تب، تنگی نفس و تعرق، علائم مشهود این سندرم است؛ گریه این کودکان به هیچ وجه طبیعی نیست. آنها مدام در حال گریه کردن هستند و از درد به خود می پیچند. همین بی قراری مداوم و ضجه های طولانی باعث می شود، خیلی از این نوزادان از سوی مادر یا پدر معتاد خود با خشونت فیزیکی شدید مواجه شوند تا شاید با کتک خوردن وادار به سکوت شوند. خیلی از این نوزادان معتاد با علائم کبودی، شکستگی استخوان و حتی خفگی به بیمارستان منتقل می شوند.
زهرا یکی از همان هاست. او نشسته می خوابد، زهرا را وقتی به بهزیستی آوردند، سه سال، زندگی شیشه ای پدر و مادرش را تجربه کرده بود، او حالا از الفبای زندگی، فقط درد را یاد گرفته. چشمان زهرا زیر کلی کبودی و جای زخم گم شده جای جای بدنش پر است از کبودی هایی که تن رنجورش را احاطه کرده اند. چشمان بی رمق زهرا معلوم نیست چه چیزی را جستجو می کند .
به گفته مددکاران بهزیستی، این بچه ها هیچ اشتهایی برای شیر خوردن ندارند و در روزهای اول تولد، مدام دچار لرزش های شدید به صورت رعشه می شوند که البته ممکن است این حالت تا ماه ها ادامه یابد.
اسهال، نقص مجاری ادراری، استفراغ، عطسه های پی در پی، کاهش وزن خطرناک، سوءتغذیه، آبریزش بینی، اختلال در یادگیری مهارت ها و معلولیت های ذهنی و جسمی از دیگر پیامدهایی است که در این نوزادان دیده می شود.
دکتر مرضیه آقایی، درمانگر اعتیاد در این رابطه میگوید: مواد مخدر از جفت رد میشود. در واقع جنین به مواد مخدر تماس دارد و به دنیا که میآید، دچار این سندرم میشود. علایم مختلفی دارد که ما این علایم را بررسی میکنیم. مواردی مثل گریه غیر طبیعی، خواب زیاد، لرزش، تشنج، تحریک پذیری، تعریق و تب، دمای پایین بدن، خمیازههای زیاد، گرفتگی بینی، نفسهای تند و اسهال و استفراغ که گاهی برای این اسهال و استفراغ مجبوریم سرم تجویز کنیم. شدت این علایم در نوزاد، بستگی به دوز مصرف مواد مخدر توسط مادر و مدت زمان استفاده دارد. میزان شدت این علایم توسط سیستم نمره دهی خاصی که به فینگان معروف است، بررسی میشود و براساس نمرهای که نوزاد از این بررسی میگیرد، درمان مشخص میشود.اگر مادر در زمان بارداری اقدام به ترک مواد مخدر کند، علایم ترک از همان دوره جنینی شروع میشود .
آن طور که دکتر آقایی میگوید: همه نوزادان متولد شده از مادران معتاد، نیاز به درمان دارویی ندارند: 60 درصد از این نوزادان نیاز به دارو ندارند. با مراقبتهای ویژه آنها را ترک میدهیم. نور را کم میکنیم، پارچهای دورشان میپیچیم و قنداقشان میکنیم. در واقع سعی میکنیم بی قراریشان را کم کنیم و آرامشان کنیم. اما 40 درصد بقیه که علایم شدید تری دارند، نیاز به دارو پیدا میکنند. مرفین خوراکی که به میزان خاصی به نوزاد داده میشود و به تدریج و روز به روز میزان آن را کم میکنیم تا روند ترک کامل شود. داروی دیگر فنوباربیتال است که برای درمان تشنج به کار میرود و در مواردی از آن استفاده میکنیم. در طول درمان نوزاد نباید از شیر مادر تغذیه کند، به خصوص اگر مادر هنوز مصرف کننده است، در واقع اگر بعد از مرخص شدن نوزاد از بیمارستان و ترک، مادر همچنان مصرف کننده مواد باشد و شروع به شیردهی کند، باز نوزاد معتاد خواهد شد.
آن طور که پیداست نمیشود گفت که چقدر طول میکشد این نوزادان ترک کنند. همه چیز بستگی به میزان مصرف مواد مخدر توسط مادر دارد و بدن نوزاد. نوزادانی که بر اساس ماده 15 و 16 تحت درمان قرار میگیرند، ماده 16 شامل مراکز دولتی و ماده 15 شامل مراکز خصوصی میشود، اما اکثر آنها قبل از اینکه تحت پوشش این ماده های قانونی قرار بگیرند به وسیله مادران بی امید و متنفر از زنده بودن یا فروخته می شوند و یا صبح روز بعد را نمی بینند.
-

خوب بد زشت
براساس تحقیقات تازه ای؛ که در این زمینه انجام شده، یک پنجم مدیران منابع انسانی برابر 20درصد آن ها معتقدند که کارکنان در خانه با استاندارد کمی بالاتر از آنچه در دفتر کار میکنند، فعالیت دارند و 7 درصد و بیشتر بر این باورند که آنها با استاندارد بسیار بالاتری کار میکنند. البته کارکنان کمتر نسبت به این عمل خوشبین هستند و تنها 15 درصد از آن ها معتقدند که دورکاری استاندارد بالاتری تولید می کند.
با این حال، تقریبا نیمی از هر دو گروه یعنی 49 درصد از تصمیم گیرندگان منابع انسانی و 45 درصد از کارکنان فکر می کنند که این نوع کار کردن، هیچ تاثیری در خروجی ندارد. در واقع تنها 27 درصد از تصمیم گیرندگان منابع انسانی فکر می کنند که کارکنانی که از خانه کار می کنند، استاندارد کار بالاتری از دفتر را ارائه می دهند. یک پنجم از هر دو گروه حدود20 درصد فکر می کنند که استاندارد کار تولید شده سه درصد پایین تر از استانداردهای تعیین شده برای کار در خانه نسبت به دفتر است. 45 درصد کارمندان شرکتهایی که با سیاستهای خانگی کار میکنند نیز فکر میکنند که محل کارشان بر کیفیت خروجی آنها تاثیر نمیگذارد و کمتر از یک چهارم ( 22 درصد ) فکر میکنند که کار کردن از خانه بهرهوری آنها را بهبود میبخشد 70درصد کسب و کارها، کار کردن از خانه را تشویق میکنند در حالی که فقط 27درصد آن را مضر می دانند .
در این رابطه موافقان و مخالفان دورکاری هر کدام دلایل خود را دارند. دلایلی که شامل نبود زیرساخت ها یا ظرفیت کارکنان می شود.
به گفته مخالفان این موضوع دورکاری نیازمند شبکه ای عظیم از اینترنت و فنآوری است، مساله ای که در تمام دنیا از سال ها قبل به آن پرداخته شده است تا جایی که برخی از شرکت ها این قدر زیرساخت داشتند که در شوک این معضل قرار نگرفتند و به راحتی توانستند، کارمندانشان را حتی به طور دائمی دورکار کنند. شاهد این مدعا شرکت مایکروسافت است که به کارمندان خود اعلام کرد که با تأیید مدیرشان از دور کاری دائم (کار در خانه) برخوردار میشوند. این حرکت مایکروسافت در واقع تقلیدی از رقبای غول فناوری خود یعنی «فیس بوک» و «توییتر» است که دورکاری را برای کارمندان خود یک گزینه دائمی کرده اند.
با تمام اینها و با اینکه در تمام دنیا اغلب فعالیتهای پژوهشی و تحقیقاتی مشمول دورکاری می شوند و نمی توان در مورد بانکها، بیمه ها، آموزش و پرورش و شرکتها و سازمانهای خدماتی این طرح را اجرا کرد، چرا که هنوز به فناوری گسترده مورد نیاز آن تجهیز نشده ایم و کشور ما هنوز نتوانسته با تربیت نیروهای مناسب و اعتمادسازی از پس دورکاری کارمندانش برآید.
به گفته ستاری که خودش مدیرعامل یک شرکت بزرگ است، تا زمانی که اعتماد سازی ایجاد نشود، نمی توان دورکاری را به شکل درست به اجرا درآورد. به نظر این کارفرما، در اجرای این طرح اگر اعتماد به کارمند وجود نداشته باشد ممکن است، نظارت بر نحوه عملکرد وی افزایش یابد و به دنبال آن هزینه های سازمان نیز بیشتر و در نهایت هدف کاهش هزینه ها به افزایش آن منجر شود.
مدیرعامل شرکت خصوصی دیگری نیز همین نظر را دارد: در ابتدای شیوع کرونا بسیاری از شرکت ها برای مدتی به دورکاری کارمندانشان رضایت دادند، اما این موضوع ادامه پیدا نکرد و ناقص ماند. دلایل هم زیاد بود، از جمله نبود زیرساخت های اینترنتی مناسب که هر بار با کاهش سرعت و قطعی روبرو می شد. همین مساله باعث می شد که بسیاری از کارمندان در حالی که در خانه بودند، تمام اوقاتشان را به کار اختصاص دهند و این مساله نگرانی و آسیب های جدی به خانواده ها وارد می کرد. از سویی دیگر ناکارآمدی زیرساختهای ارتباطی باعث نگرانی شرکتها و سازمانها از دید کارایی دورکاری شد.
از همین رو پس از پایان محدودیتهای رسمی با وجود شدیدتر شدن شیوع کرونا در کشور و قرمز شدن شرایط تمام استانها شاهد این هستیم که در مشاغلی که امکان دورکاری وجود دارد، نیز تمایلی چندانی به دور کاری وجود ندارد که این خود باعث شدیدتر شدن همهگیری کرونا شده است. او با اشاره به اینکه متاسفانه راهکار مشخصی برای این موضوع وجود ندارد؛ می گوید: تا زمانی که سرویس دهنده های اینترنت به این شکل عمل کنند، نمی توان به دورکاری اطمینان پیدا کرد، مگر اینکه بتوانید سرویس دهنده اینترنت خود را تغییر دهید.
در کنار این مسائل بسیاری از کارشناسان معتقدند، که نبود قوانین مشخص دورکاری در کشورمان باعث می شود کسب و کارها ، سازمان ها و حتی کارمندان هم به درستی از قواعد اداری دورکاری مانند مرخصی، اضافه کاری و ساعت های ورود و خروج مطلع نباشند؛ همین موضوع می تواند، باعث بروز برخی ناهماهنگی ها و سوء تفاهم بشود.
نداشتن تجهیزات کافی رایانه ای مشکل دیگر دورکاری است. یک رایانه و لپ تاپ معمولی، ابزار ضروری برای دورکاری است. به دلیل بالا بودن قیمت تجهیزات رایانه ای در کشورمان بسیاری از کارمندان متناسب با وضعیت شغلی خود سیستم رایانه ای مناسب ندارند. همین عوامل و مسائل دیگری که شاید پنهان باشد، منجر به این می شود که دورکاری حداقل در کشور ما چندان گزینه مناسبی نباشد.
برخی اما می گویند: این موضوعات می تواند راهکارهایی هم داشته باشد، از جمله اینکه مدیران به جای اینکه ساعات کاری کارمندانشان را ارزیابی کنند، به خروجی کار آنها دقت کنند. خروجی که می تواند توسعه و مسئولیت کارمندان را مشخص کرده و در نتیجه محل کار یا خانه به یک مکان نتیجه محور تبدیل شود که ارتقا و توسعه و تعالی را به دنبال دارد.
-

بخت هایی که پشت درهای مجازی بسته می شود
در این میان حق پورسانت دلال جهت آشنا سازی دو نفر با یکدیگر و معرفی شخص مناسب برای جاری ساختن صیغه عقد موقت نیز محفوظ است. دلالانی که از این طریق پول خوبی به جیب می زنند.
- همسری مطابق معیار شما
رنگ مو، قد، سن، وزن، سطح خانوادگی و غیره، مسائلی است که همسری مطابق معیار شما را در جامعه مجازی، ارایه می دهد. فقط کافی است، اطلاعات خود را در سایت های همسریابی وارد کنید و برای چند روز و یا حتی فقط یک ساعت و یا به شکل دائمی صاحب همسر شوید. این در حالی است که بسیاری از این قبیل سایت ها صلاحیتشان توسط هیچ مرجعی تایید نشده، اما با عنوانی نو و دهن پر کن که شائبه ی تایید نهاد های مذهبی را نیز به وجود آورده، فعالیت خود را به شکل رسمی نشان می دهند.
برای دستیابی به این دلالان که به شیوه فروش کالا و بدون توجه به انسانیت و ویژگی های روحی افراد که می تواند از طریق این روابط بسیار کوتاه مدت دچار آسیب های فراوانی شود، احتیاج به طی کردن مسیر سختی ندارید. با یک جست و جوی ساده در اینترنت می توان به چندین سایت همسریابی دست پیدا کرد که علی رغم اهمیتی که می توان برای آن متصور شد، درگاه آن ها همچنان باز است.
از پذیرش دوشیزگان معذوریم، طبق قوانین و شرایط با مجوز رسمی، اینها جملاتی است که در صفحه اول اکثر سایت های همسریابی نوشته شده است تا از این طریق توجه افراد بیشتری را به خود جلب کند. جمله ای است که در بیشتر سایت های همسریابی حرف اول را می زند. سایت هایی که به گفته سازندگانش هم مجوز دارند و هم با درج نام وزارت ارشاد یا مرکز توسعه فناوری اطلاعات رسانه های دیجیتال، می خواهند رسمیتی به وجود شان ببخشند .
- ازدواج ها بر پایه صفر و یک
تا چندی پیش تعداد این سایت ها به اندازه انگشتان یک دست بود، اما حالا بی شمار شده اند، سایت هایی که با یک کلیک، می توانی الکترونیکی، ازدواج کنی.
ازدواج هایی که بر پایه صفر و یک ها جمع زده می شود تا به راحتی بر سر مشتریانشان کلاه بگذارند.
به گفته کارشناسان بالارفتن سن ازدواج و وجود میلیونها جوان مجرد سبب شده تا بازار این سایتها همیشه داغ باشد. سایتهایی که در کارنامه شان از كلاهبرداری گرفته تا سوءاستفاده از دختران جوان، همه چیز هست.
دادگاه های خانواده اکنون شاهدان خوبی بر این مدعا هستند که بیشتر این سایت ها با اخاذی و کلاهبرداری فعالیت می کننند و بیشتر کسانی که خام این سایت ها می شوند، بهای گزافی را پرداخت می کنند .
راهروی دادگاه را که طی کنی، خیلی ها هستند که تا چندی پیش خوشبختی را پشت پیروکسی های این سایت ها محو، اما مجازی می دیدند. م- ش یکی از آنهاست، دختری 29 ساله که سه سال پیش فرم را پر کرد. عکس هایش را بدون هیچ ترسی در سایت گذاشت تا همسر مناسبی که دلخواه او است، عایدش شود، ولی نمی دانست که سرنوشت، با او بازی بدی را شروع کرده است. از همان زمان دوئل ذهنی او با سایتی مجازی که کلاهبرداری، پشت آن پنهان شده بود، آغاز شد. تا او هم به جرگه کسانی بپیوندد که در پلیس فتا، پرونده های بسیاری در این رابطه دارند .
جالب اینجاست که با اینكه عضویت در برخی از این سایت ها به صورت رایگان است، اما برای آنكه اعضا بتوانند، برای یكدیگر پیام شخصی بفرستند، حداقل باید 50هزارتومان به شماره حسابی كه در سایت قید شده از طریق درگاه الكترونیكی بانك پرداخت كنند. به این ترتیب اعضا میتوانند از طریق پیامك و پیامهای شخصی با یكدیگر در ارتباط باشند.
میثم از جمله کسانی است که به تازگی عضو یکی از این سایت ها شده است به اعتقاد او این سایت ها برخی اوقات وسیله ای برای کلاه برداری و کارهای خلاف شرع می شود .
او برای این گفته اش دلیل خوبی دارد به نظر او هیچ نظارتی بر واقعی بودن شخصیت هایی که در این سایت ها هست وجود ندارد بسیاری از سایت های همسریابی کلاهبردار هستند. با ورود به صفحات این سایت ها مشاهده می شود که اعلام شده، ثبت نام به صورت رایگان است، اما پس از ثبت نام به دلایل مختلف از جمله انواع عضویت، مبالغی را از ثبت نام کنندگان می گیرند تا اطلاعات افراد دلخواه ثبت نام کنندگان را در اختیار آنها قرار دهند.
- هیچ سایت همسریابی مجوز ندارد
رئیس پلیس فتا اصفهان در این رابطه می گوید: به نظر ما هم اکنون هیچ سایت همسریابی مجوز داری وجود ندارد، چرا که بسیاری از این اطلاعات که در این سایت ها است، تنها برای قربانی کردن زنان، به مقاصدی از جمله دوست یابی یا مباحث مالی یا هتک حرمت و …است .
برخی از صاحبان این سایت ها، اما ادعا می کنند که تنها برای امر خیر اقدام به راه اندازی این مکان های مجازی کرده اند.
- نیت خیر یا شر پنهان
مدیر یکی از این سایت ها در گفت و گو با خبرنگار ما ادعا می کند که در راه اندازی این سایت نیت خیر داشته و تنها قصدش کمک به جوانانی است که مشکل ازدواج دارند.
او با وجود اینکه با توهینهای بسیاری روبرو شده، اما همچنان در ادامه این مسیر مصر است واز برنامههایش برای فراگیری این مسئله طبق اصول و شرع در سایر استانها سخن میگوید و مشکل اصلی خود را ناتوانی در پاسخگویی به همه مراجعهکنندگان عنوان میکند.
به گفته این مدیر سایت همسریابی، فعالیت این مرکز زیر نظر یکی از دفاتر ثبت ازدواج و طلاق و مشورت با فردی روحانی و یک حقوقدان بوده است.
زمانی که از او در مورد قیمتهای مندرج در سایت سوال پرسیده میشود، با تاکید خاصی از آن به عنوان مهریه یاد کرده و ادامه میدهد: «مرکز ما به خاطر معرفی و ارتباط مراجعهکننده مبلغی را دریافت میکند که خودمان هم قبول داریم رقم بالایی است و سعی در کاهش آن داریم. اما خانمهایی که با ما همکاری میکنند مهریههای مختلفی را با توجه به ویژگیهایی که برخوردار هستند، مد نظر دارند که از یک شاخه گل شروع می شود تا به مبالغ بالا می رسد».
وی با تاکید بر اینکه این اقدام طبق اصول و شرع اسلام است، در خصوص تعداد مراجعان میگوید: «استقبال از این کار بالا بوده و تماسهایی که با مرکز گرفته میشود، بسیار زیاد است. گاهی اوقات ما را کلافه میکنند، اما میتوان گفت در روز برای 20 مراجعهکننده قرار ملاقات صورت میگیرد. اکثر ملاقاتکنندگان در رنج سنی 23 تا 28 سال هستند ».
حالا دین و شرع و مسائل عرفی و فرهنگی، دستاویز کسانی شده که به ادعای خودشان این سایت ها را تنها به خاطر دلسوزی و کمک به جوانان ایجاد کرده اند.
اما گاهی، آنچه پشت فضای مجازی در قالب ازدواج ها، پنهان می شود، حوادث تلخی مانند قتل، تجاوز به عنف، کلاهبرداری و طلاق است که نیروی انتظامی و پلیس فتا از آن پرده برمی دارد، به این خاطرکه معمولا کلاهبرداران با مدارک جعلی وارد این سایت ها می شوند و اقدام به فریب دختران و زنان می کنند و به دلیل مجازی بودن این سایت ها در برخی مواقع امکان پیگیری ممکن نیست.
-

برق سکه مهریه را بی مهر کرد
-
دوئل مهریه و طلاق
حالا گرانی طلا، صف های مهریه را سکه کرده است. مونا دختر جوانی است که سه سال نیست ازدواج کرده، به قول خودش خیانت چیزی نیست که او بخواهد به راحتی از آن بگذرد. وقتی دخترخاله اش را با شوهرش دیده، تصمیم گرفته که رخت طلاق را بپوشد و مهریه اش را به اجرا بگذارد.
اینجا، حتی رنگ سرخ کرونا هم نتوانسته، زنان جوان را خانه نشین کند، آنها آمده اند تا حقشان را بگیرند. توی شلوغی و ازدحام، هر کسی حرف خودش را می زند، کسانی که آمده اند تا حقشان را بگیرند و کسانی هم که تنها برای انتقام، پایشان به این مکان باز شده است؛ هرچه که باشد، طعم گس مهریه های سنگین وقتی كه در داغی ازدواج و پز دادن های غیر اصولی گیر می افتد، نه منطق سرش می شود و نه عقل تا جایی كه راهش به ناكجاآباد هم می رسد.
مریم و ستاره هر دو هم سن هستند و 25 سال را رد كرده اند، دهه هفتادی هایی که حالا در صدر فهرست های آمار طلاق جا گرفته اند. مریم سه سالی است که ازدواج کرده و ستاره تنها 6 ماه از ازدواجش گذشته. هر دو آمده اند تا برای گرفتن مهریه شان اقدام کنند. انگار همه چیز برایشان یک شوخی است. استدلالی برای ختم زندگی مشترکشان ندارند و مشکلشان این است که دیگر زندگی که داشته اند برایشان جذاب نیست و دوستش ندارند.
ستاره می گوید: تصور میکردم بعد از ازدواج به او علاقه مند میشوم و این بی تفاوتی ام نسبت به او به مرور زمان از بین میرود. ولی الان که یکسال است با او ازدواج کرده ام، اصلا نتوانسته ام به او علاقهمند شوم. زن جوان گفت: من هیچ احساسی نسبت به شوهرم ندارم و نمیتوانم در کنار او زندگی کنم. سعید هیچ اخلاق بدی ندارد و ما هیچ اختلافی با هم نداریم. فقط من نمیتوانم او را در کنار خودم تحمل کنم.
-
قصه پر غصه مهریه های نجومی
زندگی هایی که به یک مو بند است و حالا در صف های طولانی مهریه خودش را به رُخ می کشد. طی 2 سال گذشته، بیش از 10 هزار نفر به دلیل مهریه زندانی و آزاد شدهاند .
قصه پر غصه مهریه های نجومی، حكایت پردردی از صفحات زندگی جوانان دم بخت امروزی و حتی جوانانی است كه شاید چند سال پیش پای سفره عقد نشستند و حالا افسوس قبول مسئولیتی بس فراتر از توان شان را می خورند؛ قصه ای كه حالا با نوسانات قیمت سكه، فراتر از هزار و یك شب، برایشان ماجرا ساخته و هر چه بیشتر پیش می رود، قربانیان بیشتری هم برجا می گذارد. مهریه های نجومی تا به حال قربانیان زیادی داشته است. مهریه هایی كه نه به صغیر رحم می كند و نه به كبیر. هم مردان اسیر آنند و هم زنان در چنبره اش ناگزیر به نبردند .
صادق از جمله کسانی است که در این گرداب اسیر شده و معتقد است که مشاوره دادگاه دردی را دوا نمیکند و هستند مشاورانی که دور و بر دادگاه عین کارچاق کنها و دلال عمل میکنند و بیشتر برایشان مادیات مهم است تا معنویات.آنها به دنبال پولشان هستند و برایشان فرقی نمیکند رضا، حسین، فریبا، زهرا و مریم جدا بشوند یا نه.
البته داستان طلاق او بدون مشاوره تمام شده، چراکه میگوید: دادگاه بدون مشاوره رضایت داد تا رأی عدم سازش ما را صادر کنند. خودش معتقد است مشاوران دادگاه تأثیری در روند طلاق ندارند و اگر مشاوره هم بشوی چون پایت به آنجا رسیده دیگر میخواهی، همه چیز زودتر تمام شود. او که تجربه طلاق توافقی وغیرتوافقی را داشته اعتقاد دارد: « هر طلاقی که سریعتر تکلیف فرد را مشخص کند، بهتر است و گرفتن زمان فقط وقت آدمها را میگیرد و بس، چون به هر حال هر طور که باشد در طلاق غیرتوافقی باید مهریه را پرداخت کنی. اگر هم از لحاظ مالی در تنگنا باشی، با چندین قسط کارت حل می شود». به نظر او مهریه پول زوری است که بعضی ها یاد گرفته اند، می توانند با آن تجارت کنند و ازدواج در برخی مواقع تبدیل به یک تجارت سودآور شده است.
-
تصمیمی برای طلاق
روزانه 504 واقعه طلاق در ایران به ثبت میرسد. نهادهای دولتی به دنبال ایجاد محدودیتهای قانونی برای جلوگیری از افزایش آمار طلاق هستند. در همین راستا سامانهای به نام «تصمیم» در برخی استان ها راهاندازی شده است. مقامهای دولتی میگویند که این سامانه مانع رشد آمار طلاق شده است. رئیس کانون دفترداران ازدواج و طلاق اما معتقد است: کاهش ازدواج موجب روند نزولی آمار طلاق شده است.
محدودیت هایی که در حوزه های مختلف پیش آمده و سلب آزادی های عمومی و حتی محدودیت در سفر و بروز کمتر عواطف و احساسات و حتی بروزاحساساتی همچون استرس، ابهام و سرگردانی و نبود نشاط از عوارض شیوع کرونا ویروس است که موجب شده آمار طلاق بالا برود.
-
معامله یا کلاه برداری
امروزه در جامعه ما ازدواج بیشتر از آنکه پیوند درونی و تعهد دو نفر به یکدیگر باشد، تجارت و معامله است. ازسوی دیگر فشارهای مرسومی نیز همچون بلایای طبیعی در کشور ما نسبت به سایر نقاط جهان با شدت بیشتری وجود دارد که بر زندگی مردم تأثیر منفی می گذارد.
بی جهت نیست که در اکثریت خواستگاری ها از شغل، ماشین، میزان حساب بانکی، خانه و امثالهم طرف سوال می شود. چون خانواده دختر هم تمام حواسش را جمع می کند که در این معامله ضرر نکند.
بدیهی است که چنین نگاه تجاری به ازدواج و تشکیل خانواده که از اصیلترین روابط انسانی است، پس از مدت کوتاهی مشکلات زیادی به بار خواهد آورد، مشکلاتی که اکنون در صف های طولانی و شلوغی های دو سر باخت مهریه خودش را نشان داده است. معامله ای که خیلی ها فکر می کنند در آن کلاه سرشان رفته و سعی در بهم زدن آن دارند.
-
اقتصاد، اجتماع، خیانت
تقی رستم وندی، معاون وزیر کشور و رییس سازمان امور اجتماعی کشور علل بالا رفتن این آمار را در مسائل اقتصادی و اجتماعی می داند. به اعتقاد او جامعه ایرانی تنها با این مشکل مواجه نیست، بلکه علاوه بر فشارهای ناشی از شیوع بیماری کووید 19 و تاب آوری مقابل آن از سالهای گذشته، فشارهای تحریم را متحمل بوده به شکلی که کمتر جامعه ای می تواند در مقابل چنین فشارهایی تاب بیاورد. از آمار طلاق سال به سال در حال افزایش است به گونه ای که اغلب بنیان خانواده در ایران را دچار آسیب های جدی کرده است.
اغلب در صحبت از عوامل طلاق به مواردی از قبیل عوامل اقتصادی اعتیاد، خیانت، عدم رضایت جنسی و امثالهم اشاره می شود.
اما در کنار همه این عوامل به عامل دیگری که همیشه مغفول مانده است نیز باید اشاره کرد و آن عامل خود «ازدواج » است.
ازدواج در عرف اجتماعی و تعریف ادبی به جفت شدن و پیوند دو نفر اشاره می کند؛ یعنی دو انسان در شرایطی برابر و بر اساس میل و خواهش درونی یکدیگر را برای زندگی کردن در کنار هم مناسب می یابند.
-
وقتی شرخرها به میدان می آیند
شادی محتشمی، وکیل دادگستری که در این زمینه تجربه های زیادی دارد و همواره دستی بر آتش مشکلات مهریه داشته است، می گوید: بالا رفتن قیمت سکه و طلا یک طرف قضیه هست و طرف دیگر قضیه، زنانی هستند که با وجود دوندگی های زیاد به آنچه حقشان هست، نمی رسند. بنابراین نباید یک طرفه به قاضی رفت. این در حالی است که در گذشته زنان خیلی زود به نتیجه می رسیدند، اما اکنون مطالبه مهریه حتی اگر حق قانونی زن باشد، متوقف می شود و درحال حاضر مطالبه مهریه فقط از طریق اجرائیات ثبت امکان پذیر است که گاهی به این علت که پروسه طولانی می شود، زنان حتی با دوندگی زیاد نمی توانند به حقشان برسند و برخی مردان، با دور زدن قانون، این موضوع را به نفع خود تمام می کنند.
جالب اینجاست که در این آشفته بازار گاهی شرخرها هم سر و کله شان پیدا می شود تا با شکل دیگری مطالبه گری مهریه را آغاز کنند. این شرخرها که به گفته این وکیل دادگستری اغلب از طرف خانواده زنان مطلقه استخدام می شوند با رعب و وحشت و یا نشستن کنار محل کار یا در منازل سعی می کنند که در هر شرایطی مهریه را برای خانواده عروس زنده کنند.
-
-

یه قاچ خوشحالی
مریم می گوید: وقتی که کیک تولد دوستش را خورده از هیچ چیز خبر نداشته، حدود نیم ساعت بعد در دنیای رنگی دیگری سیر می کرده. حالا او و دوستش در بیمارستان هستند و از پنج نقطه مختلف دست و پایش شکسته است. ماشروم، قارچی که در سکوت تو را به دنیای دیگری می برد که معلوم نیست از آن بازگشتی داشته باشی. قارچ توهم زایی که این روزها همراه با گیاه خوشحالی گُل در کنار کرونا پای ثابت مهمانی ها و پارتی ها شده اند. در همین رابطه گفت و گویی داشتیم با مریم ایزدی، پژوهشگر اعتیاد که اعتقاد دارد؛ جوان دنبال کنجکاوی هایش می رود و لذتی که در مصرف مواد مخدر بعد از این کنجکاوی ها به دست می آورد او را به مرحله رد دادن می رساند و او به تدریج گرفتار باتلاقی می شود که بیرون آمدن از آن مشکل است .
-
قارچ شادی آور، ماده مخدری که این روزها در میهمانی ها پای ثابت دارد به نظر شما انگیزه هایی که باعث می شود یک جوان رو به ماده مخدر شادی آور بیاورد چیست؟
بهای ارزان و در دسترس بودن این ماده مخدر باعث شده که بسیاری از جوانان انگیزه مصرف پیدا کنند. در عین حال با گران شدن شیشه این ماده مخدر توهم زا که در باور عموم توهم زا نیست، جایگزین شیشه شده و همانطور که گفتید پای ثابت میهمانی های جوانان است. شادی کاذب و بسیار سریع این ماده نیز خود، مساله دیگری است که انگیزه مصرف را بیشتر می کند.متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم آنطور که باید و شاید برای یک جوان پرانرژی که در سن دبیرستان یا اوج جوانی است شادی های مفید ایجاد کنیم و همین عامل هم موجب می شود که او روی به مواد و میهمانی هایی بیاورد که از بیرون او را شاد کند. البته انگیزه دیگری هم که در مصرف گل هست و بیشتر دانشجویان را آلوده کرده است، این باور است که گل باعث تمرکز و شب زنده داری می شود و این معرفی اینچنینی جوانان را به مصرف این ماده سوق می دهد. دستیابی به شادی های زودگذر در غیاب نشاط اجتماعی ایجاد می شود و کم کم جوان به مرحله رد دادگی می رسد.
-
گل و ماشروم دو ماده مخدری هستند که در باور عموم اعتیاد آور نیستند، چرا این تصور اشتباه ایجاد شده است؟
به همان دلیلی که ذکر کردم، جوان ما به دلیل عدم آگاهی کافی از عوارض و تبعات ناشی از مصرف این محرک ها با این باور که هیچوقت معتاد نمی شود این ماده را مصرف می کند. اصلا شاید به همین خاطر است که قاچاقچیان مواد مخدر نام این ماده را گل گذاشته اند تا جنبه مخدر پیدا نکند و امری تفننی و تفریحی تلقی شود.
-
خانواده ها چه کنند؟ وقتی که این ماده نه بو دارد و نه شکل مشخصی دارد ؟ در حال حاضر حتی ماشروم در کیک های خوراکی هم مصرف می شود و حتی به عنوان یک ماده خوراکی به شمار می رود. با این تفاسیر آیا می شود جلوی شیوع مصرف را گرفت؟
به روز شدن خانواده ها در عصر تکنولوژی، مهمترین مساله ای است که باید مد نظر باشد. به هر حال در هر خانه ای یک موبایل وجود دارد که می توان از طریق آن به کل اطلاعات دنیا دست پیدا کرد، خانواده ها باید همسو با فرزندانشان باشند. به گفته جبران خلیل: جبران فرزندان مانند تیرهایی هستند که از کمان ما خارج می شوند و به هر حال همیشه جلوتر از ما هستند، اما با قرار گرفتن کنار آنها و رفیق شدن با فرزندانتان می توانید از بسیاری از مشکلات جلوگیری کنید. به این طریق فرزند خانواده همه آنچه که در درون و بیرونش هست را ابراز کرده و به راحتی از خطراتی که اطرافش را فراگرفته، صحبت می کند. به این طریق می توان راهی پیدا کرد برای مانع شدن از قدم های خطرناکی که او قرار است بردارد.
-
اوقات فراغت غنی نسل امروز را از اعتیاد دور خواهد کرد؟ یا باید برای نسل فعلی به گزینه های دیگری هم فکر شود؟
به هر حال اوقات فراغت غنی همواره راهکار مناسبی برای دور شدن جوانان از اعتیاد بوده است. در عصری که تکنولوژی بیداد می کند و همه سرشان به قول معروف در لاک خودشان است، خانواده ها باید سهم بیشتری برای فرزندانشان بگذارند. ایجاد نشاط در خانواده و رفاقت با جوان می تواند راهکار مناسبی باشد. ایجاد نشاط همواره با کالاهای گرانقیمت نیست بلکه شاید با یک بازی دسته جمعی و یا کتابخوانی های مجازی و مسابقات مجازی البته در شرایط موجود که کرونا وجود دارد، می تواند محفل سرد شده خانواده ها را دوباره از طریق مجازی گرم کند و جوان کمتر به دنبال شادی های کاذب بیرونی باشد. خندههای زیاد و بی مورد و به قول معروف «های» شدن جوان ها پس از مصرف گل و توهم زایی ماشروم مواردی نیست که از چشم خانواده ها دور بماند و آنها می توانند با دیدن هر رفتار عجیب از فرزندانشان پی ببرند که او ممکن است مخدر مصرف کرده باشد.
-
ما دو نوع معتاد داریم، معتادان یقه سفید یا تفننی و غیرتفننی فرق این دو تیپ شخصیتی را در چه می بینید ؟
خب ما همیشه معتادان را آدم هایی ژولیده و ناراحت و کثیف می بینیم، اما معتادانی هم هستند که بسیار آراسته و شیک بوده که به معتادان یقه سفید معروف هستند. این معتادان گاها بیشتر از متجاهران آسیب زننده هستند به این خاطر که جوان با دیدن این افراد حس می کند که اعتیاد چیز بدی نیست. این اعتیاد شیک شامل گروه های خاصی است که بیشتر از روانگردان ها یا به شکل تفننی استفاده می کنند و به نوعی به خرده فرهنگ تبدیل می شود.
-
و چرا بعضی از جوانان به این شادی کاذب نه نمی گویند؟
متاسفانه این موضوع وجود دارد به این علت که ما به جوانمان نه گفتن را یاد نمی دهیم. خانواده و آموزش های مدارس مهمترین ها هستند. دو عاملی که می توانند در این رابطه به دانش آموزان یا جوانان ما در یاد گیری نه گفتن کمک کنند. اگر بخواهیم به شکل علمی به این موضوع نگاه کنیم باید اینطور بگوییم که در مغز انسان مداری با نام پاداش وجود دارد که در فرد احساس لذت و رضایت ایجاد می کند. همان شادی کاذبی که در استعمال مواد مخدر وجود دارد و این پاداش از این طریق به فرد می رسد، تا جایی که فرد متوجه هزینه های سنگینی که برای این شادی می دهد نیست و همین عامل است که نه گفتن را برای جوان ها سخت می کند چون دوست دارد به اوج شادی و رضایت برسند.
-