دسته: اجتماعی

  • خرده فرمایشات مالکانه

    خرده فرمایشات مالکانه

    لادن ایرانمنش- «رفیق باز نباشد. اهل کار باشد. با کلاس و خوش خنده. بچه نداشته باشد و…. «اینها تنها بخشی از شروط عجیب و غریبی است که مالکان بیان می کنند. گویا آنها می خواهند دختری شوهر بدهند که باید تمامی شروط آنها را داشته باشد تا او را بپسندند.

    بنگاه ها هم از این همه شرط عجیب و غریب سردر نمی آورند. شرط هایی که اگر تا دیروز ختم می شد به اینکه فرد مورد نظر بچه زیاد نداشته باشد و یا شغل مناسبی داشته باشد حالا با تعاریفی متفاوت بیان می شود . هدایت محبی، از بنگاه دارانی است که این روزها به این شروط عجیب می خندد. دفترش را باز می کند و از عهد و پیمان های غریبی می گوید که این روزها برای او هم دردسر شده اند. می گوید: چند روز پیش آقایی برای اجاره خانه اش به بنگاه آمده بود و شرطش این بود که مستاجرش جوان باشد و سرش به تنش بیارزد.

    در روزهایی که مستاجران تمام دغدغه شان یافتن خانه ای مناسب متناسب با جیبشان است مالکان، اما به فکر شروطی هستند که در قوطی هیچ عطاری نمی گنجد. محمودی، از دیگر بنگاه دارانی است که درباره شروط مالکان می گوید: خیلی از این شروط باعث می شود که خیلی از خانه ها برای ماه ها خالی بمانند چون اینقدر سخت هستند که مستاجران هم زیربارش نمی روند. مثلا یک مالک یک مستاجر با کلاس با یک بچه آنهم با شرط سنی می خواهد که او تعیین می کند. و یا مالک دیگری اعلام کرده که اگر مستاجران پسر بزرگ داشته باشند نمی پسندد، چون خودش دختر بزرگ دارد و در طبقه بالایی خانه اش ساکن است .

    تا همین چند سال پیش مالکان زیر بار مستاجران مجرد نمی رفتند، اما اکنون به همین هم بسنده نکرده اند و تعداد شرط و شروطشان گاهی سر به فلک می کشد و تنها برای مستاجران زحمت ایجاد می کند. مدیر یکی از آژانس های معاملاتی در جنوب اصفهان هم در این رابطه می گوید: گاهی اوقات تنها تمکن مالی مستاجران مدنظر قرار نمی گیرد و شروط صاحب خانه ها از حد تصور هم بالاتر می رود، مثلا چند وقت پیش مالکی به من مراجعه کرد و گفت: مستاجری می خواهم که تحصیلات عالیه داشته باشد و ترجیحا دکتر یا استاد دانشگاه باشد. رحمتی از دیگر فعالان بازار مسکن است که اعتقاد دارد، همین مساله باعث شده که چند ماهی این خانه ها روی دست مالکان بمانند تا آنچه که شرط کرده اند برآورده شود. جالب اینجاست که صاحبخانه ها حاضرند خانه هایشان خالی بماند و از موضعشان پایین نیایند.

    خرده فرمایشات مالکانه
    خرده فرمایشات مالکانه

    مصطفی، مستاجر است و به نظر او این شروط مستاجران را هم خسته کرده و گاهی به این علت که قوانین رعایت نمی شود، آنها دچار مشکل می شوند. به عنوان مثال برخی از مالکان وقتی می خواهند خانه ای را رهن یا اجاره بدهند، تمام لامپ های آن را باز می کنند و یا خانه را همراه با لوستر به مستاجر نشان می دهند و بعد از اینکه او خانه را تحویل می گیرد با جای خالی آن روبرو می شود. از سوی دیگر تعمیراتی که شامل آبگرمکن و یا شیرهای آب می شود، مربوط به صاحبخانه است، نه مستاجر، در حالی که جا افتاده که همه این مسائل بر دوش مستاجران باشد. کریمی از دیگر مستاجرانی است که سه فرزند دارد و به گفته خودش باید تا یک ماه دیگر تخلیه کند، اما تا کنون نتوانسته خانه مورد نظرش را پیدا کند. به نظر او شرط مالکان عجیب شده ، بسیاری از مالکان یا خانه هایشان را به یک عروس و داماد اجاره می دهند و یا به کسانی که تنها یک فرزند دارند.این روزها کمتر کسی از مالکان هستند که زیربار مستاجری بروند که بیشتر از سه فرزند دارد. کریمی ادامه می دهد: ما هر سال با مشکل روبرو هستیم و باید ماه ها کار و زندگیمان را رها کنیم و به دنبال خانه بگردیم. این مشکل در کنار افزایش بی حد و اندازه اجاره بها، مستاجران را با مشکلات زیادی روبرو کرده است«:میترسم که به دلیل تعداد جمعیت خانوادهام نتوانم جای مناسبی را پیدا کنم. انصاف نیست که ما که خانه نداریم با انواع و اقسام چالش ها روبرو باشیم، ما هر سال باید کلی وقت صرف کنیم و دنبال خانه بگردیم، چون صاحبخانهها راضی نمیشوند خانه خود را به ما اجاره دهند. حتی برخی از صاحبخانهها به شرط بالابردن اجاره به دلیل داشتن سه فرزند حاضر به امضای قرارداد با ما میشوند. این در حالی است که هر سال با سوال های بیشتری از طرف مالکان روبرو می شویم، اینکه چه کاره اید؟ چند نفر عائله دارید؟ درآمدتان از کجاست؟ چقدر مهمانی و آمد و رفت دارید؟ شغلتان چیست؟ آیا فامیل در شهرهای دیگر هم دارید؟ اینها سوالاتی است که مالکان از ما می پرسند و ما اگر زیربار پاسخ هایشان نرویم باید بی خانه بمانیم.

    احمد از دیگر مستاجرانی است که به همین درد دچار است: « یک بار به من می گویند که بچه هایت بزرگ هستند و نمی توانیم به شما خانه بدهیم. در حالی که کوچکتر که بودند مشکل صاحبخانه ها این بود که بچه کوچک داریم. نمی دانیم با کدام سازشان برقصیم . خردهفرمایشات مالکان کم نیست، آنها فکر می کنند مستاجرها موش آزمایشگاهی هستند که هر طور بخواهند می توانند با آنها رفتار کنند.از طرف دیگر قانون مالکان همیشه به نفع خود آنها است.از جمله اینکه وقتی تعمیراتی در خانه انجام می دهند، روی مبلغ اجاره می گذارند، به عنوان مثال من سال گذشته خانه ای اجاره کرده بودم که حدود 25سال سن داشت و کابینت هایش زنگ زده بود، وقتی از مالک تقاضا کردیم که آنها را عوض کند، به ما اعلام کرد که مبلغ آن را روی رهن یا اجاره خانه می گذارد، در حالی که این کابینت ها فقط یکسال شامل حال ما می شود و بعد از آن باز هم روی خانه می ماند و در واقع ربطی به مستاجر ندارد. این مثال ها زیادند و به خصوص در مورد خانه های قدیمی بیشتر صدق می کند. اینکه مالک برای تعمیرات و اینکه دستی به سر و گوش خانه بکشد، تمام هزینه ها را بر دوش مستاجری می اندازد که می خواهد در آن خانه ساکن شود. قصه پرغصه ای که انگار تمامی ندارد.

  • تقابل دو طبقه در یک طبقه

    تقابل دو طبقه در یک طبقه

    معضل اجاره نشینی و رویارویی مالک و مستاجراگر به بلندی تاریخ نباشد به قدمت جغرافیاست، از زمانی که بشر تصمیم گرفت یکجا بنشیند و بعضی هایشان جاهای بهتر ً انتخاب کردند. از همان موقع این رویارویی وجود داشت که دو فرد احتمالا از دو طبقه اجتماعی مختلف بر سر یک طبقه مذاکره و بعداً مناظره و در آخر مشاجره میکردند.
    ***
    سینما بخصوص در کشوری مثل ایران قرار است آیینه تمام نمای جامعه باشد. آیینهای قدی برای آنچه در حال رخ دادن است اما گاهی و در برخی موارد آنچه در جامعه رخ میدهد عجیب و غریب است که بازتولید سینمایی آن نمیتواند در گونه سینمایی اجتماعی بررسی و تحلیل بشود بلکه میتواند در ژانرتخیلی بروز و ظهور پیدا کند، درست مانند اتفاقی که در حوزه مسکن و خانه در سال 99 / 98 افتاد. در واقع طی این دو سال سرعت افزایش تصاعدی این مساله حیاتی یعنی اجاره نشینی و خرید مسکن بخصوص از ابتدای سال تاکنون بحدی بود که هرگز امکان ساخت اثری دربارهاش را نمی ً داد چون قطعا از تولید تا اکران قیمتها دوباره رشد کرده بود و آمار اعلام شده در آن اثر فاقد اعتبار بیرونی به نظر میرسید. حتی در یکی از موارد زوج سینمایی تلویزیونی در برنامه «امشو» حاضر شدند و از صاحبخانه شان شکایت کرده و دنبال خانه گشتند.

    – آغاز این رویه و ترسیم شمایل تیپیکال

    سینمای ایران از ابتدا در دهههای چهل، پنجاه و شصت روی موضوع مسکن، صاحب خانه  و مستأجر تمرکز داشت و معمولا برخی از گرههای داستان و شخصیت پردازی به موضوع صاحب خانه و مستأجر می ً پرداخت. در این آثار که با رویکردهای بعضا طنز و انتقادی بودند ً معمولا صاحب خانهها آدمهای بد قصه ترسیم میشدند و مستأجر، مفلوکی که باید هم از پس اجاره خانه برمی آمد هم با اخلاق بد و دمدمی مزاجی صاحب خانه. در همه فیلمهای اجتماعی سینمای ایران این بخش از داستان به دل مستاجران می نشست و مینشیند و صاحب خانه ً ها یا اصلا این فیلمها را نمیبینند و اگر هم بروند زیرلب فحشی نثار کارگردان میکنند. این شیوه نگاه در نگارش و تولید تیپ مستأجر و صاحبخانه را از دو طبقه خلق کرد و به نوعی از همان ابتدا تقابل کارگر و سرمایه بود که بیراه هم نمی نمود.

    – «خانه قمر خانم»؛ پیشرو، مشهور و ماندگار

    یکی از موارد بسیار مشهور و اولیه «سریال خانه قمر خانم» بود. مجموعهای محصول .1351خانه قمر خانم فیلمی به کارگردانی بهمن فرمان آرا و نویسندگی محمد آذری و محمدتقی اسماعیلی محصول سال 1351است. قمر خانم مالک ملکی قدیمی است که این ملک فاقد سند است. همگی مستاجرین و از جمله داماد قمر خانم چشم طمع به این خانه دارند و در صدد تصاحب آن به صورت قانونی و مخفیانه هستند.

    -«خانه آقای حقدوست» اولین و شاید متفاوتترین

    خانه آقای حقدوست» اثری تلویزیونی محصول سال 1360است. آقای حقدوست انسانی است پاکباخته، که تنها آرزویش داشتن خانه است که سرپناهش باشد. او سرانجام صاحب کلبهٔ محقری میشود که به رغم کمبودها و مشکلها از داشتن آن به خود میبالد. اما این آسایش و شادی کوچک دیری نمیپاید؛ حقدوست پس از مدتی با خانوادهٔ محروم و دربدری روبرو میشود که بیش از او نیازمند سرپناهاند. خانه را به آنها واگذار میکند و خود خانه به دوشی را از سر میگیرد. اثر علی رغم کارکردهای اجتماعی در ورطه تعبیر و تفسیرهای علاقمندان و منتقدان سینمایی افتاد و نتواست چندان به رسالت اجتماعیاش بپردازد هر چند ً انصافا گامهای تکنیکی بلندی در کارگردانی داشت. بخصوص سکوت بازیگراصلی که یادآور چاپلین بود در اثری ایرانی.

    -«اجاره نشین ها»؛ کمدی، سمبولیک و همیشگی

    یکی از بهترین فیلمهایی که با موضوع اجاره نشینی در سینمای ایران ساخته شده و بیشتر مردم نه تنها یک بار که شاید چند بار آن را دیدهاند، فیلم «اجاره نشین ها» به کارگردانی داریوش مهرجویی است. هر چند گروهی از منتقدان سینما آن خانه را مصداقی برای کل کشور میدانند اما چینش مستاجران از هر طبقه و نوع برخورد صاحب ملک با آنها، پدیده ً ای دائمی در کشور ماست. اصلا این قصه صاحب خانه و مستأجر و اجارهای که سال به سال به شکل نجومی افزایش پیدا میکند انگار یکی از همان شبههای سیاهی است که دست از سر مردم برنمی دارد، است.

    حواشی تولید و اظهارات فرامتنی پیرامون این فیلم که برخی کارگردانش را برگشته از تبعید میدانستند در کنار جوایر بسیار شاخص سینمایی «اجاره نشین ها» را ماندگارتر و دیدنیتر کرده بود. لوح زرین بهترین صدا برداری از پنجمین جشنواره فیلم فجر ،1365کاندیدای لوح زرین جایزه ویژه هیئت داوران از پنجمین جشنواره فیلم فجر ،1365کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر ،1365کاندیدای بهترین فیلمبرداری از پنجمین جشنواره فیلم فجر ،1365کاندیدای بهترین تدوین از پنجمین جشنواره فیلم فجر ،1365کاندیدای بهترین فیلمنامه از پنجمین جشنواره فیلم فجر ،1365کاندیدای بهترین کارگردانی از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365.

    -چه نبردی «زیربام های شهر» برپاست

    سال 68اصغر هاشمی، فیلم «زیربام های شهر» است را با موضوع اجاره نشینی ساخت که اگر لوکیشن ها و پوشش و گریم بازیگران را به روزرسانی کنی، انگار قصه فیلم همین امروز اتفاق افتاده است. ماجرای فیلم از این قرار است که اسد دادوند و نامزدش، شکوه تکاوندی، قرار گذاشتهاند که پس از یافتن خانهای اجارهای ازدواج کنند. اسد پس از مدتی تلاش به کمک برادرش، امین، خانهای پیدا میکنند که در اجارهٔ مرد عیالواری است به نام گلدوست که وضع مالی مناسبی ندارد و قادر نیست خانهٔ جدیدی پیدا کند. تلخی اثر در بن مایههایش بود و قدرت بازیها عیان در ظاهرفیلم. تقابل نیازمند با نیازمند این اثر را در نوع خودش همان دهه و سالها دیدنی تر کرده بود.

    – «مستأجر» غلبه وجوه کمدی بر درام

    مستأجر» فیلمی به کارگردانی و نویسندگی رحیم رحیمی پور محصول سال 1371است. خلاصه داستان از این قرار است که حمید که با پدرش اختلاف دارد همراه با همسرش مریم خانهٔ پدری را ترک میکند و در آپارتمانی اجارهای ساکن میشوند که پیرمرد و پیرزنی بدقلق صاحب آن هستند و مستأجرهای بچه دار را نمیپذیرند. مریم که باردار است تلاش میکند که صاحب خانه و همسایهها از باردار بودن او مطلع نشوند. پیرمرد و پیرزن صاحب خانه درصدد برمی آیند تا مدارکی دال بر باردار بودن مریم پیدا کنند و به همین منظور او و شوهرش را زیر نظر میگیرند. روزی صاحب خانه یکی از مستأجرها را که سه فرزند دارد با حکم قانون وادار به تخلیهٔ آپارتمانش میکند. حمید دوشادوش مستأجر رانده شده شهر را برای پیدا کردن سرپناهی مناسب زیر پا میگذارد. اما نتیجهای نمیگیرد و سرانجام در برابر تقاضای مادرش که او را به سکونت در خانهٔ پدری دعوت میکند تسلیم میشود. کلیشه گرایی در این اثر و اسیرشدن در مقوله های تکراری و خوشایندگیشه سبب شد «مستأجر» رحیمی هم چندان توفیقی در آنچه باید باشد را تجربه نکند.

  • زندگی در تونل های روزمینی

    زندگی در تونل های روزمینی

     روزهای اینجا، داغدار روزهای خوب خانه به دوشان است. خاطرات، یک آن ولشان نمی کند، زمانی که تمام قد توی خانه هایشان به زندگی خدمت می کردند و حالا در تاراج این خرابه ها عاشقی یادشان رفته است. اینجا چشم لوله خواب ها، منتهی می شود به قطر لوله های سیمانی، سقفی که برای رضا، معنای دیگری دارد. مچاله می شود توی لوله، که همه هستی اش را در آن پنهان کرده است. چند گونی خاکی و یک کاپشن رنگ و رو رفته برای روزهای سرد، کیسه پلاستیک های آویزان که هر کدام آبستن خرده ریزهایی مثل فندک و لیوان و چسب زخم اند.

    خانه رضا و رضاها اینجاست، جایی که مرگ هر روز در محضرآسمان بی ابر، تعظیم می کند و کوچه پس کوچه ها پر می شود از بوی ماندگی . پایین شهر، دنیای خاص خودش را دارد. از آن دنیاهای یکدست و ساده و گاهی با پیچیدگی های خاص خودش . کرکره های فرو افتاده، آب میوه فروشی ها و ساندویچی های کثیف که خودشان یک عالمه قصه اند میان دردهایی که آدم هایشان با آنها خو گرفته اند.

    دردها اینجا اصلا یک جور دیگری است، مثل یک صندلی تنها که مچاله اش کرده باشی، اما هنوز به قامت خود مانده باشد. مثل تپه ای که یک غول گازش گرفته. اصلا چرا راه دور می روی. نه از آن خیابان های عریض و طویل و یکدست خبری هست و نه از دلبری های درخت های تر و تازه و خانه های تازه ساخته شده. هوای حاشیه، داغ است. انگار تب دارد. انگار باید یک گونی یخ بگذاری روی تنش تا کلی ناله بخار شود و برود هوا. پایین تر ها که برروی همان جا که کارتن خواب ها به تن خرابه ها یله داده اند. گورهای خفته ای می بینی که بوی مرگ می دهند. زنان فرو بسته و به تاراج رفته. یکی شده اند با داغی زمین هایی که تنشان را مثل گِل رس داغمه زده.

    لوله های سیمانی، چسبیده به رگ خاک

    از این بالا، از کنار دروازه ورودی که نگاهشان کنی انگار به ناکجا پا گذاشته ای، کوره راهی خالی از انتها. ترسناک و مهیب که آفتاب غروبش به کبودی می زند. کلاف سردرگمی از آدم ها توی گودها، توی لوله های سیمانی، چسبیده به رگ خاک .

    حرارت هوا انگار پوستت را می کند. تا پاتوق هایی که نام خانه گرفته اند راهی نیست، اما گرما و گرد و خاک هر بار لگد می پراند توی صورتت تا پر حرفی های رضا تحمل ناپذیر باشد. کمی آنطرف تر، خماری در پوست و استخوان رضا می دود و پشت به لوله ها به آسمان خیره می شود.

    لابه لای پرحرفی هایش، فندک اتمی را به سختی روشن می کند و می گیرد زیرزرورقی که تار و پودش سیاه شده ، شعله پخش می شود و شیرابه سیاهی روی ورق جان می گیرد و رضا دودش را به جان می کشد.

    اینجا یک لوله با چند پتو و پلاستیک هایی که به آن آویزان است، پناهگاه روزهای گرم و سرد رضا و بقیه است. معصومه هم از لوله خواب های این محله است، اینجا که آمده، اسمش را گذاشته شقایق، کمی طول می کشد که بین دندان های سیاه یکی در میانش، شمایلی از زن زیبا را در 20سالگی ببینی. قبل از اینکه خرابه ها صورتش را به تاراج ببرند، معصومه بوده با یک لبخند و چشم های سیاه نافذ. نیم ساعتی طول می کشد که رگ منجمد معصومه، نوک تیز سرنگ را قبول کند، جوی نازک رگش، تمام هرویین را می بلعد و او تکیه می دهد به گرمی لوله سیمانی پیش پای اتوبان که از دور چندان پیدا نیست. می نشیند روی بساطی از خنزرپنزرهایی که چند وجب از کف لوله را پر کرده ، محتویات لوله از انواع پارچه های کهنه، بطری های خاک گرفته شروع می شود تا برسد به زباله هایی که در این اتاق نقلی بوی تعفن گرفته اند. چهل تکه ای از شندره هایی با جنس های مختلف که زمین خانهکوچک رضا و بقیه را فرش کرده است .

    دود غلیظی از سمت خانه های کهنه به هوا برخاسته، ساکنان لوله ها، خسته نگاهمان میکنند. کوچه ها اغلب ته ندارند و زن ها و بچه ها بازیگران اصلی صحنه کوچه ها هستند. بوی فقر حتی از شکافهای ریز دیوار ها و در خانه ها بیرون می ریزد، قاطی هوای خارج می شود و دماغ آدمی را پر می کند.

    ساعت 2بعدازظهر است، حرارت مواجی از تن لوله ها برمی خیزد و آفتاب بی رحمانه وصله های پلاستیکی را داغ کرده است.صاحبان خانه ها انگار غارت شده اند. معصومه می گوید: در آدم هایی نظیر ما یک چیزی هست که به همدیگه نزدیکمون می کنه و ما هر وقت اونو بشناسیم در هر کجا که باشیم بدون واهمه به هم نزدیک می شیم.

    راست می گوید؛ دارایی مشترک همه آنها مقداری لحاف و لباس های لته ای تشکچه های سوخته است که توی خانه های خاکستری با سقف های گنبدی جا گرفته.

    اصغر هم یکی از ساکنان لوله ها است. چمباتمه زده زیرسایه دیوار، مثل یک لاک پشت پیر خم و راست می شود. چرت خماری روزانه اصغر، با لغلغه هایی توام می شود»:تو نمی دونی. از هوا انگار سوزن می باره.

    به خدا صورتم داره می سوزه. کف پام آتیش گرفته.»نصف سیگار توی انحنای انگشتش بدون اینکه پُک بزند، خاکستر شده و هر بار با لرزش ُ اصغر جان می دهند و سر می خورند روی زمین.سرنگ را به زحمت پرمی کند از شیره هروئین . تقه ای می زند به قوزک پایش تا رگ مهجور، خودی نشان دهد. چندین بار بافت خشکیده مجروح می شود وکمی طول می کشد که بالاخره یک رگ سالم خاکستری پیدا کند. آهی می کشد از ته حلق و زندگی را فرو می دهد توی شریان های گندیده ؛ بعد انگار به چهارمیخش کشیده باشند، رها می شود روی زمینی که تب کرده است.

    نه اولین بارش هست و نه آخرین بار تا دوباره صبح که شد، التماس چشم هایش له له بزند به زندگی و یا بی حساب شود با لحظه های بودن. همینطور که دراز کشیده دستش را بلند می کند و می گوید: خدا به همراهت و بعد چشم هایش ثابت می شود روی آسمان زخم خورده. هوا کم کم گرگ و میش می شود و جمعیت لوله خواب ها دیگر انگشت شمار نیستند. ساکنان خانه ها برمی گردند به جای خوابشان تا فردا دوباره روزی شروع شود برای خانه های یکدست خاکستری…

  • بمب های ساعتی

    بمب های ساعتی

    دریاقدرتی پور- «بمب های ساعتی در شهر، پشت دیوارهایی که نامی از آنها نیست. بی ضابطه، بی حیات، خانه های یک ساعته یا چند ساعته . نامحسوس و ترسناک .« بنگاه دار، اول اعتماد نمی کند. کمی که می گذرد می گوید: یک خوابه می خواهی یا چند خوابه؟ یک ساعته 120هزار تومان تا میره بالا تا یک میلیون و گاهی دو میلیون، «اگه یک شبه بخوای باهات کنار میایم»گرچه بیشتر قیمت ها با توافق دو طرفه به سرانجام می رسد، اما خانه های یک ساعته لاکچری قیمت های خاص خودشان را دارند.

    خیلی سریع کلمات از توی دهانش می پرد بیرون. دربست های مبله شیک، گرانترند. آپارتمان بدون همسایه های مزاحم هم با توجه به آپشن هایی که دارند در لیست گران ترها قرار می گیرند. فهرستی از خانه های ساعتی با آپشن های متفاوت جلوی رویم قرار می دهد که نرخ برخی از آنها تا یک میلیون تومان برای دو تا سه ساعت هم می رسد. خانه های لاکچری که برای یک ساعت کرایه با امکاناتی همچون استخر و جکوزی و امکانات فوق العاده که رقیبی برای آنها نیست.

    از پنج سال قبل که زمزمه مخالفت با این خانه ها از طریق مسئولان آغاز شد، برخی اما رای مثبت به آن دادند و اعلام کردند اگر با رعایت موازین باشد اشکالی ندارد. توجیه آنها این بود که به هر حال در کلان شهرها به علت مهاجرت و کسانی که برای کار می آیند ممکن است نیازمند جای خواب یا استراحت باشند و این خانه ها می تواند در کنار خوابگاه ها و مسافرخانه ها مکانی با قیمت مناسبتری باشد .

    امنیتی که در پستوها نیست

    اما پستوی این خانه ها بعد از چندی، چندان امن نماند و رعایت موازین شرعی و قانونی به حاشیه رفت. حالا لیست این خانه ها در کنج صندوقچه های بنگاه داران و مشاوران املاک یا در پستوی فضای مجازی است. گفته می شود که در این خانه های یک ساعته انواع و اقسام آسیب ها ممکن است در انتظار افراد باشد، از قتل و خفت گیری تا توزیع مواد مخدر، پارتی های مختلط و … خانه هایی که نه پانسیون است و نه مسافرخانه و در اکثر موارد پروانه کسب ندارند و دون اینکه از اداره اماکن یا سازمان گردشگری مجوز خاصی گرفته باشند، اقدام به جذب مسافر می کنند. این خانه ها اغلب استانداردهای لازم را هم ندارند و به طور ناشناس اجاره داده می شوند.

    مهر صلاحیت این خانه ها هیچوقت از طرف سازمان یا ارگان خاصی زده نشده و همین باعث می شود که در بسیاری از موارد مشکوک به نظر برسند. اعظم محمدی از کسانی است که در ایام گردشگری خانه اش را اجاره می دهد، این خانم خانه دار به قول خودش کلی دوندگی کرده تا توانسته مجوزهای لازم را بگیرد و حالا حق او زیرپای خانه هایی که مجوز ندارند پایمال شده است.

    وقتی پای پول در میان است

    برای حضور در این خانه ها هم چندان سخت گیری وجود ندارد، بنگاه دار که اطمینان کند، بدون هیچ قید و بندی از کارت شناسایی یا مدرکی که ملاک دوستی یا فامیلی باشد اجاره داده میشود؛ برای صاحبخانه مهم نیست این خانهها به چه منظوری اجاره می شود: نیت ها مختلف است و با فرهنگ و عرف جامعه چندان همخوانی ندارد و می تواند برای موضوعاتی سالم مثل کار و درس باشد یا دورهمی های ناسالم مصرف الکل و مواد مخدر گرفته تا پارتی شبانه یا فعالیت های دیگر آنچه که مهم است پول است و پول حرف اول و آخر را می زند. اماکنی که اغلب نه مشخص است که چه کسی واردش می شود و نه مشخص است که چه کسی خارج می شود و در بیشتر اوقات محلی برای استراحت نیستند، بلکه تشدید آسیب ها را به دنبال دارند.

    گرچه به گفته رئیس اتحادیه صنف مشاوران املاک اصفهان تا کنون گزارشی دراین زمینه نبوده است، اما مستندات نشان می دهد که این خانه ها به شکل نامحسوس اجاره داده می شود. پنهان و دور از چشم سازمان های بازرسی.

    خط قرمزهای قانونی

    به گفته رسول جهانگیری، اجاره دادن خانه ها به این شکل ممنوع است و در صورت شناسایی کسانی که از قانون تخطی می کنند با آنها برخورد خواهد شد . طبق آیین نامه های قانونی هر گونه اجاره منازل در غیر از بازه زمانی بیش از یک سال به غیر از مواردی که صاحب خانه تمایل به تعمیر منزل و یا ساختمان های مسکونی دارد، ممنوع است، اما خیلی ها به واسطه سودی که عایدشان می شود ترجیح می دهند قانون را دور بزنند.

    به گفته بالاترین مقام اتحادیه صنف مشاوران املاک اصفهان این نحوه برخوردها و خطوط قرمز به همه واحدهای صنفی مشاوره املاک ارسال شده است و بی شک مشاوران املاک نقشی در شکل گیری این بخش از معاملات پنهان ندارند.

    با توجه به اینکه مالکان این خانه ها بیشتر از فضای مجازی برای اجاره خانه هایشان استفاده می کنند و این موضوع آنها را غیرقابل کنترل می کند.

    با این وجود خط های قرمز هر روز در حاشیه های پنهان فضای مجازی یا دفترچه های ناپیدای مشاورین املاک پررنگتر می شوند تا ما شاهد گرسنگی پنهان حرصی باشیم که به واسطه سودی که از کارهای خلاف به دست می آورد سیر می شود.

  • فرونشست زندگی در حاشیه شهر

    فرونشست زندگی در حاشیه شهر

    مثل یک دمل چرکی از سرطان بدخیمی که تار و پودش را در هم پیچیده. خانه هایی که اینجا روی هم غلتیده اند، اکثرشان شکل خانه نیستند. کپرهای تو سری خورده ای هستند که به انواع ناهنجاری ها وصله شده اند و آبستن آسیب ها هستند. با رضا اسماعیلی، استاد دانشگاه و آسیب شناس اجتماعی که بیشتر عمر تحصیلیش را به این موضوع پرداخته به گفت و گو نشستیم. او اعتقاد دارد که اگر این دمل چرکی درمان نشود، اندام کلان شهرها را به خطر می اندازد. بیش از 13میلیون حاشیه نشین. اغلبشان مهاجرانی هستند که از روستاها به شهر آمده اند و یا کسانی هستند که با گرانی های مسکن در حاشیه آرامستان ها و دور از شهر جا گرفته اند.

    به نظر شما گرانی مسکن تا چه حد می تواند به گسترش حاشیه نشینی کمک کند ؟

    با توجه به اینکه با گران شدن مسکن که یکی از نیازهای اولیه هر قشری محسوب می شود، شاهد افزایش حضور افراد غیرحاشیه نشین به سکونتگاه های غیر رسمی هستیم. درست است . گراني خریدیا اجاره مسکن باعث مي شود که قشر متوسط جامعه هر روز به قشر ضعیف تری تبدیل شوند و رو به حاشیه ها بیاورند. رابطه حاشیه نشینی با رشد سکونتگاه های غیر رسمی بسیار نزدیک است . واکنشی که به دلایل مختلف از جمله عدم توانایی گروه های متوسط جامعه ایجاد می شود. در واقع نبود تعادل بین سطح درآمد اقشار ضعیف جامعه و قیمت زمین و خانه و اجاره بها باعث می شود که آنها به حاشیه شهرها که با قیمت ارزان تری ارایه می شوند سوق پیدا کنند.به نظر می رسد تورمی که در جامعه ایجاد می شود، خواه ناخواه اقشار ضعیف را به حاشیه شهر می راند و این افراد در حاشیه شهر با سطح نازل تری از زندگی روبرو می شوند.

    در واقع مسیر حرکت از شهرهای کوچک و روستاها به کلانشهرها و پس زده شدن همین جمعیت به حاشیه را «حاشیهنشینی دست دوم» مینامند که خود با بیماری های روانی و افسردگی پیوند می خورد و آسیب های زیادی را ایجاد خواهد کرد.این اتفاق البته برای افرادی که از طبقه متوسط به مناطق پایینتر میروند هم رخ میدهد. حاشیهنشینی دست دوم اکنون در شرایطی در حال رخ دادن است که ما برای آن آماده نیستیم و برای حل بحران های اجتماعی بستری فراهم نشده است. همین موضوع فضایی را ایجاد می کند که ساکنان این مناطق نتوانند از چرخه فقری که ایجاد شده خارج شوند و ساکنان حاشیه ها کم کم قربانی مسائل امنیتی و اجتماعی می شوند . شاهد این مدعا مسکن های مهر بودند .یکی از مسایل مهم در ایجاد شهرکهای مسکن مهر،کمکردن قیمت زمین از مسکن بود تا بتوان خانه هایي ارزان قیمت ساخت، به همین دلیل، زمینهایيکه براي این طرح، درنظر گرفته شد، خارج از شهرها ویا در حاشیه شهر قرار دارندکه به نوعي حاشیه نشیني شیکتبدیل شدهاند. از آنجایيکه این شهرک ها هنوز هم از نبود زیرساخت لازم رنج ميبرند، بنابراین ساکنان آن براي تامین زندگي خود و حتي براي خرید روزانه نیز به شهر مراجعهکنند. این دوري از شهر ميتواند موجب معضلات متعددي شود.حومه نشیني، میزان زیادي از وقت افراد را به خود اختصاص ميدهد. در این شهرکهاکه از وجود محله خالي بوده و تعدد فرهنگها خود زمینه ساز بروز آسیبميشود، نبود وقتکافي براي حضور در جمع همسایه ها، نشستهاي اجتماعي و رفت وآمد در مجتمع ها به از بین رفتن وابستگي به اجتماع نیز دامن ميزند. از هم گسیختگي و بيهویتي مردم در این مکانها، با توجه به دوري فرهنگهاي آنها، بيهویتي و بي هنجاري فرهنگي و اجتماعي را تقویت کرده و فضا را براي انواع ناهنجاريها، مهیا ميکند.در زمانهاي گذشتهکه محله محوري به صورت خاص وجود داشت و اکثر خانوادهها دریکمحل ازیکقوم، فرهنگ و حتي شغل و وضعیت درآمدي مشابهي داشتند، بسیاري از آسیبهاي امروز به دلیل هویتها شکل گرفته و نظارت نامحسوسي که افراد بر خود حس ميکردند، به ندرت اتفاق ميافتاد.

    در گذشته اي نه چندان دور، محله به عنوان بنیادي ترین عنصر شهر اسلامي محسوب ميشد. امروز نیز هنوز ميتوان این ردپا را در بافت سنتي اصفهان مشاهده کردکه در این نقاط به طور حتم به واسطه شناختي که افراد به یکدیگر دارند، حتي ازدواجهاي موفق تري هم شکل ميگیرد.

    محله از تجمع و پیوستگي، معاشرت نزدیک، روابط محکم واتحاد میان گروهي از مردم ایجاد ميشد و شکل قرارگیري کوچه ها و خانه ها نسبت به خیابان اصلي، امنیت محله را محکم تر ميکرد.

    اما نه تنها در شهرها بلکه در شهرکهاي مسکن مهر نیز این اصول رعایت نشده است. شهرک هایي که مسکن مهر در آن قرار گرفتهاند،یا در گذر جاده اصلي هستند به گونهايکه جاده اصلي وارد شهرکشده و خارج ميشود ویا در فضایي بدون توجه به عناصر محله ساخته شده اند.به خاطرکمبود عرصه، خیابانها، معابر، فضاهاي عمومي، آموزشي و فرهنگي در این خانهها مطابق اصول شهرسازي ساخته نشده است. در شهرکهاي مسکن مهر به عناصر هویت شهري توجه نشده و تمامي این شهرکبر مبناي این اصول و ساختار شکل گرفتهاندکه این مساله ميتواند به همراه تجمع خرده فرهنگها بهکاهش تعلق افراد به محل زندگي منجر شود. بدین ترتیب، فرد هیچ تعلق خاطري به محل سکونتش نداشته، در آباداني آن احساس مسوولیت نميکند و این مساله ميتواند زمینه ساز انجام بزه شود.

    با این حساب و با پایین آمدن و نازل شدن سطح زندگی، ما را با آلونک نشین ها و کپرنشین هایی روبرو می شویم که گاهی چادر را نیز به عنوان محل زندگی و خانه خود برگزیده اند . این نوع زندگی چه تاثیراتی بر جامعه خواهد گذاشت؟

    در واقع ما با دو قشر از حاشیه نشینان روبرو هستیم. اول روستاییانی که به امید آب و نان در شهر و خشکسالی ها مهاجرت کرده اند و توان مالی بسیار کمی دارند و قشر دوم شهرنشینانی هستند که به علت تورم بالا و پایین آمدن کیفیت زندگیشان مجبور به حاشیه نشینی شده اند. طبق آخرین آمارها ما حدود13 میلیون نفر در اطراف شهرهای بزرگ حاشیه نشین داریم که متاسفانه با گراني خانه در شهرهای بزرگ هر روز شاهد رشد این آمار هستیم که باعث افزایش کپرنشینی در اطراف کلان شهرها شده است .به دنبال تورم لجام گسیخته مسکن و نبود سقفی برای تشکیل خانواده و ازدواج، با مشکلات بعدی روبرو می شویم. اکنون ما با قشر جوانی روبرو هستیم که نه از عهده اجاره بهای سنگین برمی آیند و نه می توانند برای خود مسکنی تهیه کنند. همین موضوع رفتارهای ناسالم بد مسکنی و فساد را در جامعه افزایش می دهد.

    پس بدمسکنی و تهدید امنیت اقتصادی است که مافیاها و باندهای کودکان کار را تولید می کند؟ یا افزایش آمار کودکان کار دلایل دیگری دارد؟

    بله به عقیده من، قربانیان اصلی معضل حاشیه نشینی و بدمسکنی، کودکانی هستند که به علت ناپایداری اقتصاد خانواده به خیابان ها پرتاب می شوند تا کار کنند و بخشی از هزینه های خانواده و سرپناه را تامین کنند . این کودکان به سرعت جذب باندها و مافیاهایی می شوند که از این مساله سود می برند. آنها با انواع خشونت ، تجاوز، مواد مخدر، تحقیر و … روبرو می شوند و نسلی را تشکیل می دهند که از درس و مدرسه و تحصیل دور شده و با آینده ای سیاه پر از جرم و بزه روبرو هستند.

    این کودکان در سنین بزرگسالی تبدیل به متکدیان یا دستفروش هایی می شوند که شغل های کاذب دارند و از دل همین حاشیه نشینی ها بارور می شوند، به این دلیل که این اقشار، نیازهایشان را به این شکل تامین می کنند. بنابراین می توان گفت، اعـتـیـاد، بـزهـکاری، بیماریهای مختلف، ناهنجاریهای اجـتماعـی، هـمــه و هـمــه پیامـدهای حاشیهنشـینی و حاشـیه نشینانـی اسـت کـه عـطـای روسـتاها را بـه لقایش بخشیدهاند و راهی شهرها شدهاند .این افراد با آمدنشان به شهرها و ساکنشدن در حاشیه ها نه تنها چهره شهر را نازیبا کرده ِ اند بلکه خود نیز در این چرخه معیوب دچار مشکل شده و آن زندگی رویایی که در ذهنشان دارند را هیچوقت نمیبینند.

    فرونشست زندگی در حاشیه شهر
    فرونشست زندگی در حاشیه شهر

    به گفته خودتان،حاشیه نشینی سرطان بدخیمی است که نمی توان با توصیه ،مهارت های زندگی و شعار قناعت پیشگی جراحی اش کرد، آیا می توان به درمان امیدوار بود؟ یا باید حاشیه ها را به همین شکل که هستند بپذیریم؟

    بـه نـظـربنده حاشیه ها قابل درمان هستند، به نوعی حـاشـیـه نـشـیـنـی بـایـد درمـان شـود وگـرنه عفونت آن به زخـمی ناسور و درمانناشـدنـی تبدیـل خواهدشد. مسوولان باید روي مسایل فرهنگي مردم این شهرکها بسیار متمرکز شوند. این افراد باید از حداقلهاي حقوق شهروندي و آپارتمان نشیني مطلع شوندکه درغیر این صورت، مشکلات اجتماعي ایجاد ميشوند». جلوگیري از ایجاد صنایع جدید در حاشیه اصفهان، ایجاد اشتغال براي شهرستانها و نقاط مهاجرفرست و ارتقاي فرهنگ افراد و شهروندان این نقاط، از جمله مسایلي استکه در صورت بي توجهي به آن، مشکلات متعددي براي اصفهان ایجاد خواهد شد.به هر حال هر جامعه ای از هر قشری که باشد، دارای سوپاپ اطمینان است، به نظر می رسد که می توان با توانمندتر کردن ساختارهای فرهنگی در سطح کلان، از لاغر شدن روستاها و چاق شدن شهرها جلوگیری کرده و به کاهش آسیب ها هم کمک کنیم. به هر حال همانطور که خودتان هم اشاره کردید، بسیاری از این اقشار به واسطه زندگی بهتر به شهرها سرازیر می شوند و وقتی که دستشان به جایی نمی رسد به هر تخته پاره ای متوصل می شوند. قاچاق مواد مخدر، شغل های کاذب، فساد و … از جمله پیامدهای حاشیه نشینی است. با توجه به اینکه مهاجرینی که از روستاها یا از مراکز شهری تر به حاشیه ها روی می آورند، از لحاظ فرهنگی پیوستگی و همبستگی فرهنگی و احساس تعلق به مبدا را از دست می دهند و از طرفی در فرهنگ مقصد نیز حل نمی شوند و به نوعی در آنها دوگانگی فرهنگی ایجاد می شود و باعث از دست دادن فرهنگ بومی،عدم تعلق و پذیرش فرهنگ مقصد می شود. فرد، هنجارهای اجتماعی جامعه مقصد را رعایت نمی کند و با آن ادغام نمی شود و این هنجارشکنی ها، انحرافات ، آسیب های اجتماعی و افزایش میزان جرم را به دنبال دارد. شاید به همین خاطر است که گفته می شود حاشیه ها تولید کننده آسیب ها هستند. البته این نکته را هم باید بگویم که از لحاظ اقتصادی نیز فرد مهاجر، عمدتا دانش و تخصص کمتری داشته و مهارت حرفه ای پائینی دارد و همین عامل باعث می شود که اکثر این افراد به شغل های کاذب روی آورده و مشاغلی را تجربه کنند که به نفع نظام تولیدی نبوده و نظام شغلی را نیزدچار آسیب های خاص می کند.

    پس به همین خاطر است که بیشتر جرایم در حوزه های شهری رخ می دهد؟ به این سبب که مهاجران عطای بودن در روستاها را به لقای شهر و به امید زندگی بهتر می بخشند.

    دقیقا همین است و به همین خاطر بیشتر این جرائم در حوزه های شهری رخ می دهد، در میان شهرهای بزرگ، به دلیل ویژگی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و کالبدی، شرایط خاصی وجود دارد. اصفهان با اینکه بافت سنتی دارد، اما از نظر اجتماعی ناهمگون است، به طوری که مهاجر پذیری، این شهر را بستر مناسبی برای وقوع جرایم کرده است.این در حالی است که نگاه محیطی و جغرافیایی به شهر نشان می دهد که برخی معابر و فضاهای شهری، میادین و پارک ها نیز شرایط مناسب را برای بروز ناهنجاری دارند و فضاهای کالبدی حاشیه شهرها در برابر بزهکاری مقاوم نیست و برخی از معابر، میادین، پارکو فضای شهری و فضاهايکالبدي حاشیه اصفهان را در برابر بزهکاري آسیبپذیرکرده است. به طور مثال تحقیقات نشان می دهد که بعضی خیابان ها و کوچه های منتهی به آنها از نظر شکلی، به صورتی است که قاچاق و مبادله مواد مخدر در آن بیشتر انجام می گیرد. به عبارت دیگر، آدم ها، شکل این فضا را مناسب برای تبادل مواد مخدر دیده اند.

    و نظر شما این است که بافت شهری هم در وقوع جرم موثر است؟

    ازدحام، تاریکی، خلوتی و گوشه های کور،به دلیل عقب نشینی ساختمان های نوساز ایجاد می شود، امکان وقوع جرم را بالاتر می برد و بافت را برای وقوع جرم آسیب پذیرتر می کنند. این در حالی است که در مناطق محروم، تعادل جنسیتی نداریم و در شهرهای بزرگ هم شاهد رشد جمعیت به صورت فصلی و حتی سالانه هستیم. اصفهان با وجودیکه بافت سنتي دارد، اما از نظر اجتماعي ناهمگون است. به طوري که مهاجرپذیري، این شهر را بستر مناسبی براي وقوع جرایمکرده است. میتوان گفت هجوم جمعیت به اصفهان که سرریز آن باعث تشکیل شهرک های اقماری تحت عنوان مسکن مهر شد به طور حتم بر این ناهمگونی اجتماعی دامن زده و میزند.

    آیا راهکاری برای برون رفت وجود دارد و یا تا زمانی که حاشیه هست آسیب هم وجود دارد ؟

    تنها راه حل برون رفت از این مشکل، عرضه زمین بیشتر، فعال شدن دولت در بازار زمین و کاهش تراکم فروشی شهرداری ها است. همچنین بهبود وضعیت کلان کشور در بخش های دیگر اقتصادی نیز باعث می شود سرمایه ها بیش از اندازه به بازار مسکن وارد نشوند و انگیزه های سوداگری از میان برود. از سویی دیگر ایجاد اشتغال در روستاها و شهرها، آسان سازی دسترسی ساکنین روستاها به تسهیلات و حقوق طبیعی، اجتماعی، بهداشتی، آموزشی و درمانی مردم ، تقویت و بهبود شرایط زیستی و درنتیجه ایجاد سد مهاجرت برای کار، امید پیشرفت در روستاها و ماندن روستاییان را افزایش می دهد.

    با این تفاسیر برای کاهش حاشیه نشینی باید در سیاست های کلان فاصله بین شهر و روستا را کاهش داد درست است؟

    بله دقیقا. رویآوردن به شغلهای کاذب و فرودست، واردشدن در شبکههـای قـاچاق مواد مخدر فقط به خاطر فقر و انواع ناهنجاری ها مثل فساد و… مسائلی است که نمیتوان از آن چشم پوشید که اگر این اتفاق بیافتد ما تنها صورت مسئله را پاک میکنیم و حاشیه ها را به حاشیه برده ایم.شاید بتوان با جایگزین کردن نظام های ارزشی به این فرد کمک کرد.ظرف 10سال اخیرما دچارفرسایش فرهنگی واجتماعی شده ایم، تضادی که به علت افزایش مهاجران و قرار نگرفتن آنها در نظام شهری ایجاد شده است. البته اینکه وجود آسیب ها را به گردن یک فرد یا گروه کوچکتر بیندازیم، مشکلی را حل نخواهیم کرد. این معضلات باید با تدبیر حل شود و به نوعی مهاجرت معکوس ایجاد کنیم، چرا که با سوء مدیریت ها نمی توان کاری از پیش برد. با تجسم زندگی چنین افرادی دریک محله، منطقه، آپارتمان و شهرک هایی شبیه مسکن های مهر، درکنار یکدیگر میتوان وجود آسیب های اجتماعی را در آینده پیش بینی کرد. حاشیه نشین ها به دلیل عدم برخورداری از رفاه اقتصادی، علاوه بر فقر مادی از فقر فرهنگی نیز رنج می برند. به طوری که می توان گفت: این مناطق، دلیلی بر گسترش انواع بزه در شهرها هستند. تنها راهکارهای کاهش بزه های شهری این است که باید حداقل های آموزشی، فرهنگی و تفریحی را به این مناطق هدایت کرد و تعادل مناسبی را در این مناطق به وجود آورد تا شاهد آسیب های کمتری در این مناطق باشیم.

  • یک متری های میلیاردی

    یک متری های میلیاردی

    تا جایی که قیمت خانه آخرت در برخی از مناطق به چند صد میلیون هم می رسند. اکنون شرایط خرید قبر در برخی اماکن که اغلب نزدیک امامزاده ها و مقابر مقدس هستند به گونه ای است که قیمت یک قطعه قبر 2متری گاهی برابر با یک آپارتمان 70متری در منطقه های متوسط شهری است. بازار داغ قبرهای چند صد میلیونی در کنار امامزاده ها تا جایی است که حتی در اینترنت و شبکه های مجازی هم می توان قیمت هایی را دید که هر کدام به شکل صعودی بالا می روند و به سبب اینکه هیچ قانون خاصی در زمینه جلوگیری از این دفن ها وجود ندارد هر کدام ساز خود را می زنند. این ارقام بر حسب دوری و نزدیکی به امامزاده ها سنجیده می شود و هر چه مکان قبر به محل امامزاده ها نزدیک تر باشد قیمت ها هم نجومی تر خواهد شد.

    قبرهای فقیر و غنی

    مردم بالا و پایین شهر هر کدام دیدگاه های جداگانه ای در این مورد دارند، مهدی محمدی از جمله کسانی است که در زینبیه زندگی می کند. او کارگر ساختمانی است به قول خودش از صبح تا شب جان می کند تا سن نارسه شاهی دربیاورد، او از کسانی است که قبرش را پیش خرید کرده است، دلیلش هم واضح است: «هر روز با تورم قیمت قبرها بالا می رود، برای همین ترجیح می دهم که قبرم را زودتر بخرم تا بچه هایم در این روزگار برای مردنم دچار سختی نشوند. تفاوت بین خرید قبرها هم فقیر و غنی دارد.» یکی از شهروندان اصفهانی نیز در رابطه با گرانی قبر در گورستان امامزاده گفت: نیاز مادی انسان با مرگ پایان نمیپذیرد! قبرهمان محلی است که تا ابد میخواهی در آن سکنی گزینی و از دنیا چشم برگیری، ملزم به پرداخت پول است .

    محمدی با اکراه می گوید: همه می گویند مردن آسان است، مرده فقط یک متر کفن و یک متر زمین میخواهد، اما هزینههای کفن و دفن بسیار بالا است، من باید به فکر آینده هم باشم. محمدی سرش را پایین می اندازد، شیارهای پیشانیش بیشتر می شود«:غم از دست دادن عزیز برای یک خانواده خیلی سخت است اما هزینه های بالای قبرنیز دراین باعث ناراحتیهای بیشتر میشود، برای همین بهتر است که از قبل فکرش را کرده باشی». او می گوید: رزرو کردن قبر پیش از زمان نیاز خیلی ارزانتر از قبرهایی است که (در زمان نیاز) خریداری می شوند.

    خانه های ابدی گران در کنار امامزاده ها

    امان الله 55ساله، اما نظرش متفاوت است. او دوست دارد که نزدیک پدرش که در یک امامزاده محلی دفن شده به خاک سپرده شود و شاید به همین خاطر است که سعی دارد قبل از مردنش خانه ابدیش را با قیمتی گزاف بخرد.

    پیش خریدهای متفاوت

    اما برخی هم در این میان نظرات دیگری دارند. کسانی که فرقی نمی کند وقتی که عقربه ها روی ساعت مرگ ایستادند کجا دفن شوند بالای قبرستان یا پایین . فرقی نمی کند و همین باعث شده که آنها با پیش خرید قبر میانه ای نداشته باشند. به اعتقاد زهرا 57ساله، که دو بچه دارد و هر کدامشان را به خانه بخت فرستاده است فرقی ندارد که انسان کجا دفن شود، اما گاهی اوقات چشم و هم چشمی و حرفهای دیگران از این امر ممانعت میکند که این وضعیت اکنون در شهر رایج شده است. برای همین است که برخی از قبرها تنها چاله هایی بر روی زمین هستند؛ با سنگ های ساده در دورترین نقطه قبرستان، در حالی که برخی دیگر با سنگ های سلطنتی تزیین شده اند. بعضی ها دوست دارند کنار امامزاده ها به خاک سپرده
    شوند، بعضی ها دوست دارند همین پایین باغ رضوان باشند و همین چیزها است که باعث می شود مردم روی به پیش خرید قبر بیاورند.

    رمضان 62ساله که یک قبرکن روزمزد در چند قبرستان محلی است در این مورد می گوید: قبلا به این شکل نبود که همه بخواهند زودتر قبر و کفن بخرند، اما حالا مرگ و میرها بیشتر شده مردم دوست دارند قبری بخرند که کنار نزدیکانشان باشد، می ترسند موقع مرگشان هم از آنها دور باشند و بازماندگانشان راحت تر بتوانند برای فاتحه خواندن سر قبر عزیزانشان بروند.

    بعضی ها هم دوست دارند مکان قبرشان یک جای خوش منظره باشد. اعتقاد دارند که برایشان کلاس دارد. رمضان همه را به چشم دیده، ثروتمندانی که جای قبرشان هم برایشان مهم است. بعضی ها هم که پول ندارند مجبورند که هر جایی شد همان بالا بالاها یا یک گوشه بی آب و علف قبر بخرند.

    به نظر او نباید بین غنی و فقیر در تهیه قبر اختلاف باشد و نباید قبرستان درجه یک و دو وجود داشته باشد.اما اختلاف هست. اختلافی که از قبرهای یک میلیونی شروع می شود و تا قبرهای 700میلیونی تا یک میلیاردی هم ادامه می یابد.

    شاهد این مدعا هم روزهای اخیری است که از گوشه و کنار شهر علاوه بر خبر افزایش هزینههای مرگ، خبر از گرانی قبرها در امامزادهها به گوش میرسد، این گرانی به حدی بوده که خرید یک متر قبردریک امامزاده معروف که مجوز به خاک سپاری داشته باشد، از یک متر خانه در بهترین و بالاترین منطقه شهر گرانتر شده است.

    بعضیها معتقدند اگر تمام پس انداز طول عمر را بدهی تا همین یک تکه قبر کوچک را در صحن و سرای امامزاده به دست آوری باز هم میارزد که امیدواریم این حرفها بهانهای برای مسئولان امر جهت گران کردن قبرها نباشد هرچند به عقیده بسیاری هم، صرف هزینههای متعدد برای خرید یک قبر در این مناطق کم کم میتواند به ایجاد یک خرده فرهنگ نادرست و بروز رفتار تجمل گرایانه در میان خانواده ها تبدیل و پایه گذار رسومی نادرست در مراسم ترحیم شود.

  • همیشه پای یک کفش در میان است

    همیشه پای یک کفش در میان است

    این روزها پوشیدن کفش پاشنه بلند نمادی از زیبایی و شیک پوشی برای خانم ها به شمار می آید، اما برخی اوقات این نماد تبدیل به دردسر هم می شود. مشکلاتی که کفش پاشنه بلند در بلند مدت ایجاد می کند را اگر جدی نگیریم تا آخر عمر همراهمان خواهد بود. پس خانم های محترم اگر خودتان را دوست دارید تنها در مواقع خاص و میهمانی ها ترجیحا کفش پاشنه بلند بپوشید تا ضرر و زیانی متوجه شما نشود. با یک نگاه سطحی به خوبی متوجه خواهید شد که کفش های پاشنه بلند مقصر اصلی میلیون ها شکایت از پا و مچ پا در سراسر کشور است ، اما زنان هنوز کفش پاشنه بلند را با رها نکرده اند. وضعیت بدن هنگام پوشیدن کفش های پاشنه بلند مرکز جرم بدن را به جلو متمایل می‌کند و لگن و ستون مهره‌ها از هم راستا بودن خارج می کند.

    1- آسیب ناخن های انگشت پا

    چیزهای بیشتری برای زیبا نگه داشتن ناخنهای انگشتان پا نسبت به پدیکور وجود دارد. کفش پاشنه بلند علت اصلی ایجاد مشکلات ناخن های انگشت شست پا است. این اتفاق می افتد زیرا انگشتان پا به یکدیگر فشرده می شوند و باعث می شوند ناخن های انگشتان بزرگ به داخل پوست فرو روند. این همچنین می تواند منجر به عفونت ناخن یا قارچ شود.

    2-درد زانو و لگن را افزایش می دهد

    قدم زدن با کفش پاشنه بلند باعث افزایش وزن بر روی مفاصل زانو می شود، زیرا زنان تمایل دارند هنگام راه رفتن با کفش، بیشتر زانوها را خم کنند. به گزارش پزشکی دیلی، این می تواند باعث درد در مفاصل زانو و همچنین لگن شود و استفاده طولانی مدت می تواند باعث شکستگی و اعصاب به دام افتاده شود.

    3- خطر ابتلا به استئوآرتریت را افزایش می دهد

    یک مطالعه از ژورنال تحقیقات ارتوپدی نشان داد که پوشیدن کفش پاشنه بلند که 3/1/2 اینچ یا بالاتر است می تواند خطر ابتلا به آرتروز (دلیل اصلی ناتوانی در زنان) را افزایش دهد. پوشیدن کفش های بالاتر حتی می تواند تأثیر بیشتری در خطر شما داشته باشد.

    4- درد عضلانی و اسپاسم

    پوشیدن طولانی مدت کفش پاشنه بلند می تواند عضلات را در ماهیچه ها و پشت شما كاهش دهد ، این امر می تواند باعث درد عضلانی و اسپاسم شود. همچنین بسیاری از خانم ها بعد از پوشیدن کفش دچار گرفتگی دردناک پا می شوند.
    بهترین درمان شما محدود کردن استفاده از کفش پاشنه بلند و پوشیدن کفش راحتی در هر زمان ممکن است.

    5 – پینه پا

    هنگامی که پا به سمت جلو کفش یا کفش های خیلی تنگ فشار می دهید که پاهای شما را به سمت اشکال غیر طبیعی سوق می دهد، فشار روی طرفین پاها و انگشتان پا ایجاد می کنید. با گذشت زمان، مالش و فشار دادن به انگشتان شما می تواند منجر به سفت شدن پوست شود و پینه پا می شود.

    6- کوتاه شدن تاندون آشیل

    این ممکن است یکی از عوارض جانبی نگران کننده پوشیدن کفش پاشنه بلند باشد، زنانی که کفش پاشنه پا را در طی یک دوره طولانی از زندگی خود می پوشند، در واقع تاندون آشیل خود را کوتاه می کنند. با پوشیدن کفش پاشنه بلند ، پاشنه ها در واقع می توانند از نظر فیزیولوژیکی در عضلات و تاندون های اطراف مچ پا مشکل ایجاد کنند. بدین معنی که ، وقتی پابرهنه هستید یا کفش تخت می پوشید باعث رسیدن پاشنه پا به زمین می شود و می تواند احساس درد و کشش بی حدی ایجاد کند.

    7-کمردرد

    پوشیدن کفش پاشنه بلند باعث می شوند لگن شما هنگام راه رفتن یا ایستادن به جلو فشار بیاورد ، فشار فوق العاده ای به قسمت تحتانی کمر وارد می کند و باعث درد می شود.

    8- شکستن یا پیچ خوردگی مچ پا

    وقتی کفش تخت می پوشید ، وزن شما به طور مساوی بین مچ پا و پاشنه پا پخش می شود و فشار کمی به مچ پا وارد می شود. متأسفانه کفش پاشنه بلند باعث عدم تعادل بین پاشنه پا و مچ پا می شود. از آنجا که مچ پا ساخته نشده است تا بتواند این نوع فشار را تحمل کند، افتادن و پیچ خوردگی یا شکستن مچ پا بسیار معمول است.

  • سالاد عدس + سس بادام

    سالاد عدس + سس بادام

    معجزه لاغری

    سالاد عدس + سس بادام

    اگر می خواهید یک سالاد متفاوت تهیه کنید. فقط کافی است . کمی وقت بگذارید. این روزها همه به دنبال لاغری هستند، اما با غذا نخوردن و ریاضت کشیدن نه تنها لاغر نمی شوند بلکه انگار دو پینگ کرده باشند چاق تر هم می شوند. این سالاد را امتحان کنید تا نه تنها چاق نشوید بلکه مواد مورد نیاز هم به بدنتان برسد. زیبایی اندام وقتی میسر است که همه جوانب را در نظر بگیرید. معمولا در رستوران ها منوهای سالاد محدود هستند.این در حالی است که با اینکه خوشبختانه سالاد همیشه طرفداران زیادی دارد. اگر سالاد از مواد مناسب تهیه شده باشد به لاغری شما کمک زیادی می‌کند اما برخی از سالادها دقیقاً برعکس عمل می‌کنند مثل سالادهای سرو شده در رستوران‌ها. به خاطر این که سرشار از ترکیبات پرکالری هستند. پس بیایید کمی کدبانو گری به خرج بدهید و دست به کار شوید و خودتان یک سالاد و به نوعی حتی عصرانه خوشمزه را تهیه کنید . این سالاد گرچه زیاد مشهور نیست ولی می توانید شاهکاری باشد که با دوستانتان اوقات خوشی را برایتان بسازد.این موادی که برای شما آماده کرده ایم مربوط به 5 نفر است می توانید با چهار نفر از دوستانتان میل کنید و یا اگر بیشتر از این ها هستند به مواد بیفزایید.

    موادلازم برای پنج نفر:

    عدس 1پیمانه

    سیب زمینی 1عدد متوسط

    هویج 1عدد متوسط

    ساقه کرفس خورد شده 1پیمانه

    کاهو 1عدد کوچک

    زیتون مغزدار 6عدد

    پودرآویشن 1قاشق غذاخوری

    روغن زیتون 4قاشق غذاخوری

    طرز تهیه:

    تمام مواد را شسته و بگذارید خوب آب آنها خارج شود، سیب زمینی و ساقه ی کرفس راپخته و نگینی خورد کنید، کاهو را نیز خورد اما هویجها را رنده کنید.این مواد را با عدس پخته شده و آویشن و روغن زیتون خوب مخلوط کرده و با سس بادام ( یک و نیم فنجان بادام زمینی آسیاب شده، یک عدد سیرله شده، دوقاشق غذاخوری زنجبیل له شده، یک قاشق چایخوری تمر هندی، شش قاشق غذاخوری روغن زیتون، یک قاشق غذاخوری آب لیموترش تازه، نصف قاشق چایخوری فلفل قرمز)میل نمایید.

    چند نکته سالادی برای لاغر شدن

    این روز‌ها خیلی مد شده است که افراد به بهانه پیروی ازرژیم لاغری، ابتدا‌یک بشقاب بزرگ سالاد میل می کنند و بعد سراغ غذا می ‌روند. آنها به این امید که سالاد خورده‌اند و چاق نمی ‌شوند تا آنجا که می‌ توانند غذا می‌ خورند. اما متخصصان تغذیه می ‌گویند: مصرف سالاد تنها زمانی به لاغر شدن کمک می ‌کند که جایگزین بخشی از حجم غذایی شود که فرد قصد خوردن آن را دارد.

    به بیان دیگر با توجه به اینکه سالاد فیبر زیادی دارد، خوردن آن قبل از غذا معده را پُر می ‌کند، اما زیاده‌روی در مصرف آن به همراه غذا می تواند به بزرگ تر شدن حجم معده و در نتیجه افزایش اشتها بیانجامد.

    از سوی دیگر سالاد‌هایی که معمولاً به همراه سس فراوان و دیگر افزودنی‌ها در رستوران‌ها سرو می شوند، چندان هم رژیمی نیستند و برخی از انواع آنها تا 1000 کالری انرژی دارند.متخصصان می گویند: ‌یک سالاد ساده‌ی کاهو به همراه خیار،گوجه فرنگی، فلفل دلمه ای، هویج، کلم ‌یا جوانه که با آبغوره ‌یا آبلیموی تازه خورده شود، نه تنها در لاغر شدن مؤثر است، بلکه ویتامین‌های مورد نیاز بدن را نیز تأمین می ‌کند.

    فوت استاد

    اگر پنیر کم چرب و به میزان متعادلی در این سالاد مصرف شود کمک می‌کند تا شما احساس سیری کنید و به وزن متعادل نزدیک‌تر شوید. پنیر بهترین منبع کلسیم است و این ماده معدنی نیز به لاغری کمک زیادی می‌کند.

    طرز تهیه سس بادام

    این سس را برای انواع سالادها می‌توانید استفاده کنید و از طعم برجستهٔ آن لذت ببرید. این سس در 30 دقیقه آماده می‌شود. با این مقدار مواد 1 پیمانه سس درست می‌شود.

    مواد لازم:

    سیر 2 حبه

    زنجفیل تازه 1 قطعه به اندازه ½ 2 سانتیمتر

    کرهٔ بادام زمینی ½ پیمانه

    سس سویا ¼ پیمانه

    سرکهٔ برنج ¼ پیمانه

    شکر قهوه ای 1 قاشق غذاخوری

    فلفل قرمز ¼ قاشق چایخوری

    نمک به میزان لازم

    طرز تهیه:

    پوست سیر و زنجفیل را می گیریم و آنها را خرد می کنیم. آنها را به همراه کره بادام زمینی، سس سویا، سرکه، شکر، فلفل قرمز و دو قاشق غذاخوری آب داخل مخلوط کن می ریزیم. آنها را می زنیم تا کاملاً یکدست شوند.حالا سس شما آماده سرو کردن است.